Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اوه ، "جَنِت" ، تونستی تو ما رو آوردی توی خلاءـت
. اگه من قلب داشتم الان باید از جا کنده میشد
"مایکل" - میدونی ، آدم فکر میکنه -
باید عوارضی داشته باشه اما من حالم خیلی خوبه
مو چطوره؟ هنوز خارقالعادهست؟
مایکل" ، ممکنه عوارضی" داشته باشه...برای آدمها
رفیق ، چرا انقدر "جَنِت" اینجا وجود داره و چرا صدا من شبیه صدای "جَنِت"ـه؟
همینطور شبیه "جَنِت" هستی . خودم چی؟
چرا؟ چی؟ چه اتفاقی داره میفته؟
...اوه ، نه ، من
یه جلیقه پوشیدم؟
اوه ، "مایکل" ، کمکم کن
این قراره سخت باشه چطوری باید از هم تشخیصشون بدیم؟
خیلیخب ، اون "جِیسون"ـه
ترجمه از RezaM1994 & MR . J
نمیتونم آدمها رو به بدنشون برگردونم
پس بهترین کار بعدی رو انجام دادم ولی عالی نیست
یه بالاگردن بدون آستین؟
به نظرم این لباس گزینهی خوبیـه - مطمئنی؟ -
منظورم اینه که ، پوشیدن یک چاپ گل توی یه خلاء بینهایت توی این زمان پوچی؟
خب ، دقیقاً ما کجاییم؟ روی زمین نیستیم ، درسته؟
درسته "چیدی-جَنِت" . روی زمین نیستید
بدنهای واقعی شما ازتون جدا شده وقتی که وارد خلاء من شدین
و اساس بنیادی شما خودش رو با این شکل وفق داده
..."خوبه ، خوبه . و وقتی که میگی "خلاء
اوه ، منظورم یه بُعد دیگه خارج از فضا و زمانـه
در ارتباط با هوشیاری و ماده که وابسته به ماهیت منه
کمکی کرد؟
کمکی نکرد . اتفاقاً وضع رو خیلی بدتر کرد
فقط میخوام دراز بکشم
کفش کجاست؟
پیداش کردم . این بالاست . خیلی هم حاله
یه نظری دارم
. چقدر خوب . مبل واسه من
خلاء "جَنِت" یه در پشتی داره به انباری "جَنِت" در منطقه خنثی
که دقیقاً نزدیکه حسابرسیـه
شما چهار نفر اینجا میمونین
زمانی که من و "جَنِت" واقعی یواشکی میریم اونجا
و رئیس حسابرسی رو پیدا میکنیم
اما ، "مایکل" ، چرا ما نمیتونیم بیایم؟
خب ، شما همین الان مُردین که به این معنیه که
شما اولین آدمهایی در تاریخ هستین که فوراً به جای خوب یا جای بد نرفتین ، که
شما رو به فراریهای چندجهانی تبدیل میکنه
خیلی هم خوب
همچنین ، "قاضی" احتمالاً از دست من هنوز عصبانیه
بخاطر ، میدونین دیگه ، زیر پا گذاشتن تمام قوانین
و ممکنه این عصبانیت رو روی شما خالی کنه
بعلاوه ، "جای بد" احتمالاً به دنبال ماست
پس ، به معنی واقعی کلمه تمام هستی علیه شماست
خیلیخب ، اما دلیل اصلی چهارم چیه؟
خدایا ، فقط میخواستم فضا رو یکم ملایم کنم چه خلاء سنگینی
حالا ، "جَنِت" و من خودمون رو به جای کارمندای جای خوب جا میزنیم
و با چربزبونی با حسابرس مجبورش میکنیم که کتابش رو نشونمون بده
اگه حق با من باشه ، ما مدرک رو پیدا میکنیم که "جای بد" سیستم امتیازدهی رو هک کرده
حسابرس" بهمون میگه که چیکار کنیم" و همهچی تموم میشه
ما تقریباً به آخرش رسیدیم رفقا
فقط اینجا بمونین ، بذارید حواس "جَنِت" پرت نشه
فعلاً
اون "جَنِت بد"ـه یا "جَنِت خوب"؟
اون "جَنِت خنثی"ست
یجورایی مثله گوسفند سیاه دنیای "جَنِت"هاست
یا گوسفند خالی ، به نظرم
اوه . حالا میتونم از سایه رد بشم . باحاله
به دفتر حسابرسی رسیدهاید
تمام امتیازات در اینجا محاسبه میشوند برای اعمالی که در زمین انجام میشوند
پایان گفتگو - اسم من "مایکل"ـه -
باید با رئیس حسابرسی صحبت کنم "درباره کاری مربوط به "جای خوب
به رئیس حسابرسی حضور شما را اطلاع میدهم او شما را خواهد دید یا نخواهد دید
در زمان مشخصی . پایان گفتگو
خوب شد نقشه مربوط به خلاءـت جواب داد ، هاه؟
وجود چهار آدم توی خلاءـم عجیبغریبه
دیوونگیه
ما توی خلاءایم توی بدن یک زن سفیدپوست
اون زن نیست - اون زن نیست ، عزیزم -
خب ، ما سفیدیم
بیاین چیزای مربوط به سفیدپوستها رو بگیم
«بیلی جوئل...توی اِتسی پیداش کردم»
جایی برای پارک کردن نبود» «بریتا جدید گرفتی؟
به نظرم این خلاء خیلی هم آرامشدهندهست درواقع
مثله اینه که ، این بار ، زناکس گرفته منو (دارو ضداضطراب)
اوه ، دلدرد خیلی شدیدی دارم
رفیق ، آروم باش
بیا ، بذار ببینم میتونم درستش کنم
اوه ، "اِلِنور" ، چطوری اینکارو کردی؟
نمیدونم . ما "جَنِت" یم دیگه الان
پس فکر کردم ما هم باید قدرتهای خفن "جَنِت" رو داشته باشیم
الان چی شد؟ چیکار کردی تو؟
...ببخشید ، فقط میخواستم "چیدی" رو آروم
ساختار شکننده این خلاء همین الان هم در خطره
نمیتونی همینطور الکی چیزا رو احضار کنی یا این باعث میشه خلاء تیکهتیکه بشه
!آره ، ممکنه
ممکنه همهچی رو بفرست هوا و همهمون برای همیشه محو بشیم
پس بس کن کاراتو
همهچی خوبه؟
نه - ...خب -
رئیس حسابرسی میخواهد شما رو ملاقات کند
این ملاقات اکنون اتفاق میفتد . پایان گفتگو
سلام
سلام
اینجایین پس . از دیدنتون خوشحالم
ببخشید منتظر بودین من "نیل" هستم . رئیس حسابرسی
شما باید "جَنِت" و "مایکل" باشید - بله -
بذارید بگم که واقعاً از اومدنتون بسیار سپاسگزارم
یک شوخی حسابرسی کوچیک بود
آره
خب ، چیکار میتونم براتون بکنم؟ - خب ، من نگرانم -
درباره ناهنجاریهایی که در سیستم امتیازدهی وجود داره
نگرانم که ، به طریقی جای بد" دستکاری کرده باشه"
. دستکاری؟ نه ، نه ، نه
کاملاً غیرممکنه . خندهدارـه ، واقعاً
جَنِت" ، میتونی بعداً بهم یادآوری کنی" که بهش بخندم؟
زمان سرگرمی شما تعیین شد پایان گفتگو
اون خیلی باحاله
میتونی باعث خوشحالیمون بشی ، هان؟
نشونمون بدی که سیستم چطور کار میکنه؟
آه ، خب ، به نظرم بتونم به یه بازدید سریع ببرمتون
خیلی بازدیدکننده نداریم . دنبالم بیاین
اِلِنور" ، چطور میدونستی که من" همیشه یه سگ شبیه این میخواستم؟
داستان بامزهای داره ، این یکی از اون چیزاییه که من توی اون خط زمانی دیگه دیدم (متوجه شدم)
جایی که ما برای سیصد سال بصورت یهجورایی باهم بودیم
شاید بهتر باشه دربارهاش حرف بزنیم؟
خب ، به نظرم بتونیم اما چیز زیادی برای صحبت کردن نیست
چیزایی که دیدی بخشی از زندگی من نبودن پس برای من اتفاق نیفتادن
داری چه کوفتی بلغور میکنی ، یارو؟ معلومه که تو بودی . من دیدمش
خب ، اون "چیدی" بوده ، قطعاً اما اون ، منِ "چیدی" نبوده
این یک سوال فیلسوفانه قدیمیـه
مفهومِ از خود ، یا از کسی که هستیم در مفهوم فیلسوفانه
یک "چیدی" هست که هستم که یک زندگی مشخص رو زندگی کرده
و یک "چیدی" هست که تو دیدی معشوقهات یا هر چیزی
که زندگی کاملاً متفاوتی رو داشته و زندگی کرده
اینها "چیدی"های یکسانی نیستن
معذرت میخوام ، آره ، نه میفهمم چی میگی
درنتیجه این چرتوپرتترین چیزی بود که تا حالا گفتی
و تو لیاقت داشتن یک سگ رو نداری
من سگت رو محو میکنم
دارن بامزهتر میشن درحالیکه میخوام بیمزهتر بشن
خب ، این بازخورد اصلیـه
هر عمل انجام شده توسط هر انسان بر روی زمین ضبط شده
و سپس به اینجا فرستاده میشه تا براشون یک ارزش امتیازی قرار داده بشه
بر اساس ارزش اخلاقی کامل اون عمل
برای مثال ، یک زوج در "اوساکا" در "ژاپن" الان تصمیم گرفتن که یک ازدواج مقصدی داشته باشن به عروسی میگن که زوج ، خارج از) (محل زندگیشون عروسی رو برگزار میکنن
منفی 1200 امتیاز
اوه ، و عروسی مقصدی دارای تِم مخصوصه
منفی 4300 امتیاز
تم مخصوص هم "ارباب حلقهها"ست
اساساً اونا نفرین شدهاند
آه ، یکی دیگه
این به این معنیه که یکی همین الان کاری رو انجام داده که قبلاً اصلاً انجام نشده
ریچارد مور" از "شوگرلند" تگزاس"
مخلوط بادمجون رو با سس تند و نیکل ترکیب کرده
و با طرز اعجابآوری این یه چیز عجیب سکسی نیست
99درصد از رفتارهای آدمها چیزهای عجیب سکسیـه
اما این یکی...نه اینم یه چیز عجیب سکسیـه ، آره
خب ، سپس ما اینو میفرستیم به دپارتمان مربوطهاش
در این مورد ، آناستازیا از دپارتمان چیزهایی سبزیجاتی
هکتور رو داریم از بخش سکههای آمریکایی
و دوست عزیزم ، مت از دپارتمان چیزهای سکسی عجیب رو داریم
هنوز منتظر جواب درخواستی که پر کرده بودم هستم برای خودکشی فوری
درخواست رد شد
عاشق متی هستم . خیلی خندهدارـه
پس الان اونا عمل رو بررسی میکنن
این به استفاده از منابع ، نیت پشت عمل
...تأثیری که روی بقیه میذاره
درسته و در آخر شاهد این هستید
و اینجاست که چرا دستکاری کردن غیرممکنه
چون این امتیازها دوبار بررسی میشن
توسط 3 بیلیون حسابرس دیگه که همهشون تصادفی انتخاب شدن
و اگه همهشون به یک نتیجه یکسان برسند که البته همیشه میرسند این رسمی میشه
و هر کس که همین عمل رو دوباره انجام بده به همین طریق دقیقاً همینقدر امتیاز از دست میده
وقتی که افراد میمیرند ، بیوگرافی زندگیشون
و مجموع امتیاز نهاییشون به مسیر مربوطه فرستاده میشه
. این بسته قراره که به "جای بد" فرستاده بشه
"ممنون "دوریس
سیستم بدون نقصه و دستکاری کردن کاملاً غیرممکنه
فهمیدم . میتونیم ما به یک پروندهی خاص نگاه کنیم برای اطمینان؟
اوه ، پرونده کی رو میخواین ببینید؟
چنگیز خان؟ ماری آنتوینِت؟
والتدیزنی یه چیزای عجیبغریب توی زندگیش داشته
داگ فُرسِت
نمیگیرم چی میگی یارو
چرا نمیخوای بفهمی زندگیهامون چطوری بوده؟
حتی یهذرّه هم کنجکاو نیستی که بدونی بودن با این بدن چه حالی میده؟
البته منظورم از اینا ، اینا نیست
اما جداً ، خودمم میخوام ببینم بودن با این بدن چطوریه
من نمیخوام اون خاطرات رو ببینم
چونکه ، از جنبه فلسفی اونا هیچ ربطی به من ندارن
اونا برای یکی دیگه اتفاق افتادن
بذار شیرفهمت کنم
بشین لطفاً
فهم از خویشتن
بیا با "جان لاک" ، کسی که باور داشت
هویت فردی اساساً بر اساس داشتن یک خودآگاهی دائمی
و حافظه نهادهشده شروع کنیم
خاطرات یک لینک در یک حلقه هستن که با همدیگر یک خویشتن واحد رو میسازن
اگه من نتونم به یاد بیارم که چه اتفاقی افتاده
"چونکه این اتفاق برای یک "چیدی از یک دوره زمانی دیگه افتاده
این یک منِ یکپارچه نیست
ففط بخاطر اینکه تو انجامِ یک کاری رو یادت نمیاد به این معنی نیست که تو اونو انجام ندادی
اصلاً نمیدونم چطور اتفاق افتاده
اما قطعاً یک خالکوبی روی باسنم هست "که نوشته "جِیسوم
این حرف ما رو به "دِرِک پارفیت" میرسونه - میرسونه؟ -
پارفیت میگه حتی اگه من خاطراتی از گذشته دارم
لزوماً به این معنی نیست که اون من بودم
بههرحال ، اگه مغزم به دو تیکه تقسیم شده باشه
و هر تیکه در یک فرد دیگهای گذاشته بشه کدوم تیکه منم؟
"تموم چیزی که میدونم اینه که اون "چیدی دیگه وجود نداره ، و این یکی وجود داره
پس این یکی باید "چیدی" واقعی باشه
و تموم چیزی که من میدونم اینه که تموم ویکیپدیا رو روی همگی بالا آوردی
تا از حرف زدن درباره احساساتت جلوگیری کنی
بیاین درباره "دیوید هیوم" حرف بزنیم
بفرمایید . کتاب داگها
بیاین یک نگاهی بکنیم
"داگ فوربوش" ، "داگ فورکپ"
داگ ال.فورست
هی ، یواشکی نگاه نکن . فقط حسابرس میتونه
میتونی فقط مجموع امتیازاتش رو تا الان بهم بگی؟
انگار 520هزار امتیاز داره
دمت گرم ، داگ - پس این...این خوبه دیگه؟ -
اوه ، این عالیه
صبر کن ، 68 سالشه؟
اوه ، این افتضاحه ، جزء فنا رفتگانه
میدونستم جون مادرت
داگ" تموم زندگیش رو فقط برای" خوب بودن و نه چیز دیگهای گذرونده
اون یکبار یک دلاری از روی زمین پیدا کرده و فرستادتش برای دولت کانادا
تا به پرداخت بدهی ملیشون کمک کنه و اون حتی نزدیک به بهشت رفتن هم نیست؟
چطوریه که ایطوریه؟
ببین رفیق امتیازات غیرقابلدستکاری هستن
اونا از اول آفرینش بودن
هابیل سنگش رو به قابیل داد
اولین امتیازات بشریت اون روز بدست اومد
هابیل اون روز 10هزار امتیاز بدست آورد
البته که قابیل از اون سنگ استفاده کرد
و مغز هابیل رو باهاش ترکوند و میلیونها امتیاز از دست داد
منظورم اینه که ریاضی و محاسبه سفت و سخت و محکمه
مگه اینکه تو خلافش رو ثابت کنی نمیدونم چطور بهت کمک کنم
من همین الان هفتصدتا پرونده فیلم خاکبرسری عجیبغریب پیدا کردم در عرض یک ثانیه
اوه یه داداشت تازه شروع کرده
کمربنداتو ببند متی جان قراره که هفتهی طولانیای باشه
پس در کل ما درواقع خودمون نبودیم
ما درواقع یه تصوری از خودمون بودیم
اعتراف کن رفیق . تو خجالتزده شدی از اینکه عاشق یه دختر آشغال آریزونایی شدی
اِلِنور مسئله شخصی نیست
یه نفر عاشقت شده اون یه نفر من نیستم
بهتون گفتم چیزی رو جادو نکنید
معذرت . من فقط اتاق پذیرایی رو با کلاس درس عوض کردم
تو نه . اون
جِیسون ، چه مرگته؟ - معذرت جَنِت -
من قصد نداشتم پیلبوی رو با جادو بهوجود بیارم
من فقط داشتم به این فکر میکردم که قبلنا توی هاتتاب شکستهاش باهم خوش میگذروندیم
و یهدفعه اون پیداش شد
آره من فقط در حال استراحت در عالم تهی بودم
و یهو از اینجا سر درآوردم
خداحافظ پیلبوی
لعنتی ، دوباره نه
تو باید عجله کنی
مولکولهای بدنم داره ذوب میشه
و داره بهم بدترین سردرد ممکن رو میده
خیلیخب . یه سوالی
اگه داگ فرسِت به جای خوب نمیره پس کی میره؟
بیا یه مورد دیگه رو ببینیم
یه نفر که امسال وارد جای خوب شده باشه
باشه . چرا که نه
هیشکی . هیشکی وارد نشده
یعنی هیشکی یه ساله وارد جای خوب نشده؟ - درسته -
ظرف سه سال گذشته چی؟
...باشه . آه
آه...هیچکس
آخرین باری که یه نفر وارد جای خوب شده کِی بوده؟
آخرین باری که یه نفر امتیاز کافی گرفته ...تا وارد جای خوب بشه
521سال قبل بوده
...مایکل
رفیق جان
تو و اِلِنور قبلاً داشتین دعوا میکردین و منم حرفاتونو شنیدم
هی اگه ما با گوشامون میشنویم چرا پس بهش میگن کون گوش وایسادن؟ (بازی با کلمات)
داداش اگه دوستش نداری بهش بگو دیگه
بحث اینکه من اِلِنور رو دوست دارم یا نه نیست
من درس فلسفه خوندم تا کارام با عقل جور دربیان توی دنیایی که تقریباً هیچی با عقل جور درنمیاد
و اون مسئله قبل این بود که فهمیدم مُردهام
و بعدش نمُرده شدم و دوباره مُرده شدم
من دیگه تحمل چیز دیگهای رو ندارم دیگه بریدم
من میخوام واست یه داستانی تعریف کنم
توی جکسونویل یه آدمی بود
توی دارودسته 80 نفری رقصمون به اسم توبی گندزن
صبر کن . فکر کنم 60 نفره بود
...آم
اوه بعنتی ، اعداد چه معنیای دارن؟
تو که ترکیبی از جِیسون-جَنِت نیستی
تو ترکیبی از اِلِنو-جَنِت هستی که داره تظاهر میکنه که ترکیب جِیسون-جَنِت هستش
اون خیلی اشتباهه و خیلی هم گیجکننده
من باید چیکار کنم ، رفیق؟ تو با من حرف نمیزدی
و این بهترین گزینه به نظر میومد
سلام ، چیدی من اِلِنور هستم من یه آریزونایی شهوتی هستم
من اینجوری نیستم جِیسون
اصلاً از اینجا برو - اوه لعنتی -
اصلاً میدونی چیه؟ فراموش کن که صحبت کردیم
اصلاً من دارم چه غلطی میکنم؟
من دنباله یه پسری هستم که اون توی نخ من نیست
الکی دارم خودمو آسیبپذیر میکنم
دیگه خودمو نمیشناسم
اوه اوه این اتفاق جدیدیـه
من خیلی خودمو اذیت کردم
لعنت بهت اِلِنور احمق . ای احمق
کل این مسئله ریدهماله میدونی؟
...اِلِنور تو دیوانه
آخرین کاری که میخواستم انجام بدم اینه که
دلیلی داشته باشم بر اینکه دنبال یه مرد برم مثل یه توله سگ بهدردنخور
منظورم اینه که اصلاً تو منو ببین چه تیکهای هستم من اصلاً نیازی به اون کار ندارم
من میتونم هر مردی رو که دلم بخواد رو داشته باشم
اِلِنور یه لحظه صبر کن - چیه رفیق؟ چیه؟ -
تو چی میخوای؟ - اینجا چه خبره؟ -
خیلیخب ، خب...خیلی بد شد
واسه چی بهم خیره شدین؟
جوشی چیزی روی دماغم یا صورتمه؟
تو مشکل خودنشناسی داری و اون داره خلأ رو از بین میبره
عالیه . پس من واسه دو ثانیه از خودم خوشم نمیاد و اون کل عالم هستی رو داغون میکنه؟
چطور وقتی که چیدی سه ساعت مشکل خودنشناسی داشت و انگار که زیرش ریده بود هیچ مشکلی پیش نیومد؟
چونکه ترسیدن و وسواس داشتن نسبت همهچیز هویت منه
اگه نخوام پز بدم
تو باید خودمو جم و جور کنی
سعی کن یه کار اِلِنوری انجام بدی
مثلاً موقعی که یه نفر میوفته بخند
یا توی یه مراسم یا لباس زیر برو و از بقیه به بهانهای عصبانی شو
الان برمیگردم
..میدونم قبلاً اینو ازت پرسیدم ولی
نه عزیزم . اینجا جایی نیست که آدمای کامپیوتری توش زندگی میکنن
واو . این صفحه تخت خفن رو ببین
مدل هواییه اینو میبینی تاهانی؟
این حتماً همون جاییه که جَنِت همهی اطلاعاتو ذخیره میکنه
این صفحه نمایش به معنی واقعی کلمه میتونه همهی اتفاقاتی که افتاده رو نشون بده
کارتون ، کارتون
فکر کنم شکسته باشه
تلویزیون واسه جِیسون کارتون پخش کن
اوه خدای من ، جَنِت توی نخ جِیسونه
عذر میخوام
اون فقط یه توی کف بودن ساده نیست
فکر کنم توی یکی از راهاندازیهای مجدد تو و جَنِت ازدواج کرده بودید
ازدواج؟
اوه
این صفحه نمایش تخت احتمالاً کادوی عروسی بوده
همهچی داره با عقل جور درمیاد
خب من کمکم باید جیم شم
ما یه چیز کوچیک واسه جشن تولد ماریسول داریم توی اتاق استراحت
اون داره 39 میلیون ساله میشه دوباره
پس ، چیز دیگهای نیست؟
«چیز دیگهای نیست؟»
نیل ، منطقی باش
هیچ سکنهای واسه بیش از پونصد سال توی جای خوب نبوده؟
نه جوناس سالک؟ نه هریت توبمن؟ (هر دو افراد معروف)
نه حتی یه نفر از بازیگران سریال دختران طلایی؟ (سریال معروف سیتکام)
جای بد سیستمتونو هک کرده
نه نکرده . چطور جرأت میکنی؟
بخوام روراست باشم تن صدات منو آزار میده ، آقا
اگه مشکلی چیزی داری به جای خوب برو و با کمیته مطرحش کن
حالا هم اگه اجازه بدی من باید به اتاق استراحت برم
چونکه اونجا کیک میدن
و اگه من سریع نباشم اریکا آخرین تیکه کیک رو برمیداره
روز خوش ، آقا
نه ، نه ، نه این اتفاق نمیوفته
نه ، اون قرار بود که بهمون بگه چیکار کنیم
اگه اون قرار نیست که درستش کنه پس کی درستش میکنه؟
تو ، مایکل
تو باید درستش کنی
ما هی داریم از اینجا به اونجا میریم توقع داریم یه نفر دیگه جوابو داشته باشه
ولی هیچکس نداره
تو همون آدم مورد نظری مایکل
تو تنها فردی هستی که میتونه هر مشکلی که دنیای پس از مرگ وجود داره رو درست کنه
ولی قبل اینکه به اون مشکل برسیم هویت اِلِنور داره توی خلأ ذهنیم تیکهپاره میشه
و منم ممکنه منفجر بشم
پس من ازت میخوام که یه گیرهی کاغذی برداری و مثل دیروز منو فشرده کنی
واسه آدما چه اتفاقی میوفته؟
نمیدونم ولی من نمیتونم اونا رو وسط این اداره از خلائم بیرون کنم
و اگه کاری نکنیم همهچی نابود میشه
منو فشرده کن و ببرمون یه جای امن و منو برگردون
...درسته . یه گیرهی کاغذ من یه گیره کاغذ نیاز دارم
هی مت تو یه گیره کاغذ نداری؟
واسه چی میخوای ازش استفاده کنی؟
چیدی من میترسم - میدونم -
الان من قرار بود چیکار بکنم؟
یادم نمیاد
من یه مشکل بخاطر آوردن زمان دارم
درسته
خاطرات...تو باید به یاد بیاری کی هستی
تو اِلِنور شِلاستراپ هستی از شهر فینیکس ایالت آریزونا
غذای موردعلاقهات میگوی سبز سرخشدهست
تو بریتنی اسپرز رو بهعنوان تماس اضطرایت انتخاب کردی
بهعنوان یه شانس بعید واسه اینکه ملاقاتش کنی
و فیلم موردعلاقهات هم اون کلیپ هستش "که جان تراولتا توش میگه "ادل دازیم
تو نصف دنیا رو پرواز کردی واسه اینکه میخواستی آدم بهتری باشی
و اون بسیار شجاعانهست
تو بسیار آدم تیز و قویای هستی
تو منو کلی مسخره میکنی
تو یه بار منو دکمهی چرت زدن آدما گذاشتی (یعنی با حرفات ملت میخوابن)
ولی یهبار هم تو سر کلاسم اومدی
موقعی که من غرق ناامیدی و درگیر اون قوطی خوراک چیلی بودم
و تو اساساً زندگیمو نجات دادی
تو اعتمادبهنفس بالایی داری
و یه تحمل بسیار پایین واسه مردهایی که دمپایی میپوشن
و بدترین کابوست اینه که یه نفر یه چیز خوب دربارهات توی صورتت بگه
ولی خیلی بده چون میخوام که من اونو بگم چون تو لیاقتشو داری
...چون...چون - چیدی -
"کارت درسته رفیق"
تو هر چیزی که گفتی رو از صمیم قلب گفتی؟
یا فقط اون حرفا رو زدی چون دنیا داره به پایان میرسه؟
من واقعاً میخوام نسبت به این قضیه باحال باشم
ولی میترسم که همهچیو خراب کنم اگه سعی کنم که سکسی باشم
من همین الانش هم خرابش کردم
چون گفتن کلمهی "سکسی" سکسی نیست
صبر کن
من روبراهم
تو مطمئنی؟ - آره . من روبراهم -
صبر کن - چیه؟ -
اونا دیگه جَنِت نیستن
اونا خودشونن و اونا خوب نمیشینن
داره میاد اصطلاحی موقعی جنگ و بمباران) (یعنی یه چیزی از بالا داره میاد
اونا همهشون اینجان ...و همهشون امن و امان هستن
از اون مورد ترسناک قبلی
حالا یه مورد ترسناک جدید هستش
سلام بروبچ ، من نیل هستم به بخش حسابرسی خوش اومدین
الان به نظر میاد که شما چهار نفر وارد لیست فراریهای فرابعدی شدین
پس من جلوتر رفتم و زنگ هشدار رو به صدا درآوردم درباره اون مسئله عذر میخوام
ولی یهسری خبر خوب هم است
یه مقدار کیک باقی مونده - آره -
مایکل ، ما باید چیکار کنیم؟
بچهها من خیلی متأسفم
بخش حسابرسی هیچ کمکی نکرد - بیادب -
هیشکی به مدت بیش از پونصد سال وارد جای خوب نشده
هیچ نقشهای وجود نداره هیچکس قرار نیست که نجاتمون بده
...پس
من میخوام اون کارو انجام بدم
دنبالم بیاین
کتاب گوشهی صلح! نه
تو نمیتونی کتاب داگ رو ببری فقط حسابرسا میتونن
من میخوام که یه نفرتون داوطلب بشه و یه کار فوقالعاده دیوانهوار انجام بده
اون کار یا شما رو از هستی پاک میکنه یا بسیار جالب میشه
بیشتر کارایی که من توی زندگیم انجام دادم اینجوریه
ماشاالله پسر بیا اینجا . بیا
برو داخل اون دهنه - آخ جون -
من عاشق رفتن توی چیز میزام
به هیچ وجه معلوم نیست واسه اون چه اتفاقی افتاد
پس زود باشین . بقیه هم بیان
زود تند سریع
آفرین
چه کِیفی داد
من میخوام دوباره برم
ما کجاییم؟
ما توی جای خوب هستیم
بهت برنخوره حاجی ولی تو بهمون دروغای زیادی توی این سیصد سال گفتی
پس جداً ما توی کدوم جهنمی هستیم؟
لعنتی
لعنت بهش ، عوضی
یا خود خدا
ما توی جای خوب هستیم
ترجمه از RezaM1994 & MR . J
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.