Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سلام - سلام -
امیدوارم که درست اومده باشیم من دارم دنبال داگ فُرسِت میگردم؟
خب ، بنده داگ فُرسِت هستم
اوه . آره آره که خودتی
معذرت میخوام . من گزارشگر کَلگِری تایمز اِگزامینر» هستم»
اسمم مایکل اسکوپ هستش
این هم عکاسم هستش . جَنِت اسکوپ
اون خواهرمه . ما از خاندان اسکوپها هستیم - اوه پسر -
بعضی از مردم شهر میگن که تو یک زندگی خیلی جالبی اینجا داری
غذات رو خودت پرورش میدی کاملاً از رادار خارج هستی (یعنی جلو دید نیستی)
ما دوست داریم که داستان زندگی جالب شما رو برای روزنامهمون بنویسیم
نظرت چیه؟
خیلیخب . بذارین یه کم فکر کنم
خب ، اول از همه خیلی مایهی مباهاتمه که شما میخواین
یک داستان خبری کامل رو به من اختصاص بدین . اون خیلی خوبه
تشکر صمیمانهی من به تمام خانواده اسکوپ
یه سوال میتونم بپرسم؟ آیا روزنامهتون از کاغذ بازیافتی واسه چاپ استفاده میکنه؟
آره حتماً . کاملاً بازیافتیـه . کاملاً
خب ، خیلی عالی ، بفرمایین داخل
عالیه ، عالیه
اوه ، آره . میدونی ، قبل از اینکه فراموش کنیم
جَنِت میتونه برای روزنامه ازت یک عکس بگیره؟
اوه
خیلیخب ، میتونی یکم بالا به سمت راست رو نگاه کنی
بخند ، البته فقط با دهنت نه با چشمات
عالیه
ترجمه از MRJ و RezaM1994
سال 1972 بود
من و دوستم "رندی" یکم کلوچههای جادویی خوردیم (ماریجوانا)
رندی ازم پرسید به نظرت وقتی میمیریم چه اتفاقی میفته؟
و من کاملاً واضح دیدم که زندگی پس از مرگ چجوریه
فوراً فهمیده بودم که چجوری باید یه زندگی عالی رو بسازم (زندگی کنم)
خب ، نه فوراً
روز بعدش ، تنها کاری که میتونستم بکنم دیدن فیلمهایی کونگفویی بود
و فشار دادن یه پتو ، که فکر میکردم گربهامـه
اما بعدش خیلی زود من یک زندگی که بتونه بیشترین
امتیاز رو برای من به ارمغان بیاره و منو به "مکان خوب" ببره رو طراحی کردم
و از اونموقعست که دارم زندگیش میکنم
میدونم ، بهنظر میاد دیوونگیه
نه . نه درواقع خیلی هم عاقلانه بهنظر میرسه
اوه
اوه ، پسر ، شما ده دقیقهست که اینجا نشستین
و من بهتون هیچی برای نوشیدن یا خوردن تعارف نکردم
یکم آب یا تربچه میخواین؟
آب عالیه
جَنِت ، چقدر باحاله ، نه؟
میدونی ، بهعنوان یه آدم معروف به طرز خارقالعادهای فروتنـه
ستارهها ، واقعاً اونا شبیه ما هستن
اون خیلی به اعمال و رفتارش آگاهه
خدا رو شکر که اون توهمات رو داشته
ممکن بود اون توهمی که "رندی" داشت رو میداشت
جایی که همهچیز از گوش ساخته شده
خیلی کمتر مفید میبود
ما باید هر چیزی رو که میتونیم دربارهاش که اون رو به اینجا رسونده یاد بگیریم
که بتونیم باهاش به بقیه کمک کنیم
اون نقشه راهه ، جَنِت
اون همهچیز رو متوجه شده
بفرمایید آب
اگر راضی نبودین بهم بگید
یخ دارم اگر خیلی گرمه کوزی" هم دارم اگه خیلی سرده"
اوه
خب ، واقعاً مزه جالبی داشت
از رودخونهی همین بغل بود؟ - اوه ، نه -
چرا آب تازه رو باید از سمور آبی و ماهیها دریغ کنم؟
نه ، من بازیافت توالت دارم که با سیستم فیلتر آب تجهیز شده
آب ریختهشده یک انسان آب مصرفی یک انسان دیگهست
!و هر دو مرد هم منم
آره ، من خیلی برای استراحت کردن و نوشیدن هیجان دارم
منظورم اینه که ، نجات روح آدمها خیلی عالیه
اما سیدنی به بوداپست ، به فینیکس ، به کَلگِری
من خیلی خستهام ، حتی نمیتونتم درست بیانش کنم
حتی نمیدونم چی میخواستم بگم
لازمه که بذاری خون توی بدنت جریان بپیدا کنه یه میز بیلیارد اونجاست
بازی میکنی؟ - آره ، حتماً ، چرا که نه -
بزن بریم تو کارش
تاهانی" ، میتونم نظرت رو درباره یه چیزی بدونم؟"
درباره صدای گوشخراشتـه؟
خیلی خوشحالم که بالاخره بهش اشاره کردی ...چونکه ، صادقانه میگم ، با چندتا درس
نه ، میخوام درباره "چیدی" ازت بپرسم
صدای من چه مشکلی داره؟
هیچی ، خیلی هم قشنگه
درباره "چیدی" بگو
خب ، باید خیلی تنها باشی این بالا بدون کسی که بتونی باهاش حرف بزنی
اوه ، من رفقای زیادی دارم
برای مثال ، این آقا کوچولو هست
آره ، این حلزونه
سلام حلزون؛ بهشون اسم نمیدم درواقع اونا اسمهایی که ترجیح میدن رو دارن
خب ، پس این یه باغچه کاملاً ارگانیکه
آره ، هر چیزی که میخورم رو خودم پرورش دادم
قسمت تربچهها درواقع اینجا بود زمانی که به اینجا اومدم
فکر کردم که بدجنسیه شخمش بزنم
بدجنسی به تربچهها؟
همچنین عدس هم پرورش دادم چون آب خیلی کمی لازم داره
و کمترین میزان کربن رو داره
تمام چیزی که مصرف میکنه عدس و تربچهست
نه ، "جَنِت" . اون آب ریختهشدهی خودش رو هم مصرف میکنه
خب ، همهچیز خوبه
چجوری بیلیارد بازی میکنی؟ قوانینش چیه؟
یکی از بهترین چیزها درباره بیلیارد اینه که ، رفیق هیچ قانونی نیست
صد درصد مطمئنم که هست
منو رفقام یه روش خاص جکسونویلی انجام میدیم
"که بهش میگن "بیلیارد به سبک جکسونویلی
تو هر توپی که میخوای رو میزنی اما از دستات استفاده میکنی
و همین دیگه
خیلیخب ، حالا نوبت توئه من هزار امتیاز گرفتم
اوه ، اینم یه قانون دیگهست
تو خودت امتیاز خودت رو مشخص میکنی
من پنج میلیون امتیاز گرفتم
لعنتی ، چجوری انقدر سریع حرفهای شدی؟
"خب ، در اون خط زمانی دیگه ، منو "چیدی "به همدیگه گفتیم "عاشقتم
اما هیچی از اون اتفاقات یادش نیست
پس به نظرم سوالم اینه که
چه زمانی وقت مناسبش که به یکی بگی شماها عاشق بودین
اما توی یک خط زمانی دیگه توی دنیا پس از مرگ
اما اون یادش نمیاد چون بهصورت فنی
هیچکدوم از این اتفاقات ، توی این دنیای چند جهانی اتفاق نیفتادن؟
میدونی چیه؟
میرم از «یاهو اَنسِرز» میپرسم
مطمئنم یکی بالاخره جواب میده - نه ، نه -
باعث افتخارمه که نظر منو میخوای
البته ، به نظرم ، کاملاً قابل درکه
مطمئنم که توی یکی از این راهاندازیهای مجدد منو تو بهترین دوستای هم بودیم
آره
"ببین ، فکر نکنم بخوای "چیدی این موضوع رو بفهمه
که چیزی در گذشته اتفاق افتاده مگر اینکه بخوای که الان هم اتفاق بیفته
تو نمیدونی که "چیدی" چه واکنشی نشون میده
میتونه دردناک باشه اما هرگز ایدهی بدی نیست که به یکی بگی چه احساسی داری
ممنون ، "تاهانی" . واقعاً نصیحت خوبی کردی
و تو هم یه قنطورس جذاب میشی
ببخشید؟
خب ، اینها بعضی از 71 سگ و گرگی هستن که به سرپرستی گرفتم
تو هر حیوون ولگردی رو که که توی حیاط خونهات پیداشون شده نجات دادی؟
اوه ، بله ، خانم؛ چندینبار زخمی هم شدم
اوه ، این آقا کوچولویی که اینجاست ممکنه بیگناه بهنظر برسه اما ، پسر
اون یهراست میره سر وقت دودکش اگه منظورم رو بفهمی
اوه ، داره خوش میگذره . ایشون "رِیموند"ـه
"سلام "رِیموند - سلام خنگول جون -
این احمقا کیان؟
نگران "رِیموند" نباشین اون فقط یه جامعهستیز محلیـه
که میاد دم خونهام تا ازم سوءاستفاده کنه
آره ، تمام لباسهاتو شستم و خشک کردم . همهش آمادهست
به هر دلیلی ، این بازنده بدبخت هر کاری که بهش بگی انجام میدی
نگاه کن . هی خنگول به اون رفیقمون کفشت رو بده
این کار خوشحالت میکنه؟ - خیلی خوشحالم میکنه اسگل -
حالا کفشت رو بهش بده
"خب ، اشکالی نداره "داگ لازم نیست...من کفشت رو لازم ندارم
لطفاً کفشت رو بهم نده
خب ، پس کفشت رو بده به من یا من ناراحت میشم
بفرمایید
...خب ، اگه خوشحالش میکنه
میبینی ، اگه من خوشحالش کنم ، امتیاز میگیرم
سیستم اینجوری کار میکنه ، یادتونه؟
برو کفشت رو بردار ، احمق جون
الان برمیگردم
اووه ، آه ، پام زخمی شد
اوه - آره -
مایکل" ، واقعیت رو قبول کن"
داگ» یک نقشه راه برای خوب زندگی کردن نیست»
اون تبدیل به یه "پمپ شادی" شده
چی؟
درسهای "چیدی" رو یادته؟
. من شرایط پمپ شادی رو یادمه
"بیشترش بخاطر "اِلِنور" و "جِیسون که کلی جوک کثیف دربارهاش ساختن
نقدی بر سودگراییبودن بود
یک "پمپ شادی" کسیـه که عقده اینو داره که بیشترین امتیاز خوب توی زندگیش داشته باشه
داگ" به معنی واقعی کلمه هر کاری میکنه" تا بقیه رو خوشحال کنه
حتی اگه به معنی بیچاره شدن خودش باشه
اوه ، فکر نمیکنم که اون بیچاره باشه
خب ، اینجا همه خوشحال و راضی هستن؟
...خب
من داوطلب شدم که روم لوازم آرایشی رو یه امتحانی بکنند
. که اونا لازم نباشه روی حیوانات آزمایشش کنند
!خوش گذشت واقعاً
البته برای حیوونا که لازم نبود انجامش بدهند
برای من ، مثله اینه که یک ماسک از آتیش رو روی صورتم بذارم
حالا من چکار میتونم براتون بکنم؟
میخواین به اینجا نقلمکان کنین ، برای همیشه؟
یا از شما کسی آب میخواد؟
یا یکی از کلیههامو؟ - میدونی چیه؟ -
. ما دقیقاً هر چی لازم داریم رو فهمیدیم
. ممنون ، دیگه میریم
"باشه. خب ، از دیدنت خیلی خوشحال شدم "جَنِت
و همچنین تو "مارک" . منظورم "مایکل"ـه
من صدات زدم "مارک" . اسمت "مایکل"ـه
نه ، نه ، اشکالی نداره ، هی ، هی
با من بمون رفیق
. نه ، نه ، نه ، نه ، این خیلی بده
فراموش کردن اسم یکی قطعاً باعث میشه مقداری امتیاز از دست بدم
میدونی ، من همیشه در خفا دوست داشتم که اسمم "مارک" میبود
دروغگو...این یه دروغـه
حالا من دارم تو رو به دروغگویی متهم میکنم
حالا هم دارم فریاد میزنم چرا دارم فریاد میزنم؟
باید اینو درستش کنم
من برات یک مدل مو خوب درست میکنم
...اون یک - یک حلزون؟ -
...آره اون یک حلزون
نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه
فکر کنم هنوز زنده باشه
هیچکدوم از شما دوتا چیزی از کمکهای اولیه حلزونی میدونه؟
نه - بله ، منظورم اینه که ، نه -
خیلیخب ، "مایکل" ازت میخوام مقداری نوار اسکاچ پیدا کنی
درحالیکه منم یکم فشار میدم
خیلی فشار دادم دیگه !اون نوار رو نیاز دارم
اوه ، چی؟
روش جکسونویلی ، عزیزم
سی میلیون امتیاز - دمت گرم رفیق -
هی ، شماها دارین چیکار میکنین؟
خودم هم دقیقاً نمیدونم
ولی یه چیزی هست یا ما کاری نمیکنیم و من دارم میبرم
مبارکت باشه
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
...خیلیخب ، چند روز پیش
مایکل یه چیزی بهم نشون داد
و من دقیقاً نمیدونم چطوری اینو بگم
...ولی من و تو
بامباجان؟
میدونی ، من قبلاً دربارهش فکر نکرده بودم ولی آره . ما یه جورایی بامباجان هستیم
نه . کله پشمکی
بامباجان اسم یه شیطان هستش از مکان بده که یه جورایی اونجا وایستاده
باهام بیا
همین الان - خیلیخب . خیلیخب -
هی بروبچ ، خوش میگذره؟ خوبه خوبه خوبه
خب . ما باید فوراً از اینجا بریم چون این مشروبخونه پر از شیطان هستش
اِلِنور ، حالا چون اون آدما لباسای چرمی و عجیبغریب پوشیدن
باز هم جزء قلمروی ملکه هستن
اونا رو شیطان قلمداد کردن یه جورایی زیادهرویه
نه . نه . نه . نه . اونا شیاطین واقعین
از مکان بد
خیلیخب . من و چیدی از در کناری میریم
تو و تاهانی هم از در پشتی برین
یا ما از همون روش قدیمیمون استفاده میکنیم
چطوری به این سرعت اینکار رو کردی؟
سلام احمقا ، از دیدنم غافلگیر شدین؟
صحیح
شما یادتون نمیاد . من شاون هستم
شماها ازم بدجور میترسیدید
حالا ، مایکل کجاست؟
ما اینجاییم که زندگی «مارتین لوتر گاندی تایلر مور» رو جشن بگیریم (اشخاص بزرگ در تاریخ)
من اون حلزون نر یا ماده رو در کاملترین سطح که یه حلزون میتونه برسه تصور کردم
مایکل ، میخوای چند کلام حرف بزنی؟
اوه . تو جدّی هستی ، آره
آم...خیلیخب
مارتین چیزهای زیادی بود
بیشتر یه حلزون
ولی همچنین یک دوست
مارتین بهمون درس زندگی و عشق و همینطور سطح نوشیدنی اسکاچ داد
خداحافظ مارتین
روز لاغرمردنی بودن مبارک دوست قدیمی
عذر میخوام . من باید سریع برم
من تصمیم گرفتم که یه اهدایی داشته باشم به انجمن نرمتنان کانادایی به افتخار مارتین
ادارهشون توی ادمونتون هستش
پس سه هفته طول میکشه تا اونجا پیاده برم و برگردم
مواظب خودتون باشین خیلیخب مواظب باش رفیق کوچولو
حواسا جمع
یه مشکلی هست - میگم داگ -
اشکال نداره یه چندتا سوال ازت بپرسم؟
اینکاری که اینجا میکنی و این نحوهی زندگیـت
خیلی خیلی شگفتانگیزه
ولی میشه بهت یه نصیحت کوچیک کنم؟
میدونم . من باید خون بیشتری اهدا میکردم
من تلاشمو کردم . ولی آخرین باری که اونجا رفتم اونا گفتن که من خیلی کمخون هستم
اونا آخرش مجبور شدن بهم خون بدن
نه . ببین . ببین
من مدت طولانیای گزارشگر بودم داگ
همه جوری آدمیای هم دیدم
کل این سیاره کسخل آبی رو گشتم آدمای عادی رو هم دیدم
هر چهرهای پشتش یک داستانـه داگ
چونکه اون آدمای به ظاهر عادی بعضی وقتا معلوم میشه که زیاد هم عادی نیستن
مایکل - عذرمیخوام -
منظورم اینه که من تا حالا آدمی در این حد ازخودگذشته ندیدم
که همه مردم دیگه و حلزونا رو خوشحال کنه
اگه چیزی که تو دربارهی زندگی پس از مرگ میگی حقیقت داره
پس تو باید تا حالا خیلی زیاد امتیاز جمع کرده باشی
پس یه کم شل بگیر رفیق یه کم خوش بگذرون
یه چیزی غیر عدس بخور
مثلاً تربچه بخورم؟ - نه نه داگ . خدا لعنتت کنه -
یه کم بستی بخور . یا مرغی چیزی
زندگیتو بکن . میدونی . مسافرت برو
آب معمولیای رو بخور که میدونی از داخلت نیومده باشه
خیلیخب؟ آروم باش
متشکرم مایکل
ولی نه
من هیچکدوم از اون کارا رو نمیتونم انجام بدم
چرا نمیتونی؟
چون نمیتونم ریسک کنم
یه حسابدار یه جایی اون بیرون هستش که ارزش هر کاری رو که من انجام میدم رو میسنجه
چی میشه اگه من یه کاری انجام بدم و به قیمت چند امتیاز کم تموم بشه
و مانع رسیدن من به جای خوب بشه و تا ابد شکنجه بشم؟
نه . من باید هر لحظه حواسم جمع باشه
این تنها راه منطقی هستش که آدم باید زندگی کنه
حالا اگه کاری ندارین من باید پیاده برم به ادمونتون و هشتادوپنج دلار به خیریهی حلزون اهدا کنم
چرا همین الان ما رو به جای بد نمیبری رفیق؟
چونکه میخوام چهرهی مایکل رو ببینم وقتی متوجه میشه که شکست خورده
من عاشق دیدن چهرهی مردم هستم
اون بهترین قسمت شغلم هستش
رفیق ، مایکل اینجا نمیاد
قبولش کن رفیق
تو باختی
چونکه مایکل و جَنِت خیلی باهوش هستن و اونا همیشه ده قدم از تو جلوتر هستن
ما میتونیم تا هر وقت که بخوای اینجا بشینیم
ولی تو به هیچ وجه دوباره ...مایکل و جَنِت رو
اون کارِ سخت و طاقتفرسایی بود
داگ یه آدم فاجعهی بهتماممعناست
و منم شاشش رو خوردم
سلام مایکل
میبینی حالت روی صورتش رو؟
خیلی عالیه
سلام شاون و بقیه بروبچ شیطان این پایین چیکار میکنین؟
به نظر تو ما اینجا چیکار میکنیم کله پشمکی؟
ما داریم این نمایش خیمهشببازی رو که راه انداختین رو یکبار واسه همیشه تمومش میکنیم
این چهار تا بشر قانوناً جزء اموال جای بد هستن
میخوایم اونجا ببریمشون
و تو هم همینطور
اگه اونا رو میخوای ببری باید از روی جنازهی من رد بشی
ایدهی منم همینه
خب اون ایدهی بدیه
...اوه ، مایکل . بالاخره کِی میخوای
بیخیال . بیاین بجنگیم
شماها به یه جای امن برین
یه خبر بد
من این روزا خیلی به باشگاه میرفتم رفیق
اوه . نه
داره چه اتفاقی میفته؟
من که نمیدونم
اونو ولش کن
اونو ولش کن
دوازده سال کلاس شمشیربازی
مشخصاً من از اون فن توی مسابقه استفاده نمیکنم
!کلاً این حرکت خطاست
نه نه . مراقب باش . مراقب باش
من تا حالا به یه جَنِت رو به تیله تبدیل نکرده بودم
مدل جکسونویل عزیزم 2هزار امتیاز
ممنون جِیسون
جَنِت...در
سههزار امتیاز . بهترین امتیاز تاریخ
من اینجوریم یا جَنِت الان خیلی جذاب به نظر میاد؟
تو به این نقطه رسیدی و قراره به جهنم بری و تو هنوز هم شهوتی هستی؟
نمیدونم
و تو از کجا میدونستی که اونا شیطان هستن؟
من نمیتونم الان اینو به تو بگم
کون لقش . من واسه چی منتظرم؟
ما احتمال داره تا سی ثانیه دیگه بمیریم
خب پس مایکل یه خاطره بهم نشون داد از زمان جای خوب تقلبی
و من تو یه جورایی...یه مورد بودیم (به هم علاقهمند بودیم)
...و - گرفتمت -
نه از اون موردهای معمولی که "هی من دوتا قرص ته جیبم پیدا کردم
"بیا بدیمشون بالا و ببینیم چی میشه ما یه جورایی عاشق هم بودیم
و یه احتمال بسیار قوی وجود داره که من دوباره عاشق تو باشم
اینجا . روی این کرهی خاکی
امروز . همین الان
در کانادا که ما در حال نبرد با شیاطین هستیم
بیا اونو سمت دروازه ببریم
نه . نه
اوه . چه خوب
وقتی که قسمتی از بدنم از دروازه رد میشه به سمت دنیای پس از مرگ ، قدرتهام برمیگردن
واقعاً برمیگردن؟
آره برمیگردن . ممنون که پرسیدی
شما 2تا با من میاین
سلامعلیک
ما انجامش دادیم - ...اون واقعاً -
خب نه . البته که جَنِت انجامش داد
...آره ولی من
ممنون جَنِت
چطور این پایین اومدین؟
ما تنها کلید دروازهی زمین رو داشتیم
ما واسه خودمون ساختیم - اون غیرممکنه -
«اون غیرممکنه»
عجب آدم آشغالی هستی
واسه چی ما رو تنها نمیذاری؟
تو مگه به اندازه کافی کندو نداری تا با زنبورعسل پرش کنی؟
من هر نوع زنبورعسلی رو نمیخوایم
من این زنبورای عسل رو میخوام
تو فقط داری جلوی یه مورد اجتنابناپذیر رو میگیری مایکل
بالاخره که جای بد همهشونو میگیره
این چهار نفر . این سوگلیها
حتی دوست عزیز جیشجیشیت داگ فُرسِت
حالا چرا اون فکرو میکنی؟
اون فقط یه حسـه
و میدونی دیگه درباره چی یه حس خاصی دارم؟
نه
منظورم اینه که چرا بذاریم این یارو به یاوه گفتن ادامه بده ، نه؟
من فکر میکردم که داگ فُرسِت یک نمونهی کامل برای یه زندگی خوب هستش
اون به نظر خیلی در این مورد مطمئن بود که داگ قراره بره به مکان بد
برای یه مدت طولانی من یه حسی داشتم که یه مشکلی هستش
درمورد سیستم امتیازدهی و سنجش آدما
اوایل فکر میکردم که سیستم اجازهی پیشرفت به آدما رو نمیده
واسه همین قاضی رو متقاعد کردم تا شما رو به زمین برگردونه
تا شما با زندگیای که میکردید روبرو بشین
ولی الان نگرانم که مشکلات خود سیستم ممکنه خیلی جدّیتر از این حرفا باشه
ما باید یهسری شواهد و قرائن جمع کنیم
معذرت . نه . نه . مایکل تو گیج شدی
مدرک چیز خوبی نیست که تو میخوای
اون یه چیز بده که تو باید نابودش کنی وگرنه به زندان میری
جِیسون سریع من اون زیرلیوانی رو میخوام . اونجاست پشت اون ستون
اطاعت رئیس
من سی ثانیه وقت میخوام
آره - این چه نوع مدرکی هستش -
و ما چطوری باید بدستش بیاریم؟
جَنِت و من باید بریم درست وسط منبع امتیازات . دفتر حسابدار
شما چهار نفر هم اینجا میمونین توی خونه داگ فُرسِت تا موقعی که ما برگردیم
شماها باید همهی سگها و گرگها رو غذا بدین
و اگه یه جوانکی پیداش شد با یه دوچرخهی غراضه هر کاری که میگه رو باید انجام بدین
اون آدم ترسناکیه
مایکل . مایکل . مایکل
من یادم رفت چیو گفتی بیارم
اشکال نداره رفیق . بازم ممنون
ما کارمون زیاد طول نمیکشه و شماها باید اینجا جاتون امن باشه
درواقع یه لحظه دست نگه دارین یه جورایی همهمون به فنا رفتیم
چونکه سروکلهی یه عده شیطان دیگه پیدا شد
تعدادشون خیلی زیاده . ما باید چیکار کنیم؟
من یه فکری دارم
من فکر کنم که بتونم شما رو داخل خلأ ذهنم ببرم
باحاله . به نظر جالب میاد بزن بریم داخل خلأ
خیلیخب . بزن بریم
ولی . بذارین روراست باشم من مطمئن نیستم که شما توی خلأ ذهنم
زنده بمونین ولی در هر صورت همهتون روی زمین میمیرین
وقتی این کارو انجام بدم دوروبرتون رو نگاه کنین و خداحافظی کنین
خداحافظ ، زمین
یه لحظه صبرکن . تو الان ...گفتی که ما قراره
ترجمه از RezaM1994 & MRJ
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.