All language subtitles for The.Good.Place.S3E08.1080p.BluRay.x264-SHORTBREHD

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کتابخونه که خیلی افسرده‌کننده‌ست

تنها چیزی که توی بخش شعر دارن کتاب‌های جف فاکس‌وُرتی هستش

خب ، ما یه جای خلوت می‌خواستیم

توی کل ایالت آریزونا هیچ جایی خلوت‌تر از یک کتابخونه‌ی عمومی نیست (ایالتی در غرب آمریکا)

حالا سریع بریم حاجی

ما فقط یکی دو ساعت وقت داریم قبل اینکه بریم و بروبچ رو از فرودگاه بیاریم

سریع کارت حافظه جَنِت‌طورت رو راه بنداز

پر کردن مغزت با کلی از خاطرات زندگی پس از مرگ خطرناکه

توی یکی از راه‌اندازی‌های مجدد تو و چیدی عاشق هم شده بودین

نمی‌تونی فقط حرفمو در این مورد قبول کنی؟

نه حاجی نمی‌تونم

رابطه‌ی داغونم با مامان و بابام منو به این باور رسونده که نمی‌تونم عاشق کسی بشم

من باید با چشمای خودم اونو ببینم

اونا خاطراتی هستن که من می‌خوام برگردن

خیلی‌خب پس . یه جا بشین

خوشبختانه قبل اینکه محله رو تخته کنیم جَنِت یه کپی کامل از راه‌اندازی‌های مجدد رو ذخیره کرد

اینا رو توی گوش‌‌هات بذار

همه‌ی اینا واسه چیه؟ - به‌زودی می‌فهمی -

ما با یه خاطره‌ی ساده‌ی 3 ثانیه‌ای شروع می‌کنیم

...چرا فقط 3 ثانیه

اوه سلام اِلِنور

سلام اِلِنور

صبح‌بخیر بامباجان ، صبح‌بخیر ویکی

اون دوتا عجب اسکلایی هستن

همونطور که بهت گفتم یادآوری خاطرات زندگی پس از مرگ اینجا روی زمین یک‌سری عوارض جانبی شدید داره

تو باید تا حدود 20 دقیقه دیگه به وضع عادیت برگردی

ترجمه از RezaM1994FCB

Telegram ID : RezaM1994FCB

آه...قیافه‌ت یه کم بهتر شده

موز باید کمک کرده باشه

قبل از اینکه از این جلوتر بریم من یک سوال خیلی مهم ازت دارم

توی حالت کچلی هم جذاب بودم؟

چون من همیشه حس می‌کردم که احتمالاً اونجوری هم خوشگل باشم

من هیچ توانایی و معیاری درمورد تشخیص جذابیت‌‌‌های بدنی انسان‌‌ها ندارم

ولی نه . قیافه‌ات تخمی شده بود

خیلی‌خب اون کلیپ کوتاه باید حافظه‌ات رو راه‌اندازی کنه مثل یک تلقیح

خب پس الان بهت هایلایت راه‌اندازی مجدد 119 رو نشون میدم

پس همه‌ی صحنه‌‌‌های خوابیدن و جویدن رو رد می‌کنم

شما بچه‌‌‌ها یا در حال خواب بودین یا در حال جویدن یه چیزی

پس ما حالا میریم سراغ موضوع اختیار در برابر تقدیر (یک موضوع فلسفی و دینی)

ما رسماً دیگه کارمون با نیچه تمومه (فیلسوف معروف)

آهههه...من دلم واسه نیچه تنگ میشه

من کل زندگیم فکر می‌کردم که من از همه‌ی مردم بهتر هستم

و اون بهم نشون داد که چرا حق با من بوده

اون لیست خوندن رو بهم بده چیا داریم؟

اووه یه کم ارسطو یه کم دکارت

یه کم هم تامی کواین-کواین

اون اسمیه که به سِینت توماس آکویناس میگم (فیلسوف ایتالیایی)

...سه ماه کلاس فلسفه و تو همین الانشم

واسه چی پوزخند میزنی کسخل جان؟

زودباش دیگه وگرنه واسه جلسه‌ی محله دیر میرسیم

اینجور که معلومه من بدجور توی کلاس فلسفه ترکوندم

باورت میشه که توی دبیرستان توی یک نظرسنجی به‌عنوان احتمالاً جوون‌مرگ و به جایی نرسیده" انتخاب شدم؟"

تو واقعاً هم جوون‌مرگ شدی و به جایی هم نرسیدی

درسته

دوباره بذارشون روی گوش‌ـت

آه...چهارتا هم‌محله‌ای موردعلاقه‌ی من

به بقیه چیزی نگین

به روز" انتخاب یک حیوون خونگی" خوش اومدین

ما صد‌‌ها حیوون زیبا واسه شما داریم که از بینشون انتخاب کنین

و وقتی که انتخابتون رو انجام دادین

حیوون خونگیتون با روحتون واسه همیشه در ارتباط خواهد بود

عالیه . من از زمانی که باربارا استرایسند یکی از حیوونای خونگیشو بهم داد حیوون خونگی نداشتم

گربه شبیه‌سازی‌شده‌ی تایلندی و اون خودشو کشت

من برم حیوونای خونگی افسانه‌ای رو ببینم عزیزم

هر وقت آماده بودی خودتو برسون

اجازه میدین؟ - آره -

رفیق ، ما می‌تونیم حیوون خونگی افسانه‌ای داشته باشیم؟

شاید من یه پنگوئن بگیرم

پنگوئن‌‌ها که واقعین

به این میگن روحیه اِلِنور

اونا واسه منم واقعین

اووه

این یکی دقیقاً شبیه همونیه که وقتی بچه بودم داشتم

اون خیلی بامزه‌ست

ولی این یکی یه کم بامزه‌تر نیست؟

منظورم اینه که این توله سگه یه کم بانمک‌تره

ولی این یکی به نظر یه کم شیرین‌تره

...شاید - اوه اوه -

اون کریپتونایت چیدیه .انتخاب بین دو چیز (نقطه ضعف)

طاقت بیار سوسمار جان این قراره که یه مدت طول بکشه

مایکل ، "قنطروس" چی؟ موجودی افسانه‌ای با بالاتنه انسان و پایین‌تنه اسب) (همونا که توی فیلم نارنیا بودن

آه یک موجود شگفت‌انگیز

موجودیه که می‌تونی به‌عنوان یه همدم بهش نگاه کنی

سلام‌علیکم

من تا‌‌هانیا هستم

ملکه‌ی زیبایی

اوه خدای من

میگم من باید بانمک‌ترین توله سگ رو انتخاب کنم یا اونکار خیلی ظاهربینانه به نظر میاد؟

و یا اصلاً کاردرستیه که اونا رو از هم جدا کنیم؟

اونا برادر خواهرن؟ یا شاید زن و شوهر؟

حاجی اونا توله سگ‌‌های بهشتی هستن

مطمئنم که هردوشون فوق‌العاده‌ان

فقط یکیشو انتخاب کن

حق با توئه پس اون سیاهه رو انتخاب می‌کنم

از همون اول دلم با اون بود پس همونو انتخاب می‌کنم

خیلی عذر می‌خوام چیدی جان هر دوتا توله رو قبلاً انتخاب کردن

آره باید میدونستم اینجوری میشه

عدم‌تصمیم‌گیریم یه‌بار دیگه به قیمت خوشحالیم تموم شد

و من از عواقب اون رنج خواهم برد

چندتا حیوون خونگی بدون انتخاب مونده؟

سه‌تا . یه مار پِیتون غول‌پیکر

"یه حیوون دیگه به اسم "تارانتولا اسکوئید (احتمالاً یه موجود ماهی مانند باشه)

و این جغد

تارانتولا اسکوئید ، تارانتولا اسکوئید

تارانتولا اسکوئید ، تارانتولا اسکوئید

من جغده رو برمیدارم

اینو ببین

جَنِت واسش یه کلاه گاوچرونی درست کرده

به نظرت احمقانه نیست؟

چیدی؟ سلام؟ - هشش -

اسپنسر از صدای بلند خوشش نمیاد

یییش...چه اتفاقی افتاده مرد؟

خب من سعی کردم بهش بازی "بنداز و بیار" یاد بدم

همون کاری که با توله سگم وقتی بچه بودم انجام میدادم

ولی به جای آوردن چوب اون با چنگال‌‌های تیز و برنده‌اش به صورتم حمله کرد

چرا از مایکل یه سگ نخواستی؟

چون که اشتباه خودم بود که به اندازه کافی سریع انتخاب نکردم

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

بذار من انجامش بدم اسکل جون .اینجا بیا

چطوره که من به جات با مایکل حرف بزنم؟

اینجوری دیگه مجبور نیستی نگران باشی که احساس ناسپاسی داشته باشی یا هر چی

و شایدم توله سگ رو بگیری

...به جای

زخم عمیقیه

تو واقعاً اونکارو واسم انجام میدی؟ - البته -

اون حداقل کاریه که می‌تونم انجام بدم باتوجه به همه‌ی کارایی که تو واسم انجام دادی

پس گرفتی دیگه چی شده؟

هی - چیه؟ -

تو اونو دوست داشتی اونم تو رو دوست داشت

شما واسه همدیگه کارای خوبی انجام دادین

مشکلات پدر و مادریت هم باعث نشد که نتونی عاشقش نشی و غیره و غیره و غیره

غیره و غیره و غیره؟

چرا نمی‌خوای که من اینو ببینم؟

چیو داری مخفی می‌کنی؟ - هیچی -

فقط اینکه بقیه‌ی ماجرا جالب نیست

نه حق با توئه جالب نیست

دیدن خودم که دارم عاشق میشم واسه اولین‌بار توی یک بهشت تقلبی

دیگه چه خبره مگه؟

من اینا رو دوباره توی گوشام میذارم

و تو هم باید بهم نشون بدی که چه آدم بافکر و اهمیت‌دهی هستم

یا اینکه من اون کله‌ی شیطانیت رو از جا می‌کنم و اونو توی هر جایی که کونت هستش فرو می‌کنم

پخشش کن

اوه مارمولک انتخاب خوبی بود اِلِنور

هردوتون پوست‌تون مثل هم‌ـه - مرسی -

هی میدونم که این سوال عجیبیه

می‌خوام بپرسم ولی می‌تونم قنطروس‌ـت رو سوار بشم؟

متأسفانه تا‌‌هانیا خیلی وسواسیه درمورد اجازه دادن به کسی که سوارش بشه

من سعی کردم و اونم منو چپ‌چپ نگاه کرد

معلوم شد که قنطروس‌‌‌ها یه کم بدقلق‌ان

مگه تو از همون بچگیت یه اسطبل پر از اسب نداشتی؟

اوه البته ولی اونا فقط کالسکه‌‌‌هامونو می‌کشیدن

یا توی مراسم مخصوص اسب‌‌ها واسه‌مون نمایش اجرا می‌کردن

...اونا خیلی...چجوری بگم

اهل قضاوت کردن

با کی می‌تونم درمورد سفارش کفش‌‌‌های جدید صحبت کنم؟

شما‌‌ها توقع ندارین که من کل روزو با این کفشای صاف راه برم

مثل یه آدم معمولی بی‌خانمان

اِلِنور دنبال من می‌گشتی؟

آره چیدی یه جغد انتخاب کرد

چون اون خشکش زد وقتی که می‌خواست بین دوتا توله سگ انتخاب کنه

امکانش است که بتونه اونو با حیوون یه نفر دیگه عوض کنه؟

البته که می‌تونه اینجا جای خوبه

ولی اون بهتره فعلاً دست نگه داره

امشب ما یه جشن داریم که توی اون همگی به حیوون خونگیشون تبدیل میشن

واسه یه چند دقیقه به‌عنوان پاداش

چیدی می‌تونه مثل یه جغد پرواز کنه

و تو هم می‌تونی هر کاری که مارمولک‌‌ها انجام میدن رو انجام بدی

تا‌‌هانی! مایلی که مراسم امشب رو توی عمارتت میزبانی کنی؟

البته حتماً

اون چیزیه که می‌خوای واسه مراسم بپوشی؟

چی؟ نه نه . معلومه که نه

واسه چی؟ زیاد توی چشم نیست؟

من می‌تونم عوضش کنم

بروبچ؟ من نمی‌تونم مارمولکم رو پیدا کنم

اون یه ثانیه پیش همونجا بود

مسئله‌ی مهمی نیست جَنِت می‌تونه پیداش کنه

نه من نمی‌تونم ریسک کنم

این حیوونا قراره که با روحمون واسه همیشه ارتباط برقرار کنن

اگه مایکل بفهمه که حیوون من فرار کرده اون می‌فهمه که من اِلِنور واقعی نیستم

فقط اوم...شما‌‌ها بدون من برید

و به مردم بگین که من با مارمولکم دارم خوش می‌گذرونم

چون ما از هم جدانشدنی هستیم

یا هر چی . چرخه‌ی زندگی یا یه کوفتی مثل اون

مطمئنی؟ - آره -

برین از پرواز لذت ببرین اونجا می‌بینم‌تون

زودباش بیا بِلِیک

مارمولک؟ مارمولک؟

کدوم گوری هستی؟

مارمولک

اوغ...چرا واست اسم نذاشتم؟

هی

چرا؟ - اوه نه نه -

چیدی

معذرت که هلت دادم رفیق

من یه کم بی‌قرار شدم

هی تو احیاناً مارمولکم رو توی دریاچه ندیدی وقتی که اونجا داشتی دست‌وپا میزدی؟

نه اونجا سرد و تاریک و ترسناک بود

ولی نگران نباش ما پیداش می‌کنیم

مایکل و جَنِت مشغول تبدیل مردم بودن واسه همین اونا حتی متوجه نشدن که تو اونجا نبودی

اوه راستی تو قرار بودکه الان مشغول پرواز باشی

قضیه‌ی مهمی نیست ...من همین الان تصمیم گرفتم

ترجیح میدم به تو کمک کنم

به جای اینکه مثل یه جغد توی اوج آسمان پرواز کنم؟

اون فوق‌العاده‌ست

تو فوق‌العاده‌ای

بعد اون قضیه شما همیشه باهم بودین

باهمدیگه فلسفه می‌خوندید

تو حتی کاری کردی چیدی معتاد پاپکرن میگو بشه

درنهایت هم شما‌‌ها به من مشکوک شدید و با قطار فرار کردین

به خونه‌ی میندی سِینت‌کِلِیر

اونجا اولین‌بار بود که در واقع تو با صدای بلند اونو گفتی

"عاشقتم"

...و نیازی نیست که جوابی بدی چون

میدونم که تو در گفتن احساست مشکل داری

"منم عاشقتم"

اینم کل داستان بود

تو قابلیت دوست داشتن یه انسان رو داری تبریک میگم

حالا می‌تونیم بریم؟ - چطوری تموم شد؟ -

همونجوری که همیشه تموم می‌شد من شما رو راه‌اندازی مجدد کردم

...نیازی نیست که

نشونم بده خواهش می‌کنم

خیلی‌خب بیا قال قضیه رو بکنیم

...پس گوش کنین بچه‌‌‌ها - نه تو گوش کن -

ما همین الان به خونه‌ی میندی سِینت‌کِلِیر رفتیم

و موقعی که اون سعی نمی‌کرد مخمونُ بزنه واسه سکس سه نفره

اون همه‌چیزو درباره‌ی همه‌ی کارایی که اینجا می‌کردی برامون تعریف کرد

آره؟

میدونیم این تقریباً صدمین باریه که تو سعی کردی شکنجمون کنی

ولی این‌دفعه فرق می‌کنه

چون ما عاشق همدیگه هستیم

و عشق از هر بلایی که سرمون بیاری قوی‌تره

نه . قوی‌تر نیست

عشق از هر بلایی که سرتون بیارم قوی‌تره؟

من الان می‌تونم یه فیل رو سمتت پرت کنم

تو فکر می‌کنی یه فیل پرت‌شده تو رو له و لورده نمی‌کنه به خاطر عشق؟

اون داشت کنایه‌آمیز حرف میزد

حتی کنایه‌آمیزش هم چرته

اشکال نداره

مهم نیست اون چیکار بکنه

ما همدیگه رو پیدا کنیم و ما به همدیگه کمک می‌کنیم

چون ما نیمه‌ی گمشده هستیم و واسه همدیگه ساخته شدیم

چیزی به اسم نیمه‌ی گمشده وجود نداره کسخلا

من خودم ساختمش

من عکس اون دلقک‌‌ها رو توی خونه‌تون گذاشتم چون تو ازشون متنفری

من مجبورت کردم که مارمولک رو انتخاب کنی و بعد خودم کاری کردم که مارمولک فرار کنه

من همه‌چیو از خودم درآوردم

هنوز شما‌‌ها اونو نمی‌فهمین؟

...این

این دلیلی بود که نمی‌خواستم خاطراتت رو برگردونی

چون نمی‌خواستم ببینی که قبلنا چه آدم بی‌رحمی بودم

به‌علاوه ، من قبلنا کلی روی پیراهنم سرآستین فرانسوی می‌پوشیدم

فکر می‌کردم اون کار منو باکلاس نشون میده

همه‌ی اونا...همه‌ی اون کارا خیلی خجالت‌آوره ولی الان آدم متفاوتی هستم. قول میدم

حاضرم مثل شما آدما به انجیل قسم بخورم

همین الان می‌تونم یکیش رو بیارم

اون تنها کتابیه که توی قسمت کتاب‌‌های کمک جنسی این کتابخونه پیدا میشه

من ازت عصبانی نیستم

من نمی‌تونم از یه شیطان به خاطر شیطانی بودنش عصبانی باشم

من فقط غمگینم

چون واسه یه ثانیه فکر کردم من می‌تونم عاشق یه نفر باشم

ولی درواقع اون فقط تو بودی که با ذهنم بازی می‌کردی

که فکر کنم می‌تونم عاشق یه نفر بشم

پس فکر کنم حق با من بود

من قابلیت عشق‌ورزی ندارم

ون قضیه مهمی نیست می‌خوای بریم یه ساندویچ همبرگری چیزی بخوریم؟

یه لحظه صبر کن تو چطور به اون نتیجه رسیدی؟

تو همین الان خودتو دیدی که عاشق چیدی شدی

نه ندیدم

من فقط دیدم که یه عروسک‌گردان چندتا طناب رو کشید

تا کاری کنه که ما فکر کنیم عاشق هم هستیم

خودت الان گفتی که همه‌چیو از خودت درآوردی

خیلی‌خب آره

من تو و چیدی رو توی یک موقعیت نزدیک گذاشتم

چون من می‌خواستم که شما دوتا همدیگه رو دیوونه کنید

ولی من هرگز قصد اینو نداشتم که شما عاشق هم بشین

به محض اینکه تو کاری کردی که ما باهم ارتباط برقرار کنیم

عاشق شدن غیرقابل‌اجتناب بود

این جزء اصول اولیه کتاب نمایشه

یک‌سری آدمای جذاب جوان رو

توی موقعیت‌‌‌های استرس‌آور بذار تا اونا مثل احمقا رفتار کنن

و با همدیگه سکس کنن

اینا همه اصول فلسفه جبری هستش

چی؟

فلسفه جبری نظریه‌ای هستش که" ما هیچ کنترلی بر روی اعمالمون نداریم

همه‌ی کارایی که ما انجام میدیم به دلیل یک نیروی خارجی اتفاق میفتن

"که خارج از کنترل ما قرار دارن

من انتخاب نکردم که عاشق چیدی بشم

چون یه شیطان همه‌چی‌دان ، تو

ما رو کنار هم قرار دادی و متن فیلمنامه زندگی‌‌هامون رو نوشتی

اون حرف مسخره‌ست

من مجبورت نکردم که چیدی رو کنار دریاچه ببوسی

تو یه جورایی این کارو کردی

تو همه‌ی اون قضیه "روز حیوون خونگی" رو مثل یه رهبر ارکست سازماندهی کردی

با ذهنمون بازی کردی که یه‌سری حیوون خاص رو انتخاب کنیم

کاری کردی که مارمولکم فرار کنه

که به اومدن چیدی واسه کمک به من برای پیدا کردنش ختم شد

که ما رو به بوسیدن هدایت کرد و بعد هم به عاشق هم شدن ختم شد

هیچکدوم اونا انتخاب من نبود

همه‌ی اتفاقات زندگیم به خاطر

نوع بزرگ شدنم ، ژنتیکم یا محیط اطرافم بهم تحمیل شدن

و همه اتفاقات زندگی پس از مرگم به‌وسیله‌ی تو بهم تحمیل شدن

چیزی به اسم قدرت اختیار وجود نداره

ما زود می‌بندیم بچه‌‌‌ها

خیلی‌خب ما می‌تونیم پانزده دقیقه دیگه وقت داشته باشیم؟

ما یه جورایی وسط یه مسئله‌ای هستیم

من بودم سریع میرفتم

چون به محض اینکه ببندیم اونا از این مکان واسه ضبط فیلم پورن استفاده می‌کنن

خیلی‌خب

چیزی واسه نوشیدن می‌خواین؟

شاید بخوام شاید نخوام

ولی هر چی که انتخاب کنم نتیجه‌ی میلیون‌‌ها عامل زیست‌محیطی ، ژنتیکی و اجتماعی هستش

که کاملاً از کنترلم خارجن

نوشیدنی چای یخی

اوه اون به نظر خوب میاد منم یکی از همون می‌خوام

خیلی‌خب ، تو فکر می‌کنی هیچ اختیاری نداری

چون من هر چی که اتفاق افتاد رو نوشتم ، درسته؟

همه‌ی کاری که من باید بکنم اینه که ثابت کنم که تو یه‌دونه انتخاب کردی

که من توش نتونستم دخالت کنم

کاری نداره

خیلی‌خب اینم یه مثال عالی

...توی شبیه‌سازی اول - حاجی -

حاجی ، حاجی ، حاجی

چیه؟ - داد میزنی -

تو داری داد میزنی . خیلیم بلند

معذرت - آره -

اینو ببین . مال شبیه‌سازیِ اولی هست

...اگه کسی

اوه پسر - ...چیزی درباره همه این اتفاق‌ها میدونه -

خیلی‌خب ، آروم

التماستون می‌کنم ، بهم بگین

هی دوستت دارم مرد

مایکل

...مشکل این محله

من هستم

تو دوستتو توی رنج و عذاب دیدی

و تصمیم گرفتی که خودت رو فدا کنی که بهش کمک کنی

اون کشیدن طناب نبود یا بازی کردن با ذهنت

در حقیقت ، اون حرکتت آخرین چیزی بود که من می‌خواستم

اون حرکت کل نقشمو خراب کرد

قدرت اختیار - نه حاجی -

تنها دلیلی که من در حدی به چیدی اهمیت میدادم که اون حرکت رو به خاطرش زدم

به خاطر این بود که تو ما رو به هم تحمیل کردی

مجبورم کردی احساس بدی واسه رنج و عذابی که واسش ایجاد کرده بودم داشته باشم

خیلی‌خب ، آره - آره -

ولی ، نه تو مدام کارایی می‌کردی که من نمی‌تونستم پیش‌بینی کنم

در حقیقت من یه‌بار در این مورد با‌‌هات مستقیم حرف زدم

رک و راست و پوست‌کنده

فکر کنم راه‌اندازی مجدد شماره 444 بود

حالا ، چیدی توی حباب فضایی بنفش گیر افتاده؟

آره . آیا اون توی رنج و عذابه؟

تقریباً مطمئنم . اون هیچوقت از اونجا بیرون نمیاد؟

...نه هر چند

این مورد اشتباهی بود

منظورم اینه که ارزش تماشا کردن داشت عالی بود

ولی اون موردی نبود که فکر می‌کردم

اون احتمالاً راه‌اندازی مجدد شماره 445 هستش

تو...بیا داخل

من کجام؟

جهنم . تو توی جهنمی

می‌تونم ازت یه چیزی بپرسم؟

من چه چیزی رو توی وجود ناچیز کسخل‌مانندت نادیده گرفتم؟

ببین من همه‌چیزو درمورد زندگیت مطالعه کردم

من امیدات رو میدونم ، ترس‌‌هات رو

روانشناسیت رو ، تنش‌‌‌هات رو

من حتی همه‌ی چیزای خجالت‌آور خصوصیت رو هم میدونم

مثل اینکه تو پا‌‌هاتو زیر دوش نمی‌شوری

اولین کنسرتی که رفتی کنسرت گروه خانومای لخت بوده

و تو کلی خواب سکس کردن درباره سم داری ، نماد عروسکی تیم ایگِل

خب اون آدم مقتدر و باجذبه‌ایه و من اونو بهت اطمینان میدم

تو همش یه‌سری انتخابای احمقانه می‌کنی که من درک نمی‌کنم

من چه چیزی رو نادیده گرفتم؟

عذر می‌خوام میشه یه لحظه برگردیم عقب؟

تو کی هستی؟ اون آقاهه دیگه کیه؟

من مُرده‌ام؟

سم نماد ایگِل اینجاست؟

نه

من سعی کردم که کل سناریوی زندگی بعد از مرگت رو بنویسم

و 15 میلیون پیش‌برنامه داشتم تا تو رو شکنجه کنم

ولی تو همش انتخاب‌‌هایی کردی که من نمیدونستم قراره اتفاق بیفتن

من به اون میگم قدرت اختیار

چی میشه اگه همه انتخابای تو هم از قبل مقدر شده باشن؟

اوه تو باید شوخیت گرفته باشه

چیه؟ ما که نمیدونیم

شاید یک فراشیطان هستش که که تالار شکنجه رو واسه شیاطین ساخته

و همه‌ی این اتفاقات کار اون هستش که شما رو شکنجه میده

و همه‌ی اون فراشیطان‌‌ها هم سرنوشتشون به‌وسیله‌ی یه عده

موجودات هوشمند و قدرتمندتر که دارن اونا رو شکنجه میدن هدایت میشه

واسه چی اون کارو کردی؟

چون که من قدرت اختیار دارم

و چون تو خیلی روی مخی

اوه. متشکرم

خیلی عذر می‌خوام که اون اینکارو کرد

همیشه اتفاق میفته

معمولاً زن‌های جوون هستن که این کارو با پیرمردها انجام میدن

حاجی کارت باحال نبود

مخالفم

فکر کنم اون باحال‌ترین کاری بود که من تا حالا انجام دادم

تو واقعاً نمیدونی چه اتفاقی داره اینجا میوفته؟

می‌خوای که من واست اونو به زبون بیارم؟

این مکانیزم دفاعی هستش اِلِنور

تو خودتو دیدی که داری عاشق چیدی میشی

و اون اتفاق تو رو ترسوند که خودتو در این حد آسیب‌پذیر ببینی

پس تو از فلسفه‌ی جبری استفاده کردی که خودتو قانع کنی که اون احساساتت واقعی نبودن

یه چیزی رو میدونی حاجی تو منو نمی‌شناسی

خوبم می‌شناسمت من همه‌چیو دربارت میدونم یادت رفته مگه؟

اینم میدونم که هیچ چیزی تو رو بیشتر از آسیب‌پذیری نمی‌ترسونه

حالا که هر چی . اصلاً کی اهمیت میده؟

من اهمیت میدم

چون که اگه همه‌چی اجباری می‌بود و ما هیچ اراده‌ای از خودمون نداشتیم

همه اون زحمات که داریم می‌کشیم تا یه مقدار خوبی

توی دنیا بر جا بگذاریم همه‌اش بی‌فایده میشه

و من می‌خوام باور کنم که فایده داره

پس اگه منو ببخشید من می‌خوام الان از قدرت اختیارم استفاده کنم

و برم دوستامونو از فرودگاه بیارم

احتمالاً بدترین استفاده از قدرت اختیار باشه ولی من به‌هرحال انجامش میدم

چون من بهشون اهمیت میدم

تو هم بهتره کم‌کم بری دیگه

ما زود می‌بندیم و به محض اینکه بستیم اونا از این مکان واسه فیلمبرداری پورن استفاده می‌کنن

بخش درجه یک هواپیما فوق‌العاده بود

اونا توی اونجا بهت کلی هدایای مفتی میدن

یه ماشین ریش‌تراش ، یک ماسک چشم و یک جلیقه

توی چنین وقتایی خیلی باحاله که بدونی !ما قانوناً باهم ازدواج کردیم

آره واقعاً باحاله

اوه...صندلی کنار پنجره مال من

من معذرت می‌خوام . حق با تو بود

من درمورد اینکه وجود همه‌چی چه معنایی داره ترسیدم

و باز یکی از حرکات موردعلاقه و همیشگیم رو انجام دادم

تقصیر‌‌ها رو بر گردن این و اون انداختم

"همه‌ی این اتفاقا تقصیر توئه"

عذرخواهیت پذیرفته شد

و منم عذر می‌خوام که چای یخی‌‌‌ها رو روی سرت ریختم

شوخی می‌کنی؟ تو دقیقاً کاری رو انجام دادی که وقتی که دوستت روی مخ باشه انجام میدی

تو منو بیدار کردی

اون همچنین باعث شد که از یه راه عجیب‌غریبی بفهمم که

ما همه توی این دنیا آزادیم و قدرت اختیار داریم

چون ما درواقع میدونیم توی دنیای پس از مرگ چه خبره

و من فکر کنم اون به این معنیه که ما باید جرأت بیشتری داشته باشیم

و جوخه‌ی نجات روح رو یه جورایی به یه سطح بالاتر ببریم

حق با توئه

ما باید یکیو پیدا کنیم که همه کاراش مثال‌زدنی و الگو در بین انسان‌‌ها باشه

یه نفر که زندگیش انقدر عالی باشه

که ما ازش الگوبرداری کنیم و هر چقدر که می‌تونیم امتیاز

واسه هر چندتا آدم که می‌تونیم جمع کنیم

و من فکر کنم اون آدم کامل رو بشناسم

ریحانا . خوب انتخابی بود ولی من شخصاً اونو نمی‌شناسم

ولی یه‌بار توی وگاس دیدمش و ساق پاش اومد جلوی زبونم

منم پاشو لیس زدم . منو بیرون پرت کردن

ریحانا نیست . یه نفر خیلی باحال‌تر هستش

هی همه از ماشین بیاین بیرون

چمدوناتون رو بردارین

ما قراره که به یه روستایی توی کانادا بریم

آماده‌ست؟ - آره فکر کنم -

ما نمیدونیم که این جواب میده یا نه

اوه من مطمئنم که اون عالیه

یه امتحان بکنش شاون - من؟ -

من از اون رد نمیشم

اون رد میشه

از مایکل بپرس که چندبار... اونا رو راه‌اندازی مجدد کرده؟

...اون دروغ میگه - ببند دهنتو عزیز جان -

ما از اون مرحله خیلی وقته گذشتیم

من کجام؟

چند وقت من اونجا بودم؟

تو خیلی چیزا رو از دست دادی

حالا از اون دروازه‌ی موقت رد شو

ببینیم منفجر میشی یا نه

این ممکنه تهوع‌آور بشه

اوه من روی زمین هستم؟

تو راهی پیدا کردی که یه دروازه غیرقانونی به زمین بسازی؟

آره

اون دقیقاً همون کاریه که انجام دادم

خب ما هم بهت کمک کردیم - خفه‌خون بگیر گِلِن -

ترجمه از RezaM1994FCB

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.