Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پس مامانم زندهست و اینجا زندگی میکنه " تارانتولا اسپرینگز ، نِوادا "
چرا اینو زودتر بهم نگفتی حاجی؟
من تازه بهت گفته بودم که تو مُردی و اینکه واسه مدتها شکنجه شدی
و بعد هم فهمیدی که تو محکوم به فنایی و دوباره قراره شکنجه بشی
نمیخواستم مثل یه آدم آشغال به نظر بیام یعنی نمیخواستم با گفتن این موضوع) (باری به مشکلاتت زیادت اضافه کنم
ولی الان تو همهی چیزهای مهم زندگیتو میدونی . بهت قول میدم
یه مأمور پلیس اومد در خونهمون و گفت که مامانم تصادفاً زیر دست و پا له شده وقتی که خم شده و
حلقهی انگشت پاشو توی کنسرت راسکال فلتس درست کنه (خواننده معروف قدیمی)
مأمور پلیس بازیگر بوده
ببین تقریباً یه ماه قبل این اتفاقات مامانت مست و پاتیل خودشو
توی یه مراسم خیریه میبینه
و یه پیشنهاد 30هزار دلاری واسه یه قرار با جین سیمونز میده (خوانندهی راک معروف قدیمی)
و پیشنهاد بقیه رو که 29800 دلار بود رو شکست میده
اون نمیخواسته پول رو بده پس مرگشو جعل کرده
به ایالت نِوادا رفته و خودشو دایانا تِرِمِین جا زده
دایانا تِرِمِین که اسم جعلی منه
من
اون زنیکه چطور جرأت کرده هویت و مشخصاتی که من دزدیدم رو بدزده؟
ببین میدونم هضم همهی اینا سخته
ولی ما اینجاییم که به مامانت کمک کنیم تا به جای خوب برسه
هر احساسی هم که داری فقط یادت باشه که این درمورد تو نیست
حق با توئه
چطور تونستی این کارو با من بکنی؟
ترجمه از RezaM1994FCB
هورا! تو منو پیدا کردی
این چه غلطی بود که کردی مامان؟
خیلیخب ، عزیزم من میتونم همهچیو توضیح بدم
بیاین همهمون یه نفس عمیق بکشیم
تو حتی منو هنوز به این بچه خوشگل قدبلند الکس تِرِبِک مانند معرفی نکردی (بازیگر)
من مایکل هستم از دیدنت خوشبختم دانا
اوه الان بهم دایانا میگن خودت که میدونی واسه دلایل پلیسی
بههرحال این خونه مال کیه؟
مال دوستپسرم دِیو
اون یه جورایی اسکل به نظر میاد ولی واقعاً شیرین و باکلاسـه
دستمالاش رو ببین از چی ساخته شدن
پارچهای گرونقیمت
خیلیخب حالا همهی اینا باعقل جور درمیاد
تو اسمتو عوض کردی و داری یه کسخل پولدار خونهی باکلاسدار رو سرکیسه میکنی
فهمیدم . تو داری یه برنامهی کلاهبرداری انجام میدی
نه عزیزم همهی اینا به اندازه واقعی بودن ناخونهای زیر ناخونهای پلاستیکیم واقعی هستن
من حالا یه آدم متفاوت هستم - چرت نگو -
تو همیشه یه آشغال سیاهسوختهی آریزونایی بودی
و من اونو میدونم چون من هم کنار تو در حال سوختن بزرگ شدم
اوه مسیح نمیدونستم مهمون داریم
هی سلام من دِیو هستم - مایکل -
معلومه که تو دِیو هستی
هی دِیو ، من و تو نیازه که یه صحبت کوچیک داشته باشیم
دایانا - اوه هی -
این بچه خوشگله دیگه کیه؟
این کیک سیبزمینیم پاتریشیا هستش
و تو مثلاً کی باشی؟
اِلِنور خواهر دوران دانشگاهمه
درسته دوران خوش کپا زتا...جونز
اوه - هی -
باورم نمیشه که من باید توی صف وایستم که خواهر خودمو ببینم " بوداپست ، مجارستان "
من تا حالا واسه دریافت هیچ اطلاعاتی حتی صبر نکردم
چه برسه به اینکه توی صف وایستم
واو تمومه چیزای توی این اتاق کارهای اونه؟
خودتو به خریت نزن چیدی کامیلا یه آدم حقهبازه
تمومه کاری که اون باید میکرده یهسری شکلک بکشه و مردم دیوونه بشن
اونها که یهسری شکلک نیستن اونها یه جفت سینه هستن
و بعد دوتا کنارهی سینه اضافی
اون اینو نمایان میکنه سینهها با شکلها و اندازههای مختلف بهوجود میان
و همچنین جدا از هم
اوغ شاید بهتره که ما از اینجا بریم
کلی آدمای دیگه هستن که من میتونم بهشون کمک کنم
مثلاً دوست خوبم بن افلک و اعتیاد مورمورکنندهاش به خالکوبی روی پشت
یا دوست خوب دیگهام مت دِیمون و اعتیاد مورمورکنندهاش به دوستم بن افلک
...مهمه که تو به این نتیجه برسی که
رابطهی رقابتیت با کامیلا مهمترین دلیلی بود که تو به جای خوب نرفتی
این دلیل میتونه واسه اونم صدق کنه (یعنی اونم ممکنه به همین دلیل به جای خوب نره)
باشه ولی صبر کردن دیگه بسه
ببخشید ببخشید ببخشید
تاهانی تو واسه دیدنم توی صف وایستادی؟
اون خیلی خندهدارـه
مثل اینه که یه قورباغه به شکوه و عظمت بالای درخت خیره باشه
اینجوریه بیتوجهی آدما
به نیت اصلی کار که باعث شده چشمشون نسبت به حقیقت کور باشه
دستمالها و چنگلها اون پشت هستند
پس اوملت درست کردن الان شده هنر مگه نه؟
حالا نه اینکه توقع داشته باشم تو این چیزا رو بفهمی
ولی اون توی کل دنیا رایجه
پول خرج کردن در زمان بیماریها ، مرگ و مسائل آموزشی واسه معروف شدن و چاپلوسی (یعنی واسه کسب محبوبیت خیلی از مردم پول خرج میکنن)
پنیری یا سوسیسی؟
اوه نه من اوملت نمیخوام من فقط واسه یه صحبت خواهرانه اومدم
خواهرم تاهانی از اینکه اوملت سفارش بده خودداری کرده
درنتیجه نمایش عمومی الان تمومه و هیچوقت هم دیگه نشون داده نمیشه
دیگه هیچ پولی هم واسه خیریه هم قرار نیست که دیگه جمع بشه
همون تاهانی همیشگی
اونم بعد از اینکه کامیلا جونش رو نجات داد؟
!واقعاً که
خواهرن دیگه ، مگه نه؟
هی الان ساعت بِرَند اپلم رو نگاه کردم
و الان وقته حرفای حاشیهایه
خب پس مایکل چیکارا میکنی؟
آه...خب من معمار هستم
شوخی نکن منم همینطور
دِیو واقعاً خوبه
تو باید اونو توی گردهمایی آی-15 ببینیش (نام یک گردهمایی معمارا)
اون توی اونجا مثل بانک باکلاس به نظر میاد
پس شما دوتا موش عاشق چطور همدیگه رو ملاقات کردین؟
داستان بامزهای داره
من داشتم روی یه پروژه کار میکردم تخریب یه مشروبخونهی آسیب دیده
به نام جای جوش صحرا
من خواستم برم با پیمانکارا ملاقات کنم
و دایانا اونجا نشسته بود و داشت یک نوشیدنی7 و 7 و 7 رو میداد بالا
7تا شات از نوشیدنی سیگرام درجه 7 رو توی 7 دقیقه میداد بالا (نوشیدنیای که از نخود درست میشه)
اون نوشیدنی صبح دایانا هستش
اوه حق با توئه . کلهی سحر بود
خب این خیلی کنایهآمیز هستش
فهمیدن اینکه من هستم که قراره مشروبخونه رو ببنده
چیز بعدیای که میدونم اون یه چاقو رو جلو صورتم گرفت
من از ترس میمردم اگه اون خوشگلترین فردی که توی کل زندگیم دیدم نمیبود
همهچی دست به دست هم داد که یهدفعه خودمون رو
در حال عشق و حال توی یک توالت خراب
توی کوچه پشتی پیدا کردیم - بامزه بود -
پس تو و اِلِنور چطور دوست شدین؟
...بذار فقط همینو بگم که ما
توی یه "محله" "زندگی" میکردیم
اوه
چه روش بامزهای واسه گفتن یه حرف درسته؟
خب من باید برم کمکم آماده بشم
امروز روز انتخابات انجمن اولیا و مربیان هستش و منم واسه پست منشیگری کاندید شدم
و اون احتمال برنده شدنش هم خیلی زیاده
هی پتی ما هم باید کمکم بریم حاضر بشیم خیلیخب؟
میدونم که ما اینجا اومدیم که مامانت رو توی راه درست قرار بدیم
ولی اینجور که معلومه اون خودش اوضاعش عالیه
چرته اونا کاملاً همش کسشره
منم قراره بفهمم که چه کلاهبرداریای دانا شِلاستراپ داره انجام میده
و من قراره به زیر بکشمش
درست بعد اینکه این نوشیدنی فوقالعاده رو تموم کردم
رفیق ، نوشیدنیهای مارگاریتای دِیو فوقالعادهان
مگه نه؟ - آره -
و من حتی تکیلاخور نیستم
واو
پس موزهها این شکلین
اگه به این نقاشی از نزدیک نگاه کنی تو میتونی متوجه تعبیرش بشی
میدونم که تو داری احمقانه رفتار میکنی و به صورت بینتیجهای فریبنده
ولی تو درواقع باارزشترین نقاشی توی کل موزه رو انتخاب کردی
از سال پیش تا حالا این نقاشی تا قیمت 39.2 میلیون دلار ارزشگذاری شده
اوه لعنت من فراموش کردم که تو همهچیو میدونی
قیمت اون یکی چنده؟
اون یکی 13.7 میلیون دلار میارزه
اون توش کلی رنگ استفاده شده
اون باید یه مقدار به قیمتش اضافه کنه
ما میتونیم این کار رو واسه بقیهی نقاشیها انجام بدیم؟
ببین من یه دیدگاه خاصی نسبت به دنیا پیدا کردم
و اون اینه که من دوست دارم مسئولیت کارامو قبول کنم واسه همهی کارایی که من توی رابطهمون مقصر بودم
من واسه هر آسیبی که بهت زدم از صمیم قلب ازت معذرت میخوام
ممنون
من عذرخواهیت رو قبول نمیکنم همهـش همین بود دیگه؟
...خب
اوووه
یه تخممرغ روی یه تخممرغ دیگه
خلاقانهست
!چه میکنه این کامیلا
ببین دِیو بهم چی داده
مجوز انحصاری واسه کلوب رقص لختی که اون توی رینو داره طراحیش میکنه (نام یک شهر )
مرد ، ایالت نِوادا چقدر آشغالدونیه
داری چیکار میکنی؟
من دارم دنبال یه سرنخ از کلاهبرداری دانا شِلاستراپ میگردم
اون احتمالاً یهعالمه پول نقد همین گوشهکنارهها قایم کرده
تا اونا رو برداره و واسه فرار ازشون استفاده کنه
وقتی زمانش برسه اون این مرد رو بیچاره میکنه
و مثل کایسر سوزه ناپدید میشه (شخصیت یه داستان)
درست بعد از اینکه اون به همهی این آدما آسیب بزنه
واسه چی تو داخل اتاقم هستی؟
اوه هی دخترک چه خبرا؟
چند سالته؟ سه سال؟
من 9 سالمه - خوبه -
من هیچی دربارهی بچهها نمیدونم
هی تا حالا دایانا تو رو مثل یه گنجینهی خاص توی اسباببازیهات مخفیت کرده؟
نه دایانا خیلی باهام خوشرفتاره
اون بیشتر این اسباببازیهای حیوونی رو واسم خریده
اوه واو چقدر خوب
اشکال نداره که یه جراحی روشون انجام بدم که ببینم حالشون خوب هستش یا نه؟
خیلیخب ، خیلیخب ، خیلیخب باشه دکتر مکاستوفینز
بیا ببریمت یه کم هوای تازه بخوری
خیلی عذر میخوام
اون فقط یه بچهست تو نمیتونی دل و رودهی اسباببازیهاش رو دربیاری
باشه. برنامه جدید
تو اتفاقی اشاره کن که پولدار هستی و مخ دانا رو بزن
وقتی که اون مخش زده شد و خواست روت حرکت بزنه
اونوقت ثابت میشه که همهی اینا الکیه
اول از همه تو کیر داری دیگه؟
من مخ دانا رو نمیزنم
اولاً که من نمیتونم این کار رو با دوست خوبم دِیو بکنم
اون برخلاف قانون ما معماراست (اول رفیق بعد دختر)
بعدشم مادرت اینجا خوشحال به نظر میرسه
دانایی که من میشناسم
توی چنین جای خرابشدهی ملالآوری قرار نیست تا آخر عمر بمونه
اون داره ازشون کلاهبرداری میکنه
ببین باورم بکنی یا نکنی به پشمام نیست من اونو ثابت میکنم
دخترهی چشمسفید تو باید این خزعبلات رو تموم کنی
به جلسه اولیا و مربیان برو و از مادرت حمایت کن
من درباره این موضوع یک کلمه دیگه نمیخوام بشنوم
اون حرکت دیگه چه کوفتی بود؟
خب ، من میخواستم یه کم
حالت عصبانیوار رفتار کنم میدونی به خاطر اون حس بابای اهمیتده و این چیزا
نه؟ اون حرکت جواب نداد مگه نه؟
نه حتی یهذرّه نه حتی به اندازه سر سوزن
فقط میخواستم یه چیزی رو امتحان کنم اِلِنور راحتم بذار
تا موقعی که کامیلا عذرخواهیمو قبول بکنه
این زخم باز مانع هر گونه پیشرفتی که اون ممکنه واسه وارد شدن به جای خوب بکنه میشه
همچنین من الان میخوام برم خفهاش کنم
که این کار هم مانع ورود هر گونه هوا به ریههاش میشه
من میتونم باهاش صحبت کنم؟
شاید ما باید از روش شخص سوم استفاده کنیم (واسطه)
اوه سلام
من دوست تاهانی هستم...چیدی
چیدی یک کلمهی نیجریهای هستش به معنای خدا وجود دارد
درسته
عذر میخوام من ریشهی اسم تو رو نمیدونم ...ولی
"همهی دلایل ترسیدنهات الان مال منن"
اون چی گفت؟ چی؟
نمیدونم معذرت میخوام
من حواسم پرت شد اون فوقالعادهست
همهی ترسهام الان مال اون هستن
معلومه که هستن
اوم
من از صمیم قلب معذرتخواهی کردم چون من به بلوغ کامل رسیدم
چه قلبی ، چه فکری
ولی اگه تو عذرخواهیم رو قبول نکنی من این نمایشگاه مسخرهت رو دربوداغون میکنم
پس اینم یه نمایش بیسرانجام دیگهست از طرف تاهانی مگه نه؟
تو اصلاً تو وجودت جرأت این کار رو نداری چون اونی که ژن جرأت رو گرفته من هستم
و همینطور ژن ابروی خوب رو
اوه اوه نه . ترسهام دوباره برگشتن
هی دِیوی طراحی این اتاق رو باورت میشه؟
اودیتوریوم؟ بیشتر شبیه اودیکسلکنندهیوم هستش (یه سبک معماری) (بازی با کلمات یعنی چه جای مزخرفیه)
باحال بود
سلام من دایانا تِرِمِین هستم
من هیچوقت فکر نمیکردم واسه انجمن اولیا و مربیان کاندید بشم
واسه بیشتر زندگیم ترجیح میدادم که از این مشروبخونه به اون مشروبخونه برم
ولی الان میخوام مطمئن بشم که همهی بچهها توی این
محل آزمایش بمبهای نظامی سطح پایین حاشیه شهری
بهترین آموزشی که نِوادا میتونه عرضه کنه رو داشته باشن
اون دیگه چیه؟ همهچی رو به گردن 11 سپتامپر انداختن؟
همچنین یه بچهی خوشگل شیرین هستش که اینجا به مدرسه میره
و میخوام که اینجا رو واسش فوقالعاده بکنم
بلند شو عزیزدلم
خب اون اولین سالنی بود که از آجر درست شده بود
یه جورایی از مونتیچلو الهام گرفته بود (معمار معروف ایتالیایی)
هی مارک - نه من دِیو هستم -
اوه اسمتو میدونم ولی من دوست دارم مارک صدات کنم
آروم باش
من واست یه خبر دارم بابایی
زنی که تو اونو بهعنوان دایانا تِرِمِین میشناسی در اصل
دانا شِلاستراپ هستش مامان خیلی پیرتر من چون اول دانا ، اِلِنور رو خواهر ش معرفی کرد) (به همین خاطر روی سنش تاکید کرد
اون مرگشو جعل کرد و همچنین اسمش رو هم عوض کرد
معذرت که حباب زندگیتونو ترکوندم ولی همینه که هست
من الانشم همهی اینا رو میدونم اِلِنور
مادرت همون شب اولی که همدیگه رو ملاقات کردیم همهچیزو به من گفت
شب اول؟
خب نه واقعاً همون شب اول شب اول که بیشترش سکس بود
مادرت یه عشق بااعتمادبهنفس و خودخواه هستش
حالم بههم خورد - نه نه نه . واسه من که عالیه -
چون من نمیدونم چی میخوام
ولی در هر صورت صبح بعدش همهچیو بهم گفت
و ما هم به پاتریشیا وقتی یه کم بزرگتر شد حقیقتو میگیم
واسه الان که همهچیز زندگیمون عالی و کامله
نه ، مرد تو مامانمو نمیشناسی
اون قبلنا حدود 50تا چیز توی گاری فروشگاه میذاشت
بعد میرفت آخر راهرو و نزدیک در خروجی
فریاد میزد موووش و بدون پرداخت پول وسیلهها ، فرار میکرد
اون یه دروغگوئه
خب گوش کن اون با من که همیشه روراست بوده
و من اینکه اون چنین رگ وحشیگری داره رو دوست دارم
یه جورایی باعث میشه موتورم راه بیفته (یعنی رگ وحشیگریش باعث میشه شهوتی بشم)
بخوام حقیقتو بگم
اون یه جورایی داره منو به "پسر بد" تبدیل میکنه
منظورم اینه من دیگه کیم . آوریل لاوین؟ (خواننده معروف کانادایی ملقب به دختر بد)
اوه فهمیدم
اینکه همون اول روراست باشه هم همهاش جزئی از برنامهی کلاهبرداری بوده
اون حرکت نبوغآمیزه چون دِیو فکر میکنه که دانا روراسته
پس وقتی اون با همهی پولاش در بره اون هرگز نمیفهمه که از کجا خورده
بیخیال دیگه اِلِنور
من عوض شدم . تو عوض شدی شاید اونم عوض شده
نه امکان نداره
چرا نمیتونی قبول کنی که اون شاید داره یه زندگی خوب و صادقانه رو زندگی میکنه؟
یعنی قبول کن اون یه شریک بامسئولیت و یک مامان خوب هستش
چون من اون نوع مامان رو میخواستم
من اون مامانی رو میخواستم که واسه عصرونهام اسنک درست کنه
به جای اینکه بهم بگه که واسه خودت حلقههای سیبزمینی داغون
از یکی از شعبههای داغون رستوران مکدونالد بخر
چرا باید پاتریشیا باید اون مامان گیرش بیاد؟
اگه دانا شِلاستراپ واقعاً تغییر کرده باشه پس یعنی اون همیشه قادر به تغییر بوده
ولی من فقط لیاقت اینکه اون تغییر برام انجام میشده رو نداشتم
میدونم من یه جورایی به دلیل حالت پدری که برات دارم باید تو رو دلداری بدم
ولی من...من یه جورایی خشکم زده
خیلیخب آخرین نتایج رأیگیری
43رأی برای دایانا تِرِمِین
12رأی برای آیلین کپشاو
و یک رأی برای بُفا دیزناتز
خدایا اونجوری بهم نگاه نکن تو بابای واقعیم نیستی
تبریک میگم خانم منشی
اون خیلی دیوانهواره مگه نه؟
من شاید نیازه که یه ماشینحساب بخرم و شاید هم یه کره زمین؟
من واقعاً هیچی از این شغل نمیفهمم
گوش کن آم...من متأسفم
اصلاً فکرشو نمیکردم همه اینا واقعی باشه
من فقط فکر نمیکردم چنین روزیو ببینم ...که تو متعهد بشی به
همهچیز
من اشتباه میکردم
ممنون عزیزم اون معنی زیادی برام داره
بذار کمکت کنم - نه نه نه . اون یکی نه -
اون یکی نه . معذرت معذرت
این پودر فقط مخصوص پارچههای ابریشمیمه
!تو که کرستهات رو نمیشوری
نه. نه
میدونستم
مادرم یه هنرمند حقهبازه
مچت رو گرفتم
پس قبل از اینکه من توی زندگی پس از مرگ شکنجه بشم
من باید بقیهی این زندگیمو
توی زندانهای مجارستان بگذرونم به دلیل آسیب به آثار هنری
اون باید جالب باشه
نابودی آثار هنری مؤخوذه
کار کامیلا همیشه در حد متوسط بوده
مادر و پدر هم احتمالاً توی چادرهای سرمازاشون دارن غلت میزنند (به جای اینکه اینجا باشن)
واقعاً؟ یعنی تو فکر نمیکنی اونا بهش افتخار میکنن
به خاطر اینکه یه غرفهی کامل از یه موزه به کارهاش اختصاص داده شده؟
انتظارات پدر و مادر من خیلی بالا بودن و راضی کردنشون غیرممکن بود
بهعلاوه اونا همیشه من و خواهرمو مقابل هم قرار میدادن
اون دوتا یه اتحاد بودن ...و من و کامیلا
دخترا ما یه چالش جدید براتون داریم
هر کدومتون چهار ساعت وقت دارین تا یه مقاله رو کامل کنید
درباره لحظهی موردعلاقهتون در تاریخچهی نظامی فرانسه
نقاشی فرد برنده توی راهروی بزرگمون آویزون میشه در طول جشن بزرگداشت فرانسویس میتِراند
با نقاشی بازنده هم آتیش خشم درون قلبمونو در طول همون جشن روشن میکنیم
به نظرتون اون عالی به نظر نمیاد؟
آره مادر عالیه
به خاطر این فرصت ممنونیم
چه کسی هنرمند برنده خواهد بود و چه کسی شکست خواهد خورد؟
بیایین بفهمیم
...این نقاشیها
اونا مال ما هستن
تو سینه هستی؟
معذرت از وقتی که جِیسون توضیح داد الان فقط همهچیو سینه میبینم
شروع شد دوباره
چیه؟
تاهانی ، داری چیکار میکنی؟ بس کن
نه من میخوام بغلت کنم چون دوستت دارم
و چون تو هم مثله من احساس تنهایی میکنی
متأسفم که پدر و مادرمون اونجور آدمای آشغالی بودن
و من درک میکنم که تو نمیتونی عذرخواهیمو قبول کنی
چون فکر میکنی اون عطش خلاقانهات رو خاموش میکنه
اونا ما رو مجبور کردن که باهم رقابت کنیم
و اون حس رقابت هنرت رو واسه دههها تغذیه کرده (یعنی باعث شده هنرمند بشی)
اون خیلی فاجعهانگیزه و منم خیلی متأسفم
اونا عوضی بودن مگه نه؟
آه! بزرگترین عوضیهای آشغال کل کرهی زمین
آزادشون کنید لطفاً
اون داره آزادشون میکنه
!کامیلا چقدر بخشندهست
دایانا تِرِمِین ، تو ای شیطان عوضی
اسم جدید ولی همون بازی قدیمی
باشه . اوضاع بین من و دِیو خوب پیش میرن
ولی بعضی وقتا یه کم پول از توی کیف پولش برمیدارم
و یه جا قایم میکنم واسه روز مبادا اگه همهچی خراب بشه
و من مجبور بشم از شهر جیم شم الان خوشحال شدی؟
حقیقتش نه خوشحال نیستم
ولی فکر کنم تو خوشحالی
تو به این برنامهی خروج چسبیدی و
به خودت میگی که هر وقت بخوای میتونی فرار کنی
...ولی حقیقت اینه که
تو این زندگی حاشیه شهری رو دوست داری
من اونو زیاد دوست ندارم
من پایهبین نیستم . تو پایهبینی منظور از پایهبینی یعنی انجام کارای) (معمولی که همهی مردم انجام میدن
نه مامان
تو پایهبین هستی
و اون خصلت اشکالی نداره
بذار یه چیزی ازت بپرسم واسه چی این شلوار یوگا رو پوشیدی؟
خب سهشنبه شبها من همیشه یوگا انجام میدم
با یه عده از مامانای مدرسه پتی
و بعد یوگا چیکار میکنی؟
ما یه چندتا تخممرغ آووکادوییمانند رو که توی کیک پنیر قرارداده شدن رو باهم تقسیم میکنیم
ولی همچنین ما نوشیدنی هم میخوریم
چه نوشیدنیای میخورین؟ - شاردونه - (شراب انگور سفید)
با تکههای یخ
و بعد از خوردن یک لیوان من خوابآلود میشم
پس من معمولاً نوشیدنمو به آب تغییر میدم که بتونم رانندگی کنم مثل یه آدم خرخون
هی هی
اشکالی نداره
همهچی خوبه . تو اینجا خوشحالی
ولی تو باید به این متعهد بمونی
که این یعنی باید از شر پولایی که قایم کردی خلاص شی
و فکر کنم خودت بدونی که باهاشون چیکار کنی
واسه جین سیمونز بفرستم؟
چی؟ نه
واسه پاتریشیا خرجشون کن
واسش حساب دانشگاه باز کن یا تختخواب بچهگونه بخر
یا یه ماشین
من کلاً هیچی درمورد بچهها نمیدونم
ولی تو این شانس رو داری که این زنجیرهی رابطهی مادر و دختری افتضاح شِلاستراپها رو پاره کنی
تو یه شانس مجدد داری
ازش استفاده کن
اوه عزیزم
مثل اینکه تو به یه آدم واقعاً خوب تبدیل شدی و مشخصا اون ویژگی رو از من نگرفتی
پس به سلامتی هر کی بهت کمک کرده
دیگه هم پول توی کرستـت داری؟
همیشه دارم .واسه همینه که هیچوقت نمیشورمشون
من هنوزم باورم نمیشه که اون مأمور پلیس تو رو نگه داشت
فقط واسه اینکه بهت بگه تو عالی رانندگی میکنی
چرا که نه؟ واقعاً عالی رانندگی میکردم
یه مقاله توی یه روزنامه هستش دربارهی آخرین دستاوردهای هنری
و نگاه کن
یک میراث شکسته بهوسیلهی کامیلا الجمیل و تاهانی الجمیل
خدایا ، اون نشونهی بزرگیش بود که اینکارو کرد
اون باید اسم این اثر رو میذاشت تیشهی دفنشده» . اینطور فکر نمیکنی؟»
این چقدر اسم بهتریه
من میخوام بهش زنگ بزنم و بهش این اسمو بگم
شاید فعلاً این کارو نکن
آره زیرکانهست
موفق باشی رفیق
اوه هی من تقریباً داشت یادم میرفت
من واست یهسری ایده رو طراحی کردم
یکسری ایده واسه پروژهات
واو
خب اینا بیشتر از یه کم ایدهست
تو کل مسائل ستونها و سرسراها رو حل کردی
اوه-اوه
مثل اینکه دستشوییها رو یادت رفته
اوپس . اون فقط یه اشتباه سهوی بوده
منم مشخصاً مثل همه از دستشویی استفاده میکنم
من عاشق نشستن روی اون چیز هستم و میدونی یه چیزی از خودم بدم بیرون
اِلِنور من میرم توی ماشین
واقعاً از دیدنت خوشحال شدم پاتریشیا تو آدمای زیادی اینجا داری که بهت اهمیت میدن
...و موفق باشی با
خونهبازیت - من 9سالمه -
حالا هر چی توی مدرسه موفق باشی
خودت میدونی که
بقیه هم در راه بازگشت از بوداپست هستن
ما یه چند ساعت دیگه میریم دنبالشون
اوه خوشحال باش
مامانت خودش واسه خودش یه مسیر بهتر پیدا کرده و تو قطعاً به پاتریشیا کمک کردی
دوتا پایان خوش
میدونم من فقط من یه کم غمگینم
من خوشحالم که مامانم تغییر کرده
ولی اون همهی آسیبهایی رو که به من وارد کرده رو درست نمیکنه
بیا قبولش کنیم . اون دلیلیه که من هیچوقت نتونستم به کسی نزدیک بشم
من هیچوقت حتی به یه دوستپسرم نگفتم که عاشقشم
...اوه لعنت بهش . آم
تو یادته که من چطور بهت گفتم که تو همهی چیزای مهم زندگیت رو میدونی؟
خب من درمورد زندگیت توی دنیای پس از مرگ رو یادم رفته بود
توی یکی از راهاندازیهای مجدد تو و چیدی عاشق هم شدین
به شدت عمیق و تو بهش گفتی که عاشقشی
و اونم در جواب بهت گفت عاشقته
الان گفتی ما چیکار کردیم؟
تو میخوای که به یه پادکست گوش کنی؟ (نوار ویدیویی ضبط شده)
ترجمه از RezaM1994FCB
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.