Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
خیلیخب . خیلیخب . خیلیخب
بیایین کارمونو از سال اول دبیرستان شروع کنیم
نِیتِن بورلینگِیم - از تو خوشش نمیومد -
کایلی مانسرد؟
فکر میکرد که تو باحالی ولی بیشازحد خودمونی هستی
امکان نداره . من فکر میکردم اون بیش از حد خودمونیه
به خاطر همین بود که توی نهر هلش دادم
خب بعد از اون مورد غذای تند فلفلیم
من از مسئولین دانشگاه درخواست یک مرخصی تحصیلی یک ساله دادم
و یه خبر خوب اونا منو اخراج کردند
پس من الان آزاد و در دسترس هستم
بقیه جوخهی نجات روح هم کارشون با نجات بابای جِیسون تمومه
ما قراره کیو نجات بدیم؟
اینقدری میتونم بگم که هیچکس رو از افراد دوران دبیرستانم
قبل از اینکه دست به هر کاری بزنیم من باید سنگهامو با سیمون وا بکنم
اگه از دهنم در بره و بهش دربارهی عالم هستی بگم
ممکنه کل زندگیش رو به فنا بده
و اگه خیلی از صحبت کردن باهاش خودداری کنم اون فکر میکنه من مشکل اضطراب شدید دارم
و حالا در حال مصرف آنتیبیوتیک هستم - خیلیخب...آروم بگیر -
سیستم اخلاقمداریت باعث میشه که نتونی دروغ بگی . درسته؟
تو فقط کافیه که مثل روح از جلو چشماش ناپدید بشی
شمارشو مسدود کن بهعنوان پاداش هم هر چی که
اون توی آپارتمانت جا گذاشته قانوناً مال تو میشه
من خیلی این بلا رو سر مردم آوردم و همهشون هم بالاخره بیخیال شدن
درواقع هیچکدوم از دوستپسرای قبلیت بیخیالت نشدن
معلومه که اونا بیخیال نشدند
من فقط دوست دارم که یه جوری باهاش بههم بزنم که بهش آسیب نزنم
بینگ
من قبلنا همینجوری از توی هوا ظاهر میشدم و اون یک صدای دلپذیر بینگمانند داشت
ولی حالا که قدرتهام رو ندارم من خودم صدای بینگ رو درمیارم
بینگ
چیدی ، نظرت چیه که من یکسری شبیهسازی مختلف ایجاد کنم
واسه اینکه تو بتونی سناریوهای بههمزدن رو تمرین کنی؟
میتونی اینکارو بکنی؟ - فکر کنم بتونم -
من همهچیو درباره تو و سیمون میدونم
و همچنین برنامهنویسی کامپیوتری واقعیت مجازی
و هوش مصنوعی و ذهن بشر و همهی چیزای دیگه
من یه جورایی خرخون هستم
من کمکم دیگه ساختن شبیهساز رو شروع میکنم
بینگ
برنگردین
خجالتآوره
بینگ
ترجمه از RezaM1994FCB
جکسونویل...چه خبر؟
دووال - دووال -
لری بیچاره
...ولی
اگه یه نفرو دوست داری باید بذاریشون برن
سخنی از دوست خوبم «استینگ» توی کلاس یوگا (خواننده بسیار معروف)
قبلاً اینو بهم میگفت
من نمیتونم صبر کنم که بهتون همهی اماکن باحال جکسونویل رو نشون بدم
مثل اون آشغالدونیای که منو دوستام پیلبوی و دانکی داگ توی اون
قبلنا کمین میکردیم و سعی میکردیم که خلبانها رو با نشانگر لیزر کور کنیم
شاید بهتره که اون تور جکسونویل رو بعد اینکه میدونی...روح باباتو نجات دادیم ، انجام بدیم
و من میخواستم بپرسم که چرا میخوای باباتو نجات بدی؟
من چندینبار شنیدم که به دوستت پیلبوی اشاره کنی ولی یهبارم به بابات اشاره نکردی
منظورت چیه؟ من دربارهی دانکی داگ کلی صحبت کردم
عذر میخوام ، مردی که بهش میگی دانکی داگ باباته؟
آره
همون دانکی داگی که تو قبلنا باهاش سعی میکردی که خلبانهای خطوط هوایی رو با لیزر کور کنی؟
آره - همون دانکی داگی که از ورود به -
به دیزنی وُرلد به دلیل گاز گرفتن بازلایتیِر محروم شد؟ (بزرگترین شهر بازی دنیا) (شخصیت فضانورد در انیمیشن داستان اسباببازی)
در دفاع از اون اون فکر کرد که اون یکی دیگهست
کی؟
من و مایکل یه نقشهای داریم که بابام رو نجات بدیم
همیشه دانکی داگ به خاطر اینکه
میخواسته یه کاری انجام بده که یه شبِ پولدار بشه توی دردسر میفتاد
مثلاً اون یهبار سعی کرد یه کامیون آجیل تقلبی رو بفروشه
یهبارهم اون یه ورزشی اختراع کرد مابین داژبال و نعل اسبی و همه مُردند (بازی جای خالی گویها)
...اون همش مصر بود که - اینا که آسونن -
ما که خیلی پول داریم
اگه همینطوری بهش پول بدیم اون مفت همش رو از دست میده اون باید حس کنه کرد که خودش بدستشون آورده
چند سال قبل دانکی داگ خیلی نزدیک بود که مدرک برق و الکتریکیش رو بگیره
اگه ما کاری کنیم که تمریناتش تموم بشن اون میتونه یه زندگی خوب و صادقانه داشته باشه
که میتونه امتیازات لازم رو واسه جای خوب رو بدست بیاره
که اون دلیلیه که همهمون الان اینجاییم
خیلیخب...بزن بریم بابامو نجات بدیم
تاکسی
واسه چمدوناتون کمک میخواین؟
نه. حلـه
اوه سگ تو روحت جِیسون - اوه خالو دانکی داگ -
تو شخصاً هم بهش میگی دانکی داگ؟
من و جِیسون باهم خیلی راحتیم
من دربارهاش مثل پسرم فکر نمیکنم من اونو مثل پسرم میدونم (آدم خودم)
میگم که من واقعاً پسرت هستم
آره ، ولی اون بیشتر شبیه اینه که اون پسرمه اونجا...پسر
ولی نه مثل...پسر پسر
...بیشتر مثل پسرم نه مثل (آدم خودم)
آره...آره...فهمیدیم دیگه...ممنون
راستی این دوستمه مایکل
اوه...لعنت بهش . تو به نظر پلیس میای
آیا تو پلیس هستی؟ چون اگه هستی
تو باید اول بهم بگی و تو اجازه نداری که قبل اینکه
بهم نگی که پلیس هستی با اینکه همهچیو هم دیدی منو دستگیر کنی
من من پلیس نیستم - آره مایکل از خودمونه -
و اینم تاهانیه زنم...فکر کنم
سگ تو روحت...عجب تیکهایه
نظرت چیه ما بریم اون پشت جکوزیم رو یه نگاه بندازیم و توی همدیگه چیز میز فرو بکنیم؟
جهت یادآوری مجدد...من زنشم
واو...این اولینباره که این تکنیک مخزنی شکست میخوره
تو مثل اینکه واقعاً دوستش داری
به خانواده خوش اومدی...بفرمایین داخل
این برنامه همهچیو دربارهی شخصیت تو و شخصیت سیمون
و همهی روابط عاشقانه آدما میدونه
اون دقیقاً نمیتونه بهت بگه چه اتفاقی میفته
ولی تقریباً میتونه واکنش سیمون رو پیشبینی کنه درمورد هر چی که بهش بگی
بعلاوه اون یه عملکرد شبیهساز خاص داره
یعنی یه جوری کار میکنه که اگه بگی من و بعدش بگی جِیسون استاتهام
اون به جای قهوهخونه میگه که یه اتاق با یک تشک و یک عالمه نوشیدنی ردبول؟
چرا هر وقت که یه چیز جدید اختراع میشه
آدمها اولین کاری که باهاش میکنن اینه که سعی میکنن توی پورن ازش استفاده کنن؟
چون ما تهوعآوریم
من و اِلِنور از توی مانیتور نگاه میکنیم
ما چیزی رو که تو میبینی رو میبینیم بیا اینا رو توی گوشات بذار
اونا یه صدایی پخش میکنن که مغزتو فریب میده تا چیزی رو که برنامهریزی کردم رو ببینه
آه
...واو...پس این
من اینجام - سلام عزیزم -
چی میخواستی بهم بگی؟
زودباش دیگه چیدی چیزی رو که میخوای بهش بگی رو تمرین کن
...درسته . آم
سیمون ، این بهترین سال کل عمرم بوده اونم به خاطر تو
متأسفانه...من تازگیا یکسری اطلاعات خاصی فهمیدم
و اون به این معنیه که ما باید این رابطه رو تمومش کنیم
چه اطلاعاتی؟ - ...من -
نمیتونم بهت بگم چرا نمیتونی بگی؟
من...من نمیتونم بگم
خب...یا تو دیوونه شدی و یا زیادی بزدلی که نمیتونی احساستو بهم بگی
کدومش درسته؟ - ...من نمیتونم بهت بگم به خاطر -
جَنِت - جَنِت کیه؟ -
و چرا تو اسمشو همینجوری توی هوا فریاد میزنی؟
اصلاً میدونی چیه؟ به درک
خداحافظ چیدی - نه ، نه ، نه . صبر کن -
...خب پس
خیلی خوب پیش نرفت - من مخالفم -
به نظرم من که خیلی خندهدار بود
پس دانکی داگ...جِیسون درباره مدرک برقت
بهمون گفت و ما واست یک فرصت شغلی عالی داریم
حالا داداش ، واسه اون وقت هست
منم واسه تو یه پیشنهاد کسب و کار دارم
پیلبوی
خالو جِیسون - خالو پیلبوی -
خالو پیلبوی - خالو دانکی داگ -
خالو جِیسون - این منحصربهفرده -
اون خیلی چیزا رو توضیح میده - خالو پیلبوی -
داش جِیسون فکر کردم که گوربهگور شدی
نه بابا . من زنده هستم یه مدت استرالیا بودم
کسخل جون همین هفته پیش باهات با تلفن صحبت کردم
آره...ولی از یادم رفت - اوه -
من و خالو پیلبوی داشتیم روی یه چیز خاص کار میکردیم
و ایندفعه دیگه...شیشهی تقلبی نیست
خب خالو پیلبوی بهش دربارهی محصول جدیدمون بگو
تیم کوسهها...چقدر پول روی نوشیدنی انرژیزا و اسپری بدن توی یه هفته خرج میکنن؟
سیصد دلار؟
دههزار دلار؟
چی میشه اگه بهت بگم که یه محصولی هستش که
یه ترکیبی هستش که از اون میشه دوتا محصول واسه حل
همهی مشکلات زندگی و حتی بیشتر استفاده کرد؟
"این شما و این "دابل ترابل (معنیش میشه مشکل دو برابر)
اولین نوشیدنی ترکیبی انرژیزا/اسپری بدن در کل دنیا
پس سوال اینجاست که...تو به خودت اسپری میزنی یا مینوشیش؟
با این تو میتونی هر دو کارو انجام بدی - این کار دیگه خودشه جِیسون -
ما قراره که خرپول بشیم
من بالاخره قادر خواهم بود که پول لازم رو واسه جراحی ماهیچه بر روی پشتپام رو داشته باشم
این قراره که از اون چیزی که فکر میکردیم سختتر باشه
نمیخواد به من بگی
این طرح "دابل ترابل" به نظر فوقالعاده میاد ما باید سریع روش سرمایهگذاری کنیم
چون بقیه کوسهها میخوانش (فرصتطلبها)
پس من مجبورم که ساده ، صادق و رک و راست باشم و همینطور هم یه جوری که به احساساتش لطمه نزنم
من نمیدونم مرد
شاید فقط بهتره که بهش بگی همجنسگرا هستی
من همجنسباز نیستم - باشه دوجنسگرا -
من دوجنسگرا هم نیستم - چرا نیستی؟ -
بیشتر مردا باید دوجنسگرا باشن ناسلامتی سال 2018 هستیم
اون مثل اینه که تکلیفتونو معلوم کنین دیگه
راهی نیست که من یهسری سناریوهای مختلف رو پشتسرهم انجام بدم
که ببینم کدومش کار میکنه؟ - بینگ -
بله که میتونی . اگه میخوای شبیهسازی رو دوباره شروع کنی کافیه که با انگشتات بشکن بزنی
همچنین منم یکسری اصلاحات روی نسخه انجام دادم
پس اون باید عوض کردن رو آسونتر بکنه
اوه
همم
سلام عزیزم
درباره چی میخواستی حرف بزنی؟
خب...من دیگه دوستت ندارم
چی؟ - نه نه...تو درک نمیکنی -
من در اصل تو رو همونجوری که باید دوست ندارم به خاطر یه موقعیت پیشاومده
چی؟
صبر کن
من نمیدونم چطوری اینو بهت بگم
ولی من دارم میمیرم
نه . اینجور نیست - آره دارم میمیرم -
چون همهمون داریم آهستهآهسته میمیریم وقتی که دربارهش فکر میکنی
ما از لحظهای که به دنیا میایم شروع به مُردن میکنیم
پس این دروغ نیست
خیلیخب اینجایی
من میخوام کاملاً باهات روراست باشم
من درواقع مأمور ویژه ریک جاستیس هستم از افبیآی
نه
...سیمون
سال گذشته واسم واقعاً فوقالعاده بوده ...با این پیشزمینه
با من ازدواج میکنی؟ - بله . بله -
معلومه که ازدواج میکنم
صبر کن ، من دارم چه غلطی میکنم؟ با چه عقلی فکر کردم این کار جواب میده؟
چیدی جان ، ایندفعه خودم این یکی رو دوباره راهاندازی رو انجام میدم
آره. تصمیمِ خوبیه
...خب سیمون - صبر کن -
قبل از اینکه چیزی بگی
فکر کنم ما باید بههم بزنیم - واقعاً؟ -
آره...من دوستت دارم و خیلی هم بهت احترام میذارم
ولی ما داریم به مسیرهای مختلفی میریم
و نگرانش باش...نیازی نیست که قضیه رو بزرگ کنیم
خدایا شکرت...خیلیخب این همون کاریه که باید انجام بدم
همهچیو بخاطر بسپار پای راست روی پای چپ انداخته شده
قهوه اونجاست
اوه...و یه چیز دیگه بیا بخورش کسخل
عذر میخوام؟
اِلِنور هستم بابا ابله جان
جَنِت گذاشت که من شبیهساز رو دستکاری کنم تا حالتو بگیریم
جَنِت...بیخیال - سلام چیدی -
الان جَنِت صحبت میکنه معذرت...دیگه تکرار نمیشه
متشکر - مشنگ جان...هنوز هم اِلِنور هستش -
باورم نمیشه که گول اون حرکتو خوردی...اسکل
ما باید بههم بزنیم...ولی بیا این سگ مال تو
یه لحظه صبر کن...چی؟
اون یه سگه...همهچی بینمون تمومه و اون بانمکه
تو فکر میکنی من قسمت بد این جملهها
رو نمیشنوم؟ - اسمش مارتینه -
من میخوام کلیدامو پس بدی...و اینم یه سگه
تو توی این کار خیلی بدی
دلیلش اینه که نمیخوام
باهاش بههم بزنم - میخوای که من به جات -
باهاش برات بههم بزنم؟ مثل کاری که قبلنا توی مدرسه میکردیم؟
آره...آره...آره...بله...خواهش میکنم
اون کارو واسم بکن لطفاً - باشه -
هی ، اِلِنور
هی
دربارهی چی میخواستی صحبت کنی؟
خب . اول از همه...تو و چیدی خیلی به هم میاین
چیدی واقعاً دوستت داره و میتونم ببینم چرا دوستت داره
میدونی...تو باهوشی . دلربایی و مشخصاً جذاب
خیلی خوبی که اینا رو میگی - و لهجهات هم خیلی بامزهست -
لهجهی تو هم خیلی بامزهست
چی؟ فکر نکنم من لهجه داشته باشم
من هم فکر نمیکنم لهجه داشته باشم
بس کن دیگه
چه اتفاقی داره میوفته؟
نه نه...این تمومه
واو...حاجی بیخیال تازه داشت به جاهای خوبش میرسید
بیا مأموریت رو به یاد بیاریم
پدرت باید روی کارای روتین و ثابت طولانیمدت تمرکز کنه
همچنین...و شاید این زیاد مهم به نظر نیاد
یهعالمه موی سگ روی اسباباثاثیه هستش و من اینجاها سگی ندیدم
بد نیست مگه نه؟
نوشیدنی دابل ترابل در سه طعم و حالت ارائه میشه
عرق تمشک رایحهی خربزه
و ماسک ماکسیمم درجهی 24 ساعته
اون یکی هم همچنین حالت روغنیه
ببین دانکی داگ دابل ترابل خیلی باحاله
در این حد همهمون میتونیم همعقیده باشیم
ولی باید به آینده دور فکر کنی
تو توی برق و این چیزا خوب هستی
تو از موقعی که کلاس سوم بود هر سال واسهمون کانال پورن مفتی جور میکردی
کار صادقانه خوبی هستش
کارصادقانه؟ حالا هر چی بابا
تو بابای اونی
این خیلی قدم بزرگیه جِی
وقتی نوشیدنی دابل ترابل توی دنیا بترکونه من میتونم از کارم توی
خونهی دوستان قدیمی» استعفا بدم» (گروه موسیقی)
و یه عمارت بزرگ خوفناک بخرم
اونجا من هر روز بیدار میشم
از تختم بلند میشم ، دندونامو مسواک میزنم
دستو صورتمو میشورم ، میرم طبقه پایین
...در یخچالو باز میکنم تف توش . شیرمون تموم شده
میرم توی ماشینم
مجبور نیستی اینهمه با جزئیات دربارهی روز تخیلیت حرف بزنی
جِیسون من به نوشیدنی دابل ترابل باور دارم
چرا تو منو باور نداری؟
خب...فکر کنم یه کم روحیه کارگشایی به کسی ضرر برسونه
میدونی...به ستارهها برس جملهای که یکی از دوستای خوبم اونو گفته
ایلون ماسک
بعدشم ماشینش رو به فضا فرستاد
عجب آدم عجیبغریبی چرا من باهاش دوست بودم؟
شاید این پدرتو توی مسیر درست قرار بده
و هی...اینجوری نیست که اون بخواد از بانک سرقت کنه
آره...اون فقط یه کارخونهست
ببخشید؟ - امشب ما قراره -
از کارخونهی نوشیدنی انرژیزا یه چندتا جعبه نوشیدنی بدزدیم
بعد هم از مغازه ادکلنفروشی یه چندتا ادکلن بدزدیم
پس در حقیقت دوتا کارخونهست
و بعدش هم باید اونا رو توی بطری بستهبندی میکنیم
اوه خالو...ما باید از یه کارخونهی بطریسازی هم دزدی کنیم
سهتا کارخونه - سهتا کارخونه -
دانکی داگ احمق
منظورم اینه که دوتا کارخونه یه چیزی ولی...ولی سهتا؟
تو...تو شاید در نظر بگیری که احتمالات حاکی از عدم موفقیت باباته
من یه فکری دارم...ولی به کمکتون نیاز دارم
شما بچهها بهم کمک میکنین؟
بله که کمکت میکنیم ما واسه همینه که اینجاییم جِیسون جان
فکرت چیه عزیزدلم؟
ما پیلبوی رو نجات میدیم
خیلیخب...زندگی واقعی فکر کنم من آمادهام
من دهتا سناریوی برتر رو آنالیز کردم
و به یه جمعبندی کلی رسیدم درمورد تأثیرگذارترین استراتژی بههمزدن
کیا بهت گفتن که تو آدم رومانتیکی نیستی؟
همه دوستدخترایی که قبلاً داشتم
اوووه...اون اینجاست...خیلیخب
واسم دعا کنین
اوه...سلام - چیزی شده؟ -
نه . فقط اینکه ما معمولاً اونجا میشینیم
موردی نداره
خیلیخب...پس من یه زمان
زیادی رو صرف فکر کردن به همهی اتفاقاتی که توی سال گذشته افتاد فکر کردم
سلام...چی میخواین واسهتون بیارم که بنوشید؟
من یه چایی یخی میخوام لطفاً
آب لطفاً
با اینکه همهچی شلوغپلوغ بود ...واسه ارتقای شغلی و اینا
عذر میخوام...با چایی یخیتون شکر میخواین؟
بله...لطفاً - چشم -
در مجموع ، سال بسیار مثبتی بوده و فکر کنم نصفش به خاطر حضور تو بوده
عذر میخوام...یه لحظه من دارم واسه یه استراحت کوتاه میرم
از این به بعد هِلموت سفارشاتونو انجام میده
سلام
شما امروز باهامون غذا هم میخورین!؟
فقط لطفاً یه ثانیه بهمون وقت بدین
باشه...یک
اینم یه ثانیه وقتی که خواستین...شوخی کردم
لطفاً گمشو از اینجا هِلموت
خیلیخب...آره - باشه...ببین -
ما باید بههم بزنیم
من...من دارم باهات بههم میزنم
چرا؟ - ...نمیتونم...این -
این پیچیدهست...ولی داره اتفاق میفته
تو دور انداخته شدی
خیلیخب - صبر کن...صبر کن...نه -
برگرد لطفاً
آره . خیلیخب . من برگشتم - تو نه هِلموت -
هی...حالا گوش کن جودی تو نمیتونی زانیس رو با
با این قرصای صورتی کوچیک قاطی کنی
تو یه جورایی شبیه کلارنسی وقتی که توی ماشین یخ رفت
اینجا رو ببین
یه نصف از اینا رو بردار
با یه انرژیزای پنج ساعته شستشو بده
و حله دیگه تأثیر بالایی رو بدن افراد مسن داره
مرسی پیلبوی
یو...من باید برم چونکه قراره به یه سرقت برم
یعنی...مریضم
سلام پیلبوی من از طرف جِیسون اینجام
تو دخالتی توی کاری که قرار بود امروز با دانکی داگ انجام بدی نداری
یکسری تغییر توی برنامه پیش اومده
خیلیخب
همین؟
تو اطلاعات دیگهای نمیخوای؟
یعنی میخوای بهم بگی؟
نه واقعاً - خیلی خوبه -
یه چندتا قرص نمیخوای؟
من از این وضع متنفرم چی میشه اگه به فناش داده باشم؟
چی میشه اگه اونو به مسیر اشتباهی فرستاده باشم و اون عاقبتش به جای بد ختم بشه؟
من باید کاری روکه کردم رو لغو کنم جَنِت شبیهساز رو راه بنداز
رفیق...شبیهسازی موقوف
فقط باهاش صحبت کن
بههمزدنها هیچوقت منجر نمیشه به اینکه هر دوطرف احساس خوبی داشته باشن
ولی اون آدم قوی و خفنیه...و دنیاش بزرگتر از رابطهتون هستش
اون بهبود پیدا میکنه
فقط برو
آدم باش
باشه
دارم میرم
جَنِت ، میتونم از شبیهساز استفاده کنم؟
یه کنسرت ویژه از لنی کِرَویتز هستش
من میخوام ردیف جلو باشم - حتماً -
جهت اطلاع ، وقتی سیستم روشن شد تو ممکنه خودتو توی اتاق بخار ببینی
با جِیسون که پیراهن دوران چاقی تایمی استرانگمن رو پوشیده
یه اختلالی توی کار بهوجود اومده
پیلبوی؟
نه. منم...جِیسون ، دوست پیلبوی
پیلبوی نمیاد
اگه تو اینجا اومدی که بهم بگی ترکیب نوشیدنی انرژیزا و اسپری بدن
فکر بدیه...من قبلاً اونو از یهدونه بانک و چندتا دکتر شنیدم
من اینجام که بهت کمک کنم نوشیدنی دابل ترابل درست کنی
ولی تو باید از این بعد پیلبوی رو تنها بذاری
من دارم سعی میکنم نجاتش بدم
اوه...باحاله...تو مذهبیای چیزی شدی؟
آمین - آمین -
خیلیخب ، عجله کن و اینا رو بذار توی کامیونم
پلیس جکسونویل
دستها بالا و بیاین بیرون
شما پلیس هستین؟ چون اگه هستین باید بهمون بگین
آره...این پلیس هستش
آره . میدونستم...پلیسا هستن
ما باید الان چه غلطی کنیم؟ یو...بیا از اینجا بزنیم بیرون
نه
من میدونم که بهترین پدر دنیا نبودم
من ممکنه جزء پنجتا پدر برتر هم نباشم
من میخوام جبران اونو بکنم
من حواسشونو پرت میکنم تو هم از اون پشت فرار کن
نه...اون احمقانهست
اون کاریه که پدرم واسه من انجام داد و پدر اون واسه اون
و یه روزی تو هم دقیقاً همین کارو واسه پسرت انجام میدی
منظورم اینه که...خدا نکنه
ولی ممنون دانکی داگ
هی
منو دانکی دَد صدا کن - خیلیخب -
دانکی دَد
نه...اون مسخره به نظر میاد همون دانکی داگ صدام کن
عالیه
بورتِلز
...آه
این حقیقته...تو فوقالعاده هستی
ولی احساساتم عوض شدن
کاشکی میتونستم بهت بگم چرا
واقعاً...واقعاً میگم
...ولی
نمیتونم
...خب
تو به نظر میدونی چی میخوای که این بعیده ازت
خب...من امیدوارم تو به مطالعهات ادامه بدی
امیدوارم به مردم زیادی کمک کنه
...خب
توی زندگی بعدی میبینمت
چی؟چرا اون حرفو زدی؟ تو چی میدونی؟
اون فقط استعاره ادبیه
تو خیلی آدم عجیبغریبی هستی ، مرد
فکر کنم شاید اصلاً اینکار به صلاح بود
خب ، مأموریت مخفی تو اینه که اینکار رو همینجوری ادامه بدی
تا موقعی که بهت علامت دادیم
حالا اینجا یه نکتهی مهمی هستش
و اونم اینه که تو دیگه نمیتونی مرتکب هیچ خلافی بشی
و تو تا جایی که میتونی باید به این آدما کمک کنی
مأموریت به این بستگی داره - مفهومه -
حاجی...من باورم نمیشه شما توی تمام این مدت با ناسا بودین
آره . ما جاسوسای فضانوردی مخفی هستیم
دقیقاً همون چیزی که جِیسون گفت هستیم
مراقب خودت و بروبچ باش و ازدردسر دور بمون
دوستت دارم داداش
منم دوستت دارم داداش
دیوونه - دارمت داداش -
...منم هوات رو دارم . جگ - وار... -
همینه - همینه -
2روز بعد " " بوداپست ، مجارستان
خب موزهی خواهرم فردا در معرض دید عموم قرار میگیره
همهتون واسه یه دورهمی خانوادهی الجمیل آمادهاین؟
تو که میدونی خانومی جوخه روح همیشه آمادهست
من قضیه پیلبوی رو که تقریباً ترکوندم
و با بابام دانکی داگ هم یه حُسنختام داشتم
اون همیشه منو ناراحت میکنه ولی واست خوشحالم رفیق
من هیچوقت اون حُسنختام رو با پدرومادر خودم نداشتم
چون هردوشون مردن پس غیرممکنه
یه قضیهای است و اون اینه که یکی از والدینت درواقع نمُرده
داری چی میگی؟ - مادرت زندهست -
اون مرگشو جعل کرده
عذر میخوام تاهانی...من فکر نکنم که بتونم اینجا باهات توی بوداپست بمونم
کاشف به عمل اومد که مامانم نمُرده
پس من مجبورم با پرواز به آمریکا برگردم
تا بکشمش
ترجمه از RezaM1994FCB
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.