Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
گروه ترجمه وبسایت پیسی دِی : با افتخار تقدیم میکند
پیسی دِی ، مرجع دانلودهای برتر P30Day.Com
خیلیخب
این کار برای ما احمقانه بود
اوه! خبرای خوب
من کلیدای نگهبان رو دارم پس کسی نمیتونه بیاد دنبالمون
بیا فقط...
کلیدت داره زنگ میخوره
ازتون یه سوال دارم شما دوتا عقلتونو از دست دادین؟
سرورم لطفاً از دید من اینو ببینین
هیچوقت تو عمرم اینقدر عصبانی نبودم
یعنی از اول دنیا تا الان!
متوجهم ، ولی نجات دادن روح این چهارتا آدم
خیلی مهمه ، پس ما تا این کارو بکنیم برنمیگردیم
اوه ، اصلاً سعی نکنین برگردین اینجا
چون به محض اینکه پاتون رو از اون در داخل بذارین من همونجا منتظرتونم
ببخشید قاضی ، فکر کنم داره قطع میشه
غیرممکنه ، این یه کلید جادوییه کیری
چیکار میکنی؟ دارم میبینمت
این عالیه
ما دقیقاً نزدیک دفتر چیدی هستیم
تا اونجایی که میتونم بگم کلش متروکه شده
از این برای چی استفاده میکنن؟ انبار کردن؟
نه اینجا حوزهی ژورنالیسته
ها ، واسه دنیا بده ، خوشبهحالمون
پس از اونجایی که هیچکدوم از قدرتهامون رو نداریم
نباید بذاریم گروه از هم بپاشه
و پیشرفتهای اخلاقیشون رو نظارت کنیم
- خب چطور این کارو بکنیم؟ - مطمئن نیستم
هیچ راهی نیست تا تموم نکات رو دنبال کنیم
فقط حسابگرها همچین اطلاعاتی دارن
ولی من چندتا دوربین و میکروفون کار گذاشتم حداقلش اینه که میشه حواسمون به اونا باشه
- بیا زیرنظر بگیریمشون! - اوه!
وای شروع خوبی نبود
اِلِنور گوزید و تقصیر رو انداخت گردن صندلی
حداقلش براش چندتا امتیاز منفی داره
این صندلیه از جا در رفت یا چی؟
قبل از اینکه شروع کنیم باید بگم که تِرِوِر نمیتونه تو مطالعه همراهمون باشه
اون دیشب یه ایمیل به من زد
متأسفانه باید بهت بگم که من خیلی زشت و احمقم
که توی این مطالعه همراهت باشم و من دارم میرم خونه پیش مامانم
کار من بوده من نوشتمش
خیلی بده ، ولی ادامه میدیم تو مرحلهی دوم مطالعهایم
میخوام یکم مدیریت فیلسوفانه بهتون یاد بدم
و بعدش هم چندتا ایده رو بررسی میکنیم
که ساختمون اخلاقیات شخصی شما رو تحتتأثیر میده
ببخشید اِلِنور چیزی گفتی؟
نه صندلیمه ، طراحی عجیبغریبی داره
- صندلیت بوی بدی میده - میدونم
دیدین ، یکی دیگه هم موافقه که کار صندلیه
ترجمه از رضا حضرتی Death.Stroke2@yahoo.com
خبرای خوب دارم!
بودجه از حوزهی عصبشناسی
- رسیده! - اوه
و بخاطرش کیکفنجونی آوردی؟
دقیقاً همون کاری که اگه من بودم میکردم ، ممنونم
- اِلِنور؟ - نه ممنونم
دارم سعی میکنم گروه رو از انجام دادن کارای ناامیدکننده دور کنم ، میدونی؟
مثل مهمونیهای کریسمس یا هیئت خدمات
برای من بدترین آهنگ دنیا اون کارت هدیه همکارته که یهو باز میشه و
و تولدت مبارک رو میخونه
نظرت جالبه ، ولی در عوض
اینا خوشمزهان. مفت هم هستن
- بیخیال شو و یهدونه بخور - باشه
هی بچهها بیاین یه عکس بگیریم
همهتون بیاین ، بیاین ، و بگین...
بگین قسمت نزدیک جلوی کورتکس بطنی
بطنی...پیش جلویی...
قانون جگوار!
« سه ماه بعد »
سلام معلم ، اینجا واقعاً به من خوش گذشت
ولی من برای این اقامت طولانی توی استرالیا برنامهریزی نکرده بودم
و الان وضعم خیلی خرابه
هیچ پیشنهادی برای یه کار پارهوقت نداری؟
دنبال چجور کاری میگردی؟
خب من میتونم تلفنی بازاریابی کنم
میتونم بفهمم یه غذا چقدر باید تو مایکروویو باشه بدون اینکه روی جعبهاش رو نگاه کنم
این دوتا مهارتهای اصلیمن
- خیلیخب - گندش بزنن
تا ببینم چیکار میتونم بکنم
اگه اِلِنور بره سر کار کلاسها رو از دست میده
و این مراحل آرومتر جلو میرن
مطمئنی باید این کارو بکنیم؟ یه جورایی مثل تقلب میمونه
نه نه نه ، این تقلب نیست
فرض کن مثل برفروب داریم جاده رو تمیز میکنیم
تا اون خیلی راحتتر بتونه توی جادهی پیشرفت جلو بره
خوشم اومد
واقعاً تصور خوبی ازش بهم دادی
روزتون بخیر ، چطور میتونم کمکتون کنم؟
یه بلیط اسکرچ لاتاری لطفاً
نه اون نه ، بیشتر برو
ادامه بده ، ادامه بده
این بلیطها قبل از اینکه بیایم پایین پرینت گرفته شدن
میدونم کدومش برندهست
وایسا ، همون یکی
شماره خوششانس 186 از آخر
بفرمایید
کلید دستشویی که نُه ماه پیش گم کردی
کنار دستگاه تعدیل گرماست و زنی که فکر میکنی
خالهته ، در واقع مامانته
خیلیخب ، خدافظ
بچهها ، این اصلاً با عقل جور درنمیاد
من امروز صبح یه بلیط لاتاری بیرون از ساختمون آپارتمانم روی زمین پیدا کردم
خراشیدمش و 18هزار دلار برنده شدم!
- عجب - فوقالعادهست!
امیدوارم دفعه بعد بیشتر شانس بیاری
آره ببخشید الان که دقت میکنم میبینم که واقعاً مقدار زیادی پوله
« سه ماه بعدترش »
جِیسون؟ خوبی رفیق؟
نه
من باید بازی جگوارها رو خودم تنها ساعت سه صبح دوشنبه
توی کامپیوترم نگاه کنم خیلی اذیتکنندهست
همهچیز اینجا...
اصلاً نمیدونم چطور توصیفش کنم
مثل یه بخش متفاوت از زمانه
نه ، احمقانه بود مثل یه سرزمین زمانی متفاوت
من باهات مسابقه رو نگاه میکنم جِیسون
من فوتبال آمریکایی دوست دارم یه زمانی با یکیشون قرار میذاشتم
ولی خوشم نمیومد ازش اونو واسه دوستم غزل بونچن جور کردم
آره فهمیدیم ، ما همیشه متوجهیم
محشره ، ولی اگه میخوای باهام فوتبال ببینی باید شعار جگوارها رو یاد بگیری
اینطوریه
یالا جکها! کونشون رو سرویس کنین!
فکر میکنی بتونی تا آخر هفته اینو یاد بگیری؟
- بهترین تلاشمو میکنم - عالیه ، پس میبینمت
چرا میخوای با جِیسون فوتبال ببینی؟
واقعاً نمیخوام ، ولی این روزا به قول شما آمریکاییا ، بدجور زده بالا
- اوه باشه - وای پسر
خب ، قصاوت نمیکنم ولی اونم خیلی جذابه
میخوای بزنی تو کار جِیسون ، یالا
تاهانی و جِیسون باهم باشن حتی اتفاقی هم باشه
این میتونه گروه رو از هم بپاشونه
باید مانعش بشیم
خب برام آسون نیست که توی زندگی شخصی مردی که
که مخفیانه دوسش دارم و زنی که تحسینش میکنم
ولی اگه تو میگی باید این کارو بکنیم باهات بحث نمیکنم
وقتشه برفروب رو دوباره راه بندازیم ، جَنِت
بیا برای تاهانی یه عاشق حمایتکنندهی مهربون پیدا کنیم
- عالیه - اوه ، میدونی؟
این خیلی کار مأموریت رو وخیم نمیکنه
ولی واقعاً میخوام به اطلاعشون برسونم تا کامپیوترهای بهتری بگیرن
کمکشون میکنه سریعتر کار کنن
اگه برم بازار ممکنه برای برای جِیسون ، چندتا جین کوتاه بیارم
از اونایی که لبهاش مدل داره و جیبهاش بیرونن
تا بتونه بهتر مطالعه کنه
مطمئناً
تاهانی ، خودتی؟
لری هِمسوُرت؟ خدایا
خیلی خندهدارـه ، من همین الان یه تماس از رستوران
دریافت کردم که کتم رو اینجا جا گذاشتم و الان تو اینجایی
باورم نمیشه منو یادته
معلومه که تو رو یادمه ، ما قرار میذاشتیم
میدونم ، فقط هیچوقت انتظار ندارم کسی منو یادش بمونه
چون فقط 190 قدمه
و یکی از اون قیافههایی رو دارم که مردم یادشون نمیمونه
خب ، من مطمئنم که سرت شلوغه احتمالاً نمیخوای باهام حرف بزنی
گرفتم ، منم مزاحمت نمیشدم اندازه سنگ اسکلم
وای اون مقایسه احمقانه بود
متأسفم ، من یه کودنم و زشتم
من مثل یه سنگم ، وااای لری احمق
- درباره سنگها حرف نزن! - نه نه نه ، لری خواهش میکنم
خیلی از دیدنت خوشحالم بشین ، بیا حرف بزنیم
کریس و لیام و لوک چطورن؟
ببخشید ، نه
دیگه به برادرات اشاره نمیکنم
تا وقتی که تو درمورد خواهرم چیزی نگی
اوه!
تو کی هستی؟ اینجا کار میکنی؟
اسمت مونتگامری وایکافـه
زن سابقت سامانتا ، هنوزم دوستت داره ولی میترسه که بهت زنگ بزنه
برو بهش لطفتو نشون بده ، برگرد پیشش
یالا برو!
انگار شب خوبی داشتی
- واقعاً داشتم - تو و جِیسون
تصورش کن
منصف باشیم ، تصورش کردم
راستش من با دوستپسر سابقم بودم
یهو بهش برخوردم
تجدید دیدارمون خفن خوب بود
عجب چیز خوبی بود...میدونی سکس رو میگم...
- آره بازم میگم من همیشه میفهمم - ولی از یه طرف هم احساس بدی دارم
من کاملاً یادم رفت که باید بازی رو با جِیسون ببینم
رفقا ، حدس بزنین چی شده؟
دیروز من یه دعوتنامه فِیسبوکی
برای عضویت تو باشگاه هوادارای جگوارهای جکسونویل گرفتم!
آره ، فکر کنم عین خیالشم نباشه
من و دوتا از رفیقام مسابقهی !جگوارها توی تگزاس رو نگاه کردیم
خیلی خوب بود و من الان مست مستم!
باید یه بار دیگه برم و بالا بیارم بعدش آماده میشم که فلسفه یاد بگیرم!
رفیق!
خیلیخب ، عالی نیست ولی خوب و بد رو باهم داره
موافقم
تولدت مبارم چیدی « شش ماه بعد »
بچهها ، امسال یه سال فوقالعاده برای همهمون بوده
منظورم اینه که جنبههای مختلف زندگیمون پیشرفت کرده
خب ، درمورد همه جنبهها مطمئن نیستم
سوپربُرد ، فعال شو!
صبحبخیر پروفسور آناگونیه برنامه درسیتون آمادهست
سوپربُرد ، موسیقی برای اطلاعیه پخش کن ، لطفاً
دیشب لری هِمسوُرت بهم پیشنهاد داد
و ما داریم به لندن برمیگردیم تا برای ازدواج آماده بشیم
- وااااو - یا پیغمبر
جَنِت ، وضعیت قرمزه
همه برفروبیها همین الان باید متوقف بشه
پس دیگه این خرس بِلِیک رو به جِیسون ندم؟
اصلاً چطور اینو اینور و اونور میبری؟ من اصلاً نمیتونم این حجم رو تحمل کنم
خب دخترایی تو موقعیت اجتماعی من
تو سنهای خیلی پایین حمل این حلقهها رو تمرین میکنن
اوه راستی من دارم یه مهمونی نامزدی توی اِیر بی.اند.بی امشب برگزار میکنم
واقعاً دقیقه نودی شد
هر جوری که هستین بیاین
خب پس همه این مردم همونطوری که بودن اومدن؟
سلام به همگی. واقعاً خیلی خوشحالم که اومدین
خدایا تاهانی ، تو اینجا رو از اِیر بی.اند.بی پیدا کردی؟
وای نه ، میفهمم چرا گیج شدین
من گفتم اِر بی.اند.بی اِ-ر
یه برنامه برای خانمها و آقایون نجیبزادهست
که عمارتها رو معاوضه میکنن ، جزیرههای شخصی رو
بالنهای هوایی داره و چیزایی از این قبیل
بگذریم ، خب همگی میخوام که با لری هِمسوُرت آشنا بشین
اوه ، گروه مطالعه افسانهای
متأسفم که اینقدر طول کشید تا شجاعت دیدن شما رو پیدا کنم
گمونم میتونید حدس بزنید چرا
از اون خط فک تیزش شرمساره یا صفر درصد چربی بدنش؟
هنوز باورم نمیشه اون میخواد باهام ازدواج کنه
یه احمق جراح کودکان که شاید فقط این 8 پک رو داشته باشه
اصلاً خودت میدونی چه شکلی هستی؟
و مهمتر اینکه...
مایلی سایرس یه آهنگ آهنگ به اسم "Wrecking Ball"
درمورد برادرت لیام نوشته ، نه؟
محشره
سوالها همهشون درمورد برادرای بااستعدادمه
خدایی نکرده من یه روز اون فرد خاص باشم
نه عزیزم ، نرو تو هم مهمی!
اینکه تو مهرههای کمر بچهها رو درمان میکنی واقعاً به اندازه بازیگری ارزش داره
تاهانی برای فردا صبح یه پرواز گرفته
پس این مهمونی تنها شانسمونه تا اونا رو از رفتن منصرف کنیم
شاید باید بذاریم تا هر کدومشون راههای خودشون رو برن
و امیدوار باشیم که اونا یاد بگیرن چطوری به مکان خوب برسن
نه خودمون میدونیم چی میشه
گروه از هم میپاشه اونا گند میزنن . نه
باید لری رو ازشون جدا کنیم و متقاعدش کنیم
که اون باید تو استرالیا بمونه
وقتشه که برم تو نقش...
ناتانیل کوکسوِل ، رفیق
تدارکاتی ستارهها!
لهجه رو بیخیال شو
خیلیخب
وِجمِیت میخورین؟
آره ، ممنونم
مامان راست میگفت
همیشه اون تپله میمونم
روزت بخیر ، رفیق
ناتانیل کوکسوِل
تدارکاتی ستارهها
درسته که داری به انگلیس میری؟
- آره ، من فردا صبح پرواز دارم - اوه ، یه سفر طولانیه
پسر تو باید خیلی اعتمادبهنفس داشته باشی که زندگیتو اینطوری از ریشه میکنی
تو باید اینجا توی سیدنی بمونی
اینجا یه شهر پُرانرژی و بینالمللیه ...که تو فقط 4.8 درصدش رو دیدی
احتمالاً
فهمیدم جریان چیه
شما واقعاً تدارکاتی نیستین ، نه؟
آ...آ...آ
برای کی کار میکنین؟
تحقیقکنندههای استرالیایی؟ تیام-زِد؟
اگه میخواین اینجا بمونین میتونین ادامه بدین و منو مسخره کنین
مایه ننگ خانواده هِمسوُرت رو
تاهانی اینا رو بیخیال شده
و من دارم لحظهشماری میکنم تا از آدمایی مثل شما دور بشم
و بالاخره میتونم فامیلی اونو برای خودم داشته باشم
متنفرم که اینو بگم ولی گروه احتمالاً به عضو جدیدی احتیاج داره
اصلاً نمیدونم چطور کسیو جایگزین تاهانی کنیم
فکر میکنین مارگو رابی به فلسفه علاقه داره؟
راستش خبر تاهانی یه فرصت به من داده
میدونی من و سیمون به زمان احتیاج داریم
تا دادهها رو آنالیز کنیم و برای مقدارهای بزرگ آمادشون کنیم
یه جورایی به صورت طبیعی احتیاج داریم تا کارها رو متوقف کنیم
آره و مرحله بعدی آزمایش رو
با یه موضوع جدید شروع کنیم میدونی که برای مقایسه نتایج
وایسا ، دارین چی میگین؟
مطالعه دیگه تموم شده؟ بریم پی کار خودمون؟
نه ، نه ، نه ، فقط داریم یه استراحتی میکنیم برای حدود یه سال یا همچین چیزی
و مطمئنم که همهتون مشتاق برگشت به خونهاین
آره کلی کار دارم که وقتی برگشتم فینیکس انجام بدم
مثل...
من کارتهای پانچشده واسه اسپری کردن بدنم دارم
که سمت چپ بدنم رو مجانی انجام میدن
نه ، نه ، نه ، نه!
کل گروه داره از هم میپاشه
خیلیخب ، نقشه فوری جدید
اِلِنور با من
میدونم خطرناکه ولی بعید میدونم منو بشناسه
منم ترتیب لپ گلی رو میدم...یعنی کون جِیسون...یعنی ، جِیسون
- میگو؟ - همیشه
خب ، اصلاً از کجا خانم الجمیل رو میشناسی؟
توی دانشگاه باهاش کار میکنی؟
کار میکردم ، مطالعه دیگه تموم شده
بالاخره کمکم داشتم میفهمیدم
و الان باز باید اون کارتهای شانس رو خراش بدم
وای پسر ، میدونم چطوریاست ، که نخوای یه چیزی تموم بشه
مثل اینه که تیم کوچیکت آخرین چیزیه که بین تو و فراموشی وایساده
که توی هر لحظهای ، دنیا میتونه دورت بپیچه و آخرین نفست رو
از ششهایی که دارن میمیرن بگیره
تو یه تدارکاتی هستی ، نه؟
یه هنر رقابتیه
نکته اینه که شرط میبندم اگه مطالعه اینقدر برات مهمه
برای بقیه هم همینقدر باید مهم باشه
شاید همهتون منتظر این وایسادین که یه نفر اینو خیلی بلند بگه
میخوای باهاش یکم سس کوکتل بخوری؟
من مفتخرم تا یه گروه فوقالعاده که منو به اینجا آوردن معرفی کنم
اگه تصمیم نگرفته بودم تا از زیر توجههات تور چگونه از زیر توجههات خارج بشیم» بیرون بیام»
و به استرالیا سفر کنم و به دارودستهی زرنگ بپیوندم
هیچوقت دوباره لری رو ملاقات نمیکردم
پس ، برای اینکه گروهمون رو جشن بگیریم من شیرینی موردعلاقه خودمو آماده کردم
هیچکدومتون نمیخواین چیزی بگین؟
اِلِنور!
آره اِلِنور
...اگه کسی مشکلی نداره
دوست دارم تا افرادی که روی این کیک هستن رو نشون بدم
من فهمیدم که ما بیرون از این مطالعه زندگیهای پُرمعنی و مفهومی داشتیم
خب تاهانی و چیدی داشتن من و جِیسون مستقیم گند زدیم
ولی فقط دارم به این پیشرفتی فکر میکنم که بعد از این عکس بهش رسیدیم
میدونم کاری که داریم میکنیم مهمه
و منم آماده نیستم که دست بکشم
فکر میکنم که شما هم همینطور باشین
پس بیاین همهمون همینجا بمونیم و ادامهاش بدیم
نظرتون چیه؟
اِلِنور ، چیزی که گفتی واقعاً دوستداشتنی بود
واقعاً بود ، و من...
خیلی خوشحالم که این مطالعه اینقدر برات مهم بوده
- ولی اگه واقعبین باشیم... - باشه باشه خودم فهمیدم...
نه نمیخواد بگی ، من خودم فهمیدم
- همون حرفای اونو زدی ، باشه - خوبی؟
- امیدوارم عصبانی نشده باشی - نه ، نیستم
فقط دارم میخندم چون تموم این مطالعه مضحک و احمقانه و یه مسخرهبازی بیهدفه
و حالا که تموم شده بیاین بریم
من به شما احتیاج ندارم و شما هم به من احتیاج ندارین
و از اونجایی که شما به من احتیاج ندارین منم الان میخوام خودمو از این کیک حذف کنم
نه
اِلِنور ، خواهش میکنم!
اوه ببخشید ، کارمون دیگه تموم شده
خدافظ ، خیلی دیره
خدانگهدار شما سرورم!
و از طرف خدا روز خیابون پلوپینگتون رو بهتون تبریک میگم
آمریکا! آمریکا! آمریکا!
اِلِنور؟ خودتی؟
نه
من حدود بیست دقیقه قبل به تاکسی زنگ زدم
میگه 10 کیلومتر از اینجا دوره که من اصلاً نمیدونم چقدره
یکم بیشتر از 6 مایله
بخاطر همین اومدی اینجا؟
که سیستم اندازهگیری این چیزا رو یادم بدی؟
نه ، میخواستم به تاکسی زنگ بزنم فردا صبح زود کلاس دارم
بعدش دوستم رو دیدم که پشت یه گیاه قایم شده
و نگرانش شدم
بعدش دوستم دوباره گند زد به هیکلم
پس منم میخوام برم
و اونو با اون برگهای کثیفی که روی سرش هستن تنها بذارم
وایسا ، وایسا ، وایسا ، وایسا
وایسا ، وایسا متأسفم معذرت میخوام ، نرو
تو یه دانشمند مغزی هستی
میتونی بهم بگی که چرا اونکارو کردم؟
من بیشتر توی علم روان تحقیقات بالینی میکنم توی کجخلقیهای اینطوری تخصصی ندارم
شاید به یه روانشناس بچه احتیاج داری
شایدم یه پستونک
کونم سوخت باشه حقمه ، بد کاری کردم
ولی خواهش میکنم میشه کمکم کنی؟
چرا اونکارو کردم؟
خیلیخب حدس من اینه
با تکامل انسانها ، اولین مشکل بزرگ باید بر اصل من در مقابل ما غلبه کنیم
یاد بگیریم که چطور آزادی شخصیمون رو
برای نفع گروه ، قربانی کنیم
میدونی مثل اینکه غذا و وسیلههامون رو شریک کنیم
پس نه از گشنگی بمیرم ، و نه ببرا ما رو بخورن ، چیزای اینطوری
خیلیخب ، تا اینجاشو گرفتم
دومین مشکلی که باید بهش غلبه کنیم ما در مقابل اوناست
سعی کنیم تفاوتهای گروهها دیگه رو هم به اندازه تفاوتهای گروه خودمون ببینیم
این یکی رو البته هنوزم باهاش مشکل داریم
بخاطر همینه که نژادپرستی و ملیتپرستی رو داریم
مثلاً چرا طرفدارای استون کُلد استیو آستین از طرفدارای راک متنفرن
نه ، ما از راک متنفریم چون اون رفت توی هالیوود و استون کُلد جا نزد
پس طرفدارای راک یه مشت بازنده هستن
نکتهاش رو گرفتم ، ادامه بده
خب ، ویژگی جالبی که داری اینه که...
فکر میکنم تو اصلاً مرحله من در مقابل ما رو نگذروندی
منظورم اینه که تا حالا جزء گروهی بودی که واقعاً بهش اهمیت بدی؟
- توی گروه دخترای پیشاهنگ بودم - واقعاً؟
از نظر فنی ، با یه اسم الکی وارد گروه شدم چون میخواستم یه مشت از کلوچهها رو بدزدم
دیدی ، دارودستهی زرنگ اساساً اولین گروهیه که اون به یه بخش از وجودت تبدیل شده
و حالا داره بههم میخوره
حس میکنی داری چیزی رو از دست میدی
و الانم میترسی به عقب برگردی و تنها بشی
میگم که این فقط حدس منه
تشخیص احتمالی پزشکی میگه که یه آدم عوضی هستی
چرا تو سوار تاکسی من نمیشی؟
قکر کنم باید برم و از "ما" عذرخواهی کنم
و اینکه ممنونم
حرفم اینه که من واقعاً از اون دسته دخترایی نیستم که عذرخواهی کنم
معمولاً از اونام که میگن موقعی که توی پارکینگ
در ماشین قفل شد تقصیر خودته
چونکه موقعی که داریم جان ویک میدیدیم خفه نمیشدی
از اون دسته دخترا
ولی متأسفم که قاطی کردم
فقط بخاطر اینه که قراره دلم برای شما تنگ بشه
- ما هم دلمون برای تو تنگ میشه - یه نظری دارم
چطوره هر ساله دورهم جمع بشیم؟
اینطوری دارودستهی زرنگ هیچوقت از بین نمیره
هر تابستون میتونیم به ترتیب تو یکی از خونههامون اقامت داشته باشیم
تفریحگاههای بزرگ ، کلبههای ییلاقی یا هر چیزی که شما بخواین
میتونیم توی جکسونویل همدیگه رو ببینیم
خونهام دقیقاً روی آبه
قبلاً اینطوری نبود ولی کل شهر یه باتلاقه و داره میره توی اقیانوس
ایول بابا ، رفیق
سال بعدی میریم جکسونویل
آره
شاید نخوایم کل سال رو صبر کنیم
خیلی سریع داره میره زیر آب
به افتخار این لحظه یه نوشیدنی بزنیم
خیلیخب ، فکر کنم یه نقشهای به سرم زده
که اونا بتونن توی استرالیا بمونن و پنجتا از ناظرها به طور تصادفی آسیب ببینن
بهش میگن آتشسوزی یالا بریم
مایکل نه ، ما تا همیشه نمیتونیم پا درمیونی کنیم
وقتشه برفروبمون رو پارک کنیم
و به این آدما اعتماد کنیم تا خودشون برنامههاشونو جلو ببرن
این مثل محلهی زندگی بعد از مرگت نیست
نمیتونی چیزها رو وقتی که طبق نقشهات پیش نمیرن ، از اول برنامهریزی کنی
وای جَنِت ، تو یه نابغهای
درسته ، من همهچیزو میدونم
الان یه فکر احمقانه تو کلهام انداختی
خیلی احمقانهست فقط ممکنه...شکست بخوره
احتمالاً شکست میخوره ولی ممکن هم هست کار کنه
من دری که به زندگی بعد از مرگ میره رو باز میکنم
وقتی که من وارد اتاق قاضی میشم تو مواظب باش
و زمان زمین رو دوباره برنامهریزی کن
تا ما دوباره این کارو انجام بدیم ولی این بار به طور درست
یه سال برای دورهم جمع کردنشون صبر نمیکنیم
از همون لحظه مطالعه رو شروع میکنیم
اصلاً میدونی زمان زمین رو چطور میشه دوباره برنامهریزی کرد؟
...نه حدس میزنم که اونجا باشه ، میدونی
...یه دسته یه دکمه یا حتی تو
شاید باید یه چیزی رو از دوشاخه بکشی بیرون و باز وصلش کنی
مهم نیست . باید یه راهی باشه
...مایکل ، قبل از اینکه این کارو بکنی - - نه! اصلاً نباید منتظر بمونیم
این همهی چیزیه که داریم ، جَنِت!
ما چیدی و اِلِنور و تاهانی و جِیسون رو داریم
و همین و بس
اگه نتونیم نکات مثبت کافی برای زندگی بعد از مرگشون بهشون بدیم
تا بتونیم اونا رو به مکان خوب ببریم بعدش دیگه حتی بودن ما هم اینجا هیچ فایدهای نداره
باید سعی خودمونو بکنیم
خیلیخب ، بریم تو کارش
باشه
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه سلام بچهها
این پایین چیکار میکنین؟
پیسی دِی ، مرجع دانلودهای برتر P30Day.Com
ترجمه از رضا حضرتی Death.Stroke2@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.