Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
Kpop translators team tel: @KTteam
ZaraVara, De Danann, mahdiye__hm: مترجم
(... تمام شخصيت ها، مکان ها و سازمان ها در اين سريال)
(تماما غير واقعي و ساخته ذهن نويسنده است )
)،تلويزيون پرنس يونگ سو، نه غذايي، نه حمومي، نه اصلاحي)
"!يک اتاق خواب 48 ساعته"
(اشوب" وارد اتاق شد")
(اين چه جور اتاقيه ديگه؟)
(نميبيني خوابه؟ اتاق خوابه ديگه)
(چه جالب)
(فکر ميکردم اون منم)
(جان من يه نمايش بزرگسال راه بنداز)
(اگر مدير سايت اينو ببينه، براي هميشه بِن (اخراج) ميشه)
(اون کيه؟ )
(لطفا بيدارش کن)
(! يه سري مهارت هاي حرفه اي رو بهش ياد بده و بفرستش به يه کارخونه)
(اگه بيدارش کني صدتا آبنبات بهت ميدم)
حتي يه ريالم واسه قبض برق نميده
حداقل بايد کامپيوترو خاموش کنه
(پناه بر خدا! شبيه ارواحه)
(يه خانم پيره)
(مامان بزرگي که نشسته اونجا جالب تر از اين حرفاست)
داره از چيزي فيلم ميگيره
يک اتاق خواب 48 ساعته"؟"
اتاق خواب چيه؟
(يه برنامه اي که توش غير از خواب کار ديگه اي نميکني)
(دراز ميکشي و آبنبات مجاني ميگيري)
(عجب دنياي راحتي)
يه برنامه اي که توش غير از خواب کار ديگه اي نميکني؟
چرا يه همچين چيزيو ميبينيد؟
(همينجوري)
خانوم، شما چند سالتونه)؟)
من؟
من چند سالمه؟
(بهش ميخوره از عهد دقيانوس اومده باشه)
(بايد با افراد مسن با احترام بيشتري رفتار کني)
(اينقدر اداي خوبارو در نيار)
من 25 سالمه
(پناه بر خدا)
سلام، اسم من کيم هه جاست
امسال 25 سالم ميشه
هرچند که شما باور نميکنين
من يه زن 25ساله معموليم که تو کره زندگي ميکنه
!هي کيم هه جا
بجز اسمم که واسه اين دوره يه ذره قديميه
گفته بودم اسممو تو جمع بلند صدا نکن
!کيم هه جا! کيم هه جا! هه جا کيم
ببند
سرده
گشنمه
مامان و غذاي دريايي کجان؟ سوار قايق شده يا نه؟
خنگ
چرا؟ - اون خوردني نيست -
پلاستيکه - چي؟ خيليم خوردنيه -
برگ بامبوئه
تابلوئه پلاستيکه
تو هيچوقت برگ بامبو نديدي
مال کره نيست
ميتونم بوي ادويه چيني رو اينجا حس کنم
اين چينيه، استان شان ـسي
خيلي لنگ ميزني
به خاطر همينه که پانداها اينارو ميخورن
زايليتول ميدوني چيه؟ (م: نوعي الکل قند، به شيريني ساکارز با درصد کالري کمتر است )
زايليتول از درخت غان بدست مياد
به دهنم حس تازگي ميده
انگار دارم دندونامو مسواک ميکنم
خل و چل
يعني ميگي اين واقعا برگ بامبوئه؟
گفتم بهت که، اره
تو 25 ساله که گولشو ميخوري
هنوز به يونگ سو اعتماد داري؟
!لعنتي- تفش کن بيرون-
بابا
خدايا، نزديک بود قورتش بدم
خيلي خنگي
هر چند، نسبت به گذشته بهتر شدي
... وقتي بچه بودي، هرچي اوپا ميگفت رو باور ميکردي
و يه دفعه قرص نفتالين گذاشت دهنت و تو فکر کردي قرص نعنايي بوده
... جدي، من بعد از چند ثانيه تفش کردم بيرون
ولي نتونستم تا سه روز هيچي بخورم، بخاطر اون نامرد
هي به داداش بزرگت نگو نامرد
نميخواي گوينده خبر بشي؟ مراقب حرف زدنت باش
حالا هرچي- گوينده خبر کيه؟ -
من گوينده خبر نيستم
... فقط ارزو ميکردم ميتونستم
گوينده خبر باشم
هنوز نشده- بزودي ميشه-
هي، مگه بهت نگفتم کنار پنجره نشين
کک و مک ميزني
يجا بشين که خورشيد بهت نخوره
راست ميگه
... چه بازيگري، گوينده خبر يا خواننده
توي همه ي کار هاي تلويزيوني ظاهر خيلي مهمه
شنيدم کل خانواده بايد کمک کنن
ميدوني که حتي نميتونيم تورو بفرستيم يه کلينيک زيبايي
اينو نگو
،در عوض، هرروز با خيار برام يه ماسک ميزارين
و بابا هرشب برام با تخم مرغ ماسک مو درست ميکنه
بخاطر همينه که من به عنوان دختر شما دنيا اومدم
دوست دارم
شنيدم تو امسال خوش شانس نيستي ،مراقب خودت باش
باشه- مامان-
وقتي امتحان ورودي رو رد شدم هيچوقت با من اينجوري رفتار نکردي
خيالاتي شدم؟
اره درسته- که اينطور-
وقتي که بايد درس ميخوندي مثل يه نوزاد ميخوابيدي
ميتوني از خودت خوب مراقبت کني؟
حداقل يه نوزاد رويا و اميد داره
اميد و رويا؟ منم دارم
... روياي من
کباب گوشت خوک خوردن
حس ميکنم خيلي بلندپروازانه بود
... بله اين فقط يه روز معمولي
با خانوادم هست
مامان، ميرم قدم بزنم
يادت نره کلاه بزاري
اين ساحل يه جاي خاص توي قلب منه
وقتي پنج سالم بود؟
اين ساعتو اينجا پيدا کردم
!داشته باش اينو هه جا
!تمومش کن
تمومش کن! مامان گفتم همين الان تمومش کن
همين الان تمومش کن
چيشد؟
!داشته باش اينو هه جا
! مامان
!داشته باش اينو هه جا
! بسه
! بسه
!داشته باش اينو هه جا
... ساعتي که تو ساحل اينجا پيدا کردم
بهم اين امکانو داد که زمانو عقب بکشم
چيه؟چيشده؟
يعني اين ساعت تو ساحل به چشم هيچکس نيومده؟
... بهرحال بعد از پيدا کردن ساعت جادويي
انقدر هيجان زده بودم که انگار قدرت جادويي بدست اوردم
،با اينکه فقط يه دختر بچه کوچولو بودم
خيلي پشيمون شدم- دلم ميخواد بيشتر بخوابم-
... براي پنج دقيقه بيشتر خوابيدن دم صبح
(کلاس 1 مرحله 2 نام: کيم هه جا)
براي گرفتن نمره بالاتر در امتحان
(جمع و تفريق، نام:کيم هه جا)
... بعد از استفاده از ساعت مجبور شدم
هي! رئيس اينجا کيه؟
هه جا- هه جا-
بارها و بارها زمان رو به عقب برگردونم
هرچقدر بيشتر زمان رو برميگردوندم، زمانم سريعتر ميگذشت
به قدر کافي پير ميزنه نسبت ب اينکه مدرسه راهنمايي باشه
(تاريخ تولد:25 اکتبر 1994 سن:10)
دخترت بالغ بنظر ميرسه
... والدينم تلاش کردن که
... نشون ندن چقدر نگران سريع بزرگ شدن منن
اما اونا بيشتر و بيشتر اه کشيدن
بنابراين، تصميم گرفتم کمک بيشتري از ساعت نخوام
،اما زماني که شروع کردم به نگاه کردن به همسن و سالاي خودم
دوباره تکه پاره شدم
... من فهميدم هيچ کدوم از کاراکتر ها با قدرت خاص
توي فيلماي ابرقهرماني و کارتونا زندگي نرمالي نداشتن
اگر اين توانايي به من داده شده که بشريت رو نجات بدم چي؟
چي ميشد اگر من ساعت رو پيدا نميکردم؟
احتمالا اون منو بين تمام ادماي دنيا انتخاب کرده
پس من ميتونم قهرمان بشم و بشريت رو نجات بدم
،فکر ميکردم ميتونم دانشمند بشم
... اما به سرعت متوجه شدم براي اين کار بايد دست و پا بزنم
وقتي رياضي رو رد شدم
،براي تبديل شدن به قهرمان واسه نجات دنيا
... فهميدم چقدر تنبل و بي حالم
خيال واهيمو تموم کردم
... بهرحال، زندگي هميشه
معنا خودشو نشون ميده
هي، کيم هه جا، کجا ميري؟
چيه؟
هي، اينه
چيزي که اون روز درباره اش حرف ميزديم. تلفني
خواهرت با صداي قشنگ؟
چي ميگي تو؟
ساکت باش- چي؟ خودتو خجالتي نشون نده-
صدات شبيه گوينده خبر تي بي سي، جانگ يون جوعه
گوينده جانگ يون جو تيپ مورد علاقه منه
گوينده جانگ يون جو تيپ مورد علاقه منه
درسته
،چون من راحت عاشق ميشم، درست مثل هوس
... تصميم گرفتم که
گوينده خبر بشم، که هيچ ربطي به قهرمان شدن نداره
بريم
شروع
اين يک اطلاعيه اس
... برنده بچه خوک
در اخرين مسير بچه خوک رو گم کرد
اگه ديدينش، بلافاصله با دفتر ثبت تماس بگيريد
کيم هه جا، از اچ بي اس همچنان به بهترين کارش ادامه ميده
ممنون
باشه
واقعا يه گوينده مجبوره اينکارارو بکنه؟
فکر کن تمرينه
"توفو و صدف همراه نوشيدني ها و مخلفات"
"سوجو و ... . لعنتي"
خدايا اينا بي فايدس
اينا بي فايدس
ارزو ميکنم اي کاش عهد دقيانوس دنيا اومده بودم
حتي اگر هيچ کاري جز خوردن و خوابيدن و نفس کشيدن نداشته باشم
هيچ کس منو بخاطر بيکار شدن قضاوت نميکرد
چطور ميخواي امرار معاش کني هه جا؟
هه جا
! هه جا، کيم هه جا
کيم هه جا- چيه؟ -
واي نه خداي من، ميشه چند دقيقه بياي اينجا؟
واي خدا، خداي من
هي، چيشده؟- "نگران نباش احمق"-
چي- لامپو روشن کن-
فضا يکم تاريک شده
هي ميتوني بدون اينکه بلند بشي دستت رو برسوني به کليد؟
اينقدر تنبلي که اينکارو انجام بدي؟- اين کتاب برند جديده-
اگر دستامو تکون بدم، صفحه ها ورق ميخورن
اين کاملا حرکت رو خراب ميکنه
"احمق" - خداي من-
هه جا کيم هه جا- چيه-؟
امروز يکم وقت داري؟
چطور؟ چرا ميپرسي؟
اگر وقت داري يکاري واسه صورتت بکن
مراقب کسايي که باهات زندگي ميکنن باش
!هي !دفاع، دفاع
!افرين
... ايششش
مامان، دوباره توي سالن اب نيست؟
نميدونم چي شده؟ فشار اب خيلي بده
مشتريا دارن ميان داخل، تا ابد طول ميکشه ک دستامو بشورم
بهت گفته بودم وقتي ميخواي مو رنگ کني دستکش بپوش
واسه همينه دستات پوسته پوسته شده
براي دراوردن و پوشيدن دستکش وقت ندارم
بايد موهارو کوتاه و رنگ کنم و بعدش فر کنم
غرق کار شديا، يه دست اضافه ميخواي؟
اشکال نداره. کاريه که بايد انجام بدم
(سالن زيبايي شادي)
خدايا، بسه- چيشده؟ -
بيخيال
چرا اونکارو نکردي؟
نميدونم
کي ميدونست اينطور ميشه؟
سلام- تو اينجا چکار ميکني؟ -
خداي من- سلام-
من مراقب اين هستم
خداي من الان حتي هه جا هم خبره س
اون ميدونه دقيقا چکار کنه
از وقتي بچه بود، نگاه ميکرد ببينه مامانش چکار ميکنه
ما هممون خوشحال ميشيم اگر هه جا دستياري مامانشو همينجا ادامه بده
نه هه جا قراره گوينده خبر بشه
وقتي اون گوينده خبر شد
من اين سالنو ميفروشمو فقط ميرم مسافرت
خدايا، ديگه مريضم کرده
گوينده خبر؟
پس يعني اون ميره توي اخبار؟
،واي خداي من، اگه هه جا گوينده خبر بشه
باعث ميشه همه خانوادش بهش افتخار بکنن
و حتي همه ي همسايه ها بهش افتخار ميکنن
من بايد قبل از اينکه معروف بشه باهاش دست بدم
خب، من فقط دارم براي تست اماده ميشم
(انجمن صدا و پخش، دانشگاه هوجونگ)
چک ميکروفون 1،2
خيلي خب بعضي هاتون پول رو پرداخت نکردين
سونبه لي نام گيو و سونبه يون جي سو - هي-
فکر ميکني هنوزم امور مالي رو مديريت ميکني
و تو، پارک گوانگ سو
قبل از اينکه مست بشم و گازت بگيرم هزينه رو پرداخت کن
پرداخت ميکنم
فقط يکمي تاخير داره
يه نگاه به خودت بکن، فکر کردم يه فروشنده موفق شدي
چرا تو پول ندادي هنوز؟
موفق"؟"
،حالا که حرفش شد
همکلاسيا بايد به هم کمک کنن، مگه نه؟
لطفا ثبت نامم کن
تو گوش نداري؟
من شغلي ندارم
واضحه که نميتونم پول بيمه رو بدم
اوه سويون اينجاست- اون اومد؟ -
اون يکي از گوينده هاي خبر تي بي سيه
ببخشيد دير کردم
نگران نباش
سو يون اينجا بشين
خدايا، چرا اينقدر سنگيني؟
ممنون
سلام- سلام-
سونبه، حالتون خوبه؟
بله- ببخشيد ديرکردم-
سونبه هيون جونگ داشت واسه برنامه خبري فردا راهنماييم ميکرد
که اينطور- گوينده خبر کيم هيون جونگ؟-
بهش نزديکي؟
من تازه واردم
اون خيلي خوب بقيه رو راهنمايي ميکنه
تو همين الانم شبيه گوينده خبر به نظر ميرسي
نه بابا تازه سال اولمه
به بدبختي ميتونم اطراف ايستگاه پخش رو پيدا کنم
شگفت انگيزه تو گوينده خبر تي بي سي شدي
... اون اولين عضو گروه نيست که تو 6 سال گذشته
وارد تي بي سي شد؟
درسته؟
سونبه امسال براي تي بي سي درخواست داديد؟
منظورم اينه که ميخواستم دنبال درخواست شما باشم
ولي همش درگير ملاقات با افراد مختلف هستم
ن بابا
حتي درخواست هم ندادم پس نگران نباش
کلا بيخيال شدم
،پس چرا داري تلاش ميکني گزارشگر بشي
حومه شهر زنبور نيشت زده بود
بعد از اينکه مرغ لاک وودي خوردي جاش ورم کرده بود؟
تو کاملا هم بيخيال نشدي درست ميگم؟
تو... تمومش کن
سونبه، يادت مياد؟
وقتي من سال اولي بودم تو اصطلاحاتم رو صحيح ميکردي
ميگفتي من با حرف س مشکل دارم
و مجبورم ميکردي جمله ي "او سيب سبز دارد" رو بارها بگم
"او سيب سبز دارد"
فک کنم هنوزم مشکل دارم
واقعا؟ هه جا اينکارو کرد؟
براي گوينده اينده خبر تي بي سي؟
دقيقا
احتمالا ديوونه شدم
جايگاه خودمو نميدونستم
،راستي از سويون گرفته تا جانگ هو
خوشحالم که خيلي از اعضاي باشگاهمون خوب عمل ميکنن
شنيدم جانگ هو برگشته کره
واقعا؟
اومده بو ديدن کارگردان ايستگاه پخش
به نظر ميرسيد داره به بهترين نحو زندگي ميکنه
در حالي به عنوان گوينده تي بي سي کار ميکرد
يه عکس از کمپ پناهندگان ديد
سريع کارش رو ول کرد و خبرنگار جنگي شد
ازش نخواستي امروز بياد؟
گفت ميره جلسه خوانوادگي
ولي قول داد بعد از کارگاه هفته اينده توي جزيره گانگهوا بياد
شما هم اونجا هستي مگه نه؟
؟من- ... فک کنم شنيدم-
تو از خيلي وقت پيش بهش نظر داشتي
من تنها کسي نبودم که بهش نظر داشت
ولي تو حتي ازش خواستي برين بيرون
اگر درست شنيده باشم
! اره ازش خواستم بريم بيرون
هر چند دقيقا نميتونم بگم رد شدم
فقط ناديده گرفته شدم
من ديگه اهميتي به کوانگ جونگ هو يا هيچکس ديگه نميدم
! من به کسي احتياج ندارم
يا خدا
تو کي هستي؟
... چي
چرا حرف نميزني؟
نميخوام خجالت زدت کنم
منحرفي؟
يه گوشه تو تاريکي وايميستي و بقيه رو ديد ميزني
محض اطلاع من از اول اينجا بودم
ميخواستم پاشم و برم، ولي اين بيشتر تحقيرت ميکرد
پس تصميم گرفتم تا وقتي رفتي اينجا بمونم
کدوم منحرفي همچين فکري ميکنه
... بازم وقتي متوجه شدي يه نفر داره مياد اينجا
خدايا اون چشه؟
بي خانمانه؟
(درخواست کمک)
فک نکنم باشه
خدايا اون منحرف
بهتره جلوي من آفتابي نشه ايشش
دقيقا شبيه منحرفا نبود
هي چي باعث شده همچين فکري بکني؟
... اون وقت شب تنهايي تو پارک قايم شده بود
و تورو نگاه ميکرد، کجاش دقيقا؟
فقط حسم ميگه
ببخشيد شيفت شبم دير تموم شد
چرا يه گيتار حمل ميکني وقتي حتي نميتوني بزني؟
اينجوري نباش اون موسيقي دانه
همين الان تموم شد
ممنونم تو خيلي باهوشي
الان کار نيمه وقتت مهم نيست
گفتي قراره مسائلو با اژانست حل کني
قراردادت رو تمديد ميکنن؟
تمديد شد
جدي؟- چقدر؟-
"چقدر"؟ نگفتن چقدر
کي ديبو ميکني؟- ديبو؟- (م: شروع به کار در صنعت سرگرمي)
گفتن هر وقت بخوام ميتونم ديبو کنم
وظيفه اوناس که تو رو اماده ديبو کنن
خب حالا شرايط چي بود؟
"تو واقعا ديوونه اي؟"
"تو چرا منو ترک کردي؟"
ميتونم هر چقدر بخوام از اتاق تمرين استفاده کنم
ميتونم همونطور که ميخوام بيام و برم
همونطور که ميخوام ديبو کنم
و درباره مدت قرارداد خودم تصميم بگيرم
پس چکاريو نميتوني به خواست خودت بکني؟
فقط نميخوان به کسي بگم با اونا قرارداد بستم، همين
ما چيکار بايد بکنيم؟
با تو چيکار بايد بکنيم؟
مگه نميخواستين قراردادم تمديد بشه
خوبه کارت عالي بود
راستي، هه جا تو کجا بودي؟
رفته بود انجمن صدا و پخش
جانگ هو سونبه برگشته کره
...کي
کائوليانگ" و ميگي؟"
بچه ها اينجا جاي حرف زدن نيست
اره؟- بريم-
( مهمانخانه )
وقتي سونبه گفت ميخواد خبرنگار جنگي بشه
فکر کردم دروغ گفته که منو از سرش باز کنه
با عقل جور در نمياد
چرا يه گوينده خبر يهويي خبرنگار جنگي بشه؟
ولي اون کلي دليل داشت که تورو بپيچونه
انکارش که نميکني نه؟
ميدوني که يه جورايي مسئولي که من بهش پيشنهاد دادم بريم بيرون نه؟
چي ميگي؟ ...گفتي بايد مست کني
و نوشيدني قوي خوردي
...درسته. شراب کائوليانگ و آبجو رو مخلوط کردي
و يه نفس دادي بالا
سونبه
چرا جلومو نگرفتين؟
ميدونين چي بيشتر از همه اذيتم ميکنه؟
روز بعدش، همه چيو يادم بود
ولي سونبه طوري رفتار کرد انگار چيزي نشده
تا آخرش آدم خوبي بود
ميخواي سونبه رو ببينيش، نه؟
فقط يه بار
بيخيال شو ،اگه دوباره ببينتت
تنها چيزي که يادش مياد بالا اوردنته
راست ميگي
ولي من شنيدم پسرا نسبت به دخترايي که بهشون پيشنهاد ميدن
حس خوبي دارن
درسته؟- و فکر ميکني راسته؟-
اگه درست بود حتي با اينکه روش بالا آوردي هم بايد باهات بيرون ميرفت
وااااااي اينجوري واقعا خيلي عاشقانه و رمانتيکانه اس
اون عشق واقعي نيست؟
درسته
مطمئنم واسه اينکه باهام نيومد سر قرار دلايلي داشته
درسته بهتره نرم
نميرم
خيلي تحقيراميزه
اونا افتاده بودن رو زمين
(سالن زيبايي شادي)
بشين
هه جا کجاست؟
نميدونم
حتما چيزي ناراحتش کرده. مست کرده بود و هنوز خوابه
خداي من
بايد تمام روز از يه پسر بزرگ مراقبت کنم؟
هه جا، بيا غذا بخور
ولش کن. بايد بهتر از خودش مراقبت کنه
خيلي مشروب خورده بود
امشب شام چي بخوريم؟
هيچي غذا تو خونه نداريم
مامان، من برم از بيرون يکم "سامگيوپسال" بگيرم؟ (کباب گوش خوک)
خوبه يکم "سوبجي" درست کنم؟ با دونه پريلا
خيلي ام عاليه
دانه پريلا ويتامين سي و آهن داره معلومه خيلي خوبه
ولي واسه جذب پروتئين و چربي
چرا يکم "سامگيوپسال" نخوريم؟
هي مغز فندقي
اگه "سامگيوپسال" ميخواي ، بايد مامانتو ببري بفروشي
چيکار کنم، کاش ميتونستم
چي؟
شوخي کردم
فقط دلم "سامگبوپسال" ميخواد
آخرين باره که بهت هشدار ميدم
نميخوام ديگه بشنوم در مورد "سامگيوپسال" حرف ميزني
چشم
چيه؟
سوپ خيلي بي نمکه؟
بازم نمک ميخواد؟
نه ميذاري يکم "سامگيوپسال" واسه خودم بخرم
نه ميذاري گريه کنم
(مرکز خون)
(با اهداي خون جان انسانها رو نجات بدين)
( بليت سينما براي اهدا کنندگان)
معمولا بليت سينما قبول نميکنيم
فقط چون همسايه ايم قبول کردم
اقا
استخوان نذاري
با استخون نميخوام
استخون نداره
واي خدا، اصلا انرژي ندارم
هي، هي بگير
مرسي- مريضي؟-
رنگت پريده
خوبم
خدافظ
عاليه
کل روز کجا رفته بودي؟
اين چيه؟- باهام حرف نزن-
سرم گيج ميره
کمک کن بلند شم. بدو
چت شده؟
مامان کجاست؟- سرکار-
خوبه
بعد اينکه خون دادي بليتاي سينما رو فروختي؟
تو بد دردسري ميفتي- واستا-
صداي چيزي نشنيدي؟
اگه اينقد نگراني برو بيرون سرخشون کن
ديوونه شدي؟
اگه کسي و ببينم مجبورم بهش تعارف کنم
نميخوام. ميخوام همه اشو تنهايي بخورم
فکر ميکني اگه تو خونه سرخشون کني سرفه امون نميگيره؟
اين فرق بين من و توعه
اينو نگا
بيا کمکم کن بلند شم
اين تنها فرصته که ميتوني ازين اتاق بري بيرون
هي، اگه به مامان بگي کشتمتا
از اونجايي که داري سخت تلاش ميکني، نميگم
مرسي
خوبه پس، هيچکي نميفهمه
!آتيش
( سطح زيري يه کمپلکس چند کاره است)
اينو نگا
اون خانم پيره جاي پول بهت سرخس داده؟
بهتره آخر سر نوع سبزياشو عوض کنه
هميشه بهت سرخس ميده
اگه قرار بود براساس سليقه تو بهم سبزي بدن
ديگه از همون اول نبايد حتي شرمنده باشن
کسي نيست که اين مدل سبزي ها رو
بياره ارايشگاهمو شرمنده نباشه
اينطوري نيست که بي حيا باشن، خيلي بي پولن
بي پولي هم گناه نيست
درسته
من ديگه نميخوام
بقيه اش مال تو- منم سير شدم-
بيا بقيه اشو نصف کنيم
من جديدا وزنم زياد شده
نميشه اين غذا رو بريزيم دور
هي، بيخيالش. بهتر هم هست که وزنم اضافه شه
من ميخورمش
ولي چرا يونگ سو امروز اينقدر ساکته؟
...با گوشت خوک اومد
يعني اومده خونه و الانم حتما تو اتاقشه
بهش يه چيز ساده بده بخوره
اگه تو اين سن خوراکش خوب نباشه حتما مريض ميشه
باشه
ZaraVara, De Danann, mahdiye__hm: مترجم
هي، خوش ميگذره؟
حتي در و قفل کردي که تنها غذا بخوري؟
با خودت کيمچي بردي؟
خدايا. اينقد مشغول خوردنه که چيزي نميشنوه
هي، کيم يونگ سو
همسايه داره "سامگيوپسال" ميپزه؟
بوش مياد- کيم يونگ سو-
چيه؟- چي؟-
اين دره باز نميشه
چقدر چسب زده اينجارو؟- چسب چي؟-
واستا. اين در چشه؟
هي، يونگ سو، کيم يونگ سو
!هي احمق، دور باز کن
!اوپا
!اوپا
يونگ سو- واي خداي من-
! يونگ سو- ! اوپا-
واي خدايا
چيکار کنيم؟- !يونگ سو-
! يونگ سو- ! اوپا-
...واي نه
بخاطر کمبود اکسيژن دچار خفگي موقت شدن
چي؟
چي گفتي؟
چي ميگه؟
ميخواد گوشت خوک رو برگردونين که نسوزه
چي؟
عزيزم- نه، مامان-
مامان- ازينجا ببرينش-
سريع بريد- مامان-
عزيزم- نه، مامان-
مامان- ولم کنين-
!هي! واستا- !عزيزم-
!عزيزم برگرد- !نه مامان-
خدايا. يونگ سو مرد؟
منظورت چيه؟
،نمرده که. ميخواست بميره
واسه همين تو اتاقش آتيش روشن کرد
آمبولانس اينجا بود، کارش ديوونگي محض بوده
اينکارش واسه استرسه؟
خدايا، خيلي غم انگيزه
بازم خيلي خوش شانسه که زنده موند
شنيدم بوي گوشت سوخته از اتاقش ميومده
اميدوارم خيلي بد نسوخته باشه- اره-
خيلي حرف ميزنن- خدايا-
فقط داستاناي الکي ميسازن
هيون جو، خيالت راحت شد، نه؟- چرا؟-
يونگ سو اوپا عشق اولت بود
هي، مواظب حرفات باش. هيون جو. واستا
...اشکالي نداره. ما هممون تو زندگي
حداقل يه بار کاراي احمقانه مثل اين کرديم
عصباني نشو
اسکل
هي ، سانگ يون. واسه آخرين بار ميگم پس خوب گوش بده
...قبلا
نميدونستم وقتي بزرگ بشه مثل يه احمق بازنده ميشه
بشين
ميدوني آرزوم چيه؟-
اينکه يه ماشين زمان داشته باشم و برگردم به زماني که دوسش داشتم
و تمام موهامو بکنم
هي، ميدونيم. اروم باش
من همه موهاشو واست ميکنم
چرا؟ يني اينقدر شجاع نيستي که بگي چه حسي داري؟
...تو- هي، نکن-
خب؟ تو چي؟
قرار نبود اون پسره جانگ هو رو ببيني؟
گفتي مياد دورهمي هم دانشگاهيا
نبايد تو همچين مراسمهايي شرکت کني؟
چرا؟ بخاطر اون فيل تو بخش دخترا يا همچين چيزيه؟
من گفتم اون يه خرس توي جنگله
کجاي دنيا يه فيل توي يه بخشه؟
بازم چه رو اعصاب
گفتي سونبه جانگ هو خارج زندگي ميکنه
تو حتي نميدوني کي برميگرده
نه. ديگه نبايد بلغزم
بايد زندگيمو کنم. حالا ميخواد واسه کار باشه يا مردا
...هنوزم، فکر ميکنم بهتره- ! فراموشش کن-
ميتوني اينطوري حس کني ولي واسه من کلا مهم نيست
پس بس کن. من نميرم
ديگه نميخوام يه زندگي ضعيف و دودل داشته باشم
واسه همين باهاش باي باي ميکنم
فقط ميرم يه بار ميبينمش و برميگردم
واقعا ميرم که ترکش کنم
(سالن زيبايي)
(سالن زيبايي شادي)
سلام. چي اينوقت صبح کشوندتتون اينجا؟
اين يکم کيمچي آب تربچه است
کيمچي آب تربچه بهترين درمان مسموميت با گازه
بايد بيشتر از 3 سال بمونه
يه بار که ازينا بخوره کامل خوب ميشه
...مسموميت با گاز نبودش- من شنيدم آتش سوزي بوده-
...اينم نيست. داشت گوشت کباب ميکرد- باباي يونگ سو-
قديما ميگفتن پسر ارشد از آسمون مياد
يعني اون خيلي شخص با ارزشيه
...من اينو بخاطر از دست دادن
بهترين پسرم تو چهارم ژانويه نميگم
ميفهمم
بهتره به ما گوش بدي باباي يونگ سو
باشه
هه...هه جا کجاست؟
واسه دورهمي هم دانشگاهياش زود از خونه رفت
بابا
ميشه لطفا منو ببري بيرون؟
چي؟
اون خانومه که توي خونه در آبيه زندگي ميکنه
اينو واست اورده
همه اشو بخور
حتي يه قطره هم نمونه
چشم
وقتي کيمچي آب تربچه ميخورم دلم "گالبي" ميکشه
عزيزم، من ميرم بيرون
زود خونه نيا
...بابا
بابا بابا
...نه، مامان، لطفا
نگاشون کن چقدر خوشحالن
خداروشکر که تورو دارم
خيلي نگران بودم، فکر ميکردم فقط من قديمي ام
ميدونم
خداروشکر که سونبه کنارمي
اره؟
ولي سونبه بچه هاتون چي؟
فکر ميکني چرا اومدم اينجا؟
ميدونم جوونتر ها اطرافم راحت نيستن
...ولي اين تنها عذر واقعي که دارم تا
يکم از تنهايي لذت ببرم
خيلي واستون احترام قائلم بزرگ کردن بچه ها حتما خيلي سخته
همينطوره
سونبه واقعا اينجاست
سلام- سلام-
شنيدم الان به عنوان خبرنگار جنگي کار ميکني
توي ساختمون هاي خاورميانه کار ميکني؟
خيلي برنزه شدي
هي، حتي بيشتر هم برنزه شده بودم
ببخشيد نتونستم بيام عروسيت
داشتم يکي از جنگاي داخلي رو پوشش ميدادم
حالت خوب بوده؟
بله- لي جون ها نيست؟-
اينجا چيکار ميکنه
هي، بيا اينجا
ايشون لي جون ها هستن- بله، ميشناسمش-
خيلي توي صدا وسيما مشهورن
شنيدم تمام کمپاني ها ميخوان به عنوان مجري استخدامش کنن
درسته، ولي خودش ميخواد خبرنگار باشه. مثل من
ميدونم من دعوت نشدم. ببخشيد
نه، در اينجا به روي پسراي خوش قيافه هميشه بازه
من طرفدار پروپاقرص سونبه جانگ هو ام
کلي اذيتش ميکنم تا هروقت برگشت وقت بذاره و منو ببينه
من دعوتش کردم
بعدا قرار همه ي اين جمع توي اين صنعت کار کنن
پس خوب ميشه که همديگه رو بشناسيم
ايشون دوستم جانگ جي هيون ه
و ايشون سال پايينيم
کيم هه جا
ايشونم ميخواد گوينده خبر بشه
سلام
بله سلام
پس، ميتونم به اسم کوچيک صداتون کنم؟
يا بايد بگم سونبه؟
من گوينده خبر تي بي سي جانگ سو يونم
سلام
فيل توي بخش
ازدواجتون مبارکه
ممنون
خانمم يه پيشنهاد شغلي يهويي از سازمان ملل داشت
واسه همين با عجله فقط يه جشن کوچيک خانوادگي گرفتيم
تو چي؟- ببخشيد؟-
من مجردم
تو پيشنهادش دادي- ميدونم-
بخور
سونبه، من ديگه ميرم
چرا؟ هنوز فرصت نشده باهم مشروب بزنيم
فقط واسه يه نوشيدني ديگه بمون
فقط يکي، باشه؟
بشين- اينجا بشين-
پس مستقيم ميري آنگولا؟
اره مجبورم
اونجا جاييه که تو و همسرت زندگي ميکنين؟
ما الان توي آفريقاي جنوبي زندگي ميکنيم
اونقدرام دور نيست
بايد برم آنگولا تا يه سري خبرو پوشش بدم
همونطور که احتمالا ميدوني جنگ داخلي هنوز اونجا هست
درسته. جنگ داخلي هنوز هست
اره توي اخبار ديدم
همه تانک ها و تفنگارو ديدم
چون ميگي بايد بري پس بهتره بذارم بري
وقتي امتحان رو گذروندي بهم خبر بده
پس ميرم- باشه-
برو تو- خداحافظ-
انگار دارين ميرين
اره، بايد حواسم به چيزي باشه
فهميدم
خدافظ
واستا
واقعا ميخواي گوينده اخبار باشي؟
چي؟
چرا ميخواي گوينده اخبار بشي؟
...تا حقيقت رو به همه بگم و
خبرنگارها هم ميتونن اينکارو انجام بدن
...ولي خبرنگارا
...چي؟ خبرنگارا
پرستيژ ندارن؟
...پس تو ميخواي گوينده خبر بشي
چون پرستيژش بالاس؟
حس ميکنم
توي مصاحبه گويندگي اخبارم
تاحالا خارج ازين کار بودين؟
چي؟- تاحالا بيرون اين کار بودي؟-
در مورد چيزايي که ميتوني از روي نوشته ها ياد بگيري حرف نميزنم
تاحالا بيرون اين کار بودي که داستاني رو بنويسي که ميخواي بخوني؟
هيچوقت تجربه داشتي که چطور اشتياق چيزي بگيرتت؟
چرا اين سوالارو ميپرسي؟
ميخوام بدونم چه تلاشهايي ميکني تا گوينده اخبار باشي
...خب، فکر نميکنم
...مجبور باشم
جواب اين سوالايي که ميپرسي رو بدم
البته، مجبور نيستي به من جواب بدي
ولي بايد بتوني به خودت جواب بدي
دارم در مورد صفاتي حرف ميزنم که واسه گذروندن امتحان بهشون نياز داري
سونبه گفت سال پايينيشي
کسي که مخصوصا اون دوسش داره
بسه گريه نکن
آيگو
خداي من
چرا اينقدر زود اومدي اينجا؟
حتي هنوز صبحانه هم نخوردم
ميتوني موهامو بعد صبحانه ات درست کني
باشه سريع يکم برنج و سوپ ميخورم
همينجا واستا، باشه؟- باشه-
دوباره صبحانه نخوردي؟
خدايا، نگران نباش، معده ام کوچيک شده
واسه همين حتي اگه چيزي نخورم هم گرسنه ام نميشه
ميخواي با من بخوري؟
چون ديروز نرفتم خريد غذاي ديگه اي نداريم
من فقط کيمچي و آب ميخوام
با اينکه مادرم ازم متنفر بود ولي
بازم ميگفت اينکه من زياد نميخورم رو دوست داره
جدي ميگم
بيا بريم تو
عه برگشتي- الان برگشتي؟-
همه ي شب و بيرون بودي؟ خداي من
قراره سريع ازدواج کنه يا چي؟
ميتوني تلويزيون نگاه کني
ميشه بيام تو
ميخوام بخوابم
...همه کسايي که اومدن دورهمي
تو کارشون موفق بودن؟
قبل دورهمي اينو نميدونستي؟
دنيا پر ادماييه که دانششون از تو بيشتره
هربار ببينيشون ميخواي گريه کني؟
غذا نخوردن و خوابيدن توي تخت چيزي رو حل نميکنه
هيچکدوم از مشکلاتت رو حل نميکنه
چي شده؟
فرق بين شايستگي و داشتن يه زندگي خوب رو ميدوني؟
...حتي اگه حس کردي شايستگي نداري، فقط اونجا واستا
"و به جهان بگو " من اينجام
"ميخوام به کسايي که شبيه منن اميد بدم"
اينطوري ميتوني واقعا خوب زندگي کني
براي داشتن استعداد ، بايد باهاش متولد شده باشي
اما اگه رو خودت کار کني ميتوني زندگي خوبي داشته باشي
يکم ديگه بيا بيرون بيا صبحونه بخوريم
Kpop translators team tel: @KTteam
چکار ميخوايد بکنيد؟
ميخواد موهاش رو رنگ کنه
فقط ريشه هاش رو؟
سلام
امروز تظاهرات داريم کسي رو ميفرستي براش؟
خب...آخر هفته ها کلي مشتري داريم
نميتوني اينجوري بگيا
ما واسه زندگي کردن خودمون تظاهرات ميکنيم
منم مغازه ام رو بستم
...خداي من . به هرحال هر آخر هفته
مغازت بسته اس
مامان ، رنگ رو قاطي کردم
بزار من برم
باشه . وقتي اين مشتري تموم شد ميام اونجا
گرچه که ما هه جا رو ترجيح ميديم
به اندازه کافي ادم پير با صداي دلخراش هست
يه خانوم جوون با صداي زيبا که خيلي بهترم ميشه
بازم نميتونم بزارم بياد
نگران نباش خودمم يکم هواي تازه ميخوام
خب...بريم
!ما مخالف امکانات مراقبتي بزرگسالانيم
!ما مخالف ساخت خانه سالمندانيم
مخالفيم- مخالفيم-
نبايد هيچ ساختماني بدون رضايت اهالي جاگوک دونگ ساخته بشه
زودتر متوقفش کنيد
متوقفش کنيد - متوقفش کنيد -
خانوم ميتونيد به من تکيه بدين
بازوم رو بگيرين - ممنون -
هه جا چيکار ميکني؟ ادامه بده
باشه
خانه سالمندان براي کي ساخته شده؟
!دولت براي کاهش قيمت خونه بايد جبران کنه
!جبران کنه- !جبران کنه-
وايسا ، چي شده؟
اين اينجا چيکار ميکنه؟
واسه يه داستان خبري اومده؟ واسه تمرين اومده ؟
خانوم ببخشيد ، اما ميشه يکم برين اونورتر
همينجا بمونين سريع بر مي گردم
اخ
سلام
چيه؟
اگه واسه داستان خبري اومدين ميتونين به کارتون برسين
... چي؟ اين به چشم نمياد
اون روز درباره چي حرف ميزدي؟
پس، براي يه گزارشگري اميددهنده مثل تو
يک حوزه بايد جايي باشه که تاريخ رو تغيير ميده
ولي ميدوني چيه؟ براي اين آدما
اين به اندازه اون چيزايي که تاريخ رو تغيير ميده مهمه
اين خانوماي پير؟
آره تسهيلات ممکنه واسه اونا ارزش داشته باشه
ولي کاهش قيمت خونه حتي از شرايط جسمي بد هم بيشتر بهشون صدمه ميزنه
واسه همينه که با وجود انتقادات، بازم تو اين هواي سرد تظاهرات ميکنن
با کاهش قيمت هاي املاک
هيچ پولي واسه مراسم ختم شونم باقي نميمونه
باشه
...چيزي که اون روز گفتي
اصلا غلط نبود
همش درست بود
چون درست بود
بيشتر اذيتم ميکرد
چيزي رو که اين همه مدت تو فکرش بودم رو يادآوري کردي
باعث شدي از خودم بدَم بياد
اين چيزي بود که ميخواستي؟
هي غذا خوردي؟
خانوم ، حتما شوکه شديد
ما يکم ديرتر ميخوريم
ميبيني؟ ايشونُ ترسوندي
لطفا الان برو
جون ها، غذا خوردي؟
دارن ميپرسن غذا خوردي يا نه
خوردم مامان بزرگ
خورده مامان بزرگ
اين نوه امه
لي جون ها - چي؟ -
بيا بريم
!دولت براي کاهش قيمت خونه بايد جبران کنه
جبران کنه - هه جا چيکار داري ميکني؟ -
باشه
!ما مخالف امکانات مراقبتي بزرگسالانيم
!ما مخالف ساخت خانه سالمندانيم
مخالفيم - مخالفيم -
خداي من ...وجود يه خانوم جوون باهامون
باعث خوشحالي همه شده لطفا هفته ديگه هم بيا
حتما ميام
نميدونستم با هم همسايه ايم
اين اطراف ميبينمت
خداحافظ مامان بزرگ
راستي...اون مامان بزرگه
هميشه اينجاها زندگي ميکرده؟
اها اون؟
فکر کنم چند ماه پيش اثاث کشي کردن
با نوه اش تنها زندگي ميکنن
ميخواستم پاشم و برم، ولي اين بيشتر تحقيرت ميکرد
پس تصميم گرفتم تا وقتي رفتي اينجا بمونم کدوم منحرفي همچين فکري ميکنه
... ميدونستم ، فکر کردم صداش
آشناس، رو اعصاب و پرمدعاس
چطوري دقيقا اينجا تصادفي ديدمش؟
اول بايد پرداخت کنيد
ترسونديم
چرا اينجايي؟
سانگ يون کجاست؟
بايد تا بعد از ظهر کار ميکرد ولي نتونست بمونه
آژانسش براش اجرا يا يه همچين چيزي برنامه ريخته بود
اينجا کار ميکني؟
مدير اينجا رو ميشناسم منم بعضي وقتا شيفت شب وايميسم
حساب ميکنم
معذرت ميخوام که درباره زمينه کاري که ميخواي، سخنراني کردم
قبلش وقتي داشتي باهام حرف ميزدي
فکر کردم صدات خيلي بي طرفانه و منطقيه
و فقط يه خواسته از روي احساسات داري
ممکن بود يه داستان جالب از آب دراد
گرچه هنوزم داري قضاوت ميکني
مسئله اينه که
TBC يه ذره از دست گوينده
عصباني ام
منظورت جانگ سو يونه؟
اون هميشه همينطوره
...هميشه مغروره
خب چقدر ميشه؟
من حساب ميکنم به عنوان معذرت خواهي
واقعا نيازي نيست
اينم بر مي دارم
...اين
ببخشيد
اوه اينجايي
خيلي عاشقانه ست - صدات رو بيار پايين -
حتما واسه اينکه بهت علاقه داره واست سخنراني کرده
خيلي عاشقانه ست خداي من
ديگه داري رد ميدي فقط چند وقته همو ديديم
اونقدرا طول نميکشه تا عاشق کسي بشي
اينطور نيست
قفسه هارو پر کردم ديگه ميرم
روز خوش
خسته نباشيد
"خسته نباشيد؟"
من گفتم؟
سلام
چرا بيروني؟ سرده
سيکه آمادست دوستش داري درسته؟
ميرم ديگه - باشه خدافظ -
...اون دختر خانومه
منظورم اون دخترست که چشماش عين گاو بود
اوه چيه مگه؟
اون دختر آرايشگاهيِ ته خيابونه
انگار زودم ميخواد ازدواج کنه
که اينطور
خوب ميشد اگه تو باهاش قرار ميذاشتي
چقدر بد شد
چرا اينو ميگي؟ بيا بريم تو
برو تو زود باش - باشه -
هيچکس نميدونه بين دختر و پسر چه چيزايي که نميشه
سانگ يون راست ميگه
همينطور، اگه واقعا هيچ حسي بهم نداشت
ميتونست دوباره منو نبينه
اما معذرت خواهي کرد و حتي برام قهوه خريد
معلومه که ميخواد بهم نَخ بده
تو اينطور فکر نميکني؟
يه چيزايي داره ميشه ، درسته؟
هي فکر نميکني يه چيزايي داره اتفاق ميوفته؟
(سالن زيبايي)
آره سونبه فکر کنم محلش رو بشناسم
باشه ممنون
اونجا ميبينمت
نميدونم يهو از کار افتاد
الان ديگه کاملا خراب شده
کلش نياز به جايگزيني داره - چي؟-
بخش دکمه اش شکسته ديگه نمي تونه نگهش داره
ممکنه خيلي خرج برداره
همه فقط خرج رو دست آدم ميزارن هيچکس خودش پول در نمياره
چقدر هزينش ميشه؟
اوه خدا ، هه جا چقدر خوشگل شدي
داري ميري سر قرار؟
شب سرد ميشه ، بيشتر لباس بپوش
زنا بايد پايين تنه شون رو گرم نگه دارن
بچه ها اين روزا مگه حرف گوش ميدن؟
وقتي حاليشون ميشه که پير و مريض بشن
باشه خانوم
خدافظ
(استديو صدا)
سونبه تو يه همچين جاهايي هم ايستگاه پخش ميسازن؟
ايستگاه پخش؟
...منظورتون از کار دوبله
اره ، يه فيلمِ بزرگسال
انقدر شوکه نباش
همه بازيگراي صدا ، اينکارو ميکنن
بهش به عنوان کار پاره وقت فکر کن
شنيده بودم ميخواي گوينده اخبار بشي
ولي هيچ درخواستي براي برنامه ها نفرستادي
اونوقت چطور ميخواي پول در بياري؟
...کاري که ميخواي انجام بدي رو
منم دقيقا تجربش کردم
آره تو صداي قشنگي داري
اما انقدرم براي يه گوينده اخبار قشنگ نيست
خودتم ميدوني ، درسته؟
ميدونم تسليم نميشي ولي اين حقيقته
ميدونم ميفهمم که ميتوني شوکه بشي
اما هنوزم ، به جاي ضبط خبراي مسخره
اين سودش بيشتره
(استوديو صدا)
بيا شروع کنيم
آماده ، شروع
صبر کن
خانم ، بايد تا صحنه شروع شد ، شروع کني
باشه ، ببخشيد
ببخشيد
بيا دوباره بريم
اين همه کاريه که ميتوني بکني؟
ديگه نميتونم ادامه بدم
هي خانم کيم - اوپا -
ببخشيد؟
ببخشيد؟
بله؟ - خانم کيم -
داري خوب انجام ميدي
اما نميشه يکم طبيعي تر باشي؟ طبيعي
طبيعي؟
...ببخشيد ، ممکنه چون تجربه هم نداره
براش سخت باشه - منظورت چيه؟ -
قبلنا من خيلي آشغال بودم
يه عالمه تجربه هم دارم
(سالن زيبايي شادي)
خدايا
فکر کنم امروز اونقدرا هم سرت شلوغ نبود
دوشنبه ها هميشه همينه
هه جا اينجا نيست
اون شيريني سردم خيلي دوست داره
هيچوقت نميتونم سرکارت بزارم
هه جا هنوز خونه نيومده؟
سونبه اش براي يه کار جديد معرفيش کرده
اونم خيلي خوشحال شد و رفت بيرون نميدونم چرا نيومده هنوز
اميدوارم همه چي براش خوب پيش بره
اونوقت براي تو خيلي هديه تولد خوبي ميشه
نه بابا ، بيا زود نتيجه گيري نکنيم
بابا- رسيدي -
مامان کجاست؟
کارت چطور پيش رفت؟
البته که خوب پيش رفت
!تا-دا
اين چيه؟
خداي من اين پوله؟
امروز کار کردي؟
گفتم بهت که سونبه يه شغل بهم معرفي کرد
اين پولُ واسه خودت بايد استفاده کني
اون سينک شکسته
اين خيلي نيست
ولي حس خوبي پيدا ميکنم اگه استفاده اش کنين
هيچوقت نتونستم تصور کنم از بچه ام پول بگيرم
خوشحالي؟ - معلومه که هستم -
اوه خدا کارت عالي بود هه جا
باشه بابا
دفعه بعد که پول دراوردم همش مال شما ميشه
باشه؟
اينو بخور
اين چيه؟
!کلوچه لوبيا قرمز
ممنون
من کسيم که هميشه واسش چيز ميز ميخرم
اما هميشه اعتبارش پيش توئه
قول داده بود پول در بياره و واسم يه تاکسي نو بخره
حتي اگه قولش رو نگه داره يا نه بازم بهش افتخار ميکنم
اون دخترمونه و ميدونه چقدر سخت کار ميکنيم
من نميتونم از اين پول استفاده کنم
انگار اولين دستمزدِ دخترمونه
نميتونم ازش استفاده کنم
باشه يکم اودون و نصف بطري سوجو مي خورم
بعدش همه چيزو فراموش ميکنم
و ميرم ميخوابم
(اسنک بار شبانه)
آقا من يه سوجو و يه اودون ميخوام
...منظورم اون نبود
آقا من يه سوجو و يه اودون دارم
...منظورم اون نبود
آقا نميخواد
...اون کار
...چيزي نبود که من ميخواستم
آقا يه بطري سوجو ديگه بهم بدين
نه
يه بطري ديگه
پسري که ميخواد گزارشگر بشه؟
چي باعث شد بياي محله ما؟
ما از قبلم ميدونستيم که توي يه محله زندگي ميکنيم
اوه راست ميگي چقدر خنگولم من
تو توي اين محله ساکني
که اينطور
همينطور بچه پولدارم نيستي فکر ميکردم از خانواده خوبي باشي
تو هم عين من جزو فقير فقرايي
اما عجيبه
آدماي فقير همو راحت تشخيص ميدن
واسه اينه که من از تو ببشتر فقيرم
حتي بين فقيرا هم رده بندي هست
بسه ، احمق نباش
ممکنه فکر کني آرايشگاهمون متعلق به خانوادمونه
اما اون مال بانکه بهشون بدهکاريم
و مقداري کمي هم نيست
خيلي جديه Debt بهش تو انگليسي ميگيم
B جزو حروف بي صدا ئه حرف
الان داريم بحث ميکنيم ببينيم کي ترحم انگيز تره؟
مطمئنم ميتونم رو دستت بزنما
...انگشت وسطِ دستِ راست مامانم خميده شده
بس که قيچي رو مدت زياد نگه داشته
...مادر بزرگ من هيچي جاي اثر انگشت نداره
بس که کار کرده
من دارم راجب مامانم حرف ميزنم چرا پاي مامان بزرگت رو وسط ميکشي؟
چيکار کنم اونوقت؟ من مامان بابا ندارم
...وقتي بچه بودم مامانم فرار کرد
و بابام کسيه که اميدوارم تو جهان وجود خارجي نداشته باشه
آقا بهمون يه بطري ديگه سوجو بده
من باختم
اينجا - ممنون -
صبر کن
بدش بهم
بيا
بعدش وقتي بزرگ شدم
هيچ وقت نتونستم آروم باشم
هرکاري کردم تا پول در بيارم
حتي با اينکه بايد براي امتحان خودمو آماده کنم
هنوزم کاراي ساختموني يا کار توي شهراي ديگه رو ميگيرم
داستانم خيلي افسرده کننده و خسته کنندست ، درسته؟
اما بايد بگم ، به نظر ميرسه کارات رو خيلي خوب انجام ميدي
من هيچ اعتماد به نفسي ندارم
و حتي نميدونم چيکار بايد بکنم
راستش
به جز چند بار اون اولاش
هيچوقت حتي رزومه ام رو واسه ايستگاه پخش نفرستادم
...شکست خوردن تو چندتا مصاحبه
بهم واقعيت رو فهموند
...حتي بين مصاحبه ، مصاحبه گرا
...ازم چندتا سوال ميپرسيدن اما مشخص بود
دارن همينجور ادامه ميدن تا مودب باشن
براي داوطلب هاي خوب از همون اولش
لبخند ميزدن
چيزي که ميگفتن حتي اهميتم نداشت
اما حتي من فکرشم نميکنم که صلاحيت يه داوطلب خوب رو هم
داشته باشم
يکم دست پا چلفتي ام
اما تو همون زمان خيلي سخته
با شرايطش بسازي و فقط قبولش کني
...چرا ؟ چون
من خيلي به خودم اهميت ميدم
واقعا ميخوام کارمو خوب انجام بدم
اما اين دختره...اين دختره يکم خنگوله
الان مطمئنا ميدونم که بايد ازش دست بکشم
اما جرات اينکه بيخيالش بشم رو هم ندارم
اگه بيخيال اين بشم دوباره يه هدف متفاوت ميخوام
اما خيلي ميترسم که شايد هيچوقت نتونم به اون هدف برسم
خدا اگه ميدونستم يه روزي اينجوري ميشم
هيچوقت تصميم نميگرفتم که يه گوينده خبر بشم
و فقط همينجوري مثل تو که سخت تلاش ميکني، کار ميکردم
اونوقت حداقل يکم پول در ميوردم
اونوقت والدينم مجبور نبودن انقدر سخت کار کنن
از تصميمت پشيموني؟
آره واقعا پشيمونم
از اينکه يه گوينده خبر بشم
اگه هيچوقت اون هدف رو براي خودم تنظيم نميکردم
فکر مي کنم الان خيلي خوشحال تر بودم
ميخوام به اون نقطه زماني برگردم
دلم ميخواد به اون موقع برگردم و به خودم بگم که بيخيال اون رويا بشو
واقعا ميخوام انجامش بدم
منم همينطور منم ميخوام به اون زمان برگردم
چي ميشد اگه ميتونستي؟
اگه بتوني واقعا به اون زمان برگردي
چيکار ميکني؟
پيش مادر بزرگم نميرفتم
ترجيح ميدم تو يتيم خونه زندگي کنم
نميخوام با مادربزرگم زندگي کنم
هيچوقت نميزارم منو ببره و دوباره با زحمت و بدبختي اذيت بشه
...خداي من
قلبم ميخواد از کار بيفته
آره نزار دوباره اذيتت بشه - بگير -
بيا بريم خونه
باشه
اين تصميم راحتي برام نيست
اما بهت يه فرصت ميدم تا اين اتفاقارو تغيير بدي
چه فرصتي؟
از کجا ميدونستي اينو امروز با خودم اوردم؟
فرصتِ برگشتن به عقب
خداي من
خيلي خوب ميشد اگه واقعي بود
واقعيه
ممکنه
منظورم اينه که ، من نميتونم کاري کنم اتفاق بيوفته
اما اين ساعت ميتونه - آره حتما -
واقعا ميخواي انجامش بدي؟ - آره واقعا ميخوام -
واقعا ميخواي انجامش بدي؟
نشون بده بهم ، بدو - جدي هستي درسته؟ -
بعدا حسرتش رو نخوري ها
وقتي انجام بشه ديگه راه برگشتي نيست
باشه نشونم بده
Kpop translators team tel: @KTteam
ZaraVara, De Danann, mahdiye__hm: مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.