All language subtitles for Angels.Last.Mission.Love.E09.E10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

برای دریافت هرچه سریعتر زیرنویس ها به کانال دینگو بپیوندید @DingoSub

تیم ترجمه دینگو تقدیم میکند @DingoSub

@IFNTpersiansub کانال اینفینت

...منظورم اینه که - ...هی -

...من - ...نکنه من -

...داری چکار میکنی؟

متاسفم

چی؟ - ببخشید یونسو -

!لعنتی

بیا اینجا

از این طرف - !داره بارون میاد -

برو اون کنار - داره بارون میاد -

حالا باید چکار کنم؟

مرسی

داشتم گیر میفتادم

!بال هام

!خدای من، برادر

خواهش میکنم به خودت بیا

اون عوضی

!منحرف، مبلغ مذهبی

ببخشید، دیر کردم

آقای کیم دان کجاست؟

بریم

(قسمت نهم) ترجمه : #روباه_شازده_کوچولو #آرالی #رخشان #میجان

من خوبم

بارون تابستونی هم میتونه باعث سرماخوردگی بشه

وقتی هم سرما بخوری، تب میکنی

واقعا؟

اشتباه میکنی

اگه سرما بخوری، تب میکنی

بیا اینجا

به آدم حس خفگی میده. خوشم نمیاد

همینجوری بمون

نباید بیمار بشی

...دیگه از این به بعد، هرگز نباید

مریض بشی یا آسیب ببینی

تنها هم نباید باشی

یه مربی پیلاتس صبح میاد پیشت

تا شرایط‌ت رو چک کنه

...صبح‌ها، تمرین های قلبی و ورزش‌های وزنی انجام بده

و بعدش حرکات کششی

اینجوری بدنت شروع به شکل گیری میکنه

یه نفس بکش

چرا اینقدر عجله داری؟

تو باید خودت رو برای جنگ آماده کنی

...از فردا

نه، از همین لحظه؛ جنگ شروع شده

من حواسم به خودم هست

پس چرا خیس شدی؟

شما کسی بودی که بمب رو انداخت

خود تو، بازگشت به کار‌تو رو اعلام کردی

رقصنده، کسیه که بوسیله‌ی بدنش حرف میزنه

،من بیناییم رو دوباره بدست آوردم

و بدن و ذهنم مشکلی ندارن

...من توی اجرای بازگشتم، با رقصم

حرفم رو با جزییات بیشتری بهتون میزنم

...مطمئن هستی که از نظر

بدنی و ذهنی سلامتی؟

فقط به من نگاه کن

...فکر کن که فقط من و تو

توی این دنیا هستیم

بله، مطمئنم

من کاملا حالم خوبه

...مردم بیشتر اشتیاق دارن که درباره‌ی شکست یک نفر

بشنون، تا درباره‌ی موفقیتش

،اونایی که بازگشتت رو ستایش میکنن

...اولین افرادی هستن که

اگر شکست بخوری، سرزنشت میکنن

تو لب یک صخره‌ای

...چه صخره باشه، چه گلوله‌های آتشین

اون کسی که اونجاست منم، نه تو

...من مسئول

اجرای بازگشتت هستم

اگر شما شکست بخوری، منم تحقیر میشم

دو هفته

بهت دوهفته وقت میدم

...اول بدنتون رو به شکل استاندارد اولش در بیار

و موافقت من رو بگیری

،اگر شکست بخوری

...گوم نینا

نقش اول اجرای رقص میشه

یک هفته

همینقدر واسم کافیه

نینا، کجایی؟ نینا

نینا

چرا این بیرونی؟

رونا

کارگردان جی

باید چیزی بهتون بگم

دفعه‌ی دیگه. الان قرار ملاقات دارم

میخواین برین دیدن یونسو؟

به شما مربوط نیست

نرین

گوم نینا

شما بهم گفتین که خودخواه باشم

...من میخوام

بهتون علاقه‌مند بشم

نه

الانم شدم

وانمود می‌کنم که نشنیدم

از اون شب شروع شد

اون شب که شما قوزک پام رو دست زدین

بار سنگینی از قلبم برداشته شده

چرا امروز؟

...بزرگترین حریفت بعد از سه سال وقفه

بازگشتش رو اعلام کرده

،ولی شما بجاش

...تصمیم گرفتی که

...به احساسات بی‌فایده‌ات گوش بدی و

به من اعتراف کنی

ازتون ناامید شدم

بی‌فایده؟

بیا وقت رو هدر ندیم

من اون شاهزاده‌ی جذابی که شما خیال میکنی، نیستم

پس بهم بگین

این چیزیه که بیشتر از همه درباره‌اش کنجکاوم

شما چجور آدمی هستین؟

من یه آدم بدم

فراتر از چیزی که بتونی تصور کنی یا از پسش بربیای

من خیلی بدم

نباید بهش میگفتم. خیلی عجله کردم

،اگر یونسو برگرده

من چیزی بیشتر از یه سایه نخواهم بود

،مطمئنم وقتی این اتفاق بیفته

از الان هم کمتر نگاهم میکنه

من باهاش موافقم

تو الانش هم مثل یه سایه عمل کردی

کی اینجوری بهت توجه میکنه؟

چرا اینقدر ترسناک شدی؟

غرورت کجاست؟ چرا عصبانی نیستی؟

...تو بعنوان یک بالرین

و یک زن، پاگیر شده بودی

این منو خیلی ناراحت میکنه

وای تو فقط مثل بچه‌ها گریه میکنی

بچه کوچولو بودن، بسه

کسی مشکلت رو برات حل نمیکنه

گفتم برو، لطفا برو

دیگه مشکل اورژانسی نیست، بارون بند اومده

داره دیر میشه، برو دیگه

دوباره پرت نشو بیرون

احساس میکنم کار اشتباهی کردم

واسه یه فرشته ممکنه که احساس گناه کنه؟

یه فرشته میتونه مرتکب گناه بشه؟

جوابمو بده، تو کی هستی؟

کیم دانم

اسمت بعنوان انسان، نه

اسم واقعیتو بگو

تو چی هستی؟

من دام هستم، یه فرشته

...درسته، پس باید بدونی که

...سر فرشته ای که بیخیال ماموریتش میشه و

مرتکب کناه میشه، چی میاد

من گناهی نکردم، فقط احساس گناه میکنم

احساس؟

تو نمیخوای بری اون بالا، میخوای؟

میخوای همینجا تبدیل به گرد‌و‌خاک بشی؟

داری تهدیدم میکنی؟

!خیلی گردن کلفتی

بیخیال

هنوزم زمان واسم باقی مونده

یک فرشته، فقط باید فرمانبردار باشه

،اگه خیال دیگه‌ای به سرت بزنه

نابود میشی

...همون طور که میتونی فرق بین

،معنوی بودن و دنیایی بودن

و فرق آدم خوب و بد رو بگی

فقط به‌یاد بیار که کی جلوته

تو گربه‌ها و سگ‌ها رو به بهشت فرستادی

با اون زن هم همینکار رو باید بکنی، فهمیدی؟

(کیم دان)

(کیم دان)

ببخشید، یه بطری سوجو میخوام

مرسی

چی تو رو کشونده اینجا؟

تو چی؟

چرا این ساعت، اینجایی؟

...یکی به من گفت که

وقتی قلبم آتیش گرفته، بهترین درمانه واسم

پس باشه

قلبت آتیش گرفته؟

اگه میخوای کارتو اینجوری انجام بدی، فقط ساکت شو

ببخشید؟ - بهت یه کار جدید میدم -

میتونم یه کار با حقوق بیشتر واست جور کنم

کاری که میتونه پاسخگو‌ی نیازهات باشه

اگر نخوامش چی؟

منظورت "نمیتونم" نیست، بجای نمیخوام؟

چرا نه؟ - ،حتی اگه اخراج بشم -

کاری میکنم یونسو اخراجم کنه

تو نمیخواد دخالت کنی

تو گفتی که میخوای کمکم کنی

...کاری رو که باید بکنی فراموش کردی؟ یا

یا احساست تغییر کرده؟

من قول هام رو نگه میدارم

...من خودم میخوام واسه تو

وقت ملاقاتی با یونسو بذارم

خانم جوان

تو همش با اسمش صداش میزنی

این خیلی اذیتم میکنه

...دیدن اینکه چقدر به رییست افتخار میکنی

باعث میشه شک کنم که توی کارت خوبی

چرا از دستم عصبانی میشی؟

...من اونو دوبار

تنها توی بارون دیدم

...تو نگران بودی، چون یونسو

تنها بود

واسه همین عصبانی شدی؟

گوش کن

دارم ازت میپرسم که چرا کارتو درست انجام نمیدی

داری چکار میکنی؟

تو تب داری

و مردمک‌های چشمات هم دارن میلرزن

و مضطرب هستی

حق با من بود، مطمئنا عصبانی هستی

همش بخاطر نگرانی برای خانم جوان ئه

،من واسه‌ی توام

وای خودم مواظب کارم هستم

اون چی بود؟

اون مثل یه توله سگه یا بچه گربه است

مثل یه درخت کاج یا علف

یونسو فقط یه مشتریه

،بعد از اینکه اونو عاشق کردم

به هر قیمتی برمیگردم اون بالا

من عصبانی نشدم

نه، راستش شدم

دارم منفجر میشم

تو نگران بودی چون یونسو

تنها بود

برای این بود که عصبانی شدی؟

به خاطر باله ست

من به سختی

تو رو به اینجا رسوندم

فقط میخوام که رو صحنه ببرمت

بعدش، میتونم قولمو بهت نگهدارم

ولی چطوری تونستی یه منشی خدمتکارو ببوسی؟

چرا همه پرده ها بسته ان؟

اینجا خیلی تاریکه

خانم جوان

اینجا چیکار میکنی؟

تمام شبو بیدار بودی؟

غیبت بدون اطلاع و ترک کردن محل کار

میتونه دلیلی برای اخراج باشه، نه؟

دان؟

دیشب اتفاقی افتاد؟

میدونم آرزوهات چی ان

من آرزوهاتو برآورده میکنم

... چون به حرفت گوش کردم

من چیکار کردم؟

فهمیدم، داری درباره دان حرف میزنی؟

اون دوست داره- نه، نداره-

نداره

تو روش ازش پرسیدی ؟

البته، اون انکار میکنه

نه، من اونکارو نکردم

لطفا از شایعه پراکنی

جلوگیری کن

امکان نداره حس ششمم اشتباه بگه

بعلاوه، اون عوضیو اخراج کن

الان زمان خوبیه

صبح بخیر

خوب خوابیدین؟

خانم جونگ

بهش بگو بیرون موندن تو کل شب میتونه

دلیل اخراجش باشه

یه چیز ضروری پیش اومد

لطفا بهش بگین که معذرت میخوام

معذرت میخوام خانم جوان

تو چت شده؟ چرا انقدر مودبی؟

من از حدم گذشته بودم

از الان به بعد رو کارم تمرکز میکنم

خوشحالم که اینو میشنوم

من به اتاق کار برای تمرین میرم

تیم ترجمه دینگو "یونسو شروع میکنه برای برگشتش آماده شه" -♥ آخرین ماموریت فرشته ♥-

باید یه چیزی بهت بگم

بفرما

... دیشب

... من

بابت دیشب متاسفم

اتفاقات دیشبو فراموش کن

منظورت چیه؟

دیشب اتفاقی بینمون نیوفتاد

... تو و من

باشه، اتفاقی نیوفتاد

هیچ چیزی نشد

بینمون اتفاقی افتاد

نه هیچی نشد

نه، شد

منظورت چیه عوضی؟

تو گفتی که فراموشش کنم

دارم وانمود میکنم که اتفاقی

بینمون نیوفتاده و ازش بگذرم

تو واقعا تو باغ نیستی؟

نمیتونی نقش بازی کنی؟

وقتی بینمون اتفاقی افتاده که نمیتونم دروغ بگم

... وانمود کنم که- تمومش کن-

منظورم دقیقا همین بود

می‌خواستم اولش اینو بهت بگم

من بجز تمرین کردن و رو فرم اومدن

وقت چیز دیگه ای رو ندارم

خیلی خب

وانمود کن دیشب اتفاقی نیوفتاد

و یجوری رفتار کن انگار

امروز برای اولین بار همو دیدیم

باشه؟

خوشحالم که

ما

تو یه کشتی ایم

پس خوبه

اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو

خانم جوان

از پیش بر میای

"از پسش برمیای"؟

"خوشحالم که تو یه کشتی ایم"

فکر کنم اون بازیگریه که

واسش مهم نیست کیو میبوسه

چرا؟ چون همیشه این اتفاقا واسش میوفته؟

هر چی

دیگه بهش نیازی ندارم

(چیزایی که یونسو ازش متنفره)

(105 مورد علاقه مندی های یونسو)

باید رو ماموریتم تمرکز کنم باید رو کارم فکر کنم

ماموریتی هست که باید کاملش کنم

نمیتونم عشقتو به تاخیر بندازم

و برگشتنمو طولانی کنم

میدونم تو واقعا کی هستی

تو بچه ی درخشانی بودی

اگر از همچین کسی چشماتو گرفتی

پس نذار هدر برن

یک دو

سه

چهار

دو

دو

سه، چهار

خانم جوان حالت خوبه؟ صدمه دیدی؟

پات پیچ خورده؟

دستتو بکش

چی؟- دستتو بکش-

منحرف عوضی روانی دقلباز

اگه یبار دیگه انگشتت بهم بخوره

فورا اخراخت میکنم

فهمیدی؟

بله فهمیدم

دیگه مواظبم

اگه فهمیدی، پس برو

تا وقتی صدات نکردم یهو نپر وسط

بله، نینا

منظورتون خانم جوانه؟

... بله، من بااونم ولی

چی شده؟ چرا به منشیم زنگ زدی؟

خودتی یونسو؟ سلام یونسو

به دان زنگ زدم چون شمارتو نمیدونستم

میتونی یه دقیقه بیای بیرون؟

نمیخوام

میخوام ببینمت

ولی تو نمیخوای منو ببینی

نمیخوام. همینطور قصد دارم که دیگه نبینمت

پس به منشی من زنگ نزن

نمیتونی... نمیتونی همینجوری قطع کنی

همونطوری

اونو از کجا میشناسی؟

شما بهم نزدیکین؟

چند بار اتفاقی بهش برخورد کردم

تو بیرون چرخ میزنی و تصادفی زنا رو میبینی

اگر اونو چند بار بیشتر میدیدی

ممکن بود کاری که انجام نشد و میکردی

گوروم بیا قدم بزنیم

هی، یونسو

تو اومدی بیرون

چرا تو خونه من ادای مظلوما رو در میاری؟

اینو بگیر

توانبخشیت مبارک، منم حمایتت میکنم

دان، لطفا

آه، بله

این یه رقابت برای مسابقه ست

منم از سه سال پیش کلی پیشرفت کردم

میخوام رسما باهات رقابت کنم

چرا تو انقدر مصممی؟

بهش میگی جنگ و رقابت

امیدوارم تو مثل قبلت بشی

من میتونم بعد از اینکه بهتر شدی تصدیق بشم

خودتو آماده کن، یونسو

منم میخوام تمام تلاشمو بکنم

بالاخره تموم شد

چه آدم خوبی

من چی؟

اینو باید تو اتاقت بزارم؟

بندازش دور

بعد از کنفرانس مطبوعاتی

تمام چهارده مقاله صدر خبرای

روزنامه ها و خبرای آنلاین شدند

بیشتر از دویست مقاله مرتبط

به صورت آنلاین در روز منتشر شد

نظرات منفی در شبکه های مجازی

بخاطر واقعه

به حمایت و تشویق تبدیل شده

بیشتر از هشتاد درصد نظرات مثبت ان

ما باید این موفقیتو حفظ کنیم

ایشی کایوا سیجی از ژاپن

پنهانی باهامون تماس گرفت

همون کسی که بیلیون ها دلار داره؟

بزرگ ترین اسپانسر باله بولشوی

اون دومین نسل کره ای ژاپنیه

و به باله کره ای علاقه مند شده

این یه فرصت

برای فانتازیاست تا جهانی بشه

پس

شما کی کارتون تموم میشه؟

ببخشید؟- شما عزیزان -

مدیر کل چوی و رئیس گئوم

شما دونفر کی بر کنار میشید؟

منظورت چیه؟

شایعات پخش شده

اون میخواد به فانتازیا برگرده

نمیدونم بابد درباره همچین موضوع مهمی

با کسی که خیلی زود برکنار میشه بحث کنیم یا نه؟

وقتی کارفرمای هنری عوض بشه

پروژه سالانه هم به طور کامل عوض میشه

... قدم های زیادی هست که باید برداریم قبل از اینکه

... من میتونم

بیخیال همه چیز بشم و فردا اینجا رو ترک کنم اگر مجبور بشم

اما نمیتونم

نه، یعنی نمیخوام

مطمئنم همگی میدونید

که چه عشق و ذوقی رو طی سه سال

گذشته به پای فانتازیا ریختم

همه اینکارا

به خاطر عشقم یونسو بود

من میخواستم تا وقتی خواهر زادم سلامتیشو بدست بیاره

سالن تاتر باله رو بهش برگردونم

اما یونسو در سلامت نیست

نه بدنی نه ذهنی

شنیدم که رقاص ها وضعیتشونو

بهتر از هر کس دیگه ای میدونن

فکر می‌کنید اون بدون فکر کردن به همچین چیزی

بازگشتشو اعلام میکنه؟

باید ببینید تا باورش کنید؟

من در فکر برگذاری شب فانتازیا هستم

شما میتونید در اون مراسم بررسیش کنید

البته، کسی که بیشتر از همه

میخواد اونو تو سلامت کامل ببینه

منم

شب فانتازیا؟

جشن آخر سالمونه

به چند تیم تقسیم میشیم، اجرا میکنیم

مهمونی میگیریم و از مردم پذیرایی میکنیم

میدونی مگه نه؟ - میدونم -

ولی معمولا آخر سال انجامش میدادین

وقتی که اجراهای بزرگترو تموم کردین

چون تو و یونسو

توی تئاتر باله خرابی به بار آوردین

همه ی برنامه هامون بهم ریختن

واسه همین شما دوتا باید آماده شین و بیاین

یونسو هم همینطور؟ - اون صاحب اینجاست -

البته که باید از مهموناش استقبال کنه

یه مهمون خاص از ژاپن داریم

ایشیکاوا سیجی. میشناسیش مگه نه؟

البته میشناسم

یه اسپانسر بزرگ در دنیای باله

و یه مرد پیر با دستای آلوده

همه ی هنرا نیازمند پول هستن

و حرفتو تصحیح کنم

آقای سیجی

به این معروفه که پول کثیفشو

پای هرچی که ببینه و خوشش بیاد خرج میکنه

رقاص هارو مجبور کنم

عین گل کنار اسپانسرها وایسن؟

من اینکارو نمیکنم

من اجازه نمیدم رقاصام اینکارو بکنن

اون فقط یه وقتایی مثل الان

اونارو "رقاصام" صدا میکنه

اون به هیچکس جز یونسو اهمیت نمیده

اون نقش اصلیه

اون قطعا نقص اصلی اجرای ماست

بچرخ

زانوتو صاف کن

تا اینجا

!بیشتر بیشتر

سینه ت رو بده داخل

برنامه هامون برای شب فانتازیا چیا هستن؟

داریم برای اون آماده میشیم؟

شب جابجا شده

لازم نیست چیز خاصی انجام بدیم

بیاین همون چیزی که همیشه بوده اجرا کنیم

مشکلی پیش اومده؟

به نظرم الان ما کاملا هماهنگ بودیم

درسته؟

نینا

بله کارگردان جی

میتونی ادامه ی تمرینو اداره کنی؟

نیمه گمشده

امروز اولین تمرین اونه

چرا انقد ساکتی؟

دفعه پیش انقد عصبانی بود که انگار میخواست منو بخوره

(نیمه گمشده)

اون از پسش برمیاد. مگه نه؟

ای وای، ترسیدم

تیم ترجمه دینگو @DingoSub

(قسمت دهم)

میخوای اینطوری اینجا وایسم؟

چیزی نگو

و فقط همونجا وایسا

!یه...یه ثانیه

!هی

خدای من، خانوم جانگ

یه مهمون دارین

دما و رطوبت عالیه

آینه هم تمیزه

و روشنه

تو اینجایی که حواست به من باشه؟

اومدم اینجا چون میخواستم تورو ببینم

درمورد جا و مکانی که توش تمرین میکنی

نگران بودم

واقعا یه مربی یا ماساژور نیاز نداری؟

من هنوزم نگرانم

برای اینکه تو داری تنهایی اینکارو میکنی

من تنها نیستم

من اونو دارم

خانوم جانگ هم همینطور

حتی اگه تنها بودم

بازم از پسش برمیومدم

شب فانتازیا

برای دو هفته دیگه ست

بزار براساس شرایطتت

تصمیم بگیریم که چه نقشی میگیری

معلوم میشه که بعنوان رقاص میای

یا بعنوان مدیر موسسه میشینی

همه ی حرفتون اینه که باید آماده شم

متاسفم که وقتتونو گرفتم

خدانگهدار

اوه آقای کیم

باید ببینمتون

منو؟ - یه لحظه -

یه سوالی دارم

چیه؟ باید زود برگردم

داری چیکار میکنی؟ - تو کی هستی؟ -

...بزار دوباره بپرسم. تو

دنبال چی هستی؟

سعی داشتی اول به من نزدیک شی

تا ببینی یونسو چه حسی داره؟

تو به من دلداری دادی و گفتی که کمک میکنی

که بعدا بهم نارو بزنی؟

دنبال پول اونی؟

تو تیغ زنی؟

اومدی اینجا منشی شدی

و یه کاری کردی که ازت خوشش بیاد تا به پولاش برسی؟

درمورد چی داری حرف میزنی؟

به پول کی برسم؟ اینا خزعبلاته

من هیچوقت اشتیاقی به ثروت این زمین نداشتم

من اون چیزایی که میپوسن

و از بین میرن رو نمیخوام

پس چی؟ تو واقعا اونو دوس داری؟

صب کن، چی؟

هی

تو و یونسو به دوتا دنیای متفاوت تعلق دارین

من اینو بهتر از هرکسی میدونم

اگه میدونی، سریعا تسلیم شو

مثل احمقا امیدوار نشو

اگه با احساسات بی ارزشت

مزاحم بازگشت یونسو به باله بشی

هیچوقت نمیبخشمت. فهمیدی؟

کی کیو دوس داره؟

چی؟

هو، کجایی؟

!هو. هو

هو، مسئله اورژانسیه

!هو

یه سوالی دارم

عالیه. یه مرد توی این لباس

توی گوش دادن خیلی ماهره

بفرما

اینجا؟

تابحال یه انسانو بوسیدی؟

چی گفت؟

چی داری میگی؟

چی؟ چیشد یهو؟

بهم بگو. چیه؟

چرا یهویی اینجوری پیدات میشه؟

خب، تو هروقت دلت خواست

میتونی به بدن یه انسان حلول کنی درسته؟

بال هاتم انگار که خراب شده باشن

یهو نمیزنن بیرون درسته؟

آره خب که چی؟

فک کنم

بخاطر این بدنه ست

هی، بدنو فراموش کن

دلت میخواد مثل خاکستر دنیا ناپدید بشی؟

ماموریت من هنوز تموم نشده

و درمورد اون ماموریت

من باید کمکش کنم که عشقو پیدا کنه دیگه درسته؟

ولی آیا لزوما باید

عشق بین یه انسان و یه انسان دیگه باشه؟

باید باشه دیگه؟

یه سری مسائل پیش اومد و من اونو بوسیدم

یهو قلبم شروع کرد به تپیدن

انگار که خراب شده باشه

بعدش یهو احساس خفگی کردم

نیمه گمشده ازم پرسید

که آیا به یونسو

احساساتی دارم یا نه

خدای من

من باید با تو چیکار کنم؟

بیا ببینیم

تقریبا ۱۵ سال پیش بود

یه فرشته ای بود که مسئول هنر بود

اون شکل بدن یه انسانو گرفت

و بهش یه ماموریت داده شد

تا به هنرمندها الهام ببخشه

نه، این یکی نه

!ازش خوشم نمیاد

آخه چطور این دفعه هم اشتباه شد؟

این بار چهل و سومه، محض رضای خدا

کجا داری میری؟

!یه تابلوی دیگه بهم بده

!من شکست خوردم

زمانی که از هنرمندای دمدمی مزاج خسته شده بود

با یه نفر آشنا شد

شنیدم امکانش هست که شماها سردرگم بشین

مخصوصا فرشته های هنر

اون الهامو

با عشق اشتباه گرفت

یه فرشته

عاشق موجودی جز خدا شد؟

همچین چیزی ممکنه؟

پس با این میتونی یه انسان بشی؟

هیچ فرشته ای نمیدونه که چطور، اما

من باید یه اعترافی کنم

از این لحظه به بعد

نه....از همون اولش

عشق من به اون تعلق داشت

من‌ باور دارم که تو

کسی هستی که کمک کردی

ما دوتا همو ملاقات کنیم و مارو عاشق هم کردی

پس لطفا به ما رحم کن

باور اینکه بتونی به چیزی جز خداوند

عشق بورزی

یه گناه و جهالته

پس چه اتفاقی برای اون فرشته افتاد؟

فک میکنی چه اتفاقی برای فرشته ای که

خداوند رو ترک کرد افتاد؟

دان، یه فرشته، قضاوت خواهد شد

.....تو جرات کردی

میخوام زندگی کنم

تو جرات کردی توی زندگی که

خداوند صاحب اختیار اون بود دخالت کنی

من تورو خیلی دوس دارم

انقد که داره دیوونم میکنه

تو ماموریتی که توسط خداوند بهت داده شده بود

فراموش کردی و ازش غافل شدی

تو با انجام ندادن ماموریتت مرتکب گناه شدی

فقط به من نگاه کن

تصور کن که توی این دنیا فقط من و تو هستیم

مهم تر از همه

تو خودتی گول زدی و باورت شد که

موجودی ناچیز مثل انسانو بیشتر از خداوند

دوست داشتی

تو از بین خواهی رفت

دان - خانوم، چیشده؟ -

چند ساعت شده

اون هیچی نمیخوره و کسیو راه نمیده

کافیه

خودتو خسته نکن

گفتم کافیه

فراموش کردی؟

نباید به من دست بزنی

داره ازش خون میره

که چی؟

بار اولم نیست که ناخن پام میفته

...من یه عالمه کفش های باله ی

خونی انداختم دور

این هیچی نیست

بلاخره

اینا پاهای یه رقاص باله ست

...نمیدونستم که مجبوری

اینهمه به خودت فشار بیاری

تو خیلی اذیت میشی

بیا واسه امروز تمومش کنیم باشه؟

مسخره نباش

من به کارگردان جی قول دادم

باید دو یه هفته رو فرم بیام

گوش کن به من

تو نمیتونی با این پاها به تمرین ادامه بدی

اگه دوباره آسیب ببینی چی؟

...میخوای دوباره یه آدم

تنها و بدعنق بشی؟

هیچکدوم اینا اگه خوشحال نباشی ارزشی نداره

ازت متنفرم

نگران من نباش بهم اهمیت نده

...متنفرم کسی

بهم محبت کنه

این منو ضعیفم میکنه

باعث میشه حس کنم اشکالی نداره ضعیف باشم

فکر کردم منو دوست داشتی

داشتم واقعا

تو گفتی به خاطر من وجود داری

تو کسی بودی که مخ منو زدی

اگه نه یه دروغگویی نه یه جاسوس

پس فقط میمونه یه چیز

منو دوست داری؟

باور اینکه میتونی چیزی رو

بیشتر از خدا دوست داشته باشی

گناه و خودسری محسوب میشه

تو گفتی نمیتونی دروغ بگی

فقط بگو آره یا نه

منو دوست داشتی؟

داشتی؟

نه

باشه پس

گمشو

تیم ترجمه دینگو "هو به دان یه قصه درباره فرشته ای که عاشق انسان شد گفت" -♥ آخرین ماموریت فرشته ♥-

تقریبا یه لحظه داشتم به اشتباه میفتادم

اما در حال حاضر همچنان در حال انجام ماموریتم هستم

دان هستم. یه فرشته

سوژه مورد نظرم دوباره رقص رو شروع کرده

خیلی حساس و تندخوئه

دارم تنهایی بدون هیچ وحی و الهامی

باهاش کلنجار میرم

اوایل اخلاقش مشکل اصلی بود

...اما حالا اون

برای عاشق شدن زیادی سرش شلوغه

...ممکنه راهی براش باشه

تا بتونه هم توی عشق هم توی باله موفق شه؟

(مونگیو ایسلند, 2005)

(روزیکه دوباره باله رو شروع کردم)

(اولین استیج و اولین بیننده ی من)

!عجب آدمی هستی

!بانوی جوان

بلند شین

صبح شده

امروز چندمه؟ چه روزیه؟

امروز همون روز مهمه

دقیقا یک هفته از وقتی که اعلامت کردن گذشته

نباید کل شب رو بیدار میموندی برای تمرین

اگه مواظب خودت نباشی به صفر میرسی

خاله ت ده بار زنگ زد صبح

اینو ببین

هر 5 دقیقه بهم زنگ میزنه

بله؟

الان؟

امروز با منشیت نیومدی

لطفا بیرون منتظرم باش

تو هیچوقت جواب سوالات منو نمیدی

چه حسی داری؟ حالت خوبه؟

...لطفا موافقت نامه صرف نظر از

وکالت منو بدین. من مهرم رو همراهم آوردم

خدای من اون هنوز حاضر نیست

شما گفتین امروز باید امضاش کنم

واسه همین بود که اصلا گفتین بیام

تو اینو بهش گفتی؟

جزییات وکالت من خیلی زیاده

...واسه همین وکیلم باید

چند بار دیگه بررسیش کنه

شرمنده

پس من میرم- صبر کن-

میخوای قبل رفتنت چایی بخوری؟ من خاله تم

ما اونقدرام صمیمی نیستیم خودتم میدونی

حتما خیلی از من ناامید شدی

...واسه اینکه جبرانش کنم

این چیه؟- این شبهای فانتازیاست

هفته ی بعد

اینا رو برای مراسم بپوش

میدونی که من هیچوقت به مهمونام سرویس دهی نمیکنم

یه سرمایه گذار مهمی ژاپنی قراره بیادش

وقتی اسم تو رو آوردم گفتش میاد

...ما بدون کمک اون

نمیتونیم پول مراسم بازگشت تو رو جور کنیم

یه وقتایی باید چیزایی که دوست نداری رو انجام بدی

دنیای آدم بزرگا اینطوریه

...ما تصمیم گرفتیم که تو مراسم اون روز اعلام کنیم

که همه چیز فانتازیا به تو

تعلق داره یونسو

میبینید دوباره رقصیدن چه لذتی داره

...میتونید اینطوری با من حتی بدون وجود دان

قدم بزنید

اون هیچ جایی نداره که بره

تعطیلات کجا رفت؟

خب

گفت چی؟

نه نگو

...رییس هایی که

درباره تعطیلات میپرسن خیلی بدن

تو روز مراسم شب فانتازیا

هرجور شده مجبورش میکنم همراهیتون کنه

زود بریم من باید تمرین کنم

نمیتونم تو یه خونه ی خالی منتظرش بذارم

این هفته طولانی ترین هفته ی سال بوده

آماده شدی؟

نه اصلا واقعا افتضاحم

همه چی بهم ریخته

یونسو

چیه؟

سخت نگیر به خودت. طول میکشه

کجا میریم؟- خب-

به اون اول

...این جا رو

یادته؟

احساس میکنم آشناس

این چیه؟

چی تو سرته؟

چرا اینهمه راه تا اینجا اومدیم؟

2005.

دقیقا قبل اینکه برای تحصیل بری روسیه

...تو برای یه برنامه به اسم ملاقات باله

رفتی به یه جزیره

از کجا میدونی؟

درباره گذشته م تحقیق کردی؟

دان بهت گفته آره؟

مثل روح همه چیو میدونه زنیکه

شرط میبندم

دان برنامه ی اینجا رو ریخته آره؟

آهای دان

کجایی؟ بیا بیرون

لعنتی چه مرگشه؟

تو رقاص اصلی من هستی

...فکر میکنی نمیدونم

کجا دنیا اومدی و کجا بزرگ شدی؟

تو گفتی نمیخوای برقصی

واسه همین قایم شدی و گریه کردی

شنیدم که اینکارو کردی

تو نمیدونستی. از کجا میدونی؟

یه بچه ای رو میشناختم

به کل اون بچه رو فراموش کردم

اون بچه

اولین بیننده من بود

من براش رقصیدم

فقط برای اون

امروز

من رقصتو تماشا میکنم

رقصی که برای اولین بیننده ت اجرا کردی

یادم نمیادش

از وقتی بچه بودم ترتیب گام تعیین شده نداشتم

نمیتونم بچرخم

وقتی ماهیچه هام جون گرفتن و تمرین کردم

میتونم باقی تکنیک ها رو انجام بدم

اما من نمیتونم بچرخم

معلومه که نمیتونی

تو سه سال نرقصیدی یه هفته ست شروع کردی

فکر کردی انتظار داری کامل باشی؟

خیلی به خودت اعتماد داری

میخواستم ببینم چقد مصمم بودی

ماهیچه های لوزی شکل

ستون فقرات و سولئوس (ماهیچه های زانو)

یه هفته ای اینهمه راهشون انداختی

این یه معجزه ست

باریکلا جناب نیمه گمشده

سخت نگیر

درباره تعادل و چرخیدن و چیزای دیگه نترس

مثل بار اولت برقص

خبرای خوب

به نظر میاد یونسویی که مثل یخ سرد بود

همونی که پوچ بود و مثل یه ناقوس پر سر و صدا بود

گویا داره چیز جدیدی رو شروع میکنه

شروعش ساده به نظر میاد اما

آینده ش عشق رو به همراه خودش داره

من دارم ماموریتم رو تموم میکنم

...اما

چرا قلبم انقد به درد اومده؟

چرا گریه میکنی؟

ناامید شدی؟

خیلی قشنگ بود

قشنگترین چیزی بود که تا حالا دیدم

(آخرین ماموریت فرشته - عشق) برای دریافت هرچه سریعتر زیرنویس به کانال بپیوندید @DingoSub

داری رخشان میخندی مگه نه؟

خوشگلی

فکر نمیکنی این زیادیه؟

"اون خیلی زیبا بود"

"اون از همه قشنگتر بود"

راستشو میگم

من باهات میجنگم

میخوام ببینم که تو مرکز

فانتازیا میشی

فکر کن لوستر چطوری افتاد؟

استرس دارم

تو منو نجاتم دادی و کمکم کردی

اما چرا منو دوست نداری؟

چطوری میتونم دوستت نداشته باشم؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.