All language subtitles for Angels.Last.Mission.Love.E07.E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شاهزاده خانمِ بی ادب مونه

همین الان باهام انجامش بده. برقص

بیا - چته؟ -

...چکار

یک و دو و سه

خدای من! نوشیدنیِ الکلی

اساس همه‌ی کار های شیطانیه

نزدیک نیا، خیلی خجالت زده‌ام

آقای کیم دان؟

بیاین بریم

هی، صبر کنین

منو که میشناسین، کارمندِ اینجا هستم

شنیدم اخراج شدی

بازم نمیتونین منو اینجوری دستگیر کنین

چاره نداریم، تماسی مبنی بر ورودِ بی‌اجازه دریافت کردیم

بریم - هی! ولم کنین -

!یا! لی یون‌سو

یا! تو بودی؟ تو اینکار رو کردی؟

بیا حرف بزنیم. فقط پنج دقیقه

نه، یک دقیقه

ما بهش رسیدگی میکنیم - ،اگر باید برم، خب میرم -

!ولی اینجوری نه دیگه

صداتو بیار پایین

یک لحظه

ورودِ بی‌اجازه؟ گزارش میدی؟

منم میدونم که چقدر مصمم و نا‌امیدی

مگه میخواستم چکار کنم؟

میخواستم با پای خودم از اینجا برم

...بازم باور داشتم

،که ممکنه حس منو نداشته باشی

ولی حداقل حسمو درک میکنی

...فکر میکردم میدونی که

بخاطر حس نگرانی و تاسف اومدم، خنگول

کلاه‌بردار - داری چی میگی؟ -

موذیِ کثیف

یکبار بهم گفتی منحرف، حالا میگی کلاهبردار؟

منو فریب دادی

،حتی اگر الانم راستش رو اعتراف کنی

،بیخیالِ اخراجت، پر کردنِ فرمِ آسیب رسانی

بازرسی پلیس و سابقه دار شدنِت میشم

همه‌ی حرفام از ته دلم بود

یکبار هم نشد دروغ بگم

جدی میگم

ما قبلا همدیگه رو دیدیم، درسته؟

قبل از اینکه برای مصاحبه بیای

...وقتی که

چشمام نمیدید

جواب بده، بدون هیچ دروغی

کیم دان، تو واقعا کی هستی؟

چی؟

واسه چی با من اینکار رو میکنی؟

نگرانش نباشید

مطمئن میشم که به وقوع بپیونده

...مطمئن میشم که یون‌سو

ماموریتِش تکمیل بشه

،یعنی میگم

...نباید اینجوری رفتار کنی

حتی اگر تجربه‌ی یه تراژدی رو داشته باشی

،همه بعد از تجربه‌ی یه تراژدی

مثل تو رفتار نمیکنن

،اگه بهم بگین که کی پشتِ این قضیه بود

میبخشم‌تون

گفتم انگار تصادفی بوده

چرا کار نمیکنه؟

ای خدا! این کار نمیکنه

...نکنه

چواب بده، کیم دان

تو قبل از اینکه بیای اینجا، منو میشناختی

درسته

...روز بارونی

زیر درخت

درسته؟

تصادفی بود

البته که اون از اول برنامه‌ریزی کرده بودش

پس میگی فقط چیزی رو که بهت دستور دادن، انجام دادی؟

منم وقتی دیدم تویی، تعجب کرده بودم

کی تو رو فرستاده اینجا؟

از بالا

پس فقط کاری رو که بهت گفتن انجام میدی؟

...یون‌سو، اون

،پس اینکه گفتی که من هدفِ زندگیتم

،و من دلیلِ وجود داشتنِت هستم

دروغ نبود

فکر میکردم واسه تو هم نفع داره

...چجوری؟ با شکستنِ پنجره تا باعث بشی که من

بقیه ی عمرم رو با ترس و لرز سر جام بشینم؟

درباره‌ی چی حرف میزنی؟

اونا هم خیلی احمقن

چطور چنین جاسوسِ احمقی رو فرستادن؟

جاسوس؟

هرچند که کارهات جدید بودن

کارم تموم شد

جاسوس؟

بیا برگردیم به اون شب

چرا پنجره‌ رو شکستی؟

برق رو قبلش قطع کرده بودی؟

با چاقو؟ اَره؟

،اگه بخوام راستش رو بگم

اون شب من نجاتش دادم

،پنجره شکست

و بارونِ خرده شیشه شروع به ریختن کرد

...من بال‌هام رو

بازو‌هام رو کامل باز کردم

...پس تو اون تصادفِ ساختگی رو درست کردی

تا اعتمادش رو جلب کنی؟

!خانمِ جونگ

بیا اینکار رو نکنیم

دوباره دان رو برگردون

دوباره باید همه‌چیز رو توضیح بدم؟

گفتم اون منو فریب داد

فقط بهت نگفته بود

اینجور نبود که از قصد دروغ گفته باشه

مگه نگفتی به همه‌ی سوالات جواب داد؟

اگر میخواست مخفیش کنه، اصلا حرف نمیزد

شما به همه مشکوکین، درسته؟

پس چجوری به من اعتماد دارین؟

چون شما با من خوب نیستین

...اینجا رو ببین، چجور جاسوسی

اینقدر شکلات میخوره؟

خدا جون

مثل بچه، اینقدر منتظر یه تولد بود

حتما توی این تاریخ میخواسته منو بکشه

اینو ببین

درباره‌ی شما اینهمه مطالعه کرده

این چیه؟

"عشق، قرار گذاشتن"

"احساس، قلب؟"‌

(عشق)

عشق

قرار گذاشتن

(عشق، قرار گذاشتن)

قلب

(عشق، قرار گذاشتن، قلب)

خدای بزرگ

امکان نداره

اینطور که نیست، نه؟

چی؟

توی اولین نگاه عاشقت شد

با دقت بهت نزدیک شد

،میخواست برای یک لحظه هم شده

توی همون هوایی که نفس میکشی، نفس بکشه

تا اون لحظه رو گرامی بداره

!چه حرفایی

گفت که یکی از اون بالا اونو فرستاده اینجا

بله، از آسمون

شاید سرنوشت فرستاده باشدِش

اینقدر از اینجا موندن بدتون میاد؟

گفتین که بغل‌تون کرده

،کسی که اینقدر دقیق قرارداد رو خونده بود

قانونِ ممنوعیتِ تماس فیزیکی رو میشکنه

بخاطر این بود که پنجره شکسته بود

اون حتما قسم خورده که کنارت بمونه

بعنوان منشی و کمکِت

ولی نتونسته احساساتش رو کنترل کنه

!خانمِ جونگ

لطفا اینو بدین بهش

گفته بود که از خونه انداختنِش بیرون و جایی برای رفتن نداره

نمیدونم کجاست و چکار میکنه

،حتما از اینکه تا اداره پلیس کشوندنش

،و کسی به حرفش گوش نداده

خیلی اذیت شده

همیشه راستش رو گفتم

یکبار هم دروغ نگفتم

هرچند کارات جدید بودن

روش کار نکرد

اینجا خونه‌ات نیست

فقط یک شب

...پلیس گفت برو خونه‌تون، ولی من

جایی رو نداشتم که برم

...بهت گفتم که

تا به پایان رسوندنِ ماموریتت، برنگردی

الان تازه میخوام شروعش کنم

من نیمه‌ی گمشده‌اش رو، مَردِش رو پیدا کردم

فقط مونده اونا رو به هم وصل کنم

پس چرا انداختنِت بیرون؟

من صحنه رو برات آماده کردم و خرابکاری‌هاتو درست کردم

وظیفه‌ام رو انجام دادم

!لعنتی

فکر کنم مشکل از بدنم باشه

شما اینجوری نیستین؟

،هروقت سرزنشم میکنه

فشار خونم میزنه بالا

،ولی وقتی بهش احساس نزدیکی میکنم

صورتم خارش میگیره

آیگو

،حتما بعد از پیدا کردنِ احساساتِ انسانی

به اخراجت افتخار میکنی

،من از کارم اخراج شدم

ولی ماموریتم هنوز تموم نشده

،نیازی نیست موقع عاشق شدن

کنارش باشم، مگه نه؟

واو! یعنی میخوای توی تاریکی، دونفر رو بهم برسونی؟

فکر خوبیه

چطوره برم توی خوابش؟

شکه نشو

نگاه کن. یه دنیای جدید به روت باز میشه

،توی قلبِ بی‌حاصلِ یون‌سو

عشق، شکوفه میزنه

شگفت انگیز نیست؟

لعنتی

!سونبه! سونبه

پس حداقل یکم پول بهم بده

!فقط ۱۰ دلار! یا ۵ دلار

بیخیال

،هم خدا و هم انسانها

دست‌خالی ولم کردن

چی میخواین؟

!واو، هات داگ - !واو، هات داگ -

اول برین تو، براتون میخرم

چشم - چشم -

بیست‌تا هات داگ بدین - باشه -

بفرمایید

خانم معلم، اونو دیدی؟

لایوِ گوم نی‌نا، حسابی سر‌وصدا کرده

لی یون‌سو رو میگی؟ اوف، واقعا بی‌تربیته

بدنام ئه

...دوستم که توی فانتازیا‌ست، بهم گفته که

اون خیلی وحشتناک بوده

اشک بقیه رو در‌میاورده و کتک‌شون میزده

چرا اینکار رو کرده؟ تا ابد که توی اون جایگاه نبوده

ولی ثروت تا ابد هست

...همین‌جوریه که پیوند قرنیه گرفته و

نفرت انگیزه

ای خدا، بهش حسودیم میشه

،بین اینهمه آدم

به کسی که مورد تنفرِ همه است، حسودیت میشه؟

...شرط میبندم از دست دادنِ بیناییش هم

نتیجه‌ی اعمال خودش بوده

این کیه؟ - ببخشید -

ممنون

!لی یون‌سو، ناقوسِ خنگ

خدانگهدار - مرسی -

دیدیش؟

لایوِ اینستاگرام؟ - خدای من -

شخصیتِ وحشتناک؟

بازاریابِ سر‌وصدا؟

بیاین ببینیم

("شخصیتِ وحشتناک بالِرین لی یون‌سو")

خدای من

دارین چکار میکنین؟

...دیدنِش؟ این یه مهمونیِ سورپرایزه

که ما یواشکی تدارک دیدیمِش

اون دوباره میتونه ببینه

،لطفا به دختر داییم

عشقِ فراوونی بدین

،تئاترِ باله‌ای که وقار نداره

بهش امیدی هست؟

بهت گفتم بس کن

برای تمرین آماده بشین

کارگردان جی

یون سو کِی میاد؟

اگه اون نیاد، من با کی برقصم؟

اعلامیه ی رسمی انتخاب نقش

هنوز اعلام نشده

مطمئنی که اون نقش اوله؟

ما تابحال جیزل رو اجرا نکردیم

تا کِی باید بدون نقش اصلی تمرین کنیم؟

شماها مهارت زیادی ندارین ولی حریص هستین

توی صلاحیت فقدان دارین

و فقط بقیه رو سرزنش میکنین

کسایی که اینکارو میکنن

به اونها بی ارزش و ولگرد میگیم

درسته؟

سرتون توی کار خودتون باشه

من اونو به اینجا میارم

ما تمرینو شروع میکنیم

کی به شما گفت

که آهنگ تمرینو عوض کنین؟

من که قرار بود به هرحال ببینمت

ببخشید، کارگردان گوم

بیاید بریم به اتاق جلسه

یه جلسه اضطراری داریم

چطور تونستین اینطور مارو مورد تمسخر قرار بدین؟

میخواستی کار مارو خراب کنی؟

تئاتر باله ی ما نیازی نداره که انقد خودشو پایین بیاره

میدونم - یون سو برمیگرده؟ -

مشکل اینه که

کارگردان جی هنوز نتونسته قانعش کنه

چی؟ راضیش کنه؟ - خدای من -

من واقعا هیچ حرفی ندارم

حالا میخوای چیکار کنی؟

اگه میخوای از پول ما استفاده کنی

!پس بهتره کارتو درست انجام بدی

داری چیکار میکنی اگه حتی نمیتونی

مسئولیت اینو بپذیری؟

!یه راه حلی پیدا کن

برنامه چیه؟

!بهم بگو - قراره چیکار کنی؟ -

من لی یون سو رو میارم

من اونو

جلوی چشم کل این کشور میارم

بالرینی که توی یه تصادف بیناییشو از دست داده

لی یون سو، که بخاطر اعصاب ضعیفش بدنامه

توی یه کنفرانس مطبوعاتی بازگشتشو اعلام میکنه

این اوضاع رو کاملا برمیگردونه

و تو میتونی پول دربیاری

این نقشه جواب میده

اگه

موفق نشی چی؟

هرکاری بخوای میکنم

چه دریاچه ی قوی بچه ها باشه

یا هرچیز دیگه

چی؟ - چی؟ -

بچه ها؟ - بچه ها؟ -

چی داره میگه اون؟

یه کنفرانس مطبوعاتی؟

کارگردان جی

خبر کنفرانس مطبوعاتی رو اعلام کنین

بگین که لی یون سو قراره ظاهر بشه و صحبت کنه

اگه قبول نکرد چی؟

بیاید اوضاع رو بدتر نکنیم

و فقط به جاش نینا رو انتخاب کنیم

یون سو میاد

همچنین

هیچوقت دیگه جرات نکن تو آهنگای من

دخالت کنی

به هرحال کارساز نیست

اون ویدیو از یون سو تا الان کلی پخش شده

کارساز میشه

کسی که باعثش شده خودشم درستش میکنه

[VIU Ver] KBS2 E07 'Angel's Last Mission - Love' "Dan Gets Arrested for Housebreaking" -♥ Ruo Xi ♥-

یه شات دو نفری میخوام

از تو و یون سو

شما دوتا باید لبخندای بزرگ بزنین

اگه امکانش هست

میخوام که گونه هاتون به هم بخوره

تو دیوونه ای

چرا بلافاصله بهش

گفتی بله؟

نمیتونم انجامش بدم. میترسم

از چی میترسی؟

!خدای من

سلام

تو دو روز پیش نیومدی اینجا؟

تو فامیل یون سویی

تو منشی اونی

بله

آقا، لطفا کمکم کنین

ببخشید؟ - گربه سروصدا میکنه -

چی؟ نه نه منو جلو ننداز

!من نمیتونم اینکارو بکنم

جلوی خونه ی من گریه نکن

راستی، چرا دوییدی؟

تو چی؟

خجالت کشیدم - خجالت زده شدم -

اوه خدا

دوییدن منو

گرسنه کرده

یکم بیشتر بخور

چرا تو هیچی نمیخوری نینا؟

میتونم نینا صدات کنم؟

حتما

یون سو

حتما بخاطر من خیلی ناراحت بوده

از اول اونقد ناراحت نبود

ولی من عصبانیش کردم

من خیلی عصبیش کردم

بخاطر همین اخراج شدی؟

به نظر آدم خوبی میای

ببخشید. کار زیادی برای کمک بهت ازم برنمیاد

به کارگردان جی باید چی بگم؟

جی کانگ وو چجور آدمیه؟

چرا میپرسی؟

ممکنه با یون سو قرار بزاره

فقط کنجکاوم

مطمئن نیستم

عجیبه

احساس میکنم میتونم

صدها چیز درموردش بگم

اما وقتی که واقعا سعی میکنم

نمیتونم چیزی بگم

نمیدونم اگه آدم خوبیه یا آدم بدیه

حتی نمیدونم اگه مهربونه یا بدجنسه

...ولی

یه چیزیو قطعا میدونم

اون باحاله

اون واقعا مرد باحالیه

گوروم امروز مرخص میشه

صبح برو دنبال گوروم و برش دار

کمپانی امنیتی جدید میان اینجا

حواستون باشه که اثر انگشتاتونو ثبت کنین

(نامه ی استعفا)

این چیه؟

اینا نامه های استعفای همه ست

چی میخواین؟ - مدیرهایی که چند روز پیش -

بدون هشدار قبلی اخراج شدن دوباره سرجاشون بزارین

این درخواست ماست

خانوم جوان

اگه همه همین الان استعفا بدن

توی عمارت پیچک هیچ کاری از پیش نخواهد رفت

اینطوره؟

واقعا؟ خدای من میترسم

از جایی که همه شما شایسته هستین

مطمئنم که همگی پیشنهادای دیگه ای دارین

استعفای شمارو میپذیرم

نیازی نیست وظایفتونو به استخدامی های جدید انتقال بدین

همین الان برین

همین حالا

!حالا

فک کنم نامه ی تو اینجا نبوده

حقوق هیچکس اندازه مال تو شبیه حقوق من نبود

همش همینه؟

من چه انتخابی دارم؟

هرچقدم که اوضاع لجن و ناچیز باشه

من باید که نامه ی استعفامو

بعنوان یه عضوی از جامعه تو قلبم دفن کنم

کارمندایی که توی تکالیفشون شکست خوردن

کارمندایی که به کارگزارشون صدمه زدن

میتونم همشونو اخراج کنم

حتما. تو کارگزار منصفی هستی

خانوم جوان

اگه بخوای همینطور به خریدن آدما با پولت ادامه بدی

هیچکس کنارت نمیمونه

من تورو دارم

قلب من همینجوریشم مایل ها دورتره

فراموشش کن. بهت نیازی ندارم

تبریک میگم

ببخشید؟

خوندم که به زودی قراره اجرا کنی

اخبارو خوندم

برات خیلی خوشحالم

(لی یون سو کنفرانس خبری ای خواهد داشت تا...)

(من در تئاتر بزرگ هستم. لطفا منو اونجا ببینید)

من توی لابی ام

نظرت چیه؟

این پسری که داره رقص دونفره انجام میده

پارتنر توئه. قوی هم هست

و خط رقصش ظرافت داره

کنفرانس خبری رو کنسل کن

نه نمیخوام

آقای جی کانگ وو

یون سو

سلام اسم من کانگ یی گون هست

دنبال یه پارتنر دیگه بگرد

نمیدونم اون بهت چی گفته

اما من هیچوقت اجرا نمیکنم

چی؟ - اون خوب به نظر میرسه -

واقعا؟

کنفرانس خبری؟

با عصام میرم اونجا و میگم

که تو برنامشو ریختی

و خبرارو بدون رضایت من منتشر کردی

همه خبردار میشن که تو

یه کارگردان هنری پست و کثیف هستی

اگه همچین چیزی میخوای بیا همین کارو بکنیم

دراصل، اونا دارن میمیرن تا

با یه پرنسس لوس و عزیزکرده مصاحبه کنن

کسایی که اهل غیبت کردن هستن

تورو سوژه میکنن

و میکشوننت پایین

چرا

اینکارو با من میکنی؟ - من دارم سعی میکنم -

از تو

و فنتزیا محافظت کنم

من اونکارو نمیکنم - میکنی -

!گفتم که نمیکنم - تو از پسش براومدی -

تو از لبه ی مرگ زنده موندی

من باور دارم که تو زندگی جدیدی رو شروع خواهی کرد

یادمه که اون روز چه محکم

دستمو گرفتی

درسته

پس همین بود

اینم پاداش تو برای نجات دادن من

بهم بگو اگه بیشتر خواستی. بیشتر بهت پرداخت میکنم

با این

دیگه از اتفاق اون روز استفاده نکن

که بهم دستور بدی

تا کی میخوای فرار کنی؟

از سر راهم برو کنار - پاداشم؟ -

این کافی نیست

برای من، ارزش تو بیشتر از ده ها

و صدها میلیون دلاره

میتونی اونقد بهم پرداخت کنی؟

پس تسلیم میشم

ممنون که قیمت خوبی بهم ارائه دادی

ولی این خیلی بده

لی یون سویی که تو یادته مُرده

منو نگاه کن

بالرینی وجود نداره که سه تا پا داشته باشه

پس از خواب بیدار شو و سرعقل بیا

بفرما

(تئاتر باله فنتزیا)

تئاتر باله

این چیه؟

...یک دو سه

هزار دلار؟

بیا تو

نمیتونم بزارم تنها بری خونه

اونا باهم قرار میزارن

....من

کارساز بود. کار کرد

فک کنم اونا واقعا تقدیرشون این بوده که باهم باشن

از سروصدا متنفرم

ماشینتو جابجا کن

شما خانوم لی یون سو هستین؟

ببخشید؟ - این برای شماست -

...چی

(بنیاد فرهنگی فنتزیا)

(خاله)

گرفتیش؟

این چیه؟- هنوز بازش نکردی؟-

درش بیار و کاغذ رو امضا کن

این چیه؟

توافق درمورد گسترش وکالت

هیئت مدیره امروز مناسبه

...رئیس موقت

...و مدیر کل موقت

قبلا متزلزل و ناپایدار بود

...و مالک پایه بی ادبه

و از هنه متنفره. قراره چیکار کنیم؟

...همه میدونن

که تو بدون منشی نمیتونی جایی بری

...واقعیتی که تو گفتی اجرا میکنی

یه دروغ بزرگه، نیست؟

...اونا همش میگن اجازه نمیدن اجرا کنی

یا پایه رو اجرا کنی

پس من از این کارت اسنفاده کردم تا آرومشون کنم

کاغذ رو امضا کنید و بدید

کی گفت میتونی اینکارو کنی؟

هی

درمورد این فکر کن که رفتارت با من چقدر بی ادبانه بود

من فکر نمی کنم الان باید طرف تو باشم

ولی این یه چیز ترسناک درمورد رابطه خونیه

من قبلا با وکیلا مشورت کردم

...گسترش وکالت

به دلیل ذهن و بدن ضعیف

اگه من سالمم

مجبور نیستم اون کاغذو امضا کنم درسته؟

...من اینکارو میکنم چون هیچ کس نمیدونه یک یا دو سال

طول می کشه

...میتونی به کنفرانس مطبوعاتی بری

هفته بعد؟

میخوای کنسلش کنم؟

انجامش میدم

نشونت میدم

...نشونت میدم که من کاملا خوب

و عادیم

...اگه نتونستم کاغذو امضا میکنم

و اونو هم تایید میکنم

پرنسس

مبارزه کردن هیچ فایده ای نداره

اگه رفتارت میتونه تو رو نگه داره

چرا هنوز به چوبت نیاز داری؟

(اسناد قرنیه)

بهم گوش کن

مهم نیست چه اتفاقی میفته بهم کمک نکن

دقیقا اینجا وایستا

من صاحب بدن خودمم

خوبم

بازو ها و پاهام خوبن

و چشمام

چرا نمی تونم انجامش بدم؟

هیچ کس طرف تو نمی مونه

من فکر میکنم از قبل اتفاق افتاده

فراموشش کن. بهت احتیاج ندارم

برو و زندگی خوبی داشته باش

شوخی میکنی؟

(قسمت ۸ خیلی زود منتشر میشه)

خدایا، خیلی خوب بنظر میرسه

(قسمت ۸)

Man, instant noodles are the best.

Man, it's so good.

هی حالت خوبه؟

خدایا منو شکه کردی

حالت خوبه؟

چرا؟

خدایا من حتی مریض تر شدم

میخوای تموم جلیقه هایی که اینجا هست رو بپوشی؟

بخاطر جاییه که میری

چرا یه جای خوب نمیری؟

نودل تنها غذایی نیست که وجود داره

پس باید بهم پول بیشتری بدی

ورشکسته شدی؟

من یکم پول مثل یه نعمت از بالا پیدا کردم

اوه ، بردیش واسه خودت؟

هو، ما فرشته ایم

البته، من اونو میدم پلیس

...میخواستم قرض بگیرم

سی دلار از طرف کاراگاه

ولی اون اینو بهم داد چون حس بدی داشت

اون آدم خوبی بود

و تو با اون پول اینجا اومدی؟

...میخواستم چندتا

آدم ببینم

بریم اونجا- نگهش دار پسر-

خیلی خب کارت خوب بود

خیلی خب- بی اینجا-

صبر کن- بیا اینجا-

...یون سو

احتمالا هیچ وقت اینکارو نکرده، اینکارو کرده؟

My gosh, man.

خدای من هرچی

...بانوی جوان صبحونه خوردید

انجامش میدم

بهت گفتم حرکت کن

چطور میتونم خودم توی این خونه بزرگ بمونم؟

میتونی به کیم دان بگی بیاد

نمیخوام اسمشو بشنوم

چند لحظه بیرون بیا

یکی هست که باید ببینیش

این دلیل اینه که امروز دیر کردم

اون کیه؟

اسطوقودوس؟

من گی بو را هستم

چرا؟- ...من فرستادمش-

...به تئاتر باله

بعداز اینکه ناگهانی اخراجش کردی

توی تماست؟

یه نوع باز پرداخت

چند روز قبل یه چیزایی دیده

...مطمئن نیستم اگه دفع قبل

ریس محافظا عمدا باعث تصادف بود

ولی من مطمئنم اون به عنوان جاسوسشون کار میکنه

...من شک دارم کیم دان بتونه بخوابه

بخاطر بی عدالتی؟

اونوقت چرا؟

...چرا اون

مطمئنم که راست میگم

عاشق شدن تو نگاه اول

بهش میگی برگرده، نمیگی؟

نه

چرا اینکارو کنم؟ بهش نیاز ندارم

آدرسش کلیسای کاتولیکه

البته، میدونم که تو ملاقاتش نمی کنی

گوریوم، ما باید بریم خونه

خدای من

صبر کرن، امکان نداره

بعداز اینکه منو بیرون کرد وند اینجا؟

چرا باید بیاد اینجا؟

چون اینجا جاییه که اولین بار همو دیدیم؟

یون سو

این چیه؟ چرا اینجایی؟

دو برابر پاداش و جایزه صد درصدی

چی فکر‌ میکنی؟

جایی نداری که بری برگرد

اگه اینجا بخوابی از سرما یخ میزنی

اگه بمیری

میدونم مثل یه روح رویاهامو شکار میکنی

باید تا هفته بعد بدون عصا راه برم

مهم نیست چی میشه باید راه برم

...پس

بهت نیاز دارم

بخاطر کنفرانس مطبوعاتی؟

چطور میدونستی؟

("رقاص باله جهانی لی یون سو برگشته")

شایعه دور شد

اینجا دروغ گفتی اینو میدونی؟

بیخیال، من میخواستم اونجا باشم

منظورم اینه خیلی بهم احتیاج داری

خیلی آزار دهنده ای

من نیازی به پرداخت دوبار بیشتر ندارم

و جایزه صد درصدی رو نمیخوام

ولی یه شرط دارم

چرا یکدفعه ای خوشحال شدی؟

توی این‌ چند روز

...من دیگه

مدیر کل موقت نخواهم بود

خوشحال نیستی؟

این برای گسترش وکالته

موقتی نمی مونیم؟

چند بار لازمه برای خودم تکرار کنم؟

...یه آدم

...باید باهوش تر از

حیوان باشه

جی کانگ‌ وو روی استیج رفت

و من فقط باید کنترل کنم

اون فقط بیناییش رو به دست آورد

و الان اون دوباره میخواد باله برقصه؟

هر اتفاقی که ممکنه بیفته

اون هیچوقت نمیتونه انجامش بده

ما با کنفرانس مطبوعاتی پیش میریم

ما یه مقاله دیگه منتشر میکنیم

که ادعا میکنه یون سو حضور داره

...و هر کسی که ازش انتظار داره

تا-دا

اون هیچوقت نشون نمیده

...و تو از این شانس استفاده میکنی

برای برداشتن پایه؟

۱۰۰ درصد حق با توئه

(کجایی؟ بیا همو ببینیم)

(جی کانگ وو هستم لطفا بهم زنگ بزن)

دوباره

منو ببخشید

باید بچه مو از مهد کودک بردارم

میتونی بری

ممنون

برای همیشه

بیا از اول گروه رقص رو شروع کنیم

آواز

اعتراض میکنی؟

جرا نمیری؟ گفتی که باید بری

کافیه قربان

...تنفس و تعادل تو

ناپایداره و حواست پرت میشه

هنوز فکر میکنی داری میرقصی؟

سوجی- بله-

میتونی بجاش با تماس انجامش بدی

اون وقت من نابود میشم

کی میگه؟من اجازه نمیدم بهت

از اول شروع کن

بهتره که از دستش ندی

روی هر ماهیچه توی بدنت تمرکز کن

آماده باش

آواز

خیلی دیر از سرکار میای

توام همینطور

کارگردان جی

چیزی خوردید؟

...جونگ وون برگشت

فقط شش ماه بعداز زایمان

هر روز گریه میکرد

هر روز سعی میکرد بدنش رو روی فرم بیاره

پس؟

باید بجاش به من مراجعه کنی

همش اشتباه منه

...نباید اون ویدئو رو آپلود میکردم

و با یون سو عکس میگرفتم

کنفرانس مطبوعاتی ضروری نیست

...داری میگی که من افراد بی‌گناه رو

فقط بخاطر کنفرانس مطبوعاتی یون سو اذیت میکنم؟

همینه؟

...شاید بخاطر اینه که

...اون فقط یه سازنده اس اما جونگ وون نیست

...در ارتباط با هماهنگی با بقیه

وقتی لی یون سو برگرده

میخوام با یه تیم عالی آماده اش کنم

من به دوتا شات نیاز ندارم

چون یون سو نشون میده

آره نشون میده

مهم نیست چقدر ردش کنه

هیچ وقت نمیتونه از باله تسلیم شه

و چقدر مطمئنی؟

هر دفعه که تیمش رو سرکوب کرد

اون میگفت که استعداد ما رو خدا بهمون داده

...بهمون میگه همه رو به ما بده

...پس ما خجالت زده نمیشیم

برای کسایی که نمیتونن بیان اینجا

...چیزی که معلم باله ما همیشه

از وقتی که بچه بودیم میگفت

از اول خوب تعلیم داده شده

یون سو مطمئنن برمیگرده

و وقتی که اون زمان بیاد

من یه مبارزه خوب برپا میکنم

تمرکز کن

وقت نداری روی چیزای دیگه تمرکز کنی

درسته

...نمیدونم چرا

به حواس پرتی ادامه میدم

تو هنوز از خودخواه بودن دوری

(گوم نی نا، لی یون سو)

اما اون خیلی بده

اون لی یونسویی که تو به یاد داری مرده

همینطوری میخوای واسه من سخنرانی کنی؟

...خودم بهتر از هرکسی میدونم که

چه مصیبتی هستم

...یه وقتایی باید به خودت فشار بیاری

تا بیشتر بری

وقتی اوضاع سخت بشه

چیزی که واقعا نیاز داری

یه تیکه شکلاته

تا یه شلاق تند

اوکی؟

سلام جی کانگوو هستم

تا دا

اون چیه؟

میخوام بهت یاد بدم چطوری قدم برداری

میدونی چطوری بچه ها راه میفتن؟

قدم اول قدم دوم

تاثیر این اثبات شده ست؟

نع- خدای من-

ولی بازم بیا امتحانش کنیم

بد باهاش حرف زدی

نمیخوام سرزنشت کنم

خوبه

خب حالاOkay. Now...

اینجا.بگیرش

تو میتونی

داری خوب انجامش میدی عالیه

خوبه حالا انگشت کوچیکمو بگیر

تو میتونی

خوبه بیا سمت من

فقط به من نگاه کن

...تصور کن فقط

من و تو توی دنیا وجود داریم

اوکی؟

وای نه

اون نباید عاشق من شه

خب بیا

خدایا- لعنت-

اونجا نمیدویدی برام

اینجا آخه خطرناکه

عه زخم شدی

برو بابا- باشه-

!اونا همو بوس میکنن

!بوس

...هی ما

هی منو میشناسی؟

برو پیش مامانت

بوس؟ بوس؟

...بوس

نه اینطور نیست

برو کنار بینم

...با گفتن اونچیزی که تو ذهنته

خجالتم نده

من یه آرزو دارم

به این زودی؟

ولی شرط دارم

سه تا آرزو برام برآورده کن

بی چون و چرا باید برام برآورده کنی

...اگه کل شانس یا

زندگیمو بخوای چیکار کنم؟

تو چی داری برا من آخه؟

آرزوهام به نفعتن

میکنی یا نه؟

بله. خب این اولین آرزوم

اگه عجیب غریب باشه شهیدت میکنما

اه داره دیر میشه بیا عجله کنیم

کجا؟- که برا آرزوم دعا کنیم-

...اولین آرزوت

باید براش دعا کرد؟

بعله

فکر میکردم تو به یه خدای دیگه اعتقاد داری

...تو یه چیزی درباره خدای بالا سر گفتی

و اینکه چقد ما به چشمش احمقیم

دنیا ما هستیم. خدا عاشق ماست

بریم

آرزو کردن بی فایده ست

زندگی تو مظهر بی فضیلتیه

باید برای بخشش التماس کنی

اگه این چیزا جواب میده پس چرا من کور شدم؟

چون ایمان نداری

بریم

سلام

سلام چی شما رو کشونده اینجا

ما با فانوس ها میخوایم آرزو کنیم

تو چی؟

من اومدم اینجا دوستمو ببینم

دوستمو 15 سال پیش گذاشتن اینجا

سالگرد دوستمه

آخرین فانوس ها بیان

دو تا داریم

خداحافظ

خداحافظ- میخوای با ما بیای؟-

چیز خوبیه

ببخشید اون دو نفر میرن داخل حالا

هی تو اصلا از آقای جی نپرسیدی میخواد یا نه

دوست دارم

تیم ترجمه دینگو "یونسو تمرین میکنه خودش راه بره" -♥ آخرین ماموریت فرشته ♥-

نباید یکی بنویسیم؟

نمیدونم چی بنویسم

آرزویی ندارم

خب پس معمولی ترین آرزو رو بنویس

آرزو کن خوشحال باشی

...تو هم

همین آرزو رو نوشتی؟

به من کمک میکنی؟

بله هروقت به کمکم نیاز داشتی بگو

من همه تلاشمو میکنم

...اگه بکنی که ممنون میشم. قول میدم

بهت پاداش بدم

نه نیازی به جبران نیست برای کمکم

فقط کاری کن یونسو جایگاهشو پس بگیره

...اگه اینطوری بشه تنها راهیه که

شما دو تا بتونید با هم وقت بگذرونید

یه مقبره؟

ترجیح میدم نرم

یه مراسم فانوس آرزو اونجا هست

...بیاید که قبل اون روز مهم

آرزو بکنیم

خدایا- گفتی کمکم میکنی-

...یونسو به تلفنای من جواب نمیده

پیامامو نادیده میگیره

باید یه برخورد اتفاقی جور کنیم

رها کردن فانوس آرزوها به زودی شروع میشه

همگی بیاید حالا

بیا عجله کنیم- صبر کن-

کفشام

وایسا میذارمشون اینجا

یه لحظه وایسا

چی؟

...نیستن. تو هرروز موقع تمرین

یه جفت کفش اسپورت میپوشیدی

شرط میبندم یکی دزدیده

یکی اشتباهی پوشیده رفته

اگه اونطوری باشه باید یه جفت کفش اینجا میبود

اما نیست

مطمئنم یکی از قصد برشون داشته

چیکار کنم؟

حالا چه دزدیده باشن چه نه

احتمالا اونقدرام دور نشده

میگیرمش وایسا اینجا

یکبار دیگه اعلام میکنم

رها کردن فانوس ها ده دقیقه دیگر آغاز خواهد شد

لطفا عجله کنید

یالا بیا کولم

طوری نیست دان کفشامو میاره

اگه زمانو از دست بدیم کارمون هیچ میشه

هرکاریو باید تو زمان درست انجام داد

یالا

خودتو شل کن. سفت گرفتی خودتو

برای من سخت تره

میخوام بیام پایین بذارم زمین

وایسا سرجات رسیدیم

کنفرانس مطبوعاتی

اگه برات آماده نیستی بهم بگو

مجبور نیستی انجامش بدی

واسه برنامه هم همینطور

تا وقتی که حاضر شی میتونم عقبش بندازم

به خاطر اون روز متاسفم

اما میخوام یه چیزو بفهمم

...این زندگی که داری ازش دست میکشی

...میتونه

آرزوی یکی دیگه باشه

که همیشه میخواسته

اون یه نفری که میگی

همونی نیست که اومدی دیدنش؟

چرا انقد طولش داده؟

کجایی؟- کجایی؟-

چرا نمیای؟

نزدیک رودخونه م

و یه سنگ بزرگ اینجاست

کفشاتو یافتم

میام اونجا

تو فانوست رو هوا کن

بکنیم؟

فقط همین یه قول رو بهم بده

هرچی هست بگو

قول بده هرکاری میکنی

برای شادی اون باشه

برای شادی اون؟

این دیگه خیلی خیالیه

قول بده بهم. حالا

بهش کمک کن عشق واقعی رو بفهمه

...دارم میگم اونی که اون میخواد

...یه کسیه که

از یه فرشته واقعی هم فرشته تر باشه

(کنفرانس مطبوعاتی بازگشت لی یونسو)

چیکار میکنی؟

...ما قرار بود اسم لی یونسو رو اعلام کنیم

و مطبوعات رو برای اجرای سال خبر کنیم

شرمنده م

بهم گفتن اون قول داده بیادش

به کرگردان ها هم اطلاع داده شد

بهم گفتن ادامه بدم

نه من مطمئنم کار رییس بوده

یا کارگردان اصلی

درسته

من بهش گفتم کنسلش نکنه

تا جایی که یادمه

خودتو میکشتی که با یونسو کار کنی

مشکلی اینجا نمیبینم

(چویی یونگجا)

(لی یونسو)

(کنفرانس مطبوعاتی بازگشت لی یونسو)

(لی یونسو)

معذرت میخوام

...معذرت میخوام اما خانم لی

از یک وضعیت نامناسب روحی رنج میبرن

شنیدم که همین حالا رسیدن

چی؟- اون اینجاست؟

اون لی یونسوئه- اون اینجاست-

واقعا خودشه

گفتم بهت نشون میدم

کی رسیدی؟

سلام

من بالرین لی یونسو هستم

رقاص کسیه که با بدنش صحبت کنه

فکر میکنم نیاز نیست زیاد صحبت کنم

من بیناییم رو به دست آوردم

و در سلامت کامل جسم و عقل قرار دارم

...من با اجرای رقصم

با جزییات بیشتری باهاتون صحبت خواهم کرد

تبریک میگم- بله ممنون-

سلامت برگردین- خدانگهدار-

برو

از همون اولش خوب بودی آره؟

اینکارو کردی که منو احمق جلوه بدی آره؟

تو از الان نماینده قانونی منی

نیستی؟

چرا میپرسی؟

اول بذار اونو لغو کنم

لطفا لغوش کن

....میشه وضعیت مدیریت سازمان رو مرتب کنی

و به من بدی رونا جان؟

حتی دیده باشیش هم ازش سردرنمیاری

...خب پس تو میتونی

کاری کنی دقیق و آسون به نظر بیاد

...داری میگی

نکنه میخوای فانتازیا رو مطالبه کنی؟

دوباره؟ نخیر. قراره بهم پسش بدی

فانتازیا از اولشم مال من بوده

لطفا سریع پیگیرش شو

هی

من یه تماس از جی گانکوو داشتم

اونا میخوان کنفرانس مطبوعاتی رو انجام بدن

لازم استیکر جا پا بذارم اونجا؟

...یا با من میای

من باید تنها برم

که تنها نرم هرکاری میکنن تا زمینم بزنن

اما بازم، هنوز کامل آماده نیستی

نه میتونم

اما اونو بهم بده

دستمال رو

همونکه دور دستم پیچیدی

که روش ورد خوندی

فرض میکنم اون تویی

!باریکلا

باریکلا یونسو من بهت افتخار میکنم

بیا جشن بگیریم

مشروب نیست ولی یه همچین حسی داره

چیه؟ مریض شدی؟

خیلی فشار بهت اومد؟

مرسی دان

همش به خاطر توئه

ممنونم واقعی میگم

تو انجامش دادی

آفرین بهت

کارت عالی بود

به سلامتی؟

ما توی استیج بیرون هستیم. زود بیا بیرون

دو

سه

حالا داری عالی انجام میدی

تو واقعا

دیگه به من نیاز نداری

درسته

پس اینطوریه

...هرچی تو بهتر میشی و

...خوشحالتر میشی

کارای من کمتر میشه

هر ناقوس پر سر و صدا، حالا راحت اینور اونور برو

...برو برقص و

اعصابتو خورد کن

این آرزوته؟

البته که نه

من فقط دو تا دیگه دارم. باید نگهشون دارم

میدونم آرزوهات چین

از کجا میدونی؟

چشاتو ببند

چرا؟- من-

آرزوهاتو برآورده میکنه

یالا. قبل اینکه نظرم عوض شه

فکر کنم مخت تعطیله

عمرا نمیشه بگم

باشه

...چیکار میکنی

میخواستم جایزه تو رو گونه ت بدم

چرا سرتو برگردوندی؟

نه لطفا لطفا

لطفا

(آخرین ماموریت فرشته - عشق) تیم ترجمه دینگو تقدیمتون کرد @DingoSub

کانال اینفینیت @IFNTpersiansub

یونسو فقط یه مراجعه

بعد اینکه یونسو رو عاشق کردم

هرطوری شده برمیگردم اون بالا

یه بوس انقد براش عادیه که

میتونه وانمود کنه هیچی نشده؟

یونسو خودتو جمع و جور کن

خدایا

...شب فانتازیا

تو دو هفته برگزار میشه

فکر کردم منو دوست داری

منو دوست داشتی؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.