All language subtitles for Angels.Last.Mission.Love.E03.E04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه اوپوس ساب @OpusSub با افتخار تقدیم می کند

...اگه فرشته ها میتونستن پشیمون بشن

...تنها پشیمونی من

اون روزه

:ترجمه و زیرنویس @bahar336- بهارکـــ

:ما را در تلگرام دنبال کنید @OpusSub

09M 2904

.:.قسمت 3.:.

نباید اینکارُ میکردم

نباید نجاتش میدادم

...قرار نبود

اینکارُ کنم

نه

!لطفا

!لعنتی

دیر کردی

برای آخرین بار بهت هشدار دادم

سلام، یه تصادف شده

من توی خروجی هشتم به سمت یانگپیونگ هستم

لطفا عجله کنید

...آجوشی

لطفا جواب بده

من میترسم

شما کی هستین؟

دیگه مشکلی نیست همه چی خوبه

من اومدم

خانوم لی یون سو

...اینجا همون جاییه که

...مثل دود

...و مثل خاک

ناپدید میشم

گوش کن، فرشته دان

"فرشتگان تنها پیام رسانانی از جانب خدا هستتد"

"نباید در خواسته الهی دخالت میکردی"

"...تو قوانین را لکه دار کرده"

"و فرا تر از حدت پا گذاشتی"

"....گرچه امیدوار بودم یاد بگیری"

"تا فرشته خوبی شوی"

"برخلاف امیدم"

"تو در زندگی یک انسان دخالت کردی"

"بخاطر این سرپیچی باید فورا"

"فرشته خاطی تنبیه شود"

"...بنابراین هم اکنون فرشته دان"

"ناپدید خواهد شد"

داری چیکار میکنی؟

ناپدید نشدم؟

چطور ممکنه؟

...اما

چرا؟

...از الان به بعد

تو دیگه فرشته دان نیستی

بلکه یه انسان به اسم کیم دان هستی

این آخرین فرصت از فرصت های آخرته

به یک انسان تبدیل میشی و باید یه ماموریت ویژه انجام بدی

!سونبه

...حیوونا و آدمایی که بهشون کمک کرده بودی

...همشون در حقت دعا کرده بودن

همین باعث شد توی مجازاتت تجدید نظر بشه

میخوای چون نافرمانی کردی برات جشن بگیرم؟

یا باید بخاطر این فاجعه ای که به بار آوردی تنبیهت کنم؟

واقعا نمیدونم باید باهات چیکار کنم فرشته خیره سر

ممنون

!واقعا ممنونم

صد روز مهلت داری

تازه به زور تونستم این صد روزُ برات جور کنم

...باید بتونی توی این صد روز با موفقیت ماموریت رو انجام بدی

تا در دوباره برات باز بشه

نباید بیشتر از صد روز طول بکشه

هر ماموریتی باشه انجام میدم

...اگه بخواین یه کوهُ جا به جا کنم

یا دریاها رو عوض کنم، واسم مهم نیست

...اگه ازم بخواین هر روز تو آسمون پرواز کنم

اینکارُ میکنم

ماموریتم چیه؟

عشق

میخواین عشقُ پیدا کنم؟

برای کی؟

چشمام درد میگیرن

چی؟ سایه؟

متاسفم

مشکلی نیست

شما آدم خوبی هستی

آدم؟

درسته من الان دیگه یه انسانم

بیمارستان گیلدام، اتاق 502

عشق؟ اینکه مثل آب خوردنه

پیداش میکنم

عشق و باور و امید رو، همشو با هم پیدا میکنم

!آبروتون رو حفظ میکنم

آره

چطوره؟ میتونی خوب ببینی؟

...غروب خورشید

قشنگه مگه نه؟

...حتما کهکشان ها بهمون این غروبُ هدیه دادن

تا دوباره بینا شدنت رو جشن بگیریم

غروب خورشید

واقعا قشنگه

!یون سو، یون سو محکم بگیر

چرا؟ چی شده؟

یون سو، حالت خوبه؟ یون سو

ای وای

بیا دراز بکش باشه؟

...ولی چرا

مشکی پوشیدین؟

آجوشی چی؟

!آجوشی رو بیار پیشم

دیگه پاک مخش تاب برداشته

عزیزم، با این دختر مریض داری خیلی بدرفتاری میکنی

بد رفتاری؟ من؟

آخه ببین چطوری باهامون حرف میزنه

چطور میتونه اینقد باهامون زشت رفتار کنه؟

مثل اینکه هنوز ما رو زیر دست خودش میبینه

بیا صادق باشیم

مگه ما آقای جو رو کُشتیم؟

من کُشتمش؟

...اونی که الان بخاطر عمل قرینه

شوکه شده منم

عزیزم

بیا بریم ما وظیفه امون رو انجام دادیم

بدون من برید

امروز میخوام پیش یون سو بمونم

واقعا؟

نمیشه

بیا بریم، زود باش

دو روز پیش اونطوری مسخره عام و خاصمون کرد

برای چی میخوای پیشش بمونی؟

میتونم درکش کنم

حتما بخاطر این ماجراها خیلی گیج میشه و میترسه

...اینکه دوباره میتونه ببینه

و اینکه آقای جو فوت شده

اگه من جاش بودم با شنیدن این خبرا از هوش میرفتم

پس باید بهش زمان بدیم این قضایا رو قبول کنه

از خدمه بیمارستان خواستم خیلی هواشو داشته باشن

زیاد نگرانش نباش

خودمم نمیدونم چطوری همچین دختر ضعیفی بدنیا آوردم

چون به من رفته اینقد دلرحمه

شما زودتر برین خونه

من یکم بیشتر اینجا میمونم

چرا؟ تو که بهش ادای احترام کردی

خودت که میدونی، اون هیچ خانواده ای نداشت

وای که جقدر ساده است

بیمارستان گیلدام

بیمارستان گیلدام اتاق 502

اتاق 502

باید خودم ببینم

تا خودم نبینم نمیتونم باور کنم

نمیخوام باور کنم

اتاق 502

اون چی بود؟

ای بابا

اومدین؟

مگه میخوای از الکل انتقامی چیزی بگیری؟

چرا اینقد با حرص الکل میخوری؟

اینقدر نخور

همه چی رو خیلی واضح یادمه

...اون مرد خوش قلب

هردفعه که منو میدید ...با یه لبخند بزرگ روی صورتش

بهم سلام میکرد

همیشه میگفت نمیتونه بذاره دست خالی راهی شم

برای همین کلی بهم میوه و خوراکی میداد

هنوزم توی یخچالم هستن

ای خدا

نمیتونیم کسیو سرزنش کنیم بالاخره هر کی یه روزی میمیره

اون مرد خوش قلب کارهای خوبی کرد

...برای همین مطمئنم

الان توی بهشته

بیا اونو فراموش نکنیم- باشه-

همه چی رو به یاد میارم

تا بتونی همشو فراموش کنی

...این ماجرای ترسناک و بدی که تجربه کردی

و کار اشتباهی که انجام دادی

همه رو فراموش کن و در آرامش بخواب

اشتباه؟

منظورت چیه، آقای پارک؟

...بخاطر این اتفاقی که برای اقای جو افتاد

خیلی ناراحتم

ازش سو استفاده شد

اون دختره و باباش باهاش مثل یه برده رفتار میکردن

...اونم قرنیه اشو اهدا کرد

اینو شنیده بودین؟

...ممکنه

این حادثه عمدی بوده باشه

خدای من باورم نمیشه

ولی کی؟- قصدش چی بود؟-

اینو نمیدونم

...ولی اون همه آزمایشا رو از قبل انجام داده بود

حتی دریافت کننده قرنیه رو هم انتخاب کرده بود

شنیدم لی یون سو از همه اینا خبر داشته

نه بابا- امکان نداره-

...درست همونطور که بعد از تاریکی روشنایی ظاهر میشه

...و بدی و خوبی در کنار هم وجود دارن

...زندگی هم بدون مرگ

معنایی نداره

...روحش

در آرامش

ببخشید دیر کردم آجوشی

...دلم میخواست فقط یه بار دیگه

درست مثل قدیما

همونطور شاد و خوشحال می دیدمت

داره چیکار میکنه؟

دیوونه شده؟- چشه؟-

چقدر عجیبه- چش شده؟-

...لی یون سو از اتاق 502

آخرین بار توی سرد خونه دیده شد

اتاق 502؟

شنیدم داشت اونجا میخندید

نمیتونه زیاد دور شده باشه

من میرم دنبالش

بیمارستان گیلدام اتاق 502

لی یون سو؟

شماره اتاق چیه؟

اتاق 502؟

اوکی، عمل چطور بود؟

خوب پیش رفت مگه نه؟

باشه، ممنون

کجا میرید خانوم؟

...لطفا

منو ببرید خونه

مسابقات مدرسه باله النا، 1999

یون سو در شش سالگی

117امین مسابقات باله

چطور بودم؟

عالی عالی

...یون سو تو

هی بیا اینجا

خیله خب

تنها مردی که توی دنیا بهش اعتماد دارم، سونگ هوان

!تا دا

...یون سو، وقتی کنارت نبودم

سونگ هوان میشه بابات

فهمیدی؟

نخیر، تو بابامی

آجوشی هم آجوشیه

واقعا؟

اون آجوشیه که تو این دنیا بیشتر از همه دوستش دارم

...حالا

...اگه فقط یکم دیگه بهم وقت بدی

جایگاهتُ بهت برمیگردونم

چطوری؟

میخوای چشمامو بهم برگردونی؟

یون سو

برگردونی؟چو؟ کی گفته؟

مگه تو کی هستی؟

...اگه یه بار دیگه مثل بابام رفتار کنی

واقعا اخراجت میکنم

کی بهت گفت چشماتُ بهم بدی؟

کی بهت گفت بمیری؟

کی بهت اجازه داد؟

کی گفت؟

کی گفت میتونی تنهام بذاری و واسه خودت بری؟

یعنی چی؟

سونبه، درُ باز کن سونبه

نمیتونی اینکارُ باهام کنی این درست نیست

...اون رنه

...توی مراسم ختم چون بهش قرنیه اهدا شده بود

!اینطوری میخندید

همیشه خدا بی ادب و سرد بود

الانم که دیگه اصلا نرمال نیست

چطور ممکنه دختری مثل اون عاشق بشه؟

میخوام ماموریتُ عوض کنم

!یه ماموریت جدید بهم بده

!تروخدا

سلام آقا

برای دعای صبحگاهی اومدین؟

اوه بله درسته

شبیه بی خانمان ها شده

هی

چیه؟

ای خدا

آیگو

...اگه آدما تو یه جای سرد بخوابن

خیلی زود میمیرن

...توام تبدیل به

یه انسان شدی؟ یه ماموریت ویژه داری؟

با اونهمه تجربه ای که دارم این کار برام مثل آب خوردنه

حسودیم شد

تو به تک تک روزایی که بهت دادن نیاز داری

چرا نشستی اینجا؟

...یعنی

یکم منطقی بهش فکر کنین سونبه

باشه

همیشه آدم بدجنسی بود

...تازه

چون نابینا شده بود ناجور بدجنسی میکرد

یه روز تقریبا تا پای مرگ رفت و زنده شد

و الان میتونه دوباره ببینه

باید از خدا ممنون باشه

حتما الان کلی قدر دنیا رو میدونه

توام اینطوری فکر میکنی نه؟ ...ولی کسی که بهش قرنیه رو اهدا کرد

مردی بود که همیشه کنارش بود

اون دخترم همیشه خدا باهاش بدرفتاری میکرد

...تو همچین موردی، به عنوان یه انسان

چه حسی بهت دست میده؟

به عنوان یه انسان؟

نباید خداشو شکر کنه؟

چرا؟- اینطوری دیوونه میشه دیگه-

آدما ممکنه دیوونه بشن

خودمم بهش فکر کردم

برای همین اونطوری عین خُلا خندید

نه، امکان نداره

اون احساس نداره

...اون احساس نداره

من نمیتومم بهش عشق بدم

نمیتونم، غیر ممکنه عمرا بتونم

...پس باید همین حالا تسلیم بشی و

تبدیل به خاک بشی

آخه چرا باید اون باشه؟ چرا؟

پس چرا خودت نجاتش دادی؟

...چون

در نهایت

باید بدرخشی

چی؟

این چیه؟

هی، سونبه

سونبه سونبه؟

خانوم جوان

خانوم جوان

...امروز صبح آقای جو رو

بدرقه کردیم

چی؟

تمام شب داشتی اینکارا رو میکردی؟

آره

قطره چشمت چی؟

به چشمت زدیش؟

معلومه که نزدی

چون دست من بود

داری چیکار میکنی؟

خودت داری چیکار میکنی؟

اونا چشمای آقای جو هستن

واسم مهم نیست گرسنگی بکشی، مریض بشی،

بخوابی یا نخوابی

همش به خودت مربوطه

ولی چشمات نه

تو این چشما رو از آقای جو گرفتی

من هیچوقت ازش نخواسته بودم

پس میتونی درشون بیاری

...دیگه کسی نیست که بخوای به جونش

غر بزنی

...احتمالا نمیدونی

ولی آقای جو برای هممون عزیز بود

...نه فقط برای ما

حتی برای خانواده هامون هم جشن تولد میگرفت

...حالا که از همچین کسی چشماشو گرفتی

حق نداری حرومشون کنی

ازت خواهش میکنم

...اگه اینقد دوستش داشتی

چرا وقتی زنده بود باهاش بهتر رفتار نکردی؟

چون آقای جو اینجا بود هیچوقت به خونه سر نمیزدی

...بقیه کارکنا همیشه آقای جو رو مجبور میکردن

کارای سخت و زجر آور رو انجام بده

الان واسه من عصبانی میشی؟

ممنون بخاطر سخنرانیت

واقعا احساساتمو تکون داد

یادت رفته؟

اون کار سخت و زجر آور مراقبت از تو بود

باشه، میتونی هرچقد دلت خواست مسخره ام کنی

اینکارا بهت خیلی میاد

چی شده؟

نمیتونم راه برم

من اینجا رو میشناسم

میتونم همه چیُ ببینم

...ولی پاهام

پاهام تکون نمیخورن

تراومای جسمی؟

...معمولا وقتی کسی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست میده

همچین مشکلی براش پیش میاد

اینجور افراد نمیتونن تمام کارایی رو که ... با اون شخص میکردن

دوباره انجام بدن

...مردی که همسرش رو از دست داده بود و عادت داشت

...هر یکشنبه باهاش بولینگ بازی کنه

وقتی میله های چوبی بولینگ رو میدید نفس تنگی میگرفت

حتی دچار تشنج هم میشد

...هرچقدر که به هم نزدیک تر باشن

علائم شدیدتر میشن

باید دوباره بستری بشه

فقط چند روز از اون حادثه میگذره

می بینید که چقدر ضعیف شده

با دکترش حرف زدم

...سطح التهاب و تعداد گلبول های سفید

همشون طبیعی بنظر میرسن

...میتونه مرخص بشه و توی خونه استراحت کنه

تا خیلی زود سلامتیشو بدست بیاره

پس مشکل قلبمه؟

...نمیتونم کارایی که قبلا باهاش میکردم رو

الان انجام بدم؟

من باهاش همه کار کردم

راه رفتم، دویدم، غذا خوردم

همه کار

...الان نمیتونم

هیچکدومشون رو انجام بدم؟

...با اینکه

با اینکه دیگه میتونم ببینم؟

قسمت 4 تا لحظاتی دیگر

.:.قسمت 4.:.

خیلی سریعه

تو کی هستی؟

توی 16امین نت سریعتر حرکت میکنین

اگه قبل از موسیقی بمیری اگه قبل از موسیقی ناراحت بشی

اگه قبل از موسیقی عاشق بشی

دیگه هیچ انتظاری نمیشه از اجراتون داشت

گفتم تو کی هستی

بدن هاتون چطوره؟

کمرتون صاف نیست

مضطرب نیستین؟

رقاص ها احساساتشون رو از طریق کمرشون نشون میدن

مگه این از اصول پایه نیست؟

...اگه یکی از رقاص ها ماهیچه ضعیفی داشته باشه

کل جو اجرا خراب میشه

نمیدونستین؟- هی هی-

تو کی هستی؟

"دریاچه قو"

یه پایان شاد؟

مگه برای بچه ها اجرا می کنید؟

ببخشید که دیر خودمو معرفی میکنم

...من کارگردان هنری جدید

جی کانگ وو هستم

کارگردان جی کانگ وو

گوم رونا هستم، کارگردان دوم

همه رو تو نیم ساعت جمع کن

...خسته نشدین از اینکه تو این سه سال

فقط همین یه اجرا رو انجام دادین؟

همش برنامه های تکراری

...فقط این نمایش های قابل پیش بینی رو اجرا میکنین

تا شهرت بیشتری کسب کنین

به خودتونم میگین بهترین شرکت رقص باله؟

تاحالا شخصا اجراهامون رو دیدین؟

...ممکنه توی فیلم، رقص و آواز

به خوبی با هم هماهنگ نباشن

...همه رقاص ها از جمله من

روی صحنه بهترینمون رو نشون میدیم

اگه این بهترینتونه پس دیگه وای به حالتون

من اجراتون رو شخصا و از نزدیک دیدم

همون اجرای جشن 20 امین سالگرد بنیاد

باید بیشتر تمرین کنی نینا

...حتی اگه موسیقی روبه 32 نت تقسیم کنیم

...بجای 16 نت

بازم میگم هماهنگ با نت میرقصیدم

تو از موسیقی جلوتری

...مطمئنم کارشناسایی که بنیاد فانتزی ازشون حمایت میکنه

هیچوقت این نکته رو عنوان نکردن

میتونید یه بار دیگه چکش کنید

دفعه دیگه

الان دارم راجبه آینده بنیاد فانتزی حرف میزنم

آهنگ بدین لطفا- ...سال آینده-

دیگه دریاچه قو رو اجرا نمی کنیم

چی؟- اجرا نمی کنیم؟-

واقعا؟- ولی ما تمرین کرده بودیم-

ما برنامه سال دیگه رو منتشر کردیم

طبق برنامه زمانی یه نمایش جدید رو اجرا می کنیم

شایستگی هنری، محبوبیت، سنت

و اصالت به همه شون دست پیدا می کنیم

...یه "ژیزل" جدیدی اجرا میکنیم

که تاحالا هیچکس ندیده

ژیزل؟- ژیزل؟-

...و بالرین اصلی این اجرا

لی یون سو هست

صبر کن صبر کن

...کی به شما اجازه داده برنامه رو عوض کنی و

یه بالرین اصلی دیگه انتخاب کنی؟

این صحنه مال منه

تازه فقط یه رقاص بالرین اصلی میشه

اونم گوم نیناست

بچه ها، چرا اینجا وایستادین؟

برید تمرین کنید

دنبالم بیاین

دنبالم بیاین

!گفتم دنبالم بیاین بچه پرروها

!باید تمرین کنید! تمرین

هی گوم نینا

نباید حداقل تو دنبالم بیای؟

من بزرگت کردم

خدای من واو

!آفرین

!چه معرکه ای راه انداختی واسه معرفی خودت

آبرومو خریدی

شوکه شدم

بذارید رسما معرفیش کنم

ایشون از امروز یکی از اعضای جدید بنیاد فانتزی هستن

کارگردان جی کانگ وو

فقط همین امروز از کارت چشم پوشی میکنم

...دوست دارم از این به بعد دیگه

همچین رفتارهای تندی رو ازت نبینم

خب وضعیت خیلی جدیه

...حرفی که تاحالا راجبه لی یون سو زدی

شوخی کردی درسته؟

خیلیم جدی بودم

بذار رک و پوست کنده بهت بگم

...من چو یونگ جه، کسیم که

شما رو استخدام کرده

بذارید منم یه چیزی رو واستون روشن کنم

...توی قرارداد هم اینطور نوشته شده

...که مسئولیت کامل برنامه ریزی

و انتخاب بالرین ها به عهده منه

فقط بعد از مشورت با من همچین چیزی ممکنه

هرگز این اتفاق نمیفته

اگه بالرین یه روز استراحت کنه توی کارش تاثیر میذاره

اگه دو روز استراحت کنه پارتنرش حس میکنه که آماده نیست

...و اگه چهار روز استراحت کنه

همه تماشاچی ها حسش میکنن

یون سو سه ساله که نمیرقصه

فقط بخاطر اینکه بیناییشو بدست آورده نمیتونه برقصه

...حتی اگه کور بود هم

بازم محبورش میکردم این اجرا رو انجام بده

...اگه موافقت کنه

آماده کردنش زیاد طول نمیکشه

...اون واقعا یه رقاص با استعداده

پس کمکم کنید متقاعدش کنم

...عمه اش

...و دختر عمه اش

باید از ته قلبشون اینکارُ واسش بکنن

...میدونم، نمیخوای اینکارُ کنی

چون خواهرت جایگاهشو از دست میده

...نه، من به عنوان کارگردان دوم

تصمیمم رو گرفتم

جاه طلبی تون رو دوست دارم ولی همچین اتفاقی نمیفته

...اگه بعد از تغییر دادن برنامه

...بازم رقاص اول نداشته باشیم

سهاممون به شدت افت میکنه

...البته

مسئول این اتفاق بی برو برگشت شما هستین

میفهمم

پس بذارید سعیم رو بکنم

یون سو کسی نیست که به همین آسونیا راضی بشه

اگه زود راضی میشد که مزه نمیداد

بگون دونگ- عمارت پیچک

برای مصاحبه اومدین درسته؟

بله، فکر کنم

بلند نفس نکش- چی؟-

فقط بخاطر بلند نفس کشیدن اخراج شدم

خیلی بد قلقه دختره

هی، حالتون خوبه؟

بله خوبم، ممنون خداحافظ

ممنون- بله-

ممنون که وقت گذاشتین

توی سه ساعت 20 نفر رو اخراج کردی

واقعا دست مریزاد

میدونی که از وقت تلف کردن خوشم نمیاد

حداقل باید ازشون امتحان بگیری

باید سعی کنی دستشون رو بگیری و بلند شی

مگه ندیدی همشون بی عرضه بودن؟

...هرچقدرم شبیهش باشن

بازم خودش نیستن

...دکتر گفت

اگر شبیهش باشن روند درمان بهتر پیش میره

...بعضیا

بجای مُرده هاشون از خرس عروسکی استفاده میکنن

...بجای یه خرس بی جون

ترجیح میدم منشی بی ادبی مثل خودت داشته باشم

...دختره ی- ...کینه ای ام؟ اگه بودم-

که مجبورت میکردم نامه عذرخواهی بنویسی

با اینکارات هیچکس منشی ات نمیشه

...بیا فقط یه راننده استخدام کنیم و

از بین خدمتکارا یه منشی انتخاب کنیم

هیچکس درخواست نداده

حتی با وجود جایزه 200 هزاری

هیچکس درخواست نداده اونم به لطف اعصاب خط خطیت

پس بازم دنبالش بگرد

خوت گفتی بودی این چشما رو حروم نکنم

سلام

جویای کار کیم دان هستم

همین الان آخرین مصاحبه رو انجام دادیم

...بهم گفته بودن

ساعت 3 عصر به عمارت پیچک بیام

کیم دان

درسته رزومه اتون دست منه

آقای کیم دان؟

کیم دان

چطور ممکنه یه مرد بیست و چند ساله بیاد اینجا؟

اون پسره کی بود؟

حالمو بد کرد

آخرین حرفتون چیه؟

لطفا حتما استخدامم کنین

شور و شوقتُ دوست دارم

...همیشه تمام تلاشم رو میکنم تا خانوم جوان

شاد باشن و بدرخشن

...دلم میخواست فقط یه بار دیگه

...درست مثل قدیما

...چهره شاد و درخشانت رو

میدیدم

الان چی گفتی؟

لطفا، لطفا یکم نرم شو، لطفا

بدرخشین

بدرخشین

...بدرخشین و شاد باشین

کافیه

کافیه برو

من کار اشتباهی کردم؟

...اگه علتشو بگین

مصاحبه تموم شده برو بیرون

اگه این کارُ گیر نیارم هیچ جا نمیتونم برم

بابام پرتم کرده بیرون

عموم هم کمکم نمیکنه

تو این دنیا ظالم، من تک و تنهام

خب چیکار کنم؟

میخواستم هوامو داشته باشین

فکر میکردم افسرده باشه

ولی هنوزم بی اعصابه

میگن نمیشه ذات آدما رو درست کرد

با اون اخلاق گندش

منو ببین

الان همه اینا رو بلند گفتم درسته؟

پاک یادم رفته بود

حالا که همه شو شنیدی

یه چیز دیگه هم بگم و برم

یه ذره مهربون باش، خب؟

!بدرخش، مهربون

چش بود یارو؟

!هی وایستا سر جات

!خانوم جوان

...الان

تنهایی راه رفتین درسته؟

!بدبخت شدم

!دارم خُل میشم، فکر کنم واقعا انسان شدم

برگردم ازش معذرت بخوام؟

!نمیخوام

ولی آخه دود میشم، !اه اونم نمیخوام

آره

...باید ازش عذرخواهی کنم و

برگردم بهشت

اه! نمیتونم

چیکار کنم؟- !آقای کیم دان-

!از دست رفتم، چیکار کنم؟

خیله خب

سر کار از این تلفن استفاده کن

اینم بذار کنار تختت

هردفعه به صدا در اومد یعنی باید سریعا بری پیش خانوم جوان

اینم زنگ هشدار برای وقتاییه که میخواد بره بیرون

هروقت زنگ خورد، باید سریعا بری پیشش

این گزارش دوران بچگیشه

اینم تفسیر رقص باله اش

اینم لیست چیزایی که ازش متنفره

اینم برای پیوند قرنیه است

...از همه مهم تر

قراردادته

باید همشون رو بخونم؟

آره

اما

وسایلای خودت کو؟

فقط همینه؟

حتما پسر ناخلفی بودی ها

فکر کنم دست خالی از خونه پرتت کردن بیرون

حتما برمیگردم خونه امون

پس

به لطفت میتونم برگردم خونه

خسته نباشی

بهش نزدیک شدم

آره

آقای کیم دان توی اتاقشون مستفر شدن

میتونی بری

یه نفر دقیقا متضاد آقای جو

ممکنه نتیجه بهتری بده تا کسی که شبیهش باشه مگه نه؟

به این چیزا اعتقادی ندارم

همون حرفایی که راجبه خرس عروسکی و اینا میزدی

بهشون اعتقاد ندارم- ...ولی بازم یکیو-

فقط انتخابش کردم

در هر حال تمام خاطراتش توی ذهنمه

پس خودم باید باهاش کنار بیام

خودم از پسش برمیام

...پس

چرا آقای کیم رو استخدام کردین؟

عشق

...چی

...کوش...کجاست

کجاست؟

به چی احتیاج دارین؟

خیلی دیر کردی ...باید تو کمتر از یه دقیقه

خودتو میرسوندی

چیه؟ دست راستم نیست؟

...اونجا خوندم همیشه از دست راست

استفاده میکردین، حالا با دست چپ عادت کنین

بگیر

!ببین! داری راه میری

نمیخواد ازم تشکر کنی

حالا که اینطوری شده

باید زود خوب بشی

اینطوری حالت بهتر میشه

...یکم باد بهاری میخوره به کله ات و

ساکت

از آدمای پر حرف بدم میاد

فقط راه برو

کجا میخوای بری؟

یه ذره زورم نداری

آخه یه منشی چرا باید همچین چیزایی یاد بگیره؟

لطفا خوب آموزشش بدین

اگه باهاش مبارزه بدم استخوناش میشکنه

تکنیک های کمر رو انجام بدین

!ول کن ول کن

دخلم اومده

...حتی

یه ذره عشقم تو وجود این زن نیست

پیانو

برو بیرون

!راهرو

به اینم میگین تمیز کردن؟

!درست کار کنین

...واقعا این گفته درسته که انسان ها

انعکاسی از خدا هستن؟

حتی نمیتونین کالری غذا رو تنظیم کنین؟

نمیخورم

...پس رچا اون اینقد لوس و افاده ای

و بی ادبه؟

واو خیلی خوشبو ان یکم بو کن

نه میدونه چجوری باید خوشحال بشه

نه بلده چطوری شگفت زده بشه

توی لیست از 198 چیز متنفر بود

هیچکس تو این عمارت دوسش نداره

از جمله من

ولی فقط تماشا کن

...هر اتفاقیم که بیفته

...من بازم

کاری میکنم عاشق بشی

وقتی که من تنها رقصنده اصلی اینجا بودم

گوم نینای عزیزم رقصنده علی البدل بود

به عبارت دیگه، اون سایۀ من بود

توی 16 امین نت سریعتر حرکت میکنین

اگه قبل از موسیقی بمیری اگه قبل از موسیقی ناراحت بشی

اگه قبل از موسیقی عاشق بشی

دیگه نمیشه از اجراتون هیچ انتظاری داشت

فکر میکردم مشکلت اینکه فقط عجولی

ولی مثل اینکه احمقم هستی

میخوای مچ پاتُ بشکنی؟

خودتون میدونین "دفعه دیگه" برای یه بالرین

چه معنی داره

"دیگه هیچوقت نمیخوام رقصتو ببینم"

"تو نمیتونی"

شما هم نمیخواین یه فرصت دیگه بهم بدین

تصمیمتون رو از قبل گرفتین

وقتی میگم "دفعه دیگه" حتما سر حرفم هستم

الکی حرف نمیزنم

برگشتم

رقاص اصلی شرکت باله فانتزی

گوم کی چون، چوی یونگ جه

گوم رونا، کارگردان دوم

گوم نینا، رقاص اصلی

لی یون سو، دوباره بیناییشو بدست آورد

چطوره؟

هنوز نمیتونه راه بره؟

...میتونه حرکت کنه و

منشی جدید استخدام کرده؟

باشه

...پس دیگه

باید شروع کنم؟

زیاد نگران نباش

یون سو تازه عمل کرده

تازه سه سالم که دور بوده

مگه میتونه برگرده؟

!اون عمل

...چطوری دست رو دست گذاشتی تا بعد از تصادف

عمل قرنیه چشم رو انجام بدن؟

روحسمم خبر نداشت آقای جو اسم اونو

به عنوان دریافت کننده نوشته

تازهف، خودت که خبر داری هر بار

چقدر تلاش کردم

تا عمل پیوندش انجام نشه

مار خودش نیش خورد

ای خدا

...از وقتی بیناییشو بدست آورده

رئیسم بیشتر بهم فشار میاره

یعنی، حالا که میتونه ببینه

اگه بنیاد رو ازمون پس بگیره چی؟

معلومه که میتونه پس بگیره از اولم مال خودش بوده

خنگ خدا

...تو میتونی برگردی به اون زندگی پر از قرض و قوله ات

و کاسه گدایی بگیری دستت

ولی من؟ من؟ به هیچ وجه برنمیگردم به اون وضع

مطمئنی؟

شک نداشتم یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست

چی؟

اسناد هنوز خونده نشدن؟

پس میتونیم بخاطر یون سو اونا رو از بین ببریم

!هی

مسئول باغچه امروز کی بود؟

الان داشتم رو این گلبرگای مرطوب راه میرفتم که لیز خوردم

سرم داشت با زمین یکی میشد

کی مسئولش بوده؟

بس کن- تو دخالت نکن-

خودم باغچه رو تمیز میکنم

دونه به دونه گلبرگا رم جمع میکنم

راضی شدی؟

میتونین برین تو

نرید داخل

اینکارا تو محدودۀ اختیاراتت نیست

میخوای دوباره قراردادُ برات بخونم؟

من که هنوز امضاش نکردم

حالا که حرفش شد، میخوای قانون سو استفاده

از قدرت کارکنان رو واست توضیح بدم؟

ریز به ریزشو میتونم برات از حفظ بگم

برید داخل، برید برو تو دیگه

بله برین

!هی

از غروب آفتاب بدت میاد مگه نه؟

چی؟- ...همیشه-

هروقت خورشید غروب میکنه یه الم شنگه به پا میکنی

چی شده؟ توی غروب آفتاب باهات به هم زدن؟

...عشق اولت رو با معشوقش

توی غروب آفتاب دیده بودی؟

چی شده بود؟

آره، غروب آفتاب دیوونه ام میکنه

میخوام با نور آفتاب

هرچی که کنارم میبینم رو بسوزونم

راضی شدی؟

خوبه خودتم میدونی پس چته؟

اگه شکست عشقی خوردی با یه عشق دیگه میتونی درمانش کنی

...چرا قبل از اینکه دیوونه تر بشی

با یه آدم خوب قرار نمیذاری؟

اینم میگن

"حتی اگه بتونیم به زبان فرشتگان صحبت کنیم"

"حتی اگه تمام دانش دنیا رو داشته باشیم"

"حتی اگه خودمون رو بخاطر کسی قربانی کنیم"

"بدون عشق"

"هیچی نداریم"

حالا که فکرشو میکنم پشیمونم

اینکه چرا توی مصاحبه دینت رو نپرسیدم

اینجا رو قشنگ تر و تمیز میکنی

ببخشید، اینو میبرم

زبان فرشتگان؟

نکبت روانی

نه جیب بُری نه منحرف

فقط یه روانی دیوونه ای

...هرکس که حادثه غم انگیزی براش اتفاق بیفته

مثل تو اینجوری رفتار نمیکنه

...نکنه

این بارون دقیقا شبیه لی یون سوئه

...هرچقدر پاک میکنم این بارون لعنتی

بیشتر میشه

پس یعنی فایده ای نداره

اینجوری به هیچی نمیرسم

...آخه

هیچ نکته مثبتی نداره که روش کار کنم

اگه یه چیزیو دوست داشتم میتونستم از اون شروع کنم

روحش مثل سدوم و گموراست

!چی؟ چرا اینا در اومدن؟

وای

یعنی چی؟

این چیه؟

ایش

لعنتی

کیم دان

رفت

گندت بزنن

ناپدید شو ناپدید شو

دارم دیوونه میشم

این بدن باید فورا درست بشه

!داره بد عمل میکنه

!ای خدا

لی یون سو

!ای خدا

نه نه نه

:ترجمه و زیرنویس @bahar336- بهارکـــ

برای دریافت زیرنویس سایر فیلم ها و سریالها :به کانال تلگرامی ما بپیوندید .:.Telegram: @OpusSub.:.

آخرین ماموریت فرشته: عشق

...آدما

مخصوصا لی یون سو رو اصلا نمیدونم چجور آدمیه

خب، یک دو سه

آ!ی دردم میاد

منحرف، روانی

تا حالا کسیو دوست داشتی؟

فقط فکر کردن به کسی خوشحالت کرده؟

راستش منم خیلی دلم براش تنگ شده بود

...چیکار باید بکنم

تا قلب لی یون سو دوباره به تپش بیفته؟

...درونت

امیدُ پیدا کردم

زهرمار بود

من اینکارُ میکنم

کسی میشم که فقط بخاطر تو زنده است

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.