Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه اوپوس ساب @OpusSub با افتخار تقدیم می کند
خانوم جوان
نمیشه فقط از همه چی دست بکشی؟
متنفرم از اینکه میبینم داری زجر میکشی
...نیازی نیست حتما برای فانتزی
برقصی
...اگه برای رقصت به تماشاچی احتیاج داری
خودم نگات میکنم
باشه؟
باید اینکارُ کنم؟
...باید از همه چی دست بکشم
...و فقط رقصمو به تو نشون بدم
و تا ابد پیش تو زندگی کنم؟
کیم دان
بله خانوم جوان
چرا همیشه نجاتم میدی؟
...هم نجاتم میدی
هم کمکم میکنی
ولی چرا دوستم نداری؟
معلومه
هیچکس تو این دنیا دوستم نداره
واسم مهمم نیست
...ولی
...با اینکه تو دوستم نداری
مشکل دارم
اصلا ازش متنفرم
اعصابمو خورد میکنه
تو که گفتی کارم خوبه
گفتی خوشگلم
...اما
چرا دوستم نداری؟
چطور میتونی دوستم نداشته باشی؟
هان؟
کیم دان
:ترجمه و زیرنویس Bahar336- بهارکـــ
:ما را در تلگرام دنبال کنید @OpusSub
...من
نمیتونم دوستت داشته باشم
...نمیتونم
تا ابد پیشت بمونم
...این واقعا
قلبمو به درد میاره
یون سو
...چطور میتونم
دوستت نداشته باشم؟
نرو
نرو
حس واقعیت چیه؟
واقعا نگران اینی که اون یارش نباشه؟
یا آرزو میکنی که یارش نباشه؟
تو بد دردسری افتادم نه؟
چیکار میکنی؟- خودت داری چیکار میکنی؟-
...ولم کن- !نمیتونی فرار کنی-
بگو همین الان از زندگی لی یون سو ناپدید میشی
این حرفا برای چیه؟
بهت که اخطار داده بودم
گفتم اگه دخالت کنی ساکت نمیشینم
...تو کی هستی که بهش میگی
رقصیدنُ بذاره کنار؟
!گفتم ولم کن
مطمئن نیستم
...فکر میکردم
با بدست آوردن بدن یه انسان میتونم بفهمم آدما چه شکلی هستن
ولی اشتباه میکردم
آدما واقعا اینطورین؟
وقتی کسی رو دوست دارم، چرا قلبم به درد میاد؟
میدونم امید بیهوده ایه
ولی چرا همش بیشتر میخوام و آرزو میکنم اتفاقای بیشتری بیفته؟
...چرا
...آدما
اینقد احمقانه عاشق میشن؟
بیدار شدید؟
بازوش زخمی شده
نگران نباش اونقدرا هم بد نیست
جی کانگ وو جی کانگ وو کجاست؟
همونی که باهاش افتادم هنوز نیومده بیرون؟
یه مرد دیگه توی آب هست بازم بگردید
...تروخدا سریعتر، اون یه انسانه
....و ممکنه بمیره
دنبال اون شخص میگردیم
بذار اول شما رو برسونیم بیمارستان
...اون آدم، نکنه
کی رو میگید؟
میشه سر جاتون بمونید؟
من خوبم هیچیم نیست
خیلی خونریزی کردی
محض احتیاط چندتا عکسم از دستت میگیریم
من زود خوب میشم قسم میخورم
تا موقعی که نوبتت بشه همینجا منتظر بمون
چرا همش اینو میبینم؟
نه خوابه نه وحی
مطمئنم جی کانگ وو بود
امیدوارم چیزیش نشده باشه
ولی، چرا یهو اونطوری وحشی شد و گلومو گرفت؟
یه آدم متمدن واسه چی باید همچین کنه؟
...نکنه
نمیشه فقط از همه چی دست بکشی؟
...باید از همه چی دست بکشم
و فقط رقصمو به تو نشون بدم و تا ابد پیشت باشم؟
شنید؟
...اگه شنیده باشه
یعنی حق داره همچین کاری کنه؟
قطعا
وقتی به یه رقصنده میگه رقصُ بذاره کنار یه جورایی داری جونشو میگیری
منظورت چیه؟- بعد از اینکه لی یون سو نابینا شد-
میدونی چند بار خواست خودشو بکُشه؟
الان که بیناییشو بدست آورده و دوباره میخواد شروع کنه
اونوقت بهش میگی دست بکشه؟ بذارتش کنار؟
مگه تو کی هستی؟
فکر کردی کی هستی که همچین مزخرفی میگی؟
از خواب بیدار شو
لی یون سو الان لبه ی یه صخره ایستاده
کافیه یه قدم اشتباه برداره اونوقت پرت میشه توی سیاهی
!تو هُلش نده
چون میفته توی گودال آتیش
این آخرین هشدارمه
فردا استعفا بده و ناپدید شو
...وگرنه خودم زودتر از همه
پرتت میکنم توی گودال آتیش
آقای جی کانگ وو
من ناپدید نمیشم هنوز نمیتونم
چرا؟ ...اول که میزدی زیرش
حالا داری تایید میکنی بخاطر احساساتته؟
همون که راجبش صادقی و این حرفا؟
درسته من لی یون سو رو دوست دارم
دوسش دارم
بیشتر از اون چیزی که فکر میردم دوسش دارم
برای همین دارم اینطوری میکنم میخوام شادی یون سو رو ببینم
...تو به من قول داده بودی
که هرکاریم میکنی بخاطر خوشحالی یون سوئه
سر قولت بمون
...اگه اینکارُ کنی
ناپدید میشم
...به پشت سرمم نگاه نمیکنم و
با لبخند از اینجا میرم
...در عوض
...اگه بخاطر رفص یا هرچیز دیگه ای عذابش بدی
اونوفت من ازت نمیگذرم
فهمیدی؟
میدونم، خودم بهتر از همه میدونم
دیگه بیشتر از این آرزو نمیکنم
...کیم دان، باید بیای رادیولوژی
داری چیکار میکنی؟
من خوب شدم دیگه میرم
ببخشید- متاسفم-
...صبرکن، صبر !کیم دان
خدای بزرگ، پسره پاک زده به سرش
...لطفا تمام اعترافات امروزش رو
نادیده بگیر
سول هی
گفته بودی کل دنیا پر از رقصه
...چرا
من اینطوری شدم سول هی؟
فکر میکردم همه چی تمومه
و دیگه به آخرش نزدیک شدم
اون عوضی واقعا داره میره رو اعصابم
نمیتونم تحملش کنم
...کسی که داره میره روی اعصابت
واقعا اون پسره اس؟
...چیزی که بهمت ریخته
...اون پسره اس
...یا
قلبت؟
نینا کجاست؟
فقط یه لیوان برات کافیه
رونا
میشه با هم حرف بزنیم؟
راجبه چی؟
هیچی
به گروه اسپانسرا زنگ بزن بگو ساعت 9 جلسه داریم
الان؟- آره-
صبح بخیر
الکل خورده بودی؟
بوش میاد؟ ای وای
دو بار دوش گرفتم و سه بار مسواک زدم
تو که هیچوقت الکل نمیخوردی چی شده؟
بخاطر یون سو؟
شماها که طردش کردید
...همه موافقن
ولی کارگردان داری لجبازی میکنه
بخور بهتر میشی
همه چی درست میشه، بهم اعتماد کن و امروز رو خونه بمون
باشه
مامان
اولین استاد باله ام رو یادت میاد؟
کی؟
یکی به اسم استاد النا بود
همون زنیکه خُل؟
چرا یهو حرفشو میزنی؟
اونو خیلی وقت پیش از شرکت انداختیم بیرون
...آخه سون سو هم که برگشته
برای هیمن یاد معلم قدیمم افتادم
معلم؟ چه حرفا
اون سطل رنگ قرمز رو روی یه دختربچه هشت ساله ریخت
بهش گفت مرگُ تصور کنه
سرت رو توی وان فرو برد تا بتونی دریا رو تصور کنی
آیگو، دیوانه واقعا یه تخته اش کم بود
گوم نینا، اگه کسی هم ازت پرسید بگو اونو نمیشناسی
اون هیچوقت هیچی بهت یاد نداد توام اونو نمیشناسی
قاطی شدن با ماجراهای اون زن هیچ فایده ای برات نداره
دوازده ساعت بهت وقت میدم خودت کناره گیری کن
...وقتی به یه رقاص میگی رقصشُ بذاره کنار
انگار داری جونشو ازش میگیری
از کِی اونجا وایستادی؟
یکم پیش
هروقت داری میرقصی، خوشگلی
آره
زیباییم خدادادیه
دو ساعت دیگه وقت دارم؟
...راجبه حرفای دیروز عمه ات
...اون- خانوم جوان-
بگیر نتیجه آزمایش خونه
مگه نگفته بودی فایده نداره؟
نکنه چیزی پیدا کردین؟
نه
اگه مضطربی، از این استفاده کن یکم گولشون بزنی
یه نفر برات تله گذاشته بود و تو قربانی شدی
اگه بازم بهت فشار آوردن این نتایج رو نشون بده
نه فقط ...نرو
از اولشم خیلی بی انصافی بود که فقط 12 ساعت بهت وقت دادن
تو که وظیفه نداری دقیقا راس ساعت به اونجا بری
...اگه نرم
پس باید فقط تسلیم بشم؟
...خودت که میدونی مدیر چوی
یه آدم معمولی نیست
میدونم، چون خوب میدونم دارم اینطوری میکنم
کاملا معلومه قراره چی بشه
فقط سرت غر میزنه و مجبورت میکنه استعفا بدی
یا خدا، انگار موشو آتیش زدن
چیکار کنیم؟
بدش به من، احتمالا میخواد با من حرف بزنه
بله خودمم
چرا به تلفنت جواب نمیدی؟
...من که فکر کردم
از بس ترسیدی خودتو یه جا قایم کردی
الو؟ داری گوش میدی؟
بفرما
وقتت داره تموم میشه
میای یا نه؟
همه ی اعضای گروه اسپانسرها قراره بیان
اگه نمیخوای بیای، من بجات صحبت میکنم
...بهشون میگم مسئولیت همه چیو به گردن میگیری
صبر کن سروقت میام اونجا
تصمیم درستی گرفتی
میگن فقط مهمه آخر هرچیزی خوب باشه
بهتره که خودت به تمام این ماجرا ها ...اونم بدون دخالت کسی
خاتمه بدی
پس میبینمت
چی گفت؟
باید برم
اگه اوضاع خیط بود فقط خودتو بزن به غش باشه؟
کیم دان
چرا هیچی نمیگی؟
...نمیخوای بپرسی
چرا دارم اینکارُ میکنم؟
هی، داری کجا میری؟
!کیم دان
...چرا
اومدیم اینجا؟
هی داری چیکار میکنی؟
وقتی داشتی میفتادی توی آب چه حسی داشتی؟
...احساس تاریکی
...خفگی
ترس و تنهایی میکردی درسته؟
منم این حسو میشناسم
دیوونه شدی؟ این چه کاراییه؟
!قلبم داشت وایمیستاد
حیف شد
...اگه اونموقع میشناختمت
...میتونستم جلوتو بگیرم
مثل همین الان که دستمو گرفتی
...راستش دیروز
...من بهت اینطوری گفتم
...که اگه خیلی سختته
میتونی کنار بکشی
یادم نمیاد- همینطوری بهت گفتم-
گفتم تسلیم بشی و زندگی راحتی داشته باشی
...ولی اون روز کنار دریا
...و امروز صبح توی اتاق تمرین
...مطمئنم
خوشحال بودی
...اگه رقصیدنُ دوست داری
برو دنبالش
فقط اینو یادت باشه
...هر تصمیمی هم که بگیری
...هرجایی هم که باشی
دیگه تنها نیستی
دیرمون میشه زود باش بریم
!وایستا منم بیام
این ساعت صبح جلسه؟
همه توی اتاق کنفرانس هستن
مدیر چوی این جلسه رو راه انداخته
فکر کردم شما هم باید مطلع باشید
رئیس لی یونگ جین
باشه ممنون
چه خبره واقعا؟
...دیروز جلوی ماشینمو گرفتی و تهدیدم کردی
بنظر میرسه با آقای ایشیکاوا رابطه تجاری دارین
دوست دارین توی هر دوتا کشور مالیات پرداخت کنین؟
چی میخوای؟
حفظ وضعیت فعلی
نه کمتر نه بیشتر
اونوقت امروز کله صبحی برامون جلسه گذاشتن
چون لی یون سو میخواد یه بیانیه مهم بده
چی گفتید؟
الان چی گفتی؟
اینم یکی دیگه از شیرین کاری هاته؟
ما یه دادخواست رسمی نوشتیم تا تو اخراج بشی
لی یون سو
من و تو با هم حرفامونو زده بودیم
اگه بخوای اینطوری کنی، واقعا فانتزی به دردسر میفته
متاسفم
...اون روز
اشتباه از من بود
هیچ بهانه ای نمیارم
معذرت میخوام
خیله خب بقیه اش؟
فکر میکنی با عذرخواهی زبونی همه چی حل میشه؟
جدا؟
حرفاش تموم نشده
لی یون سو، مضطرب نشو
فقط راحت حرفتو بزن
یادته دیروز چه قولی بهم دادی؟
...یادته میخواستیم برای آینده فانتزی
چیکار کنیم؟
میدونم سخته
...از امروز، خانوم لی یون سو
...تصمیم گرفته از بنیاد و گروه باله
رسما کناره گیری کنه
نه اینطور نیست
اینطور نیست
...یعنی
از هیچکدوم از جایگاه هات کناره گیری نمیکنی؟
واقعا از ته قلبت متاسفی؟
با اجرام بهتون نشون میدم
مطمئنم از همون روز اول بهم شک داشتین
...بهتون نشون میدم
...دیوونه نیستم و
کاملا عقلم سر جاشه
باید یه ارزشی داشته باشه
...باید ارزش پولمون رو که با عرق ریختن بدست آوردیم
داشته باشه
...اگه میخوای عذرخواهی کنی
میتونی زانو بزنی تا تمام این ماجراها تموم بشه
اینطوری هم واضحه هم صادقانه است
آها
زانو بزنم؟
صادقانه؟
که اینطور
باله رو دوست دارین؟
اجرای مورد علاقه اتون چیه؟
نقش مورد علاقه اتون؟
میدونید توی بنیاد باله مون چندتا رقصنده داریم؟
...وسط عذرخواهی ببین چی میگه
این چرندیات چیه بهم میبافی؟
شما باله رو دوست ندارین
درسته؟
اینجور آدما رو میشناسید؟
...بیسواد و نادونن
...ولی دلشون میخواد سطح بالا بنظر برسن
و فکر میکنن میتونن با پولشون همه چیو بخرن
...روی بهترین صندلی ها نشستن
و همش در حال چرت زدن هستن
آدمای حال بهم زن
چی گفت؟- چی؟-
!لی یون سو
الان منظورت ما بودیم؟
کاری میکنم دوستش داشته باشین
...باله
کاری میکنم عاشقش بشین
اینطوری ارزش پولتون هم حروم نمیشه
..."اجرای"ژیزل
اگه خوب از آب در نیاد ...هم ار گروه باله
هم از بنیاد فانتزی کناره گیری میکنم
همین جواب براتون کافیه؟
...تا روز اجرا، قدرت مدیر چوی رو
از طریق افزایش قدرت وکالت نامه بیشتر می کنیم
...بعد از اجرا
انتخاب می کنیم کی باید از بنیاد فانتزی بره
خوبه؟ پس فعلا
واقعا که
یون سو
کارت خوب بود
...بیا یه اجرای خوب آماده کنیم
و کاری کنیم اونا زانو بزنن
همه ی تلاشمو میکنم
لی یون سو
بیا با هم حرف بزنیم
...تو
داری باهام بازی میکنی؟
فکر کردی برات یه جوکم؟
چطور میتونی هردفعه اینطوری فریبم بدی؟
...ما
چطوری کارمون به اینجا رسید؟
بخاطر این؟
اینو میخوای؟
جوری حرف نزن انگار تو رئیسمی
فکر کردی حرص پولُ میزنم؟
....اگه اینطور بود که خیلی وقت پیش اینجا رو فروخته بودم
...وقتی که روسیه بودی
!وقتی که کور بودی
فانتزی رو من پرورش دادم
...بعد از مرگ پدر و مادرت، این من بودم که سالها تلاش کردم
تا فانتزی رو به جایی که الان هست برسونم
مجبور بودم چابلوسی مقامات بالادستی رو کنم و با اسپانسرا خوب رفتار کنم
کسی که اینجا رو بزرگ کرد من بودم
با همه اینا، چطور ممکنه اینجا برای تو باشه؟
...از کِی
چشم طمع به فانتزی داشتی؟
...از همون موقع
...که بابام دست تو و شوهرتُ گرفت آورد اینجا
چون هیچ جایی رو نداشتین برین؟
یا از موقعی که خانواده ام فوت شدن؟
فکر کردی حالا که فقط من تک و تنهام کارت راحت تره؟
از اونموقع شروع کردی به حریص شدن؟
اینقد درس اخلاق بهم یاد نده
تو هیچی نمیدونی
...اگه اینطور نیست
... با خودت فکر میکردی چون تتها وارث اینجا کور شده
پس دیگه این بنیاد تمام و کمال مال منه؟
...تا حالا شده حتی یه بار
...مثل خانواده ات برای منم
دلت بسوزه؟
...اگه اینکارا رو نمیکردی
...امروز
نه
خیلی وقت پیش از همه چی کناره گیری میکردم
تا آخرش داری منو بهونه میکنی
به شما هم نشون میدم من لیاقت داشتن اینجا رو دارم
باشه، واقعا مشتاق اجرای ژیزلم
...با اینکه میدونم هیچ گروه و پارتنری نداری
که باهات برقصه
دستت خوب شد؟
دیگه کاملا خوب شدم
کِی میخوای استعفا بدی؟
خودت که دیدی ...هرکاریم بکنی
گفت کاری میکنه همه عاشقه باله اش بشن
...اون یه بالرین واقعیه
کسیه که روی یه صحنه اجرای بزرگ تک و تنها می ایسته
به یه منشی پررو هیچ احتیاجی نداره
اینطوری بخوایم نگاه کنیم، شما هم خیلی کار خاصی انجام ندادی
یون سو تنهایی این مسئله رو حل کرد
...اونموقع چون حواسم سر جاش نبود نتونستم بهت بگم
...ولی کسی که میتونه
توی گودال آتیش پرتش کنه من نیستم
...دقیق نمیتونم توضیح بدم
ولی مخصوصا آدمی مثل من نمیتونه به اونجا بره (منظورش جهنمه)
اینو یادت بمونه
بقیه اعضای گروه کجان؟
میدونم اعتصاب کردن
میخوام رو در رو باهاشون حرف بزنم
نیازی نیست
بخاطر تو دست به اعتصاب نزدن
بلکه مخالف تصمیم من هستن
خودم حواسم هست
...تقصیر منه، برای همین
هوانگ جونگ ایون، فانتزی
جی کانگ وو هستم الان کجایید؟
بذارین خواسته هامون رو بهتون بگیم
اول
تصمیمتون برای اینکه لی یون سو لیدر ما بشه رو عوض کنید
دوم
لطفا این مربی گری خشک و متعصبانه تون رو کنار بذارید
فقط همین؟ همین حالا بهتون جواب میدم
اول، من هیچکسی رو عوض نمیکنم
...دوم
...اگه تا فردا ساعت ده نیاید سر تمرین
همتون اخراجید
کارگردان جی- میتونیم فقط رقصنده های جدید بیاریم-
مردم سر و دست میشکونن تا عضوی از گروه باله ی ما باشن
...نمیخوام با گروهی که بهم اعتماد ندارن
و همش مسخره بازی در میارن کار کنم
فردا ساعت ده
این آخرین شانسیه که به عنوان کارگردان دارم بهتون میدم
همین
چی گفت؟
اگه اخراج بشم چی؟- باید بریم؟-
چه فکری توی سرت بود؟
دارم بهشون یه فرصت میدم
میتونن ازش به عنوان بهانه استفاده کنن و برگردن سر تمرین
با کسایی که با زور و اجبار سر تمرین حاضر میشن چجوری باید تمرین کنم؟
میدونم بخاطر من داری خودتو به آب و آتیش میزنی
ولی بازم این کار درست نیست
انتظار داری چیکار کنم؟
تو میتونی به روش خودت پیش بری
منم تمام تلاشمو میکنم
بریم
...کسایی که آدمای درستکار رو تحت فشار قرار میدن
...و به ضعیفا زور میگن
اشتباه میکنن و گناه سنگینی به جون می خرند
به نینا زنگ بزنم؟
نینا آدم خیلی خوبیه کمکت میکنه
گوم نینا
بله دان چی شده؟
منم یون سو
...اگه بخاطر بچه های باله زنگ زدی
من هیچی ندارم بهت بگم
ازت نمیخوام راصیشون کنی
فقط بهم بگو کجایید
لطفا
قبلا هیچوقت ازت درخواستی نکرده بودم
لطفا منو توی شرایط سخت نذار قطع میکنم
فکر میکردم میخوای در نهایت انصاف و برابری باهام مبارزه کنی
...اون روز اومدی خونه ام و بهم گفتی
...بشم یون سوی قدیم
چون میخواستی باهام رقابت کنی
...اگه میخوای از همین اول کاری منو از خودت برونی
پس از کجا بفهمیم کی برنده میشه؟
قسمت 14 تا لحظاتی دیگر
حالا چیکار کنیم؟
کارگردان جی همیشه هر کاری دلش بخواد میکنه
میتونیم فقط بمونیم اینجا و کارهای داوطلبانه انجام بدیم؟
...بنظرتون اون توپ رو تو زمین ما پرت نکرده؟
چون ازمون میخواد برگردیم
اگه بازم به اعتصاب ادامه بدیم احساس خوبی نداریم
ولی اگه اینطوری کارهای داوطلبانه انجام بدیم حس خوبی پیدا می کنیم
بیاین تحمل کنیم
نینا، تو نظری نداری؟
چطوره رو در رو باهاشون حرف بزنیم؟
...باید باهاشون حرف بزنیم
تا مذاکره کنیم
بلافاصله بعد از اینکه بهمون اولتیماتوم داد پا شیم بریم اونجا؟
این یعنی تسلیم شدیم دیگه
...ای وای متاسفم
چطوری پیدامون کردی؟
اومدم کار داوطلبانه انجام بدم
منم عضوی از بنیاده باله فانتزیم
نمایش راه ننداز و راتو بکش برو
از کِی تاحالا با ما از اینکارا میکنی؟
از همین الان
میخوام به عنوان عضو گروه یه کارایی بکنم
کی اجازه داده اونوقت؟
اونی، بذار هرکاری دلش خواست بکنه
هرچی یار کمکی مون بیشتر باشه بهتره
...شرط میبندم
یه ساعت دیگه با گریه و زاری از اینجا میره
چه کیف میده
خیلی خوبه
خوشتون میاد؟
!صبر کنین، لی یون سو !لی یون سو
!بیاین خودمون برقصیم
خانوم جوان- یه کلمه هم حرف نزن-
خسته ام
!خانوم جوان تبریک
شنیدم امروز حسابی حق اسپانسرا رو گذاشتی کف دستشون
میگن هر چیزی یه جایی بدرد میخوره
!بهترین جایی بود که تونستی اعصاب خط خطیتو کنترل کنی
بیا، زود باش فوتش کن
یه آرزو هم بکن
!ژیزل تو میتونی !لی یون سو تو بیشتر
یک، دو، سه
چش بود؟
بچه های باله اعتصاب کردن
الان حال و حوصله ی درست درمون نداره
خب چرا الان بهم میگی؟
باید از قبل بهم میگفتی
منم امروز زیاد حواسم نبود
یعنی چی؟ فقط منو بی خبر گذاشتن
هنوز نمیدونی اعضای گروه باله کجا هستن؟
قبل از نهار بهتون گزارشش رو میدم
نه نیازی نیست
...از همین امروز
یه مسابقه انتخابی برای رقاص های جدید برگزار کنید- کارگردان جی-
لطفا بازبینی رزومه ها و محاسبه باهاشون رو جلو بندازید
حالا چیکار کنیم؟
ساعت دهه
یعنی میتونیم اینکارُ کنیم؟
اگه واقعا اخراج بشیم چی؟
ما یه حرکتی زدیم بیاین پاش وایستیم
نینا پیشمون هست فکر کردی هممون رو اخراج میکنن؟
!صبح همگی بخیر
صبح بخیر
سلام
صبحتون بخیر، سلام
کجایی؟
شوهرم...شوهرم کجاست؟ میگم کجاست؟
حتما بدون من گذاشته رفته
منو تنها گذاشته
خانوم، میخوام دستتون رو بگیرم
...دستمو بگیرین و آروم باشین
...نه
باز عقلشو از دست داد
آقا
منم با خودت ببر
من نمیتونم تو این دنیا تنها زندگی کنم
خانوم، آروم باشین آروم باشین
می اوک
می اوک می اوک
من اومدم چیزی نیست
...چیزی نیست
باید از اینجا بریم بیرون
بریم
زود ببرشون بیرون
همه رو ببرید بیرون
زود باشید برید بیرون
آروم
بشین
چه اتفاقی افتاد؟
...این خانوم پیر
کار من بود
من اونکارُ کردم
حالتون خوبه؟
برو، قبل از اینکه بخاطر تو همه اخراج نشدیم
معذرت میخوام میخواستم خوب کار کنم
یه کار دیگه انجام بدی فکر کنم کل ساختمونُ بیاری پایین
...من
فقط میخواستم صداقتم رو بهتون نشون بدم
چه صداقتی؟
آه، منظورت اینه که لیدرمون بشی در حالی که ما داریم بار تو رو به دوش میکشیم؟
...شاهزاده خانوم نکنه فکر کردی اگه باهامون کارهای داوطلبانه انجام بدی
...تحت تاثیر رفتارت قرار میگیریم
و با گریه و التماس ازت میخوایم به صحنه رقص برگردی؟
یون سو، هیچکس دلش نمیخواد تا ابد یه رقاص پشتیبان باقی بمونه
درسته مسخره بازی که نیست
...تو خیلی وقته که بیناییتو بدست آوردی
ولی امروز اولین باریه که اومدی دیدنمون
چون بهمون نیاز داری
چرا دروغ گفتی؟
تو آتیشُ راه ننداخته بودی
میتونست قشقرف به پا بشه
اگه اون خانوم پیرُ مجبور میکردن از اونجا بره چی؟
خانوم جوانمون واقعا مهربون شده
من بدجنس نیستم فقط طرف حقو میگیرم
یه روزی احساس صادقانه ات رو درک میکنن
...چون
اونا هم واقعا عاشق رقصن
...داشتم تمیزکاریشونُ نگاه میکردم
همه مشغول رقصیدن بودن
خیلی جالب بود انگار همشون رهبرهای گروه بودن
...فکر میکنی همچین آدمایی
نمیفهمن خواسته ات بعد از اینهمه سال چیه؟
الان چون ناراحتن و قلبشون شکسته دارن میذارنت کنار
...ولی اگه با هم اجرا کنید
واقعا فوق العاده میشه
رهبر گروه؟
کی چونگ؟
گوانگ ایل
چرا اومدی اینجا؟
خودتون چی؟ اومدین دیدن یون سو؟
...باهاش قرار نذاشتم از قبل
...بذارید ببینم
گوانگ ایل، گوانگ ایل، گوانگ ایل
گوانگ ایل- دنبالم نیا-
گوانگ ایل- باید اول زنگ میزد-
چه غلطی میکرد پشت در خونه مردم؟
سلام- سلام-
میترسی یون سو اینجا باشه؟
نه
...اگه یه ذره وجدان داشته باشه
بعد از ماجرای دیروز دیگه برنمیگرده بریم
ساعت 9:49 صبح می باشد
!ای خدا، چقدر جالبه
فقط یه دکمه رو فشار دادم
...تازه، اگه این دکمه پایینی رو بزنید و بعد صحبت کنید
میتونید به شوهرتون زنگ بزنید
اسمش رو چی ذخیره کردید؟
"مرد پیر من" اینطوری
بذارید امتحان کنیم ...اینو فشار بدید
"و بگید "به مرد پیر من زنگ بزن
به مرد پیر من زنگ بزن
آیگو، می اوکم چه خوب حرف میزنه
ولی میتونیم اینو ازتون قبول کنیم؟
دیروزم بخاطر اون آتیش سوزی ...همه ی خسارت رو پرداخت کردین
و تقصیرا رو گردن گرفتید
ببخشید، من با این سن و سالم تاحالا باید میمُردم
ولی نمُردم و فقط عقلمو از دست دادم
نه خانوم
حتی اگه چشمتون هم چیزی نبینه میتونید خیلی خوب و راحت زندگی کنید
من کمکت میکنم
یون سو
بریم کارگردان منتظره
یه لحظه منو میبخشید؟
کارگردان؟
چی شده؟
چرا این وقت صبح گفتی بیام اینجا؟
من به همراه بقیه میخواستیم یه چیزی رو بهتون بگیم
ژیزل
بیاین براش یه مسابقه انتخابی برگزار کنیم
...من میخوام حتما
با شماها برقصم
این شما بودین که توی سه سال گذشته فانتزی رو سرپا نگه داشتین
گروه جدید برای من فانتزی محسوب نمیشن
بیاید رسما و منصفانه مسابقه بدیم
از رقص تک نفره گرفته تا رقص گروهی همه باید توش شرکت کنن
تمام قوانین شامل حال منمن میشه
اگه رد شدم، به عنوان یکی از اعضای گروه کارمو شروع میکنم
با اجازه کی حرف از مسابقه انتخابی میزنی؟
نمیخوام همینطوری مفت و مجانی اینجا باشم
این بهترین راهه
برای من، ژیزل فقط یه نفره
نیازی نیست همه چیو اینقد سخت تر کنیم
گفتم درستش میکنم چرا بهم اعتماد نداری؟
ممنون که باورم کردی
...حتی وقتی که خودمم به خودم اعتماد نداشتم
...تو وارد زندگیم شدی
و کاری کردی برقصم
ایندفعه هم بهم اعتماد کن
...ممکنه یه تونل بی انتها باشه
ولی اگه با هم باشیم مشکلی پیش نمیاد
چطوره همو تشویق کنیم؟
!فانتزی، فانتزی، فایتینگ
...ببخشید
...استاد
استاد
لعنت بر شیطون
من بهتون نیاز دارم
استاد
بهم آموزش بدین
بهم آموزش بدین
بهم آموزش بدین
!خانوم نمیتونی همشو برداری
!استاد، بهم آموزش بدین
بهم آموزش بدین
استاد
استاد میشه بهم آموزش بدین؟
!برو بیرون! گفتم اول پول بده بعد
!نه، نه
!نه- !ولش کن-
اینو انداختی
برش داشتم
تو که از اینکارا نمیکنی
...دارین میگین
...یه دختر مهربون
خوش قلب و حوصله سر برم که همیشه از قانون پیروی میکنه؟
چه خوب که میدونی
هم حوصله سر بر و هم خسته کننده ای
دیگه میخوام این قسمت از خودم رو بریزم دور
برای همین بهتون نیاز دارم
لطفا منو تبدیل به یه بالرین جدید کن
بیست و شیش سال با این اخلاق نرم و لطیفت زندگی کردی
یهویی چرا؟
...میخوام
یون سو رو شکست بدم
...هر اتفاقیم که بیفته
میخوام حتما شکستش بدم
باید خیارم بخرم
چه تازه بنظر میان
وای خدا، اینا واسه چیه؟
میخوای برای دوست دخترت غذا درست کنی؟
نه، دوست دخترم که نیست
پس زنته؟
ای بابا، اینطوری نیست
...نه دوست دخترمه نه زنم ولی
اگه نیست پس اینجا چه غلطی میکنی؟
چرا گزارشتُ ننوشتی؟
!سکته زدم
واقعا از همه چی دست کشیدی؟
گزارشت کو؟
این خاله بازیا برای چیه؟ برای چی؟
دختره زندگی سختی داره خب چیکار کنم؟
همش پشت سر هم براش مشکل پیش میاد
پس کِی دیگه قرار بذاره؟ کِی عاشق بشه؟
باید اول مشکلاتشو حل کنه
باشه دو ماه
واقعا فکر میکنی خیلی وقت زیادیه نه؟
سونبه، تصویر ذهنی من برای آینده اینه
هروقت مشکلاتش تمومش شدن ...و تونست یه نگاهی به خودش بندازه
بی برو برگشت عاشق یارش میشه
من هنوز تسلیم نشدم
توام که هنوز آدما رو نشناختی
کدوم آدمی وقتی همه چیز حاضر و آماده است فرتی میره عاشق میشه آخه؟
...وگرنه فکر میکنی چرا
اون پسر بیچاره هانگبو ده تا بچه داره؟
...به هرحال
فعلا میخوام روی خوشحالی لی یون سو تمرکز کنم
همه ی گزارش هامم یهویی برات میفرستم
اوکی؟
ای خدا
واقعا که
...کسایی که
... آدمای درستکار رو تحت فشار قرار میدن و به شعیف زور میگن
اشتباه میکنن و گناه سنگینی به جون می خرند
...ولی کسی که میتونه
تو گودال آتیش پرتش کنه من نیستم
...دقیق نمیتونم توضیح بدم
ولی مخصوصا آدمی مثل من نمیتونه به اونجا بره
من هنوز تسلیم نشدم
همه ی گزارش هامم یهویی برات میفرستم
به بخشش خداوند ایمان داشته باش
به تمام گناهانی که تا الان انجام دادی اعتراف کن
پدر، فرشته ها وجود دارن؟
...مطمئنم دارن جایی انجام وظیفه میکنن
...که نمیتونن
به عنوان خدمتگزاران به خدا دیده بشن
اگه یه فرشته ای دیده بشه چی؟
مطمئنم از دستورات مذهبی سرپیچی کرده
آدما نمیتونن با چشمشون فرشته ها رو ببینن
اگه یه نفر دید چی؟
...اگه یه انسان از هویت یه فرشته با خبر بشه
چه بلایی سر اون فرشته میاد؟
مطمئنم دارید اشتباه می کنید برادر
...پدر
فکر کنم شما راجبه فرشته ها هیچی نمیدونید
...یا شاید به دلایلی دارید
خودتون رو میزنید به ندونستن
اینجا جاییه که باید به گناهانتون اعتراف کنید
قرار نیست بیاین از من سوال و جواب کنید
لطفا برید
چی...چی شده؟
چیزی نیست بازم میبینمتون
ای بابا
چیکار میکنی؟
این چند روزه خیلی زحمت کشیدی
هیچ غذا هم نمیخوردی
میخواستم یه چیزی برات درست کنم
ولی گند زدم
برو کنار
بیا با هم انجامش بدیم
صبر کن
باید اینو بپوشی- ولم کن توام-
صبر کن یه لحظه، یه لحظه
باید اینو بپوشی بذار
بیا اینجا
دستات
سر جات بمون
بس کن، خوشم نمیاد
توام با این اخلاقت
این چه وضعشه؟ پس توام آشپزیت افتضاحه
من چیکار کنم؟
برو اینا رو بشور
همشو بشورم؟ دوتا نیاز نیست؟
برو کنار، خودم میتونم- من انجام میدم...وای-
اگه اینطوری چاقو دستت بگیری خطرناکه
اینطوری نیست
اینطوری
باشه- اینطوری هویج خورد میکنن-
ایش
بوی سوخت میاد
من انجامش میدم
خوبی؟- همونجا بمون-
یه لحظه
نباید به پات صدمه بزنی
حانوم جوان
...میشه
فقط نودل بخوریم؟
بیا
نه
داغه
!آهای
!مراقب باش
خوبی؟
من یون سوام لی یون سو
تو چی؟
...من
باز یه خواب دیگه
چی بود؟
!سونبه، سونبه
اه واقعا که
چیه؟ هان چته؟ چی؟
یه انسان میتونه فرشته بشه؟
جان؟- ...یعنی-
بعضی از آدما که میمیرن، خب؟
ممکنه روحشون تبدیل به فرشته بشه؟
چرا یهویی راجبه تک تک رازهای کائنات کنجکاو شدی؟
همش یه خوابی میبینم که یه پسر بچه توش هست
میدوئه، میفته، حتی پرت میشه توی دریا
ولی قبلا هیچوقت ندیده بودمش
حتی توی هیچ عکسیم ندیدمش
موقع اعزام شدنمم ندیده بودمش
پس اون بچه کیه؟
پناه بر خدا
این بدن واقعا یه مشکل جدی داره
الان دیگه خوابم میبینی چون کلی آرزو توی سرت داری
آرزو؟
...وقتی آدما آرزویی داشته باشن
بارها و بارها راجبش فکر میکنن
اونوقت سلول های مغزشون درگیر میشه
این آینده است؟ گذشته است؟ یا فقط آرزوهاشونه؟
عوارض آرزو کردن همینه فراموشش کن
آدما خواب اون چیزی که آرزو میکنن رو میبینن؟
آره
سونبه
پس یعنی من آرزو دارم یه انسان بشم؟
همچین چیزی ممکنه؟ ...یه فرشته انسان بشه
!چرا میزنی؟
دنبالم بیا
هیچوقت چیزای مهم رو توضیح نمیدی سونبه
چرا اومدیم اینجا؟ اینجا که آسایشگاهه
داره میاد
خیلی هوا خوبه
مگه نه؟
!آقا
باید بریم بریم
...باید بریم ...باید بریم
فرشته نوئل، حکمت رو دریافت کن
اون یه فرشته اس؟
بهش رحم کنید خواهش میکنم
احمق
...واسم مهم نیست
که اینطوری ناپدید بشم
...ولی لطفا
به این انسان رحم کنید
...مرگ
یه مجازات نیست
...چطور فرشته ای هستی که جرئت میکنی اونو با خودت به بهشت نیاری و
حرف از مرگ و زندگی آدما میزنی؟
کجایی؟
کجایی؟
کجایی؟
...پس
حداقل بذارید باهاش خداحافظی کنم
فقط یه دقیقه طول میکشه
من اینجام من اینجام
نرو، نه...منو تنها نذار
قول دادی پیشم میمونی
من خیلی وقته که اینجا موندم
خوشحالم که تونستم تو رو ببینم
...هیچوقت فراموشت نمیکنم
می اوک عزیزم
نه- برو کنار-
فقط یکم دیگه یکم دیگه بهشون وقت بده
هروقت که به حرفم گوش نمیدی مجبورم نشونت بدم
احمق خیره سر امیدوارم سر عقل اومده باشی
خانوم
خانوم خانوم
اومدی؟
بیا صبحونه بخوریم یه چیزی که از غذای دیروز خوشمزه تر باشه
این وقت صبح کجا رفته بودی؟
آب میخوای؟- خانوم جوان-
باید یه چیزی بهت بگم
واقعا مهمه
چی شده؟- ...من-
میخوام استعفا بدم
...میخوام
از این خونه برم
:ترجمه و زیرنویس Bahar336- بهارکـــ
برای دریافت زیرنویس سایر فیلم ها و سریالها :به کانال تلگرامی ما بپیوندید .:.Telegram: @OpusSub.:.
آخرین ماموریت فرشته: عشق
چرا یون سو؟
چرا از بین این همه آدم منو پیش اون فرستادی؟
میخوام پیشش بمونم
...منم از دستش عصبانیم و ازش بدم میاد اما
به خودت بیا
کیم دان ممکنه اون کسی نباشه که تو فکر میکنی
منظورت چیه؟
الان کجاست؟ میخوام یه چیزی ازش بپرسم
فرشته ی ساده لوح همش ادای بامزه ها رو درمیاورد
...اگه یه بار دیگه دور و بر یون سو بپلکی
اونم راجبه موجودات بهشتی یه چیزایی میفهمه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.