Afrikaans
Akan
Albanian
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کاملترین رسانه تولید محتوای زیرنویس فارسی چسبیده @tv2us
يک فرصت براي به ياد آوردن
هي خانوم
آتيش داري؟
پس کي ميتونم اين سيگار رو بکشم؟
هفتاد سنت
شما به من دولار داديد
لعنتي,دوباره نه
بفرماييد
عجله کن
لطفا زودتر
حتما خيلي عجله داشتيد
پس ولت کرد؟
يادته بهت چي گفتم
آخرشم ميدونستم همين ميشه
شام خوردي؟ گرسنه اي؟
بابا تيکه تيکه ات ميکنه
اون
اون به نظر احمق يا چيز ديگه اي نمياد
به اون چشما نگاه کن
کاملا روباه صفت اند
ميزت رو دوست داري؟ بله
به تيم ما خوش اومدي حال ستاره ي درخشان به جاي آسمونا روي زمين چطوره؟
...يه دختر احساساتي و مستقلي مثله تو
ميتونه لباس مردونه بپوشه؟
اگه به من فرصت بديد حتما تمام تلاشم رو ميکنم که ياد بيگرم
شرط ميبندم که ميتوني
براي اين کارمناسبي
آنا جانگ هستم
از ديدنتون خوشحالم منم کيم سو-جين هستم
درباره ي شما زياد شنيدم
از يانگ-مين همسر دوست پسر سابقه ات
من و اون با هم تو يه کالج بوديم
البته ازش طلاق گرفته
خوبه؟
کوتاهتر
حالا؟
مطمئني؟
من نميفهم
کوتاه کردن مو هيچ کمکي به فراموش کردن گذشته نميکنه
صبر کنيد
تا اينجا بزنيد
به ديگران هيچ اهميتي نده
گذر زمان همه چيز رو درست ميکنه
احساس خيلي خوبيه که آدم با دختر کوچولوش بره بيرون
از من متنفر نيستي؟
هاه؟
من اسم خانواده رو لکه دار کردم
تو به خاطر من بيشتر اوغات بايد ميرفتي کلانتري
من اين کار و ميکردم؟
زود فراموش کردن يک هديه است
به فکر اشتباه گذشتت نباش
يک زندگي جديدي رو شروع کن
يکم کارم طول ميکشه,ميخواي باهام بياي؟
شما بريد
چقدر گرد و خاک
با رخوتي که بهار در همه ايجاد کرده
ميخوايم با آخرين آهنگي که
امروز پخش ميکنيم برطرفش کنيم
از پالوما
براي تو چه اتفاقي افتاده؟
اگر ما همين الان اينو تمومش نکنيم
ميخواي چيکار کني؟
دارم با ديوار حرف ميزنم؟
خوبه يه وجب بيشتر با هم فاصله نداريم
وقت منو انقدر نگير
لعنتي چي شده؟
آقا
محموله سيمان رسيده
اما اين احمق اجازه نميده اونا رو به کار ببريم
تو ميدوني چه هزينه اي برميداره اگر ما اونا رو برگردونيم؟
باشه,اصلا برو روي اين گندگي که بالا اومده هر چقدر که دلت ميخواد سيمان بريز
بعدا يه وقت پيش من نياي بشيني گريه کني لعنتي
چي فکر ميکنه کيه؟
صبر کن تو سرکارگري,درسته؟
اسمت چيه؟
اين سي امين باره که داريد اسمم رو ميپرسيد من چوهي چول _ سو هستم
معذرت ميخوام چويي
مشکل چيه؟
مشکل؟
اين قالب قدرت کافي برايِ نگداشتن بتون رو نداره
لعنتي مثل هفته پيش ريزش ميکنه
تازه ما حتي داربستم درست حسابي نبستيم
اگر بعد از اينکه مردم اينجا ساکن شدن ريختش چي؟
فرو بريزه؟ انقدر بدبين نباش,پسر
باشه,چوخي ميشه يه نگاهي بهش بندازم
هيچ راهي وجود نداره که ما تا فردا صبح اينجا رو تموم کنيم
براي خودتون ميگم پس فردا انجام بديد
تو نميفهمي داري چي ميگي
!تو فقط يه نجاري
ببين,من اينو از روي تجربه اي که دارم بهت ميگم
اگه امروز بسازيش فردا ميريزه
ميخواي تيتر روزنامه ها بشي؟
!يکم قاط داره
کي؟
بيا بريم رستوران
فکر کردم ديگه تعمييرات تا الان ديگه تموم شده باشه
!من يکم سرخوشم
اونا اخراجم ميکنن
من خرماليش و ميکنم بعد اون پولش و ميزنه به جيب
لعنتي من زودتر به اون پرداخته بودم
خداي من
بزار ببينم چيکار ميتونم بکنم
بايد يک راهي وجود داشته باشه
جدا؟
چطوري؟
من چند نفر رو ميشناسم
بابا,تو مطمئني؟
البته!من دست نشونده ي موردعلاقه اتم,مگه نه؟
!نه,تو دست نشونده نيستي !تو نوئلي
چي؟
منظورم سانتا,پاپا نوئل
بسه,من يکي رو برات ميفرستم
بزار ببينيم اون پسر باهاش چيکار ميکنه
باشه؟
اون...خشنه.خيلي هم سخت گير
زياد سر به سرش نزار
خوشحالم که سر وقت تشريف آورديد
بريم تو دفتر کارم قهوه بخوريم
کجاست؟
از اين راه
نقشه ي ساختمون؟
نداريم,نقشه رو برداشته رفته
چرا کاغذ ديواري پاره شده؟
هي!مغذرت ميخوام چي!صبر کن
لطفا اينجا و ترک کنيد ما زمان نداريم
اين چيزيه که تو بهش ميگي سرسري انجام شده ديوار بايد بريزه
پياده روي تا منزل؟
بله...نه
با اتوبوس ميرم...نه,با تاک يا تاکسي ميرم
حالت خوبه؟
بله
توي راه اينا رو ميفروشي يا يه چيز ديگه؟
اينا رو؟ راستش من خيلي خودکار گم ميکنم
درست کردن در ماشين خرج بر نميداره؟
از اينجا بيا برو تو
صبر کن!صبر کن
اينو دستت بگير
باشه
اينم بگير
چوب بيسبال ديگه براي چيه؟
مردم رو باهاش ميزني؟
چرا مردم رو ميزني؟
متاسفم
براي چي؟
کولات رو خوردم
آخه,ميدوني من خيلي...اِه,خيلي
فراموشكارم
به هر حال چطور منو يادت بود؟
خروجي از اين بره؟
داري چيکار ميکني؟
!واي,خداي من
موضوع چيه؟ من حتي يه روحم اينج نمي بينم
بايد برم دستشويي
اون بايد بره دستشويي آروم باشيد
همين يه بار رو بهم اعتماد کنيد,باشه؟ بريم
آقاي پارک يک احمق نادونه
اون هيچوقت سر وقت پرداخت نميکنه
تو بايد به خاطر ما هم که شده يکم کار رو لفتش بدي
اين ماه از پول هيچ خبري نيستش
من که به سبک و اين جور چيزها اهميتي نميدم
اونجا دارن چيکار ميکنن؟
اوه,بايد اينجا بريم؟
انقدر خرج نکن يکم هم جمع کن
وقتشه ديگه چي-بونگ دوست دختر بگيري
تو اينا رو ميشناسي؟
کسب و کار چطوره؟
چي؟
خودکار فروشي ديگه
ما داشتيم از اينجا رد ميشديم که
..آخه يه قرار ملاقات داريم بعدش من تو رو ديدم
بشينيد,اينجا خانم ها
!ما به ليوان و چوب غذاي بيشتري احتياج داريم
!صندلي بيار
به اندازه ي کافي براي امشب چهر ه اش رو نديدي؟
!کيم - سو جين
!يه بشقاب به من بده !من که دارم گيج ميشم
چرا باهاش کنار نمياي؟
اون کلي پول داره که کنار گذاشته
اگه اونو بخوري از حالت عاديت خارج ميشي
اگه نشدم؟
تا وقتي بميريم با هم غريبه ميشيم
من؟ تا حالا همچين کاري رو نکردم
پاهات رو باز کن
پايين نگهش دار
اينطوري بزن
..اوه
!چوب و بردار
!خدايا
خيلي سنگينه
!داره مياد
نگاهت به توپ باشه
!رفت
به خودت چي زدي؟
ببخشيد
اين بو يه احساس خاصي به من ميده
منو ياد گذشته ام ميندازه
پدرم؟ عموم؟
...اين بو به من احساسي ميده که
انگار دارم توي رويا غرق ميشم
هي ...من اون رو
از سلموني گرفتمشا
اين چيه؟
چي؟
اين؟
!هيچي
داري ميخوني؟ امتحان يا يه چي ديگه؟
!هي
بازش کني ميري بيرون
اين کيه؟ پدر بزرگته؟
...استادي که خونه هاي چوبي ميسازه
اين چيه؟
مردي که داره معبد ميسازه استادم بود
آلبوم داري؟ هيچ عکس کودکي؟
خيلي کنجکاوي؟
دوست دارم عکس بچگيات و ببينم
هيچي ندارم
همش از بزرگيام دارم
اين گوش بري رو بلدي؟
شرط بندي
حتي يه سگ هم ميتونه با يه نگاه ببره
مامان پول نون و برد پدر هم پول سيگار رو برد
تو پولات شريک شدند
...نزار شانست بپره
شانس تو دستاته
!آس و بردار
حالا دوباره
مامان پول نون و برد پدر هم پول سيگار رو برد
تو پولات شريک شدند
...نزار شانست بپره
شانس تو دستاته
چرا يکي نميخري؟ ما پولش و ميديم
اين جالبه
و براي رابطه ي دوستيمونم خوبه
اين همه پسر فوق العاده ريخته دور و برت چرا يه نجار؟
خوبه؟
منتظرم نمون
يک هنرمند واقعيه کسي که از سفيد گذاشتن برگه ميترسه
همگي,موفق باشيد
اينجا چيکار ميکني؟
بهت گفتم منتظرم نمون
اخيرا با کسي آشنا شدي؟
!نه
يون-آه,درسته؟
نه,نه بهم هيچي نگفت
يه کارمند ساختمون يا يه چيزه ديگه؟
...بي خيال,چرا من بايد با همچين آدمي آخه
چيکاره است؟
معماره
واقعا؟
ميخوام ببينمش
نه
نه؟
..نه,منظورم اينه که
نه؟
!فقط...پدر
خونه دعوتش کن
بعدش همه چي رو برات رو به راه ميکنم
باشه
نه
چرا نه؟
!نه
چرا؟
چرا نه؟
نگاه کن
من دارم تو رو ميبينم ديگه,چه لزومي داره بيام خانوادتم ببينم؟
...بايد اونا رو ببيني
اگه بخواهيم با هم ازدواج کنيم
خيلي سخته بگي دوست دارم؟
!من از اين وضعيت خسته شدم
بيدار شو,باشه؟
!شاهزاده کجا گدا کجا
ميتوني بدون من زندگي کني؟
اگه با هم زندگي کنيم؟
ميتونيم با هم ,هم بميرم؟
تنها مياي تنها هم ميري زندگي همينه
...بچه گريه او
خانواده ات و از دست دادي؟ يا کشورت و؟
نگاه
چرا منو انقدر دوست داري؟
اين مغازه رو يادت مياد؟
نه,يادم نمياد
برو
!ترسيدم
چطور دلت مياد يه دختر رو تيربخت کني؟
مگه چيه خواستن يه مرد و تشکيل خونواده دادن
عاشق بشي بعدشم ما بشيم و خونه بسازي؟
واقعا لذيذ
چرا از اين استفاده نميکني ؟ اينطوري زودتر مشکلت حل ميشه
من نميتونم مسئوليت قبول کنم
نه,من واقعا نميخوام
چرا نه؟
منو ميترسوني
چرا؟
خيلي اعتماد به نفس داري
اصلا فکرش رو ميتوني بکني که چقدر زندگي ميتونه بي رحم باشه؟
همينطوري رو هوا ميگي بريم ازدواج کنيم
واقعا ميتونيم خوشبخت بشيم؟
!پدر
چرا تعجب کردي؟
تو ما رو دعوت کردي
...تو
شماها همديگر رو ميشناسيد؟
عزيزم,چيزي بگو
داري کجا ميري؟
دستشويي
خانواده ات؟
بهتون نگفته؟
خونه داري؟
اگه مشکلي نيست من رفع زحمت کنم
تو اخراجي
حداقل غذاتون رو ميل کنيد بعد بريد
نه,منظورم اينه که...صبر کنيد تا سو-جين برگرده
!بشين
ببخشيد
من واقعا در اين رابطه متاسفم
...ديگه هم هرگز
!سو-جين
!سو-جين,بلند شو
!سو-جين
!سو-جين
از روي استرس بيش از حد اينطوري شده
و کمي هم کم خوني
با استراحت کامل يه شبانه حالش خوب ميشه
!داغه
من چم شده؟
حموم گرفتي؟
آره
مطئني؟
البته
مطئن؟
سينه هات رو شستي؟
نميدونم
زيربغلت رو چي؟
فکر کنم
پاهات؟
!ديگه سوال نپرس !انقدر نگاه نکن
اصلا خوب نيست
بايد دوباره انجامش بديد
مشکلش چيه؟
!ميدوني,چقدر روش کار کرديم
از اينجا بهش نگاه کن
دوباره انجامش بديد
حتي رديفم نيست
دوباره؟
!بي خيال همين خوبه ديگه
!کسي به اين چيزها اهميتي نميده که
يه نگاه بنداز بازتابش از هم باز شده,ديدي؟
اين زاويه شه,پسر
و فاصله ي سطوح
اصلا رفته روي يه خطه ديگه
دوباره انجامش بديد,باشه؟
باشه
!تو طرفه کي هستي !نه,دوباره نميخواي از نو بسازيش
دوباره تو
ببين داره کي حرف ميزنه !احمق کوچولو
!همين طوري که هست خوبه
فکر ميکني کي هستي,يه آرشيتکت احمق؟
!هي,چويي
به آقاي هاوانگ سلام کن
تو قبلا باهاشون آشنا شدي
به نظر خوب ميرسي
بهت تبريک ميگم
من از پدرزنت خواستم که اين ملاقات رو ترتيب بده
چي اينجا خوبه بسازيم؟
ببخشيد؟
اينجا چي بسازم؟
تو قرارداد رو امضا کردي؟
سو-جين,لطفا تشريف بياريد
!بعدا باهات تماس ميگيرم
شبيه مايکل جوردن؟
بفرماييد
هنوز تموم نشده؟
براي کارم ديرم ميشه
کارگراي ساختموني روزهاي باروني رو دوست دارند
!کيم سو-جين
تو هپروتي دختر
خوشحالي از اينکه ازدواج کردي؟
بارون افسرده ات نکرده؟
کيفت و بزار زمين کسي برش نميداره
نه,بزار همينجا باشه
بزار ازتون يه چيزي بپرسم
تا حالا توي خيابوني که هزار بار ازش رد شديد گم شديد؟
ما مثله تو نيستيم
تو,بيشترين اوقات گم ميشي
با وجود اينکه من,هرگز راه محل کارم رو گم نکرده
چطوري ممکنه؟ تو که پير نيستي
...اخيرا تو پيدا کردن راه خونه ام
دچار مشکل شدم
چقدر عجيب
!حتما اونم کل شب رو دنبالت ميگرده
فرق کرده
چي؟
آشپزخونه
خب؟
عوض شده
شده؟
مگه نه؟
ديگه کتري نميسوزه
دوست داري؟
نه
!من فقط تو رو دوست دارم
بفرماييد
!سرم
اونجا چيکار ميکنيد؟
بشين
اخيرا غش کردي؟
...از استرس زياد
يا شکست عشقي؟
يکبار براي کم خوني غش کردم
...درباره ي استرس هم
لازمه ضبط شه؟
توجه بهش نکنيد شايد بعدا به درد خورد
فقط به سوالام جواب بديد
من يکبار يه مرد متاهلي رو دوست داشتم
اما اون سر قراري که توي ايستگاه قطار داشتيم نيومد
احساس کردم دلم شکسته حس کردم دارم ميميرم
چند روز قبلشم
با همسرش برخورد کرده بودم
اون موهام رو کشيد
و اما در اين موارد استرس ها ي فيزيکي جانشين استرس هاي عاطفي ميشن
همه يه جور واکنش نشون نميدند
نشانه هاي فعلي شما ممکنه از استرس شديد باشه
هفته ي بعد بيا
بايد يه سيتي اسکن و ام آر آي ازت بگيرم
هي,اينا رو بگير
!اداره ي خوبيه
سرکارگر,تو درستش کردي
!من ديگه سرکارگرت نيستم
من الان ديگه سرکارگرم
ميز من کجاست؟ پشته
اصلا هم بامزه نبود بياييد بريم
اون هنوز کارش رو تموم نکرده
ديدي؟ همه عوض ميشن
ديگه آدم نميتونه به کسي اعتماد کنه
بريم,اون عوض شده ديگه به اين احتياجي ندارم
!زود باش
چول-سو,يه کارت هم براي من درست کن,باشه؟
تو به کار تجاري احتياجي نداري !فردا ميام برت ميدارم
!چول-سو
!برگرد اينجا
کدوم طرف جنوبه؟
اين ور
پس دَر اينجا قرار ميگيره
همه چيزهاي الكترونيکي هم اينجا
حموم هم اين ور
!يکي بزرگش,به اين بزرگي اتاقمون چي؟
اتاقمون؟
کجا دوست داري باشه؟
اينجا؟
!پس اينجا قرار ميگيره
!انتخاب فوق العاده ايه
...با تابش نور آفتاب از خواي بيدار ميشيم
اينجا صبحونه مون رو ميخوريم و تلويزيون تماشا ميکنيم
فقط يکم صبر کن
من خودم سه ساله که منتظر همچين موقعيتيم
...هيچ چيز به جز بدتريم روزهاي زندگيم نبود
بخاطر هيچي منو ميزد و باهام مثله يه برده رفتار ميکرد
هيچي به جز يه لقمه غذا و جاي خواب بهم نميداد
فقط يه پيرمرد هاف هافو بود
وقتي نه ساله ام بود,يه چکش داد دستم اولين بار تو زندگيم بود
...خيلي سنگين بود
بدونه اون
هرگز يه نجار نميشدم
ازش متنفرم
هنوزم داري اين معبد و ميسازي؟ ده سالي ديگه شده
چي ميخواي؟
همسرم ميخواد تو رو ببينه
نوش دارو بعد از مرگه سهراب؟
ببينم تو قبل از اينکه بريني کونت رو ميشوري؟
!حرومزاده
!خيلي تراشيديش
اصلا معلوم هست چيکار کردي؟
!زاويه اش گنده
ميرم يه ذره آب بيارم
بفرماييد
تو دستاي قشنگي داري
مادرش رو ديدي؟
چي؟
!مادر شوهرت رو
نه
اون بهت اجازه نميده؟
نه
هنوز ديوونه ازش ناراحته؟
ديگه زمانش رسيده که اونو ببخشه زمان زيادي گذشته
دزدي
من مادر ندارم
اون هنوز مادرته
من ندارم
اون مادرته
ميدوني چقدر براي اين پول زحمت کشيدم؟
چرا بايد به کسي بدمش که ازش هيچي يادم نيست؟
!غيرممکنه بيا همينجا بس کنيم
اون خانوادته
خانواده؟
من خانواده دارم اينجا هم خونمه
!تو هم خانوادمي
باشه؟
من با اين پول قرار خونمون رو بسازم
...اگه به يه خونه ي جديد بريم
فکر ميکني خوشبختيم؟
!لعنتي
بس کن
چرا بخشيدنش انقدر برات سخته؟
...بخشيدن !بسه
پدر و مادر چين؟
کسايي که فقط بدنيات ميارند؟
بعدشم ديگه مسئوليت بي مسئوليت؟
درباره اش چي ميدوني؟
فکر ميکني داري به کي کمک کني؟
بس کن
گريه نکن
ميدوني چرا هرگز گريه نميکنم؟ چون ديگه از اون شب به بعد برام اشکي نمونده
وقتي ولم کرد و,اون مرتيکه ي عوضي رو به بچه اش ترجيح داد
!من تموم شب رو نشستم گريه کردم
...ديگه نميخوام بخاطر اون زن گريه کنم
نميخوام هم بهش يه پني بدم
...بخشيدن
اون قدرها هم سخت نيست
...فقط
يه جاي کوچيک تو قلبت بهش بده
پدر بزرگم ميگه
...يه نجار واقعي
کسي که بتونه تو قلبش يه خونه بسازه
...اما در خانه اي که تو در قلبت ساختي
مادرت و از همه اتاقاش دورکردي و به جاي نفرت در اونا گذاشتي
تو کجاي اين خونه اي؟ سرگردون بيرونه خونه
ميفهمم
بخشيدن سخته
...اما
..يادمه پدرم که خردش کرده بودم
...وقتي از خونه با يه مرد متاهل فرار کردم منو بخشيد
با ازدواج ما هم موافقت کرد
ميدوني چرا؟
بخشيدن...يعني نفرتت رو توي يه اتاق کوچيک تو قلبت بزاري
فراموشش کن
کي ازت کمک خواست؟
اومدي ببيني مردم يا نه؟
تو با پدرت هيچ فرقي نميکني
!حرومزاده
! تو هم بچه ي همون بي صفتي
وقتي فهميدم تو رو حامله ام تو حال خودم نبودم
وقتي هفده ساله ام بود
بايد سقط جنين ميکردم
!به چي فکر کردم
!بدونه مادر ببين چقدر خوب اموراتت ميگذره
گورت و از اينجا گم کن
من بهت احتياجي ندارم
!برو
!گورت و گم کن,برو
کُلش چند تومن ميشه؟
...با بهره ي سالانه
کُلش ميشه
نود هزار دولار
خيلي پول ميشه
فکر نميکني؟
پول نداريم
اشکالي نداره
ايندفعه رو من ميپردازم
مگه بهت نگفتم؟
!لطفا صورت حساب
شرط بندي
حتي يه سگ هم ميتونه با يه نگاه ببره
چول-سو پول سيگار رو برد سو-جين پول نون و برد
...نزار شانست بپره شانس تو دستاته
!آس و بردار
امروز چندمه؟
ميدوني؟
من هميشه تاريخ رو گم ميکنم
بهت گفتم يه هفته ي ديگه بيا ,نه دوهفته
خواهر برادر داري؟
يه خواهر دارم
باشه
چند سالشه؟
بيست
نه...شايد نوزده؟
من زياد با اعداد راحت نيستم
روز تولدش و بهم بگو
تنها براي يه پياده روي نور چه رنگي؟
اين ديگه چه سواليه؟
فقط جواب بده
سوال چي بود؟
مادر خواهرت رو چي صدا ميکني؟
هجده بعلاوي نوزده چي ميشه؟
اگه من يه بادبادک هوا کنم ...وقتي باد داره به سمت شرق حرکت ميکنه
بادبادک کدوم طرف ميره؟
نميدونم اگه خبر خوبيه يا بد
تازه خودم فهميدم
ببخشيد؟
دارم راستش و ميگم
واقعا؟
بهت اعتماد ندارم
ميشه در رو,ببندي؟
بشين
راحتم
من برگشتم
اونا شعبه رو تو پاريس بستن
شنيدم
ما قراره با هم کار کنيم
هميشه در روي يه پاشنه نميچرخه
حالا من مجردم و تو متاهل
روزگار داره با ما بازي ميکنه؟
...نگاه کن...من اون روز نتوستم بيام بخاطر اينکه
من هيچي رو يادم نمياد
تو لابي ميبينمتون
حالا ما در يه موقعيت قرار گرفتيم
تازه شروع شده
بزار روش کار کنيم
يه فرد پرمشغله زماني براي غمگين بودن نداره,درسته؟
!خودشه
کارتون خوب بود,بچه ها تبريک ميگم
گمش نکن
انقدر مهمه؟
کجا بودي؟
تو چسبيش کردي؟
نه
دکتر چي گفت؟
گفت هفته ي ديگه بيام
دوباره؟
همين قدر طول ميکشه تا جواب آزمايشام بياد
چيزي بگيد,دکتر
...آناليز ام آر آي و پي تي اسکن
... و تنيجه ي آزمايش ها نشون ميده که
پروتئين هاي غيرعادي اي
...در رگ هاي مغزيت لخته شدند
و روي سلول هاي مغزت تاثير گذاشتند
من حتي يه کلمه از حرفاتون رو هم نميفهمم
لطفا واضحتر بيان کنيد
من معتقدم که اين بدليل اختلالات ژني رخ داده
يه مورد خيلي نادره
...شما
مبتلا به آلزايمرايد
چي؟
آلز...چي؟
آلزايمر
آلزايمر؟ چي هست؟
سوالهايي که ازتون پرسيدم يه روش تشخيص اين بيماري بودش
اما من تنها 27 سالمه
چطور ممکنه به اين سرعت پير شده باشم؟
شدنيه
...خب
چه اتاقي برام افتاده؟
يه مرگ روحي قبل از يه حمله ي فيزيکي
بهتر خودتون رو آماده کنيد
داروها تنها ميتونن اين بيماري رو تدريجيش کنن
اما کاريش نميشه کرد
جراحي چي؟
کار ميکني؟
آره
بايد ول کني
...به زودي نه ميتوني تايپ کني نه جواب تلفن ها رو بدي
بيا همه چيز برنامه ريزي کنيم
تقريبا هيچي
تو خانوادت رو ,دوستانت رو و حتي خودت رو فراموش ميکني
تمام حافظه ات رو به کلي از دست ميدي
سر کار ديگه نرم؟
چرا؟
چرا خونه نمونمو کارهاي خونه رو انجام ندم؟
حتما,من اينطوري دوست دارم
چرا انقدر ناگهاني؟
نميدونم
از کار کردن خسته شدي؟
اونجا بهمون غذاي سگ ميدن بايد از خونه نون و شير با خودم ببرم
کارمو ول ميکنم
شايد همين فردا؟
صبر کن
چي شده؟
تو بچه ميخواي؟
بچه؟
نميدونم
هرگز درباره اش فکر نکردم
من ميخوام
چي؟
اون
چي؟
...اون
منظورت...تو و بيرونه؟
...نه,اون کاري که تو با کارت ها ميکني
گوش بري؟
تو هرگز برنده نميشي
فقط يکبار
نه,خسته ام
خواهش ميکنم فقط يکبار
نميخواي بگي؟
شرط بندي
حتي يه سگ هم ميتونه با يه نگاه ببره
جين-سو پول نون و برد چول-سو هم پول سيگار رو برد
تو پولات شريک شدند
...نزار شانست بپره
شانس تو دستاته
!آس و بردار
!آس
تو برنده
خسته نميشي؟
نه
بله؟
من يونگ-مينم
چطور بدونه خبر دادن تونستي کارت رو ول کني؟
اگه بخاطر منه ميتونيم با هم حرف بزنيم
نه
!من کاري بهت ندارم ...فقط
!تو نميتوني همين طوري سر کار نيايي !بايد يه سري اقدامات انجام بشه
من فقط ميخوام خونه بمونم !تو چت شده
اگه نميتوني با من راحت باشي ميتونيم به همديگه تنها به يه همکار نگاه کنيم
ميام به اداره
بفرماييد يکي از اونا رو به من بده
تو غذا داري؟
!چقدر خوب
!چه رنگ و بويي
بزار ببينيم چي داري
!برنج
!خوشمزه به نظر ميرسه
!يه ظرفه ديگه توظرفه ديگه چي داري؟
تو اون ظرف چيه؟
براي منه؟ نبايد داشته باشيش
...شايد
شايد اشتباه اسمي چيزي رخ داده باشه؟
...يا برگه آزمايش ها اشتباه شده
!دستت و بکش اينا سِرين
اون همسرته
ديوونه شدي؟
خوبيد,خانم؟
چرا همه چيز رو بهش گفتي؟
من يه دکترم
اون بايد خودش و آماده کنه
مطمئني؟ !البته
حتما؟
اگه منو باور نداري,ببرش يه دکتر ديگه
!دکتر
!مطمئني
ديوونه اي؟ چت شده؟
مطمئني؟
!اينجا بيمارستانه !آقا
مطمئني؟
!خونسرديتون رو حفظ کنيد,آقا !همسر خودشون هم از آلزايمر مردن
ايشون نصف زندگيشون رو صرف تحقيق رو اين بيماري کردن
حقيقت رو بپذير نميتوني هيچي رو عوض کني
سلام؟ شما؟
من اين گوشي رو ,رو زمين پيدا کردم
چي شده؟
چه اتفاقي براش افتاده؟
...ايشون
چطور بگم؟
!يونگ-مين
ميتونيم دوباره به دو سال پيش برگرديم؟
دو سال پيش؟
براي چي؟ اون موقع ما حتي همديگر رو نديده بوديم
چي؟
داري به چي فکر ميکني؟
!سو-جين
!سو-جين
احمق
به توپ نگاه کن
عجيبه
من تنها 9 توپ رو زدم,اما توپ ها بايد 10 تا باشن,درسته؟
مگه نه؟
تو هم فهميدي؟
چي؟
که من يه مدادپاکن تو مخم دارم
بيا از هم جدا شيم چي رو؟
تو راست ميگفتي
هيچکس نميتونه هميشه خوشبخت باشه
داري درباره ي چي حرف ميزني؟ همه چي تموم شد
فکر کن
اگه من حافظه نداشته باشم عشق و عاشقي به چه دردي ميخوره؟
به من خوبي نکن من همه چي يادم ميره
من همه چي رو بخاطر تو يادم ميمونه
ميدوني که باهوشم
من با يه دور خوندن تونستم تو امتحان معماري قبول بشم
تو خيلي اعتماد به نفس داري
زندگي ميتونه خيلي بي رحم باشه
تو حرفامو فراموش نکردي
چطور ميتونم؟
واقعا که
نگران نباش
حتما يه راه درماني هست
بچه گريه او!پدر مادرت رو از دست دادي؟ يا کشورت رو؟
فقط ميخوام برم
خواهش ميکنم,ولم کن,باشه؟
ميخواي بري؟
ميخواي بهم پشت کني؟
!لعنتي
چرا داري گريه ميکني؟
!بهت گفتم من همه چي رو بخاطرت يادمم ميمونه
ميدوني چيه؟
اگه همه چي رو فراموش کني من ديگه جايي براي برگشتن ندارم
نگاه کن
ميزنمتا
تو نميتوني منو ول کني
دوباره از نو شروع ميکنيم
دوباره مثله قديما بريم بيرون؟
حتما ميخواي دوباره ريشم برام بزاري؟
نگران نباش
بيا به خوبي و خوشي همه چي رو تموم کنيم
من خيلي زود همه چي يادم ميره
نميدونم چرا با مني
!به زودي فراموشت ميکنم
خيلي زود
ميفهمي؟
وقتي حافظه مو که از دست بدم روحمو هم از دست ميدم
!ميترسم
چرا روحت رو بايد از دست بدي؟
بلند شو
بسپار به من
من حافظه ات ميشم قلبت ميشم
فهميدي؟
!ديگه اشک نه
اين آدرسمونه
هواگوک,بخش 464 بلوک
...دو...دو
...دو
...يک؟
من کيم؟
چوي چول-سو
و تو؟
کيم سو-جين
امروز احساس بهتري دارم
خوبه
کيم سو-جين
زود بيا خونه
باشه
راس ساعت شش
باشه
براي چي؟
ميخواي جايي بري؟
تولد مادرته,دوباره فراموش کردي؟
اينا رو بخور
من خانواده مو استاد نجار تو رو هم دعوت کردم
کلي هم ميخوام غذا بپزم دير نکنيا
عزيزم؟
ماله تو
...ببين اگه
هنوز غذا نخوري؟
صبر کن
جشني چيزيه؟
جشن چي؟
اصلا ولش کن
ميتونيم بريم جايي و با هم حرف بزنيم؟
چرا پريشوني؟
برو دستات و بشور بيا غذا بخوريم
يادته اون روز چه اتفاقي تو خيابون افتاد؟
چي؟
من ازدواج کردم؟
داري چي ميگي؟ نکردي؟
چي شده,يونگ-مين؟
ميخواي ولم کني؟
!خواهش ميکنم اين کار رو با من نکن
داري درباره ي چي حرف ميزني؟
به خودت بيا !بيدار شو
سو-جين,خوبي؟
اين ديگه کيه؟
...من فقط
!بيا اينجا ولم کن
!بيا اينجا چيکار ميکني؟
!بيا اينجا !ولم کن
!صبر کن
...صبر کن
....صبر کن
!صبر کن...صبر کن
بيا منو بکش
اون ازت خسته شده
دوباره ميخواد پيش من برگرده,فهميدي؟
خيلي خوبه !بهت تبريک ميگم
بايد خوشحال باشي
!مگه اينکه خوابشو ببيني
حالا خوشحال شدي؟
خوشحالي؟خوشحالي؟
تو هنوز جووني ما ازش مراقبت ميکنيم
نه
اين يه موضوع خونوادگيه
...اون الان حالش خوبه
اما به زودي حتي دستشوييشم يادش ميره و وضع وخيم تر ميشه
نميتوني از پسش بربياي
اون زنمه ازش مراقبت ميکنم
ميدونم چه احساسي داري
اما بايد معقول باشي
بسه ديگه اون با من ميمونه
!انقدر لجبازي نکن
!بسه
!خواهش ميکنم بريد
!چول-سو
سو-جين؟
چي شده؟
اتفاقي افتاده؟
!سو-جين حالت خوبه؟
در رو باز کن !مامانه
!در رو باز کن !سو-جين
...سو-جين,بچه بيچاره من دستت چي شده؟
!سو-جين
نميشه پنچره اش بزرگتر باشه؟
چرا نشه؟
امشب درستش ميکنم
چقدر بزرگتر؟
نميدونم فقط نور بيشتر بتابه
باشه
خدافظ
يونگ-مين
چيه؟
دوستت دارم
منم
زود ميام خونه
!يکي يکي
اون ديگه منو نمي شناسه
مي شناسه؟
ميدونم چي ميکشي اما نزار خردت کنه
...اول حافظه ي اخيراش پاک ميشه
آلزليمر همينه
نميشه بيمار رو سرزنش کرد
...به چشمام نگاه ميکنه
بعد اسم دوست پسر سابقش و صدا ميکنه
و ميگه دوستت دارم
اون واقعا کي رو دوست داره؟
اون دلتنگه اون روزها است
آره؟
اون تنها قسمت باقي مونده از حافظه اشه
تو باهاشي,نه من
اين سوال رو بايد از خودت بپرسي
چطور ساعت و خوندن
سوجين,چول-سو
متاسفم ببخشيد
هرگز نميخواستم قلبت و بشکونم
خداي من,من چيکار کردم؟
داري گريه ميکني؟
نميخوام ببينم داري گريه ميکني يا زجر ميکشي
ميخواستم خوشحالت کنم
اما تنها تو مرداب درد و رنج رهات کردم
!چول-سو چول-سوي عزيز من
اشتباه نکن
من فقط و فقط عاشق توام
تنها به تو فکر ميکنم تنها تو رو به ياد دارم
چقدر دوست دارم بتونم قلبم رو بهت نشون بدم
تا زماني که حافظه ام برگشته راهي براي اين کار هست؟
اوه,قلبم داره ميزنه
من,کيم سو-جين تنها,چوي چول-سو رو دوست دارم
نميخوام اينو فراموش کنم نبايدم بکنم
ميتوني ببيني؟
ميتونم قلبم رو حس کني؟
...ميترسم حافظه ي برگشته ام دوباره منو ترک کنه
قبل از اينکه همه چيز رو بهت بگم بايد بهت بگم
دوست دارم و متاسفم
ديدمت چون آدم فراموشکاري بودم
دارم ترکت ميکنم چون آدم فراموشکاريم
تو بهترين چيزي بودي که براي من اتفاق افتاد
چقدر من از خدا ممنونم براي اينکه تو رو به من بخشيد
لزومي نيست به يادت داشته باشم
چون تو بخشي از وجود مني
همراه تو لبخند ميزنم,ميخندم و احساس ميکنم
شايد تو رو فراموش کنم
اما هيچي چيز نميتواند تو رو از کالبد من دور کند
با اينکه هرگز بهم نگفتي دوستم داري
من ميدونستم که تو قلبت عاشق مني
خواهش ميکنم منو ببخش از اينکه دارم ترکت ميکنم
براي آخرين بار ازت يه خواهش دارم
خواهش ميکنم پدرم رو ببين
در خواست طلاق
...اينو شنيديد که ميگن
بخشيدن...يعني نفرتت رو توي يه اتاق کوچيک تو قلبت بزاري؟
اون به من خيلي چيزها داد
...بايد يه چيزي رو بهش بگم
قبل از اينکه منو کاملا فراموش کنه
...اگه نگم
زندگيم بي معنيه
يه بار ديگه شرط بندي کنيم؟
هي
تو خيلي بي وفايي
حداقل بايد يه شانس ديگه بهم ميدادي
چطور دلت اومد اينطوري ولم کني؟
دوباره تنهاي تنها شدم
چوي چول-سو
گانگنينگ
عيجبيه,امروز همه چي رو يهويي به ياد آوردم
...نصفه شب,اون مغازه !همه چي رو
شايد براي آخرينباره که يادم داره مياد
بخاطر همينم تا اونجايي که بتونم برات مينويسم
اولين قرارمون در کره خيابان بيک دو ,کيلومتر 744 بود
کولايي که ازت دزديم پولش 70 سنت بود
حالم خوبه
دومين قرار ملاقاتمون خيابون هالا,کيلومتر 950 بود
ديدي؟
لزومي نيست نگرانم باشي
قضيه ي سانتا 25 دسامبر بود
خيلي خوب يادمه,مگه نه؟
حالا ديگه ميتوني منو فراموش کني حتي ميتوني فراموش کني زماني مايي هم وجود داشته
با کسي آشنا شو و باهاش زندگي خوبي رو شروع کن
عصباني نشو ,اونطوري زياد خوب به نظر نميرسي
شايد ندوني اما شوهر خيلي خوبي بودي
من اينو ميدونم چون همسرت بودم
سعي نکن منو پيدا کني چول-سو
خدافظ
بعضي روزها بدونه کمک نميتونه لباساش رو بپوشه
البته ديگه به اين وضع عادت کرده
اون همه ي عکس ها رو به جز اين پاره کرده
از اين ور
شما يه ملاقاتي داري
ملاقاتي؟
ممنونم
منو...نمي شناسي؟
بايد بشناسمتون؟
از ديدنتون خوشوقتم
من چوي چول-سو هستم
...اين بو
...از يه جايي يادمه
...عموم
...اتوبوس
...يه جايي
...حافظه ام
...رويا
...رويا
...يادم نمياد
چرا داريد گريه ميکنيد؟
اجازه داره بره بيرون؟
اينجا بهشته؟
آره
!دوست دارم
ترجمه از:ساشلي
Directed by John H. Lee
JUNG Woo-sung
SOHN Ye-jin
Presented and Distributed by CJ Entertainment
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.