All language subtitles for BHARAT 2019.Fa.DVDScr.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

مردم باور دارن که در دنیا فقط هفت نوع داستان وجود داره

ولی من به این باور دارم که ...هر آدمی توی دنیا

داستان خاص خودش رو داره

...شماها مطمئنا به این فکر میکنید که

زندگی یه پیرمردِ عادی چقدر میتونه کسل کننده باشه

شما از کجا میخواید بدونید که ...به هر تعدادی که موی سفید دارم

زندگی من از تعداد اون موهای سفید رنگین تر بوده

مترجم : سپیده

توجه : زیرنویس هماهنگ با کیفیت های سایت بالیوود وان میباشد

بخور بخور

...بخور ...بخور

آقای راوات ایشون منتظر شما هستن

بفرمایید آقای بهارات- سلام-

سلام آقای لاکی

ایشون آقای ساندیپ گوپتا هستن ساختمون ساز معروفی ان

سلام

ایشونم مدیر مالی آقای رابرت

بهارات رو امروز نمی بینم- همینجاهاست-

کجا رو داره بره؟ داخل اتاق نشسته

!جناب بهارات این آخرین باریه که درخواست میکنیم

...لطفا

یه بار این برگه ها رو نگاه کنید

در واقع آقای گوپتا روی این پروژه سرمایه گذاری کردن

...از نظر ایشون برای همه ما سودآوره

یعنی اینکه شما میتونی صاحب یه مغازه دو برابر اینجا بشی

...و آقای بهارات تک تک بازاریا اینجا رو امضا کردن

و فقط مونده که شما اینجا رو امضا کنید

!و جناب بهارات ...اگر شما اینجا رو امضا کنید

بهتون تضمین میدم که یه مجتمع تجاری عالی اینجا راه بندازم

بهتون قول میدم

...و منو ببخشید ...من یه چیزی رو هم متوجه شدم

که فردا تولد شماست درسته؟

...با این حساب آقای گوپتا

!شیرینی بذار رو میز آقا

!جناب بهارات ...این فرصتی که پیش روتون هست

ایشون سالهای سال بود که براش برنامه ریزی کردن

...و به من گفتن

فقط آقای بهارات موافقت نکردن

این شد که ما هم اومدیم پیش شما

بله؟

!آهان

یعنی بریم داخل، تنهایی؟ کار خصوصی دارید؟

!جای درستی اومدیم جناب بهارات

میشه راحت راجع به همه چیز صحبت کرد

چرا اینکارو کردین؟ چی شده جناب؟

چیکار میکنی؟

!آقای بهارات لطفا منو ببخش

من دیگه کاری به مغازه شما ندارم

دیگه هرگز پامو توی این خیابونم نمیذارم

جناب گوپتااااا- خفه شو-

داخل چه خبره؟ کولاکی داره داد میزنه

نه، نه هیچی نیست

دارن جادوی سیاهی که جلوی ساخت رو گرفته خارج میکنن

...قبل از روز استقلال و جدایی هند

...من بیشتر از چیزی که به دست آوردم از دست دادم

ولی با این وجود حلال و حروم رو رعایت کردم

اگر تو به مردم وعده دروغ بابت ...ساخت مجتمع تجاری دادی

...یک چیز رو یادت باشه

...که شاید این شیر پیر شده باشه

ولی هنوز شکار کردن رو فراموش نکرده- جناب بهارات-

تو رو به جون پدرت قسم میدم منو ول کن

ولم کن

از ده معکوس بشمار، میاد بیرون- ...ده، نه، هشت، هفت، شش، پنج

...اگر پدرم زنده بود همینجا دفنت میکرد و میکشتت

!دیدی اومد

!این دیوونه شده

مجتمع تجاری رو فراموش کن !بدوووو

تا ما رو نکشته فرار کن بشین تو ماشین

شماها دیوونه اید- وایستا تا به حسابت برسم-

در رو زود باز کن- دیوونه ها-

اینا کجا فرار کردن ولایت؟ بیا بریم

در رو باز کن بابا باز کن

در رو باز کن بیدار شو احمق

!گمشو ...اگر دفعه دیگه بیای مغازه من

همینجا زنده زنده دفنت میکنم

بعدا باهات تسویه میکنم ولت نمیکنم

پایان داستانت رو برات مینویسم !سگ عوضی

سریع تر برون یه ذره گاز رو فشار بده

همتون گوش کنید

...تا وقتی من زنده ام

...نه اتفاقی برای این مغازه میوفته

نه اینجا مجتمع تجاری ساخته میشه

هرکس هرکاری که دوست داشت انجام بده

!اینجا رو آشغالدونی کردین

...درکی از تمیزی ندارید

!مجتمع تجاری میخواید راه بندازید

!برید برید از اینجا

یه چیزی بگم؟- بگو-

کاملا از کار افتادی

درسته که 70سالم شده ولی هنوز بدنم سالمه

توی بازار همه منتظرن تا تو بمیری

بهشون بگو بهارات به این زودیا قرار نیست بمیره

آخ جون مهمونییییی !آرهههه

انقدر دور من نچرخید میخورید زمین

بسه برید داخل

بفرمایید جناب بهارات بفرمایید داخل

سلام جناب موکش- فردا 80 سالتون میشه-

!هفتاد، نه هشتاد

چه فرقی میکنه داداش چند سال دیگه میگه هشتاد

!همونه

بگذریم، ایشونم که همش چند سالی از خدا کوچیکترن

!خیلی سنش زیاده

پدرجون فردا بازم میریم ایستگاه؟

آره، طی 15 سال گذشته هرسال میره اونجا

بفرمایید چای بخورید

توی این سن و سال مردم دیگه تولد نمیگیرن

توی این سن و سال مردم میرن معبد واسه خودشون خیرات میکنن

بیخیال شو شوهر خواهر ایشون سر تولد شوخی نداره

!اینو ببین

!کادوئهههه

!بفرمایید

تولد منتفیه

خانم کجاست؟

برو کنار

برو کنار دیگه

کوری؟

برو کنااار

مگه نمیگم برید کنار

چی شده جذاب؟

من تصادف کردم اونوقت حال تو گرفته ست؟

چرا هر سال سر تولد من این حرفای مسخره پیش میاد؟

تولد منه من متولد شدم

هرجایی دلم بخواد کیکو میبرم

باید مثل بچه ها تولد بگیرم؟

برگر بخورم، آب میوه بخورم بعد برم بخوابم؟

دلم میخواد دنبال قطار بدو ام و کیکمو ببرم

هرکی میخواد بیاد هرکی ام نمیخواد نیاد

میدونی بهارات؟

هرچی سنت میره بالاتر !بچه تر میشی

همه چی باید مطابق میل تو باشه

...هر اتفاقی خلاف این بیوفته

مثل بمب اتم منفجر میشی

!خیله خب

من حرفامو زدم حالا تو نتایج آزمایشت رو بگو

آزمایش من؟

من هنوز هم فوق العاده ام

...پریروز آقای شرما داشت مخفیانه میگفت

!جواب اشعه ایکس کمود خیلی خوبه

!که اینطور

!جناب شرما یه حرفی زده

باید از من بپرسه

"بهارات (میهن)" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

برید داخل- چه لزومی داره صبح به این زودی بیدار بشیم؟-

همه ما رو زابراه کرده این چه جشن تولدیه؟

فکر کن داریم میریم مسافرت

این کلیدای مغازست

خانم کجاست؟- نمیدونم امروز چرا دیر کرده؟-

ببخشید

بفرما- تولدت مبارک-

"قولی رو که به تو دادم، در قلبم نگه داشتم"

"من نمیتونم آزادانه زندگی کنم"

"تو چیزی راجع به درد درون سینه من نمیدونی"

"بیا و من رو در آغوش بگیر"

"منم اینطوری درد هامو فراموش میکنم"

"چرخش خون تو رگ های من" "به معنای امید برای من هستن"

"این امید راهی رو به من نشون میده" "که تو رو به سوی من میاره"

"طبل ها دارن صدا میدن"

"طبل ها دارن صدا میدن " "و منو به خونه صدا میزنن"

"طبل ها دارن صدا میدن" "و آواز جدایی میخونن"

"طبل ها دارن صدا میدن"

چهار ساعت تاخیر داشتین من اینجا علاف شدم

کلی کار داشتم

حالا اینم همش میخواد غر بزنه

چوتی؟- دایی جون-

...هر سال برای تولد شما

چرا میایم اینجا؟

امروز تولد من نیست

چی؟- ...وقتی بچه بودم-

معلم قبل از ثبت نام ما تو مدرسه روز تولدم رو پرسید

...فقط همینقدر یادم بود که

...قطار پاکستان که از مرز رد شد و اومد اینجا

روز 15 آگوست بود واسه همین منم گفتم 15 آگوست

خب شما چرا از پاکستان اومدی اینجا؟

...برای این از پاکستان اومدیم اینجا چون

اون موقع جند تا آدم عاقل ... توی یه اتاق نشستن و

تصمیم گرفتن که اگر بین کشورمون ...سیم خاردار بکشن

شاید اینجوری مردم خوشحال تر بشن

اونجا رو میبینی؟ ...همونی که ریش داره و کت پوشیده

همونی که تیپ خاصی داره

برادر خانم منه

خلی آدم سرشناسیه

تیله بازی میکنی؟- آره-

!پسرم

به منم تیله بده

بفرمایید

بگو کدوم رو بزنم؟- اینو-

دایی؟

کی این بازی رو یاد گرفتی؟

دخترم

داستانش خیلی طولانیه

ای وای

بهارات این که رفت تو اتاق مدیر

بیا بریم بیاریمش

بیا بریم

جناب کاپور شرایط خیلی تغییر کرده

شرایط خیلی بحرانیه- ...اما-

شما نگران نباشید

یه دهکده رو نزدیک آمریتسار و لاهور کامل آتیش زدن

اینجا برای هندوها امن نیست

شما امشب با قطارِ لاهور برید هند

بابا جون

بابا جون

بابا جون

بابا جون

بابا جون

اومدی؟

جعبه رو بردار

بابا جون بیا بریم هند

تو چت شده؟ پسرم الان هم تو هندیم

اینجا هند نیست

هند اون سمت لاهوره

کی همچین حرفی زده؟- تو دفتر مدیر مدرسه شنیدم-

میگفتن که شرایط خیلی بده

هر هندویی که اینجا بمونه اونو میکشنش

نترس

من اینجام میدونی چرا اسمت رو بهارات (میهن) گذاشتم؟

چرا؟

چون اینجا یه کشور خیلی بزرگه

این کشور با اعتقاد به نیکی و انسانیت ساخته شده

ممکنه که یه روزی بین این کشور ...سیم خاردار کشیده بشه

...اما تا زمانی که این سیم خاردار

...توی قلب اهالی این سرزمین کشیده نشه

تا اون موقع ما همینجا میمونیم

فهمیدی؟

بیا اینو بگیر

...هروقت تو زندگی از چیزی نگران شدی

تو شیرینی بخور

برو ببین قطار اومد یا نه

!بهارااااات

نرو تو قطااااار

همه وسایل رو بستی- به ایستگاه می رسیم؟-

همه راها رو بستن- تو نگران نباش-

این آخرین قطاره اینجا ایستگاه آخریه که نگه میداره

بهارات گوری رو سریع بیار اینجا

بیا بریم زودباش

سریعتری بیاین- گوریااا-

زود باشید

سریع باشید

داداش؟- !گوریاا-

دستمو ول نکن

دستشو سفت بگیر

باباجون

سرت رو بنداز پایین زودتر بیاید

بیاین

بیاید اینجا رو ول نکن

میتونی گوری رو کول کنی؟

آره بابا- آفرین-

بهارات رو محکم بگیر گوری ولش نکن

گوری منو محکم بگیر

بهارات و گوری؟- پشت سرمون دارن میان -

گوری اینجا پارک نیست نیومدیم گردش

دست منو ول نکنیا

گوری

هل نده، خواهرم افتاد !گوریاااا

گوریاا؟

گوری کجایی؟

گوریاااا

گوریااا

گوریاااااااا

بهارات

گوری کجاست؟

دستش سر خورد- چی؟-

افتاد پایین

من میرم پایین تو ناراحت نباش

همشون رو بکشید

!خوب گوش کن

تا وقتی من نیومدم تو باید مراقب همه باشی

برید کلکلته بازار محلی

مغازه عمه اونجاست

یه راست برید اونجا منم میام

بهارات بعضی رابطه ها با خون شکل میگیره

بعضی روابط هم سرزمین معنا پیدا میکنه تو هردوتاشو داری پسرم

راه بیوفتید زود باشید

...تا وقتی بیام

مراقب همه هستی، نه؟

آره بابا زود بیا

مغازه محلی یادت باشه

باشه بابا جون- من و گوری میام اونجا-

مراقب همه باشه تو از همه بزرگتری

باشه بابا جون- ...یادت نره-

بازار محلی منم میام

گوری؟ !گوریاا

بابا جووووووووووووون

دو هفته بعد

"کمپ پناهندگان دهلی"

چندبار بهت گفتم موقع کار مشروب نخور

!معلوم نیست چرا انقدر ناراحتی

تو تنها کسی نیستی که سرمایه ات رو از دست دادی

...اگر کار دیگه ای نداری انجام بدی نیا مغازه من و اینکارا رو بکن

مغازه تو؟

با پول بابات مغازه رو خریدی؟

همه چیزم رو فروختم تا این مغازه رو بخرم

چیکار کنم؟

برم تو خیابون گدایی کنم؟

عمه

سلام

این پتو رو بگیر، جا کمه واسه همین ما بیرون میخوابیم

تو چیکار میکنی؟

همینمون کم بود

از زمین و آسمون برامون میباره- آروم باش، میشنون-

به درک

فامیل منن

بچه های برادرمن بفرستمشون برن؟

آره

گوتم گوتم

اسم بابات گوتمه؟

آره

اسم بابای من مختار بود

تو مسلمانی؟- آره-

چرا نرفتی لاهور؟

چرا بریم؟

این خاک ماست

ما اینجا زندگی میکنیم

پدرم جونش رو برای آزادی اینجا داده

...وقتی جنگ شد

...خونمون

...و مغازه

جفتش سوخت

سمبوسه و زولبیا میخوری؟

آره ولی من پول ندارم

منم پول ندارم

ولی یه راهی برای پول درآوردن دارم

به نظر که جنس خوبیه

بیا این 4 رانه

چهار رانه؟ ولی داداش این تو مغازه، یک روپیه قیمتشه

برو از همون مغازه یه روپیه رو بگیر

ما پولمون، پول دزدیه

واسه همین همونقدری که ما بگیم پول گیر شما میاد

فهمیدی؟ از اینجا برو

!بده من

چیکار میکنی؟

نمیخوایم بفروشیم

بده به من ببینم

ول کن- ساکت-

!یک لحظه

یه دقیقه ما حرف بزنیم

هی بهارات چیکار میکنی؟

وقتی میومد مغازه با احترام باهامون صحبت میکرد

حالا که دزدی کردیم، به خاطر این پتو احتراممون هم از بین رفت

احترام؟ پتو؟

منظورت چیه؟

...یعنی از گرسنگی میمرم

ولی دزدی نمیکنم

چیه؟

چیکار میکنی؟

...ببین

الان اینا ما رو میزنن

باید پول دیه رو که ازشون بگیریم

هیییی نمیفروشیم

از اینجا برید

این عوضیا رو بزنید

صورتت چی شده؟

از مغازه عمه پتو دزدیدم

ولی بعدش قلبم راضی نشد

نذاشتم بخرنش

اونا هم منو زدن

مامان شما از من متنفری؟

چرا ازت متنفر باشم

...چون به خاطر من

...گوری و

...بابا جون

بهارات اون تقصیر تو نبود

همه بچه ها برای مادرا به یه اندازه عزیزن

تازه باید خداروشکر کنیم که تونستیم زنده بمونیم

...بهرته به جای عذاب دادن خودت

...قولی رو که به پدرت دادی

...که ما رو کنار هم نگه داری

به اون فکر کن

دفعه بعد اگر احساس کردی که ...داری کار درستی انجام میدی

از کتک خوردن نترس

حرفای اون روز مادرم روی عقل و قلبم اثر کرد

و حالا فقط یه مقصد توی زندگی داشتم

به قولی که به پدرم دادم عمل کنم و کل خانواده رو کنار هم نگه دارم

با خودم گفتم که از این به بعد زحمت میکشم

...و هر اتفاقی که بیوفته

...تا وقتی که بابا و گوریا برنگشتن

تمام خانواده رو کنار هم نگه میدارم

...کار که میکردم

اما این کار راضیم نمیکرد

...اما یه روز همه چیز عوض شد

وقتی چهره حیرون ولایتی رو دیدم

...و دلیل این حیرانی کسی نبود جز

...ملکه سیرک خیابونی

!رادا

نوجوونی ما داشت از اینجا شروع میشد

و همه ما میدونیم که اوضاع بعد از این دوران پیچیده تر هم میشه

...طوری که ولایتی به رادا نگاه میکرد

دردسر بود

طوری که رادا به من نگاه میکرد

اینم دردسر بود

و طوری که اون چینی ...به هر سه ما نگاه میکرد

بزرگترین مشکل ما بود

پول بده

من پول ندارم

من دارم

بیا بگیر

بیا بیا

این بگیر

این یکی رو هم بگیر

از امروز هرچی دارم مال توئه

...ببین راستی

تو سیرک کاری برای ما هست؟

باید با جونت به خطر بندازی

ما حاظریم جونمون رو به خطر بندازیم

آرههه من میتونم جونم رو هم برای تو بدم

منم دندوناتون رو خرد میکنم

و زمان با سرعت پیش رفت

و سیرکی که تو خیابونا ...نمایش اجرا میکرد

تبدیل به بزرگترین سیرک شمال هند شد

...که اسمش

به بزرگترین سیرک روسی خوش اومدین

...مجری این نمایش کسی نبود جز

!ویلایتی

مدل بیرون اومدن ولایتی از تخم مرغ ...انقدر مشهور شد که

...که پسری که بین تماشاچیا بود

و روزی تبدیل به یکی از بزرگترین ...هنرمندان کشور شد

از این رفتار ولایتی در یک فیلمش استفاده کرد

شما تا الان چیزای حیرت انگیز زیادی دیدین

ولی هنوز یه چیزو ندیدین

!موتور سواری وارونهههههه

با دیدنش هوش از سرتون میپره

...با عبور از حلقه آتش

!در مقابل شما حاضر میشه

...ستاره امشب

...رفیق من

...تک ستاره سیرک روسی

!بهاراااااااات

بهترین های سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.Co

دست بزنید دست بزنید

با تمام وجودتون دست بزنید

...آقایون حسابی حواسشون رو جمع کنن

...چونکه عشق دوران بچگی من ...داره وارد میشه

...ده، نه، هشت، هفت

دست بزنید دست بزنید

....مردم خودتون رو آماده کنید

...چون تازه امشب

شروع شدههههههه

...و حالا این شما و این

....مسابقههههههه ....مرگگگگگ

پولاتونو بدید؟- کی میبره؟-

معلومه بهارات میبره

کارش حرف نداره- بیا 20 روپیه روی بهارات شرط میبندم-

بیستا؟- آره

رادا خانوم اینم از طرف من روی بهارات شرط میبندم

...در این میدون

کسی که در مقابل بهارات ...با جون خودش بازی میکنه

...کسی نیست جز جیمی

امروز میبازی حالا ببین

ببین که امروز با بهارات چیکار میکنم

چی شده داداش زیرو؟ امروز همه رو بهارات شرط میبندن

ولی جیمی هم ممکنه برنده بشه

ولی شماها نگران نباشید وسط مسابقه هم میتونید شرطتون رو عوض کنید

ولی دو برابر باید پول بدید

دوست من اومد

!بهارااااااات

...عشق من الان پرچم شروع رو میندازه

و خواهیم دید که کی پیروز میشه

بیا بریم مسابقه شروع شده

بدو، بدو

داداشم مثل قهرمانا موتورسواری میکنه

کو، داداشت کدومه؟- اونی که لباس سفید پوشیده-

به نظر میاد جیمی برنده بشه

چی داری میگی؟- شما که گفتی بهارات میبره، رو اون شرط ببندین-

آره ما رو بهارات شرط بستیم- خب الان رو جیمی ببندین، زودباشید

بهارات بهارات

انگار جیمی موتور بهارات رو دستکاری کرده

مراقب بااااااش

زود بیا پایین یه ماشین داره میاد سمتت

!آهای بجنب !زودتر

!بهارات

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

...پادشاه پیروز این میدون کسی نیست جز

!بهارااااات

"امشب شبیه یه صحنه فیلم میمونه"

"طوری که انگار من قهرمان مرد فیلم ام" "تو هم قهرمان زنی"

"داستانمون پیچ و تاب زیادی داشت"

"و حالا به حرکت در اومده"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"امشب شبیه یه صحنه فیلم میمونه"

"من زیبا به نظر میرسم و " "تو هم به نظر باهوشی"

"...امروز ضمانت میکنم که"

"احساسات و حال و هوای ما همیشگیه"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"یه روزی برات یه حلقه بزرگ میخرم"

"و برنده تمام قلب تو میشم"

"یه روزی برات یه حلقه بزرگ میخرم" "و برنده تمام قلب تو میشم"

"بعدش باهم ازدواج میکنیم و بچه دار میشیم" "و پوشک بچه ها رو عوض میکنیم"

"بذار اول قرار بذاریم" "بعد باقی چیزا رو هماهنگ کنیم"

"به مامان و بابا میگیم برامون عروسی بگیرن"

"ماه عسلمون رو روی تپه ها میگیرم" "نباید هیچ تاخیری پیش بیاد"

"چند روز بیشتر نمونده تا رابطمون رو" "به همه اعلام کنیم"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"بذار که به آرومی " "در اقیانوس نگاه تو غرق بشم"

"...عض فقط زمانی مزه میده که"

"به آرومی پیش بره"

"بذار که تو اقیانوس چشمات غرق بشم"

"به آرومی"

هر کاری میکنم ولی دیگه تو دیوار مرگ موتور سواری نمیکنم

من اینکار از روی اجبار به خاطر سییر کردن خانوادم انجام میدادم

اینا هم منو کردن قهرمان و نشستن نگاه کردن

...چندتا پسر مثل چوتی هستن

که تو خیابونا اینکارا رو انجام میدن و جونشون رو به خطر میندازن

مغزش تکون خورده رادا تو یه چیزی بهش بگو

کار رو درخت آویزون نیست

هم من از گرسنگی میمیرم هم خانوادم

کار دیگه ای بلدی؟

امروز وقتی دیدی پای چوتی شکسته ترسیدی نه؟

ممکن بود تو جای اون باشی

اونوقت چه جوابی به بابات میدادی؟

تو بهش قول داده بودی، نه؟

که از همه راقبت میکنی

همون کاری رو بکن که به نظرت درسته

خیلی دلم برات تنگ میشه رادا- گریه ام رو در نیار-

فقط داری سیرک رو ترک میکنی و میری اینکه موضوع مهمی نیست

من یه شریک جدید پیدا میکنم

میدونی؟ من خیلی بدشانسم

مامان بابام اسمم رو رادا گذاشتن

...و همه اینو میدونن

هیچ رادایی به کریشنا نمیرسه

اون روز من از روی احساساتم کارم رو ترک کردم

ولی اون روزها شرایط کشور خیلی بد بود

و دولت بعد از تغییر حاکمیت صفهای طولانی رو به وجود آورد

روزا من و ولایتی تو صف استخدام کارگرای جدید وایمیستادیم

توی اون شرایط، حال و روز خونه ما مثل فیلم های تراژدی سیاه و سفیده بود

که موسیقی زمینش صدای ویولن بود

و فقط نمایش درام خانواده جلوی چشمام بود

محک 24 سالش شده بود

و انگل ازدواج گازش گرفته بود

محک تمام مدت دهنش رو باز میکرد و با مادر دعوا میکرد

اون یه شوهر مثل پاندیت مهرا میخواست

مامان همیشه بهم اشاره میکرد که ازدواج محک با ولایتی رو راه بندازم

چون صورت و چهرش همه جوره شبیه پاندیت مهرا بود

اما من خیلی ولایتی رو دوست داشتم نمیتونستم ببینم زندگیش نابود بشه

ببرش تو اتاق

چطوری عمو جون؟

و یک روز وقتی داشتیم تو مغازه عمه ...کمک میکردیم

صدای جیغ محک رو شنیدم

و ساعت برای چند دقیقه متوقف شد

پاندیت مهرا فوت کرد

بعد از گذشت چند سال همچنان تو صف استخدام کارگر بودیم

...بعد یک روز

...یه خبر برات آوردم

الهه استخدام جوی روم ظاهر شد

تو قالب ولایتی

بهارات

برات یه کار پیدا کردم

کار، شغل

بریم؟

!بریم

بهارات

بهارات

بهارات

نفت پیدا کردن

استخدام شروع شده نیرو لازم دارن

بریم

شما متوجه نمیشید؟

نفت یه جا دیگه پیدا شده شما میخواید ما رو تبدیل به نفت کنید؟

این کیه که داره انقدر بهش بد و بیراه میگه؟

هیچ تجربه ای نداره و میخواد حرف شیرینم از دهنم در بیاد

شما برای چی اینطوری صحبت میکنی؟

دارم با ادب باهات صحبت میکنم

ساری رو تنم میبینی !بد برداشت نکن

حالا زود بزن به چاک ...چون اگر از روی صندلیم بلند بشم

جوری میزنمت که دیگه نتونی بشینی

تو عمرم هیچ زنی اینطوری به من بی احترامی نکرده

چی؟- هیچی-

از اینجا برو بیرون

زبون این خانم از صد کیل فلفل هم تند و تیز تره

خفه

از دید من بهش نگاه کن

شیرینیه مثل شربته

چیه؟

میخواستیم با جناب کومود ملاقات کنیم- من کومودم-

بگید کارتون چیه؟

یعنی اینکه جناب کومود نه سرکار خانم کومود

شنیدیم که تو عربستان نفت پیدا شده

میخواید باهاش دوش بگیرید؟

سه سال پیش نفت پیدا شده تازه خبرش به شما رسیده؟

...برای استخراجش نیرو میخوان- از اول همینو بگو-

برای چی انقدر دست دست میکنید؟

اسم و سن؟

سید ولایتی سلیم یوسف عطاالله خان

فقط اسم تو رو پرسیدم نه اسم کل اهالی محلتونو

اسم خودمو بهتون گفتم

اینور و اونورش اسم اجدادمه

اونا هم برای استخراج نفت میان؟

!خلاصه بگو

بنویسید ولایتی خان

چند سالتونه؟

بیست و هشت

من؟ بهارات

بهارات چی؟- بهارات-

همین

اسم کاملت رو بگو

کومار؟ خان؟

سینگ؟ دیملو؟

چی؟

پدرم اسم کشورمون رو روی من گذاشته

بهارات (میهن)

...اگر عقب یا جلوش فامیلی اضافه کنم

ارزش اسم من و این کشور کم میشه

به به

!آقای بهارات

اینجا دفتر ثبت نام کاندیداهای انتخابات نیست

اینجا یه دفتر کوچیک برای استخدامه

...و کاری که شما براش اومدین اینجا

اصلا نیازی به این سخرانی طولانی نداره

بله خانم

...حالا بگو

سابقه کاریتون چیه؟

تجربه کار هم دارین؟

کارگر هستیم- آها-

!یعنی کارگرید آقای آجیت؟

مربوط به بخش شمان

اسمشون رو بنویسید و برای تست جسمانی و سلامت بگید فردا بیان

کارگرن و طوری رفتار میکنن انگا میرزا غالبن

استخراج نفت به صورت گروهیه

واسه همین اینجا گروه بندی میشین

...تیمی که بهتر باشه- هی شما دوتا، درست وایستید-

تیم شماره یک

سونیل سینگ

دیو راج محمد شمیع

تیم شماره دو

بهارات- هی حواست کجاست؟-

حواست به کار باشه وگرنه اخراجت میکنن

ولایتی خان, محمدعلی

بله خانم؟- زلزلا سینگ-

بله خانم؟

!رولی راوت- بله خانم؟-

راج شیکار یاداو- من اینجام خانم

!بشین !پاشو

آهااااان این تیمه که قراره پیروز بشه؟

!بهارات

یم ما به جای نفت گاز استخراج میکنه

خیالت راحت- بعدی-

!آزمایش کامل

دایی

با قدرت تمام

بلندش کن بلندش کن

آره بلندش کرد- قبول شدین-

قبول شدی

بعدی

اینکه پهلوون پنبه ست

کارت خوبه ادامه بده

آفرین

رد شدین- بعدی-

از پسش بر میاد

یک، دو، سه

موفق میشه

!میتونهههه

!ای بابا

رد شدی

دارمش

ولایتی رد شدی

!بعدی

ایت فوق العادست

این یه سینگ واقعیه

پنج فوت و سه اینچ

!زود درش بیار

آفرین

صفر کیلو؟

نفس عمیق بکش

بیشتر خوبه

سی و پنج کیلو

شش فوت

پنج فوت و هفت اینچ

پنج فوت و نه اینچ؟ باشه

پنج و نه فوت

بفرمایید این رو لطفا در بیارید

عجب بدنی داری

بیاین لطفا

هفتاد کیلو

شصت و نه کیلو کامل؟ شصت و نه کیلو دقیق

بفرمایید

زودباش داداش- پنج فوت-

وقتی 5 سالم بود انقدر بودم- پنج فوت، تمام

در بیار- الان در میارم-

داداش هوا خیلی گرمه

بذار همینجا بمونه

قرار نیست کسی بدزدتش

برو لباس زیره تاج محل که نیست

داداش نفس بکش

ای وایییی

برو اونجا لباس زیرمو بیار- من به لباس زیر کسی دست نمیزنم-

خودت برو برش دار

!گرمه، گرمه

دستتو بده محکم بگیر

بیا اینجا بیا

انگشت پاش داره بهش میرسه

خودش اومد

اسما رو اینجا زدن

اینجا نست

اسم منم نگاه کن بهارات

اسم هیچکس نیست

چیکار میکنی؟- با دقت نگاه کن-

نیست

این بخش نامه ای که باید ارسال بشه شما اینجا رو امضا کنید

قربان میخوام باهاتون حرف بزنم

بفرمایید- قربان چرا اسم ما تو لیست نیست؟-

از نظر پزشکی مشکلی نداشتن اما از نظر جسمی تمام تیم شکست خوردن

فقط هیکل بهارات خوبه

منظورم اینه که این ولایتی خان نمیتونست یه گونی رو هم برداره

خانم دارن درست میگن

همه این پسرا به درد نخورن- یعنی پی به درد نخور؟-

در واقع من همیشه تمرینات پایین تنه انجام میدم

منظورم اینه که میشینم و پا میشم

...ببین داداش

ما فقط 90 نفر لازم داشتیم

شما دفعه بعد تلاشتون رو بکنید

دفعه بعد یعنی چی؟- دقعه بعد یعنی شش ماه دیگه-

شش ماه؟

توی این 6 ماه چیکار کنیم؟

قربان 6 ماه خیلی زیاده

کشور هر لحظه در حال تغییره

...تا جایی هم که مربوط به مسائل فیزیکیه

نصف بیشتر کشور تناسب اندام ندارن

یعنی اینا حق زندگی ندارن؟

اگر تو یه کلاس فقط 40 درصد بچه ها قبول بشن چه اتفاقی میوفته.؟

قربان ما باید طرز فکرمون رو عوض کنیم

واسه همین واجبه که ما همین دفعه بریم اونجا کار کنیم

چون اونجا به دلار حقوق میگیریم

و ما اون دلار رو برمیگردونیم توی کشور

دلار که به کشور بیاد باعث پیشرفت میشه

وقتی پیشرفت کنیم خوشحالی زیاد میشه

خوشحال که باشیم جاده های خوب میسازیم

بیمارستان خوب مدارس و دانشگاه خوب میسازیم

فقرا میتونن تحصیلات خوب داشته باشن

و با تحصیلات خوب، آدمایی مثل ما میتونن تبدیل به دانشمند و مهندس و دکتر بشن

خانواده خوب تشکیل بدن

به جای قمار کردن آدما جای خواب پیدا میکنن

کثیفی کم میشه کشور شکل بهتری به خودش میگیره

مردم خوشحالتر میشن مردم که خوشحالتر بشن، کشور بهترم میشه

این کشور جای خوبی برای زندگی میشه اینو همه مردم با هم میخونن

چیه؟

"تو حاکم مطلق ذهن و مردم ما هستی" "همه ما به تو سلام میکنیم ای میهن"

"نام تودر تمام پنجاب، سند، گجرات، مراتا هست" "از دراویدا و اودیشا گرفته تا بنگال"

"صدای رود گنگ تو در هیمالیا" "طنین اندازه"

"و امواج خروشان دریای تو رو به آتش کشیدن"

"همه برای آبادی تو دعا میکنن"

"همه با دستانشون برای تو زحمت میکشن"

"باشد که همیشه پاینده باشی"

"تو حاکم مطلق ذهن و مردم ما هستی"

"همه ما به تو سلام میکنیم ای میهن"

"پیروز باشی" "پیروز باشی"

سرزمین مادری- زنده باد-

انقلاب- زنده باد-

اینا یه میهن پرست واقعی ان

شما همتون ببرای کار میرید

مهر رو بیار

"داستان من درون طوفان قلبم دفن شده"

"داستان من"

"از خدا میخوام که همیشه همینطوری" "از من محافظت کنه"

خانم رو که به چشم زنت نمیبینی؟

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

"من تمام زنجیرها رو پاره میکنم" "من یه پرنده آزادم"

وقتی اومدیم اینجا فهمیدیم که اینجا تنها نیستیم

پاکستانیا و سریلانکاییا و فلیپینیای زیادی مثل ما اونجا بودن

که اونا هم برای سیر کردن شکم خانواده هاشون به این بیابون اومده بودن

استراحت تموم شد؟- آره تموم شد-

اشکال نداره بعدا حرف میزنیم

بیا- یه چیزی رو بگم؟-

اینجا رو ببین

!بهارات بکش

بکشید- مراقب باش بهارات-

!تموم شد

تونستن

اینجارو ببین- آره خودشه-

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

ما خوبیم مامان چوتی و محک چطورن؟

محک خوبه

چوته هم منم خوبم

تو پول بفرست یه خونه دیدیم برای خرید

آخر ماه براتون پول میفرستم

یادت باشه تا وقتی من بیام، مراقب همه باش

!قول بده

مراقب همه هستی نه؟

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

"من تمام زنجیرها رو پاره میکنم" "من یه پرنده آزادم"

!ولایتیییی

بیا پایین طوفانه

زود برید پایین

"من تمام زنجیرها رو پاره میکنم" "من یه پرنده آزادم"

مشکلتون چیه؟ چرا هر روز غذا رو کمتر میکنید؟

ماهم مثل شما کارگریم شکایت داری برو به رئیس بگو، برو

از صبح چیزی نخوردیم

با شکم گرسنه نمیشه کار کرد

چرا غذای اونا کم نمیاد؟

ماهم همینو میگیم در مصرف مواد غذایی صرفه جویی نمیکنن

گوش نمیدن شما برید باهاشون حرف بزنید

بیا بریم اونجا غذا بخوریم

!هی چرا از اینا برمیداری؟

این غذای شما نیست- غذای ما تموم شده-

به ما چه نمیتونی اینجا غذا بخوری

به من دست نزن- از اینجا برو-

هلش نده دوست منه

چه اتفاقی افتاد؟

منو هل داد

بذار توضیح بدم قربان

...اساسا- بذار خودش حرف بزنه-

...قربان به ما برنج میدادن

...برنج

هر روز همینه

ولی گوشت و سبزیجات

همچنین شیرینی هیچوقت به ما نمیرسه

چرا؟- جون ما هندی و پاکستانی هستیم-

اهل سریلانکا و فلیپینیم

هم رنگ اینا نیستیم

هم زبون اینا نیستیم

این خوب نیست- بس کن بهارات-

...در واقع در اون لحظه- بذار حرفش رو تموم کنه-

...قربان شما میدونید

شما رئیس تمام کارگرای نفتی هستین

میدونید که نفت خوب با دستگاه خوب استخراج میشه

دستگاها باید مدام کار کنن بدون توقف

...شما به ما غذای خوب بدید

ما هم بدون توقف کار میکنیم خیلی ام خوب کار میکنیم

همین قربان حرفم همین بود

اگر یه روز غذا نمیخوری چیزیت نمیشد

معلوم نیست باهامون چیکار کنن

اومد

اومد

رئیس عصبانیه؟

اخراجمون میکنن؟

باید برگردیم؟

از فردا به همه غذای خوب میدن

از فردا به همه غذای خوب میدن

!بهارات

بهارات؟

اون چه کاری بود کردی؟

میدونی اون چه مقام بالایی داره؟

میتونه در عرض دو دقیقه قرارداد ما رو کنسل کنه

بعد همه اینا باید بیکار بشن و برگردن هند

!ببخشید خانم

فقط احساسم رو بیان کردم- احساست؟-

بله

...اونوقت احساسی رو که گفتنش واجب تره اون رو به زبون نمیاری؟

ببخشید خانم

جرأت حرف زدن از احساسم نداره

راجع به چه احساسی حرف میزد؟

بیا بریم

بیا

...من میگم که فردا دیوالیه

...باید با خانم حرف بزنیم

که بهمون اجازه بده فردا جشن رنگ بگیریم

کی حرف میزنه؟- من برم حرف بزنم؟-

خفه شو

...به نظر من اگر بهارات حرف بزنه

حتما اجازه میده

واقعا؟- آره-

بعد از اشتباه امروز باید چند روزی ازش دور بمونم

پسرم اون به حرفت گوش میده

میگی که ما دروغ میگیم؟

همه ما شاهد بودیم مگه نه داداش؟

آره درست میگه

...تو هم که

مثل دیلیپ کومار خیلی ساکتی

یه ذره عوض شو داداش

...این دخترای خوشگل

پسرای نسل قدیم رو میپسندن

!آره مثل من

شوخی نمیکنم

قبل از اینکه ویزام تموم بشه این منو میفرسته خونه

تجربه به من ثابت کرده ...دارو ممکنه اثر کنه یا نکنه

ولی مشروب حتما اثر میکنه

کیه؟- خانم؟-

بهاراتم

متاسفم

همه گفتن که فردا دیوالیه ...واسه همین اگر

اگر مرخصی بهمون بدید ممنون میشیم- باشه-

با رئیس اینجا صحبت میکنم

باشه

چیز دیگه ای ام هست؟

!نه

دخترای خوشگل پسرای سبک قدیمو میپسندن

بله خانم

وقتی به شما نگاه میکنم انگاردارم به یه شیر سفید نگاه میکنم

تو هر هزارتا یکیش اینجوریه

وقتی صدای زیباتونو میشنوم انگار که ...به آرومی

توی آب شنا میکنی؟

آره

چشمام رو که میبینی احساس میکنی تو آسمون پرواز میکنی؟

انگار که هزاران ستاره در مقابلت هستن- آره-

موهام رو که میبینی انگار نسیم صبحگاهیه- آرههه-

...آره انگار که ماه درخشان ...منظورم اینه که

مثل خورشید درخشان میشی

...ولی شما

اینارو از کجا میدونی؟

یه پیرمرد توی هواپیما این حرفا رو بهم زد

!پیرمرد احمق کار منو خراب کرد

...منم بهش گفتم

...دهنش رو ببنده

چون این حرفا اندازه دهنش نیست

حالا همینو به تو هم میگم چون همون حرفا رو زدی

...بعد از اختلافات سال 1947

ما از پاکستان اومدین هند

...پدرم و خواهر کوچیکم

نتونستن سوار قطار بشن

...من معمولا

...این ساعتو دستم میکنم

این ساعت پدرمه

از کار افتاده

سالهاست که کار نمیکنه

...ولی هروقت بهش نگاه میکنم

...به این فکر میکنم که

...باباجون و خواهرم

الان حالشن چطوره؟

...بعد

شما وارد زندگی من شدی

...وقتی مقابل من نیستی

...این حقو ندارم ولی

همش به شما فکر میکنم که الان چطوری

فهمیدم

یعنی تو منو مثل پدرت میبینی؟

نه

!نه خانم

احساسم به شما متفاوته ...پدرم همیشه میگفت

...وقتی تو زندگی احساسی برات پیش میاد

یکم شیرینی بخور

...تو زندگی تلخ و تند و شور من

شما مثل یه شربت شیرین هستی

!شربت شیرین

"شیرینی" "شیرینی"

"شیرینی" "شیرینی"

"شیرینی" "شیرینی"

"زبونم از دیشب یه طعم شرینی داره"

"با اینکه با تو حرفی نزدم"

"...امروزم بدون دیدن تو"

"حس خوبی ندارم"

"...من ازت خواهش میکنم"

"به من اجازه عاشقیت رو بده"

"اجازه بده با دیدن رویای تو" "خوابم شیرین بشه"

"مال من شو"

"مال من شو"

"مال من شو"

"شربت شیرین زندگی من شو"

"شربت شیرین شیرین"

"من نور ملایم خورشید رو نمیخوام"

"من ماه رو نمیخوام"

"حضور تو در زندگی من مثل یه شربت شیرینه"

"یه شربت شیرین شیرین"

"وقتی راجع به تو فکر میکنم" "باهات حرفای خوب و قشنگ میزنم"

"وقتی که صبحا تو رو میبینم" "زندگیم، اون روز به خوبی سپری میشه"

"این چه آرزوییه که برای داشتن تو دارم؟"

"این چه خواسته ایه که من دارم؟"

"...با دیدنت تو این رو میخوام"

"که تو رو برای خودم کنم"

"مال من شو"

"مال من شو"

"مال من شو"

"شربت شیرین زندگی من شو"

"شربت شیرین شیرین"

ععمو این پسر دیگه کارش تمومه

دختره هم همینه جفتشون عاشق شدن

"حضور تو در زندگی من مثل یه شربت شیرینه"

"شربت شیرین شیرین"

طعم شیرین من

!خانم یه کار مهمی باهاتون دارم

بگو- !خانم-

من و تیمم میخوایم توی تونل گاز کار کنیم

ویزامون به زودی تموم میشه

توی این 3 سالم به قدری که فکر میکردیم پول در نیاوردیم

ماه دیگه عروسی خواهرمه

یکی میخواد خونه اش رو بسازه یکی مامان و باباش مریضن

خانم اونجا سه برابر بهمون پول میدن

سه برابر پول میدن جون خطرش به همون اندازه بیشتره

خوب بهش فکر کن بهارات

خانم من دارم به همه فکر میکنم

ما باید اینکارو بکنیم

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

زودتر بیاید

بیاید

پایین اکسیژن خیلی کمه- باشه-

پانزده دقیقه وقت دارید

"روز اول"

اینجا نقطه شروعه ...از اینجا تونل رو حفر میکنید

تا اینجا- باشه-

از اینجا تا اونجا- خیلی خطرناکه-

"روز سوم"

"روز هفتم"

من...من دارم نفس کم میارم

به پول سه برابر فکر کن

کارت رو بکن

جمع کنید

"روز چهاردهم"

"روز بیست و یکم"

داداش

این چی بود؟

انگار تونل ریزش کرد

شما منتظر باشید من میرم ببینم چه خبره

اینو ببین این اصلا خوب نیست

!تونل ریخت

همه زود برید بیرون زودباشید

اینجا کنترله انفجار گاز رخ داده

ما کمک لازم داریم همین الان

گاز منفجر شده همه رو از اینجا ببر بیرون

برید زودباشید

بدوییییید

هنوز یکی اونجاست یکی از بچه های ما اونجاست

اون جا مونده

التماس میکنم بذار برم بقیه هنوز اونجان

اونا خودشو میان بیا برو

بچه هاااا بیاید بچه هاااا

یه انفجار تو تونل گاز رخ داده

بدوووو تونل داره میریزه

بدووووو

واینستا بدووو

برید برید زود باشید

برید بیرون زودتر

بچه های ما هنوز اونجا- باشه عمو

باید برم پیششون- میان بیرون-

بذارین من برم- ببریدش پایین-

اونا هنوز اونجان

پایین خیلی خطرناکه آسانسور دیگه پایین نمیره، اونا موندن

کممممک نجاتمون بدید

!پام گیر کرده

الان بلندش میکنم نگران نباش

الان بلندش میکنم

با شما 3 من پاتو بکش بیرون، باشه؟ ...یک

...دو

!سههه

یا خدا

حدود ده فوت زیر زمین

بله ما اینجاییم

آره همون تونل

بجنبید سریعتر

خانم

عمو، بهارات کجاست؟

داداش

داداش؟

!داداش

داداش؟

داداش؟ داداش؟

اگر چیزیت بشه من به خانوادت چی بگم؟

دادااااااش

یادت باشهههه مراقب همه بااااش

!دادااااش

داداااااش بهاراااات

باید بریم پایین باید بیاریمشون بیرون

شما چرا متوجه حرف من نمیشی؟ امکان نداره

!بابا جون

من رسیدم به بازار محلی

مراقب همه هستم

مامان هم حالش خوبه

این روزا خوشگل ترم شده

هیچوقت چیزی نمیگه ...اما توی چشماش معلومه

که هر روز منتظر شماست

چوتی مدرسش رو تموم کرده

الان تو دانشگاه دهلی درس میخونه

محک هم بزرگ شده خیلی خوشگل شده بابا جون

بعد از من اون مراقب همه هست

اگر گوری رو ببینم ازش معذرت میخوام

از شماهم معذرت میخوام

همه میگن چشمای من خیلی شبیه شماست

!بابااااا جوووون

هروقت به آینه نگاه میکنم شما رو میبینم که تو ایستگاه وایستادی

اون چهره شما رو که برای آخرین دیدم جلوی چشمام ظاهر میشه

...شنیدم وقتی آدما لحظات آخر عمرشونه

تمام زندگی آدم از جلوی چشماش رد میشه

قولی رو که به شما داده بودم تا الان بهش عمل کردم بابا جون

اما الان احساس میکنم که ...نفسم و قلبم

جفتشون دارن از کار میوفتن

منو ببخش باباجون

!منو ببخش

مراقب همه باش- بابا جوون-

بازار محلی- چیز دیگه ام میخوای بگی؟-

تو از همه بزرگتری مراقب همه باش،

یادت باشه !من میاااام

بابا جون

!داداش

!داداش

ولایتی؟

تو زنده ای؟

گریه نکن

ما نمیتونیم اینجا بمیریم ولایتی

ما از اینجا میریم بیرون

آره میریم بیرون

کی دیگه این پایینه؟

تو و من دیگه یادم نمیاد

فکر کردم مردی

نترس

یادته شبی که سیرک بودیم چه به من گفتی؟

باید با جونت بازی کنی

!پس بیا

...برای بار آخر

با حونمون بازی کنیم

"من درون تو زنده ام"

"برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

"من درون تو زنده ام"

خیلی دیر شده

حالا دیگه امیدی نیست

اونا بچه های ما هستن

اونا بچه های ما هستن

اونا بچه های ما هستن

خوبی ولایتی؟

بهارات هممون رو نجات داد

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

"تمام این زنجیرها رو پاره میکنم" "من یه پرنده آزادم"

بهارت

بیاید بچه ها، زود باشید بیاید پایین

وقت صبحانست بقیه داستان باشه بعد صبحانه

...پدربزرگ تموم شد؟

داستانت رو به همه گفتی؟

امروز تولدمه ...اگر با دست خودت بهم غذا بدی

خیلی بیشتر مزه میده

...تو

خیلی آدم سخت گیری هستی

چی شد؟- هیچی-

یاد ادم 40 سال پیش افتادم

...طوری که به تو نگاه میکرد ...ای وااای

...به نظرت علاقش

از حالت عادی بیشتر بود؟- آره-

خیلی داری زرنگ بازی در میاری

تولدت مبارک

سرکار خانم

خیلی دوستت دارم

سینمای هند را با بالیوود وان تجربه کنید Bollywood1.CO

پدربزرگ میشه بقیه داستانو بگی؟

داداش این بچه هارو خوب سرگرم کردیا

بیاید بقیه داستانتون رو گوش کنید- بیاید-

بیاید بچه ها بیاید زود بشینید

بیا پسرم بشین اینجا

خوبه عمو؟ نشستیم حالا بگید بعدش چی شد؟

...یک لحظه

...عمو اگر شما و خانم 40 سال پیش همو دیدین

چرا تاحالا باهم ازدواج نکردین؟

خیلی سوال پیچیده ایه

بهشون بگوبگو

تو جواب اینو بده

کاری که تیم بهارات انجام داد چیزی از معجزه کم نداشت

...چیزی که میخوام بگم اینه که

کسی که تو شرایط سخت ایستادگی میکنه ...و با مشکلات میجنگه

یه قهرمان واقعیه

!واقعییی

و حالا شرکت میخواد به بهارات و تیمش لوح افتخار و جایزه بده

...و امروز

...در مقابل همه

میخوام که یه حرف شخصی رو به بهارات بگم

وقتی برای بار اول دیدمت ...احساس کردم

که تو شرقی و من غرب

...حرفات که هیچی حتی از قیافتم خوشم نمیومد

...اما الان احساس میکنم

عاشقتم بهارات

!با من ازدواج کن

سرکار خانم جاده نیست جاده صاف کنه

آهای احمق داداشمونه براش دست بزن

کارت دعوت عروسی خواهرت رو بهم میدی یا خودم بدون دعوت بیام؟

با مادرت و خواهرت راجع به من حرف زدی؟

سرکار خانم

الان وقتش نیست

یه ذره بگذره بهشون میگم

...ببین بهارت

...من از بچگی

با قلب و مغزم روراست بودم

مادر و پدر ندارم

واسه همین کسی نبود که بهم بگه چی درسته و چی غلطه

واسه همین چیزی که به نظرم درسته رک و راست میگم

وقت ازدواجمه

بله خانم

تو رو هم دوست دارم

ممنونم خانم

واسه همین چیزی رو که به نظرم درست بود جلوی همه گفتم

اشکال نداره خانم

حالا تو بگو

کی ازدواج میکنیم؟

...روزی که من توی تونل گیر کرده بودم

صورت بعضیا رو جلوی چشمام دیدم

صورت شما رو هم دیدم

صورت مادرم رو دیدم

صورت خواهر و برادرم رو دیدم

صورت ولایتی رو دیدم

کاملا توانم رو از دست داده بودم

...چیزی که منو اونجا زنده نگه داشت

قولی بود که به پدرم داده بودم

خانم من شما رو خیلی دوست دارم

در واقع عاشق شمام ...اما از یه چیز خیلی میترسم

که نتونم بین وظیفم و عشقم تعادل برقرار کنم

اگر ممکنه منو ببخش

...ای بابا چی داری میگی؟

تو خدای پیچیوندنیا

...این همه وقت دنبال منی

حالا که بالاخره باهات اومدم ناهار بخورم میگی خداحافظ؟

...هیچوقت

به کسی رویایی رو نشون نشده که نمیتونی برآوردش کنی

امروز دلم رو شکستی

واسه همین هیچوقت نمیبخشمت

...و یه چیز دیگه

خدا تو رو به انسان خلق کرده

سعی نکن خدا باشی

من تو دادگاه الله آباد از همه منشیا باهوش ترم

سه ماهه که کارمون شده این

عین احمقا همه جا با این دو تا میریم خواستگاری

خونه به خونه با جفتشون

این شد که اینجا هم اومدیم

منم گفتم که اینبار خودم دختر رو انتخاب میکنم

شماها فقط نظر بدید- اون دختر خوبیه-

اون عمه دختره دختره اون سمت نشسته، فهمیدی؟

شما همینجوری بشین باقی کارا رو بسپار به من

...جناب ...شنیدم

خیلی دنبال یه داماد خوب گشتین

من که خیلی از شما خوشم اومده- منم-

خیلی خوب آهنگ میخونه

شندیم خوب آهنگ میخونی

...ام

...امروز

...کسی سر راه من نیاد

مطمئنی میخوای با این زندگی کنی؟

داداش شما فقط جواب بله بده

ما موافقیم

خیلی ممنون

برید کنااااار من دارم میاااام

هییی محکم تر طبل بکوب

ای وای خانم؟

خودت طبل بزن

با صدایی بلند

داداش بهارات روح دیدی؟

روح ندیدم ولی میتونم به تو روح نشون بدم

شیرینیا آمادست؟- نگران نباش داداش-

هم شیرینی آمادست هم من

چه اتفاقی داره برای من میوفته

داداش کی پول ما رو میدی؟

پولت رو هم میدم لباس حاضره؟

آره حاضره بیا ببینش

با این میخوای چیکار کنی؟

!ولایتیییییی

!داداش! بدو بیا اومدن، بدو

الان؟- آره بدو بیا-

دارم میام

خوش اومدین- زنده باشی-

بفرمایید

خوش اومدین؟- بفرمایید-

دیدی؟

همش دارم خانم رو میبینم

اوهوم منم دارم میبینمش

تو هم؟- آره-

چک کن

آره خودشه

خود خانومه

من اینا دوتا رو تو شرکتنفت استخدام کردم

...ولایتی هم بود

به خاله بگو

بله مامان

خانم مارو بردن اونجا- اونجا باهم کار میکردیم-

من و بهارات از هم خوشمون اومد

داداشت فقط ظاهرا خیلی آدم درستیه

ولی ذاتا خیلی حقه بازه

و یه روز من از بهارات جلوی همه ...خواستگاری کردم

اون به من جواب رد داد و گفت که به پدرش قول داده از همه مراقبت کنه

تا اینجای قضیه مشکلی نیست منم هیچی شکایتی از بابتش ندارم

من حرفم اینه که ...وقتی ما همدیگه رو دوست داریم

وقتی یه رابطه جدید ساخته میشه از اونم باید مراقبت کرد نه؟

حق با دخترست- آره حرفش درسته

من باور ندارم که توی این دوره و زمونه باری عاشق بودن حتما باید ازدواج کرد

چی مگه؟ خانم چی داری میگی جلوی همه؟

دختره دست داداشت رو از پشت بسته

یعنی اینکه الان ما داریم ازدواج میکنیم !که عشق و عاشقی کنیم اشتباهه

!بهارات تو هم دوستش داری؟

...این که خیلی- تو ساکت-

بهارات؟

اره مامان

خانم رو خیلی دوست دارم

پس مشکلی نیست- نیست؟-

هرکاری که به نظرتون درسته همون کار رو بکنید

"امروز یه پمپ آب جدید گرفتم"

"یه پمپ جدید که شیر هم داره"

"عشقم اونو توی حیاط کار گذاشته" "تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"امروز یه پمپ آب جدید گرفتم"

"یه پمپ جدید که شیر هم داره"

"عشقم اونو توی حیاط کار گذاشته" "تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"من از روی پشت بوم ها پریدم" "اومدم تا تو روبا خودم ببرم"

"نگاهم به تو خیره شده"

"تمام موانع رو به رومون برطرف شده" "حالا یه چیز دیگه هست که مهمه"

"فاصله بین من و تو زیاد شده"

"یه ذره به من نزدیکتر شو"

"تا بتونم قلبت رو لمس کنم"

"این دختر پنجابی پا پس نمیکشه" "بالاخره تو یه روزی مال من میشی"

"آهای بیا اینجا"

"آهای بیا اینجا"

"امروز یه پمپ آب جدید گرفتم"

"یه پمپ جدید که شیر هم داره"

"عشقم اونو توی حیاط کار گذاشته"

"تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"امروز یه پمپ آب جدید گرفتم"

"یه پمپ جدید که شیر هم داره"

"عشقم اونو توی حیاط کار گذاشته" "تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"تا دیگه لازم نباشه از چاه آب بکشم"

"آهای بیا اینجا"

"چرا هرجایی که میری طوفان به پا میکنی؟" "چراااا؟"

"گاهی وقتا مثل آفت میمونی" "گاهی وقتا هم مثل دریای آتیشی"

"بار اول که دیدمت فهمیدم" "استایل متفاوتی داری"

"هیچوقت نمیدونستم همچین روزی از راه میرسه"

"تو به من گفتی که بهت نزدیک بشم" "همچین اتفاقی الان نمیوفته"

"این دختر پنجابی پا پس نمیکشه" "بالاخره تو یه روزی مال من میشی"

"آهای بیا اینجا"

"آهای بیا اینجا"

"آهای بیا اینجا"

"برات هر روز گل رز میخرم و میارم دم خونتون"

"این کج خلقیت رو بذار کنار" "فقط یه جواب بله به من بده"

"یه ذره به من نزدیکتر شو" "تا بتونم قلبت رو لمس کنم"

"این دختر پنجابی پا پس نمیکشه" "بالاخره تو یه روزی مال من میشی"

"آهای بیا اینجا"

اون زمان طلایی زندگی من بود

و شاید اولین هندی بودم که مامانم اجازه ازدواج سفید رو بهم داد

با دیدن ما، چوتی هم ازدواج عاشقانه داشت

در اون زمان تو کشور استخدام کارگر زیاد شد

خانم هم به خاطر رفتار خاصش گزارشگر اخبار شد

بر اساس اعلام منابع آگاه ...در زمینه

روزا گزارش اخبار تلویزیون میداد شبا هم تو مدرسه شبانه به ما درس میداد

تا بتونیم توی راه آهن استخدام بشیم

...و یک روز

نگاه کن این احمق چطوری بازی میکنه

"فینال جام جهانی کریکت سال 1983"

احمقا

ولایتی

ولایتی

اینو بگیر دستت

فینال کریکته

هند و هند غربی

این چیه؟

داداشت تو راه آهن استخدام شده

دو سال دیگه میشی رئیس ایستگاه

رویاهات برآورده شد داداش

تبریک میگم داداش

جلوی مغازه چه خبره داداش؟

آره میخوام مغازه رو بفروشم

چرا؟

فکر کردی مغازه خودته؟

نه

ولی این مغازه مال عمه ست

و ده ساله که من و عمه داریم این مغازه رو میگردونیم

دو ماه نشده که مرده حالا داری مغازه رو میفروشی؟

وقتی با من حرف میزنی صدات رو نبر بالا

انقدر بزرگ شدی که با بزرگ تر از خودت با بی احترامی حرف میزنی؟

من پول ندارم

و تا وقتی زنده ام نمیتونم از بقیه گدایی کنم

مغازه رو میخوای نه؟

پس برو پول بیار این مغازه رو از من بخر

یادت باشه، مغازه بازار محلی تا وقتی من نیومدم مراقب همه باش

بابا جووون

مغازه بازار محلی

مهمترین لحظات بین قرار من و بابا

پیروزی توی سرنوشت ما نبود

...روزی که تمام کشور

داشت جشن اولین قهرمانیش رو در ...مسابقات جهانی کریکت میگرفت

و کاپیل دیو هم با تمام اعضای تیمش ...کاپ مسابقات رو بالا میبرد

همون روز مغازه ما داشت فروخته میشد

...و برای نجات اون

رویای پدرم که آرزو داشت ...من رئیس ایستگاه راه آهن بشم

مثل یه ماهی از دستم سر خورد و رفت

ما یه کاری میخوایم که در مدت خیلی کم پول زیادی در بیاریم

میتونید برید تو کشتی کار کنید

نه کار بزن بهادری نمیخوایم یه کار دیگه بهمون بده

ما آدمای ساده ای هستیم

در مرود دعوا حرف نمیزنم

در مورد صادرات حرف میزنم

میتونید برید داخل کِشتی از یه کشور بار ببرید یه کشور دیگه

پول زیادی در میارید

...شما قبلا تو شرکت نفت کار کردید

اینبار شما رو به عنوان مهندس میفرستیم داخل موتورخونه کشتی

خوبه؟- خوبه-

ولی میدونین اینکار یه مقدار خطرناکه

یعنی چی خطر؟- ...خطر یعنی-

...شما ممکنه- من اینکارو انجام میدم-

حالا بعد این همه سال میخوای باهام ازدواج کنی؟

تا وقتی نیستی از مادرت مراقبت کنم؟

چوتی که الان خارج کشور زندگی میکنه

محک هم که ازدواج کرده و بچه داره

مامانم که تو این سن نمیتونه مغازه رو بگردونه

مغازه؟

!نه مامانت

تو به خاطر مراقبت از مغازه میخوای باهام ازدواج کنی؟

حالا ازم میخوای که کارم رو ول کنم و از مغازه تو مراقبت کنم؟ درسته؟

...ببین بهارات

من اینجا به امید مهربونی یا دریا دلی تو نموندم

به خواست خودم پیشت موندم

خانم تا 30 ثانیه دیگه باید روی آنتن باشید

نه بهارات تو هیچ جا نمیری

لازم نیست که اون مغازه رو بخریم

نمیخواد بری همینجا بمون

کشتی به اون بزرگی، تانسیل توی آب غرق شد

مامان تانسیل نه تایتانیک

هرچی غرق شد یا نه؟

دیگه نمیذارم یه کار خطرناک انجام بدی

مامان! من و ولایتی سه یا چهارتا سفر میریم پول درمیاریم و میایم

چی؟ ولایتی هم میاد؟

مامان منم میرم بهم اعتماد داشته باش

این کار هیچ خطری نداره

به جون این قسم

ولایتی طناب لنگر رو محکمتر بکش

دارم تمام زورم رو میزنم

طوفان نمیذاره این تکون بخوره

اصلا تکون نمیخوره

ولایتیییییییییییی

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

توی اون سالها یه چیز بود که خیلی از خطرناک تر از این طوفانها بود

کاپیتان کشتی ما سوندر سینگ

فهمیدین؟

فهمیدین؟

این امروز داره به چه زبونی حرف میزنه؟

من که هیچی نمیفهمم

آهای- چیه؟-

چی داره میگه؟

وویبوله، جوبوله، بامبام بوله

مشکل حرف زدن کاپیتان به این خاطر بود که سرعت مغزش، 3 برابر سرعت زبونش بود

وقتی حرف میزنه به نظر خودش مفهومه ولی کسی که میشنوه چیزی متوجه نمیشه

کیف پول؟ کیف پول کی قربان؟

مرخصید- مرخصید-

منکه واضح حرف میزنم چرا هیچکس متوجه نمیشه

کاپیتانای کشتی اجازه دارن خانواده هاشون رو بیارن رو کشتی

زیباترین قسمت این کشتی مینی، دختر 5 ساله کاپیتان بود

که توی اولین دیدارمون باهاش دوست شدم

اون روز احساس کردم که گوریا تو قالب مینی، رو به روی منه

گوریا دستت رو ول نکنی

ما هر روز تو موتورخونه کشتی مثل معدن گاز کار میکردیم

اوقات استراحتمون رو هم با مینی میگذروندیم

هروقت پیش مینی بودم، احساس میکردم گوریا هم همون اطرافه

گوریا پشت گوشت خال داری- چرا؟-

وقتی خدا یکی رو خوشگل خلق میکنه برای اینکه چشم نخوره، پشت گوشش علامت میذاره

بهش میگن خال

کاپیتان اومد- چطورید قربان؟-

هنوز هم بین همه اینا کاپیتان از همه خطرناک تر بود

و یک روز این تیر به ولایتی اصابت کرد

با دیدن قیافه ولایتی به نظر میومد که شدیدا مشکل روانی پیدا کرده

حالا کاپیتان به خواب ولایتی هم میومد

ولایتی این زبون ناشناخته رو یاد گرفته

قربان شما ارشد هستین شما بگید

!فهمیدییی

ما یه سلاح برای مبارزه با مدل حرف زدن ...کاپیتان پیدا کردیم

بعد از اون همه افراد کشتی از همین سلاح استفده میکردن

شما ارشدین شما بفرمایید

شما ارشدین شما بفرمایید

شما ارشدین شما بفرمایید

"کشور مالت"

داداش چند بار میشمری؟

پولت درسته- آره 20 هزارتا کامله

بذار جیبت ممکنه اینجا دزد باشه

داشتم حساب میکردم ببینم چندتا دیگه سفر باید بریم تا مغازه رو بخریم

رو پول منم حساب کن حالا بیا بریم، بریم دنیا رو بینیم

زندگی ما مثل خواب داره میگذره

...جدایی هند رو دیدیم

بعدش کار سیرک

بعدشم که شرکت نفت

و حالا هم اینجا- درست داری میگی-

مثل رویا میمونه

...قبل از اینکه از خواب بیدار بشیم

من برم ای وااای

اوهوی ولایتی

...آهای ولایتی- ای جااان، این یعنی زندگی-

ولایتی؟- آره ولایتی-

چیکار میکنی احمق؟ پولات تموم میشه

سلام

یا خدااااا

اینجا رو ببین

باید ازش خواستگاری کنم

ولایتی؟- بیا عزیزم-

اومدم

ولایتی کجا داری میری؟

زن داداشت رو پیدا کردم- عقلت رو از دست دادی؟-

اسمت چیه ؟- سوزان _

سوزن؟ اسم زنداداشت سوزنه

نه

بهش گفتم سوزان سوزااان

مثل مامان داد میزنه سوزان

داری منو کجا میبری ؟- دارم میبرمت به بهشت _

من دیگه برنمیگردم، من عشقمو پیدا کردم بلیط منو کنسل کن

میبینم که اونجا همه دوستات دارن خوش میگذرونن

کسی تو خونه منتظرشون نیست

یه شخص خاص تو کشورم منتظر منه تا برگردم

پس اسمت چیه ؟

بهارات- اهل کجایی بهارات _

هند- داداش من دارم برمیگردم _

دارم میرم، این هیچ کنترلی رو خودش نداره قبل از ازدواج باید طلاق بگیرم

هی کجا داری میری؟ قرار بود با من ازدواج کنی

ازدواج مشکلی نداره ولی رقص و موسیقی، نه

مشکل آهنگ چیه؟- صداش بده-

صدای موتور کشتی ما از این بهتره

باشه آهنگ خودت رو بذار میخوام ببینم تو چه آهنگی داری

بهارات براشون بخون

اینجا کسی شعر پنجابی رو متوجه نمیشه

حوصلشون سر میره

موسیقی ما، موسیقی دلیه- اون که هست-

موسیقیه بدون مرزه

همه متوجه میشن آهای

بهارات میخواد موسیقی وطنی بخونه

"برای به دست آوردن پول از خونم دور شدم "

"من از خونم دور شدم" "ولی خونم از من دور نیست"

"یه عکس از خونم توی قلبم و" "توی کیف پولم هست"

"قلبم به خاطر دوری از خونه گریانه" "اگر شک داری بیا ببین"

"من دور شدم " "من از خونم دور شدم "

"من از خونم دور شدم " "ولی حتما به خونم برمیگردم"

"من خیلی چیزا به دست آوردم" "به جز آرامشی که توی خونه داشتم"

"من از خونم دور شدم " "ولی حتما به خونم برمیگردم"

هشت ماه بعد

مامان؟

اومدی؟

خوبی پسرم؟

یه عروس برات پیدا کردم

"مشکلات روزانه تو کشورای دیگه نیست"

"اما پیام دادن به اندازه " "بغل کردن دلنشین نیست"

"اینجا وقت خالی زیاد گیر میاد"

"اما گرمی روابط اینجا گم شده"

"برای به دست آوردن پول از خونم دور شدم "

"من از خونم دور شدم " "تا خوشی رو به خونم ببرم"

"من دیدم که تو چطور جادو میکنی" "با اینحال تو در همیشه در قلب منی"

"قلب من سرشار از خاطرات توئه"

"من دور شدم" "من از خونم دور شدم"

"من از خونم دور شدم " "ولی حتما به خونم برمیگردم"

"من دور شدم" "من از خونم دور شدم"

"من از خونم دور شدم " "ولی حتما به خونم برمیگردم"

"امروز آرامش رو پیدا کردم" "چون قراره که به خونه برگردم"

"من از خونم دور شدم " "ولی حتما به خونم برمیگردم"

خلیج عدن

اینجا رو میبینید قربان؟ نباید در این نزدیکی چیزی باشه

قربان به نظر میاد دزد دریایی باشن سی درجه شرقی

وضعیت قرمز مورد حمله قرار گرفتیم

زود باشید، زود باشید تو موقعیت خودتون قرار بگیرید

یالا، یالا- راه برید-

چی میگی قربان؟ هیچی متوجه نمیشم

آماده مقابله باشید

سریع حرکت کنید آماده حمله باشید

برید برید

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

کاری کنید ازمون دور بشن

آب بریز

بهارات

توی اینکار یه مقدار خطر هست دزدای دریایی ممکنه دنبالتون کنن

ولی تیراندازی کنی میرن- برو پایین کمک-

دارن تیراندازی میکنن از لبه کشتی فاصله بگیرید

تیراندازی نکنید

هییی تیراندازی کنید

بزنش

برید بالا زودباشید

دخترم چیزی نیست نترس

هی برید عقب

بشین

بهارات کاپیتان و خانوادش رو گرفتن زود برو یه جای امن قائم شو، زود

ولایتی

ولایتی در رو باز کن

چی شده؟- به کشتی حمله کردن-

کاپیتان و خانوادش رو گرفتن- چی داری میگی داداش؟-

بیا بریم نجاتشون بدیم

تو بیا داخل، اگر بگیرنت تو رو هم با خودشون میبرن

من تازه ازدواج کردم

تیراندازی نکنید

بی حرکت بشینید

مینی 5 ساله هم باهاشونه رفیق

میدونم تو مینی رو به چشم گوریا میبینی

...پس اینم باید بدونی

این همه سال بدون گوریا چطوری زندگی کردم

...هی تو !در رو باز کن

دستا بالا- شلیک نکن-

...اگر اتفاقی برای من افتاد

به مادر پول بده- بهارات-

این آخرین سفره خودت رو تو دردسر ننداز

اگر خواستی بیای بیا

خفه شو

صدای هیچکدومتون در نیاد

تو اینجا چیکار میکنی؟

همون کاری که تو میکنی تا حالا هیچوقت تنهات گذاشتم؟

حالا چطور تنهات بذارم

تو هم تاحالا هیچوقت شکست نخوردی

اگر نتیجه داشته باشه ...یا نداشته باشه

!ولی یه نقشه دارم

خفه شو وگرنه شلیک مکینم- هی-

از کجا پیداشون کردی ؟- قائم شده بودن-

بهارات نجاتمون بده

داداش ما نمیخوایم باهاتون بجنگیم

شلیک نکن داداش

ما هممون فقیریم

...خانوادمون تو خونه

منتظرمونن

داداش ...هند و آفریقا

خیلی خوبه پوستمون یه رنگه

من سیاهم، تو هم سیاهی- تو سیاهی؟-

ببخشید قهوه ای داداش ولی این قهوه ای

این آفریقاییه؟- نه من هندی ام-

این هندیه؟- آره هندی ام-

...تو هند

رنگ پوستمون مهم نیست ما باهم برابریم

ما هندیا، آفریقاییا رو دوست داریم

ما مایکل جکسون شما رو خیلی دوست داریم

مایکل جکسون داداش خواننده معروفیه

مایکل جکسون آمریکاییه

ما پله رو دوست داریم- پله اهل برزیلیم-

برزیلیه؟

آقاااا ...لطفااا

!نلسون ماندلا

...داداش

ما نلسون ماندلا رو هم دوست داریم

گاندی و نلسون ماندلا دوست بودن

مثل برادر بودن

برادر؟- آره-

گاندی ؟؟- آره گاندی-

مرد خوبیه

خیلی مرد خوبیه

خیلی مرد خوبیه

پول؟

ولایتی هرچی پول بهت دادم رو بده

بده ولایتی بده

من پول نمیدم- پول بدین-

پولو بده- چقدر رویا داشتیم داداش-

یه خونه کوچیک بخریم ماشین بخریم

پس اندازی بانکی و غیره چطوری میخوای پول مغازه رو بدی؟

الان وقت این حرفاست؟ پولو بهشون بده

به من پول بده- باشه داداش-

الان بهت میده

بینام

کاسوتی

زنجیر

دیوار

دیوار ؟

آمیتاب باچان

دیوار آمیتاب باچان؟- آمیتاب باچان؟-

آره داداش آمیتاب باچان

تو آفریقا آمیتاب باچان رو دوست داریم

من عاشق آمیتاب باچانم

همه ما آمیتاب باچان رو دوست داریم- همه ما دوستش داریم-

همه هند داداش

همه هند آمیتاب باچان رو دوست داره

از آمیتاب باچان یه آهنگ بخون

نه داداش

خیلی سخته داداش- گفتم بخون _

آمیتاب باچان

...اون روز میکائیل جوری با ما رقصید

انگار یه همسایه تو محله ست

اون پولمون رو پس داد

ما هم نصفه جیره غذایی کشتی رو بهش دادیم

...اون روز بزرگترین درس ما این بود که

...که بزرگترین جنگ های دنیا رو

میشه با عشق و احترام و آهنگهای فیلمای هندی پیروز شد

ما یه فروشگار خوار و بار خریدیم

و یک بار دیگه تمام اعضای خانواده کنار هم جمع شدیم

مامان خوشحال بود

خانم هم خوشحال بود

منم خوشحال بودم

ولی شیرینی اصلی تو قلب ولایتی داشت پخش میشد

...چون اون اولین پسر محله ما بود

که یه عروس خارجی با خودش آورده بود

"تو روبروی من "

دهه نود شده بود

و کشور دو سوپر استار جدید داشت

شاهرخ خان و ساچین تاندولکار

...ولی قهرمان اصلی بین همه اینا

وزیر بازرگانی دکتر موهان سینگ بود

که سیاست لیبرالی و جهانی رو با خودش به همراه آورد

امسال هند درآمدی بالغ بر بیش از یک میلیون و هشتصد و پنجاه هزار دلار بوده

که از تمام فیلم ها پشتیبانی مالی کرد

شبکه های تلویزیونی جدید راه اندازی شد

که یکیشون زی تی وی بود

...جایی که به خاطر تجارب فعالیت خارجی

خانم کارگردان هنری شد

در سال 1947 شرایط کشور خیلی بحرانی شده بود

تقریبا 1.5 میلیون از مردم کشور از مرزها عبور کردن

در خیلی از موارد این یه حرکت برنامه ریزی شده نبود

چون آدما برای نجات خودشون و خانوادشون دست به این مهاجرت زدن

به همین خاطر خیلی از خانواده از بین رفتن

خیلی دنبال هم گشتن

و این رسالت اصلی شبکه ماست

...قربان ما میخوایم هر دو طرف مرز شمالی

استودیو های موقت بسازیم

که مردم بتونن داستانشون رو برای دوریبین ما تعریف کنن

ما این داستانا رو هر دو طرف مرز نشون میدیم

به این امید که شاید یعضیا همدیگه رو بشناسن

بعضیا همدیگه رو پیدا کنن

...کوپو چهار ساله

تو و تیمت هرسال همین برنامه رو مطرح میکنید

چرا ؟

قربان بعد از جدایی هند ...در هر دو طرف مرز

خیلی از افراد خانوادشون رو گم کردن

این برنامه به اونا امید میده

و باعث میشه زندگی خیلیا عوض بشه

به نظر من این برنامه برای شبکه ما مثل یه برگ برنده میمونه

شما که با این برنامه رابطه احساسی شخصی ندارید؟

شما میتونید همچین فکری بکنید

باشه

تو کارگردان هنری این شبکه ای پس حق انجام این برنامه رو داری

فقط من نگران مجوزی برای فعالیت در دو طرف مرزم

بهش رسیدیگی کن

ما هم باقی کارا رو انجام میدیم

خیلی ممنون قربان

دوستان امروز یه روز تاریخیه

همونطوری که میبینید هزار نفر به سمت مرز اومدن

...این افراد فقط با این امید اینجان

شاید افرادی رو که سالهاست گم کردن بتونن دوباره پیداشون کنن

شاید بتونن دوباره اونا رو ببینن

با کمک دولت هر دو کشور ...زی تی وی این کار رو انجام داد

و ما تا سه ماه آینده شنونده داستان های شما هستیم

و شاید چیزی هم پیدا کردیم

داداش

بیا بریم اونجا

" من امیدم رو از دست ندادم"

"من حتی باورم رو هم از دست ندادم"

"...رودخانه اشک چشم من" "...رودخانه اشک چشم من"

"رودخانه اشک چشم من خشک شده" "میدونم که تو هم ناراحتی"

"هرچیزی رو که میخواستم به دست آوردم"

دوستان من در خط مرزی بین هند و پاکستان ایستادم

و امروز یه روز خاصه

چون برای اولین بار ...دولت هر دو کشور اجازه دادند

تا مردم عادی به اینجا بیان

من سلیم هستم و برای تلویزیون پاکستان این گزارش رو میگیرم

...همه در تلاشند تا

شاید بتونن خانوادشون رو در اون طرف مرز پیدا کنن

ممکنه که امروز بعضی از خانواده گمشده هاشون رو دوباره ملاقات کنن

"چشمام به دری که برای اومدن تو باز گذاشتم" "خشک شد"

"اما تو نیومدی"

"چشمام به دری که برای اومدن تو باز گذاشتم" "خشک شد"

"اما تو نیومدی"

دوستان به استودیو ما در مرز خوش اومدین

در اونطرف این استدیو پاکستان قرار داره

تا سه ماه آینده ما داستان همه رو گوش میدیم

اینجا در این برنامه

میریم رو آنتن سه، دو، یک

جناب ساویندر سینگ من ازتون میخوام که داستانتون رو برای ما تعریف کنید

...وقتی داشتیم از لاهور به هند میومدیم

یه گروه به ما حمله کردن

فکر کردیم که هممون تونستیم فرار کنیم

...صبح

صبح وقتی بیدار شدم دیدم پسربزرگم هربال سینگ نیست

من همه جارو گشتم

همه جارو گشتم ولی اون نبود ...داد میزدم

...هربال سینگ ...هربال سینگ

پسرم پسرم

ولی هیچوقت پیداش نکردم

من ایندر کومار از دهلی هستم

ما تو پیشاوا زندگی میکردیم

...خواهر کوچیکم کیشوری

تو مدرسه بود

...وقتی حمله شروع شد

چند تا آدم خوب محلی

ما رو از اونجا صحیح و سلامت از اونجا خارج کردن

...اما

...توی اون وضعیت

دخترم رو دزدیدن

ما خیلی دنبالش گشتیم ...خیلی

کیشوری رو پیدا نکردیم

کیشوری من کجایی؟

...نفری بعدی که به دنبال خانوادشه

بهارات از دهلیه

...هشت سالم بود

چهارده آگوست

در سال 1976

ما تو ایستگاه قطار بودیم با خواهر کوچیکم گوریا

پشتم بود

قطار داشت راه می افتاد ...یهو

نمیدونم یهو چی شد که دستش ول شد

گوری افتاد پایین

گوریا افتاد رو سکوی قطار

...و پدرم

...برا آوردن اون

از قطار رفت پایین

قطار راه افتاد

...از اون روز تا حالا من ومادرم

منتظرشونیم

"من تنهام"

"مشکلاتم رو حل کن"

"لطفا بهم بگو که چطور باید" "توی این دوره و زمونه زندگی کنم"

"توی اخبار هیچ خبر خوبی پخش نمیشه"

"قلبم هم بعد این همه دعا " "هنوز آرامش پیدا نکرده"

"همه جا میچرخم تا بفهمم" "کی بودم و کی هستم"

"حتی خودمهم دستی یه سمت خودم دراز نمیکنم"

"هیچ کس بهتر از تو قلب منو نمیشناسه"

دوستان یه خبر خیلی مهم در دست منه

چون ممکنه امروز در برنامه دو نفر همدیگه رو پیدا کنن

داستان بعضیا با داستان هایی که تا الان در برنامه داشتیم همخونی داره

...و حالا میخوایم در این قسمت از برنامه

این افراد رو از طریق دوربین با شما آشنا کنیم

...آقا

اسمت هربال سینگه؟

...راستش

اسم واقعیم رو یادم نمیاد

...همینقدر یادمه که

...وقتی داشتم میرفتم دستشویی یکی منو

...از پشت

بیلو ببیلو صدا میکرد

بیلو ؟

تو هنوز هم پان دوست داری؟

بله

خیلی دوست دارم

...من

پسر شمام؟

منو ببخش بیلو

من اونروز نباید تورو با خودم میبردم

تو کیشوری مایی؟- آره داداش-

من کیشوری شمام

یادته وقتی بجه بودی تو رو چی صدا میزدم؟

کشمش

"من ناراحتیم رو باهیچکس شریک نشدم و " "به همه لبخند زدم با اینکه از دورن گریه میکردم"

"اما تو نیومدی"

"من ناراحتیم رو باهیچکس شریک نشدم و " "به همه لبخند زدم با اینکه از دورن گریه میکردم"

"اما تو نیومدی"

چرا هیچوقت برای پیدا کردن پدرت نرفتی پاکستان؟

میترسیدم

که اگر یه وقت پیداش نکنم چی میشه

...حداقل امید به اومدنش

مادر رو تا الان زنده نگه داشته

تا اینجا هم اومد خیلی شجاعت به خرج دادم

خانم

داداش

داداش

یکی از پاکستان اومده که اسم پسرش بهاراته

زود بیا

بهارات میگه پدرته

میریم رو آنتن

بشین

!سهراب

دوستان امیدواریم که امروز دوباره یکی خانوادش رو پیدا کنه

یکی از پاکستان تماس گرفته که اسم پسرش بهاراته

مامان، چوتی زود بیاین

تو در میرپور زندگی میکردی؟

آره

...اسمت بهارات

بهارات سینگه؟

من بهارات هستم

اسم بابام هم گوتم هست

تو بهارات من نیستی اسم تو بهارات نیست؟

کسی منو با پسرم رو به رو نمیکنه؟

بهارات من- شما پسرتون رو پیدا میکنید-

الکی وقت تلف کردیم یک ماه بیشتره که اینجاییم

همه خانوادشون رو پیدا کردن ...فقط

بابای من نیست

غذات رو بخور یخ میکنه- گرسنه نیستم-

وسایلت رو جمع کن

فردا از اینجا میریم

با غذا نخوردن تو قرار نیست بابات برگرده

تا کی نمیخوای غذا بخوری؟

بهارات کاری رو که میتونستیم کردیم

این همه سال از گم شدن پدرت گذشته

اصلا معلوم نیست کجاست؟ حالش چطوره؟ اصلا میتونه بیاد اینجا یا نه

حداقل 80 سالش باید باشه تازه اگه زنده باشه

نه؟

اگه زنده باشه؟

دوستمی

مثل دوست رفتار کن

بهارات میدونی مشکلت چیه؟

...کسی که کنارته ...کسی که پیش تو ایستاده

قدر اون رو نمیدونی

...تمام زندگیت رو با این آرزو گذروندی

فقط خدا میدونه که برآورده میشه یا نه

...بهم میگی دوست

بیا بریم غذا بخوریم- گرسنه نیستم-

با غذا نخوردن تو قرار نیست بابای من برگرده

فقط تویی که از بچگیم من رو درک میکنی

بهارات یه خانمی از لندن باهامون تماس گرفته

سلام

اسم خواهر من گودیا هست

من اسم واقعیم رو نمیدونم

مامان و بابام منو از یه یتیم خونه تو میرپور گرفتن

بعدش ما اومدیم اینجا لندن

اونا اسمم رو مهر گذاشتن

...تو

شما تو میرپور زندگی میکردی؟

نمیدونم

...فقط انقدر یادمه که

که ما اون روز داشتیم دنبال قطار میدویدیم

داداشم گفتم دستمو محکم بگیر

و مدام بهم میگفت

گودیا

اینجا جای بازی نیست

و ما نیومدیم اینجا که بگردیم

دست من رو ول نکن

دست من رو ول نکن

پشت گوش گودیا یک خال هست

گودیا

بالاخره پیداش کرد

تجربه ی سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.CO

اون روز چرا دست من رو ول کردی؟

منو ببخش گودیا عمدا اینکارو نکردم

نمیخواستم که دستت رو ول کنم

گودیا- مامانم کجاست؟-

میخوام مامان رو ببینم

...مامان

خواهرش رو پیدا کرد

خواهرش رو پیدا کرد

زندگی خیلی عجیبه

ما دنبال بابا بودیم

ولی خدا گودیا رو به ما رسوند

... و مسبب اصلیش

فقط و فقط خانمه

مادر ما قهرمان ما بود

بعد از 40 سال برای اولین بار توی چشماش اشک رو دیدیم

...شاید به این خاطر گریه نمیکرد که

که بچه هاش احساس ناتوانی نکنن

امروز با دیدن گوریا نیمی از آرزوش برآورده شده بود

...و نیمی دیگه از آرزوش دیدن بابا بود رو

توی قلبش نگه داشت و ما رو تنها گذاشت

شش ماه بعدش شوهر عمه ام ما رو تنها گذاشت و رفت

حالا تو خونه من از همه بزرگتر بودم

قطار اومد کیک رو بیارین

قطار اومد زود کیک رو بیارین

ببین اون زیره

بهارات تولدت مبارک

امروز قطار رو نگه نمیدارم خط شلوغه

زودتر کیکت رو ببر

شمعش رو فوت کن فوتش کن

تولدت مبارک

مترجم : سپیده

چیه ولایتی؟- کجایی بهارات؟-

جلوی مغازه

باشه ...اون گولاتی

فردا با اصناف جلسه گذاشته بابت قضیه مجتمع تجاری

ممکنه علیه تو حرفی بزنه مراقب باش

باشه

اگر زهر نریزه چیکار کنه

خیلی خوبه

گولاتی فرستادتتون؟

...اگر به مغازه من چپ نگاه کنید

تیکه تیکتون میکنم

....بر اساس قانون دفتر اصناف

امروز رای گیری میکنیم که مجتمع تجاری ساخته بشه یا نه

...هر تصمیمی که گرفته بشه

هرچی آرا بگه همه باید به همون عمل کنن ...وگرنه

...آقای گوپتا- ...جناب گولاتی-

با دیدن من چرا لکنت گرفتی؟

به همه بگو

دیشب آدم اجیر کردی که بیان و منو بکشن؟

آره من فرستاده بودمشون که بزننت

چون نمیتونم ببینم بچه هام از گرسنکی بمیرن

نه تنها من هیچکس نمیخواد همچین صحنه ای رو ببینه

آهای مردم، هرکس توی مجتمع تجاری مغازه میخواد، دستش رو بیاره بالا

ببرید بالا دیگه

اینجا رو ببین

جناب بهارات این یه مدرکه که مردم میخوان تغییر کنن

اینجا دهلیه

میخوای به جای همه مردم تصمیم بگیری؟

تو تنها چطور به خودت اجازه میدی برای آینده همه تصمیم بگیری؟

شورای صنفی زنده باد زنده باد

زنده باد زنده باد

بلندتر بگین- زنده باد زنده باد-

زنده باد- یک لحظه-

این زمین و این مغازه ها مال شماست

با این حال شما مستاجر این ساختمون خواهید بود

این چه وضعیه؟

مجتمع تجاری بسازید حتما هم بسازید

اما پولتون رو به اینا ندین

این ساختمون سازا نباید مجتمع تجاری بسازن خودتون بسازید

شورای خودتون بسازه- ببخشید؟-

چی دارید میگید؟

اینا سرمایه گذارای خارجی هستن

تو خفه شو بگیر بشین

چرا؟ چرا خفه بشم و بشینم؟

این حرفا رو تمومش کن

وگرنه طبق قانون زندانیت میکنم

زمونه آدمای زرنگی مثل تو تموم شده فهمیدی؟

تو چطور جرأت کردی با یکی از اعضای خانواده ما اینطوری برخورد کنی؟

چطور به خودت اجازه دادی؟ بزنمت عوضی؟ هان؟

فکر کردی با کیا طرفی؟ بزنم داغونت کنم عوضی؟

تموم شد؟- آره-

...دوستان یه چیزی رو بگید- وکیله-

شما میخواید توی این مجتمع برای مغازه خودتون به اینا اجاره بدین؟

یا میخواید مالک مغازه خودتون باشید؟

اونایی که میخوان صاحب مغازه خودشون باشن دستشون رو بیارن بالا

چناب گولاتی شما چرا دستتو بردی بالا؟- چون درست میگه-

زیادی جلوشون حرف نزدم؟

برای اولین بار مختصر و مفید حرف زدی

تصمیم گرفته شد

شورای صنفی زنده باد زنده باد

زنده باد زنده باد

تجربه ی شیرین تماشای فیلم هندی در سایت بالیوود وان

بابا

مغازه داره خراب میشه

قراره اینجا مجتمع تجاری بسازن

این یه میهن جدیده

من پیر شدم

ولی من بابت این ناراضی نیستم

...ناراحتیم از اینه که من به قولم عمل کردم

سالهاست که مراقب این مغازه بودم

فقط به خاطر قولی که شما دادی

من بعدا میام به مغازه بازار محلی

خوب منو خر کردی

...به خاطر قولی که دادی

این همه آدم رو دور هم نگه داشتم

دیگه نمیتونم بابا

فقط یه دعا دارم ...اینکه هرجا هستی

خوشحال باشی

بهارات

مغازه بازار محلی منم میام اونجا

فکر کردی من به قولم عمل نکردم؟

من همیشه کنارت بودم همراهت بودم

...وقتی اون روز از قطار پیاده شدم میدونستم

که شاید زنده نمونم

اما تو هم مثل یه پدر به قضیه نگاه کن

اگر گوریا رو میذاشتم بمونه ...شاید زنده میموندم

ولی از درون زنده نبودم

برای یک پدر همه بچه ها مثل همن

میدونی چرا اسمتو بهارات گذاشتم؟

چون آدما کشور رو میسازن

و خانواده ها، آدم ها رو میسازن

و تو به خوبی از این خانواده محافظت کردی

آفرین پسرم

آفرین

تمام کشور درون تو خلاصه میشه بهارات

تمام کشور درون تو خلاصه میشه

خیلی دنبالم بودی بهارات

دیگه منو ول کن

تو همین مغازه

خودت از سنگینی این بار رها کن

خودت رو آزاد کن

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

"من تمام زنجیرها رو پاره میکنم" "من یه پرنده آزادم"

امید بزرگترین قدرت دنیا هست

و همین قدرت همه ما رو زنده نگه داشته

بابا هرجایی هم که باشه همیشه درون من زندست

و مطمئنم که حتما یه روزی، یه جایی باهاش ملاقات میکنم

"من درون تو زنده ام" "برای همیشه درون تو زنده خواهم ماند"

بالیوود وان Bollywood1.CO

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.