All language subtitles for When.I.Was.The.Prettiest

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تماشاي اين فيلم براي افراد زير 15 سال مناسب نمي باشد

مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)

[اسباب بازي هاي قابل بازيافت براي کودکان آفريقايي]

(*آب داره به جوش مياد*)

دستت رو بشور بيا غذا بخوريم

اوه، تموم شدي؟

تو بايد سگ رو تعمير کني

هي! خيسم کردي

اشکالي نداره نمي ميري که

کِي برمي گردي سرِ فيلمبرداري سريال؟

زود ميخواي فيلمبرداري رو شروع کني؟

واسه امروز عصر وقت داري؟

آره

کجا ميخوايم بريم؟

يه رازه؟

بابا، جيش دارم

پسرم، خوب خوابيدي؟

بابا! جيش دارم!

کيم دِ وونگ، مگه بهت نگفته بودم که بايد خودت بري دستشويي

چشم

لباس شنايِ جديد رو ديدي؟

وقتي ميخواي بري استخر با خودت ببرِش

نميخوام برم شنا

اونا گفتن من ميرم پيش مادربزرگ و دَه شب دیگه بر مي گردم

ها؟

چرا اونُ ميفرستي بره؟

بعدش کجا ميخوايم بريم؟

بيمارستان

دوباره؟

گفتم که چند روز پيش خوب شدم

نکنه...

دوباره...

عزيزم

من دارم مي ميرم؟

بيا بريم يه جايِ خوب، بيمارستان نه

زود باش آماده شو داره ديرمون ميشه

ما قبلا راجبِش با هم حرف زديم

که اگه بيماريم عود کرد، بريم تعطيلات نه بيمارستان

اول، بيا قبولِش کنيم و سعي کنيم...

اين الان چهارمين باره

دکتر چي گفت؟ مي تونم زنده بمونم؟

اون گفت من فقط دو سال زندگي مي کنم اما الان ده سال گذشته

اون موقع ما ازدواج کرده بوديم و دِ وونگ رو داشتيم

اگه من تا اين حد عمر کنم، پس به اندازه کافي زندگي کردم

واسه همين ميگم، حتما يه راهي وجود داره، اگه هر دو مون مثل دفعه قبل مقاومت کنيم

لي سو...

من نميخوام تو بيمارستان بميرم

اينقدر به همه جاي بدنم ماشين و لوله وصل شده

که نمي تونم تو يا دِ وونگ رو بشناسم

دلم نميخواد وقتي که درمان متوقف شد، بميرم

نميخوام اينکارو کنم

ما با هم به توافق رسيديم

شين آ

من...

هنوز آماده نيستم

واسه همين

تله فيلم شبکه کا بي اس ~ وقتی که من زيباتر بودم ~

[بيمارستان دانشگاه سئويين]

فقط همين اتاق رو داشتن

درخواست کردم موقعي که امکانش بود به اتاق خصوصي انتقالِت بدن

نيازي به اتاق خصوصي نيست

بزارش به عهده من

ديگه بايد بري گفتي که با نويسنده قرار ملاقات داري

نه، تا وقتي لباست رو عوض کني، منتظر مي مونم

برو ديگه

اولين بارم نيست که ميام اينجا

باشه پس

شين آ

من تمام تلاشمو مي کنم

ديگه چطور ميخواي بيشتر از اين تلاش کني؟

اين بابونه اُرگانيکه؟

بله

يه دونه به من بديد

يه لحظه، قهوه ميخوام قهوه سرد

آه...

معذرت ميخوام فکر نمي کردم کسي اونجا باشه

مشکلي نيست

پاتون فقط بخاطر توپ اينطوري شده؟

نه، نه

آه

اوه...

چيه؟

با اون لباسي که پوشيده بوديد فکر مي کردم همراه بيمار هستين

براي يه مريض خيلي زياده رويه، نه؟

اينطور نيست، شما خيلي خوشکليد

مريض داره مياد

کارِش تموم شد؟

بله

کارِش خوب پيش رفت

دکتر بعدا ميان

چيزي لازم دارين؟

آينه ميخوام

خيلي ممنون

گريه نکن

اگه به خودت فشار بياري درمان روت اثر نمي کنه

مسخره نيست؟

من بعد از عمل به هوش اومدم، و هيچکس اونجا نبود

بعدش من يه حرفايي زدم، و اونم ول کرد رفت

حدس بزنيد اون بهم چي گفت موقعي که بهش گفتم يه غُده داخلِ رَحممِ

اون گفت خبر نداشته من غُده دارم

اون منو به عنوان يه دختر نمي بینه

پسراي تو سنِ اون همينطوري ان

دوست پسرايِ دوستام اعتراض مي کنن چون نمي تونن با همديگه بخوابن

منظورم اينه، نه اينکه نياز داشته باشي با يکي ديگه بخوابي

چشمام کج و کوله ـست چون وَرم کرده، نه؟

نه، تو خوشکلي

اينو بده به دوست دخترت

اون کفشا اصلا راحت نيستن

با يه دختر مريض بايد چطوري رفتار کنم؟

همونطور که اگه مريض نبود

پس، ميتونم باهاتون رو راست باشم؟

عزيزم

بچه هاي اين دوره، عجيب و غريبن لمس کردنِ پاهام موضوع مهمي نيس

بخاطرِ اينه که تو يه زنِ متاهلي، نه يه دختر

من... دختر نيستم؟

پس چي، اون بچه برات مثل يه مرده؟

معلومه که نيست

مي بيني؟ هر کَسي يه زن يا مَرد نيست

تا الان کارِتون خوب بوده

آرامش خودتون رو حفظ کنيد

و براي درمان صحيح، بيايد يه کم بيشتر بهش فکر کنيم

ميشه با هم حرف بزنيم؟

بله

بعدا مي بينمتون

داريد تعميرش مي کنيد؟

بذاريد نگاش کنم

بلدي چطوري درست کني؟

وقتي بچه بودم با اين چيزا خيلي بازي مي کردم

اي واي. ببينيد چيکار کرديد

مقاومت رو جاي اشتباه وصل کرديد...

موتورِـشَم که بيرونه

معلومه دکتر يه کلاهبرداره

پس، هيچ اميدي نيست؟

زانو ـتون چطوره، خوب شده؟

آره. اين وقتِ شب همينو مي خواستي بدوني؟

بله

دراز کشيدم که بخوابم اما نمي تونستم از ذهنم بيرونِش کنم

واسه همين اومدم بيرون

دوست دخترت منتظرته

ميدونم

اما...

خُب، پس...

نميخواي بخوابي؟

دارم ميخوابم

زود باش بخواب

تو تب داري دستات خيلي داغه

نه، فقط داغ شدم

چي شده؟ حالتون بده؟

ميخوايد داروتون رو براتون بيارم؟

خودم يه کم خوردم

دارم بهتر ميشم

چرا اينطوري... تنها نشستيد؟

مريض شدن...

چيزيه که بايد تنهايي به دوش بِکشيش

اصلا اینطوری نيس

من هنوزم عصباني ام

حالتون خوبه؟

خدارو شکر

خانوم کيم شين آ

وقت تزريقِ ـتونه

مي دونيد که ما امروز شيمي درماني رو شروع مي کنيم؟

بله

شين آ

نميخوام اينکارو کنم

نميخواي؟

پس ميخواي چيکار کني؟

اگه اينکارو کنم، نمي ميرم؟

هنوزم اميد هست

چقدر؟

اونا گفتن حداقل 5 درصد اميد وجود داره؟

پس، چرا اومدي اينجا؟

اينطوري ميتوني آماده بشي

خودت گفتي هنوز آماده نيستي

بايد بري سَرِ کار

آره بايد برم

اما شين آ...

عزيزم

اين اولين بارمه، کاري که تو ميخواي رو انجام نميدم

حالِ دِ وونگ چطوره؟

اون خوشحاله

گذشته از اينا، مادربزرگش بوده که اون رو بزرگ کرده

از کِي ميخواي شروع کني رويِ سريالِت کار کني؟

امروز، يه روزِ گرم متفاوتي ميشه

دوباره ميخواي کنار بکشي

خودت گفتي اين آخرين فرصتِته

تو ديگه يه پسرِ جوون نيستي

نگران نباش مجبور نيستم برم

توليد سريال به تاخير افتاده...

همه يِ اينا بخاطر اينه که داري از من مواظبت مي کني؟

وقتي که تموم شد، ميخواي چيکار کني؟

بدون زن يا رويا ميخواي چيکار کني؟

تو رويايِ مني... بَعدشم سريال

نه

من... برات سَربارم

و واقعيتِ تو هستم

تمام زندگيم شرمنده بودم

اما الان...

ديگه نميخوام بيشتر از اين شرمنده باشم

کجا رفته بودي؟

همين دورُ بَرا

مي دونستي، اون زن تويِ اين بيمارستان ازدواج کرده

و حتي پسرِش رو اينجا به دنيا آورده؟

اون بچه هم داره؟

آره، اون آقا ميدونسته اون زن سرطان داره و باهاش ازدواج کرده

باحال نيست؟

تو... حتي اگه من سرطان داشته باشم باهام ازدواج مي کني؟

اگه عاشق باشي، سرطان هم مسئله مهمي نيست

اما آسون نيست

آسونه وقتي که قلبت پيشِ اونه ازش دست بکشي؟

داري کجا ميري؟

هي!

مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)

بيايد بريم براي عمل جراحي

اما، بايد اينکارو اينجا انجام بدي؟

البته، تو همچين جاهايي عمل جراحي خوب پيش ميره

بهش ميگن بازيِ بيمارستان

اما، چرا اينو آوردي بيمارستان؟

خُب...

اين تنها چيزيه که من بايد به آخر برسونمِش

چند وقته داريش؟

خيلي وقت نيس

چه مشکلي داري و اوضاعت چقدر وخيمه؟

نمي دونم

فقط به اندازه کافي وخيمه... دکترا نمي تونن تعميرش کنن

کنجکاو نيستي؟

اينجوري چيزي تغيير نمي کنه

اما، به نظرم سوالِت خيلي مستقيم بود

من سعيمو کردم

آسون نيست که با يه آدم مريض، رو راست بشي

نمي ترسي؟

مشکلي نيست خيلي وقته اينطوري ام

دروغ هم که ميگي

چه دروغي؟

شنيدم آدمايي که دارن مي ميرن نمي تونن دروغ بگن

اما... تو دورغ ميگي

چطور ميتوني نترسي؟

روشنِش کن

نجاتِش دادي

منم نجات پيدا کردم

مي ترسيدم حتي اگه اينو درستش کردم نتوني بخندي

بخاطر اينکه دارم مي ميرم ميخواي بهم دلداري بدي؟

راستش...

ميخواستم خوب به نظر برسم

واقعا، موفق شدي

اما، فقط ميگي فردا ميخواي بميري، امروز رو ميخواي چيکار کني؟

فقط... ميخوام تو خونه کنار خانواده ام باشم

من ميخوام...

من جدي ام

تمامِ روز رو به اين فکر مي کردم

خانم کيم يون آه، الان وقتِ "ام آر آيِ" ـتونه

دوستام آخرِ شب ميان تو هم مياي تو جمع ـمون؟

ها؟

آره، همديگه رو مي بينيم

چيه؟ بريم ديگه

بايد چند تا لباس تابستانه بگيري

خيلي دارم

شين آ...

ميدونم خسته شدي...

امروز دير مياي؟ سالگردِ پدرته

آره

به مادر چيزي نگو

نگران ميشه

باشه

بيا درمان رو شروع کنيم. باشه؟

بَس کن

ديروز...

يه اشتباه بود؟

پس...

تمومِش کنيم؟

نميخوام. کار اشتباهي نبود

تو هم همينو ميخواي

ميدونم گيج شدي،

اما بحث کردن... وقت تلف کردنه

ميدوني چرا سرطان آدما رو ميکُشه؟

بخاطر اينکه اونا نميخوان متوقف بشن،

رشد سلول هاي ديگه متوقف ميشه،

اما سلول هاي سرطان... مُدام رشد ميکنه

من... ميخوام در آرامش بميرم

در کنار شوهرم... تو خونه ام

ميتوني در آرامش بميري...

اما ميخواي تا روزِ مرگِت چيکار کني؟

ميخواي کاري به غير از پوشيدن لباس بيمارستان و تعمير کردنِ اسباب بازي ها کني؟

حداقل...

با يه بچه، وِل نمي چرخم

تو قبلا اينکارو کردي

يا، فقط ميخواستي منو امتحان کني؟

چيه؟ از نتيجه اش خوشِت نيومد؟

از من... خوشِت نمياد؟

خوشم نمياد

حالا که مي بينم هنوزم مي توني دروغ بگي، معلومه خيلي به آخر عمرت مونده

مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)

بهم بگيد... چقدر ديگه ميتونم زنده بمونم؟

آه... بايد از رئيس بپرسيد

گفتيد روي زانوتون کبودي داريد؟ مشکلي نداريد؟ ميشه نگاش کنم؟

اين ملانوما نيست (ملانوما = سرطان پوستي)

همونطور که گلبول هاي سفيد خون کم ميشه کبودي شديدتر ميشه

لطفا، عکسا رو بهم نشون بديد

اين... مالِ سه ماه پيشه و اين يکي...

مالِ بررسي هاي قبلِ

ما خيلي تعجب کرديم وقتي ديديم به سرعت داره پخش ميشه

نتيجه "ام آر آي" اومده؟

من در مورد اونا به سرپرستِتون توضيح دادم

اوضاعم خيلي وخيمه؟

همسرتون بهتون ميگن

اين بيماريِ منه و... من ميخوام بدونم

تومور...به قسمت هاي مختلفِ بدن پخش شده

ممنونم

ميتونم... ميتونم يه کم بيشتر بمونم؟

حتما

من قشنگ نمي ميرم

مثل يه جهش، تمام بدنم...

پُر ميشه از سلول هاي سرطاني

و من اينجا وايسادم و فکر مي کنم...

تو مياي پيشم يا نه...

يا چرا نمياي پيشم...

و اگه پيدات شد بهت چي بگم

تمام مدت داشتم به اين فکر مي کردم

اين احساس...

دُرست نيست

من نبايد تا زمان مرگم

اين حِس رو داشته باشم

فکر مي کنم...

واقعا دارم مي ميرم

پشيمون شدي؟

من که نشدم

تو بعدا... پشيمون ميشي نه الان

من بعدا هم پشيمون نميشم

وقتي از بيمارستان مرخص شدي بيا با همديگه زندگي کنيم

من تا زمان مرگم... کنارت مي مونم

تو الان نميدوني

داري چي ميگي

من نميدونم؟ چرا ندونم؟

تا وقتي بچه اي، همينطوري هستي

هنوزم بچه ام؟

صبر کنيد

چيه؟

فقط فکر کردن به اينکه کنار دريا با هم زندگي کنيم، خيلي عاليه

من دريا رو دوست ندارم

کوه رو ترجيح ميدي؟ چرا؟

موقعي که کوچيک بودم، تويِ يه معبد که بين کوه بود زندگي کردم

بعد از اينکه بابام فوت کرد، براي مامانم خيلي سخت بود که خودش تنهايي منو بزرگ کنه،

واسه همين منو براي مدتي اونجا گذاشت و رفت

پايينِ کوه پُر از گُل بود،

و من تمامِ تابستون رو منتظر مامانم موندم

ارزشِش رو داشت که منتظر موندی؟

آره. مادربزرگم اومد

و مامانم دوباره ازدواج کرده بود

من نشستم و گريه کردم،

و مادربزرگم ازم مي پرسيد چرا گريه مي کني

اون مي گفت، من از گُل ها خوشکل ترم پس چرا دارم گريه مي کنم

پس، منم ديگه گريه نکردم

تو هنوزم خيلي خوشکلي

خوشکلتر از هر گُلي

يه توله سگ بخريم؟

گربه بهتره

من خورشت کيمچي دوست دارم

من خورشت خمير سويا

ما هيچ وجه اشتراکي نداريم

چرا داريم

ما هر دو ـمون...

آدماي بدي هستيم

مهم نيست حتي اگه بدتر باشيم،

فقط دروغ نگو

ببخشيد

ما بايد با هم حرف بزنيم

باشه

بيا بريم بيرون با هم حرف بزنيم

تو خيلي کثيفي

عزيزم

چرا لامپ ها رو روشن نکردي؟

جريان چيه؟

چيه؟ حالت خوب نيست؟

نه

يه دِيقه صبر کن

شما دو تا چيکار کرديد؟ با هم خوابيديد؟

اگه مي خواستي با کَسي بخوابي، مي تونستي از من بخواي

اينطور نيس

اينطور نيس؟ اصلا معني ميده؟

اون خيلي بزرگتر از توئه، متاهله، و به زودي قراره بميره

مسخره ـست

اما عشق منطق ميشناسه؟

عشق؟

تو ديوونه شدي؟

مگه چند روزه که اونُ مي شناسي؟

تو حتي خيلي وقت نيست که باهاش آشنا شدي

اين اهميتي نداره

يه روزِ صميمي و صادقانه مگه از همه چيز مهم تر نيست؟

خودتو مسخره نکن

تو فقط مثل يه سگ داغي و هيجان داري، و اون ساده و آسيب پذيره

بيا همينجا تمومِش کنيم

به هر حال رابطه ـمون تموم شده

همونجا وايسا

وگرنه ميرم به شوهرش ميگم

همراهِ کيم يون آه، لطفا تشريف بياريد کاراي مربوط به مرخصيش رو انجام بديد

آجوما، يه خواهشي ازت دارم

فقط زودتر بمير

من هر روز دعا مي کنم

که حالت بدتر بشه و زودتر بميري

چرا؟

چي رو از دست دادي؟

تو که ديگه مريض نيستي

هنوز جووني و روزاي زيادي رو پيشِ رو داري

اينقدر مسئله مهميه که

اونُ به زني مثل من باختي؟

واسه چي اين قضيه، اينقدر ناراحتِت مي کنه؟

تو ديوونه اي

من اونُ از دست ندادم

اون با من از اينجا ميره

بيا بريم خونه، شين آ

بايد درمان رو قبول کنم؟

تو دُرست می گفتی

بيا با وقتي که برامون باقي مونده، هر سه تا مون با هم بريم مسافرت

عزيزم

بيا... از هم طلاق بگيريم

ميگن اين طبيعيه...

براي کَسي که قرار بميره غيرعاقلانه رفتار مي کنه

ميدوني چرا؟

وقتي يه زنِ بي ارزش ديوونه يا خوب باشه

بيشتر احساس سَرزندگي ميکنه

و بهتر از کَسي هست که قراره به زودي بميره

پس ميخواي طلاق بگيري؟

فکر ميکني براي اينکار وقت داري؟

لي سو...

ميدوني حرف نزن

پس...

با همديگه خوابيديد؟

من ميخوامِش

چطور...

چطور...

چطور ميتوني اينكارو با من بكني؟

چطور ميتوني اينكارو...

من اين همه سال...

پير شدم و بازم کنارِت موندم

نمي تونم طلاقِت بدم

فقط براي هر لحظه با احساس تاسف کنارم بمون، بعد بمير

نه

من نميخوام... ديگه با تو زندگي کنم

مشکل چيه آخه؟ چرا؟

چون من هميشه...

برات يه مريض بودم... تا زماني که بميرم

به نظر ميرسه... تومور به مغز فشار آورده و باعث شده اينطوري بشه

اون به زودي به هوش مياد اما بدتر از اين ميشه

و بعدش بي حسي و مشکلات گفتاري ظاهر ميشه

تو چي ميخواي؟ چي ميخواي؟

از اغوا کردن يه زنِ مريض ميخواي چي بدست بياري؟

اون... يه زن مريض نيس

اون فقط يه زنه

خوب خوابيدي؟

ترسوندمت؟

يه کم

وقتي مريضي، سکسي تر ميشي

ميشه...

برام چند تا گُل بياري؟

زود بر مي گردم

ميخوام باهات خوب باشم

هي...

~ تو براي مدت کوتاهي اومدي ~

~ و همه چي رو نابود کردي ~

~ بعدش بدون هيچ حرفي رفتی و برنگشتی ~

~ و معني دار کردي ~

~ هر چيزي رو که هيچي معني اي برام نمي داد ~

~ تو به من پُشت کردي، انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده~

~ اين چيزيه که تو هستي ~

~ تو همون کَسي هستي که گفتي ما بايد با هم رو راست باشيم ~

~ و من کَسي ام که تو گفتي~

ببخشيد... حالتون خوبه؟

قلبِتون درد مي کنه؟

خنده دار نيست؟

قلبم خيلي سالمه...

اما خيلي درد ميکنه

به نظرم...

هنوز زنده ام

~ تو همون کَسي هستي که گفتي ما بايد با هم رو راست باشيم ~

~ و من کَسي ام که تو گفتي~

~ خيلي چيزا نميتونه قابل درک باشه، و تو اونا رو قابل درک کردي ~

~ و بعدش مثل اينکه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده، تو رفتي ~

~ من به تو نگاه مي کنم ~

~ به تو نگاه مي کنم ~

~ فقط به تو نگاه مي کنم ~

~ تو منو داغدار کردي ~

تو يادِت مي مونه...

موقعی رو که... من زيباتر به نظر مي رسيدم؟

مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)

~ بازيگران ~ جون يه سو - در نقش - لي شين آ لي جونگ سونک - در نقش - يون جونگ هيوک سونگ يونگ کيو - در نقش - کيم لي سو (شوهر) کيم سو يون - در نقش - کيم يون آه (دوست دختر)

اميدوارم از تماشای فيلم "وقتي که من زيباتر بودم" لذت برده باشيد

مترجم : مهدي (Mehdi_Rain)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.