All language subtitles for @YisFilm Fossil.2023.720p.WEBRip-Per

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این زیرنویس برای کم/ناشنوایان منتشر شده است حق پخش و نشر این زیرنویس بدون اجازه‌ی مترجم، ممنوع است t.me/YisFilm

گفتارنویس: آزاده کاوسی

ویرایش نهایی: نازنین کاوسی

10 :صدای مرد

9

8

7

6

5

4

(*صدای موسیقی تیتراژِ برنامه‌ی رَنگارَنگ) (برنامه‌ی تلویزیونی قبل از اِنقِلاب)

(صدای موسیقی)

(صدای موسیقی تیتراژ برنامه‌ی رَنگارَنگ)

!صدای شهرام شَب‌پَره: خب، خب، خب

بازم یه برنامه‌ی دیگه

یک شوی رَنگارَنگ از تلویزیونِ مِلّی

دیشب فرامَرز و سُلی* غوغا کردن (خوانندگان مَطرحِ زمانِ شاه)

!می‌‌دونم خیلی دوست داشتید

امشب هم یک گُروهِ تازه نَفَس داریم

‫Black Dogs* یک گروه خوب ‫(سگ‌های سیاه)

(صدای موسیقی)

!خیلی کارشون خوبه من خودم کارهاشون رو نگاه می‌کنم

!گوش می‌دم، دوست دارم، عالین

اِسی: حالت خوبه؟ شهرام شَب‌پَره: سلام، سلام، سلام... هه

...یَواش، یَواش هم دارن مَعروف می‌شن

و کارهای دَرَجه‌ یکی می‌کنن

اسی: البَته بگم، شهرام جون !ما قَبلاً مَعروف شدیم دیگه

!شهرام: اوه ...اسی: چون چند تا از آهنگ‌هامون رو

رادیو مِلّی هم پَخش کرده

!شهرام: اِ؟ چقدر خوب سعید: نه پَخش نکردن ...شهرام: پَخش نکردن

صفا: دارن پَخش می‌کنن! الآن که ما اینجاییم در حالِ حاضِر دارن پَخش می‌کنن

اسی: بله ...شهرام: خب، حالا مُهِم نیست

شهرام: یه ذَرّه برامون از شِکل‌گیری گُروه بگو

بگو این گُروه چه‌جوری شِکل گرفت

اسی: اِ... ما از بچگی با هم رِفیق بودیم

اسی: از بچگی عاشقِ موزیک بودیم !شهرام: باریکَلا، احسنت

اسی: بعد هر جا فُرصَت می‌کردیم می‌خوندیم دیگه !شهرام: اِ؟ چه خوب، آفرین

اسی: تو خونه، بالای پشت‌بوم تو کوچه تو خیابون

شهرام با خنده: تو حموم (صدای خنده‌ی بقیه)

اِسی: بله، تو حموم شهرام با خنده: خَتنِه سُرون

!اسی: نه، تَوَجُه نکردی چی شد

اسی: این مَراسِم رو اگه ما بخوایم ...توش بخونیم

اسی: قَطعاً اون روز، روزِ مرگ ما و شِکَستِ ماست صفا و سعید با خنده: آره، آره

اسی: نه، بخوام شوخی کنم ...دَستمُزدِ من و سعید

یادمه یه [نوشابه] کانادای زرد بود

...اسی: همیشه هم همدیگه رو می‌زدیم !مرد هم‌‌محله‌ای: بزن به اِفتخارِ اسی

!سعید: با اسی دعوا می‌کردیم اسی: آره... آره

(صدای دست زدن)

!کَرَم: اِفتِخارِ اهالی محله! پسرِ بنده‌ست !مُشتری: به به به

!شهرام: خب، خیلی هم عالی

شهرام: اِ... یه مُعَرِفی بکن بچه‌ها رو ...اسی: بله

...اسی: داداشم سعید

شهرام: برادرته؟ اسی: نه، برادرِ واقعیم نیست

اسی: مَحرمِ زندگیمه، واقعاً تنها کسی که ...بهش اِعتِماد دارم شهرام: آها، اوکی

اسی: اِ... آهنگسازِ گُروه ما هست

اسی: و صفا هم که تَرانه‌سرای خوبِ ماست !شهرام: باریکَلا

اسی: که یه شعری امروز نوشته خودش خیلی ذوق داره

اسی: و به ما گفت بخونینش شهرام: آفرین

اسی: حالا می‌بینید شعر چی خواهد بود

سعید: اَلبَته خودش هم اسی‌ست

سعید: خواننده‌ی نَسلِ جوان !wow :شهرام

اسی: البته من خواننده‌ی همه نَسل‌ها هستم شهرام: آفرین

اسی: پیر، کودک، فَرتوت

اسی: ولی تَمَرکُزمون رو کردیم توی نَسلِ جوان !فَرَنگیس: الهی قُربونِ قَد و بالات برم

صفا: تَمَرکُزمون رو گذاشتیم روی نَسلِ جوان

اسی: آره، آره

شهرام: خب، خیلی هم مُهِم نیست

حالا چی آوردی برامون؟ چی آماده کردی؟

اسی: سعید خیلی دوست داشت مَلوسِ جاده چالوس رو بخونیم !شهرام: اوه

شهرام: منم خیلی دوستش دارم خیلی اون کار رو دوست دارم

مَلوسِ جاده چالوس

شهرام: مَلوسِ جاده چالوس اسی: ولی دستِ آخر تَصمیم گرفت صفا که

...اسی: همین شعری که گفته رو !فَرَنگیس: نُچ ...اسی: و ما مِلودی رو ساختیم

اسی: و بهتون بگم این رو تا حالا هیچ‌جا اِجرا نکردیم

و اینجا می‌خوایم برای اولین بار بخونیمش

به اسمِ شورِشی

!کَرَم: اِ مُشتری: آخ! آخ! چیکار کردی، آقا کَرَم؟

!کَرَم: شورشی چیه؟ مَلوسِ جاده چالوس رو بخون !گلاب: وا

...آها، بخونه که تو یادِ اون دختردایی عَتیقه‌ات

گلاب: تو جاده‌ی چالوس با اون نامزَدبازی‌هات بیُفتی، آره؟

(صدای خنده‌ی همگی) !کَرَم: برای آینده‌ی خودش می‌گم

پری: ا... مامان چی می‌گی؟ !جلوی دَر و همسایه آبِرومون رو بُردی

!مرد: سَلامتی آقا اسی، بچه‌‌محلِ عزیزمون !مرد دیگر: به سلامتی

کَرَم: آقا! هر کی می‌خواد یه لیتری بخوره بره بیرون

!بره بیرون !برین بیرون زَهر کنید

!شهرام: اسی جون، این مایکروفون در خِدمتِ شما !کَرَم: برین ببینم

!خیله‌خُب

!خیله‌خُب برگرد فقط اینجا چیزی نخورید ها

!زَهرِماری بی زَهرِماری

!شهرام: این شما و این هم صَحنه‌ی رَنگارَنگ

اسی: مرسی شهرام، مرسی

...اِ... خب من کجا رو باید

بله

اسی: من می‌خوام این اِجرا و این ترانه رو ...تَقدیم می‌کنم به

...اسی: زیباترین بانوی مَشرِق زمین

اسی: طَراحِ خوبِ لباسمون... فرنگیسِ عزیز !فَرَنگیس: جوون

تیمور: نفهمیدم چه غلطی کرد؟

تو رو داشت می‌گفت؟

چیه مگه بابا جون؟ ...مگه فقط

...فَرَنگیس منم؟ این همه فَرَنگیس داریم ما

مگه ما چند تا فَرَنگیس داریم که طَراحِ لباسن؟

...بابا، این همه فَرَنگیس داریم

آرایشگره، بیکار داریم، بی‌عار داریم

!من چه می‌دونم

...آخه این بابا چیه آوردن تو تلویزیون

!با اون لباسِ اَجَق-وَجَقِش

وا! مگه لباسشون چشه، بابا جون؟

پدر: بابا جون، این‌ رو باید می‌‌‌آوردن تو سیرْک

!هِیکَلِش رو نگاه بکن

!سرش از قابِ تلویزیون داره می‌زنه بیرون

♪ Ohh, oh yeah ♪ ♪ Black Dogs, oh yeah ♪

♪ بی‌بی شکسته دل ♪ ♪ من نه شاهم، نه وَزیر ♪ ♪ من همون شورِشیم ♪

(صدای دست زدن) ♪ یاغی‌ خسته‌ی پیر ♪ - !پسر بچه: بَه‌ بَه! چه قشنگ می‌خونه آقا اسی

!پسر بچه: اسی... جان! چه قشنگ ♪ من همون شورِشیم ♪ -

♪ یاغی خسته‌ی پیر ♪ - !پسر بچه: بچه محلِ خودمونه

♪ Ohh, oh yeah ♪

♪ Ohh Black Dogs ♪

♪ Ohh, oh yeah, Black Dogs, ‏Black Dogs ♪

♪ وَرَق‌های دل همه ناامید و داغون ♪

!مُشتری: بَه‌بَه! چه قشنگ می‌خونه

کَرَم: قشنگ می‌خونه؟ !کجاش قشنگ می‌خونه این

!مُشتری: آخ! آخ! بازم که بُریدی آقا کَرَم

!کَرَم: آقا، این سیاسیه !دودمانِمون رو داره به باد می‌ده

♪ Ohh, oh yeah, Ohh Black Dogs ♪

♪ Ohh, oh yeah, Black Dogs, ‏Black Dogs ♪

♪ رَنج رو بُر می‌زنی و دستِ ماها می‌دی و ♪

♪ دستِ تو بی‌بی و آس، ما تو ناامیدی ♪

♪ ولی شاهِ پیک تهش خاکِ خِشت‌ها می‌شه ♪

♪ دستِ توده‌‌های دل ♪

!تیمور: پدرسوخته‌ها

♪ داس هست و تیشه ♪

مگه نمی‌بینی؟ - ♪ داس و تیشه ♪ -

♪ داس هست و تیشه ♪ - داره به شَخصِ شَخیصِ اَعلی‌حَضرَت توهین می‌کنه -

!تیمور: خاموشش کن

فَرَنگیس: بابا جون، چیزی نمی‌گه که در مورد مُضِراتِ وَرَق‌بازی داره می‌گه

پدرِ فَرَنگیس: چیزی نمی‌گه؟ دیگه چی می‌خواستی بگه؟

!داره راجِع به داس و چَکُش صحبت می‌کنه

♪ داس هست و تیشه ♪ ♪ داس و تیشه ♪

♪ داس هست و تیشه ♪

!تَهیه‌کُنَنده: برو گُروه رو جمع کن

شهرام: خب ببخشید، هه هه هه ...دوستان، ظاهراً یه مُشکلی پیش اومده

شهرام: باید بریم آگَهی‌های تَبلیغاتی ببینیم !حُضار: اَه

!کَرَم: آهنگ سیاسی! دودمانِمون به باد رفت

(صدای تبلیغاتِ تلویزیون) ریال یک پولِ بین‌المِلَلی

ریال‌های خود را در بانکِ اِعتباراتِ ایران پَس‌اَنداز کنید

!سعید: اِدامه داشت ها !صفا: آره تازه شروع شده

شهرام: نه، آگهی‌ تَبلیغاتی آماده‌ست فعلاً بفرمایید

!تَهیه‌کُنَنده: تَشریف بیارین پایین !تَشریف بیارین پایین

!تَهیه‌کُنَنده: بفرمایین

(صدای موسیقی)

اسی: جانم؟

تَهیه‌کُنَنده: حَروم‌لُقمه تو خِجالَت نمی‌کِشی؟ اسی: چی؟

این چِرت و پِرت‌ها چیه داری می‌خونی؟

اسی: چِرت و پِرت چیه؟

تَهیه‌کُنَنده: چِرت و پِرت چیه؟ !بودار داری می‌خونی

اسی: بودار؟ !تَهیه‌کُنَنده: بله

مردِ حِسابی، تو می‌دونی این داس و تیشه سَمبُلِ چیه؟

اسی: چیه؟

!تَهیه‌کُنَنده: خب سَمبُلِ توده‌ای‌هاست !کُمونیست‌هاست

اسی: به من چه رَبطی داره؟

!باز می‌گه به من چه مَربوطه

...عزیزِ من، تو توی شعرت می‌گی

!شاه تَوَسُطِ همین توده‌ای‌ها از بین می‌رن

این بودار نیست؟

!اسی: به خدا من اِطِلاعی نداشتم

اسی: کِثافَت، این چه شعریه گفتی؟

سعید: بابا، مگه نگفتم این مَلوسِ جاده چالوس رو بخونیم؟

می‌خوندیم دیگه

صفا: شما از چی می‌ترسی؟ !ما الآن در راهِ آرمان‌های خَلقیم

!خَفه شو تو دیگه

!آرمان‌های خَلق

!اسی: دستت روی رفیقِ من بلند نشه

!بلند می‌شه ببینم چه غَلَطی می‌خواین بکنین؟

اسی: نه، مَنظورَم اینه اگه کسی بخواد بزنتش !خودِ منم

(صدای سیلی زدن) اسی: پُفیوز، این چه شعریه گفتی؟

♪ شهرام شب‌پَرِه: ♪ حالا وای، وای ♪ حالا وای، وای، وای ♪

صفا: تو چرا من رو می‌زنی به جای این؟

!تَهیه‌کُنَنده: برو عقب، آقا !اسی: به ابوالفضل زورِ تو از من بیشتر نیست

دست اندَرکار: الآن ساواک میاد صفا: چرا؟

♪ شهرام شب‌پَرِه: ♪ حالا وای، وای ♪ وای، وای، وای ♪

!اسی با فریاد: برو بیرون !حالا اینجا من رو نگاه

(صدای موسیقی) (صدای شکستن)

!اسی با فریاد: همه چی می‌زنم

(صدای موسیقی میان‌برنامه‌‌ی رَنگارَنگ)

(صدای موسیقی دِلهُره‌آوَر)

!مأمورِ ساواک: برو وَسَط !برو وَسَط بهت می‌گم... برو وَسَط

(صدای داد و فریاد بازداشتی‌ها)

اسی: تو با این شعر گفتنت

!نگاه کن ما رو آویزون کردی تو ساواک

می‌خوام ببینم الآن کِرمِت خوابید یا نه؟

سعید: ای کاش همون مَلوسِ جاده چالوس رو می‌خوندیم

این بلاها سرمون نمی‌اومد

صفا: بابا، این حرف‌ها چیه می‌زنین بچه‌ها؟

ما کاری رو کردیم که هیچ گُروهی !تا حالا تو رَنگارَنگ نکرده

!اسی: خفه شو دیگه

!صفا: ما الآن قهرمانِ خَلقیم !قَهرَمانِ مردم... آی

...اسی: این همه زَحمَت بکِش

...اسی: خاک‌ بخور از پایین‌شهر !صفا: آخ

اسی: شیتیل* بِدِه که بعداً بری (رِشوِه، باج)

توی برنامه‌ی رَنگارَنگ بتونی بخونی

بعدها اگر شد شانس بیاری !بری کاخ بخونی

!ولی تَوَجُه نکردی چی شد

!تَوَجُه کن! الآن این شد !تُف تو اون روحِت، صفا

(صدای موسیقی)

(صدای بسته شدن در)

چرا آویزون نیست؟

مأمورِ ساواک: آقا، آویزونش کرده بودیم ...هر چی کِشیدیمش بالا

باز کِش اومد، پاش رو زِمینه

اسی: آره، خیلی کِش میام

اسی: تازگی‌ها

خُسرَوی: این مُزَخرَف‌ها رو کدومتون نوشتید؟

سعید: من نمی‌دونم

اسی: اِطِلاعی ندارم

خُسرَوی: اِ؟

!اسی با فریاد: آی !خودِ پُفیوزشه، صفا

خُسرَوی: این رو تو نوشتی؟

صفا: بله

من نوشتم

ولی هنوز پَشیمون نشدم

دارم پَشیمون می‌شم

(صدای شَلاق زدن) !آخ

!بابا، چرا فقط من رو می‌زنین؟ اِ

!صفا: ما سه نفریم ها

شعرش رو من گفتم این آهنگش رو ساخته، اونم خونده

خسروی: بی‌بی شکسته دل من نه شاهم، نه وزیر

من همون شورشی‌ام یاغی خسته و پیر

کاه و یونجه‌تون زیاد شده، آره؟

!سعید: من نه

!اسی: نه، تَوَجُه نکردید چی شد !سوءِ تَفاهُم شده

...جَریان آی

!اسی: اِنقدر سیاسی نبوده خسروی: اِ؟

اسی: بله

...خسروی: ولی شاهِ پیک

خسروی و اسی و صفا: تَهِش خاکِ خِشت‌ها می‌شه

اسی و خسروی: دست‌ِ توده‌های دل

اسی و خسروی: داس هست و تیشه

(صدای کتک خوردن و فریادِ صفا)

!صفا: آخ خسروی: این سیاسی نیست؟

خِیر، داس و تیشه برای پیشرفتِ صَنعتِ کِشاوَرزی اِستفاده می‌شه

...ما چون زمین‌هامون خیلی خُشکسالی دارن

!اسی: گُه خوردم

(صدای موسیقی)

!این شَأنِ یک هُنَرمَند نیست

!این وَضعیتِ یک هُنَرمَند نیست

!این خودِ شِکَسته

(صدای گریه‌ی اسی) (صدای موسیقی)

...خسروی: دهنت رو مثلِ گُراز باز می‌کنی

...می‌گی می‌خوام برای ‌اَعلی‌حَضرَت بخونم

بعد می‌ری یه ترانه می‌خونی ضِدِّ ‌اَعلی‌حَضرَت؟

خسروی: انقدر بی‌شُعوری؟

!بخون، ببینم چی نوشتی

!اسی: خب، یه دقیقه وایسا! اِ! هیس

ببخشید، مَعذِرَت می‌خوام

استرس دارم، چشم... الآن می‌خونم

...من

قُربان

اینجانِب اِسی عَمویی

خسروی: اسی یعنی چی؟ اسی: اسی‌یه دیگه

!خسروی: اِسمت رو بنویس

چطور اون اِبی* باشه، من اِسی نباشم؟ (خواننده‌ی معروف)

اسی: اونم اسمِ کاملش رو مگه می‌گه؟

چشم

...اینجانب اسماعیلِ عمویی

...اسی: تَعَهُد می‌دهم از این پس در هُنَرَم

...اِرادَتم را به شَخصِ ‌اَعلی‌حَضرَت

...نشان داده و تَلاش می‌کنم در حِفظِ

...حالا ر، ز یا صاد، ضاد نمی‌دونم، ارزِش‌های

...والای مَقامِ شاهَنشاهی

!نِظامِ شاهَنشاهی

اسی: نظامِ شاهَنشاهی تا سَر حَدِّ مرگ بِکوشَم

!خدمتِ شما

!خسروی: اِمضاش کن

اسی: چشم

بعدم می‌ریم سراغِ اون خُزَعبَلاتی که خوندین

و... بازنویسی‌اش

اسی: جِنابِ سَرگُرد دیگه اِحتِرامِت برای ما واجِبه ...اما

اگر اِنتِظارِ این رو دارید ...ما شعرمون رو تَغییر بدیم

...فَلسفه‌مون و دیدگاهمون رو تَغییر بدیم

!خیر، ما این کار را نخواهیم کرد

!گُه خوردیم! خواهیم کرد

(صدای موسیقی و دست زدنِ حُضار)

♪ بی‌بی شکسته دِل ♪ ♪ من نه شاهم، نه وزیر ♪

♪ ولی شاه رو دوست دارم ♪ ♪ من سَمورَم، او یه شیر ♪

♪ ولی شاه رو دوست دارم ♪ ♪ من سَمورَم، او یه شیر ♪

♪ پادشاهِ بی‌نَظیر، پادشاهِ بی‌نَظیر ♪

♪ پادشاهِ بی‌نَظیر، پادشاهِ بی‌نَظیر ♪

♪ شاهِ دل تویی و ما سه و چهارِ گیشنیز ♪

♪ زنده باشی همیشه ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

♪ زنده باشی همیشه ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

♪ ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز، ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

♪ ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز، ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

♪ ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز، ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

♪ ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز، ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز ♪

(صدای تشویقِ حُضار)

...سعید: صفا، صفا، کِرم داری یکی در میون

‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز رو می‌گی مَریض؟

!الآن شنیده باشه دوباره آویزونمون می‌کنه خب

صفا: شنیده باشه، کلاً یه دونه گفتم عزیز !همون یه دونه هم خیانَت به خَلق بوده

!سعید: اِی مُرده‌شورِ تو و اون خَلق رو بِبَرن

سعید: این چرا اینقدر غُر غُر می‌کنه؟

صفا: تو چرا داری وَسایِلِت رو جمع می‌کنی؟ مگه اِجرا نداری؟

!فَتانه: دارم جمع می‌کنم از این خَراب‌شده می‌رم !صفا: اِ

مگه دیوونه‌م بمونم اینجا شبی 15 تومن؟

!اونم من! با این همه هنر و جَذّابیت

حالا کجا داری می‌ری‌ با این همه هنر و جَذّابیت؟

!فَتانه: کاباره آتیش شبی 17 تومن و 5 زار

تازه یه ساندِویچ و نوشابه هم می‌دن روش

!فَتانه: می‌رم دیوونه‌م مگه بمونم زِر زِرِ این‌ها رو تَحَمُل کنم؟

سعید: حالا بمون دیگه! کجا می‌ری؟

این صفا دلش پیشت گیره، یه آب توبه می‌ریزه سرت و بعدشم عقدت می‌کنه

!صفا: خفه شو سعید! خفه شو دیگه سعید: مگه نمی‌خوای عقدش کنی؟

!صفا: می‌گی آبِ توبه، یارو ناراحت می‌شه دیگه

!فَتانه: آبِ توبه رو سرِ عمه‌ات بریز

!بی‌غِیرَت

!سعید: برو دنبالش! برو صفا: فَتانه؟ فَتانه! فَتانه جون؟

!جووون

صفا: جان؟

عَوَضِ خَلق، مُواظبِ حَلقِت باش که !صدات مثلِ خُروس نشه وقتی می‌خونی

نه والله ما صدامون خوبه ...مُنتِها چون چند روز هِی آویزون بودیم

سعید: این حَنجَرِه‌ها مُلتَهِب شده صفا: آره

البته وَسَطِش یه گُه‌هایی هم خورد که فعلاً نادیده می‌گیرم

!خوشم اومد

!باریکَلا

...خسروی: به اسی هم گفتم

اگه جُفتَک نزنین، می‌تونم کاری بکنم که بزرگ بشین، خیلی بزرگ

خسروی: خیلی‌ها رو زیرِ پَر و بالَم گرفتم این دورها

تَبدیلتون می‌کنم به یه مرغی که تُخمِ طلا بِده

خسروی: یه تُخم برای من

یه تُخمَم برای شما

ما همه تُخم‌هامون واسه شما

(ترانه آینه - فرهاد) ♪ می‌بینم صورتم رو تو آینه ♪

♪ با لبی خسته می‌پرسم از خودم ♪

♪ این غَریبه کیه از من چی می‌خواد؟ ♪

♪ اون به من یا من به اون خیره شدم؟ ♪

فَرَنگیس: آفرین اسی! ببین، تو اصلاً !با آدم‌های گُنده باید بُر بخوری که بری بالا

اسی: دیگه از این بیشتر بُر بخورم؟ !نگاه کن سَر و صورتم رو !فَرَنگیس: نوچ، آره

من نه می‌خوام مثلِ صفا شعر بگم نه این‌جور آهَنگ‌ها رو بخونم

آقا، من دوست دارم برای دلِ مَردم بخونم !همین

!فَرَنگیس: پس جوابِ بابامم خودت بِدِه

(صدای پخش ترانه آینه‌ی فرهاد) !من به بابام گفتم تو توی کارِ تِجارَتی

!اسی: خیلی اِشتِباه کردی دُروغ گفتی برای چی دُروغ گفتی؟

یادت نیست با سیاوش چیکار کرد؟

اسی: کدوم سیاوَش؟ فَرَنگیس: قُمِیشی

(ترانه‌ فَرَنگیسِ - سیاوشِ قُمِیشی) ♪ می‌خونم آخ که دیگه ♪

♪ ...فَرَنگیسِ، عشقِ تو داغونم ♪ ...آی -

!تیمور: بارِ آخرِت باشه اِسمِ فَرَنگیس رو میاری

!من رو اصلاً با اون مُقایسه نکن !اصلاً

اسی: بَنده اِستایلِ خوانندگی خودم رو دارم

هنرِ خودم رو دارم

و به این هنرمند بودن و خواننده بودن اِفتِخار می‌کنم

(صدای پخش ترانه آینه‌ی فرهاد) !این رو برو به بابات بگو

(صدای خنده افراد)

!بذار یه حَقیقتی رو بهت بگم

چی شده؟

پسرِ اقوامِ ارتِشبُدِ عَصّاری اومده خواستِگاریم

(صدای پخش ترانه آینه‌ی فرهاد) چی؟

(صدای خنده افراد)

این مگه تا سالِ پیش سُتوان نبود؟

!اون که سَرهَنگ بود

!اسی: وای

!اسی: آخ

!چقدر من بدبختم

!اسی: چقدر من بدبختم

!نه، این‌جوری نکن، اسی

اسی: چقدر... ببین چه‌جوری جلوی یک هنرمند رو می‌گیرن؟

ببین، چه‌جوری جلوی عشقش رو می‌گیرن؟

(صدای پخش ترانه آینه‌ی فرهاد) !نُچ... نکن اسی جونم

!اسی: باید یه فکرِ اساسی کرد فَرَنگیس: چه فکری؟

!اسی: می‌خوام دست بذارم رو اصلِ کاری

کی؟

!شاه

شاه؟

یعنی چی؟

می‌خوام برم برای شاه بخونم تو کاخِش

مگه الکیه؟ !برم برای شاه بخونم

اسی: ببین، همین خسروی می‌تونه !این کار رو بکنه. جِدی می‌گم

می‌رم جلوی شاه می‌خونم ...خوشش میاد

...اسی: قطعاً هم همون لَحظه بابات هست

...از لب و لوچه‌اش داره آب می‌چِکِه

آهنگ که تموم شد، می‌گم اَعلی‌حَضرَت !بَنده عاشقِ دخترِ ایشون هستم

ببینم بابات اون اصلاً خ... وُجودش رو داره جلوی اَعلی‌حَضرَت بگه نه؟

!تموم می‌شه می‌ره

فَرَنگیس: آفرین اِسی! بعدشم همون شب ...می‌گی مامان بابات باشن

!که بعد دیگه کار رو تموم کنیم دیگه

!حالا بذار ببینم پاپا از اُتریش برمی‌گرده یا نه

مگه اِنگِلیس نبودن؟

اسی: چی؟ فَرَنگیس: اِنگِلیس؟

!نه، تَوَجُه نکردی چی شد

کَله‌ی پِرَنس چارلز رو تو اِنگِلیس سَلمونی کرد

بعد رفت پیشِ وَلیعَهدِ اُتریش کَلِه‌ی اون رو سَلمونی بکنه

!بچه: من می‌خوام برم !کَرَم: اِ... اِ

!بچه: نمی‌خوام !کَرَم: بابا، آروم بگیر

فَرَنگیس: مامی چی؟ اسی: هوم؟

فَرَنگیس: مامی؟ ...اسی: مامی که

اسی: همون اِنگِلیس موند دیگه

چون پوستِ مَلَکِه حَساس بود، جوش زد

همون جا موند

!گُلاب: ماشاالله چقدر پُر شده

مشتری: عَوَضِش دستت برای من خیلی خوبه گُلاب خانم

گلاب: تو رو خدا؟ مشتری: آره

گلاب: خب، خدا رو شکر

!حالا اِتِفاقاً همه می‌گن

!اسی: دیگه هیچ‌وقت به من دروغ نگو! هیچ‌وقت

فَرَنگیس: باشه

اسی: آفرین

اسی: حالا بلند شو یه ذَرّه بِرَقصیم

!فَرَنگیس: نه !اسی: نُچ

!اسی: بلند شو

!پاشو

‫(ترانه ‫Paul Anka - papa)

♪ Everyday my papa would work ♪ (پدرم هر روز مَشغولِ کار بود)

‏♪ To try to make ends meet ♪ (برای گُذَرانِ زندگی سخت تَلاش می‌کرد)

♪ To see that we would eat ♪ (تا ببینه ما غذایی داریم بخوریم)

‏ ♪‏Keep those shoes upon my feet ♪ (کفشی داریم بپوشیم)

♪ Growing up with them was easy ♪ (بزرگ شدن با اون‌ها خیلی آسون بود)

♪ time just flew on by ♪ (زمان هم زود می‌گذشت)

♪ The years began to fly ♪ (سال‌ها سپری شد)

♪ They aged and so did I ♪ (اون‌ها پیر شدند و من بزرگ شدم)

♪ And I could tell ♪ (و تونستم بفهمم که)

♪ That mama she wasn’t well ♪ (مامانم حالش خوب نیست)

♪ Papa knew ♪ (بابا این رو می‌دونست)

♪ and deep down so did she ♪ و مامانم توی خودش بود) (و خبر داشت که قراره چی بشه

♪ So did she ♪ (مامانم خبر داشت که قراره چی بشه)

♪ When she died ♪ (وقتی مامانم مُرد)

♪ ‏Papa broke down and he cried ♪ (بابا از هم پاشید و شروع به گریه کرد)

‏♪ All he said was, God ♪ (...و همه چیزی که گفت این بود... خدا)

!کَرَم: عشقم

!ای عشقِ من، برو، برو

(صدای پخشِ ترانه‌ی کولی از شاهرخ)

(صدای پخشِ موسیقی)

!اسی: آخ

(صدای پخشِ موسیقی)

!صفا: آه

(صدای پخشِ موسیقی)

...صفا: این که

صفا: ماسته، تابلو نیست؟ !اسی: خفه شو

!اسی: عالیه

!اسی: ببین

!فَرَنگیس بدونِ من می‌میره

!خیلی تَنهاست

باید یه فکری به حالش بکنم

پری: اسی... می‌گم هفته‌ی دیگه که ...می‌خوایم رُب بپزیم

...بهش بگو بیاد یه دیگی هم بزنه

!پری: بلکه حاجَت‌رَوا بشه، بِهِت برسه !اسی: هه‌هه‌هه

!اسی: خواهرِ ما رو نگاه کن

اسی: بابا، یارو یه قَصر تو تَجریش داره شِوِرلِتِ باباش رو شاه نداره

بعد بیاد خونه‌ی ما رُب هم بزنه؟

...کَرَم: خب اگر اینطور باشه که اون‌وقت

خَرِشون رو هم به تو نمی‌دن !چه برسه به دخترشون

اسی: بابا، شما کَفترت رو هوا کن ...*شما اگه جای دَلاک (آرایشگر)

ارتِشبُدی، سِپَهبُدی بودی الان وَضعیتِ من و گُروهِ بَندَم این‌جوری نبود

که چی بشه؟ که بشم نوکَرِ شاه؟

کَرَم: نه، آقا جون! بُزمَجِه من سرم رو پیش هیچ تَنابَنده‌ای خَم نمی‌کنم

!که اِلّا ننه‌ا‌ت

دِ... آقای تَنابَنده، جلوی ننه‌مون هم !سر خَم نکردی آخه

...جلوی ننه‌مون هم که

(صدای پخش موسیقی) ♪ خواستنت واسه من مثلِ یه رویاست ♪

♪ بوی تو، بوی بارون، بوی یاسه ♪

♪ دستِ من ساقه‌های اِلتِماسه ♪

اسی: به چی نگاه می‌کنی؟ سعید: هوم؟

به چی نگاه می‌کنی؟

♪ بی تو می‌میرن گُل‌های نازِ گُلدون ♪

سعید: ها؟ اسی: به چی نگاه می‌کنی؟

هیچی... همین به اُفُق خیره شده بودم تا یه مِلودی جدید بسازم، همین

اسی: اُفُق اون‌وَره؟

آره دیگه

!اِشتباه گرفتی اُفُق رو! اُفُق این‌وَره! بیا

!اسی: بیا

...اسی: بیا بشین یه دو تا از این

!بیا

بابا، من کِی به اون کوفتی لب زدم که دَفعه‌ی دومم باشه؟

!صفا: اشتباهِت همینه دیگه

صفا: ببین، من الآن دو تا اِستِکان خوردم !ببین چه شعری گفتم

اسی: شعر گفتی مگه؟ !صفا: آره، همین الآن یهو !اسی: بخون بینم

صفا: تو یک دیوار از آجُر دو تا دل‌خسته اَسیرَن

هر دو فکرِ رَنجِ توده یکیشون تو، یکیشون من

صفا: چطوره؟

اسی: ولی فکر ‌کنم تو اُفُق رو !اشتباه گرفتی، پسر عمو

فقط احساس نمی‌کنی تِکراری نیست؟ و خیلی شبیهِ یه شعریه؟

صفا: نه! اورجیناله همین الآن خودم گفتم

!اسی: خفه شو !سعید: نُچ

*تو یه دیوارِ سنگی (ترانه‌ی دو پنجره‌ی گوگوش)

بعد این می‌گه الان تو یه دیوارِ آجری

!صفا: اَه! سنگ نِشانه‌ی شاه‌دوستیه !آجُر نَمادِ توده‌ست

سعید: بابا، چی می‌گی؟ !همون مَلوسِ جاده چالوس رو بخونین

!چیه توده رو هی می‌چَپونی توش

صفا: بابا، مَلوسِ جاده چالوس چیه؟

(صدای زنگِ تلفن) من به توده می‌گم تودِه یعنی تو دِه !تو دهات نه حِزبِ توده

(صدای زنگِ تلفن) اسی: این دَفعه جای دهنت !خودت رو جِر می‌دم

!اسی: تو مثلِ اینکه آدم نمی‌شی! خفه شو بابا صفا: بابا، کِی می‌فهمید؟

ولمون کن دیگه با اون شعرهات !پدرِ ما رو در آوردی

اسی با عصبانیت: بله؟

کیه؟

اسی: خودمم

!خُس... خُس... خسروی! خسروی !هیچی نمی‌گید

خسروی؟

!اسی: چاکِرَم آقا خسروی

!مُخلِصَم آقا

جان؟

بله، بله، بله

اسی: چه پیشنهادی؟ سعید: چی می‌گه؟

!اسی: مُخلِصِ شما هستم !دست‌بوسِ شما هستم

چشم، چشم، چشم

صفا: چی شد؟

صفا: چی شده؟

سعید: چی شد؟

اسی: گفت بیا ببرمت فیلم بازی کنی

(صدای موسیقی ترانه خلوت - گوگوش)

...صدای تَبلیغات‌چی‌ فیلم: خانم‌ها، آقایون

به همراهِ‌ این جَماعَت برای کَسبِ اطلاعاتِ تازه‌ای «درباره‌ی فیلمِ اِستِثنایی «خانه خراب

با «نُصرَتِ کریمی*» وَعده‌ی مُلاقات دارید (بازیگر و کارگردانِ قدیمی)

اسی: بریم این رو ببینیم؟ فَرَنگیس: بله اسی: ها؟

(صدای فیلم و دستگاهِ آپارات)

(صدای خنده‌ی تَماشاگَر)

اسی: عُذرخواهی می‌کنم

ببخشید

...می‌شه یک، هم چُس‌دود نکنی

دو، صدات هم عینِ خُروس نکنی !برای ما

داریم فیلم می‌بینیم

!فَرَنگیس: اسی، خیلی بی‌شُعوری !خیلی بی‌شُعوری

(صدای پخشِ فیلم)

‫(پخش ترانه Where Do I Begin ‫خواننده: ‏Andy Williams)

(love story ترانه فیلم معروف)

♪ Where do I begin ♪ (از کجا شُروع کنم)

♪ To tell the story ♪ (...داستانی را که)

♪ Of how great a love can be ♪ (عشق چقدر می‌تواند باشُکوه باشد)

♪ The sweet love story ♪ (داستانِ شیرینِ عشق)

♪ That is older than the sea ♪ (که از عُمرِ اُقیانوس‌ها بیشتر است)

فَرَنگیس: حالا اسمِ فیلم چیه؟

اسی: ناموس‌پَرَست

فَرَنگیس: خب، موضوعِش چیه؟

اسی: نُچ! موضوعِش رو گفتن لو ندین

!فَرَنگیس: بگو دیگه! اسی، جانِ من !اسی: نه

!اسی: برو تو سینَما خودت ببین، حالش رو بِبَر !فَرَنگیس: یه ذَرّه، یه ذَرّه‌ش رو بگو دیگه

اسی: داستان هم عِشقیه، هم جَنگی

!بی‌خود عِشقی-مِشقیه ها !دختر دور و بَرِت نبینم، اسی ها

!چشم‌هات رو در میارم

!اسی: می‌گم هم عِشقیه، هم جَنگی

!چه‌جوری هم عِشقیه، هم جَنگی بعد کابارِه و دختر نداره؟

بابا، اصلاً عِشقیش رو یکی دیگه بازی می‌کنه

فقط جَنگیش افتاد به پُستِ من

اسی: من دارم حَقیقَت رو می‌گم !تو خوشحال شی

(صدای خنده‌ی دخترانِ میزِ بغلی)

!من می‌خوام یه حَقیقتی رو بِهِت بگم، اسی

اسی: چی شده؟

پسرِ وزیرِ اِقتِصاد به خواستِگارهام اِضافه شد

ما نمی‌دونیم چرا سَرانِ حُکومَت !دست از سرِ تو برنمی‌دارَن

اسی: آقا، ما یه دختر رو دوست داشتیم ...دست گذاشتیم روش

حُکومَت هم اومده دست گذاشته روش

بابا، ای کاش خوشگِل نبودی !تموم می‌شد این مُشکِلات، می‌رفت

!دیگه همینه که هست

!جان

‫ببینم، Role*ت مُهِمِه؟ ‫(نقش)

!اسی: آره، خیلی

!فَرَنگیس: خب

ناموس‌‌پَرَستَم

حالا کیا بازی می‌کنن؟

آقا فَردین

!الکی نگو

اسی: آقا بِیک ایمان‌وِردی فَرَنگیس: راست می‌گی؟

!آقا اسی

!وای اسی

!سه ناموس‌‌پَرَست

دُنبالِ چه می‌گَردند؟

!ناموس

(صدای موسیقی)

!کارگَردان: سُکوت بده !دَستیارِ کارگَردان: می‌گیریم، کسی نیاد

کارگَردان: آماده؟

!کارگَردان: دوربین

!فیلم‌بَردار: رفت

!کارگَردان: سه، دو، اَکشِن

!کارگَردان: گوش بِده، دِراز

...لاتی میای پایین خوبه، خوبه، خوبه

آقا بِیک [ایمان‌وِردی] اومد ...دهنِ وامونده‌ات رو تکون می‌دی

تا سه می‌شمری، بعد ایشون می‌شمره

بعد توی لِنگ‌دِراز تا پنج می‌شماری

!بعدم راهِت رو می‌گیری، می‌ری

کارگَردان: دوبْلور همه رو دوبْلِه می‌کنه تو اِستودیو سعید: بابا، خوب بازی می‌کنه، کلاً قد و قَوارِه خوب

کارگَردان: برو اسی: یک، دو، سه

بِیک: یک، دو، سه، چهار

اسی: یک، دو، سه، چهار، پنج

!بِیک: یک، دو، سه، چهار، پنج، این هم شیش

!سعید: چی شد؟ اِ !صفا: زد تو دهنش

کارگَردان: عالی! خسته نباشید !بفرمایید تا فردا

!بِیک: هان؟ ها ها ها

بِیک: خیلی عالی بود، خسته نباشید کارگَردان: خسته نباشید

اسی: آقا ببخشید، مَعذِرَت می‌خوام کارگَردان: چیه؟

چرا گفتی خسته... مگه اِدامه‌دار نیست؟

کارگَردان: نه، دیگه همین بود ...قَرار بود آقای بِیک بیاد، بشماره

تَق بزنه تو صورتت !شما هم عینِ تاپاله بیُفتی

!اسی: تاپاله جَدّ و آبادِتِه !بِیگ: آی

!*antocheval کارگَردان: خفه شو پی‌پی (اَنتِلِکچوال: روشن‌فکر)

...اسی: شما گفتید این نَقش... چیزه !ناموس‌پَرَسته

!بعدش قرار شد من همه رو بزنم

!کارگَردان: سرِ من داد نزن !بفرمایید، آقا

!اسی: بابا، عَجَب آدمیه !کارگَردان: عَجَب آدمیه

اسی: پُفیوز! تو گفتی اینجا ناموس‌‌پَرَسته !کارگردان: برو بی‌تَربیت اسی: این باید بزنه

!اسی: ما رو باش !صفا: وای بیا زدنش

(صدای موسیقی) (صدای درگیری)

سعید: کجایی اسی؟ !کارگردان: ای خدا

(صدای موسیقی) (صدای درگیری)

!اسی فریادزنان: ولش کن !من خودم خیابون بستم، بابا

سعید: اسی گفت من ناموس‌پَرَستم

!اسی به خسروی: تو گفتی این ناموس‌پَرَسته تو گُه خوردی یا من؟

(صدای موسیقی)

(صدای غُلغُل آبِ جوش)

!خسروی: آه

چایی می‌خواین یا نوشابه؟

سعید: هیچی اسی: والله من از قبل گفته بودم نوشابه مُنتِها این می‌گه خوردَنی نیست

!صفا: آقا، خوردَنی نیست

اسی: آقا، همین الآن خودش خورده !شیشه خالی دستِشِه

!سعید: آره دیگه ...صفا: خب همین شیشه خالی رو

سعید: آقا، همون یه چایی بهمون بدی ممنونتون می‌شیم

خسروی: چایی؟ سعید: آره

سعید: نه، نه، این که کِتریه !نه، لیوانش هم بدین! این آبِ جوشه ها

!اسی: بابا، این آبِ جوشه !سعید: شما نریز! آقا جون، آقای عزیز جانِ مادرت نریز

!صفا: بذار بریزه، بذار بریزه، آقا اسی: چی‌چی بریزه؟ صفا: بذار بریزه

!صفا: بریز، آقا. بریز !به نامِ خَلْق... بریز

!صفا: آی! گُه خوردم نریز، گُه خوردم !اسی: غلط می‌کنی هی زِر می‌زنی !سعید: نکن

اسی: خب بزنم تو صورتت با این؟ !...سعید: اِ... اِ

!...سعید: اِ

!اسی: خَفه شو دیگه !صفا: سوختم

!سعید: خُب زِر زِر نکن دیگه تو هم

اسی: آقا خسروی

اسی: آقا خسروی

اسی: اگه من قبول کنم آخرِ اون ...فیلمِ کوفتیه رو بازی کنم

ما رو آزاد می‌کنی؟

...خسروی: اون رو که بازی می‌کنی

یه بَرنامه‌ی جُبران هم براتون گذاشتم

سعید: چیه؟

اسی: جُبران هر چی باشه... ما قَبول می‌کنیم

اسی: فقط دو تا چیز خسروی: اوهوم

عِینکِ این بَدبَخت رو عوض کنین

شَأنِ گُروهمون هم حِفظ شه، همین

!حِفظه! حِفظه

!اسی: اِجازه بدین دستتون رو ببوسم

(صدای تُنبَک‌ نوازی)

♪ خَتنِه‌ سورون داریم ما ♪ ♪ شادی کُنون داریم ما ♪

♪ خَتنِه سورون داریم ما ♪ ♪ شادی‌ کُنون داریم ما ♪

♪ دامنِ گُل‌گُلی پاش ♪ ♪ خَنده نِشَست به لب‌هاش ♪

♪ دامنِ گُل‌گُلی پاش ♪ ♪ خَنده نِشَست به لب‌هاش ♪

♪ داری، داری، دای، داری، داری، دای، دای ♪

♪ داری، داری، دای، داری، داری، دای، دای ♪

♪ لاری، لاری، لای، لاری، لاری، لای، لای ♪

♪ لاری، لاری، لای، لاری، لاری، لای، لای ♪

♪ دکتر کارِش درسته ♪ ♪ به دلِت نشینه غُصه ♪

♪ بُرِش زَده یه تیکه ♪ ♪ وای دامَنِش چه شیکه ♪

♪ بُرِش زَده یه تیکه ♪ ♪ وای دامَنِش چه شیکه ♪

♪ بُرِش زَده یه تیکه ♪ ♪ وای دامَنِش چه شیکه ♪

♪ داری، داری، دای، داری، داری، دای، دای ♪

♪ داری، داری، دای، داری، داری، دای، دای ♪

♪ لاری، لاری، لای، لاری، لاری، لای، لای ♪

♪ لاری، لاری، لای، لاری، لاری، لای، لای ♪

(صدای تَشویقِ مهمان‌ها) اسی: سِپاسِ بی‌کَران

!نِگَهبان: اون‌ها کی‌اَن؟ مَشکوک می‌زنن

خسروی در میکروفون: یک کَفِ خوب برای این اِسکَندَر، پسرِ عزیزِ من

!اسی: آبِرومون رفت با این آهَنگی که خوندیم

خسروی در میکروفون: برای مادرِ نازنینِش (صدای تَشویقِ مهمان‌ها)

!این خودِ شِکَسته

!صفا: شِعر گفتم

از دستِ توده‌های خَلق داس هست و تیشه

رسیدیم به خَتنِه‌سورون داریم ما بُرِش زده یه تیکه

این چی می‌گه؟ آقا، من مالِ اینجا نیستم !من اصلاً می‌خوام برم

!اسی: خَفه شو بابا ...خسروی: در این روزِ تاریخی !سعید: هیس

سعید: هیس! نگاه کن ...خسروی: این دوستانمون که اینجا بودن

سعید: اون اونجا چیکار می کنه ...خسروی: گروهِ بِلَک داگْز

صفا: چی داره می‌گه این؟ خسروی: تَرانه‌ی موردِ عَلاقه‌ی من رو می‌خونن به اسمِ اَعلی‌حَضرتِ عزیز

!اسی: وای Black Dogs خسروی: گروهِ

اسی: بازم سِپاسِ بی‌کَرانه

صفا: آخه خَتنه‌سورونِ اسکندر چه رَبطی به ‌اَعلی‌حَضرَتِ عزیز داره؟

سعید: آقا، می‌شه گیر ندید، بذارید ما بریم؟ خسروی: باز خر شدین شما؟

خسروی: چه قولی دادم بِهِتون؟ صفا: چه قولی داده؟

خسروی: ها؟ !سعید: چه می‌دونم خسروی: هوم؟

مگه شما نمی‌خواستید برید کاخ؟

اسی: بله

خسروی: اون سه نفر رو می‌بینین روی میزِ من نشستن؟

اسی: بله

خسروی: اون‌ها اگه بِپَسَندَن کارِ شما رو !شما می‌رین کاخ

اسی: کاخِ شاه؟

خسروی: بله، کاخِ شاه

!خسروی: پس خودت رو لوس نکن، بخون

اسی: چشم

!Black Dogs :خسروی

Black Dogs ‫ مهمان: ماشاالله

اسی: خب... این آهنگ رو با اِفتِخار تَقدیمِ شما حُضارِ مُحتَرَم می‌کنیم

سلام، من اومدم خیلی خوش اومدم... چیز

خیلی خوش اومدید به ما !بابا، حرف زدن بَلَد نیستی دیگه

! حرف زدن بَلَد نیستی! اِ

(صدای موسیقی)

(صدای موسیقی) (صدای گُفتِگو از دور)

(صدای موسیقی) (صدای گُفتِگو از دور) (صدای مرغ عشق)

!سعید: مُخلِصَم

!پری: برو دیگه

اسی: بابا، یه چیزی همین‌جوری راحَت می‌خوام بگم !بگم بابا، سلام

...چه چیزی بگم که... راحَت

سعید: با کی داری حرف می‌زنی؟

دارم با اَعلی‌حَضرَت صُحبَت می‌کنم

اسی: آقا، چرا این خسروی به ما زنگ نزد یه هفته؟

!به خدا این ما رو مَسخَره کرده، حالا ببین

!اِسی جان، کاخه ها این حَمومی اِبرام (ابراهیم) دَلاک که نیست

!کار می‌بَره تا بِهِت زنگ بزنن حالا

(صدای قَناری و مُرغِ عشق)

!پری بی‌صدا: بگو دیگه

اسی: سرِ کارِمون گذاشت! ببین

سعید، می‌خوام آهَنگ رو وقتی ...برای اعلی‌حَضرَت خوندم، تموم شد

تَعظیم کنم، با همین فَرمون برم خونه‌ی فَرَنگیس

اسی: درِ خونه‌ی فَرَنگیس رو بزنم فَرَنگیس در رو باز کنه

بگم برو اون‌وَر! بابات کو؟ می‌گه اونا ها

برم یَقه‌اش رو بگیرم بگم !هیس، شَه! خفه شو

...سعید: نه، حالا !اسی: شَه! خفه شو! شَه... خفه شدی؟

دستِ فَرَنگیس رو بگیرم ببرم تو خونه‌ام. چطوره؟

حالا اگه باباش هم نزدی شاید دُخترش رو بِهِت داد

...ببین، یه خواهِشی داشتم ازت اگر

اسی: آقا، بذار من با اَعلی‌حَضرَت داداشی بشم

بعد می‌رم درِ گوشِش می‌گم این رِفیقِ ما یه خواهِشی داره

!ول کن الآن موقِعَش نیست

سعید: نه، حالا بذار بریم بعد حالا صَمیمی شدیم بهش می‌گی

نه، می‌خواستم بگم که یعنی که من رو چقدر دوست داری؟

!اسی: خیلی سعید: خیلی؟

یعنی جای رِفاقَتِمون کجاست؟

اسی: چه سُؤالیه می‌پرسی؟ در حَدی که !جُزءِ خانواده‌ی منی، مثلِ داداشِ منی

مثلِ داداشِ پری می‌مونی ...اگر فردا روز

اسی: برای همین پری، خواستگار بیاد !اگر من وقت نکنم، می‌گم تو برو تَحقیق کن

سعید: کی؟ من؟ !اسی: نه، پس من

!داداششی دیگه

!سعید: خدا لَعنَتِت نکنه !کاش این رو اصلاً نمی‌گفتی

اسی: داری گریه می‌کنی؟

!سعید: دارم می‌خندم

به چی می‌خندی؟

سعید: به... بیرون

بیرون مگه خنده‌داره؟

(سعید: به تو (داخل اسی: ها؟

(صدای زنگِ تلفن)

به چی می‌خندی؟

!پری: هیچی داداش به خدا اومدم هِندونه بشورم

سعید: به هِندونه افتاد تو آب خندید

اسی: هِندونه مگه خنده‌داره؟

!بیا این هِندونه... افتاد چرا خنده‌دار نیست؟

!کَرَم: اسی

!بیا، سرگُرد خسروی پُشتِ خطه

!انگار بِلیطِت بُرده، کُره‌خر

!اسی: جان! جان ♪ لا، لا، لا، لا، لا، لا ♪ ♪ لا، لا، لا، لا، لا، لا ♪

(صدای افتادنِ اسی)

(صدای موسیقی)

اسی: می‌گم آقا، ای کاش یه کاری می‌کردیم صفا و سعید هم می‌اومدن

این‌جوری خیلی تَک‌خوری می‌شه، نه؟

خسروی: من غائِلِه‌ی رَنگارَنگ رو انداختم گردنِ اون‌ها، تو رو تَبرَئه کردم

اسی: ها

خسروی: گفتم بچه‌ی پاکیه، شاه‌دوسته

!اسی: بله

!خسروی: ولی یه خُرده گاوه دیگه !نمی‌فهمه چی داره می‌خونه

اسی: بله خسروی: احمَقِه

اسی: البَته دِفاعِ جانانه و مُؤدَبانه‌ای کردید دستِ شما درد نکنه

اسی: می‌گم آقا، من یه کم اِستِرِس دارم ...این‌جوری خیلی ضایِع هست

من دست‌خالی دارم می‌رم خونه‌ی شاه

یه جا نِگَه دارید من یه جَعبِه رولِت بگیرم برای شاه

خسروی: لابُد می‌خوای شَهربانو هم واسَت چایی درست کنه که با رولِت بخوری، ها؟

اسی: نه، آخه می‌گن هُنَرمَند بی‌شَخصیت ...بی‌شُعورِه

دَفعِه‌ی اول دستِ خالی اومده خونه‌ی ما

... خسروی: هُم... الآن که می‌ری اونجا

تو باید با موزیسیَن‌های کاخ تَمرین کنی تا اَعلی‌حَضرت بیاد

اسی: چشم

خسروی: فقط بِپا ها! تِر بزنی می‌بَرَمِت ساواک می‌گم ازت کود درست کنن

!اسی: نه، نه، نه! غلط بکنم

اسی: من اصلاً تمامِ زندگیم به این لَحظه وابَسته‌ست

اسی: داریم می‌ریم خونه‌ی شاه

خسروی: کارِت بگیره، نونِت تو روغَنِه

اسی: بله

(صدای موسیقی)

!موتورسوار: بزنش! بزنش !اسی: پس بکِشید، آقا! آقا

اسی: چیه؟

!خسروی: هَفت‌تیر رو بردار اونجا !بزنش، با هَفت‌تیر بزنش

!اسی: افتاد آقا! افتاد

خسروی: عَجَب نِشونه‌ای! جونم رو نِجات دادی ...اسی: این‌ها تمام دُشمَن‌هامونن، این‌ها همه‌ش

(صدای فریادِ اسی و خسروی) (صدای بوقِ کامیون)

(صدای موسیقی)

!پَرَستار: آروم باش! نِگَران نباش نِجاتِت می‌دیم

!اسی: جان

من آرومَم

(صدای موسیقی)

(صدای موسیقی) (صدای مانیتورِ عَلائمِ حَیاتی)

(صدای موسیقی)

(صدای موسیقی) (صدای قَطره‌های سِرُم)

(صدای موسیقی)

!پَرَستار با صدای مُتِفاوِت: اِ به هوش اومدی؟

بهت گفتم نِگَران نباش

(صدای موسیقی)

حالِت خوبه؟

!خیلی نِگَرانِت بودیم ها

!پَرَستار: تَکون نخور! همین جا بمون من برم دکتر رو صدا کنم

!پَرَستار: دکتر؟ دکتر

پَرَستار: آقای دکتر؟

(صدای بُمباران و شکستنِ شیشه‌ها)

رحیمی؟

پَرَستار: رحیمی؟

(صدای هواپیما)

(صدای بُمباران) پَرَستار: خانم رحیمی؟

(صدای بُمباران)

(صدای نَفَس‌‌نَفَس‌ زدنِ اسی) (صدای آژیرِ خَطَر)

پَرَستار: آقای دکتر؟

پَرَستار: آقای دکتر؟

(صدای نَفَس‌‌نَفَس‌ زدنِ اسی)

پَرَستار: یکی نیست اینجا به من کمک کنه؟

(صدای نَفَس‌‌نَفَس‌ زدنِ اسی)

پَرَستار: چیکار داری می‌کنی؟ !تِکون نخور

(صدای نَفَس‌‌نَفَس‌ زدنِ اسی) (صدای آژیرِ خَطَر) (صدای بُمباران)

♪ Ohh, oh yeah, Black Dogs ♪ ♪ oh yeah ♪

(صدای پرنده)

اسی: پری؟

پری: جانم؟

فَرَنگیس کجاست؟

!پری: اِلهی دورِت بگَردم داداشم تو هنوز تو فکرِ اونی؟

!اونم میاد اِن‌شاءالله میادِش

اسی: آقا؟

می‌شه بری بیرون؟ من با خواهرم حرفِ خُصوصی دارم؟

دکتر گفت بِمالَم

می‌شه نَمالی؟

چرا؟

اسی: چون دردَم میاد، زورِت زیاده

!پَرَستار: می‌رم به دکتر می‌گم ها

!اسی: برو بگو

(صدای پَرت کردنِ دستِ اسی) !پری: اِ

اسی: برو بگو گُنده‌تون بیاد

این‌ها چرا یه آینه به من نمی‌دَن؟

آینه می‌خوای چیکار، داداش جونم؟

!می‌خوام ببینم چقدر تَغییر کردم

تو از کجا می‌دونی تَغییر کردی؟

اسی: از اونجا که تو تَغییر کردی !پری: وا

من چه تَغییری کردم؟

!اسی: زهرِ مار! کوفت

!واسه اینکه اَبروهات رو برداشتی

دو روز تو کُما بودم، رفتی تیتان بالا؟ آره؟

چرا داد می‌زنی؟ چی‌چی دو روز؟

‫10 سال تو کُما بودی! 10 سال! ‫10 سال می‌دونی یعنی چی؟

اسی: چند سال؟

‫10 سال!

پری: خاک بر سَرَم! پَرَستار؟ پَرَستار؟

(صدای لَرزیدنِ تخت)

دکتر: خِدمَتِتون عَرض کنم ...آدمی که 10 سال تو کُما بوده

...برای گُذرانِ زندگی و کارهای روزمَره‌اش

!دکتر: حتماً باید فیزیوتِراپی بشه سعید: بله

دکتر: من نَظَرَم اینه اینجا تو بیمارِستان بمونه برای خودش هم بهتره

...مَخصوصاً 10 سال کسی تو کُما باشه

و هنوز اون آسیبِ مَغزی هَمراهِش باشه خب، خیلی سخته

دکتر: اگه تو تَشخیصِ زَمان و مَکان اِشتِباه کرد !اصلاً تَعَجُب نکنید

...یه توصیه دیگه هم دارم خِدمَتِتون

اخباری چیزی می‌خواید بِهِش بِگین در آرامشِ کامِل باشه

که دوباره دُچارِ شوک نشه

سعید: بله پری: بله، چشم آقای دکتر، چشم

!پری: خاک به سرم !داشتم دستی‌دستی داداشم رو می‌کُشتم

باید آروم‌ آروم بگم

سعید: عَزیز؟ حاج‌آقا؟ کجا رو دارید نگاه می‌کنید؟

!دکتر: پیشِ پای شما تموم کرده

!پری: اِه !سعید: اِ

سعید: ای وای! خدا ببخشه

زَنگ زدم اِنتِقالِش بِدَن سَردخونه

سعید: خدا رَحمَتِش کنه، فاتِحِه پری و سعید: بِسم‌الله الرحمن الرحیم

اسی: نُچ، نُچ، نُچ، این منم؟

!چکمه‌ای‌ها رفته، پشت‌موها رفته

!همه‌ی موهام سفید شده

(صدای موسیقی)

!پیر شدی آقا اسی! پیر شدی

(صدای موسیقی)

!چقدر مَملِکَت عَوَض شده !همه‌چی تَغییر کرده

این ابراهیم تاتْلیسه*؟ (خواننده‌ی مَعروفِ تُرکیه‌ای)

پَرَستار: ابراهیم تاتلیس کیه؟ !اسی: این

پَرَستار: صَدّامِ بی‌شَرَفه

!بچَرخ، آمپولِت رو بزنم

!اسی: برو بابا! چه گیری دادی به ما

!برو بگو یه سَبُک‌وَزن بیاد

برو اصلاً بگو همون پَرَستاری که ...دَمِ بِرانکارد به من گفت

عزیزم نِگَران نباش من همون رو می‌خوام

پَرَستار: خانمِ رسولی؟

اسی: خانم رسولیه اسمش؟ !پَرَستار: خانم رسولی، بیا

!اسی: آقا، بگو از اول خانم رسولی؟

جانم؟

(صدای موسیقی)

یا ابوالفضل! این کیه؟

پَرَستار: خانم رسولیه

!خانمِ رسولی؟ برو بیرون !برو بیرون خانمِ رسولی

اسی: برو بیرون! بابا، نمی‌خوام اصلاً کسی به من آمپول بزنه

!چرا همه این‌جوریین؟ اَه

(صدای موسیقی)

(صدای در زدن)

!اسی: من فقط پَرَستارِ خودم رو می‌خوام

(صدای در زدن)

!اسی گریه‌کنان: آقا، وِلَم کنید

(صدای موسیقی)

سعید

اسماعیل

داداش، کجا بودی؟

!اسی: نوکَرِتَم !پری: آخی

!اسی: خیلی دلم برات تَنگ شده بود

!سعید: چقدر مُنتَظرِ این لَحظه بودم، اِسی

!اسی: چقدر ریش بِهِت میاد سعید: راست می‌گی؟

اسی: آره، شبیهِ اِبی شدی

!پری: راست می‌گه

!اسی: خیلی بِهِت میاد !سعید: الهی قربونت

اسی: نُچ، مَلوسِ جادّه چالوس

اسی: مَلوسِ جادّه چالوس !سعید: آقا، نخون‌ این رو دیگه، زشته

اسی: شما چرا با هم اومدین؟ سعید: هوم؟

اسی: شما چرا با هم اومدین؟

چی؟

شما در باز شد، چرا با هم اومدین؟

سعید: آها! با هم تَلاقی کردیم واسه دیدنت

!اسی: آها

سعید: راهرو

اسی: داداشِ نداشته‌ام

!پری: اِی وای !سعید: الهی قربونت برم

...اسی: همه‌ش تو کُما به این فکر می‌کردم

به چی؟

اسی: که چقدر بی‌شرفِ گُرگ !تو جامِعه زیاد شده

!پری: آخی ...اسی: ولی خیالَم با وُجودِ تو راحَت بود

!پری زیرِ لب: ای دادِ بیداد !اسی: بدونه داداش بالا سَرِشِه

!سعید: الهی قُربونت برم من

اسی: چرا فَرَنگیس نمیاد سُراغِ من؟

پری: نُچ ...سعید: فَرَنگیس که... حالا اون ...چیکار داری؟ اونم

اِتِفاقِ بدی افتاده؟

!سعید: نه بابا! چه اِتِفاقی

!پری: نه بابا! تو هم !چرا شُلوغِش می‌کنی؟ اِتِفاقِ بدی افتاده

...سعید: اِتِفاقِ بدی پری: چه اِتِفاقی؟ !سعید: والله

مِثلِ همه‌ی دخترها که شوهَر می‌کنن اونم شوهَر کرد، رفت

(صدای موسیقی)

!پری: هِه اسی: چرا اینقدر خَرِه این؟

من مَعذِرَت می‌خوام

!اسی: آخ ...همین الآن دکتر گفت... بِهِش خبر

سعید: دکتر همین 30 ثانیه پیش گفت که خبرِ بد رو آروم‌آروم بگین

!سعید: ببین چی شد

(صدای ناله و فریادِ اسی)

!اسی: اِ

چرا گفتی پری خانم؟

!پری با گریه: بابا از دَهنَم پَرید، به خدا

...پری: بعدش الآن تازه با این حالِ غَشی‌اش

چه‌جوری بگیم بابا شَهید شده مامان هم فوت کرده؟

دکتر: اِی بابا! خانم؟ !پری: خاک به سَرَم

!بابا، تو خیلی خری

(صدای موسیقی اِنقِلابی)

!دکتر: سَریع یه دیازپام بهش بزنید

(صدای فریادهای اسی)

!دکتر: شما هم بفرمایید

(صدای فریادهای اسی) (صدای موسیقی اِنقِلابی)

(صدای موسیقی اِنقِلابی)

!هَمسایه‌ها با شعر: تیمِ پِزشکی مرسی که خوبه حالِ اسی !پری: ا... اسی، اینجا رو

!اسی: بَه! هَمسایه‌های عزیز! رِفیق‌های گل

اسی: می‌بینی اِستِقبال رو؟ شُعارِ هَمسایه‌ها: مرگ بر مُنافقین و صَدّام

فقط جای سعید خالیه نیومد‌ که !اِن‌شاء‌الله خبرِش بیاد

!پری: اِ... نگو این‌جوری! گُناه داره شُعارِ همسایه‌ها: سایه‌ی اِسی جان، تا همیشه مُستَدام

اسی: به تو چه رَبطی داره ازش دِفاع می‌کنی؟ ...همسایه‌ها: مَرگ بر

اسی: تو چه صَنَمی باهاش داری؟ همسایه‌ها: مُنافِقین و صَدّام

!اسی: آقا، خیلی مُخلِصَم

اسی: آقا، ممنونم زَحمَت کِشیدید !بَه! دستِ شما درد نکنه مرد همسایه: سَرِت سلامَت

!اسی: قُربونِ شما

اسی: فکر نمی‌کردم بعدِ 10 سال از کُما بیام بیرون دوباره شما رو ببینم

اسی: به پاسِ این لَحظِه‌ی قَشَنگ ...من دوست دارم امشب همگی رو کافه کوچینی !پری: ای دادِ بیداد

!پری: اسی جان، قُرص‌هات رو باید بخوری

اسی: پنج سیری عَرَق بزنیم، عشق کنیم

!همسایه‌ها: بَه بَه !پری: اسی جان، قُربونت برم

اسی: چی؟ پری: قُرص‌هات، قُرص‌هات رو بخور

!اسی: آخ! آخ! آقا، مَعذِرَت می‌خوام مأمورِ کُمیته: جناب اسماعیلِ عمویی؟

!پری: یا ابوالفَضل !مَأمورِ کُمیته: شما باید با ما تَشریف بیارید! بفرمایید

پری: آقا، کجا؟ برادر؟ برادر، کجا؟ آخه برای چی؟ !مرد همسایه: صبر کن! این مریضه

!پری: برادرانِ کُمیته‌ان !مَأمورَن! مَأمور

...اسی: برادرانِ همسایه: آقا، من یه عَرضی داشتم

پری: آقا، کجا می‌برینش تو رو خدا؟

!اسی: آقای عزیز، من مریضم! من مَغزم مَعیوبه پری: برادر! آقای برادر؟

!اسی: من غلط کردم گفتم پنج سیری !پری: آقا، ببخشیدش

مَأمورِ کُمیته: بفرمایید !اسی: آقا

...اسی: عزیزم چرا هر کی داره من رو !پری: اِسی جان، قربونت برم من

پری: آقای برادر، تو رو خدا اَقلاً بگو کجا می‌بریدش؟ آقا؟

...اسی: آقا، عزیزِ من پری: آقا؟ آقا، کجا می‌بَرینِش؟

!اسی: من گُل تو گَردَنَمه پری: اسی؟

صدای خسروی: این جوانِ شُجاع، این فَدای سَلطَنت ...به مَحضِ اینکه مُتِوَجِه شد

فِتنه‌گَرانِ بی‌شَرَف قَصدِ جان من رو دارند بهشون فریاد زد

من مُرده باشم که شما جانِ یک چاکِرِ اَعلی‌حَضرَت رو بگیرید

و سِپَس افزود تیرِتان را به من بزنید

تا خونِ من دِرَختِ بَلوطِ سَلطَنَت را آبیاری کند

و بعد با هفت‌تیرِ من که در داشْبورد بود

خیلی ماهِرانه بهشون زد... بله

کَرَم: اما جِناب سَرهَنگ، بَلوط خیلی آبیاری نمی‌خواد

خسروی: خب اون لَحظه اون این رو نمی‌دونست

بله

اینه که هم‌اکنون یک مِدالِ شُجاعَتِ دَرَجه یک

و لوحِ تَقدیر با اِمضای دَست‌خطِ خودِ اَعلی‌حَضرَت بهشون تَقدیم می‌شه

!اُلگویی باشه برای جَوانانِ این مَملِکَت

!کَرَم: جِناب سَرهَنگ، هنوز نمُرده که آخه

گلاب با گریه: دستِتون درد نکنه ولی بچه‌ام زنده‌ست

!کَرَم: اِ! مُراقب باشید تو رو خدا

!کَرَم: آقا، نذارید سرِش خَم شه !گلاب: بچه‌ام، کَرَم

(صدای موسیقی و تَشویقِ افراد)

من موندم تو چه‌جوری تونستی !از یه ساواکی مِدالِ شُجاعَت بگیری

...آقا، چه‌جوری تونستی چیه؟ جِناب

حاج محمد: برادر !اسی: برادر

بَندِه مُستَحضَر هستید در کُما بودم؟

یعنی هیچ قُدرَتِ شعور، اِختیار کَشف و شُهودی ندارم !مثلِ یک جِنازه‌ام

اسی: من از کجا می‌دونم کی به من چی داده؟

چی خورونده؟ چی فُرو کرده؟ !بَندِه در کُما بودم

پس شما هیچ تَعَلُقِ خاطِری به طاغوت ندارین؟

طاغوت چیه؟

رِژیمِ سِتَم‌شاهی

اسی: آقا، من در زَمانی که قَبل از کُما ...زندگی می‌کردم

در حُکومَتی بود به اِسمِ پَهلَوی قَبلِش هم که قاجار بود

بَنده در این 10 سالی که در کُما بودم چند تا حُکومَت عوض شده؟

!حاج محمد: طَفره می‌ری

اسی: طَفره‌ی چی دارم می‌رم؟ !سؤال پرسیدی، جواب دادم خِدمَتِت

حاج محمد: این چیه؟ !اسی: نامه‌ست

حاج محمد: توش چیه؟ !اسی: نِوِشته

حاج محمد: کی نِوِشته؟ !اسی: اِطِلاعی ندارم

...حاج محمد: اینجانِب اسیِ

اسی: اسماعیل عمویی

حاج محمد: تَعَهُد... اسی نوشته

اسی: اسماعیل عمویی... تَحتِ فِشار بودم

حاج محمد: تَعَهُد می‌دهم از این پس ...در هنرم، اِرادَتَم را به شَخصِ

اسی: اَعلی‌حَضرَت حاج محمد: اَعلی‌حَضرَت

...حاج محمد: نِشان داده و تَلاش می‌کنم در

اسی: حِفظِ

حاج محمد: حِفظ که با «ز» نیست اسی: تَحتِ فِشار بودم

حاج محمد: حِفظِ ارزِش‌های والای مَقامِ شاهَنشاهی !اسی: نِظامِ شاهَنشاهی

!هر دو با هم: نِظامِ شاهَنشاهی تا سر حَدِّ مَرگ بکوشَم

حاج محمد: این دست‌خطِ تو هست یا نه؟

!اسی: دَست‌خطِ من نیست !اطلاعی ندارم! تَحتِ فِشار بودم

!اسی: بابا، ما رو گرفتن، آویزون کردن

اسی: برعکسمون کردن، این‌وَرمون کردن !بابا، ولم کنید

(صدای بی‌سیم)

حاج محمد: خب؟ !اسی: بله؟ بگو برادر

حاج محمد: برادر !اسی: بله

!حاج محمد: اصلاً تَحتِ فِشار بودی !خیله‌خُب

حاج محمد: خیله‌خُب

...حاج محمد: این... فیلمِ مُستَهجَن

!این نقشِ بی‌شَرمانه‌ای که توش بازی کردی این چیه؟

اسی: کدوم فیلم؟ سعید: سلام، حاجی

آقا سعید؟

!توضیح می‌دم خِدمتتون

(صدای خنده‌ی بچه‌ها)

!سعید: دِ... وایسا! وایسا! وایسا

سعید: دیوانه! بابا، مال بِیتِ الماله !بیچاره‌ام کردی تو

!سعید: یه کم آروم‌تر برو خب دیگه

(صدای خنده و بازی بچه‌ها)

!سعید: بیا، بریم تو

سعید: چی شد؟ اسی جان، چی شد؟ چی شد قربونت برم؟

سعید: چیه عزیزم؟ اسی: من چه‌جوری برم تو خونه؟

سعید: کاری داره؟ این کِلید داریم !دره رو وا می‌کنیم، می‌ری تو

!اسی: روانی ...دارم می‌گم خونه‌ای که دیگه

ننه نیست، بابا نیست، هر چی نیست

!سعید: آخ! الهی بمیرم !بیا، بیا بریم، بیا

اسی: وایسا بینَم! وایسا یه دَقیقه سعید: جان؟

...اسی: الآن

اسی: کِلیدِ خونه‌ی ما دستِ تو چیکار می‌کنه؟

...سعید: خب این رو پری داد

!پری خانم داد که بِدَم بهت، بیا این مالِ تو

!اسی: بِده من! بفرما

سعید: برم؟ !اسی: تَشریف بِبَر

!بله، بله، من الآن داغدارم

!اسی: چیه؟ بیا اینجا بینَم

اسی: تَشریف بیار، این چی نوشته؟

...اسی: آقای سعیدِ بهمنی، برادرِ سَراَفراز

با هم: بیرون اومدنِ آقای اسماعیلِ عمویی ...از کُما را به شما و خانِواده‌

اسی: من 10 سال تو کُما بودم چرا به این تَبریک می‌گین؟

...سعید: خب نه، چیزه دیگه

اسی: من 10 سال تو کُما بودم چرا به تو تَبریک می‌گن؟ سعید: اسی، زشته! بریم تو

سعید: چون به خاطر اینکه من پیگیرِ کارهای تو بودم به خاطرِ این تَبریک به من گفتن

سعید: حالا بیا بریم تو! 10 ساله ندیدمت کُلی باهات حرف دارم، بیا

!اسی: آخ! بابا جان

!بابا جان

اسی: قربانِ اون موزِرت برم

اسی: خدا بیامُرز خیلی پول‌دوست بود !پری: نُچ

جَنگ شد، رفت جِبهه کاسِبی کنه، نه؟

پری: نه داداش، چه پولی؟ صَلَواتی بود

سَلمونی صَلَواتی

صَلَواتی چیه؟

...سعید: یعنی که زمانی که شما بی‌هوش بودید

به جای دستمُزد می‌گفت صَلَوات بفرستید

به خاطرِ تو

!اسی: آخ

!اسی: آخ ننه

!اسی: آخ ننه جان

قربونِ اون بندِ قِرقِه‌ات برم

رفتی، ندیدی یه پَرَستار دیدم انقدر سِبیل داشت

!انقدر ها

!سعید: استَغفُرالله

!الهی بمیرم براش

تا فهمید بابا شَهید شده شش ماه نکِشیده، دِق کرد

اسی: چی؟

دِق کرد؟

اسی: من 10 سال تو کُما بودم یه آخ نگفت

بابای ما رفت جِبهه شیش ماه بعد دِق کرد، مُرد؟

‫10 سال؟ !شیش ماه

حالا ولش کن این حرف‌ها رو

شادی روحِ درگِذَشتِگان اِجماعاً صَلَوات

...همه: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد

...آقا، راستی

عمه شوکَت کجاست؟

سعید: صَلَواتِ دوم رو جَلیل‌تر خَتم کن

هر سه: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد

دایی غلام که زنده‌ست؟

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد

پری، چرا ما داریم مُنقَرِض می‌شیم؟

جنگ و موشَک‌بارون

سعید: برو یه آبی، چیزی واسش بیار

!روسری، چادرت رو سَر کن

اُوی! کجا؟

یعنی چی؟

اسی: یعنی چی که الآن ببین این دختر پدر، مادر بالا سرش نیست

خیلی نامَحرَمِه دیگه، خب؟ !اوضاع خیلی خیطه

تَوَجُه نکردی چی شد؟ اوضاع خیلی... فِشُرده‌ست

می‌رم وُضو بگیرم، آماده شم واسه نَماز

پس همون دَمِ حوضِ خودمون جلوی چشمِ خودم وُضو بگیر... اونجا

!اسی: همون جا بشین، آفَرین! وُضو بگیر

!همه چی تَغییر کرده

!همه جا تَغییر کرده! خونه تَغییر کرده !زندگی تَغییر کرده

!آقا! من این همه تَغییر رو نمی‌فهمم الآن وَسایِلِ من کو؟

اسی: میکروفون‌هام کو؟ سازَم کو؟

اصلاً چی شده؟ اینجا مالِ کیه؟

...اسی: آخ

(صدای موسیقی)

سعید: السلامُ عَلیکَ یا ایُها النَبی و بَرِکاتُه

پری: سعید؟ سعید؟

سعید: السلام عَلینا و علی عِبادِ الله صالِحین

السلامُ علیکُم و رَحمَة‌الله و بَرِکاتُه

پری: قبول باشه سعید: چی شده؟

!پری: سعید جان، بَدبَخت شدیم

!سعید: چرا؟ خدا نکنه

پری: اسی ویدیو رو آورده بیرون !فیلم‌ها رو هم دونه‌دونه داره می‌بینه

!سعید: خب ببینه، واسش خوبه که یه خُرده آروم می‌گیره

!پری: عزیزم، ببینه که سعید و پری هم می‌بینه دیگه

سعید: یا خدا! یا حجت! چی می‌گه؟

(صدای موسیقی)

(صدای دست زدن) (خواندن ترانه چرا نمی‌رقصی از ویگن توسطِ صفا)

♪ قَد و بالای تو رَعنا رو بنازَم ♪ - !اسی: رَحمت، رَحمت باز وَحشی شد

♪ نو گلِ باغِ تَمَنا رو بنازم ♪ - پری: چیکار می‌کنی؟ !اسی: هیس

♪ تو که با عِشوه‌گری، از همه دل می‌بری ♪ - !اسی: اَه! نگاه! این منم

♪ من رو شِیدا می‌کنی ♪ - پری: آره !اسی: روی تخت... نُچ، نُچ، نُچ

♪ چرا نمی‌رقصی؟ ♪ - اسی: برام تولد گرفتین؟

پری: آره تولده، قربونت برم

!تولده، خاموش کن دیگه بَقیه‌اش رو بعداً می‌بینی

!اسی: آخ! آخ! آخ! این ننه! این بابا

ننه، بابائن! زود قِضاوَت کردم اونجا

!اسی: نه، این‌ها من رو دوست دارن !سعید: آره دیگه

!پری: بدبخت شدیم! بدبخت شدیم

پری: سعید، چیکار کنیم؟ !سعید: برق‌ رو برو قَطع کن دیگه

پری: برم قطع کنم؟ !اسی: صفا! صفا! صفا

♪ چو برقصی تو فریبا ♪ - !اسی: بیا! باز خواست اوج بخونه، رید

♪ بِبَری از دلِ من تاب و توانم ♪ - !اسی: اِ... تویی! پری، تویی

(صدای خنده‌ی پری)

آره، منم

!پری: خاک بر سرم !سعید: یا خدا

!اسی: خاک تو سرت چرا لباسِ عروس پوشیدی؟

آدم تو تولد، لباسِ عروس می‌پوشه؟

!اسی: نوکَرِتَم !ان‌شاء‌الله یه خواستِگارِ مُوَجَه برات بیاد

!پری: نه !سعید: خدا نکنه !پری: خدایا نه

!اسی: نگاه! نُچ، نُچ... فدات شم

...سعید: اسی جون، اون هدِ دَستگاه خرابه

سعید: اِحتمالاً نَوار جمع شه، خَراب می‌شه !اسی: هیس

اسی: سعید، تویی؟ تو چرا کُت‌شلوار پوشیدی؟

!سعید: دیوانه‌ا‌‌‌م دیگه !برو برق رو قطع کن

اسی: چرا کِنارِ هم نشستید؟

(صدای موسیقی و کِل زدن از فیلم عروسی)

...بَنده

...شوهرِ

هَم‌شیره‌ی شما هستم

(صدای موسیقی و کِل زدن از فیلم عروسی)

(صدای موسیقی)

!پری با فریاد: وای! خاک به سرم! ولش کن !تو رو قرآن، داداش! تو رو خدا، داداش

!پری: تو رو خدا کُشتیش !تو رو خدا ولش کن

اسی: مگه نگفتم تو مثلِ برادرمی، ها؟

!سعید: خب الآن هم دامادِتونم !پری: تو رو قرآن

!پری: تو رو خدا ولش کن

به قرآن، 40 روز بعدِ کُمات عقد کردیم !داداش جان

!اسی: آدم واسه مِیِّتِش یه سال صبر می‌کنه

واسه من 40 روز صبر نکردین، نه؟

!سعید: بذار من توضیح بهت می‌دم

!اسی: نمی‌خوام توضیح بدی

!پری: کُشتیش! خَفه شد !خب، بذار حرف بزنه لااَقَل

!اسی: خَفه شد! خَفه شد

اسی: چرا؟ چرا این کار رو کردی؟

!سعید: یِهویی شد

اسی: یِهویی اومدی خواهرِ من رو گرفتی؟ !پری: دورت بگردم

!تو رو قرآن، ولش کن

!پسر: دایی؟ دایی ...اسی: یِهویی اومدی خواهرِ

!دایی جون، بابام رو نکُش

!سعید: قربونت برم، بابا

داریم آب‌بازی می‌کنیم، بابا جان با داییت

!پری: خاک به سرم اسی: این کیه؟

!هیچ‌کی نیست! هیچ‌کی

این... بچه‌مه

سعید: پسرِ من و پریه

سعید: اینم یِهویی شد

!چقدر یِهویی زود، زود شدین

دایی، من خیلی دوستت دارم !همه‌ش دُعا می‌کردم حالِت خوب بشه

!سعید: اِی قربونت برم من، بابا جون

دایی جون، اسمت چیه؟

!نوکَرِتَم! اسماعیلم

اسمش رو گذاشتیم اسماعیل به خاطرِ تو !قربونِت برم، دورِت بگردم

اسمش هم گذاشتین اسماعیل؟

...اسی: خیال کردین من از کُما نمیام بیرون

اسی: خواستین به یادِ من اسمش رو بذارین اسماعیل؟ !پری: نه، به خدا

اسی: که روز و شب اسماعیل صداش کنید؟ پری: نه، نه، اصلاً این‌جوری نیست که !تو می‌گی به قرآن، نه

!سعید: اسی جان! اسی جان !جلوی بچه زشته

!اسی فریادزنان: خدایا

...*اسی: می‌خونم آخ که دیگه فَرَنگی (فرنگیس - سین را نمی‌خواند)

عشقِ تو داغونم کرد

به کی بگم که چشم... چ... که... که... چشم

اسی: خدا سر شاهِده همه‌ش یادم ‌رفته

اصلاً تمامِ ریتم‌ها، آکوردها، دستم جون ندارم

سعید: عِیب نداره

بگیر، بزن! یه ذَرّه دلم باز شه

سعید: نه، من که دیگه از من گذشته من نمی‌تونم

اسی: از من گذشته چیه؟ !می‌گم بگیر، بزن

!نه، من نمی‌زنم

!اسی با فریاد: می‌گم دلم گرفته یه ذَرّه بزن !سعید: ای بابا! نمی‌زنم دیگه

!سعید: ول کن دیگه! گیر داده

(صدای گریه اسی)

چی شده باز؟

!بابا، خیلی تَغییر کرده همه چی

اسی: فقط این اتاقه همون‌جوری مونده

اسی: فَرَنگیس! ببینم از شوهرِ فَرَنگیس خبر نداری؟ چیکاره‌ست؟

سعید: چطور؟ !اسی: می‌خوام بدونم

خب خبر که ندارم اما اگه بخوای می‌تونم آمارِش رو بگیرم

!سعید: چیکار داری؟ ول کن !تموم شد، رفت دیگه

سعید: من یه سر برم پایین، پیشِ پری

!اسی: بِتِمَرگ

چی؟

اسی: بِتِمَرگ

چه طَرزِ حرف زدنه؟

بِتِمَرگ! مُحتَرَمانه باهات برخورد کنم

!یه دَلیل بیار که من نباید برم پیشِ زنم

!اسی: این! بیا

!باشه، باشه

(صدای موسیقی) (صدای گریه‌ی اسی)

(صدای موسیقی)

(صدای پرنده‌ها)

(صدای موسیقی)

(صدای کَلاغ)

(صدای موسیقی)

!اسی: نگاه کن! نُچ، نُچ، نُچ

تا فهمیدن اعلی‌حَضرَت از من خوشش اومده !این‌جوری دارن حَسودی می‌کنن

!آخ

خب این رو خسروی ببینه !دوباره من رو آویزون می‌کنه

(صدای موسیقی)

!آه

خیال کردید می‌تونید با من دُشمَنی کنید؟ !نُچ

(صدای روشن کردنِ کبریت)

(صدای موسیقی)

!اسی: مَردُم‌آزار! مَردُم‌آزار آقا، سیگار... بِدم... خِدمتتون؟

مَأمور: چیکار داری می‌کنی؟

!اسی: کارِ خاصی نمی‌کنم !دارم گَندکاری‌ها رو جمع و جور می‌کنم

!یه نفر اومده زده مرگ بر شاه !تَصحیح کردم جاوید شاه

!مَأمورِ دوم: حالِت خوش نیست ها

اسی: نه، یک کم اِستِرِس دارم

مَأمورِ اول: اِستِرِس واسه چی داری؟

اسی: بابا، این آقای خسروی قراره ...به من زنگ بزنه اگه خدا بخوا‌د

عَصری بریم کاخِ سَعدآباد جلوی اعلی‌حَضرَت آهَنگ بخونیم

مَأمورِ اول: جلوی کی؟ اسی: اعلی‌حَضرَت

اسی: شما هم مِهمونِ بنده !اگر وَقت دارید

مَأمورِ اول: شما مِهمونِ مایید

!مَأمورِ اول: بفرمایید !اسی: تَوَجُه نکردی چی شد

اسی: الآن که شاه خوابه، وقت داریم مَأمورِ اول: خب

!بریم خونه، توپ کنیم خودمون رو ...یه ماست‌خیاری بزنیم، شب بریم

!تو مِثلِ اینکه تَنِت می‌خاره !بیا بریم! بیا

مَأمور: بیا اسی: مگه شما از همکارهای آقای خسروی نیستید؟

اسی: یکی دیگه گفته مرگ بر شاه من دارم می‌گم جاوید شاه !مَأمور: بیا

اسی: بابا، می‌گم یکی دیگه گفته مرگ بر شاه !من دارم می‌گم جاوید شاه

!مَأمور: بیا بریم

!اسی: آقا، من... من از افرادِتونم !مَأمور: برو تو

!مَأمور: برو تو

!مَأمور: حَرِکَت کن

!اسی: آقا، ببین یکی دیگه گفته مَرگ بر شاه

پری: اسی؟ اسی؟ اسماعیلِ کوچک: دایی؟ !پری: بیا، وایسا مامان

...حاج محمد: رضا، این‌ها هم دیگه شارژ شده

حاج محمد: بِبَر بِده برای بچه‌های گَشت، امیریه رضا: چشم

!اسی: آخ

...اسی: آقا، ببخشید! من واقعاً

این قرص آبی‌ها رو یادم می‌ره

!مغزِ من نمی‌کِشه خب

اسی: بابا، من 10 سال تو کُما بودم !به من حَق بدید

حَجمِ این همه تَغییر رو !من نمی‌تونم دَرک بکنم

الآنم خیلی ازتون تَشَکُر می‌کنم که !ما رو این‌جوری الآن آویزون نکردید

!برعَکس نکردید

ما اینجا کسی رو آویزون نمی‌کنیم

اسی: بُزُرگواری می‌کنید ...به پاسِ زَحَماتتون

الآن که رو دیوار این شُعاره رو ...برعَکس کردم

دوباره می‌رم برعَکس می‌کنم

!لازِم نکرده

من گفتم همه‌ی شُعارها رو پاک کنن برات داستان نشه

اسی: دستِ شما درد نکنه ...حاج محمد: حالا شُعارها رو پاک کردیم

گُذَشته‌ات رو چیکار کنیم؟

!حاج محمد: اِ! خوانندگیت رو

...حاج محمد: اون نَقشِ مُفتَضحانه‌ی

...اسی: جِنابِ برادر... جناب

حاج محمد: داوودی‌کیا هستم

اسی: آقای داوودِ کیای عزیز، ما مُسَلمونیم

!مُسَلمان با مُسَلمان عِیب را بِپاشانید

جان؟

!اسی: عِیب را بِپوشانید !سعید: هیچی بابا

تو اگه قُرص‌هات رو مُنَظَم می‌خوردی این‌جوری نمی‌شدی، اسی جون

!اسی: شما صُحبَت نکن

اسی: خِجالَت نمی‌کِشی؟ من رو خوابوندی، کجا رفتی؟

سعید: کجا رفتم؟

!اسی: کجا رفتم

...بلند شو بریم به یادِ گذشته

کافه کوچینی، یه 5 سیری عَرَق بخوریم یه حالی کنیم

چی گفتی؟

!سعید: هیچی حاج محمد: چی گفت این؟

!سعید: هیچ چیزی نگفت! هیچی نگفت، بابا جان

!اسی: بابا، من هنوز مَغزم نمی‌کِشه

...اسی: آقا، من همین الان قُرص

!اسی: شیاف نیست، برادر! همون لَحظه تَأثیر بذاره !سعید: هیس

اسی: بابا، قُرصه! همین الآن خوردم ...تا این اِرتِفاع بِره پایین

!سعید: پاشو بریم، پاشو بریم !دیگه داری شورِش رو در میاری !پاشو! پاشو عزیزم

!سعید: پاشو! پاشو

!اسی: بابا، حَق بدید

اسی: چرا به ما رسید همه‌چی یهو جِدی شد؟

(صدای بی‌سیم)

...اسی: آقای داوودیان

!مواظبِ خوار (خواهر)، مادرت باش

!اسی: تو جامِعه، گُرگ خیلی زیاده

!سعید: آقا جان

(صدای پخشِ سُرود اِنقِلابی)

سعید: چه حرف زدنیه؟ چه مُدِل صحبت کردنیه جلوی داوودکیا؟ اسی: چی گفتم؟

!سعید: چی گفتی؟ مثلاً ما فامیلیم‌ ها

!اسی: برو بابا، فامیلیم ببین، شَرَف ندارم شب‌ تو رو !به خودم نَبَندَم! صبر کن

سعید: ببین، این حرف‌ها رو وِل کن !ببین یه خبر دارم بهت بگم، بال در میاری

!اسی: برو بابا! تو بال و پَرِ من رو شکستی !تو قَلبِ من رو شکستی سعید: چی می‌گی؟

سعید: کجا داری می‌ری؟

اسی: تا مُنیریه می‌رید؟

سعید: بابا، منیریه چیه؟ !داره می‌ره خَطِ مُقَدَّم! به سلامت

!سعید: خوشا به سَعادتِتون

(صدای صَلَواتِ دَسته‌جَمعی)

(صدای موسیقی)

سلام، آقا اسماعیل

(صدای موسیقی)

(صدای افتادن اسی)

(صدای پَخشِ سُرودِ مذهبی)

♪ ای لَشکَرِ صاحِب‌زَمان ♪ ♪ آماده باش، آماده باش ♪

♪ بَهرِ نَبَردی بی‌امان ♪ ♪ آماده باش، آماده باش ♪

♪ ای لَشکَرِ صاحِب‌زَمان ♪

فَرَنگیس: اِ... آقا اِسی یه ذَرّه می‌ری اون‌وَرتَر بشینی لطفاً؟

اسی: برای چی؟

فَرَنگیس: برای چی؟ یِهو یکی میاد !یه چی بِهِمون می‌گه دیگه

اسی: چرا آخه چیزی بگه؟ به کسی چه رَبطی داره؟

فَرَنگیس: به کُمیته چه رَبطی داره؟

اسی: نچ... آخ! آخ! بابا، من این دوره‌ها رو هنوز نتونستم هَضم کنم

...اسی: این تَغییرات رو هنوز نتونستم

♪ بَهرِ سَرافرازی ببند ♪ ♪ بَندِ شُجاعَت بر سَرَم ♪

اسی: فَرَنگیس، چقدر عَوَض شدی! سعید، پری؟ فَرَنگیس: اِ... راست می‌گی؟

بینید چقدر فَرَنگیس عَوَض شده؟

!سعید: آره، عَوَض شده ماشاالله

!اسی: چقدر ریخته! چقدر داغون شده !سعید: آره بابا! نه بابا

!خیلی بی‌شُعوری، اسی !خیلی بی‌شُعوری ها

مَأمورِ کُمیته: نِسبَتِتون چیه با هم؟

اسی: جان؟

مأمورِ کُمیته: نِسبَتِتون با هم چیه؟

سعید: برادر، یه لَحظه تَشریف بیارید

♪ بَر بَندِ کوله‌پُشیِ ♪ - !سعید: یه لَحظه

♪ رَزمَنده‌ی هم‌سَنگَرَم ♪ - !پری: فَرَنگیس جون

سعید: هَماهَنگ کردم

!برام تَعریف کن، فَرَنگیس

چی بهت بگم؟

...یه سال پات نشستم

دیگه بابام به زور من رو نشوند سرِ سُفره‌ی عَقد

یه چند سالی زندگی کردیم بعد هم جدا شدیم

!دو سال اَفسُردِگی گرفتم! دو سال ها

فَرَنگیس: بعد یکی از دوست‌هام کُمَکَم کرد مُعَلَم شدم

الآنم مُعَلَمِ فَنی-حِرفه‌ای بَچه‌های راهنَمایی‌ام

می‌خوای با این همه بالا، پایین که شدم شِکَسته نشم؟

!آره راست می‌گی! من شِکَسته شدم

بِالاَخَره چی شد؟

با اون پسرِ وزیره ازدواج کردی یا فامیلِ ارتِشبُد؟

فَرَنگیس: نه، یکی از اقوامِ نُخُست‌وَزیر

...نُچ، نُچ، نُچ! اگه شاه نمی‌رفت

فکر ‌کنم شاه می‌اومد خواستگاریت می‌گرفتت

!فَرَنگیس: نُچ

مأمورِ کُمیته: با هم چه نِسبَتی دارید؟ !فَرَنگیس: وای

اسی: ها؟ مأمورِ کُمیته: با هم چه نِسبَتی دارید؟ !پری: آقا سعید

اسی: آقا سعید، بیا این رو هَماهَنگ کن !وَسطِ... اِحساساتِ من

سعید: یه لَحظه، آقا

سعید: مشکلی نیست... با بَنده هستن هَماهَنگ کردم

اسی: فَرَنگیس، هنوزم من رو دوست داری؟

فَرَنگیس: من که همیشه یادت بودم !حالا پری نمی‌دونه ها

...ولی من همیشه می‌اومدم بیمارستان

من با یه خانم پَرَستار بود، خانم رسولی

...عاشقِ بال کَبابی بود

هی می‌رفتم بهش بال کَبابی می‌دادم بذاره من یه 3-2 ساعت پیشِ تو بشینم

اسی: نه بابا؟

...الآن می‌فهمم چرا انقدر سیبیل در آورده ...بال

جوابم رو ندادی، هنوزم من رو می‌خوای؟

...خب نمی‌خواستمت که

این همه بالِ کَبابی نمی‌دادم به خانم رسولی

فَرَنگیس: ولی بابام به همین راحَتی ...راضی نمی‌شه ها! خیلی سخت

...اسی: گورِ بابات! اِ... مُشکِلات

!هر چی هست حَلِّش می‌کنم

می‌رم مُحکَم با بابات صُحبَت می‌کنم می‌گم بابا، من فَرَنگیس رو می‌خوام

اسی: من 10‌ سال تو کُما بودم، می‌خوام دستش رو بذارم تو ‌دستم، بِبَرم تو زندگی خودم

آقا سعید، هَماهَنگ می‌کنی؟ آقا سعید

سعید: جان

اسی: آقا سعید، هَماهَنگ کنید

(صدای سخنرانی اِنقلابی)

سعید: خسته نباشید

(صدای سخنرانی اِنقلابی)

تیمور: آخه کیه رفتی پیدا کردی؟

!فَرَنگیس: بابا جون، خواهِش می‌کنم

!سعید: اسی جان اسی: ها

!سعید: لَحظه‌ی سَرنِوِشت‌سازیه

اسی: بله

!سعید: تَوَکُل کن به خدا با عِزَتِ نَفْس حرفت رو راحَت بزن

اسی: چشم

!قَوی ها! قَوی

اسی: به نامِ خدا، سلام عَرض می‌کنم خِدمتِ شما، آقای تیموری

خواستم بگم که

!تو‌ رو خدا دخترت رو بِدِه من

(صدای گریه‌ی اسی)

اسی: به خدا من دیگه پدر، مادر ندارم کَس و کار ندارم

‫10 سال تو کُما بودم ‫تو دورانِ کُما نارِفیقی دیدم

یهو فَهمیدم خواهرم رو گرفتن اینم... اینم بچه‌شونه

!فَرَنگیس: اسی، خاک تو سرت

!فَرَنگیس: خاک تو سرت ها !اسی: به حَضرَتِ عَباس دخترت رو بِده به من

اسی: چه‌جوری حرف بزنم؟ !این‌جوری نگم که نمی‌دَهدِت به من

بِسمه تَعالی، با کَسبِ اجازه از مَحضرِ حاج آقا سعید

تیمور: هَمسرِ گِرامیشون و فَرزندِ بَرومَندِشون

آخه تو چی داری می‌گی؟

بابا، مگه گوجه‌ست من بریزم تو مُشَما بهت بدم بِبَری؟

تیمور: آخه تو چه رَبطی داری به این؟

!تیمور: شما به هم نمی‌خورین نه از لَحاظِ مالی، نه از لحاظِ ارزِش‌ها

نه از لَحاظِ خانِوادگی، نه از نَظَرِ مَعرِفَت !نه از نظرِ سایز و نه از نظرِ قَد

تو چی‌ات به این می‌خوره؟

...پری: حالا آقا تیمور، شما خبر ندارین

پری: حاج سعید قَراره دستِ داداشم رو

پری: یه جای خوب بَند کنه اِن‌شاءالله به امیدِ خدا سعید: هوم؟

سعید: بله، بله ...تیمور: حاج آقا، من دخترم رو به این آدم

!با اون سِبقه‌ی تیره‌ای که داره، نمی‌دم !اِمکان نداره

!تیمور: یه خواننده‌ی عَلافِ دوره‌گَردِ خالتورِ* طاغوتی (سَطحی)

!فَرَنگیس: بابا جان... تو رو خدا

تیمور: آخه جارو بالا تو چه به دخترِ حاج‌تیمور؟

!سعید: اسی جان وایسا، یه لحظه

اسی: نه، می‌خوام صُحبَت کنم

!سعید: آروم! آروم باش

!سعید: آروم باش

تیمور: چی؟

!تیمور: وِل کن، بینَم

تیمور: مَنظور؟

اسی: دخترت رو بِهِم نمی‌دی؟ !تیمور: نه

اسی: نمی‌دی؟ !تیمور: نه

اسی: دخترت رو نمی‌دی؟ !تیمور با فریاد: می‌گم نه

!تیمور: دِ... بلند شو برو سرِ جات

سعید: بشین اینجا، اسی جان

!اسی: نُچ !سعید: بِشین

!اسی: بدبخت !فَرَنگیس: هه

...قَبلِ اِنقِلاب از اَعلی‌حَضرَت می‌رفتی بالا

...از عُلیاحَضرَت می‌اومدی پایین

!اسی: الآن برای من حاج تیمور شده

تیمور: حاج آقا دیدی؟ دیدی خِدمتتون عَرض کردم؟

!بِالاَخَرِه اون طینَتِ خَبیثِ خودش رو نشون داد

!تیمور: عزیزم، من عَوَض شدم !مُتَحَوِل شدم! تَغییر کردم

دل سِپُردَم به اِنقِلاب به تو چه رَبطی داره؟

جارو بالا، تو سَرِ پیازی؟ تهِ پیازی؟ چی می‌گی؟

تیمور: من تمامِ مُدّتِ جَنگ کمک‌هایی که ...به جِبهه‌ی حَق عَلیه باطِل می‌کردم

حاج‌آقا در جَریانه. حاج‌آقا، هستی یا نه؟

سعید: والله خِیر اما خب اگر !‌کردید که خدا خِیرِتون بِده

!اسی: زِر می‌زنه

!تیمور: تموم شد !سعید: هیس

...من دلم می‌خواد دخترم رو بِدم

به یه آدمِ مُؤمِنِ مُتِعَهِدِ اِنقِلابی مثلِ این حاج‌آقا

سعید: من؟

پری: اِ... وا! آقا تیمور؟

حاج خانم، از لَحاظِ وَجَنات عَرض می‌کنم

!نه یه آدمِ عَلافِ مُطرِب مثلِ این یکی

!تیمور: حالا مُطربی‌اش تو سرش بخوره !فرنگیس: بابا جون

!بابا جون، رفته تو فیلمِ مُستَهجَن بازی کرده !تمامِ هَمسایه‌ها می‌دونن

فیلمِ مُستَهجَن چیه؟

اسی: این حرف‌ها چیه؟ جَریانِ این فیلمه چیه؟

!سعید: نه، هیچی نیست! ولش کن

اسی: نه، آخه یکی دو بار هم تو کُمیته تو گوشَم خورده! این فیلمه قَضیه‌اش چیه؟

!سعید: گُذَشت رفت، تموم شده رفت !پری: داداش حالا چه موقِعِیه گیر دادی

اسی: نخیر! من دارم می‌شنوم

من یه دونه فیلم بازی کردم ...اونم با دو تا سِتاره‌ی سینما بود

!نه توش کاباره بود! نه توش دختر بود !نه توش مَشروب بود

راجِع به ناموس‌پَرَستی بود

منم ناموس‌پَرَست بودم !برای دِفاع از ناموسَم کُتَک می‌خوردم

این مُشکِلِش چیه؟

مُشکِلِش چیه؟

تَوَجُه نکردی چی شد؟ مُشکِلِت چیه؟

صدای فَردین در فیلم: چرا می‌خوای وادارَم کنی اون چه که نبایِست بگم، به زِبون بیارم؟

پیش از اینکه بکُشمش، بی‌سیرَتِش* کردن (تجاوُز کردن)

(صدای موسیقی)

!فردین: ناموسِ من رو! سَتار

(صدای موسیقی)

!بِیک: آهای رَجَب

!بِیک: رَجَب! زَنجیرت رو پاره کن

بِیک: اگه من اینجام، پس تو کجایی؟ هان؟

!صدای دوبلورِ اسی: همچین خوب مُلتَفِتِ قَضایا نشدم

آقایون طَلبی دارن، ها؟

دوبلورِ اسی: بله؟ !بِیک: هان؟ خودشه

!بی‌شَرَفترین دُزدِ ناموسِ کِشوَر

!بِیک: مُتِجاوِز

(صدای موسیقی)

!فردین: خب می‌کُشَمِت !اگه بیای جلو هَلاکِت می‌کنم

(صدای موسیقی) (صدای کتک زدن و درگیری)

فردین: اینم به خاطرِ «مُنَوَر» که مثلِ گُل پاک بود

!اسی: آخ! تُف تو روحِت، خسروی

(صدای درگیری در فیلم)

!اسی: آخ! تُف تو روحت، خسروی

سعید: بدتر از این مُمکِن بود پیش بیاد !عِیب نداره

من بهت گفتم فیلمنامه رو بخون !گفتی حَلّه! این شد عاقِبَت

!اسی: من ناموس‌پَرَستم

اسی: این‌ها تو فیلم ناموس‌پَرَستی من رو !این‌جوری کردن

سعید: هوم

!اسی: پا رو دُمِ من نذار

سعید: باشه، باشه، باشه !آروم باش! آروم باش

!اسی: عَصبانی‌ام

!سعید: باشه. آروم باش، اسی جان

(صدای موسیقی فیلم)

!این دروغه

!این، خودِ تَجاوُز به حَریمِ شَخصی دیگرانه

!این، خودِ سانسوره

♪ قشنگ‌تر از چشم‌هات کجاست؟ ♪ ♪ بگو برم بِجورَم ♪

♪ من عاشقِ چشم‌هات شدم ♪ ♪ چه جور هم ♪

♪ آهای، آهای خوشگلِ چشم ‌آبی ♪ ♪ با موی بورَم ♪

♪ قشنگ‌تر از چشم‌هات کجاست ♪ ♪ بگو برم بجورَم ♪

♪ ای خدا جان ♪ ♪ من 10 سال توی کُما بودم ♪

...اسی: ببخشید حاج آقا، من این رو برای

عشقِ قدیمیم فَرَنگیس خوندم

!مسئول: تَحویل بگیر

این آقا رو آوردی برای ما سُرودهای اِنقِلابی بخونه؟

!اسی: حاج‌آقا

...اِحساسی شدم خوندم وگرنه

آهَنگ‌های دیگه هم بلدم حِماسی و این‌ها، می‌خواین براتون بخونم؟

...اسی: بخونم؟ نگاه... مثلِ

♪ آمریکای کِثافَت ♪

♪ آمریکای کِثافَت ♪

♪ صَدّامِ بی‌لیاقَت ♪

♪ گربه پَرید روی بام ♪

ببخشید

اسی: حاجی‌جون، نوکَرِتَم! لباسم چه ایرادی داشت این رو دادی تنِ ما بپوشیم؟

!این اصلا کوتاهه! نگاه کن... آ

ببین! یه وَجَب کوتاهه !زشته جلوی این‌ها به خدا

!مَسئول: گروهِ سُروده، برادرِ من

پیرهنِتون باید با بچه‌های گروه هَماهَنگ باشه

!شَلوارتون مُهِم نیست، دیده نمی‌شه !بفرمایید

!اسی: چی بگم والله !خود دانید

مَسئول: حاج سعید، چرا گفتین که این وارِدِه؟

مَسئول: ای کاش یکی، دو بار می‌فرستادی ...لااَقَل با بچه‌ها

!یه تمرینی بکنه، بعد می‌فرستادیمش تو

!اسی: شما بیاین جلو دیگه، زشته

!اسی: حاج آقا

...این‌ها آخه هم‌سنِ منن؟ هم‌قَد

!آخه زشته من با این سن کنارِ این‌ها

!مَسئول: ببین اَخَوی همه‌ش که به صدا نیست

!باید از دل بیاد بیرون

حاج‌آقا، از دل مُمکِنه یه چیزهای دیگه‌ای بیاد بیرون

!اسی: حَنجَره، دیاف*، تِکنیک !این‌ها چه می‌دونن (دیافراگم)

!این‌ها باید برن بازی کنن توی این نَسل

...تو این سِن باید

!حاج آقا، ولی این خوبه

!اسی: برو اونجا !این خوبه! رو این سرمایه‌گُذاری کن

پسر بچه: اُ !اسی: بگو اُ پسر بچه: اُ

!این عالیه! این رو بردار

!حاج آقا

*عُذر که منظورم از دیاف (منظور صدای پُرقُدرت هست)

*مثلِ حَبیب، مثلِ سُلی، مثلِ خواهرانِ دَدِه بالا (هایده و مَهَستی)

(قِسمَتِ نُتِ بالای اُپرا را می‌خواند) مثلِ هاآآآآ

رهبرِ گروه: بفرما آقا، بفرمایید تهِ صف عذر می‌خوام. بفرمایید تهِ صف

مسئول: آماده‌اید؟ رهبرِ گروه: بله پسر: بله

سه، دو، یک

(سُرودِ خَلَبانان، مَلَوانان از جمشید نجفی)

♪ حَمله‌وَر شد ارتِشِ خَلقِ ایران ♪

♪ سوی دُشمَن از زمین و آسمان ♪

اسی: کجاست؟ ♪ نَروَد جُز راهِ حَق و راهِ دین ♪ -

♪ چو گرفته درسِ مَکتَب از قرآن ♪

♪ خَلَبانان، مَلَوانان ♪ ♪ ای اُمید و فَخرِ ایران ♪

(اسی اشتباه و تک‌خوانی می‌کند) ♪ خَلَبانان، قَهرَمانان ♪

♪ ای اُمیدِ بَهرِ ایمان ♪

♪ پَرواز کن، پَرواز ♪

♪ فِرِشته‌ی حَق هَمراهَت باد ♪

اسی: کجاست؟

♪ الله نِگَهدارَت باد ♪

!Yes :اسی

(سُرودِ اِی ایران، اِی مَرزِ پُر گُهَر)

♪ اِی ایران، اِی مَرزِ پُر گُهَر ♪

♪ ای خاکَت سَرچِشمه‌ی هُنَر ♪

♪ دور از تو اندیشه‌ی بَدان ♪

♪ پایَنده مانی تو جاوِدان ♪

♪ اِی دُشمَن از تو ♪ ♪ سَنگِ خاره‌ای، من آهنم ♪

فَرَنگیس: می‌خوام یه حَقیقتی رو بهت بگم، اسی

اسی: چی؟

برای من یه خواستگار اومده که از فامیل‌های نزدیکِ وَزیره

بابا، تو چرا فَراحُکومتی عَمَل می‌کنی؟

اسی: چرا بابای تو دُنبالِ شوهَر تو کابینه‌ی همه‌ی حِکومَت‌ها می‌گرده؟

!آخه این چه مَسخَرِه‌بازیه

!فرنگیس: خیلی بی‌شُعوری، اسی

به جای این حرف‌ها برو یه کاری پیدا بکن !بابام رو راضی بکنی

من چه کاری بَلَدَم غِیر از خوانندگی؟

من چه هنری غِیر از این دارم آخه؟

!تو بازیگر بودی

یادت نیست تو اون فیلمه چقدر طَبیعی کُتَک می‌خوردی؟

چیه؟

!چیه؟ باشه، تو هم ما رو مَسخَرِه کن

اسی: ای لَعنَت تو اون روحِ خسروی بی‌همه‌چیز که

ما رو بُرد تو اون فیلمه !آبِرو و شرفمون رو بُرد

!فَرَنگیس: راست می‌گی! ولش کن

آخه چیکار می‌خوای بکنی؟

دوباره بَندَم* رو تَشکیل می‌دم (band :گروه)

سعید که هست، صفا رو هم پِیدا می‌کنم !دوباره بَندَم رو تَشکیل می‌دم، مُنتها اِنقِلابی

حِماسی برای افزایشِ روحیه‌ی مَردُم

اون موقع می‌خوام ببینم ...بابات چه گُهی... چه تَصمیمی

!اسی: می‌خواد بگیره در قِبالِ من و تو

!من که چشمم آب نمی‌خوره

!فقط می‌خوام یه چیزی بهت بگم، اسی

باز چی شده؟

فَرَنگیس: اگه این دفعه دیگه به هم نرسیم

!من یه بَلایی سرِ خودم و خودت میارم

!خود دانی

!اسی: جان

!اسی: خیلی عوضِ خوب شدی

فَرَنگیس: راست می‌گی؟ اسی: آره

(صدای بازی بچه‌ها)

!فَرَنگیس: نکن

!یکی هم نمیاد گیر بِدِه به ما

(صدای موسیقی ما به هم محتاجیم) (خواننده: گوگوش)

مرد: داداش، با کی کار داری؟

اسی: جان؟

مرد: می‌گم با کی کار داری؟

اسی: من دنبالِ رِفیقِ قَدیمی‌ام می‌گردم، صفا

!ها! صفا! صفا

بچه‌‌های قَدیمی می‌گن دور و بَرِ راه‌آهنه

مرد: اونجاها دیدنِش

یعنی دیگه اینجا نیستن؟

!ها! یه سالی هست

اسی: باشه، دستت درد نکنه

ببخشید، آقا؟

مرد: می‌گم قیافه‌تون برای من آشناست !اسی: نه، آشنا نیست

ببخشید آقا

مرد: می‌گم شما بازیگرِ [فیلم] «دُزدِ ناموسی»؟

اسی: بله، من بازیگرِ فیلمِ دزدِ ناموس هستم

چند سال آواز خوندیم کسی یادش نیست

!یه فیلم، یه لَحظه بازی کردیم، همه یادشونه

!سینَماست دیگه آقا! سینَما

مرد: می‌گم ببخشید، آقا؟

...می‌گن شما با یه مُشتِ یارو رفتی تو کُما و

...مرد: می‌گم ببخشید، آقا ...اسی: ببخشید و زهرِ

!اسی: برو، بینَم

(صدای موسیقی ما به هم مُحتاجیم) (خواننده: گوگوش)

اسی: مادر جان، سلام

پیرزن: سلام

اسی: ببخشید، من دُنبالِ رِفیقم می‌گردم اسمش صفاست، می‌شناسیش؟

اِ! آره! مالِ گروهِ بِلَک دَگزه

اسی: گروه بِلَک داگز رو می‌شناسی؟

پیرزن: بله

اسی: یعنی پس منم می‌شناسی؟

پیرزن: بله، شما رو می‌شناسم‌ خوانندگی می‌کردید

اسی: بابا، نوکَرِتَم! خدایا شکرت !بِالاَخَرِه یک نفر ما رو شِناخت

!پیرزن: ولی صدات خیلی بد بود

!اسی: ول کن بابا، حالا صدای من رو این رو آدرس داری یا نه؟

پیرزن: نه، ندارم

(صدای بوقِ قطار)

!مرد: عینِ بچه‌ی آدم راه بیُفت !حَرِکتِ اِضافه کنی، سوراخِت می‌کنم

اسی: این چیه؟ اسلَحه برای چی برای من می‌کِشی؟

!مرد: خَفه شو! راه بیُفت

!اسی: حرفِ دهنت رو بفهم این چه طَرزِ بَرخورد با هنرمنده؟ !مرد: راه بیُفت

!مرد: راه بیُفت، بهت می‌گم اسی: یعنی چی؟ کجا باید برم؟

!مرد: می‌گم راه بیُفت

!اسی: اِ

(صدای موسیقی)

!اسی: برو بینم... اِ

(صدای موسیقی)

!اسی: ای خدا

!اسی: یواش

!اسی: بابا! اِ

!اسی: یواش، بابا

(صدای خنده‌ و قِلقِلَک شدنِ اسی)

!مرد: خیلی حرف می‌زنی ها

!اسی: هیچی ندارم، بابا

!فتانه: اِ! اسی اسی: فَتانه؟

فَتانه: تویی؟ اسی: تویی؟

فَتانه: تو هنوز زنده‌ای؟

!اسی: آره بابا، من هنوز زنده‌ام

فَتانه: اینجا چیکار می‌کنی؟

!اسی: هیچی بابا، من دارم دُنبالِ صفا می‌گردم

اسی: اِ! دُنبالِ چی می‌گردی تو شَلوارِ من که

احساس می‌کنی توی شَلوارِ خودت نیست! ها؟

اسی: اگر دُنبالِ پول هستی نگاه کن، پولی ندارم

صفا: اسی؟

(صدای موسیقی)

!صفا

(صدای موسیقی)

صفا: رِفیق

!اسی: بابا

(صدای موسیقی)

مأمور: فرستادی کمین؟ مَأمورِ دیگر: بله حاجی، گذاشتمش کمین

!حواسِت باشه به اینجا، الآن من میام

حاج محمد: تا جایی که می‌شه زنده می‌خوامشون !مأمور: چشم، حاجی

!مَأمورِ دیگر: حاج محمد

برادرخانمِ حاج سعید رو آوردن اون‌وَر

مَأمورِ دیگر: شما هم یه چِک بفرمایید

(صدای موسیقی)

!حاج محمد: تُف به اون ذاتِت

این اینجا چیکار می‌کنه؟

!حاج محمد: بده بی‌سیم رو ببینم

مَرکَز! مَرکَز! داوودی‌کیا

مَرکَز! مَرکَز! داوودی‌کیا

پس مُنافِق شدی، نه؟

صفا: مُجاهِد

!اسی: حالا هر کوفتی

اسی: من می‌دونستم تو با این دست‌فَرمون بری !بِالاَخَره یه گوهی می‌زنی

!داریم مُبارِزه می‌کنیم

‫oww، این هنوز عَصبانیه، آره؟ ‫هنوز هم طَلَبکاره؟

آبِ توبه رو ریختی سرش و گرفتی مُبارَک کردی، نه؟

!تو مثلِ اینکه تَنِت می‌خاره ها

!می‌خاره که هیچی، عَصبانیتت هم جَذابه

!فَتانه: ببین، اعصاب-مَعصاب ندارم ها صفا: فَتانه؟

صفا: فَتانه؟

!صفا: داره شوخی می‌کنه تو این رو نمی‌شناسی؟

!فَتانه: صفا، این رو جَمعش کن

!صفا: برو به کارِت برس

اسی: صفا، من رو جَمعَم کن

سعید: حاج محمد، سعیدم. چه خبر؟

حاج محمد: ببین، ما تو کَمینِ مُنافِق‌هاییم

...خدا شاهده، اگر دَستورِ حَمله برسه

!من مُلاحِظه‌ی هیچ‌کس رو نمی‌کنم

!حَمله رو شُروع می‌کنم

!سعید: خب به سلامتی

حاج محمد: چی رو به سلامتی؟ !برادر زنت اون‌وَره

!قاطی مُنافِق‌هاست آخه اون اینجا چیکار می‌کنه؟

سعید: چی؟

حاج محمد: برادرخانمِ حَضرتِعالی اون طرفه !تو مُنافِق‌ها

سعید: حاجی، جونِ جدِّت کاری نکن !تا من برسم

!بلایی سرش بیاد، بیچاره می‌شم

!یا صاحبِ صبر

!سعید: پای بی‌سیم باش

این‌وَری؟ یادِ ما کردی؟

...اسی: شما که انقدر مَرام و مَعرِفَت نداشتی

بیای به رِفیقِ قَدیمیت سر بزنی تو بیمارستان

بگی بعد از این همه مُدَّت !از کُما اومده بیرون! تُف

صفا: به جونِ اسی، توی یه سالِ اخیر حَدِاقَل 50 بار اومدم بالای سَرِت

ولی جُلو نمی‌تونستم بیام

شَرایِطِ من خیلی پیچیده‌ست

شَرایِطِ منم خیلی پیچیده‌ست

!تَوَجُه نکردی چی شد، خیلی پیچیده‌ست

!اسی: تمامِ مَواضِعِ بابای فَرَنگیس عَوَض شده

!از این رو به اون رو شده

به خاطِرِ همین اومدم اینجا

آقا، من می‌خوام دوباره بَندِمون رو تَشکیل بدیم. من، تو، سعید

اسی: آقا، می‌ریم تَعَهُدنامه می‌نویسیم که دیگه از اون آهَنگ‌ها نمی‌خونیم

جاش آهَنگِ انقلابی می‌خونیم حِماسی می‌خونیم

!می‌خوام دستت رو بذارم تو دستِ سعید

!فَتانه: پس می‌خوای تَشریف ببری، آقا صفا

!اسی: تو رو هم می‌بریم

مُنتِها این دفعه رَقاص نمی‌خوایم !چرا؟ چون شَرایِط کامل عَوَض شده

اسی: بوفه رو می‌دیم دستت، چطوره؟

!صفا

فَتانه: بیا

بابا، انقدر به این گیر نده !سر به سرش نذار

!صفا: این فرقِ شوخی، جِدی تو رو نمی‌فهمه !جِدی می‌گیره، یه کاری دستمون می‌ده

چرا این رو گرفتی؟

!برم، ببینم چیکار داره

ببین، من سَر-مَرَم درد می‌کنه یه قُرصی، چیزی نداری بخورم؟

صفا: چایی رو بخور قُرص هم دَمِ اون کتابخونه پیدا می‌کنی

صفا: چی شده؟ ناراحت شدی؟ !بابا، این شوخی می‌کنه

فَتانه: می‌شه از این احمَق واسه رسیدن به سعید بهمن‌لو و رُفَقاش اِستِفاده کرد

صاف: نه! من فقط همین یک رِفیق برام مونده

فَتانه، این یه دونه رو دیگه !واردِ این بازی‌ها نکن

علی: اولویتِت رو مُشَخَص کن

!علی: یا مُبارزه یا رفیق‌بازی

!فَتانه: راست می‌گه دیگه، اِنتِخاب کن

!اسی: بسته نیست این

فَتانه: رِفیقِت یا سازمان؟

صفا: اسی، چیکار کردی؟

اسی: هیچی، یه دونه از این قرص‌ها خوردم

خوردی؟

شیاف بود؟

!احمق! سیانور* بود (ماده‌ی شیمیایی کُشنده)

!اسی: خیله‌خُب بابا !سیانور بوده دیگه

(صدای افتادنِ اسی)

!صفا: بیاین! بیاین بچه‌ها، سیانور خورده

حاج محمد: وای! فهمیدن فامیلِ حاج سعیده دارن شِکَنجه‌اش می‌کُنن

سعید: سلام خسته نباشید

حاج محمد: سعید جان، به موقِع اومدی

!سعید: خب، خدا رو شکرت

!حاج محمد: دارن برادرزنت رو می‌کُشن

سعید: حاجی، این به موقِع است؟

!حاج محمد: آره دیگه! قبل از مرگشه

سعید: خدایا! چیکار کنم؟ !بدِه به من! بِده به من این رو ببینم

(صدای موسیقی)

مرد: بیا بالا! بیا بالا! چِت شد تو؟

صفا: خوبی؟

صفا: خری تو مگه؟ چرا سیانور خوردی؟

!اسی: خفه شو ...من بهت گفتم سرم درد می‌کنه

گفتی قرص اینجاست، بَردار

...من از کجا اصلاً برای چی سیانور نگه می‌داری؟

صفا: تو مَکتَبِ ما تَسلیم شدن نیست لَحظه‌ی آخر خودمون رو فدای خَلق می‌کنیم

!اسی: خفه صفا: چته؟ چته؟

اسی: آقا، تو چه مَرَضی داری؟ !همه‌ش داری مُبارِزه می‌کنی

!قبل از اِنقِلاب داری مُبارِزه می‌کنی

!بعد از اِنقِلاب داری مُبارِزه می‌کنی ...الآن داری

!بابا، دو دقیقه بشین! مُبارِزه نکن !ببینیم چی می‌شه

!مرتضی: مُسَلَح شید، وَقتِ مُبارِزه است

!اسی: بابا، خفه شو

صفا: چی شده، مرتضی؟ مرتضی: بچه‌ها کُمیته رو دیدن

!صفا: مُسَلَح شید سرِ جاهاتون

!فَتانه: دیدید گفتم این نِکبَت هم با اون‌هاست

!فَتانه: تَله گذاشتن برامون

صفا: اسی؟

!اسی: به مرگِ مادرم، من با کسی نیستم

من فقط به عشقِ فَرَنگیس اومدم !اینجا با تو صُحبَت کنم، همین

!فَتانه: «ننه، من غَریبم» بازی در نیار

!فَتانه: صفا، کارِ خودشه

!صفا: فَتانه، اسلَحه‌ا‌ت رو بیار پایین !رفیقمه

این خر و نَفَهم هست ولی آدم‌فروش نیست

اسی: اولاً خر و نَفَهم جَد و آبادِته !صفا: اِ

!اسی: دوماً راست می‌گه !من واقعاً آدم‌فروش نیستم

اسماعیل؟

!اسی، خودت رو نشون بِده

!سعید: صفا

صفا: صدای سعیده؟ !سعید: اینجا تَحتِ مُحاصِره‌ست

سعید: تَسلیم شو! براتون چند دقیقه !مُهلَت گرفتم تا تَسلیم بشین

اسی: سعید؟

!صفا: برو کنار اسی: آقا، یه دقیقه وایسا !می‌خوام با سعید حرف بزنم، بابا

!سعید: صفا

اسی: آقا سعید؟

!سعید: این که حالش خوبه، اِلهی شُکر

!اسی: ببین

!حاج محمد: چیزیش نیست که اسی: سعید؟

!اسی: صفا اینجاست !فَتانه: هیس! خفه شو

!صفا: بیا کنار !اسی: بابا، صفا

سعید: کی؟

سعید: چی می‌گی؟

حاج محمد: چی می‌گی؟

اسی: صفا اینجاست ...سعید: بابا !اسی: سعید، فَتانه هم هست

چی؟

حاج محمد: کی؟

!اسی: بابا، فَتانه! فَتانه، فَتانه بود

...حاج محمد: استَغفُرالله رَبی

!حاج محمد: بابا، قِباحَت داره

...سعید: نه، حالا که می‌دونی

این به هر حال قرص که می‌خوره حالش یه حالی می‌شه

!اسی: فتانه اینجاست

فَتانه: چی می‌گه این خُل و چِله؟ !اسی: بیا یه دقیقه یه قِر بده

!صفا: بیا برو اون ور !فتانه: صفا، بگو بشینه اون ور، اَه

!حاج محمد: آه

!اسی: یا ابوالفَضل

!سعید: آتیش بریزین روشون

...صفا: فتانه

!علی: آه

صفا: علی؟ علی؟ علی؟

!اسی: برادرها، یه دقیقه

!بخواب رو زمین

!مُنافِق: آتش

(صدای موسیقی) (صدای تیراَندازی)

!فتانه: آه

(صدای موسیقی) (صدای تیراَندازی)

!حاج محمد: رضا، مُراقِب باش

!علی: آی !حاج محمد: علی

(صدای موسیقی) (صدای تیراَندازی)

!حاج محمد: رضا

!مُراقِب باش، حاجی

!صفا: اَشک‌آوره! جمع کنید !برید... برید... برید

(صدای موسیقی)

!سعید: اسی! بیا بیرون

!سعید: اسی

(صدای موسیقی)

!سعید: اِسماعیل، بیا بیرون !اسی

(صدای موسیقی)

!اسی: آخ

wow٫ wow٫ wow, wow, wow, wow :اسی

شرمنده حاجی، کلِ مَنطَقه رو گشتیم

ولی نتونستیم صفا و فَتانه رو پیداشون کنیم

اسی: یعنی چی نتونستید صفا و فَتانه رو پِیداشون کنید؟

آقا، هر کسی که این‌جوریه فَتانه‌ست

...هر کی هم که موهاش تا !دیدی بَنده‌ی خدا موهاش دیگه ریخته

...اون صفائه! می‌خوام وَجَب به وَجَبِ

این تهران را بگردید تا دو ساعتِ دیگه پیداشون کنید

!اسی: باهاشون کار دارم! مُرخَصی

چشم

اسی: به کجا رسیدید؟

این چی می‌گه؟

!هیچی، حاجی

حاج محمد: این چی می‌گه؟ سعید: برو

!سعید: حاجی! حاجی! حاجی! حاجی! هیس حاج محمد: تو می‌دونی چیکار با ما کردی؟

حاج محمد: اگه به خاطرِ تو نبود !ما اون‌ها رو گرفته بودیم

حاج محمد: می‌دونی به خاطرِ تو چند تا از بچه‌های ما مَجروح شدن؟ !سعید: هیس

...حاج محمد: تو دهنِ !سعید: اِ... حاجی؟ حاجی

حاج محمد: دهن من رو چرا می‌گیری؟ !سعید: حرفِ زشت نزن

!حاج محمد: بابا، من که حرفِ زشت نمی‌زنم که !اِ

اسی: آقا، شما با تو‌پ و تُفَنگ و کِلاشینکوف... تِر، تِر، تِر

!نتونستید مُنافِقین رو بگیرید به من گیر می‌دی؟

اسی: این من بودم وسطِ مُنافِقین !رو در رو باهاشون جَنگیدم

با چه سِلاحی؟

!اسی: فُحشِ ناموس

انقدر فُحش دادم از بالا تا پایینشون

تَحتِ تَأثیر قرار گرفتن همه‌شون گریه کردن

!خودِ منم گریه کردم

علتِ گریه‌ی اون‌ها فُحشِ شما نبود

گازِ اشک‌آوری بود که !بچه‌های ما انداخته بودن اونجا

اسی: گازِ اشک‌آور؟ ...آقا سعید، گفتم تو هر عَمَلیاتی

هر کاری می‌خوای بکنی !با من هَماهَنگ باش

سعید: چی می‌گه حاجی؟

این چی می‌گه حاجی؟

!دهنت رو ببند

!دهنت رو ببند

!حاج محمد: آروم باش سعید: تو اصلاً از کُما چرا در اومدی؟ !حاج محمد: اِ... اِ

سعید: کو اسلَحه‌م؟ اسلَحه‌م کو؟ ...حاج محمد: اِ... اِ... اِ... اِ !سعید: بابا، خودم رو می‌خوام بزنم

حاج محمد: اِ... بابا، این چه حرفیه ...«خودم رو»

!سعید: ای خدا حاج محمد: بیا آب بخور

...سعید: این چه اِمتحانِ اِلهی‌ بود

سرِ راهم گذاشتی؟

حاج محمد: آب بخور، آروم باش! آب بخور

اسی: ببین، من اگر نبودم سعید تا الان کشته شده بود فَرَنگیس: نُچ، نُچ

!پری: وا! زبونت رو گاز بگیر! خدا نکنه

اسی: خدا نکنه چیه؟ روزِ خیلی... خدایا شُکرِت، فقط شُکرِت

!فَرَنگیس: دستِ شما درد نکنه

پری: خواهش می‌کنم

!پری: ماشاالله، ماشاالله !چقدر هم به هم میاین

(صدای پخشِ آهنگِ فَرَنگیس) (خواننده: سیاوش قمیشی)

پری: بابا خوبه، عزیزم؟

فَرَنگیس: بله، سلام می‌رسونن

پری با خنده: اون رو که قَطعاً نمی‌رسونه

!ولی خب اِشکال نداره سلامَت باشن

اسی: ها؟ !پری: ها

اسی: ها کِه! کارِ واجِب داری نشستی؟

♪ شب، شب که می‌شه ♪ ♪ تو کوچه‌ی غَم ♪

!پری: نشستم با عروسمون مُعاشِرَت می‌کنم دیگه

سه تا هم چایی آوردم

♪ اَشکِ من می‌شه سِتاره ♪

!پری: اِ

اسی: الآن شد دو تا

♪‌ من چشم‌هام رو به اَبرها می‌دم ♪

!پری: جَمع کن پات رو

♪‌ آسِمون بارون می‌باره ♪‌ - اسی با داد: وَحشی! چایی رو کجا بردی؟

♪‌ می‌خونم آخ که دیگه فَرَنگیس ♪‌

...اسی: خب

...من گفتم بیای اینجا

♪‌ عشقِ تو داغونم کرد ♪‌ - وَضعِ خونه، زندگی من رو ببینی -

♪‌ به کی بگم که چشم‌هات ♪‌ - ...من قبلِ کُما، اون زمان -

♪‌ تو غُصه زندونم کرد ♪‌

اسی: بهت دُروغ گفتم !فَرَنگیس: می‌‌دونم

اسی: یعنی چی می‌دونم؟ ...یعنی ننه، بابام، خارج

آره، می‌دونم، می‌دونم

...اسی: یعنی تمامِ اون !فَرَنگیس: همه چی رو می‌دونم

ولی من اومدم یه حَقیقتی رو بهت بگم، اسی

چی شده؟

...من اومدم بهت بگم که

!تا پای جونم باهات هستم

♪‌ پَنجِره‌ها با فریاد می‌گن ♪‌

♪‌ کی باز می‌خونه ♪‌ - ...تو تمامِ سَختی‌ها -

...تو تمامِ مُشکِلات

قَدَم به قَدَم

...تو تمامِ حَوادِث

شونه به شونه‌ی هم

اسی: بالا، پایینِ زندگی؟ !فَرَنگیس: هستم

!اسی: جان

(صدای آژیرِ وَضعیتِ قرمز)

اسی: صدای چی بود؟ !فَرَنگیس: یا خدا

!صدای گوینده‌ پیامِ آژیرِ خَطَر: تَوَجُه، تَوَجُه ...عَلامَتی که هم‌اکنون می‌شنوید

...گوینده: اِعلامِ خَطَر یا وَضعیتِ قرمز است !اسی: هوی

و مَعنی و مَفهومِ آن این‌ است که حَمله‌ی هوایی انجام خواهد شد

!تیمور: برو تو، بابا

(صدای موسیقی)

!تیمور: برو تو

(صدای موسیقی)

!فَرَنگیس: اسی، برو دیگه تو! برو! برو !برو! واینسا

(صدای موسیقی)

!تیمور: یعقوب دست بجُنبون !یه خُرده زودتر

!تیمور: زودتر برو تو

فَرَنگیس: سلام، بابا جون

تیمور: سلام، بابا جون

تیمور: اِ! ساعت چنده، بابا؟ کجایی تو؟

فَرَنگیس: ببخشید بابا جون، این‌ها چیه؟

!تیمور: چیزی نیست بابا

تیمور: غذات رو گذاشتم روی چِراغ !سَریع برو، نسوزه فَرَنگیس: دستتون درد نکنه

فَرَنگیس: چشم، چشم، چشم

تیمور: برو بابا جون، برو بالا

تیمور: بدو باریکَلا

(صدای موسیقی)

تیمور: چیکار کردین بابا؟ !یه خُرده دست بِجُنبونید! صبح شد

تیمور: عجب بدبختی‌ای گِرِفتار شدیم !بابا، این برنج‌ها رو بذارید این بَغَل

!تیمور: کیسه‌ها رو بذارید بعد

!تیمور: بدو بینَم! این‌ها رو بذارید این‌وَر !عجبا

!یه خُرده سریع‌تر

تیمور: بسمه‌ تعالی... با کَسبِ اجازه از مَحضرِ پر فِیضِ حاج سعید

همسرِ گِرامی و گِرانقَدرِشون و فرزندِ بَرومَندشون

حاج آقا، این رو می‌خواستم خدمتتون عَرض کنم که

سابِقه نداره من با یک مُفسِدِ فی‌الاَرض هم‌صُحبَت بشم

الآن هم که دارم با ایشون صُحبَت می‌کنم !صِرفاً به خاطرِ حُضورِ جِنابعالیه

سعید: خواهش می‌کنم

تیمور: آخه کسی نیست به این بابا بگه که ...آقای مَجهول‌ الهُویه، مَعلوم الحال

تیمور: تو این خونه چی عوض شده که تو بلند شدی دوباره اومدی؟ !اسی: دایی جان، میوه بردار

تیمور: چی تَغییر کرده؟ اسماعیل کوچک: بابا؟

سعید: جانم؟ تیمور: بگو برای چی اومدی؟

اسی: تموم شد؟ اسماعیل کوچک: میوه بخورم؟

سعید: آره، بخور !تیمور: بفرما

!حاج آقا

تیموری

بَنده با شما یه صحبتی دارم !مُنتِها نه اینجا

!بیرون

با من؟

تنهایی؟ توی حیاط؟

(صدای جیرجیرَک)

...اسی: خب

تیمور: بله؟

!اسی: ببین، مَرتیکه‌ی مُحتَکِر* برات دارم کسی که جِنسی را پنهان می‌کند) (تا گِران شود و بعد بفروشد

!تیمور: مُؤدَب باش! درست صحبت کن

!حاج‌ تیمور جلویت وایساده

چشم، مَعذِرت می‌خوام

حاج تیمورِ مُحتَکِر

بنده از جیک و پوک و بالا و پایینِ زندگی شما خبر دارم

اسی: از اون دو تا، دو تا وانتی که

روغن و برنج می‌بَرید تو انبار !اِحتِکار می‌کنید که گرون شه، خبر دارم

می‌دونی حُکمِش چیه؟ !زندان

اسی: اگر تِکرار کنی، اِعدام !و شما تِکرار کردی و من شاهِدَم

!حالا تَوَجُه بنما

اسی: این چیه؟ کارتِ حاج سعیده

حاج سعید کیه؟ دومادِ بنده

من کی‌ام؟ برادر خانمِ حاج سعید

حاج سعید کجاست؟ تو خونه! یعنی چی؟

اسی: یعنی دزد حاضِر، بُز حاضِر

!حالا خود دانی

تیمور: الآن شما بُز می‌شی یا حاج سعید؟

!اسی: بُز می‌شه جَد و آبادِت !تیمور: آها، آها اسی: آفَرین

حالا اگر رِضایت دادی ...همین الآن رفتیم تو خونه

اسی: که من با فَرَنگیس ازدواج کنم که هیچ مُشکلی نداریم

پنج تا سِکه هم مِهرش می‌کنم به نیتِ پنج تَن

...اسی: وگرنه یه کاری می‌کنم

...طَنابِ دار این‌جوری بیاد اَه... می‌ره بالای سر !خودمم می‌زنم زیرش

!توجه نکردی چی شد این لَحظه رو !خودم می‌زنم زیرِ چهارپایه‌ات

بعد دستِ فَرَنگیس رو می‌گیرم !می‌رم سرِ خونه، زندگیم

کاری با میراثِت می‌کنم که اسکندر با تختِ جمشید نکرد

تَصمیم چیست؟

!اسی: مبارکه

اسی: اِن‌شاء‌الله سَعادَتِ غُلامی شما رو داشته باشم

(صدای موسیقی)

سعید: بابا، مگه تو دیوانه‌ای؟

من 10 سالِ پیش خواهرت رو !گرفتم تموم شد، رفت

!سعید: اِ !اسی: خیلی اشتباه کردی، خیلی بی‌جا کردی

پیرمرد: سلام سعید: سلام، آقا

اسی: شما مگه اجازه گرفتی از من؟

سعید: شما تو کُما بودی‌ ازتون اجازه می‌گرفتم؟

!اسی: تَوَجُه نکردی چی شد آیا اجازه گرفتی یا نگرفتی؟

!سعید: نه، نگرفتم !اسی: پس قَضیه مُنتَفیه

قَضیه‌ی ازدواجِ شما با خواهرِ من مُنتَفیه !عزیزِ من

سعید: یعنی چی مُنتَفیه؟

...اسی: چون من تَحقیقاتِ مَحَلیم رو انجام !ندادم

سعید: شوخی داری؟ تَحقیقاتِ مَحَلی از من، اسی؟

!اسی: بله، من شما رو نمی‌شناسم سعید: من رو نمی‌شناسی؟

اسی: شما کی هستی؟

سعید: من کی‌ام؟ ...اسی: به چه اجازه‌ای اومدی خواهرِ من

!اسی: تَشریف بیار بینم، آقا

مرد: بله؟

اسی: چه نِسبَتی با هم دارید؟

مرد: چطور؟

اسی: بَنده برادرِ خانمِ حاج سعید هستم

مرد: ما زن شوهر هستیم

سعید: بفرمایید خواهرم، بفرمایید برادر بفرمایید، ببخشید، من مَعذِرَت می‌خوام

!سعید: بِده من

!ببین

!تا الان به اِحترامِ پریه که بهت هیچی نمی‌گم

از اینجا به بعد کوچیک‌ترین ...مَسخَرِه‌بازی‌ای در بیاری

!می‌دَمِت دستِ داوودی‌کیا فهمیدی یا نه؟

!اسی: نه

(صدای موسیقی بادا، بادا، مبارک، بادا) (صدای کِل زدن)

(صدای موسیقی بادا، بادا، مبارک، بادا)

(صدای صَلَواتِ دَسته‌جمعی) (صدای گوسفند)

(صدای موسیقی بادا بادا مبارک بادا)

♪ الهی که کور بشه صَدّام یَزیدِ بی‌حَیا ♪

♪ بمیرن گورباچُف* و مُنافقینِ بی‌حَیا ♪ (آخرین رِئیس‌جُمهورِ شوروی)

♪ بادا، بادا، مبارک بادا ♪ - سعید: کجا، اسی؟

♪ ایشالا مبارک بادا ♪ - !اسی: زنمه !سعید: زشته! بشین زشته

...تیمور: بادا، بادا، مبارک !خواننده: همه با هم ها

♪ ایشالا مبارک بادا ♪

جَشنِ ما سَنگینه و رَنگین ♪ ♪ و با وَقار و خوب

جَشنِ ما سَنگینه و رَنگین ♪ ♪ و با وَقار و خوب

سعید: این کِراوات چیه زدی؟ !داری آبِرومون رو می‌بَری

♪ بادا، بادا، مُبارک بادا ♪ ♪ ایشالا مُبارک بادا ♪

اسی: مگه من به خودکارِ بیکِ تو ‌گیر می‌دم؟

حاج محمد: فکر کنم اوضاع خیطه بهتره بریم، این‌ها راحَت باشن تیمور: آخی

مأمور: حاج‌آقا نمی‌شه یه ذَرّه دیگه... بمونیم؟

تیمور: حاج‌آقا، تَشریف داشتید. کجا؟

!تیمور: شام در خِدمَت باشیم، حاج‌آقا حاج محمد: خواهش می‌کنم

سعید: پنج دقیقه می‌رم بیرون کارهاتون رو بکنین

!فقط رُعایَت کنید خواهش می‌کنم

اسی: جانِ من می‌ری؟ سعید: رُعایَت کن

!اسی: برو، برو، دَمِت گرم

♪ بادا، بادا، مبارک بادا ♪ (صدای سوت اسی)

(صدای دست و سوتِ مهمان‌ها)

(صدای نَواختنِ اُرگ) (آهنگِ پرنده‌‌ از مارتیک)

!اسی: بلند شو بینَم رحمت، بابا !بلند شو! بلند شو

!آقا، بلند شو دیگه !بابا، لامَصَب می‌گم بلند شو

(صدای موسیقی شاد) (صدای کِل و جیغِ مهمان‌ها)

‎(صدای آهنگِ پرنده از مارتیک)

♪ پرنده ♪

♪ پرنده ♪ - اسی: تِکنو بزن. آهنگ رو بزن تِکنو

‫ (اسم ترانه: Youre My Heart Youre My soul) ‫ (‫خواننده: Modern Talking)

(صدای موسیقی سَبکِ تِکنو) (صدای جیغ و دستِ مهمان‌ها)

♪ Deep in my heart ♪ (...در ژَرفای دلم)

♪ there’s a fire a burning heart ♪ (آتشی سوزان است)

♪ Deep in my heart ♪ (...در اعماقِ وُجودَم)

♪ there’s desire for a start ♪ (طُلوعی تازه اِنتِظار می‌کِشد)

♪ I’m dying in emotion ♪ (دارم در دریای اِحساس غَرق می‌‌شم)

♪ It’s my world in fantasy ♪ (پَناهگاهِ من اینجاست در رویاهای بی‌پایان)

♪ I’m living in my, living in my dreams ♪ (من در رویاهام، در رویاهام نَفَس می‌کِشَم)

♪ You’re my heart, you’re my soul ♪ (تو قلبِ من و جانِ منی)

♪ I keep it shining everywhere I go ♪ (هر کجا که باشم، روشنایی را با خود می‌بَرَم)

♪ You’re my heart, you’re my soul ♪ (تو قلبِ من و جانِ منی)

♪ l be holding you forever ♪ (تو را همیشه در آغوش می‌گیرم)

♪ stay with you together ♪ (و برای همیشه با تو می‌مانم)

(صدای موسیقی)

خواننده اُرکِستِر: خب، دوستان به افتخارِ عروس، دومادهای گُلمون

یه دستِ خیلی مُرَتَب و قشنگ بزنید خواهش می‌کنم

(صدای دست و جیغ زدنِ مهمان‌ها)

می‌دونید که امشب عروسی دوستِ عزیزمون آقا اسی گُله

خواننده اُرکِستِر: به خاطرِ همین می‌خوایم ازش دَعوَت کنیم

مَجلسِ خودش رو جَلا ببخشه با اون صدای قشنگش

آهنگِ «مَلوسِ جادّه چالوس» رو برامون بخونه

خواننده اُرکِستِر: مَلوسِ جادّه چالوس

مِهمان‌ها تَشویق‌کنان: مَلوسِ جادّه چالوس

مِهمان‌ها تَشویق‌کنان: مَلوسِ جادّه چالوس

مِهمان‌ها تَشویق‌کنان: مَلوسِ جادّه چالوس

مِهمان‌ها تَشویق‌کنان: مَلوسِ جادّه چالوس

♪ بودم تو غُصه مَأیوس ♪ ♪ یه ناامید، یه مَأیوس ♪

♪ دیدم تو رو سرِ پیچ ♪ ♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪

هم‌خوانی مِهمان‌ها: مَلوسِ جادّه چالوس

♪ سَوارِ ماشین بودیم ♪ ♪ دَمِ تونِل کَندُوان ♪

♪ بابات کِشید یه مَعکوس ♪ ♪ اونم چی؟ با مینی‌‌بوس ♪

♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪ ♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪

♪ بودم تو غُصه مَأیوس ♪ ♪ یه نااُمید، یه مَأیوس ♪

♪ دیدم تو رو سَرِ پیچ ♪

♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪

♪ ...مَلوسِ جادّه چا ♪

(سُرودِ آمریکا، آمریکا از اِسفَندیار قَره‌باغی)

اسی: آمریکا، آمریکا همه: نَنگ به نِیَرنگِ تو

♪ خونِ جوانانِ ما می‌چِکَد از چنگِ تو ♪

♪ اسی: ♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪ مَلوسِ جادّه چالوس ♪

(صدای کِل زدن خانم‌ها)

!اسی: برادرها

عُذرخواهی می‌کنم، ببخشید

مَراسمِ مُستَکبِرین تموم شد رسیدیم به شامِ مُستَضعَفین

عُذرخواهی می‌کنم، چند دقیقه‌ای هم اینجا عَلاف شدین، ببخشید

...اسی: آقا، فقط یه چیزی

...ما بعد از اینکه اِن‌شاالله شام رو خوردیم

...مَراسِمِ عَروس‌کِش داریم، شما هم

با همین ماشین پاتروله، باحاله بیاید دُنبالِ ما که عِشق و حال کنیم

!سعید: نه حاج محمد: عروس‌کِش؟

اسی: بله، پس چی‌کِش؟

...اسی: عروس رو باید بکِشیم، بیارن ببرن !سعید: نه! نه! داره شوخی می‌کنه، یک لحظه

اسی: بابا، آخه این آقای داوودی‌کیا که !به همه‌چی داره گیر می‌ده که

!اسی: اِ سعید: چی داری می‌گی عروس‌کِشون یعنی چی؟

!اسی، من بچه‌ی 10 ساله دارم

سعید: بابا، تا همین‌جاش هم هر کاری کردم !فقط به خاطرِ تو کردم

اسی: عروسی خواهَرَمه ...می‌خوام با لباسِ

(صدای موسیقی) (صدای دَرگیری و تیراندازی)

!سعید: سرت رو بِدُزد

(صدای موسیقی) (صدای دَرگیری و تیراندازی)

!سعید: محمد

!اسی: پُفیوزها

!اسی: حاج داوودی‌کیا، فَتانه! فَتانه

حاج محمد: فَتانه کیه؟

!اسی: فتانه، بابا! فتانه

!اسی: حاجی، فتانه هست !فتانه رو بزن

!سعید: ول کن دیوانه

(صدای موسیقی) (صدای تیراندازی و دَرگیری)

!اسی: فتانه هست! فتانه سعید: فتانه؟

(صدای موسیقی) (صدای تیراندازی و دَرگیری)

(صدا مَحو می‌شود)

(صدای موسیقی)

سعید: دیوانه چیکار می‌کنی؟ !بنداز

!سعید: بِندازِش

(صدای موسیقی)

چیکار می‌کنی، پسر؟

(صدای موسیقی)

(صدای اِنفِجار) (صدای خُرد شدنِ شیشه‌ها)

(صدای موسیقی)

صدای احمدی‌نژاد: همه باید در برابرِ قانون یِکسان باشن

...از بَنده که کوچکِ این مِلَّتِ بزرگ هستم

تا هر کس تَحتِ هر عُنوانی

این قانونِ اساسی ماست

این میثاق ِ مِلّی ماست

...این مَکتَبِ انسان‌ساز

و نِجات‌بَخش و مُتِرَقی ماست

همه در بَرابرِ قانون مُساویند

هیچ‌کس نباید حَقِ بیشتری برای خودش قائِل باشه

مَصونِ از پیگیری باشه

مَصون از... نِظارَت و دِخالَت باشه

مَصونِ از پاسُخگویی به مِلَّت باشه

!البته رِئیس جُمهور مَسئوله

رِئیس‌ جُمهور مَسئولِ اجرای قانونِ اساسی‌ست

و بَنده این را دُنبال خواهم کرد

رِئیس جُمهور مَسئولِ صیانَت از قانونِ اساسی‌ست

و بَنده این رو دُنبال خواهم کرد

و قانونِ اساسی، حُقوقِ یِکسان

برای همه‌ی مِلَّتِ ما پیش‌بینی کرده است

!اسی: اِه

(صدای موسیقی شاد)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.