Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(این درام بر اساس اتفاقات تاریخی ساخته شده)
ولی ممکن است برخی از جزئیات) (با حقایق تاریخی متفاوت باشد
دستورالعملهای تولید در هنگام فیلمبرداری) (با حیوانات بهشدت رعایت شده
::::::::: آيــــ(قسمت31)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ممنونم بخاطر تلاش سختتون
نگران نباش
ما پیروز میشیم
محکمتر
(ارتش)
مردم دارن داوطلبانه ابزارهاشونو جمع میکنن تا به ارتش محلق بشن
زنا هم برای اینکه نمیتونن مبارزه کنن با حمل کردن سنگها کمک میکنن
کل گوریو یکی شده
،الان
مستحق پیروز شدن هستیم
شروع کنیم- بله، اعلیحضرت-
برای اینکه مقاومت کنیم تا تا زمان رسیدن ارتشمون
ما باید حداقل سه روز در برابر حملات خیتان دفاع کنیم
من سربازان باقی مونده ...رو بین مردم مستقر می کنم
تا بتونن مردم رو موقع جنگ هدایت و راهنمایی کنن
بله، انجامش بده
قبل از اون، ما باید فعالیتهای جاسوسی خیتان رو متوقف کنیم
تا فردا، گروه پیشرو ارتش خیتان برای جاسوسی
گهگیونگ میرسه
...خیلی زود، اونا میفهمن
که فقط چندتا سرباز زبده تو گهگیونگ باقی مونده
بعدش ارتش اصلی بلافاصله حمله رو شروع میکنه
پس، ما باید اون گروه پیشرو رو اول نابود کنیم
بله، اعلیحضرت
...ما باید اونارو نابود کنیم
بعدش ارتش اصلی اونا نمیتونن ...بلافاصله اطلاعاتی از ما
داشته باشن
بله
باید اینکارو بکنیم حتی اگه فقط یک روز حمله اونا رو عقب بندازه
فقط در این صورت میتونیم آسیبهایی که وارد میشه به مردم رو به حداقل برسونیم
بله، اعلیحضرت
...چند تا سرباز
تو گروه پیشرو خیتان هست؟
...واحد دیده بان
معمولا از سیصد سواره نظام تشکیل شده
در حال حاضر این تعداد بیشتر از اونی هست که بتونیم از عهده اش بربیاییم
الان صدتا از سوار نظاممون توی گهگیونگ باقی مونده
من همراه اونا با دشمن میجنگم
لطفا بسپرینش به من، من میتونم انجامش بدم
خب، پس
به تو میسپارمش
الان برو
سربازانی که به گهگیونگ نزدیک ...میشن رو به پنج واحد تقسیم کنین
...و یه نگاه کلی
به تمام مسیرهای خارجی قلعه گهگیونگ بندازین
اطاعت، فرمانده
!برو!تند تر
گروه پیشرو سواره نظام دشمن در حال نزدیک شدن به گهگیونگ هست
به سلامت برمیگردیم
برای بررسی کامل دیوار ناسونگ از همه جهات
اونا باید به واحد های کوچیکتر تقسیم شن
درسته، اگه اونا به دو ها واحد تقسیم شن
ازشون بیشتریم
من از مسیر کوه میرم و مسیر خروجشون رو میبندم
اجازه نمیدم حتی یکیشون هم فرار کنه
ما همه اونارو قبل از رسیدن به مسیر خروج، میکشیم
بریم- اطاعت-
زرههاتونو در بیارین، همتون
باید سریعتر از حد توانتون بدویین
اطاعت قربان- اطاعت قربان-
زود باشین
!تندتر- !برو-
!حرکت کن- !برو-
!هی- !تندتر-
!برو- !برو-
سرباز های خیتان رو میبینم- سرباز های خیتان اینجان-
سرباز های خیتان اینجاست- !تیراندازی کنید-
!برو
خوبه
یه دسته از زنا رو دیدم که داشتن سنگ هارو جابجا میکردن
من حتی ده تا سربازم ندیدم
پس امشب همشون رو نابود میکنیم
بله، بذارین امشب هممون با زنهای دربار گوریو یه نوشیدنی بزنیم
!اونجا! بچرخین
!برین- !تندتر-
به صف شید
!برو- !تندتر-
همونطور که فرمانده گفت گهگیونگ خالیه
بله، من هیچ سربازی ندیدم
زود بریم تا این خبرو به فرمانده بدیم
اطاعت، قربان
هی
چیشده؟
اسبها کجان؟
!این ارتش گوریو عه
!خودشونن! بکشیدشون
!بمیر
الان، سوار اسبهاتون بشین
اطاعت، قربان- اطاعت، قربان-
واحد های دیگه کجان؟
الان تقریبا وقتشه چرا هنوز جمع نشدن؟
!ژنرال
چیه؟- ارتش گوریو-
سربازان سواره گوریو ظاهر شدن و به ما حمله کردن
چنتان؟- حدوداصدتا-
داری میگی فقط از صدنفر شکست خوردین؟
،اونا ناگهان از پشت ظاهرشدن ما جایی برای فرار نداشتیم
افرادمون پراکنده شدن و در حال تعقیبشون هستن
ژنرال، ما اول باید به اونا کمک کنیم
نه، در بدترین حالت حتی میتونه مسیر عقب نشینی ما هم مسدود بشه
بیایین الان برگردیم
ما باید به فرمانده خبر بدیم که گهگیونگ خالیه
فهمیدم
!عجله کن
!فورا باید از اینجا بریم
هدف گیری کنید
تیر اندازی کنید
تیراندازی کردن!
تیراندازی کنید- همشون رو بکشید-
!پراکنده شین!حداقل باید یکیمون زنده برگرده
!سربازان سواره
!حمله
کارتون خوب بود
ما برگشتیم
چطور پیش رفت؟
همهشون کشته شدن
فعلا یه رو جلو افتادیم
ارتش اصلی خیتان امشب به ما حمله نمیکنه
،به محض اینکه صبح بشه ...اونا دوباره جاسوسها رو
برای جاسوسی از گهگیونگ میفرستن
همین طوره؟ خسته نباشین
ارتش گوریو حتما به اونا حمله کرده
به نظر میرسه که ارتش بزرگ گوریو در گهگیونگ مستقر شده
غیرممکنه
یه ارتش بزرگ با دویستهزار سرباز به سمت شمال حرکت کردن
...باید حداکثر هزار تا دوهزار سرباز
در گهگیونگ باشن
...مثل احمقا، ارتش پیشرفته از
از این تعداد سرباز شکست خورده
اما وقتی که اعلیحضرت رهبری جنگ رو ...به دست گرفتن
گوریو سیصدهزار سرباز داشت
...حداقل صدهزار تا باید تو گهگیونگ باشن
این چیزیه که اونا دنبالشن
این حقهی اونا برای اینه که ما رو اغفال کنن و زمان بخرن
سربازها رو جمع کنین
فورا به گهگیونگ حمله میکنیم
ما نمیتونیم این کار رو بکنیم، فرمانده
جاسوسها باید دوباره برای زیرنظر گرفتن گهگیونگ فرستاده بشن
...حق با ایشونه. اگر عجولانه عمل کنیم و
و با یه ارتش بزرگ رو به رو بشیم، بد میشه
میریم جنگ، این یه دستوره
بله، فرمانده- بله، فرمانده-
دارین چیکار میکنین؟
ملکه- ملکه-
داریم برای مردم زره درست میکنیم
زره درست کردن آسون نیست
اینجوری، نمیتونین تعداد زیادی درست کنین
میخوایم برای هر نفر حداقل یکی درست کنیم
فقط اون موقعهاس که دشمن فکر میکنه با چندین سرباز زبده طرفه
شما مجبور نیستین بهمون کمک کنین، ملکه
من هم، از مردم گوریو هستم
و همسر اعلیحضرت
منظورم این نبود
هیوم چطوره؟
دایهش داره اون رو میخوابونه
...مثل اعلیحضرت
اون هم در طول جنگ به دنیا اومده
جنگ چطور این قدر طول کشیده؟
...کودکی به دنیا اومد
...اون کودک پدر شد
و جنگ هنوز در جریانه
دیگه تموم میشه
ما پیروز میشیم
،اگه باز هم در وضعیت بدی قرار بگیریم بازم همین رو میگین؟
...این بار ملکه و من
داریم با هم این زره رو درست میکنیم
به همین دلیل پیروز میشیم
!فرمانده
فرمانده، سربازها دیگه نمیتونن ادامه بدن
دسته خیلی عقب افتاده
باید همین جا توقف کنیم و دوباره جمع بشیم
نیروهای سوارکار تا کجا پیش رفتن؟
با طلوع خورشید به گهگیونگ میرسن
!هی
!هی
!هی
!هی
!هی- !هی-
!هی- !هی-
!عجله کنین
گارد چپ به شمال برو و ...گارد راست به جنوب
تا به قلعه حمله کنین
بله، فرماندهی میدان- بله، فرماندهی میدان-
ما قبل از طلوع آفتاب ...گهگیونگ رو فتح میکنیم
!و پادشاه گوریو رو دستگیر میکنیم
!بله، فرمانده- !بله، فرمانده-
!بریم
!هی- !هی-
!هی
خوشبختانه ما، نیروهای ویژهی خیتان رو شکست دادیم
هر چند، فعلا نمیتونیم استراحت کنیم
بعد از طلوع خورشید، اونها گروه جاسوسها رو میفرستن
...نه، حتی امشب
اونا ممکنه سربازهای بیشتری بفرستن
اونا سیصد نفر رو از دست دادن پس ممکنه تعداد بیشتری بفرستن
پس، در نهایت اونا متوجه میشن که گهگیونگ خالیه
بله، نمیتونیم از این اجتباب کنیم
...اگه نیروهای اصلی خیتان حمله کنن
مردم ما با چه مقدار آسیب رو به رو میشن؟
...متاسفم که این رو میگم
اما کوهی از مردهها به وجود میاد
...حتی در طول یک شب
نزدیک ده هزار نفر رو از دست میدیم
ده هزار نفر؟
بله، درسته
اعلیحضرت
مردم از قبل مصمم شدن که با با مرگ رو به رو بشن
بازم هر چی باشه، نمیتونیم اجازه بدیم این مقدار قربانی بدیم
به نقشههای دیگهای نیاز داریم
...یه راه برای اینکه دشمن برگرده
بدون اینکه مردممون رو قربانی کنیم
،ما خوب میدونیم که چه احساسی دارین اعلیحضرت
اما همچین نقشهای وجود نداره
مگر اینکه ارتش بزرگ گوریو به طور ناگهانی ...جلوی چشم ما ظاهر بشن
هیچ راهی برای فرار از چنین موقعیتی نیست
...اگر دشمن رو گول بزنیم
تا فکر کنه که ارتش اومده، چی؟
...اگه ارتش بزرگ گوریو واقعا ظاهر میشد
...به نظر شما
دشمن چه کار میکرد؟
مطمئنم که عقبنشینی میکردن
...در شمال، فرمانده کل قوا
با 200هزار سرباز داره میاد
اما اگه به طور ناگهانی، ارتش گوریو رو جلوی چشم خودش ببینه چطور؟
دشمن محاصره میشه
...پس
امتحانش کنیم
منظورتون چیه؟
اعلیحضرت، این درست نیست
مردی که ارتش خیتان رو رهبری میکنه یه کهنه سرباز کارکشتهاس
به این راحتیا گول نمیخوره
منم بهنظرم این یه قمار خطرناکه
ممکنه جون شمارو تو خطر بندازه
منم میدونم که خطرناکه
ولی اگه هیچکاری نکنیم
هیچ راهی برای جلوگیری از مرگ مردممون وجود نداره
بیاین امتحانش کنیم
...بیاین زندگیمون رو به خطر بندازیم
و سعی کنیم نیروهای دشمن رو گول بزنیم
باشه
بیاین امتحانش کنیم
...نتیجه این نقشه
به ذهن شیائو پایا بستگی داره
...چیزی که مهمه اینهکه
اون درباره گوریو چی فکر میکنه
...اگه نسبت به گوریو
تو ذهنش ترس داشته باشه، ما موفق میشیم
اگه نه
شکست میخوریم
کاملا مطمئنم که میترسه
واقعا همچین اطمینانی دارین؟
...اون مرد
گوریو رو از نزدیک تجربه کرده
اعلیحضرت، نیروهای اصلی خیتان دارن به این سمت میان
منظورت چیه، نیروهای اصلی؟
دیدهبان نیستن و نیروهای اصلین؟
بله قربان، نیروهای اصلی خیتان دارن نزدیک میشن
بیاین شروع کنیم
خیلی خب، همه دور هم جمعشین
...از الان بهبعد، ما اعلیحضرت رو همراهی
و از قصر خارج میکنیم
متوجه شدین؟
!بله، قربان - !بله، قربان -
اونا میخوان همه بیان، از جمله بانوهای دربار
میگن تا جای ممکن به افراد بیشتری نیاز دارن
سریع
بجنبین
نجاتمون بده، بودای بخشنده
این برای گول زدنشون کافیه؟
همینو بگو
چطوری قراره با این تعداد کم، یه ارتش بزرگ بهنظر برسن؟
زود ساکتشو
همه اینا تلاشیه برای زنده نگه داشتن ما
وای، خدای من
اعلیحضرت
بهزودی به گهگیونگ میرسیم
مشعلهاتون رو خاموش کنین
آتیشهاتون رو خاموش کنین
فرمانده جنگ
اونجارو ببینین
ارتش گوریوئه
بهنظر میرسه تعدادشون زیاد باشه
این یه حقهاس
چی؟
حرکت نمیکنن
...مطمئنم که نصف بیشتر اون مشعلا
تو زمین جاگذاری شدن
پیش میریم
اول اونارو نابود میکنیم
بله، فرمانده جنگ
!بهپیش
اعلیحضرت
!اونجا، اونجارو ببینین
چی؟
...اونا
!بجنبین - !بزنین بریم -
!مردممون برای کمک اینجان
خیالم راحت شد
وای - خداروشکر -
مشکل چیه، فرمانده؟
اون نورا
اونا واقعین
واقعا ارتش گوریوئه ارتش گوریوئه
باید عقبنشینی کنیم
ارتش بزرگ گوریو داره بهمون نزدیک میشه
نه، ممکن نیست
گهگیونگ خالیه
مطمئنم
نه، نیست. اونجارو ببینین
اونا منتظرمون بودن
!این یه حقه از طرف ارتش گوریوئه
!فرمانده
فرمانده، سوارهنظام گوریو دارن میان
بهنظر میرسه حداقل 10 هزار زره پوش باشه
فرمانده، ما باید عقبنشینی کنیم
!با این وضعیت محاصره میشیم. فرمانده
...اون دهنت رو
میتونی ببندی؟
اون رذل های حیلهگر گوریو
اون رذل های حیلهگر گوریو
!اون رذل های حیلهگر گوریو
!اعلیحضرت
اعلیحضرت
دشمن داره عقبنشینی میکنه
!ارتش خیتان داره عقبنشینی میکنه
!بله - !زنده باد -
خوبه
!زنده باد - !بله -
!زنده باد - !موفق شدیم -
!بله
!عالیه - !موفق شدیم -
!زنده باد- !عالی شد-
!زنده باد
اعلیحضرت
دستیار قانونگذار میدانی، تو اول برگشتی
حالتون خوبه، اعلیحضرت؟
بله، مردم منو در امان نگه داشتن
ارتش خیتان چیشد؟- موقع طلوع خورشید عقبنشینی کردن-
احتمالا مسیر دیگهای رو پیش گرفتن تا از سوارهنظام شما دوری کنن
بله، اعلیحضرت
اول تشنگیتو رفع کن
بعد برو و هرچه سریعتر به فرمانده کل ملحقشو
بهم گفتن که تو گهگیونگ بمونم و از اعلیحضرت محافظت کنم
نه، گهگیونگ دیگه امنه
اون بهت احتیاج داره
...فقط با کمک توئه که
میتونه ارتش خیتان رو نابود کنه
...هرچند- همین حالا برو-
بله، سرورم
پس من مرخص میشم
این واقعا حقیقت داره؟- بله، فرمانده-
ارتش خیتان در حال عقبنشینیه
اعلیحضرت چطور؟
اونا تونستن اعلیحضرت رو دستگیر کنن؟
نه، اونا بدون حتی یک گروگان دارن عقبنشینی میکنن
اونا دارن با عجله به سمت شمال میرن یهجوری که انگار تحت تعقیبن
چه اتفاقی افتاده؟
،حتما اعلیحضرت همراه با مردم
کاری رو انجام دادن
...ما تمام مسیرهای تونگجو رو مسدود میکنیم
و دشمن رو به سمت کیجو میرونیم
ما اونا رو به تنگهای از کیجو فراری میدیم جایی که قراره اونا رو بکشیم
بله، فرمانده- بله، فرمانده-
یه چاپار به قلعه کیجو بفرست
به اونا بگو مسیری از تنگه رو که اونا برای خروج از کیجو
باید طی کنن، کاملاً ببندن
...و
،وقتی که ارتش خیتان سر رسید ...اونا باید مطمئن بشن که
فرماندهی ارتش خیتان این نامه رو دریافت میکنه
بله، فرمانده
این نامه درمورد چیه؟
به زودی متوجه میشی
همهتون گوش به زنگ و حواس جمع باشین
بالاخره فرصت نابودی دشمن رسیده
بیاین همگی راه بیوفتیم
،حالا
...ما
به این جنگ خاتمه میدیم
بله، فرمانده- بله، فرمانده-
(تنگهی کیجو، کیجو)
(ارتش گوریو تنگه رو مسدود میکنه)
(نیروهای اصلی گوریو، ارتش خیتان)
(گهگیونگ)
(کیم جونگ هیون و زرهپوشانش)
حالتون خوبه فرمانده؟
هیچ خبری از جاسوسا نیست؟
اونا تازه برگشتن
...هزاران سرباز گوریو در امتداد تنگهای که
باید ازش عبور کنیم ،تا از کیجو خارج بشیم در کمینن
و نیروهای اصلی گوریو از جنوب به ما نزدیک میشن
اونا تا امشب به کیجو میرسن
...اونوقت
ما اینجا گیر میوفتیم
ما باید از کوهها بالا بریم و از قلمروی گوریو خارج بشیم
در هر صورت، در حال حاضر حفظ منابعمون باید اولویتمون باشه
بعدش دست خالی برمیگردیم
،ما هنوز پادشاه گوریو رو دستگیر نکردیم
و نتونستیم نیروهای اصلی گوریو رو شکست بدیم
اعلیحضرت ما رو نمیبخشن
فرمانده، ارتش گوریو پیامی فرستاده
(به فرماندهی ارتش خیتان شاو پایا)
...فرماندهی کل گوریو
به من دستور داد که این نامه رو به دست فرمانده خیتان برسونم
بیاین همین حالا تمومش کنیم
جنگ برای همه مثل جهنمه
...روبهروشدن با ترس از مرگ
...به همون میزان برای سربازان خیتان دردناکه
که برای سربازان گوریو دردناکه
،اگه این بار نتونیم باهاش مبارزه کنیم
این جهنم ادامه پیدا میکنه
بیاین ما دوتا پیرمرد
این جنگ رو به پایان برسونیم
...اینکه خیتان پیروز بشه یا گوریو
توسط خدا تعیین میشه
این پیامیه
...از فرماندهی کل گوریو کانگ گام چان
به فرماندهی خیتان شاو پایا
(به فرماندهی خیتان شاو پایا)
کسی اون بیرون هست؟
بله، فرمانده
زرهپوشای گوریو کجان؟
هیچجا دیده نمیشن
برای نبرد آماده بشین
،به محض اینکه خورشید طلوع کنه
حمله میکنیم
فرمانده؟
در غیاب زرهپوشای دشمن
ارتش گوریو رو نابود کنین
...من سر کانگ گام چان رو قطع میکنم
و به اعلیحضرت تقدیم میکنم
فهمیدم، فرمانده
هیچ سواره نظامی نیست
ما نمیتونیم بدون اونا بجنگیم
سواره نظارم دارن میان
از کجا اینو میدونین؟
...شما به قانوگذار میدانی
دستور ندادین که به هیچ قیمتی برنگرده؟
شما فقط بهش گفتین که از اعلیحضرت محافظت کنه
حتماً اعلیحضرت اونو پیش من فرستاده
...اعلیحضرت
بهخوبی میدونن که ما به زرهپوش نیاز داریم
...ولی
،اگه سواره نظام دیده بشن
...دشمن از جنگ دست میکشه و
و از بالای کوه فرار میکنه
شاو پایا تنها زمانی میپذیره در جنگ مبارزه کنه که ما هیچ سواره نظامی نداشته باشیم
،ولی بدون سواره نظام
نابودی دشمن سخته
اونا تا قبل از اینکه جنگ تشدید بشه میرسن
من از چالاکی زرهپوشا به خوبی خبر دارم
اونا بین ۱۱ صبح تا ۱ بعدازظهر فردا میرسن
برای نبرد آماده بشین
دشمن به محض طلوع صبح به ما حمله میکنه
فهمیدم، فرماندهی کل
!برو- !برو-
!برو- !برو-
!برو- !برو-
جنگ
به زودی آغاز میشه
(سرزمین کیجو)
!تندتر- !تندتر-
!تندتر- !تندتر-
!تندتر- !تندتر-
!تندتر- !تندتر-
باد به نفع ماست
گرد و غبار بیشتری ایجاد کنین
دشمنارو کور کنین
!به ارتش غارتگر دستور بده به حرکت ادامه بدن
(اردوگاه ارتش گوریو)
فرمانده کل قوا
باد به سمت دشمن میوزه
خدا به ما کمک نمیکنه
،به خاطر گرد و غباری که درست کردن
نمیتونیم عملیات پادگان دشمن رو ببینیم
فقط میتونیم پیش بینی کنیم
،مثله سمسوچه برای زره پوشان آماده میشیم
هر اتفاقی افتاد، باید جلوشو بگیریم
ما باید دشمن رو به هر قیمتی نابود کنیم
با این کار، جلوشون رو از حمله دوباره به گوریو میگیریم
با اونا پیش برین
...دشمن
!با زره پوشا شروع میشه
!سپاه سپر طولانی
واگن های شمشیر رو با نیروهای سپر طولانی !مخفی کنین
!تندتر
نیروهای سوار شده رو برای پیشروی آماده کنین
اولین مراسم نبرد رو برگزار کنین
!اولین مراسم نبرد رو برگزار کنین
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
زمین- زمین-
آسمان- آسمان-
ترسیدم، نمی تونم چیزی ببینم
نترس
فقط باید ارابه های شمشیر رو پنهان کنیم
پس وقتی که اینو فوت کردن عقب نشینی کنین. فهمیدی؟
(اولین ارتش واگن شمشیر)
اگه قبل از من بمیرین همهتون رو میکشم
من سه تا دختر و یه پسر دارم
من پدر دارم
نجاتمون بده، بودای مهربان
نجاتمون بده، بودای مهربان
همه چیز درست میشه
اولین نبرد آغاز شده
(مقر نظامی گوریو)
کمانداران
باد مخالف قوی تر میشه
تیرها به اونها نمی رسه
باد...نه، آسمون طرف ماست
همزمان ده هزار تیر شلیک کنین
!شلیک بالاتر
!نه- !تند-
...جلو بمون! پیشروی به جلو
!و واگن های شمشیر رو مخفی کنین
!هی !زودباش !برو
وقتی تیرها مدام میان چجوری باید جلو رو بپوشونیم؟
تموم شد؟
!تغییر جهت- !تغییر جهت-
!تغییر جهت- !تغییر جهت-
!پرتاب- !پرتاب-
!پرتاب- !پرتاب-
!روی پاتون وایسین !واگن های شمشیر، حالت خودتونو حفظ کنین
!واگن های شمشیر، حالت خودتونو حفظ کنین
!واگن های شمشیر، حالت خودتونو حفظ کنین
فرمانده میدانی
!هعی !دست به کار شید
!واگن های شمشیر، حالت خودتونو حفظ کنین
!اونارو به عقب هل بدین- !هل بدین-
!واگن های شمشیر، حالت خودتونو حفظ کنین
!ژنرال
!هل بدید- !هل بدید-
!به فشار دادن ادامه بدید
به عقب برگردونید
!برگردونید
!واگنهای شمشیر گیر کردن
!واگنهای شمشیر گیر کردن
!واگنهای شمشیر گیر کردن
دشمن به جای زره پوشا !سبک سوارها رو آورده
!واگنهای شمشیر گیر کردن
!واگنهای شمشیر گیر کردن
!هلشون بدین عقب- هل بدین-
!فشار بدید
!فشار- !فشار-
!این جنگ شانس ماعه
داد بزنیم وقتی که داریم هل میدیم
موفقیت- موفقیت-
!هل بدید
!هل بدید
!هل بدید
!موفقیت
!پیاده شو
چی؟
چی؟اون کیه؟
...نه
ما هیچ زره پوشی نداریم
بنابراین نمیتونیم کمک کنیم یا واگن های شمشیر رو بیرون بیاریم
!ما به زره پوشامون احتیاج داریم
زره پوشا قطعا میان
اولین خط واگن های شمشیر باید تو جای خودشون وایستن
خط دوم واگن های شمشیر ...برای نبرد آماده شن
هیچوقت عقب نشینی نکنین
بله، فرمانده
زره پوشا قطعا میان
::::::::: آيــــ(جنگ گوریو - خیتان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.