Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
منم.
پیداش کردم.
داره میاد سئول، ولی زیاد نمی مونه.
باید دنبالش برم.
[ سئول، کره جنوبی ]
♪ فقط نمی تونم نگاه کنم ♪
♪ داره منو میکشه ♪
♪ اونا دارن کنترل رو می گیرن ♪
باشه، باشه، باشه
♪ حسادت ♪
♪ قدیس ها رو می بره تو دریا ♪
♪ شنا کردن تو لالایی های مریض ♪
♪ خفه شدن تو بهونه هات ♪
♪ ولی این فقط قیمتیه که باید بدم ♪
♪ سرنوشت داره صدام می کنه ♪
♪ چشمای مشتاقمو باز کن ♪
♪ چون من آقای خوش بینم...♪
دوستت صدای خوبی داره!
- مگه دوست تو نیست؟ - چی؟
به سلامتی!
♪ جدا از هم ♪
♪ نمی تونم به قلبت برسم ♪
♪ قلب تو ♪
- ♪ وقتی می گی ♪ - کجا داری میری؟!
- ♪ که من اینجوری می خوامش ♪ - سجوی بیشتر!
♪ بگو چرا چیزی جز دل درد نیست ♪
♪ بگو چرا چیزی جز یه اشتباه بزرگ نیست...♪
وضعیت چطوره؟
سازمان خصوص اطلاعات کاددیس دفتر مرکزی سئول
همه چیز روبراهه. هدف تو موقعیتشه.
امنیت اونجا خیلی زیاده.
- آره؟ - آره.
هدف در طبقه نهم هتل کنراده.
ماموریت شروع شد.
خیلی ممنون که وقت گذاشتی.
میدونم برام عکسا رو فرستادی،
ولی واقعاً می خواستم خودم فضا رو از نزدیک ببینم.
اوه، چی شده؟
میخائیل کارپوف امروز داره مصاحبه می کنه.
اون کیه؟
سفیر روسیه در کره جنوبی.
یکی از بهترین دوستای پوتینه.
این محبوب ترین سِت ما برای جشن سیسمونیه.
ولی برای پسر، فکر کنم این رنگ رو بیشتر دوست داشته باشی...
ببخشید، باید برم دستشویی.
این یکی از لذتای زیادشه.
- اوه، نه. - خانم.
- خوبین؟ - اوه، خیلی معذرت می خوام.
- بشینین لطفا. - آره، یه کم سرم گیج رفت. من...
- می خواین دکتر خبر کنم؟ - نه، نه، نه، فقط...
فکر کنم قند خونم پایینه.
می تونین یه چیز شیرین برام بیارین بخورم؟
شاید یه آبمیوه؟
- معلومه، آره. - ممنون.
اوه، خیلی معذرت می خوام. ببخشید.
- آمریکایی هستی؟ - آره.
با رسانه ها نیستی؟
نه.
اینجا ورود برای عموم ممنوعه.
وای، خیلی معذرت می خوام.
سرم گیج رفت، فقط...
میرم. ببخشید.
یه لحظه.
هوم؟
آبمیوه ت رو جا گذاشتی.
ممنون.
آمبولانس خبر کن! دکتر لازم داریم...
آره.
کی این کارو کرد؟! کی باهاش بود؟
پیداشون کن!
یه زن باردار داره میره پایین!
جلوی اونو بگیر!
♪ آآآ ♪
♪ آآآ-آآآ ♪
♪ آآآ ♪
♪ بلک پینک تو منطقه تونه...♪
تو سالن رقصه.
مطمئن شو که نمی تونه فرار کنه...
- بگو چه خبره. - تو دردسرم.
امنیت کارپوف منو تو سالن ضیافت طبقه نهم گیر انداخته.
راه های خروجیم کجان؟
یه سری پله خدماتیه
تو گوشه شمال غربی سالن،
ولی اونا به لابی میرسن.
اتاق رو اشتباه اومدی!
از پنجره رفت بیرون!
جلوی هتل، تو خیابونو چک کن...
بیا دیگه، سجو آوردم!
ول کن این مسخره بازیا رو، درو باز کن!
گفتم اتاق رو اشتباه اومدی!
♪ می تونی برقصی ♪
مختصات فرار دریافت شد.
دارم میرم به سمت محل.
مواظب باش!
وای خدایا! وای خدایا!
لعنتی.
بیخیال.
لعنتی.
اوکی، اوکی.
نیروی کمکی خبر کن!
[ پروانه ]
[ مقر مخفی کاددیس - مکان نامعلوم ]
سلام، منی.
قبلاً قیافه ات بهتر بود.
نمی دونم چقدر قراره هوشیار بمونی،
پس میرم سر اصل مطلب.
میدونم بهم خیانت کردی.
میدونم سعی کردی اطلاعات حساس کاددیس رو به اطلاعات آمریکا بدی.
می خوام بدونم با کی کار می کردی.
تو یه آدم پستی، جونو.
کشورتو، کشور منو، فروختی به دشمنامون؟
واقعاً فکر کردی منم باهات همراهی می کنم؟
من تو کار اطلاعات خصوصی ام.
تنها دشمن من صلحه.
تو یه خائنی.
سیا جلوتو می گیره.
سیا؟
فکر می کنی کی این چیزا رو بهم یاد داد؟
با کی کار می کردی؟
تو یکی از بهترینام بودی.
ساده می کنم برات.
اگه بهم بگی چی می خوام بدونم، خانوادتو نمی کشم.
سوفی حالا باید پنج سالش باشه، نه؟
ده ثانیه وقت داری.
وقتت تموم شد.
اسمش
یاکوب دیدِک.
از اطلاعات سابق لهستانه.
کجاست؟
مارساکسلوک.
دهکده ماهیگیری تو مالت.
باشه.
چرا معطلی؟
- یه تیم می خوام تو مالت، تو همین ساعت. - باشه.
مادر، می تونیم خصوصی حرف بزنیم؟
آره، لطفاً.
یه مشکل تو عملیات سئول داریم.
کارپوف مرده، ولی فرار مختل شد
و یکی به سه تا از افرادمون کمین کرده.
کاددیس لو رفته؟
پلیسای محلی دارن تحقیق می کنن،
ولی تا حالا به ما ربطش ندادن.
- مطمئنی؟ - آره.
کاملاً مطمئنی؟
مادر، گفتم مطمئنم.
کارپوف تنها چیزی بود که ما رو به GRU وصل می کرد.
اگه لنگلی بفهمه که ما داریم حرکتای نیروهای متحد
رو به اطلاعات روسیه می دیم، تو، من، کاددیس، همه چیزو از دست می دیم.
می فهمم.
ربکا چی؟ حالش خوبه؟
خب، هنوز نتونستیم باهاش تماس بگیریم.
- باشه، پس الان پیداش کن. - معلومه.
می فهمم چقدر برات مهمه.
ربکا همین چند وقت پیش وزیر دارایی سودان
و کل تیم امنیتیش رو نابود کرد.
یه هواپیمای نظامی ونزوئلا رو ساقط کرد
و همه هنوز فکر می کنن مشکل موتور بوده.
اگه نگران ربکام،
به این خاطره که اون باارزش ترین دارایی این سازمانه.
میدونیم کی پشت خرابکاری سئول بود؟
نه، فقط اینکه انگار یه نفر تنها بوده.
داری می گی یه نفر این کارو کرده؟
خب، آموزش تاکتیکی دیده بود، و...
...انگار یه جورایی اطلاعات داخلی از عملیات ما داشته.
باشه، کل دفتر سئول رو بذار رو این.
نمی خوام بدونم چی به چیه، سر این یارو رو تو سینی می خوام.
باشه.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
باشه.
الو؟
سلام، منم.
پیداش کردی؟
آره، ولی... یه چیزی پیش اومد.
هویتم لو نرفت، مواظب بودم،
ولی قبل اینکه بتونم باهاش تماس بگیرم، در رفت.
متاسفم.
ولی دیدمش، اونجو.
نه سال گذشته.
ولی خودش بود.
میدونم این سخته.
ولی وقتشه برگردی خونه.
قسم می خورم، سعی کردم.
اومدم ایستگاه، حتی بلیط هم خریدم،
ولی دارم به این قطار نگاه می کنم...
...نمی تونم سوار شم.
دیوید، قرار گذاشتیم.
- می دونم. - یه شانس، همین.
فقط همینو قبول کردیم ریسک کنیم.
می دونم.
ولی اون بهم نیاز داره.
اگه کاددیس پیدات کنه،
می کشنت.
همه مونو می کشن.
نمی ذارم این اتفاق بیفته.
اگه اونو نتونی نجات بدی چی؟
هی... ببین، لازم دارم وسایلتو جمع کنی
و بری خونه امن، باشه؟
به هیچ کس نگو و هیچی جا نذار
که بتونه بهت ردیابی بشه.
فردا ساعت سه یه قطار میره.
لطفاً توش باش.
یه روز دیگه می بینمت.
نهایتاً دو روز.
متاسفم، اونجو.
ولی اون دخترمه.
نمی تونم دوباره تنهاش بذارم.
سلام، منم.
ربکا؟
کجایی؟ خوبی؟
یه جایی تو ایتائوونم.
فرار کردم، ولی چی به چیه؟
می خواستم همینو ازت بپرسم.
این یعنی چی؟
اتوود مورد حمله قرار گرفت. پلیسا تیم فرار رو پیدا کردن،
کتک خورده و دستبندزده تو یه کوچه،
پس ازت می پرسم، چی شد؟
یکی می دونست، معلومه دیگه.
یکی از ماموریت کارپوف باخبر شد
و تیم فرار رو ربود.
چطور؟
فکر می کنی من دنبالش نیستم؟
این عملیات منه،
- جونو. - آره، بود.
وای، وای، وای. صبر کن، صبر کن.
پس تیم فرار گیرشون اومد،
و تو منو مقصر می دونی؟
یه نقص اطلاعاتی بزرگ داریم
تو تنها ماموریتی که نمی تونم اجازه بدم خراب شه.
الان نمی دونم کی رو مقصر بدونم.
به من اعتماد نداری؟
دارم میام کره. وقتی رسیدم جواب می خوام.
وای جونو.
تو تنها آدمی تو دنیا هستی که برام مهمه.
من عمراً گند بزنم بهت.
یکی این کارو کرد.
پیداش می کنم و درستش می کنم.
حتماً این کارو بکن.
داری بهش اعتماد می کنی؟
ربکا چهار ساله تو این کاره. بلده چطور خودشو جمع کنه.
فکر کنم اشتباهه.
می خوای از اشتباه حرف بزنیم؟
شناسایی سئول به کجا رسید؟
تومستیم یه تصویر از دوربینای امنیتی بکشیم،
ولی هویتش مشخص نشد.
مرد کره ای، اواخر چهل، اوایل پنجاه،
قد متوسط، هیکل متوسط.
اینو بده به رابطامون تو NIS کره،
ببین چیزی می تونی گیر بیاری.
به ربکا گفتی چرا گذاشتیش رو کارپوف؟
نه.
هیچ وقت براش مهم نیست چرا.
خوبه.
نگو.
ولی یه چیزی انگار درست نیست.
بیا تو.
هی، داداش.
بزرگترت اومده و حتی زحمت بلند شدن نمی کشی؟
بزرگترم، هان؟
اینجا چی کار می کنی؟
نودل خوب می خواستم،
ولی فقط مغازه تو باز بود.
اگه قراره بهم توهین کنی، حداقل بدون این لهجه افتضاح حرف بزن.
چه لهجه ای؟
یه کلمه از حرفاتو نمی فهمم.
خوشحال شدم دیدمت، رفیق.
آره، توام همین طور.
چند وقته ندیدمت؟ دو، سه ماه؟
این روزا یه کم سرم شلوغه.
هوم...
جدی به نظر میرسه.
می تونیم بالا حرف بزنیم؟
فکر کردم ول کردی.
دکترم گفت کبدم چرب شده و باید مشروب رو بذارم کنار.
حالا چی کار می خوای بکنی؟
یه دکتر دیگه پیدا می کنم.
خب، چه خبره؟
نه سال پیش کمکم کردی غیبم بزنه.
حالا دوباره باید این کارو بکنی.
یکی پیدات کرده؟
- به زودی پیدام می کنن. - کی؟
کاددیس.
شرکت خودت؟
آره، شاید من کاددیس رو راه انداخته باشم، ولی چیزی که شدن،
میدونی که من نیستم.
چی؟
فقط باید خودتو مرده نشون می دادی.
چطور گند زدی بهش؟
باور کن یا نه، خودم اینو انتخاب کردم.
چرا؟
چون کاددیس چیزی از من داره که می خوام پس بگیرم.
ربکا.
اون برای اونا کار می کنه، یونگ شیک.
به عنوان قاتل.
این همه سال فکر می کردم اون امنه.
ولی حالا که می دونم برای جونو کار می کنه،
عملاً حکم مرگشه.
نمی تونم بشینم و بذارم این اتفاق بیفته.
حالا می خوای کل زندگیتو بهم بریزی که پسش بگیری؟
تو نمی کردی؟
زنتم چی؟
اونم همین حسو داره؟
خب، اگه این طور بود خوب میشد، ولی...
کمکم می کنی؟
یه هفته بهم وقت بده.
یه هفته ندارم.
پاسپورت جدید لازم دارم، تو یه روز،
نهایتاً دو روز.
اون قدرا خوب نمیشن.
فقط باید اون قدر خوب باشن که بتونم از کشور خارج شم،
بعدش به یه برنامه بلندمدت فکر می کنیم.
معلومه.
پول و عکسا رو هر وقت تونستم برات می فرستم.
وقتی تموم کردی،
به این شماره زنگ بزن.
دیگه برنمی گردی، نه؟
مواظب سلامتیت باش.
خوب بخور.
تا وقتی نودلای تو رو نخورم، نمی میرم. نگران نباش.
- یونگ شیک... - هوم؟
...خیلی ممنون.
برای همه چیز.
اینجا سرده. بریم تو.
اتوود.
یه ثانیه.
مختصات GPS.
♪ باید بدونی ♪
♪ تو برام خاصی ♪
♪ خیلی خاصی برام ♪
♪ هوم...♪
مرسی، اتوود. لازمش داشتم.
خب، حالا حس می کنم فقط ازم استفاده شد.
آره، معلوم بود چقدر ازش بدت اومد.
میدونی، هنوز یه کم وقت داریم قبل اینکه هوا تاریک شه.
نه، مرسی.
میدونی چی اذیتم می کنه؟
- هوم؟ - این یارو، هرکی که هست،
براش تو مهم نبودی، کارپوف مهم نبود،
تیم فرار براش مهم نبود. هیچ کدوم شما هدفش نبودید.
من بودم.
می خوام بدونم چرا.
- پرواز خوبی داشتی؟ - هوم.
- آماده ان برامون پایین؟ - آره، آماده ان.
- پیداش کردی؟ - هنوز نه،
ولی می دونم کجاست.
چرا معطلی؟
قهوه.
اتوود داره برام می گیره.
حس نمی کنم جدی گرفتی.
جونو، تو نزدیک ترین چیزی هستی که
به خانواده دارم، و تازه بهم گفتی بهم اعتماد نداری.
من اینو جدی گرفتم.
از کجا می دونی کجاست؟
مختصات GPS پشت یه بلیط پارکینگ.
یه چند تا بزن بهادر می فرستم که
پشتت باشن. اولیور هماهنگ می کنه.
از نیمکت اومد بیرون؟
نه دقیقاً.
تا صبح تمومش می کنم. بعد بهت زنگ می زنم.
- ربکا. - چی؟
با این یکی مواظب باش.
♪ گاهی یه کم احساس تنهایی می کنم ♪
♪ واسه همین یه بلیط یه طرفه گرفتم رفتم آتلانتا پیش رفیقم ♪
♪ همه پیش داوری می کنن ♪
♪ ولی باید بگم هر داستانی دو تا رو داره ♪
♪ من همه چیزو می ذارم وسط، بدون جرات، بدون افتخار ♪
♪ هی، پسر، همین جوری حرف بزن، با این چهل تا آشنا میشی ♪
♪ تو باکهدیم، چهارنفره می چرخیم ♪
♪ آماده ام، حس محکم بودن دارم ♪
♪ هر روز بیدار میشم ♪
♪ و جوری زندگی می کنم انگار روز آخره ♪
♪ گاهی همه چیز زیادی تند پیش میره ♪
♪ کاش می تونستم یه کم آروم ترش کنم ♪
♪ منو نگه دار، پایین ♪
♪ پایین، نگهش دار، پایین ♪
♪ دست بذار و منو صدا کن، بیرون، بیرون ♪
- آماده ای؟ - آره.
داره فرار میکنه
جدا شید. من اینجا رو نگاه می کنم.
ربکا.
بابا؟
قیافه ت...
خیلی خوشگلی.
فک... فکر می کردم تو...
زنده ای؟
لعنتی زنده ای؟!
ببین.
میدونم الان کلی چیز باید هضم کنی.
این همه وقت کجا بودی؟
نه سال از زندگیم، کجا بودی؟
هنوز تفنگتو نذاشتی پایین.
توام نذاشتی.
میدونم بهت جواب بدهکارم.
ولی الان باید از اینجا در بریم.
تا بهم نگی هیچ جا نمیرم.
- نه، باید بریم. - بگو، بگو چرا وقتی
چهارده سالم بود ول کردی، رفتی.
بگو چرا منو یتیم کردی.
چطور تونستی این کارو بکنی؟
چطور تونستی این کارو با من بکنی؟
هر کاری کردم،
برای محافظت از تو بود.
تو یه دروغگوی لعنتی هستی.
باید برم.
و می خوام توام باهام بیای.
کل این ماجرا برای همینه.
نمی تونم دوباره از دستت بدم.
ولی تصمیم با من نیست، با توئه.
یا می تونی باهام بیای...
...یا می تونی منو بکشی.
باید باهاش حرف بزنم.
برام مهم نیست با کیه.
الان باید باهاش حرف بزنم.
میدونستی اون بود؟
چی؟
وقتی منو دنبالش فرستادی،
میدونستی اون بود؟
- داری از چی حرف می زنی؟ - جونو!
بهم دروغ نگو.
نه راجع به اون.
داری از کی حرف می زنی؟
پدرم.
زنده ست؟
از بین همه کارهای کثیف...
جونو، منو دنبال پدر خودم فرستادی؟
حقیقتو بهم بگو، جونو.
میدونستی؟
نه
نه.
نمی دونستم.
به خدا قسم.
بشنو، ربکا.
دیوید الان کجاست؟
اینجاست، با من.
امنی؟
آره.
آره!
با هم حلش می کنیم، باشه؟
لازم نیست هیچ تصمیمی بگیری.
لازم نیست هیچ کاری بکنی.
دارم یه تیم برات می فرستم.
بعدشم خودم میام پیشت.
حالت خوب میشه.
می فهمی؟
باید برم. داره بلند میشه.
ربکا، صبر کن...
زدی منو.
عصبانی بودم.
دارم خون میرم.
خوبه.
می تونی کمکم کنی بلند شم؟
متاسفم.
باید اول اینو می گفتی.
دوستت دارم.
دلم برات بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی تنگ شده.
نه!
خوبی؟
باید بریم.
میدونم کلی سوال داری.
باهام بیا، همه چیزو بهت می گم.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی کانال تلگرام : @nestedsub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.