Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
PYM JBZ
این کپتن خودتان هست.
ما با قرار داریم در تیران در ایرپورت ناسلا بزرگ داریم.
وقتی ما در ایران بزرگ داریم، فراموش میکنیم با ادامه از مدرسه در مدرسه
خودتان بزرگ داریم.
از این وقت، فراموش میکنیم با ادامه از مدرسه در مدرسه خودتان بزرگ داریم. از این
وقت، فراموش میکنیم با ادامه از مدرسه خودتان بزرگ داریم.
نه بعدیش
دوره
دکترام اونجا گذارم درشته عدبیات عدبیات انگلیسی
این چه؟ رومانه
قراره تجیسش بکنم توی دانشگاه درست دارم
اصلا
برای همین ما برگشتیم من و همسرم همسرم مهندس میماریه
یکم ببخش یکم آرومتر بله
خیلی خوشکرم
خوش آمدید
مرحبا ببینیم
من فکر میکنم آماده باشم که همه چیز را مقابل کنیم؟ مقابل
کنیم؟ مقابل کنیم؟ مقابل کنیم؟ مقابل کنیم؟ مقابل کنیم؟
مقابل کنیم؟
اگر برای مصر نیست، باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید
باید
ممکنه که از این لیت ها از این لیت های خلافه از این لیت از این لیت از این لیت
این لیت از این لیت از این لیت از
این
لیت
مثل فرزان این انگلیش پلیز؟ و نه.
ایش دیزی.
ایش نه سیمبول.
و گفتی رو ازش دارد.
همه چی از ما رو در تک رو بگیره؟ همه چی از ما رو در تک رو بگیره؟ اشتو دنیا میز
بشه درد نمیخورم.
ما فقط به اش خیلای مقدس معتقدیم. ملا غیر. درسته. بسرش انقلاب کرده.
اینکاریج اول آف یو تو سپیک اینگلیش برای بار هزارم.
من جدید که این خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی
مجازات باید اعمال بشه. این کجاش قدره داره؟
اینجا هیچی در اینجا نمیدونه که این کتاب باشه.
حسنا. من فکر می کنم که این کتاب باشه، پروفیتر نافیسی.
اگر همه چیزی در اینجا نمیدونه، من فکر می کنم.
من فکر می کنم که اینجا نمیدونه که اینجا نمیدونه که اینجا نمیدونه که اینجا
نمیدونه که اینجا نمیدونه که اینجا نمیدونه که
اینجا نمیدونه که
می روی هست که باید باید باید باید باید باید باید
باید
برای مسوم و ماجبامون چادر شما فقط میخواد ما چادر سرمون کنیم امتحان کن خیلی چیه؟
ببین من دوست ندارم درباره این پوستشم بس کنم اینجا اصلا اینکه میخوای دربارهش بس
کنی یا نکنی مهم نیست به خاطر اینکه به زودی برای همه زنها اجباری میشه چرا فقط
نیازی رو تو بخلوه یا ترد بزنه؟ اصلا هم حقیقه همچین کاری نداره ببینیم
اصلا برش که لازمیست از روی
کاغذ بخونم حرزش نداره به اندازه کافی مدرک دارم تک
تک صفحات این کتاب داره نشون میده ما چجوری دو چار تجاوز شیطان بزرگ برار
تنها
آدم جالب این داستان آقای ویرسون شکست خورده و بی غیرته که گذبه رو کشت
کار اون نبود کار خدا بود همه چی که کار خدا نیست باقف این کنی خدا دائم تو زندگی
ما دخالت داره؟ چجوری میتونی این کلمه رو استفاده بکنی؟ دخالت؟ اسمش دخالت نیست
خدا ناظر بر زندگی ماست این کتاب رو قدقا اعلام کنی تو
چون اومدی و تمام قوانین رو عوض کردی نوجه کدوم قایم رفت میزنی؟ نمیرم عقب
مقصد پاسده مقصد من پاسده؟ دقیقا خجالت می کنیم بیایید بیایید
باید باید باید باید باید باید باید
بادر هستم نفیزی من شما رو میشناستم تو خصوص نمایش نیستی؟ بودم
ای بابا نمایش نمایی که انتخاب کردم قبول نکردم خیلی زنده های بی اخلاق بودن
من نه بابا راستش این نفید چپا مخالفت کردی حالا من دیگه باید نوشت های انقلابی
متعلق کنیم اگه اینجوری بود یه چیزی برای بحث میموند
اما من روک و راست بهشون گفتم برنامه های دردیگه من جای چکو چی رو ندارم خالالا
فکر کنم دیگه میتونیم بریم ببینم اولا چه کار
میکنه اینقدر باشه درس ندیم؟ نمیدونم شاید از رومانی که همیشه میخواستن بگیرسم و
شروع کنم تا ببینم چی میشه اصلا هیچ کاری شما ببینید چی کار کنن
با این حال، نیروهای پولیت از اعمال خشونت در برابر این حناس رهنجا شکر کردن.
خودداری کردن.
بازدار شده... همین پتر بادرش رو تایید دادم. همین چیز رو پیدا نکردم.
همون بردانش میبینی؟ باید برم اونجا.
نه رو.
جدی میگم آقا.
اونا خانواده دارا که اونجا هستن.
کاری از هسته تو برنه میاد اون وصلونو میکنن رو تو آره ده کردن خیلی که اون ده
رو بیرون
امام زاده
رحمتی
یا هیمی
برو
برو
در پیه پیام رهزر محبوب انقلاب امام خمینی، مجلس شورای اسلامی،
قانون حجاب اسلامی را به تصدیب رساند. به موجب این قانون، دختران نه سال به
بالا ملجم به روایت پیشش اسلامی در اماکن امومی از جمعه، تمامی
ادارات دولتی، اماکن کار، دانشگاه ها، مدارس، دستوران ها و
تجمعات فرهنگی هنری می باشند.
عدم رعایت بیشتر اقلامی به مصابه به عهدی و با متخلصان با
مقابلات های سعیدی
خانم
کارتشان است داری لطفا
میدونید که این شکلی نمیتونید وارد دانشگاه بشید؟ من زمانی که تدلیز این
شروع کردم همین شکلی وارد این دانشگاه صدا الان باید موهاتونو بفشونید من اختیار
دارم جلی هر خانومی که بدون هجاب وارد میشه رو بگیرم من هر خانومی نیستم یک
من فردیت همدم اتداد این دانشگاه هستم دستور کتری ریت دانشگاه هست هیچ خانوم
هجابی حق ورود به دانشگاه نداره خانوم
ما این سارو وزداری میدونیم من چه به دهر سر میفتم؟ من تا اونجایی که میدونم هر کسی
محصول اعمال خودشه دیگه نه؟ ناراییم با اجازتون شو خیلی
خانم وایستا خوره بابا خانم
خانم
بساید نفتیم.
ببخشتون.
رئیس دانشگاه رو میخوام بساید بخشتون.
صاحب میخواستم بدونین که من طرف شما رو گرفتم.
چرا؟ چون نقش دنابای موفقیت جمهوری اسلامی ضروریه.
دشمن داخلی و خارجی با دبینه که زن و مرد ما باهم در این مملکت هم عقیده ایم.
و اینکه...
کتاب هایی که میخونیم.
طب کنید. باست کنید.
لطفاً. بخوای این انقلاب در خطره.
آقای بحری.
من هیچکه به منظری مادر بزرگم مسلمون ندیدم.
یکدونه نواز سوقش خضرانه میشد.
اون چادر که سر میکرد به خاطر اعتبادش بود.
سمبول نبود.
دین و حکومت ما هم یکی نیستن.
نه برای اون، نه برای من.
اینم به اون رئیس دانشگاهتون بگید.
سلام کنون قصد می دهید؟ رایت ناشه قرار ملاقات دارم
زیره رو پوشت چی پوشیدی؟ تقریبا هیچی به شما چه رفتی داره؟ بگیر اون
کسافت رو از روی صورتت پک کن من چیزی روی صورتم نمالیدم هیچوقت هم کسافت روی صورتم
نمیمونم یه چیزی روی صورتته خانم درد میگیره پادر جوابی نکن
من از شما شکایت میکنم غلطی دلت میخواد بکنی بکن
برو طبقه چهارون
کجا
داری میری؟ از این وقت؟
فکر میکردی همچین عده واقعی بیفته؟
نه فکرشو
نکردم ولی باید میکردم
حالا چیکار
کنیم؟
حالا بریم بخوابیم
بریم فهمیمشون چیکارو کرد
این زن ها به شجاعت ایمون دارن
همیشه داشتن.
دقیقا همونطور که وقتی تو دانشگاه ارسادشون بودی.
اگه نه یاد چی؟ میان.
هر پایشم به.
سنگم از آسمون بباره میان.
باور کن.
حالا کارم به جهره که ده من به تو اعتماد کنم.
مرسی. خوشحالم که زنگ زدی.
خوشحالم جواب ده.
ای بابا خواهد.
تا بعد شو. تا بعد.
بهترین؟ آنها.
نگران نباش.
میخوای پیش برمونم؟
بشه اون غالبه مرد خونه نباشه منم همجا عالی پیش میره دارم
تو هم حرف مامانی رو گوش کنین آقا؟ نه گار باز این شعری که من یاد گرفتیم اون توتون
ندی به خونی آقا باشه ماما مرسی مارا که بتونه حالا؟ آدر جون
خیلی مراقب باشه آدر نگره نباشه نگره باشه دارستی به تو بخوری یادمانا؟ بیرون
مطمئنم اون پروژه مال توه
برای نیاز به آقایون که نظر میکنه.
خب، برای خدا بگو.
خدا بگو. خدا بگو.
بس کل اینو
مامن رو در میگرده
برو خواهش میکنه و اگرنه چجوری میخوای فروغ فراغ داده برده همه میدانند
از آن روزنی سرد عبور باق را دید باق را دید
خیلی خیلی خیلی
خیلی
بابا خیلی آدم و چالبی هسته با شوهر که ازم ما حتی روسته فرام نداریم
شوهرم سر کاره راهات باشه
مرسی کنید
بچه ها، این ساناد یکی از بهترین شاگردان توی دانشگاه علامه
من خیلی نگرم بودم که توی دردستن نداخته باشم اتون.
واقعا امیدوارم که خانواداتون مشکلی نداشته باشن که شما الان اینجا این.
ببینیم که اگر این روشن را برای روشن کنیم، این روشن را برای روشن کنیم.
ببینیم که روشن لولیتا در تهران برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن
برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن برای روشن
برای روشن برای
روشن
همه چی؟ همه کلمه ها؟ باید برای آن همه وقت را بزنیم. باید این سیت
ها برای شما برای شما برای شما برای شما برای شما برای شما برای شما برای شما برای
شما برای شما برای شما برای شما
در بیشتر، همبرت باید بگوید که چیزی که از
رای لولیتا نیست، اینه که از
رای خود را تصمیم کرده است.
چیزی که از رای خود را تصمیم کرده است.
لوریتا نمیدونه که چیزی که میتونی کنی که قرار داری و نمیدونه که چیزی که همبرت
برای خودش را برای خودش برای خودش برای خودش برای خودش برای خودش برای خودش برای
خودش برای خودش برای
خودش
لولیتا همه چیزی نیست.
اما این نیست.
اینجا همه چیزی نیست.
محمد محمد.
بله خلاصه معلم پرورشی تختر رو دو قسمت میکنه یه طرف مینویسه
دختر مسلمون طرف دیگه دختر مسیحی و بعد میپرسه برقه بین این دوتا چیه؟
یکیشون با کرست پاک و خالصه خودشو تنها تنها برای شوهرش حفظ میکنه
قدرتمنده چون متوازه البته توازو تایهدی با آدم قدرت میده ها این که
آدم آدم چی؟ فایشه ای نباشه که لاک میزنه و کتونی میکشه؟ نه، نه، نه، من اصلا
منظورم این نبود منظورم یادم خود داره، که... سلام سانتران
سلام دقیقا من دوباره دیوی کردم، این برادرم میخواست من با هم بیا بعدم جد
نه بودی هفته پیش چیزی شده؟ نه
بچه ها،
شاویت دار؟
هستیم لولیتا؟ طبیعا ما لولیتا هستیم.
چرا؟ لانه که همه چیزی که می کنیم درک درک درک درک درک درک درک درک درک درک درک درک
درک درک درک
چطوری میشه از احساس گناه خلاص شد؟
اونا باید شهرمنده باشن
نما چه کامکی میکنه؟ مجبورت میکنم اجرامی که نکردی اطراف کنی همش باید
بگی گناه کاری و یه تو گناه کار نیست نیست آنها وقتی یه چیزی هزار بار تکرار کنی کم
کم جای حقیقتون میره دیگه فکرم به سر گرفتنه با کی بودی؟ اون پسرها کی
بوده؟
مطمئنی مشروع نخوردی؟ اون چی بود تنت بود؟ ولی ایچی پیدا نکردن
چیزی نبود که پیدا کنم برای همینم متهم شدیم به
تهاجم فرهنگی راست نمیده چیزی به اسم گناه فکری اطلاع وجود نداره
پرلومی که دارو
حتی اگه مرتکب جرم واقعی نشده
بودم هم
با اعتراف به خودم خیانت کردم. به همه ما خیانت کردم.
اعتراف کردم.
امسا کردم.
این استانات پیشم جا بذاشته بود.
بعدم پرسیدن آیا اونها هم نوریتان و نه؟ تو چی مفتی؟
بچه تنها و بی کسی که بهش تجاوز میشه.
یه مردک عوضی که با گذشتش درگیره تمام وجود و آینده ای لولیتا رو ازش میگیره.
میشه نفت دقیقا همین کاری که این لولوشی با من کن.
رومان ها که تفسیر زندگی شخصی ما نیستن که. چرا نیستن؟ معلومه که از من.
خیلی وقتا این هم هم هن.
یادش بخواهید.
نمیتونم امیدو ازشون بگیرم.
میدونم.
ای وای.
پیشت باشه.
به دخترات میشونش بده اینو از کجا فردی؟ خیلی وقت دارمش
از همینجا خریدم حمیده ها سلیمان رو خوب میدونست حمیده
ها یه رو به من گفت خواهم اگه شما رو میشناختم نسخه آخر زندگی نامه بنویل رو به
هیچکی نمیفروختم به من فروخم عجب آدمی هستی ولی
تو اونجا کجا آدمه؟ یه نفرد کل قفصه کتاب های هنری جیمز رو درو کرد آقا گوینی
تشادشم حتی الان کتاب جامع زرینو میذاشی مثل من ببینی هیچ کسی اونو تا آخرش
نخونده منم نخوندم آه من کسی که جامع زرینو تا آخر نخونده به نیاقت داشتنشو
نداره
موسیقی دیگر
این داستان دختر چیه؟ اینی که هیچ خاطره برای بیادا بردن ندارن.
به عنوان این آدم بالغ.
هیچ وقت توی پارک با عشقشون را نرفتن.
هیچ وقت مکالمه پرعتشه پای تلفون توی شب نداشتن.
کدی رو یه پشتکی آشهانه نبوسیدن.
منی که من کمک دارم.
این؟
موسیقی برخواستی که با تجاوز رژیم بستی اراق به خاطفات
ایران در شهری برنامه 1359 هجری شمسی
مطرح شده
خدای من، بعد هفته سال های خیلی نهرداری و بیشتر
به دو خوبه دوستان، نگار و دارو، من اداره کنم که امیدوارم که مخصوصیت مخصوصیت برای
مخصوصیت برای مخصوصیت برای مخصوصیت برای مخصوصیت برای مخصوصیت برای مخصوصیت برای
مخصوصیت برای
مخصوصیت
اینجا باید بگوییم که یک فرهنگیده فرهنگیده فرهنگیده بود. یک مثال از
فرهنگیده
۱۹۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
حالا، هنوی جیمز به این نظر نیست. که که دایزی نیلر در واقع اینجا کنه که اون رو
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی خیلی خیلی
خیلی
امیدواری که
احترام
به این شهران شهید
مرگونو به پادا رکن درسته؟ هنوش میگن تنها عشقشون خوده هست این آدم بیا مبازه به
حارزوهاش باشه استاد نفیسی ببخشیم
ولی شما که نمیشناختینش ببخشیم استاد ولی ما میشناختیمش اون باشه رو دیگه از
دوستامونو اخراج کنه گو باید دیدن یه تیکی پوست از دیر رو سریع تحریک شده
حسد جانا میریم از رو تونید که باید
دل موساد امای فنتیه که خودشونو بکشتن میرن بسیار نه موضوع این نیست ما هرچی که
هستن هرچی که باشن ما نمیتونیم مثل اونو باشیم میخوامیم؟
بله
نصرین من اون روز دیگه بردنه دیدم میدونم با مهتاب چی کار
کردن متاسفم
بدترینش باید نصر شبایی بود که میبودن
اسم چند وردونو میزنن
هر بار سه تا دختر میبودن بعد سه تا دو تا شلیکو میشنیدیم
احمدی خیلی تور کشید تا فهمیدیم کی دنده
مونده
کجا
رامدوب شدی؟ از هدف سر پدر مومنم
مثلا اگه اون نبود معلوم نبود از کجا سردن میرم.
در بعضی دختره اصلا بهتر بود بمیرن.
دختره بود.
سیاسی هم نبود. فقط خوشبرو بود.
دست به دست چرخونن شد.
بهش تجاوز کردن.
که دیگه باکره نباشد.
که وقتی کشتنش به بهش نریند.
خیلی مبادر بودن به همون دست ندارن ولی تجاوزش کار نداشت
منو
محتوی خیلی روش به کتابو حرف داریم خیلی خوب بود
پیروزی پرهنگیه
اصد نفسی.
آقای بازیبی.
خوبم، اصد.
خدا رو شروع کرد. از جا خیلی برکرم.
خوشحالم میبینم اتون.
منم همینطورم.
گفتم بیام یه فلامی عرف کنم.
من باید برگرده بودم که اینجا درست دارم که اینجا درست
دارم که اینجا درست دارم که
اینجا
درست دارم دو تکیت خود را
در ملت فیستفال در روز روز روز دارید؟ برابر، برای
کلاس، شکر میکنم.
همینطور که میخوایید به اسلام و اطلاعات
نیست را یاد میخوایید؟ نه.
تو اینجا به اینجا مفید کنی؟ نه.
اما... این نیست بسیار دیگه.
نه، این نیست.
اما اینجا... مطمئنی خودتون نمیخواییم
بری؟ من؟ نه. بس.
به درد شما بشنام خواهیم.
من خودتون هم هنگزگاییم.
من اون را خوش آمدیم
به سویدی بدون زیر نویس خب خب بذار باز رو چه بلای زنفی باوردن
و اگر من حقایی اینجا اینجا اینجا اینجا اینجا
اینجا
همسرشون هستم آمین
نه
نه مادرمشون نشید لازم بگیم بهشون که من سعی کنم
گفتی میشنخیش؟ آره تو انجامن اقلامی دانشگاه خیلی خرش میرن
با اینکه هیچکوری من کتاب ها رو نمیخوند من راجب هر چیزی نظری میراد همه
شما راجب جنگ حرف میدن آخرش هم رفت جبه
اتقه بود جنگ برای همه نعمت هست
چون این جنگ برای اون واقعا یه نعمت بود آره
بعدم وعده بود خونه نیه بود تا من نیسته بودم پای ماباره دارن من را سه موسکار
میکنن همه چی براش ریخته بود بعدم تصمیم گرفت
ماش میگفت به
من دروغ گفتن به من دروغ گفتن
فکر همه چی هم کرده بود
گالونای بین برزرگی رو از گیت دانشگاه آورده بود تو از تمام ساختمون رو رد کرده
برده بود طبقه دوم یه اتاق خالی پیدا کرده بود نشسته بود
فیلدی رو مختبود رو خودش
ندارد همچنین شدید که بی تو
بکشه نمیخواد براش دل نرمی
کنم
کاشتا و قوی تری بودم
آدر
جون موضوع قدرت نیست
دیگه
نمیتونم درست بودم
به خاطره؟ به خودت همه چی؟
فهدچم را شهب نشینه نیست خواهیت
همینو خوب میدونی از تو چی؟ تو که جا زدی
قیده همه چی زدی؟ من دیگه خیلی وقت کنار کشیدم هیچ مشارکتی ها نداره
اینه یه مغز بیچسم چرا دری بری میگی؟
بخوا هیلیت هست.
هیچ مشکلی هم باشه نداره. چرا نشته باشه؟
میتونم شاگره خوبیتی بگیرم نه؟
سلام.
خب ما مردیم از نگرانی. چرا زنگ نزدی؟
دهی دادم پیدا دای کردم همان، همان نسی گفت ممکنه رو دسکیرت کرده باشم یه انفار
به بچهان هستن مامان چون نمیدونستین چه اتفاقی برای تو افتاده باشه تو موازب
مدام با اون یارو همکار جنجونیت میگردی زبون ملال ممکنه یه روز واقعاً
بگیرن اتون
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی
چه حرفی میزنی؟ من فقط میخوام بدونم چرا رفتی سراغ و بون لمن. یه سوال ساده
یه جواب ساده هم میخوام. همین الان بهت گفتم چرا. پس تأثیر منه. نه تأثیر خراب
هست که توش زندگی میکنی. نمیتونی همه چی رو بندازی گردن جمهوری اسلامی. آخه چی؟
که اینا دور یه دونه قانون مدفع هستن که بابه مینت نیست.
آره.
آره تو راست میگی.
تأثیر منه.
باید تو برده نمیدادم.
باید تو رو نگرم کردم.
ببخشید.
بله دیروز به زنگ دادم مادرت گفت مریضی آره با بیرانم دوای بدی
کردم نه من باید مذرات خواهی کنم رفتارم خیلی بچگانه بود
باز دارم خودم رو تکرار میکنم
باید جلومو بگیری یا یه نصفت از خواهی خارج کن
یا خود در دیستم خارج میشه
معلومه.
میدونم اینجا سومالی و افغانستان نیست. بازم اینجا خیلی بدتر از این عشق باشه.
خیلی خسته.
استرات کن.
فرداتیم.
بابا، ازم رو یاد آنگرد.
برسه.
من بگم دیگه جیرم تو بگم.
عصمی، من نمیخواد تو را دست بدم.
آزم خواهد باش.
نگرم نمیخواد.
من جایناسینو دوست دارم اما یه موقعی احساس می کنم که همه چیو خیلی کوچیک می
حالا چی می شه تا هم نردی؟ خب این یه دفعه با هم بمونیم اینجا؟
نمیدونم
داست این روزو به کی حرف می زدی نا؟ مردا که همینم.
واقعا ما قرار با این ازواج کنیم. واقعا چجوری باید آدمی که نمیشناسی میخوای یه
باش زندگی کنی؟ برای همین ایت بقیه ازواج نکردی؟
تمومشو این مدقره بادیا رو. بشین تو خونه بالاکر زندگیت. خرفت
یه روز در هفته هست. یک روز.
بچه هم که خوابه.
مسئله بچه نیست. مسئله اینکه تو این کتابو بیشتر از معدود داری.
بیشتر از تو.
نمیخواد. او رو به این رومان های مزده خرافه دار.
او رو.
از اینجا باید باید باید باید باید
باید باید باید
باید باید باید باید باید باید باید
باید
باید باید دانس می کنید باید دانس می کنید باید دانس می
کنید
ما نمیتونیم هم قدمامون رو درست برداریم، هم حرف بزنیم، اشکی نمیتونیم. نه، واقعا
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
خیلی.
این فرمالی بود، بله.
اما این برای آن باید بیشتر اراده بود.
تصمیم کنید.
باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید
باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید
باید
من فکر میکنم که در این وقت صحبت داره.
بله، ولی از اینکه مرده یا مرد قصیده باشه.
مرد قصیده باشه؟ این صحبت داره.
نه که من مرد قصیده باشم، اما... من فکر میکنم که از این وقت صحبت داره.
مرده ضعیفند، خب همینان دیگه.
معنوی و عمیقی داریم بیچاره نیما به نظر من اصلا بیچاره نیر اون هم به
جز من کسی رو نداره که باش حرف بزنه این زن و مرد نمیتونن دوست هم دیگه باشن
خودتونو گول نزنی وقتی سکسشون خوبه همشی خوبه
غیر این صورت؟ مشخصه
نفره نه باید بسایی دستش رو بلند کنه نه؟ اگه برم
دخترم ازم میگره میده مادرش بزرگش کنه من نمیتونم اینجور رو
بودم
پس
تو که را پشته هم هیچ شوهر میکنی چند موردهای اشتباهی انتخاب میکنه نه نه نه
ببینین حتی آزینم فرق بین یه عشق والا و یه امروز زمینی مثل
همخوابگی رو خوب متوجه شده دیگه حتی آزین؟ نه اصلا منظورم این نبود استاد نفیدی من
خیلی به سکس فکر میکنم فقط منم؟ شما نمی کنین؟ فقط من فقط
دیوونم؟ نه عزیزم خیلی هم طبیعی تو جوونی باید به این چیزا فکر میکنی خب بچه
باید بگید برادرتون چه رقصی میتونه جامعه ای مار معرفی بکنه بابا کرم بلدی؟ کاری
نداره از این سختیخ را رفتن که راحتر یه قه و یه شیشه هست و تمام بلدی؟ بلدی؟
بلدی؟ بلدی؟ بلدی؟ بلدی؟ بلدی؟
بلدی؟
موسیقی
چیزی مونده که ندونین؟ من من نه ولی دخترهای چی نمیدونن
خب همچی رجیب هم نیست این کتاب سالهای هفتاد در اومد این
زنهای امریکا رو هم گیچ کرده بود ولی تا اونجایی که یادمه تو تو امریکا اصلا گیچ
نمیده اخی تو فرهنگ ما عشق و احساساتو از سکت جدا
میکنن
مردم سکس و عشق و یعنی هستم جدا میدونی؟ من که نه
آخر یا زهرم خیلی
مشغول بود میدونی که
حالا
میشه یه لحظه اونو بذاره کنار
میخوای با هم در برای کابوس ها طرف بزنی؟ حالا این همه وقت دارم میخواب برم میبینم
چرا الان میخوای راجبشو طرف بزنی؟ چیزی داره تو را عطو میخورد برای
مهمه راجبش حرف بزنی خیلی هم
راحت نیست راجب این چیز را حرف زدن میدونی که تا همه که اصلا
یاد نمیبونه
ببین واسه من مهم نیست که رفتی نگرانیاتو با کسی دیگه درمیون میذاری تو حق داری به
هر دوستی که دلت میخواد تماس بگیری من فقط میترسم که تو رو از دست بدم
از دست هم میدین؟ به خاطر اون؟ پس به خاطر کی؟ به خاطر هزار
چیزی دیگه شوهر آزین زده دیگه گونش رو کبود کرده نمیتونه ازش جدا
بشه میگه دخترش ازش میهیره تا برای این چیزان رای حل هستم من برایش یه وکیل پیدا
میکنم وای بیشتر بیشتر نمیخواد رای حل پیدا بکنی تو اینقدر آدم ساده دلی هستی
کنی همه چیو میشه با منطق و حسن نیت و اینو حل کرد معلومه میشه حل کرد حکومت ها
میان و میرن ماییم که میمونیم اینجا کشور ماست
من ایران رو دوست دارم من هم ایران رو دوست دارم
پس این دفعه تو مهمون میکنه نه نه صف کن صف کن
عجب جایزه یا عالیه عادلون
جدن داره تو خواهی بگیرم این حسن چجور شده به تهران خبرنگاه اون اوائل
انقلاب از نیو یورک اومده بود بردم تهرانو بهش نشون دادم وقتی رفتی نبه مهده داد
حالا نمیدونی شما؟ دیگه کسی بهتر از تو پیدا نکردم
نه داشتم کتاب خونه رو یکم خلوت میکردم
انا فقط داشتم موردتر میکردم
ببینم چی لازم دارم چی لازم ندارم داری میری؟ نه بابا کجا برم؟
مامانم اینقدر پیر شده بیرون فضای قهراناداس
باز نمیخواد یه پارک فتز تو اصفهان
من لاری بهش فکر میکنم ببین آزر جان اگر میخوایی بری برو
البته با خانوادت بابا تا هم حق تاری به چیزی که باید برسی
تو رو چجوری اینجا بل کنم برم تنها بهشون
بدون من
و من میرم به مدیر اطلاعات برو
میگن یه رو کن توی روزنش نداری من از این دستور علکی اطاعت نمیکنم تکون نخورد جاد
خواهی بول صورت از آقا داری یه بحانه دیگه پیدا کن همینطوری
اگه علکی
ویلکن اون زرفه رو دیگه یه دقیقه بیا بشین
باید یه چیزی
بهتون بگم باید خوب بشین همجا خوبه مهم بله
خوهرم انگلیس زندگی میکنه
دارم میرم با اون شوهر زندگی کنم
دارم میرم
دارم از ایران میرم چیه او؟
چجوری میری؟ با خوچاخچه ها
به پاسپورت نمیدن چون زندان رفته بودن
با خوچاخچه تنها چجوری میخوایی بری؟ بام که رسید ترکش و شوهر خوهرم میاد
تنباله
زندام، جنگ... این دارو برای من خیلی صحبت داشت.
یه دوست بزرگ دارم، دارتم.
حسن نتونست کمکی بم بکنه.
چرا تجربه کردین؟ حالا که حسن دیگه تموم شد. منم
میخوادم تنها باشم.
از امان زندان یه سری مشکلات دارم که... هم خودم، هم مادرم فکر میکنیم که انگلیس
حالمو بهتر میکنه.
برای همین با دوست بهت با هم زدی؟ آره.
نه، راستش.
خیلی آدم خوبی بود.
روشن فکر بود... کتابای دهریدارو میخوند و فیلمهای کیارستمی رو میدید و... برگمن
و...
اونطور طرز تفکر شدم از زنها دوست نداشتم نه که آدمی بیادری باشه ولی
میدیدم به بقیه اشون چجوری نگاه میکنن به من دست نمیزد
میگفت بدری احترامی که برام قائله بعضی
زنها رو با تا ازدواج میکنن بعضی رو هم با تا سکس
من یه پنج سنمه.
همینوش نمنابه شده.
یه هفته ای بود ازش هیچ خبری نداشتم.
برای خب قدر شاید تونستم دو شب با پدرش صحبت بکنم. گفت که درست بیش رسته به من.
حالا هفته ای دیگه قراره که قاچاخچی ها از کوها ردش کنن.
ردش کنن؟ چجوری رو جال خرد؟ اما مثل سالیفیل توی ناتوه دا و مای داره؟
به نظر خنده داره؟ ببخشی من نمیدونم چی بگم چطور چیزی نگی؟ مالا
جان یه موقع یادم نمیدونه چجوری اکسا اول بردشون بده اما چرا؟
اما... اما ما میدونیم چرا اما چرا حالا؟ گفتی که وقتش بود
کاشه حتی اقل بامون خدافزی میکن خدافزی کرد یه وقتهای خیلی سخته این
کلاس هم در هر صورت دیگه داره تموم میشه نسلین هم اینو فهمیده بود شما این
فکر رو تو سرش انداختین که همه همون باید از اینجا بریم من؟ من هیچوقت همجی حرفی
نزدم هیچوقتم نمیزنم لازم نبود بگی از حرفاتون معلومه از ایران بریم
یادتی؟ چرا حرف تو... دهنه اصطاد میداری اگر از زندگی اینجا احساس خفقان میکنی
خب بگو خیلی خوب احساس میکنم تو قفصم خوبه؟ چونو میندادی گردن بقیه اصطاد که
انقلاب نشد دقیقا این انقلاب اون انقلابی که ما میخواستیم نشد من همیشه گفتم آدم
باید برای خودش تصمیم بگیره اما بلگوی ما رو شما تعین میکنین که اینجا موندم بیفاید
است اگه میخواییم برای خودمون کسی بشیم بعد از اینجا بری
منو ببخشید اگر برداشته اشتباهی کردید از حرفام واقعا این نامردیه بله نامردیه
هممونم همین فکر رو میکنیم اصلا واقعیت هم همینه شما خودتون کار تدریسو تو دانشگاه
برد کردید و این کلاس را انداختید بچه ها خیلی دارین تونت میریم
من خوشحالم که حرفاتونو میذارین
راضه منو به رفتن فکر میکنم
اما زندگیم اینجاست.
کار بیشتر اینجاست.
مادرم داره پیر میشه.
سال هاست نشده که یه شب بخوابم و بدترین کابوسارا نبینم.
میدونم که شما همین مشکل رو دارید.
با خودم میگم من فقط میخوام راحت باشم.
باید خودم میپرسم راحت بودن یعنی چی؟ اگه به این زندگی عادت بکنیم چی؟
مردم به حالت تهوه و سرگیچه عادت کردم ولی اگه این حسانه داشته باشم چجور آدمیم
و اگه نتونم از از خلاص بفهم چجوری اینجا بمونم
کجا گردوها؟ گردوها کجا؟ گردوها رو کجا که خوردین همه رو؟
گردوها کجا؟
نمیدونم یه چیزی بگو آرومم کنه بگو میخواید اینجا بری اینجوری نمیمونه
ما هم تا اول زنده نیستیم همین که داریم زندگی میکنیم نشون میده که نشون میده که
چی؟ من نمیخوام چیزی رو نشون بدم نمیخوام راحت باشم نمیخوام زندگی کنم من یه زندگی
نمیکنیم من معلومه که نمیکنم نمیبینی؟ من نامری هم وجود
ندارم چه حرف آیا میزنی؟ بیزن همه چیو از من گرفتن همه چیو
گرفتن از من تبکن یه دقیقه گوش بده به من
ببین این منم اینم توی
واقعیت خود ماییم تنها چیزی که واقعیه
من این خونه رو برای ما برای خانواده همون درست کردم کسی دستش به
ما اینجا نمیرسه آره خیلی هم خوب نرسه ولی پاونو از اینجا بذاریم بیرون چی؟ تو
میخوای دختره تو نگاه رو توی خراب شده بذار کنی؟ دارا چه
مردی میشه ازن نگاهش به زنان چی خواهد بود؟ مثل اینا نمیشه دارا پسر من من همچین
آدمی نیست بیرون ما توی جریان شناوریم این بچه ها به جز این داستان رو چیز دیگه ای
رو نمیبینن
من میدونم برای سخت خونه و خانواده و کارتو اینها رو همه رو بذاری و بری ولی ما
خانواده ایم در آیت منم که برای هممون تصریم میگیرم
آنا راست میگفت نه؟ اگه همه تونم بینید
عجب نمی کنم تو چی؟
من؟ هیچ وقت
تمام این سالا کلاساتون رو خیلی دوست داشتم.
از هر لحظهش لذت بردم.
با اینکه همه فکر میکردم مثل پیر دخترم. چیجو کردین فکر میکردی؟ نه. چیجو کردین
میکردی؟ نه.
پرام مهم نبود.
من قبل از اینکه اصلا هجاب اجباری بشه محجبه بودم.
مومن بودم. با تقوی بودم.
سر من بالا میگرفتم.
روحانه عاشق شدن باور نکردن یه اگه
باورشونو به آیندرد بدن دوون نمیارن دوون میارن منتا دلشونو میخواد بمونن
روحانه این مشکلات منه میتوانه منو تو جهگان خبرها بذاری من
این کار نمیکنم دوستان میخوای اسمشو بذار دفع از خودم ترس
بردلی هرچی که دلت میخواد من نمیتونم با کسی که از اینجا دل کند و
رفته در تماس باشم تو منو تشکیل کردی که برم بابا چه میخوای ارتباطتو با من قرار
کنی؟ چون که اینا قانونای من هست از دل بره و بعد حلان کرد بیدیم
برو بابا قانونای مزخ رفت همه شکلیشه
اکثر قانونای میجورن
مولا اخمادتو نکن تو هم وقتی رفتی امریکا تو کتاب راجعه منم بنویسی ما
که گفتیم من خواهم راجعه به خودم بنویسم من خواهم راجعه به جین آستون بنویسم من
خواهید میکنم میتونی کار بکنی؟ بدونی که در مورد ما چیزی بنویسی؟
جین آستون به من و تو ربطی نداره هیچ کس غیر آستونی
میتونه داستانو تو تعریف کنه
تو باید بری زندگیتو بکنی کتابتو بنویسی بهار تو از ایران میری
اما ایران هیچ وقت از تو بیرون نمیری
ماما
برای فروی کوت رفتیدن برای ترسیدن به وقت بوسیدن
برای خوهرم خوهرت خوهرم برای تغییر مرسا که
بوسیدن برای شمندگی برای بیمونی برای از جفتی که
زندگی مندی برای کوده که زبانگرد آرزوهاش برای
موسیقی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.