Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو N3D :مترجم
خطبه دوم چیه؟
باید همسایهات را همچون خودت دوست بداری
معنیش مشخصه، نیست؟
حتی شاگرد چکیتیوی میگه که
پدر، من خطبه دوم رو بلدم
یعنی عشق بورزیم
این که سادهست یهکار سختتر بگو
یکی دیگه، یکی دیگه
ولی اون سه کلمه رو فراموش میکنیم
همچون خودت
معنیش فرق میکنه
خدا میدونست
که همه عشقها با دوستداشتن خود شروع میشه
با دونستن اینکه ارزشمندی
پس حتی اگه سقوط کردی
کارهای بدی انجام دادی و احساس شکستگی میکنی
باید به یاد داشته باشی که تو فرزند پروردگاری
که همچنان دوستداشتنی و باارزشی
و این یعنی خودبخشی
...تا اونموقع
نمیتونین آرامش پیدا کنین
خیلیخب
سه تا حکم برامون فرستادن
همه اهداف از لیست پلیس مواد مخدر فرستاده شده
باید همزمان ساعت 6 وارد بشیم
خیلیخب، کیم و کو برین سراغ 12
تورس، کوک، شماها 8
منم هدف 3 رو برمیدارم
یادتون باشه اینها دلالهای دونپایه هستن
...پس- چیز زیادی از دست نمیدیم-
میتونیم دست به اسلحه بشیم- دقیقا-
فقط کنترل شده باشه بیاین بریم
خیلیخب، حرکت کنین
!پلیس شیکاگو !پلیس شیکاگو
!پلیس شیکاگو !حکم تفتیش
!برو
داره میره سمت در پشتی
من قسمت چپ رو چک میکنم، تو برو سمت راست !برو! برو
!پلیس ایالتی! ایست- !دستا بالا-
!فورا دستتو بیار پشت سرت
چیزی داری که بهم آسیب بزنه؟
نه
میخوام حکمتون رو ببینم که قاضی امضا کرده
اینم حکم فدرال
که قاضی النور کالهان اون رو امضا کرده
به نظر میرسه یه جنده سختگیر باشه
!واقعا؟ با خودش صحبت کن
من که کار اشتباهی نکردم
اون جنده اشتباه میکنه
...و من- هی، هی خفه شو-
اون خون چیه؟
نمیدونم
...اون- کس دیگهای اینجاست؟-
نه
من دارمش
بقیه خونه رو بگرد
حق داری سکوت کنی
هر چیزی که بگی در دادگاه
بر علیهت استفاده میشه
حق داری وکیل اتخاذ کنی
اگه از پس هزینههاش بر نیای
یه وکیل برات انتخاب میکنن
متوجه هستی چی میگم؟
آره
آره- باشه-
اوشن51-21
سر صحنه حکم دستگیری
جسد یک زن رو پیدا کردیم
حدودا 14-15 سالشه
پزشکی قانونی رو بفرستین
!نمیشناسمش
چندبار باید بگم؟
جسد یه بچه توی گاراژته
و داری میگی
نمیدونی کیه و از کجا اومده
میدونی این یعنی چی؟- برام مهم نیست-
راست میگم! تاحالا این بچه رو ندیدم
هی، من خیلی کارها کردم
ولی بچهکش نیستم
نمیشناسمش
هیچ اطلاعاتی بهت نداد؟
ادعا میکنه بچه رو نمیشناسه و نمیدونه از کجا اومده
هیچی نشنیده
خونهش بزرگه و تنها زندگی میکنه
ممکنه نشنیده باشه
هیچ کس رو توی این سن نمیشناسه
و با سوابقش تطابق نداره
...ولی
ولی تا تایید نکنیم رفع اتهام نمیشه
هنوز قربانی رو شناسایی نکردیم
جیبهاش خالی بود
گشت داره اطراف رو میگرده
ولی هیچکدوم از وسایلش رو پیدا نکردن
میدونی علت مرگ چی بوده؟
آره، طبق تحقیقات مقدماتی پزشکی قانونی
مثل اینکه خونریزی داخلی شدید
به دلیل ضربات متوالی و حاد داشته
آره، ولی اثری از درگیری توی خونه و گاراژ
نیست
پس هرجایی که هست خونریزی داشته، اینجا نبوده
اثرانگشتش رو شناسایی کردیم
اسم بچه کای اندرسونه، 15 سالشه
خب، چرا توی سیستمه؟
چون یه دوره 8 ماهه
به علت ضرب و جرح شدید در زندان نوجوانان بوده
توی چه سازمانی بوده؟
مرون، چندتا بلوک تا اینجا فاصله داره
مرخصی بوده؟- نه-
خب، گم شدنش رو گزارش کردن؟
نه گروهبان، سه بار با مرکز چک کردم
گزارش نکردن
خیلیخب کو، تو سر صحنه بمون
تورس، من و تو، میریم سراغ وزنیک
شما دوتا برین مرون
ببینین چجوری یکی از بچههاشون مرده
هی، مگه تو توی مرون نبودی؟
چرا
تازه بهمون خبر دادن که کاری اندرسون گم شده
توی سرشماری امروز صبح نبود
افسر جرالد فهمید که توی سلولش نیست
کارکنها دارن همه جا رو میگردن
وقتی رسیدین داشتم بهشون اطلاع میدادم
پس میدونین چجوری فرار کرده؟
نه هنوز
لباسها هرشب به جای دیگهای منتقل میشه
بهترین حدس اینه که اونجوری فرار کرده
داخل یکی از سبدهای لباس
چی باعث شده همچین فکری بکنین؟
اولین بار نیست که همچین چیزی رو امتحان میکنن
چیزی پیدا نکردیم که نشون بده
از سلول فرار کرده یا از در خارج شده
شاهدی نیست؟
نه
هماتاقیش تامی لوپزه
ازش بازجویی کردیم
ولی میگه چیزی ندیده و نشنیده
هفته پیش از وستساید منتقل شده اینجا
و خیلی صحبت نمیکنه
هی تامی
من کارآگاه برجس هستم و ایشون افسر کوک هستن
اینجوری پیداش کردین؟
آره
آخرین بار کی کای رو دیدین؟
توی سرشماری دیشب
فکر میکردم خوابیده
بیدارش نکردم، صورتش رو ندیدم
حادثه اتفاق میفته
دیشب کای رو دیدی؟
من...خواب بودم
میدونی کی از سلولش خارج شد؟
نه
هی تامی
فقط یه هفتهست اینجایی
ولی حتما با همسلولیت
حداقل یک بار صحبت کردی، نه؟
نه
هیچی درموردش نمیدونم
اصلا هیچی؟- نه-
و اصلا چیزی ندیدی و نشنیدی؟
باید دوربینها رو چک کنیم
هیچ فیلمی حذف نشده
ولی طبق حرفاشون
هیچ مدرکی از فرار کای نیست
طبق حرفای اونا، کسی چیزی ندیده و نشنیده
همسلولی کای، تامی گفت چیزی نمیدونسته
و هیچکدوم از زندانیها بهمون کمک نکردن
حتی اگه میدونستن، صحبت نمیکردن
راه فرار از اونجاست
خب تامی ترسیده بود
سریع جواب داد
دروغ میگفت
گری وزنیک چی؟
به نظر نمیرسید کار اون باشه
و هیچ ارتباطی بین اون و کای پیدا نکردیم
سوال اصلی اینه که اون بچه از وقتی که
از مرون فرار کرد تا وقتی که توی حیاط پشتی مرده
کجا بوده؟
آخرین بار ساعت 9:42 دقیقه دیده شده
ما ساعت 6 صبح پیداش کردیم
بیاین یه خط زمانی تشکیل بدیم
دارن دروغ میگن
وقتی از مرون فرار کرده، مجروح بوده
ساعت 12:25 صبح
ممکنه رفته باشه به گاراژ وزنیک
و اونجا قایم شده اما از شدت خونریزی مرده
هرکسی کتکش زده، داخل مرونه
فقط 40 نفر برای 250 زندانی دارن
و همه کارکنان باید سابقه پاکی داشته باشن
ولی نسبت تعداد زندانی به کارکنانشون خیلی بده
یکی از افرادشون
ماه پیش استعفا داده، جیسون ویلکینز
از اونا شکایت کرده و نامه رو
فرستاده برای وزارت کار ایلینوی
و اسناد و مدارکی رو ارسال کرده
که نشون دهنده شرایط ناامن بچههاست
رفته دیترویت، بهش زنگ زدم
و وقتی درمورد مرون صحبت کردم، قطعش کرد
و این تنها شکایت نیست
از وقتی دوسال پیش دوباره باز شده
سازمان استاندارد یه پرونده از
کارکنان و زندانیان قبلی داره
که از شرایط غیربهداشتی تا
افزایش خشونت بوده
آره، ولی هیچکدوم از شکایتها به نتیجه نرسیده
یه مشکلی هست
اگه بخوایم بریم اونجا
ممکنه چیزی بهمون نگن
برای کارکنانش وکیل بیارن و مدارک رو از بین ببرن
و همه چیز رو لاپوشونی کنن
من میتونم مامور مخفی بشم
...آخه
همه کارکنانش جدید اومدن، مگه نه؟
هیچکس نمیفهمه اونجا بودم
و من مرون رو میشناسم
ساختمون رو میشناسم
یادمه چجوریه
من میتونم انجامش بدم
میتونم با همسلولی کای شروع کنم، تامی
و از اونجا برم جلو
آره، ممنونم، از اونجا برو
آقای الونزو
انریکه
از اینطرف
برای تماس تلفنی
باید تا ساعت 9:45 شب برگردن توی سلولهاشون
یه ثانیه دیر بشه، قانون نقض میشه
استثنایی وجود نداره
ساعت 10 چراغها خاموش میشه
اینم کارتت
به همه سلولها دسترسی داری
فعلا همین کافیه
بقیه میتونن به سوالاتت پاسخ بدن
مشکلی نیست
...این جلسهها معمولا
...خیلی دقیقتره ولی
...چند روز اخیر اوضاع اینجا
خیلی بهمریخته بوده
...آره شنیدم درمورد
بچهای که مرده
فرار کرده؟
خلاصهاش اینه
فرد خاصی هست که باید مراقبش باشم؟
امروز؟- آره-
تامی لوپز
فعلا فقط اون توی انفرادیه
به زودی آزادش میکنیم
چی باعث شده بره اونجا؟
قاچاق مواد توی سلولش کانابیس
میدونین چجوری...اون بچه فرار کرده؟
کای اندرسون؟
ببخشید، کای
میدونین چجوری فرار کرده؟
شاید یکی دیگه هم تلاش کنه؟
متاسفانه چیز زیادی نمیدونیم
به مرون خوش اومدی
لباست رو بکن داخل
درستش کن
هی الانزو
وقت غذا خوردنه بذار راحت بخورن
نذار گولت بزنن
یه روده راست توی شکم این بچه وجود نداره
بیشترشون همینجوری هستن
و فکر کنم همیشه اینجوری نبوده، نه؟
تئو کالینز
انریکه الانزو
پس تو همون تازه کاری؟
تازه کار نیستم ولی اینجا نبودم
شنیدم به خاطر اینکه
یکی فرار کرده منو آوردن؟
باید برم انفرادی کجاست؟
مسیر زرد رو دنبال کن
ممنونم رفیق
کی اونجاست؟
تامی لوپز
اون کوچولو پرید به من
خوش بگذره رفیق
هی، هی
من میبرمش، میبرمش
یکیشون گفت باهات جابهجا کنم
ببخشید، هنوز اسمها رو بلد نیستم
باشه، توی سلول سومه
باشه
اگه جای تو بودم
خودمو جمع میکردم و در آرامش ادامه میدادم
یکم دیگه
....از اینجا آزاد میشی و
من تازه اومدم اینجا
و اسمت ورد زبون همه نگهبانها و زندانیهاست
نمیدونم چیکار کردی که انقدر مشهور شدی
ولی میدونم
هرچی بیشتر درموردت صحبت کنن، اوضاعت بدتره
...پس
نذار انقدر درموردت صحبت کنن
به آرت بگو به کسی چیزی نگفتم
!وقت استراحت تمومه
زندانیها باید برگردن به سلولهاشون
همه زندانیها باید برگردن به سلولهاشون
زود باش
قطعا گوشی اعتباری بیشتر اسم فرستاده
اسامی رو به یه شماره فرستاده
چه اسمهایی؟
جو، مایکی، برد، جکسون و کای
اونا توی مرون هستن
شماره دوم زمان میفرسته
جو ساعت 10 شب فردا
مایکی و برد 12 صبح
کای 12:15 چهارشنبه
دقیقا قبل از فرار کردن کایه
و هیچ تماسی ندارن
ولی اون گوشی اعتباری برای همون شماره عکس میفرسته
خدای من
آرت داره بچهها رو فراری میده
خیلیخب، به کی پیام میده؟
نمیدونم، ثبت نشده
احتمالا اعتباریه سعی میکنم شناسهاش رو پیدا کنم
پس ماجرا چیه؟
داخل مرون قاچاق جنسی انجام میدن؟
توی ساختمون بچهها رو انتخاب میکنه؟
ممکنه
خیلیخب، چی درمورد آرت میدونیم؟
معتاده و به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شده
هیچ ملاقاتیای نداره
بقیه زندانیها ازش میترسن
شاید دلیل خوبی داشته باشن
اگه کای قرار چهارشنبهشب بوده
یعنی ممکنه اون طرف
دزدکی وارد مرون شده
به مشکل برمیخورن، کای رو میزنه اونم فرار میکنه
توی گاراژ میمیره
ممکنه ولی مدرک لازم داریم
خیلیخب، گوشی آرت رو ردیابی کنین
بعد شمارهای که باهاش صحبت میکنه رو پیدا کنین
بیاین اونی که بهش کمک میکنه رو پیدا کنیم
شما دوتا دوربینهای بیرون از مرون رو بررسی کنین
اگه وارد مرون میشه
میخوام راه ورودش رو بدونم
دانته، باید از زیر زبون آرت حرف بکشی
باشه؟
باشه
دارم هدفون رو میبرم
از فروشگاه مخصوص گرفته شده
ظاهرا، چیزهای زیادی توی کتابهات داری
محمولههای شخصی رو تحویل میدی؟
داوطلب شدم
میخواستم اینم بهت بدم
برای توعه، مگه نه؟
ببین
میدونم اینجا بودن چه حسی داره
میفهمی؟
دلت میخواد با یکی که بیرونه صحبت کنی درک میکنم
...فقط
یه جای بهتر قایمش کن
این گوشی من نیست
برش گردون هی
برش گردون
چرا نگهبان جدید همش پیگر منه؟
نمیدونم- گوشیم رو پیدا کرده-
تقصیر من نیست- آره، آره-
چند روزه اومده
و یهویی گوشی منو پیدا کرده
باهاش صحبت کردی- نکردم-
ندیدی وقتی کای زیادی زر زد
چه بلایی سرش اومد؟
من چیزی نگفتم ولم کن
آخرش مرد
دوست داری اون تو رو هم بکشه؟
صبر کن، اون؟ اون کیه؟
زود باش، زود باش
خیلیخب، چون تقصیر توعه
خودت باید بندازیش بیرون
اگه نگهبانها پیداش کنن، قاچاق حساب میشه
گور بابات! من نمیبرمش
!هی! هی
حالا فهمیدی اینجا چجوریه عوضی؟
اگه میدونی کار درست چیه نباید یه ذره هم تکون بخوری
!فورا بتمرگ رو زمین
زود باش، زود باش، حرکت کن
هی! چه مرگته؟
چه فکری با خودت کردی؟
فکر کردی برام مهمه؟
!کل هفته توی انفرادی بود
فکر کردی برای من مهمه؟- !باید مهم باشه! آره
صبر کن، صبر کن
چیه؟ نه، نه، صبر کن، صبر کن
نه، نه، نه، نه
!هی
نه، نه، نه، نه
داری چیکار میکنی؟
برگرد سر کارت و بقیه سلولها رو چک کن
هی، تامی لوپز اینجا نیست
انفرادی رو چک کن
هی فلورس
هی! هی! تامی لوپز کجاست؟
بعد از اون اتفاق توی انفرادیه
!نه، نه، الان چک کردم، اونجا نیست
آخرین بار اونجا بود
...یه تماس داشت
چی؟ چی؟
یه تماس داشت
پس حتما قبل از اینکه بره
تماس گرفته؟
کی بردش سمت تلفن؟
نمیدونم
گروهبان
هی الانزو
یه مشکلی هست
خب، بگو چی شده
چه خبره؟
نمیدونم
تامی لوپز گم شده
و نمیدونم...اینجا قرنطینه شده
اطلاعات متناقضی درموردش بهم میدن
نمیدونم
خارج از مرون خبری نیست؟
نه، هیچ خبری نیست
فقط کارکنان هستن، آرومه
هیچکس وارد یا خارج نشده
شنیدیم که آرت به تامی گفته
اگه دهنش رو باز کنه، یکی اونو میکشه
...صبر کن، صبر کن، پس یکی
یکی کیه؟
نمیدونیم
یه خبرایی هست
هر اتفاقی که برای تامی افتاده عجیبه
میتونم حسش کنم- باشه-
سعی کن تامی رو پیدا کنی
اگه نشد، وارد میشیم
فقط کافیه بهمون بگی
باشه
خیلیخب، باشه، پیداش میکنم
حتی نمیتونی در رو ببندی؟
تامی کجاست؟- بهت عروسک داد؟-
میدونم خبر داری کجاست
کجاست؟
با کی کار میکنی؟
برو بیرون
نه
تامی کجاست؟
نه، نه، نه
گوش کن
منم دقیقا جای تو بودم
سعی میکردم خودم رو متقاعد کنم
که زندگی دهنمو سرویس نکرده
ولی کرده بود
نمیدونم مشکلت چیه
کجاست؟
تو رو فرستاده اینجا تا فریبم بدی؟
...چون قسم میخورم که
چی؟ نه، نه، نه
به کسی چیزی نگفتم، باور کن
چی؟ کی؟ - قسم میخورم، باور کن
هی! کجاست؟
اون در
بسته نمیشه، چون قبلا اینجا بودم
توی مرون
وقتی 15 سالم بود
من پلیسم
و اینجام تا ببینم چه بلایی سر کای اومده
و فکر کنم میدونی
و به نظرم میدونی تامی کجاست
پس بگو کجاست؟
یه جایی توی عمق وجودت
باور داری که میتونی آدم خوبی بشی
و من مدرکیم که این رو ثابت میکنه
میتونی آدم خوبی بشی
خدا تو رو میبخشه
ولی باید بهش اجازه بدی
کجاست؟
زیرزمین
هی اوشن، شنیدیم وارد بشیم؟
!آره! وارد بشین
!پلیس
!هی! پلیس شیکاگو! ایست
کو، به نیروی پشتیبانی و آمبولانس نیاز دارم
یکی داره از زیرزمین به سمت جنوب فرار میکنه
هی، چیزی نیست
در امانی، هواتو دارم
من پلیسم
باشه؟
داریم میگیم
توی زیر زمین شما پورنوگرافی کودکان میساختن
به پسران جوان تجاوز میشده- منم دارم بهتون کمک میکنم-
واقعا؟
توی زیرزمین بودی؟
نه
خونه بودم، از همسرم بپرسین
نمیدونستم اونجا چه خبره بوده
!ساخت پورنوگرافی کودکان
چند بار باید بگیم؟
خواهش میکنم
میخوام بهتون کمک کنم
رد خون توی زیرزمین هست
تمیز شده ولی ردش باقی مونده
و با دیانای کای تطابق داره
اونجا چه بلایی سرش اومد؟
من کاری با کای نداشتم
...نمیگم کاری داشتی ولی
یه اتفاقی افتاده
نمیدونم
به کی پیام میدادی؟
با کی کار میکنی آرت؟
تنهامون بذارین، باشه؟
بیشتر از همه دلم برای یخ تنگ میشد
تامی خوبه؟
آره
آره، توی بیمارستان بستریه
ولی
تا الان دیگه دارو از بدنش خارج شده
...وقتی توی مرون بودم
کارهای افتضاحی انجام میدادم
و وقتی آزاد شدم همچنان ادامه دادم
تا زنده بمونم
...ولی بعدش
خدا رو پیدا کردم
و این شغل رو
و یه تصمیم گرفتم
...تصمیم گرفتم
هر روز کار خوب انجام بدم
خودم رو از اول بسازم
خیلی خب
میدونی دلیل کارت مهمه
اصطلاح قانونیش اجباره میدونی یعنی چی؟
یعنی چارهای نداشتی
فقط نمیخواستم دیگه برای خودم اتفاق بیفته
دیگه نمیتونستم
...به خاطر همین
...پس
پس بقیه پسرها رو
اجیر کردی؟
تنها راه همین بود
یه گوشی بهم داد
و گفت پسرها رو انتخاب کنم
و عکس بفرستم
و اونا رو راضی کنم که کار راحتیه
...فقط
اینجوری باهاشون درست رفتار میشه
و فقط کافی بود
وقتی بهشون میگم برن توی زیرزمین
...تا مهمونی بگیرن و مشروب بخورن و
و فیلم و عکس بگیرن
...ولی بعدش
بدتر و بدتر شد
اون
خودش هم همراهی میکرد
...اونا رو مجبور میکرد
اشکال نداره
کی؟
نگهبان کالینز
کس دیگهای بود؟- نه-
نه، همش کار کالینز بود
ولی به فلورس پول میداد تا لاپوشونی کنه
خیلیخب
کالینز کای رو کشته؟
میخواست لوش بده
کالینز فهمید و اونو کتک زد
و نمیدونم کای چجوری قسر در رفت اما فرار کرد
و کالینز نتونست بره دنبالش
متاسفم
خیلی متاسفم
پشت خونه امنه- دریافت شد-
پلیس شیکاگو
کمکی از دستم برمیاد؟
شما خانم کالینزی؟- بله-
حکم تفتیش خونه و
دستگیری همسرتون رو داریم
اینجاست؟
آره، بالاعه
برو
چه خبره؟ لطفا برو داخل، بفرما
!هی! پلیس شیکاگو
کالینز، فورا در و باز کن
!هی، هی، دستا بالا
!دستا بالا
!دستا! اسلحه رو بنداز
فورا بندازش
بندازش
دیگه تموم شده
کارت تمومه، اسلحه رو بنداز
!بندازش
اونا از قبل نابود شده بودن
تورس
زود باش، اسلحه رو بیار پایین
تموم شد
بیا
اسلحه رو بیار پایین
مثل مرونه
نیست
و فقط 7 هفته از حکمت مونده
گفتی باید انتخاب کنیم که خودمون رو ببخشیم
بسپریمش به خدا
حتی نمیتونستی در مرون رو ببندی
اخه 10 سال گذشته
و حتی نتونستی در رو ببندی
هیچوقت از بین نمیره
و شاید نباید بره
شاید لیاقت اینو داریم که تاابد مجازات بشیم
بیا بریم
حفاظت ابدی چه شکلیه؟
مزمور 91 میگه
از خداوند میگویم
او پناهگاه و قلعه من است
او پروردگاریست که به آن اعتماد دارم
تو را با پرهایش میپوشاند
و در زیر بال او پناه خواهی یافت
به عنوان فرزندان خدا
باید به یاد داشته باشیم
تک تک ماها
ردای نامرئی محافظت خدا رو بر تن داریم
همراه ماست
اطراف ماست
مایل و قادر به بازسازیه
بیاین دعا کنیم
ای پدر ما که در آسمانی
نامت مقدس باد
پادشاهیت بیاید و به اراده تو
در زمین و بهشت بیانجامد
رزق و روزی به ما عطا فرما
و گناهان ما را ببخش
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید filamingo.official N3D :مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.