Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اروپا، 20.000 سال قبل
مردود
قبول
مردود
مردود
قبول
تو راه موفقیت درد هست
بسه!
پدر، خیلی نزدیکی مثل گوشت مونده بو میدی
تو کنار من شکار میکنی
اگه چییزیت بشه، من میمیرم
مواظب همدیگه هستیم
اون آماده نیست
هر سال یه فصل...
جونور بزرگ شکار می کنیم
این کار را می کنیم یا می میریم
وقتش رسیده که وظیفه شو انجام بده
که خودشو ثابت کنه
اون مثل تو نیست
مثل بقیه نیست
فقط یک بچه ست. یه پسر کوچیک
با قلبش تصمیم میگیره
نه با نیزه ش
اینو بگیر... هیچی نمیتونه بهت آسیب بزنه
میتونم مراقب خودم باشم
کدا
پسرم مواظب باش
برمیگرده
بهم قول بده که جفتتون برگردین
برو
اگه فقط یه چیزو بتونم بهت یاد بدم...
... اون صبره
پدر
دوست من
یه فصل دیگه م زنده موندین تا با ما شکار کنین
آره
و یه شکارچی جوان آوردم...
سرت رو بلند کن... که چشمات دیده بشه
این پسرمه
پسر من دیگه همراهمون نیست
مرده
باید به خودت افتخار کنی
امیدوارم اون باعث افتخارم باشه
از اولین شکار تو مسیر مقدس با هم بودیم
این تویی
دستان ما مسیر شکارمون رو نشون میدن
... و اگر ارواح با ما باشن...
... وقتش که برسه مسیر خونه رو نشونمون میدن
دنباله ای از علائم... چجوری زنده می مونیم
بعضی ها برای برگشت انتخاب میشن
یه سری دیگه هم برای شکار تو آسمون
این علامت ها برای مردم ماست...
... و راهی برای مردم بعد ما
تمومش کن
یه زندگی رو میگیری تا یکی به قبیله خودت بدی
انجام بده. الان
متاسفم
زندگی مال آدمای قدرتمنده!
... افتخاری ه که بهت داده نمیشه، باید بدستش بیاری
آروم باش
حواستون باشه
حالا فهمیدی...
ترس باعث ضعفه
باشد که روح او مراقب مسیر باشد...
نشونه های سنگی تو طول روز راهنمایی تون میکنن
حالا شما علائم تحمل کنین...
... که شما رو تو شب راهنمایی کنن.
اجداد ما...
راه رو به ما نشون میدن
خونه
اونن یکی رو می بینی؟
اون آلفاس ، رهبرشون
گرگ ها دنباله رو قویترینشون نه... که عاقل ترینشونن
آلفا همیشه تو معرض خطره
اعضای گله ش ممکنه به چالش بکشن ش
چون معتقدند رهبری مال اوناس...
برای همین آلفا باید همیشه حواسش جمع باشه
کسی آلفا به دنیا نمیاد
بدستش میاره
برو
خط و نگه دارین
بیا اینجا
کدا!
کدا!
کدا!
کدا!
پایین و نگاه نکنین
ول نکن!
کدا!
دوست من...
...رهبر من...
رسیدن بهش غیرممکن ه
اون مرده
ما نمیتونیم تو رو هم از دست بدیم
نسبت به مردم مون مسئولیت داریم
سورتمه ها را بار کنین
برمیگردیم دهکده
باشد که ارواح محافظ شما تا شکار بعد باشن
بهش بگین پسرش با پسر من تو اون دنیا هم مسیر میشن
باید بیخیالش بشی
ولش کنی
اون دیگه مرده
پدر
پدر
پدر
پدر
یه دوست
شایدم نه
گاز نگیر
نمیخوام اذیتت کنم
مواظبت م
دوست
ببین
باید تمیز بشه
میبینی
اونقدرام بد نیست
صبر
من نبخشیدمت
به من بستگی داره
منتظر نوبتت باش
خوشحالم که همو میفهمیم
خونه
دلت برای گله ت تنگ شده...
صدای مادر و پدرمو می شنوم که تو خواب صدام میزنن
ولی خب نمیتونم بهشون برسم...
هوا داره سردتر میشه
مسیر مقدس و برف میپوشونه
نمیدونم بدون پدرم میتونم به خونه برسم یا نه
من مثل اون نیستم
اما باید تلاشمو بکنم
دلم برای پدر مادرم تنگ شده
اون مال منه
میخوامش
قبل اولین برف باید خونه باشم
تو هم باید خونت بری
برو
انقدر نگام نکن
برو
کجا میای؟
چب میخوای؟
چب میخوای؟
گفتم برو!
تقریبا تونستم
دیدی؟
فقط لغزیدم
از چیزی نمیترسم
هی، داری چیکار میکنی؟
برگرد اینجا!
اینجا
صبر کن!
نه!
صبر کن نوبتت بشه
می بخشمت.
کثیف شدی
بیا
اسمتو آلفا میزارم
کدا
آلفا
برو پیش خونوادت
متاسفم...
آلفا!
رد پا
کمک!
کمک
وایستا
هیچ چی...
هیچ چی!
نه!
هیچ چی!
درست میشه
ممنون...
فرار کن
خونواده تو ترک کردی که کنار من باشی
گله تو ول کردی
بخاطر من فداکاری کردی
مسیر... نزدیک شدیم
اجداد من راه خونه رو نشونمون میدن
مقاومت کن
ترکن نمی کنم
تا اینجارو با هم اومدیم
راهو تو نشونم دادی
حالا نوبت منه
میدونم خسته شدی
منم خسته ام
فقط یکم استراحت...
اون فقط یه پسر بچه س
قلبش تصمیم میگیره
نه نیزه ش
نه...
ازونی که فک میکنی قویتره
حتی ازونی که خودش فکر میکنه
رسیدیم خونه
چطور ممکنه؟
بابا...
واقعا تونستم؟
آره عزیزم
تو خونه تی
پدر... زندگی مال آدمای قوی ه
درسته... تو بدستش آوردی
آلفا...
آلفا به...
... کمک نیاز داره
شما هدیه ای از وحشت شب برای ما آوردی
باشد که برکت آن انسان و حیوان متحد یکدیگر باشند
اشکالی نداره...
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.