Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم ترجمه دینگو تقدیم میکند، بفرمایید کانال @DingoSub
کانال اینفینیت @INFTpersiansub
حالتون خوبه؟
یه لحظه
صدای چی بود؟
(قسمت پنج)
جاییتون درد میکنه؟
...صورتتون
قرمز شده
تب ندارین؟
...اینا
اینا چی هستن؟
گفتم چیَن؟
بال
...نکنه
...نکنه تو
نزدیکم نیا
آسیب میبینی
واقعا باورم نمیشه
توضیح میدم
نترسین - ولش کن -
هیچ منحرفی نیست که بتونه انحرافِ خودش رو توضیح بده
چی؟ - ،هم تماسم رو نادیده گرفتی -
هم اینکه پیج کردمت
!بخاطر این بود که اینا رو پوشیده بودی
...من چیزی نپوشی
پس، فعلا
همینجا درِش بیار
گفتم در بیار
همین الان، جلوی چشمام
!ولم کنید
!گفتم در بیار
دارین چکار میکنین؟
!بذارین برم! بذارین برم
یا! گفتم در بیارش
!باید ولم کنین که بتونم درِش بیارم
!تو باید سرِجات بایستی که بتونم درش بیارم
رو مخمه حالمو بهم میزنه
درش میارم و میسوزونمش
بده؟ این کجاش ناخوشاینده؟
...تا حالا بالهای
به این بزرگی و درخشانی و زیبایی دیده بودی؟
...تو الان
با من خودمونی حرف زدی؟
اگه تو میتونی، منم میتونم
به خودت بیا، من استخدامت کردم
،تو چی میدونی بجز استخدام
قرار داد و پیشوایانِ دینی
همش زیبایی ها رو نادیده میگیری
حرفات تموم شد؟ - نه، بازم حرف دارم -
...این بالها، شایستهی "ناخوشایند" نامیده شدن توسط
کسی که از درون مرده است، نیستن؛ ناقوسِ پُر سروصدا
کسی که ناخوشاینده، خودتی
درسته
...چه فرشته باشی، چه هیولا چه منحرف
به چشم انسانها، همش یکیه
!لی یونسو
!وای خدا
صبر کن
!یا! زنگ بزن پلیس
اوف! خانم لی یونسو
کارِ این یارو بود! زنگ بزن پلیس
این مزخرفات چیه؟
خانمِ یونسو! من فقط اومدم که...
آخ! زود باش دیگه - آیگو -
چی؟ - چی؟ -
مقاومت میکنی؟
فسقلیِ عوضی
حرف بزن
کی هستی و از کجا اومدی؟
من جی کانگوو هستم، خب؟
کارگردان هنریِ فانتازیا
جی کانگوو هستم
...همون جی کانگوو که
از تئاترِ بالهی نیویورکه؟
(جی کانگوو)
(کارگردان هنریِ فانتازیا)
نمیخواین گزارش بدین؟
خودم حواسم بهش هست
شما دیگه برید
پس من اینکار رو میکنم
به صحنهی جرم دست نزنید
!ببینید، آقای جی کانگوو
اینجا خونهی منه
اینکه گزارش بدم یا نه، خودم تصمیم میگیرم
از چی میترسین؟
نمیترسم، فقط دردسره
همینجوریشم آدمهای دور و برم، مشتاق حرف زدن دربارهی منن
!فراموش کنین، فقط برید
من کمکتون میکنم
،لطفا. همینکه وقتی بهتون میگم برید رد کارِتون
به حرفم گوش کنید، کمک به منه
خانمِ یونسو
نشنیدین؟
گفت برید
...اگر اشتباه برداشت کردین، باید عذرخواهی کنین
و درخواست بخشش کنین، اوکی؟
آقای منشی
نه اینکه جنابعالی به مشکوکترین شکل، اونجا نایستاده بودی
...بازم، این حق رو بهتون نمیده که
اون جوری بهم حمله کنید
،خب، شما مثل عروسک کاغذی پخشِ زمین شدی
واسه همین من یکم دست و پامو گم کردم
...خب من اصلا فکرش رو نمیکردم
شما از ناکجا آباد یهویی بهم حمله کنی
منم یه آدم معمولیم
...آها! یعنی میفرمایید که اگر میدونستین
میتونستین برنده بشین؟
...این دوستِمون، وقتی پنجره شکست
با شما بود؟
نه
...ولی - ،برای شکستِ اون پنجره -
باید توی باغ باشی
کار یک فردِ خارج از اینجا نیست
تو
توی باغ بودی، درسته؟
...فکر میکنین کی از همه
مشکوک تره؟
ای نادون! چطور میتونی منو سرِ این قضیه سرزنش کنی؟
حتما احساس ناحقی میکنی
بیا ایندفعه عادلانه دعوا کنیم
!بیا دیگه! کام آن
...واقعا که - بسه -
مجبورم نکنین یه حرف رو چندبار تکرار کنم
برید
آها، بهتون هشدار میدم
...بهتره دربارهی اتفاق امروز
به کسی توی فانتازیا، چیزی نگین
ولش کن. تو هم ساکت باش
...درِ خروجی
از اون طرفه - خودم میدونم -
از چی میترسین؟
حالتون خوبه؟
!مبلغِ دینی
دیوونهی منحرف
آخ، درد داره
تو چرا اینجا ایستادی؟
تو چرا داری میای بیرون؟
اینو بنوش. چایِ گلگاوزبان ئه
میدونم وقتایی که نمی تونی بخوابی، اینو مینوشی
خوندمش
اونموقع ترسیده بودی
کی ترسیده بود؟
من؟ نخیرم
چرا آدما دروغ میگن؟
،ترسیدم، استرس دارم
بهت نیاز دارم
گفتنِ این حرفا، بهت آسیبی نمیرسونه
اینو بخور و بخواب
من تا صبح اینجا میمونم
آدم کف دستش رو که بو نکرده
گندهاش نکن
بمالِش
بخاطرِ زخمهات، کار رو نپیچون
آیگو! ناقوسِ پُر سروصدا
دربارهی منشیِ جدیدش، اطلاعات میخوام
گذشته و حال و سابقهی کاریش. همه چیز
توی اون چه خبره؟
سلام
توی این محله زندگی میکنید؟
چه تصادفی
این نزدیکی یه مغازهی دامپینگ (کوفته) فروشیه
اومدم یکم بخرم
ولی دست خالی هستید
الان داشتم میرفتم که بخرم
پس باشه. به سلامت
چشم
خانمِ نینا
شام خوردین؟
چرا منتظر من بودین؟
گفتم که تصادفی بود
همیشه اینقدر به بقیه بیاعتماد هستید؟
این اطراف مغازهی دامپینگ نیست
،به مردم
نباید به این راحتی اعتماد کرد
چرا؟
چون ضعیف هستن
آدمهای باارزش خیلی زود میمیرن
اونوقت آدمهای خودخواه و دروغگو، زندگی طولانی دارن
...اونا خیانت میکنن
و کارهای شیطانی انجام میدن
من به کسی اعتماد ندارم
درسته بعضیا هستن که خیانت میکنن
...ولی مطمئنم که
از صد نفر، یک نفر اینکار رو نمیکنه
،میخوام به اون یک نفر
بدون پروا، بیشتر و بیشتر اعتماد کنم
...همینطور میخوام
کسی باشم که شما بتونین بهش اعتماد کنین
ساده دل هستین
خانمِ یونسو اینجوری نبود
یونسو رو دیدین؟
عالیه
بیاین سه نفری همدیگه رو ببینیم
یونسو به زودی تمرین رو شروع میکنه
باید کلی بهش کمک کنیم
نیازی نیست بهم دروغ بگین
از ریا و تظاهر متنفرم
چرا فکر میکنین حرفم از ته دلم نیست؟
،وقتی رفتم روسیه که خارجکشور تحصیل کنم
نمیتونستم برای بیدار شدن صبر کنم
چون میتونستم رقصِ یونسو رو ببینم
اون، دلیلِ زندهای برای وجود خدا بود
خدا بدنِ اونو با بیشترین دقت درست کرده
بهش کلی استعداد داده
قلبم پر بود
،اگه یونسو بتونه مثل قبل برقصه
من آمادهام که دوباره شاگردش بشم
واقعا چنین حسی دارم
پس چرا اومدین دنبال من؟
...فکر کردم اومدین شکایت کنین که
چرا نقش اصلی نیستین
گفتم که تصادفی بود
باید برم سرویس بهداشتی
تیم ترجمه دینگو "یونسو بالهای دان رو میبینه" -♥ آخرین ماموریت فرشته ♥-
چ..چکار میکنید؟
،اگه بخواهید اینکار رو بکنید
...نباید
،خوشبختانه
غدهی بزاقیتون هنوز ورم نکرده
گوم نینا
الان بالا آوردی، درسته؟
سوءهاضمه داشتم
...همین یکبار بود. هیچوقت توی عمرم
...گفتین که میخواین
رقاصی باشین که بتونم بهش اعتماد کنم
میخوری و بالا میاری
و دوباره میخوری
...من رقاص های زیادی دیدم که بخاطرِ
بیاشتهایی، بازنشسته شدن
متاسفم
،لطفا اینو از خانوادهام
مخصوصا خواهرم، راز نگه دارید
اون خودش رو سرزنش میکنه و خیلی ناراحت میشه
همه اش تقصیر منه، پس فقط از من عصبانی باشین
الان کی نگرانِ کیه؟
بهت روش تبدیل شدن به یک رقاص خوب رو بگم؟
خودخواه باش
...خودت رو نسبت به بقیه
توی اولویت بذار
خوابه؟
خانمِ جوان
خوابتون پرید، درسته؟
...میشه چیزایی رو که
پای تلفن بهم گفتین، دوباره بگین؟
داشتی میومدی بالا اتاق نشیمن رو که دیدی
برای همین دارم میپرسم
دیشب
یه نفر شیشه اتاق نشیمن رو شکست
لوستر هم افتاد
داشتی کابوس میدیدی؟
تقریبا داشتم میمردم
پس حتما خیلی واضح بوده
من شاهد دارم. کیم دان
اون کجا رفت؟
دان
اتفاقی که برای چراغا و پنجره نیوفتاد، درسته؟
اتفاقی نیوفتاد- نه هیچی-
باشه- چه خبره؟-
همتون قبل از ساعت کاریتون اینجایین
دارین نقشه ای چیزی میکشین؟
من صداشون زدم که قبل از اومدن بقیه تمیز کاری کنن
میدونین، ما از سحر کلی کار کردیم
هی مراقب حرف زدنت باش
بذارید مثل گذشته با احترام توضیح بدم
قراردادم نمیگه که نمیتونم
دیشب این سه نفر مسئول
چراغ ها، باغ و امنیت بودن
... خب منم- اینجوری خوب شد-
راستش معلوم میشه که منم ازشون سوالایی دارم
کی اونکارو کرد؟
من ازشون پرسیدم ولی چراغا و پنجره
تا وقتی کارشون تموم بشه خوب بودن
وقتی همه رفتن خونه، نگهبانم رفت
اگه بهم بگین کی پشت اینکار بوده
منم میبخشمتون
فکر کنم یه تصادفی بوده
یا اینکه اخراجتون میکنم برای جبران خسارت
دستگیر میشین و تا پای محاکمه میارمتون
و تا آخرم کوتاه نمیام
ببین، من اینو زمان بندی کردم
من هیچ سنگی یا چیزی پیدا نکردم
که پنجره باهاش شکسته شده باشه
تصادف بود. یه تصادف محض
تو یه کارآگاه واقعی ای
لوستر چی؟
اون چرا یه دفعه ای افتاد؟
موریانه ها خوردنش؟
چرا ما حرف نزنیم؟
من داشتم کابوس میدیدم؟
فکر میکنی من خیالاتی شدم؟
اگه اعتراف کنین
منم فقط اخراجتون میکنم
... یک،دو
لعنتی
نمیتونم اینکارو کنم
نه، من برات کار نمیکنم
فکر میکنی یه شاهزاده سلطنتی ای؟
ادامه بده
وقتی شنیدم که حقوق دو برابر شده
موندم که چه قدر میتونی بد باشی
بیست بارم بهم حقوق بدی بازم کافی نیست
تو هنوزم بی تجربه ای
تو سرمون داد میزنی، تهدیدمون میکنی
و مثل مجرما باهامون رفتار میکنی
دیگه خیلی تحمل کردم
بیاین اینجا رو ترک کنیم
صبر کن- بریم-
وایستین. صبر کنین- خدایا-
وایستین، وایستین
لعنتی- نه، نه-
نه، نه- وایستید-
مردم اسم اینجا رو گودال آتیش گذاشتن
خانم جونگ، به شرکت امنیتی زنگ بزن
همه فیلمای سه روز گذشته رو برام بیار
این چیه؟
(ورودی خارجی)
ببخشید
فیلمای دیشب رو بهم نشون بده
نزدیکای طلوع آفتاب بود
حدودای شیش صبح- بله خانم-
نه... نه
چه خبر شده؟
چرا این کار نمیکنه؟
خدای من، کار نمیکنه
وقتی دیشب بارون میومد
ممکنه سیم ها مشکلی واسشون پیش اومده باشه
همه ی فیلمای مداربسته مربوط به دیشب خراب ان
نمیتونی برگردونیشون؟
کامل ضبط نشدن
فکر نمیکنم ممکن باشه
معذرت میخوام
باشه
اون که نگاه نمیکنه، نه؟
داری چیکار میکنی؟
من باید اینو ازت بپرسم
میخوای دنیامونو به انسان ها ترویج کنی؟
بال هام خود به خود در اومدن
بال ها؟
خدایا، داری رو اعصابم راه میری
بارون داره میاد، نه؟
فکر کنم این تنها راه باشه
خب حالا چرا؟
قبل از اینکه آدم بشی اون تورو
تو یه روز بارونی شناخت- اون شناخت-
و تو هم اونو تو یه روز بارونی از مرگ نجات دادی
وااو، این خیلی بده
فقط 94روز وقت داری
انسان ها محدوده عمر دارن
ما هم ضربالعجل داریم
ما فقط باید به خدا عشق بورزیم، همین
... ولی آدما
مخصوصا منم نمیدونم لی یونسو چه جوریه
نمیدونم اون تاحالا کسی رو دوست داشته
یا اگه کسی باشه
که فقط با فکر کردن بهش خوشحال بشه
"این استخوان، استخوان من و این گوشت ازآن من است"
باید دنبال نیمه گمشده اش بگردی
... راه دیگه ای نداره؟ نیمه گمشده اون
بیخیال تمومش کن، الان تو قرا 21ایم
نیمه گمشده
آدما بهش میگن
سرنوشت
خانم لی اینجاست؟
همینجا وایستا
موفق باشی
بله، باشه. خداحافظ
بله؟- کجایی؟-
... دارم میام. فقط من
خانم لی، جی کانگ وو ام
دم درتونم. دارم میام داخل
بریم
مشکلی با مسافتای طولانی نداری؟
بعد از تصادفت اولین باره که سوار ماشین میشی
مطمئن شو کارکنایی که امروز اخراج شدن
توافق نامه رو برای حفظ حریم امضاء کنن
و دوباره به کارمندا آموزش بده
خدایا، سردرد گرفتم
این راه این دنیاست
یه سری آدما دردسر درست میکنن
یه سری دیگه هم جمعش میکنن
تو هنوزم فکر میکنی عقلمو از دست دادم؟
شما نمیتونید برید داخل
کی گفت میتونید بیاین داخل؟
خانم جوان
تو کی هستی؟
ایشون افسر کو سونگ مین
کارآگاه ایستگاه پلیس بگون هست
اون پلیسو خبر کرد؟
آقای جی، کی بهت همچین حقی داد؟
من خودمو روشن کردم
من گزارش رسمی پر نکردم
کارآگاه اینجاست
چون شخصا ازش خواستم بیاد
باشه، این تنها کاریه که میتونم بکنم
بعد از بررسی اینجا
میتونین درباره ی تحقیقات تصمیم بگیرین
اگه صحنه کاملا تمیزه پس باید
توسط کسی باشه که داره چیزی رو پنهان میکنه
مقصر
خدایا چرا انقدر از اینا زیاده؟
این چیزیه که مستخدما دیشب
تو صحنه انجام دادن
طبق تحقیقاتم
به نظر به تصادف ساده میاد
تحقیقات اولیه درست انجام نشده
شما به حرفای اونا اعتماد کردید و یادتون موند
اگه گزارش بدید، منم تحقیق میکنم
ولی از دوربین مدار بسته هیچ فیلمی وجدو نداره
و مدرک صحنه هم پاک شده
پس گرفتن مجرم کار بسیار سختیه
میفهمم
ممنون
بعدا بهتون زنگ میزنیم
پس مرخص میشم. خدانگهدار
چرا تو نمیری؟
باید باهات حرف بزنم
لطفا یه ساعت بهم وقت بده
من داشتم میرفتم بیرون
باید جایی برم
همین الان؟کجا؟
ماشینو بیار
نیم ساعتم نمیشه؟
همین الانم دیرم شده
یه آدم پررو یه کارآگاه آورد
و وقتمو تلف کرد
چرا اینجا وایستادی؟
... من
رانندگی بلد نیستم
چرا هیچکدوم از مستخدمات رانندگی نمیکنن؟
میتونیم فقط تاکسی بگیریم
اگه گواهینامه نداری پس انقدر حرافی نکن
و چرا من باید اینجا بشینم؟
گفتی اجازه نمیدی اونجا بشینم
شما دونفر عذر میخوام. دارم خیر سرم رانندگی میکنم
صداتون یکمی بلنده
(مرحوم لی جین ووک، نا هی سو،جو سونگ هوان )
(مرحوم لی جین ووک، نا هی سو،جو سونگ هوان )
مامان، بابا، سلام
شما دو نفر آقای جو رو دیدین؟
... من
... من
مطمئن نیستم داره چه اتفاقی میافته
میتونم دوباره ببینم ولی نمیتونم حرف بزنم
انگار یه نفر همیشه
منو هدف گرفته و زیر نظرم داره
خیلی بهتره اگه خیال برم داشته باشه
آقای جو
چرا فقط فکر میکنیم
اون لحظه خاص آخرین زمانی بود
که گذشت؟
هر وقت خورشید طلوع میکنه من دیوونه میشم
وقتی گفتی طلوع خورشید قشنگ بود
چرا نگفتم"واقعا اینطوره"؟
چه شکلیه؟
"به خاطر توصیفای تو"
"منم خیلی دوست دارم ببینمش"
"دارم تو این دنیا زندگی میکنم"
چرا اینا رو بهت نگفتم؟
همتون خیلی بد جنسین
همتون منو اینجا تنها گذاشتین
تیم ترجمه دینگو @DingoSub
(قسمت ۶)
ببخشید
وقت طلوع آفتاب حالتو گرفتم
خوشحالم الان بهتر میفهمی
ممنون
دارم بهت
امیدوار میشم
فهمیدم تو هم میتونی عاشق بشی
عشق؟
اره
باعث میشه قبلت بلرزه
مدام میخندی
و چون خوشحالی میخوای بال درآری
کیم دان، تو رفتی تو یه فاز دیگه
واقعا این حال عجیبتو درک نمیکنم
ولی آدما رو واسه این اخراج نمیکنم
برای من بازی در نیار
من
کمکت میکنم
تو میتونی انجامش بدی
کم چرند بگو. فکر کردی کی هستی؟
یه کسی که فقط به خاطر تو وجود داره
بذار رک باشم
...هدف زندگی من
تویی
دیوونه ای؟
وای خدا بارونه. بارون میاد
برو چتر بیار
درباره چی حرف میزد؟
مرسی
خدایا چیکار کنم
چرا باید بارون بیاد؟
سرما میخوری
من توی ماشین منتظر بودم
و بارون شروع شد
بریم
من منتظر کیم دانم
شما دوتا حتما خیلی بهم نزدیکین
...من هیچوقت ندیدم یه منشی
با رییسش غیر رسمی حرف بزنه
همینطوری اینطوری شد
بهرحال اون کارشو خوب انجام میده
پس میتونیم با هم منتظرش باشیم
اینطوری بیکار منتظر بودن وقت تلف کردنه
میخوای یه چیز قشنگ ببینی؟
جانم؟
یه دقیقه
اینو با خودت اینور اونور میبری؟
البته که نه. آماده ش کرده بودم
میخواستم به تو نشون بدم
حدود سی دقیقه متوجه من نشدی
موسکو 2006
"Coppelia"سوانهیلدا از
"ذات باله یک دختر جوان و اصیل رو میپرسته"
"Romantic Etude"برلین 2007
"یک دختر مو مشکی در آسمانها موج گرفت"
"The Nutcracker"لندن 2008
"رقص پری شیرین بانو"
"ملکه رویاها فریبنده بود"
لوزان 2019
"دون کیشوت - کیتری"
"شگفت انگیز شگفت انگیز شگفت انگیز"
من از تو خوشم میاد
...انقد ازت خوشم میاد
که دیوونه م میکنه
...تو نباید همینطوری با کفشای تنیست
رو زمین راه بری
...تو باید رو ابرا بپری
و توی بهشت آسمونی بدویی
...بذار بهت کمک کنم
دوباره باله رو شروع کنی
تا برسی خونه خیلی دیر میشه
...اون رفت چتر بیاره
و دقیقا وقتی بارون تموم شد رسید
دست کم تو بارون رانندگی نمیکنیم
چی؟
خانم لی
شما الان خوبی. اوضاع اوکیه
من اینجام خانم لی
حالا دیگه خوبی
همه چی خوبه
من اینجا
خانم لی یونسو
...این تو
...بودی
...اون روز تو تصادف
بلاخره میتونم اینو بهت بدم
...تو اون کسی بودی که
به آمبولانس زنگ زدی و
دست منو گرفتی؟
تو بودی؟
بلاخره یادت اومد؟
چرا همون اول نگفتی؟
چیزی نبود که لافشو بزنم
ببخشید شوکه تون کردم
با احتیاط میرونم
"استخوان، استخوان من و این گوشت از آنِ من است"
اول باید دنبال نیمه گمشده ش بگردی
آدما بهش میگن سرنوشت
مرسی که امروز اینهمه رانندگی کردی
...من بیشتر ممنونم که
برای من وقت گذاشتی
بریم
یه لحظه وایسا
اون چیه
رشوه
دلم میخواد منشیت رو بشناسم
یکی دیروز خریدم اما خراب شد
اما همیشه میتونم ازشون بخرم
بفرما
امیدوارم بیشتر با هم آشنا بشیم
(نامه استخدام)
وون ایل بیا فراموشش کنیم
چطور میتونم؟
مشخصه که این اتفاق افتاده
این چیه دقیقا؟
شنیدم از وقتی آقای جو رفته
هر روز مست میکنی
همش تو خوابم میبینم
چی میبینی
خیلی ترسیدم
هر بار که اهداکننده مناسب براش بود
یه کسی بود که اول همه زنگ میزد
و بعد اون اهدا کنسل میشد
تماس کار من بود
میدونم که کارگردان چویی بهت دستور داده
نمیدونستم که تو اینطوری هستی
ببین برای اینکه از پس زندگیم بربیام
باید دستوری که بهم میدن رو اجرا کنم
اینطوری که فقط
دستای خودتو کثیف میکنی
اما اون یه کار بدتر میکنه
...بهش بگو بی سر و صدا
فانتازیا رو ترک کنه
اما ... وایسا...
فکر نکردم چیز مهمی باشه
...حتی کره شمالی و جنوبی هم جنگ لفظی دارن
ولی هیچوقت عملی صورت نمیدن
...اون گفت ترمزها رو بریدن
انگار یکی از قصد قطعشون کرده
...میخواستم ماشینو همونطور که کارگردان چویی گفت
اسقاطش کنم
دیوونه شدی؟
چطوری تونستی از کارت تو عمارت آیوی بیرون بیای؟
اون به پلیس زنگ زد؟
اگه دوربینای مدار بسته گرفته باشنت چی؟
...ترسیدم که اگه باز بمونم
بقیه بو ببرن
واسه همین
مدارکی که آقای جو جمع کرده بود چی؟
...بهمون گفتن خانم لی کلید
اون اتاقو داره
...اینهمه دردسر کشیدیم
که با دست خالی اخراج شی؟
معذرت میخوام خانوم
خیلی داغ کردم
حتی بعد مرگشم داره آزارم میده
(گزارش تمرین ماهانه, تئاتر باله در وارنا)
اون هیچوقت گوش نکرد
(تئاتر باله در موسکو)
بهش گفتم اینا رو بندازه دور
...بذار کمکت کنم
دوباره باله رو شروع کنی
نه. من به عوان رقاص باله هر رقصی که خواستمو انجام دادم
به عنوان یه رقصا باله افتخارات هم داشتم
هیچ پشیمونی ندارم
پس
واسه بدن من نقشه نکش
تو میتونی از این بالاتر بری
و باید اینکارو بکنی
فقط همین یه بار
لطفا همین یه بار باورم کن
خدایا با همین یه جمله ت
شدی یه کسی که هرگز بهش اعتماد نکنم
"باورم کن" "من فرق میکنم"
"جدی میگم"
اینا دری وری ان
من تو 17 سالگی یتیم شدم
بارها اینا رو شنیدم
هر چی بیشتر مهربون باشی
پاداشت بیشتره
اون گفت نه
ظالمانه منو گذاشت کنار
...باید چیکار کنم تا
قلب یونسو رو دوباره به تپش بندازم؟
تو میتونی انجامش بدی
...کی بود که گفت
دنیا پر از رقصه؟
تو متیل
(منشی عمارت آیوی، کیم دان)
(کیم دان)
(سن : 25)
اون نه حمایتی داره نه پارتی
نه پولی نه جاه طلبی
نکنه چون سهل الوصول بوده باهاش صمیمی شده؟
گروم عشق چیه؟
توام نیمه گمشده خودتو داره؟
اَی خِدا
"من هدف مامورتم را"
"یافتم. نیمه گمشده لی یونسو"
فکر کنم من پیدا کردم
اما شایدم اشتباه کرده باشم
چطوری مطمئن باشم اون سرنوشتشه؟
نکنه این هدف نباشه و
من اشتباه کرده باشم؟
اگه سرنوشت واقعیش اون نباشه چی؟
چی؟ من شل بازی درمیارم؟
کوتاه بیا خیلی داری سخت میگیری
باز دوباره شروع کردی با این عادتای دهاتیت
گفتم بهت بشین
ممنون
...عزیزم تو قراره
به زودی رییس رسمی فانتازیا بشی
ما باید شبیه رییسا زندگی کنیم باشه؟
چیه؟ چیزی بهم آویزونه؟
چشم چپت هنوز خوابه
صبح بخیر- صبح بخیر-
خوب خوابیدی؟- بله-
من باید یه چیزیو اعلام کنم
رونا و من صحبت کردیم
فکر میکنم خیلی به یونسو سخت گرفتیم
بعد از روز بیمارستان
نتونستم باهاش ارتباط بگیرم
بهرحال بازم ما فامیلیم
منم سرم شلوغ بود کلا فراموش کردم
چیکار کنیم؟
چیکار میتونیم بکنیم؟
اون هزار نفر داره که براش کار کنن
...مطمئنم خوب میخوره و خوب زندگی میکنه
نه
من خیلی نگرانم
درسته
ما خیلی بهش بی توجه بودیم نه؟
تیم ترجمه دینگو "پیشنهاد کانگ وو" -♥ آخرین ماموریت فرشته ♥-
گروم
لی گروم بیدار شو
گروم! گروم
گروم گروم بلند شو گروم
کیم دان چی به گروم دادی؟
گروم گروم
یه ذره بود. گروم حتما خوب میشه
چند روزی مراقب گروم میشیم
چرا بهش شکلات دادی؟
اشتباه خدمتکارم بوده
گروم تنها کسیه که از خانواده م مونده
اگه واسه گروم هم اتفاقی بیفته
من واقعا تنها میشم
ببخشید من واقعا نمیدونستم
...نمیفهمی میگم
نمیخوام بشنومش
اما تو تنها نیستی
تو منو داری
خانم جونگ
و خدمتکارات
تو تا ابد با من میمونی مگه؟
تا وقتی که پیر شم بمیرم؟
فکر کردم تو به خاطر من وجود داری
تو گفتی من هدف زندگیت بودم
...درسته اما
ولش کن. ساکت باش
بفرما
از اونجاییکه وقت نداشتم یه کپی گرفتم
خدایا نه اینم نیست
استراحت کن
تبریک میگم- تبریک-
تبریک عرض میکنم
تبریک میگم
سلامتیت مبارک
...همگی ایشون بهترین رقاص باله
در کره جنوبی لی یونسو هستن
مطمئنم دلتون براش تنگ شده
برو کنار- میتونید ببینیدش؟-
این مهمونی سوپرایزی بود که ما یواشکی حاضر کردیم
اون دوباره میتونه ببینه- باحاله-
لطفا به دختر خاله من- درسته؟-
یه عالمه تشویق بدین
چرا اون همینطوری وایساده؟
گفتم تمومش کن
...شمع
آب شدش
کی راهتون داد داخل؟
همه میدونن ما فامیلیم
!عزیزم یونسو اینجاست
سریع بیا پایین
اون رفته بالا؟
کی گفته اجازه شو داری؟
(بیمارستان گیلدام)
کاش میشد همشونو یه جا بسوزونم
از این ور، آسون و راحت تره
مدارک تماس. بذار ببینم
یواش... میفتی
یونسو تو برگشتی؟
خدای من
هیچی اینجا عوض نشده
تو مواظب خونه بودی
شنیدم هنوزم به کمک اون باید راه بری
چه بد
(تبریک به یونسو)
خیلی خب. حالا که همه اینجان
بیاین یه لیوان به سلامتیش بزنیم
حتما. بیاید بشینیم
برید بیرون من خسته م
یونسو
نمیشه یکمی سعی کنی با ما صمیمی شی؟
...ما تلاشمونو کردیم
...تا سلامتی تورو جشن بگیریم
من این قرنیه ها رو با مردن یه آدم گرفتم
چیز خوشحال کننده ایه برای مهمونی گرفتن؟
من هر روز برات دعا کردم
ما دوباره میتونیم رو استیج با هم برقصیم
تو از وقتی که ما بچه بودیم خیلی مهربون بودی
اره؟
...تو
...میخوای خودتو به همه بشناسونی غیر من
چون میدونی تو هیچی نمیتونی از من بهتر باشی غیر مهربون بودن
هیچوقت نمیتونستم
چی؟- بیا روشنش کنیم-
من هیچوقت نتونستم ازت جلو بزنم. این مال گذشته ست
مال سه سال پیش که تو چشمات خوب بود
لطفا بفرمایید برید
فکر میکنم اینطوری بهتره
البته
باشه
بریم
بریم. بریم نینا
یالا بریم
باید دیونه شده باشم
چرا اینکارو کردم
کارت خوب بود دخترم
حتی منم دلم خنک شد
بریم یالا بریم
مگه خاله نیست؟ پ چشونه؟
فامیلات اومدن باهات جشن بگیرن
ساکت
نمیفهمم- فقط ساکت شو-
هی لی یونسو
مشکلت همینه
تا باهات خوب میشم سریع پسرخاله میشی
به من نگو چه کنم چه نکنم
حقشو نداری
نه میکنم اتفاقا
...چون من یه آدم منطقی و
خیلی هوشیارم
به عنوان یه انسان تو نباید اینطوری باشی
چیکار کردم مگه؟
تا کی میخواد هرجور عشقت میکشه گستاخانه رفتار کنی؟
پنج سالته یا چی؟ بچه هم از تو بهتره
اومده بودن بهت تبریک بگن ناسلامتی
اومده بودن برات آرزوی شادی کنن
باید انقد بی ادب میبودی باهاشون؟
به خودم ربط داره بخوام بی ادب باشم باهاشون یا نباشم
خودت بدتر آسیب میبینی
بذار روشنش کنم
تو جای آقای جو هستی
آقای جو میگفت هیچ اشکالی نداره
من اگه خوشم نیاد مجبور نیستم کاری رو انجام بدم
هرچی میخواستم فراهم میکرد
من کیم دانم
!نه اون مردک احمق
چی؟
هرچند
اون بنده خدام کار اشتباهی نکرده
...احتمالا نمیدونسته محبت زیادی
...واسه کسی که از هیچی نمیترسه
و راهشو گم کرده همه چیو بدتر میکنه
...من بهت ترحم کردم که راهت دادم
چون تو این دنیا تنها بودی
هر چی به دهنت اومد گفتی؟
...اگه بلدی به من ترحم کنی
به خاطر اینکه تنها موندم
پس چرا با بقیه خانواده ت انقد پستی؟
پشیمون میشی
...وقتی همه مثل پدر مادرت و آقا جو
رفتن دوباره پشیمون میشی؟
اگه بار آخرت بود چی؟
اگه نتونی زمانو برگردونی چی
!توی دیوونه سمج
تمومش کن
اینو سمت من پرت میکنی؟- آره کردم. خب چی؟-
!هوی
اینم بگیر
!تو
خدایا واقعا که
هی
بسه بیا تمومش کنیم
...توی
ولم کن- تو اول ول کن-
لعنت بهش وای
هی وایسا
تو نباید فشار خونت بالا بره
با شماره سه ول کنیم باش؟- باشه-
اوکی پس یک دو سه
تو اخراجی
باشه بهرحال کار دیگه ای هم نمیتونم بکنم
خرم که بهت امید دارم
تو ناامید کننده و به درد نخور و بیخود هستی
به هیچ دردی نمیخوری
چطوری میتونی انقد دلسنگ باشی؟
خدای من
"گناهان ما را ببخشای"
"...همانطوز که ما"
"...کسانی که به ما بدی کرده اند را میبخشیم"
لعنتی! کار بد کردم؟
اگه اشتباه کردم خب بذار بدونم
چرا منو رها کردی؟
(خدمتکار جونگ یومی)
بخور
وقتی دلت تو آتیشه
این بهترین درمانه
خدایا میسوزه
...میشه لطفا
به خاطرش کوتاه بیای؟
همونطوری که گفتم
من کار اشتباهی نکردم
...و شمام میدونی اون از اون مدلاست که
بعد اخراج منو برنمیگردونه
چرا همش از من خواهش میکنین؟
نمیدونم
مطمئنم نیستم
وقتی با تو بود راحت به نظر میومد
...آخرین باری که اون با کسی کشمکش کرده
با یکی بود تو سن ده سالگی
بدون تو باز باید عصایی بشه
فقط همین یه بار
میشه انجامش بدی؟
نمیتونم دروغ بگم
...نمیتونم وقتی هیچکاری نکردم
معذرت خواهی کنم
عمرا
داغه
بخورش گل گاو زبونه
میدونم که وقتی نمیتونی بخوابی از این میخوری
(کیم دان)
(کیم دان)
لی یونسو
لی یونسو
چرا جوابمو نمیده؟
...لی یونسو
ممکنه به این گیر کنه بیفته
لی یونسو از اینا متنفره
چرا انقد سنگینن؟
...لی یونسو
ممکنه رو این پا بذاره سر بخوره
برید
برید ببینم
چیکار میکنی؟
هی
خانوم بی تربیت وارد میشود
یادم رفت جاروش کنم
فکر کنم باید تمیزش کنم
این آخرین روزم اینجاست
کارت ورود رو بهم بده
زخم شدی
ببخشید
گفتم نمیخوام بشنوم تو اینو بگی
این منم
فکر کن این منم
تو وقتی با منی خوبی
حتی اگه من نباشم
انگاری که بدون اینکه باشم پیشتم
اگه اینو داشته باشی هرجا بخوای میتونی بری
روش ورد میخونم
آبراکادابرا
...عالی میشه اگه بتونی
با این دوباره برقصی لی یونسو
امیدوارم به جای اینکه حس کنی یکی میخواد زمینت بزنه
همش حس کنی همه مسحور
رقصیدنتن
...یه جوریه که انگار همش
یکی حواسش بهم هست تا منو زمین بزنه
کاش همه اینا خواب بود
حالا که آخرشه خیلی خوش زبون شدی
باور کن من فرق دارم
جدی میگم
امیدوارم حرفمو باور کنی
...امیدوارم بتونی بیشتر حس خوبی داشته باشی
از اینکه یه نفر باهات مهربونه
"باورم کن" "من فرق دارم"
"جدی میگم"
این دری وری ان
من تو 17 سالگی یتیم شدم
اینو خیلی شنیدم
هرچی بیشتر مهربون باشی
پاداشت بیشتره
نه
لازم نیست بعدا انجامش بدیم
بیا همین الان باهام انجامش بده. بیا رقصیم
من اینو میگیرم
هی
اوکی- چته؟-
چته تو؟
میبینی؟
وقتی میرقصی از همیشه قشنگتری
(آخرین ماموریت فرشته - عشق) تیم ترجمه دینگو تقدیمتون کرد @DingoSub
کانال اینفینیت @INFTpersiansub
باید تا هفته بعد بدون عصا راه برم
باید اره برم هرطوری شده
اما یه شرط دارم
اینجا بیا پیشم
جوری فکر کن انگار تو دنیا فقط من و توایم
مرتیکه کلاش
!اگه باید برم میرم اما نه اینطوری
هیچی رقاصی نیست که سه تا پا داشته باشه
تو از مرگ نجات پیدا کردی
من باور دارم که تو یه زندگی جدیدو شروع میکنی
...ما میخواستیم اسم لی یونسو رو اعلام کنیم
و برای اجرای سال مطبوعات رو خبر کنیم
هرچی شد بازم کمکم نکن
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.