Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیر نویس از DR. Mabooze
بگمونم این مسئله به خط مشی برمیگرده خط مشی؟
مسئله نشر این قضیه در بخش خبری روزنامه هست
این- با روش من جور در نمیاد تو دل و جراتش رو نداری
پس بده وارتون منتشرش کنه
من با آلیس گاریسون صحبت کردم ، وارتون اومد اینجا بهش تلفن زدیم ، بحث مجوزه
اون مجوز نمیده تا من بهش بگم
یا اینکه تو میخوای ترتیب اینکارو بدی؟
نه ، قربان نفس عمیق بکش!
با آقای وارتون صحبت کنین ، اینجا منتظره
فیلم تهران تقدیم می کند
تنها بازی در شهر
من یه پیتزای ساده میخوام
یه پیتزای ساده .
و یه گیلاس شراب قرمز .
-شراب قرمز . متشکرم .
میخواین اونطرف بشينين؟
متشکرم
لي لي ، آرام جان
هنوز عاشقتم
آره ، حتما همینطوره
تا حالا بهت دروغ گفتم؟
آره ، ولی ابا نکن
آسمون آبی من چطوره؟ هي
چی چطوره؟
موضوع چیه؟ بلد نیستیش؟
نمیتونم صدات رو بشنوم
کی در مورد من با شما صحبت کرده؟
چی؟ فکر کردم بخاطر من اومدین اینجا
نه خب پس چی؟
خب
اومدم یه پیتزا بخورم .
دیگه نمیتونم بزنم
میشه فقط یه قطعه دیگه بزنی؟
یه قطعه واسه چی؟ واسه یه دلار؟
شما تمایل به آهنگی دارین؟ میهمان تازه وارد ما هستین
"اما نه برای من
الو؟
الو؟
الو؟
بهش نرسیدین؟
آره.
مادرم عادت داشت بگه: باشه دوباره تماس میگیره. رگه مهم
الان حال بهتری دارم .
متاسفم ، اینجا خیلی بهم ریخته س
انتظار ملاقاتی رو نمیکشیدم
منم همینطور
متشکرم
من بوربون ندارم
هر چی باشه خوبه
اینجا راحت باش
من همیشه راحتم .
من ساقي ضعیفی هستم
ضعف قابل چشم پوشیه
ممنون
بسلامتی بسلامتی
خیلی وقته تو کافه تونی ساز میزنی؟
هفت ماهه
تو چند وقته در لاس و گاسی؟
خیلی وقته
یعنی چقدر؟
پنج سال
تصور کنن کن اگه قمار رو ممنوع
اینجا شهر ارواح میشه
تو داری این پا و اون پا میکنی
میخوای بپرسی که من چند وقته اینجام .
من اهمیت نمیدم که چند وقته اینجایی
خوش بحالت
من خودم زیاد آدم روراستی نیستم ولی اونایی که هستن رو تحسین میکنم .
سه سال ، یعنی تقریبا چهار ساله که اینجام
جدي؟
از لاس و گاس خوشت میاد؟
نفرت دارم ، ازش بیزارم .
پس چرا اینجا موندی؟
من
من قمار میکردم ولی الان چند ماهه دست به هیچی نزدم .
طلبکار هام . رو راضی کردم که یه حساب بانکی براشون باز کنم و ---
4 زمانیکه پول این حساب به پنجهزار دلار رسید میتونه گذرنامه عبورم از این زباله دونی باشه
امیدوارم موفق بشی
ممنونم
تو چرا اینجا موندی؟
بخاطر بقا
یکی از اون لغتهایی که ازش خوشم میاد وقتت رو چطوری پر میکنی؟
یه خورده مطالعه میکنم
بیشتر از هر چیز تلویزیون تماشا میکنم
من خوره ی فیلمهای قدیمی هستم از بوگارت خوشت میاد؟
رگه چیزی خواستی ، فقط به سوت بزن" . واسه اغوای لورن باکال بود .
تقلیدم چطور بود؟
میدونی C من عاشق بوگارت هستم ، چون خیلی زشت بود .
هیچوقت از مردهای زیبا خوشم نیومده
میدونم که هیچ شانسی ندارم
این اولین باریه که اینطور میخندی
دیگه پیش نمیاد
خوبه ، روحیه مون رو زنده میکنه
سر به سرم نذار
خوشم نمیاد سر به سرم بذارن .
متاسفم
حس خوبی بهم میده صدای من؟
این آهنگ
میدونم ، میدونم .
تو خیلی صادقی ، نمیتونی یه خورده رک نباشی ، درسته؟
تو خودت فکر میکنی خوانندهی خوبی هستی؟
ما نازک نارنجی هستیم!
من روز بدی داشتم
تو بهونه ات چیه؟ من از یه خانواده ای نابسامان میام .
تو همیشه شوخی میکنی؟ فقط اوقاتی که عصبی هستم
از چی عصبی هستی؟
نمیدونم، یه چیزی که کشوندم اینجا به سمت اتاق خواب
این منزجر کننده ترین جلب توجهیه که به عمرم شنیدم
بخاطر مشروب متشکرم
حمل بر فضولی نشه ، چرا ازم خواستی بیام اینجا؟
نظرم رو جلب کردی
■ نه ، حالتش چیزی بیشتر از جلب نظر بود
خب که چی؟ بمونم یا برم؟
من اهمیتی نمیدم
دروغه
خب ، برو و ببین که جلوت رو میگیرم یا نه
اینکه جلوم رو نگیری معنیش این نیست که اهمیتی نمیدی
تو چکاره ای؟ به روانپزشک؟
L نیازی به روانپزشکی نیست ، تو هیجانزده ای درست مثل خودم
· من از اینجور حرف زدن خوشم نمیاد
فکر کردم از صداقت خوشت میاد برو بیرون!
من سر جنگ ندارم ..
اهل موس موس کردن نیستم
نمیتونم ، اگه دلت میخواد که برم ، میرم ، اگه دلت نمیخواد
نمیرم
منو ببر
چی
منو ببر تو اتاق خواب، از همراه شدن خوشم میاد
ممنون
اگه به آخر دنیا رسیدی دوست دارم منو هم با خودت ببری
تو تخت سیگار کشیدن ، آدم ، آدم رو واگذار میکنه به سرنوشت
چطور؟
من هیچوقت تنها اینکارو نمیکنم
تموم اون داستانهای وحشتناک که در موردش خوندی
در مورد آدمایی که تو تخت خوابشون میبره و بعد
L آخرین باری که تو تختخواب سیگار کشیدی کی بود؟
سئوالت زیر پوستیه
ولش کن
سه ماهه
چی
سه ماهه که تو تخت سیگار نکشیدم
تو تخت یه نفره یا دو نفره؟
خنده نداشت
میدونم
مطمئن نیستم که ازت خوشم میاد . من میدونم که ما اشتراکاتی داریم.
بس كن وبا
متاسفم
گفتم متاسفم
داری گریه میکنی؟
واسه چی داری گریه میکنی؟
من عذر میخوام، عذر میخوام ، نمیدونم بابت چی ، ولی معذرت میخوام .
خیلی ازت متشکرم
نمیتونم گریه ات رو تحمل کنم.
پس برو بیرون
به یه تیغ ریش تراشی نو نیاز داری
آره ، آخریش بود .
آب پرتقال یا آناناس؟
آناناس
بسلامتی بسلامتی
خب ، ما دوباره اینجا هستیم
آره.
منو یادت نمیاد؟
البته که تو رو یادم میاد!
از کجا؟
از کجا چی؟ من میدونم!
از چی حرف میزنی؟
· سه تا تابستون قبل ، از مهمونی اون روسه
کدوم روسه؟ اون شب ما اوقات خوشی رو گذروندیم
رایمز
اون شب من و تو از مهونی زدیم بیرون و رفتیم خونه ی من
من تا قبل از دیشب هیچوقت تو رو ندیده بودم!
تبریک میگم ، تو این منطقه دخترای زیادی نیستن که یادشون باشه با کیا خوابیدن
چی شده؟
تو دیگه چه جور آدمی هستی؟
یه نفر که میخواد بیاد آورده بشه
فکر کنم بهتره قهوه ات رو بخوری و از اینجا بری .
چرا؟
چون بوی دردسر میشنوم
منظورم اینه که چرا باید قهوه ام رو تموم کنم؟
تو خیلی خودخواهی
دختره با کنجکاوی عاجزانه ای گفت: "چرا؟" پسره با جوانمردی گفت:
چون فقط قلبت رو میشکنم
من تو عمرم با آدمای خل زیادی جور شدم ، ولی تو همه رو روسفید کردی
جور شدی؟ منظورم اینه که ملاقات کردم .
ولی گفتی جور شدی
تو زیادی خلی
پس میتونم قهوه ام رو تموم کنم
بسیار خب
چند وقته ما عروسی کردیم؟!
ظاهرا یه عمره .
اگه بخاطر بچه ها نبود من ميرفتم
منم همینطور
در مورد ول کردنشون چی میگی؟
من نمیتونم من میتونم
اینو باور میکنم
نلسون آلگرن نویسنده میگه هیچوقت با کسی که مشکلاتش از خودت بیشتره ، نرو تو یه تخت
تو خدا رو بنده هستی؟
منم واسه خودم کسی هستم
خب
دفعه ی بعد اگه حس کردی دوست داری بیای اینجا ، قبلش بهم زنگ بزن ، باشه؟
اینطوریه؟ اینطوریه
کسی که عکسش تو قابه ، آدم بخصوصیه؟
آره.
اگه بخوام بیشتر بدونم ، ممکنه حالم گرفته بشه؟
آره.
کجاست؟
تو سانفرانسیکو با زنش
حرص توی چشماش از تو عکس هم پیداست
من همیشه برق چشمهاش رو تحسین کردم .
ترک کردن اینجا آسون نیست
متوجه شدم
چطوره با یه جمله ی ساده بگم که دیشب بهم خوش گذشت؟
سعی کن بگی .
دیشب بهم خوش گذشت
به منم همینطور
ممکنه بتونیم یه وقتی در آینده دوباره همچین اوقاتی داشته باشیم؟
شاید
امشب بیا کلوب
ببینم چی میشه
یه شمع کنار پنجره روشن میکنم
باريكلا
بای بای
اوضاع چطور میگذره؟
خوب ، واسه شما چی؟ خیلی خوب
موزیک چه ساعتی شروع میشه؟
سئوال خوبیه
اون ولگرد پیداش نیست
وقتی اون خونه به دوش رو دیدم از طرفتون چیزی بهش بگم؟
بهش بگین من گفتم بای بای
آروم پسر اجازه بده حرف بزنه
سربازه یادش رفت برگرده؟
شاید آلمانها گرفتنش و نذاشتن برگر
بنابراین این بازی جواب میده ، کاپیتان فلک؟ یه نارنجک بهش بده ·
یه وقتایی میخوام از خودم فرار کنم من میرم اطراف گشتی بزنم .
خودت رو بنداز تو اون گودال
کیه؟
یه آدمیزاده اونجا پیدا میشه؟
تو چی میخوای؟
میتونم بیام تو؟
نه
میخوام عذرخواهی کنم بابت چی؟
از اینکه اونجا نبودم . نمیدونم از چی حرف میزنی .
تو امشب نیومدی به کلاب؟ نه!
پس چرا عصبانی هستی؟ کی عصبانیه؟
در رو باز کن ، وگرنه اینقدر فوت میکنم
تا خونه ات رو سرت خراب بشه! برو پی کارت!
همه رو بیدار میکنی!
بزن به چاک!
سلام.
هر چی میخوای بگی بگو و از اینجا برو. ·
میدونی چرا من اونجا نبودم؟
نه تقصیر تو بود
- تقصير من ؟ دیروز کی منو جواب کردی؟
من دقت نکردم .
ظهر ، دما ۳۱ درجه بود
من میدونم ، چون به دماسنج زیر تابلوی ساهارا نگاه کردم ، تو از دور نگاه نکردی؟
که دما ۳۱ درجه بود ته، ۳۲ درجه بود
در همون حین که به تابلو نگاه میکردم ، بنگ الاستیک ماشینم از گرما ترکید ·
کدوم چرخ؟ خیلی دوست دارم جزئیات رو بدونم .
چرخ چپ عقب
توجه نکردی دیروز چقدر سرحال بودم؟ نه
خیلی سرحال بودم
به لطف تو تحت تاثیر قرار گرفتم
ظاهرا ، معمولش اینه که ...
لاستیک پنچر روزم رو خراب کنه .
ولی دیروز که رفتم پنچرگیری طرف سرش شلوغ بود ---
گفت یه ساعتی طول میکشه تا لاستیک رو عوض کنه ، فکر میکنی عصبانی شدم؟
نه نشدم ، خلقم کاملا باز بود
به لطف من
به لطف تو .
اگه گفتی تو این یه ساعت چکار کردم؟
ساها را که نزدیک بود ، یه دوست میخونه چی اون اطراف دارم رفتم بهش سلامی بگم ---
بوربون؟ واسه من؟
خودت رو لوس نکن
بهر حال دوست میخونه چی ام رو که دیدم پیشش یه مشروبی خوردم .
بعدش یکی دیگه.
بعدش پیاده رفتم تو یه کازینو ، جلوی به میز کراپز ایستادم .
میز بیکار افتاده بود تا سر سر و کله ی هارولد-سی- هارولد -سی -کارور پیدا شد
اسمش رو از روی کارت مشخصاتی که به لباسش چسبونده بود ، فهمیدم
"" "هارولد -سی -کارور شرکت تولیدی ریچوی
در دم فهمیدم که هارولد بازیکن خیلی خوش دستیه
-نمیخوای بگی که تند نرو .
هشتاد دلار داشتم، هارولد چهار نوبت پیاپی برنده شد
هشتاد دلار از دست رفت ، باید برمیگشتم به یارو پول پنچرگیری رو میدادم .
پس رفتم بانک به قصد اینکه ۲۰۰ دلار برداشت کنم .
ولی بدلایل نامشخصی ، دستم نوشت دلار .
دیگه نمیخوام بشنوم رگشتم به ساهارا
--- تو همه چی رو از دست دادی
و اومدی اینجا که پنج دلار از من بچاپی و ماشینت رو پس بگیری
برگشتم به ساهارا .
شش هزار دلار بردم
با اون دو هزارتایی که داشتم ، شد هشت هزار تا ، فردا از این شهر نفرت انگیز میرم .
میخوام آخرین شبم رو با تو جشن بگیرم .
هشت هزار دلار؟
هشت هزار دلار!
و تمامش رو مدیون توام
چرا؟
وقتی اینقدر سرخوش بودم ، چطور میشد بازنده بشم؟
چی شده؟
خیلی برات خوشحالم
میخوای بریم بیرون گشت بزنیم؟
آره ، میخوام!
از کلی آدم باید خداحافظی کنم ، از دورترینشون شروع میکنیم و برمیگردیم به نزدیکترین
هر طور تو بخوای
یه بوس بهم بده . چرا باید بوس بدم؟
چون من یه برنده ام و برنده ها خواستنی هستن
دست بردار! صبر کن
من هشت هزار دلار تو جیبم دارم و یه دختر زیبا .
حالا جانانه از م خداحافظی کن ، وگرنه اینجا رو ترک نمیکنم .
لحظه ی فوق العاده ايه
میخوام تا آخر عمر بخاطرش داشته باشم
گوش کنین
گوش کنین
از پیانو فاصله بگیر -میخوام خبری رو اعلام کنم.
منم همینطور
تو اخراجی
یه خورده به دوستمون خبرای خوب بده و ازشون قدردانی کن .
هر چی کردی بخودت کردی
مایک ، من فردا از اینجا میرم .
واسه همه نوشیدنی بیار ، مارک
همه به حساب من
یه دست بده.
به مانی سلام برسون
وقتی ردیفش کردم واست نامه مینویسی
هري!
خوشحالم!
پیت ، گفتی از پسش برمیام ، درسته؟
درسته
واسه خودت متشکرم .
صبر کن ، یه ده دلار بذارم .
آخرین بازی باید بزرگتر باشه
یه صد تا دیگه
یه صد تایی .
یه صد تایی دیگه
من چکار باید بکنم؟ فقط بگیرشون و پرتشون کن بسمت صفحه
هفت میبازه
این دویست تا رو بردار
پونصد تا
به این قضیه بشکل
یه تجربه نگاه کن
یه ماجرای بزرگ که بدرازا کشید
میتونم بیام تو؟
اهمیت نمیدم ، میخوای بیا
یه چیزی بگو
چی باید بگم؟
میتونی با احمق خطاب کردن من شروع کنی
الاغ نر
تهی مغز
-پخمه این حرفا باعث میشه حالت بهتر بشه؟
یه کم كم .
باشه ، تو احمقی ، کودنی ، بیشعوری
یه آدم ضعیف ، یه بچه ی نفهم
صبر کن به ترتیب الفبا بگو!
تو به گوشمالی نیاز داری
فکر کنم آپارتمان رو اشتباهی اومدم .
موافقم
فقط یه سئوال کوتاه ، بیست دلار بهم قرض میدی؟
تمامش رو باختی؟
هر سنتش رو .
هر ذره اش رو .
چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
بسادگی
از دست مسخره بازیهای تو خسته شدم
"عادت داشتم قمار کنم ، چند ماهه که دست به قمار نزدم!"
فقط بیست دلار بهم قرض میدی یا نه؟
پنجهزار دلار میخوام تا از این زباله دونی " فرار کنم ""
من نیومدم اینجا نمایش تو رو تماشا کنم نمایشم عصبیت میکنه؟
هشت هزار تا .
تو دستای خودم بود
شاید دیوانه ام؟
نمیتونم بهت بگم چقدر متاسفم .
هشت هزار تا!
هشت هزار دلار!
میخوای یه مشروب برات بیارم؟
زهر شوکران داری؟
بذار ببینم!
میدونستی آمار خودکشی در لاس و گاس
بالاترین رقم در کل کشوره؟
بردار! دست برد
خیالت راحت
جراتش رو ندارم ، وگرنه اینجا نبودم
پنجهزار تا ، کافیم بود
و در اختیارم بود!
تو چه نیازی به اینجا داری؟ چرا همین حالا اینجا رو ترک نمیکنی؟
تو نیویورک شش ماه طول میکشه تا کارت رو بررسی کنن
در طول این مدت فقط میشه رو پول شبونه حساب کرد
پنجهزار دلار واسه شش ماه؟
تازه اگه انعام خوب بدن
ولی
میشه هفته ای دویست دلار!
میدونی تو حال و هوای کلاس اقتصاد نیستم .
متاسفم
بیست دلار بهم میدی؟
نه
در اینصورت میری به کازینو و به باد میسپریش
از اینکه راهم دادی ، متشکرم .
اگه بخوای میتونی شب اینجا بمونی
از رو ترحم یا یه پیشنهاد منافی عفت؟
از روی ترحم
اینصورت موافقم ، در صورت دیگه شانسی واسه نتیجه ی مطلوب نداشتم .
من و یه مخمصه ی پنج هزار دلاری ·
میخوای به دوش گرم بگیری؟ نه
آرومت میکنه
من آرامش نمیخوام . میتونم پشتت رو بشورم
من پشت تمیز نمیخوام .
لباسهات رو دربیار ، من آب رو باز میکنم
آماده حموم س :
درست میشه
چطوری؟ فردا این درد کمتر میشه
پس فردا کمتر از فردا .
پسون فردا کمتر از پس فردا
حالا میبینی
ገ
یالا ، بیا به دوش بگیر
"اگر تصمیم بگیری سرنوشتت را در دست بگیری و ورق شکست و باخت را برگردانی
دوباره از آغاز شروع کن ، بدون اینکه یک کلمه از شکستت بر زبان بیاوری .. 11
پس میخوای دوباره از صفر شروع کنی؟
چکار دیگه ای میتونم بکنم؟
چقدر طول میکشه تا بتونی پنجهزار دلار جمع کنی؟
--- اگه قمار و مشروب خوری رو قطع کنم
"اگر در حالیکه تمام سرزنشها متوجه ی توست ، بتوانی خونسردیت را حفظ کنی
کامیابی آغاز میشود اینو رودیارد کپلینگ نویسنده در مورد فضیلت مردانه نوشته
یه کپی از این نوشته رو به اتاق خوابم در نیوجرسی آویزون کرده بودم .
این عقیده ی پدر بود، معتقد بود که نگاه روزانه به این نوشته ، میتونه پادزهری در مقابل ...
سهل انگاری مادر باشه
پدرم میترسید که وقتی بزرگ بشم ، همجنسباز از آب دربیام .
پدرت زنده س؟
چطور؟
میخوام براش به شهادت نامه بفرستم همجنسباز نیستی که
متشکرم ، پدر تو زنده س؟
کاش میدونستم
یعنی چی؟
وقتی من ده سالم بود غیبش زد
هیچوقت هیچی ازش نشنیدیم
باید ضربه ی بدی بوده باشه
در حقیقت مادرم رو نابود کرد
یه چیزی رو میدونی؟
چی رو؟
روزی که داشت میرفت اومد به اتاقم . فکر کنم بیدار شدم .
دیدم روی تخت من نشسته
داشت گریه میکرد .
ازش پرسیدم چرا گریه میکنه
نگفت هیچی
فقط بهم نزدیک شد و بوسم کرد .
سرم رو اونقدر نوازش کرد تا دوباره خوابم برد
هیچوقت ازدواج کردی؟
نه
تو چی
بنظر میرسه حرفه و آزادیت بیشتر واست جذابیت دارن .
برعکس ، نهایت آرزوی من ازدواج و داشتن خانواده هست
از همون حرفایی که مامانم بهم میزنه نترس من تو نوبت ازدواجم .
با همون که چشماش برق میزنه؟ چند ساله؟
پنج سال
تو در این مورد چکار کردی؟
بهش اولتیماتوم دادم
نمیخوام تا تکلیفم رو روشن نکرده جلوی چشمام سبز بشه
نتیجه اش؟
سه ماهه که ندیدمش
اقدام بعدیت چیه؟
انتظار
تا کی؟ تا وقتی که بیاد
مطمئنی برمیگرده؟
اون خانواده داره، یه شغل مهم ، مسئولیت اجتماعی، نمیتونه صبح پاشه و راه بیفته
زمان میبره
اینا حرفای اونه؟ ولی درسته
متقاعد شدم
خودت چی؟
نشدم
تو از اون کارت خوشت میاد؟ رقاصی؟
نه
پس چرا ادامه اش میدی؟
چون باید ازش ارتزاق کنم
فکر کردم دوست پسرت بتونه خرجت رو بده .
من خودم خرج خودم رو میدم ، همیشه همینطور بوده .
به اون کمد یه نگاه بنداز ، هیچ پوست خزی در کار نیست
به اون کشوها نگاهی کن ، هیچ جواهراتی غیر بدلی در کار نیست
پنج ساله
پنج ساله
آدم رو به فکر فرو میبره .
چه فکری؟
میشه من در مقام این عکس سمبل عشق ابدی و فداکاری قرار بگیرم؟
نمیشه
ببخشید که بی پرده جواب میدم ولی نمیخوام سر کارت بذارم .
نیازی به عذرخواهی نیست ، حقیقت تلخه .
میدونم
راستش رو بگم نگران شدم که عاشقم باشی شده
پیچ اینطور نیست
اولش همه دست و پا میزنن ولی دست غرق میشن آخر
من در کل عمرم سعی کردم روی پای خودم وایسم .
منم تشویقت میکنم ، دوست ندارم که عاقبتت رو شبیه بقیه ببینم
من بیگدار به آب نمیزنم
خب ، ما چه کنیم؟
اگه دلت بخواد میتونی بیای اینجا پیش من
هر دو آزاد ، بدون گیر دادن و پرس و جو؟
هر دو آزاد، بدون گیر دادن و پرس و جو
تمام مخارج نصف نصف؟
تمام مخارج نصف نصف
اجاره اش چقدر میشه؟ ماهی ۱۷۵ تا
از پیدا کردن به همخونه خوشوقتم
چرا ازم خواستی اینجا زندگی کنم؟
چون هر وقت دلم خواست میتونم تو تخت سیگار بکشم .
بیشوخی!
بهش اولتیماتومهای زیادی دادم ...
به هیچکدوم اعتنا نکرد
احساس تنهایی کردم
و همیشه جریان به تقاضای من واسه برگشتنش منتهی شده
بنابراین میخوای بوسیلهی من جهت حمایت غیر اخلاقی ، این دفعه به نتیجه برسی
تو همین مایه ها
نهایت سعی ام رو میکنم ، هر وقت فکر کنم که اراده ات ضعیف شده ...
چند بیتی از شعر همه چیز یا هیچ چیز رو واست میخونم
و هر وقت که تو بری سمت میز کراپز ،
من برات دو بیت از شعر بر برگرد پیش من کوچولوی مالیخولیایی من رو میخونم "رو ،
اختلاف با اتحاد برنده میشیم و با اختلاف بازنده
وحدت رمز قدرت است
تو چند سالته؟
وقتی تو ۹۷ سالت بشه من ۹۴ سالمه
اونموقع مشکلی توش نیست
الانش هم نیست
لمي كم باید برگردیم .
نمیشه تا ابد بمونیم؟
کسی خونه نیست؟
من گرفتمش!
تو همیشه تلفن میزدی
چرا تلفن نزدی؟
سلام.
چرا تلفن نزدی؟
تلفن زدم
دو روزه که تلفن میزنم
جو... جو گریدی هستم .
میتونین بلندتر صحبت کنید؟
اگه مجبور باشم
از اینکه تا خونه همراهیم کردین ، متشکرم
چی
از اینکه تا خونه همراهیم کردین ، متشکرم
من
حالا دیگه بهتره من برم .
از ملاقاتتون خوشبختم
من اونو توصیه میکنم
بسیار خب
خداحافظ
من باهاش زندگی میکنم
من
من
خیلی احساس تنهایی میکردم
خواهش میکنم هیچ نیازی نیست که توضیح بدی
نمیدونم تو همچین موقعیتی چکار بایست میکردم.
فران ، توضیح نده
کسی که تو یه کار شش ماه وقفه بندازه ، لایق همچین غافلگیری ناخوشایندی هم هست
ممنونم
من خیلی درگیری داشتم
خیلی چیزا آره ، میدونم
من
داشتم واسه آینده مون برنامه ریزی میکردم .
میدونی میخوام چکار کنم؟
همه چی رو فراموش کن، شش ماه گذشته رو ، تمامش رو .
من باید برم انگلیس
· میخوام وسایلت رو ببندی و همراهم بیای
تحت همون شرایط همیشگی؟
نه
این چیه؟
درسته
بدینوسیله تصدیق قانونی میشود که ....
بین آقای توماس جی لاک وود و طلاق قطعی جاری شده است
تو اینکارو کردی
تو واقعا اینکارو کردی!
مگه بهت نگفته بودم؟
ولی
منظورم اینه که ....
چرا حالا؟
خب
منو ببخش
پریدم به آخرین مرحله
دو تا بلیط
لندن
و پاریس
به کوت دازور هم میریم
هر کجا که دوست داشتی واسه هر مدتی که دلت خواست
ماه عسل؟ ماه عسل -
ولی
ماه عسل معمولا مال بعد از ازدواجه
خب یکی از کلیساهای نیوفرونتیر چطوره؟
-کی؟ همین حالا
اثاثیه ات رو آماده کن
عجله واسه چیه؟
چون ساعت ۸ یه پرواز واسه نیویورک رزرو کردم .
ولی
چند ساعت وقت میبره یه چمدون ، فقط چیزای ضروری .
منظورت اینه که فقط
فقط بریم؟
فقط همین؟ دقیقا
فقط همین
نمیری آماده شی؟
باشه -بجنب!
بله ، قربان!
اینا باهم جورن
اوه ، خیلی وسیله هست
این واسه توئه
خدای من!
بهم نگو چند قیراطه ، میترسم دستم بذارمش
چند قیراطه؟ ده.
به ازای هر سال ، دو تا .
کارت رو ادامه بده
فقط چیزای ضروری؟ فقط چیزای ضروری .
تو به چی میگی ، ضروری؟
هر چی که نتونی تو نیویورک بخری
اینا واقعیت نداره ، داره؟ نه!
این یه رویاست
درسته
بفرمایید
متشکرم
بخاطر اوقات خوبی که داشتیم و اوقات بهتری که پیش رومون داریم .
میدونی ، خیلی دلم برات تنگ شده بود
خیلی زیاد
ما پرواز داریم ، یادت رفته؟ سوار پرواز بعدیش میشیم .
--- مگه نمیدونی که میگن قبل از مراسم
دیدن همدیگه بدشانسی میاره؟ باشه ، تو بردی
اون دوستت چطوری روزگار میگذرونه؟
اون یه موزیسینه ، پیانو میزنه
کارش خوبه؟
معمولی
چطور کارت به یه همچین کسی رسید؟
منظورت از یه همچین کسی چیه؟
یه بی عرضه
چی باعث شده فکر کنی اون بی عرضه س؟ تو اینطور فکر نمیکنی؟
، چرا فکر کنم همینطوره . .
خب چی شد کارت به همچین کسی رسید؟
حدس میزنم از دست با عرضه ها خسته شده بودم .
خب ، اینو بعنوان به تعارف تلقی میکنم
اوه ، نه!
شده؟ چی تو که نمیخوای تمام این اسقاطیها رو برداری؟
این اسقاطیها واسه من ارزش زیادی دارن
میدیم بفرستنشون
مراقب هستن؟ - تضمینی
مبلمان چی؟
ولشون کن
ولی ارزشمندن .
بذارشون واسه طرف
قبول نمیکنه
چرا که نه؟
اون مغروره
استعداد بی و مغرور .
من نگفتم بی استعداد ، گفتم معمولی
اوه ، عذر میخوام
خلاصه میلمان رو چکار کنیم؟
یکی پیدا میشه که خواهانشون باشه
میشه بخودت تكون بدي؟
برو ، برو ، بروا
حاضري؟
حاضری؟ آره .
من اینو میگیرم .
چی شده؟
خب
من باید بهش اطلاع بدم
همون طرف؟ آره .
یه یادداشت واسش بذار
نه ، تلفن تلفن راحتتره
یه دقیقه صبر كن
الو؟
-بفرمایید جو اونجاست؟
گوشی رو میدم بهش .
تو رو میخوان
الو؟
تالار عمه هریت با شهرت مشکوک! عمه هریت صحبت میکنه
الو؟
سلام.
خودتی؟
تا اونجایی که میدونم ، خودمم
-فران؟ الو؟
به لحظه صبر كن
: داشتم به اون یکشنبه فکر میکردم
یادته؟
میدونی الان چی از دهنم گذشت؟
داشتم به اون یکشنبه که باهم در مونتری گذروندیم ، فکر میکردم .
فران؟
چی؟ یادت میاد؟
هوا سرد بود
بارون هم میومد
از اتاق در نیومدیم ، یادته؟
آره.
آره ، چی؟
اگه بتونم یه روز از عمرم رو
دوباره تجربه کنم
اون روز
همون روز خواهد بود
همون یکشنبه
اوه ، جو!
چی شده؟
اون یکشنبه یادت میاد؟
الو؟
قراره روزهای زیادی شبیه اون یکشنبه داشته باشیم
روزهای زیبای فوق العاده ای در انتظار ما هستن
ماموریت انجام شد؟
چی شده؟
مشکلی پیش اومده؟
چی شده؟
چی گفت که ناراحتت کرد؟
من نمیتونم باهات ازدواج کنم
تو چی
من نمیتونم باهات ازدواج کنم
از چی داری حرف میزنی؟
صداش پای تلفن نتونستم ازش خداحافظی کنم.
تو عقلت رو از دست دادی!
تو داری به من میگی!
: فران ، پنج دقیقه قبل
اون مال همون موقع بود ، الان چکار کنم؟
خیلی ساده س
همراه من بیا
نمیتونم
اگه من الان برم ، واسه همیشه س
واسه همیشه س
حلقه!
نگهش دار نمیتونم .
مراقب خودت باش .
توام همینطور
کیه؟
بقاله
صدات پای تلفن عجیب بود ، نگران شدم .
حالم خوبه
اون مرد بزرگ کجاست؟
رفته
چی شد؟
واقعا میخوای بدونی؟
فقط در صورتیکه خودت بخوای بهم بگی
گفت که نمیتونه بدون من زندگی کنه و بلافاصله بعد از بازگشتش به خونه ---
اقدامات لازم جهت طلاق رو شروع میکنه
تو چی گفتی؟
بهش گفتم وقتی میتونم اینو باور کنم که
طلاق نامه رو
: همراه حکم قاضی با خودش بیاره
و اونو بذاره تو دستای من
تبریک میگم!
که موضع خودت رو حفظ کردی
ممنون
مراحل طلاقش چقدر طول میکشه؟
نمیدونم
شاید یه چند ماهی .
شاید
گفت؟ در مورد من چی
هیچی
واضح بود که من اینجا زندگی میکنم .
بنظر نمیرسید واسش مهم باشه
این یه توهینه
متاسفم
شوخی به کنار
خیالم راحت شد ، نگران بودم که اوضاعت ، خرابتر کرده باشم . رو
نگران نباش
بهتره وسایلم رو ببندم
ببندي؟
آره.
چرا؟
من از دردسرسازی نفرت دارم
گوش کن اگه میخوای بری ، برو ولی چرندیات بزرگوارانه تحويل من نده .
معنیش اینه که میتونم بمونم؟
گفتم اگه دلت میخواد بری ، برو و اگه دلت میخواد بمونی ، بمون
من تا شش هفت هفته ی دیگه پولم رو جمع میکنم .
احمقانه س که فقط برای شش هفت هفته خونه ام رو عوض کنم .
: تو یه مرد گنده ای ، من نمیتونم
تو باید خودت واسه خودت تصمیم بگیری
همون قوانین سابق؟ مستقل و کسی به کسی کاری نداشته باشه؟
آره!
کوفتی!
میمونم
هورا!
نکن ، خواهی دید که همه چی درست گریه نکن میشه
در یه چشم بهم زدن تو خانم توماس جی لاک وود خواهی شد
بسلامتی
درست سروقت وصیتنامه رو میخونیم
ودكا
-میتونم یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟ بله
من شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
ببخشید من هیچوقت قیافه رو یادم نمیره ، شما اهل سنگاپور بودین؟
نه
مالزی؟
ناتلی ، نیوجرسی ناتلی ، نیوجرسی
امشب اوضاع خوب بوده ، نه؟
ممنون
شب بخیر ، فران .
شب بخیر ، تونی
شب بخیر ، جو
دل تونی واست تنگ میشه
فقط میخواد از مخارج بزنه
تو كل محوطه سه نفر گذاشته و
واسه پنج دقیقه بیشتر موندن سروصدا راه میندازه!
من همه چی حل و فصل شده . فکر کردم
یه روزی میرسه که میرم و بهش میگم . موردش چی فکر میکنم . در
خیلی دور نیست
چطوره من برم؟
حتی نمیخوای نگاه کنم ، درسته؟ کاملا .
پس نگاه نمیکنم
-پس من چکار کنم؟ این کار به تو مربوط نیست
پولها مال کیه؟ تو .
بنابراین چقدر پول دارم؟
ببین ، ما یه قرار گذاشتیم
که هیچ حرفی از مقدار پول ، پیش از اینکه به کل ۵۰۰۰ تا نرسیده ، نباشه ·
فكر خودت بود
فقط یه اشاره ی حدودی کن، من باید واسه رفتن برنامه ریزی بکنم .
میدونم که به کلش نزدیک شدم
نزدیک شدم یا نه؟
گوش کن نه ، تو گوش کن
من ازت نخواستم که مدیریت پولت دست من باشه ، خودت اصرار کردی
چرا هیجانزده شدی؟
من نخواستم که پولو به من بدی ، فقط خواستم یه ذهنیت داشته باشم که چقدر جمع شده.
شاید بیشتر از پنجهزار تا شده باشه ، ولی تو نخوای بهم بگی ، چون نمیخوای از اینجا برم .
.$۴۳۴۷
چرا اینقدر عصبانی هستی؟
$۴۳۴۷۲
بیشتر از چیزیه که حدس میزدم
تا کریسمس میتونم ردیفش کنم
انعامها که زیاد بشه، شاید تا روز شکر گزاری ردیف بشه ، عالی میشه ■
L میدونی ، فکر میکنم بهتره بذارمشون تو بانک اخیرا دزدی زیاد شده
من از همون اول میخواستم بذارمشون تو بانک ولی تو گفتی نه
همین کارو بکن ، بذارش تو حساب خودت
فردا صبح اولین کارم همینه
هشت ساعت مونده تا بانکها باز کنن
زمان زیادیه ، در خلال این مدت ممکنه چه اتفاقاتی بیفته؟
ممکنه که نظرم رو عوض کنم و ازت بخوام پولم رو بهم برگردونی و بدیش به خودم
داشتم امتحانت میکردم
یه دست خصوصی دو نفره بزنیم؟ بازی همیشه منو شکنجه ی روحی میده
سلاحت رو بردار .
ገ
ገ
بسیار خب
سر ۴۳۰۰ دلار بازی میکنیم
شوخی میکنم!
امشب حس خوبی دارم .
در کمال آرامش .
حاضري؟
بزن بریم!
اولی مال منه
و بعدي
و بعدي
بازم!
شب ، شب منه
باید سریعتر عمل کنی
وای ، قلبم ، قلبم!
: صبر كن ڈیا
ورق بعدی که برمیگردونی
یه سربازه .
ገ
برش گردون .
من چی بهت گفتم؟
تو گفتی سرباز . بی بی
گفتی سرباز
امروز در مورد تاس هم حرفم درست در میومد
تو سندز نزدیک به میز وایساده بودم . اگه C شرط میبستم ، کلی کاسب میشدم
تو ببین
خب ، امیدوارم که پول رو جای امنی گذاشته باشی
هر کسی میتونه بسادگی بیاد اینجا
تو بردی
مگه شبک هم داشتی؟
یه دست دیگه بازی کنیم؟ که چی بشه؟
بدون که دورم رویه هاله ی نفوذ ناپذیر گرفته
یه ذره از پولم بگیرم و تماشا کن که چه رو شاهکاری بکنم ·
اگه خوب بیاد و ببرم که میتونم فردا از اینجا برم .
اگه ببازم هم که چیز زیادی از دست نمیدم
خب؟
خب چی؟ من یه مقدار از پولم رو میخوام
نه فقط یه کم
نه دویست تا؟
نه صد تا؟
نه
گوش کن نه ، تو گوش کن
نه از صد دلار خبری هست نه حتی از یه سنت
شکی نیست ، راه عاقلانه رو انتخاب میکنم
فقط داشتم دوباره امتحانت میکردم
مزخرف
میتونم ثابتش کنم
فکر میکنی اگه واقعا اون پولو میخواستم ، از تو تقاضاش میکردم؟ خودم میرفتم برش میداشتم
اگه بخوام پیداش کنم، فکر میکنی کار خیلی مشکلیه؟
تو اتاق به اون کوچیکی ، کجا میتونی قایمش کرده باشی؟
من تو رو میشناسم و فکرت رو میخونم ، الان بهت میگم کجا گذاشتیش
--- نمیدونم با اون جعبه چکار کردی
ولی میدونم که کلید کجاست؟
تو یکی از اون لیوانهای عجیب مادر بزرگت
فكر كنم همین باشه
يعني من اینقدر دست و پا چلفتی هستم؟
کنجکاویم باعث شد رهاش کنم
اینجاست
ای آب زیر کاه!
بگیرش!
فقط میخواستم بدونم کجاست
بگیرش -میدونی اگه بگیرمشون چی میشه؟
بگیرش!
بگیرش!
ناامیدم کردی .
فکر میکردم مقاومتت خیلی بیشتر از اینا باشه
شب بخیر
اینم از تاس!
هفت برنده میشه
بوربون ، خواهش میکنم
پونصد دلار ژتون
پونصد
حاضر باشین ، شرط ببندین هفت یا یازده
برنده ها و بازنده ها همه اینجا!
دو برد ، دو باخت
دو روی میز ، دو برابر .
ده
زور آزمایی ، پول وسط ، شروع .
هفت میبازه .
ده میبازه ، امتیاز تازه، یکی دیگه ، از یازده شروع میشه ، هفت میره کنار . -
سه میبازه ، جفت
از یازده شروع میشه ، هفت بازنده .
آقای ده جناب پنج ، رو یازده . ممنون
آقای شماره یازده .
· ادامه بدین
یازده برنده .
سه میبازه .
از یازده شروع میشه ، هفت میبازه . ادامه بدین ·
خودشه ، درست تو خال
هشت!
پونصد تا بده من
هفت میبازه .
حاضر نزدیکه !
رسیدن
یازده یا هفت ، بفرمایید ، انتخاب با خودتونه خانم .
شماره رو مشخص کنید
صد تا رو اینکه میبازه .
گفتین میبازه؟ صد تا رو اینکه میبازه .
یه یازده بده من
یازده برنده میشه
دویست تا رو اینکه میبازه .
هفت میبره ، خط اول برنده میشه
دویست تا رو اینکه میبازه .
هفت میبره
حراج اتومبیلهای دست دوم
تی دابلیو ای؟
اسم من فران واكره . .
خواستم یه جا رزرو کنم
تاس میخواین جناب؟ بله
رو ۳۲۰ تا .
.$rr.
تاس حاضره ، نشونه بگیر
حاضر
اینم از این .
نه ، ۲۲۰ تا .
تاس جدید میخوام
یه صد دلاری .
هفت میبره
بسیار خب
دو تا پرتاب
شش
خط نه ، خودشه
پرتاب از خط شش
شش برنده میشه
تاس حاضره ، اتمام شرط بندی
همه چی روبراهه .
بسیار خب ، پرتاب دوباره . .
خونسرد باش و ببر
خونسرد باش و بیر ، پالا
وقتشه ، وقت پرتابه .
دقيقا .
آره!
آماده س
حالا همه ش
پونصد تا رو اینکه نمیتونه
الو؟
-خانم قران واکر؟ بفرمایید
پروازتون برای ساعت ۵:۵۰ جا داد
متشکرم
باختي؟
صفتی که در تو ازش خوشم میاد اینه که یه راست میری سر اصل مطلب
تمامش رو؟
سه تا حدس میتونی بزنی
متاسفم
چیزی که آسون بدست بیاد ، آسونم از دست میره .
اوضاعت روبراه میشه
به فرصتهای دیگه فکر كن
خواهش میکنم سن بس
کن! بس متاسفم .
ظرف ده دقیقه پونصد دلار باختم .
من
روشم رو تغییر دادم ، برخلاف تاس شرط بندی کردم ...
یه پیرزن با موی قرمز پوشیده شده با الماس ↓ و صورت شبیه اموات ---
پنج بار متوالی برنده شد
و هر بار هر هر میخندید
مجبوری که؟
هنوز دویست تا داشتم ، یه سره روش شرط بستم و باختم
هنوز تموم نشده.
پولم تموم شد ولی منابع دیگه ای داشتم .
ساعتم
ده دلار فروختمش
اون ده تا رو هم باختم .
دیگه نمیخوام بشنوم .
الان به بهترین قسمتش رسیدیم ، ماشینم
ماشینو فروختی؟
.$rr.
ولی سه برابر این می ارزید!
ولی نه تو ساعت چهار صبح
بدون ماشین میخوای چکار کنی؟
و بدون ساعت رقم تموم نشده! حر
میدونی چقدر پول اون ساعت رو داده بودم؟
اجازه میدی تمومش کنم؟
فکر میکردم اون ساعت برات یه معنایی داشته باشه
داشت
پس چطور تونستی بندازیش دور؟
من ننداختمش دور
ایناهاش
همین الان گفتی ده دلار فروختیش
و به قیمت ۲۵ دلار دوباره خریدمش
من نمیفهمم .
بشین
از کجا بشین
از کجا اون پول رو آوردی... ؟ بشین
حاضري؟
برای چی؟
من بردم .
من یه برنده ام .
یه برنده ی بزرگ!
منظورت چیه؟
ماشینو که ۳۲۰ تا فروختم، دوباره برگشتم و طوری بازی کردم که به عمرت ندیدی ·
تو بردی؟
له شون کردم .
چقدر؟
مبلغ هنگفتی
کجاست؟
اینجا ، اینجا
منظره ای زیباتر از این دیده بودی؟
چقدر هست؟
بیست و دو هزار تا ، صد تا بالا پایین
من باور نمیکنم
فقط به اتفاق تو و من
و نه هیچ چیز دیگه
پرتاب پشت پرتاب ، تماما میخورد تو خال
همه کنار من پیش میز ایستاده بودن
ژتون فروش رو عوض کردن که وقت تلف کنن ↓ همه اعتراض میکردن .
فکر میکردم الان تو تکونم میدی و از خواب بیدار میشم .
دست پشت دست و بعدش هم اتفاق مسخره ای افتاد.
حسر کردم آرامش ندارم .
شروع کردم به شرط بندیهای مضحک
هر چی شرطها مضحکتر میشد ، بیشتر و بیشتر میبردم و ناآرومتر میشدم
دیگه نمیتونستم وایسم، پول رو نقد کردم .
بیست ست و دو هزار دلار بهم دادن
و هیچوقت حسی بدتر از این در عمرم نداشتم
تو چی چی فکر میکنی؟
من بهت سرنخ میدم
پیاده راه افتادم بسمت خونه
منگ بودم ...
اونقدر منگ که مجبور شدم وایسم روی قوس میدون نشستم .
آب از فواره ها چک چک میریخت ، منم درست نشستم زیرش
دنبال دستمالم گشتم
یه صد دلاری همراهش اومد بیرون
باهاش مثل یه بچه یه قایق کاغذی درست کردم .
گذاشتمش روی جریان آب
دیدم طرف فاضلاب راه افتاد و ناپدید شد
سعی کردم احساس گناه کنم ، سعی کردم یاد بچه های گرسنه ی دنیا بیفتم .
ولی نتونستم
حقیقت این بود که اون کشتی صد دلاری فرو رفته در فاضلاب
منو به حال غریبی برد.
با خودم فکر کردم
وقتی غیب شدن صد دلار این حالت عجیب رو در من ایجاد کرده ---
دور انداختن ۲۲۰۰۰ تا چکار میکنه
و در دم ، جدا سعی کردم اینکارو بکنم
ازم بپرس چرا
چرا؟
چون فکر کردم اگه از دست اون پول خلاص نمیشدم .
ترکت میکردم
این فکر خیلی ناراحتم کرد .
پس گفتم ، بانو یا پول؟ انتخاب کن!
یه زن جذاب ، وفادار ، با گذشت ، هوس انگیز آشپز فوق العاده .
در مقابل ۲۲۰۰۰ تا .
چکار میخوای بکنی؟
و بعد
یه چیزی بهم الهام شد!
چرا نمیتونم هر دوش رو داشته باشم؟
فقط به شجاعت نیاز داره .
که بیای اینجا
و بگی دوستت دارم .
گفتم دوستت دارم
با عرض پوزش از شنوندگان ، بنظر میرسه در پخش صدا ، مشکل پیش اومده .
برو بخواب
فردا صبح صحبت میکنیم .
الان صبح شده .
گوش کن ، تو مشروب خوردی
خب
تو الان هیجان زده ای
فردا یه کلمه از حرفایی که زدی ، یادت نمیاد
بهم یه برگه کاغذ بده ، میخوام بنویسم
خواهش میکنم اینکارو نکن
شوخی کردم چون ترسیده ام، ولی هیچوقت تو عمرم اینقدر جدی نبودم ، حالا چی داری بگی؟
من نمیخوام در موردش در موردش حرف بزنم .
چرا؟
فقط نمیخوام .
فکر نمیکردم اینطور پیش بره ، فکر میکردم وقتی بگم عاشقتم ، میپری تو بغلم .
گوش کن
من خیلی گیج شدم .
میشه بریم بخوابیم و بعدا در موردش صحبت کنیم؟
میدونم ، این حرف خیلی بزرگیه
پس چرا راحت به زبون میاریش؟
چون عاشقتم
میشه اینقدر تکرارش نکنی؟
بگو
چی بگم؟ بگو دوستت دارم .
نمیتونی تصورش هم یکنی
که این عشق بزرگ که ناگهان حسش کردی ممکنه دو طرفه نباشه؟
عشق بزرگ ناگهانی نیست ، خیلی وقته حسش کردم ، فقط جرات نمیکردم قبولش کنم .
و اگه واقعا دو طرفه نیست ، تو بهترین بازیگر در جهانی ·
چقدر امروز صبح خوشگل شدی
توافقمون چی میشه؟
که هیچ تعهد و قولی در کار نیست؟
منقضی شد
نه تا زمانی که منم یه طرف قضیه ام .
حالا بهم بگو منتظر چی هستی؟ آقای توماس لاک وود با کادیلاک سفید
ممکنه باشم
ولش کن
فکر میکنی من اگه میتونستم اونو داشته باشم
با یه پیانیست یه جا میموندم؟
آره.
تو فقط بهم همچین شانسی بده و تماشا کن!
تو این شانس رو داشتی
منظورت چیه؟
اون ازت درخواست ازدواج کرد و تو بخاطر من ردش کردی .
تو از کجا فهمیدی؟
تا الان نمیدونستم ، ولی همیشه شک داشتم
این بیرحمانه ترین
چندش آورترین ...
کثیفترین ، نفرت انگیزترین حقه ایه که تا حالا یه نفر بهم زده.
بزن بریم
کجا؟
به شهرداری .
چرا؟
چون بدون مجوز رسمی نمیتونیم ازدواج کنیم ، حتی در لاس و گاس
ازدواج؟ ازدواج .
تو
داری بلوف میزنی
يهم اعتماد کن
اینطوری نه
اینقدر ناگهانی
بهم بگو کی
در لاس و گاس گاس نه .
بهم بگو کجا ، منتظرم
باید بهش فکر کنم
چه مدت؟
تحت فشارم نذار!
خروشیدن رو تموم كن
که ... بیا اینجا ، من موندم
توي لعنتی فکر میکنی کی هستی؟
اگه فکر میکنی میتونی به دعوا راه بندازی ول معطلی ، من خیلی حال خوبی دارم .
عجب روزگاری!
زن به پیانیست خیلی حال باحالیه
میدونی تو نیویورک چه عاقبتی پیش رو داری؟
خیلی حال خوشایندیه همون چیزی که
اینجا سر اومد اونجا هم سرت میاد
حالتی مملو از ارادهی بی پایان و شکیبایی
تو نفرت انگیزی
بسیار خب ، عشق بازی کافیه
چرا همینطور که تا الان گذروندیم ادامه ندیم؟
چرا باید ازدواج کنیم؟
· باشه ، نمیخواستم بگم ولی تو مجبورم کردی
فکر میکنم حامله ام .
این مشکل توئه
رحم داشته باش ، ممکنه یه روزی تو هم در وضعيت من قرار بگیری
من ازت به سئوال ساده کردم و به جواب ساده میخوام
چرا مثل قبل ادامه ندیم؟ چرا ازدواج کنیم؟
سئوال خوبیه
فکر کنم باید ازدواج کنیم چون بیشتر از هر زوجی که میشناسم
بهم احساس داریم و به فکر همیم
چون هزینه ی اتلاف پول و وقت و انرژی جهت باقی موندن در توهم خود فریبی
مبنی به اینکه تعهدی بین ما نیست ، بسیار بالاست
چون برای ارزش قائل شدن خوشبختی
باید جرات داشته باشیم که تصدیق محضریش بکنیم
چون وقتی به یه هتل میریم خجالت نکشیم ، پیش بچه های دوستامون ناچار به پنهونکاری نباشیم
خلاصه ، فرض بر اینکه ازدواج مشکل دارترین، اسف بارترین ...
و نفس گیرترین سنته ، ولی در حال حاضر تنها بازی در شهر همینه ما و میریم که بازی کنیم .
زیبا بود
فکر نمیکردم
ازدواج ..
علاج تمام دردها
نه ، معنیش این نیست
با ازدواج ..
هیچی عوض نمیشه
-مطمئنی؟ - آره .
پس چرا ازش میترسی؟ من نمیترسم
از ترس داری میمیری نه
تو وحشت زده ای
بس کن!
از چه کوفتی میترسی؟
نمیدونم
حرف بزن
نمیدونم
حرف بزن
اگه باهات ازدواج کنم ، تو ترکم میکنی
بذار بخوابم
چرا اگه ازدواج کنیم باید ترکت کنم؟
اگه الان نخوابم مریض میشم
چرا اگه ازدواج کنیم باید ترکت کنم؟
چون دلیلی برای موندن نمیمونه
و دلیل اینکه الان با تو هستم فقط اینه که بطور کامل در اختیارت ندارم؟
میتونی تضمین کنی که ترکم نمیکنی؟
نه بیشتر از اونی که تو بتونی تضمین چرا ازدواج کنیم؟ پس چرا کنی
واسه اینکه تا وقتی باهمیم ، حقیقتا مال هم باشیم .
و اگه جدا شدیم، ضربه ی بزرگتری بخوریم .
گفتی اگه
این قماریه که باید بازیش کنی
من نمیخوام
ماه پشت ماه ، هفته هفته پشت هفته
روزنامه ، آقای واکر .
گریدی ، جو گریدی
یه پرسه زن در این راهروها، بلاتکلیف جلوی در این آپارتمان لعنتی ۲۲ ....
که توش با خانم رقاص دلفریبی زندگی میکنه . زنی که از بانویی ارجمند شدن ، امتناع میکنه
میبینی چقدر مقصرم؟
دارم نگرانت میشم
همه چی واسه هر دومون خراب شد
میخوام آینده ات رو اگه با من ازدواج نکنی پیشگویی کنم .
: من در گوی بلورین خودم
: پیرزنی تنها رو میبینم
که تنها دلخوشیش اینه که قلبش رو بطور کامل تسلیم کسی نکرده .
شوهرش بهش خیانت نکرده
--- بچه ای واسش در دسر ایجاد نکرده
و داره به آخر خط نزدیک میشه
توجه:
کدوم بدتره قلبی که ازش با نقص استفاده شده یا قلبی که اصلا ازش استفاده نشده؟
صبر كن
شاید تو داری بزرگترین لطف عمرم رو به من میکنی
من ۲۲۰۰۰ دلار دارم و مثل یه پرنده آزادم .
سه تا دختر تو نیویورک میشناسم که فقط با یه اشاره ، باهام آزادانه میپرن
احمقانه آتیه ای رو به یک که همچین س امید واهی از دست بدم .
حالا نفس راحت بکش
بگو
نمیتونم
اگه من تونستم ، تو هم میتونی
ገ
دوستت دارم .
حالا بلندتر!
دوستت دارم .
یکی دیگه که تا ساحل غربی برسه
من دوستت دارم ، لعنتی!
و چه احساسی داری؟
ترس
نترس ، جزیره پر از صداست
تا سه میشمرم ، چشمهات رو ببند
چرا؟
چون میخوام جزئیات این لحظه رو تو ذهنت ثبت کنی ---
تا وقتی پیر و بهونه گیر و زودرنج شدیم
یادمون بیاد که این لحظات رو هم داشتیم
حاضري؟
- آره . -بسیار خب
الله
دو
سه ...
ترجمه از barahootoo@yahoo. com
ارسال سفارشات film. tehran@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.