Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه از نریمان صادقی
به نظرت حرفایی که سمیرا هفته ی پیش میگفت حقیقت داره؟
چه حرفایی؟
چیزهایی درباره ی...ارواح
اینکه گاهی اوقات اون ها باور ندارن که مُردن
و روی زمین پرسه میزنن
آره
...و ایکه اونا به راهنمایی احتیاج دارن
تا بتونن از تله ای که توش گرفتار شدن خلاص بشن
آره
منظور از این راهنمایی چیه؟
یک قرینه
برای اینکه بتونی خودتو رها کنی، باید انعکاس خودت رو ببینی
برای چی؟
همش مثل یک تمثیل می مونه
خب این یعنی چی؟
ما باید باور کنیم که
هرگز تنها نیستیم
صبح بخیر
صبح شما هم بخیر
بفرمایید صبحانه
صبحانه آمادست، شما نمیخورید؟
چرا، بذارید اول لباس شما رو تموم کنم
ممنون
صبحانه
داری میای؟
بله
بفرمایید عزیزم
امیدوارم همه تون در صحت و سلامت کامل باشید
سلامت و پرنشاط
امروز باید برم مرکز کاریابی
تو هم میای؟
فعلاًبایدمنتظرباشم
تاکی میخوای صبر کنی؟
تا هروقت موقعش برسه
!خدا کنه
ادای مادر ها رو درمیاری برام؟
روشنایی
به امید دیدار
سلام- سلام-
با برنج اضافه...
...و رولت تابستانی
و چاپستیک
ممنون
خب بچه ها من آمادم بریم تو کارش
تو هوای ملکه رو داری؟- آره ملکه با من-
هدف این کار گروه، هنوز به نظر مبهم میاد
ایا این افراد رو علاقه مند می کنه
که سهمی در این تغییرات اجتماعی داشته باشن؟
و آیا بنابراین، آنها بایسته های اخلاقی رو نادیده نمی گیرن؟
یا سیر و گذشت ازین مرحله، ما رو به عقب تر برنمی گردونه؟
به شرایطی که برای این گروه هدف بسیار قابل توجهه
ما هنوز آگاهی بخشی تازه ای، برای نوسازی اجتماعی مون ایجاد نکردیم
خب بعدش انجام میدیم
چیو؟
به حرفای خودت توجه کن
منظورت چیه؟
...فوق العاده است ولی
فقط داری صورت مسئله رو تغییر میدی
ما که هنوز کاری نکردیم
هیچکس گوش نمیده چی میگی
اینطور نیست
یه کم صبر کن
ما داریم تقریباً درباره ی 2میلیارد نفر حرف میزنیم
که یکه و تنها افتادن
در تعداد انبوه، در حومه های پراکنده ی شهری زندگی می کنن
جدا از هرگونه انسجام سیاسی
و تحولات اقتصادی و اجتماعی کشورشان
به این خاطر احساس گم شدگی دارن
از اینها گذشته، کی اهمیت میده؟
هیچکس
دقیقاً! هیچکس اهمیت نمیده
بله؟
افرادی که گم شدن، به چی نیاز دارن؟
ثبات و پابرجایی
چطور به دستش بیارن؟
ببخشید..لطفاً
با اهداف سازنده
هدف اینه که
این افراد رو به سمت مواجه شدن با آینده سوق بدیم
بدون اینکه ترسی از این خصوص داشته باشن
درسته، اما چطور؟
با نترساندنشان از
هرکسی که پیشگویی های آخرالزمانی می کنه
آمار نشون میده
این افراد نسبت به این موضوع بی تفاوت هستن
این قسمت آسونشه بعضی ها ضد این جریانن
ضد چی ان؟
ضد متوقف کردن این فاجعه، یا حداقل کنترل کردنش
تو مثل یک سخنگوی سوسیال دموکرات حرف میزنی
اوه نه..نه همیشه همین بوده
سلام عبدو
خیلی وقت ندارم، جریان چیه؟
هی.. بچه ها دارن نمایش اجرا می کنن اینجا
مراقب باشید
دوستان! من فقط میخوام یک تلنگری به این جماعت بی حال و منفعل بزنم که از خر شیطون بیان پایین
باید به جهل خودشون پی ببرن بیاید این ادا و اطوار ها رو کنار بذاریم
با داستان کارآفرین و سرمایه گذار خوب و مهربون
به هیچ جایی نمیرسیم
بله، سیمون؟ میشه خودم بهت زنگ بزنم؟
نه، الان نمیشه خودم باهات تماس می گیرم
از وزارتخانه بود
کسانی که هزینه ی ساخت و ساز اینجا رو تأمین می کنن
خوبه
درواقع اصلاً هم خوب نیست
در عرض این 5 هفته باید یک کارگاه ساختمانی تمام و کمال اینجا راه می افتاد
با تمام وسایل مورد نیاز
بیست تا کارگر، میکسر بتن، نوار نقاله
ولی ما کارو شروع کردیم
منظورت همیناست؟
خودت دیدی اونجا چه خبره
بچه هابه این ساختمان احتیاج دارن
چی میخوای؟
میخوام دست از دروغ گفتن به من برداری
ببین! اگر به زمان تعیین شده نرسیم
نمیتونیم خانه نمایش رو تو ژانویه باز کنیم
بعدش به مشکل بودجه برمی خوریم
تو هم هیچ پولی گیرت نمیاد
کار ما اینه که تمام خبرسازی های منفی دراین زمینه رو نابود کنیم
و بجاش اخبار خوب رو بذاریم
یک گزارش دوگانه مبتنی بر واقعیت در یک روزنامه زرد
یک کمپین همگانی تحت عنوان: من یک سلبریتی هستم، من را از اینجا خلاص کنید
یک پادکست با حضور هلن فیشر و بیلی آیلیش
بخاطر عدم وجود این چیزاست که دامنه و وب سایت ما به تاریخ پیوسته
حداقل تا زمانی که از شر این منجلاب خلاص نشدیم
تمام این بی هویتی ها، تمام این بی تفاوتی ها
و تمام این "تافته ی جدابافته"بودن ها مزخرفه
فریدا هم اومد
زنه تو بار مست کرده بود
هیچی نشده شاشم گرفت
منم همین طور
منم
فریدا؟
اسید؟
سلام ویژه از طرف آشپزخونه
ساعت چنده؟
...تیک تاک...
پاس بده عقب بجنب زود باش
درسته سیمون، من متأسفم
ولی من پیش پیمانکار پروژه بودم که خیلی آدم رو مخیه
چی؟
زده به سرشون؟ ما پروژه رو استارت زدیم
آره
متوجه ام اما ازین سریع تر دیگه امکان پذیر نیست
!ما تو شرق آفریقاییم، نه دبی
باید باهاش کنار بیایم
باشه، من تو راهم
آره، امروز
آره دیگه دارم میرم سمت فرودگاه برای چی؟
باشه، منتظرم
چی شده باز؟
نمیدونم! میخوان تأمین مالی پروژه رو به تعویق بندازن
میلنا ایگلز اینجاست
نه
من که کارمند وزارتخانه نیستم
ولی تمام پروژه هایی که سرپرستی کردم به خرج اونجا بوده
آره
...خواهش میکنم منو نفرستید
الو؟
پول کافی برای ادامه ی پروژه داریم؟
یه کم هست ولی کافی نیست
در مورد من چی؟
نگران نباش! تورو میذارم تو یک لیست دیگه که حقوقت پرداخت بشه
این کار جواب میده
جای منه
اکنون! قدرت زمانه ما
تمام کسانی که هنوز منزلت واقعی خود را در نیافته اند
کی میریم برقصیم؟
هنوز آماده نیستم
منم همین طور
بچه ها این که اینجا کنار شمام خیلی حال میده
همیشه کنار شما خوش میگذره
فرقی نداره کجا
شرط می بندی
هرچی که هست رو همون طور بی خیال بشی
همین الان
در این لحظه شما به عظمتی سترگ و فناناپذیر، متصل هستید
مراقب باش
ممنون
ببخشید
پولش چی؟
بله؟- 21،60-
فروشگاه میگه کارت اعتباری قبول نمیکنن
جان
جان
بقیه اش هم باشه
خیلی ممنون
میخوای بازی کنی؟
صد سال نبرد برای آزادی
حیوانات در خطر انقراض برلین
کجا حالا؟
پایگاه اصلی
من باید برم خونه
واقعاً ؟چرا؟
باید بخوابم
از پنجشنبه تا حالا بیرونیم
امروز شنبه است
تازه شنبه صبحه
بچه ها فریدا پیرزن شده
میرسونیمت خونه
فریدا میخواد بره خونه
فریدا میخواد بره خونه پس ما میرسونیمش
مطمئنی؟
جات امنه؟
با قلبی در دستان تو، در امان هستم
فریدا؟
فریدا؟
سریع یک دوش می گیرم و برمی گردم دفتر
چه خبر شده؟
مایا؟
بالأخره
اوضاعت چطوره؟
خوب نخوابیدم، ببخشید
من خواب دیدم مامان
که یک اسبم
داشتم می دویدم
به نظرم خیلی قشنگ بود
هیچ مقصد خاصی نداشتم
بعد یهو خودم نشستم رو همون اسب
تلاش می کردم آرومش کنم
ولی اون همش سرکش تر میشد- و اونجا یک رستوران خوب بود-
و آشپزش دم در داد میزد
بفرمایید غذای خوشمزه
... و اون اسب
کی وقت مصاحبه داری؟
به هرحال فایده ای نداره
...همین جا می مونیم
تا ابد
تا ابد نه
ابدیت یک امر نسبی
من می دونم
ولی امروز دلم خیلی روشنه
چرا؟
طوفان دیشب، با خودش یک چیزی آورده
من چی میتونم بگم انجی؟
از هواپیما پرت شدم بیرون
و الانم با پلیس دارم برمیگردم پیش خانوادم
مثلاً...یک ساعته؟
خداروشکر که به هرحال برگشتم
باشه، باهات تماس می گیرم
تو کَتَم نمیره جورج
شما بهترین زوجی هستید که دنیا به خودش دیده
همه شما رو به عنوان یک نمونه نگاه می کنن
تنها کسانی که از پس همه چیز براومدید
بچه، خیانت، تراپی
یائسگی، سرطان سینه
...بواسیر
و من همیشه بهش افتخار می کنم
الان دیگه تمومه
پیش ازاین جابه جا شدم
چی؟
چقدر سریع؟
سریع؟
بعد از 26 سال؟
من نصف عمرم رو با این زن سپری کردم
علاوه بر3تا بچه و دو بار ورشکستگی و تولید7000محتوای اعتراضی
کسی نمیتونه منو متهم کنه که از تمام خودم مایه نذاشتم
چی شده؟
هیچی
مشکلمون هم همینه
خودت چی تیم؟
وقتی میری خونه و با زنت رو به رو میشی؟
چطور ازت استقبال می کنه؟
اصلاً اهمیتی میده؟
یک لحظه وقت میذاره
تا بهت نگاه کنه؟
و نشونت بده که از دیدنت خوشحاله؟
حداقل یک ارتباط چشمی معنادار دارید؟
ماچت می کنه؟
اگر آره، چه مدلی؟
یک بوس شُل و ول که یعنی دستت به من نخوره
یا یک بوس محکم که یعنی بیا هرکار عاشقانه میخوای انجام بده؟
یا واکنش جذابی مثل
بو گرفتی عزیزم
!باید یک دوش بگیریم
هر شکلی که باشه
اگر همیشه به همین منوال ادامه پیدا کنه
پس مطمئناً اون آدمی نیست که
تو بخوای یک روز صبح از کنارش بیدار بشی
بدون اینکه قبلش براش یک عشقبازی خوشایند نکرده باشی
اینم از خودش(زنم)
همیشه باید جوابش رو بدم
بله؟
باید با هم دیگه شام بخوریم
خودمون دو تا؟
نه، همه مون
هر چهار نفر؟- بله-
شایدم پنج تا
چهار یا پنج؟
فعلاً هفته ی دومه
همون چهار تا
امروز؟
ولی تو باید آشپزی کنی- من نمی تونم بابا-
چرا می تونی.. اسپاگتی درست کن
جالبه
پس غذای آسیایی سفارش میدیم
نه نه یونانی
بیا سوشی بخوریم
حالا هرچی
به هر حال
...اگر بیرون بودم باید- خداحافظ-
خیلی زرنگی
چرا؟
آخرین بار که سکس کردی کی بود؟
یادم نیست
شب سال نو؟
در برابر چی مقاومت می کنی؟
نمیخوام همیشه مجبور باشم که انتظارات دیگران رو برآورده کنم
چرا این انتظارات رو به عنوان تمایلات در نظر نگیریم؟
این چیزیه که تیم همیشه میگه
اینا اسمش انتظارات نیست بلکه میل و احساس هست
خب؟
...نمی دونم
خب دلمم نمیخواد یک ماشین ارضای امیال باشم
شما ماشین بودن رو هم بهش اضافه کردی
به نظر شما من دچار اختلال دلبستگی یا چیزی شبیه به این هستم؟
بیشتر کسانی که به اینجا مراجعه می کنن دچار این اختلالات هستن
حالتون خوبه؟
فقط یه کم خارش گرفتم
تو جلسه ی اول شما گفتی
که اغلب از پیش قدم شدن های همسرت در این زمینه، خسته میشی
گاهی اوقات حتی آزاردهنده و ناراحت کننده میشه
و در عین حال پیش خودت فکر می کنی که باید از این رفتار
ناراحت یا شرمگین باشی
خب این وقتیه که اون میاد و
میخواد منو بغل کنه
همیشه یک حسی داره مثل گنگی و نامفهومی
و بعد...دیگه نمی خوامش
چرا نمی خوایش؟
چون شبیه یک روتین و برنامه ی از پیش تعیین شده است که باید تیک بخوره
از کی این طور شده؟
نمی دونم.. فقط اتفاق می افته
رویدادی رو به یاد میاری ...که بتونه تو رو؟
البته، بچه هام
بله
وقتی بچه ها به دنیا اومدن
منظورت وقتیه که بچه هات رو زاییدی؟
بله
دو تاشون همزمان بودن
فکر می کردم راحت می تونم از پسش بر بیام، ولی بعدش
دیدم کار من نیست
دقیقاً چه چیزی؟
مسئولیت و پذیرش آن
احساس می کردم در انجامش تنهام
این چیزیه که همه ی مادرها تجربه اش می کنن
عمدتاً عواقب آسیب زا و تروما گونه ای داره
تغییر وضعیت از منظر قدرت به بی قدرتی
چی؟
قدرت اینکه آزادانه سر و شکل زندگیت رو تغییر بدی
جای خودش رو به ناتوانی عمیقی میده
درک این موضوع که یک زن
برای مدت طولانی و ترسناک
دیگه زندگی مستقلی نخواهد داشت
همین طوره، ولی ما باید از پسش بر بیایم
و این الان 18 سال ازش میگذره
بچه ها بزرگ شدن
ولی به نظر من شما هنوز از پس این مشکلات بر نیامدی
اگر این به تروما تبدیل بشه
مشکلی مثل این
می تونه تاثیر بسزایی روی الگوهای رفتاری شما بذاره
زایمانت چطور پیش رفت؟
سر دوقلو ها فاجعه بود
اصلاً نمیخواستن بیان بیرون
و مجبور شدم به صورت اورژانسی سزارین کنم
بعد یک مشکلی سر بی هوشی پیش اومد
بعد یهو تا گردن بی حس شدم
کاملاً فلج شده بودم
حتی نمی تونستم چیزی قورت بدم
فکر می کردم
دارم خفه میشم
یهو یک چیزایی از بالا دیدم
از بالا؟
انگار از قبل اونجا زیر سقف، بیرون از بدنم بودم
انگار اون بالا بودم
می تونستم همه چیز رو از بالا ببینم
و واقعاً فوق العاده بود
هیچ بدی نداشت
بدنم این پایین بود
همین طور بچه هام
و تیم
شوهرت هم حاضر بود؟
آره البته که بود
اصلاً اون کجا هست؟
یادت میاد چطور از اون بالا اومدی پایین؟
یا چه زمانی؟
یا اصلاً اومدی؟
خودشه
ساعت شش و ربع شد چه احمقیه
سلام آقای انگلز
خیلی ببخشید، محاسباتم اشتباه از آب دراومد(که دیر رسیدم)
میخواید لباستون رو در بیارید و بشینید؟
همین قدر کافیه من آمادم
خوبه...پس بفرمایید داخل
یک سری سوال معمولاً در شروع جلسات زوج درمانی مطرح میشه
که من گذاشتم امروز ازتون بپرسم
شما دو نفر آمدید پیش من که رابطه تون رو حفظ کنید
یا از هم دیگه جدا بشید؟
البته که میخوایم رابطه مون حفظ بشه
سلام تیم- سلام گادفری-
سلام تیم- الان نوبت شماست؟-
مگه هفته ی دوم نبود؟
میشه بیایم داخل؟
البته، بفرمایید
میدونم یه کم غیرمنتظره است
ولی من صبح اول وقت باید پرواز کنم به مقصد نایروبی
به میلی اطلاع دادی؟
نه...من
چاره ی دیگه ای نداشتم
باشه
تو که میشناسیش، همه چی درست میشه
باشه
!نه نه
چیزی نمیشه
این چیزا کار من نیست
لعنت به اسپاگتی
باید از بیرون یک غذای آسیایی یا یونانی سفارش می دادم
یا سوشی
من نگفتم نباید از اون بخوری
چه خبرا دیو؟
یک آهنگ جدید یاد گرفتم
جداً؟
این زندگی واقعیست؟
یا فقط یک فانتزیست؟
که روی زمین گیر افتاده
اینو شنیدم
هیچ گریزی از واقعیت نیست
چشم هاتو بازکن و به آسمان خیره شو
خب پس حالا من دلیل یک بحران کاری شدم
فقط چون خودم یک بلیط هواپیما رزرو کردم؟
چیزی که کل وزارتخانه عرضه اش رو نداره
اقتصاد، خاورمیانه، 500 یورو
چه بحرانی؟
قابل بازپرداخت نیست از جیب خودم باید بدم
خیلی مسخره است
سلام
مامان
تو اینجا چی کار می کنی؟
دیو عزیزم
بابات دوباره ولت کرده؟
باید برمی گشت خونه
به کنیا؟
ماما میااا! نگاهش کن
چه بهتر
دیو عزیزم
اینجا تو آشپزخانه کنار منه
چی گفتی؟
ماما میا؟
یک اصطلاح که زمانی از چیزی لذت میبری، میگی
حالت خوبه؟
گردنم دچار گرفتگی شده، اینجا
چیزی که به من تحمیل کردن ناراحتم نمی کنه
ازین که تحقیر شدم ناراحتم
اینکه آیا با لمبروک کله گنده هم همین طور رفتار می کنن؟
اون معاون بخش هست تو فقط یک ناظر آزاد هستی
نه؛ چون اون یک مرد هست و من کُلفَتش- کلفتش؟-
مگه پادو بودن به جنسیت برمی گرده؟- نه ولی کیف کشی چرا-
خب من که کیف کش نمی خوام- تو نه، اون-
خب پس یک بوسه ی خوش آمد چطوره؟
بچه ها کجان؟
این یکی شون
من اینجام- هورااا-
بقیه شون چی؟- نظری ندارم! تو اتاقشون لابد-
وظیفه تو نبود؟
زنگ زدم بهشون ولی جواب ندادن منم بهشون پیام دادم
!چقدر مدرن
میرم در اتاقشون
من سال ها پیش این کارو متوقف کردم- باور نکردنیه-
جان؟
چیه؟
بیا میخوایم شام بخوریم
باشه
این از این
فریدا؟
ایده ی جالبیه که بخوابی در کنار یک شعله ی شمع
دختر دچار خفگی شد، مادر بازداشت شد آپارتمان به هوا رفت، والدین از هم جدا شدن
ما هیچ بیمه ی خسارات و آتش سوزی نداریم
ما حتی حقوق بازنشستگی هم نخواهیم داشت
خود اشتغالی پوچ و بی معنی
بچه ها هرگز نمیتونن پول ب دست بیارن چون راهش رو بلد نیستن
همه خراب کردن
بخاطر عدم مسئولیت پذیری
حتی با مادرت هم نمی تونی درست آلمانی صحبت کنی؟
می دونم که کانادا صد برابر بهتر از اینجاست
اینجا هم که هر روز وحشتناک تر میشه
چه خبره اینجا؟
خواهش میکنم بیا فریدا، موضوع مهمیه
بابا آشپزی کرده
حتماً اتفاق خاصی افتاده طی این چهار روز که مادرتون نبوده
سلام دیو- فریدا-
از وقتی من رفتم حتی یک بارم پاتو از خونه بیرون نذاشتی
تو بازی تورنومنت داشتیم
باید براش تمرین کنی، بازی کنی بعدم بخوابی
شام چی داریم؟
پاستا
همین طوری ساده بدون سس؟
الان نمی تونم صحبت کنم
بذار رو میزش
باید امشب امضاش کنه
برو از اطلاعات بپرس
و گزارشو بکوب رو اشنیتسلش(میزغذاش)
آره جدی میگم
با کره است؟
نه
از 20 سال پیش تا الان می دونی که من به لاکتوز حساسیت دارم
نمیخوای بدونی که من برنده ی تورنومنت شدم؟
برنده شدی؟
آره
تبریک میگم
ممنونم
همه گوش کنید
من میخوام همه مون دوباره با هم حرف بزنیم
من خیلی دربارش فکر می کنم
من حتی فامیلیش رو هم نمی دونم
مایا رو میگم، فامیلیش چیه؟
تو میدونی؟
ما اصلاً نمیدونستیم
هیچ کدوممون
این طورا هم نبوده
...من یه کم شناخت داشتم ازش
تو فقط میذاری میری
معلومه مخ تو رو زده
اینطور نیست
خودت گفتی
هیچ سوالی نپرسید
وگرنه ور زدن هاش تمومی نداره
خب تا حدودی درسته- ولی الان اون مرده-
چطوره یه کم بفهمیم که زندگیمون در چه وضعیت گندی قرار داره
از همه چی دور افتادیم
از دنیا، از دیگران حتی از خودمون
بخاطر همین گفتم الان دور هم جمع بشیم
مثال بارز یک خانواده که دنیای خودشون رو داغون کردن
ما هم خودخواهیم هم نادان
یک مشت اسراف کارِ مصرف گرا
ما دست به کارهایی میزنیم که ذاتاً میدونیم کشنده و مسمومه
روزهای تعطیلات هیچ کداممون خونه نیستیم
مامان ماهی پنج بار پرواز داره و بابا هم دائم حرف های نسنجیده به دیگران میزنه
که این پروازها باید غیرقانونی باشه
ما با بی شرمی از تمام امتیازات سفیدپوستان و ثروتمندان غربی سوء استفاده می کنیم
ما حتی شراب اورگانیکمون رو آنلاین سفارش میدیم درحالی که پیاله فروشی سرکوچه داره ورشکست میشه
چون همه فکر میکنن آنلاین سفارش دادن کار بهتر و آسون تریه
این فاجعه است- حتی غذا هم سفارشی میخوریم-
بابا آنلاین سیگار میخره
بعضی وقتا هم پیک سفارش غذا پوششی برای سفارش ماریجواناشه
ماییم که داریم جهان رو به گا میدیم
نه آدم هایی که مدام ازشون ایراد میگیریم
!خود ما
ما هستیم که جهان رو به لبه پرتگاه رسانده
نه دیگرانی که همیشه قربانی تصمیمات ما بودن
!خود ما
زندگی ما خودخواهانه، جاهلانه اسراف آمیز و مصرف گرایانه است
ما همچنان داریم از امتیازات مون سوء استفاده می کنیم
چیزی که مختص جهان غرب است
و ادعا می کنیم این دیگران هستند که مقصرند
برای جهانی که در لبه پرتگاه است
این دیگران، خود ما هستیم
وقت آن رسیده که مسئولیت های خود را بپذیریم
در فضای زندگی شخصی، خصوصی و صمیمی خودمان
در هر وضعیتی از زندگی روزمره مان
زیرا این ماییم که ویرانی به بار آوردیم
این ماییم که باید تغییر ایجاد کنیم در همه چیز، نه فردا، همین حالا
ماییم که جهان را به لبه پرتگاه کشانده
نه دیگران
!خود ما
ما
چند تا پیشنهاد همکاری جدید هست
دربان فروشگاه، راننده
از وقتی که کار آشپزی انجام نمیدی
:این یکی بهتره
دستیار فنی پزشک در مطب گوش و حلق و بینی
اونا تو رو با ویژگی های عربیت قبول می کنن
...می دونم می دونم
تو کار نظافت منزل میخوای به هر شکلی
این یکی رو قبول کن پس
درآمد کمتری داره
,فرصت شغلی دیگه ای نیست
کارت گره میخوره
تو تحصیلات بالایی داری
به سه زبان مسلطی
یک زمانی در حلب پزشک متخصص بودی باز ترجیح میدی نظافت چی باشی؟
کفر منو درآوردی
اینو میخوام
نخیر نمیخوای
چرا میخوام
سلام
سلام
مگه ما بودجه ی بیشتری برای پروژه در نظر نگرفتیم؟
بعدش من از روی تجربه کارو درست کردم
من از قبل برای افزایش بودجه درخواست دادم
بیاید اینجا
من باید برم
میدونم دست تنهایی
ولی من فردا می تونم بیام و کارو تمومش می کنیم
ممنون آنتیج عزیزم
عذرمیخوام
فرح؟- فرح-
میلنا- خوشبختم-
خب ایشون دیو هست
سلام دیو
بوهمین راپسودی
حالتون خوبه؟
خاک رس دارویی، برای سندرم روده ی تحریک پذیر
من فریدام
فرح
فرح، چه اسم قشنگی
ایشون جان، برادر دوقلوی فریداست
و تیم
ایشون فرح هستن
حتی امروزم یک شلوار تمیز نپوشیدی؟
برای چی؟
به خودت یک نگاه بنداز
مشکلش چیه؟
مثل همیشه- دقیقاً-
...مامان
ما داریم میریم مجلس ترحیم
بله درسته..لباس سیاه
به هر حال..از آشنایی تون خوشبختم
ما چون داریم میریم مجلس ختم سر و شکل مون این طوریه
و یه کم گیج میزنیم
آره دیگه.. این طوری
خب همگی بشینید
شما یک لحظه نادر رو تجربه خواهید کرد
اینکه هر پنج تای ما رو در یک مکان کنار هم ببینید
به ندرت رخ میده
خوبه
چیزهای زیادی درباره ی خانواده ی ما برای گفتن هست
اینکه چه خصوصیاتی داریم معمولاً چه کارهایی انجام میدیم
آره، البته ما روتین خاصی نداریم
ما یک خانواده ی معمولی و از هم پاشیده ی آلمانی هستیم
هرکسی سرش به کار خودشه و دیگران براش اهمیتی ندارن
متأسفم که اینو میشنوم
زبان آلمانی شما خیلی خوبه
چطور انقدر خوب شده؟
مردمان من، استعداد زبانی خوبی دارن
سوریه ای ها رو میگی؟
بله
ولی شوهرم هم ادبیات آلمانی خونده
بنابراین من بیست سال با زبان آلمانی زندگی کردم
و چند وقته که در آلمان ساکن هستید؟
حدود پنج سال
و خانوادتون؟
بچه هم دارید؟
تاکسی هم رسید
واقعاً؟
دیر رسیدیم؟
باورم نمیشه واقعاً
تسلیت میگم
تسلیت
تسلیت
از صمیم قلب تسلیت میگم
خیلی متأسفم
بابت این اتفاق متأسفم
از صمیم قلب تسلیت میگم
ببخشید؟
شما کی هستید؟
من کی ام؟
چی میدونم؟
من خودمم
من او نیستم
من آن نیستم
من فقط نیستم
من کی ام؟
چی می دونم؟
من خودمم
من او نیستم
من آن نیستم
من فقط نیستم
من خودمم
من او نیستم
من اینجام
یا آنجا؟
یا اینجا؟
من اینجام
هنوز اینجام
این درست نیست
من همین جام
یا آنجا؟
یا اینجا؟
نه برای خودم
و نه برای تو
این من نیست
من نیستم
ببین
دستاتو گرفتم، طوری که انگار خیلی خوب همو میشناسیم
ولی دیگه تو رو نمیشناسم
ما تا ابد همو میشناسیم
خودتم می دونی
هیچ چیزی نمیتونه مارو از هم جدا کنه
ما مثل دو درخت در درون هم رشد کردیم
و این مارو نزدیک به هم نگه میداره
و ریشه هامون در یک شبکه ی زیرزمینی در هم ادغام شده
که قابل تفکیک نیست
ولی یک دیوار هست
که بین ماست
می دونم
از بلندای دیوار میگذریم. قسم می خورم
سلام جان
سلام
فرح
در اتاقت قفله
اجازه ندارم برم داخل؟
نه
خب
نمی دونم
یعنی چی؟
!!یا خدا
آره
...خب تو
میدونی این چیه؟
تا حدودی
چطور؟
چی بازی می کنی؟
ترنسپورتال
چه باحاله
سرت رو تکون بده
آره..عجب
بیا
از دسته ها استفاده کن
چطوری؟
این طوری
به سمت چپ
به سمت راست
باید اون عناصر رو به دست بیاری
این طوری
پاس بده به دروازه بان
اینجا؟
آره
باید این دروازه رو رد کنی؟
آره
هر تیم چند نفر بازیکن داره؟
چهار
این دمو هست
ولی وقتی واقعی بازی کنی
هر بازیکن توسط یک نفر در یک گوشه از جهان کنترل و بازی میشه
آره می دونم
از کجا؟
پسرم بهم گفته
اوه پسرت
چند سالشه؟
17.
جالبه
منم همین طور
میدونم
الان چی داره میشه؟
این؟
این کلک کاره
در پایان اونایی که برنده شدن، بازنده ها رو تا در دروازه همراهی می کنن
به کجا؟
به یک لیگ دیگه
میشه بازیش رو به منم یاد بدی؟
البته
سلام
دیر کردم، اومدم دنبال دخترم
اسم؟
انگلز
تیم انگلز
هفته ی پیش برای اولین جلسه مشاوره اینجا بودم
فریدا بله
مشکلی نیست
جراحی بیشتر از اونی که باید طول کشیده
چرا؟
فریدا
فریدا؟- ببخشید-
من پدرش هستم
لطفاً در سالن انتظار منتظر باشید
در طول مشاوره، فردی که قصد سقط جنین داره، حقوقی داره که باید رعایت بشه
او نباید مجبور به پذیرش یا رد چیزی بشه یا به جهت خاصی سوق داده بشه
یک زن خودش تصمیم می گیرد که چه اتفاقی برای بدنش بی افتد
آقای انگلز؟
لطفاً اینجا رو امضا کنید
چرا؟ دوباره؟
دختر شما هنوز زیر سن قانونی هستن
اوه، بله
...هنوز
باورش سخته
بیشتر والدین قضیه رو برعکس متوجه میشن
عزیز دلم
سلام بابا
ببخشید، یک لحظه لطفاً
ازت میخوام این قضیه رو جدی بگیری
ما به سختی جلوی خونریزیت رو گرفتیم
چون تو به ما نگفتی که از چه مواد مخدری استفاده می کنی
اگر به من اعتماد نداری
پس به کی داری؟
بابات؟
خیلی ضعف دارم
میشه بذاری برم لطفاً؟
البته
بریم
ممنون
...اون حالش؟
باهاش حرف بزن
خدانگهدار
حالت چطوره؟
خوبم
میشه بریم خونه لطفاً؟
داری چیکار می کنی؟
تاکسی می گیرم
راننده تاکسی ها امروز اعتصاب کردن
جدی میگی؟
پس تو چطوری اومدی اینجا؟
اونا میگفتن یک سری مشکلات وجود داشته
الان وقتش نیست؛ خواهش می کنم
چی شده؟
این یکی از شماهاست؟
ادعاش رو داره
ادعای چیو؟
اون رو
ما
تو چرا همش ادای این روشنفکرای چپ گرا رو درمیاری؟
اگر برای شرکت هایی کار کنی
که دارن کره زمین رو نابود می کنن؟
منظورت چیه؟
تو بگو بهم
فریدا این بحث رو دوباره شروع نکن
این جواب پیش فرض جدیدته برای هر انتقادی که بهت میشه؟
منتقد واقعی کسیه که نگاه عمیق تری به سوژه اش بندازه
پیش از این که قضاوت های کلی و بی اساسی بکنه
اسم سوژه ی اصلی من تیم انگلزه که کنار من نشسته و دست بر قضا پدرمم هست
دقیقاً
خب اینم نگاه عمیق تر من
کار شرکت داره فرسوده ات می کنه
یک جوخه از نئولیبرال هایی که در قالب عاشقان درخت بغل کن یورش آوردن
و همش درحال ساخت و پاخت های مشکوک با هم دیگه ان
الان مشکل تو با فلج مغزی چیه؟
با چی؟
شبیه یک آشوبگر استالینیستی شدی
دارم سوال میکنم
همیشه میگفتی هرچی بخوام میتونم ازت بپرسم
ولی تو هیچوقت جواب درستی نمیدی
@NarimanSad narimansadeghi67@gmail.com
!تو روحت
فریدا؟
فریدا؟
حالت خوبه؟
!آرههه
زودتر بیا بیرون
باید حموم رو بشورم
بخاطر همین منتظر منی؟
بله
الان یک ساعت و نیمه داری دوش میگیری
برات آیس تی درست کردم
دوست داری؟
آره، درد داره
اینجا
باهاش خداحافظی کردی؟
نمی دونم
می خواستیش؟
منظورت چیه؟
آماده ای؟
آره
خب
به موجودی فکر کن که هنوز آماده ی دریافتش نبودی
براش توضیح بده که چرا
با تمام عشقت
اون تو رو درک می کنه
سلام
سلام
با جلوی لامپ نشستن آشنا شدی؟
آره
آفرین به تو
همه ی شما اون کار نور و لامپ رو انجام دادید؟
آره
بله البته
فرح یه کم خل و چله
ولی لامپ کارش درسته
ولی یک نفر باید باشه که بتونه پول رو فراهم کنه
تصویبش کردن
آره ولی به عنوان یک مورد خاص
باید همین امسال پرداخت بشه
ولی ساخت و ساز خیلی داره کند پیش میره
و اگر ما پرداختش نکنیم، بودجه ی سال آینده این مورد رو حذفش می کنه
متوجه منطق حرفم هستید؟
البته
گفت که البته
دارن ما رو تا سر حد مرگ تحت فشار میذارن
خب این باعث میشه صدای همه تازه کار ها در بیاد
گرنوت 45 سالشه و مدیر بخش جدیده
پس نسبت به سنش خوب مونده
ممنون به هر حال
میشه یک لحظه اینو نگه داری؟
حالت خوب نیست؟
ورم ملتحمه است، خوب میشه
بهایی که برای این حماقت پرداخت می کنم
این یک رویه معمول در کارهای اداری هست
اما این که نمیشه شما بودجه ی کارو تصویب کنی بعد بدون هشدار و اعلام لغوش کنی
بودجه های پرداخت نشده میتونن لغو بشن
این بدترین سناریوی ممکنه
اگر پول مد نظر تا پایان سال پرداخت نشه
بودجه سال آینده تمام پرداخت های سال قبل رو لغو میکنه
!اوه اعلی حضرت سلطنتی
شانسم رو امتحان میکنم
این کفشا داره پدر پام رو درمیاره
شمارت رو بده
0190332332.
خنده دار بود
پس بیشتر تلاش کن
گفتی اسمت چیه؟
گرنوت
مثل عموم
معنیش رو میدونی؟
نه
گر از نیزه میاد، نوت از گره
معنیش میشه خودنمایی
جداً؟
گرنوت نیزه به دست
...خب میلنا
خودت میدونی چی میگم
چرا همو به اسم کوچک صدا می کنیم؟
بدبیاری آوردیم
فعلاً نمیتونه حرف بزنه
چرا؟
خودشون دچار بحران هستن
کاری که ما میکنیم اینه
ما یک پروژه ی جدید روی پروژه ی قدیمی ایجاد می کنیم و کارو به عقب برمی گردونیم
این طوری میتونیم بندازیمش برای بودجه بندیه فصل بعد
چیو؟ کجا؟
در عرض یک هفته
تو میتونی؟- چیو؟-
درخواستت رو دوباره ارسال کنی؟
تمامش رو؟
از اول؟
میخوای سالن تئاترت رو در این محله ی فقیر نشین بسازی یا نه؟
خب آنتیج، ما درخواست مون رو مجدداً ارسال می کنیم
تو باید به جولن و اون پیمانکار احمقش زنگ بزنی
ما تمام اسناد رو با تاریخ جدید احتیاج داریم
آره
باشه خدافظ
قهوه؟
چایی رو ترجیح میدم
سیاه، سبز یا میکس؟
یک مقدار با خودم آوردم، میخواید امتحانش کنید؟
مگه ما با اسم کوچیک همدیگه رو صدا نمیزنیم؟
چرا
میلنا
فرح
فکر میکنم بتونیم درباره ی خودمون بیشتر با هم حرف بزنیم
از کجا اومدیم
محرک مون چی بوده
خوبه
الان؟
الان
باشه
من سال 1985 به دنیا اومدم
در دمشق
زمانی که متوسط تعداد زاد و ولد خانوار های سوری هفت بچه در هر خانواده بود
هفت تا؟- بله-
ولی والدین من فقط یکی داشتن
من
و درست بعد از تولد من پدرم از دنیا رفت
هیچی ازش در خاطرم نیست
ولی با توجه به چیزهایی که مادرم دربارش برام تعریف میکرد، خوش شانس بودم که ندیدمش
مادرم تمام فکر و ذکرش درس خواندن من بود رفتن به رشته علوم تجربی
خودش پرستار بود
کارش رو در یک آسایشگاه روانی شروع کرد
بنابراین من حرفه خودم رو در سنین جوانی پیدا کردم
بیماری های روانی
اینجا به این اسم میشناسنش
ولی من به مکتب فکری خاصی پایبند نیستم
شوق یادگیری، در همه چیز برای من وجود داره
وقتی که همراه همسرم، برای یک کار تحقیقاتی به اتریش سفر کردم
با یک حوزه ی تحقیقاتی کاملاً جدید آشنا شدم
یا بهتره بگم...منبع یک نوع بینش
و اون چیه؟
یک وقت دیگه برات توضیحش میدم
بعداً
ولی..تو چرا اینجایی و خانوادت نیستن؟
یا چرا داری کار نظافت منزل انجام میدی بجای اینکه در رشته ی تخصصیت کار کنی؟
من مدرک معتبر برای کار در اینجا رو ندارم
بنابراین مجوز باز کردن مطب خودم رو ندارم
در هر صورت
وقتی بهار عربی شروع شد
ما ریختیم توی خیابون ها
و واقعاً معتقد بودیم که اصلاح نظام حاکم امکان پذیره
اینکه دولت اسد
طرز فکرش رو عوض میکنه یا استعفا میده
ولی اون بهار، تأثیرات متفاوتی روی کشورهای مختلف داشت
در سوریه، به بدترین شکل ممکن پیش رفت
ما مجبور شدیم به شهر محل تولد شوهرم فرار کنیم
به شمال کشور، به حلب
دوقلوهام اونجا میتونستن به مدرسه شون برن
من تو بیمارستانی کار میکردم که بمب بارون شده بود
وقتی خونمن هدف موشک قرار گرفت
اوضاع برای کریم، به خصوص خیلی خطرناک شد شوهرم رو میگم
ما میدونستیم که اسمش توی لیست محرمانه ی پلیس هست
و مجبور شدیم تو حاشیه ی شهرهای شمالی مخفی بشیم
فرار به خارج کشور کار خطرناکی برای اون و بچه هام بود
ولی در عین حال هم از لحاظ غذایی در مضیقه بودیم هم میخواستیم در دید پلیس اسد نباشیم
بنابراین خودم تنهایی رفتم
فرار کردی؟
چطوری؟
با کامیون
قایق
و پای پیاده
و خوش شانس بودم
فقط به خاطر اینکه من اینجام اونا میتونن زنده بمونن
این دیگه چیه؟- خونمونه-
این چیه؟- اتاق توئه-
چه قشنگه
این یکی؟- اتاق باباست-
این چی؟- اتاق تیم-
ولی من و تیم روی یک تخت میخوابیم
آره اگر بخوای میتونی بری تو اتاق اون بخوابی
...ولی
این طوری هروقت بخوام برم پیش تیم باید از اتاق گادفری رد بشم
آره
تیم هم میتونه بیاد پیش تو
و بابا
آره
حتماً
...ببخشید ببخشید من فقط
کلی کار رو سرم ریخته
خب حالا تو این 15 دقیقه ی باقی مونده چیکار می تونیم بکنیم؟
همش 15 دقیقه؟
الان 6:45 قرار ما ساعت پنج بود
ای خدا فکر کنم بهتره برم
نه، نه یک چیزی پیشنهاد بده
الان نمی تونم
همین رفتار اخیرت چطوره؟
اینکه دائماً دیر میرسی؟
ناامید کننده بود
من از وقتی نطفه ام بسته شد همین طوری بودم دو هفته هم دیر به دنیا اومدم
این طوری خیلی چیزا رو از دست میدی
شاید خودم اینطور میخوام- واقعاً؟-
نه، بی معنیه
راستش ازش متنفرم، ولی نمی تونم درستش کنم
همش سعی می کنم به خودم بقبولانم که چیزهای دور و برم برام جذابیتی ندارن
چرا؟
شاید میخوام یک حاشیه ی امن برای خودم ایجاد کنم
یک حاشیه ی امن در برابر چی؟
آدم ها
دلم میخواد تأثیر گذار باشم اما تعهدی نداشته باشم
دلم میخواد ردی از خودم بجا بذارم
اما در قبالش مسئولیتی نداشته باشم
انگار یک متن از پیش تمرین شده رو داری میخونی
من کلاً یک ماشین تحریرم و شما اولین تراپیستم نیستی
چه انتظاری از جلسات مشاوره ی ما داری؟
آماده ای که رو موضوعات دقیق تر بشیم؟
من خیلی بیشتر از سایر آدم ها احساس ناامنی می کنم
این از یک جهت میتونه مفید باشه اما از جهت دیگه
احساس نادیده انگاشته شدن دارم
دلم میخواد تغییرش بدم
احساس عدم امنیتت رو یا تصور غلطی که مردم دربارت دارن؟
تصور مردم، در واقع، خیلی اهمیتی برام نداره
پس منظورت چه کسیه؟
میلنا رو میگم
همسرت باید بهتر از همه احساس ناامنی تو رو درک کنه تا بتونه برطرفش کنه
این اتفاق می افتاد اگر اون کمی بیشتر به من میل و رغبت نشان میداد
میشه مسئله رو بازترش کنی؟
در چه موردی؟- چه خواسته ای از همسرت داری؟-
...خب
..اون
به من نگاه کنه
ازم سوال بپرسه
قدردان داشته هامون باشه
من رو در نظر بگیره
من رو درک کنه
مثل یک دوست
مثل یک محرم اسرار
به عنوان همراه یک مرد
به عنوان یک وسیله
مثل یک بدن
آن چیزها به کجا رفت؟ چیزهایی که روزی بدن من بود
خیلی سخته که وانمود کنم دیگه اون اندام رو ندارم
فاعل و مفعول، اگر نشانه دار نباشند پس هیچ جایگاهی اینجا ندارند
برای دل تنگی هایم، از خودم فرار می کنم و چیزی که می ماند، یک حیوان خانگیست
آن چیزهای زیبا را، باز به من برگردانید هرچه باشد، بدن خودم است
این ادکلن نیست که زدم، تستسترون است مطمئنم که از پسش بر میام
درونم طوفانی برپاست مثل کودکی که بی تاب یک بوسه ی شب بخیر است
در خواب و بیداری
فریاد بزن، به من خوش بینی اعطا کن
!جان !جان
حالا پاس بده عقب
خوبه، حالا تویی
برو..یک دو
صبر کن..یه نفسی چاق کنم
خیلی نفس گیره
آره خب
مرسی که اینو برام گرفتی
گذاشته بودن تو مرکز عملیات برای فروش چیزیش نبود، فقط یک لنزش باید تعویض میشد
مرکز عملیات؟
پفکی
پفکی؟
50.
سنت؟
یورو
مشکلی نداره
تو تورنومنت قبلی من 2000 دلار برنده شدم
2,000?
یک لحظه صبر کن
سلام اونجایی؟
خودشه؟
دختری که دربارش حرف میزدی؟
..خب پس
من برگشتم
مشغول چه کاری هستی؟
تمرین
منم همین طور بخاطر همین یاد تو افتادم
داشتم به یک چیزی فکر می کردم
به چی؟
میخوای همو ببینیم؟
تا وقتی جوابش رو ندادی، من درو باز نمی کنم
خب؟
اگر رفتی، منم برم
فکر کنم بابام اومد
شرمنده دیو
سلام- سلام-
سلام جان
سلام گادفری
چند دقیقه زنگ زدم
...ببخشید ما
حواسمون پرت شد
اشکالی نداره فعلاً خداحافظ
آیا این زندگی واقعیست؟ یا فقط یک فانتزیست
هیچ گریزی از واقعیت نیست
چشمانت را باز کن
به آسمان خیره شو
من فقط یک پسربچه ام
من به همدردی احتیاجی ندارم
چون آدم آسان گیری هستم
یه کم بالا یه کم پایین
باد به جایی که بوزد
برای من هیچ فرقی نمی کنه
مامان، من یک نفر رو کشتم
تفنگ رو مقابل سرش گرفتم
ماشه رو کشیدم و حالا اون مرده
مامان، زندگی تازه شروع شده بود
ولی حالا باید برم و تمامش رو دور بریزم
ماماااان
نمی خواستم تو اشک بریزس
گاهی آرزو می کنم کاش اصلاً به دنیا نمی اومدم
کمربندت رو ببند دیو
سایه کوچکی از یک مرد رو می بینم
رعد و برق خیلی منو می ترسونه
من یک پسر تنهام که هیچکس دوستم نداره
اون یک پسر بیچاره است از یک خانواده فقیر
جانش رو از دست هیولا نجات بدید
راحت برو، راحت بیا، من میتونم برم؟
ما نمیذاریم تو بری- بذارید بره
بسم الله- نمیذاریم تو بری-
نمیذارم تو بری- بذارید برم-
هرگز هرگز هرگز
سرنوشت یک شیطان دورنی برای من کنار گذاشته
بیا
سازمان ملل 30 میلیون دلار برای کمک های بشردوستانه به سوریه اختصاص داد
یعنی هیچی نمیفهمن؟
نباید کمک کن؟
معلومه که نه
سازمان ملل فقط یک لولوی بروکراتیک بی فایده ی سر خرمنه
فقط چس مثقال پول میندازن جلوی یک کشور بحران زده
و خودشون رو از همه مسئولیت ها مبرا می کنن
کریم
شرمنده
این چیزا حالمو بهم میزنه
می دونم
باید یک اتفاقی بی افته وگرنه واقعاً دیگه قاطی می کنم
می افته، قول میدم
امیدتو از دست نده
از دست رفته- چرا؟-
ما اینجا مردیم دیگه
بس کن
حق نداری چیزی بگی
راه پر پیچ و خمی داریم
ولی ما درش قدم گذاشتیم
منم دارم میرسم بهتون
ازین ور
اینجا
اینجا...خدای من
همه چیز مرتبه؟
یکی بعد از دیگری
نگاه! دارن میان
جهل شما، سازِ مرگِ ماست
عکس بگیرید
جهل شما، سازِ مرگِ ماست
امروز صبح، گروهی از فعالان اجتماعی
به نظر واقعی میاد
راه بندان 6 ساعت طول کشیده- همه مارو دیدن-
در زیر شعار: جهل شما، ساز مرگ ماست
خود را در شلوغ ترین ساعت روز، از روی پل به دار آویختند
فعالان اجتماعی که اکثراً نوجوان بودند
آنها پس از شناسایی هویتشان آزاد شدند
خیلی خفن بود
از پسش بر اومدیم
فریدا
چی میخوای؟
بعداً دوباره میام
نه بیا تو
زیاد طولش نمیدم
انجام شد
فرح؟
بله؟
فکر کنم دچار یک اختلال شدم
اختلال جنسی
چرا همچین فکری می کنی؟
اصلاً دلم نمیخواد انجامش بدم
سکس؟- آره-
ولی سکس میتونه زیبا باشه
آره قبلاً چیزهایی دربارش شنیدم
تجربه های اخیرت در این زمینه چطور بوده؟
چیز زیادی نبوده
یک سال و نیم پیش، یک بار
و بعدش دوباره سه ماه پیش بود
بعدشم که حامله شدم
این سری خوب نبود؟ سکس رو میگم؟
بد نبود
چون که من اختلال جنسی دارم
قابل فهمه
جدی میگی؟
...خب
قبل از هر چیز باید بدونی خواسته ها و علایقت در این زمینه چیه؟
خودت رو میشناسی؟
چقدر راجع به سکس فکر می کنی؟
آره خب بهش فکر می کنم
و به چه چیزیش فکر میکنی؟
خب من... یه جورایی
کمک میخوای؟
نه
...میدونی من
...اوه عزیزم
میتونم انجامش بدم
متأسفم
سلام مامان
همه چیز مرتبه؟
آره چیزی نیست
میخوای با یخچال حرف بزنی؟ (که رفتی توش)
تو چطوری عزیز دلم؟
!عزیز دلم
سال ها بود منو این طور خطاب نکرده بودی
تو همیشه عزیز دلمی
چون فرح اینجاست این طوری میگی
داری ادای یک مادر عاشق رو درمیاری
چیزی که در واقع نیستی
چون فقط به اینکه دیگران تورو چطور می بینن فکر می کنی
...لعنت بر شیطون
پس تو چرا نمیری دنبال زندگیت؟
تویی که یک احمق بیشعور و گاو هستی
فقط بلدی جندگی کنی
فقط 17 سالته حالا سر من جنده بازی در میاری
بدون اینکه ذره ای از کارهایی که دیگران برات انجام میدن رو ببینی
اصلاً حالیت هست با چه مشقت هایی بزرگت کردم
هرروز باید نق زدن ها بحث هاتون رو تحمل کنم
بعدشم با عشق و محبت باهات برخورد کنم و در برابر حماقت هات صبر پیشه کنم
بعد تو همش جلوم ناله ناله ناله می کنی
فریدای کوچولوی شیطون و شیرین زبون
همش طلب کاره! درست مثل باباش
آره درسته! اصلاً با خودت فکر کردی من چرا همش باهاتون جنگ و جدال دارم؟
الان فقط میخوام کون گشادت رو جمع کنی و گمشی بیرون از اینجا
همیشه چیز هایی مهم تر از دخترت داری
این جریان فلاکت بار وتموم نشدنی و احمقانه از کثافته
از وقتی که به دنیا اومدی در برابر من جبهه گرفتی، حالا دیگه باید تمومش کنی
بعدشم می تونی بری ور دست بابات
با اون بهتر میتونی کنار بیای
با اینکه وقتی کوچیک بودید، شما بچه ها به تخمشم نبودید. اون با من فرق داره
این من بودم که تمام شب تو رو روی دست هاش نگه میداشت تا خوابت ببره
من بودم که پوشکت رو عوض میکردم
تویی که انقدر تنبل و کودن بودی که تا پنج سالگی میریدی تو خودت
من بودم که تکالیفت رو باهات انجام میدادم
چیزی که تو هرگز هرگز نمیخواستی انجامش بدی ...من بودم که
:آره بگو، این تنها چیزی که برات اهمیت داره خودنمایی خودنمایی خودنمایی
هستی؟ سلام؟
چه نتیجه ای برات داشته؟
تو هیچی در مورد من نمیدونی و هیچی درمورد من نمی فهمی
حتی خبر نداشتی که من تازه یک بچه سقط کردم
چی؟
ما سعی کردیم که تمام افکار واکنشی رو کنار بذاریم
وتصوراتمون رو متمرکز کنیم
نه در این زمینه که چطور میتونیم زندگی آیندگان رو بهتر کنیم
بلکه چطور می تونیم اون رو از نو بسازیم
تیم؟
درسته، بحث بر سر شرایط کار نیست
در آینده ی جدید، کار و زندگی باید با هم ادغام بشن
شما این اختیار رو خواهید داشت که فضای کاریتون روایجاد، اصلاح یا تفسیر کنید
چون شما میدونید به چی احتیاج هست (نه کارفرما)
برای اینکه بهره وری تون رو به عرصه ی ظهور برسونید نه اینکه پشتش محو بشید
کار به عنوان عنصر کلیدی سازنده ی هویت ما، دیگه معنای خودش رو از دست داده
اعمال چندوجهی ما بخشی از وجود هوشمند جمعی ما میشوند
ما یک گله هستیم
ما یک گله هستیم
امروز عالی بودی
مثل همیشه
تو هم همین طور
ولی به ندرت
خب با این شب ناتمام چه برنامه ای داری؟
ساعت یازدست
آره دقیقاً
برسونمت خونه؟
این که چیزی نیست
مسابقه میدی؟
از اینور
چراغ قرمزه
!نه
شب بخیر آقایون
آقایون؟ ...خیلی تند میرفتیم ولی خب
یک آقا و یک خانم
چه خفن! ممنون واقعاً
نمیخواد به ما درس مطالعات جنسیتی بدی
اما درس های مقررات راهنمایی و رانندگیتون رو باید دوباره بخونید
واقعاً؟
چراغ حتی یک لحظه هم سبز نبود
قرمز قرمز بود
خب حالا چی؟
صدوبیست یورو جریمه و ثبت تخلف در گواهینامه تون
شوخیت گرفته؟
من نه، اون شاید
اون از صحبت هایی که درمورد جنسیت زدگیه خوشش میاد
ما فکر میکنیم این درست نیست، مگه نه؟
پس کارت شناسایی تون رو نشون بدید
صبر کنید ببینم
تو اینجا زندگی می کنی؟
آره اونجا
بیا دیگه
یک لحظه
چی؟
همه ی این ها خیلی عالی بود ولی
میدونی! دقیقاً این بخشیه که در ازدواج من گم شده
شاید این یک دلیل دیگه است که نذاری دوباره گم بشه
آره اما من میخوام که درستش کنم
برای عشق؟
.برای عشق
پس امیدوارم که بشه
شب بخیر
میلنا؟
میلنا؟
چی شده؟
همه ی این چیزا باید تغییر کنه
منم کاملاً با از نو شروع کردن موافقم
...تیم
من دیگه از پسش بر نمیام
من همیشه می تونم
لطفاً چرت و پرت نگو انقدر
میخوام که دیگه این مشکل رو برای همیشه حل کنم
...که ما...
...نه
چرا همیشه ازش فرار می کنی؟
تو حتی میتونی سر گردن کلفت ترین آدم شرکت ها هم کلاه بذاری
تو که بزرگ ترین نطق ها و حرف های جنجالی رو مثل آب خوردن میزنی
تا بتونی حرف خودت رو به کرسی بشونی
ولی وقتی زن خودت میخواد باهات حرف بزنه
درباره ی خودش و مشکلاتش
شاید برای تو تکراری باشه ولی برای من حیاتیه
و این روزمرگی من و توست که مجبورم دائم بهت یادآوریش کنم
آره فرار کن
خسته ات کردم هان؟
نمیخوای سنگ هاتو با من وا بکنی؟
چیه؟ اون لفاظی ها و کلمات قلمبه سلمبه ات جلوی من جواب نمیده؟
فقط بلدی راه بری وقتی گوه سرتا پای رابطه مون رو گرفته؟
ولی وقتی خودت چیزی میخوای
وقتی به چیزی احتیاج داری
دیگه یک لحظه هم نباید صبر کرد
بدو بدو...بخور و بخواب...عشق وحال
خدمات و سرویس طبقه ی اول
این سرویس آخرشه! پس بیا زودتر بکن
اوه یسس
وگرنه این ماشین شکایت کننده که روز و شب کارش غر زدنه، خاموش میشه
درباره ی هر چیز کوچکی از این و آن شکایت می کنه
فقط نوازش کردن کافی نیست
نزدیکی و عشق و مراقبت کافی نیست
من که مادرت نیستم مرد حسابی
وایسا ببینم
میگم وایسا دیگه
لذت میبری ازین کارا؟
فقط بخاطر اینکه میلنا خانوم بالأخره یک چیزی فهمید؟
پس دوزاریت افتاده
شغلت کاملاً دیوونه ات کرده؟
میخواستی یک مادر فداکار باشی
ولی هیچ کدومش برات میسر نشد
بچه هایی که تو تربیت کردی یک سر سوزن احترام برای والدین شون قائل نیستن
دست کم 17 سال براش وقت داشتی
با من مثل یک عروسک کریه و یک برادر ناتنی رفتار می کنی
کسی که فقط باید پول دربیاره برای خونه و هیچ جایگاه دیگه ای نداره
وقتی میخوای تأهلت رو یک ازدواج موفق معرفی کنی کی رو با خودت میبری؟
ولی وقتی میخوای به ناکجاآباد سفر کنی برای کارت منو با خودت نمیبری
چون تو همیشه و مطلفاً میخوای که کارهات رو تنهایی انجام بدی
برای اینکه قدرت و آزادیت رو به رخ بکشی
و فراتر از همه ی اینا بخاطر ایده های فمنیستیت
که ازت یک آدم خودمحور ساخته
تو دنیای تو، فمینیسم مثل یک نمایش فصلیه
که فقط به شخصیت خودشیفته ی تو دامن زده
خودشناسی گند میلنا فقط مال من مال من کردنه(فقط به فکر خودتی)
من من من من، غیر از این هیچی بلد نیستی انگار تو سرازیری داری می دوی
آهای
هر دوتون آمپر چسبوندین
برید مثل آدم سکس کنید
همراه با ارتباط چشمی
جفت تون رو آروم میکنه
سلام تیم؟ فرح هستم
آره این جاست. نگران نباش
بله
آره اگر میخوای
الان نمی تونم جایی برم
..ولی
همین اطراف یک کیوسک 24 ساعته وجود داره
ما مدام در یک الگوی مشخص گرفتار میشیم منظورم خودمونه
ما حتی تراپی هم انجام دادیم
خیلی خسته کننده است
نمی دونم واقعاً
همه چیز بهم ریخته
باید مرتبش کنی
الان قضیه چیه؟ تو نظافتچی مون هستی یا تراپیست مون؟
...یعنی
از وقتی تو اومدی همه چی تو خونه عوض شده
فکر نکنم که خیلی به من ربطی داشته باشه
همه ی شما در نقطه ای هستید که باید چیزی رو تغییر بدید
یک تغییر اساسی
بخصوص تو
شما ها از هم غریبه شدید
ولی می ترسید که درباره ی علتش با هم صحبت کنید
شاید به این خاطر که هنوز درک کاملی از وضعیت تون نداری
خیلی عاقلی
بله؟
همه ی این ها می تونه درست باشه ولی
پیشنهادت چیه؟
این یک لامپ ال ای دی با فرکانس بالاست
که توسط یک روانشناس اتریشی و یک نورولوژیست آلمانی ساخته شده
اگر آروم باشی
پلک هاتو ببند و بذار این نور چهره ات رو روشن کنه
نور چشمک زن نفوذ میکنه داخل پلک هات و میشینه روی شبکیه ی چشمت
و باعث ایجاد تکانههای عصبی در ساختار سیناپس هات میشه
این کار، به علاوه ی موارد دیگه، غدهای را در پشت مغز میانی تو فعال میکنه
که ترشحاتش به ویژه برای رفتار انسانی، حیاتیه
و فقط دوبار در طول عمر فعال میشه
یکبار زمان تولد
و یکبار زمان مرگ
خب اونجا چی ترشح میشه؟
یک کوکتل از مواد مختلف
که مهم ترینش اسمش دی ام تی هست
ولی اینکه موادمخدره
آره میشه به عنوان مواد استفادش کرد
ولی اجباری نداری
چون بدن ما، خودش میتونه این مواد رو بسازه و ترشح کنه
و به درستی مصرفش کنه
وظیفه ی اون مواد چیه؟
تمایل ما برای رفتن و رها کردن رو افزایش میده
بهمون اجازه میده که از فاصله ای درست به زندگی خودمون نگاه کنیم
ما رو به حالت های اولیه ی وجودی مون برمی گردونه
اعتماد
فراغ خاطر
عشق
واو
دیگه چی؟
در موقعیت هایی که از ظرفیت تخیل ما فرا تر هستند، به ما اجازه میده
که تصویرهای ذهنمون رو تحمل کنیم
مثل تجربه ی هنگام مرگ؟
دقیقاً
میتونه شبیه یک تجربه ی نزدیک به مرگ مصنوعی باشه
فقط با روشن کردن این؟
چشم ها باید بسته باشه
آدم عاقل
سیمون؟
سلام
وزارتخانه لطفاً
سلام خانم انگلز
ببخشید
من هیچوقت دیر نمیکنم، هیچوقت
شاید فکر می کردید این جلسه
برای شما خوشایند پیش نمیره
چرا؟
چون درخواست شما پذیرفته نشد
چی؟
فکر کنم شما گفتی درخواست فرمالیته است
ما کلی سوراخ سمبه داریم که باید پر بشه
خب این یعنی چی؟
این یعنی ما دیگه هیچ پولی برای طرح شما اختصاص نمیدیم
ولی این موفق ترین پروژه ی فرهنگی در کل منطقه است
برنامه ای که خود شما همیشه میخواستی به خودت منسوبش کنی
برای 15 سال ما نمایشنامه های سرگرم کننده و آموزشی ارزشمندی تولید کردیم
همراه با کودکان و جوان های کم سن و سال
می دونم
که آنها در مورد زندگی، هنجارها و عقاید کهنه خودشون تجدید نظر کنند
می دونم، پروژه ی فوق العاده ای بود
و پشتکار تو رو تحسین می کنم اما
صبح بخیر
تیم
صبح بخیر سم
صبح بخیر
میشه یک لحظه بیای؟
ایشون میشل و چائو هستند
خوشبختم
چه خبر؟
شما تازه وارد کمپین پاییزی شدید؟
نه
تیم شرکت اوپن مایند تصمیم گرفته
که دوره ی کاری تو در این شرکت تموم شده
میشل و چائو اداره ی بخش تورو از ماه آینده به دست می گیرن
و امیدواریم که این انتقال به خوبی و خوشی رقم بخوره
و از تو خواهش می کنیم که اون ها رو در جریان کمپین های فعلی مون بذاری
چی؟
میخوایم بذاریم تو بری
!عجب
تو اینجا چیکار می کنی؟
از من دوری می کنی؟
نه- چرا می کنی-
و میدونم چرا
از چی حرف میزنی؟
تو نمیخوای بری
کجا برم؟
سر قرارت
هفته ی آینده
ترس، ناجوانمردانه حمله می کنه
اگر دنبال یک ارتباط عاطفی هستی
ترست نمیذاره دست به کاری بزنی
ولی آیا واقعاً میخوای بذاری ترس هات بهت غلبه کنه و باهاش تنها بمونی؟
سلام
مشاوره ی خانوادگی؟
مطمئن نبودم که اگر از قبل بهتون می گفتم همتون می اومدید یا نه
و میخواستم که میزبان شما باشم
نمیدونم چطور قراره پیش بره
منم نمیدونم
منم همین طور
خیلی خوبه پس
پس می تونید شروع کنید
که راه برگشت به هم دیگه رو پیدا کنید
به عنوان یک تیم
یک خانواده
از اینجا فصلی جدید شروع میشه
جایی که شما همه چیز رو به هم دیگه میگید
تا پیش از این راز نگه دار بودید نسبت به هم
جایی که بدون ترس از سرزنش
نه تاکتیک
خودتون رو برای هم تشریح می کنید
من شروع می کنم
باشه، منم دیگه فرار نمی کنم
به من گوش بده
میخوام که لطفی در حقم بکنید
یک لطف بزرگ
به شما احتیاج دارم
برای جلسه ای با نور
یک سلسله جلسات
در تاریخ 26ام، یک هفته دیگر
اینجا؟
نه، خونه ی شما
هر پنج تامون؟
نه، دیو نه
خیلی مهمه
باید به من قول بدید باشه؟
باشه
ولی قبلش باید چندتا کار کوچیک انجام بدید
دوست دارم که با بازی ای که
جان توش اوله آشنا بشید
بازی کامپیوتری؟
وی آر مامان
آره و میخوام که شما
یک روز فریدا رو در کارهاش همراهی کنید
در یکی از شبنشینیهاش که تا دیروقت با دوستاش میرقصن
به همایش دریمهک خوش آمدید
آماده ای؟
جولین؟- میلنا؟-
حدس بزن کجا هستم؟
نمی دونم کجایی؟
همین جام- نایروبی؟-
چرا چیزی نگفتی؟
میشه بیای و با هم شام بخوریم؟
متأسفانه نمی تونم
با خانواده و دوستانم اومدیم بیرون شهر
فردا هم نیستی؟
موضوع مهمی رو باید بهت بگم
منم همین طور. ساعت 9 صبح بیا کاموکونجی همو ببینیم
باشه میام- شب خوش-
شب خوش جولین خوش بگذره
خدای من
میلنا
نمی دونستم تو هم اینجایی
منظورم نایروبیه
آره اومدم
اغلب اینجام
...ببین من میخوام که
باید باهات صحبت کنم
درباره ی جزئیات یک سری مسائل
باشه
درباره ی چی هست؟
باید سرفرصت راجع بهش توضیح بدم
الان باید برگردم
به نایروبی، برای همیشه
دارم یک شغل خیلی بهتر تو یونسکو پیدا می کنم
مجبورم
خب فهمیدم
دیو چی میشه؟
نمی دونم
بخاطر همین گفتم صحبت کنیم
نه، میخوای بهم بگی که حالا مسئولیت کامل دیو رو من به عهده بگیرم، مگه نه؟
میتونم اون رو هم با خودم بیارم اما این باعث میشه اون رو از دنیای خودش بیرون بکشم
اون عاشق مدرسه اش هست همین طور دوستانی که اونجا داره
و فرصت های بهتری که به دست میاره که خودت بهتر میدونی
خب الان مگه چاره ی دیگه ای هم دارم؟
منم خیلی وقته که چاره ای ندارم
تو بچه مون رو توی آلمان به دنیا آوردی و انتظار داشتی که با هم از دیو مراقبت کنیم
بنابراین من به برلین نقل مکان کردم
وطن و خونه ام رو رها کردم
و تمام زندگیم رو، بخاطر دیو و بخاطر تو
از اون موقع به بعد، هر دو هفته یکبار کنارت بودم
مثل کسی که مجیز گوی توست
کنار زنی که میخواد از شر من خلاص بشه
و شوهرت که منو دست میندازه
ولی اون بچه ی واقعی ماست
نه یک چیز آزاردهنده که من با خودم آورده باشم
اما حتی در شرایط پیچیده ای مثل این
که واقعاً هیچکس درش مقصر نیست
من همیشه احساس می کنم که همه چیز تقصیر منه
و تو طوری رفتار می کنی که انگار این مشکل منه فقط
همینه که هست
منم دیو رو به اندازه ی تو دوست دارم
اما زندگی من در برلین، جدا از دیو
پوچ و پر از تنهاییه
ولی در نایروبی من آدم دیگه ای هستم
سرزنده، تأثیرگذار
حتی شوخ طبع
شبیه همون کسی که زمانی عاشقش بودی
ولی اگر در برلین بمونم، این آدم در درون من میمیره
پس باید ببینیم چه گزینه هایی داریم
میشه این مشکل رو در کنار من حل کنی؟
بدون اتخاذ رویکردی متکبرانه و دست بالا
حالا دیگه من عمه خانم استعمارگر شدم؟
نمیذارم به من بگی مغرور و متکبر یا چیزای دیگه
رسید لطفاً
آدم هایی مثل تو
مصداق بارز کسانی هستن که راحت هرچی بوده رو فراموش می کنن
میخوای با کارات فقط وجدان خودت رو آروم کنی
اما آخر کار
نمیخوای با شرایط برابر با دیگران رو به رو بشی
تو هیچی ازین قاره و رابطه اش با آدم ها نمیدونی
هیچ وقت یاد نگرفتیش
انگار بخشی از دی ان ای تو هست
که نسل به نسل منتقل شده
که به اصول نادرست و جاهلانه پایبند باشی
از این منظر
ما اصلاً گفت و گویی با هم نداریم
که به سادگی
تأیید وضع موجوده
این یعنی تو اصلاً دنبال یا خواهان هیچ گفتگویی نبودی و نیستی
شاید بهتره با پیام با هم در ارتباط باشیم
یا اینکه به وکیلت بگی با من صحبت کنه
حالت چطوره؟- خوبم تو چطوری؟-
..خب
خیلی هم خوب نیستم
بیا بگو ببینم چی شده؟
جولین
خبرهای بدی برات دارم
جدی؟ من در عوض خبرهای خیلی خوبی برات دارم
حامله شدی؟
نه بابا
جرأت داری نگی؟
خب پس
اول خبر خوب یا اول خبر بد؟
خبر بد قبل از خبر خوب، تا خبر خوب بتونه تسکینش بده
اونا بودجه رو لغو کردن
چی؟
بودجه ی کار منو
همش رو
خب
این باعث میشه خبر من، نسبت به قبل، خوشحال کننده تر بشه
منظورت چیه؟
دیگه پولی تو دست و بالمون نمونده
دیگه با این وضع نمیتونیم ساختمان تئاتر رو تکمیل کنیم
میلنا لازم نیست تو این کارو بکنی
ما یک حامی مالی پیدا کردیم همین جا در نایروبی
شما چی؟- بله-
چند وقته که تو فضای مجازی در این زمینه کار می کنم
باشگاهی از کارآفرینان جوان هستن
که در زمینه ی پروژه های جذاب کار میکنن
با یک خانمی آشنا شدم
که یک شرکت توسعه ی نرم افزار داره و حدس بزن چی شد؟
اون 80000 دلار بهمون کمک کرد
هشتادهزار؟
چی؟
کی؟- دو روز پیش-
دیشب که زنگ زدی
تصمیم گرفتیم که این طوری غافلگیرت کنیم
و برات جشن بگیریم
سلام! دارید چی کار می کنید؟
لطفاً به دوست مون سلام کنید
بیاید یک نوشیدنی بزنیم
برو
خب چطور پیش رفت؟
فکر کنم دیگه لازم نباشه برم نایروبی برای یک مدت
چرا؟
چون دیگه به من احتیاجی ندارن
و این خبر بدی نیست؟
یا یه کم برعکس؟
اوضاع کار تو چطوره؟
نه تا رقیب داشتم
همه رنگین پوست
زن ها
عجیب و غریب، مردانی در اوایل دهه ی سی زندگیشون
چرا دیگه اصلاً باید اینطوری به مصاحبههای شغلی برم؟
چرا نری؟
هیچ شانسی ندارم
حقی هم ندارم
دو روز دیگه میام دنبالشون باشه؟
باشه همین مدت کافیه
خیلی ممنون
لامپ ها رو براتون تنظیم کردم
بنابراین میتونم هم زمان روشنشون کنم
فرح ما قراره تو این جلسه چیکار کنیم؟
درباره ی چیه؟
ازتون میخوام که کاملاً به من اعتماد کنید
و خودتون رو رها کنید
اول باید از این بنوشیم
این چی هست؟
...
آماده؟
شب بخیر
سلام
شب بخیر
این آدما کی ان؟ اینجا چه خبره؟
فرح؟
یه چیزی بگو
ما اینجا چیکار می کنیم؟
الان وقتشه
نه نه- آره-
این افراد ما رو همراهی(اسکورت) می کنن
فرح؟
خودت میدونی باید چیکار کنی
چرا خودمون این کارو نکردیم؟
چرا؟
داری چیکار میکنی؟
باید از اینجا بزنم بیرون
زود برگرد
دیوونه شدی؟ میخوای خودتو به کشتن بدی؟
کمکمون کن...درو باز کن
کریم..بچه ها کجایید؟
مامان
عالیه- مامان-
ترجمه از نریمان صادقی
فکر کردی میتونی سنگ جلوی پام بندازی و جلوی چشمم رو بگیری؟
!پس خیال کردی
نمی تونی هیچ بلایی سرم بیاری
فقط باید ازینجا بزنم بیرون
هر چیزی ارزش خودش رو داره
که همه می تونن اونو ببینن
هر چیزی ارزش خودش رو داره
آره! هر چیزی ارزش خودش رو داره
برای من
به هر کجا که باد بوزد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.