All language subtitles for 47. 1 & 2-Unm4sk(Part I & Part II)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

چی در مورد جامعه وجود داره که این‌همه تو رو ناامید می‌کنه؟

پیش از این در "Mr.Robot"

بعضی‌وقت‌ها تو خواب می‌بینم که دنیا رو نجات میدم همه رو از دست دست‌های نامرئی نجات میدم

دست‌هایی که هر روز بدون اینکه بدونیم کنترلمون می‌کنه

اگه همه‌ی اینا از بین بره چی میشه؟ شهر ، پول...همه چیز

هی پسر جون

الان زمان هیجان‌انگیزی توی دنیاست زمان هیجان‌انگیز

در مورد پدرت برام بگو

سرطان خون داشت قسمم داد هیچ‌وقت به کسی نگم

آخرش خیلی نگران شدم و به مامانم گفتم

سعی کردم بغلش کنم و معذرت بخوام

محکم هلم داد و با پشت از پنجره به بیرون افتادم

من 8 سالم بود

اگه معامله رو قبول نکنی وضعت مثل من میشه

احترام همه رو نسبت به خودت از دست میدی

به‌خاطر این پرونده از همه چیزم دست کشیدم

من ازت نخواستم این‌کار رو بکنی - من اونجا کار نمی‌کنم -

اونا مادرم رو کشتن

اگه می‌خوای چیزی رو عوض کنی شاید بهتره از داخلش شروع کنی

اینطوری همه‌ی بدهی‌هایی که بهشون داریم پاک میشه

هر سابقه‌ای از کارت‌های اعتباری و وام‌ها و رهن‌ها کاملاً پاک میشن

الان فردا چی‌کار کنیم؟

بچه‌ها ، این در مورد این نیست که فردا چی‌کار می کنیم

این در مورد کاریه که کردیم اونا به‌خاطر ما آزاد شدن

خدای من ، چی‌کار کردم؟

بهت گفتم که نباید این‌کار رو می‌کردیم

من کمی نگران «تایرل» هستم

چون آخرین‌باری که دیدمش خیلی عجیب رفتار می‌کرد

میدونم تو پشت همه چیز هستی «ل.ب.جامعه» ، هک سِروِرها ، «کولبی» ، «آل‌سِیف»

تو تنها شخص ثابت بین دریایی از متغیرها هستی

مهم نیست هر کسی بخواد هر کاری بکنه من هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم

من همیشه اینجا خواهم بود می‌فهمی چی میگم؟

اونا دوباره تلاش می‌کنن که از دستم خلاص بشن و ازت می‌خوام که بهشون این اجازه رو ندی

بهم گوش کن . هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم دیگه هیچ‌وقت تنهات نمیذارم

من «آقای ربات» هستم

من همیشه می‌گفتم ما آخر سر ...با همدیگه کار می‌کنیم «الیوت» ولی با اینحال

باید بدونم چرا این‌کار رو کردی؟

می‌خواستم دنیا رو نجات بدم

" بخش اول "

آخه این ماسک چرا؟ یه‌کم احمقانه نیست؟

ولیک» هستم»

که اینطور

متوجه‌ام

جیمز»...بله»

بله . از درخواست آقای "گادارد" خبر دارم

ولی باید همین الان پاک بشه

می‌تونی به سرعت این‌کار رو بکنی؟

«ممنون «جیمز

باید آماده باشه

چیه؟

داره اتفاق میفته

تقریباً مثل اینه که یه چیزی داره زنده میشه

خدای من - این تقصیر توـه -

تقصیر توـه - متأسفم -

متأسفم . متأسفم

چی‌کار کردی حرومزاده؟

داره خونریزی می‌کنه - تصادفی بود -

خدا میگه تصادفی وجود نداره

پسرم...پسرم ، خواهشاً باهام حرف بزن خواهش می‌کنم حرف بزن

خدایا ، کمکمون کن . داره خونریزی می‌کنه

همسایه‌ها دارن نگاه می‌کنن آبروریزی شد

پسرم...پسرم ، بیدار شو . بیدار شو

خدای من ، حالش خوبه؟ بپرس ببین حالش خوبه

نمی‌بینی جواب نمیده "مگدا"؟

تقصیر تو بود . تقصیر تو بود - تصادفی بود -

خدا میگه تصادفی وجود نداره

خیلی متأسفم . لطفاً زنگ بزن آمبولانس بیاد

زنگ بزن آمبولانس بیاد

همونطور که از تصاویر دارین می‌بینین همه چیز به‌نظر عادی میاد

که خبر خوبیه

چون توی اسکن‌ها ضایعه‌ای دیده نشد

خونریزی داخلی یا خارجی وجود نداره

ضربه‌ی مغزی خفیف داشته و چندتا بخیه خورده

اگرچه قسمت ساعد شکسته که باید گچ گرفته بشه

خرجش چقدر میشه؟ - ببخشید؟ -

با این بیمه‌مون چقدر باید پرداخت کنیم؟

خب ، این چیزیه که باید با بخش مالی مطرح کنین

بعداً راجع بهش حرف میزنیم - خفه‌شو -

تو شغلت رو از دست دادی

ما پولی نداریم

چطوری قراره پول این رو پرداخت کنیم

با این‌همه قبض دیگه‌ای که روی دستمون مونده؟

بهم دست نزن

بهت که گفتم قرار نیست قبض دیگه‌ای باشه

آقا و خانم «آلدرسون» ، خواهش می‌کنم

باید ازتون درخواست کنم که یه لحظه بیرون تشریف داشته باشین

می‌خوام با «الیوت» تنهایی حرف بزنم

«الیوت»

الیوت» ، می‌خوام بدونی» که حال‌ـت خوبِ خوب میشه

امروز خطر از بیخ گوش‌ـت گذشت

ولی بهت قول میدم زندگی طولانی و سالمی پیش روت داری

حالا «الیوت» ، چندتا سوال هست که باید ازت بپرسم

تیم ترجمه‌ی ایـران‌فیلم و نـاین‌مووی تقدیم می‌کنند .::. IranFilm.Net & 9Movie1.iN .::.

: مترجمین Arman333 & Deathstroke

وقت بیدار شدنه

"Mr.Robot" فصل 2 قسمت 1 و 2 : افشاسازی

امروز هم درست مثل دیروز شروع شد

و همینطور پریروز و همینطور روز قبلش

و همینطور تمام روزهای ماه گذشته

یه حلقه‌ی تکرار حلقه‌ی تکرار من که بی‌نقص ساخته شده

این اتفاق قراره اقتصادمون رو به شکل چشمگیری تحت تأثیر قرار بده

اف‌بی‌آی امروز اعلام کرد و ما هم می‌تونیم تأیید کنیم

«که «تایرل ولیک» و «ل.ب.جامعه در این حمله دست داشتن

اونا صدمات زیادی بهمون وارد کردن و ما هم واکنش نشان خواهیم داد

ما به همون نسبت واکنش نشان خواهیم داد

در زمان و مکانی که خودمون انتخاب می‌کنیم واکنش نشان خواهیم داد

این چیزی نیست که من توی یه کنفرانس مطبوعاتی اعلامش کنم

تو ساعت 8 صبح برنامه‌ی روزانه‌ام

با خوردن صبحانه همراه دوستم لیون" شروع میشه"

یه قسمت تو سریال هست که توش میرن به یه رستوران غذاهای چینی

و تمام مدت رو منتظر خالی شدن یه میز می‌مونن

آخرش هم حتی چیزی نمی‌تونن بخورن داداش

اون تازه سریال "ساینفلد" رو کشف کرده

شاید دارم زیادی بهش فکر می‌کنم

و بیش از حد در موردش حرف میزنه

واقعاً فکرش رو مشغولش کرده

واقعاً فکرم رو مشغول کرده

ولی برای من عالیه

لازم نیست حرفی بزنم می‌تونم فقط گوش کنم

"رفیق ، اون یارو "کرامر

اگه توی زندگی واقعی می‌شناختمش میزدم لت و پارش می‌کردم

تو ساعت 10 صبح توی کارهای خونه کمک می‌کنم

مهم‌تر اینکه در این لحظه باید با جامعه‌ی بین‌المللی همکاری کنیم

تا شروع به پایه‌گذاری چندتا قانون واضح در این راه بکنیم

در حال حاضر وضعیتمون مثل غرب وحشیه

تو ساعت 12 ظهر با «لیون» ناهار می‌خورم

یه قسمت دیگه هم هست که توش تمام مدت رو توی گاراژ گیر می‌کنن

یعنی چقدر عجیب و غریب؟

به این نمیگن سریال داداش

پس داستانش کو؟

با عقل جور درنمیاد

ساعت 2 بازی بسکتبال رو نگاه می‌کنیم

کارلای داغ» کسی که تو محله» جنون آتیش زدن داره معمولاً اونجاست

اون تبدیل به نماد شخصیم شده

اینم امتیاز عوضی

هنوز نمی‌فهمم چرا مردم ورزش رو دوست دارن

سر عجیب‌ترین چیزها خیلی هیجان‌زده میشن

ولی من زیبایی رو توی قوانین می‌بینم

کد نامرئی هرج و مرج

پشت چهره‌ی تهدیدآمیز پیروی از قانون قایم میشه

تو ساعت 4:30 دوباره اینور و اونور خونه رو تمیز می‌کنم

اتفاق شبیه به این در گذشته رخ نداده

به همین خاطر این مشکل امنیت رایانه‌ای بسیار اضطراری هستش

تو ساعت 6 با «لیون» شام می‌خورم

اصلاً شاید بهتره که باهاش کنار بیام . میدونی که چی میگم؟

همونطور که پیداست ما بیشتر وعده‌ها رو باهم می‌خوریم

شاید اصلاً هدف سریال هم همینه

این کوفتی کلاً بی‌هدفه

میدونی ، مثل زندگی ، عشق و معانی که توشون وجود داره

این رو از من بشنو . وضعیت انسان سر تا پا تراژدیه . راست میگم خب

همونطور که گفتم اصلاً لازم نیست حرف بزنم

و تکرار هم چیز خوبی برای منه

رژیمم رو ثابت نگه میداره

2روز در هفته به گروه کلیسا میرم

قوانین اینجا رو هم نمی‌فهمم

ولی باید خودم رو با جامعه سازگار کنم

این برام خوبه

ضمناً این آدم‌ها عادی به‌نظر میرسن

آمین - آمین -

اصلاً به این فکر نکنین

که این نوع حملات تبهکارانه براتون تهدیدی محسوب میشه

آمریکا میدونه چطوری مشکلات رو حل کنه

و وقتی با همدیگه کار کنیم نمیشه متوقفمون کرد

یک آینده‌ی جدید آماده‌ی نوشته شدنه

من دارم یه دفتر خاطرات نگه میدارم

این تنها راهی‌ـه که برنامه‌ام رو همونطور که باید باشه در حال اجرا نگه دارم

صبح می‌بینمت

و بعدش میرم بخوابم

مامانم کامپیوتر یا دسترسی به اینترنت نداره

که من رو وسوسه کنه شب بیدار بمونم

تمام چیزی که برام می‌مونه فقط خواب معمولی و آنالوگ هستش

که حلقه‌ی تکرار روز رو پایان میده

شاید فکر کنین این راهی برای زندگی کردن نباشه

ولی چرا نباشه؟

هر روز تکرار کردن کارهای تکراری

بدون اینکه حتی راجع بهشون فکر کنی

این کاری نیست که همه می‌کنن؟

همه چیز رو تکرار می‌کنن

سریال‌های "ان‌سی‌آی‌اس" رو همراهی می‌کنن

و قرص‌های ضد افسردگی می‌خورن

اینطوری راحت نیست؟

توی یکنواختی؟

چرا مادرت؟

چرا اون رو انتخاب کردی؟

اون سختگیرترین آدمیه که می‌شناسم

...ولی بیشتر ضربات روحی زمان بچگیت

شیطانی که می‌شناسی بهتر از شیطانیه که نمی‌شناسیش . درسته؟

احساس تنهایی می‌کنی؟

دارلین» بعضی‌وقت‌ها بهم سر میزنه»

توی زندگی سابقت چیزی هست که دلتنگش باشی؟

اگه باشم هم اهمیتی نداره

چرا این رو میگی؟

چون نمی‌تونم به خودم اعتماد کنم برگردم به اونجا

چرا فکر می‌کنی نمی‌تونی به خودت اعتماد کنی؟

می‌خوام که به سوالم جواب بدی لطفاً

الیوت» ، بعد از کاری که کردی»

کلی با خودم کلنجار رفتم تا باهات حرف بزنم

ولی به شرطی قبول کردم که بیشتر باهام حرف بزنی

...وقتی حرف زدیم کاملاً واضح گفتم

اینطور نیست که به خودم اعتماد نداشته باشم

به اون اعتماد ندارم

دوباره سلام

آره . این‌دفعه دارم با تو حرف میزنم

مطمئنم دلت می‌خواست چیزهایی که اونجا به «کریستا» گفتم رو بشنوی

ولی هنوز آماده‌ی اعتماد کردن بهت نیستم

نه بعد از کاری که کردی

چیزهایی رو ازم مخفی کردی

و من نمیدونم که مثل قبل می‌تونم بهت رازهام رو بگم یا نه

دوست‌ها باید با همدیگه روراست باشن

ولی تو نبودی

یه مدت طول می‌کشه تا رابطه‌مون رو از نو بسازیم

دوباره داری با دوست‌ـت حرف میزنی؟

فکر می‌کردم کارمون با این چیزها تموم شده

بگیر

نگاهش کن

اون تو دوستای خیلی بهتری برات وجود دارن

نمی‌تونیم اینجا بمونیم

کار بیشتری برای انجام دادن وجود داره

انقلابمون به یه رهبر نیاز داره

و اون‌وقت ما به جاش چی‌کار می‌کنیم؟

دفتر خاطرات می‌نویسیم

چه‌گوارا" الان داره توی قبرش بالا میاره"

فکر می‌کنی این از دست من خلاصت می‌کنه؟

من چیزی نیستم که بشه از دستش خلاص شد

این رفتار مثل زامبی‌ها که داری می‌کنی

واسه ما جواب نمیده

...این کنترلی که فکر می‌کنی داری

یه توهمه

می‌خوای به حرفات توجه کنم؟

چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگو

بهم بگو «تایرل» کجاست

نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

پس برو درت رو بذار

کارِت تموم شد؟

دیگه چه کارهایی توی برنامه‌ی رژیمت هست؟

گلدوزی؟

این اغراق نیست که بگم الان در وضعیت اقتصادی بحرانی هستیم

همه‌ی این جملات هشدارآمیزی که میگن

فقط یه جار و جنجال «وال استریت» نیست

هر چقدر بیشتر راجع بهش حرف میزنم بیشتر وحشت‌زده میشم

خوشبختانه نقشه‌ی اصلی که اجرا کردن بی‌فایده بود

بیشتر متخصصین بر این باورند که این فقط یه بحران ساده نیست

بلکه یک بحران بسیار وخیمه

قطعاً باید یک کاری در این مورد انجام بشه

با اینکه اتحادیه‌ی اروپا تحت تأثیر قرار گرفتنشون رو رد می‌کنن

این هفته مشاهده کردیم که در اشتباه بودن

بانک‌ها نمی‌تونن پولی که ندارن رو وام بدن

پس اقتصاد در وضعیت سکون قرار داره

و من فقط یه پیام‌رسانم این رو بهتون میگم

این چیزیه که اونا نمی‌خوان بشنون

چون ضربه‌ای که اتحادیه به کارخانه‌ی تولید گاز طبیعی "کامِت" زده

باعث کمبود انرژی خواهد شد

که تا به حال توی شمال شرق کسی مانندش رو ندیده

بدون داشتن یک انرژی ساده انرژی دیگه‌ای هم نخواهیم داشت

این قسمتی از یک نوع سیاسته

که جنگ اقتصادی رو در کشور راه می‌اندازه

و اونا هم این رو میدونن اونا دقیقاً میدونن دارن چی‌کار می‌کنن

و سال 2015 سالی شناخته خواهد شد که آمریکا

این ملت بزرگ دموکراسی رو با دیکتاتوری عوض کرد

توی تلویزیون دارن همه‌ـش حرف میزنن

به مردم چیزهایی رو میگن که دروغه به جای اینکه روراست باشن

کسی حرف بزنه که می‌تونه بهترین توضیح رو بده

چون این بحران قبلاً اتفاق افتاده

الو؟ الو؟

چرا به بیننده‌هاتون راجبه جمهوری «وایمار» نمیگین؟

چون شباهت‌های بین این دو نگران‌کننده‌ست

تا جایی که میدونیم معنیش پایان دنیاست

خشونت وارد خیابان‌ها شده

الو؟ - الو؟ -

الو؟ - الو -

درسته

بس کنین

خب ، قراره چی‌کار کنم؟

منظورم اینه هیچی کار نمی‌کنه

چی رو از برق بکشم؟

همه چیز داخل دیوارهاست

وقتی سفارش پکیج خونه‌ی‌ هوشمند رو دادم اینجوری نصب شدن

حالا آژیر خطر خاموش میشه و اینجا یخ میزنه

منفی 40 درجه‌ست

یه جا توی «گرینویچ» دارم ...ولی انتظار نداری که

چند وقت طول می‌کشه تا همه چیز درست بشه؟

ردیابی موبایلش داره جواب میده

همین الان که داریم حرف میزنیم به سمت شمال حرکت کرده

به نظرت چند وقت از اینجا دور می‌مونه؟

به اندازه‌ی کافی

نتیجه‌ی کلی این حملات

"می‌تونه "حمله به پرل هاربور از نوع رایانه‌ای قلمداد بشه (حمله‌ی ژاپن به آمریکا و شروع جنگ جهانی دوم)

تخریب‌های فیزیکی و صدمات جانی

و ایجاد یک مفهوم جدید و عمیق از آسیب‌پذیری

به عنوان عضو هیئت‌مدیره‌ی سی‌آی‌اِی و وزارت دفاع

...متوجه شدم که حملات رایانه‌ای

امیدوارم ناراحت نشده باشی که اومدم

چیزی شده؟

«از دیدنت خوشحالم «گیدیون

منم همینطور

میدونم که آخرین دیدارمون در شرایط خوبی نبود

حقیقت داره؟ چیزی که در مورد «آل‌سِیف» شنیدم؟

دیگه «آل‌سِیف»‌ـی وجود نداره

مجبور شدم همه رو به مرخصی بفرستم

امیدوارم که بتونم برگردم و دوباره اداره‌اش کنم

ولی همه بهم میگن که دیگه تمومه

تو این فکرم که تقصیر کی بود

تقصیر تو بود یا من؟

قاطی کردم . یادم نمیاد

بذار برم سر اصل مطلب

اف‌بی‌آی فکر می‌کنه من پشت قضیه‌ی هک بودم

یا یه‌جورایی توش مشارکت داشتم

بهشون هر مدرکی که می‌تونستم رو ارائه دادم

قدم به قدم باهاشون همکاری کردم

ولی هنوزم میان سراغم

بهم اعتماد ندارن

راستش فکر کنم ممکنه اونا ایمیلم رو هک کرده باشن

میدونم که یه نفر این‌کار رو کرده

حالا تو این فکر هستی که اون یه نفر کیه ، مگه نه؟

چند ورود غیرمجاز از دستگاه‌هایی که نمی‌شناسم به حساب کاربریم داشتم

چون اگه تقصیر من بوده باشه پس یعنی تقصیر تو بوده

اینطوری چی؟

با این فکر که برای «گیدیون» پاپوش دوختی می‌تونی زندگی کنی؟

همه‌ـش رمزم رو ...عوض می‌کنم ولی بازم

الیوت»؟»

چی شده؟ - یالا ، بهش بگو -

بهش بگو که داری به آرومی به سمت جنون سقوط می‌کنی

بس کن - چی؟ چی رو بس کنم؟ -

فقط چندبار دیگه مونده تا اینکه بالاخره گلوله‌ی من

اون جمجمه‌ی ضخیم‌ـت رو سوراخ کنه

و همونطور که خون میریزه بیرون

هر دلیل و منطقی هم از سرت بیرون میریزه

همینطور می‌چرخیم و می‌چرخیم

و نمی‌فهمی چی‌کار کردی و چی‌کار نکردی

حلقه‌ی تکرار بی‌نهایتمون از جنون

اگه چیزی میدونی یا اگه ...کمکی می‌تونی بهم بکنی

ازت می‌خوام که این‌کار رو بکنی

نمی‌تونم کمکت کنم

واقعاً می‌خوای بذاری گناه تو رو گردن بگیره؟

نگاش کن . یه حیوون کوچیک و وحشت‌زده

خب ، این غیرقابل‌قبوله

حالا کاری رو که همه‌ی حیوون‌های کوچیک وقتی وحشت می‌کنن انجام میده

تظاهر می‌کنن بزرگتر و ترسناک‌ترـن

ببین ، اگه نمی‌خوای کاری در این مورد بکنی

متأسفانه انتخاب دیگه‌ای جز اینکه

با چیزی که میدونم برم پیش‌ـشون برام نذاشتی

که چیزهایی که میدونم شامل روزی که رفتی هم میشه

که کاملاً خلاف قانونه

حالا برای بار آخر ازت درخواست می‌کنم که کار درست رو انجام بدی

به نکته‌ی خوبی اشاره می‌کنه

چیزهای زیادی میدونه . شاید بیش از حد

تو این فکرم که اگه الان گردنش رو ببُرم من این‌کار رو کردم یا تو؟

نه - چرا -

می‌خوام برم پیش‌ـشون

می‌خوام همه چیز رو بهشون بگم

می‌فهمی «الیوت»؟ همه چیز

راستش حق با توـه . مهم نیست

داری همه‌ی انتخاب‌هات رو سبک و سنگین می‌کنی

همه‌شون به یه چیز میرسن

تو به یه چیز میرسی

من

اونجا چه خبره؟

نمی‌خوام دروغ بگم گیدیون» اعصابم رو به‌هم ریخت»

ولی الان بیشتر از هر موقع دیگه‌ای به رژیم احتیاج دارم

به‌هرحال اون تمام دلیل این‌کارهای یکنواخته

تا جا داره عاقل و هوشیار بمونم تا زمانی که اون رفته باشه

و وقتی اون بره بالاخره می‌تونم دوباره خودِ واقعیم باشم

نه . فقط این نیست که بی‌هدف باشه

ولی شاید فقط بی‌معنیه میدونی چی میگم؟

: مثل چیزی که "کوستانزا" میگه یه دنیای سرد و تصادفی («شخصیتی در «ساینفلد)

...داداش ، قضیه‌ی اون پانسمان

هیچی پسر

گیدیون» تو رو لو میده»

شاید تا الانم کارش رو کرده باشه

هی ، نباید از روی این موضوع بگذری

اونا تو رو زیرنظر دارن

اینطوری ازت استفاده می‌کنن

این موضوع نظرم رو عوض نمی‌کنه

به رژیمم می‌چسبم

من یه‌جور تومور نیستم که بشه خارجش کرد

فهمیدی؟ برعکس‌ـش

من برای وجود و هستی تو یه عضو حیاتی هستم

حالا اگه اصرار داری ادامه‌ـش بدی

اون روی سگم بالا میاد و اذیت‌ـت می‌کنم و بچه

باور کن به صلاحت نیست احساساتم رو جریحه‌دار کنی

چطور وقتی که یک ماسک دیگه کاربرد ماسک رو نداشته باشه برش‌دارم؟

وقتی اونم به اندازه من بخشی از من باشه؟

به مبارزه ادامه میدیم

انگار که ماسک از چهره‌ی دنیا برداشته شده باشه

دوباره خود حقیقی‌مان را پیدا می‌کنیم

شاید بعد از پاک کردنِ پرده‌ی ضخیم و کثیفِ

درخواست‌های دوستی فِیسبوک «و ستاره‌های «واین

همه بتونیم روشنایی روز رو ببینیم

میدونم یه مدتیه حرف نزدیم

شاید تو هم به اندازه‌ای که من فعلاً بهت اعتماد دارم

بهم اعتماد داشته باشی

اما ازت می‌خوام در هر صورت بهم امید داشته باشی

فقط لطفاً امید داشته باش

یه سلفی می‌گیرم یه سلفی می‌گیرم

حاضرین؟

آره

تخم‌هاش دست ماست

تخم‌هاش دست ماست

گوشی‌ـت رو بده به من

...چرا؟ من که هیچ عکسی ارسال - گوشی‌ـت رو بده بهم -

ما توی یه جنگیم و توی جبهه‌ی بازنده‌ی جنگیم

ما روی زانو با اسلحه‌هایی که روی سرمون نشونه رفتن نشستیم

و دارن دونه دونه ما رو می‌کشن

«سوزان جِیکوبز»

«مشاور عمومی شرکت «ای

می‌خواین اسم کاربریش رو داخل اون شرکت بدونین؟

«خانم جلاد»

نه فقط به‌خاطر اینکه تونسته هر دادخواستی که علیه اونا پر شده رو بکشه

بلکه به‌خاطر اون دادخواست‌هایی که معمولاً با مرگ همراهن

اینا بزدل‌هایی هستن که باهاشون مواجهیم

مدت زیادیه که روی زانو نشستیم

دیگه وقتشه که به‌ایستیم

اگه لازم بود یه رادیوی نرم‌افزار 5-4 ساعته بکنش

جلوی سیستم بررسی‌های نظارتی رو بگیر

برو به داروخونه . فرمان رو اجرا کن

نقاط داده رو مختل کن

هیچ‌کس نباید دوبار مسیر حرکت به اینجا رو تکرار کنه

نمی‌خوام کسی اینجا رو لو بده

بقیه کجان؟

نمیدونم

همیشه بیخیالن

داری اینجا چی‌کار می‌کنی «دارلین»؟ چی میگی؟

«آخه شدی مثل «جورج بوش محض رضای خدا

خب ، اول از همه این از کوته‌فکریته

ثانیاً یه‌کم برام ارزش قائل باش

سخنرانی چرته ولی جواب میده

اونا رو به وجد میاره - آره . که چی بشه؟ -

تخم‌های گاو رو ببرن؟

علائم اعتراضی درست کنن؟ این‌کارها برامون افت داره

منظورم اینه که ما یه موفقیتی بدست آوردیم

ما از پا درآوردیم‌شون

چرا احساس می‌کنم اونا هنوزم دارن پیروز میشن؟

کاری که کردیم بدترش کرد ، نه بهتر

میدونی که حق با منه

ما کارشون رو نساختیم

همین و بس

مردم همه‌جا حاضر شدن از ما حمایت کنن

و در حال حاضر باید بدونن که جا نزدیم

باید بدونن حرفی که در مورد تغییر دنیا زدیم رو جدی گفتیم

مثل بقیه بیخیال نباش

چیزی که شروعش کردیم بیشتر از اینا حقشه

تو «الیوت» رو ندیدی؟

اهمیتی نداره

فعلاً مهم‌ترین چیز اینه

کاملاً ناعادلانه‌ست خانم کاملاً ناعادلانه‌ست

اقساطمون تموم شدن

خانم ، اینجا داریم تمام سعی‌مون رو می‌کنیم

فعلاً نمی‌تونیم تأیید کنیم که همه‌ی اقساط ـتون رو پرداخت کردین

کاملاً مسخره‌ست . پرداختشون کردم

همه‌ی صورتحساب‌های من اینجان

هیچ‌وقت پرداخت هیچ‌کدومش تأخیر نخورده

...و ضمناً کپیِ چک‌هایی که فرستادم رو

مردم این مدت اسناد زیادی رو جعل کردن

هنوز سیستمی برای تأیید همچین ادعاهایی جور نکردیم

3هفته طول کشید که این قرار ملاقات رو بگیرم خانم

حالا میگین که نمی‌تونین کمکم کنین؟

این دیگه چجور کار و کاسبی‌ـه؟

من این 20 سال قبل رو برای اقساط خونه‌ام جوابگو بودم

جوابگویی شما کو؟

با اینحال اگه جای من و شما عوض می‌شد

من رو از خونه‌ی خودم هم بیرون می‌کردین

میدونی چیه؟ حسابم رو باطل کنین

دیگه با شما کلاهبردارها کاری ندارم

لیاقت‌ـتون همینه

خانم ، نمی‌تونم بگم که اگه الان حسابتون رو ببندین

حتماً همه‌ی پولتون رو بدیم

واقعاً که

میدونم چقدر پول دارم

فقط می‌خوام حسابم رو ببندم

کامپیوتر منم اینطوری شده

مسئول آی‌تی الان داره کمکم می‌کنه

شرمنده که دیر کردم

از خونه‌ام توی «گرینویچ» اومدم

کل شب رو با اف‌بی‌آی حرف میزدم

نمی‌تونیم از فرستنده مطمئن باشیم

اما ایمیلی که دریافت کردیم معتبره

به احتمال زیاد همون هکرهایی باشن که باج‌افزار رو اجرا کردن گونه‌ای از بدافزارها که) (دسترسی به سیستم را محدود می‌کنند

باورم نمیشه

گفتی چه درخواست‌هایی دارن؟

5.9میلیون دلار

5.9میلیون دلار که توی بَتِری پارک" تحویل داده بشه"

امشب ساعت 9 ، بدون پلیس

اگه بخوایم پولشون رو بدیم اف‌بی‌آی اجازه نمیده

نمی‌تونیم با این آدما مذاکره کنیم

مسئولین تکنولوژی‌مون دارن بررسیش می‌کنن

یه راهی برای رمزگشاییش پیدا می‌کنیم ...و بعدش سیستم رو

چقدر طول می‌کشه؟

نهایتش 5 روز

5روز یه سیستم بانکی از کار بیفته؟

کُلی پول حروم میشه

حتی نمی‌خوام به عواقبش اشاره کنم

فعلاً از پس هزینه‌های جانبی این هک برنمیایم

و رک و پوست کنده بگم فکر کنم می‌تونیم 5.9میلیون دلار رو لای متکاهای مبل‌مون پیدا کنیم

هیچی نیست

به عنوان مشاور عمومی نظرم اینه که پولشون رو بدیم

درخواست دیگه‌ای که دادن چیه؟

باید یکی از رؤسات رو بفرستی" "نه کس دیگه‌ای

به نظرم منظورشون یکی از کارمندهای ارشدمونه

خنده‌دارـه

واقعاً انتظار دارن یکی از ما بره اون بیرون؟

اینجا بحثمون سر چیه؟ این آدما تروریست هستن . کاملاً واضحه

متأسفانه این مورد رو با «اسکات» موافقم

خطرش زیاده

اصلاً نمیدونیم این آدما قادر به چه کارهایی هستن

پس به نظرت باید پولی که خواستن رو بهشون بدیم

ولی نمی‌خوای هیچ‌کدوممون انجامش بدیم؟

می‌تونیم یکی از کارمندهای امنیتی‌مون رو به‌صورت ناشناس بفرستیم

آره و این خطر رو به جون بخریم که آخرش ضررش رو ببینیم؟

نه

اگه حتی انجام این‌کار رو در نظر داشته باشیم

نباید هیچ دلیلی برای آسیب زدن بیشتری بهشون بدیم

من این‌کار رو می‌کنم

من مدیر ارشد تکنولوژی هستم

صلاحیتش رو دارم

خودم این‌کار رو می‌کنم

اگه قرار باشه کسی به این ...حرومزاده‌ها پول بده

می‌خوام من اونی باشم که باهاشون مواجه میشه

" توقف "

" بخش دوم "

خبری نشد؟

هنوز هیچی

اون کیه؟ اونی که داره دوچرخه میرونه کیه؟

به‌نظر میاد داره مستقیم به طرف من میاد

خیلی‌خب ، داره نزدیک میشه داریم میایم

نه . وایسا - ریسکش خیلی زیاده -

بهتره وارد عمل بشیم - وایسا -

تو از طرف شرکت «ای» هستی؟

تو کی هستی؟ - فقط قراره یه بسته تحویل بدم -

لطفاً اینجا رو امضا کنین

این چیه؟ - یه نفر دوچرخه‌سوار رو بگیره -

دوچرخه‌سوار رو بگیرین - نه ، نه ، نه -

اونا هنوز پول رو نگرفتن

آقای «نولز» ، این‌کار امن نیست

بهتره واحدمون اول بررسیش کنن

قربان ، حال‌ـتون خوبه؟

وارد عمل بشیم؟ حال‌ـتون خوبه؟

صدای موبایلتون بود؟

10ثانیه وقت داری تا کاری که نوشته رو بکنی

وگرنه تمام بانک‌هایی که به سیستم شرکت «ای» وصله مسدود میشه

قربان شخص تماس‌گیرنده کی بود؟

آقای «نولز» ، چی‌کار دارین می‌کنین؟

من رو به صورت‌ـت بزن " " و پول‌ها رو بسوزون

امکان نداره

ما همین الانش هم 900 میلیارد دلار خرج کردیم

سهل‌انگارانه میشه اگه اف‌بی‌آی مقدار بیشتری بفرسته

ما هم قرار نیست از دولت بخوایم تا برامون پول نقد بفرسته

اصلاً چطوری توی 30 روز این‌همه پول رو آتیش زدین؟

تو یه چیزی اونجات داری

بالاخره منظورم رو فهمیدی

نه ، نه ، نه . روی صورت‌ـت

«موضوع اینه که «فیلیپ

ما همین الانش هم هر چی پول توی دستمون بوده رو بهتون دادیم

دیگه از این بیشتر نمی‌تونیم بدیم

خب ، از «چین»ـی‌ها وام می‌گیریم

و پولی که به دستمون میاد رو به عنوان وام برای شرکتمون استفاده می‌کنیم

ببینین ، چند ماه طول می‌کشه تا برنامه‌ی واقعیِ بازیابی کامل بشه

مردم دارن پول‌هاشون رو ذخیره می‌کنن

بازار املاک داره آروم آروم فلج میشه

3تا شرکت بزرگ تولید اتومبیل در مرز فروپاشی هستن

تمام اعضای هیئت‌رئیسه باید تا 3هفته‌ی بعدی نتایج رو ببینن

قبل از اینکه بتونیم کار دیگه‌ای بکنیم

ببینین ، بازسازی بانک اطلاعاتیمون تنها راه‌حل این مشکله

این فقط نظر من نیست

اینا حقایق هستن خانم‌ها و آقایون

من توی تمام مراحل باهاتون همکاری کردم

حتی اجازه دادم اون بازرس لعنتی اف‌بی‌آی توی دفترم کار کنه

جَنِت» و «مری» و «جک» ، خواهش می‌کنم»

بگین که ازم نخواستین این‌همه راه رو تا «واشنگتون» بیام

که چی؟ تا فقط شکایت‌های خودتون رو بشنوین؟

باید استعفا بدی

چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

رئیس‌جمهور با کمک مالی دولت به شرکت‌ـت نمی‌تونه به نشست کنگره بره

"توی جریان "رکود بزرگ رکود گسترده اقتصادی جهان) (یک دهه پیش از جنگ جهانی دوم

فرانکلین روزوِلت" تمام بانک‌ها رو" برای تعطیلات بانکی بست (رئیس‌جمهور وقت آمریکا)

وقتی که گزارش شد بانک‌ها خطری ندارن طی مراحلی دوباره بازگشایی‌شون کرد

بعدها مورخان چیزی که ما الان توی این اتاق میدونیم رو کشف کردن

اینکه اون گزارش‌ها بیشترشون دروغ بود

با این وجود جواب داد

جواب داد چون مردم باور کردن که دولت همه چیز رو تحت کنترل داره

می‌بینین؟ این یه مدل تجارت برای ملت بزرگمون هستش

هر روز کاری وقتی که زنگ بازار بورس به صدا درمیاد

ما سر مردم رو شیره می‌مالیم که به چیزی باور داشته باشن

رویای آمریکایی ، ارزش‌های خانوادگی

می‌تونه برای تمام کسانی که بهشون اهمیت میدیم تبلور آزادی باشه

اهمیتی نداره

تا زمانی که کلاهبرداری‌مون در جریان باشه

و مردم داد و ستد کنن

هر کاری که ما ازشون بخوایم بکنن

اگه من استعفا بدم

اون‌وقت هر تیکه از اعتمادبه‌نفس‌مون

که مردم همین الانش هم بهش چنگ زدن محکوم به نابودیه

و ما همه‌مون میدونیم

یه کلاهبرداری جواب نمیده مگه اینکه بااعتمادبه‌نفس باشی

اگه این بهترین ایده‌ای هستش که برای بردن به فکرتون اومده

کسی که استعفا میده نباید من باشم

باید برگردم به نیویورک

وقتی رأی‌گیری کردین بهم خبر بدین

و دهن کوفتی‌ـت رو پاک کن

خب؟

تو تکون خوردی

و؟

حالا می‌خوام مجازات‌ـت کنم

میدونی دیگه مثل همیشه قهوه بدون شیر و شکر ، ساندویچ بوقلمون

«با نون گندم ، کاهو ، مایونز ، پنیر «مونستر

از قبل دارم روش کار می‌کنم

«همیشه هوام رو داری «احمد

همسرت چطوره؟

خوبه . خوبه . ممنون

چند وقته ندیدمش . این روزها کجاست؟

دخترمون مریضه - جداً؟ -

چه بد

کدومشون مریضه؟ - «سالی» -

سالی» کوچیکتره‌ست . درسته؟

آره - سالی» اسم قشنگی‌ـه» -

...این اسم سنتیِ ایرانیه یا

بیخیال دیگه خانم . عجله داریم

عجبا . خیلی‌خب

خدای من ، آروم باش

خب ، فکر کنم قبل از اینکه اعدامم کنن باید پول «احمد» رو بدم

کله‌خرـه . درست میگم؟

و این؟

دی‌پیرو» ، اون منتظرمونه»

باشه

وقتی بادقت به خطوط بین پیروی از قانون و هرج و مرج نگاه می‌کنی

همون چیزهایی که من می‌بینم رو می‌بینی؟

کشش ، گسستگی

نمایی از حقیقتی که زیرشون پنهان شده

چرا اینقدر سخت مبارزه می‌کنن تا روی چیزی که هستن ماسک بذارن؟

یا وقتی که ماسک میذارن به کسی که هستن تبدیل میشن؟

بعضی‌وقت‌ها به این فکر می‌کنم که تو چی پشت‌ـت قایم کردی

دوست بی‌صدای من

تو چه ماسکی روی صورت‌ـت گذاشتی؟

یا تو هم به اندازه‌ی بقیه‌شون ترسیدی؟

من؟

من ترسیدم؟

نه رفیق

من متفاوتم

هی اسکل

نمی‌بینی توپ رو لازم داریم؟

این توپ رو؟ - آره . همون توپ رو -

چیه؟ کندذهنی چیزی هستی؟

چته؟

نه . کندذهن نیستم داداش

برو خودت توپ‌ـت رو بیار

هی پسر - چیه؟ -

مشکلت چیه پسر؟

مشکل تو چیه؟ - مشکلم تویی -

باید یاد بگیری چطوری با مردم حرف بزنی

تو هم باید یاد بگیری به بقیه احترام بذاری پسر

آوردمش

هی ، آوردمش

همه‌مون فقط واسه تفریح اومدیم اینجا . درسته؟

بله جناب

مکسین» اخیراً یه‌کم حواس‌پرته»

وقتی تو رو دید ذوق‌زده شد

سگ دوست داری؟

قبلاً یکی داشتم

جداً؟

چه اتفاقی براش افتاد؟

دیگه ندارمش

الیوت» بودی دیگه . درسته؟»

من "رِی" هستم

قبلاً اینجا دیدمت

باید بازی‌ها رو دوست داشته باشی ، نه؟

بردستریت" رو آوردن تو بازی"

بازیش خوبه

بجنبین بچه‌ها

اینا رو نگاه کن . چی می‌بینی؟

اهمیت و تلاش خیلی زیادی روی یه بازیِ مزخرف میذارن

مکسین» چی می‌بینه؟»

یه مشت حیوون خنگ نمی‌تونن روی چیزی فکر کنن

ولی توپ رو تو سبد می‌اندازن

چی ازت می‌خوان ببینی؟

هم‌محله‌ای‌های کله‌خر

اگه یه قدم بری طرفشون آماده‌ان بکشنت

سوال اینه که حقیقت کدومه؟

شاید همه‌شون

شاید هیچ‌کدومشون

شاید اصلاً حقیقت وجود نداره

شاید چیزهایی که فکر می‌کنیم تمام چیزیه که داریم

که واسه همین یه‌کم به مکسین» حسودیم میشه»

چون تنها چیزی که بهش اهمیت میده خوردن و خوابیدنشه

درست نمیگم دختر؟

زیاد دوست نداری حرف بزنی . درک می‌کنم

من همیشه‌ی خدا حرف میزنم

ولی فکر کنم خودت این رو فهمیدی

البته ارتباط خیلی خوبه واسه مسیر کاری من خوبه

تلاش زیادی می‌خواد تا یه تجارت خوب رو اداره کنی

ولی برعکس تو وقتی پای کامپیوتر میاد وسط

...خب

«همونقدر میدونم که «مکسین از "ای.ای.کامینگز" میدونه (شاعر آمریکایی قرن بیستم)

...واسه همین وقتی شنیدم

هر چیزی که شنیدی حقیقت نداره من دیگه از این‌کارها نمی‌کنم

فقط بهش بگو کمک می‌کنی

1بار امتحانش کن . باشه؟

بزار احساسات قدیم برگردن

امروز صبح وقت صبحونه زنم بهم گفت که من یه دوست پیدا کردم

این طرفا آدمای زیادی حرف نمیزنن به جز این احمقا

ردیفی حرف بزنیم؟

نه ، نمی‌خوام

تو روحش پسر

حرف بی‌احساس و خیلی رکی زدی

«باید وقتی برگشتم خونه آهنگای «ادل رو بذارم روی تکرار و گوش کنم

خیلی‌خب ، متوجه شدم دیگه

یالا عزیزم

تا کِی ما رو توی این کابوس آنالوگ نگه میداری؟

هر قدر که لازم باشه

اگه به کامپیوتر نزدیک نباشم آقای ربات» خاموشه . ناتوانه»

اون سعی می‌کنه ما رو از پا دربیاره

ولی تا وقتی به رژیم بچسبیم اون نمی‌تونه کنترل رو به‌دست بگیره

مهم نیست که به نظرش این توهم چقدر قدرتمنده

منظورم اینه که این یه رسواییه

یک رسوایی تمام‌عیاره که پلیس این آدم رو پیدا نکرده

نه تنها همه‌ی شواهد پشت حمله‌ی 5/9 به اون ختم میشه

بلکه اون مظنون اصلیِ قتلِ شارون نولز هست

قبلاً گفتم . دوباره هم میگم

...زن‌ستیز کورکورانه‌ای که با اجرای قانون

«مشکل منه «استاسی

یه دلیلی داشت که زدمش

...اون دوست‌پسرم رو

وندرپامپ" شروع شده" می‌خوای ببینی؟

بمونه واسه بعد

میزارم میرم که راحت بشی

اون‌موقع کارم چطور بود؟ کارم رو درست انجام دادم؟

خیلی که بهت صدمه نزدم ، نه؟

بازم داری خرابش می‌کنی

لااقل من ظرف نشکستم

می‌خوای بریم بار و یه نوشیدنی بزنیم؟

«من یکی رو می‌شناسم که «کوکتِیل کاکتوسی محشری درست می‌کنه

...قبلاً باهم متصدی بار

نباید کسی ببینه که باهم هستیم . یادته؟

این رو توافق کردیم

خودشه ، نه؟

وحشت‌زده‌ام می‌کنه نمیشه طبقه پایین منتظر بمونه؟

داره کارش رو می‌کنه

هنوز توی وان‌ـه

گفتی ساعت 2 . الان یه ربع هم گذشته

یه حوله بهم میدی؟

برو

نمی‌تونیم باهم خارج بشیم

خیلی ناعادلانه‌ست

1ماه پیش یهویی پیداش شد

بعضی وقتا می‌بینم که با خودش حرف میزنه

خدای من ، واقعاً اونم این‌کار رو می‌کنه؟

خیلی عجیبه

آره . «ملیسا» هم ازش متنفره

لعنتی ، باید این رو جواب بدم

بعداً بهت زنگ میزنم

بهت که گفتم قابل مذاکره نیست

هیچکی نمیزاره اون سوال رو رد کنی

پول‌سوزی مهم‌ترین دلیلِ اینه که

چرا همه حق انحصاری مصاحبه رو می‌خوان

شرکت «بلومبرگ» روی خط 2 منتظرته

به جز «سی‌اِن‌اِن» که شماها نمی‌خواید

«بعداً بهت زنگ بزنم . سلام «فاستر

فکر می‌کردم ظهر فرصت آخره

الانم ظهرـه

...الان 5 بعدازظهرـه «آنجلا» و

رایدر» با سوال‌ها موافقه»

«بیشترین ساعت کاری رو طبق سرویس «کِلی به خودمون اختصاص میدم

پرایس» حتی از «کِلی» خوش‌ـش هم نمیاد»

من توی یه بازه زمانی خاص گیر می‌کنم

ولی نمی‌تونم توی مصاحبه باشم همین عادلانه‌ست

با تهیه‌کننده‌ی بخش تماس بگیر و بعد بهم زنگ بزن

آنجلا» ، از همین الان میدونم» چه جوابی میده

قرار بود 5 دقیقه پیش عملیش کنی

بعداً بهم زنگ بزن

به «مارکینسون» زنگ بزن

فعلاً برای اون موضوع نمی‌خوایم

«کانال خبری «سی‌ان‌بی‌سی یا «فاکس» رو خبر کنیم

به نظرم باید بزاری «ملیسا» ترتیبش رو بده

حل شده؟ - محاله -

" اسکات نولز» 59 میلیون دلار رو می‌سوزونه» "

یا همین یا هیچی

با «سی‌ان‌بی‌سی» مصاحبه می‌کنیم

الان که داریم حرف میزنیم دارن یه توافقنامه برای ضبط می‌فرستن

میدونی که ترجیح میدادم با تو مصاحبه کنم

باید اونا رو تحت فشار گذاشت

چرته

الان گوشی رو روی «بلومبرگ» قطع کردی؟

می‌خوای اخراج بشی؟

برو

ببخشید؟

برو

...وقتی «ملیسا» بفهمه

برو پیش‌ـش

بفرما برو پیش‌ـش و هر چی می‌خوای بهش بگو

ولی فعلاً از میز من گورت رو گم کن

باشه . کسرش می‌کنیم

ولی بحثمون روی کمک مالی و خودکشی «پلاف» هست

پلاف» رو نمی‌تونم»

اون‌وقت دیگه واقعاً بیخیال میشیم

...تهیه‌کننده‌ی بخش عصبانیه که

اون توی تلویزیون ملی مرتکب خودکشی شد

اینطوری به خانواده‌ـش بی‌احترامی میشه

باور کن دارم لطف می‌کنم

بهتره در موردش چیزی نپرسی

بیخیال ، 1 ماه گذشته

یه سوال می‌تونی بپرسی و قبلش باید تأییدش کنم

«سلام «ملیسا

بلومبرگ‌تی‌وی» قبول کرد» که کاملاً اختصاصی بشه

فاستر» داره توافقنامه‌ی ضبط می‌فرسته»

قبل از جلسه‌ی کارکنان باید یه قهوه بخورم

شرمنده که دیر کردم

اومدن به شهر مثل یه کابوس بود

توی تونل از بس ترافیک بود یه ساعت طول کشید بیرون بیام

«سیستم پرداخت عوارض «ای-زی‌پس بازم از کار افتاد

میگن این‌دفعه دائمی معلق میشه

ولی توی این گرما نمیشه با قطار اومد

اون‌وقت باید الان دهه 90 می‌بود

خیلی‌خب ، شرمنده

خب؟

تصمیم گرفتم بمونم

برای بحث در موردش توافق کردیم

تا الان چند هفته در موردش بحث کردیم

لازمه بهت یادآوری کنم که همون اولش برای پیشنهاد شغل «کولبی» رقیب تو بودم؟

بعدشم حتی متقاعدم کردی که

باید منتظر بمونیم قضیه به کجا کشیده میشه

موافقت کردیم که برای یه مدت کوتاه امتحانش کنیم

فکر کنم واضحه که هردومون در موردِ انگیزه‌ی اونا اشتباه می‌کردیم

به نظرم تو داری بی‌تجربگی می‌کنی

به نظرم دیگه نباید در مورد این موضوع حرف بزنیم

من شغلم رو دوست دارم و استعفا بده نیستم

تصمیمم اینه

هیچ‌وقت قصد استعفا نداشتی ، نه؟

میدونم که فکر می‌کنی دارن یه حقه‌ای سوار می‌کنن

ولی این به‌خاطر اینه که نمی‌تونی تصورش رو بکنی که کسی

به من به عنوان یه دارایی واقعی بها بده

ولی حقیقت اینه که من بیشتر از اینکه تو به من یا خودت لطف کنی

بهت لطف و کمک کردم

منم ارزش دارم

حتی با وجود اینکه تو این ارزش رو در من نمی‌بینی اونا می‌بینن

اونا سربازهای وحشی در لباس‌های 10هزار دلاری هستن

ولی تصمیمت رو درک می‌کنم

میدونم کِی جلوی ضرر و زیانم رو بگیرم

توی بار یه پسر میره پیش یه زن

باهاش لاس میزنه

صحبت‌های کوتاهی می‌کنه

اما زنه روی اینکه باهاش نمیره خونه پافشاری می‌کنه

پسره میگه "اگه برای خوابیدن "با تو 1 میلیون دلار بدم چی؟

زنه توی عمرش تا حالا روی 1 میلیون دلار رو ندیده بود

وایمیسته و روی پیشنهادش حسابی فکر می‌کنه

: پسره نظرش رو عوض می‌کنه و میگه

اگه به جای اون پیشنهادم رو" "به 1 دلار تغییر بدم چی؟

زنه مات و مبهوت موند

"فکر کردی چجور زنی هستم؟"

پسره میگه "دیگه فهمیدیم که "چجور زنی هستی

"حالا داریم روی قیمتش مذاکره می‌کنیم"

تنهایی؟

به برنامه‌ی «حقایق مثبت بخش سوم» خوش اومدید

این بخش : موفقیت و پول

شما حقایق رو با 2بار تکرار خواهید شنید

وقفه‌ای خواهم داشت تا شما هم بتونید از ته دل یا با صدای بلند تکرار کنید

لطفاً از این حقایق به عنوان پایه‌های ثابتی

برای شکل‌دهی گذرگاه‌های عصبی جدیدی استفاده کنید

موفق باشید

من اعتمادبه‌نفس دارم

من اعتمادبه‌نفس دارم

من اعتمادبه‌نفس دارم

اعتمادبه‌نفسم قدرتمنده

اعتمادبه‌نفسم قدرتمنده

اعتمادبه‌نفسم قدرتمنده

من خودم رو به عنوان یک آدم استثنایی می‌شناسم

من خودم رو به عنوان یک آدم استثنایی می‌شناسم

من خودم رو به عنوان یک آدم استثنایی می‌شناسم

به هر قیمتی که شده رویاهایم را دنبال می‌کنم

به هر قیمتی که شده رویاهایم را دنبال می‌کنم

یالا ، بشین

مکسین» می‌خواست یه سر بیاد» و سلامی بکنه

دلش برات تنگ شده

به نظرم این سگ لعنتی احتمالاً تو رو بیشتر از من دوست داره

لبخندش رو می‌بینی؟

حتی با وجود اینکه از لحاظ فنی دوست حساب نمیشیم

به زنم گفتم که دوستیم

اگه این رو نمی‌گفتم خیلی خجالت‌زده می‌شدم

میدونی ، شما 2تا خوب باهم جور میشید

اونم به من بی‌محلی می‌کنه

پسر ، نمی‌خوام عوضی‌بازی دربیارم

اما همونطور که قبلاً هم گفتم همینجوری خیلی راحتم

شرمنده . راستش نمیدونم چرا خندیدم

فکر کردم یه‌جوری شوخی کردی منظورت رو نفهمیدم

...واسه همین بی‌جا خندیدم ولی

جداً گیج شدم

فکر کردم ما شرایط هم رو داریم

در چه مورد؟

وقتی دیشب حرف زدیم

نمیدونم منظورت چیه پسر

من که دیشب ندیدمت

واقعاً یادت نمیاد

حال‌ـت خوبه رئیس؟

کنترل رژیم ، دفتر وقایع روزانه‌ام

حلقه‌ی تکرار مستحکمم برای همینه

کل موضوع همینه

از دیشب تا امروز صبح

وقتی خواب بودم نمی‌تونم روش حساب کنم

شکافی در ناخودآگاهم به‌وجود اومده ...و یه‌جوری

وقتی انتظارت رو دارن چی می‌بینن؟

برای همینه که متفاوتم

گاهاً ماسکم تسخیرم می‌کنه

چرا باهاش حرف زدی؟

چون وادارت می‌کنم متوجه بشی

چی رو؟

وادارم می‌کنی چی رو متوجه بشم؟

اینکه اونا من رو می‌بینن

چیش اینقدر خنده داره؟

ما یه حرکتی رو شروع کردیم

قرار بود رهبریش کنیم

حالا برگرد سر کارِت روی ترمینال

چیزی که می‌خوام رو بهم بگو یا پشت سر هم بهم شلیک کن

بهم بگو «تایرل» کجاست یا بازم بهم شلیک کن

چون تنها کسی که دیوونه میشه تویی نه من

واسه گروه کلیسام دیرم شده

بدرود

«این‌بار هدف‌گیریِ شبکه‌ی بانکی «ای

در یک حمله‌ی باج‌افزاری استادانه طرح‌ریزی شد

این بدافزار مخرب سِروِرهای کامپیوتری بانک رو هدف قرار داد

و چندین شاخه را در شمال آمریکا پخش کرد

رمزنگاری داده‌ها سیستم‌ها رو غیرقابل‌استفاده می‌کرد

مگر اینکه باج پرداخت شده باشد

این جمع شبه‌نظامی‌گونه‌ی هکرها

«اسکات نولز» مدیر ارشد تکنولوژی شرکت «ای» رو وارد کردند که

5.9میلیون دلار را در ملأعام بسوزاند

مدت کوتاهی بعد تصاویری در رسانه‌ی اجتماعی تحت عنوان

عملیات_مستمری_روزانه منتشر شد#

اکنون این ملزمِ جوابگویی مستقیمِ برنامه‌ی منفور شرکت «ایوِل» می‌باشد

که باعث میشه مستمریِ نقدی روزانه برای مشتریان

به 50 دلار کاهش پیدا کنه

عجب شیرین‌کاری داشتن ، نه؟

همه جوری بهش می‌خندن که انگار یه شوخی مسخره‌ست

ولی این آدما کارشون رو بلدن

کی فکر می‌کرد اون پول نقد الان اینقدر ارزش داشته باشه؟

دوباره توی "سه‌شنبه‌ی سیاه" زندگی می‌کنیم

همون رکود بزرگ

چراغ‌های هشدار چشمک میزدن

آخه در 2 سال گذشته لشکر مهندسی ارتش

وزارت انرژی وزارت امور خارجه

و دفتر مدیریت پرسنل همه هک شدن

دولت ادعا می‌کنه اونا داشتن امنیتش رو بیشتر می‌کردن

ولی نتیجه‌اش چی شد؟

مثل سال 1929 میشه

وضع خیلی خراب‌تر از قبل شد

یه همچین حرکتی مردم رو دگرگون می‌کنه جامعه رو دگرگون می‌کنه

اومدم فقط یه نوشیدنی بخورم

ببخشید

دارم مثل یه آدم متعصب ور ور می‌کنم

چیزی هست که بخوای در موردش حرف بزنی؟

«سواحل «باربادوس

«اسپرسو توی «رو مونمارت

نشستن دور آتیش توی کوهستان «ادیرونداکز»؟

من متأهلم

من «براک» هستم

و میدونم که «گیدیون گادارد» هستی

بیش از حد اخبار می‌بینم - یا خدا -

باورم نمیشه چکیده‌ی اخبار شدم

بیشتر مثل یه طرفدار سرسختم

یه لبخند زدی

چه شانسی دارم من

کِی ترکت کرد؟

خب ، این خبرم توی اخبار بود؟

نه . فقط صورت‌ـت این رو میگه

واضحه که چرا اونا از تو به عنوان قربانی‌شون استفاده می‌کنن

یه بوی همدردی و صداقت خیلی خاصی از تو بیرون میاد

تو وسیله‌ی خوبی برای دروغ‌های اونایی

آره . خب ، نمیدونم که ...چه جوابی بدم ولی

باهات موافقم که مطمئناً به‌نظر میرسه

یه کسی بزرگتر از من کنترل رو به‌دست داره

ممنون

بابت چی؟

فردا من یه قهرمان میشم

ببخشید؟

شاید یه قربانی باشی ولی یه قربانی مهم هستی

در واقع فکر نکنم تا حالا با یه بازیگر مواقع بحرانی

مثل تو ملاقات کرده باشم

این هم به‌خاطر کشورمون

و باشد که مرگ دیگه‌ای نداشته باشیم

نه غمی ، نه گریه‌ای

نه اینکه درد و رنجی دیگر داشته باشیم

چرا که چیزهای سابق دیگر گذشتن

: و او که بر آن تخت نشسته می‌فرماید

"بنگرید . من همه چیز را نو می‌سازم"

: و به من گفت

"بنویس چرا که این کلمات حقیقت و معتبر هستند"

"و به من گفت : "تمام شد

" من «آلفا» و «اُمگا» هستم "

"شروع و پایانم"

و عطش چشمه‌ی آب زندگی را" "به رایگان به او خواهم بخشید

او که غالب آید" "همه‌ی چیزها را به ارث می‌برد

و من خدایش خواهم بود" "و او پسر من

الو؟

واقعاً تویی؟

تو کی هستی؟

«عصر بخیر «الیوت

: مترجمین Arman333 & Deathstroke

ارائه‌ای مشترک از تیم ترجمه‌ی ایـران‌فیلم و نـاین‌مووی .::. IranFilm.Net & 9Movie1.iN .::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.