Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بنابراین ارسطو شاگرد افلاطون بود
و ارسطو معتقد بود که شکلگیری شخصیت آدمی دست خودشه
چون این تنها نتیجه کارهاییست که آدمی انجام میده
که همهـش هم تحتکنترل ماست
برای مثال ، الان تو مثل دیوانهها تصمیم گرفتی به کسی که
داره سعی میکنه تو رو از عذاب ابدی دور نگه داره توجه نکنی
نه ، آره ، آره ، دارم گوش میدم
...آه ، فقط
مطمئنی ما باید به حرفهای این رفقا گوش کنیم؟
مثل این میمونه که بگیم کی مُرده و ارسطو رو مسئول اخلاقیات گذاشته؟
افلاطون
اومدم
ما فقط داریم...همدیگه رو بوس میکنیم
و میمالیم؟
چی؟
سلام
تاهانی...سلام چی شد که اومدی اینجا؟
میدونی توی محله بودم
فهمیدی اِلِنور؟
چون ، میدونی ما همهمون توی یه جاییم بعد از مرگمون
خب میدونی من همیشه توی محلهام
گرفتی؟
!آره بابا و خیلی هم لذتبخش بود
بگذریم ، این برای توئه
این گیاه برای خوشآمدگویی خونه جدیدتـه
فقط میخوام بگم اگر چیزی خواستی من همیشه همین کنارم
چطوری میتونم فراموش کنم؟
روز خوبی داشته باشی تاهانی
خدافظ
آه...تاهانی
خوش اومدی به محله»
حتی با اینکه همهمون همزمان رسیدیم اینجا
بیا یکم خاک ریختم توی گلدون «چون من خیلی عالیم
من فکر کردم این خیلی کار قشنگی بود
اوه ، چیدی اینا همهـش نمایشـه
اون فقط واسه این اینکارها رو انجام میده که ما بشینیم درباره این حرف بزنیم
که اون چقدر آدم بافکر و فوقالعادهای هست ولی من نقشهاش رو میشناسم
چون یه آدم خوبه که برات هدیه آورده داره نمایش بازی میکنه؟
دقیقاً - باشه -
باید یادت بیارم که راری سعی میکنی یاد بگیری که چطوری یه آدم خوب باشی
شاید بهتر باشه این لطفشو جبران کنی
و براش یه چیزی ببری
حالا دیگه من باید یه آدم خوب باشم باهاش دوست باشم
و با احترام باهاش رفتار کنم؟ - آره -
اون دقیقاً همین چیزیه که میخواد من انجام بدم چیدی بیدار شو
این چیزیه که همه از همدیگه انتظار دارن
Translated By : A - K Alireza.Bndboy@Yahoo.com
سلام چیدی
امروز صبح ماست یخزده نمیخوری؟
نه ، فقط دارم مطالعه میکنم
منم قبلاً همینجوری بودم داداش
خیلی سخت کار میکنی یا به سختی کاری انجام میدی ، مگه نه؟
روز پیادهروی
آه ، ببخشید
جَنِت جوری برنامهریزی شده که دستیار من باشه ولی عین چوب خشکـه پس یه کاری کردم
تا یکم بیشتر راحت و عادی باشه و بیشتر صحبت کنه
من چیزی رو دارم که اون داره
دارم روش کار میکنم
گوش کن چیدی
من داشتم زندگیتُ میخوندم
پرونده خیلی جالبی داری
تو اساساً وقتی زنده بودی فقط یه کار انجام دادی
تو درمورد اخلاقیات فکر کردی و درموردش نوشتی
آره ، من 18 سال صرف نوشتن دستنوشتهای کردم - صحیح -
: که اسمش هست «ما کی هستیم و کی نیستیم - ...نه ، نه . من -
اخلاق عملی و کاربرد آنها در جهان مدرن «...یک رساله
آره ، آره ، آره . همون همون
ولی تحقیق درمورد واقعیات اخلاقی دیگه کاربردی نداره
«چون اینجا در «مکان خوب ما جواب همهچیز رو میدونیم
فکر کنم تو باید ماجراجوییهای جدید رو تجربه کنی
میدونی کارایی رو انجام بدی که روی زمین انجام ندادی
خب؟ چطوره فردا همدیگه رو ببینیم و چندتا سرگرمی جدید امتحان کنیم
چرا که نه
فردا میبینمتون
نه اگه من اول تو رو نبینم گوشت کجا رفت؟
نمیدونم - روز پیادهروی -
سلام اِلِنور
جیانیو عزیزم نگاه اِلِنور همسایه کناریمون اومده
اون خوابه؟
آره ، واقعاً هیچ راهی نداره بشه فهمید
میدونی ، یهبار فکر کردم واقعاً مُرده
بعدش یادم اومد ما همهمون مُردیم ، مگه نه؟
خیلی باحال بود . بیا تو . بیا تو
عزیزم چی شد اومدی خونه ما؟
خب ، من دارم لطف تو رو بخاطر اون هدیه جبران میکنم
با یه هدیه برای خونه جدید از طرف خودم
گلابی تازه
این یه گیاهه مثل گیاهی که برای من آوردی اما درواقع میتونی بخوریشون
خب شاید این هدیه بهتری باشه؟
کی یه کیه - خیلی لطف کردی -
با اینحال در فرهنگ چینی گلابی نشونهای از بدشانسیـه
و من نمیخوام به جیانیو توهین کنم
پس مجبورم که این رو بندازم توی سطل آشغال
اما بیا بشین
ما هنوز فرصت اینو نداشتیم درمورد اتفاقات محله صحبت کنیم
خیلی نگرانکنندهست - آره -
فکر میکنی چی داره باعث این اتفاقا میشه؟
اوه ، مطمئنم که من نمیدونم اما ما باید آماده باشیم
در واقع فردا من میخوام خونه به خونه برم
تا مطمئن بشم
تکتک مردم توی محله آرومن و دارن به زندگیشون میرسن
چون فکر میکنم کمک به بقیه باعث میشه من حس کنم
که واقعاً به اینجا تعلق دارند ، مگه نه؟
هی یه فکر بکر چطوره منم باهات بیام؟
منظورم اینه ، من خیلی دوست دارم نقش خودمو توی کمک به محله انجام بدم
به اینم اشاره کنم باعث میشه یکم باهم وقت بگذرونیم خانمی
اوه ، هوررررا
خیلی خوش میگذره
دارم بهت میگم تاهانی میخواد منو گیر بندازه
داری درمورد چی صحبت میکنی؟
این نوشته رو دیروز از زیر در انداختن داخل
بایدد کار تاهانی باشه
الان بهم گفت «من میخوام واقعاً «حس کنم که به اینجا تعلق دارم
خب ، کجا من تازگیا کلمه تعلق داشتن» رو شنیدم؟»
اوه ، آره
من واقعاً فکر نمیکنم اون از اینجور آدما باشه که همچین چیزی رو بنویسه
اون همچین آدمیـه و این نوشتهی اونه
اون میخواد همه فکر کنن اون یه شاهدخت خیلی عالیه
فقط چون اون قد بلند ، جذاب
و پوستش مثل کاپوچینوـه و کلی بدنش پیچوتاب داره
و حالا من دارم ازش تعریف میکنم
و یکمم شهوتی شدم
منظورم اینه اون ریده داداش
واووو - تاهانی همیشگی -
برامون یه گیاه مشکلدار آورده تا بتونه بعداً درموردش لاف بزنه
بگه من باغبون بهتری بودم
نه ، فکر کنم این یه نشونهی دیگه از تأثیر منفی تو توی این دنیا هست
این گیاه نشونهی رابطه تو با تاهانیـه
پس وقتی شروع کردی درمورد بدجنسانه حرف زدی شروع به پژمرده شدن کرد
خب پس این گیاه نابود شده
چون من فردا باهاش میرم و بهت ثابت میکنم
و برای همه که اون دوتا چهره مخفی داره
یکیش یه آدم دقیق یکیش هم یه جنده دروغگو
همم ، آره
حقیقت دردناکـه ، مگه نه گیاه؟
سلام
بیا تو
تو یه چشمبههمزدن آماده میشم
عزیزم ، جیانیو ، ببین دوباره همسایهمون اِلِنور اومده
همونی که برامون اون میوهی توهینآمیز رو آورد
آره . چه اشتباه بزرگ خجالتآوری کردم من
نه . اصلاً بهش فکر هم نکن
من انتظار ندارم بقیه مثل من سر از آداب و رفتار بینالمللی دربیارن
هی...میدونی چرا به تو یه خونهی بزرگ دادن؟
منظور اینه که اگه ما توی آفریقا بودیم و تو یه کامیون بزرگ داشتی
فکر میکردم که تو داری تاوان یه کاری رو پس میدی
آره . مردهای آمریکایی میتونن خیلی اخمق باشن
میدونی ، قبلاً عادت داشتم خیلی خفن ادای یکی از دوستپسرهای آمریکاییم رو دربیارم
اون اینجوری بود : «هی ، من خیلی پولدارم من 9تا خونه دارم
«من لئوناردو دیکاپریو هستم
خیلی احمقانه بود
بگذریم ، باید حدس میزدم که تو هم علاقه داری که به محله کمک کنی
من و تو یک روحیم در 2 بدن
ما همهی تلاشمون رو میکنیم که بهترینِ خودمون باشیم
هی عزیزم ، برات قهوه گرفتم
عالیه
کافیشاپ اندی؟
همه اونجا رو تحریم کردن بهتره دیگه سراغش نریم
آره . اون یارویی که توی لاتهـش عقرب پیدا کرد رو میشناسم
البته زیاد واسه من مهم نیست چون خیلی به اینجا نزدیکـه
نه ، نه ، نه . دلیلش اینه که چون اون از لحاظ جنسی بقیه رو اذیت میکنه
ببین ، یه خبرنگاه بهصورت نامحسوس رفته اونجا واسه مصاحبه و مچش رو گرفته
نگاه کن
جریان از این قراره عزیزم تو واقعاً واجد شرایط هستی ولی از طرفی
یه صورتسگی هستی
تو نمرهـت 3ـه درحالیکه باید نمرهـت 9 باشه تا بتونی اینجا کار کنی
این فقط یه مسئلهی سادهی ریاضیـه
پس بهم کار نمیدی؟
نه صورتسگی . بهت کار نمیدم
خیلیخب ، بذار منابعت رو یه بررسی کنم
...که مطمئن بشم - هی ، دست به سینههام نزن -
خوبن . بذار بررسیشون کنم حرف ندارن . جوووون
ببین ، این یارو یه هیولاست نمیتونیم ازش حمایت کنیم
باشه . هی ، این دلیل نمیشه که تو بهتر از من باشی
حالا چون تو از یه آدمی که فقط یکبار دست به سینهی یه زن زده حمایت نمیکنی
نه . من فقط دارم میگم ما نباید بریم اونجا میتونیم از به جای دیگه قهوه بگیریم
میدونستی منبع چپـت یهکم بزرگتر از منبع راستـت هست؟
این چیز بدی نیست فقط اینکه...یه چیزیـه دیگه
این یه سرگرمی عالی واسه تو هست چیدی
نقشهبرداری
محلهی شما وسیعتر از اون چیزی هست که فکر میکنی
و تو میتونی نقشهاش رو ترسیم مکنی
و مثل یه محقق پرده از تمامی اسرارش برداری
شاید کار جالبی باشه
ولی کشف کردن باعث میشه استرس بگیرم
«دکترا به بیماریم میگن «جنون جهتیابی
یه موقعی روی پلهبرقی گم شدم
پس خیلی هم کریستوفر کلمپ نیستم
یه حقیقت جالب : کلمپ توی «مکان بد»ـه
بهخاطر تمامی تجاوزها تجارت بردهداری و نسلکشیها
دقیقاً چون اینکار بهت استرس وارد میکنه باید انجامش بدی
میدونی ، از مکان امنت خارج شو
یه کاشف باش
یه حقیقت جالب : تمامی اعضای مُردهی تیم بسکتبال هم در «مکان بد» هستن Portland Trail Blazers
آره
ببخشید واقعاً . برنامهـش رو از محاورهگویی تغییر دادم به گفتن «حقیقتهای جالب» و چیزهای بیاهمیت
فکر کردم اینجوری بیشتر بهش میاد
یه حقیقت جالب : چرخ قسمتی از یه قایق رو تشکیل میده
خیلیخب ، ممنون جَنِت . ممنون واقعاً
یه حقیقت جالب : من جَنِت هستم
خیلیخب ، اصلاً بیخیال اکتشاف
خیلی ایدههای دیگه برای سرگرمی وجود داره
بیا برگردیم به شهر . باشه؟
باشه . صبر کن
داری اشتباه میری - صحیح -
تنها کاری که میخوام بکنم اینه که بررسی کنم ببینم بقیه در چه حالن
یکم باعث خوشحالی برای این مردم عالی بشم
خوبه
درمورد خودت برام بگو
منظورم اینه میخوام همهچیزُ درمورد تو بدونم دوستدختر
خوب ، بد ، خیلی بد
شرمآور ، تحقیرآمیز بیا...آشنا شیم
باشه ، خب من توی پاکستان بهدنیا اومدم توی لندن بزرگ شدم ، توی پاریس مدرسه رفتم
ولی فکر کنم دلیل اصلی که من توی جای خوبم اینه که
من کلی پول برای گروههای غیرسودمند جمع کردم
تا حالا شده یکمش رو برای خودت برداری؟
خدایا ، نه ، نه
هر پنی حسابشده بود
و من تقریباً 60 میلیارد دلار جمع کردم
خیلی پنی میشه
اما من به طور تفریحی کارهای دیگهام کردم
من مدل بودم متصدی موزه بودم
...اون دختره" و"
یه مدت هم الهه شعر و موسیقی بَز لورمن» بودم»
خیلی سرگرمکننده بود
مدلی؟ زندگی دیوانهکنندهای داشتی
میخوای درمورد وقتی که مدل بودی بهم بگی؟
اوه ، من واقعاً زیاد اونکار انجام ندادم
راستیش خیلی اندازه بدن من نبود به خاطر سینههای بزرگم
و هنوزم داری انجامش میدی
اوه ، این خیلی مسخرهست
تاهانی به عربی یعنی «تبریک میگم»
«و تو زبان الجمیل به معنی «خوشگل
...کل اسم من باهم یعنی
"تبریک میگم خوشگل"
ممنونم اِلِنور به خاطر این تعریف عالی
روزنامه ، روزنامه
همهچیز رو دربارهی خودت بخون
این بهترین سرگرمی برای توئه چیدی روزنامهنگاری
خب معلومه من دوست دارم بنویسم
اما از ضربالعجل خوشم نمیاد
من ترجیح میدم زمانمو برای چیزهای دیگه بذارم
آره ، میدونم
تو هیچوقت حتی روی سگت اسم هم نذاشتی ، نه؟
وقتی هم فرار کرد یه چیزی نوشتی "که میگفت "پاسخ به مکث طولانی
ببین چیدی ، من فقط دارم سعی میکنم ...برات یه سرگرمی پیدا کنم
کلاه رو داشته باش که برات یه تجربه مثبت به ارمغان بیاره...
چی میگی؟
من عاشق اون کلاه روی سرتم
خیلی قشنگتر میشد اگه روی زمین خونه من بود
الان داره چه اتفاقی میفته؟
من پیشنهاد دادم دوستانهتر رفتار کنه ...ولی مثل اینکه
مثل اینکه مستقیم رفته سمت تمایلات سکسی
من یه چیزی دارم که میتونی مستقیم بری توش
جَنِت ، نه . نه جَنِت
خب گِلِن ، ما فقط میخوایم مطمئن بشیم که شما حالتون خوبه
تاهانی تو خیلی مهربونی
این بهترین آدم ممکن نیست؟
این چیزیه که خیلی از مردم میگن
اوه ، هر کسی رو میشناسم داره همینو میگه
آره ، یه محله بزرگ پر از عمارتهای عظیم و مردمی که عاشق تاهانیان
این محله خیلی هم ماست داره
عجب توصیف عالیای گِلِن
اِلِنور و من فقط میخواستیم بدونیم کاری هست که ما بتونیم براتون انجام بدیم
اوه ، تاهانی تو خیلی به فکری
گذشته از اون همه مشکل ما واقعاً نمیتونیم از این خوشحالتر باشیم
واقعاً خوشحالم اینو میشنوم کالی
لطفاً یهدونه بسکوئیت کرهای بردار امروز صبح درستش کردم
اوه ، به نظر میاد یکم سوختن
ولی مثل اینکه نسوختن
اوه ، لعنتی . چقدر خوبه
خیلیخب ، جوشکاری
میتونی مجسمهسازی و ساختن مبلمان یاد بگیری
میدونی میتونی دستت رو یکم چرب کنی و چیز میز بسازی
راستی این کپی دقیقی از کارگاه در پاریس هست Brancusi
این وسایل خیلی ترسناکن
بچه نباش ، اینا نمیتونن بهت صدمه بزنن
نگاه ، الان صورتتو با این شعله میسوزونم
جَنِت - حالا هر چی -
کل اینا به نظر احمقانهست
اوه برادر
...من بهش گفتم کمتر لاس بزنه و حالا
معلومه که یه آدم غیراجتماعی و خیلی بیرحم شده
مثل اینکه درستبشو نیست
ممنونم که خواستی برام سرگرمی جدید پیدا کنی
اما من فقط میخوام یه تحصیلکرده باشم
من میخوام روی دستنوشتهی خودم کار کنم
چیدی ، حقیقت اینه
من کل کتابت رو خوندم تمام 3600 صفحه رو
...اون
چجوری بگم؟
آشغاله پسر
هی - اون راست میگه -
میدونی چیدی من میتونم کل ادبیات جهانُ توی یه ساعت بخونم
این دو هفته برای من طول کشید تا تموم شه
منظورم اینه اینقدر پیچیده بود که من فقط داشتم
یه پاراگرافُ بارها میخوندم تا متوجه بشم که چه چرتوپرتی تو داشتی میگفتی
اوه ، نه
منظورم اینه توی صفحه 1000 تو قسمت دو رو با این مضمون شروع کردی
"البته ، برعکس اون ممکنه درست باشه"
تو یه مرد باهوشی چیدی
اما توی هی نظرتو عوض میکنی و دوباره مینویسی
و کلمه به سرفصلهات اضافه میکنی
من فکر میکنم تو فقط داری دور سر خودت میچرخی
من یه دلدرد بدی گرفتم
اوه ، جیانیو ، عزیزم ، یکم چای میخوای؟
معلومه منظورش نه بود
خب ، خیلی خوب بود که رفتیم بیرون و اون همه همسایه عالی رو دیدیم
همه اونا واقعاً متعلق به اینجان
آره درسته ، شلوارقشنگ
خب دیگه من واقعاً باید برم
باید رژیم 12 مرحله کُرهای برای مراقبت از پوست ، رو شروع کنم
اما ، تو رو...نه ، نه ، نه
لطفاً بمون . از چای عصرونه لذت ببر بهزودی میبیمت
واقعاً نمیتونم تشخیص بدم که !گونهام رو بوس کردی یا هوای اطراف رو
ممنون . هدفم هم همین بود
"خاطرات تاهانی خوشگله"
هی ، پسر
چی شده؟
من معلم خوبیام؟
کارام منطقی به نظر میرسه؟
آره ، تو یه معلم عالی هستی من الان فوقالعاده اخلاقمدار شدم
این چیه؟ - هان؟ -
نه ، نگران این نباش
دفترچه خاطرات تاهانی دزدیدم تا ببینم دستخطش با اون نوشته یکیـه
و درمورد تمام کارهای بد و بدجنسیهاش بخونم
که باعث بشه من ثابت کنم اون آدم بدیـه
فکر میکنی این چه معنی میده؟
!تفسیرش سخته
!حس مثبتی داره البته
تو دفتر خاطرات تاهانی دزدیدی؟
میدونم من چندتا قانون اخلاقی شکستم ولی دلیل خوبی داشتم
اِلِنور برای اینکه آدم خوبی باشی باید کارای خوبی بکنی
و اینکه وسیلههای مردم رو ندزدی یه قانون اولیهست که توی مهدکودک یاد آدم میدن
منظورم اینه که من اینم باید بگم که شن و ماسه پرت نکنی؟
اول اینکه ریختن شن و ماسه یه راه خیلی خوب برای خاموش کردن آتشـه
اصلاً چرا تو باید اینو بدونی؟
دوم اینکه من میدونم شاید این کار درستی نباشه
اما اینکه تضاهر کنیم تاهانی 100درصد یه آدم خوبه هم کار درستی نیست
اون این نامه رو نوشته - نه کار اون نیست -
خودت نوشتی
امیدوار بودم خودت به این نتیجه برسی
اما ، مشخصاً هیچکس اینجا تو رو تهدید نکرده
اون نوشته توی جای خوب نتیجهی گناه خودته
مثل این گیاه یا مثل اونوقتی که باعث شدی اون میگوهای گنده توی هوا پرواز کنن
من برای خودم نامه نوشتم
و اینجور که معلومه من متعلق به اینجام
چون منم مثل بقیه همونقدر خوبم
و هیچکس مقصر هیچی نیست
تو جناب ، یه معلم فوقالعاده هستی
نه ، نه ، نه تو متعلق به اینجا نیستی
و اینجا همه بهتر از تو هستن
توسط این فرمول که خوب بد از هم جدا میکنه ثابت شده
تاهانی ممکنه یکم برتانیایی باشه و بعضیوقتها بیشازحد مهربون باشه
اما اون کل زندگیش رو وقف کمک به مردم کرده
منظورم اینه وقتی که امروز همراهش بودی
اون کاری کرد که بهنظر بیاد مخفیانه دنبال اینه که مچت رو بگیره؟
نه چون من اونجا بودم که نقشههاش رو نقش بر آب کنم
یا اینکه تنها نقشهی اون این بوده که به مردم آرامشخاطر بده
اون آدم خوبیه . قبول کن
هی ، عزیزم
یه خبر خوب ، برای خودمون یه بلیط برای بازی کایوتیها گرفتم
عالیه - اما...اوه لعنتی -
معلوم شد دوتا از بازیکناشون مشکل مواد دارن
فکر کنم نتونیم اون تیمُ تشویق کنیم
...اِلِنور من - میدونی چیه؟ -
در عوض به جاش بیا خونه بمونیم و یه فیلم از «رومن پولانسکی» نگاه کنیم
به آر.کِلی گوش کنیم و یکم ذرت بو داده بخوریم
چطوره؟
چیزهای بد همه جا هست مرد غیرممکنه ازشون دوری کنی
آره ، ولی نباید امتحان کنیم؟
ما نباید سعی کنیم کار درستُ انجام بدیم هر وقت که تونستیم؟
چرا؟ اینجوری زندگی کردن خیلی سخته و اینجوری نیست کسی بهمون امتیاز بده
ببین ، من میدونم میخوای از من جدا شی باشه؟ من احمق نیستم
ایمیلهایی که برای بابات فرستاده بودی رو خوندم
خدای من - از این همه عالی و کامل بودن لذت ببر تا وقتی که بمیری -
و اینم بدون من دارم خیلی سریع صحبت میکنم چون من هنوز هم میرم کافیشاپ آندی
و یه کارت پر از سوراخ گرفتم داداش
آدمای خوب کاری میکنن حس بدی داشته باشم
وقتی من اطراف کسیام که فکر میکنه بهتر از منه
سعی میکنم اونو تا سطح خودم پایین بیارم
به خاطر همینه که تاهانی فوقاعلاده ، کریپتونایت منه اشاره به شهابسنگ سبز رنگ) (که سوپرمن رو ضعیف میکرد
تا حالا به ذهنت خطور کرده که شاید تاهانی هم مشکلات و اضطرابهای خودش رو داشته باشه؟
هرگز
اون زن یهدونه نقص هم نداره
بزرگترین نقصـش اینه که وقتی عطسه میکنه صورتش عجیبغریب میشه
و حتی تو این حالت هم جذاب هست چون شبیه یه بچه آهو میشه
...منظورم اینه که...حق با توئه
درباره اینکه چرا نسبت بهش اینجوری عکسالعمل نشون میدم
خب همین که اعتراف میکنی خودش یه قدم مهمـه
و شاید اینکه بهتره به حرفام گوش ندی
منم عاشق اینم که به حرفات گوش ندم
صبر کن چی؟
در واقع زندگی کاری من 3600صفحه آشغالـه
حتی مایکل هم نتونست متوجهاش بشه
خب که چی؟
مایکل چی میدونه؟ - همهچی -
منظور منم همینه . اون همهچیُ میدونه و خیلی پیچیده بود حتی برای اون
مایکل همهچیُ نمیدونه
مایکل نمیدونه که من نباید اینجا باشم
تو 4000 صفحه از یکی از پیچیدهترین موضوعات توی جهان نوشتی
منظورم اینه من قبلاً وقتی میخواستم یه اساماس بنویسم وسطش حوصلهام سر میرفت
به خودت افتخار کن
من میخوام نگرشمُ گسترش بدم و چیزهای جدیدُ امتحان کنم و انجامش هم میدم
حتی با اینکه ممکنه وسطش گم شده باشم
عاشق نوشتن این کتابم
و میخوام دوباره امتحان کنم
...خب
تو مشاور من میشی؟
چیدی ، همهی چیزی که من میخوام اینه که تو خوشحال باشی
پس اگه باید تا ابد رکوپوستکنده نظرمو دربارهی
دایرهای از ایدههای درهمبرهم تو بگم باعث خوشحالی تو میشه
!البته که مشاورت میشم
پس بیا این هیولارو بندازیم توی سطلزباله و از اول شروع کنیم
بعضی قسمتهاش ارزش نجات دادن ندارن؟
راستشو بخوای پسر ، من اصلاً نمیدونم منظورم اینه ، اینو اصلاً نمیشه خوند
به معنای واقعی وقتی داشتم اینو میخوندم سردرد میگرفتم
باشه
بفرما
شروع جدید . عالیه
سلام اِلِنور
شرمنده من داشتم تمیزکاری میکردم
حالت خوبه؟
...میخوای
درموردش حرف بزنی؟
آره خیلی
مشکل جیانیوـه
من نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
میدونم سوگند سکوت خورده
اما اون با منم که نیمهی گمشدشم صحبت نمیکنه
و من عاشق صحبت کردنم
میدونم . هستی
اِلِنور تو نمیدونی چجوریه که تو بهشت باشی و حس کنی یه چیزی درست نیست
...خب
ممکنه دقیقاً حست رو ندونم اما درک میکنم
و تو حقته خوشحال باشی ...چون
تو یه آدم پر از احساس ، با فکر و استثنایی هستی
...اینم بگم
تو هیکل عالیای داری
منظورم اینه ، جیانیو ، شاید بیصدا باشه اما کور که نیست
شما دوتا متعلق به اینجایین و به هم تعلق دارین
و تا ابد اینجایین پس کلی وقت دارین برای تغییر خیلی چیزها
اوه ممنونم
من واقعاً نیاز داشتم اینو بشنوم بیا اینجا
معلومه که بغلهاتم عالیه
لبه احمق ، بدون هیچ پلهای
مثل اینکه همه اینجا خیلی از بغل خوششون میاد
مثل اینکه بعضیها یه چیزی یاد گرفتن
خب بخاطر اینه که یکی دیگه معلم خیلی خوبیه
اِلِنور ، سلام
چطوری عزیز من ، بهترین دوستم؟
از این بهتر نبودم چه خبر؟
خب جَنِت داره بهعنوان دستیار من کار میکنه
این چیزی نیست که اون براش طراحی شده
عالی پیش نرفت - اما الان باید برگردم روی حالت عادیم -
که معلوم شد بهترین جَنِت جَنِتی بود که خیلی وقت بود درون جَنِت بود
اون یکم احساس گمشدگی میکرد منم بهش
یه کتاب کمک به خود بهش دادم تا بتونه اعتمادبهنفس برگردونه
من الان توی واقعیت دارم زندگی میکنم و در حال ساخت سعادت هستم
بههرحال ، ببین
مایکل از من پرسید میخوام بهعنوان دستیار بهش کمک کنم
اما من میخوام تمرکزمُ بذارم روی رابطهام با جیانیو
پس منم تو رو برای این کار پیشنهاد کردم
اِلِنور ، منو تو باهم میتونیم باهم کار کنیم تا بفهمیم مشکل این محله چیه
کمکم میکنی؟
چطوری میتونم بگم نه؟ - آره هورررا -
هورررا
دیگه چیه؟
ما باید حرف بزنیم " " امشب توی میدون شهر میبینمت
آروم باش اِلِنور
اینو خودت فرستادی
این گناه خودته که داره خودشو نشون میده
من منتظرت بودم
جیانیو؟ داری صحبت میکنی؟
تو برای من این نامههای تهدیدآمیزُ فرستادی؟
چه مرگته پسر؟
تو چجور راهب گوهی هستی؟
تو به اینجا تعلق نداری . اعتراف کن
باشه . حق با توئه من به اینجا تعلق ندارم
مایکل یه اشتباه کرده
اما من دارم سعی میکنم رفیق
من واقعاً دارم سعی میکنم آدم خوبی باشم
و فکر میکنم دارم بهتر میشم
ازت خواهش میکنم منو لو نده
نگران نباش . نمیگم
چون منم نباید اینجا باشم
من نمیدونم چجوری اومدم اینجا اصلاً خبر ندارم داستان چیه
و دارم از ترس میمیرم رفیق
تو باید بهم کمک کنی . من ترسیدم
چی؟
Translated By : A - K Alireza.Bndboy@Yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.