Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم:شکوفه هلو
افسانه ای هست که
میگه برفراز کوهستان کون لون معبد مقدسی به اسم
گذرگاه ابر قرارداره
و ابزاری به اسم معیار بی نهایت تو معبد هست
[گذرگاه ابر]
که میتونه امیال بقیه رو بفهمه
همه موجودات حاضرت در ازای
چیزی که میخوان هرچیزی رو گرو بذارن
ارباب الهی خواهش میکنم بذارین دوباره زندگی کنم
بهت گفتم
میتونی هرچیزی رو تو گذرگاه ابر به ودیعه بذاری
اما بازم معیار بی نهایته که تصمیم میگیره
از زندگیت به عنوان وثیقه استفاده کردی
و دیگه نمیتونی به زندگی برگردی
خواهش میکنم بذارین یه بار دیگه امتحان کنم
وگرنه نمیپذیرمش
میخوام از تهذیبم
برای برگشت عمرم استفاده کنم
ای حریص
قول دادی هیچوقت برش نگردونی
و حالا ازش پشیمون شدی
قوانینم
شوخی نیستن
کاری که نباید رو کردی
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
وقتی زندگیت رو گرو میذاشتی
بهت یادآوری کردم که نمیتونی
در آینده برش گردونی
اون موقع سردرگم بودم
الان واقعا پشیمونم
چرا نمیتونی منعطف باشی؟
گذرگاه ابر رو کجا فرض کردی؟
فکر کردی هر غلطی بخوای میتونی بکنی؟
ادعا داری کار شرورانه ای نمیکنی
اما الان میخوای بمیرم
حالا که اینطوره
امروز گذرگاه ابر رو با خاک یکسان میکنم
هنرهای اهریمنی یادگرفتی و به قلمرو اهریمنی پیوستی
دیگه نمیتونم ولت کنم
ارباب الهی
میخواد درستکار باشه یا شرور با قدرتشه که قضاوت میشه
اگه به اندازه کافی قوی باشم ، شروره تو میشی
خوب که چی که جانور آسمونی پی شیویی؟
مسمومت کردم
بیا ببینیم چقدر میتونی تحمل کنی
ارباب الهی
[پونی سوزان]
آرایش ابهام صلاحیت گذرگاه ابر واقعا قدرتمنده
پری گل پونی سفیدم
ممنون که نجاتم دادین
میتونم اسمتون رو بدونم جاودان اعظم؟
چرا تو آرایش ابهام ظاهر شدین؟
جرات ندارم جاودان اعظم باشم
اسمم دوهنگه
قراربود به گذرگاه ابر برم
اتفاقی دیدم تو آرایش ابهام تو خطر افتادین
برای همین نجاتتون دادم
خواهش میکنم بابت گستاخیم ببخشینم
خیلی آشنا به نظر میاین
نمیدونم کجا دیدمتون
به نظر منم خیلی آشنا میاین
اما یادم نمیاد کی هم رو دیدیم
انگار مقدر شده ببینمتون
راستی
الان تو ارایش
دیدم از یه آویز درخشان
برای شکستن طلسم آرایش استفاده کردین
چیه؟
خیلی شگفت انگیز بود
منظورتون اینه؟
نشان امانی از گذرگاه ابره
اگه بخواین ودیعه اتون رو برگردونین
نشان راهنماییتون میکنه
تا آزادانه وارد گذرگاه ابر بشین
و لزومی نداره آرایش رو بشکنین
اصلا انتظار نداشتم انقدر جادویی باشه
....اما
هیچوقت تو گذرگاه ابر نبودم
چطور نشانشون رو دارم؟
قبلا هیچوقت اونجا نبودین؟
نه
از بچگی
هیچوقت پام رو از جزیره روح گل بیرون نذاشتم
حالا که اینطوره
وقتی بریم اونجا میفهمیم ماجرا چیه
درست میگین جاودان اعظم
نباید اینطوری خطابم کنین
فقط یه جاودان عادیم
بیاین به گذرگاه ابر بریم
جاودان اعظم چی شده؟
هیچی
فقط حس کردم آشناست
اسمم هودونگه برای معرفی خودم اومدم
اگه چیزی میخوای
روی معیار بی نهایت وایسا
اگه میخوای چیزی رو پس بگیری
نشان رو روی کفه مقابل بذار
منتظرت بودم بالاخره اومدی
دی...روح معیار صدام کن
خفه شو
انگار که
از قبل میشناسیم
البته
قبلا بیشتر از همه دوستم داشتی
...اما بعدش
نشون داری
که یعنی قبلا برای ودیعه گذاشتن چیزی اینجا اومدی
عجیب نیست که روح معیار بشناستت
جاودان اعظم
یادم نمیاد چیزی گرو گذاشته باشم
چطور پسش بگیرم؟
فقط روی معیار بی نهایت وایسا
تا بفهمی ودیعه ات چیه
اگه مربوط به پس گرفتن باشه
به این بستگی داره که
چیزی معادل ارزشش رو داری که در ازاش بدی یانه
بجنب برو روش
وایسا
هرچی میخوای بدونی تو ذهنت بیار
همه چیز رو بهت میگم
عشق و خاطراتم رو ودیعه میذارم
چی شده؟
میتونی بهم بگی؟
نمیتونم بهت بگم چی شده
اما میتونی انتخاب کنی پسشون بگیری یانه
می دونی چی شده؟
معلومه که میدونم
....اما
نمیتونم بهت بگم
هنوز وقتش نشده
میشه بابت افشای راز ودیعه مجازاتی درنظر گرفت
خیلی خوب
اصلا انتظار نداشتم با عشق انقدر بی تفاوت رفتار کنی
موندم جسم اصلیت یه
چوب خشکیده هزار ساله است؟
...نخیرم
مسخره ام نکن
پیدا کردن یه گیاه خوشگل تو دنیا اسونه
اما پیدا کردن عشق واقعی تو دنیای فانی خیلی سخته
حالا که پیدا کردنش انقدر سخته
خوب بهتره که اصلا نداشته باشیمش
حالا که اصلا عشقی نداری
حتی اگه کسی رو هم ببینی
ازکجا میفهمی عشق واقعیته یانه؟
راست میگی
پس از شایستگیام برای پس گرفتن عشقم استفاده میکنم
داری برای او انجامش میدی؟
نه دوستش ندارم
پس بهت نمیدمش
روح معیار
به پری پونی توهین نکن
پس به خاطرش نیست که میخوای عشقت رو برگردونی؟
نه
خوبه
حالا که به خاطرش نیست
بهت برش میگردونم
معامله انجام شد
نمیدونم میتونم با باقی شایستگیام
خاطراتمم برگردونم یانه؟
نه خاطراتت برگردوندنی نیستن
درخواست دیگه ای داری؟
ممنون جاودان اعظم
دیگه چیزی نمیخوام
خاطرات همگی مال گذشته ان
خوبه اگه به یادشون نیارم
ناخوشین جاودان اعظم دوهنگ؟
خوبم
چیزایی از گذشته به یاد آوردم
انگار باهم دوستای قدیمی هستیم
فکر نکنم قبلا هم رو دیده باشیم
اما منم اولین بار که دیدمتون به نظرم آشنا اومدین
فکر میکردم اشتباه کردم
خیلی آزاردهنده است
...ارباب الهی رو دوست
خیلی با این پری کوچولو صمیمی بودین
درمورد من حرف میزنی؟
اره
اینجا چیکار میکنی؟
میخوای چیزی ودیعه بذاری یا پس بگیری؟
اگه چیزی نمیخوای هم زود از اینجا برو
...تو
انقدر گستاخ نباش
پری
به چیزی که میخوای فکر کردی؟
میخوام بدونم
کی استادم رو تو ضیافت صدگل مسموم کرده
به یائو جون سوقصد کردن؟
میخوای چی وثیقه بذاری؟
....من
میخوام از شایستگیام استفاده کنم
به قدر کفایت نداری
اینطوری نمیشه بهتره الان بری
....پس
پس عمرم رو براش گرو میذارم
پری
تو گذرگاه ابر ، عمر نهایت وثیقه است
برگردونده نمیشه
نه ، نمیشه عمری نداری
خوب بازم کافی نیست
عمری نمونده؟
یه راز اسمونیه
که نمیتونم فاشش کنم خواهش میکنم ازم بگذر
خوب
باید بذارم قاتلی که استادم رو کشته
قسر در بره؟
پری
بهای گذرگاه ابر خیلی بالاست
حالا که خیلی ضروری نیست
راحت گروش نذار
....اما
با شایستگیای فعلیم نمیتونم بفهمم
کی استاد رو مسموم کرده
و باقی جاودانگان اعظم رو کشته
اگه از گذرگاه ابر کمک نخوام
نمیدونم چیکار کنم
میتونم همراهت تحقیق کنم
جاودان اعظم دوهنگ میخواین بهم کمک کنین؟
جزیره روح گلت همچین مصیبتی که از ناکجاآباد پیداش شده به سرش اومده
حالا که میخوام کمک کنم همه تواناییام رو جمع میکنم
بابت کمکتون ممنونم
[جزیره روح گل]
پونی
سفرت به گذرگاه ابر چطور بود؟
به گذرگاه ابر رفتم
اما متاسفانه
اونقدر شایستگی نداشتم که در ازای اطلاعات قاتل بدم
صدمه دیدی؟
خواهر کاملیا
فکر میکردم شاید از گذرگاه ابر
برنگردم
خوشبختانه با جاودان اعظمی به اسم دوهنگ برخورد کردم
که از آرایش ابهام صلاحیت نجاتم داد
بدون کمکش
از آرایش زنده بیرون نمیومدم
از آرایش ابهام صلاحیت زنده گذر کردی؟
جاودان ارشد دوهنگ گفت
اگه نشان راهنمای گذرگاه ابر رو بیدار کنیم
نشان مستقیم به
داخل گذرگاه ابر راهنماییمون میکنه
راستی
آویز طلایی که زیر نشون بود دقیقا
شبیه همونیه که استاد بهم داده
به نظرم
باید نشونی از گذرگاه ابر باشه
فقط نفهمیدم چرا ناقصه
خیلی وقت پیش باهات بوده
حالا
به صاحبش برش میگردونم
پونی
حالا که نتونستیم اطلاعات قاتل رو از اونجا گیر بیاریم
بیا زیاد اصرار نکنیم
دستور شکوفایی زمستون رسیده
باید بجنبیم و تهذیب کنیم
چطور میتونیم قاتل استاد و جاودانگان اعظم
رو به حال خودش بذاریم؟
دوهنگ قراره همراهم تحقیق کنه
حتی بدون کمک گذرگاه ابر
هم قاتل رو پیدا میکنم
دوهنگ همنوعمون نیست
هیچوقت نمیتونه با انگیزه های پنهان درمورد
قضیه جزیره روح گل تحقیق کنه
جاودان اعظم دوهنگ زندگیم رو نجات داده
اگه قصد بدی داشت چرا نجاتم داد؟
خواهر ازش خواستم
بیاد و کمکمون کنه
فقط نگرانم
خیلی فکر نکن
شب ضیافت صدگل
محافظین دیدن یه نقابدار به جنگل مه فرار کرده
میشه بهم بگین
تو ضیافت چی شد؟
روزی که استادم کشته ضد
جزیره روح گل مهمونای زیادی دعوت کرده لود
امروز درخواستی دارم
مدتی پیش امپراتور در دنیای فانی ،سلطنت رو بدست آورده
ملکه مادر در دربار آسمانی فرمانی صادر کردن
که گلها باید در زمستون شکوفا بشن
اما بین این همه گل
فقط گل یخه که تو زمستون میشکفه
اگه گلها تو زمان معمولشون گل ندن
قطعا نیروشون مصرف میشه
به ملکه مادر توصیه کردم از فرمانشون دست بکشن
اما امپراتور موقعیت بالایی دارن
و ملکه مادر نمیخوان بهشون توهین بشه
حالا ازتون میخوام کمکم کنین
ملکه مادر رو ترغیب کنیم
تا بذارن همه گلها تو فصلشون گل بدن
گلها همه بین بهشت و زمین متولد شدن
چطور میتونن به امپراتور تعظیم کنن؟
حمایتتون میکنم
منم مایلم کمکتون کنم
منم همینطور
استاد
تو ضیافت صدگل
استاد به حدمرگ مسموم شدن
بعدش
بیشتر از سه جاودان اعظم کشته شدن
نگران نباش
کمکتون میکنم قاتل رو پیدا کنین
با کمکت
دیگه وحشتی ندارم
چیه؟
باید تیکه ای از یه نشون باشه
چیزی شبیهش دیدی؟
نشون؟
استادم ارشد فرقه تیان منه
[دستور]
به نظرم روی لباس پسری از فرقه تیان من دیدمش
....نکنه
پری
خوبی؟
خوبم
جاودان اعظم دوهنگ
جاودان اعظم
چتون شده؟
نمیدونم
اما وقتی دیدم خارها بهت حمله کردن
دختری رو به یاد آوردم
حتما باید شخص خیلی مهمی براتون باشه
حتی اگه خاطراتتون هم گرو رفته باشه بازم به یادش میارین
سربه سرم نذار
اینجا پشت کوهستان فرقه تیان منه
اگه به ارشد لینگ چه و یان ژن
مشکوکی
میتونی از اینجا از کوهستان بری بالا
و تحقیق کنی
عالیه
چیه؟
جاودان اعظم دوهنگ چی شده؟
پری پونی
همین جا منتظر بمون
اینجا ردی از تهذیب اهریمنی هست
اول میرم تحقیق میکنم
اگه تا دوساعت دیگه برنگشتم
برای کمک به فرقه تیان من برو
باهات میام
پونی
پری
نگرانم نکن
پس مراقب باش
استاد
استاد نه
ولش کن
به عنوان ارشد فرقه تیان من
برگشتی و داری همچین هنرهای اهریمنی رو تمرین میکنی
انگار
قاتل واقعی ضیافت صدگلی
حالا که فهمیدی
نمیتونم زنده نگهت دارم
استاد
جاودان اعظم دوهنگ
صدمه دیدی؟
خوبم
انگار
این دوست الهی ، دوست پری پونیه
چرا به شاگردم صدمه زدی؟
استاد
قاتلیه که زندگیای زیادی رو گرفته
نالایقم
نمیتونم جلوش رو بگیرم
شاگرد بیچاره ام
رو کشته
اونی که بی رحمه و زندگیای زیادی رو گرفته تویی
استاد خواهش میکنم ازم حمایت کنین
چطور میتونم شاگردم رو بکشم؟
ارشد یان ژن
جاودان اعظم دوهنگ رو برای تحقیق درمورد
ضیافت صدگل دعوت کردم
تو جنگل مه تیکه ای از یه نشون پیدا کردیم
برای همین اومدیم تا تاییدش کنیم
با چشمای خودم دیدم که شاگردم رو کشت
استاد
همراه پری از اینجا میگذشتیم
که نشونه هایی از هنرهای اهریمنی پیدا کردیم
بعد از تحقیق
فهمیدیم شاگردتون زندگی کسی رو با هنرهای اهریمنی دزدید
و میخواست تقصیرا رو گردنم بندازه
استاد
بسه
بعد از پیدا کردن مجرم واقعی تصمیم میگیرم
ارشد یان ژن پیشنهاد میکنم
برای بدست آوردن حقیقت
به گذرگاه ابر بریم
خیلی خوب
انگار تنها راه همینه
اینبار برای حقیقت
وثیقه میذارم
خیلی زود حقیقت پرونده
کشته شدن جاودانگان برملا میشه
کاملیا باید باهامون بیای
چرا همچین هنر اهریمنی عجیبی هست؟
لینگ چه شرور تو قلمرو اهریمنی گرفتار شده
تو ضیافت صدگل
جاودانگان زیادی زندگیشون رو از دست دادن
حتما باید کار این اهریمن باشه
و استادمون
رو هم با این اهریمن مسموم کرده باشه
موجودیت خبیث
همچین عمل خائنانه ای انجام دادی
همین الان تسلیم شو
قبلا زندگیم رو گروگذاشتم.
اگه هنرهای اهریمنی رو تمرین نمیکردم
خیلی وقت پیش میمردم
معلومه حفظ زندگیت برات سخته
که حالا با گرفتن زندگی بقیه انجامش میدی
عاقبت به بی راهه میرم و اهریمن میشم
تقصیری ندارم که معمولیم
اینکه بخوای زنده بمونی چه ایرادی داره؟
اگه میخوای زندگیت رو با قدرت معاوضه کنی
نهایت وثیقه میشه
بعدا ازش پشیمون میشی
دوهنگ ارباب گذرگاه ابره
موجودیت خبیث
هنرهای اهریمنی تمرین کردی و برای نجات خودت زندگی خیلیا رو گرفتی
اگه امروز نکشمت
چطور با دوستان فقیدم روبرو بشم؟
خوبی؟
خوبم
چرا پونی سفید و دوهنگ یهو ناپدید شدن؟
نگران نباش پری
همین الان تو دود سیاه
یه برق طلایی دیدم.
پری پونی و دوهنگ
ناپدید شدن
حتما چیزی ازشون محافظت کرده
یا شاید دلیل دیگه ای داره
دلیل دیگه؟
-مراقب باش . -خواهر پونی
خوبی؟
خوبم
فقط از نیرو شوکه شدم
بعد از چند روز استراحت خوب میشم
خوبه
اون لینگ چه خبیث لایق بیشتر از مرگه
از داشتن همچین شاگردی شرمسارم
هردوتون شدیداً مجروح شدین
چرا برای استراحت به فرقه تیان منم نمیاین؟
ممنون
خیلی عجیبه
کجا افتاده؟
خواهر
هنوز خوب نشدی
چرا زودتر استراحت نمیکنی؟
آویزم گم شده
گم شده؟
کی؟
یادم رفته
یعنی تو اتاق افتاده؟
باید چیکار کنیم؟
فقط باید اطراف رو بگردیم
خواهر کاملیا
چیزی اذیتت میکنه؟
نه
شاید زیادی حساس شدم
حالا استاد مرده
ملکه گل جدید خیلی زود انتخاب میشه
خواهر کاملیا چرا امتحان نمیکنی؟
ارشدهای زیادی تو قبیله گلهای جاودان هستن
که خیلی ازم باتجربه ترن
حتی اگه بخوام ملکه گل بشم
فرصتش رو ندارم
قبیله گلهای جاودان
ملکه امون رو فقط از روی شرایط و تهذیب انتخاب نمیکنه
با این حال
گذرگاه ابر درست جلومونه
چرا نمیخوای امتحان کنی؟
برای سفر به گذرگاه ابر
باید از آرایش ابهام صلاحیت بگذرم
چطور از پسش بربیام؟
به علاوه چطور ممکنه
با وثیقه گذاشتن مقام ملکه رو بدست بیارم؟
راه درستش برنده شدن تو گزینشه
در غیراینصورت
درست مثل لینگ چه
آخرش چیزی گیرم نمیاد
واقعا
اینکه علاقه ات راهت ببره و تو آرزوهات گم بشی
حتی اگه چیزی که میخوای رو تو گذرگاه ابر بدست بیاری
بازم باید بهای دردناکی رو بابت بدی
آدم آرزو زیاد داره
ارزوئه که پیش میبردش
ناامیدها ارزوهاشون رو تو گذرگاه ابر عملی میکنن
گمونم
حاضرن هربهایی رو بدن
جاودان اعظم یان ژن
متاسفم که مزاحمتون شدم
امروز روزیه که امپراتور بهمون دستور شکوفایی دادن
طوفان ضیافت صدگل هنوز تموم نشده
گلها چاره ای جز اطاعت از دستور ندارن
با اینکه کاملیا اونقدر ها گرانبها نیست
بازم تو زمستون کمیابن
اخیرا اتفاقات زیادی پیش اومده
ممنون که این روزها ازم مراقبت کردین
اگه این گلها
براتون خوشایند باشن
باعث خوشحالیم میشه
بابت نگرانیتون ممنونم
پیشاپیش ممنونم
خواهش میکنم
میسپرمش بهتون
خداحافظ
مثلا رهبر فرقه تیان منه
اصلا قدرتمند نیست
با گرد مسحور کننده ام که مسموم بشی
عین یه جسد متحرک میشی
از الان به بعد
باید از هر دستوری که
بهت میدم اطاعت کنی
حتی اگه
فداکردن زندگیت باشه
کمکم کن مقام ملکه گلها رو بدست بیارم
فهمیدی؟
حاضرم کمک کنم
پونی سفید از جزیره روح گل
از دستور ملکه مادر برای شکوفایی تو زمستون سرپیچی کرده
فردا نیمه شب مجازات آسمانی براش اجرا میشه
چی شده؟
....من
بیا تو
آویزم رو گم کردم
شاید تو گذرگاه ابر انداختمش
اگه گمش کردی میتونی بری پیداش کنی
این تنها دلیلت برای اینکه بیای پیشم نیست هان؟
رویایی دیدم
انگار اون رویا
خاطره ای بود که ازدستش دادم
حتی خوابت رو دیدم
دوهنگ
برادر دوهنگ
شاید
قبلا ربطی بهم داشتیم
مقدر شده بود که دوباره هم رو ببینیم
گذشته رو به یاد نمیارم
اما وقتی دیدمت
حس کردم بدجور اشنایی
اگه اتفاقی که تو رویات افتاده واقعا قبلا حادث شده باشه
پس باید سرنوشتی که از دست دادیم دوباره بدست بیاریم
سرنوشتی که از دست رفته و دوباره بدست میاد؟
دوهنگ
از شنیدنش خیلی خوشحالم
....اما
اما چی؟
حس بدی دارم
به نظرم دلیلی پشت مرگ استادمه
اگه مشکوکی باید حقیقت رو بفهمی
پس همراهم به گذرگاه ابر بیا
میای؟
بریم
بریم
حتما
حاضرم هرکاری بکنم
تا کاملیا مقام ملکه گل ها رو بگیره
حاضرم هرکاری بکنم
تا کاملیا مقام ملکه گلها رو بگیره
چطور این اتفاق افتاد؟
این پری گل خیلی بدجنسه
چطور جرات میکنی برای رسیدن به خواسته است از بقیه سواستفاده کنی؟
وقتی نیتت آنقدر پنهونیه
چطور میخوای درستش کنی؟
خیلی خوب
میتونم خودم رو گرو بذارم؟
خواهش میکنم دوباره بسنجم
فکر کردی کی هستی؟
مهم نیست بهاش چی باشه
نمیتونی ملکه گلها بشی
خواهش میکنم برام روشنش کن
اون روز گفتی نمیتونم همچین کاری کنم
چون هنوز ملکه گلها داشت سلطنت میکرد
حالا که یائوجون مرده
چرا بازم نمیتونیم معامله کنیم؟
ملکه گلها پونی هیچوقت عوض نشده
یائو جون ملکه موقت بود
پونی؟
تا اونجایی که میدونم
فقط یه پری پونی تو جزیره روح گل هست
که اونم پونی سفیده
حالا که پونی ملکه گلهاست
همه پونی ها رو میکشم
وقتی یائوجون رو کشتم
پونی سفید برام چیزی نیست
اگه مهربون نباشی مطمئنا نتیجه عکس میگیری
پس واقعا تویی که استاد رو مسموم کردی
خواهر کاملیا
بهت خیلی اعتماد داشتم
استاد رو فقط برای مقام ملکه گلها کشتی
پونی و گل سرخ
هردوتون اصیل زاده این
اصلا فکر کردین
پری های گل معمولی مثلمون
چه رنجی میکشن؟
یائوجون فکر میکرد انقدر اصیل و عالیه
که میتونه از فرمان ملکه مادر سرپیچی کنه
اصلا فکر کرد که ممکنه
ملکه مادر جزیره روح گل رو مجازات کنه؟
در اون صورت هممون از بین میریم
اصلا نیت استاد رو درک نکردی
فقط میخوای منافع الان رو بدست بیاری
کاملیا
استاد
میدونم مغروری
و قدرت رو دوست داری
حالا که دارم میمیرم
دیگه کسی راهنماییت نمیکنه
مراقب خودت باش
استاد
دراینده آموزه هاتون رو دنبال میکنم
منافع فعلی؟
اره
همه درست جلوی روتن
پونی سفید درست مثل استاد
عالی رتبه ای
و دستور شکوفایی تو زمستون ملکه مادر رو ندید گرفتی
حالا هم دربار آسمانی برات مجازات تعیین کرده
اگه میدونستم استاد قراره مجازات بشه
به خودم زحمت نمیدادم مسمومش کنم
شاید
برای هردوتون بهتر میبود که از مجازات آسمانی بمیرین
بعد از نیمه شب
مقام ملکه گلها مال من میشه
از اون موقع به بعد
همه پونی ها منقرض میشین
همچین اجازه ای بهت نمیدم
به گناهان اعتراف میکنی؟
وقت مجازات آسمانیه
قبل از مجازات انتقام استاد رو میگیرم
پونی
نمیتونی همه آتیش
مجازات آسمانی رو ببلعی
آتیش مجازات اسمانی
با آب یا باد خاموش نمیشه
حتی با کل
آب های پنج برکه و چهار دریا نمیتونی نجاتش بدی
پونی سفید
امروز همینجا میمیری
بعدش تاج ملکه گلها مال من میشه
یان ژن بکشش
همین الان بکشش
وایسا
تحت طلسم مسحور کننده امه
به حرفت گوش نمیده
پونی
حالا که آتیش بیرون نمیاد
....پس
حاضرم اقبال جاودانگیم رو در ازای تولد دوباره پونی بدم
نه
ازت همچین چیزی نمیگیرم
پونی تو خطره
چاره ای ندارم
اما بدون اقبال جاودانگی
نمیتونی تا ابد تو سه قلمرو
یا بهشت و زمین زندگی کنی
بدون پونی
تا ابد زندگی کردن چه فایده ای داره؟
خواهش میکنم نکن ارباب الهی
به خاطرش به خودت صدمه نزن
نمیخوام چیزی رو معاوضه کنی
تصمیمم رو گرفتم
خواهش میکنم نکنین ارباب الهی
نه
ارباب الهی
ارباب الهی
معامله انجام شد
پونی
دوهنگ
بدون اقبال جاودانگی
نمیتونی تو بهشت و زمین زندگی کنی
اتفاقی دیدیش
چرا علیهم عمل کردی؟
خواهر پونی ، میدونم اشتباه کردم
خواهش میکنم ازم بگذر
فقط تو حرصت غرق شدی و استاد رو مسموم کردی
و تلاش کردی با استفاده از یان ژن
مقام ملکه گلها رو بدست بیاری
....من
نمیتونم ببخشمت
خواهر کاملیا
اگه زندگی بعدی هست
امیدوارم بتونی پایه تهذیبت رو پرورش بدی
و دست از صدمه زدن به بقیه و خودت برداری
....تو
فرزند عزیزم
میخواستم زندگی ازاد
و در آرامشی داشته باشی
اما اونجور که میخواستم پیش نرفت
به خاطرم سختیای زیادی کشیدی
میخوام ازت تشکر کنم
کی هستی؟
وقتش که برسه خواهی فهمید
اما ترجیح میدم هیچوقت نفهمی
ارباب الهی عاشق پونی سفید شدین؟
نمیدونم
فقط این که
انگار قبلا هم رو دیدیم
فقط میخوام سلامت و شاد باشه.
اگه اتفاقی براش بیفته
حاضرم خودم رو براش فدا کنم
ممکنه
عشق همین باشه؟
منم یه بار کسی رو اینطور دوست داشتم
چطور انقدر بدصدمه دیدی؟
به خاطر محافظت از آرامش دنیا
تمام امیال شیطانی سه قلمرو رو بلعیدم
اما هنوزم هم برای دنیا پایانی هست
که البته نیازی به گفتنم نیست
حالا که تحت تأثیر سم اهریمنیم و امیال شیطانی وجودم رو میخوره
زندگیم داره تموم میشه
برای همین دارم به خاکستر تبدیل میشم
ارباب الهی
چطور نجاتتون بدم؟
مهم نیست چه بهایی داشته باشه
حاضرم بپردازمش
باید بدونی
عشقی رو حس نمیتونم ،هیچوقت نمیتونم احساساتم رو برگردونم
میتونم صبر کنم
فانی نیستم تناسخ پیدا نمیکنم
انتظار بی فایده است
نمیذارم بمیری.
معیار بی نهایت هرچیزی رو به ودیعه میگیره
مهم نیست بهاش چی باشه نجاتت میدم
نمیتونی همچین کاری کنی
خواست بهشته که خاکستر بشم
نباید با بهشت مقابله کنی
هرکاری که برات انجام بدم ارزشش رو داره
عشق تو دنیا
چیزی جز عشق بی زندگی و مرگ نیست
تا وقتی وجود داشته باشی
دوباره میبینمت
به علاوه
ارباب الهی از سه قلمرو محافظت میکنه
اگه خاکستر بشی
افکار شیطانی سه قلمرو از کنترل خارج میشن
که برای مردم فاجعه به بار میاره
خیلی خوب
هنوز نمیمیرم
اما درحال مرگم
حالا
حالا تنها چیزی که میتونم برای وثیقه به
گذرگاه ابر بدم حق مالکیتمه
میخوام حق مالکیتم به گذرگاه ابر رو
در ازای پاک شدن
سم اهریمنی بدم
نه
زندگی ارباب الهی خیلی ارزشمنده
حتی اگه حق مالکیت گذرگاه ابر چشم پوشی کنی هم نمیتونی باهاش معامله کتی
معامله انجام نمیشه
پس اقبال جاودانگیم تو این زندگی رو
در ازای زندگی ارباب الهی میدم
پونی
نه
....ارباب الهی
فقط میخوام زنده بمونی
خیلی خوب
پس همه خاطراتم از این زندگی
و حق مالکیتم به اینجا رو گرومیذارم
به علاوه منم اقبال جاودانگی تو این زندگی رو
رو درازای زندگی ارباب الهی میدم
قبوله
ارباب الهی
مهم نیست حتی اگه حافظه ات رو از دست بدی
فقط کافیه
دوباره همدیگه رو بشناسیم
پونی
وقت زیادی ندارم تو خاطراتم حفظت کنم
حالا که اقبال جاودانگیت رو با زندگیم معاوضه کردی
در آینده هر اتفاقیم که بیفته
با زندگیم برات جبرانش میکنم
زندگیت رو نمیخوام
فقط امیدوارم که
دوستم داشته باشی
احساسات و امیالم به وثیقه گذاشته شدن
پونی
نمیتونم بهت بدمش
پس منتظر روزی میمونم که عشقت رو برگردونی
پونی وقت داره تموم میشه
باید برم
پونی گذرگاه ابر مالک میخواد
حالا مالک جدید گذرگاه ابری
ارباب الهی
ارباب الهی گذرگاه ابر رو بهم سپرده
اما مقام پری پونی نباید خالی بمونه
خوب پس بذار
جایگزینم بشه
من،پونی سرخ
از حالا به بعد اینجا
تو گذرگاه ابر میمونم
حاضرم آزادیم رو در ازای
عروسک سایه ای
که به جام پری پونی باشه بدم
ملکه گلها چرا همچین عروسکی تدارک دیدی؟
یائوجون از الان به بعد
موقتا ملکه گلها میشی
اوهم وظیفه ام به عنوان پری پونی رو به عهده میگیره
ازم میخوای موقتا ملکه گلها باشم؟
چرا؟میخوای کجا بری؟
میخوام منتظر کسی بمونم
شاید هیچوقت برنگردم
ملکه گلها خواهش میکنم همچین کاری نکن
یائوجون لطفا بهم قول بده
تنها چیزیه که تو این زندگی ازت میخوام
آویز سرنوشتشه
به جاش ازش مراقبت کن
باشه؟
ملکه گلها چرا همچین کاری میکنی؟
بعدش
چه بلایی سرش اومد؟
همه چیز رو فراموش کرد
و عاشق یکی دیگه شد
ازش متنفر نیستی؟
نه
چون اون موقع عشقم رو درک نکرد
اما الان
داره میفهمه
تندیم رو ببخش
خوش اقبال بودم که اون روز دیدمت
فهمیدم چقدر شبیه پونی هستی
نمیدونم ارتباطی باهات دارم یا نه
عیبی نداره اگه نمیخوای بهم بگی
پس بذار یه سوال دیگه ازت بپرسم
چرا اینجا موندی؟
منتظرشم
بالاخره دیدیش؟
گمونم دیدی
اما اونی
که میخواستی نیست
داری میری؟
اره میرم
دیگه همدیگه رو تو این زندگی نمیبینیم
انتظار نداشتم حقیقت اینطوری باشه
ارباب الهی مالکیت گذرگاه ابر رو به ملکه گلها سپرد
اما از اینجا رفت
تعجبی نداشت که نتونستیم این همه سال پیداش کنیم
زخمات دارن خوب میشن
حالا میتونی بری
اما فعلا نمیخوام برم
دنبال چیزیم
میتونی تو معیار بی نهایت هر چیزی رو معاوضه کنی
چیزی که دنبالشم
با معیار بی نهایت حاصل نمیشه
فقط خودت میتونی بهم بدیش
عشقت رو میخوام
قدرت بلعیدن همه چیز رو دارم
همه احساسات و امیالم رو در ازای
ساخت گذرگاه ابر و دفع همه شهرها از جهان دادم
چیزی که دنبالشی
رو ندارم
پس منتظر میمونم تا برش گردونی
پونی
حالت بهتره؟
دوهنگ
یادم میاد
تو یه رویا بودم
خواهر اینجایی
فرزند بهوش بیا
چم شده؟
دوهنگ درازای زندگیت اقبال جاودانگیش رو
با معیار بی نهایت معامله کرد
اما به محض اینکه اقبال جاودانگیش از بین بره
جاودانگیش رو از دست میده
خیلی خوش اقبالی
یکی حاضره همه چیزش رو برات بده
خواهر چطور میتونم اقبال جاودانگی رو به دوهنگ برگردونم؟
میتونی هرچیزی رو با معیار بی نهایت معاوضه کنی
فرزندم باید قدردان صداقت دوهنگ باشی
عشق ذی قیمت ترین چیز تو دنیاست
حسودیم شد که کسی حاضره به خاطرت از همه چیزش بگذره
دوهنگ خیلی احمقی
برای اینکه زنده باشی
حاضرم همه چیزی رو براش معامله کنم
♫دلها تغییر میکنن♫
♫عشق،اشتیاق و تعارض میاره♫
♫اما حاضرم برات رهاش کنم♫
♫با فانوسی شناور بر آب♫
♫تمام شادی و اندوهم رو میسوزونم♫
♫نمیتوتم از عشقت دست بکشم♫
♫در تشویش دنیا♫
♫در پیچ و خم های سرنوشت♫
♫هنوز پا برجا و درانتظار بازگشتمی♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫همه برای لحظه ای قبل از جدایی♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫که چی اگه درد داره♫
♫اگه عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫تویی که نمیتونم ازت جدا بشم♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫هیچوقت از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫خوب که چی که دردداره♫
♫وقتی عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫تا این رویا رو برات حفظ کنم♫
سوالی دارم
که امیدوارم جواب بدی
اومدی
خواهر
اگه کسی قول داده باشه چیزی که با گذرگاه ابر معامله کرده، پس بگیره
بازم میشه یه جوری برش گردوند؟
اگه کس دیگه ای
حاضر باشه مهمترین داراییش رو براش فدا کنه
میتونی پسش بگیری
خواهر
میخوام برای اقبال جاودانگی دوهنگ معامله ای کنم
جناب یان ژن
چرا اومدی؟
طلسم شکافتن روحه
خیلی چشمگیره ملکه گلها
همزمان میتونین مالک گذرگاه ابر
و ملکه گلها باشین
چه کلک خوبی
نزدیک به صدسال ازم وقت گرفت تا پیداش کنم
اما حالا بالاخره پیداش کردم
تویی
چطور جرات میکنی به گذرگاه ابر طمع کنی
حالا که نمیتونی از پس هر دو نقش بربیای
چرا گذرگاه ابر رو بهم واگذار نمیکنی؟
اگه همچین کاری کنی
از زندگیت میگذرم
به خواب ببینی
چطور جرات میکنی به گذرگاه ابر طمع کنی زنده ات نمیذارم
دوهنگ
رهبر فرقه یان ژن به قلمرو اهریمنی پیوسته
دوهنگ
یان ژن چطور انقدر پست فطرت شدی؟
دوهنگ،دوست جوونم
ممکنه ارباب الهی باشی
اما اون موقع به خاطر نجات مردم دنیا
همه پلیدی های سه قلمرو رو جذب کردی
همه اون پلیدیا دارن از تو میخورنت
از اون بالاتر تحت تاثیر سم اهریمنی
بیشتر قدرتت رو ازدست دادی
و حالا حتی اقبال جاودانگیت رو هم وثیقه گذاشتی
حتی اگه همین الان به پی شیو تبدیلم بشی
نمیتونی بلایی سرم بیاری
سالها از لینگ چه سواستفاده کردم
تا برام مالک گذرگاه ابر رو پیدا کنه
اما لحظه ای که از گذرگاه ابر رفت
همه خاطراتش پاک شد
هیچوقت جوابی که میخواستم پیدا نکردم
تا اینکه
کاملیا یائوجون رو برای
مقام ملکه گلها مسموم کرد
برای همین فرصت کردم
از تو پونی سفید برای
هموارکردن راهم استفاده کنم
طبق انتظار
هر دو مالک سابق و الان گذرگاه ابر رو برام پیدا کردی
اگه الان همتون رو بکشم
گذرگاه ابر مال من میشه
و بعد میتونم به سه قلمرو حکمرانی کنم
خوابش رو ببینی
پونی
دوهنگ
دوهنگ
دوهنگ
پونی
عشق هیچوقت به عظمت نمیرسه
پونی سرخ
از طلسم شکافتن روح استفاده کردی
اما چرا در عوض قدرتت بهتر شده؟
کی بهت گفته طلسم شکافتن روحه؟
پس کیه؟
چرا هاله ات رو داره؟
باید بفهمم واقعا کیه
خودت رو نشون بده
پونی
طلسم شکافتن روح نیست؟
چشمگیره ملکه گلها
برای فریبمون یه عروسک ساختی؟
پونی
به کی میگی عروسک؟
این آویز برات آشنا نیست؟
عروسک آویزی
نشان گذرگاه ابره
چطور جرات میکنی بگی عروسک نیستی؟
....یه
عروسکم؟
عروسکم
پس
پونی واقعیه
دوهنگ
اینطور نیست
میدونستی اره؟
اینطور نیست پونی
اینطور نیست
عشقی که بدست آوردم به خاطر اونه
تویی که با پونی سرخ
اشتباهم گرفتی
به عنوان یه عروسک
زندگی بیهوده ای نداشتم
عشق واقعی ارباب الهی رو بدست اوردم
پونی
برام
تکی
فقط یه عروسکم
لیاقت عشقت رو ندارم
پونی سرخ کارای زیادی برات کرده
باید عاشقش باشی
ارباب الهی حافظه اش رو از دست داده
برای همین به جاش از گذرگاه ابر محافظت کردم
اما مقام پری پونی نمیتونست خالی باشه
برای همین با یه نشون گذرگاه ابر ساختمت
تا وظیفه ام به عنوان پری پونی رو انجام بدی
خواهر
ممنون که بهم زندگی دادی
اما این عشق متعلق به توئه
به هرحال تصادفا بدستش اوردم
متاسفم
بهشت تسلیم امیالمون نمیشه
شاید
نتیجه عشق اجباریمه
هیچکدومتون چاره ای نداشتین
چرا نمیذارین به جاتون
گذرگاه ابر رو داشته باشم؟
اگه میخوای مالک گذرگاه ابر باشی
باید ببینیم میتونی بهاش رو بدی یانه
فقط یه عروسک بدردنخورم
خوش اقبال بودم که به وجود اومدم
تا احساسات این دنیا رو تجربه کنم
و ارباب الهی عاشقم بشه
نباید بهش وسواسی داشته باشم
بذارین همه چیز رو درست کنم
و سرنوشت بین پونی سرخ و ارباب الهی رو ترمیم کنم
من پونی سفید عروسکی
حاضرم روحم رو در ازای
قدرت بهشت و زمین برای مهروموم کردن
همیشگی یان ژن
بدم
پونی سفید تصمیمت رو گرفتی؟
اگه معامله انجام بشه
دیگه تو این دنیا وجود نداریا
در گذشته
ازت متنفر بودم
اما حالا که فکر میکنم
دیگه اونقدرام ازاردهنده نیستی
آرزوت رو برآورده میکنم
پونی
پونی سفید
چیکار میکنی؟
معامله با معیار بی نهایت تکمیل شد
علت و معلول مشخص شدن
مگه گذرگاه ابر رو نمیخوای؟
آرزوت رو برآورده میکنم
میذارم تا ابد اینجا بمونی
پونی سفید
میکشمت
پونی
ارزشش رو داره؟
چیکار میکنی؟
ارباب الهی بازم میخوای چیزی وثیقه بذاری؟
دیگه چیزی نداری که پیشنهاد بدی
اینبار
ممکنه تا ابد از هم جدا بشیم
ارباب الهی هیچوقت نمیتونی
چیزی که بهم مدیونی رو برگردونی
ارباب الهی خواهش میکنم دیگه معامله نکن
پونی سرخ سالهای زیادی منتظرت بوده
نباید ناامیدش کنی
مخصوصا برای اون عروسک
چیش انقدر خوبه؟
تصمیمم رو گرفتم
دیگه چیزی نگو
چرا؟
پونی سرخ خیلی باهات خوبه
چرا نمیبینیش؟
اون پونی سفید عروسکی
ناپدید شده
چرا بازم میخوای براش همچین کاری کنی؟
بودنت با پونی سرخ برات خوب نیست؟
میدونم خوبه,
اما نمیتونم جلوی دلم رو بگیرم
پونی
برای عذرخواهی
خیلی
دیر شده
نه
جرات داری از دستورم سرپیچی کنی؟
....ارباب الهی
برو
حاضرم جسمم رو در ازای جسمش بدم
بذار پونی سفید
یه پری پونی واقعی بشه
حالا
یه پری پونی واقعی هستی
ارباب الهی زندگیش رو برات داد
مقام ملکه گلها الان خالیه
میتونی ملکه باشی
خواهر
خودت باید ملکه گلها باشی
وقتشه که برگردی
زندگیم رو در ازای زندگی ارباب الهی میدم
گذرگاه ابر باید زیرنظر ارباب الهی باشه
زندگی ارباب الهی خیلی ذی قیمته
زندگیت نمیتونه با زندگیش معاوضه بشه
حالا که زندگیش رو برات معامله کرده
باید خوب زندگی کنی
فرزند عزیزم ملکه گلها باش
ارباب الهی رو ناامید نکن
آزادیم خیلی وقته به وثیقه گذاشته شده
تو گذرگاه ابر میمونم
و منتظر ارباب الهی میمونم تا پیدام کنه
فقط تویی که میتونی مقام ملکه گلها رو بگیری
خواهر
متاسفم
امیدوارم تو زندگی بغدی
ارباب الهی عاشق شخص اشتباه نشه
فرزند خوبم
برو
حاضرم شایستگیام در این زندگی
و مقام ملکه گلها رو
و در ازای ارباب الهی در زندگی بعدی بدم
امیدوارم در زندگی بعدیت
یادت بیاد که
تو گذرگاه ابر منتظرتم
دوباره عاشق آدم اشتباهی نشی
♫دلها تغییر میکنن♫
♫عشق،اشتیاق و تعارض میاره♫
♫اما حاضرم برات رهاش کنم♫
♫با فانوسی شناور بر آب♫
♫تمام شادی و اندوهم رو میسوزونم♫
♫نمیتوتم از عشقت دست بکشم♫
♫در تشویش دنیا♫
♫در پیچ و خم های سرنوشت♫
♫هنوز پا برجا و درانتظار بازگشتمی♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫همه برای لحظه ای قبل از جدایی♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫خوب که چی که دردداره♫
♫وقتی عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫تا این رویا رو برات حفظ کنم♫
♫عشق یه دوراهیه♫
♫شادی و غمم رو برمیگردونم♫
♫نمیتونم دست از عشقت بردارم♫
♫در تشویش دنیا♫
♫در پیچ و خم های سرنوشت♫
♫هنوز پا برجا و درانتظار بازگشتمی♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫همه برای لحظه ای قبل از جدایی♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫خوب که چی که دردداره♫
♫وقتی عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫تا این رویا رو برات حفظ کنم♫
♫عشق یه دوراهیه♫
♫شادی و غمم رو برمیگردونم♫
♫نمیتونم دست از عشقت بردارم♫
♫در تشویش دنیا♫
♫در پیچ و خم های سرنوشت♫
♫هنوز پا برجا و درانتظار بازگشتمی♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫همه برای لحظه ای قبل از جدایی♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫خوب که چی که دردداره♫
♫وقتی عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫با گذر از میان ابرهای شعله ور♫
♫همه برای لحظه ای قبل از جدایی♫
♫لحظه ای از عشقه♫
♫از سماجتم پشیمون نمیشم♫
♫خوب که چی که دردداره♫
♫وقتی عشق همراهم باشه♫
♫و هیچوقت ترکم نکنه♫
♫حاضرم به خاطرت بازهم از اینجا محافظت کنم♫
♫تا این رویا رو برات حفظ کنم♫
مترجم:شکوفه هلو
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.