All language subtitles for What.We.Do.in.the.Shadows.S01E05.Animal.Control.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

اون یه فوران‌گر واقعی بود

آره، حتماً فشار خون بالایی داشت

احتمالاً بهتره بره به دیدن یه طبیب - خب، الان دیگه قطعاً باید بره -

اوه، لازلو، احساس سرکش‌ـی می‌کنم

دل‌ـم می‌خواد یه کار احمقانه و دیوانه‌وار انجام بدم

بسارخب. نظرت چیه بریم به اتاق‌خواب‌مون و یه جامۀ شبانۀ خودمونی تن‌مون کنیم؟

و منظورم از اون، برهنگیه

اوه، لازلو

لازلو؟

هیس. ببین

اون همسایۀ جدیدمون فیل‌ـه

گواریار، خبیث‌ترین شاهدخت من؟

لازلو، ما که تازه غذا خوردیم

من دل‌ـم می‌خواد یه کار متفاوت انجام بدم

خب، چطوره من بخورم و تو تماشا کنی؟ اون شهوت‌انگیزه

واقعاً؟

مثل یه جفت کودن بگومگو می‌کنن

.می‌دونم، نه؟ پیش خودمون می‌گیم: «واه‌واه «می‌فهمیم. شما چندین قرنه که با هم‌ـید

هی، هی، هی، هی، هی

اونا خون‌آشام‌ـن

تو حق نداری بهشون توهین کنی

...من فقط داشتم - تو یه خون‌آشام نیستی -

ببخشید، ارباب - ای‌بابا -

.منظورم اینه، بیخیال، می‌فهمیم بابا شما چندین قرنه که با هم ازدواج کردید

این رو تماشا کن

خفاش

انجام‌ـش بده دیگه، لازلو

بیا پیش من، فیل

تسلیم قدرت تاریک من شو

تسلیم قدرت تاریک من شو

آخرین باری که قدرت تاریک‌ـش رو حس کردم کِی بود؟

می‌گم بیا پیش من، فیل

من واسه این نمی‌مونم. داری حوصله‌ام رو - سر می‌بری - تسلیم قدرت تاریک من شو

فیل؟ من اومدم

فیل؟ با کی داری حرف می‌زنی؟ - !تُف. خفاش -

!اوه - اوه، تُف -

یعنی چی؟

...اوه

♪ Norma Tanega - You're Dead ♪

کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens

بجنب - چه خبر شده؟ -

لازلو خونۀ فیل بود - خیلی‌خب -

و دوست‌دختر فیل زد توی سرش و بیهوش‌ـش کرد - خیلی‌خب -

پس حالا ما باید نجات‌ـش بدیم

خب، اما ناجا کو؟

نمی‌دونم

مشخصه که، متأهل‌بودن به مدت چند قرن ممکنه حوصله‌سربر بشه

و در این لحظات نارضایتیه که به فکر معشوق سابق انسانی‌ـم گرگور میوفتم

اوه، اون خارق‌العاده‌ترینِ مردهاست

ولی اگه مجبور باشم یه انتقادی بکنم، اینه که توی هر زندگی‌ای که داشت اتفاقی سرش از بدن‌ـش جدا شد

چه زندگی‌های کوتاهِ شیرینی

تُف. تُف، تُف

نه، نه، نه، نه، نه، نه

لطفاً رسید را بردارید

تو روح‌ـش. عجب

اون دوباره حلول کرده

...و توی این زندگی، اسم‌ـش جپ

جین. جِنج‌ـه

آ... نه، جِکس‌ـه

جِش. جِنک؟

به جِش می‌خوره

ولی، بدون شک، به‌عنوان یه شخص اسطوره‌ای دیگه احیا شده

!هی، هی، هی! نه، نه، نه

بهتون گفتم، خیلی‌خب، نباید بیاید اینجا مگراینکه ماشین داشته باشید، خیلی‌خب؟

...و... اونا شباهتی به ماشین ندارن، پس

تو که پلیس نیستی، پسر - ...من -

تو نمی‌تونی برامون تعیین تکلیف کنی - خیلی‌خب، اسم‌تون رو یادداشت می‌کنم -

اسم‌تون رو یادداشت می‌کنم. هی

شمایی که استتار کردی. هنوز می‌تونم ببینم‌تون

،خیلی‌خب

یکی‌مون باید دعوت بشه داخل و بره لازلو رو بیاره

من گی‌یرمو رو نامزد می‌کنم، چون من بیش از حد خارجی‌ام و تو بیش از حد حوصله‌سربری

خب، گی‌یرمو لازم نیست دعوت بشه، چون یه انسانه

من ترجیح می‌دم دعوت بشم داخل. مؤدبانه‌تره

راست‌ـش، به نظر میاد نکتۀ قابل بحثیه

اونا لازلو رو دزدیدن

بهش نزدیک نمی‌شم. فقط تماشا می‌کنم

گرگور. گرگور

جواب نمی‌ده، چون اسم‌ـش اون نیست

جِسک

هی. عجب

چه شوک شگفت‌انگیزیه که اینجا می‌بینم‌ـت

آره - به نظرت می‌تونی من رو به پناهگاه خودروهات راه بدی؟ -

چی؟

اوه... آره. بفرما تو، البته. آره

خب، در چه وضعی؟ فکر نمی‌کردم دوباره ببینم‌ـت

تو همیشه دوباره من رو می‌بینی

باشه. آ... اینجا محل کارمه

که نشون می‌ده... چرا اینجا کار می‌کنم

شگفت‌انگیزه - آره -

داری از یه امپراطوری عظیم محافظت می‌کنی

سه طبقه، آره

دوربین‌ها با توئن؟

دوربین‌ها رو نمی‌بینی

خیلی‌خب. آره. بفرما تو

اوه، پرنده‌هاتون رو می‌گیریم، موش‌هاتون رو... ملت - از موش‌ها متنفرن. بعدش گندراسوهاتون رو می‌گیریم « کرن، کنترل حیوانات استیتن آیلند » -

کُلی تماس بابت گندراسوها باهامون گرفته می‌شه - باید نزدیک‌تر بشم تا ببینم اون‌توئه یا نه -

از نظر من که صداش به یه جغد می‌خوره

پس اسب‌هات رو روی یکی از طبقات نگه می‌داری؟

آ... نه. یه زمان یه جگوار اینجا بود

ماشین خیلی قشنگیه. فقط پیش خودم گفتم خیلی باحال بود

من در حلول‌های زیادی با گرگور آشنا شدم

،سرباز، جاسوس، واکس‌فروش، فروشنده

،قالی‌فروش، چمدون‌فروش

ماهی‌فروش، مگس‌فروش

اون در زندگی‌هاش چیزهای زیادی می‌فروشه

شغل تو خیلی پیچیده‌ست، گرگور

...اوه - خیلی مهیج‌ـه -

نه

بازم می‌گم، می‌دونی، «جف»ـه

هیس

من اقیانوس‌های زمان رو رد کردم تا با تو باشم

شنا در زمان رو تصور می‌کنم - ...آره -

ولی کردم - اوه، عجب -

خب، من تا یه ثانیۀ دیگه کارم تمومه

فقط یه خردۀ دیگه مونده، اگه می‌خوای باهام باشی

اوه، ممنوع‌ـه، ولی 10، 15 دقیقه؟

آره، اون عالیه - پس می‌بینم‌ـت -

باشه، رواله

اون همیشه انرژی جنسی خیلی خیلی قوی‌ای داره که انرژی جنسی من رو بیدار می‌کنه

عمیقاً جنسی

گرگور اونه

پس، هم‌خونه‌ای‌مون، لازلو، درحالی‌که به شکل خفاش ،بود، توسط همسایه‌مون، دوست‌دختر فیل بیهوش شد

و حالا اون در قفس و داخل پناهگاه حیواناته

آ... لازلو، نه فیل، دوست‌دختر همسایه‌مون

آره

باید قبل از سحرگاه بیاریم‌ـش بیرون

خب، و جریان این شب‌روهای اینجا همینه، مگه نه؟

می‌دونی، یه خرده آفتاب بهشون بخوره، پوف می‌شن

آتش می‌گیرن می‌ره پی کارش

من تابحال پوف نشدم، ولی عیب نداره - هنوز نشدی -

خون‌آشام‌ها همیشه می‌گن: «اوه! من یه «خون‌آشام‌ـم. من فناناپذیرم. من... حالا هرچی

خب، خیلی‌خب. خب، چطوره که سر چاشت فناناپذیر باشید؟

خب برنامۀ سفر امشب چیه؟

قراره بدترین دشمن‌ـت رو مجازات کنی؟

جلوی بزرگ‌ترهاش آبروش رو ببری؟

اوه، آ... - یا قراره بدترین - مجرمین دِه‌ـت رو نابود کنیم و من کمک کنم؟

وایسا، توی استیتن آیلند؟

چطوره چندتا جادوگر سرخ پیدا کنیم و پاهاشون - رو قطع کنیم؟ - می‌تونیم بریم به کارناوال

منظورم اینه، اونجا بازی دارن. خیلی محشره

مثل یه نمایش عجیب‌الخلقه‌هاست؟ - فکر نکنم درست باشه اون رو بگی -

ما قدیما یه نمایش عجیب‌الخلقه‌ها توی دِه‌ـم داشتیم

بین تمام برادرها و خواهرهام یه بادکنک بهمون داده می‌شد

و بعد همدیگه رو گاز می‌گرفتیم تا به دست‌ـش بیاریم

،یه سال، خواهرم ران برادرم رو گاز گرفت و بعد گوشت‌ـش رو در ازای پول فروختیم

سلام. می‌تونیم بیایم تو؟

عذر می‌خوام، می‌تونیم بیایم توی پناهگاه؟

ما تا 11 بازـیم

باشه، عالیه - اون رو که می‌بینیم -

می‌تونیم بیایم تو؟

آره، بیاید تو

شب‌تون چطور بوده، بچه‌ها؟

به تو ربطی نداره - چی داری... چی؟ -

شب تو چطور بوده؟ - بد نبوده -

خیلی‌خب، خوبه. مال ما هم بد نبوده

این همونی نیست که هفتۀ پیش خوردی؟

نخوردم. نمی‌خورم

قفله

دنبال دستشویی می‌گردید؟

من باید شمارۀ 2 بکنم

درست پشت سرته، پسر. اون در

وایسا. کجا داری می‌ری؟

اونا امشب خوشحال نیستن، بابی

واقعاً، چه خبر؟ - اوه، یه خفاش آوردم -

خیلی‌خب - یه آقاکوچولو، باید این یارو رو ببینی -

صورت‌ـش رو ببین - آره -

این یارو عین یه مرد انگلیسی کوچولوئه

آره، یه جوانک بریتانیایی کوچولوموچولوئه

...وایسا، وایسا، وایسا، بذار بزرگ‌ـش کنم، نگاه کن

چیزی می‌بینی؟ چیزی می‌بینی؟ - امکان نداره -

اون یه آلت شقِ خفاشه روی اون صفحۀ نمایش - مال لازلوئه -

خیلی‌خب - مجبوریم یه آمپول هاری بهش بزنیم -

ازت می‌خوام اون خفاش عجیب‌غریبه که شق کرده رو برام بیاری

وایسا، یه لحظه صبر کن. می‌تونی با اون کلاه سیلندری ...بریتانیایی کوچولو تصورش کنی که این‌جوری می‌کنه

مثل یه مکتشف کوچولو - فکر نمی‌کنم اون جواب داده باشه -

می‌دونم - کارـت در هیپنوتیزم زیاد عالی نیست، هان؟ -

کارم در هیپنوتیزم بد نیست؛ قضیه اینه که نمی‌شه سوژه‌ای که دل‌ـش نمی‌خواد کاری که می‌خوای رو انجام بده، هیپنوتیزم کرد

اگه تنها زمانی که می‌تونی کسی رو هیپنوتیزم کنی

،زمانی باشه که مجبورش کنی کاری که دل‌ـش می‌خواد رو انجام بده، در اون‌صورت دیگه اسم‌ـش هیپنوتیزم نیست، هست؟

یه دقیقه وایسید، کمکی از دست ما برمیاد، بچه‌ها؟

آ... آره. راست‌ـش ما داریم دنبال یه حیوون دست‌آموز گم‌شده می‌گردیم

اوه. باشه - باشه -

چجور حیوون دست‌آموزیه؟ - از اون عادی‌هاش -

مثلاً، یه خفاش

اوه، دیگه، خفاش‌ها غیرقانونی‌ان

اون گفت «گربه»، خانم [ شباهت تلفظ بَت(خفاش) و کَت(گربه) در انگلیسی ]

خب، اگه هر نوع حیوان گم‌شده‌ای دارید، در ،اون‌صورت فقط باید فرم‌های لازم رو پُر کنید

و بعد ما می‌ریم اون پشت و براتون دنبال‌ـش می‌گردیم

باشه

گرگور نمی‌دونه من انسان نیستم و نمی‌تونم بعضی کارها رو انجام بدم، مثل خوردن خوراک انسان

هی. یه مقدار ذرت بوداده برامون خریدم

چیه؟

ذرت بوداده؟ تابحال ذرت بوداده نخوردی؟

عاشق‌ـش می‌شی. بیا، امتحان‌ـش کن - اوه -

فقط یه دونه امتحان کن - ...اوه، من، من... نه، من -

...نه، بیا دیگه، فقط - اوه، یه دقیقه وایسا -

خوردی؟ نه، فقط... بذار بذارم‌ـش توی دهن‌ـت

...اگه فقط

اگه زبون‌ـت رو لمس کنه، می‌مونه

می‌چسبه به زبون‌ـت

یه جورایی باحالی‌ـش به همونه

بفرما. آره

هوم. هوم

اوم. خیلی خوب بود

آره - هی، بازم می‌خوای؟ -

اوه، نه. من راحت‌ـم - یه سطل کامل دارم -

نه! نه. نه

...خیلی‌خب، پس من «اِی‌اِس‌بی‌اِن-119» لازم دارم، ولی

اِم‌اِی-553» به‌هیچ‌وجه به کارم نمیاد، درسته؟»

آ... دقیقاً

سعی دارم یه پنجرۀ باز پیدا کنم

فکر کنم یه دونه پیدا کردم

لازلو

اینجایی که

اومدم نجات‌ـت بدم

« کارناوال نیو اسپرینگویل، 23:16 »

گرگور. سلاح محبوب‌ـته

تو استاد کمانگیری هستی

آره. من... من توی واقعیت مجازی توی این واردم

گرگورِ کمانگیرِ کبیر را بنگرید

جف‌ـه

این مکان رو به زانو دربیار

اوه، تُف

خیال کن یه طایفۀ تُرک‌ـه

طایفۀ چی؟ - بکُش‌شون -

من یه جورایی توی این افتضاح‌ـم. نمی‌دونم

چی به سرت اومده؟

ابله

خارج شدیم، خارج شدیم، خارج شدیم

بیا. گی‌یرمو

این سومین پناهگاه حیواناتیه که بهش سر زدم

موفق شدیم؟ - آره، آره، آره -

لازلو، الان دیگه آزادی

پس... آزاد باش

...اوه - قابل‌ـت رو نداشت -

آره - مردکه -

مطمئن‌ـید خودش بود؟

من کدوم گوری‌ام؟

!می‌گم

آزادم کنید

پس، اتفاقی که الان افتاد اینه که نندور یه خفاش رو که داشت اینجا تیمار می‌شد رو گرفت، و رهاش کرد به داخل طبیعت وحشی

آ... یه خفاش خیلی خیلی بیمار رو - به نظرتون ممکنه من الان هاری داشته باشم؟ -

ممکنه - الان نه، گی‌یرمو -

واقعاً متوجه نمی‌شم چطور وظیفۀ منه که پول جفت اینترنت و تلویزیون کابلی رو من بدم

وقتی یه هم‌خونه‌ای داری، باید یه جورایی تمام هزینه‌ها رو نصف‌نصف بدید

این واسه گوش‌هام یه عذابه - ...می‌دونم، فقط -

لباس قشنگیه، عجیب‌الخلقه - گوتیک ریده -

نباید بکُشی‌شون، خواهش می‌کنم

اوه، نه، نمی‌خواستم کاری بکنم - واقعاً؟ هاه -

آره. من... می‌دونی، من به‌عنوان حراست خیلی از این چیزها ...می‌بینم، و بهترین راه واسه دست‌وپنجه‌نرم‌کردن باهاش

!مبارکه. ما یه برنده داریم

چی شد؟ - داشت بازی رو اشتباه انجام می‌داد -

باورم نمی‌شه گرگور چقدر حوصله‌سربر شده

در هر زندگی قبلی، خیلی نشات‌بخش بود. خیلی تک‌رو

،می‌دونی، زمانی که یه زن رخت‌شور بود

آب کثیفِ موندۀ تِی رو می‌ریخت سر و روی بدن‌ـم و درحالی‌که داشت بهم تجاوز می‌کرد می‌مالیدش بهم

...زمانی که یه اسب وحشی بود

از اول تا آخر مناطق روستایی لخت ازش سواری می‌گرفتم

ولی این نمونه از گرگور؟

یه ننگِ حوصله‌سربره

و می‌دونی چیه؟ به‌خاطر اینه که اسم‌ـش رو گذاشتن جِپس. جف

عجب، توی پرتاب حلقه واقعاً خوب بودی

امشب خیلی بهم خوش گذشت - نمی‌تونم این رو تحمل کنم -

نمی‌تونم تحمل کنم چقدر حوصله‌سربر شدی

با اسمی مثل جف چطور قراره جنگجو و معشوق قویِ هیجان‌انگیزِ قدرتمندی باشی؟

مثل یه انزال بی‌جانه

خیلی‌خب

جف - خیلی‌خب، بسیارخب، بسیارخب -

می‌دونی چیه؟ تو واقعاً داری به من و عمو جف‌ـم ،گستاخی می‌کنی، بلکه همچنین به بابابزرگ جف

و اونجا واسه من خط قرمز حساب می‌شه - برگرد عقب -

به یاد بیار

به یاد بیار کی هستی

...اه

من در نوک یک تپه ایستادم

بر فراز کوه‌های کارپات

من پیروز نبردم

ولی از... تیرهای متعدد سوراخ شده‌ام

با این‌حال جان سالم به در می‌برم

...باید جان سالم به در ببرم

تا معشوق‌ـم را ببینم

ناجا

عشق... کمک‌ـم خواهد کرد که جان سالم به در ببرم

اشتیاق... محرک سفرم خواهد شد

...اوه، گرگور

توئی - گوش بده -

یک سوار نزدیک می‌شود

یک شمشیر در دست دارد

،به سمت من می‌آید

...مستقیماً قلب‌ـم را نشانه

اوه، زندگی بعدی

تا یک دقیقۀ دیگه پایین هستم، اعلی‌حضرت

...این تِی

به اندازۀ اشتیاق من سرشار از آبه

دل‌ـم می‌خواد، ولی نباید

نه، می‌تونی - نه، می‌شنوه -

فقط یه بوسۀ کوچک با لب‌هامون

خیلی عصبانی می‌شه - فقط دهن‌هامون رو بچسبونیم به هم -

اوه، نه، قربان، سرـم نه - !بعدی -

« خدمات رفاه جانوران گرینریج، 23:54 »

سکوت، دوستان چهارپای من

حس می‌کنم امشب عصبانی هستید

و دلیل خوبی هم براش دارید

به‌خاطر اینکه زندانی شدیم

بله، بدون محاکمه

حالا وقت‌ـشه که پاروهامون رو بالا بیاریم و به سمت آزادی پارو بزنیم

موافق‌ـید؟

ممنون

حالا، تصور می‌کنم که یه گربه داخل قفس سمت راست‌ـمه

عالی

تو به قدرت تاریک من سر فرود خواهی آورد، و چفت‌ـت را باز خواهی کرد و من را آزاد خواهی کرد

چفت‌ـت را شُل کن و من را آزاد کن

...بسیارخب - سر فرود... تُف -

خفاش - بفرما -

اینجا. جات رو می‌شناسی

بفرما

هیچ‌جا خونۀ خود آدم نمی‌شه

خوب باش

بسیارخب. شب‌بخیر، دوستان

هف هف

نندور؟ توئی؟ - آره -

من خودم رو تبدیل به سگ کردم تا بیام تو رو نجات بدم

یه ثانیه صبر کن... تو خودت رو توی جایی که سگ‌ها رو زندانی می‌کنن تبدیل کردی به یه سگ؟

فقط پیش خودم گفتم یه خرده ابتکار به خرج بدم و بیام و نجات‌ـت بدم

اگه نمی‌خوای نجات‌ـت بدم، می‌تونم دوباره برم

و بهم بگو چجوری اون‌کارو می‌کنی

توی یه قفس وامونده زندانی شدی

...اوه

نادیا چی می‌گه؟ کجاست؟

...آ

!نه! وایسا

!وایسا - !گرگورـم، آره -

!بجنب

هی، ناپلیس

هی، هی. تو روح‌ـش

آره - ما خود زمان رو مغلوب کردیم -

ما جذب همدیگه شدیم

بیا همین حالا عشق‌بازی کنیم

همین‌جا؟ - آره، اینجا -

همین‌جا روی زمین گردوخاکی این پارکینگ کثیف

اوه، امیدوار بودم این رو بگی

آره - ...اوه -

اوه، خدا. می‌خوای اون رو جواب بدی؟ لازمه اون رو جواب بدی؟

الو؟

سلام، گی‌یرمو

آره، که این‌طور

چی‌کار کرد؟

من... خیلی‌خب، آره. آره

آره، آره، باشه. خدافظ

خدافظ. باشه. آره

ببخشید، باید برم

پیش‌ـم بمون - می‌دونم -

بیا همین الان یه سکس حیوانیِ عجیب‌غریب بکنیم

نه، ولی یه نفر دیگه به طریقی کمتر شهوانی بهم نیاز داره، ولی، می‌دونی، کاری‌ـش نمی‌شه کرد

ولی من به‌خاطرت مُردم، ناجا. من دیدم‌ـش

این الهامات برای به‌جنون‌رسوندن یه مرد کفایت می‌کنن

اوه، فقط یه دفعه به‌خاطر من مُردی. باقی دفعات اتفاقی بودن

چند ساعت پیش، زندگی‌ـم عادی بود، و حالا هر چیزی که فکر می‌کردم واقعیه، وهم از آب دراومده

من با یه شوهر متأهل‌ـم. بدرود

!نه، نه، ناجا. ناجا. نادیا

!اوه، خدای من

!ناجا؟

و، یه جورایی، همچنین متوجه شدم که بعضی سگ‌ها ...خیلی خیلی بزرگ‌ـن، و باقی سگ‌ها خیلی کوچک‌ـن

اوه، خدا رو شکر

ببخشید. خدا رو شکر

لازلو و نندور داخل در قفس‌ـن

خواهش می‌کنم بفرمایید داخل، خانم

ممنون

رمز درتون چنده؟

‏1-2-3-4-5

رمز در اونه؟ - آها -

...امان از انسان‌ها، نمی‌تونم

آخ‌جون، ناجائه

سلام، عزیزم. اینجا چی‌کار می‌کنی؟

اومدم کمک‌ـت کنم از قفس درآی - به‌هیچ‌وجه نیاز نیست -

...آقای گربۀ در بغلی

در حال هیپنوتیزم‌کردن‌ـش بودم...

لحظاتی تا فرار فاصله داشتم

نمی‌دونم چرا خودت رو توی زحمت انداختی اومدی

تــُف

باید هم‌بندی‌هام رو آزاد کنم

قول شرف دادم

خب، مظنون اظهار کرد

...که یه جنگجوی باستانیه که از نو احیا شده، و غیره - !همه‌ش حقیقت داره -

...می‌تونید از معشوقۀ سابق‌ـم بپرسید ما مدت‌ها پیش با هم بودیم

اون تبدیل شد به یه تودۀ موش

باشه، رفیق. از همون تودۀ موش‌ها می‌پرسم

!من گرگورـم

پیروز نبردهای متعدد

!من خانم نظافت‌چی‌ام

فرار کن و آزاد باش، هم‌قطار

!یعنی چی؟

هنوزم خبری از تشکر نیست؟

،پنجه‌هاتون رو شُل کنید حرامزاده‌های نمک‌نشناس

کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.