Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت
.من مکس ژاکوب هستم اکثر روزها شاعرم
اين از نقاش بودنم بدتره
نميتونم فکر زندگي در اين جهان بدون تو رو تحمل کنم
مکس، من دوستت دارم
اما نه اونطور که تو ميخواي
بقيهي خانوادش رو به اردوگاه فرستادن
تو تنها کسي هستي که ميتوني قانعش کني خارج شه
ميتونم همه چيز و همهکس رو ببريم
من ديگه يهودي نيستم. پس نميرم
اينجا خونمه. پيش خدا
تو عکاس محشري هستي دورا
يه نقاش داخلت گير افتاده
بهم ميگي نظرت راجع به نقاشيام چي بود؟
تو بااستعدادي
ميخواي يه چيز جديد بکشي
و فکر ميکني خوابيدن با اين دختر
به انجامش کمک ميکنه
تو فقط حسودي
مطمئني آمادهاي؟
بله
ميتونم بهت کار پيشنهاد بدم. به عنوان مدل
اين قرارمون نبود
اگه خوشت نمياد برو
عشق ميتونه خطرناک باشه
فرناند
اگه از من بپرسي، آخرش خوش نيست
irwarez.net ...بزرگـترين و بهروزترين آرشيو فيـلم، سريـال، بـازي و
:ترجمه و زيرنويس امــيرمحــمد (Gunther)
نــابغـه: پيـکاسـو
تو چه شيطان کثيفي هستي؟
.تو اي شهوتگراي بدبو سالار مگسها از کثافت
!و زباله تغذيه کرد
!ما به جشن تو نخواهيم آمد
!تو اي ماهي متعفن
پوست تو از چرک ساخته شده
چون آنطور که دوستانت ميگويند
مادرت اجازه داد مايعي بگوزد
!مرگ بر توهمات
با ما مياي آقاي ژاکوب
بعد دستت رو رها کن
و اجازه بده غرايضت
مدادت رو به سمت مقصدش ببرن
کجا داري ميري؟
برنامه دارم
خب عوضشون کن
اين هفته سه روز ديدمت
بهم گفتي نبايد زياد وقت بگذرونيم
فقط دارم سعي ميکنم از قوانينت اطاعت کنم
قانون؟ من از قانون متنفرم
هر طور مايلي
.من با دورا ميرم ناهار اشکالي که نداره؟
خوش بگذره
اون يه بچهست پابلو
فقط براي يکي ديگه خرابش ميکني
تو از کشيشم ذهنت بستهتره
اون کاملاً ميتونه مراقب خودش باشه
موسيو کاکتو
ببخشيد که سرزده اومدم
!جان
يه نامه از مکس بهم رسيده
گشتاپو دستگيرش کرده
بردنش به درانسي
اما اونجا فقط يه محل موقته قبل اينکه بفرستنش شرق
مکس بيچاره. ميدوني، سعي کردم بهش هشدار بدم
من يه دادخواست به سفارت آلمان براي ازاديش نوشتم
...همه امضاش کردن
من نميتونم
محض رضاي خدا، پابلو. طرف همينجوريشم مريضه
تو اردوگاه دووم نمياره
نازيا از من متنفرن جان
تهديد کردن که منو تو اردوگاه ميندازن
هنرم رو ترد کردن و تو سخنرانيا من رو تقبيح ميکنن
امضام بيشتر از کمک، به مکس صدمه ميزنه
نامه رو بدون اسم من بفرست
قبل از اينکه خيلي دير بشه
کجا بودي؟
اسباببازي جديدت رو تعقيب ميکردي؟
من روز خيلي بدي داشتم
دوچرخهم رو تو "رو دآتن" از زير دستم دزديدن
اون مرد رو ميبيني؟
از وقتي نشستم داره بهم زل ميزنه
فکر ميکنم تعقيبم ميکنه
بهت گفتم "رنه دروين" ازم خواسته تو گالريش نمايشگاه به پا کنم؟
ميخواد دوباره روزش رو تغيير بده
وقتي نميتونه تصميم بگيره چطور ميتونم آماده بشم؟
کلمهاي از چيزايي که گفتم رو شنيدي؟
تو تنها کسي نيستي که مشکل داره دورا
اتفاق وحشتناکي براي مکس افتاده
مکس. چه سورپرايزي [پاريس، 1905]
اميدوارم اشکالي نداشته باشه
...شنيدم برگشتي به شهر و
از ديدنت خوشحالم
...اتفاقي که بين ما افتاد
دوران سختي براي هممون بود
...البته که بهت اهميت ميدم، ولي من، من
مکس، اشکالي نداره
من با يکي آشنا شدم
چه عالي
آره
اون مرد کيه؟
نه، نه، نه
زنه. آره
اوه
...اسمش "سسيل"ـه. اون
...يه چيز واقعاً
ميبينم که تو هم به کسي چشم داري
نه، اون فقط يه همسايهست
فقط يه همسايه. اسمش چيه؟
حتي اينو نميدونم
دعوتم کن داخل
ميخوام ببينم چکارا کردي، و مهمتر از اون يه نوشيدني ميخوام
راستش، من الان داشتم ميرفتم بيرون
چرا با من نمياي؟
700
براي هر کدوم؟
براي هر سه تاش
"گمشو "ساگو
اجازه نميدم دوبرابر اينم فروخته بشن
اگه خوشت نمياد، شانست رو با "سوالي" امتحان کن
اما يادت نره هنوزم پولي که براي رنگ
بهت دادم رو بدهکاري
بيا بريم مکس
جايي رو ميشناسم که مردم از هنر مدرن خوششون مياد
هنري ماتيس؟
نقاشي سادهايه. از مال بچه هم بدتره
و پرسپکتيوش صافه
ابرها زردن. پوست بنفشه
آره همهاش اشتباهه ولي بينظيره
منطقي نيست
با اين حال کاملاً زندست
تو دوبرابر هنرمند بااستعدادتري هستي
نه، اين هنرمند چيز بيشتري از استعداد داره
اون خيال و تصور داره
من هرگز چيزي به اين حد انقلابي نقاشي نکردم
اما ميتونستي
آره. ولي بايد يه شيوه جديد براي ديدن چيزها پيدا کنم
مثل اين مرد. اون ميفهمه
چي رو ميفهمه؟
که براي نشون داد ظاهر آدما ديگه به هنرمند احتياج نداريم
براي اين کار عکس هم هست
اين ماتيس حقيقت عميقتري رو بهمون نشون ميده
جوري که تو روياهامون هست
نه جوري که ظاهرشون نشون ميده
اون تمام قوانين رو خم کرده، و من ميخوام خردشون کنم
يکيو ميشناسم که بايد ببينيش
آپولينر، امکان نداره اين اسم واقعيت باشه
قضات و مامورين ماليات اسمم رو "کستروويتسکي" صدا ميکنن
اما "اپولينروس" واقعاً اسم وسط منه
و در گواهي تولدم در رم حک شده
و به احترام آپولو، خداي دانش معبد دلف، در تاريخ وضع شده
تو از منم از خودراضيتري
فکر کنم از دوست اسپانياييت خوشم مياد
آبسين! الههي سبز
به عنوان هنرمند، ما نبايد چيزي کمتر از
انهدام جاوداني نظم موجود بخوايم
...اوه
!مراقب باش! هي خودتو به کشتن ميدي
و اگه اون ميمرد، تو
ميدوني در اونطرف چي ممکن بود ببينه؟
بهم بگو
بجاش بهت نشون ميدم
دلقک؟
نه فقط دلقک. لودهها
تفاوتش چيه؟
.دقيق نگاه کن پشت اون چشما شيطانه
همه فکر ميکنن لودهها براي سرگرمين
اما اين فقط تغيير ظاهرشونه
اونا در حقيقت شياطيني هستن که از جهنم فرار کردن
تصويرت زيادي نمادگرايانهست
واقعاً؟
آره
و تو امشب چي نوشتي؟
!شعرم.... همين جاست
منتظره که بپاشمش رو کاغذ
زيادي سرخوشه
منظورت آکروباته؟
آره. خيلي زيباست
ممکنه امپرسيونيست باشي
انهدام جاوداني
با عکساي قشنگ نيست
اگه ميخواي کارت از ماتيس بهتر باشه بايد
طوري از تصاويرت استفاده کني که من از کلماتم استفاده ميکنم
بايد تمام قراردادها رو نابود کني
بايد با انحراف، حيرتزدشون کني
.اون درست ميگه !حوري رقاص کوچک عزيز
اونها استخواني رو در "سالن پاييز" به لرزه درنميارن
چرا قبلاً چيزي نگفتي؟
.خيلي سريع نقاشي ميکشي تا الان نفهميدم
مشکلش اينه که زيادي بههوشه
اين که هميشه مشکله، ولي الان
مشکلم اينه که به قطار آخر نميرسم
نه نميتوني بري. من نياز به
اشعار پرادعاتر و انتقادات بيعاطفهتري دارم
اگه قراره اين نقاشي لامصبو درست کنم
نميتونم تمام شب و هر شب بمونم
تعهدات ديگري هم دارم
چه تعهداتي؟
کجا بودي؟
دوباره با آشغالا آبجو انگليسي ميخوردي
لطفاً مامان. دير وقته
انتظار داري تا چهل سالگي ازت حمايت کنم؟
ديگه ازم چي ميخواي؟
!هر ماه فيش حقوقم رو ميارم خونه
آره! و همش رو تو بار و کاباره حروم ميکني
و حالا موسيو موريس از کارت تو بانک شکايت کرده
موسيو موريس و بانک خرابشدهش برام مهم نيست
من يه شاعرم نه يه فراش
فقط تو مغز فاسد خودت شاعري
ميدوني براي اين که بهت کار بدن چکار کردم؟
اگه از دستش بدي، بدون شک ميندازمت تو خيابون
خب، موجود بدبختي هستي. مگه نه؟
به نظر ميرسه فقط تو تو بارون گرفتار نشدي
اون بيچاره مال شماست؟
خب فکر کنم الان هست
اسمش رو چي بذارم؟
عمهم يه گربه به اسم "مينو" داشت
عاليه. و شما رو چي صدا کنم؟
فرناند
چرا به استديو من نمياي فرناند؟
به گربه يکم شير ميدم و به تو يه مقدار چاي داغ
نميتونم. منتظرم هستن
مينوي بيچاره خيلي نااميد شد
هيچوقت تميزکاري نميکني؟
اگه مزاحم خاک بشم، روي نقاشيا ميشينه
نابودشون ميکنه
حتماً نقاشيهات خيلي برات عزيزن
.اونا همه چيزن گربه رو محکم بگير
چرا؟
ميخوام مهمونم رو نشونت بدم
خيلي به ولگردا ارادت داري
دلقک نقاشي ميکني؟
لودهها
اکثر هنرمنداني که من ميشناسم ترجيح ميدن زنان برهنه رو بکشن
من ترجيح ميدم چيزي که بقيه نقاشي ميکنن رو نکشم
دارم به سالن پاييز ميفرستمش
من پارسال رفتم
اين خب، مثل بقيه نقاشيهايي که ديدم نيست
دقيقاً هدف همينه
ميخوام قضات رو از کتها و کراواتهاي فراکشون بکشم بيرون
يه قرن جديده
همه چيز در تغييره
هنر هم بايد تغيير کنه
اکثر نقاشا فقط ميخوان کسي نقاشياشون رو بخره
اين هرزه بودنه. نه هنرمند بودن
دراوردن خرج زندگي عار نيست
مدت زياديه که ميخوام باهات حرف بزنم
ولي هميشه خيلي عجله داري
اونا کي هستن؟
چند نفر که تو "لاپن آژل" ديدمشون
به نظر ميرسه زنه ميخواد از اون مرد دور بشه
چي شده؟
انگار قبلاً عکسم رو کشيدي
نه. نميدونم که هيچوقت ميتونم فردي به زيبايي تورو بکشم يا نه
چکار داري ميکني؟
نقاشي ميکشم
نگفتم که ميتوني اين کارو بکني
...ببخشيد. فکر کردم
مردم بهم پول ميدن که مدل کارشون باشم
مجاني انجامش نميدم
کجا داري ميري؟
اين اشتباه بود
لوران هزارتا سوال ازم ميپرسه
من کجا بودم؟ با کي بودم؟
ديگه نبايد اين اتفاق بيفته
گشتاپو هيچي راجع به شاعري نميدونه
کاملاً مطمئنم که هيچ علاقهاي به
هنر دوست يهوديت ندارن
راستش اون کاتوليکه
من بودم، اين دروغ رو براي کسي تکرار نميکردم
البته که نه جناب وزير
حالا اين تنها مشکلش نيست
همه ميدونن که اون انحرافاتي داره
... اون در فرانسه آدم مورداحتراميه. الگوي جوانان ماست و
يک زبان کاملاً جديد در شعر ابداع کرد
شخصاً طرفدار نمادگريان هستم
اما با در نظر نگرفتن انحرافاتش. موافقم که شعر اون قدرت خاصي داره
کارهاش رو خوندين؟
هممون آدماي بيفرهنگي نيستيم آقاي کوکتو
پس ميدونين که چقدر براي فرانسويا مهمه
درسته. و شما دوستان تاثيرگذاري در ويشي دارين
ميبينم که چکار ميتونيم بکنيم
ميتونم کمکتون کنم؟
اوراق آزادي براي زنداني 15872 رو دارم [اردوگاه نگهداري درنسي]
ژاکوب؟ - بله -
متاسفم. آقاي ژاکوب ديشب فوت کرد
...چي
مراسم داره شروع ميشه
بايد از اون معبد ميکشيدمش بيرون
!و با قايق ميفرستادمش آمريکا
تو پادشاه نيستي پابلو
نميتونستي مکس رو مجبور کني کاري کنه که نميخواست
اون تنها مرد
.در يه اتاق سرد تو يه رختخواب کثيف اين جنگي لعنتي تقريباً تموم شده
اي کاش فقط چند ماه ديگه مخفي ميموند
اون زندگي خوبي داشت. اون خدا رو داشت
حالا بيا داخل و باهاش خداحافظي کن
نه، نه. من پارسال تو لويره باهاش خداحافظي کردم
اگه براي آخرين بار بهش احترام نذاري، پشيمون ميشي
نه ميخوام زنده به ياد داشته باشمش. نه مرده توي تابوت
فقط خودم رو ميبينم که اونجا دراز کشيدم. نه
من جات بودم نگران مرگ نبودم پابلو
مطمئنم تو مثل يه خوناشام ناميرايي
تو چهت شده؟
مشروب خوردي؟ من ميرم خونه
چرا؟
تا بتوني با دوست دختر کوچولوت بري تو تخت؟
تا دوباره احساس جووني کني؟
چه فکر بينظيري
آهاي من اول اومدم. وايسا نوبتت شه
مياي بريم سر قرار مادمازل؟
من شکلات دارم
اين آدما کين جيمي؟
عکسش رو زدن روي جلد مجله
حالا همه امضاش رو ميخوان
خب تو چرا اينجايي؟
خب پابلو براي جشن گرفتن به کاتالونيا دعوتم کرد
اون اينجا نيست
پيش دوراست. دارن کاراش رو براي نمايشگاه انتخاب ميکنن
مادمازل، شما به نظر زن باهوشي ميرسين
بايد بدونين چه جور آدميه
منظورت چيه؟
اون يه نابغهست
فکر ميکنه اين بهش حق ميده
از هر کس، به خصوص زنهاش
براي هوسش استفاده کنه
پنجاه ساله که اينطور بوده
واقعاً فکر ميکنين براي شما تغيير ميکنه؟
بايد فردا برگردم؟
چرا يکم ديگه نميموني؟
قرارمون سه ساعت بود
.بله. براي پنج فرانک ولي من ده تا دارم
گردنم درد ميکنه
فکر نکنم امروز بتونم ژست بگيرم
و منم ديگه نميتونم نقاشي بکشم. پس راحت باش
من گردنت رو ميمالم
خوک
خب چقدر بهت داد؟
من به دستش آوردم
لازم نيست بابت هر سانتيم بهت گزارش بدم
پس انتظار داري من پول همه چي رو بدم؟
غذا؟ اجاره؟
شايد اگه يه مجسمه بسازي که يکي بخواد بخرتش
لازم نباشه همه پولاي منو بگيري
!هرزهي قدرنشناس
فرناند. حالت خوبه؟
سرت به کار خودت باشه اسپانيايي وگرنه
به مامورين مهاجرت گزارشتو ميدم
لازم نيست اجازه بدي اين طور باهات رفتار کنه، فرناند
هر وقتي خواستي بيا دم در من و من بهت کمک ميکنم
چرا باهات اينطور حرف ميزنه؟
اون کيت ميشه؟
هيچکس. چشماش رو نگاه کن
اون يه ديوونهست. تنهامون بذار
هر چيزي پيکاسو رو مجذوب ميکنه"
لذتبخش و فاجعه
پست و لطيف
شاهکار جديدش، "سالتيمبانک" مانند شمشيري
".به قلب افراد وابسطه به تاريخ فرو ميره
پرقدرته، گيلامو ولي از کي تو منتقد هنر شدي؟
از وقتي که فهميدم لاپلوم براي هر متني بيست فرانک ميده
چي؟
براي نسخهي بعدي فرستادمش
چرا اجازه نميدي قبل از انتشار مقاله من اون
نقاشي رو تموم کنم؟
حواست باشه کجا ميري
تو کسي هستي که سر راهي، داگو* کوچولو [لقبي توهينآميز براي متولدين اسپانيا]
بيا بريم
!ولم کن
چه فکري با خودت کردي؟
اون مرد دو برابر توئه
ممکن بود خودت رو به کشتن بدي
اون حرومزاده لياقتش رو داشت
چي شده؟ تا حالا اينطور نديدمت
فقط فکر کنم خستهام
خب شايد بايد سعي کني به جاي نقاشي در تمام شب، بخوابي
چطور ميتونم نقاشي کنم وقتي تمام شب بايد
به صداي سکس دختر همسايه گوش کنم؟
کدوم دختر؟
فرناند
فکر کردم اسمش رو نميدوني
اون که با مجسمهساز زندگي ميکنه؟
!نميفهمم پيش اون چه غلطي ميکنه
محض رضاي پيغمبر
تو عاشقشي
البته که نيستم
نميتوني بخوابي. نميتوني کار کني
به مردي که باهاشه حسادت ميکني
درست ميگه
تو فقط متوجه نشانههاش نميشي چون
تا حالا برات اتفاق نيفتاده
خب اگه عشق اينه، من نميخوامش
خوبه. چون عشق نابود ميکنه و تو بايد درست کني
دو هفته ديگه نمايشگاه سالن پاييز شروع ميشه
.اين فرصتته که به صورت اربابها تف کني تا جهان رو تکون بدي
تا ماتيس رو حيرتزده کني
تو به سختي روي "سالتمانک" کار کردي
و واقعاً ميخواي به خاطر
خواب و خيالي راجع به معشوقهي يه مرد ديگه دور بندازيش؟
اون عاشقش نيست
!به خاطر مسيح
ميشه اين هرزه رو فراموش کني؟
فقط برو خونه و نقاشيتو تموم کن
بايد باهات حرف بزنم
تا اينجا تعقيبم کردي؟
فقط ميخواستم يه دقيقه باهات تنها باشم
اتفاقي که افتاد يه اشتباه بود پابلو
بهت گفتم ديگه مزاحمم نشي
اشتباه نبود. چيز زيبايي بود
ميدونم که تو همين حس رو داشتي
من عاشقتم فرناند
از اولين لحظهاي که ديدمت عاشقت شدم
داري خودت رو احمق جلوه ميدي
شايد همينطوره
اما اون خوکي که باهاشي حق نداره اينجوري باهات رفتار کنه
تو از من چي ميخواي؟
تو استديو من زندگي کن
من ازت در برابر لوران محافظت ميکنم
ازت مراقبت ميکنم. باهات خوب رفتار ميکنم
ميدوني چندتا مرد چنين چيزي به من گفتن؟
من مثل ساير مردا نيستم
.همشون همينو ميگن ولي همتون دروغگويين
نه، نه به مادرم قسم
چرا بايد بهت اعتماد کنم؟
فرناند
و به چه علت بايد يه هنرمند ورشکسته رو ول کنم برم سر يکي ديگه؟
پيشنهادت رو قبول ميکنم
چه پيشنهادي؟
هفتصد فرانک
آه
بهم گفتن ولار هفتصدتا براي يه نقاشي جديد ماتيس داده
يه شاهکار
من سه تا نقاشي دارم بهت ميدم
اوه
پونصدتا براي همش ميدم
البته کمتر. پول رنگ رو هم بهم بدهکاري
گور بابات ساگو
پونصدتا رو قبول ميکنم
اون مال دو دقيقه پيش بود
الان پيشنهادم سيصدتاست
اون يه دزد لعنتيه. سيصد فرانک
بايد با سيصد فرانک چه غلطي بکنم؟
دو سال پيش ميتونستي به چشم دارايي بزرگي بهش نگاه کني
ميتونستيم يه ماه جشن بگيريم
متوجه نميشي؟
ميخواستم به فرناند نشون بدم که من يه هنرمند بدبخت ديگه نيستم
تا از باتو-لاور خارجش کنم
ببرمش به يه آپارتمان زيبا تو مونتپارناس
و بعدش چي؟ تو
راضي ميشي و باز شروع به نقاشي کشيدن ميکني؟
بله
خب، اگه داشتن اين دختر
تنها راهه که باعث شه دوباره کار کني
بايد يه کاري کنيم اتفاق بيفته. مگه نه؟
چطور؟
يه چيزي هست که با سيصد فرانک ميتوني خيلي بخري
چي؟
جادوي سياه
نميفهمي؟
ترياک. معشوقهي سياه
از ديدنت غافلگير شدم
تو دعوتم کردي
اما مطمئن نبودم شجاعتش رو داشته باشي
کنجکاو آثار هنري بودم
هنر؟ يا هنرمند؟
خب کارش چطوره؟
به نظرم فوقالعادست
خودت بهش بگو. من معرفيت ميکنم
نه. واقعاً
من فقط ميخواستم نقاشيا رو ببينم
شايد يه وقت ديگه
اگه نميخواي ببينيش چرا اومدي؟
فکر کنم ميخواستم از قوانين خودساختهت پيروي کنم
بهت که گفتم. من قانون ندارم
خب هر چي که اسم اين بازيو ميذاري
به اون سادگي که فکر ميکردم نيست
اين بازي نيست. زندگيه
.هنرمندا بايد آزاد باشن بدون هيچگونه محدوديت
.دورا فراواقعگراست اون ميفهمه
من دورا نيستم
شايد اينجا جاي اشتباهيه که شما ملاقات کنين
شايد بايد تو موقعيت راحتتري دوباره امتحان کنيم
اون دعوتم کرد با خودش و دورا شام بخورم
اصلاً خجالت نميکشه. نه؟
هيچ اهميتي به نظر بقيه نميده
در واقع، هر چقد بيشتر به مردم توهين کنه بيشتر خوشش مياد
باعث رسواييه ولي قطعاً جذاب خواهد بود
اين که وقتي با بقيه زنا ميخوابه
خودتو به ندونستن بزني يه چيزه
ولي به عنوان بخشي از حرمش بين مردم راه نميرم
تو که عاشقش نيستي، نه؟
شايد بتونه باهاش يکم خوش بگذرونه
بذار طعم داروي خودش رو بچشه
عصر بخير
عصر بخير
ميخوام با آندره بودين آشنا شين
ملاقاتتون مايهي افتخاره قربان
تو يه شيطون کوچولويي مگه نه؟
خب به نظر ميرسه نياز به يه ظرف ديگه داريم. پيشخدمت
فرنسواز، کنار من بشين
سوالات زيادي بايد ازت بپرسم
نقاشيهات رو ديدم
به نظرم خيلي خوبن
خب چيزي که راجع بهش ميگي حقيقت داره پابلو
سليقهي خيلي خوبي داره
اون خيلي زيباست
پيشخدمت. ما خاويار و صدف و شامپاين ميخوريم
الساعه مادام
خوش نميگذره؟
چرا
لطفاً يکي ديگه
گارسن، لطفاً صورتحساب لطفاً
الساعه قربان
بهت نگفتم ديشب جه اتفاقي افتاد؟
نه
داشتم تو پوننيو راه ميرفتم
يه مردي دوييد و سگ کوچيکم رو دزديد
متاسفم. اين وحشتناکه
پهپهي بيچاره. نميتونم تصور کنم اون مرد کثيف باهاش چکار کرده
اولش دوچرخهت رو دزديدن
بعد سگت رو
چند بار ميخواي اين داستانا رو تعريف کني؟
نميفهمم چرا زياد ناراحت نشدي
تو عاشق اون سگي
اما مطمئنم فرانسواز ترجيح ميده
راجع به چيز جذابتري بحث کنه
هوا صافه. چرا پياده نميبريم خونه؟
براي راه رفتن زيادي خستهم
وقتي پير ميشي همينه
قبل از اينکه شروع شه ميري بيرون
برو خونه. دورا. برو خونه
فکر کنم يه وقت ديگه ميبينمت
آره
اگه سر راه ولگردا نکشنم
بابت اين عصر جذاب ممنون. شب بخير
واقعاً بايد باهاش برم
ببين. من احمق نيستم فرانسواز. باشه؟
مشخصه که چرا امشب منو اينجا آوردي
به اين دليل نيست که بهم علاقه داري
مياي؟
مطمئني حالش خوبه؟
نگران دورا نباش
مشکلي براش پيش نمياد
بهت گفتم تنهام بذاري
اگه بهت بگم چيزي دارم که
ميتونه ناراحتيت رو از بين ببره، چي؟
اينجارو تميز کردي
براي تو انجامش دادم
به نظر کثيف بودنش رو دوست نداشتي
گردوخاک چطور؟ نقاشيات؟
فقط ميخوام تو راحت باشي
ميدوني اين چيه؟
براي ترياک
امتحانش کردي؟
تو فقط ميخواي عقلم رو از دست بدم که دوباره بتوني با من بخوابي
نه، لازم نيست کاري بکني
فقط ميخوام حس خوبي داشته باشي
اگه بتونم برات يه قصر ميسازم. با يه قايق زيبا ميفرستمت بري
اما نميتونم
من ميخوام خوشحالت کنم
حداقل براي يه مدت
ميخوام يه چيزي نشونت بدم
متوجه نميشم
اين معبدي به سوي توئه
اما چرا؟
چون من ميپرستمت فرناند
ميدونم که نميخواستي نقاشيت کنم
عصباني هستي؟
نه، نه فکر کنم تو خيلي من رو زيبا ميکشي
بعضيوقتا نميتونم کلمات مناست براي بيان احساسم رو پيدا کنم
اما با مدادها و قلمموهام ميتونم
لازم نيست
من ميخوام
دورا، چه اتفاقي افتاد؟
يه مرد بهم حمله کرد
سگ و دوچرخهم رو دزديد
خيلي بد بود
اطراف رودخونه پيداش کرديم ولي شواهدي از حمله نبود
اين احمقا حرفم رو باور نميکنن. پس مجبورشون کردم منو بيارن
بهشون بگو. بهشون بگو. پابلو
بهشون بگو چه بلايي سرم اومده
مرسي که اونو آوردين اينجا
الان ميتونين برين. من مراقبشم
منو ببخشيد موسيو اما شايد بايد ببرينش بيمارستان
فکر نکنم حالش خوب باشه
خيليخب. ممنونم
پابلو
بيا، بيا، بيا، بيا
!هرزهي ديوونه
.بعد از همه کارايي که برات کردم
!براي اون غريبهي کثيف ولم ميکني
اگه دوباره نزديکش بشي ميکشمت
حالا خوشحال خواهي بود
حالش بهتره؟
دکتر بهش آرامبخش داد
آره حالش خوب ميشه
حالش خوب نميشه
اون فرواقعگراست
همشون دير يا زود ديوونه ميشن
پابلو اين مزخرفه
نياز به استراحت داره
چند هفته تو آنتيب
نميبيني که داره زجر ميکشه؟
تعطيلات اين رو حل نميکنه
نه؟ پس پيشنهادت چيه؟
مادمازل دکتر ژيلو؟
نميدونم
اما چيزي که ميدونم اينه که
فکر ميکني کاري که ما ميکنيم براش مهم نيست
چون ذهن آزادي داره. اما خيلي روش تاثير ميذاره
و داره بهش صدمه ميزنه و حالش رو بدتر ميکنه
انقد خودشيفته نباش
ربطي به تو نداره
متاسفم
فکر کردم ميتونم به روش تو پيش برم. اما نميتونم
شايد دورا درست ميگفت. شايد هنوز بچهاي
شايد. ولي مراقب خودم خواهم بود
و اميدوارم تو مراقب دورا باشي
به زودي تموم ميشه
لطفاً. من اينو نميخوام. خواهش ميکنم
مشکلي نيست
قبلاً بهت گفتم. وقتي مهمان دارم مورد خصوصي نداريم
اين مزخرف چيه؟
کار منه
تو گيج شدي، کستروويتسکي، کار تو اينه
ديگه نه
من يه منتقدم که کارش چاپ شده. و يه شاعر
با پرت کردن جوهرش به سوي بهشت"
،و خوردن خون چيزي که دوست داره
.و خوش طعم يافتنش .اين هيولاي غيرانساني
"!اين من هستم
.سايهام را بر مردگان کشيدهام"
مرد کور بچهي کوچک را تکان ميدهد
گوزن با تمام خدايانش ميگذرد
کوتوله با ناراحتي مينگرد
".چطور لوده با جادو رشد ميکند
عاليه گيلامو
حالت عکس رو بدون نقص بيان ميکنه
ما انجامش داديم پابلو
تمام اون ريشخاکسترياي آکادميک وقتي ببيننش سکته ميکنن
وقتي سالن پاييز باز بشه، هر دوتون فوقالعاده خواهيد بود
بايد اول نقاشي من رو قبول کنن
سريع برميگردم
ماتيس
ما داريم ميريم
متوجه نميشم
من نميفرستمش
اما چرا؟
به اندازه کافي خوب نيست
irwarez.net ... بزرگـترين و بهروزتـرين آرشـيو فيـلم، سريـال، بـازي و
:ترجمه و زيرنويس امــيرمحـمد (Gunther)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.