Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
اینجا بورکِ.
اونقدر از نقشه دوره که انگار اصلاً وجود نداره.
روستای من، تو یه کلمه، محکمه.
نسلهاست که اینجاست، ولی هر ساختمونش نوئه.
هوا تمیزه، آب پاکه، و منظرهها چیزی نیست که بخوای غر بزنی.
تنها نکته منفی، آفتهان.
اگه تو بیشتر جاها موش یا پشه ببینید، ما اینجا... اژدها داریم.
بیشتر آدما فرار میکنن.
ما نه.
ما وایکینگیم.
ما از دعوا فرار نمیکنیم، خودمون شروعش میکنیم.
عصر بخیر!
برو خونه!
همین که... اوه، سر راهی!
نمیتونم!
میبینی، اژدها یه کم دردسر درست کردن.
اینجا و، خب، همهجا.
پس تصمیم گرفتیم بجنگیم باهاشون.
این کار برامون چطور پیش میره؟
داری چیکار میکنی؟
چی؟
باز داره اون کارو میکنه؟
برو داخل.
برو.
برو!
اون استونِ بزرگه، رئیس قبیلهست.
میگن وقتی بچه بود، سر یه اژدها رو با دستاش کَند.
باور میکنم؟
آره، میکنم.
خب، گرفتیمش.
مستها، نَدرها، سیفلیس، سنجابها، اسنورلاکس، هیولای عنکبوتی، خرس برفی...
چندتا از اینا لازم داریم.
اینقدر نه.
فقط جادو.
بیاین، عصبانیها!
اوه، باز خاموش شد؟
جِن، حتی تو نه.
تا چشم بههم بزنی میرم و برمیگردم.
نه اینقدر سریع.
بیا دیگه، لطفاً!
اون کلهپوکِ پررو با دستای جابهجاشونده، دوبره.
گوش کن.
بگو.
از بچگی شاگردش بودم.
چشمم بهش باشه.
چاقو باید اینجا باشه.
اون زیادی احمقه.
از انبار غذا محافظت کن.
چشم، رئیس.
از دامها مراقبت کن.
چشم، قربان.
مراقب درمانهای شبانه باش.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
بیا دیگه.
آه، گروه آتشنشانی.
بچههای باحال بورک.
اونا وسط ماجرا هستن.
بچهها، از سر راه برید!
ولی بدون کاپیتانشون هیچی نیستن.
ستاره درخشان نسل ما.
بدون تلاشم فوقالعادهن.
کسی که همهرو نابود میکنه.
آسترید.
نباید تو تختت باشی؟
بیا دیگه.
برگرد سر کار.
میدونی، باید برم اونجا.
خودمو نشون بدم.
جای خودمو پیدا کنم.
تو کلی جا انداختی.
همهجا اشتباه.
دو دقیقه بهم بده.
یه اژدها میزنم.
زندگیم صد برابر بهتر میشه.
شاید حتی یه دوستدختر پیدا کنم.
آسترید.
ولی اون یه وایکینگ واقعیه.
تو نمیتونی چکش بلند کنی.
نمیتونی تبر بندازی.
حتی نمیتونی یکی از اینا رو پرت کنی.
ببین، ولی این... این برام پرتش میکنه.
کاملاً بازطراحی شده.
دو لول.
ببین، همینجا.
این همونییه که دارم ازش حرف میزنم.
مشکل کالیبراسیون مایل.
اگه بخوای بری اونجا و شروع کنی به جنگیدن با اژدها،
باید یکی از... این کارا رو متوقف کنی.
تو به کل من اشاره کردی.
آره.
دیگه خودت نباش.
اوه، آره.
جناب، داری یه بازی خطرناک میکنی.
منو محدود نگه داری.
عواقب داره.
وای.
من ریسکشو میپذیرم.
شمشیر تیز کن.
حالا.
یه روز میرم اونجا.
چون کشتن یه اژدها اینجا همهچیزِ.
برونکوها سرسختن.
زدن یکی از اونا حداقل باعث میشه منو ببینن.
یه زیپوبگ؟
هیجانانگیز.
هیجانانگیز.
دو سر، دو برابر اعتبار.
کندن سر یه نَدر قطعاً نشون میده من به اینجا تعلق دارم.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
گوسفندان رو پیدا کردن.
هرچی داریم رو رها کنین.
و بعد، کابوس هیولایی هست.
فقط بهترین وایکینگا دنبال اینا میرن.
ولی جایزه اصلی اژدهایییه که هیچکس تا حالا ندیده.
ما بهش میگیم... جهش خشم شب!
و حالا یه خشم شب داریم.
هیچوقت غذا نمیدزده.
هیچوقت حرکتشو نشون نمیده.
هیچوقت خطا نمیکنه.
وقتشه گابلر پیر کارو دست بگیره.
اینجا بمون.
اینجا.
جدی میگم.
هیچکس تا حالا یه خشم شب نکشته.
برای همین من قراره اولین باشم.
دوباره بزن!
برگرد داخل!
یه فون ازش میسازم!
خودتو جمع کن!
نه!
بزن به چاک!
میدونم!
خودتو جمع کن!
این نَدر هنوز یه کم آتیش تو خودش داره!
کسی اینو دید؟
این مال توئه؟
این شریکمه.
تو اینجوری نیستی!
ترسوندیشون!
خیلی ممنون.
اشکال نداره.
ولی هر روز این کارو نکنیم، ها.
یه چیز دیگه که باید بدونید.
ببخشید... بابا.
مواظب باش!
نکش!
باشه، ولی من یه خشم شب زدم.
بابا، این مثل دفعات دیگه نیست.
و من واقعاً یه دونه زدم.
چرا؟
یه اژدهایی که هیچکس ندیده.
چون از شب برای استتار استفاده میکنه.
اگه تاب بدی، میتونی ببینیش که ستارهها رو خط میزنه.
اینجوری زدمش.
بس کن!
بس کن!
هر بار که پاتو میذاری بیرون، فاجعه اتفاق میافته.
نمیبینی که من مشکلات بزرگتری دارم؟
زمستون داره میرسه، و من باید یه روستای کامل رو سیر کنم.
بین من و تو، روستا با یه کم کمتر خوردن هم میتونه سر کنه.
این شوخی نیست، هیکاپ!
چرا نمیتونی سادهترین دستوراتو دنبال کنی؟
چون نمیتونم خودمو متوقف کنم.
باشه، یه اژدها میبینم، و باید... فقط بکشمش.
میدونی، این منم.
تو خیلی چیزا هستی، پسرم.
ولی اژدها کش نیستی.
برگرد خونه.
مطمئن شو اونجا بمونه.
یه نفر چقدر میتونه خرابکاری کنه؟
هر کس دیگهای بود تا حالا از جزیره پرتش کرده بودن.
فکر کنم پسر رئیس بودن امتیازاتی داره.
ولی برای رئیس نه.
بههرحال، بابام حسابی بهم افتخار میکنه، پس...
بابا، داشتم فقط حرف میزدم... تو جمع باهام حرف نزن.
میدونی، من فقط یه دونه زدم.
البته که گوش نداد.
هیچوقت گوش نمیده.
خب، این تو خانوادتون ارثیه.
و وقتی گوش میده... همیشه با یه اخم ناامیدانهست.
فقط یادش رفته شاگردشو ببینه.
من اون نگاهو دیدم.
هی، تو داری اشتباه به این نگاه میکنی، مرد.
مسئله این نیست که چه شکلی هستی.
چیزی که تو وجودته اون نمیتونه تحملش کنه.
ممنون که جمعبندی کردی.
خب، مایک، نکته اینه... اینقدر سخت تلاش نکن چیزی باشی که نیستی.
من فقط میخوام یکی از شماها باشم.
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
نه، تو میخوای.
هیچکس نگفت آسون میشه.
ولی اجازه بدید یادآوری کنم... ما همه از نسل...
بهترین جنگجویای اژدها از همهجا هستیم.
وایکینگا سفر کردن... که اینجا جمع شدن چون میدونستن...
که ما یه قدم با لونه اصلی اژدها فاصله داریم.
اگه بتونیم فقط بگیریمش... میتونیم این شیاطینو برای همیشه نابود کنیم.
بگیریمش؟
ما حتی نمیتونیم پیداش کنیم.
این لونه داره بیشتر و بیشتر شبیه یه افسانه میشه.
خب، یه داستان قدیمیه.
و ما چی برای نشون دادن داریم، ها؟
ما هدف داریم.
ما جنگجویای بورکیم... خشنترین، سرسختترین قبیله... اینور خورشید.
با این حال... ما دیدیم که تو یه بانک ساده رو...
تنهایی نابود کردی.
مطمئنم تو این راه پاتو از دست دادی... ولی آخرش پیروز شدی، مگه نه؟
آره، شد.
ریچل، شماها از شرق دور اومدین.
فانگای، شماها از جاده ابریشم.
لوئی، شماها از سواحل آفتابسوخته سرزمین پلا اومدین.
هی، نگاهمون کن.
ما هنوز اینجاییم، هنوز داریم میجنگیم.
هنوز داریم مراقب بانکهای همدیگهایم.
پس واقعاً قراره جمع کنیم... و بریم خونه وقتی این هیولاهای لعنتی...
هنوز تهدیدی برای همه سرزمینای ما هستن؟
این ماییم؟
هست؟
نه.
هست؟
نه.
هست؟
نه.
هست؟
نه، رئیس، فکر نکنم.
همون که فکر میکردم.
پیر گوت... بهمون یه علامت داد... تا وقتی شانس پیدا کردن لونه رو داریم...
قبل از اینکه یخ ببنده.
و این همه چیزیه که لازم دارم.
برمیگردیم تو مه.
باشه، همه.
کشتیها رو آماده کنین!
بکن.
دست سطلمو بردارم... برای وقتی که کشتیامونو میسوزونن...
یا دست شنا کردنمو برای وقتی که غرقشون میکنن؟
عجله نکن، گابر.
وقت ندارم تازهکارای امسالو آموزش بدم...
پس تو این کارو میکنی.
آه، مراسم قدیمی گذر.
هیکاپ تازه پیداش شده، نه؟
من بقیهرو دیدم.
آره، خب، من سرم شلوغه.
انبارو بپا.
فولاد گداخته، تیغههای تیز... وقت زیادی تو دستاش.
چی ممکنه خراب بشه؟
باهاشون چیکار کنم؟
بذارشون تو آموزش.
میدونی، جدی میگم.
آره، منم همینطور.
این بچه بیشتر از هر چیزی اینو میخواد.
باور کن یا نه... اون جوون واقعاً میخواد بهت افتخار کنه.
ذهن خودشو داره.
از مادرش گرفته.
ببین چی به سرش اومد.
آره، چون ولکا لجباز بود.
ببین، وقتی من بچه بودم...
دستوراتو اجرا میکردم، درسته؟
سخت کار میکردم چون باور داشتم... که یه وایکینگ میتونه کوهها رو خرد کنه...
جنگلها رو طی کنه، دریا رو رام کنه.
میدونستم کیام.
چی باید بشم.
من دربرگیرنده بودم.
اون اون بچه نیست.
چه شانسی داره... که جای پای منو دنبال کنه؟
آره.
آه!
نمیتونی جلوشو بگیری، استویک.
فقط میتونی آمادهش کنی.
چون حقیقت اینه... ما همیشه نمیتونیم دورش باشیم که محافظتش کنیم.
دوباره میره اونجا.
احتمالاً الان اونجاست.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
همین حالا.
یه کامیون کامل!
اوه!
انجامش دادم!
انجامش دادم!
چرا نمردی؟
حالا باید بکشمِت.
قلاب کن.
بابا، اِ... ببین، باید باهات حرف بزنم، بابا.
منم باید باهات حرف بزنم، پسرم.
تصمیم گرفتم برم یاد بگیرم با اژدها بجنگم.
چی؟
نه، تو اول بگو.
نه، نه، تو اول بگو.
آرزوت برآورده شد.
آموزش اژدها.
فردا صبح شروع میشه.
اوه، مرد، باید اول من میگفتم.
میدونی، چون داشتم فکر میکردم... ما وایکینگای جنگجوی اژدهای زیادی داریم.
وایکینگ نونپز کافی داریم؟
به این نیازی نداری.
بابا...
نمیخوام با اژدها بجنگم.
بیا دیگه.
آره، میخوای.
نه، بذار اصلاح کنم.
نمیتونم اژدها بکشم.
ولی میتونی.
نه، خیلی خیلی مطمئنم که نمیتونم.
وقتشه.
قلاب کن.
نمیشنوی چی میگم؟
نمیشنوی چی میگم؟
آزمون شعله جاییه که وایکینگا ساخته میشن.
جایی که قهرمانا شکل میگیرن.
جایی که رئیسای آینده به دنیا میآن.
چی منظورته؟
من هیچکدوم از اینا نیستم.
من شبیه تو نیستم، بابا.
وقتی این تبر رو حمل میکنی... همهمونو با خودت حمل میکنی.
یعنی مثل ما راه میری.
مثل ما حرف میزنی.
مثل ما فکر میکنی.
دیگه از... این کارا نکن.
به کل من اشاره کردی.
قراره؟
این مکالمه خیلی... قراره داره.
خوبه.
سخت تمرین کن.
برمیگردم.
احتمالاً.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
و من اینجا میمونم.
شاید.
خوش اومدین... به آزمون شعله.
فقط باید یه جا برای مجسمم انتخاب کنم.
از اینجا خیلی بزرگتره.
باور میکنین واقعاً اینجا وایستادیم؟
اینجا رئیس بریوایلد مرگ زمزمهگر رو دید.
آره، و اینجا رئیس تاپنات همهچیزو میکشه.
ببین و یاد بگیر.
مرد، نمیتونم صبر کنم چندتا زخم افسانهای بگیرم.
آره، مثل یه بریدگی بدجور درست رو صورتم.
بهم میگن خستهکننده؟
خستهکننده.
ولی من فقط ذوق دارم که چندتا اژدهای زنده رو از نزدیک ببینم.
میدونی، میتونستم بدون جراحتای دائمی و...
اوه، این چه افتخاری داره؟
آره، فقط اگه یه زخم بگیری باحاله.
میدونم، درسته؟
هی.
عاشقشم.
اوه، عالیه.
میذارمش تو.
فکر کنم بابایی یه چندتا بند واسش کشیده، ها؟
شما دوتا، مثلاً، یه کم زیادی اینجایید؟
آخ.
چی گفتی؟
موضوع حساسی.
چند بار آموزش اژدها رو افتاده.
اِم، درواقع چهار بار بود.
آره، و بهش میگن عقب افتادن.
و بعد خیلی باارزشه که ولش کنن.
واقعاً حساسی، هیکاپ.
راستی، اسم قشنگیه.
اسمت اسنک لاوِ.
دقیقاً.
یه اسم مردونه وایکینگیه.
از متون باستانی ترجمه شده به کسی که اسنک رو شکست داد.
بیاین شروع کنیم.
تقلبای لعنتی.
شما حالا جدیدترین کساییاین که به این سنت قدیمی ملحق شدین.
هر توبایتی که تو قبیلمون به دنیا میآد، یه روز باید تو این میدون زنده بمونه،
اگه بخواد کنار بقیهمون بجنگه.
سخت خواهد بود.
و خیلی خیلی خطرناک خواهد بود.
ولی هر کی بهترین باشه، عنوان بهترین قاتل رو میبره.
و باهاش...
و باهاش، افتخار کشتن اولین اژدهای خودش جلوی کل روستا.
هیچ افتخاری بالاتر از این نیست.
چی؟
هیکاپ قبلاً یه خشم شب کشته.
پس مثلاً، چی، این رد صلاحیتش میکنه؟
نه، بیخیالش.
لاغری.
ضعیفی.
کمتر هدف میشی.
اونا تو رو بهعنوان یه لقمه چرب نمیبینن.
ارزش زحمتو نداره.
اونا بهجاش دنبال جوونای وایکینگمانند میرن.
پشت این درها فقط چندتا از گونههای زیادیان که یاد میگیرید بجنگید.
نَدر مرگبار.
تکنیک آرمور ۱۶.
هیلیا اسکیپلبک.
اسلیترین استیلث نوع دوم.
کابوس هیولایی.
ترور وحشت.
تکنیک رون ۱۲.
میتونی بس کنی؟
ای کیسه پشم گنده.
و بالاخره، گرانکل وحشتناک.
جورج دریک بهنام گرگ.
اوه، هی، غول گنده.
نمیخوای، مثلاً، اول یه چیزی بهمون یاد بدی؟
من به یادگیری تو کار اعتقاد دارم.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
امروز همهچیز درباره دفاعه.
اگه منفجر شی، بازی تمومه.
اوه، میدونی، بازی.
پس اولین چیزی که لازم داری چیه؟
سپر.
سپر، آره، برو.
مال من چی بود؟
سپر مهمترین وسیلهتونه.
باید بین یه سلاح و یه سپر انتخاب کنی.
بذارش زمین.
سپر رو بردار.
تو یه سپر پنجساله داری؟
نندازی، محکم نباشی، تمومه.
سپرا یه کاربرد دیگه هم دارن.
دویدا.
یه عالمه ازش درست کن که اژدها رو گمراه کنه.
تعداد شلیکها محدوده.
چند تا شلیک کم داریم؟
شیش تا، آره.
این یعنی یکی برای هر کدومتون.
اوه، نه، یه نکته جالب.
سنگهای مناطق مختلف فرق دارن.
داری چی کار میکنی؟
برو اون تو.
فیشلینگز، شما تمومید.
چهار تا شلیک مونده.
ما عملاً قراره تو این ماجرا ستاره بشیم.
انگار که باید کنار هم باشیم.
این یه بازی حذفیه، نابغه.
فقط یه شکارچی برتر وجود داره.
هنوز تموم نشده.
تموم شدی.
سه تا شلیک.
انگار فقط من و تو موندیم.
نه، فقط من.
هی!
من خودمو گرفتم!
آفرین، آسترید.
دو تا شلیک مونده.
بلند شو، تموم شدی.
یه شلیک مونده.
پایان درس.
برو تختتو پیدا کن، سوسیس گنده.
یادتون باشه، اژدها همیشه همیشه دنبال کشتنه.
پس چرا تو نکشتی؟
بیاین مرور کنیم، باشه؟
آسترید امروز تو رینگ کجا اشتباه کرد؟
زمانبندی پشتکواروم خراب شد.
شلخته بود.
اولین غلتشم خراب کردم.
آره، اینو میدونیم.
هی!
عقب وایسا، دخترم.
درست، داره تمام تلاششو میکنه.
آره، خودتو اذیت نکن.
بالاخره میگیرتش.
دفعه بعد فقط دنبال من بیا.
آسترید درست میگه.
باید رو خودتون سختگیر باشین.
فقط یه حلقه ضعیف کافیه.
بالاخره رسیدی.
باید اینو جدی بگیری.
چون ما تو یه میدان جنگ زندگی میکنیم.
و اگه حواست نباشه، طرف مقابل داره میبره.
به هر برتری که بتونی نیاز داری.
پس اگه تکلیفتو انجام ندادی، اجازه بده بهت معرفی کنم...
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
یه کتاب اژدها.
هر چیزی که درباره هر اژدهایی میدونیم.
هر قبیلهای حکمت و تجربهشو تو این صفحهها آورده.
این مقدسترین دارایی ماست.
امشب حمله اژدها نداریم.
بخونید.
یعنی کتاب بخونیم؟
من اینو صد بار خوندم.
یه اسکالپترون هست که به صورتت آب جوش میپاشه.
بعدشم یه چیز دیگه...
چرا باید کلمهها رو بخونم وقتی میتونم چیزایی که کلمهها ازشون حرف میزنن بکشم؟
من از اون پسرام که بقیه براشون کتاب کلمهای مینویسن.
پسرها!
نگران نباشید، من برای هر سؤالی درباره اژدها اینجام، باشه؟
نظریهها، آمار، حتی... کارت درست کردم.
هر چی بخوای میتونی ازم بپرسی.
پس دنبالم بیا.
الان چی؟
الان امتحانم کن.
به هیچ وجه.
خب... انگار یه وقت ترسناک و هیجانانگیز میگذره، نه؟
بخونش.
ولی خب، میدونی...
شاید اونا اونقدر که ما فکر میکنیم بد نباشن.
واقعاً دیوونه شدی یا فقط داری ادا درمیاری؟
گزینه سوم هم هست؟
نابود کردن اژدها دلیل بودن ماست.
به خاطر همینه که بهترینهای قبیلهمون دور هم جمع شدن.
چون آره، اژدها همونقدر که فکر میکنیم بد هستن.
آره، میدونم، فقط میگم شاید ما خودمون بخشی از مشکل باشیم.
میدونی، اومدیم تو قلمروشون.
غذاشونو میخوریم.
تو تو یه دنیای دیگه زندگی میکنی، نه؟
فقط میلزی و همهچیزو بدیهی میدونی.
هیچوقت لازم نبوده برای چیزی زحمت بکشی، هیچوقت برای یه قدم جلوتر نجنگی.
خب میدونی چیه؟
من از هیچی شروع کردم.
بدون رئیس برای بابا، بدون کمک، بدون بهونه.
از کار سخت نمیترسم، حاضرم هر کاری لازم باشه بکنم تا کارو تموم کنم.
که تو این مورد یعنی نابود کردن اژدها برای خیر هممون.
باشه.
میدونی چیه دیگه؟
میترسم بپرسم.
من چشمم به اون خونه بزرگ شماست.
یه روز رئیس میشم.
من... بهش شک ندارم.
در واقع، فکر کنم بابام ذوق کنه.
تازه، تو همون بچهای هستی که همیشه آرزوشو داشت.
نه اینکه این همه دردسر گیرش اومد.
از سر راهم برو کنار، هیکاپ.
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
طبقهبندیهای ردیابی.
کلاس ضربه، کلاس ترس، کلاس رمزآلود.
تندر درام.
وقتی غافلگیر میشه، تندر درام یه
صدای کوبنده تولید میکنه که تو فاصله نزدیک میتونه آدمو بکشه.
خیلی خطرناکه، همونجا بکشید.
تیپرجک.
اسکریل.
ویسپرینگ دث.
قربانیاشو میسوزونه.
قربانیاشو دفن میکنه.
قربانیاشو خفه میکنه.
قربانیاشو از درون نابود میکنه.
خیلی خطرناکه.
خیلی خطرناکه.
همونجا بکشید.
همونجا بکشید.
همونجا بکشید.
نایت فیوری.
اندازهاش معلوم نیست.
سرعتش معلوم نیست.
فرزند نامقدس صاعقه و مرگ.
هرگز.
با این اژدها درگیر نشید.
تقریباً میتونم بوکشون کنم.
ما رو ببر داخل.
به جهنم میرم.
باز شروع شد.
صبر کن!
بکش!
بادبان!
بادبان!
تنها نیستیم!
اتفاقی متوجه شدم که تو کتاب چیزی درباره نایت فیوریها نیست.
شاید یه کتاب دیگه باشه؟
شاید یه پنل نایت فیوری؟
تمرکز کن!
حتی تلاشم نکردم!
امروز درباره حملهست.
نِدرها سریعن.
سبک رو پاهاشون.
کار شما اینه که سریعتر و سبکتر باشین.
واقعاً سؤالم درباره روشهای تغییر رو یادم رفت.
نقطه کورشو پیدا کن.
هر اژدهایی یه نقطه کور داره.
پیداش کن.
مخفیش کن.
بعد بزن.
حموم کردی؟
خوشم نمیاد.
بیا خودت نقطه کورتو پیدا کن.
نقطه کور، آره.
نقطه چپ، نه زیاد.
هه هه هه!
دردم گرفت!
خیلی درد گرفت!
خب، چطور میشه یواشکی به نایت فیوری نزدیک شد؟
هیچکس تا حالا باهاش روبهرو نشده و زنده مونده.
برو اون تو!
میدونم، فقط میگم مثلاً چطور...
بشین!
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
خودتو نجات بده!
من اینو درست میکنم!
تقصیر من نبود، آسترید.
نور تو چشات حواسمو پرت کرد!
آره!
آفرین، آسترید.
هیچچیز مثل این نیست که مزه داروی خودشونو بهشون بچشونی، نه؟
تازه، آفرین که با کمکت غرش کردی، درسته؟
چه تیمی!
کسی اینو جدی میگیره؟
جدی فکر میکنم.
چون اگه یادتون رفته، جنگ والدینمون داره جنگ ما میشه!
بفهمید کدوم طرفید.
بیدندون.
فقط میخوام بگیرمش.
دندونا!
من... من... دیگه ندارم!
اوه...
مرسی!
بیخیال، داری شوخی میکنی، نه؟
هه هه هه.
سلام.
بذار برات بگم، بازومو گرفت و با یه پیچش،
دستمو کامل کند و همهشو قورت داد.
آره، حتماً خبرشو پخش کرده چون
تو یه ماه، یکی دیگه پامو گرفت.
احتمالاً یه اسکرول، دندونای دندانهدار، قدرت فک ۱۷.
من انتقام دست و پای باباتو میگیرم، بزرگه.
دست و پای هر اژدهایی که ببینم میبرم.
بالا و دم اژدها رو باید بخوای.
اگه نتونن پرواز کنن، نمیتونن فرار کنن.
اژدهای زمینگیر، اژدهای مردهست.
هر کسی میتونه بدون بقیه اعضا سر کنه.
من همه اعضامو از دست میدم.
داوطلب میشم رافنات حداقل یه عضو از دست بده.
چی؟
ما دوقلوئیم، به هر حال اروپایی.
شما دوقلوئید؟
حتی مامان خودمون نمیتونه ما رو از هم جدا کنه.
میتونه؟
بفرما.
آسترید فکر خوبی داره.
تا میتونی بخواب.
بهزودی استویک برمیگرده و یکی از شماها برای کشتن اژدها انتخاب میشه.
سؤالم اینه، کی؟
بیدندون!
صبحونه آوردم!
نظرت چیه، رفیق؟
یه کم ماهی کاد داریم... یه کم سالمون...
و... یه کم مارماهی دودی!
اوه، مارماهی نه!
مارماهی بد!
آره، منم نمیتونم بگم عاشقشم.
همینه.
بذاریم سر چیزای خوب.
من فقط این عقبم، به کار خودم میرسم.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
اوه، باشه.
گرمه!
همهچیز درباره کار تیمیه.
سر اژدهای خیس نمیتونه آتیش روشن کنه.
ولی یه زیپلبک خیلی پیچیدهست چون
یه سرش گاز تولید میکنه و اون یکی سرش آتیشش میکنه.
کار شما اینه که بفهمید کدومه کدوم.
موفق باشی!
نیشهای تیز که زهر تزریق میکنن برای پیشهضم.
ترجیح میدن ما هنوز هوشیار باشیم.
میدونی، خوشحالم که باهم همتیمی شدیم.
ما دخترا باید بهم بچسبیم.
تا وقتی که مجبور شم بندازمت بیرون، هیش.
فکر کنم تقریباً دل آستریدو بردم.
یعنی اون حتی نمیتونه به من نگاه کنه.
اومدی سراغ مرد درست برای نصیحت.
من... اگه یه چیزی هست که مغز دخترای وایکینگ نمیتونه مقاومت کنه، اون...
مواظب باش!
هی!
ما هستیم، نوابغ!
رفلکسهای برقآسا.
من سرای زشت میبینم.
میزنم.
وای، بگو یه سر زشت، آسترید.
خودتونو نجات بدین!
باس اوکنول با قربانیاش بازی میکنه.
داریم تیکشون میکنیم.
میشه لطفاً؟
بس کن!
اینطرف!
مواظب باش!
اومد!
آه، بیخیال!
آره!
آره!
هی، کاپ!
نگو دوباره بهت بگم!
آره!
آره، درسته.
برگرد تو قفست!
حالا، به کاری که کردی فکر کن.
خب، امروز تموم شد؟
چون یه کارایی دارم که باید...
آره، فردا میبینمتون.
ها؟
هی!
داری سعی میکنی ما رو ضایع کنی؟
نه، نه، نه.
تا حالا ندیدم کسی یه کمبو اینجوری بندازه.
یعنی من همیشه این کارو میکنم، ولی تو چطور یاد گرفتی؟
چی یاد گرفتم؟
اون دقیقاً چی بود؟
باشه، ببین، عاشق توضیح دادنم، چون تبرم رو تو رینگ جا گذاشتم.
اوجیکوبو!
اوجیکوبو!
اوجیکوبو!
آره؟
اوجی؟
این همون نقطهست؟
آره.
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
چی؟
هی، هی، کاپ!
باشه، داری چی کار میکنی؟
یه مشکل دارم.
این چیزیه که فکر میکنم.
چرا تو ماشین منی؟
تویی، عزیزم.
سوار ماشین شو.
یه ترور وحشتناک!
اندازهاش مثل...
دلم برات تنگ شده.
مثل سوپرمن، به هر حال.
کلی حرف درباره آزمون شعله دارم که بهت بگم.
تقریباً بین بابا...
بابا!
بابا!
باشه، خونه میبینمت!
پس لونه پیدا نکردی؟
حتی نزدیکشم نبود.
امیدوارم تو موفقیت بیشتری داشتی.
خب، اگه موفقیت یعنی مشکلات والدگریت تموم شده، پس... آره.
خبرا رو شنیدی، رئیس؟
همه خیالشون راحته.
خدا رو شکر از شر هیکاپ قدیمی خلاص شدیم.
آره، هیچکس دلش برای اون دردسر تنگ نمیشه.
برو.
آره، آره، بیشتر بعدازظهرها، ولی کی میتونه سرزنشت کنه؟
زندگی یه سلبریتی میتونه خیلی سخت باشه.
اون نمیتونه تو دهکده راه بره بدون اینکه هوادارای جدیدش دورهش کنن.
کی فکرشو میکرد که اون...
موج هیولاها رو داره.
موقعیت سوم، بدون جلو.
پسر!
لعنتی!
برگشتی!
باشه، گابر اینجا نیست، پس... میدونم.
اومدم دنبال تو.
واقعاً؟
چرا؟
داری یه چیزی رو مخفی میکنی.
من؟
فکر کردی تا کی میتونی از من قایمش کنی؟
حتی نمیدونم درباره چی حرف میزنی.
هیچچیز تو این جزیره بدون اینکه من بشنوم اتفاق نمیافته.
خب، بیایم درباره اون اژدها حرف بزنیم.
اوه، خدایا، خیلی متأسفم.
میخواستم زودتر بهت بگم.
فقط...
ناراحت نیستی؟
چرا؟
چرا؟
من به این امیدوار بودم.
واقعاً؟
اوه، آره.
و باور کن، فقط بهتر میشه.
صبر کن تا اولین بار دل و رودهت رو بریزی بیرون.
یا اولین سر گرونگو رو رو نیزه بذاری.
چه حسی.
واقعاً حسابی گولم زدی، پسر.
این همه سال بدترین وایکینگ بورک که تا حالا دیدم.
اودین، خیلی سخت بود.
تقریباً ازت ناامید شده بودم.
و این وسط تو داشتی از من قایمبازی میکردی.
فکر کردی خیلی قویی.
فکر میکردی آموزش اژدها جاییه که تو بدرخشی.
شاید حتی شکارچی برتر بشی.
مثل بابای قدیمیت.
نمیدونم.
با این عملکرد خوبت تو رینگ... میخوام...
بالاخره یه چیزی داریم که دربارهش حرف بزنیم.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
خب من...
اوه، من...
یه چیزی برات آوردم.
آره.
برای امنیتت.
تو رینگ.
مامانت دوست داشت تو اینو داشته باشی.
چی؟
مرسی.
نصف زره سینهشه.
ست جادویی.
اونو...
اونو نزدیکت نگه میداره، میدونی.
ما بهت افتخار میکنیم، پسر.
خوب پیش رفتی.
تو ته معاملهای.
خستهای؟
خوب حرف زدیم.
فردا روز بزرگیه.
آزمون شعله.
موفق باشی.
مرسی بابت کلاه سینه.
آره.
خب، باشه.
شب بخیر.
دیگه از این ترفندات بسه.
امروز من شکارچی برتر میشم.
آره، آره، باشه، آره.
شکارچی برتر برو کنار.
ببخشید.
حرامزادهها.
خوب اجرا کن.
من...
دارم میخورم!
خوشحالم که با وقار باخت.
تو!
باشه.
بعداً.
عجله نکن.
برای... چی دیرم میشه؟
برای چی دیرت میشه؟
یه سال دیگه.
یه آزمون شعله دیگه به پایان رسید.
گوردی بزرگ تصمیمشو گرفته.
شکارچی برتر جدید...
نیازی به جام نداری.
میخوای آزمون آتیش رو بگذرونی.
میتونی اژدها رو بکشی.
اینه پسر من.
میخوریش و دیگه برنمیگردی.
باشه، رفیق.
وقت تمومه.
دقیقاً همین فکر رو میکنم.
اینجا چی کار میکنی؟
دنبال جوابم.
تو اینجا چی کار میکنی؟
«رفیق» کیه؟ مربیات؟
اینو تنت میکنم.
میدونم این مشکوکه.
ببخشید.
راست میگی.
دیگه از دروغ خسته شدم.
دارم لباس درست میکنم.
گرفتی منو.
فقط برگردون منو.
چرا باید این کارو بکنی؟
این برای دروغاته.
و اینم برای همه چیزای دیگه.
اوه، نه.
فرار کن!
نه!
نه!
اشکال نداره.
اون دوستمونه.
اون دوستمونه.
بیدندون.
آسترید، آسترید، بیدندون.
اون... خشم شب.
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
من جای تو بودم این کارو نمیکردم.
مردیم.
هی.
فکر کردی کجا داری میری؟
نمیدونم.
نکن.
بهم نگو با هر چیزی که باید بگم حرف بزنم.
خب، حرف نمیزنم.
فقط بذار نشونت بدیم.
لطفاً، آسترید.
این چیه؟
طراحیمه.
آره، تقریباً کمککاپیتانم.
خب، بذار تمومش کنیم.
باشه.
بیدندون، ببرش پایین.
آروم.
چیزی برای ترسیدن نیست.
کارت خوب بود.
درباره چی حرف میزنی؟
گور بابات.
بیا ادامه بدیم.
لطفاً، فقط تمومش کن.
بس کن!
موفق شدی.
حرفتو زدی.
این چیزی رو عوض نمیکنه که باید یکی رو بکشی.
ولی اگه بتونیم نظرتو عوض کنیم... چی؟
میخوای همه رو ببری برای یه سواری جادویی؟
این چیزی که به ما کردن رو پاک نمیکنه، هیکاپ.
اونا ما رو شکار میکنن، غذامونو میدزدن.
و یکیشون مادرمو گرفت.
ولی باید همدیگه رو هی بکشیم؟
به جای...
نمیدونم.
ولی تو نقشه فرارمونو خراب کردی، پس یه دقیقه وقت میخوام.
شاید لو ندمت.
اون موقع شاید نندازیمت تو دریا.
چی؟
چه خبره؟
وودی؟
هی!
بیا پایین!
گوش کن!
ما رو از اینجا ببر بیرون!
انگار دارن برای کشتنشون صبر میکنن.
ولی این ما رو چی میکنه؟
باید اینو پیدا کنی؟
حالا همهچیز معنی داره.
مثل... یه کندوی عظیمه.
اونا کارگرن.
و اون ملکهشونه.
اونا آلفان.
اون کنترلشون میکنه.
باید باباتو پیدا کنیم.
نه، نه، نه، هنوز نه!
اونا... بیدندونو میکشن.
آسترید... باید خوب فکر کنیم.
با دقت.
هیکاپ... ما تازه لونه اژدها رو پیدا کردیم.
و تو میخوای مخفی نگهش داری؟
برای محافظت از...
اژدهای دستآموزت؟
جدی میگی؟
آره.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
باشه.
خب... حالا چی کار کنیم؟
تا فردا بهم وقت بده.
حلش میکنم.
این برای ربودنم بود.
و اینم برای... همه چیزای دیگه.
چی؟
اگه.
اگه دوباره صورتمو تو جمع نشون بدی...
باشه.
اگه یکی بهم گفته بود...
که تو چند هفته کوتاه... هیکاپ از... یه...
هیکاپ.
یعنی من میبستمش به دکل و میفرستادمشون!
برای خراب کردن اون دکل!
و خودتم میدونی!
اینجاییم.
پسر من عنوان بهترین قاتل رو برده.
و هیچکس به اندازه من...
شگفتزده یا... مغرور نیست.
امروز...
پسر من...
یه جنگجو میشه.
امروز...
اون میشه...
یکی از ما!
این چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی.
میخوام همهچیزو تو این بذارم.
ولی اگه یه چیزی اونجا خراب شد، فقط... دخالت نکن.
بابام خیلی بهت احترام میذاره.
آره.
ولی... تو یه چیزی داری که من ندارم.
یه چیزی... که هیچکدوممون نداریم.
پس... من کنارت میمونم.
باهام بیا.
باهام بیا.
وقتشه بریم.
پسر مرده نباش.
پسر مرده نباش.
من چکش رو انتخاب میکردم.
فقط کارمو نگه دار.
آمادهام.
این داره چی کار میکنه؟
نمیخوام بهت صدمه بزنم.
من یکی از اونا نیستم.
مبارزه رو متوقف کن.
نه.
همتون باید اینو ببینید.
اونا اونایی که ما فکر میکنیم نیستن.
ما مجبور نیستیم اونا رو بکشیم.
گفتم مبارزه رو متوقف کن!
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
استویک، اون بهت صدمه نمیزنه.
و.
تو... با بقیه میری.
باید میدونستی.
بابا.
باید این طرفو میدیدی.
بابا!
ما باهم توافق کردیم.
میدونم، ولی اون موقع بود.
همهچیز بههم ریخته.
همهچیزو تو رینگ دیدم.
یه ترفند؟
یه دروغ؟
باید زودتر بهت میگفتم.
اینو سر من خالی کن.
تقصیر منه.
لطفاً به بیدندون صدمه نزن.
اژدها.
این چیزیه که نگرانشی.
نه آدمایی که نزدیک بود بکشی.
اون خطرناک نیست، اییو.
اون از من محافظت میکنه.
اونا بهخاطر خدا مادرتو گرفتن!
اگه مادرت میتونست تو رو ببینه که اونجا با اونا وایستادی وقتی که صدها نفر از
ما رو کشتن... من هزارتاشونو میکشتم!
اونا از خودشون دفاع میکنن، همین.
اونا به ما حمله میکنن چون مجبورن.
اگه غذای کافی نبرن، خودشونو میخورن.
یه چیز دیگه تو جزیرهشونه.
یه اژدهایی که تا حالا ندیدم.
جزیره اونا؟
تو لونهشون بودی.
گفتم لونه؟
پیداش کردی؟
من نه.
بیدندون پیدا کرد.
فقط یه اژدها میتونه جزیره رو پیدا کنه.
نه.
بابا؟
نه.
تو نمیدونی با چی طرف شدی.
این مثل هیچی که تا حالا دیدی نیست.
نمیتونی اینو ببری!
برای یه بار تو زندگیت، لطفاً به من گوش بده!
تو خودتو با اونا یکی کردی.
تو یکی از ما نیستی.
تو پسر من نیستی.
آماده کشتیها!
فردا صبح حرکت میکنیم!
آتیش!
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
بادبانها!
پاروها رو آماده کن!
بادبانها رو به سمت دروازه هلهاید بکش!
ما رو به خونه برسون، شیطان!
سعی کردم جلوشونو بگیرم.
ولی آخرش دقیقاً چیزی که میخواستن بهشون دادم.
باید فقط...
باید وقتی تو جنگل پیداشون کردم میکشتمشون.
برای همه بهتر بود.
آره.
بقیهمون این کارو میکردیم.
پس چرا تو نکردی؟
چرا نکردی؟
نمیدونم.
نمیتونستم.
این جواب نیست.
چرا یهو این برات مهم شد؟
چون میخوام یادم بمونه الان چی میگی.
بهخاطر...
چون ضعیف بودم.
چون ترسو بودم.
چون نمیخواستم یه اژدها رو بکشم.
اون موقع گفتی نمیخواستم.
هر چی!
نمیخواستم!
من اولین وایکینگم تو کی میدونه چند وقت که اژدها نکشته.
اولین یا نمیخواستم.
خب؟
نکشتمش چون...
اونم درست مثل من ترسیده بود.
بهش نگاه کردم.
خودمو توش دیدم.
ولی حالا حسابی ترسیده.
میخوای باهاش چی کار کنی؟
آره.
احتمالاً یه کار احمقانه.
خب، اونو که قبلاً کردی.
و یه کار دیوونهوار.
این چیزیه که بهش فکر میکنم.
آقا، تو موقعیتهاتون.
تو تیررس بمونید.
ستارهات چی شد؟
شاید یه چیزی بود که ما نمیدونیم.
تو فقط عاشق تنبیهی یا چی؟
این بار یه شانس کوچولو داریم.
مرسی، کاپ.
فکر میکنی چقدر باید راه بریم؟
کنار برو، دراگر.
هی، صبر کن.
تو همین الان جلوی کل دهکده خودتو خراب کردی.
چرا باید به تو گوش بدیم؟
چون من گفتم.
دقیقاً.
بچهها، حواستون باشه.
ببینید، بابام نیتش خوبه ولی لجبازه.
و داره حسابی از توانش فراتر میره، پس به ما بستگی داره.
ما؟
بدون شماها نمیتونم اینو بکشم.
و همتون یه چیز خاص برای ارائه دارید.
دیگه چیزی نگو.
عاقلانه بود که دنبال مرگبارترین سلاح دنیا گشتی.
منم.
تو یه جنبه وحشی داری و من خوشم میاد.
آسترید، تو قویترین مبارز مایی.
نیاز داریم هدایتمون کنی.
ما رو کجا ببری، دقیقاً؟
اونا با همه کشتیهایی که داشتیم رفتن.
با من بمونید.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
قسم میخورم این راهه.
خودتونو پایین نگه دارید.
آماده باشید.
رسیدیم.
هیکاپ.
آروم باش.
خوبه.
یه چیزی لازم داریم که بتونی باهاش نگه داری.
آماده شو.
شب طولانیای خواهد بود.
محکم وایستید.
مردمتونو سربلند کنید.
امروز، سلطه اژدها رو برای همیشه نابود میکنیم.
هر جوری که تموم بشه، همینجا و همینحالاست.
بیاید این شیاطینو به جهنم برگردونیم.
همینه؟
لونه مال ماست.
این تموم نشده.
برو.
تمیز.
اونا رو ببرید به اونطرف جزیره.
بیاید حرکت کنیم.
در واقع، بهتره همینجا بمونی.
یه چیزی به این بدید که شکارش کنه.
اون موقع میتونم زمانو دو برابر کنم.
میدونم، من خیلی احساساتیم.
نرمترین بخش تو دندوناته.
ببخشید.
اون موجود ملکهست.
کله و دمشو که نارنجیه بزنید.
عالی برای له کردن و خرد کردن.
چشمهای کوچیک، سوراخهای بینی بزرگ.
به شنوایی و بویایی وابستهست.
تموم.
همینه.
نقطهضعفشو پیدا کنید.
سروصدا راه بندازید.
گیجش کنید.
حرفای درهم.
حد شلیکشو بفهمید.
عصبانیش کنید.
این تخصص ماست.
سعی کنید کشته نشید، بچهها.
این موجود نقطه کور نداره.
میدونم، میدونم، ولی حالا اینجام.
بیا درگیرشیم.
من.
فقط میخواستم ازت محافظت کنم.
میدونم.
بذار منم این لطفو بهت بکنم.
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
افتخار میکنم که تو رو پسرم صدا کنم.
و این همه چیزیه که لازم دارم.
بیا بریم.
شما دو تا اسناتلپ رو بگیرید.
من حواس ملکه رو پرت میکنم.
اون دنبال منه.
حالا!
اوه، داری منو مسخره میکنی.
باورم نمیشه جواب داد!
بیا ببینیم میتونیم ازش استفاده کنیم.
چرا، شاید اون چیپی که اونجاست توش باشه.
همه.
باشه.
بغلم کن.
وقت تمومه.
بیا ببینیم این جواب میده.
بلند شو!
بزن!
بلند شو!
اوه، پسرم.
خیلی متأسفم.
زندهست!
اون.
زندهست!
نجاتش بده، پسرم.
خب، میدونی، بیشترش.
هی، فقط گوش کن.
وای!
باشه.
تو خونه منی.
این بابامه؟
بیا دیگه.
بیا دیگه.
بیا دیگه.
مرسی، رفیق.
بیدندون، بمون.
هی!
نباید تو تخت باشی؟
آره!
خب، نظرت چیه؟
از وقتی غش کردی چندتا تغییر کردیم.
پرواز برگشت اینجا، اوم، یه تجربه بود.
صبر کن، صبر کن، تو... تو سوار اژدها شدی؟
خب، اون هیولا همه کشتیهامونو سوزوند، پس... بلند شو!
اوه، نه.
این دفعه چی کار کردم؟
آخ!
این برای ترسوندنم بود.
باشه، همیشه قراره اینجوری باشه؟
و اینم برای همه چیزای دیگه؟
میدونی، فقط، چون میتونم بهش عادت کنم.
آره.
معلوم شد تنها چیزی که لازم داشتیم یه کم بیشتر از این بود.
تو فقط همهچیزو رو من انداختی.
خب، میدونی، بیشترش، نه؟
پای جدید کار دست منه.
ما فقط اون حس و حال عجیبتو یه کم روش پاشیدیم.
بیا بریم.
ولی یکی.
دوباره درستش کردی؟
آره.
طرحهاتو پیدا کردیم.
بد نبودن.
صبر کن، مگه تو...
ایناهاش.
این چیه؟
این چیه؟
ها؟
میخوای یه دور باهاش بزنی؟
اینجا بورکه.
باید دیوونه باشی که بیای اینجا زندگی کنی.
دیوونهتر از اون که بمونی.
برای آدمای ضعیف نیست.
هر غذایی که اینجا رشد میکنه سفت و بیمزهست.
بیا دیگه!
آدمایی که اینجا رشد میکنن حتی بدترن.
تنها مزیتش حیوانای خانگیشه.
در حالی که جاهای دیگه ممکنه اسب یا سگ داشته باشن، ما...
اژدها داریم!
مرسی که تماشا کردید.
MoviePovie. Com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.