Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
خب، یه سگ موشکی با سفینه فضایی چطوره؟
اسپاگتی با شهابسنگ؟
لیوان انگور کهکشانی؟
الیو، باید یه چیزی بخوری.
یادت میاد مامانت برات چی سفارش میداد؟
ماتریکس، من میرم.
اینجا چیکار میکنی؟
هی، من با برادرزادم اینجام.
دارم سعی میکنم یه چیزی بخوره.
آه، درسته.
برادرزادت.
در مورد برادرت و زنش شنیدم.
خیلی متاسفم.
ممنون.
داریم مدیریت میکنیم.
برنامه فضانوردی چی؟
نه، دیگه نه.
ولی الان وقتش مناسب نیست.
البته.
ولی خیلی خوب بوده که با همخونه جدیدم وقت بگذرونم. درسته، رفیق؟
او، نه.
سلام از طرف بچههای سیاره زمین.
از آغاز زمان، آدما به ستارهها نگاه کردن و فکر کردن که آیا ما...
تنهاییم؟
وویجر تلاش ما برای فهمیدنه.
این کاوشگر شجاع توی یه ماموریته، داره دورتر از هر آدمی که...
تا حالا رفته، سفر میکنه.
به نقاط دوردست کیهان و فراتر از اون.
وویجر هیچوقت کسایی که ساختنش رو دوباره نمیبینه.
اون تنهایی و تنها پیش میره.
ولی شاید یه روز، دنیاهای دور پیامش رو دریافت کنن و وویجر...
ماموریتش رو کامل کنه و ثابت کنه که ما اونقدرا هم تنها نیستیم.
آسیب دیدی؟
چی شد؟ چی شد؟
اولگا، واقعا فکر میکنی حیات اون بیرون هست؟
چی؟ بیخیال.
الیو، نمیتونی اینجوری فرار کنی.
میخوام سلام دولت و مردم کانادا رو برسونم.
سلام از طرف بچههای سیاره زمین.
خودتو توی یه خونه محقر پیدا میکنی و شاید خودتو توی یه جای دیگه...
از دنیا پیدا کنی و شاید خودتو پشت فرمون یه ماشین بزرگ...
پیدا کنی و شاید خودتو توی یه خونه قشنگ با یه همسر قشنگ پیدا کنی...
و شاید از خودت بپرسی...
همونجوری که همیشه بوده.
همونجوری که همیشه بوده.
همونجوری که همیشه بوده. همونجوری که همیشه بوده.
همونجوری که همیشه بوده.
همونجوری که همیشه بوده.
الیو؟ کی میخواد بدونه؟
تو بروشور برای کلوب رادیو آماتور پخش کردی؟
اوه، من الیو سولیسم، رئیس و رهبر کلوب رادیو آماتور...
این ساحل.
باحال. من برایسم.
عالی، باحال، فوقالعاده.
آوردیش؟ آره، آره.
این رادیوی آماتور بابامه، ولی من کد تماس خودمو دارم. BXLOه.
که بعضی وقتا کسایی که باهاشون حرف میزنم رو میخندونه.
تا کجا تماس گرفتی؟ جمعه با...
اوهایو حرف زدم.
اوه. اگه بتونم اینا رو جفت کنم، میتونم بردشونو دو برابر کنم.
خب، حالا میتونی بری. برم؟
صبر کن، بقیه کجان؟
متاسفانه بیشتر اعضامون دچار فراموشی شدن و یادشون رفت بیان.
ولی سه ماه دیگه توی جلسه بعدی میبینمت. چه خبر، برایس؟
هی.
دارم میرم... نزدیک بود گند بزنی.
آره، آره.
شوت. قشنگ بود.
این کالیبه.
اونم میخواست بیاد.
اوه. هی.
این کلاه چیه؟
همونطور که گفتم، جلسه به تعویق افتاده.
زونا شوخی نیست. فکر کردم فراموشی بود. اوه خدایا. راست میگی. داره...
پخش میشه. بهتره فرار کنی. جو، این یارو چشه؟ رفیق، آروم باش.
این یه بچهست که والدینش مردن. هی، این اطلاعات محرمانهست.
بهعنوان رهبر این کلوب رادیویی، من بدینوسیله... تو این کارو کردی؟
قراره اینجوری بشه؟
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
هی، این تقصیر من نبود، من... اوه، بیخیال.
مدرسه رو پیچوندی؟
باید یه ردیاب بذارم روت؟
حالا چِشَت.
دکتر گفت تا دو هفته دست بهش نزنی.
الیو! اوه، منظورت از حالا بود.
این جدیه.
چی فکر کردی؟ داشتم به کار خودم میرسیدم، هوای شب رو استشمام میکردم،
که یهو این اوباش بهم حمله کردن. نه، نه، نه، نه. توی چشمام نگاه کن...
و برای یه بار، حقیقت رو بگو.
نه،
من الیو ای. نیستم.
امشب میری سمینار؟
یه سخنران از برنامه انتخاب فضانوردا میاد.
نه، نه، نه. یه چیزی پیش اومد. اوه، این همون برادرزادهست که اینقدر...
آره، خودشه.
گلوتو!
نمیدونیم این تست حدومرزه یا پسرفت خواب.
کدوم یکی از اینا تویی؟
نمیدونم، ولی فکر کنم اون یکی تویی.
یه جلسه آخر دارم، پس باید اینجا بشینی و نه تکون بخوری، نه حرف بزنی...
نه به خودت آسیب بزنی، برای ده دقیقه.
دیگه به اندازه کافی گرفتاری دارم.
این جلسه اضطراری چیه؟
اوه، نشنیدی؟
ملنیک فکر میکنه یه بیگانه پیدا کرده.
خب، آقای مِلمَک، بگو ببینیم.
پلیس ارشد.
پلیس ارشد.
امروز زودتر، این سیگنال رو از فضای بینستارهای پیدا کردم.
ملمک، لطفاً، دیر وقته. صبر کن، صبر کن، صبر کن.
توی سال ۱۹۷۷، ناسا صفحه طلایی رو پرتاب کرد. صفحه طلایی، آره!
چی؟ صفحه طلایی، قربان، پیام زمین توی یه بطری بود.
سلام از طرف بچههای سیاره زمین. نمیبینی؟
سلام، سیاره زمین. فکر کنم یکی توی فضای بینستارهای پیام ما رو پیدا کرده...
و داره بهعنوان جواب برمیگردونه بهمون.
ملمک. سرگرد.
ملمک. سرگرد! نمیتونیم همینجوری ولش کنیم. باید جواب بدیم. من...
همه ماهوارهها رو برای ارسال سیگنال برگشتی تنظیم کردم. ممکنه چندتا...
خرابی ایجاد کنه.
قربان، یه آتیش الکتریکی کوچیک لازم داریم. ولی برای اولین...
تماس ارزششو داره.
همهچیز آمادهست و منتظر دستوره. فقط بگو.
اگه یکی یا چیزی داره به زمین زنگ میزنه، کی روی زمین باید...
اون تماس رو جواب بده؟
باید بری خونه.
یه هفته مرخصی بگیر.
باید بهم باور کنی. سرگرد، لطفاً.
اونا اون بیرونن.
بذارید یادآوری کنم که ما تحلیلگرای مداری هستیم. زبالههای فضایی رو ردیابی میکنیم...
سیگنالهای یوفوی سرخود.
بیاید فقط... بیاید پنج دقیقه استراحت کنیم. شب طولانیای بوده.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
از طرف بچههای سیاره زمین، من با صلح میام و خیلی هیجانزدهام که بهتون...
بپیوندم. من خلاقم، سختکوشم، قویام، پس لطفاً بیاید منو ببرید...
منتظر میمونم، خداحافظ، دوستتون دارم.
مسئولیت کامل رو قبول میکنم، ولی، منظورم اینه، تو بچه داری، درسته؟...
زود میرم کنار. نگران نباش. فقط چندتا میانوعده برای راه لازم دارم. الیو!
ببخشید، خانم. اون چی بود؟ کدوم ویلیام، بیلیه؟ فوئگو؟ فوئگو. آره، میفهمم.
میتونم برم قدم بزنم؟ نظرشون درباره سلاح چیه؟
ارزش ریسکشو نداره. برات غذا میارم.
غذای خوب و آروم.
سلیقه خوبم کجاست؟
توی کار نیست، درسته؟
آه، اینجاست.
الیو! آبی یا سبز؟ کدومش میگه منو ببرید؟ ولی نه به شکل ناامیدکننده...
الیو، بس کن!
لطفاً!
بیگانهها...
دنبال تو نمیان.
ولی اون یارو گفت... تو دیگه از کنترل خارج شدی.
دعوا کردی. برق کل پایگاه رو قطع کردی. و من نزدیک بود کارمو از دست بدم.
شغلمو.
باید یه چیز دیگه امتحان کنیم.
مدرسه شبانهروزی؟
داری سعی میکنی از شرم خلاص شی. نه، این فقط اردوی خوابشونه. فقط...
چند هفتهست. نمیتونم برم. اونا امشب میان. باید...
خب، فقط یه دوست درست کن. برام مهم نیست دوست. من باید بیگانهها رو ببینم. چرا؟
چون ۵۰۰ میلیون...
سیاره اون بیرون هست و یکیشون حتماً منو میخواد! چون معلومه تو...
البته که میخوامت! ما خانوادیم! تو خانوادم نیستی!
زندگیت اون بالا نیست، الیو.
اینجاست، پایین.
فردا که میبرمش، میخوام ببینم میتونم تو تالار ثبتنامش کنم.
میدونم، ولی... فقط اینجوری که فکر میکردم زندگیام باشه، نیست.
این یه موجود باستانیه. تقریباً توی هر فرهنگی میتونی پیداش کنی...
توی دین، افسانه، خرافات، و حالا توی علم.
جستوجو برای حیات در جای دیگه...
توی عصر ما قابل توجهه چون اولین باره که واقعاً میتونیم...
کاری جز گمانهزنی انجام بدیم.
میتونیم سفینه به سیارههای نزدیک بفرستیم.
میتونیم از تلسکوپهای رادیویی بزرگ استفاده کنیم تا ببینیم پیامی...
بهمون فرستاده شده یا نه.
و این به عمیقترین دغدغههای انسانی مربوط میشه.
آیا ما تنهاییم؟
میدونی، منم وقتی بچه بودم اینجا اومدم.
شاید الان باورم نکنی، ولی این برات خوبه.
اوه، مشاور ترومن، میتونم باهاتون یه لحظه صحبت کنم؟ البته، خانم.
ما کلی دردسر داریم.
به خاطر تو.
آره، خیلی ممنون.
یه کم بترسونش. بیا، خندهداره.
سلام، زمینی.
کجا رفت؟
🎬 لطفا از منبع اصلی ببینید — مووی پووی
آتنا ۵، یه ماهواره از رده خارج شده داره به سمتتون میاد. من...
یه مسیر پرواز جدید براتون دارم.
منتظر باش.
آره، گرفتم.
ببخشید بابت ترسوندن.
امروز کلی تداخل ماهوارهای داشتیم.
این انتقامه. هی، اشکال نداره. لازم نیست تلافی کنی.
صبر کن، اون چیه؟
امیدوارم مزهشو دوست داشته باشی.
یه چیزی اون پشت هست.
خیلی راحت گولت زدم. هی، صبر کن.
صبر کن، این یه سفینه فضاییه؟ به هر حال، از کجا شروع کنیم...
نمونهها.
خوش اومدی، جام افسانه.
از طرف کامیونیورس.
ممنون!
صبر کن، چی؟
خوش اومدی...
به...
کامیونیورس، یه سازمان پانگالاکتیک از گونههای پیشرفته...
کیهان.
بزرگترین ذهنهای جهان اینجا جمع شدن تا دانش...
نوآوری، و دستور غذا به اشتراک بذارن.
خوش اومدی. خوش اومدی.
سلام، سفیران.
کاملاً. خیلی خوشحال میشم باهاتون آشنا شم.
اوپ، لیوانت خالیه. بذار پرش کنم، رفیق قدیمی.
ممنون.
آره. یه مخ، چهار لوب، و یه بصلالنخاع.
اشکالی نداره یه کم توشو ببینم؟
کوستا، تازه باهاش آشنا شدی. ببخشید بابت این. من...
کوستای گوبم.
ایلی از فلویینوم.
تاگمن از تاگمن. و تو کی هستی؟
الیو سولیس از زمین.
خطاب به نامزد جدیدمون، الیو سولیس از زمین.
بیا، همه منتظرن باهات آشنا شن.
دانش و علاقه برای به اشتراک گذاشتن.
سلام. اینجا کامیونیتیای ساختیم با کنترلهایی برای جاذبه...
دما، و همه زبانهای شناختهشده.
این...
هست...
جدیدترین طراحی من.
سلام. من یه راهنمای جهانیام. اسرار جهان رو تو خودم دارم.
معنای زندگی چیه؟ پشت سیاهچاله چی هست؟
آیا... توی یه دعوا کی برنده میشه؟ یه گوریل با چوب بیسبال؟ یا ده...
شامپانزه؟ هیچکس که دعوا کنه برنده واقعی نیست.
ها؟
گوریل.
این موجودات کوچولو اوباشای بدیان.
اونا از نانوتکنولوژی برای ساخت هر چیزی که بخوای استفاده میکنن.
داری شوخی میکنی؟ چقدر شیک!
این قشنگترین جاییه که تا حالا دیدم.
این دستشوییه.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
دنبالت بودیم. البته که دنبالت بودیم. از وقتی که...
این سفینه کوچولوی جذاب رو که فرستادی برامون، پیدا کردیم.
وویجر؟ توی یه میدان سیارکی پیداش کردیم.
کار ساخت خوبی داره.
امم، ممنون؟
کنجکاو شدیم درباره گونهای که اینو ساخته. یه دعوتنامه فرستادیم و...
دوست داریم جواب رسمی سیارهتون رو دریافت کنیم.
خیلی تاثیرگذار بود. خیلی خوشحالیم که بالاخره باهات آشنا شدیم...
اوه، چرا صورتت داره آب میشه؟
اوه عزیزم، باید عجله کنی. سریع باش. ببخشید.
لطفاً بهمون ملحق شو.
تکنولوژی تو و سلاحهای من یه اتحاد غیرقابلتوقف میسازه.
حالا، منو به کامیونیورستون راه بدید.
متاسفانه، نامزد گراگون، ارزیابی ما اینه که تو مناسب نیستی.
من، لرد گراگون، امپراتور خون هیرول، مناسب نیستم؟
خب، ما به تحمل و ذهن باز اعتقاد داریم.
من تحمل دارم!
متاسفم.
مشکل تو نیستی.
مشکل ماییم.
فکر کنم گفتیم مشکل اونه. اگه نتونم به کامیونیورس بپیوندم...
با زور میگیرمش!
آماده باشین که نابود بشین!
چرا خونه جدید ساخت؟ پیشنهاد میکنم فرار کنیم و قایم بشیم. آره...
بیایم بریم لبه کیهان و همه چراغا رو خاموش کنیم.
اوه، این شامل منم میشه، درسته؟
اوه، اوه، ببخشید، نامزد.
نمیتونیم توی این موقعیت عضو جدید قبول کنیم.
درخواستها تا اطلاع ثانوی بستهست.
ولی من تازه امتحان کردم! چه حیف.
چند هزار سال دیگه برگرد. شاید یکی از ما بتونه با لرد...
تو باهاش حرف بزن. من نه.
من خاموشم.
من سرم شلوغه.
نگران نباش. برت میگردونم به زندگیت روی زمین، همونجور که بود.
تو با لرد گراگون حرف میزنی؟ متخصص مذاکره درگیری هستی؟
شوخی میکنی؟ زندگیم پر از درگیریه. و جای زخمهای نبردم...
اینو ثابت میکنه.
خوشحال میشیم که لازم نباشه از هر قلدری که گنجهامون رو میخواد فرار کنیم.
اگه بتونی گراگون رو بفرستی بره، همونجا عضوت میکنیم.
پس من، رهبر زمین، آماده خدمتام.
نامزد سولیس، تو همچنان غافلگیرمون میکنی. وقتی گراگون برگرده...
براش آمادهایم. تا اون موقع، همونطور که روی زمین میگین، خب، خداحافظ، دوستتون دارم.
برای مذاکره با جنگسالار، یه جایگزین موقت لازم داری. میتونم...
یه نمونه DNA ازت بگیرم؟ البته، کجا میخوای... وای!
اولین...
پروب من. رهبران جهانی مثل تو نمیتونن همینجوری غیبشون بزنه...
جهانت به هرجومرج میرسه. برای همین کلونینگ هست.
ببخشید. این یه کاره.
خب، انگیزم چیه؟
منظورت چیه؟
باید چیزی تغییر بدم یا فقط با اعتماد به نفس پایین و...
نیاز به تعلق بمونم؟ چی؟
من عادیم. فقط عادی باش.
چیزای عجیب نه، باشه؟
باشه. باشه.
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
خوش بگذره.
جالب. جنگسالار منتظره.
اون بود.
فقط چندتا چیز که میخواستم مرور کنم. اون چیزی که همهچیز رو...
میدونست چی بود؟ اینو میگی؟
سلام. من یه راهنمای جهانیام.
میخوای حالا معنای زندگی رو بدونی؟
نه، همهچیز درباره مذاکره با جنگسالار رو میخوام.
حتماً.
فصلهایی درباره رهبری با همدلی دارم.
نه. ایجاد ارتباط.
نه. بستن یه معامله عالی.
آره، همونه. قلم داری؟
اگه به احتمال زیاد قراره بمیری، میخوای به نزدیکترین خویشاوندت...
روی زمین خبر بدم؟
نه، اشکال نداره.
از یه موقعیت قدرت شروع کن. مهمترین چیز اینه که آروم بمونی.
به من نگو آروم باشم. این چیه، ها؟ اردو یا کلوب مبارزه؟ اون...
یه پسر کوچولوی معصومه. و اگه این چیزیه که شما بهش میگین شخصیتسازی...
من با رئیست صحبت میکنم.
رئیس همه.
غیرقابل قبوله.
هیچوقت نباید میذاشتمت اینجا.
آره، ممنون. دنبالم کن چون ضعیف و کوچیکم.
ولی شام پیتزا بود. پس در کل، شب خوبی بود. ورمش...
چطوره؟ زدنش؟ خوبه. خیلی متاسفم که سر زدم. یه چیزی...
پیش اومده بود.
اشکال نداره. داشتم یه سیگنال عجیب از فضا ردیابی میکردم.
میریم خونه؟ شام چیه؟
امم، ماکارونی و پنیر.
فکر کردم شاید برات جالب باشه چون اگه بیگانهها از...
بیگانه؟ معمولی میکنیم؟
یا پنیر سفید. گشنمه. پس نمیخوای درباره بیگانهها حرف بزنیم؟
نه واقعاً.
فکر کردم اگه بیخیالش شم بهتره.
واقعاً؟
این فوقالعادهست.
آفرین به تو.
اوه،
این آهنگو دوست دارم.
گستاخی. میهنپرستا. و جانی گود.
با اعتماد به نفس باش.
از موضع قدرت صحبت کن.
ایناهاش. مرد لحظه.
ببخشید دیر کردم.
خب، لرد گراگون میاد اینجا؟
اوه، نه.
تو میری اونجا.
خب. خداحافظ. دوستتون دارم.
این چیه؟
قرمز. سبز.
خوش اومدی، کاپیتان.
باور کن. یه نقشه از مختصاتمون انتخاب کردی.
فرآیند کابین. عملکرد سپر.
تندی. آژیر. آه، نعناع رو پیدا کردیم.
مقصد رو سیاره خونهت تنظیم کردی.
اوه، زمین؟
تایید یا لغو.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
پیکاپ قهرمانانه چیه؟
این کسیه که کامیونیورس فرستاده؟
تو از اونی که فکر میکردم ریزهتری.
منم میتونستم درباره تو همینو بگم.
ها؟ اوه، چی لازم داری که کامیونیورس رو ول کنی؟
وفاداریا ترجیح میدن با آرزوهای توی هوا پیش برن.
لگدش یه کم سنگینه.
لعنتی، من، اوه، توپ دستیمو خونه جا گذاشتم. چرا ما، اوه...
از یکی از مال من استفاده نمیکنیم.
خیلی لطف کردی.
شوت فریبنده. شاید بتونیم با کسایی که...
مثل یه هیولا بهم نگاه میکنن ارتباط برقرار کنیم. چطور جرات کردن منو رد کنن؟
خب، اگه اونا تو رو نمیخوان، چرا یکی رو پیدا نمیکنی که بخوادت؟
دوباره بگو؟ باید یه جایی اون بیرون باشه که...
ولی مگه کامیونیورس جایی نیست که بزرگترین رهبران جمع میشن؟
من بزرگ نیستم؟
کاملاً. ولی چرا عمرت رو تلف کنی که با کسایی ارتباط برقرار کنی که...
درکت نمیکنن؟ وقتشه که بری جلو.
درسته، یارو خاکستری؟
یارو خاکستری؟
آره.
چه کارگری؟ این چیه؟
کونت. شاهزاده میخواد ببینتت. برای نفرت ازش. و بهش بگو من...
سرم شلوغه.
اتیکوم یونیورس. تو بابایی، درسته؟
اوه، آره. خیلی سخته.
اون هیچ درکی از اهمیت کارم نداره. میفهمم. اگه خیلی سختکنترله...
فقط بفرستش بره.
من با مال خودم این کارو کردم. خیلی سختکنترل؟
اوه،
منظورم... اوه، فکر میکنی من نمیتونم پسرمو کنترل کنم؟ نه، نه، نه. فکر نمیکنم...
واقعاً.
بهم بگو.
من چی رو اشتباه میکنم.
اشکال نداره. منم یه والد مَردم.
چی؟ هیچکدوممون نمیدونیم داریم چیکار میکنیم. حتی اینو نمیخواستیم. بذار یادت بیارم...
با کی طرف هستی.
مذاکره تموم شد.
گرونک، زندانی رو به اقامتش ببر.
زندانی؟ چی؟
تو برای من تماشا میکنی وقتی کامیونیورس محبوب تو رو نابود میکنم.
ولی اون فقط یه روز اونجا بود. اوه، شنیدم سرهنگ کلی ازت تعریف میکرد.
واقعاً؟ تعریف میکرد؟
جاذبه، اوه، خاموش.
وای.
خب، کافییه.
جاذبه، برگرد.
خب، برمیگردم پیش گراگون.
چی رو امتحان نکردم؟
چونهزنی، چیپ.
مثل، یه چیز باارزش.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
درباره من سؤال بپرس، مثلاً رنگ مورد علاقهم چیه؟ بنفشه، اگه میخوای بدونی.
اگه پرسیدی، گفتم!
هایلرگانها وقتی به سن خاصی میرسن، یه زره میگیرن. پر از سلاح و بمبه.
اووه، یه جا لیوانی هم داره!
یه چیز خاصه.
پس اگه هایلرگانها زرهشون رو دربیارن، شبیه تو میشن؟
آره، ولی هیچکس همچین کاری نمیکنه. اگه پوست نرم و گرمت رو نشون بدی،
خودت و کل خانوادت تا ابد بیآبرو میشین.
نمیتونم صبر کنم تا زرهم رو بپوشم.
قراره خیلی خفن به نظر بیام.
هشدار! لطفاً فرار نکن!
لطفاً فرار نکن! دارن درباره تو حرف میزنن؟
نمیفهمی.
ماجرای تراجوورث هستی؟
قاتلی؟
چی کار کردی؟
بیا دیگه، قول میدم رازت رو نگه دارم.
راز اینه که... من یه بچهم.
بابا؟ فکر کردم میدونی.
دقیقاً شبیه اونم. ببین.
دارم رو کمرم کار میکنم.
میتونم یه لطف بزرگ ازت بخوام؟
همه منو نادیده گرفتن.
ولی حالا بالاخره بابام بهم توجه میکنه. مامان بابات بهت توجه میکنن؟
خالم اولگا اصلاً براش مهم نیست. حالا که من نیستم،
میتونه هر کاری دلش میخواد بکنه.
مثلاً فضانورد بشه یا هر چی. از فضانورد شدن یا هر چی دست کشید
بخاطر تو؟ وای.
حتماً خیلی دوستت داره.
نه، نه، اصلاً.
ولی حالا من آزادم که به جهان بپیوندم.
کشتیها انگار دارن توپهاشون رو به سمت ما نشونه گرفتن. اینم جزو مذاکرهست؟
افتخار دارم که کامیونیورس رو رهبری کنم.
دارم نشان عضویتت رو بهینه میکنم. رنگش رو دوست داری؟
من خودم معامله رو جوش میدم. خیلی خوب، کاندیدای اسلیز. حالا،
کسی گود کاپرا رو میشناسه؟
آه، بالاخره انجامش دادیم!
آره! تو خیلی باحال بودی!
خوبی؟
تا حالا بیرون نبودم.
اینجا خیلی سرده.
جاذبه خاموشه؟
فکر میکنی این باحاله؟ بیا!
خاموش شدی؟ شاتل آمادهست. بریم؟
نه، هنوز نه.
پرنس لین چون آسیبپذیر بود، ربوده شد.
بیحفاظ. نرم.
زرهش رو آماده کنین! ولی این کار زمان میبره، عالیجناب.
انجامش بدین!
مراسم گوردون رو تو کامیونیورس برگزار میکنیم، و اونا از
قدرت کامل هایرول زانو میزنن!
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
پس همه روی زمین به زبان الویز حرف میزنن؟
نه، فقط من.
و مامان و بابام.
یا حداقل قبلاً این کارو میکردن.
خالم زیاد حالیش نیست.
ولی من هنوز ازش استفاده میکنم که یادم نره.
اتفاقی برای مامان و بابات افتاده؟
میدونم فرق داره، ولی مامان منم خیلی وقتا نیست.
داره تو جنگهای خونین میجنگه.
خیلی دلم براش تنگ شده.
بعضی وقتا حس میکنم بابام اصلاً منو نمیخواد.
میفهمم چی میگی.
تنها کسایی که منو میخواستن، دیگه نیستن.
ولی، نمیدونم.
اگه... اگه هیچی درباره من نباشه چی؟
فکر میکردم زمین مشکل داره، ولی اگه مشکل خودم باشم چی؟
خب، من که ازت خوشم میاد، به نظرم خوبی.
اوه، زرهت رو آوردی. فکر کنم همینطوره.
ولی این خوبه، نه؟
آره، منظورم اینه که یه شعلهافکن داره، اره برقی، تفنگ.
میتونم بجنگم، فتح کنم، بکشم و... گوردون،
واقعاً نمیخوای زرهت رو بپوشی؟
آره، خب، یه جورایی...
نه، نه.
وانمود میکردم که میخوام، ولی دروغ میگفتم.
وقتی زره رو بپوشم، دیگه نمیتونم بازی کنم، شنا کنم یا هیچ کاری بکنم.
بدترین اتفاقه.
پس چرا چیزی نگفتی؟
چون بهم یاد دادن بچهها باید این کارو بکنن. سنتیه.
اگه نکنم...
انتخابی ندارم.
یه راهی پیدا میکنیم.
نمیدونم چطور، ولی... صبر کن!
چی؟
داریم چی کار میکنیم؟
میخوایم به بابات چیزی که میخواد بدیم.
من؟ آره، ولی حالا.
بیا تو، کلی.
مطمئنی؟ آره، چرا که نه؟
نمیدونم، ولی اگه واقعاً بخوام بابامو گول بزنم، اون خیلی زرنگه.
آه، کار میکنه. بهت نشون میدم.
آره. میتونم کلونم رو چک کنم؟ البته.
ممم، بوی خوبی میده، پاپیتو.
یه دستور پخت سریه. عاشقش میشی. ممم، چطور تو همهچیز اینقدر خوبی؟
همهچیز؟
وای،
کارو تموم کردم.
یه برد-برد-برده.
من گوردونم.
وای. واقعاً اینقدر خوبم؟
تو، دنبالمون بیا. باشه.
اینجا امن میمونی. هیچکس دیگه نمیتونه بازش کنه.
باشه، گوردون. سوار کشتی شو.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
ولی اول، بیا اینجا کوچولو.
احتمالاً حرف بزن.
و برای ترفند بعدیم، یه عدد فکر کن.
اوه، صبر کن.
باشه، فکر کردم.
آره، آره، آره، آره.
نمیدونم چقدر دیگه میتونیم معطل کنیم.
مطمئنم که الان میرسه.
حس میکنم عددش هفنته.
چی؟ پسرم کجاست؟
اینجاست.
لرد گرایگون، ما پرنس لوردین رو بهتون برمیگردونیم. پسرم، بهت آسیبی زدن؟
نه. همه خیلی مهربون بودن.
همم. آمادهای که بزرگترین ماشین جنگی جهان بشی؟ که
دشمنات از دیدنت بلرزن؟ که قدرت هایلندرها رو ثابت کنی؟
آره، بزن بریم.
اوه.
در واقع، حرفای بیشتری داشتم. ولی آره، بریم ادامه بدیم.
قدرت هایلرگ.
تماشا کنین! خیلی تأثیرگذار.
عقبنشینی.
همونطور که به قولت وفا کردی، منم به قولم وفا میکنم و این مکان رو ترک میکنم،
و هیچوقت برنمیگردم. هایلرگیها، عقب بکشین!
آفرین.
خوبی، پسرم؟
آره، آره.
نمیتونم صبر کنم تا جنگ بیپایان راه بندازم و غارت کنم و اونا رو...
افتخار پیوستن به کامیونیورس رو دارم؟
افتخار از آن ماست، کاندیدا.
یا شاید بهتره بگم، سفیر.
حالا یکی از مایی.
پسرم کجاست؟
چطور فهمیدی؟
پدر همیشه میفهمه.
تو! ذهنش رو بخون. حقیقت رو پیدا کن.
نه! من خوشحالم.
خیلی متأسفم. نه!
چی دیدی؟
پسرت تو یه کشتی دیپلماتیک تو خلیج پارکینگهاست.
این حقیقته!
یه نقشه از مختصات ما انتخاب کردی.
پو یه دروازه به زمین باز کن
چیکار داری میکنی؟
لطفاً نکن.
اون رهبر زمین نیست.
اون رهبر هیچچیز نیست.
اون فقط یه بچهست.
اوه، نه.
اشتباه میکنه.
من رهبر زمینم.
هنوز میتونم کمک کنم.
فقط لطفاً، لطفاً بذار بمونم.
اون اونجا نیست.
ولی من دیدمش. ما شگفتزده شدیم.
دستگیرش کن.
کامیونیورس حالا تحت آلرژی و کنترله!
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
دست بهم نزن!
آخ! تقصیر اونه، نه ما! دروغگو!
خائن! بزدل!
لطفاً، حالا!
پیداش نکردی، نه؟
اونارو برام پرت کنی؟
بیا دیگه!
چراغقوه لعنتی!
ببخشید.
خوبی؟
نه، حس میکنم دیوونه شدم.
تو ساحلم و دارم سعی میکنم با... نمیدونم چی ارتباط برقرار کنم.
فقط حس میکنم خیلی تنهام.
نمیفهمی.
در واقع، میفهمم.
فکر نمیکردم دلت برام تنگ بشه.
دلم برات تنگ شده.
دلم برای همهچیزت تنگ شده.
ولی این زندگیای نبود که تو میخواستی.
تنها چیزی که میخوام...
بیشاپ، گوردون اونجاست. کی؟
دوستم.
دوست پیدا کردی؟
آره، باحاله. آره، و نیاز به کمک ما داره.
تو اجازه ورود داری، نه؟ نه برای این.
باید یه راهی برای ورود باشه.
باشه، باشه، بذار فکر کنم.
خب،
اگه دیگه به من نیازی نداری، شروع به تجزیه خودم میکنم.
میتونی منو بهعنوان کود مغذی روی گیاها پخش کنی.
صبر کن!
چیه؟ منفی.
ولی ارو اینجاست. ناسا داره میاد.
فضاییه؟
چی، مثل آدمفضاییهای سبز کوچولو؟
نگو که به این چیزا اعتقاد داری.
کی اونجاست؟
یه بچهست.
هی! نباید اینجا باشی!
ممنون.
دوستت؟
الیو؟ اینجا چی کار میکنی؟
تو اینجا چی کار میکنی؟
چرا همونجایی که گفتم نموندی؟ متأسفم.
در واقع روشن کردم... گوردون؟
گوردون! مریضه؟
دیسکش خرابه. اینجا براش خیلی سرده. هی!
دستاتو ببر بالا! از این نمونه عقب برو!
گفتم عقب برو!
حالا!
اسمیگلی، اسمارپی، بلوپ.
ال-ای-او-ایها رو یاد گرفتی؟
اسمیگلی، اسمارپی، بلوپ.
بلوپ؟ هی، چی داری میگی؟ بلوپ!
بلوپ!
گلاپ!
اوه، منظورت گلاپه. بس کن! اسمارپی!
💬 فقط به عشق شما مووی پووی
اولگا، باید تلاش کنی!
ولی چطور؟
لطفاً!
خوش اومدی، خلبان مهمان.
کتت رو بده به من!
خیلی متأسفم، گوردون. همهچیز تقصیر منه.
نگران نباش.
میبرمت خونه.
کشتی، ما رو ببر به کامیونیورس!
هایپراسپید در دسترس نیست. مسیر بستهست.
چی؟
تو یه میدان زبالهایم.
فقط از اینجا بریم بیرون. نه!
این اشیاء از گلوله هم سریعترن. ولی این کار توئه.
از روی زمین.
نمیدونم زبالهها از کجا میان. نیاز به ارتفاع دارم.
شاید یکی با رادیوی دستی. نمیدونم.
شرط میبندم اون یوفو واقعیه. اوه، اگه اومده باشن برای غذا چی؟
و تنها چیزی که میخورن همسترها باشن؟
الیو. سولیس، ببخشید بابت چیزی که شد.
کیلب گاهی واقعاً پررو میشه.
اشکال نداره. منم پررو بودم.
ببین، شاید باور نکنی، ولی ما تو یه کشتی فضایی هستیم که...
توئی؟ اوه، کلی حرف رادیویی درباره اینه. آره، اون ماییم.
داریم سعی میکنیم از بین زبالهها پرواز کنیم، ولی باید بدونیم از کجا میان.
ریاضیت چطوره؟ فیزیک. فیزیکت خوبه؟ وای، اوه... برایس، واقعاً
به کمکت نیاز دارم.
من چیزی از زبالهها نمیدونم، ولی یکی رو میشناسم که میدونه.
اون تو گروه رادیوییم یه افسانهست. رئیس.
چشمهای تو آسمون.
من. ملفک آماده خدمته.
من از اینجا به بعد میگیرم، تیایکسالال.
الیو، بهتره سالم برگردی، باشه؟
همهچیزو برات تعریف میکنم. ممنون، ملفک. یه عالمه بهت مدیونم...
بیخیال، هنگر. یه استاد رادیو همیشه تو موقعیت سخت کمک میکنه.
ها! بیا از این میدان زباله ردت کنیم.
دارم شبکه رو بالا میارم. آماده شو.
یه هدف ثابت لازم داریم.
کمربند اوریون!
عالیه. مستقیم برو سمتش و آماده باش که جاخالی بدی.
باشه. کشتی، میتونی یه شبکه نمایش بدی؟
باشه. ملفک، چیزی اون بیرون هست، عجله کن قبل از اینکه از دسترس خارج بشیم.
بدنه راکت بزرگ، ارتفاع 407 کیلومتر.
سرعت 7.66. گرفتم.
اونجا.
کسی اونجاست؟ لطفاً، هرکسی!
میدی، میدی، جواب بدین! جواب بدین!
سپرها تو 60%. سپرها تو
41%.
23 به 7.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
زباله تو 1300 کیلومتری.
سرعت 7.2.
عقب بکش.
محکم.
ممنون. ممنون. استادای ام در خدمت شما. این جولیا از ایتالیاست.
این خیلی باحاله. 1322.
سرعت 6.1. این آنوش از ارمنستانه.
سرعت 6.75. این ویکرام از بمبئیه. زباله تو 1700 و 53.
سرعت 6.81.
این رایان از ویتنامه.
چقدر میخواستت برگردی.
من... نمیخوام ماشین جنگی باشم.
تو خودت میدونی.
آره.
شاید همیشه درکت نکنم، ولی هنوزم دوستت دارم.
یه بغل شل و وله. مثل دستای مامانت نیست.
عالی بودی.
تا حالا این حرفا رو نگفته بودم، ولی متأسفم.
همه رو آزاد کن.
تبریک، سفیر سولیس.
ولی من بهت دروغ گفتم. و بعد خودتو فدا کردی تا یکی دیگه رو نجات بدی.
مثل یه رهبر واقعی سیارهای رفتار کردی.
و بالاخره صلح آوردی.
جای خودت رو اینجا به دست آوردی.
میتونم بمونم؟
آره، آره، آره، آره، آره!
اینجا فوقالعادهست، ولی زمین خونهمه.
بهش فرصتی ندادم، ولی حالا میخوام
امتحان کنم.
ما خانوادهایم.
این خداحافظی نیست.
فقط... هنوز نه.
میفهمیم.
تو منحصر به فردی، الیوی زمینی.
و منحصر به فرد بودن گاهی حس تنهایی میده.
ولی تو تنها نیستی.
باشه.
خداحافظ.
دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
بیا
برگردیم خونه.
یه موضوع باستانی انسانه. میتونی تو تقریباً هر فرهنگی پیداش کنی،
تو دین، افسانهها، خرافات، و حالا تو علم.
جستجو برای حیات در جای دیگه تو عصر ما خیلی جذابه، چون این
اولین باره که واقعاً میتونیم کاری جز حدس و گمان کنیم.
میتونیم سفینه به سیارههای نزدیک بفرستیم.
از تلسکوپهای رادیویی بزرگ استفاده کنیم تا ببینیم پیامی برامون فرستاده شده
یا نه.
و این به عمیقترین دغدغههای انسانی ربط داره.
آیا ما تنهاییم؟
گوردون، دیسکت خاموشه.
MoviePovie. Com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.