Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بابا
چی شده؟
هی،هی، چی شده! پسرم
اونجا
اونجا چیزی اونجا نیست
یک هیولا بود
قسم میخورم
احتمالاً یک کابوس بود،بگیر بخواب
نه،نه،نه نرو
بمون، لطفا
فقط برای چندلحظه
خیلی خوب،فقط برای چند لحظه
هی،هی، همه چیز خوبه
چیزی نیست
چرا درمورد جونوری که دیدی چیزی به من نمیگی
سیاه و ترسناک بود
پوستش سوخته بود
دور تا دورش دود بود
ترسناک بود
از کابوسی که دیدی، هنوز داری میترسی؟
فقط یه کابوس نبود! خب
من واقعا دیدمش متوجه شدم
من تو رو درک میکنم
می دونی، میتونی بابات رو صدا بزنی
هر وقت که ترسیدی، باشه
این رو میدونی که
منظورم این هست که تو پسربزرگی هستی
میتونی این ترس رو رها کنی،درسته؟
این برای تو خوب نیست
زندگی ادامه داره
نه برای همه
اجازه دارم داستانت رو بخونم؟
اره؟
بیا این رو امتحانش کنیم
وای، این ترسناکه بزار یکی دیگه رو امتحان کنیم
نه،نه همین خوبه
من دوستش دارم مطمئنی؟
باشه
بزن بریم
خوب، دوتا خواهر خوابیده بودند
طبق معمول توی همون اتاق همیشگی
مثل همیشه، آنا که کوچیک تر بود
نصف شب از خواب بیدار شد
تو کی هستی؟
عروسک خرسی خواهرت رو بده به من
چرا همیشه میای اینجا؟
ما رو تنها بزار اون مال تو نیست
من رو تنها بزار اونو بده، لطفا
منو مجبور به این کار نکن
من نمیتونم، این اشتباهه
با خودم میبرمش
من نمیتونم با کی داری حرف میزنی؟
یک مرد بالای سرمون داشت می چرخید
من مردی نمیبینم
ولی حرفتو باور میکنم
فقط چشماتو ببند من مواظبتم
قول میدی؟ قول میدم
میتونم حضورشو حس کنم
باید امشب انجامش بدیم
از قبل پرداخت شده
ما اون را خیلی زود میگیریم
اون دنبال چیزی میگرده
بیا اینجا
صبر کنید هرچیزی برای ما یک نشونه باارزش هست
از وقتی مری بث مرده
ممنونم
گریس
یک سری چیزا درست نیست
اونا فقط میخوان با دخترشون صحبت کنند
نه، تو نمی فهمی
انگار چیزی داخل خونه فاسد شده
مثل بوی گندی که نمیره
داره بیشتر و بیشتر میشه
گوش کن خیلی خوب، خیلی خوب،آنا
آنا، اگه الان عقب نشینی کنیم مردم فکرمی کنند ما فریبشون دادیم
یک چیزی توی این خونه میتونه ما رو بکشه
مجبور نیستیم بمونیم میتونیم اینجارو ترک کنیم
آنا، از وقتی بچه بودیم این کارو انجام می دادیم
دیگه الان نمیتونیم متوقفش کنیم
من چیز دیگه ای نمیفهمم
تو به تنها چیزی که اهمیت میدی پوله
آنا
من از تو محافظت میکنم
نه گریس، خواهش میکنم
اگه الان بری دیگه هیچی نداری
نه پول، نه جایی برای رفتن و نه خانواده ای
این چیزیه که من فکر میکنم
تو هیچ وقت از من محافظت نکردی آنا
مری بث
تویی؟
عروسک خرسی خواهرت رو بده به من، عروسکش
همه چیز خوب پیش میره؟
این پله ها میره کجا؟
به اتاق مری
اشکالی نداره که بدونم مری چطوری مرد؟
توی اتاق داشت بازی میکرد
که یکدفعه افتاد زمین
خیلی خوب، بیایید انجامش بدیم
برای اینکه این کارو انجام بدیم
باید روح خودمونو برای مردن اماده کنیم
ما نور درون خود را گرامی می داریم
و دور میکنیم هرگونه شر و دروغی را
خدایا، کمک کن به برنامه الهی تو عمل کنیم
آمین
مری بث، آیا در میان ما حضور داری؟
مری بث؟
اسمت چیه دختر کوچولو؟
مری بث
مری بث، چرا هنوز توی این خونه موندی؟
چون اون منو اینجا نگهداشته
اسمش چیه؟
من، من نمیدونم
کی تو رو اینجا نگهداشته؟
یک مرد لاغر
آنا، چه اتفاقی داره میفته؟
آنا؟ آنا
کمکم کن
آنا؟
آنا، لطفا، لطفا، لطفا
بیا پیش من
منو ببر پیش اون مرد
این اتاق منه
مری بث؟
آنا
گریس
تویی؟
فقط چشم هاتو ببند من ازت محافظت می کنم
اون میخواد تو رو پیدا کنه
اون منو مجبور کرد که این کارو بکنم
نه
آنا
تو بهم قول دادی
نترس
عروسک خرسی رو بده به من
و من هم از خواهرت محافظت می کنم
اونو با خودم میبرمش
چه اتفاقی افتاد؟
اون، اون خوشحاله
اون تو بهشته
اون فقط میخواد مطمئن بشه شما حالتون خوبه
و بهتون بگه که عاشق شماهاست
درسته، گریس؟
کاملا درسته آنا
ممنونم
اگه چیزی لازم داشتی منو صدا بزن
بابا
بابا
دیگه چی شده ؟
توی کمد قایم شده
داخل کمد؟
نه
نه، بابا
این همون جونوره؟
اصلا خنده دار نبود
تو درست میگی، معذرت می خوام
شب بخیر
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
بابا
دوباره؟
بیا اینجا
چند بار دیگه می خوای این کارو تکرار کنی؟
بهت گفتم، بیشتر از این نمی تونی با من زندگی کنی
خانه سالمندان برای تو بهتره
اونا مراقبت هستند
دیگه نمیتونم با این موضوع کنار بیام، نه
می تونی امشب اینجا بمونی
می خوام با خانه سالمندان تماس بگیرم
همینجا وایسا
خانه سالمندان، عصر بخیر
الو
بابا
می دونی من پدر تو رو نکشتم
اون به دلیل سکته قلبی چند ساعت پیش مرد
اما هستند کسایی که نمیخوان برند
تسلیت میگم
بابا؟
پسرم کجایی؟
فکر کنم خودمو خیس کردم
اشکالی نداره
به نظرم باید لباس هاتو عوض کنم
هیچی مثل آهنگ های قدیمی نمیشه
اهنگ راه رفتن در خواب از سنتو و امپ جانی
شما شنونده رادیو" کی تی تی نودوپنج هستید
ما در جشن صلیبی ملی گرد هم آمدیم
برای اینکه امریکا دوباره قوی شود و شروعی جدید باشد
بسیار خوب، الان همه چیز دست به دست هم داده
برای داشتن ملتی شاد در آرامش وصلح
صبح بخیر پرش کنم؟
بله آقا متشکرم
می تونی بهم بگی کجا میتونم برت رو پیدا کنم؟
دالرز برت، اهل ترکیه؟
خبر بدی برات دارم رفیق
پارسال اون پیرمرد از دنیا رفت
و دالرز؟
رفته پایین تر از ایستگاه قطار
از همین دور و بر سوال کنی میتونی پیداش کنی
درمورد چی هست؟ دوباره پسرش کاری کرده؟
من فقط شنیدم دالرز بزت
بدترین پای سیب هارو توی کشور درست میکند
همین
خوب،آقای محترم مطمئن هستی این همه راه فقط برای پای سیب رانندگی کردی؟
آره
هیجده دلار و پنجاه سنت
خدمت شما متشکرم آقا
روز خوبی داشته باشید
دنبال دالرز میگردی؟
بله مادر
اینجا نیست الان سرکاره
حتما دارن دوباره دردسر درست کرده؟
صبح بخیر آقا
چی میل دارید امروز؟
میتونم یک تیکه پای سیب سفارش بدم؟
متاسفم آقا، ما دیگه پای سیب نداریم
مگه هنوز توی منو هست؟
من مطمئنم پاکش کردیم
لعنتی
متاسفم آقا
میتونم چیز دیگه ای براتون بیارم
شما واقعا باید پنکیک مارو امتحان کنید
گوش کن، یک شانس دیگه داری میتونم با سر آشپز صحبت کنم؟
خیلی خوب،فکر نمی کنم ولی پرسیدنش ضرری نداره
متاسفم آقا
الان آشپز ما سرش شلوغه
بسیار خوب
منتظر می مونم
فهمیدم، این تویی؟ نیستی؟
تیم فونیکس منتقد غذا
ما سال هاست منتظرتیم
گوش کن من واقعا میخوام کمکت کنم
اما اون زن سرسخت تر از این حرفهاست
گوش کن مرد، من کسی هستم که فقط یک تیکه پای سیب میخوام
مطمئنی چیز دیگه ای نمیتونم برات بیارم؟
فقط پای سیب
نمی خوای تسلیم بشی؟ نه؟
نه
خیلی خوب
حداقل می توانم یک فنجان قهوه بهتون بدم
خونگیه
خانم تو کی هستی؟
چی میخوای؟
جاهای زیادی وجود داره
میتونی بری اونجاها پای سیب بگیری
من
برای چی اینجا رو انتخاب کردی؟
من فقط سعی میکنم به یک قولی که دادم وفا کنم
قول؟
کدوم قول؟
هیچ وقت به موقع نمی رسی اینجا، لولی
کدوم گوری بودی؟
بیا
کیف کن
به مادرم گفتی؟
نه دارن
کافیه
وقتت تموم شد
بلند شو
لولی
متشکرم تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
گوش کن پسر به نظرم الان وقتشه
تو نباید با دیدن این چیزها دائم بترسی
برای تو مناسب نیست
باید بزاری ترس هات از بین برند بخاطر هر دوتامون
یادت هست همیشه چی بهت می گفتم؟
وقتی که ترسیدی باید چکار کنی؟
ترسم رو رها کنم
حالا همین رو بلند بگو
هر وقت که ترسیدم باید ترسمو رها کنم
هر وقت که ترسیدم باید ترسمو رها کنم
به چشمان آن موجود خیره خواهم شد و رها خواهم کرد
به چشمان آن موجود خیره خواهم شد و رها خواهم کرد
بله؟
خانوم مکنزی؟
من ویلیام کانول هستم ایشان هم پسرم هست جک
بخاطر دخترتون به اینجا آمدیم
بیایین تو
دختر زیبایی دارین
الان دیگه زیاد این شکلی نیست
الان کجاست؟
اون توی اتاقش حبس شده
سه هفته است
مجبور شدم این کارو بکنم
کار درستی کردید
چرا این اتفاق برای من افتاد؟
یعنی دارم برای چیزی مجازات میشم؟
من سخت کار کردم که بتونم یک زندگی شرافتمند برای این بچه بسازم
کودکی را برایش ساختم که خودم هرگز نداشتم
برامون تعریف کن چه اتفاقی برای سیلویا افتاده؟
خوب،همه چیز از یک سرما خوردگی شروع شد
سه روز از مدرسه رو توی خونه بود
بعدش یک چیزهایی توی چشمهاش ظاهر شد
خیلی خوب متولدا تو میتونی به ما بگی
انگار دیگه دختر من نبود
بالاخره یک شب ،همونی که توی وجودش رفته بود
با من حرف زد
چی بهت گفت؟
متاسفم اما مجبورم که بپرسم
میدونی در مورد چی داریم بحث می کنیم؟
پنجاه درصدشو الان پرداخت می کنم بقیه اش رو اگه تونستید برش گردونید
از این بیشتر نگران نباش
ما می خواهیم زندگیت رو بهت برگردونیم، باشه؟
خداوند می بیند و او الان به ما گوش میدهد
او ما رو فرستاده
تا از تو محافظت کنیم در برابر این شیطان
زیرا خداوند قادر و بخشنده هست
خداوند مهربان و عادل است
بله او هست
آری هست
او به افراد استوار و قوی پاداش می دهد
او به گمراهان و ضعیفان کمک میکند
یک روز شما با بی حوصلگی درحال حرکت هستید
پروردگار راه درست را می گشاید
سپس موجود شیطانی از سایه های تاریک بیرون می آید
با دست های شومش ما را می بلعد
خداوند از ما چه می خواهد؟
آن شیطان ترس ها و گناهان ما را می خواهد
تا ما را در مسیر رستگاری بازگرداند
به سوی رستگاری
به سوی او
ما به این دلیل اینجا هستیم متیلدا
سیلویا باید به نوعی تسلیم شرارت شده باشد
ولی هنوز هم میتونه نجات پیدا کنه
تقریبا تمام شد متاسفم
از درد و تاریکی برخواستی
خون مردگان به شما فرمان می دهد
می خواهم او برای آخرین بار رنج بکشد
قبل از اینکه تنهاش بزارم
داری چیکار میکنی؟
این فقط یک شوخی کوچیکه،جک
چه اتفاقی داره میفته؟
خفه شو
خیلی من رو یاد مادرت میندازه
در همان سنیـه که با مادرت اشنا شدم
از درد و تاریکی برخواستی
خون مردگان به تو فرمان می دهد
فقط کمی طولانی تر
یک شگفتی دیگه ،دوباره اتفاق افتاد
سپاسگذارم خدای من
خوب پیش رفت
انجام شد بریم
خیلی خوب متیلدا این قسمتی از
حرکت ما به سمت غروب خورشید بود
خیلی خوب .. ساعات خوشی داشته باشی
برو تو ماشین بریم
چرا انقدر طول کشید؟
پولا کجاست؟
فقط چند دلار بود بده به من
باشه، میدم
بده من پولای لعنتی رو
چه مرگته؟
خیلی خوب بیا
خیلی خوب،بنال ببینم
من میفهمم یک چیزی می خوای بگی
ما با این آدم ها چیکار می کنیم؟
آره؟
این کار داره منو نابود میکنه دیگه نمی تونم ادامه بدم
فکر کردی فقط تو یکی هستی
سرو کار داشتن با آدم های احمق
منو نگاه کن ، دارم خودمو نابود می کنم
حداقل تلاش خودمو می کنم
بهانه ات چیه؟
این آدما در مقابل ما هیچی نیستند
خون اون تو رگ های ماست
بخاطر همین لعنتی به خودت افتخار کن
فرض کن این کارو کردم
تماشا کردن تو درحال شکنجه کردن یک دختر کوچیک
اون صدای تو سرت
بهت میگه یک چیزی اشتباهه
برای تو اون صدا مثل سمـه
غیرطبیعیه ، می دونی چرا؟
چون تو برای انجام این کار به دنیا اومدی
پسر تو خیلی باهوشی
تو داری همه چیزو به هم میریزی
خیلی خوب، مثل پول هایی که هربار درمیاریم
و تو هدرشون میدی بخاطر دختر و مشروب
به من نگو که خودت هم لذت نمی بری
خودم دیدم که لذت می بری
چیزی نیست که ازش خجالت بکشی
تو همین هستی، پسر
هر چی، من دیگه نیستم
دیگه نیستی؟
بابا؟
آفرین پسرم
عزیزم؟
اتفاقی افتاده؟ خوبی؟
صدای ترسیدنتو شنیدم
چیزی نبود
هنوز اون کابوس های وحشتناک رو می بینی؟
نه زیاد
خوبه، خوشحالم اینو فهمیدم
خیلی خوب
تو هم خواب بابا رو می بینی؟
آره
من واقعا دلم براش تنگ شده
حس ناعادلانه ای هست
اما می خوام بدونی که من میدونم چه احساسی داری
تنهایی و ترس
پس ما باید قوی باشیم عزیزم بخاطر پدرت همونطوری که اون قوی بود
الان که کنار ما نیست این چیزی هست که اون از ما میخواد
اون کنار ماست، مامان
درسته
خوبه
سعی کن بخوابی الان
باشه
می خوای لامپو روشن بزارم؟
نه مامان، همه چی خوبه، میتونی خاموشش کنی
شب بخیر عزیزم
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... ( HaDi AliZade & Mahdi AliZade ) تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.