All language subtitles for The.Orville.S01E01.HDTV.x264-SVA.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.وای، نه

.اِد

.اِد، صبر کن، لطفاً، اِد - .نه، نه، نه -

.اِد، فقط یک لحظه به حرفم گوش کن

.نمیخوام بشنوم - .یک دقیقه بهم وقت بده -

،فقط حرف بزنیم، لطفاً، کِل - .حرفی نیست -

.چرا هست، این یک اشتباه بود - .کلا موضوعی برای حرف زدن نیست

.دیگه نیستم - .فقط یک دقیقه بهم وقت بده، اِد -

.دیگه نیستم - .اِد -

::. مترجـم: سـروش ، شقایق .:: « Dark.AngeL , SuRouSH AbG »

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

« سریالِ اُرویل »

[ یک سال بعد ]

.بیا تو

.میخواستید من رو ببینید دریادار

.اوه، اِد

.بشین

.خبرای خوبی دارم

.یک فضاپیما در اختیار داریم

.سطح متوسطی داره

.فضاپیمای آمریکایی اُرویل

،خیلی فضاپیمای سنگین و پیشرفته‌ای نیست

.ولی یک فضاپیمای اکتشافی‌ـه

.پیشنهاد فرماندهیش رو بهت میدیم

.شوخی میکنی

،حقیقتش میخواستیم زودتر پیشنهادش رو بدیم

،با اعتماد به نفسی که طی یک سال گذشته داشتی

خیلی تشویق‌مون به این‌کار نکردی

...میدونم،من یه سری مشکلات شخصی داشتم

.واقعاً ارزش نداره الان واردش بشیم

میتونم یکی از این نعناها رو بخورم؟

.اونا مرمر هستن

.اِد، وقتی عضو یونیون پوینت بودی رو یادمه

.شاگرد اول کلاس بودی

تمام استادهات فکر میکردن

قبل از 40 سالگی کاپیتانی یک فضاپیمای سنگین .رو به دست میاری

،ولی سال گذشته ،این...عقب افتادگی

.تردید

،خدای من شش بار گزارش دادن

.در حالت خماری اومدی سر کار

،ببین، حقیقت اینه که

.تو برای این‌کار انتخاب اول کسی نبودی [ خیلی مایل به کاپیتان کردنت نبودیم ]

،ولی 3000 فضاپیما و خدمه داریم .و به کاپیتان نیاز داریم

.آخرین شانست رو بهت میدیم

.فقط میخوام بدونم آماده‌ای

،ببین، فرمانده ،از وقتی بچه بودم

.میخواستم در یک فضاپیما اکتشافی خدمت کنم

و برای شما که من رو روی صندلی ...کاپیتانی قرار بدید

.آره، من، من آمادم

.میتونید روی من حساب کنید - .خوبه که اینو میشنوم -

.حالا خدمه‌ی اُرویل تقریباً کامل شده

.حالا، کاپیتان قبلی ماه گذشته بازنشست شد

.ولی هنوز هم یک سُکان‌دار و فرمانده دوم‌ کم داره

.منتظر فرمانده‌ی دوم هستیم که آماده بشه

.میدونی، میتونم بهترین سُکان دار ناوگان بشم

.منظورت ستوان مِلوی‌ـه

.در جریان هستم که شما دوتا دوستید

...ببین، میدونم

، گردون مسائل خودش رو داره ولی میدونیم که هیچکس

.مثل اون نمیتونه فضاپیما رو هدایت کنه

اون نبود که یک بار نقاشی آلت رو

روی صفحه‌ی اصلی پیشگاه تی85 کشید؟

اون آلت های زیادی خیلی جاها ،کشیده، ولی دریادار

، اگه گرفتار طوفان یون میشدید

میخواستید کی سکان دار باشه؟

خب، اگه فکر میکنی میتونی حواسش ،رو جمع نگه داری

.کشتی خودته، کاپیتان مِرسِر

!آه

.اوه، سلام، اِد

.آه، هی، یک لحظه بهم وقت بده

اینجا چه خبره؟ - یه بازی‌ای‌ طراحی کردم -

که میتونی توش با یک غول سامورایی .تو یک روستا بجنگی

باحاله، نه؟

.آره - .یک جنگنده‌ی گردن کلفته -

.ولی بهش شخصیت شسته و رفته‌ای دادم

.هی، رفیق، این دوستمه، اِد

.سلام اِد، از آشناییت خوشبختم، جاستینم - حالت چطوره؟ -

.اوه، عالی، فوق‌العاده، همیشه

اوه، خیلی خوشحالم یکی از دوستای .گردون رو میبینم

خب، چه خبره؟ - .گردون، یک فضاپیما دارم -

!نه...بابا

، اُرویل .درجه‌ی متوسط اکتشافی

.و به یک سکان دار نیاز داره

اوه، خدای من، اوه، خدای من، جدی میگی؟ - آماده‌ای؟ -

.رفیق من آماده دنیا اومدم

.این عالیه، لعنتی

.جاستین، یک کشتی داریم

.خیلی براتون هیجان‌زدم

منظورم اینه که، الان حس میکنی، خیلی خوشحالی؟

.ساعت 9 حرکت میکنیم - .عالیه -

.اوه، هی، جاستین، یک کفشدوزت روته

!آه

!بردی

خب، این رو زا چند تا فضاپیما داخل ناوگان هست؟

، حدود3000، گسترش یافته در کل محدوده ، که

...وقتی به اندازه‌ی نگاه میکنی، خیلی هم

اون چیه؟ مشروبه؟ - .آره -

داری مشروب میخوری؟ - .آره، اضطراب دارم -

، میدونی، این یک فضاپیمای جدیده .می‌خوام رفتار اولیه‌ی موندگاری داشته باشم

.ساعت9:15 دقیقه‌ی صبحه، بدش به من - .نه -

بدش به من...وقتی روی لنگرگاهیم نمیتونی - .اون رو داشته باشی .نه، رفیق فقط یک مشروبه -

چیه، میترسی سقوط کنیم؟ - .نگران شغلمم -

...اوه، نه، آره نگرانم .این خیلی برام مهمه

.اوه، پسر - چیکار میکنی؟ -

.اوه، امیدوارم سقوط نکنیم - چیکار میکنی؟ -

...متوقفش کن گردون، صبر کن، کافیه - ...واو، مثل اینه که -

.گردون بس کن، الان .این کار امنیت نداره

.الان فهمیدم چقد هدر رفتم - .این کار جالب یا امن نیست -

..بس کن الان - .مثل اولین مشروبیه که خوردم -

.و شرایط کاملاً برام جدیده - رسماً دارم بهت دستور میدم -

..که متوقفش کنی - ...امیدوارم سقوط -

.ببخشید

.خوبم

همین؟

بد نیست، نه؟ - .نه، خوبه -

،بعضی از شعله های آتش رو رنگ میکنی، شاید

،مثل تک شاخ رنگین کمون .بعد یه چیز درست‌درمونی گیرت میاد

.ببرمون داخل

،خب، خلاصه بگم

فقط میخواستم بگم خیلی هیجان‌زدم که .کاپیتان جدیدتون هستم

،میخوام این فضاپیما کارآمد باشه، سخت کار کنه

ولی همچنین میخوام خوشحال باشید .که درش خدمت میکنید

.همه غیر افسران ارشد مرخص هستن

،مهندسی اُرویل

،ادامه‌ی آمادگی برای راه‌اندازی

.خب، ستوان آلارا کیتان، مدیرعامل بخش امنیت

.بله، قربان

تو یک "سلین" هستی، نه؟

.بله، قربان ،وایسا ببینم

شماها موجوداتی نیستین که یه قدرت گولاخی دارن؟

جاذبه‌ی کششی سلین ها

، در مقایسه با متوسط سیاره بالاس

، پس، آره، روی جاذبه‌ی عادی زمین

.نیروی فیزیکیم بالا میره

ستوان، چند سالته؟

بیست و سه، 23 سالته و رئیس

امنیت فضاپیمایی؟

، سلین ها معمولاً وارد نظام نمیشن

پس وقتی یکیمون وارد شه اتحادیه .سریع جذبش میکنه

.خب، مطمئنم میدونن دارن چیکار میکنن

...قربان، میدونم که من

، به اندازه‌ای که انتظار داشتید با تجربه نیستم

.ولی میتونید روی من حساب کنید

.امیدوارم.ستوان جان لِمار .سکان‌دار و ناوبَرمون

اوضاع چطور میگذره، جان؟

.امم، میگذره، مرد .اوضاع تو چطور میگذره

.خوب پیش میره :اینجا نوشته

.سکان دار سطح هشتم هم هستی

.خیلی تأثیرگذاره - آره، درسته -

اوه، و کاپیتان قبلی اجازه میداد

، در حال کار روی عرشه نوشابه بخوریم

فقط میخواستم مطمئن بشم که شما .هم مشکلی ندارید

، امم، آره، اگه از تجهیزات دور نگهش داری

.و چیزی روشون نریزی

.اوه، البته، مطمعن باش

، خب، امم، ستوان فرمانده بورتوس

.فرمانده‌ی دوم

، میدونی، هیچوقت گونه‌های تک جنس ندیده بودم

تمام افراد گونه‌ی شما مرد هستن درسته؟

.درسته، قربان

...پس، احتمالاً بحث زیادی درمورد

ترک صندلی دستشویی و این چیزا نداریم، درسته؟ - .بله قربان -

مالکلِن ها فقط یک بار در سال .دستشویی میرن

...واقعاً، این

.من ، هر شب، دو سه بار میرم

.مایه‌ی تأسفه

.همینطوره

.دکتر کلیر فین

.مدیرعامل بهداشت و سلامت من هستی

.بله، قربان، بهتون خوش آمد میگم

.اعتبار شما استثناییه

، جراحی مولکولی ، مهندسی دی اِن اِی

روان پزشکی، میتونستید توی فضاپیماهای .سنگین کار بگیری

توی اُرویل چیکار میکنی؟

همیشه نقل و انتقالاتم رو برای

.جاهایی پر میکنم که فکر میکنم بهم نیاز دارن

.اینجوری احساس بهتری دارم

چی باعث شد به این فضاپیما بیای؟

خب، این اولین تجربه‌ی کاپیتانی‌تون‌ـه، و

.فکر کردم به کمک من نیاز پیدا میکنی

.پس فکر میکنی ممکنه گند بزنم

.نه، قربان، این رو نگفتم، قربان

خب، نه، ولی نشون دادی که فکر میکنی

.من تواناییِ این کار رو ندارم

،خب، من دکترتون هستم، قربان

.و اگه تواناییش رو نداشته باشید، من میفهمم [ .تخم‌ها اینجا برای مفهوم بهتر توانایی معنی شده ]

.باشه

، و بالاخره، آیزاک

، علوم پایه و مهندس فضاپیما

.از ناحیه کِیلان 1

.درسته، قربان

میدونی، باید بهت بگم تعجب کردم که

.یک کِیلان توی فضاپیما دیدم

شما اصولاً نژادپرست نیستید؟

سیاره‌ی من انسان ها یا هرگونه‌ی دیگه ای رو

، با احترام پایین تر از خودش میدونه .اگه منظورت اینه

.اوه، عالیه، مرسی

.خوش اومدید

پس توی فضاپیمای اتحادیه چیکار میکنی؟

دریانوردی ناوگان شما پیشنهاد شغلی

.به هر کِیلان که بخواد قبولش کنه داد

به عنوان تلاش برای شروع روابط

.بین کِیلان و اتحادیه، قبول کردیم

.من به عنوان شروع کننده‌ی روابط سیاره‌م انتخاب شدم

به عنوان فرصت ایده آل برای یاد گرفتن رفتار .انسان ها بهش نگاه میکنم

.خب، ما، امم...سعی میکنیم حوصلت رو سر نبریم

.من رو به عنوان قادرترین مهندس می‌بینید

.باشه، همه سرکارتون باشید

.فضاپیما رو امروز بعد از ظهر حرکت میدیم

سلام، چه خبرا؟

.سلام، مرد، بیا تو

گفتم خودم رو معرفی کنم چون میخوایم ، تمام مدت توی فضاپیما

.با هم کار کنیم

.ترجمه: میخوای مطمئن شی یه عوضی نیستم

.تو همین مایه ها

، رفیق، یه عوضی‌ای هستم که نگو .مسخرست

، خب، راستش، منم همینطور .پس قرار خوب با هم بسازیم

.گردون ملوی - .جان لِمار -

.عالیه

.خب، شنیدم یک مدت خارج از کمیسیون بودی

...خب، خارج نبودم، ولی، امم

، بهم کلی کار اداری و کاغذبازی دادن خب، چیکار کردی؟

منظورم اینه که، تواناییت توی هدایت ، فضاپیما افسانه‌ایه

چطور معلق شدی؟

اجازه دادم پسر عموم در ازای چندتا قرص

پشت شاتلم پورن فیلم‌برداری کنه

و.. وایسا ببینم.نه، و... واقعاً؟

.مرد، صورتت رو ببین

نه، نه، نه بابا اومدم یه به‌طور دستی و غیرخودکار

روی لنگرگاه فضاپیما فرود بیام

.و درب ورودی باربری رو منهدم کردم

آره، هیچکس آسیب ندید ولی 300 جعبه‌ی

.کدو تنبل له شده توی فضا پخش شد

!اوف، چقدر کدوی له‌شده

آره، داشتم تلاش میکردم یک دختر رو .تحت تأثیر قرار بدم

.آره، قابل قبوله

.لازم نیست که بگم خوب پیش نرفت

، اگه به خاطر اِد نبود احتمالاً

حالا حالا ها برای سکان داری انتخاب .نمیشدم، اگه قرار بود انتخاب بشم

خب، از الان با دقت سکان‌داری کن

.و مشکلی برات پیش نمیاد

.آره

.روی عرشه می‌بینمت

کاشکی میتونستم برای سفر اولت یک چیز

، هیجان انگیزتر بهت بدم .ولی خیلی کار ساده‌ایه

تدارکات رو به

.ایستگاه علمی در اپسیلون 2 میبری

.هی، قربان، شکایتی نکردم

.فقط بودن اونجا عالیه

هنوز خبری از فرمانده دوم نیست؟

،چند ساعت دیگه باید خبر بگیرم

.انگار مجبور نیستی بیشتر منتظر بمونی

.سفر به خیر، کاپیتان

!کاپیتان

کاپیتان از برج داک یارد چراغ سبز گرفتیم

.و میتونیم حرکت کنیم

.بگو آماده‌ی رفتنیم

.ستوان مِلوی، ببرمون بیرون

.بله، قربان .خروج از داک یارد

.محیط داک یادر بی خطره

مقصد رو بذارید روی اپسیلون و .درایو کوانتومی" رو فعال کنید"

.اپسیلون تنظیم شد، سوار کوانتومی فعال شد

:زمان تقریبی رسیدن فضاپیما 19ساعت و 51 دقیقه

.هیچوقت توی ایستگاه علمی اپسیلون نبودم

چه شکلیه؟ - اپسیلون2 پیشاپیش -

.صرفاً اختصاص داده شده به تحقیقات علمی

محققان

.در تمام کهکشان تقاضای کار در اونجا رو دارن

.واقعاً، واو

بار به درد بخوری داره؟

.بهش رسیدگی میکنم

.نه، بورتوس لازم نیست به این رسیدگی کنی

.همین الانم بهش رسیدگی کردم

.اوه - چیزی نگم؟ -

.چرا، میتونی بگی

.هیچ باری وجود نداره

اِستریپ کلاب چی؟

گردون - .متاٌسفم

.استریپ کلابی هم وجود نداره

کاپیتان، یک پیام دارید

.از فرمانده هالزی

میگه یه فرمانده دوم

برای قرار ملاقات با اُرویل

در ایستگاه794

.در دسترسه

کی هست؟

.ازم میخواد خصوصی براتون بفرستمش

.باشه، بفرست به بخش من

.نه

،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه ،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

چی شده؟ - ، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه -

،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه ،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه ،نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

!اه، لعنت ببخشید مرد، خوبی؟

.آره، خوبم مرد - تو خوبی؟ -

.آره، خوبم، ببخشید - مشکلی نیست، نگران نباش -

.آروم باش اِد، و حرفه‌ای رفتار کن

، اوه، لطفاً هیچی نیست

حرفه ای باش .در این مورد

، خب، این همسر سابقمه

که از زمان طلاقم ندیدم

یک سال پیش بعد از این که رفتم تو اتاق .و دیدم یه رتپسین داره ترتیبشُ میده

، میدونم این ایده آل نیست

.ولی اون تنها فرمانده دوم واجد شرایطه

و مشخصات کارکنان برنامه سازگاری

.مجموعه مهارت هات اون رو کامل میکنه

اوه، واقعاً، ببینیم برنامه‌ی سازگاری

.میتونه از لامپ آبی یک سفید در بیاره یا نه

.اِد، باید، آروم باشی

.خدایا، حتی باورم نمیشه این اتفاق داره میوفته

، ببین اون تنها گزینه‌ی موجوده

و اگه به وظیفه‌ی فرمانده‌ی دوم آسیب بزنی

، در روز اولین فرمانت

، و با این سابقت

.خوب به نظر نمیاد

و بهم میگید که اون مشکلی نداره؟

.اِد، خودش درخواست داده

قربان، شاتل بی گزارش داده

.شاتل فرمانده‌ی دوم فرود اومده

میشه بهش بگی مستقیم بیاد به اتاق من؟

.بله، قربان

کاپیتان به نظر از رسیدن

.فرمانده‌ی دوم خوشحال نشده

چرا؟

.چون اون زنیکه‌ی خرابی بیش نیست

میشناسیش؟

.اوه، آره .اونا ازدواج کرده بودن

.امکان نداره

بهش خیانت کرد - .اوه، لعنت، خیلی بده -

.آره، پس قراره این سفر برای هممون باحال باشه

،باور دارید شرحی

که از این اتفاق ناخوشایند

دادید، باحاله؟

.طعنه‌آمیز بود .قراره افتضاح باشه

،اوه، نه، نه، نه، ما .درموردش حرف میزنیم

.به نظر مناسب نمیاد

.اوه، نه، قطعاً راجبش حرف میزنیم

.این یک موضوعیه

.بیا تو

.سلام

.سلام

میتونم بیام تو؟

.دفتر قشنگیه

.ممنون

مبلمان رو خودت انتخاب کردی؟

میدونی،نه،ولی اگه واقعاً

،اینقدر به مبلمان علاقه داری ،خوشحال میشم

.تمام اطلاعاتی که درموردشون دارم بهت بگم

میتونم به یک نفر بگم یک گزارش کامل درموردشون گرداوری کنه

.و تا بعد از ظهر به اقامتگاهتون بفرسته

.شاید یک چیز قشنگ برای آپارتمان جدیدت پیدا کردی

تموم شد؟

.همین فکر رو میکردم

.ولی ظاهراً تو هنوزم باهام کار داری

...اِد

.نمیتونم به اندازه‌ی کافی معذرت خواهی کنم

،میدونم برات اهمیتی نداره

،ولی به خاطر کاری که باهات کردم

.بیشتر از هر کاری که در طول عمرم کردم متاسفم

میدونی خیلی خوب

تونستم از همه‌ی اینا

.توی یک سال گذشته بگذرم

،و واسم تموم شده پس چرا بهم نمیگی

اینجا چه غلطی میکنی؟

.درمورد ترفیعت شنیدم

،و همچنین شنیدم فرمانده‌ی دوم در اختیار نداری

.و میدونی ناوگان‌های دریایی چطورن

.دوست ندارن یک کاپیتان رو مدت طولانی‌ای تنها ببینن

و فکر کردم اینقدر بد بهت آسیب زدم

که اگه کار خوبی باشه که بتونم برات انجام بدم

.یک جورایی به جبران اون آسیب ها کمک میکنه

.پس درخواست انتقال دادم

.رسماً خدمه خودم رو ول کردم تا بیام اینجا

،خب، تو کل ازدواجت رو ول کردی

پس فکر میکنم این برات مثل آب خوردن بود، نه؟

اِد، ببین، نمیگم کاری که کردم شرم آور نبود

ولی فقط به این دلیل اون کار رو کردم .که تو رو نداشتم

همینه. چقد طول کشید؟

این مکالمه چقد طول کشید؟ - .بدون توقف کار میکردی -

خب؟ بعضی روزا بود

.کلاً نمی‌دیدمت - ،آره، به خاطر خودمون کار میکردم -

کِلی،خودم و خودت .اون...اینو میدونی

.ازت نخواستم این کار رو کنی

.خب؟ فقط از رابطمون کنار کشیدی

.نمیدونستم چطور از پسش بربیام

برای همینم بابا اسمورفی رو آوردی .تو تخت‌مون تا ترتیبتُ بده

.اینم یه جورشه دیگه- .وقتی تو نبودی دِرولیو پیشم بود -

و میدونی چند بار سعی کردم

باهات حرف بزنم و تو فقط منو کنار زدی؟

کِی تلاش کردی باهام حرف بزنی؟

،خیلی وقتا.وقتی که مثل،یک موذی

...ماهرانه،نیش‌دار .تو هم به حرفای من گوش نمیدادی

.یا اصلاً پیشم نبودی،ولی من تلاشمو کردم

.من کسی بودم که پیشنهاد مشاور زناشویی رو داد

مشاور زناشویی؟

.مشاور برادر شوهرت بود

ببین،این....خب...این کشتی

چیزیه که در طول تمام زندگی حرفه‌ایم .منتظرش بودم

.تمام زندگیم

پس چرا این کار رو باهام میکنی؟

به محض این که یک فرمانده‌ی دوم پیدا بشه

.درخواست انتقال میدم

.واو، سلام

.سلام

.داشتم میرفتم دست‌شویی

.خب، خوشحال که بهت برخورد کردم

یک ثانیه وقت داری؟

.البته، میتونم نگهش دارم

...خب، گردون فقط میخواستم مطمئن بشم - میدونی چیه؟ -

،احتمالاً باید ستوان مِلوی صدام کنی

.به خاطر این که الان رئیس من هستید... قربان

.درسته، ستوان

فقط میخواستم مطمعن بشم

.همه چیز بینمون خوبه

.منظورم اینه که، حدس میزنم تو و اِد هنوز به هم نزدیکید

آره

...آره، و

اتفاقی که بین من و اِد افتاد یه... یه اشتباه بود

...اشتباه بزرگی‌هم بود، و

گمونم فقط می‌خواستم ببینم که تو هم با این قضیه مشکلی نداری

.که از من دستور بگیری یا نه

آها، آره آره، نه بابا، اصلاً

،من حرفه‌ایم .نگران نباش

شنیدنش خوشحالم میکنه

راستش، بچه‌ها روی عرشه

،داشتن کلی درموردت ازم می‌پرسیدن

و داشتم بهشون میگفتم که

آدم خیلی باحالی‌هم هستی - نه، بابا؟ -

یه‌جورایی سعی کردم کاری کنم عاشقت بشن‌ها

کلی حرف خوب زدم درموردت

واقعاً کار بزرگوارانه‌ای کردی

حله بابا، هواتُ دارم

خب، اجازه‌ میدین برم دست‌شویی؟

آره بابا، اجازه داری

.ایول، ایول

هی، الان میرم چک کنم معنی کلمه‌ی "بزرگوارانه" هم چیه

عالیه، عالیه

البته، اول میرم دست‌شویی

اولویت‌ها رو باید انجام بدیم دیگه

خودت میدونی دیگه

داریم واردِ مدار "اِپسیلون 2" میشیم

، "ستوان "کیتان

بهشون علامت بده بفهمن آماده‌ایم

بله، فرمانده

حاجی، عجب فضای تنش‌زاریی‌ـه

تماس چشمی برقرار نکنید

، "از "اُرویل" به ایستگاه عملی "اِپسیلون

ما رسیدیم و آماده‌ایم تا وسایلی که خواسته بودین رو براتون بفرستیم پایین

اُرویل، من "دکتر آرونُو" هستم

.سرپرست این تشکیلاتم

میتونم با کاپیتان‌تون صحبت کنم؟

تصویرشُ بذارین رو مانیتور

دکتر آرونو، کاپیتان "اِد مرسر"اَم

الان داریم وسایل مورد نیازتون رو میفرستیم پایین براتون

راستش، کاپیتان ما به وسایلی احتیاج نداریم

نمی... نمی‌فهمم

خودتون برای این‌ها درخواست فرستاده بودین دیگه، نه؟

درسته

شرمنده‌ام

اگه مجبور نبودم بهتون دروغ نمی‌گفتم

.خواهش میکنم، بیاید پایین روی زمین

همه‌چیز رو براتون توضیح میدم

خیلی عجیب‌ـه

آره، واقعاً نمیشد شروعی .بهتر از این داشته باشیم

بورتوس، کنترل فضاپیما با تو

.ستوان، تو با ما بیا

، اون سگ‌ـه رو که پشت سرِ یارو بود

داشت تخماشُ می‌لیسید رو دیدی؟

اولین چیزی که به چشمم اومد، همون بود

، آماده برای فرودِ فضاپیمای اُرویل ورودیِ سوم

کاپیتان مرسر

به اِپسیلون دو، خوش‌اومدین

ممنونم که اومدین - دکتر آرونُو -

ایشون فرمانده‌ی امنیتیِ بنده، آلارا کیتان هستن - سلام -

"مدیرِ بهداشت و سلامت بنده، "کلیر فین - خوش‌وقتم -

"و همسر سابقم، کِلی "گری‌سون

.فرمانده‌ دومش‌ام

...

ولی اگه هر کدوم از افراد تیمِ تحقیقاتی‌تون

یه ماساژِ شونه‌ی خوشگل و بی‌چون و چرا خواستن

تو کارش حرف نداره

دکتر، می‌خواید روشن‌مون کنید که چرا یه فضاپیمای در حال انجام وظیفه رو

با دروغ‌گویی از مسیرش گمراه کردین؟

می‌دونین که ممکنه بخاطر این‌کارتون زندانی هم بشین دیگه

به محافظت نیاز داریم

محافظت در برابرِ چی؟

"از "کریل‌ها

هیچ فضاپیمای کریلی این اطراف دیده نشده

بیاید داخل، براتون توضیح میدم

عجب، پس معلوم شد چرا ، اسم اینجا رو گذاشتن

.زمین‌بازیِ دانشمندان

بی‌نظیره، مگه نه؟ - آره -

بفرمایید، تا آزمایشگاه گیاه‌شناسی .دنبالم بیاید

اینجا داریم تحقیقات ژنتیکی .و رشدی انجام میدیم

که جلوه‌ی کهکشان‌مون رو عوض می‌کنه

اینم یکی از پروژه‌هاتون‌ـه؟

.نه، نه، این دکتر جورویک‌ـه .متخصص گیاه‌شناسی‌مون

عقب نمونید، عزیزان

این‌جا چطور تحقیقاتی انجام میدیدن؟

...خب، راستش

.این دانه‌ی "درخت ماموتی‌"ـه [ درختی غول‌پیکر در کالیفرنیا و اورِگون ]

بنظر معمولی میاد دیگه، نه؟ - آره -

خب، این دونه درخت به‌طور ژنتیکی با دی‌اِن‌ای نوعی جانور تنبل

، مهندسی شده

که یعنی می‌تونه در هر فضایی رشد کنه و زنده هم بمونه

.سنگ، فلز، ماسه

می‌تونه صد سال بدون آب دووم بیاره

می‌تونید این دونه درختُ بندازین وسط صحرای آفریقا

و یه قرن بعد، یه درخت ماموتیِ .تنومند گیرتون میاد

واقعاً قابل‌تحسین‌ـه

و به علاوه، یه وعده‌غذایی سالم هم هست

بفرما، یکمشُ امتحان کن

آره، خیلی خوش‌مزه‌ست

ببین، دکتر آرونو، چرا مارو آوردی اینجا؟

نمی‌تونستم دلیل اصلی‌ای که به یه فضاپیمای متحد نیاز داشتیمُ بگم

بخاطر اینکه نمی‌تونستم

خطرِ فاش کردن این اطلاعات مهم رو .روی خط‌های ارتباطیِ نااَمن به جون بخرم

.از این طرف

این "جنیس لی"ـه، یکی از باهوش‌ترین .فیزیک‌دان‌های جوون‌مون

سلام - سلام -

جنیس چند وقتی‌ـه که داره رو زمین‌های مختلف از نظر زمانی کار میکنه

"و به یه... خب اگه بگیم تنها یه "موفقیت

.کارشُ دست‌کم گرفتیم

خب، پس یه اشعه‌ی ضدِ موزی‌ـه؟

واقعاً جالب‌ـه

دیگه لازم نیست از موزا بترسیم

روی همه‌ی میوه‌ها جواب میده؟ سالادها چطور؟

می‌فهمید چه بلایی سرِ این تیکه موز اومد؟

.پوسیده و گندیده

.چون‌که زمان یک ماه گذشته

از وقتی که پامونُ گذاشتیم اینجا؟ آره واقعاً انگار یه ماهی گذشته

، کاپیتان مرسر

این موز تو یه حبابِ کوانتومی گیر کرده

که می‌تونه طوری تنظیم بشه که .به گذشتِ زمان سرعت ببخشه

این بیرون، فقط چند لحظه گذشته

ولی توی این حباب، یه ماه گذشته

دو طرفه کار می‌کنه؟

یعنی مثلاً، یکی می‌تونه ازش استفاده کنه و برگرده به گذشته

و به خودِ جوون‌ترش بگه که

یه تصمیمِ مهم و احمقانه برای زندگیش نگیره؟

هی، یعنی نمی‌تونی حتی یه پنج دقیقه بی‌خیالِ ما شی؟

...نه، نه، منظورم اون نبود - .خودم منظورتُ فهمیدم -

نه، منظورم فقط این بود که ، مثلاً بری به خودت بگی

تو یه پائیزی مواظب باشی پات نشکنه

یا مثلاً خیلی کربوهیدرات نخوری

، یا... یا مثلاً ازدواج نکنی ولی نمیدونم چطوری کار می‌کنه؟

نه، این میدان فقط می‌تونه به جلو رفتنِ زمان

.سرعت ببخشه

...کاپیتان

ما تونستیم راهی کشف کنیم که

از فناوریِ میدان کوانتومی استفاده کنیم

تا سرعت انجام وقایع رو دست‌کاری کنیم

قربان، در رابطه با این فرضیه قبلاً خوندم

تغییرات میدان کوانتومی ، روی جریانِ زمان

فرضیه‌ای امکان‌پذیره

...وایسا ببینم، یعنی یعنی جدی داری میگی؟

خدای من - به مزیت‌هاش فکر کن -

با یه چشم به هم زدن .کل غلات رشد میکنن

جمعیت‌های زیادی که ، از گرسنگی به خودشون می‌پیچن

یه شب‌ـه می‌تونن به مقدار .غذای نامحدودی دست پیدا کنن

...زخم‌های کشنده‌ای که به‌سرعت

میشه ترمیم بشن - یا ارتش‌هایی که -

به‌سرعت ممکنه به نظامی‌هایی .پیر و ضعیف تبدیل بشن

حتماً متوجهین که از این کاشفه میشه به‌عنوان یه سلاح‌هم استفاده کرد دیگه، نه؟

برای همینم گفتم بیاید اینجا

نمی‌تونستیم ریسک کنیم و به ناوگان اتحادیه درموردِ

.چیزی که کشف کردیم، خبر بفرستیم

، اگه خبر به گوشِ کریل می‌رسید

خیلی زودتر از شما خودشونُ می‌رسوندن اینجا

خب، ما فقط یه فضاپیماییم و خیلی هم بزرگ و قدرتمند نیستیم

پس بهتره که کمک بگیریم

این میدانِ شتابی تا چه سرعتی میره؟ [ تا چه مدتی ]

نظت چیه یه موزِ صد ساله ببینی؟

اینُ داشته باش

از مِرسِر به بورتوس

بورتوس به گوشم، قربان

یه پیغام رمزدار به اتحادیه‌ی مرکزی بفرست

...و بگو که اپسیلون دو یه میدانِ

بی‌سیمُ بذارش زمین، کاپیتان

واو، واو، واو، چه خبره؟ چی‌کار داری میکنی؟

اون بی‌سیمُ بنداز رو زمین

و همه‌ی اسلحه‌های دیگه‌تونم بذارین روی زمین

...ببین، نمی‌دونم می‌خوای چیکار کنی، ولی

باشه، باشه، آروم باش - تکون بخور -

دِرِک، داری چیکار میکنی؟

این درک‌ها همیشه دیوثن - این مرد دیگه کیه؟ -

درک اَشتون، یکی از مهندسین آزمایشگاهی‌مون‌ـه

یه سالی میشه اینجا کار میکنه

، متوجه نمیشم .بگو چرا داری این‌کارا رو میکنی

، از اَشتون به فضاپیمای کریل .وقتش‌ـه

درک، گوش کن به من، این‌کارُ نکن

!جلو نیا

!...جلو نیا! عقب - ...ببین تو -

!برگرد! همون‌جایی که هستی بمون

از بورتوس به کاپیتان مرسر

همین الان متوجهِ یه "نابودگر کریل" شدیم

که وارد مدار شد

صفحات منحرف‌کننده رو فعال کنید

صفحات منحرف‌کننده فعال شد

دو تا فضاپیمای کریل داره .میره به سمت سطحِ زمین

کاپیتان، سربازهای کریل دارن میان سراغ‌تون

کاپیتان

خدایا، عمراً امروز تا قبل از

ساعتِ 5 نمیتونیم برگردیم، نه؟

فرمانده، صدای منُ می‌شنوین؟ - جوابشُ بده -

بهش بگو نظامی‌های کریل قصد حمله ندارن

و بهشون شلیکی نکنن - حرفمُ باور نمیکنن -

!بهش بگو - ...ببین، من -

!همین‌الان - .باشه -

فرمانده، صدامُ می‌شنوین؟

.لطفاً جواب بدین - !یه‌حرفی بزن -

.از مرسر به بورتوس

کریل‌ها نیت حمله ندارن

...فقط دارن میان پایین که

، آزمایشگاهِ اینجا یه جشن پیتزا خورون گرفته .و کریل‌ها رو هم دعوت کرده

اِی خدا، جانِ من میشه بریم؟ بروتوس، جونِ مادرت میشه ما هم بریم؟

...ببینم گفتی

پیتزا خورون؟

بخاطر تولدهای بچه‌هاست

این پایین کلی متولد ماه سپتامبر داریم

آلارا، آفرین

بورتوس، کریل‌ها اینجا به قصدِ حمله اومده بودن

، اسلحه‌ها رو آماده کن .و صفحات منحرف‌کننده رو هم فعال نگه‌دار

.تا برسیم به فضاپیما

، هیچ پیتزا خورونی در کار نیست تکرار می‌کنم

.هیچ پیتزا خورونی در کار نیست

.مُرده

خدای من، حتماً یه 125 سالیش شده - ، دکتر آرونو -

، باید این دستگاهُ ببریمش تو اُرویل چیکار باید بکنیم؟

، ژنراتور اصلی رو در بیارید .و دستگاه کنترل‌کننده رو بردارید

از اُرویل به فضاپیمای کریل

، حمله‌تون روی زمین رو متوقف کنید .یا پاسخِ حمله‌تونُ میدیم

.کریل داره اسلحه‌هاشُ شارژ میکنه

صفحات منحرف‌کننده تا دو سوم شارژ شدن

شما هم شلیک کنید

برگردین، برگردین، برگردین

دکتر، راه خروج دیگه‌ای هم از اینجا وجود داره؟

.یه مجرای قدیمی هست

ولی اون طرفِ ساختمون‌ـه

باید بدوئیم تا بهش برسیم

خیلی خب، آماده‌شین - دکتر، شما برین پشت آلارا -

آلارا کدوم یکی‌ـه؟

.آلارا منم

شرمنده، هنوز کامل اسما رو یاد نگرفتم

!الان

...

شارژِ منحرف‌کننده‌ها به نیم رسید

قربان، فکر کنم بتونم یکم زمان برامون بخرم

تا وقتی که افرادی‌مون که روی زمینن برکردن به فضاپیما، اجازه میدین؟

کارتُ بکن

، به این حرکت میگم "بغل‌کردنِ میمون"

تو می‌تونی میمون‌ـه رو بغل کنی؟

داداش، من از بچگی و موقع مدرسه .میمون‌ها رو بغل می‌کردم

!ببین چه می‌چرخونه کمرو

!ها، ها

خراب‌ـه

گیر کرده

آلارا، میخوای این شیشه‌ی خیارشورُ برام باز کنی؟

.برات شُلش کرده بودم

آلارا، اون دستگاهُ برسونش به فضاپیما

ما پوششت می‌دیم - حله -

خیلی‌خب

همگی، کمربندهاتونُ ببندین

، از فضاپیما به اُرویل .تو راهیم داریم میایم

کاپیتان، بذارین شونه‌تونُ ببینم

در میکنه؟ - آره، در حدِ مادر درد میکنه -

این حرفش یعنی خیلی‌هم وضعش بد نیست

منظورت چیه، کلی؟

همین‌الان رسماً گفتم که در حدِ مادر درد میکنه

وقتی واقعاً آسیب دیده جواب‌های درست‌درمون میده

که فحشم توش نیست

فقط الان امیدواره که بهش دارو بدین

.دیگه داری چرت میگی، کلی .خیلی دردم گرفته بابا

من... چرا، ببینم دارویی چیزی دارین؟ ها... دارین؟

همه‌چیز روی فضاپیمای اصلی‌مون‌ـه

، داریم به لایه‌ی یونسفرِ هوا نزدیک میشیم .حالت‌مون رو تنظیم می‌کنم

.از مرسر به بورتوس

می‌تونین صفحات منحرف‌کننده رو به قدری که

ما بتونیم بیایم داخل فضاپیما غیرفعال کنید؟

ممکنه فرقی هم نکنه، قربان

دیگه تقریباً صفحات‌مون دارن غیرفعال میشن

پسر، نمی‌تونه اتفاق خوبی باشه

، بهمون شلیک نمی‌کنن میدونن که دستگاه پیش‌مون‌ـه

اون دستگاهُ رد کنید بیاد

گفتم ردش کنید، بیاد

و شاید بهتون صدمه‌ای نزدم

خیلی‌خب، داداش‌مون یه اسلحه داره

ولی ما بهترشُ داریم

چی؟

!کمربندِ ایمنی

شارژِ صفحات منحرف‌کننده کاملاً تموم شد

این یه تیکه از موتور بالایی‌مون بود که به فنا رفت

!کنترل سُکان از دست‌مون خارج شد

از مرسر به اُرویل، کنترل این شاتل از دست‌مون خارج شده

و تقریباً اندازه‌ی 12 ثانیه‌ی دیگه فاصله داریم تا بهتون برخورد کنیم

، اونم مثلِ یه پشه‌ای که میخوره به برف‌پاک‌کن ، ستوان

می‌تونید درهای ورودی رو با مسیر فضاپیمای اونا میزون کنید؟

قربان، حتی اگه من بهترین ، سکان‌دارِ کهشکان بودم

این‌کار قطعاً غیرممکن می‌بود

، اگه می‌تونی میمون‌ها رو بغل کنی .از پسِ اینم بر میای

یالا پسر، از پسش بر میای

میتونی انجامش بدی

این‌کار مثل این میمونه که وسط برف و بارون بیای نخُ بکنی تو سوزن، ولی تلاشمُ میکنم

.ایول

آفرین، ستوان

قربان، از اون‌جایی که توسنتم از پسِ این‌کار بر بیام

میتونم سر کار هم شورت بپوشم؟

، قبلاً بهت گفتم که نمیشه .بهشون شلیک کنید

!ترتیبِ اون کریلُ بدین

فضاپیمای اتحادیه، خودتونُ تسلیم کنید

و آماده بشین که وارد کشتی‌تون بشیم

موتورهای بالایی و پایینی نابود شدن، کاپیتان

نااُمیدتون کردم - فضاپیما که سالم‌ـه، بورتوس -

.من خودمم بهتر از این نمی‌تونستم ، آیزاک

، اگه بتونم یکم برامون زمان بخرم

میتونی به قدر کافی موتور پایینی‌مون رو شارژ کنی که

از اینجا خلاص‌مون کنه؟

میتونم تلاشمُ بکنم، قربان - سریع باش -

آلارا، فرمانده‌ی فضاپیمای کریل رو خبر کن

کاپیتان، اون خیلی وقته .سعی داره باهامون ارتباط برقرار کنه

بذارش رو مانیتور

، فرمانده‌ کریل

، من کاپیتان اِد مرسر هستم

حمله‌تون رو متوفق کن و میتونیم با هم صحبت کنیم

اون دستگاهُ بدش به من، انسان

یا فضاپیماتونُ نابود میکنم

...ببخشید، میتونی، میتونی یکم

در حدِ دو قدم بیای راست - چی؟ -

...یه یکمی، فقط یکم

...آخه پشتت خیلی خالی‌ـه

، آره، درست همون‌جا .آفرین، عالی شد

خیلی کادربندیت بد بود

حواسمُ خیلی پرت کرده بود

بگذریم، درخواستت چی بود؟

خودت میدونی درخواستم چیه

، شرمنده، آره ببخشید .یکم اخیراً حواس‌پرت شدم

خیلی نمیشه که از زنم طلاق گرفتم

و خیلی بهم سخت گذشته

...زنم با یکی بهم خیانت - .خدای‌من -

خدایی داری این بحثُ تو این هیر و ویر میکشی وسط؟

، خب سعی دارم به حرف بکشمش .تا یکم برامون زمان بخرم

، خیلی خب، اگه این‌طوریه اصلاً میدونی چیه؟

شما یه شخص ثالث بی‌طرفی دیگه

شما متأهلی؟

چی؟

...اِی خدا، آخه داری

...داری این یارو رو میکشی وسط

نه عزیزم، فقط دارم یکم برامون زمان می‌خرم

بذارین یه چیزی ازتون بپرسم

تلاشی کردین تا بین شغل‌تون

و زندگیِ شخصی‌تون توازنی ایجاد کنید؟

ازدواجم خودش جزو کار محسوب میشه

پس تلاش لازم داره نه؟ .سازش با همدیگه

آره، از سمتِ هر دو طرف

و اگه تلاشی خودتون تلاشی نمی‌کردین

تعجب می‌کردین اگه همسرتون

در آغوش فرد دیگه‌ای دنبال آرامش بره؟

نه، این‌طوری خودخواهی از سمتِ من میشه

"...نه، خودخواهی از سمت من" .آره، آره

نه که جفت‌تون قدیسه‌ای بیش نیستین

اصلاً میدونی چیه؟ ...مجبور نیستم که بشینم اینجا و

!کافیه

"برق‌ اضطراری"

فقط 20 ثانیه مهلت دارین تا اون دستگاهُ برسون به دستم

یا می‌میرین

آیزاک، موتور در چه حاله؟

هنوز به‌اندازه‌ی کافی شارژ نشده، قربان

آلارا، بگو کریل‌ـه صبر کنه .و بذارش رو هولد

یه فکری دارم

چیه؟

بیا دستگاهُ بدیم بهش

چی؟ - ، دکتر آرونو -

می‌تونید کاری کنید که میدان کوانتومی

، لحظه‌ای که اون کریل فعالش کرد

.به شدت مشخصی فعال بشه

فکر کنم بشه، چرا؟

و اون میدان هم میتونه زمان رو تا صد سال بهش سرعت بده دیگه، نه؟

درسته؟ - آره میتونه -

تقریباً همون‌قدری که یه درخت ماموتی طول میکشه تا رشد کنه

آلارا، برش گردون رو مانیتور

، خیلی‌خب، فرمانده .تو بردی

اون دستگاهُ با یه شاتلِ خودکار میفرستیم برات

، وقتی رسید دستت

کد فعال‌سازیش رو هم بهت میگیم

خیلی طولش ندین

نمی‌دیم

شاید خیلی‌هم خراب نباشه

، هر نوع سلاح جنگی‌ای که بگی روی فضاپیمامون داریم بعد داریم از چسب استفاده می‌کنیم

همین‌جای افسرِ ناوگان بودن رو دوست دارم

.کار دستی ‌بازی‌هاش

، میدونی، اگه مهلت داشتیم

یه آدمک ماکارونی‌ای درست .میکردم تا بذاریم این رو

از ماکارونی میتونی آدمک درست کنی؟

یه آدمکایی درست میکنم که نگو

.خیلی‌خب، یالا بریم بفرستیمش بره

شاتل‌مون رسیده به فضاپیمای کریل

خبرش کن

.خیلی‌خب، فرمانده .رسید دستت

عالیه، حالا .کد فعال‌سازی رو بهم بده

:کد اینه ، شش، آلفا، نه، سه، هفت

.آلفا، سه، صفر، صفر

!روز درخت‌کاری مبارک

وایسا ببینم، روز درخت‌کاری دیگه چیه؟

روزی‌ـه که میری درخت میکاری

من که نگرفتم چی گفتی - آها آره، نه والا منم منظورتُ نگرفتم -

تو که می‌دونستی روز درخت‌کاری چی بود دیگه، نه؟

والا، راستش، باید یکم بهش فکر میکردم

.یکم گیجم کرد

یعنی هیچکسی نمیدونه روز درخت‌کاری چیه؟

نه - نه -

من میدونستم - منکه نمیدونستم -

مثلاً تو بودی چی میگفتی؟

، می‌گفتم

"بپا چوب نره تو یه‌جات"

آره

.همینه

.آره، این بهتره مگه نه؟

بیا داخل

سلام

سلام

، نمی‌خواستم مگه اینکه کارِ ضروری‌ای داشتم .مزاحمت بشم

.یکم این چند روزه تو خودت بودی

آره، دریادارها گزارش کاملی از داستانِ اپسیلون دو میخوان

.در نتیجه، یکم طول کشیده

آره، کمکی نمی‌خوای؟

نه، خودم حلش می‌کنم

خب، میخواستم بهت بگم که

...ستوان یکم مورفی

ببخشید

...ببخشید، میشه

الانُ بی‌خیال شو

.نه، الان... داریم حرف میزنیم ...ببین داریم

آره، حله، حلش کردی .مرسی

خیلی‌خب

...ستوان یکم مورفی از فضاپیمای آمریکایی

اِی خدا

...بابا برو بعداً بیا، الان بعداً بیا انجامش بده، مرسی

فقط الانُ بی‌خیال شو .داریم یه‌کاری انجام میدیم

.مرسی... آره ممنون... آره، موفق باشی

شرمنده، حرفتُ بزن

ستوان یکم، مورفی

از فضاپیمای "شانوت" به تازگی ترفیع درجه گرفته

.پس الان برای سِمَت فرمانده دومی واجدِ شرایط شده

و یکی از دوستای منم هست

پس بهش گقتم که میتونه این‌جا بیاد به‌جای من کار کنه

، پسر خیلی خوبیه .حتماً عاشقش میشی

و تا آخر شب دیگه از زیر .دست‌وپات میرم کنار

خیلی‌خب

باشه

وایسا

یه تشکر واقعی ازت بخاطر کاری که انجام دادی، نکردم

تو فضاپیمامونُ نجات دادی

فقط داشتم وظیفه‌مُ انجام میدادم

تو همیشه از من تو حل کردن مشکلاتِ خودم بهتر بودی

همیشه آدم باهوش و دانایی بودی

خب... از تعریفت ممنونم

."کِلی"

ازت می‌خوام که بمونی

جداً؟

فرمانده‌دومی بهتر از تو پیدا نمی‌کنم

و فکرم میکنم که خوب میتونی به این گروه‌مون کمک کنی

و... و نگران

اون مسائل‌مون نیستی؟

یه کاریش می‌کنیم

، به اُرویل خوش‌اومدی

.فرمانده گری‌سون

::. مترجـم: سـروش ، شقایق .:: « Dark.AngeL , SuRouSH AbG »

«« تـک مـووی، سیـنـمای تـک »» WwW.TakMovie.Co

« لـذت دانلـود زیرنویس و یادگیری متـرجمی » Telegram ID: @Abg_Sub

.بیاید داخل

فرمانده گری‌سون، بگیر بشین

خیلی نمی‌تونم بمونم

فقط میخواستم ازتون تشکر کنم

که بهم اعتماد کردم

، منُ پدرتون خیلی به هم نزدیک بودیم .یکی بهش بدهکار بودم

با این وجود، بنظر درموردِ .اِد اشتباه نمی‌کردی

کمک بزرگی بهمون کردی که اون دستورُ بهش دادی اجرا کنه

صادقانه بگم، فکر نکنم جور دیگه‌ای هم از پسش بر میومدیم

میدونم

ولی اِد آدم خیلی باهوشی‌ـه که فقط یکمی به مشکل برخورده

خبر داره؟

نه

و منم نمی‌خوام چیزی بفهمه

خب... خوش‌شانسه که تو رو طرفش داره

ممنونم

.مراقب خودتون باشید، دریادار

« T.Me/Soroush_abg » «« Soroushabg@Yahoo.Com »»

« ☺ .امیـدوارم از تماشای این سریـال لذت برده‌باشیـد »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.