Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @Jdrama_world
ماکوتو
Lotus :مترجم
هرگونه استفاده مادی از این زیرنویس در سایت ها،فروشگاه ها و غیر قانونی و غیر اخلاقی است
آره آره
اوضاع چطوره؟ کار طبق برنامه پیش میره؟
آره، خوب پیش میره
اما من با این لباس بیرونم، اما با این وضع حالم هم خوبه
که اینطور
چرا من تو این سن اینطوری لباس پوشیدم؟
خب، خدا میگه که ما بعضی اوقات باید کارهای خوب تو دنیا انجام بدیم
بالاخره شب کریسمسـه
پس همچین خدایی وجود داره
ما که نمیدونیم
هیچ خدایی وجود نداره
کیدا، من هم برات یک شوخی غافلگیر کننده دارم
در مورد چی صحبت میکنی ماکووتو؟
امروز، من کسیـم که میخواد شوخی راه بندازه
درسته، آقای کیدا
هی، هی، هی نگو که واقعاً یک شوخی برام درست کردی
میخوام برم پیشش
خوب کارتو کن
تو هم همینطور
اون همیشه همینطور بوده، شوخی هام رو بهم میزنه و میخنده
کیدا - ها؟ -
چیزی برای نوشیدن میخوای؟ من برات نوشیدنی میخرم
کولا هست؟
باشه
بفرما
ممنون
میرم برای خودم هم یچیزی بگیرم
!دوباره گول خوردی
ماکوتو
من کسی بودم که کولای تکون داده رو گذاشتم
!این چه مزخرفیه! پس تو بودی، یوچی
لعنتی! منصفانه نیست که شما دوتا همدست باشید
این همونیه که الان خریده
!اونو بده به من
!هی! وایسا! بیا اینجا
220...
220....
هوم؟
هنوز اینجا نیستن؟
!اوه! زهرم ترکید- هــــــــــی -
غافلگیر شدی؟
پس داشتی تماشا میکردی؟
دوباره گول خوردی- چه جهنمیه آخه-
هیچ وقت یاد نمیگیری، کیدا؟
اون همیشه میخنده
آه رئیس
پس کارت تمام شد
!آه! رئیس
خوب نیست؟ واقعاً توچشم ئه
آره خوب شده
ماکوتو، حق با تو بود. کار خوبیه که ما لوگو رو تغییر دادیم
حالا از فردا مشتری های زیادی میان سراغمون
امیدوارم حق با تو باشه
کارتون که تموم شد برگردید سرکارتون
!باشه
ماکوتو، خوشحال نیستی که ایدهات تایید شد؟
ممنونم
این چیه؟
دردم گرفت احمق- !اینجا رو ببین-
!دوباره گول خوردی
!تو یه احمقی
...و حتی الان، به عنوان بزرگسال
ما بیشتر اوقات معمولاً با هم هستیم
ما جدایی ناپذیریم
من خانواده ای ندارم
که شاید ماکوتو مثل برادرم باشه
!اوه، سانتا است (بابانوئل)
سانتا کجا میری؟
!تاکاشی، بیا بریم
تو نمیتونی هر کاری که میخوای بکنی
خیلی متاسفم
ما در شرف رسیدن به اوج "پیشنهاد خواستگاری" هستیم
پایان جهان کوچک
نقشه اصلی
!صبح بخیر
صبح بخیر
شاید قبلاً شایعاتی رو شنیده باشید
امروز، میخوام شما رو با یک دانشآموز جدید آشنا کنم
بیا تو
خب لطفاً خودت رو معرفی کن
حداقل میتونی اسمت رو به ما بگی
از ملاقات شما خوشحالم
!خب! یک بار دیگر با انرژی
مشکل چیه؟ زودباش
دوباره مورد آزار و اذیت قرار میگیری
خب ادامه بده
عجوزه پیر
هی
بازش کن - ها؟ -
بشین
ساوادا ماکوتو، دوباره تو؟
همه اش همینه؟
تو واقعاً گستاخی
چرا اینجوری شدی؟
خانم کوسودا
چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟
چیه؟
وقتشه که همه بچه ها مدرسه رو ترک کنن
چرا نمیری خونه؟
خب تو هم نمیری خونه
من همیشه با اون میرم خونه
پس منم نمیرم
من از این به بعد هر روز با شماها میرم خونه
واسه خودت تصمیم نگیر
اون اسمش چیه؟
...اون ماکوتو ـه. منم
اسم تو رو نپرسیدم
ها؟
شنیدم که اون هم هیچ پدر و مادری نداره
از کی؟
اون عجوزه پیر
منظورت از "هم" یعنی تو هم نداری؟
که اینطور
من هم همینطور
هی، ماکوتو
اگر دستات رو تکون ندی، من بهت پولی نمیدم
ماکوتو
باشه
متاسفم
....میدونی
تو باید از من تشکر کنی که سعی کردم به افرادی مثل تو فرصت استخدام بدم
خدای من، نمیدونم چطور میتونی به کارت ادامه ندی
متاسفم
ماکوتو، میتونی این رو برام نگه داری؟
خب، باشه
هی، این ماشین رو درست کن. اینجا تعمیرگاه ماشینه، درسته؟
آهای
آه بله
این؟ - آره -
رئیس مشتری داریم
آره
قطعات کاملاً منحصر به فرد این خودرو ـه
فکر میکنم درست کردنش کمی طول بکشه
این ماشین پدرمه. اگر درستش نکنم، تو دردسر میفتم
بله بله بله. ماکوتو، برو اونطرف
حداقل سه ماه طول میکشه، حتی اگر عجلهای درستش کنیم
میخوام با بدنه زیرین پیش برم و بگم سه میلیون هزینهاش میشه
سه میلیون؟ باشه، خوبه
چی؟
مشکل چیه؟
بخاطر قطعات، شاید اگر آن رو به یک فروشگاه نمایندگی ببرید سریعتر درست بشه
نه،اگر به یک فروشگاه نمایندگی ببرم پدرم متوجه میشه
میخوام اگر میتونید این کار رو اینجا انجام بدید
خب، این طور نیست که ما نتونیم درستش کنیم
واقعاً؟
از همه مهمتر، سند خودرو و گواهینامه رانندگیـه
من به سند خودرو و گواهینامه رانندگی شما احتیاج دارم
هیچکدوم اینها رو ندارم
واقعا؟
!لطفاً
اشکالی نداره من میتونم مبلغ بالاتری پرداخت کنم، باشه؟
هی، من حتی نمیدونم شما با اتومبیل کی داری رانندگی میکنی
به هیچ وجه نمیتونیم درستش کنیم
چی؟ شما گفتید که میتونید این کار رو انجام بدید
منم به شما گفتم نمیخوام پدرم این موضوع رو بفهمه
گوش میدید؟
من از سند خودرو چیزی ندارم
گواهینامه؟ ندارم... چون گواهینامه ندارم
!هی، یه کاری کن! گفتم پولش رو میدم
مطمئنی؟
...اون مجوز یا هر چیز دیگهای نداره. اگر اونها در موردش بدونن
ما هیچ چاره ای نداریم
بخاطر پول؟
مگه چیز بدی ئه؟
بفرمایید
چرا تصادف کردید؟
یک سگ رو زیر گرفتم
یک سگ؟
آره
سعی کردم ترمز کنم اما نتونستم به موقع بهش برسم
چند وقت پیش اون رو زدی، نه؟
از کجا میدونی؟
من حرفه ای هستم
شاید دو ماه پیش
چرا بلافاصله درستش نکردید؟
چون نمیخوام مالک منو پیدا کنه
و خب دردسر نداره؟
حال سگ چطوره؟
احتمالاً مرده
ببخشید که منتظر موندید
بفرمایید- باشه-
چرا فروشگاه ما رو انتخاب کردید؟
اتفاقی داشتم از اینجا رد میشدم
متوجه اون علامت صورتی شدم
خب دیگه به شما میسپارمش
میشه برام یه تاکسی بگیرید؟
باشه
هی، ماکوتو
به تاکسی زنگ زدم، به زودی میرسه
خب؟ ممنون
چیه؟
....خب
دوست داری با من شام بخوری؟
چرا باید با شخصی مثل تو شام بخورم؟
!هوم.... ببخشید... ببخشید
بفرمایید
این چیه یهویی؟
یک شوخی
احمقانه است
چی داشتی میگفتی؟
موندم اگر پول داشتم میتونستم بهش نزدیکتر بشم
چی؟
به نظرت چطور میتونم با زنی مثل اون قرار بذارم؟
جدی میگی؟
جدی میگم
تو توی دنیای دیگهای زندگی میکنی
دنیای متفاوتی نیست
ما فقط از هم جدا شدیم
نامه استعفا
یک هفته بعد، ماکوتو از اونجا رفت
و ناپدید شد
داره میاد! داره میاد- باشه-
موندم یوچی کی اینجا میاد؟- برای چی انقدر طولانی حرف میزنه-
اینجاست
متاسفم متاسفم
برای چی انقدر طولانی شد!؟
گفتم متاسفم - مطمئنا وقتت رو تلف کردی -
چی میشه اگه یکم بیشتر شوکه بشی ها؟
من اصلاً ندیدم که یوچی تعجب کنه
آره
پس چرا من مدام گول میخورم، چرا؟؟؟
باید این کاراتو تموم کنی
یه چیزی رفت تو دماغم
از چیزی نمیترسی؟ مطمئنم حداقل یک چیزی هست که ازش بترسی
چی؟ چیزی که ازش بترسم؟
مثلاً فراموش شدن
چی؟
برای همین که نمیخوام ماهیتم پاک بشه
آره، این همون چیزیه که من ازش میترسم
ها؟ منظورت رو نمیفهمم
منظورت چیه؟
وقتی دبستان بودم، مورد آزار و اذیت قرار گرفتم
اولش، فقط افرادی بودن که در مورد من حرف میزدن یا من رو مدام اذیت میکردن
میز، صندلی و کتابهای درسیم رو همهجا گم و گور میکردن
مثل این که دارن منو از هستی پاک میکنن
من گوشه کلاس درس روی زمین مینشستم
طول روز هیچ کاری نمیکردم
تعجب کردم
اگر یه روزی همه دنیا منو نشناسن چی میشه
پس، بیا بریم
چی؟
بیا بریم سراغ بچه هایی که قبلاً تو رو اذیت میکردن بریم و بهشون بگیم که تو رو فراموش نکنن
بیا بریم - یک دقیقه صبر کن -
ماکوتو، خیلی یهوییه- صبرکن-
!بیا بریم
هی، صبر کن، صبر کن، صبر کن
!تو خیلی سریع میری، ماکوتو! یواشتر
!صبرکن - بیا بریم -
من دیگه فهمیدم، میرم
!بیا بریم
تو چه مرگته!؟
!هی! سر به سر ما نذار
!دردم گرفت حرومزاده
ماکوتو
!بس کن! گفتم دست بردار
!خودش اومد و یهویی منو زد
درسته- مشکلت با من چیه؟-
فقط میخواستم به تو بگم اون رو فراموش نکنی
ها؟ از چی حرف میزنی؟
!تو دوران دبستان، شماها اون رو اذیت میکردید
پس این یوچی ئه
متاسفم که تو رو یهویی کتک زدم
خب بیاید فعلاً با یک آشتی این موضوع رو تموم کنیم
!حرومزاده
هی، هی بچه ها دارید چیکار میکنید؟!
الان به پلیس زنگ میزنم
یوچی، بهشون بگود! بگو
یوچی، عجله کن - عجله کن-
یوچی، زودباش - بهشون بگو -
یا الان یا هیچوقت - بهشون بگو -
!منو یادتون نره! احمقا
تحقیر شدن با یک شوخی برای همیشه تو ذهنشون میمونه
اونها با این کار دیگه نمیتونن تو رو فراموش کنن
برای زندگی
خسته به نظر میای
یک نوشیدنی میخوای؟
ممنونم
کنجکاوم بدونم ماکوتو چطوره
الان دو سال گذشته، ها؟
آره
هنوز نتونستی پیداش کنی؟
نه
تو اخراجی
آخرماه اخراج میشی
منو بیرون کردن
یهویی، پروژه توسعه جاده پیش رفته
علاوه بر این، هزینه تخلیه هم ناچیزه
حتی اگر جابجا بشیم هم، کار زیادی نمیتونیم انجام بدیم
نمیدونم چرا همه اینها یهویی اتفاق افتادن
دیگه نمیتونم تو رو استخدام کنم
یک لحظه صبر کن
برو اینجا
اونها عمدتا تو کار واردات هستن
در ضمن میتونی با دنیای جنایتکار آشنا بشی
دنیای جنایتکار؟
تو دنبال ماکوتو میگردی، درسته؟ اگر میگردی، بهشون سر بزن
شاید اونها تو رو استخدام کنن
متاسفم. اگر ماکوتو رو دیدی، سلام منو بهش برسون
آره، آره، آره اینجوریه
یک بطری پلاستیکیه که داخلش یک بطری رام گذاشتن
و بعد درش بسته میشه
...و بعد، حتی اگر تکان نخوره، موقع باز شدن
!بووووم!!! منفجر میشه
همه فکرت همینه؟
نابغه نیستم؟
یکم بده بهمن - باشه-
فکر میکنید بعد از فارغ التحصیلی هنوز با هم باشیم؟
چی؟
معلومه
چه یهویی گفتی، یوچی
هیچی
ببخشید این ماکارونی ناپلی شما - !بالاخره-
خوشمزه به نظر میرسه - اونجاست -
قرار نیستهر چند وقت یک بار چیز دیگهای نمیخوری؟
ایناهاش .... ایناهاش
مزهاش فرق داره- خوشمزه است؟-
خوشمزه است، امتحانش کن
نه نه نه نمیخوام
بفرمایید - به هیچ وجه -
ماکوتو، امتحانش کن - خوشمزه است-
عجله کن بخور - به هیچ وجه -
بیا دیگه
خیلی تنده- خیلی شوره-
تازه بو هم میده- میشه گفت، مزخرفه-
!ها؟! خوشمزه است
اگر میخوای شکایت کنی، نمیخواد بخوری
بده، بده - من نمیتونم اینو بخورم -
چطور میتونی بخوریش؟
!همممممم!خوشمزه اس
خوشمزه است
خب، من میرم مدرسه
ها؟ - میری مدرسه؟-
آره برخلاف شماها، من در مورد مدرسه کاملاً جدیام
چی میگی تو؟ - فقط شوخی میکنم -
گفتن اگر دوباره کلاس رو از دست بدم فارغ التحصیل نمیشم
که اینطور
من رفتم
بعدا میبینمت
!بای بای
یوچی
بعد از دبیرستان میخوای چیکار کنی؟
دانشگاه برم یا بازیگر بشم
بازیگر؟
آره
چی؟ تا به حال رویات این بوده؟
آره، چون فیلم دوست دارم
نمیدونستم
از اینکه توش باشم بدم میاد اما از تماشا کردنش بدم نمیاد
چی؟
چون داستان هرچی که باشه فیلم به آخر میرسه
نمیخواستم بعد دوساعت یا بیشتر تموم بشه
اما چیزی به اسم فیلمی که تموم نشه وجود نداره
....بهرحال یک پایان خوش باشه یا یک فاجعه
وقتی تیتراژ پایانی شروع میشه، میزنم زیر گریه
انگار که میخوام بمیرم
دیگه داری بزرگش میکنی
این واقعاً باعث میشه که بمیرم
شاید چون نمیخوام به واقعیت برگردم
تو چی کیدا؟ میخوای در آینده چی کاره بشی؟
....هوم
واقعاً نمیدونم چه کاری میخوام انجام بدم
هوم... چون تو گاهی اوقات به طور عجیبی جدی میشی
شاید باید کاری رو امتحان کنی که کاملاً مخالف کاری باشه که بهش عادت کردی
دقیقاً برعکس؟ مثلا؟
....مثلا
چرا مثل فیلم ها آدمکش نمیشی؟
چی؟
من نمیخوام کسی رو بکشم
به نظر میرسه که خیلی مناسبت باشه
ببخشید
من کاواباتا هستم، نماینده
مشکلی هست؟
....خب
میشه در مورد شخص پشت سرم یه کاری کنید؟
اوه، متوجه شدی؟
ما عمدتا نماینده واردات هستیم
اما ما برای پیدا کردن افراد هم شهرت داریم
تو دنبال ساوادا ماکوتو هستی، درسته؟
از زمان ناپدید شدنش رد پاش ثبت شده
هر چقدر دنبالش گشتم، پیداش نکردم
هزینه این اطلاعات ارزون نیست
من اصلاً پولی ندارم
برای همین تصمیم گرفتی برای ما کار کنی، درسته؟
بله
بخاطر دوستت؟
این برای خودمه
که اینطور
ما به طور غیرقانونی کار میکنیم بنابراین وقتی که شروع کنی، دیگه بازگشتی وجود نداره
میدونم
فکر میکنی بتونی کسی رو بکشی؟
...نمیدونم
اگر به عنوان کار درنظر بگیرم، فکر میکنم بتونم انجامش بدم
چی باعث شد اینطوری فکر بکنی؟
من با پدرم به ماهیگیری میرفتم
و قادر به لمس ماهی نبودم
اما وقتی اون رو روی تخته برش قرار داد و بهم یاد داد که چطور انجامش بدم
تونستم از پسش بربیام
منظورم این بود
که اینطور
اما من نمیخوام کسی رو بکشم
تو آدم جالبی هستی
من هم از قاتلها متنفرم
برای همین میخوای برای همه چیز دلیل داشته باشی
مشخصات تماست رو بنویس
اوه
شاید تو برای مذاکره کردن مناسب تر باشی
یک مذاکره کننده؟
درسته
شخص "الف" میخواد از شخص "بی" یه درخواستی کنه
کار مذاکره کننده توی همچین مواقعی ـه
چرا فکر میکنید من برای این کار مناسبم؟
به این دلیل که تو روراست هستی
تو یک بار هم به من دروغ نگفتی
چطور میتونید اینو بگید؟
....تو این صنعت
صداقت چیز گرانبهایی ـه
چون 99٪ افرادی که این دنیا رو اداره میکنن دروغگو هستن
رابطه شما با رئیس جمهور چیه؟
ما دوست دوران کودکی هم هستیم
من دنبالت میگشتم
ماکوتو
متاسفم
پول در آوردن سخته
از اونموقع
من زندگیم رو به جمع کردن پول گذروندم
و حالا 40 میلیون جمع کردم
40 میلیون
شش ماه پیش، با پیرمردی از یک شرکت شراب سازی آشنا شدم
اون خیلی مریضه
گفته قبل از مرگش شرکت رو میفروشه
با 45 میلیون
پس تو برای پیرمردی که در شرف مرگه به 45 میلیون ین نیاز داری؟
داری منو تست میکنی ببینی چقدر جدیام، درسته؟
....ولی
مطمئنم که قبل از مرگ پیرمرد میتونم 45 میلیون ین رو جمع کنم
چرا میخوای شرکت رو بخری؟
معلومه، دارم تلاش میکنم فرد لایقی برای لیزا بشم
برای همین نیاز دارم که بهم کمک کنی
برای چی؟
پیشنهاد خواستگاری
از چه کوفتی حرف میزنی؟
خب، من به کمکت نیاز دارم تا اول لیزا رو بشناسم
جدی میگی؟
جدی میگم
از وقتی یهویی ناپدید شدم تنها بودی؟
البته که نه
تنها نبودم
اما دلم برات تنگ شده بود
هوم؟
تنها نبودم اما دلم برات تنگ شده بود
این همون نیست؟
نیست
باشه
خب
ها؟ یوچی؟
هی! یوچی، چه خبره؟
اوه - چی؟ -
وای
نمیدونم چرا مرده
کنجکاوم که چرا خدا نجاتش نداده
باید دکمه رو فشار میداد
اونوقت نمیمرد
عجب اتاق آشفته ای
مامان! یه آدم اینجاست. این کیه؟
مامانت الان اینجا نیست، چون من ازش خواستم که یکم بره بیرون
من یک مذاکره کنندهام
چی؟
شناسنامهات رو میخوام
ثبت خانواده، سابقه، نام، نام خانوادگی، همه چیزای دیگه
چرا اینها رو میخوای؟
اونی که بخواد شاهزاده خانم رو بگیره، باید یه شاهزاده باشه
اما مشتری از سوابق و تحصیلات خوبی برخوردار نیست
پس تو میخوای سوابق من رو پایین بیاری؟
درسته
و چقدر برای شناسنامه من پرداخت میکنی؟
شش میلیون ین. من هر ماه یک میلیون بهت میدم
!زیاد نیست
تو توی محلی که من برات تعیین کردم زندگی میکنی
مادرم چطور؟
اون میخواد اینجا بمونه
اساساً مشتری و مادر تو هیچ ارتباطی با هم ندارن اما اون فقط والدین بیولوژیکی تو میمونه
ناخوشاینده که با اون زندگی کنی
این چیزیه که مادرم گفت؟
آره گفت
ما قبلاً در اینباره صحبت کردیم. چهار میلیون برای تو
واقعاً؟ چرا من؟
یکی از دلایلش اینه که تو تحصیلات عالی داری
بعلاوه، تو دوران کودکی تو رو از مدرسه ای به مدرسه دیگه منتقل کردن
و هیچ دوست قدیمی نداری
در حال حاضر تقریباً هیچ ارتباط انسانی نداری و اگه ناپدید بشی هیچ کس اهمیت نمیده
زادگاه مشتری توی مدرسه جدید گنجونده شده
حالا که وزنت هم بالا رفته ظاهرت نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده
بدون سوءپیشینه کیفری هرگز به خارج از کشور سفر نکرده و گذرنامهای صادر نشده
هیچ پرونده دندانپزشکی برای شناسایی تو ساخته نشده
برای همین ما تو رو انتخاب کردیم
اما تعیین کننده ترین عامل اسمته
اسم؟
مهمتر از اونیه که فکر میکنی
اُنوسه ماکوتو، ما شناسنامه تو رو میگیریم
به هر حال نمیتونم نه بگم، درسته؟ باشه
میتونم ازت یه چیزی بپرسم؟ - دیگه چیه!؟ -
چطور این اتفاق افتاد؟
تو یک کمال گرا هستی و معدل عالی داشتی
همینطور یکبار توی یک شرکت بزرگ اوراق بهادار کار کردی
بعد از دو ماه اومدم بیرون
میدونم
تو شلوارم خرابکاری کردم
مدفوع؟
تو مراسم آغازین،
وضع معده ام خوب نبود و عصبی بودم
همون روزی بود که دنیای من تموم شد
تو گفتی که من کمال گرا هستم، درسته؟
به هر حال کمال گراها معیوبن
اگر زندگیم اونطور که میخوام ایده آل و تمیز نباشه، نمیتونم تحمل کنم
من نیازی به زندگی با اون گندی که بهم وصله ندارم! فهمیدی؟
باشه
رتبه شش
بانکدار، رتبه هفت. بانکدار برنده شد
این چه جهنمیه!؟
بذارید برای تغییر هم که شده من برنده بشم
دیگه شرط ندارید؟
امروز فرق دارم
بانکدار
Banker Natural Nine بانکدار برنده شد
از ملاقاتتون خوشبختم
من همیشه تو رو از تلویزیون تماشا کردم - ممنونم-
تو در حال حاضر خیلی محبوب هستی
جوون ها از من خیلی حمایت میکنن
(مدل)
...خانم لیزا
این درست نیست
بیا تو
چطور بود؟
از این به بعد تو اُنوسه ماکوتو هستی
ممنونم
!وای
چیشده؟
باشه
پاکسازی رو به تو میسپارم
منظورت از "پاکسازی" چیه؟
اُنوسه ماكوتو سابق با مادرش خودكشي كرده
قبل از اینکه کسی متوجه بشه باید اونها رو کنار گذاشت
که اینطور
اینجا 45 میلیون ین پول هست
خب، خب، خب، از انتظارتون ممنونم
من باید ازتون تشکر کنم که وقتتون رو با این برنامه شلوغ به من دادید
من اُنوسه ماکوتو، رئیس جدیدتون هستم
ممنونم
لطفا بشینید
ممنونم
باید برات سخت باشه
اوه، نه، نه، نه
هنوز چیزای زیادی هست که باید یاد بگیرم
ممنون از راهنماییتون
میخوام برای سه شنبه آینده با شرکتهای تجارت خارجی قرار ملاقات بذارید
بله قربان، متوجه شدم
من باهاشون صحبت میکنم
متاسفم
ایرادی نداره
صبر کن، صبر کن، صبر کن
!رسیدیم
بالاخره اینجا رسیدیم
!اوه! وای
!وای - !خیلی دور است-
خفه شو - وای-
من میخوام آتش بازی ببینم، مثل یک آتش بازی بزرگ
چی؟ مراسم آتش بازی امسال که تموم شده
چرا اونها فقط تو تابستون آتش بازی راه میندازن؟
چون تماشای آتش بازی تو تابستون میچسبه
نه، آتش بازی تو زمستون بهتر میشه
به هیچ وجه
خیلی وقت پیش، وقتی پدرم هنوز اینجا بود
ما دو نفره تو زمستون آتش بازی کردیم
آتش بازی اونموقع واقعاً زیبا بود
باشه، متوجه شدم
من یک روز یک آتش بازی رو تو آسمان زمستون راه میندازم
ها؟ - بووووم -
دوباره داری یه چیزی بلغور میکنی
مواظب باش، مواظب باش- هی، منو هل نده-
خیلی احمقی! کیدا سر راهم وایستادی
!هی! احمق! خنگ
میگم، فکر میکنید چرا ما با هم هستیم؟
هان؟- اه آره-
خب، این فقط نظر منه،
اما وقتی با تو و ماکوتو هستم
بیشترین احساس زنده بودن رو دارم
چون میتونیم با شوخی هامون تو رو اذیت کنیم؟
نخیر
دنیای من از سه نفر مثل شماها تشکیل شده
هوم؟
من اون کسی هستم که از شما دورتر وایستادم
و من به دنیایی که شما ساختید نگاه میکنم
از یه جای دور و نزدیک
فهمیدی؟
این چیه؟
کیدا تو یه احمقی، اما بعضی اوقات حرفهای عمیق میزنی
بیاین بریم
خیلی به خودت سخت نگیر و از اون احمق یاد بگیر
اون پسر یه احمق واقعیه
وقتی پدر و مادرم فوت کردن،
فکر کردم ریشه ام رو از دست دادم
ریشه ها، ها؟ فکر میکنم منظورت رو میدونم
من مطمئنم که برای ماکوتو هم همینطوره
آره، برای منم همینه
وقتی داشتیم سقوط میکردیم و به فنا میرفتیم
فکر میکردم من و ماکوتو از هم حمایت میکردیم
چون کسی نمونده بود که از ما حمایت کنه
اما فقط برای ما دونفر ضعیف و متزلزل بوده
برای همین میترسیدم که روزی تعادلمون رو از دست بدیم و سقوط کنیم
من ترسیده بودم
اما بعد، تو همراهمون شدی
نمیدونستم که تونستم شما رو به خوبی متعادل کنم
یا باید بگی
ما راحتیم. خیلی راحت
ممکنه این دنیای کوچکی باشه که از دنیای دیگهای بیرون انداخته شده
ولی
ها؟
یک روزی، دنیا فرق میکنه
...یک روز، میفهمی که
یه دختری بود که قبلاً با اون زیاد وقت میگذروندی
و یادت نمیاد که اسم اون چیه
فراموشش میکنی
من؟ تو رو فراموش کنم؟
آره - به هیچ وجه -
هرگز؟ - قول میدم -
هرگز؟ - قول میدم -
من هیچ وقت فراموشت نمیکنم
خب، باشه
هی، بیاین یک عکس بگیریم
چی؟ چرا؟
مدرک. مدرک
تا وقتی بزرگ شدی فراموشم نکنی
این دیگه چیه؟
اگر منو فراموش کنی، اونوقت یه چاقو فرو میکنم بهت
باشه باشه
ماکوتو! بیا عکس بگیریم
چی؟ - !عکس بگیریم! بیا دیگه -
عکس؟- بیا دیگه-
میخوایم یک عکس بگیریم
هی - اینجا توی یه خط وایسا، اینجا -
این چیه؟ تایمر - تایمر داره. بدو بدو- -
چی؟ - ها؟ -
متوجه شدی؟ - آره -
چه اقامتگاه شگفت انگیزی
کیدا
بیا مست کنیم
تو که نمیتونی الکل بخوری، درسته؟
من الان رئیس یک شرکت شراب سازی ام
بیا
میدونی؟ - چی؟ -
شنیدم تمام مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان که رفتیم
به دلیل ادغام دیگه اونجا نیستن
و همه اینها مال سه چهار سال گذشته است
میدونم، تعمیرگاه صافکاری هم بسته شده
این کافی نیست؟
فکر میکنم تو یک انسان با ارزش شدی
اون هنوز قرار نیست اینطوری بهم رو کنه
میخوای؟
نه ممنون
به خاطر مردم و به طور کلی برای ژاپن،
من صمیمانه اعتقاد دارم که اکنون زمان تصمیم گیری و اقدام است
خوشبختانه بسیاری از افراد همفکر امروز به دیدن ما اومدن
من به همه شما نیاز دارم تا بهم قدرت بدید
برای الان همین حرفها کافیه
اون مشهورتر از من شده
و من یکم حسودم
بذارید دخترم رو بهتون معرفی کنم
هی، ریسا ریسا
بیا اینجا
آه، سلام
سلام - سلام -
دخترم از طرفداری شماست
اوه، واقعاً؟ ممنونم
میتونم ازتون امضا بگیرم؟
این دخترم، ریسا است
سلام من ریسا هستم
ریسا مدل هم هست، درسته؟
بله، لطفاً در انتخابات بعدی به پدرم کمک کنید
بعداً، با همه یکی یکی احوالپرسی کن باشه؟
البته - خوبه -
هوم؟
خانمها و آقایان، میدونید من از چه نوع سیاستمداری بیشتر بدم میاد؟
کسی که از دخترش برای اهداف سیاسی استفاده میکنه
این خودت نیستی بابا؟ خودت رو توصیف نکن
...خب،خب
امیدوارم همگی لذت ببرید
خیلی ازتون ممنونم
از شما خیلی ممنونم، نماینده آندو، و دخترشون، ریسا
اغلب در این برنامه ها شرکت میکنید؟
نه، این اولین بارمه
آه، که اینطور
ما مشتاقانه منتظر دیدن موارد بیشتری از نماینده آندو هستیم
...خب، حالا، میخوایم شروع کنیم
Lotus :مترجم
ریسا
بهتر نیست که برگردی؟
تقریباً یک ساعت دیگه باید صبور باشی
من از اینجور کارها خوشم نمیاد
اینو نگو
چون اون فقط به من و مامان ابزاری فکر میکنه
مطمئنم که پدرت هم در این زمینه بهت کمک زیادی کرده
...آره ولی
که اینطور! تو سگ آندو شدی، نه؟
اینطور نیست
خب فقط... مرد سختگیریه
اون سختگیر نیست، فقط یک کمال گراست
خب، فقط میخواد رفتار خاصی داشته باشه تا شناخته بشه
برای آینده ما
بیا بریم
میشه یه لطفی در حقم کنی
هوم؟ چیشده؟
ریسا به یه پسر بود
فهمیدم
خوش برگشتی
تو دیگه کدوم هستی؟
هستی، درسته؟ Mximum food Srrvice تو آقای ساساکی از
یامازاکی از تو خواسته این کار رو کنی؟
یامازاکی؟
پس شیباتا!؟
مطمئناً دشمنای زیادی داری
...اگه بلایی سرم بیاد
تو با یک سازمان بزرگ فکری دشمن میشی
خب، فکر میکنم حق با شما توئه
چی میخوای؟
خیلی ساده است. اینبار بهت آسون میگیرم
چیه؟
تو با کسی قرار میذاری، درسته؟
اون زن مدل، و تو به فکر ازدواجید درسته؟
آره
اگر اون زن رو ترک کنی، همه چیز درست میشه
هدف از ازدواجت با اون، ارتباط با پدرشه، مگه نه؟
اگر بگم نه؟
چه غلطی میکنی؟
اگر این کار رو نکنی، باید با فرض اینکه قرار کشته بشی،مذاکره کنی
اون دختر سادهای که از سه ماه گذشته مخفیانه بهش چشم داری کاندید مناسبی برای ازدواج با توئه
باشه، من از اون جدا میشم
یکم شکلات گرفتم
کیدا میخوای؟
نه ممنون
چی؟آخه خوشمزه است
مرسی
خب، کار چطوره؟ خوب پیش میره؟
خوشبختانه
تو واقعاً تو مذاکره نابغه ای
ارزش کار رو داری
اما این چیزی نیست که در مورد ازم تعریف بشه
میدونی که، چیزی به اسم شریف نجیب وجود نداره
میتونیم بهش بگیم حرفهای؟
اما جامعه نمیتونه بدون افرادی مثل ما اداره بشه
تو کمک بزرگی میکنی
اگرچه نمیتونم اینو توی رزومهام قرار بدم
بله، درسته
کیدا، چرا کار میکنی؟
چرا؟ نمیدونم چرا... فکر کنم برای خورد و خوراک
دروغ میگی
به نظر نمیرسه بخوای برای خودت کار کنی
تو نمیخوای غذای خوبی بخوری یا ماشین خوبی داشته باشی
درست نیست. منم به اندازه دیگران حرص میزنم
میخوام غذای خوبی بخورم
اما تا سرحد مرگ عاشق ماکارونی ناپلی از رستوران خانوادگیام
فکر نمیکنم هرگز چیز خوشمزه تری از اون خورده باشم
اوه، این خیلی ارزئنه، نه؟
خب من دیگه میرم
کیدا
به نظر میرسه اتفاقات زیادی داره میفته
...خب، هر کاری که میخوای انجام بدی به خود تو بستگی داره، اما
...قرار از پل های خطرناک
عبور کنی تا به نفعت باشه
فهمیدم
موندم چرا ماکوتو اینقدر به شوخی کردن وسواس داره؟
وقتی پدرش رفت، مادرش نتونست مانع سکسکه اون بشه
سکسکه؟
مثل استرس یا بیماری روانی میمونی
اون فقط یک بچه بود، اما ناامیدانه تلاش میکرد اونها رو متوقف کنه
با شوکه کردنش؟
در آخر، بیماری مادرش بدتر شد
به نظر میرسه که یه روز، ناگهانی خودکشی کرد
ناراحت کننده است
میدونم که شوخی های غافلگیرانه اون معیار مهربونی غیرقابل کنترل اون نسبت به دیگرانه
تو میدونی؟ چی میگی تو؟
چی؟
هی، کیدا - هوم؟ -
هیچوقت حس کردی که انگار کسی رو کم کردی؟
کسی؟
کس نه یکی که گمش کرده باشی
اینا مثل هم نیستن؟
این فرق میکنه
گفتن اینچیزا به کسی که از خودش مطمئنه سخته
لطفا دکمه رو فشار بدید
لطفا صبر کنید
چیشده؟
هوم؟
کیدا؟
الان قرمز میشه
مدتی بود که میخواستم بهت بگم
...و یجورایی الان براش تصمیم گرفتم
باشه. چیه؟
...من
...عاشق
تو شدم یوچی
منم دوستت دارم کیدا
اما میدونی چیه؟
فقط کمی دیر شده
چی؟
خیلی دیر کردی
اگر تو و ماکوتو نبودید
احتمالاً نمیتونستم اینطوری زندگی کنم
بیش از حد واکنش نشون میدی
...تو و ماکوتو
مثل خدایان واقعاً برام خاص هستین
دنیا بدون شما دو تا برام غیرممکنه
کلمات کلیشه ای مثل "قدردانی" و "تشکر" حتی نمیتونن شروع کننده توصیفم باشن
من فکر میکردم که
وقتی بزرگ شدم، میخوام با تو و ماکوتو ازدواج کنم
فکر میکردم هر سه با هم زندگی میکنیم
اما وقتی بزرگتر میشی، میفهمی که نمیتونی این کار رو کنی
برای همین تصمیمم رو گرفتم
....اگر تو یا ماکوتو
من رو به عنوان یک زن دوست داشته باشید
و بهم بگید که من رو دوست دارید
من اون رو به سرنوشت میسپارم
فکر میکنم خیلی دیر کردم
یهویی بود. اون پریروز اعتراف کرد
که اینطور
هی
التماس میکنم
ماکوتو! میخواستم زودتر تو رو ببینم، برای همین اومدم پیشت
...امروز
ماکوتو، بیا بریم
باشه؟
فهمیدم
متاسفم متاسفم
بیا بریم
چه خبره؟ اوضاع خوبه؟ - هیچی، مشکلی نیست -
بیا بریم
من واقعاً منتظر امروز بودم
مدتی میشه که خبری از اون آشپز فرانسوی ندارم
خوشحالم میشنوم
فکر میکنم شراب سفید برای مبتدی ها مناسب باشه بیا یکم ریخت و پاش کنیم
مینوشی؟
ها؟ امروز چندشنبه است؟
چهارشنبه
فکر میکنم انگار جا رو برای روز پنجشنبه رزرو کرده باشم
ها؟ این چه اشتباهیه؟ باورم نمیشه
قبل از اینکه بیایم، گفتم چقدر منتظر امشب بودم درسته؟
اشکالی نداره. اشکالی نداره. حق با من بود
واقعاً؟ - آره -
حق با من بود، درست گفتم. ببخشید
خیلی خوب. میبخشمت
کیدا
مراقب اینها باش
اوه! این یکیه؟
آره . یکم زوده، اما هدیه کریسمس من به توئه
وای!! ممنونم
پیشنهاد خواستگاری تقریباً به زودی انجام میشه
آره
متاسفم باید اینو جواب بدم
حتماً
بله؟
آره. اگر شروع سال باشه اجازه میدم از بقیه امور مراقبت کنید
در ضمن لطفاً از آخرین رئیس تشکر کنید
خب، دیگه به تو میسپارم
به نظر میرسه این شرکت عملکرد خوبی داشته
انگار همینطوره
به مشکل خوردی؟
اونها به طرز شگفت انگیزی بی اهمیت هستن
به طرز شگفت انگیز؟؟
به طرز شگفت انگیز
یکم شراب میخوای؟
آره
هی
اوه ممنون
بشین
باشه
چی؟
هی! این دیگه چه کوفتیه!؟
این یک آزمایشه برای اینکه بفهمی یک انفجار کنترل از راه دور چقدر شوخی غافلگیرکننده ای رو به فرد تحمیل میکنه
!روی من امتحان نکن
اما تو راحت ترین فرد برای اینکاری
واقعا که، تو همیشه همینجوری هستی
بعدی شب کریسمسه
آره
واکنشت عالیه
...واقعاً
چی؟ چی؟ چی؟ - چراغ راهنمایی هست -
همیشه باید بهت بگم
فکر کنم مهم نیست
علائم راهنمایی و رانندگی هستن چون مهمن
اگر دکمه رو فشار ندی، این دکمه چه فایده ای داره، ها؟
میدونم میدونم
درسته - باشه -
این هم یک مشکل میشه
چی میشه؟
ممکنه بمیریم
درسته؟
از اونجا که میخوایم یک مهمانی کریسمس رو با هم داشته باشیم
بیا یک مرغ کامل سرخ کنیم
عالیه. کی قراره بخرتش؟
منظورم اینه که همه توی خونه هستن و بهتره یکی خونه باشه
سپس تو توی خونه بمون . من میرم میخرم
پس تو برای خریدن مرغ قرار پرواز کنی؟
انقدر جوکای بابابزرگی نگو
!اوه! اوه! اوه
داری بهم آسیب میزنی - احمق-
کیدا، کیدا - هوم؟ -
...هی، هوم
میخوام از یوچی خواستگاری کنم. میشه بهم کمک کنی؟
چی؟
نه نه نه. میخوام از یه روش خوب غافلگیرش کنم. صداش میکنم
" عملیات خواستگاری"
مشکل چیه؟
فکر کنم عنوانش بد باشه
چی؟ بد؟
برنامه چیه؟
بیا اینجا. بیا اینجا. بشین . خب
تو روز مهمونی کریسمس
باشه
قرار یوچی بره مرغ بخره
برای اومدن از فروشگاه به خانه
اون باید از جاده اصلی که چراغ راهنمایی داره رد بشه
اونجا، میخوایم آتش بازی رو برپا کنیم
چی؟
اما زمستونه! این خیلی مهمه
و من حلقه رو زیر آتش بازی زمستونی به یوچی میدم
بنابراین من دوست دارم تو کسی باشی که آتش بازی رو به راه میندازی
لطفا
...هوم - فقط تو میتونی باشی -
فهمیدم
ممنونم
اتفاقاً من یک دست لباس بابانوئل رو برات آماده کردم
ها؟ چرا؟
حس و حال خیلی مهمه
اصلا حس و حال مهمترین چیزه
...هی، این...اینجاست، اینجا
ها؟ چی؟ چی؟ چی؟ ها؟
!هی
طبق سلیقه خودم انتخابش کردم
با این خوشحال میشه؟
البته که خوشحال میشه
اوه! هی! نزدیک بود
واقعاً خوبه
تکون خوردن با این سخته
بیخیال، بیخیال، اینطور نباش. من روت حساب میکنم، بهترین دوست منی
یکم پیش یوچی برای خرید مرغ رفت
به زودی میرسه اینجا
عجله کن - جدی؟ -
من عجله دارم
همه اینها رو انجام دادی؟
آره، شگفت انگیز نیستم؟
آرهههه، شگفت آوره. آفرین، کیدا
یوچی خیلی دیر کرده
آره
.....هوم
میخوام برم دنبالش
باشه
اینجاست! نمایش به زودی آغاز میشه
پذیرش رایگانه
لطفاً همه دستگاه های الکترونیکی رو مثل تلفن های همراه و تلفن های هوشمند که سر و صدا میکنن، خاموش کنید
یا اونها رو روی حالت بی صدا قرار بدید
ممنون از همکاری تون
نمایش به زودی آغاز میشه
اوه، این ریسا است
وای، چه زیبا است
اجرای ویژه زنده به زودی آغاز میشه
ویژه شب کریسمس Uptown FM
پخش زنده عمومی ویژه
مهمونی پدرت چطوره؟
خیلی خسته ام . خیلی آزار دهنده بود
که اینطور
اما فکر میکنم الان خستگیم کمتر شده
ها؟ چرا؟
چون تو این اتاق زیبا رو برای ما رزرو کردی
که نزدیک به محل مراسمه
و من میتونم تا آخرین لحظه با تو بمونم
کابلی دارید که به کامپیوتر متصل بشه؟
کابل؟
بله داریم
خب، متوجه شدم
عصر همگی بخیر. من آیری هستم
ممنون که دعوتم کردید
!آیری
ممنونم
...و
امشب، یک مهمون بسیار ویژه داریم
درسته
من واقعاً، واقعاً، واقعاً ریسا رو دوست دارم
من واقعاً مشتاقانه منتظر ملاقات امروز اون بودم
درسته. من هم مشتاقانه منتظر دیدار اون هستم
ریسا، مدلیه که مورد علاقه زنان در صنعت مد ئه
امشب قرار به جمع ما ملحق بشه
...درسته، اما قبل از اون
بیاید درخت کریسمس رو روشن کنیم
همه، لطفا به مرکز سالن نگاه کنید
آره
خب، همگی، آماده هستید؟
آره
خوب پس، بیاید پنج ثانیه بشماریم
آماده
!پنج! چهار! سه! دو! یک
کریسمس مبارک
خیلی زیباست
!وای
هی، تو قصد داشتی اینجا بیای، درسته؟
اوه، این ریسا است
اوه، این ریسا است. این ریسا است
چون ریسا به زودی قرار اینجا بیاد
این ویدیو توی اتاق انتظاره؟
هوم؟
چون تو مجبورید برای کریسمس از مدت ها قبل این مکان رو رزرو کنید
چون کریسمسه؟
چون سالگرد ماست
سالگرد؟ کریسمس؟
هی، چه خبره؟
نمیدونم، یهویی سوئیچ شد
به نظرم جزیره جنوبی خوبه
...جزیره جنوبی؟ در تعطیلات سال نو، پدر تو
!!!موندم این دیگه چه مسخره بازی ایه
میرم چک کنم
باشه
میتونی علت رو بررسی کنی؟
باشه، ببخشید
میخوام تنها با تو برم
ریسا یادته؟
هوم؟
یادت میاد که چه مدت از دیدار ما گذشته؟
سه سال، درسته؟
نه، اشتباه میکنی
چی؟
ده سال از ملاقات ما گذشته است
چی میگی تو؟
ما ده سال پیش با هم آشنا شدیم
چی؟ - توی یک تعمیرگاه نقاشی صافکاری -
من قبلا اونجا کار میکردم
تو یک ماشین لوکس قرمز روشن رو خرد کرده بودی
یادت میاد؟
...محاله. چون
از اونموقع، حتماً دانشگاه رفتی
اینکه من دانشگاه رفتم دروغه
چی؟
این که حقیقته
به هیچ وجه نمیتونی دانشگاه بری
وقتی گفتم تو دانشگاه نخبه برتر بودم، دروغ گفتم
من فقط یک مکانیک اتومبیل بودم
همونجا که ظاهر شدی
چی؟ باورم نمیشه
همون موقعی که من از تو برای صرف شام درخواست کردم
یادت میاد؟
چی؟ یادم نمیاد
"تو گفتی "چرا باید با شخصی مثل تو شام بخورم؟
بگیر
آه
الان یادت اومد؟
...محاله
یک هفته بعد، من از تعمیرگاه صافکاری بیرون زدم
و از اون روز به بعد، مثل یک احمق پس انداز کردم و شرکتی رو که الان مالکش هستم رو خریدم
اینطوری که حتی اگه خون بالا بیارم هم کار میکنم
حداقل اینطوری منم تو دنیای تو هستم
امکان نداره اینکار رو کرده باشی
کردم
چی؟
من خیلی سخت کار کردم تا با هم باشیم
من تمام این راه رو برای امروز اومدم
!وای! فوق العادست
باورم نمیشه که برای نزدیک شدن بهم اینهمه دردسر کشیدی
رشته متصل به گل رو بکش
ها؟ چرا؟ کدوم یکی؟
به نظرت چه اتفاقی میفته؟
میتونم حدس بزنم؟
اگه میتونی بگو
یک حلقه ظاهر میشه - اوه -
و خیلی هیجانزده میشم اگر یک درخواست ازدواج سوپرایزی باشه
منم کنجکاوم
چی؟
واقعاً؟ این برای منه؟
این یک پیشنهاد غافلگیر کننده نیست؟
وای! تبریک میگم
این یجورایی هیجان انگیزه
فکر کنم خوب شد، نه؟
خیلی خوشحالم
تنها کسی که این کار رو برام انجام داد
فقط تویی، ماکووتو
نه
این یک حلقه برای تو نیست، ریسا
چی؟
این هدیه من به توئه
این چیه؟
این یک قطعه از چراغ جلو
چراغ جلو؟
هوم؟
موندم این چیه؟
این چیه؟
...این من و بهترین دوست منه
...سگ
تو یک سگ رو زدی، مگه نه؟
وقتی ماشین رو آوردی این رو گفتی
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @Jdrama_world
اونجا هستن
ماکوتو! خیلی طولش دادی! چی کار میکنی؟
ماکوتو
ها؟
ما منتظر بودیم تا کسی رو که یوچی رو زده و فرار کرده، بگیریم
چی میگی تو؟
اما دو ماه از وقوع اون گذشته بود
و هیچ خبری از کارآگاه و پلیس ها نبود
تو روزنامه ها و تلویزیون خبری از این قضیه نبود
....و دو ماه بعد از تصادف
تو به تعمیرگاه صافکاری ما اومدی
اون قطعه چراغ جلو، با اتومبیل تو مطابقت داشت
شاید فکر کردی که پدرت ...از تصادف خبر نداره، اما حقیقت اینه
....پدرت از همه اینها خبر داشت
چی داری میگی؟
برای همین اون ماشین رو اوراق نکرد
اول، بیاید اون ماشین رو نابود کنیم
نه، مشکوک به نظر میرسه
چرا؟
دور انداختن اون اتومبیل لوکس با همچین نوع خسارتی برای فروشنده مشکوک میشه
بله، من میازاوا اتو هستم. بله منم
بلافاصله بعد از اون تماسی گرفتیم
اونها گفتن ما نباید در اینباره به کسی بگیم
پدر تو کمال گراست
اون به دلیل نقشه های تهاجمی گسترش جاده تعمیرگاه صافکاری رو از بین برد
و به سرعت از کسب و کار خارج شد
شگفت انگیزه که قدرت میتونه همچین کارایی کنه
تمام وقتمون رو با یوچی گذروندیم دبستان، دبیرستان، دبیرستان
همه اینها با استفاده از قدرت پدرت ناپدید شدن
...ثبت اسم خانواده یوچی، سابقه جابجایی، سوابق مراجعه به بیمارستان
...همه چيز
همه چیز نابود شد
انگار اتصادفیه که حتی هرگز اتفاق نیفتاده
....با قدرت اون
وجود یوچی از بین رفت
سعی داری چی بگی؟
فقط یک چیز هست که باید ازت بپرسم
چی؟
یوچی رو به خاطر میاری، درسته؟
من اون رو نمیشناسم
تو اون رو میشناسی، درسته؟
بهت گفتم، نمیشناسم - تو میشناسیش -
لعنتی رو اعصابمی! گفتم نمیشناسم- بهم نگو که نمیشناسی-
لعنت. بعدش چی؟
اگه بگم بعدش فرار کردم میخوای چیکار کنی؟
اینطوری راضی میشی؟
خب، بهت میگم. من بهش زدم و فرار کردم
من فرار کردم، آرههه
!نمیتونستم بهش کمکی کنم
اون پرید جلوی ماشین و نتونستم ازش جلوگیری کنه
تقصیر من نیست
از این گذشته، اگر ماشین به کسی برخورد کنه همه چیز تقصیر راننده است، درسته؟
اون یهویی به سمت من پرید و دیگه مرده بود
هیچ کس نمیتونست اون رو نجات بده
نمیتونستم بذارم زندگیم خراب بشه
!به خاطر زنی که خود به خود مرد
این کافی نیست؟
من از ریسا جلوی هزاران نفر اعتراف میگیرم
حتی پدر ریسا هم نمیتونه جلوی اون همه آدم رو بگیره که چیزی نگن
با اعتراف گرفتن جلوی اون همه آدم همه به این فکر میفتن که یوچی کیه
با بهره گیری از این کنجکاوی انسانی،
یوچی دوباره موجودیت پیدا میکنه
پس این آخرین بخش پیشنهاد خواستگاری ئه؟
نه، هنوز نه
بعد از اون میخوام حلقه رو به یوچی بدم
چی؟
....این
برای این، چیزی هست که میخوام تو اون رو آماده کنی
چی داری میگی تو؟
من بهت کمک میکنم تا بتونی اون زن رو وادار کنی در مورد یوچی اعتراف کنه، همین
کمک میکنی درسته؟- به هیچ وجه نمیتونم -
چرا؟ - می دونی چرا -
نمیفهمی، نه؟
این انتقام هیچ فایده ای نداره
این انتقام نیست
من چیزی در برابر ریسا یا پدر ریسا ندارم
پس چرا؟
نمیتونم جلوی فکر کردن درباره جوابش رو بگیرم
اگر انگشتر باشه
ممکنه باعث بشه
یوچی خوشحال بشه
مدتهاست که منو آزار میده و من نمیتونم کمکی بهش کنم
میخوام اون رو بهش بدم
هی
التماس میکنم
ماکوتو! میخواستم زودتر تو رو ببینم، برای همین اومدم پیشت
....امروز
ماکوتو، بیا بریم
باشه؟
فهمیدم
متاسفم متاسفم
زودباش، بیا بریم - بیا بریم -
چه خبره؟ اوضاع خوبه؟ - هیچی، مشکلی نیست -
ببخشید، ببخشید، ببخشید
میشه چند لحظه بیاید؟- چت شده؟-
من سرم شلوغه- ....دخترتون، دخترتون -
خب، بهت میگم. من بهش زدم و فرار کردم
من فرار کردم، آرههه
نمیتونستم بهش کمکی کنم
عجله کن متوقفش کن
انگار نمیشه جلوش رو گرفت
اگر ماشین به کسی بزنه همه چیز تقصیر راننده است، درسته؟
اون دیگه مرده بود
هیچ کس نمیتونست نجاتش بده
همه اینها تمام شده، درسته؟
علاوه بر این، بهرحال پدرم از همه اونها مراقبت نکرد؟
هیچ کاری نمیتونی بابتش انجام بدی، درسته؟
معامله بزرگ چیه؟
تو حتی رئیس شدید. خیلی عقده ای هستی
میخوای با این چرندیات چیکار کنی؟
دیگه کافیه
از دست دادن چنین زنی برای دنیا ضرری نداره
!مزخرف نگو
یوچی ازاینکه فراموش بشه میترسید
من نمیخوام وجود یوچی پاک بشه
!برام مهم نیست! بذار برم
!!!تو دیوانه ای
یعنی غریبانه وانمود کنیم اون هرگز وجود نداشته؟
...بذار برم
دیوانه ای؟
!ولم کن
این چیه؟
بمب؟
به هیچ وجه - بمب؟ -
بمب هست؟ - امکان نداره -
این دیگه چه کوفتیه؟
این ایده تو برای انتقامه؟
!هی!هی
...هی! تمومش کن
انتقام؟ - هی -
اینطور نیست
پس داری چیکار میکنی؟
سلام
ماکوتو، جوابم رو بده
هی، بهم گوش میدی؟
!آهای
ده سال گذشته
هی، ماکوتو
!آهای
میخوام به زودی این رو بهت بدم
!چی میگی تو؟ سلام
بهم گوش میدی؟
تقصیر من نیست، تقصیر پدرمه
پدرم بهم گفت کاری نکنم
تقصیر من نیست، تقصیر پدرمه
گوش میکنی؟
اگر دکمه رو فشار ندی
این دکمه فایدهاش چیه؟
احمق نباش. این کار رو نکن. من نمیخوام بمیرم
داری شوخی میکنی
!ماکوتو! میدونم که اونجایی، ماکوتو
ماکوتو
هی
....یوچی
!کافیه، دیگه کافیه، ماکوتو
نکن
باز کن
!ماکوتو
چی؟
کریسمس مبارک
انگشتر گرفتی؟
زودباش بیا بریم
این اولین باره
چی؟
که تو سعی میکنی دستم رو بگیری
دوست نداری؟
اگر دوست نداشتم که صورتت رو خرد میکردم
....و میدونی، کیدا
کیدا چی؟
دوباره؟
آره، دوباره
Lotus :مترجم
TlG :@ Jdrama_world IG: Jdrama_world jdramaworld.blogsky.com
ترجمه و زیرنویس از بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی @Jdrama_world
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.