Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه و زيرنويس از تيم ترجمه فيلم و سريال هاي ژاپني @Jdrama_Team
واحدی از زمان در نوشته های Mukolita بودایی، معادل 1/30 روز
2880 ثانیه یا 48 دقیقه ستسونا کوچکترین واحد این زمان است
کنار رودخانه موکولیتا
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
Lotus :مترجم @Jdrama_Team
رودخانهها با هر طوفانی سرازیر میشن
لحظاتی هست که زندگی شما زیر و رو میشه
ما دائماً در معرض تهدید هستیم و در حاشیه زندگی میکنیم
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
ماهی مرکب شیوکارا (ماهی مرکب تخمیر شده نمکی) محصولات ماهیگیری ساوادا
یامادا؟
بله
هی خوشحالم که اینجایی
وقتت رو هدر نده فقط از اول بادقت انجامش بده
باشه
بازم هست
هی، یاد گرفتی؟
آره
کار یکنواختیه خیلی از مردم فورا کار رو ترک میکنن
اما اگر بهش عادت کنی، به افزایش حقوقت فکر میکنم
باشه؟
هر کسی که مصممه، سزاوار این شانسه که دوباره به جامعه ملحق بشه
تلاشتو کن
آپارتمان های موکولیتا
ببخشید
من یامادا هستم آقای سوادا، رئیسم منو فرستاده
شنیدم
اتاق های شش تشک و چهار تشک آشپزخانه و توالت با حمام
برق و گاز هم هست
اینجا شرقه پس اینجا غرب اینجا شمال و جنوب
و من مینامی هستم، صاحبخانه شما
پنجاه ساله است افراد زیادی اینجا زندگی کردن
اما هیچ کس نمرده، پس نگران نباشید
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
سلام! من شیمادا هستم. همسایهتون
اوه! من یامادا هستم
معمولاً کسی که وارد خانه میشه سلام میکنه و تنقلات میاره
ولی اشکال نداره
راستی میتونم از حمام شما استفاده کنم؟
آبگرمکنم خرابه و سه روزه که حمام نکردم
واقعا داره گرم میشه
فکر میکنی من باید برم حمام؟
میدونستم! مدونستم رو کل صورتت نوشته شده
قیمت این خونه ها 420 ینه !کلاه برداریه
من یک مینیمالیست هستم، پس واقعاً نمیتونم هزینه اش رو پرداخت کنم
میدونم که تو یکی گرفتی
چی؟
از این دیوارها همه چیز رو میشه شنید
من نیاز به حمام دارم
نه؟
خب
همین امروز لطفا
!نه! گفتم نه
میدونی پسر
وقتی نوبت به سوکیاکی میرسه، سبک کانسایی خودم رو دوست دارم
چربی گاو رو در قابلمه میریزیم و اول گوشت رو کبابی میکنیم
این عطر و طعم رو نشان میده
بعد برمیگردونیش و اون طرفش رو کباب میکنی تا حدود 80 درصد پخته شه
شکر زیاد بهش بزن
یکم بذار بمونه و بعد سس سویا رو اضافه کن
هی، نمیتونی بشنویش؟
صدای خیس خوردن سس سویا و شکر با گوشت
آره میتونم
بله؟
سلام
!اوه
هر روز گرمتر میشه حال روحیتون خوبه؟
شما فرد مذهبی هستی؟
اوه، نه من با یک پیشنهاد ویژه اینجا هستم
در طول این فروش
اونها تا 40٪ تخفیف قیمت معمولی دارن
مطمئن باشید که هیچ کس برای همیشه زندگی نمیکنه
هماهنگ بودن، در حال حاضر همه نگرانی های شما رو از بین میبره
ما قلبمون رو در خدمت به شما گذاشتیم
نه ممنون و استفاده از فرزندت به این شکل رقت انگیزه
بازم هست
خوش اومدید
اوم، سلام من یامادا تاکشی هستم
نامه شما رو دریافت کردم
ها؟
از تالار شهر تماس میگیرم جسد پدرتون رو پیدا کردیم
چند هفته بود که مرده بود
اون بعد از اینکه همسایگانش بوی بدی رو حس کردن پیدا شد
7 * 9 میشه 63
7 * 8 میشه 56
7 * 7 میشه 49
7 * 6 میشه 42
7 * 5 میشه 35
7 * 4 میشه 28
یامادا؟
هی یامادا؟
!یامادا
خوبی؟
هی، حالت خوبه؟
آه، پس زنده ای، منو ترسوندی فکر کردم مردی
اما این گرما میتونه تو رو بکشه
اگر همسایه ام بمیره خیلی بد میشه
اینها سبزیجات باغ من هستن برای تو هم میذارم
اوه، یامادا؟
بگیر، خسته نباشی
هی، خوشحالم که اینجایی
خیلی از بچه ها بعد از یک یا دو روز از اینجا میرن
خسته نباشید
اوه، و این لباس توئه کاملا نو
مقداری شیوکارا رو ببر خونه
ماه آینده هم همراه با باش خب؟
سلام
اوه، تو داری غذا میخوری؟
آره
پس وقت خوبیه، بگیر
ممنون - اصلا تعارف نکن -
اگه میخوای ازم تشکر کنی میتونی اجازه بدی از حمامت استفاده کنم؟
تو همین الان حمام کردی، نه؟ من از کار توی زمین کثیف هستم
خب ترجیح میدم
حمام 420 ینه این مقدار زیادیه
به من اجازه بده لطفا
اما من آماده نیستم
مجبور نیستی باشی حمام آماده است
اما صبر کن - همه چیز آماده است -
نه نه
!کایو
!وقت شامه
!باشه
سلام
میتونم این رو داشته باشم؟
تا کی میخوای بخوابی؟
!اوه! پنکه خریدی؟ یکی خریدی
این مایه شرمساریه باید کولر میخریدی
پیداش کردم
پس کولر گازی پیدا کن! احمق
چی؟
زودباش بلند شو بیرون هواخوبه، طول روز نخواب
!بلند شو- ولم کن -
من اینها رو بزرگ کردم
!توی این باغ کوچک تحت تاثیر قرار نمیگیری؟
میشه یه کم کمک کنی
کمکم کن
نه
!یکم
خسته ام
فقط یکم
!گفتم نه
اینجا چیزهای زیادی پرورش نمیدم
بادمجان، خیار، گوجه فرنگی فلفل سبز خیلی خوبه
اونها رو به همسایه ها میدم
نگاه کن
میبینی چقدر فقیرم فقط دارم خراش میدم
اینطوری توی تابستان خودکفا میشم
برای زمستان هم پول ذخیره میکنم
تو مورچه داستان «مورچه و ملخ» هستی
من مورچه نیستم! یک مینیمالیست هستم
مینیمالیست
این یک زندگی ساده و رها کردن موقعیت و ثروته
پس یعنی
نه من آدم نیستم
خیلی ها این اشتباه رو میکنن
من یک فلسفه دارم
یک فلسفه
اما تو به مقداری پول نیاز داری
فلسفه حمامت رو درست نمیکنه
نه، نه من با مردم خوب نیستم
اما نگاه کن این همه سبزیجات زیبا
احساس خاک و عرق کردن
...خوردن سبزیجاتی که پرورش دادم از زنده بودنم خوشحالم میکنه
اون خیار... فقط برش بزن و بعد مایونز رو اضافه کن، شگفت انگیزه
یاما
تنها چیزی که هر روز میخوری ماهی مرکب نمکیه
از کجا میدونی؟
!هی
گان! این یاما ئه
یاما، این گانه دوست قدیمی من
سلام
خسته نباشی
بعد از حمام شیر میخوری نه آبجو؟ تو مثل یه بچه کوچولو هستی
میشه از یخچالم دور بمونی؟
حالا هرچی
و لطفا قبل از من حمام نکن
خیلی خب، بشین
ممنون برای غذا
درست گفتم؟
خوبه، اینطور نیست؟
واقعاً خوبه
این خود خوشبختیه، درسته؟
ام
هست درسته؟
اگر این ذره های شادی رو پیدا کردی
بهت قدرت تحمل میدن
حتی زمانی که داری میجوی
اگر فقیر و تنها باشی، پس گرفتار شدی
اما اگر فریاد بزنی "من پول ندارم"
بعدش درست میشه
...اون هم... چی بود
مینیمالیست
نه گان راهبی از معبد محلیه
!تعجب کزدی اون شعارها رو میشناسه
اما اینروزها مردم از راهب ها نمیخوان که تشییع جنازه کنن، بنابراین اون درحال مبارزه است
یک راهب
چیه؟
هزینه دعوت یک راهب برای تشییع جنازه چقدره؟
میتونه هر چیزی باشه، چرا؟
نامه ای از شهرداری گرفتم
درخواست برداشت مال داشتن
مال کی؟
مال پدرم، اینطور میگن
ها؟
پدر و مادرم وقتی 4 ساله بودم طلاق گرفتن من حتی چهره اون رو به خاطر ندارم
و؟
من گیج شدم
و رهاش کردم
این خوب نیست
چی؟
این خوب نیست واقعا اینطور نیست
اما اون تقریباً غریبه است
اگر برم، باید خرج تشییع جنازه و قبر رو بدم
این مهم نیست
من هیچ تعهدی برای پذیرششون ندارم
هر چی که باشه
شما نمیتونی وانمود کنی که اون وجود نداشته
بخش رفاه اجتماعی
سلام من تسوتسو میشیتا از بخش رفاه اجتماعی هستم
از این طرف لطفا
جسد پدرت در بیستم ماه گذشته پیدا شد
اینها وسایل شخصی اونه
کالبد شکافی به پایان رسید و سوزانده شد
پذیرش بقایای انسانی
اینها بقایای پدرت هستن
...اینا همه
ارواح سرگردان هستن
ما اونها رو به مدت یک سال ذخیره میکنیم و اگر کسی ادعایی براشون رو نکرد، اونها رو با هم دفن میکنیم
برخی از اسامی ناشناخته است
یعنی
افراد بی خانمان و امثال اون
آقا
موقع سوزوندن پدرم حضور داشتید؟
بله من، مراحل رو انجام دادم
کس دیگهای هم بود؟
فقط من، به غیر از کارکنان کورهسوزی
که اینطور
چهره اش تو اون لحظه چطور بود؟؟
خیلی برام سخته که بگم
بخشی بابت این فصله
اون در وضعیت خیلی بدی قرار داشت
شناختش سخت بود
قیافه اش یا هر چیز دیگهای
اوه اما پس از سوزوندن، سیب آدمش دست نخورده باقی موند
یعنی در زمان حیاتش کارهای خوبی انجام داده
آه
دوست داری ببینی؟
ها؟
من باید سیب آدمش رو بهت نشون میدم
به ندرت میشه فردی رو توی چنین وضعیت خوبی دید
نگاه کن
شبیه بودا نیست که دستانش رو موقع عبادت جمع کرده؟
هماهنگی در حال حاضر همه نگرانی های شما رو از بین میبره
ما قلبمون رو در خدمت به شما گذاشتیم
میدونی
این فصل نیست
اما میشه تصور کنی
توی اون خانه زیبا ماهی بادکنکی و ساشیمی ماهی قرمز میخوری؟
آره، به نظر خوب میرسه
برش های کریستالی از ساشیمی ماهی بادکنکی که به زیبایی چیده شدن
با چاپستیکت سه تا برش بزنی
اون رو با تربچه آسیاب شده توی سس مرکبات آغشته کنی و توی دهانت بذاری
بافت اون چاق و سفته
مقاومت ناپذیره
میتونی اون رو بشنوی؟
آره من میتونم
نمیتونم چیزی بگیرم
هی، تو
خیلی طول نمیکشه
گلهای بنفش روشن شکوفا میشن ستاره های چند ساله
گل های کوچک همه جا شکوفا میشن
اگر بهشون علاقه نشون بدی، زیبا به نظر میرسن یا اگر این کار رو نکنی به علف های هرز تبدیل میشن
اما این در مورد همه چیز صدق میکنه
بله؟
اون چیه؟
برای این ماه
بله، کامله
بفرمایید، برای شماست
ها؟
اکثر مردم پول رو به موقع پرداخت نمیکنن
اوه
به سلامت
!آه، بوی برنج تازه پخته شده
چی میخوای؟
وقتی با شخص دیگهای غذا میخوری طعم غذا بهتر میشه
من فردا اینو میبرم سر کار
باشه، پس فقط یه کاسه میخورم
...اوه این
تحویل گرفتمش
خوبه
پدر، لطفا مراقب یاما باش
مطمئنم اون منو فراموش کرده
تو اینو نمیدونی
تعداد زیادی از اینها توی شهرداری بود
بقایای کسانی که فکر میکردن وجود ندارن
اوه، واقعا
افراد بی خانمان کنار رودخانه خیلیاشون توی طوفان ها میمیرن
اما هرگز خبری نمیشه چون غیرقابل شناسایی هستن
خب، اون هم تقریباً شبیه من هستن
این ترشی ها رو خودم درست کردم
ممنون برای غذا
!خوشمزه است تو استعداد پختن برنج داری
میگم، صاحبخانهمون
مینامی؟
درسته
شوهرش کجاست؟
چی؟ بهش علاقه مند شدی؟
نخیر
ازش دست بکش اون دیوانه شوهرشه
منظورم این نیست
از دنیا رفته
چی؟
سرطان داشت سرطان خیلی زود اونو ازش رو گرفت
حدود پنج سال پیش
اما حتی الان،
بهش احترام میذاره، خیلی دوست داشتنیه
تو از کجا میدونی؟
خب معلومه
تعجب میکنم
یاما چیشده؟ فکر میکنی من نمیتونم زنها رو درک کنم؟
!هی! بس کن
!گفتی فقط یک کاسه میخوری
کنجکاوم بدونم پدرت چطور آدمی بود؟
مطمئنم که زندگی بی ارزشی داشته
حتی بعد از مرگش باعث دردسر شد اون کاملاً تنها بود
تنهایی مرد و کسی اون رو پیدا نکرد
همه جا انگل ها بود، لزج
اتاق پر از مگس بود از بدنش مایعات بیرون میریخت
او یک لکه سیاه روی تاتامی به جا گذاشت
نمیخوای بخوری؟
7*9=63 7*5=56
7*7=49 7*6=42
7*5=35 7*4=28 7*3=21
است Life Line سلام، اینجا
الو؟
چیزی شده؟
الو؟
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
ازش استفاده کردی
درسته، خانم ناکاجیما؟
اگر هر روز اینطوری خودتو وقف کار کنی
بدون اینکه بفهمی ماه بعد میاد بعد سال آینده
و قبل از اینکه متوجه بشی پنج یا ده سال میگذره
ارزشش رو داره؟
آره، واقعا داره
اما برای اینکه بفهمی چرا
متأسفانه به ده سال تجربه نیاز داری
میگن هر روز تمام تلاشت رو بکن
اما تو بدون اون تجربه نمیفهمی
یکم تجربه کسب کن
یامادا، بستنی میخوای؟
بستنی میخوری؟ یا نه؟
زن بارداری رو دیدم
من نمیتونم اونها رو تحمل کنم
وقتی اون شکم بزرگ رو میبینم میخوام بهش ضربه بزنم
چی؟
بستگی به این داره چطوری دنیا بیان یکی امروز باعث شد که بخوام بهش لگد بزنم
یک زن باردار شخص دیگه و متفاوتی !رو درون خودش داره! چقدر وحشی
این یک چیز احشایی (اعضائ درون بدن) ئه
اما به من یادآوری میکنه که مردم در اصل حیوان هستن
فکر اون حالم رو بد میکنه
!میدونم عجیبه من یک بار باردار بودم
چیزی نیست من هرگز اون رو انجام ندادم
بچه ها قابل ستایش هستن
و میدونم که هرگز از اون خط عبور نمیکنم
اما فکر کردن بهش من رو میترسونه
اون احساسات در درون منه
مردم میتونن ترسناک باشن
...من
الان خیلی سبک تر شدم
فروش تعطیلات
هیچ کس برای همیشه زندگی نمیکنه
همین الان آماده شو و هیچ نگرانی نخواهی داشت
ما قلبمون رو در خدمتتون گذاشتیم
چی؟
سنگ قبر میفروشم میخواید یکی بخرید؟
من توان پرداختش رو ندارم
البته که نه
آه، حالم جا لومد
!آهای
ترجیح میدم فقط حمام کنی
ممنون، مثل همیشه
ممنون برای غذا
خیلی خوبه تو واقعا استعداد پختن برنج داری
کاش استعدادهای دیگهای هم داشتم
!یه چیزایی هست
این چیه؟ ماهی مرکب ممتاز؟
!وای
از طرف رئیسمه
رئیس خوبیه
ممکنه
اونها توی شب میدرخشن
چی؟
باقی مانده ها
جدی؟
چندش آوره
اون باید اینجا باشه
!بس کن
اما مطمئن شو که بعد از 49 روز یک یادبود بگیری
یادبود؟
مجبورم؟
البته
اما من پول قبر ندارم
نمیتونی اونها رو جایی بریزی
اتفاقا، دیروز پیرزن همسایه رو دیدم
چی؟
تو
اون رو دیدی؟
تو واقعا اون رو دیدی
مینامی هم میگفت
پیرزن هنوز اونجا زندگی میکنه، پس نمیتون اجازه بده کسی وارد بشه
هان؟
اون دو ساله که مرده
مزخرفه! امشب نمیخوابم
وای
این بدشانسیه
چی شده؟
سلام؟ - مارون؟ چیه؟ -
آروم بگیر
مارون
ببخشید
چی؟
بله؟
روز بخیر
هر روز گرمتر میشه حال روحیتون خوبه؟
میتونم بهتون کمک کنم؟
7*9=63 7*8=56 7*7=49
7*6=62 7*5=35
نه نه
توالت نه
متاسفم
Lotus :مترجم @Jdrama_Team
من شنیدم
شنیدم که داشتی توی رودخانه میریختیش
این یک جرمه تا سه سال هم زندان داره
نمیدونستی؟ دور انداختن اجساد جرمه
اما اگر اونها رو پودر کنی
و پودر رو پراکنده کنی جرم نیست
واقعا؟
!پودر، پودر، یاما جان
اما چرا؟
دیگه اونشو نمیدونم
اوه! اون چیه؟
یه بوی خوبی میاه
واقعا خوبه
یاما! بیا اینجا
این سوکیاکیه، اینطور نیست؟
!نه نه! نیست
!باید بهم میگفتی سبزی ترشی میاوردم
اما
سوکیاکی عالیه! اینطور نیست، یوییچی؟
!این کارت افتضاحه
اگر به همدیگه کمک نکنیم نمیتونیم زنده بمونیم
!من پول ندارم
!هی هی بس کن
یاما! همونطوری اونجا واینستا
...اما من
ممکنه هرگز فرصت دیگهای برای خوردن گوشت به این خوبی نداشته باشی
!دوستان، خواهش میکنم
تخم مرغ ها؟
....توی یخچال
!صبر کن
!شیمادا
این کاریه که میخوای کنی؟
!من پول ندارم
ممنون برای غذا
ارگ!
اما چرا سوکیاکی میخوری در حالی که چند ماهه کرایه خونه رو پرداخت نکردی؟
برای اولین بار توی نیم سال یک سنگ قبر درجه یک فروختم
این که خوبه اونها باید ثروتمند باشن
خب
یک زنی توی عمارت روی تپه
قیمت یکی از اون ها چقدره؟
بیشتر از دو میلیون ین
دو میلیون؟
و
برای سگشه
درسته پسر؟
!واق
این خیلی خوبه
فکر کردم بوی خوبی حس کردم یعنی سوکیاکیه؟
تو شش ماه از کرایهات عقب افتاده اونوقت سوکیاکی میخوری؟
اینطوریاست انگار
کایو برو از خونه چاپستیک و تخم مرغ بیار
باشه
خوبه
ببخشید
اوه، شنیدی؟
روز پیش یاما خانم اوکاموتو رو دیده
واقعا؟
نمیدونم اون بود یا نه
چی پوشیده بود؟
یک ژاکت کش باف پشمی بنفش
با اینکه روز خیلی گرمی بود
سیگار میکشید و صدایش تند بود
!خودشه
بدون شک
من میدونستم که اون هنوز اونجاست
چیزی گفت؟
گفت گلهای بنفش روشن به زودی شکوفا میشه، نزدیک تخت گل
!خودشه
اون عاشق مراقبت از گل ها بود
برای چی اینقدر خوشحالی؟ این یک روح بود
حتی اگر روح باشه، میخوام اون رو ببینم
اون چه جور آدمی بود؟
اون یک سالن زیبایی توی این منطقه داشت
نمیدونم که چه مدت اینجا زندگی کرده
وقتی من کوچیک بودم اون اینجا بود پس حدود 40 سال
این مدت؟
عصرها با صاحبخانه زیرئدرخت بلوط صحبت میکرد
درسته، یک نیمکت گذاشته بودن
نمیدونم چی انقدر خنده دار بود،
اما اونها همیشه حرف م زدن و میخندیدن
!هیچی نمیتونست اونها رو متوقف کنه
بیا با بز قدم بزنیم
خانم اوکاموتو باید فراموش کرده باشه که مرده
!هی، پیرزن! تو مردی
اگه دوباره دیدیش بهش بگو پیش من هم بیاد
اوم باشه
!بیا بریم آسوکا
آهنگ قشنگیه
باخ
من نمیتونم حشرات رو بکشم
مخصوصا عنکبوت ها
وقتی 10 ساله بودم پدرم فوت کرد
اما من یک خاطره واضح از اون دارم
فکر کنم حدود 3 یا 4 ساله بودم
طوفان شد
بخاطر زوزه باد زیاد تو خواب میترسیدم
پس پدرم گفت
"من برات یک داستان تعریف میکنم"
و بنا به دلایلی اینطور بود
"نخ عنکبوت"
در مورد مردم در جهنم بود
کسانی که فکر میکنن میتونن از نخ عنکبوت به بهشت بالا برن
اما
وقتی به بهشت برسن
نخ پاره میشه و همه دوباره به جهنم میفتن
بعد از شنیدن اون
باد بیرون برام مثل جهنم بود
من یک پسر داشتم هرچند اون رو از دست دادم
Q a S e M S a M a N g A n I
چی؟
شوخی کردم وانمود کن که نشنیدی
تو نمیتونی فقط صبر کنی باید باهاشون تماس بگیریم
آه، خیلی زیاده بیا یه جای خنک استراحت کنیم
!گان
!گان
نترس اون مرد خوبیه
اینجا مثل باغ منه فقط آروم باش
جیرجیرک ها اینجان
صدای اونها از بقیه جیرجیرک ها بلندتره
!اون حلزون بزرگ رو ببین
هی، یاما
بیا بعد از قطع شدن بارون، نوشیدنی بخوریم
!متاسفم! متاسفم
!منو ببخش!متاسفم
بیا بریم پسر
داری چیکار میکنی؟
ارتباط با بیگانگان
هووم
شیمادا
من دارم غذا میخورم
روز خوبیه، اینطور نیست؟
آره
برای چیزی به کمک نیاز داری؟
آره
قضیه چیه؟
هیچی! تو سخت کار میکنی
نه واقعا
برای خوابیدن خیلی گرمه فکر کردم کار حواسم رو پرت میکنه
آره
میگم یاما، من در موردت شنیدم
اینکه تو زندان بودی
چی کار کردی؟
مردم رو فریب دادم
پولشونو دزدیدم
اوه
که اینطور
چی شد؟
برای تو
ممنون
حالت خوبه؟
خوب خوبم
بی فایده بودن ژنتیکیه؟
مادرم بی مصرف بود پدرم با مرگ رقت انگیزی فوت کرد
بی ارزشی اینطور اکتسابیه؟
اینطور نیست
تو همچین چیزایی رو به ارث نمیبری
اما اگر اون گذشته من رو میدونست
خانم ناکاجیما این کار رو برای من انجام نمیداد
اون همیشه میدونسته، بهش گفتم
چی؟
مواظب حرف زدنش هست
من ده ها سالهست که بهش وابسته بودم کاملا بهش اعتماد دارم
الان تسلیم نشو
اگر استعفا بدی
هیچ راه برگشتی نداری
همینطوری پرسه میزنی و فکر میکنی که زندگی ارزشش رو داره یا نه
من همچین افراد رو زیاد دیدم
از دست هات استفاده کن نه از سرت
این یک دستوره
است Life Line سلام، این
چیزی شده؟
اشکالی نداره، میتونید در مورد هر چیزی صحبت کنید
پس
تو اون چیز هستی، درسته؟
خطی که مردم وقتی میخوان خودشون رو بکشن بهش زنگ میزنن
خب، درسته که بسیاری از تماسگیرندگان به این فکر میکنن که زندگی ارزش زندگی کردن رو داره یا خیر
اما این تمام چیزی نیست که ما اینجا انجام میدیم
دیگه چی؟
خب،
بعضی از مردم میپرسن که خوبه حیوان خانگیشون رو در حیاط دفن کنن یا نه؟
بچه ها با ما تماس میگیرن و میپرسن که واقعا ارواح وجود دارن یا نه
یا بعد از مرگ روح ما به کجا میره
بعد از مرگ روح ما کجا میره؟
خب
این دیدگاه شخصی منه
نه به عنوان یک مشاور که صحبت میکنه
اما وقتی بچه بودم گاهی ماهی قرمزی رو میدیدم که در هوا شنا میکنه
برای مدتی اونها فقط در فضا شناور بودن
و به نظر میرسید که به سمت آسمان شنا میکنن
من میتونستم اون ماهی قرمز رو ببینم
سالها بعد
متوجه شدم
اونها حتماً روح بودن
هیچ شکی توی ذهنم نبود
لعنتی
شخص ناشناس A
متاسفم که منتظرتون نگه میدارم
ببخشید مزاحمتون شدم باید ازتون یه چیزی بپرسم
بله؟
ام
پدرم
خودش رو کشته؟
ببخشید؟
آخرین شماره ای که زنگ زد رو چک کردم
بود Life Line
اون میخواست بمیره؟
نمیتونم این رو انکار کنم
اون به تنهایی فوت کرده، بنابراین هیچ کس به دیدنش نیومده
و کسی رو نداشته که باهاش صحبت کنه
مدت زیادی تنها نشسته بود و فقط به تلویزیون گوش میداد
...میگم
دوست داری ببینی کجا زندگی میکرد؟
جسد پدرت اونجا پیدا شد
توی کارم افرادی رو دیدم که به روش های مختلف مردن
خیلی از کسانی که به تنهایی میمیرن رو به درها افتادن
مرگ ناگهان به سراغشون میاد
برای فرار از دردشون
اونها سعی میکنن بیرون برن
اما اونایی که خودشونو میکشن
اغلب رو به داخل اتاق پیدا میشن
به من گفتن که پدرت هیچ کدوم از این دو نبود
اتاقش نسبتا مرتب بود
همونطور که میبینی، اون توی ایوان مشغول پرورش گیاهان بود
شرط میبندم
اون زندگی محتاطانه ای داشته
کنار پنجره نشسته
آه، یک شیر نیمه تمام روی میز نزدیکش بود
شاید تازه حمام کرده بوده
یعنی
اون پدر من بود
!رسیدیم
بابا اینم یه ماهی قرمز
مینامی تاکنوری
زیارت قبر رفتید خانم؟
بله
من عاشق دفن زیر درختان هستم بهتره اونها به طبیعت برگردونده بشن
داشتن راه های مختلف برای عزاداری خوبه
همه اونها فقط مراسمی برای آرامش بازماندگان هستن
همسرم، در آسمان شب رقصید
من یک اپراتور آتش بازی بودم
وقتی همسرم فوت کرد، استخوان های اون رو با هاون پودر کردم
اونها رو کم کم انجام دادم تا کامل بشه
پسرم خیلی گیج شده بود
اون فکر میکرد من عقلم رو از دست دادم
اما اون همسر یک اپراتور آتش بازی بود
بنابراین میخواستم اون رو به آسمان شب بفرستم
نمیتونم بهت بگم که وقتی استخوان های اون رو خرد میکردم چقدر خوشحال شدم
استخوان های اون رو با مواد منفجره مخلوط کردم و در پوسته ای بزرگ قرار دادم
بعد رفت
!!بوم
نگاه کن
واو
"ستسونا، تاستسونا"
"روباکو، موکولیتا"
فکر نمیکردم برگردی
چرا؟
فقط اینطور فکر میکردم
جای دیگهای برای رفتن ندارم
بادمجان ها
اونها هنر هستن، اینطور نیست؟
نور درخشان جهان رو روشن میکنه
همه موجوداتی که به آمیدا بودا دعا میکنند نجات مییابند و هرگز رها نمی شوند
میتونی ماهی قرمز رو توی آسمان ببینی؟
یه بار یکی بهم گفت
وقتی کوچک بود ماهی قرمزی رو دیده که توی هوا شنا میکرد
اون بهشون خیره میشد
و اونها برای مدتی در فضا شناور بودن
به نظر میرسید که اونها به سمت آسمان شنا میکردن
اون ماهی قرمزها
سالها بعد،
اون گفت مطمئنه که اونها روح هستن
روح اون مرحوم توی هوا شنا میکرد
اوه
اون چیز چیه؟
!منتظرم باش
!منو با خودت ببر
!منو با خودت ببر
!منو با خودت ببر
!منو با خودت ببر
روح ما بعد از مرگ کجا میره؟
عصربخیر
یاما، حمام هستی؟
اون زلزله بزرگ بود، اینطور نیست؟
چیز ترسناکیه
اما خوشحالم که بالای توکیو اسکای تری نبودم
خوش شانس بودم
اما میگن اسکای تری دومین برج بلند در جهانه
ناامید کننده است
بابت اون روز متاسفم
نگاه کن
منم
گذشته ای دارم که نمیخوام درباره اش صحبت کنم
متاسفم
یاما
!یه چیزی بگو
میدونی
من واقعا خوشحالم که آدمی مثل تو
کنار من زندگی میکنه
ببین، من واقعاً باهوش نیستم
من خیلی گرفتارم
مردم پولم رو گرفتن
پس وقتی شنیدم چی کار کردی کمی ترسیدم
میدونی
وقتی میمیرم
اگر فقط یک نفر غمگین باشه
خوب میشه
یاما، اگر من بمیرم ناراحت میشی؟
یاما؟
بهتر نیست
با کسی غذا بخوری تا تنها غذا بخوری؟
بفرما، برو اول بخور
میشه؟ ممنونم
ممنون برای غذا
.....یاما! ماهی مرکب! این
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
داره میاد
7*9=63 7*8=56
7*7=49
چی داری میگی!؟
اینطوری به ترس غلبه میکنم
جدول ضرب 7 رو برعکس بگو
واقعا جواب یده
واقعا؟
7*9= 64 نه؟
!اشتباهه
!نمیتونم انجامش بدم !سخت ترین کار همینه
به عقب؟ به هیچ وجه
وقتی کوچیک بودم، وقتی مادرم شب ها منو توی خونه تنها گذاشت، میترسیدم
روکش ها رو روی سرم میکشیدم
و جدول ضرب 7 بار رو به عقب بارها و بارها میگفتم
این باعث شد که کمتر بترسم
تا بتونم بخوابم
اگر به عقب نبود میتونستم بگم
7*9 =63 7*8
7*8=54
نه- 7*8=56
7*8=56
7*7=49
7*6=4..
2
7*5=35
7*4=28 7*3=21
7*2=14 7*1=7
موندم مردم کنار رودخونه حالشون چطوره؟
امیدوارم نابود نشده باشن
اونها پودر هستن
آره پودر
حس عجیبی نیست؟
اصلا
این قبلاً یک شخص بوده، درسته؟
من
من از اون خط گذشتم
یک روز که 15 سالم بود
اومدم خانه و مادرم جلوی آپارتمان منتظر بود
اون 20000 ین به من داد
اون گفت "این پایان ماست"
اون
از رژ لبی که رنگ مناسبی براش نبود، استفاده کرد
چندش آور مثل حلزون، لزج
از اون زمان اون رو ندیدم
یکی برای من کار خوبی پیدا کرد
اما در نهایت به زندان افتادم
اما خیالم راحت شد
توی زندان
لازم نبود احساس کنم که از گرسنگی میمیرم
پس آزاد که شدم و به این آپارتمان اومدم
این مرد عجیب همسایه ام شد
اون از حمام من استفاده میکنه و غذای منو بدون تعارف میخوره
گاهی اوقات خودم رو در حال خندیدن میبینم
وقتی با اون هستم
اما من میدونم که نباید بخندم چون بالاخره
دلیلی برای زندگی ندارم
من اینطوری احساس کردم
اما در نهایت خندیدم
...این مرد
پیداشون میکنه
...این کوچولوها رو
....ذره های شادی توی این کار استعداد داره
من رو شگفت زده میکنه
...اما اون احتمالا
بدون انجام این کار نمیتونست زنده بمونه
میدونی
برای یک محکوم سابق
یکی مثل من
اون تکه های کوچک
...از شادی
من سزاوار حس کردن اونها هستم؟
البته که هستی
بیا برای پدرت تشییع جنازه بگیریم
باشه؟
آپارتمان های موکولیتا
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
اوه، ممنون
"ستسونا، تاستسونا، روباکو، موکولیتا"
اون چیه؟
مینامی هم همینو گفت
خانم اوکاموتو زیاد میگفت
"موکولیتا"
منم نمیدونم که معنیش چیه
احتمالاً
مثل رنگ آسمان امروز که ظاهر میشه و محو میشه
شاید زمان همچنان میگذره
Lotus :مترجم @Jdrama_Team
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.