All language subtitles for John.Wick.Chapter.3.Parabellum.2019.720p.HDCam

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian Download
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino Download
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بینندگان عزیز، به دلیل کیفیت پایین صدا و نبود* .زیرنویس های انگلیسی، از ترجمه برخی لحظات معذوریم

به عنوان مترجم باید بگم که این قسمت* .خار مادر اکشنه، پس مراقب پشماتون باشید

*ارائه اختصاصی از رسانه اینترنتی* ...: OmegaMoviez :...

*مترجم* ...: Lord.Snow :...

"جان ویک" "قسمت سوم: پارابلوم"

پارابلوم، در زبان لاتین، به معنای آماده بودن برای جنگ هست*

جان ویک

.طرد میشه

تا ساعت شش، وقت .خواهد داشت

دعا دعا میکنم که آقای ویک .یه جای امن برای خودش پیدا کنه

اون قوانین رو میدونست .ولی اونا رو زیر پا گذاشت

اون مردی رو کشت که اومده .بود اینجا تا مذاکره کنه

شما انتظار داشتید چیکار کنه؟

چهارده میلیون دلار برای سر ...جان ویک و اگه من بودم

.حاضر بودم سرم رو هم براش بدم

.من بهتر میدونم، مرد .من بهتر میدونم

...من بهت

.تیک تاک، آقای ویک

.تیک تاک

.دیگه زمانی نمونده، آقای ویک

OmegaMoviez.ir @OmegaMoviez

.کتابخانه عمومی

.گرفتم

.نقشه عوض شد

.برو کانتیننتال

میتونی سگم رو ببری و اونجا تحویلش بدی؟

.به روی چشم، آقای ویک

.سگ خوبی باش

.سگ خوبی باش

.جان ویک .طرد میشه

تا طرد شدن بیست .دقیقه باقیست

میتونم کمکتون کنم؟ - .ووتیو روسی -

.الکساندر آفنانسیو

.روتین اسکانسی، 1864

.ردیف دو - .ممنونم -

دعوا تو راهه*

.به بی حرمتیت فکر کن

.قرار نیست خشک و خالی زندگی کنی

اما پیروی و خرد .زندگی تو و اینگونه نمیکنه

.از دانته

.تو نباید این دور و ور باشی، جان

.خوبه

.من هنوز هم وقت دارم - .هنوز داری -

کی میخواد فرقش رو بفهمه؟

مطمئنی میخوای این کار رو انجام بدی؟

.چهارده میلیون دلار .بحث پول وسطه

نه وقتی که نتونی .اون رو خرجش کنی

.جان ویک .طرد میشه

ده دقیقه از .زمانش باقیست

بزار بدونه که من طرد شدن .احترام قائل هستم

.نه کمکی

.نه خدماتی

.هرگز و هیچوقت

!دکتر

.جان ویک هستم، دکتر

آقای ویک، شما نباید .الان اینجا باشید

من میتونم بیام تو چون .هنوز هم وقت دارم

.نه. من نمیتونم

.من هنوز پنج دقیقه وقت دارم

.لطفا

.بیا تو .بیا

.بشین اینجا

.بزار ببینمش

...زخم تو

.عمیقه

.مکنه عفونت کنه

.جان ویک .طرد میشه

از زمانش فقط .یک دقیقه باقیست

.دکتر

.دکی

.من هنوز وقت دارم

.نه

.فقط پنج ثانیه

.جان ویک

.طرد خواهد شد

...باقی مونده زمانش فقط

.پنج

.چهار

.سه

.دو

.یک

.متاسفم، آقای ویک

.نه، اشکالی نداره

.من دیگه پیر شدم

.جان ویک !چهارده میلیون

.از حالا، قراردادش فسخ میشه

.تمامی سرویس ها، مسدود میشن

.و برووو که رفتیم

.اوه، جان .سمت راست

.چهار تا دونه وردار

.این مسکن ها قوی هستن

.آقای ویک

هرگز باورم نمیشه که این .کار رو انجام دادم

.اما تو انجامش دادی

.تو که نمیدونی

.هیچکس نمیدونه

من بهت گفتم که .کدوم دارو بود

کجا؟

.اینجا

...فقط یه جوری ب

.اوه، صبر کن

.یکی دیگه هم این بالا

...تو نباید ماشین م

.موفق باشی، آقای ویک

.ممنون، دکی

هدشات*

.جان ویک

....قرارداد به مبلغ

.پونزده میلیون دلار

میخوای کجا بری، جان ویک؟

.ما الان تعطیلیم

(زبان روسی)

.کمربند

(زبان روسی)

(زبان روسی)

(زبان روسی)

.از اول

.از اول

.جان ویک

برای چی اومدی اینجا؟

اینو مثلا به عنوان جواب بهم نشون دادی؟

.من هنوز یه بلیت دارم

فکر میکنی با تمام کارهایی که طی چند ماه گذشته کردی، بلیتت هنوز معتبره؟

اگه قوانین رو یادت رفته، باید بهت ...بگم که اگه جلو بالا دستی ها وایسی

بالا دستی ها هم .جلوی ما وایمیستن

اون میتونن من رو به خاطر .صحبت کردن با تو، بکشن

تو با آوردن مرگ ...به محله من

.دشمن من میشی

.اوه، جان ویک

برای چی اومدی اینجا؟

(زبان روسی)

(زبان روسی)

(زبان روسی)

(زبان روسی)

(زبان روسی)

(زبان روسی)

.دیگه بسه، رونی

(زبان روسی)

تو پیر شدی و بدون .قانون زندگی میکنی، جان

میدونی چرا افرادم برای اولین بار میان اینجا؟

.اونا آرزوی یه چیز رو دارن

.زندگی آزادانه و مستقل

من سعیم رو میکنم که این .بچه ها، به خواسته هاشون برسن

.همونطور که میدونی.... درد هنرمندانه

.زندگی دردناکه

چجوری مدیریت میکنی که بری بیرون؟

.بفرما. برگشتی و شروع کردی

همه اینا بخاطر چی؟

بخاطر یه توله سگ؟

.همش به خاطر یه توله سگ نیست

(زبان روسی)

.بگیر بشین

...اگر هم بخوام

بازم نمیتونم کمکت .کنم، جان ویک

.بالادستی ها جونت رو میخوان

چطور میخوای با همشون بجنگی؟

چطور میخوای کوه رو خرد کنی؟

چطور میخوای اقیانوس رو دفن کنی؟

...چطور میخوای

از روشنایی فرار کنی؟

.البته که میتونی به تاریکی بری

اما اونا حتی تو .تاریکی هم هستن

.پس بهم بگو جان ویک

تو واقعا چی میخوای؟

.سفر کنم

میخوای کجا بری حالا؟

.کازابلانکا

از بهشت فرار میکنی .که بری توی جهنم

.که اینطور

.تو بلیتت رو تحویل میدی

.منم میگیرمش

اگه این چیزیه که .واقعا دلت میخواد

...جان ویک عزیزم

.بلیتت دیگه استفاده شد

تو دیگه هرگز نمیتونی .به خونه بری

.ببریدش به قایق زندگی

(زبان روسی)

.به کانتیننتال خوش اومدید

چطور میتونم کمکتون کنم؟

.قربان

.یه مربیه .میخواد شما رو ببینه

.خیلی خب

.رئیس، داره ناهار میخوره

فرض میکردم اینجایی تا .با جان ویک صحبت کنی

در غیر این صورت .بیا کوتاهش کنیم

بهش گفتم راهشو بکشه و بره .تا اینکار رو انجام نده

.و این تمومش بود

.آقای ویک، قوانین رو زیر پا گذاشت - .بله، البته -

...و این چه ربطی به من حقیر د - .هیچ اشتباهی نشده -

برای آقای ویک .اینجا نیومدم

بخاطر این اینجام، چون که آقای ویک .تو این هتل قوانین رو زیر پا گذاشت

خون مقتول، اینجا کف .کانتیننتال پیدا شد

مگه نه؟ - .آره، البته -

در واقع، بدن تو این سرما .تو این هتل، یخ میزنه

.دلم میخواد ببینمش

.سانتینو دانتانیو

به نظر میاد با .اِی سی پی 54 بوده

من هیچ کنترلی روی .کار آقای ویک نداشتم

.اون هنوز زنده است بخاطر شما درسته؟

.آره

شما آقای ویک رو برای .سالیان درازی میشناسید

دیگه یه جورایی میشه گفت .شما با هم رفیقید

.مشکل الان کشتنش نیست .متوقف کردنش نیست

تو وایسادی و نگاه کردی وقتی که .اون داشت به سانتینو دانتانیو شلیک میکرد

.من اون رو طردش کردم - .اما بهش یه ساعت فرصت فرار دادی -

.این دیگه قوانین هتل منه - .مشکل دقیقا همینجاست. هتل تو -

وفاداریت کجا رفته؟

.این سرویس سال هاست که اینجوریه

.زیردستی ها به بالا دستی ها خدمت میکنن .پس همه چیز به خدمت زیردستی ها بستگی داره

.میدونم شما هم وفاداری خودتون رو دارید .اما این کافی نیست. بزارید روشنتون کنم

من اینجام تا شما رو .مورد قضاوت قرار بدم

شما یک هفته برای .جبران وقت دارید

!ببخشید

.بعضی اوقات، موفقیت شما زبان زد بود

.یه قوانینی هست

...قانون تنها چیزیه ک - .اختلاف بین ما و حیواناته -

.درسته

.هفت روز وقت دارید

اگه تو این مدت کمکی برای تغییر خواستی .میتونی من رو توی اتاق 2017 پیدا کنی

...از اقامتتون توی کانتیننتال

.لذت ببرید

یکی اینجاست که .میخواد شما رو ببینه

.خوش اومدید

.کنترل کننده امور

با کبوتر؟

.بله. ولی شما موش میبینید

.اما من اینترنت رو میبینم

.بگم پشمات میریزه

.ردپا های دیجیتالی

.میتونی ردش رو بزنی

.میتونی هکش کنی

.میتونی ردیابیش کنی

با این کارا تو مریض نمیشی؟

.خب، مریضیم خوب میشه

حالا تو چی میخوای؟

جایی رو ببینم که یه اتفاقی نیوفتاد؟ - چه اتفاقی نیوفتاد؟ -

جایی که شما جان ویک .رو نکشتید

خب، اون تحت فشار .قراردادش بود

خب، طرد شدن حالت اختیاری داره .و من هم مشکلی با جان ویک نداشتم

و در این حین، شما هفت گلوله 1911 کینبرگ به جان ویک دای تا علیه بالادستی ها بایسته، درسته؟

.این همون کینبرگ 1911 هست

.شما به جان ویک هفت گلوله دارید .بالادستی ها هم به شما هفت روز وقت میدن

هفت روز واسه چی دقیقا؟

.برای جبران اشتباهتون

و پیدا کردن خونه .جدید واسه پرنده هاتون

بعد هفت روز شما از تخت .پایین کشیده میشید

.اوه، عزیزم

یه چیزی رو درباره مربی ها میدونی؟ میدونی چی میشه وقتی من دستام رو اینجوری تکون میدم؟

.نه، هیچ جایی رو تخت برای من نیست .بخاطر اینکه من خود تخت هستم، جیگر

تو وقتی دای نصفه شب تو خیابون قدم میزنی .من دارم تو رو میپام. از آن منه

اشتباهایی رو که هیچ مردی مرتکب .نمیشه رو همین حالا مرتکبش شدی

.هفت روز وقت داری

.بسه

من متاسفم که شما رو .اینجا محدود میبینم

.اما این طرد شده

بنظر میرسه که رئیس .اجازه ورود این آقا رو داده

.اون گفت جاناتان

میشه از این بکشی بیرون و با من بیای بریم؟

به کازابلانکا خوش اومدید .آقای ویک

.ممنون

واقعا خودتی؟

از آخرین باری که دیدمت تا الان .زمین تا آسمون فرق کردی

.باید باهاش حرف بزنم - .حتما. این انتظار ازت میرفت -

.به کانتیننتال ما خوش اومدی

امیدوارم چیزی که میخوای .رو پیدا کنی

.از این طرف

.موفق باشی

.جاناتان

.موفق باشی

تو سگ باز هستی، جاناتان؟

.سوفیا

.سوفیا

تو نمیتونی اون یکی .طرف علامت رو بکشی

.من تو رو نکشتم

.من فقط بهت شلیک کردم

.لباس خفنیه

.منم از دیدنت خوشحالم

ای کاش الان به اون .مغزت شلیک میکردم

.میدونم

.این کار رو نکن

.تو طرد شدی، جان

...و این علامت

اندازه عن سگ های .من هم ارزش نداره

.این خون توئه

.علامت تو

...وقتی تو کمک میخواستی

.من کمکت کردم

.بشین

.با تو بودما، جان

فکر کنم فهمیدی که اینجا الان دیگه من رئیسم، نه؟

.من هیچ سرویسی نمیدم ...دیگه هم اینور اونور نمیرم به

مغز این و اون .شلیک نمیکنم

.ازت نخواستم کسی رو بکشی

من فقط میخوام که تو من !رو ببری پیش یه نفر

پیش کی؟

.رئیست

.تو میخوای بکشیش - .من نمیخوام بکشمش. باید باهاش حرف بزنم -

احتمال میدی که قراره چی بهت بده؟

.راهنمایی

.ببین

وقتی خواستم اختیار این ...هتل رو داشته باشم

.یه توافقی کردم

و این توافق میگه که باید از قوانین .بالادستی ها پیروی کنم

.اگه تو اون رو نکشی، اون تو رو میکشه و احتمالا

....اگه یه اشتباه کنم

...فقط یه اشتباه کوچولو

شاید یه نفر رو بفرستن .سر وقت دختر من

.و من میدونم که چیکار کردی، جان

.اما هیچ شانسی نیست

.متاسفم

دلت میخواد بدونی که اون کجاست؟

.نه

.هرگز نمیخوام بدونم

بخاطر اینکه مطمئنم که .نمیتونم پیداش کنم

...اون

.بخشی از منه

و من هر روز مجبورم که یه .بخش از خودم رو بکشم

فقط بخاطر اینکه جای .اون امن باشه

...چون بعضی وقتا

...تو باید چیزی رو که داری رو

.بکشی

بخاطر اینه که همون اول .این علامت رو بهت دادم

.به خاطر همینه که الان ایجا نشستم .به همین دلیله که به گا رفتم

.نتایج

.آره

.نتایج

من فقط ازت خواستم .سعیت رو بکنی

...همینطور من و تو

.همیشه با همیم

.نه

...بعد این

.ما از همیشه هم کمتر میشیم

.ده دیقه وقت میخوام

چطور میتونم کمکتون کنم؟

.از بالادستی ها انتظار نمیرفت

.یه وظیفه است

باید کسی رو بکشی که قوانین .رو شکسته و جلو بالادستی ها وایساده

.فکر کنم جان ویک باشه

.شاگرد های من تازه کارن

جان ویک و تمام .کسایی که همراهیش کردن

.البته که داستانش رو شنیدی

...کشتن کلی آدم حرفه ای بخاط - .بخاطر یه سگ -

.و ماشین

.و من یاد گرفتم

.خیلی زیاد

.ماهی

.خیلی رژیمیه

.بیشتر آدما دوست دارن

.من خدمت میکنم

.و من در خدمت شما هستم

OmegaMoviez.ir @OmegaMoviez

*مترجم* ...: Lord.Snow :...

.بسه دیگه

.بیرون

بالادستی ها حتما .باید فهمیده باشن

.آره

اما شما به جان ویک .کمک کردید

.اون یه بلیت داشت

اما بلیت که ارزشش بالاتر .از بالادستی ها نیست

شما باید بهاش رو .با خون پرداخت کنید

.همین حالا

دست ها یاری دهنده که به جان کمک .کردی رو بالا بگیر و سوگند رو به یاد بیار

.من خدمت میکنم

.من در خدمت شما هستم

.قرار نیست یه روز اون تو بمونیم

.فقط قراره یه مکالمه ای کنیم

تو هیچوقت فقط .برای گفتگو نرفتی

.بزن بریم

.سوفیا

همیشه از دیدنت .خوشحال میشم

.و البته سگ ها .من عاشقشونم

میشه نوازشش کنم؟

.حتما

.دازیرا .بیا جلو

این بازیگر، نقش همراه تیریون لنیستر* رو تو سریال بازی تاج و تخت داشت

.فوق العادست

.جاناتان ویک

.شنیده بودم که تو هچل افتاده بودی

.بیا بریم

مطمئنم باید یه گپ .و گفتی با هم بزنیم

.کنجکاو شدم که زنده ام

برای من چی آوردی؟

.به من بگو

اومدی تا من رو بکشی؟

.نه

.آقای ویک

میدونی کلمه قاتلین از کجا میاد؟

.قاتلین

.قاتلین

.قاتلین

.قاتلین

.قاتلین

.نه، ممنون

اولش من فکر کردم که .تو برای آدم کشی اومدی

.مردی با تقدیر

.و مسر بر باورهاش

اون سکه رو میبینی؟

این اولین سکه ساخته .شده این تشکیلاته

.بعدش

.اولین لیوان

.شکستنش آسون نیست .باورکن

و این سکه قاعدتا ارزش .مادی نداره

این سکه بیشتر روابط .دوستانه رو نشون میده

.و قرارداد های اجتماعی

و حاضری کدومش رو قبول کنی؟

.از قوانین پیروی کن

.تو قوانین رو شکستی

بالادستی ها...فقط مرگ .تو رو میخوان

چرا من باید ارزش زندگی تو رو بدونم وقتی که تو با کارات ارزش زندگیت رو پایین آوردی؟

.زانو زدم تا سوگند بخورم

.تا بهای کارم رو بپردازم

در مقابل کسی زانو میزنم که .که در مقابل بالادستی ها زانو زده

.این سگ

.میدونی که چقدر دوستش دارم

...بگو ببینم

این پاچه هم میگیره؟

.بعضی وقتا

وقتی من رفتم میتونی به اولدر .بگی که من اینجا بودم

...و اگه میخوای من بمیر - .و اون اونجا نشسته و تو داری زیر افتاب میپوسی -

.میبینم

.و براش گزینه رو میز گذاشتم

.متاسفم، آقای ویک

میتونم بهت بگم که .چطور ارشد رو پیدا کنی

.تو باید بفهمی

ارشد مردی نیست که .تو بخوای پیداش کنی

تنها اون اتنخاب میکنه .که تو رو پیدات کنه

میخوای باهاش صحبت کنی؟

.برو به صحرا

.و منتظرش باش

.کانوسمایو

.مسیر رو دنبال میکنی

.یه جایی میایستی

.راه و میری و دیگه نزدیکه که بمیری

.بعدش... به راه رفتن ادامه بده

وقتی داری آخرین نفسات ....رو میکشی

.اون پیدات میکنه

.شایدم نکنه

.من قبول میکنم

.ممنون، قربان

.شاید به حرفام توجه نکرده باشی

.قرارداد اجتماعی

.تجارت روابط

شما هم باید به من .یه کادوی خوبی بدید

.من دوستت رو راهنمایی کردم

برای کادو چی پیشنهاد میکنید؟

.خیلی نرم .و خیلی خشن

.من عاشقشم

...این سگ رو

.نگهش میدارم

ببخشید؟

.این هدیه منه

.این کادوی منه .این نشون دهنده قصور شماست

.نه

.البته که این کمترین کاریه که میتونی بکنی - .نه نمیتونی سگم رو نگه داری -

.خیلی خب

.خیلی خب

.پس من میکشمش

.متاسفم، سوفیا

این برای این بود .که یاد بگیری

.اینکارو نکن

.سوفیا

.اینکارو نکن

اون به سگ من .شلیک کرد

.گرفتم

.ما باید بریم

.حالا

.بیاید بخورید

.تو میمیری، جان

...این بیرون تو این صحرا

...یا یه جایی پایین جاده

.اما تو میمیری

.نتایج

.نتایج

.بهتره به راهت ادامه بدی

.سوفیا

.باشه بابا

.یه نکته ای

.تو وفادرای من رو دریافت کردی

.عالیه

حالا میخوام اونقدر بهت وفاداری نشون .بدم که دیگه از کونت بریزه بیرون

.تو شانس خودت رو داشتی

.خب پس، بشین وتماشا کن

فکر کنم قبلا هم ...بهت گفته بودم

بهتره که بالادستی ها از جاشون تکون نخورن .و بشین خودشون رو اونجا انگشت کنن

.طبق قرارمون

تو به جان ویک .هفت گلوله دادی

و باید بهاش .رو با خون بدی

.هفت تا خط

آره، بعضی وقت ها باید چند تا .مادر به خطا رو خط خطی کرد

.برو عزیزکم

...شاه

.مرده

.زنده باد شاه

.بنوش

.نگران نباش .جات امنه، فرزندم

.بنوش لطفا

...فرزندم

چطور اومدی و چطور گم شدی؟

.گم نشدم

.دنبال شما بودم

فکر کردی من جات

تا حالا مردی رو که انقدر .سخت برای زندگی بجنگه رو ندیدم

.پس بهم بگو، جاناتان

چرا دوست داری که زنده بمونی؟

.زنم

.هلن

.تا به یاد بیارمش

تا خودمون رو .به یاد بیارم

پس میمونی تا شانس به یاد آوردن رو داشته باشی؟

و حداقلش شانس به یاد .آوردنش رو داشته باشم

من میتونم یه شانس دیگه .برای زندگی بهت بدم

هرچند، اون زندگی که .دلت میخواد نیست

.یه کار برای ما انجام بده

.و طرد شدنت برداشته میشه

.یه قرارداد

تو شانس زندگی کردن رو خواهی داشت .اما از دست بالادستی ها در امان نخواهی بود

.اما حداقل ازش لذت ببر

.برای ادامه روز، بهترین خودت باش

.انتخاب با توئه

.همینجا بمیری

یا زنده بمونی و مرگ واقعی .رو به یاد داشته باشی

.باید انجام بشه

.زندگی تو، مرگ دیگران خواهد بود

.و اولیشون هم وینسنت خواهد بود

چی؟

.اون وفاداریش رو فراموش کرده

با توجه به این قرارداد .طرد شدن برداشته میشه

.درصورت انجام دادن کار

پس اگه دوست داری ...زنده بمونی و

و دوست داری که ...به یاد بیاری

این تصمیمیه .که باید بگیری

.من خدمت میکنم

.من در خدمت شما هستم

.خیلی خب، فرزندم

.ضعفت رو کنار بزار

و وفاداریت به بالادستی ها .رو نشون بده

.آقای جان ویک

(زبان عربی)

(زبان عربی)

.ممنونم

.من این پیشنهاد رو میپذیرم

.و همچنین وفاداری تو رو

.بهترین ها رو برات آرزو دارم

(زبان عربی)

...و آقای ویک

.مرحبا

سفت همدیگه رو .بگیرید بچه ها

.بخاطر اینه که تو استثنا هستی، جان ویک

نمیخوان تموم بشن؟

.خوبه که برگشتی

چطور اومدی؟

نمیای بریم کانتیننتال؟

این شاگردت جدیده؟

.جدید بود

.من محکم تر از این حرفام

.صبرکن

.اسلحت رو بزار زمین

.اون طرد شده

.مگه اینکه گول خورده باشی

بهت پیشنهاد میکنم که .اسلحت رو بیاری پایین

.میخوام رئیس رو ببینم

.البته

اگه اسلحه میخوای .پاشو بیا دنبالم

.لطفا بشینید

.تا برگردم نفسی چاق کنید

...باید بهت بگم که

مدت خیلی طولانی بود .که دنبالت میگشتم

.طرفدار پر و پا قرصتم

!جان ویک

و در نهایت تو من .رو ناامید نکردی

سگته؟

.معلومه خیلی دوست داره

.من این مدلی نیستم

...من بیشتر تو کار

.گربه مربه هستم

هیچ سگی نداری؟

.ما شبیه همیم

هر دو یه هدیه .شبیه به هم دادیم

.ما شبیه هم نیستیم

.البته که هستیم

.نیستیم

رئیس میخواد .شما رو ببینه

متاسفانه این سیاه پوسته* لهجه غلیضی داره

ما هردو، تو کشتن .یه پا استادیم

.برو آقای ویک

.بشین

.همینجا بمون

.سگ خوبی باش

.بیا گپ بزنیم، جاناتان

...ما از این اتاق برای

موقعیت های خاص .استفاده میکردیم

وقتی که مجبوری جواب ...بالادستی ها رو

.بدی

.آره

.البته

من یه مرد فرستادم که .ترتیب تو رو بده

و الان تو اینجایی که .ترتیب من رو بدی

این دلیل اینجا بودنت نیست؟

.من خدمت میکنم

.من در خدمت شما هستم

.شکی تو نیست

.فقط دیگه اشتباهی صورت نگیره

...اگه احساست اینه

.که به قلبم شلیک کنی

بالادستی ها میخوان که .ما تسلیم بشیم

تو یه ساعت؟

.تو یه ساعت - .تو میتونی من رو تو کانتیننتال بکشی -

.شاید باید بکشم

.نتایجی در بر داره

نه از وقتی که نتایج .اختیاری شدن

.و تو تسلیم نمیشی

.نه

.فکر نکنم

پس جنگ چی؟

تو میخوای با بالادستی ها .وارد یه جنگ بشی

من فقط میزارم تو این رو بگیری .به من شلیک کنی تا بمیرم

.با دست یه دوست

.که دشمنمه

.من تصمیمم رو گرفتم .حالا نوبت توئه

چه تصمیمی؟

.تو باید روحت رو تقدیم کنی - .اما من هنوز زنده ام -

...بعدش میتونم اون رو به یاد بی - .تا وقتی که زنده ای باید به بالادستی ها خدمت کنی -

.و تو غیر ممکن رو ممکن کردی .متوقفش کردی و کشیدیش بیرون

تو بخاطر این برگشتی که هلن راهش ...از تو جدا کرده بود. سوال درست اینه که اینه که

دوست داری کی بمیره؟

.بابایاگا

چیزی که مرد ها در لحظه آخر میبینن یا به عنوان یه مرد؟

.کسی که عشق همسرش بود

دوست داری کی بمیره، جان؟

.آقای ویک

باعث افتخارمه .که میبینمتون

.من مربی هستم

تصمیم گرفتید که تسلیم بشید؟

.من اینطور فکر نمیکنم

...و شما

یه گلوله تو مغز این آقا خالی میکنید؟

.نه

.فکر نکنم اینکارو کنم

.خیلی خب

.دوست دارم یه چیز رو تغییر بدم

.تاییدیه

.مربی 1011979

.هتل کانتیننتال تو نیویورک

حکم؟

.تعلیق

.در حال انجام

.پنج

.هتل کانتیننتال در نیویورک

هتل کانتیننتال نیویورک .به حالت تعلیق در اومد

.خدانگهدار

آقایون همونجور که گوش کردید اینجا به .حالت تعلیق در اومد و پا گذاشتن به اینجا جرمه

تا وقتی که شما قبل کنید که تسلیم بشید و .شما قبول کنید که از دستورات پیروی کنید

بالادستی ها خوشحال میشن که اسم .شما رو از تو دارایی هاشون خط بزنن

.عصر خوش، آقایون

.این بهشت، دیگه امن نیست

.سرویس ها هنوز هم برای من محدودن

.تو با این کارت جون من رو نجات دادی حالا بگو بینم چی میخوای؟

.تفنگ

.اونم به تعداد زیادی تفنگ

.بیا و لذتش رو ببر

چی میخواید قربان؟

نیرو های بالادستی ها .میان سراغمون

چرا؟

.طی یه دورانی، یه تغییراتی انجام شد - مثلا چه تغییراتی؟ -

میتونم بهتون کلت نوع .بی 2011 و پیشنهاد کنم

.به نظر میاد یه چیزی تغییر کرده

باید همینجا تو هتل کانتیننتال .کار رو تموم کنی

قراره که نیروی پشتیبانی .هم باید اینجا

.خوبه

.خیلی خوبه

.گلوله 125 .با ضربت بالا

.کشندست

.ممنون

.بیا شروع کنیم

بچه ها، میشه لطفا از مهمون هامون پذیرایی کنید؟

.البته، قربان

من میدونم که به .کانتیننتال افتخار میکنی

.خیلی زود میبینمتون، قربان

.و تو جاناتان

.بهترینت باش

اون چیه؟

.شکارچی

...اگه بخوای

.برای جنگ آماده شی

OmegaMoviez.ir @OmegaMoviez

*مترجم* ...: Lord.Snow :...

.وینسنت

.وینسنت

.باید دوباره گلوله جمع کنیم

.مرجع سلاح

.گی تی اسلاگ 12

(زبان چینی)

.با شمشیر من

.جان

میدونم که فکر میکنی ...میتونی ادامه بدی ولی من مط

.اما اون هنوز هم جان ویکه

.جان

.تو فوق العاده ای

.خستگی ناپذیر

.تکی

.مشخصه که دردت هم نمیگیره

.تو خون شاگردای من رو ریختی

...اگه مجبور نبودم بکشمت

...میشد

.رامت میکردم

.بیا تمومش کنیم

.دیدی

.ما شبیه هم هستیم

.میخوام یه ذاکره داشته باشیم

.مذاکره دوست دارم

.خیلی خب

.جنگ تمومه، قربان

.اوه، خیلی خب پس

...هی، جان

مبارزه خفنی بود، نه؟

.آره

.نگران....من....نباش...جان

.نفس های آخرمه

دارم نفس های آخرم .رو میکشم، جان

.نه، نمیکشی

مطمئنم که شما آقایون میدونید .که این تازه اولشه

تا هر وقت که دوست داری میتونیم ادامه بدیم .ولی ته این کار، فقط با یه چیز تموم میشه

مطمئنی که اون بچه هاتون مراقب همه چی هستن؟ - .اونا مراقب هر چی که بگیم هستن -

یا اینکه میتونید کاتیننتال رو از .من بگیرید که این بحثش جداست

من میتونم این ساختمون .رو برای خودم داشته باشم

.ما بالادستی هستیم

...و ما

چیزی هستیم که شما .روش نشستید

ما رو گه نشستیم؟

.باور دارم که هستیم

مذاکره؟

.آره، مذاکره

به نظر تو ما چیکار کنیم؟

.بزار من قدرتم رو داشته باشم

.زیردست

.من خدمت میکنم

.و از دستورات پیروی میکنم .و چهل ساله که دارم اینکارو میکنم

...و بر اساس تجربه، خودم تسلیم میکنم

.و وفاداریم رو به بالادستی ها نشون میدم

.وینسنت

با این کاری که کردید ما هم .میزاریم این کانتیننتال رو داشته باشید

بالادستی ها وفاداری تو .رو قبول میکنن

اما اون چی؟

باید برای جان ویک چیکار کنیم؟

.اون باید بمیره

.معذرت میخوام، جان ویک

.وینسنت - .دیگه هیچ حرفی نزن -

.خیلی خب، آقایون

کانتیننتال الان از .وقف خارج میشه

.روز خوبی داشته باشید

.خیلی خوب بود، قربان

چقدر دوست دارید که اینجا رو داشته باشید؟

.تا وقتی که بتونیم حکمرانی کنیم

.آقای ویک مرده

.یک مصیبت حقیقی

.تو نفهمیدی

منظورم اینه که اون .الان تو خیابون نیست

ما تو دردسر افتادیم؟ - .الان، بله -

من فکر میکردم که منظورم رو از .پیامد های زنده موندنش، فهمیدید

در آخر باید بگم جفتون دیگه باید .تو رختخواب هم، حواسمون به خودمون باشه

.تو این موقعیت، جفتمون باید حواسمون باشه - .البته که باید باشه -

.و کیرم توش

!بابایاگا

چطور انجامش دادی، جان؟

احساس میکنم ظاهرت .خیلی شخماتیک شده

.جانی، جانی

.لطفا اون دستت رو بالا بیار

.گه توش .من یه انگشتم رو به گا دادم

.دادمش به یه جنده

.جان شخمی ویک

اون پسرا اون هتل .رو نگه داشتنش

نمیتونم خودم رو بخاطر از دست .دادن مکانم، سرزنش کنم

.تقصیر این بالادستی های بیناموسه

.هفت تا خط و خش

کار زیردستی های شخمی .دیگه تمومه

و باید دنبال یه .شاه جدید بود

.بهتره که سریع خوب بشی

...پس

...میشه ازت بپرسم که

چه حسی داری؟

چون من دیگه واقعا ریده .شده تو حال و احوالم

.تو ریدی جان

.منم همینطور

*ارائه اختصاصی از رسانه اینترنتی* ...: OmegaMoviez :...

.آره

*مترجم* ...: Lord.Snow :...

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.