All language subtitles for 9.Nine.2019.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

بابا اينجا خيلي تاريک ـه هيچي ديده نميشه

چشم‌هات رو باز کن

آلبرت ما بايد اينجوري نگاه کنيم

نه بابا اين خيلي ترسناک ـه

چرا اينجوري حس مي‌کني؟

به بابات اعتماد کن

ولي خانم ميسي به من گفت امروز بيرون نيا

مي‌دونم فقط به حرف اون گوش ميدي

چون دوستش داري

ولي کي به تو دانش رو ياد ميده؟ شما-

...خُب

پس بايد اين جور مواقع به حرف من گوش بدي

باشه بابا

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Info

بابا اگه ماه حرکت نکنه چي ميشه؟

اينجا تاريک ميشه، درسته؟

سوال مسخره‌اي پرسيدم؟

وقتي که پاي دانش وسط بياد هيچ سوالي مسخره نيست

دانش با سوالات پيچيده به دست مياد

چون سوالات ساده پرسيده شدن

هيچوقت نبايد سوال پرسيدن رو متوقف کني

تا زماني که يه جواب پيدا نکردي نبايد متوقف بشي

فهميدي؟ بله-

...حالا فهميدي دنيا چقدر بزرگ هست

و آدم‌ها در مقابل اون چقدر کوچيک هستن؟

اسم کهکشاني که زمين داخل اون هست چيه؟

راه شيري درسته-

زمين يکي از سياره کوچيک کهکشان راه شيري هست

...گفته شده که بيشتر از

بيست هزار کهکشان اينجوري وجود داره

واو! اونجا هم انسان زندگي مي‌کنه؟

..آلبرت، انيشتين يک بار گفت

...که جهان براي انسان‌ها

مثل يه کتابخونه‌ي بزرگ براي يه نوزاد نو پا هست

...قفسه‌ها پر از کتاب‌هاي حجيم

که با زبان‌هاي عجيب و غريب نوشته شدن و فراتر از درک اون هستن

اون بچه نمي‌دونه که چطوري بايد اونها رو بخونه

پس نمي‌تونه راز و رمز‌هاي پشت اونها رو بفهمه

...بابا من وقتي که بزرگ بشم

يه دانشمند سرشناس ميشم

ما براي بيشتر دونستن از ...اطراف مون نيازي به

دانشمند شدن نداريم

هموني که گفتم تو فقط بايد سوال بپرسي

بعد از يه مدت ...مردم ميگن که

بعضي سوالات جوابي ندارن

اين غلط هست

به آسمون نگاه کن آلبرت

تو جواب همه‌ي سوالاتت رو توي آسمون پيدا مي‌کني

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه

(مدرسه سنت آنتوني)

خانم ميسي

خانم مي‌تونيد اين رو مهر کنيد و ارسالش کنيد

درباره آدرس خيلي مطمئن نيستم

بفرستيد ISRC لطفاً اون رو به

خانم فراموش نکنيد لطفاً

دانشمندان اعلام کردند که اين ....ستاره دنباله دار بزرگ

...مي‌تونه خسارات جبران ناپذيري رو

بر روي زمين ايجاد کنه

تنها چند روز ديگر باقي مانده

و همه در سراسر جهان با اضطراب منتظر هستن

در چندين کشور مختلف مردم وحشت زده اند

و ستاد مديريت بحران آماده باش هست

...سراسر جهان در هرج و مرج

...تا جمعه

...سازمان هوا و فضاي جهان

به مدت 24 ساعت تعطيل شد

...در تمام شهر‌ها

موقعيت آماده باش برقرار شده

..به خاطر ميدان مغناطيسي

جهان به مدت 9 روز بدون برق خواهد بود

معذرت مي‌خوام که امروز باهاتون تماس گرفتم

اين اتفاقات نبايد پيش بياد

ببينيد؟

ديروز پسرم اين شکلي از مدرسه به خونه برگشته

..اگه يکم پايين تر بود

کور مي‌شد

پسر شما يه سنگ سمتش پرت کرده

متاسفم

پدر لطفاً يه فرصت ديگه بهش بدين ...آلبرت-

من در برابر والدين بچه‌هاي ديگه هم مسئوليت دارم

من اَدم رو از مدرسه اخراج مي‌کنم

متاسفم

بيا

الان وسط ترم هست

کدوم مدرسه تو رو ثبت نام مي‌کنه؟

اصلاً کدوم مدرسه حاضر که تو رو ثبت نام کنه؟

دليل جا به جايي رو چي بايد بنويسم؟

به خوبي با سنگ سر بقيه !بچه‌ها رو مي‌شکني

اَدم چرا نمي‌توني نرمال باشي؟

يه دونه دوست داري؟

کسي باهات بازي مي‌کنه؟

خسته شدم

دلم براي مامان تنگ شده

چطور دلت براي کسي که هيچوقت نبوده تنگ ميشه؟

...من چندبار گفتم

من هم پدر توام هم مادرت

مي شنوي؟ فقط من

تو مامانم نيستي

...هي اَدم

احساس درد داري؟

نه حس سنگيني توي سرت نداري؟-

اهووم شايد چون گريه کردم

کاملاً درسته

هيچ مشکلي وجود نداره

بيا

تو ديگه بزرگ شدي اَدم

ديگه نمي‌تونم بلندت کنم

خيلي خوب شاه پسر

حالا بايد يه کمک به بابات بکني

از هيچکي عصباني نشو

...سعي کن با همه دوست باشي

و خوب درس بخوني

و مثل پدرت يه دانشمند فيزيک نجومي بزرگ بشي

بابا از دست من عصباني هست

الان آره ولي با گذشت زمان همه چي عوض ميشه

اون باباي توئه

تو دنياي اون هستي

چطوره؟ خوبه-

فقط يکم ناراحت هست

اون يه پسر بچه‌ست

بعضي بچه‌ها که عشق مادري رو ندارن

دچار اين مشکلات ميشن

کاملاً طبيعي هست

آلبرت تو بايد مهربون‌تر باهاش برخورد کني

و سعي کن بيشتر باهاش وقت بگذروني

مهم نيست چقدر سرت شلوغ هست

اينجوري مشکلاتش تموم ميشن

من مي‌دونم راهول ولي بعضي وقت‌ها اداره کردنش خيلي سخت ميشه

....مي‌دونم

...من بايد بپرسم

ما براي 9 روز خاموشي جهاني رو خواهيم داشت

دو هفته ديگه‌ست درسته؟

خب چه فکري داري؟

دنيا تموم ميشه؟

براي اين يه ستاره دنباله دار لازم نداريم

انسان‌ها خودشون مي‌تونن توي يک روز دنيا رو به پايان برسونن

آقا آقا-

حق با شما بود صبح بخير آقا-

...دقيقاً همون نقطه‌ست

..از الان هر احتمالي براي تخريب

بين مرز هند و چين هست

شما دو تا خونه نرفتين؟ نه آقا-

...طبق تحقيقات فضايي اين

ستاره دنباله دار خيلي به زمين نزديک شده

اما در حقيقت اين فاصله خيلي زياد هست

بنابراين تخريب از اين طريق ممکن هست

اما احتمالاً توي اقيانوس اتفاق بي‌اُفته

درسته آقا اين بار بايد فرق داشته باشه-

همه چي خوبه آقا؟ بله-

خوبه مي‌دونم فردا براي شما چه معني داره-

بايد براي شما سخت باشه که اين مدت اداره تعطيل باشه

...نه تعطيل نمي‌کنيم

...اداره اومدن

از تو خونه نشستن بهتر هست

اگه شما بخواين خواهرم مي‌تونه از بچه‌تون مراقبت منه

من بهش ميگم نه لازم نيست-

خدمتکار خونه‌ست پسرم راحته

آقا اين خبر رو شنيدين

...مدير قبلي ما

دکتر عنايت خان به دهلي رسيده

آره مي‌دونم

...امسال اون کسي که

کنار هيئت دولت فعاليت مي‌کنه؟ درسته-

گفتن ممکنه براي بازرسي به دفتر ما بياد

شما باهاش تماس گرفتين؟ دانشجوي محبوبش بودين

نه معمولاً تماسي نداريم

يه ملاقات خوب بايد داشته باشيم

...پنج سال هست که

ايميل و تلفن رو کلاً کنار گذاشته

به بهونه راه اندازي يه مرکز تحقيقاتي توي برزيل

هم زمان با نبوغ يه ديوونگي هم جرقه ميزنه

!اما چه مردي هست

اون برنده جايزه صلح شده

و جايزه پادما ويبوشان (دومين جايزه غير نظاميان جمهوري هند)

يه کيهان شناس بزرگ توي جهان

آقا به من فرصت ملاقات با اون رو بدين

فقط مي‌خوام باهاش يه عکس سلفي بگيرم

بعد از 5 سال کارکردن ... به عنوان دستيارش

نمي‌تونم کنارش يه عکس بگيرم

!اونوقت تو سلفي مي‌خواي

خُب حالا مي‌تونم به کارم برسم؟ بله قربان - بله آقا حتماً-

روز خوبي داشته باشين همچنين-

تولدت مبارک اَدم

مرسي بابا

خداحافظ آنکه در آسمان هستي

تاريکي و مرگ در اينجا بزرگ مي‌شود

ما رو براي پشت سر گذاشتن و صعود کردن هدايت کن

...تا در روز رستاخيز

با سرفرازي حاضر شويم

جيمز

جيمز

واقعاً لازم که ما مثل غريبه‌ها رفتار کنيم؟

امروز سالگرد مرگ خواهر منه نمي‌خوام بحثي بکنم

وگرنه من و خانواده‌م سعي مي‌کنيم ...جايي که تو و پسرت

هستين حضور نداشته باشيم

اون يه بچه‌ست، جيمز

اين مجازات زياد نيست؟

آلبرت اين پسر من که داره مجازات ميشه

...از يک سال پيش

اون روي يه صندلي چرخ دار حبس شده

ديگه شانسي براي راه رفتن نداره

اينا رو مي‌دوني؟

...يادم نمياد تو اين مدت يه شب

بدون شنيدن صداي گريه ليزي خوابيده باشم

گاهي اوقات ميگم کاش مُرده بود

مشکلي نيست

پسر تو که خيلي خوبه

همين کافيه

اون يه تصادف بود جيمز اون کاري نکرده

اون پسرم رو از روي تراس هُل داده

تو به اين ميگي تصادف؟

ما هيچي نديدم جيمز

جايي که الکس پايين پرت شد نرده نداشت

....اَدم سعي کرده که دروغ ـه-

تو پسرت رو خوب نمي‌شناسي آلبرت

...اون

وقتي که آنيا گفت مي‌خواد با تو ازدواج کنه واقعاً خوشحال شدم

...وضعيت مالي يا خانواده‌ت

هيچ کدوم براي ما مهم نبود

من تو رو دوست دارم آلبرت

مثل برادرم هستي

اما پسرت اول آنياي من رو کُشت

و بعد زندگي پسرم رو نابود کرد

از زمان تولدش تو زجر کشيدي

اين رو قبول دارم

تا وقتي که زنده‌ست

توي خوشي و آرامش زندگي نمي‌کني

...!اون

نحس و شوم هست

جيمز

تولدت مبارک

تولدت مبارک

تولدت مبارک اَدم عزيز

تولدت مبارک

انگار جيمز آروم نشده

مثل اينکه خشم و نفرت اون با گذر زمان بيشتر شده

اَدم چي؟ چطور برخورد کرد؟

انگار که نمي‌شنوه

يا شايد تظاهر مي‌کنه

به نظرت اين يکي از شوخي‌هاي وحشتناک خدا نيست؟

مرگ مادر زمان تولد بچه‌ش

کل خانواده گيج ميشن که الان بايد جشن بگيرن

يا تا آخر عمرشون از اون روز فراري باشن

هفت سال گذشت

هفت سال

زمان خيلي زيادي هست

من نمي‌خوام که به خاطر اَدم ازدواج کني

ولي تو به يه نفر نياز داري

به نظرت نبايد دنبال يه آنياي ديگه باشيم؟

يه آنياي ديگه

خيلي مشکل هست

هيچکي شبيه اون وجود نداره

لطفاً بشينيد

...وقتي که اعلام شد سخنراني من

از کلاس به سالن آمفي تئاتر منتقل شده

انتظار انقدر استقبال و علاقه به اخترشناسي رو نداشتم

بگذريم، مي‌دونم که از رشته‌هاي ...ديگه هم دانشجو

اينجا داريم

...بنابراين فکر مي‌کنم که به جاي شروع

...يه کلاس درسي

بايد يه جلسه پرسش و پاسخ داشته باشيم

شما سوال کنيد

و من جواب سوالات شما رو در صورتي که بدونم ميدم

نظرتون چيه؟

چراغ

قبل از اينکه بپرسيد جواب اولين سوال‌تون رو ميدم

اين باعث پايان جهان نميشه

...ما مي‌خوايم چيزي که تجربه نکرديم رو

تجربه کنيم

!همين

...همه‌ي شما نگران هستين

نُه روز بدون اينترنت و فضاي مجازي چه کار کنيد

آقا اين ستاره دنباله دار از کجا مياد؟

ناشناخته‌ست

از يه کهکشان ناشناخته مياد

که هنوز پيدا نشده

...براي درک بيشتري از اون بايد بدونيد

يه ستاره دنباله دار بزرگ تر از کوه اورست هست

که از نزديکي سطح زمين عبور مي‌کنه

و يه ستاره خورشيدي هست

همون طور که توي اخبار اعلام شده

اين ستاره دنباله دار يک ميدان الکترومغناطيسي قوي داره

منظور يه پالس الکترومغناطيسي قوي هست

اي.ام.پي قدرتمندترين ستاره دنباله دار هست

که روي ميدان مغناطيسي زمين تاثير ميذاره

و تمام چيزهايي که از انرژي الکتريکي استفاده مي‌کنن

...حتي گياهان هيدروترمال

يا گوشي تلفن همراه ما ...و يا ساعت

همگي متوقف خواهند شد

اين ميدان مغناطيسي از زمين قوي تر هست

به تدريج طي 9 روز قدرتش رو از دست ميده

و به طور کامل از بين ميره

تا اون زمان همه‌ي ما تحت واکنش‌هاي اون هستيم

دنيا درون يه حباب الترومغناطيسي ميره

آقا نظريه‌هاي مختلفي ...در اين مورد

توي اينترنت هست

مطمئناً نظريه‌هاي مختلفي وجود داره

...ما به دنبال يه نظر مشترک و درست هستيم

اگه نظريه‌هاي مختلف نباشن نتيجه‌اي در پيش نداره

بقاياي يه دنباله دار هنوز روي زمين باقي مونده

...با توجه به نظريه مثلث برمودا

گفته ميشه که اين دنباله دار هنوز فعال هست

و به گفته برخي اين دنباله دار که کشتي‌ها و هواپيما‌ها رو ناپديد کرده

و سيگنال‌هاي ماهواره‌اي ...به همين خاطر

اونجا غير فعال ميشن

من يه سوال دارم

شما نظرتون درباره نظريه‌اي که !بيشتر از همه مطرح شده چيه

اين دنباله دار مي‌تونه يه پيام از طرف فرا زميني‌ها باشه؟

...از گذشته انسان‌ها

اجسام آسماني رو با احساسات‌شون پيشگويي کردن

...به خصوص دنباله دار‌ها رو

که اونها پيام آور نابودي هستن

اين به يه تصور عمومي در اومده

..که با دعا و نيايش سعي شده

در مقابلش از خودشون دفاع کنند

ما هميشه دز مقابل پديده‌ها ترسو هستيم

اونها فراتر از درک ما هستن

...اگه از من ميپرسي

شما لازم نيست کاري بکنيد

و نُه روز آينده رو توي ترس بگذرونيد

خوشحال باشيد که فرصت ديدن و گذروندن اين رويداد نادر رو داريد

...همچين اتفاقي

ميليون‌ها سال ديگه تکرار ميشه

دفعه قبل که ستاره دنباله داري با اين فاصله از کنار زمين عبور کرده

مربوط به زماني ميشه که جوليوس سزاز در حال ساخت امپراطوري روم بوده

...ما به خصوص شما بچه‌ها

بايد اين رو به عنوان يه شانس در نظر بگيريم

فرصتي براي تجربه عبور از زمان

که فقط به عنوان افسانه شنيده بودين

...رسانه‌هاي اجتماعي

....فيلم، موسيقي، اتومبيل، دوچرخه

هيچ کدوم کار نخواهد کرد

همگي شما رو بعد از طلوع خورشيد ترک مي‌کنن

باد،باران و طبيعت

اين 9 روز به شما ياد ميده ...چطور بدون فضاي مجازي

در اجتماع باشيد

...براي 9 روز

فقط براي 9 روز

بيايد دوباره انسان باشيم

براي راحتي شما يه غرفه توي فضاي باز داريم

...ساعت 3 نصف شب

همچين جمعيتي

امروز 24 ساعت باز بودن

در طول روز خيلي شلوغ تر ميشه

غرفه‌ها براي راحتي شما باز هستن

...بعد از اتمام خريد خودتون

ببين شمع و چراغ نفتي

مثل قديم دارن فروخته ميشن

مردم مي‌ترسن که مواد غذايي و مايحتاج ضروري‌شون تموم بشه

به خاطر همين وحشت زده هستن

قربان توي اين مدت براي دريافت خار و بار با مشکل رو به رو هستيم

راهي براي انتقال مواد غذايي به بازار وجود نداره؟

البته که داريم

...براي اين کار ما به اتومبيلي نياز داريم

که با موتور مکانيکي کار کنه

...ماشين‌هاي الان که

حتي استارت هم نميزنن

چطور مي‌تونيم وسايل قديمي رو گير بياريم؟

حتي قطار‌ها هم از موتور بخار استفاده مي‌کنن

فقط توي موزه مي‌تونيم پيدا کنيم

وقتي که وسايل جديد ساخته شدن ما از دست وسايل قديمي خلاص شديم

همه‌ي مردم در حال جمع آوري و ذخيره مواد غذايي هستن

...مشکلات رو به روي مردم

...براي 9 روز آينده

براي افرادي که ساکن شهر هستن خيلي سخت تر هست

زندگي شون کاملاً مختل ميشه

...حتي يه روز بدون برق و اينترنت رو

نمي‌تونن تصور کنن

ما نمي‌تونيم به روستا برگرديم

در اصل ديگه وجود ندارن

...نه فقط ما

تمام دنيا الان با اين مواجه هستن

توي اين 9 روز انسانيت امتحان ميشه

آقا ما چطور با وجود اين صف خريد کنيم؟

ولش کن

من با مالک يه فروشگاه بزرگ دوست ام

يه ليست از چيزهايي که لازم داريد به من بدين

من سعي مي‌کنم براتون بيارم

ممنون آقا ...شمع و چراغ-

روغن ديگه نداريم

ازتون خواهش مي‌کنيم ...اين پايان دنياست-

اين دنباله دار نماد آخر دنياست

به ما بپيونديد

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

!اوه،نه

من که هيچکي نديدم

...اَدم بيا

بذار ببينمت

آخرين باري که ديدمت خيلي کوچيک بودي

الان مردي شده

شما هم پير شدين

حق با توئه

بيا بريم پيش بابات

من درباره گلدون هيچي بهش نميگم

قبول؟

بيا

اَدم کافيه ديگه برگرد

مي‌خواي اخراجت رو جشن بگيري

دکتر خان

سلام آلبرت

شما اصلاً عوض نشدين

دقيقاً همون شکلي هستين

از يه سني به بعد ديگه خيلي چيزها تغيير نمي‌کنن

موهاي تو که سفيد شده

شما هنوز زبون مالايالامي رو فراموش نکردين؟

اين مزيت يادگيري چند زبان هست

وقتي که به يه زباني صحبت مي‌کني

ياد مي‌گيري چطور اون رو حفظ کني

من تقريباً 10 سال اونجا بودم ...نه

من 15 سال اونجا بودم

بعد از مدت‌ها ديدمت

شش سال

ما آخرين بار اولين سالگرد آنيا همديگه رو ديديم

آه آني

اون يه جواهر بود

!بود

آره براي آني

آني

به سلامتي

آلبرت

اين يه ملاقات دوستانه نيست

من براي اينکه به تو يه مسئوليت بدم اينجا اومدم

باشه

تا حالا بالاي کوه رفتي؟

...دوسال پيش کوه مونار رو

نه اين کوه‌ها

پدربزرگش

هيماليا

نه

بهشت روي زمين

من يه ويلا براي تعطيلات اونجا دارم

اونجا يه ارث خيلي قديمي هست

...چهار سال پيش

من اونجا رو با يه مبلغ زياد مثل يه ديوونه خريدم

من با مجله تايم يه قرارداد براي نوشتن مقاله بستم

درباره‌ي دنباله دار و پيامد‌هاي ...اجتماعي و فرهنگي اون

...ولي بعدش دولت چين

از من دعوت رسمي‌کرد

...براي حضور توي سمينار

بزرگي براي کيهان شناسان و اختر شناسان

بيشتر اونها دوست‌هاي نزديک من هستن

... و توي اين برنامه

ما به طور زنده دنباله دار رو مي‌بينيم

من نمي‌تونم اين رو از دست بدم

به خاطر همين اينجا اومدم تا ...بگم از طرف من

تو بايد تحقيق کني و مقالات رو جمع آوري کني

تا توي مجله منتشر بشه

اسم تو به عنوان همکار نويسنده درج ميشه

زود باش

تا کي مي‌خواي توي اين شغل بموني؟

مردم بايد تو رو بشناسن

مجله تو رو به مردم نشون ميده

آقا من بايد به اونجا برم؟

مي‌تونم از همين جا هم کار رو انجام بدم

به خاطر همين که از تو خوشم مياد

هميشه سوال درست رو توي زمان درست مي‌پرسي،بشين

آلبرت اونجا رو فقط به عنوان يه مکان در نظر نگير

اونجا يکي از مکان‌هاي باستاني توي دنياست

و اون کوه‌ها داستان‌هايي رو براي تو ميگن

...روستاهايي پر از مراسمات و خرافات

دو قبيله که سالهاست با هم مي‌جنگن

...داخل جنگل

و يه کليساي باستاني بودايي که صلح رو اونجا برقرار مي‌کنه

هر دو قبيله الان متحد شدن

و فقط يه حس پشت اون وجود داره

!ترس

!ترس از ستاره دنباله دار

ولي فقط اونها نيستن که از دنباله دار مي‌ترسن

در واقع همه مي‌ترسن

اونها از ميليون‌ها سال پيش درباره اين دنباله دار مي‌دونستن

حتي قبل از دنياي علم

روي ديوارهاي غارها شون کتاب مقدس باستاني رو نوشتن

از گذشت يک دنباله دار قرمز ...توي قرن‌هاي پيش

..و بازگشت قريب الوقوع اون

...و مي‌دوني چيه

پيش بيني اونها درست بود

الان دنباله دار قرمز داره برمي‌گرده

توي همون روزي که پيش بيني شده

اون هم ميليون‌ها سال پيش

اين يکي از محدود جاهايي هست

که مي‌تونيم شاهد دنباله دار باشيم

تو مي‌توني اون رو اونجا ببيني

و زماني که دنباله دار مي‌گذره

آسمون قرمز ميشه

براي تمام اون 9 روز

دقيقاً همون جوري که نقاشي‌هاي توي اون غارها کشيده شدن

به همين خاطر که اونها ترسناک هستن

چي ميگي؟

البته که اين کار رو مي‌کنم

خوبه

اين تغيير براي اَدم هم خوبه

اونجا براي فوتبال بازي کردن جا زياد داره

تو يه راهنما داري

هاکا

بومي همونجاست

مراقب همه چي حتي خورد و خوراک شما هست

هر چيز ديگه‌اي هم لازم داري بگو من ترتيبش رو ميدم

يه تيم تشکيل بده

و در اسرع وقت برنامه سفر رو بريز

من روز هشتم اونجا هستم

ولي چطور مي‌خواين بياين؟

من راه خودم رو دارم پسرم

من راه خودم رو دارم

دکتر عنايت خان

مطمئنيد قربان؟

بله صدرصد

اون به من گفت که يه تيم تحقيقاتي تشکيل بدم

من فقط به شما دو نفر نياز دارم اگه مايل باشيد

من آماده ام منم هستم-

خوبه

ISAدو نفر هم از سازمان دهلي همراه ما هستن

پس تيم چهار نفره هست

فرض مي‌کنيم که اين کافي باشه

بچه‌ها کت يا ژاکت پشمي داريد؟

اگه نداريد بايد بخريد

ما تا دو روز ديگه حرکت مي‌کنيم

سلام -هاکا؟ بله-

من وسايل تون رو توي اتاق تون گذاشتم آقا

ممنون

اين هتل هنوز باز هست؟ نه آقا-

الان فقط مهمان‌هاي خاص دکتر اينجا ميان

گاهي دوست و گاهي ميهمان مياد اينجا

که اينطور

...خيلي خُب بچه‌ها ابراهيم ناز هستم-

سلام من سانديپ ام ديويا-

منم نيراو واتکار ام سلام سانديپ ام-

سخت بود آقا

ولي بالاخره موفق شدم اتاق بگيرم

تقريباً همه جا پُر شده

همه‌ي افرادي که اينجا هستن براي ديدن دنباله دار اومدن

يکبار ديگه ازتون مي‌پرسم مي‌تونيد توي هتل با من باشيد

اتاق‌هاي زيادي اونجا هست

...باشه اگه اينجوري نه آقا خوبه-

اگه ما اونجا باشيم شما اونجا رو به دفتر تبديل مي‌کنيد

اَدم به تفريح با شما نياز داره

بايد با اون باشيد

اينجا يه پست ديده باني ... مربوط به ارتش

توي جنگ 1962 بوده مي‌تونيم اردوگاه رو اينجا بزنيم

خيلي بهش عادت نکنيد بچه‌ها

فقط براي 9 روز آينده دفتر ما اينجاست

بعد اون دوباره برمي گرديم به خونه‌هاي شيشه‌اي تو جنگل بتني

بيا پايين

چراغ‌هاي جلو کار نمي‌کنن

اينجوري آتيش روشن مي‌کنيد

!صحيح

لندکروز دست من مي‌مونه

به يه ماشين دستي تبديلش کردم

...توي يه تعميرگاه محلي

Willys از روي جيپ قديمي 43 بازسازيش کردم

دستور العمل‌ها رو براتون نوشتم

باشه ...مي‌تونيد حلش کنيد-

يا بايد کمک کنم؟ ...آقا-

ما حلش مي‌کنيم آقا

خوبه

امشب خوب بخوابيد

چون فردا اون مياد

بعد اون ما زماني براي استراحت نداريم

...دور از همه

يک پناهگاه دور از همه

همون جوري که تو دوست داشتي آني

همچون ستاره‌اي درخشان" "همراه من نمي‌شوي عشقم؟

"لبخند فريبنده‌ي تو روشنايي روز و شب من ـه"

"بعد از گذروندن اين سالها"

"من تو رو ديدم"

"زندگي من با تو معني ميشه"

"چرا در يک لحظه محو شدي؟"

همچون ستاره‌اي درخشان" "همراه من نمي‌شوي عشقم؟

"لبخند فريبنده‌ي تو روشنايي روز و شب من ـه"

"من اسير تو شدم محبوبم"

"حالا ديگه تمام روياهاي من در تو خلاصه ميشه"

"نمي‌خوام حتي يک لحظه دور از تو باشم"

"هرگز نمي‌خوام از تو جدا بشم"

"من اسير تو شدم"

"حالا ديگه تمام روياهاي من در تو خلاصه ميشه"

"نمي‌خوام حتي يک لحظه دور از تو باشم"

"هرگز نمي‌خوام از تو جدا بشم"

"در گوش تو آهسته زمزمه کردم"

همه چي رو فراموش مي‌کنم" "زماني که از من دور ميشي

"مثل يه رنگين کمان کوتاه بودي"

"چشم‌هام رو به اميد ديدنت باز مي‌کنم"

"زندگي انگار خيلي طولاني شده"

"من بيهوده به دنبال تو مي‌گردم؟"

"درد جدايي تو من رو ميکُشه"

"اشک‌هاي تلخ من سرايز ميشه"

"بعد از گذروندن اين سالها"

"من تو رو ديدم"

"زندگي من با تو معني ميشه"

"چرا در يک لحظه محو شدي؟"

"...همچون ستاره‌اي درخشان"

قرار نيست ما دوتا با هم باشيم

چي؟

من باردار ام

شب بخير آني

من آدم سخراني نيستم

ولي امروز ما شاهد يه رويداد تاريخي هستيم

ما در زمان مناسب در جاي مناسب هستيم

چشم‌هاي خودتون رو به آسمون بدوزيد

اين فقط يکبار اتفاق مي‌اُفته

ما سه تا تلسکوپ براي ديدن عبور دنباله دار داريم

شما مي‌تونيد از اين ديده بان استفاده کنيد پس شما چي آقا؟-

من يه جايي رو توي ذهنم دارم

سلام

...سلام

خيلي حالش بده

اگه تا فردا صبح بيدار نشد

بايد به دکتر خبر بديم

هاکا تو مي‌توني بري

فردا صبح ميام و صبحونه آماده مي‌کنم

دنباله‌ي ستاره

نگران نباش‌هاکا

به ما آسيبي نمي‌زنه

اين يه خبر بد هست آقا

خيلي شوم

اَدم تو چرا اينجايي؟

برو برو بخواب

اَدم کي بيدار شدي؟

برو دندون‌هات رو مسواک بزن

تئ کي هستي؟

من کجام؟

تو کي هستي؟ من کجام؟

نگران نباش اينجا امن هست

من ديشب تو رو توي جنگل باروي پيدا کردم

تو محکم به من خوردي

هوا خيلي سرد بود

منم نمي‌تونستم تو رو توي اون وضعيت رها کنم

سرم خيلي درد مي‌کنه

سورپرايز شدم فقط سر درد داري

چطور به اينجا اومدي؟ داستانت چيه؟

اسمم اِوا ست

از دهلي اومدم

چند تا از دوستام همراهم بودن

فکر رکدم که ديدن دنباله دار از داخل دره بهتر باشه

جمعيت زيادي اونجا جمع شده بودن

...چند نفرمون از جمعيت گذشتن

داخل جنگل اومدن

همين جوري که دنبال يه جاي خوب بوديم

راه رو گُم کردم

!خيلي ترسيده بودم

يکدفعه حس کردم يه چيزي به زمين خورد

ديگه چيزي يادم نيست

اون چيزي که به زمين اثابت کرد يه دنباله دار بود

که به سطح زمين برخورد کرد اين اتفاق ميليون‌ها سال يکبار مي‌اُفته

ولي چيزي که بيشتر شگفت آوره زنده موندن تو توي اين اتفاق هست

...توي اون لحظه

!نمي‌دونم کاملاً هوشيار بودي يا نه

ولي يه تيکه از دنباله دار رو توي کوله‌ت داشتي

چون خيلي حرارتش داشته

هر چيزي که توي کوله داشتي رو سوزونده

چرا من اون رو توي کيفم گذاشتم؟ دقيقاً-

چرا؟

شما تب داريد

مي‌تونيد تا زماني که حالتون خوب ميشه اينجا بمونيد

من بايد يه جايي برم

خدمتکار من‌هاکا اينجاست

اگه به چيزي نياز داشتي به اون بگو ،باشه؟

...پسرم اَدم

يکم شيطون هست

من بهش تذکر ميدم ولي خيلي گوش نميده

بهش توجه نکن ممنون-

استراحت کن

لطفاً به اردوگاه برو

به همکاران من بگو که که امروز نميام

بگو که اونها کار رو شروع کنن

من فردا ميام باشه؟

اَدم

بابا بايد يه جايي بره

حال اون خانم خوب نيست بايد استراحت کنه

بنابراين برو توي اتاق خودت و تا وقتي که من نيستم مزاحمش نشو

باشه؟

خداحافظ

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

تو کي هستي؟

چي؟

اَدم مي‌دونم

بابات در مورد تو بهم گفت

اينجوري زُل زدن بي‌ادبانه ست

چي توي دستت هست؟

دفتر نقاشي بذار ببينم-

نشونم بده

اين‌ها کي هستن؟

من و مامانم

ولي من مامانت رو نديدم

من مامان ندارم اوه متاسفم-

پس بابات کجاست؟ اون رو نکشيدم-

چرا؟ بابا خيلي پيش ما نيست-

اون هميشه کار داره

اَدم اينجا هيچ دوستي نداري؟

نه

مي‌تونيم با هم دوست باشيم؟

با من دوست ميشي؟ بله-

بيا

بابات رو از ذهنت پاک کن

باشه

چطور اين اتفاق افتاد؟

اون انقدر سريع با کسي دوست نميشه

اين خوبه

يه دوست پيدا کرده

اين فقط تا زماني که خط سرخ وجود داره ادامه پيدا مي‌کنه

همه چيز به قبل برمي گرده همونجوري که شروع شده

همه چيز

همه چيز

خوبه

وقتش نشده که بريد؟

خانواده‌ت بايد منتظرت باشن

خداي من خانواده‌ي من ـه

پس بايد بريد خونه و براي خدا تون دعا کنيد

خداي من هميشه در قلبم همراه من هست

...مي‌دونم ولي شما صبح زود اومدين

تا الان سخت کار کردين نه-

مشکلي نيست

ببينيد من دارم ميگم که شما ديگه بريد

بله

تو سردت نيست؟

..پدر تو يه دانشمند هست

فقط حجم کاريش رو تصور کن

با اين حال براي با تو بودن وقت ميذاره

آره ولي من مامانم رو دوست دارم

از کجا انقدر مطمئني؟

تو هيچوقت مادرت رو نديدي؟

تو فقط داري تصور مي‌کني

بعضي آدم‌هاي توي زندگي مون ما رو نااميد مي‌کنن

ساکت شو مامان من عاليه

البته که هست متاسفم

بازم نقاشي مثل اين کشيدي؟

آره ولي نقاشي کردن توي دفتر رو دوست ندارم

پس کجا؟

دوست دارم روي ديوار نقاشي بکشم جدي؟-

آره ولي بابا بهم اجازه نميده

يه بچه‌ي 7 ساله مي‌تونه هرکاري که دوست داره انجام بده

هيچکي حق نداره جلوي بچه‌ها رو از نقاشي کردن رو ديوار بگيره

برو روي ديوار بکش نه-

به من اعتماد کن هيچکي تو رو دعوا نمي‌کنه

نگران نباش دعوام نمي‌کنه؟-

نه قول بده-

قول ميدم

بد موقع اومدم؟

بيا

پس تو يه دانشمندي؟

در واقع متخصص فيزيک نجومي

خوشگله، مگه نه؟ آره-

يه زيبايي وحشتناک

مثل يه در که به روي يه قلمروي ديگه باز ميشه

چه اسراري پشت اين سرخي مخفي شده؟

اهل کجايي؟

..شهر و خانواده‌ت

از اينجا خيلي دور هست

!بعيده بدوني کجاست

خانواده‌ت چي؟

اونجان

...اوه

متاسفم

دوستات هنوز هم داخل دره هستن درسته؟

فکر مي‌کنم فردا پيداشون مي‌کنم

صبح ميرم

خيلي ممنون از اينکه نجاتم دادين

مطمئنن اَدم دلش براي شما تنگ ميشه

دوست ديگه‌اي اينجا نداره

منم همين طور

گرامافون کار نمي‌کنه

پخش کننده مدرن وينال با برق کار مي‌کنه

!ولي نه اين يکي

اَدم خوابه

نتونستم بيدارش کنم

از طرف من باهاش خداحافظي کنيد

حتماً

...اِوا

...اون تيکه‌ي دنباله دار رو

مي‌تونيد نگهش داريد

من مي‌خوام باهاش چه کار کنم؟

دانشمندا بايد اين‌ها رو داشته باشن

ممنون

براي همه چي خيلي ممنونم

خواهش مي‌کنم، کي مي‌دونه ما دوباره همديگه رو مي‌بينيم يا نه؟

آره دنيا کوچيک ـه درسته؟

خداحافظ، مراقب باش خدانگهدار-

شما خيلي خوش شانس هستيد

که اين 9 روز مي‌تونيد آسمون سرخ رو ببينيد

در موردش چي فکر مي‌کنيد؟

ما اين رو دوست نداريم رنگ سرخ نحس هست

نماد تخريب و نابودي هست

ببخشيد ميشه يه سوال بپرسم؟

...نه

از ديدنش احساس بدي داريد؟

اين جادوي بد يومن هست فرقي نداره نگاهش بکني يا نکني

وقتي که ماه بيرون مياد ترس ما شروع ميشه

چقدر ميشه؟

اينجا چه کار مي‌کني؟ از اينجا برو

هيچوقت برنگرد

تو مي‌دوني؟

اگه من بخوام اون انگشتر نمي‌تونه تو رو نجات بده

سلام

سلام هنوز نرفتي؟

دوستانت رو پيدا کردي؟

آره

اونها منتظر من بودن الان کجا هستن؟-

خُب به کازا رفتن

چون هيچ وسيله‌اي براي رفتن نداشتم

فکر کردم يکم خريد کنم

هرچي توي کوله داشتم سوخته بود

مي‌دونم که کجا هستن ...اول مغازه‌ها رو ببينم بعد

خيلي زود ميرم

بايد يکم ديگه منتظر من بمونن

براي رسيدن به دره بايد از روي پُل بري

تقريباً 10 کيلومتري با اينجا فاصله داره

چطور مي‌خواي بري؟ يه کاري مي‌کنم-

بعضي‌ها کالسکه دارن

نيازي نيست من مي‌رسونمت

باشه خيلي عاليه بيا-

آقا اينجا چه اتفاقي افتاده؟

شما نمي‌تونيد از اينجا بريد

پُل داغون شده

راه ديگه‌اي هم وجود نداره

بايد برگردين چطوري؟-

نمي‌دونم

ولي بهتره که برگردين

يکم ديگه تاريک ميشه

ديشب اين اتفاق افتاده

راه ديگه‌اي براي اون طرف رفتن وجود نداره

قايق هم نيست؟

حتي اگه پيدا هم کني به مقصد نمي‌رسي

آب خيلي سرعت داره

اين تنها جاده‌اي که مي‌توني از طريقش به اون طرف بري

تا زماني برق برنگرده نمي‌تونن پُل رو بازسازي کنن

بعد اون مي‌تونن از طريق بالگرد کمک رساني کنن

حالا چه طوري مي‌خواي به دوستات برسي؟

مشکلي نيست

اونها حتماً راجع به پُل مي‌فهمن

بايد به هتل برگرديم؟

چرا کنار ما نمي‌موني؟

نه مي‌خوام توي روستا باشم

اونجا مي‌مونم

در ضمن اگه برگردي اَدم خيلي خوشحال ميشه

!اَدم

بابا من خيلي مي‌ترسم

بلدي چيزاي عجيب بکشي، نه؟

فقط وقتي اينطوري که تنها مي‌خوابي

!نگاهش کن! ترسيده

دهنت رو ببند و بخواب

من کلي کار دارم به هيچ وجه مزاحمم نشو

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه

مگه بابات بهت نگفت مزاحمش نشي؟

تو بايد به حرف بابات گوش بدي

...من...من مي‌ترسم

!بايد بترسي

تو کي هستي؟

چه کار مي‌کني؟

بچه‌ها نبايد همچين سوالاتي بپرسن

بچه‌ها بايد فقط اطاعت کنن

!بابا

نه...ولم کن

!بابا

تو رو خدا ولم کن ولم کن

!بابا

مي‌خوام برم پيش بابام

...اگه يه کلمه بهش بگي

برمي گردم و مي‌کُشمت

...اَدم

منم عزيزم

بابا بيا-

چي شده؟

هيچي نيست

صبح بخير چيزي شده؟

نه چيزي نيست

بعضي وقت‌ها اينجوري ميشه

کابوس که مي‌بينه اينجوري از خواب ميپره

آقا صبحونه آماده‌ست باشه-

پاشو بريم صبحونه بخوريم

باشه؟

شما بريد من اون رو ميارم

چيزي که تو ديشب ديدي خواب و کابوس نبود

واقعي بود

بيدار شو و دنيا رو ببين اَدم

تو زمان خيلي کوتاهي رو توي اين دنيا گذروندي

کارت خيلي عاليه ‌هاکا

از من نبايد تعريف کنيد

من فکر کردم به ‌هاکا کمک کنم

من آماده کردم واو-

...اين محشره منظورم اينکه

نمک و فلفل و همه چي طبق ميل من هست

...مثل اينکه مثل اينکه من رو مي‌شناسيد

تو کي هستي؟ چرا همراه بابام اومدي؟

اَدم اون مهمون ماست مي‌خوام بدونم-

اون کيه؟ براي چي اينجا اومده؟

!اَدم ساکت شو

من...متاسفم ...اون

تو متوجه نيستي بابا هيچوقت نبودي

!اَدم

...راستش اون

مشکلي نيست اون بچه‌ست

من ديروز اون رو سرزنش کردم

به خاطر همون بايد باشه

معذرت مي‌خوام بابا

منم متاسفم

دوباره من رو تنها ميذاري؟

من کي تو رو تنها گذاشتم اَدم؟

گوش کن

من بعضي وقت‌ها عصباني ميشم

و سر تو داد مي‌زنم

ولي اين به معني اينکه تو رو تنها ميذارم نيست

بهم قول بده

قول ميدم

خب بيا يه کاري کنيم

با من بيا به پايگاه بريم

سانديپ و ديويا اونجا منتظر تو هستن

چي ميگي؟ باشه-

برو کيفت رو بيار

صبح بخير اَدم

از توي خونه نشستن خسته شده بود

فکر کردم با خودم بيارمش

خوبي؟ آره-

خيلي حالش خوب نيست

مي‌دونستم شما رو ببينه سرحال ميشه

حواست بهش هست؟

حتماً بيا بريم يکم قدم بزنيم

تا وقتي که من اينجام هيچکي بهت آسيب نمي‌زنه

اَدم آروم باش

من همه چي رو به بابات ميگم

باشه؟

لازم نيست که بترسي

آقا من چند تا خبر عالي دارم

يه پيام از طرف کليساي کي رسيده

لارامپا مي‌خواد شما رو ببينه

فردا صبح خيلي خوبه-

انتظار نداشتم به اين زودي اتفاق بي‌اُفته

اون‌ها تذکر دادن

که اين جلسه به هيچ وجه نبايد کنسل بشه

چون اين اتفاق نادر هست بله مي‌دونم-

منم بايد همراه تون بيام؟

نه خود ميرم

باشه به کارت برس-

آقا اينارو بخونيد باشه ممنون-

شما ديويا رو مي‌رسونيد درسته؟ چي؟-

ديويا گفت که شما قراره برسونيدش

...آه

حتماً مي‌رسونمش روز خوبي داشته باشيد-

خداحافظ خداحافظ-

عزيزم تو با‌هاکا برو

منم زود ميام باشه؟

بابا من مي‌ترسم

از کي تا حالا مي‌ترسي؟

از کي مي‌ترسي؟

هاکا تا من برمي گردم پيشش بمون

حتماً آقا

برو

چي شده؟

چرا با بچه‌ها نرفتي؟

اَدم بهم گفت که يه نفر با شما توي خونه هست

چيزي در موردش به ما نگفتيد يکم کنجکاو شدم

...اگه مي‌خواي اون رو ببيني

هر وقت خواستي مي‌توني بياي

مي‌دونيد چيه آقا؟ به نظرم فکر خيلي خوبي هست

چرا ما نبايد يکبار اون رو ببينيم؟

چي شده ديويا؟

مشکل چيه؟

آقا تا حال با اَدم وقت گذروندين؟

...تا حالا براي مراقبت از اون

سعي کردين که احساساتش رو بفهميد؟

...شما مثل يه آدم بالغ صبر کن-

صبر کن

...من به تو اين اجازه رو ندادم

که توي زندگي شخصي من دخالت کنيد

تو فقط دستيار من توي تحقيقات هستي !همين

من مي‌دونم چطور با پسرم رفتار کنم

نيازي به کمک و مشاوره ندارم

متاسفم آقا من نمي‌خواستم که ....توي مسائل خصوصي شما دخالت کنم

ولي يه واقيعت وجود داره که بايد بدونيد

من دارم سعي مي‌کنم به شما کمک کنم

...اون دختر ديويا-

اگه چيزي در مورد تحقيقات هست

مي‌تونيم راجع بهش بحث کنيم

...اگه نه که سوار شو

مي‌رسونمت

در ضمن اخبار مربوط به امروز بالاست

مي‌توني اونها رو هم بياري؟

سلام سلام-

امروز کلي پياده روي کردم

داشتم ميرفتم خونه

ديده بان رو که ديدم يه چيزهايي يادم اومد

ميشه با همديگه بريم؟ بله حتماً-

خوشحالم که اينجا اومدين

دستيار من مشتاق ديدن تو بود

ديويا؟

از کجا اون رو مي‌شناسي؟

اَدم بايد گفته باشه درسته؟

من خيلي خوب اون رو مي‌شناسم

هي تو خوبي؟

به نظر خيلي ناراحت مياي

اين روزها خيلي خسته کننده شده

فقط يه درمان براي استرس وجود داره

چشم‌هات رو ببند چي؟-

چشم‌هات رو ببند

هر زمان که من استرس داشتم ...بابام

اين شعر رو برام مي‌خوند

معجزه مي‌کنه

به من اعتماد کن

باشه

زنده ست تنفسش طبيعي شده

...ولي هنوز خطر هست دکتر-

لازم هست که اون رو به بيمارستان ديگه‌اي ببريم؟

اينجا يه کلينيک کوچيک هست

شهر خيلي از اينجا فاصله داره پُل هم که خراب شده

و هيچ راه ديگه‌اي هم وجود نداره

خُب متوجه هستين که؟

بله دکتر

ممنونم

اَدم خوابيده؟

مي‌دونه؟ بله آقا-

هاکا تو برو به سانديپ و بچه‌هاي تيم بگو

من شب رو اينجا مي‌مونم باشه؟-

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

اَدم

تنها اينجا چه کار مي‌کني؟

زود باش برو بخواب

بابا مي‌خوام يه چيزي بهت بگم

چي؟ بگو

خصوصي فقط من و شما

بگو اَدم

بابا هيچکي به جزء ما نبايد اينجا باشه

چي؟

کسي اينجا نيست

اِوا هرچي به شما بگم رو ميفهمه

اَدم تو مشکلت چيه؟

بابا اِوا اوني نيست که شما فکر مي‌کنيد

کي اون رو اينجا آوردين؟

اون شبي که دنباله دار گذشت

چرا اون از اينجا نميره؟

نه بابا

ما به بودن اِوا نياز نداريم

ولي پسرم چي شده؟

من نگران توام

نمي‌تونم بخوابم بابا

!اِوا اوني که شما مي‌بينيد نيست

...و ديويا

اون يه حادثه نبود

اون بود که از بالا هُلش داد

اَدم من خودم افتادن ديويا رو ديدم

اون موقع اِوا کنار من بود

دقيقاً نمي‌نوم چه جوري

ولي چيزي که شما مي‌بينيد حقيقت نيست

اِوا اوني نيست که شما فکر مي‌کنيد

...اِوا همون

دنباله دار هست

اِوا يه ستاره دنباله دار هست بابا

پسرم مي‌دوني چي داري ميگي؟

...بابا لطفاً به حرفم گوش کن نه-

من فکر کردم اِوا دوست توئه

اون خيلي تو رو دوست داره

بابا بيا خيلي زود از اينجا بريم

همين الان بريم

ما بايد تا يک هفته ديگه اينجا باشيم

چي شده بابا؟

ديگه به من رو نمي‌خواي؟

تو همه هستي مني

تا وقتي من کنارت هستم هيچکي به تو آسيب نمي‌رسونه

مي‌دونم تا وقتي شما کنارم هستين ...امنيت دارم ولي

اَدم برو يکم بخواب

همه چي درست ميشه

مي ترسم بابا

تا همين چند روز پيش تو از خدمتکار هم مي‌ترسيدي

ولي بعد از چند روز ديگه ترس ـت ريخت

الان هم مثل همون موقع‌ست

پسر خوبي باش و بخواب

باشه؟

شب بخير

!پسر باهوشي هستي

من اينجا افتادم تا تو رو با خودم ببرم

تو نمي‌توني هيچ کاري بکني

اگه چيزي به کسي بگي مي‌کُشمت

نه فقط تو رو بابات رو هم مي‌کُشم

شب نهم من اينجا رو همراه با تو ترک مي‌کنم

...نفس بکش پسر کوچولو

چي شده؟ نمياي؟

نمي‌خواي اينجا رو ببيني؟

آره

ولي از اينجا چشم انداز خوبي رو مي‌بينم

دوست دارم همه چيز رو از دور ستايش و تحسين کنم

به جزء اين اونها عقايد و مذهب شون با من فرق مي‌کنه

باشه بعداً مي‌بينمت باشه-

شما از اين دنباله دار مي‌ترسيد؟

اصلاً

اين فقط يه نمونه کوچيک از قدرت خداست

تو اين رو بگو پسرم

تو به اين قدرت ايمان داري؟

منظورتون خداست؟

...من

من يه دانشمندم

و باز هم اينجا ايستادي

و دنبال پاسخ سوالاتي هستي که اون‌ها رو درک نمي‌کني

...بعضي چيزها فراتر از درک ما هستن

تلاش براي درک و فهم اونها رو علم ميگن درسته آقا؟

من توي چشم‌هاي تو ترس رو مي‌بينم

کسي که به علم اعتقاد داره از چي بايد بترسه؟

!که تو اين دنيا تنهام يا نه

اين مسئله من رو مي‌ترسونه

تو در تاريکي فرو رفتي

تاريکي که مي‌تونه تو رو نابود کنه

منظورتون چيه؟

اون پسر شماست

و وظيفه‌ي شما محافظت و مراقبت از اون هست

اين سرنوشت توئه

بايد با تاريکي رو به رو بشي

و اون رو شکست بدي

فقط تو مي‌توني اين کار رو بکني

از پسرت محافظت کن

وگرنه اين تاريکي هر دوي شما رو از بين ميبره

من براي اينکه به روشنايي برسي دعا مي‌کنم پسرم

بابا اون نمي‌تونه وارد اينجا بشه

چي؟

نماز همه اينجا دارن عبادت ميکنن

اون نمي‌تونه وارد اينجا بشه

دکتر وضعيتش طبيعي هست

حالش يکم بهتر شده

يکي از دنده‌هاش شکسته ولي هنوز جاي اميدواري هست

...ولي اينکه کي از کما خارج بشه

اميدوارم هرچه زودتر بهتر بشه

چه اتفاقي افتاد؟

نمي‌دونم من اونجا نبودم

ممکنه فشارش افتاده باشه

نه دور تا دور اونجا رو نرده کشيده بودن

احتمالش خيلي کم هست که اينجوري افتاده باشه

آقا اون ديشب خيلي ناراحت بود

کي اين رو به تو گفته سانديپ؟

وقتي ما چيزي نميدونيم فکر الکي نکن

ببخشيد آقا من يکم خسته ام

اگه شما مي‌خواين خونه بريد من اينجا هستم

مي‌بينمت حتماً-

هاکا شما داريد ميريد؟

هاکا خواهش مي‌کنم من رو تنها نذار

اين رو بگير

حالا ديگه لازم نيست از چيزي بترسي

خيلي ممنون؛ ‌هاکا

حالا ديگه مي‌توني به خونه بري دير وقت شده

ممکنه توي تاريکي راه خودت رو گُم کني

خدا راه رو به من نشون ميده

ببينيم

اَدم

اَدم

اَدم

چند بار بهت هشدار دادم که به کسي چيزي نگو؟

ولي تو همه چيز رو به بابات گفتي

تو به اون گفتي که من نمي‌تونم وارد معبد بشم درسته؟

من همه چيز رو مي‌دونم

همه چيز

چرا اينجوري به من نگاه مي‌کنيد؟

انگار اولين بار که من رو مي‌بينيد

آلبرت هر چيزي که مي‌بيني رو باور نکن

چشم‌ها حقيقت رو نمي‌بينن

تو هميشه تنهايي آلبرت

دلم هميشه برات تنگ ميشه آني

منم

مي‌دونم

از زماني که من رفتم تو خوشحال نبودي

....خشم و غصه‌ت

...نفرت و نااميدي

همه رو مي‌تونم ببينم

هر لحظه حس‌شون مي‌کنم

اين يه روياست

تو واقعي نيستي

...تا حالا به اين فکر کردي

...زندگي مون چقدر تغيير مي‌کرد

اگه تصميمات متفاوتي مي‌گرفتيم

اگه يکم متفاوت عمل مي‌کرديم

من هنوز همراه تو بودم

اون همه چيز رو خراب کرد

اون همه چيز رو نابود کرد

آني چي داري ميگي؟

درست نميگم آلبرت؟

اون باعث جدايي من و تو شد

اون خوشبختي و آرامش ذهني تو رو از بين برد

هر وقت که اون رو ديدي

پُر از حسرت و اندوه شدي

...بايد اين دروغ رو باور کنم

که تمام اين سالها به خودت گفتي؟

واقعاً اون رو دوست داري؟

چند بار به اينکه اگه نبود فکر کردي؟

اون يه اشتباه بود آلبرت

اشتباهي که ما مرتکب شديم

ما بايد اين اشتباه رو اصلاح کنيم

اين رو به من بسپار

تو ديگه به اون نيازي نداري

من مادرش هستم

اون رو از اينجا دور مي‌کنم

ديگه هيچوقت تو رو ناراحت نمي‌کنه

!اَدم

بيا بابا بيا

بابا، بابا بيا

تو بخواب من کنارت هستم

هيچکي به تو آسيب نمي‌زنه

اين يه قول ـه؟

آره قول

من رو تنها نذار بابا

تو همه هستي مني

از امروز ديگه بچه خوبي ميشم

چطور مي‌تونم تو رو تنها بذارم پسرم؟

تو همه چيز مني مگه نه؟

سانديپ کي بيمارستان هست؟ ابراهيم-

باشه تو با اَدم اينجا بمون تا من برمي‌گردم

بابا کجا ميري؟

بايد به کارهايي رو انجام بدم

آقاي سانديپ پيش تو هست زود برمي‌گردم

کي؟ زود-

پيشش بمون چشم آقا-

آقا همه چي مرتبه؟

!هاکا

اين ستاره دنباله دار ذهن مردم رو بهم ريخته

چيزي که شما ميگين هيچوقت نمي‌تونه اتفاق بي‌اُفته

ببين، کل دنيا دنبال اينه

قربان دستيار من توي بيمارستان داره با مرگ مي‌جنگه

و خدمتکار من غيب شده فکر مي‌کنم اتفاقي براي اون افتاده

گزارش بيمارستان به دست ما رسيده

اون از هوش رفته و سقوط کرده

و خدمتکار تون بومي همين جاست

ممکنه براي ديدن قبيله‌ش به جنگل رفته باشه

يعني شما هيچ کمکي به من نمي‌کنيد؟

نه تا چهار روز آينده هيچ کاري نمي‌تونيم بکنيم

...تو جوون و قوي هستي

..از خودت محافظت کن

و هر راهي رو براي زنده موندن امتحان کن

اگه اون سعي کنه شما رو بکُشه چي؟

..هي

اَدم بابات هنوز نيومده

ما بايد ديگه بخوابيم

نه بابا مي‌خوايت من رو يه جايي ببره

حالا که اون دير کرده شما مي‌تونيد من رو ببريد؟

بايد يه يادداشت براي اون بذاريم بگيم که ما رفتيم

نه اون به من گفت اگه دير کرد من به اونجا برم

بابا اينجا نمياد پس يادداشت رو هم پيدا نمي‌کنه

...باشه

نيراو تو اينجا بمون باشه؟ اهووم-

ما بايد اون رو ببرم باشه-

اَدم بابا گفته کجا بري؟ کليساي کي-

نيراو ، اَدم کجاست؟ توي اردوگاه نبود

آقا اون با سانديپ رفت کجا؟-

کليساي کي

اَدم از سانديپ خواست که اون رو ببره

اون گفت شما به اونجا ميايد

به شما نگفته بود؟

...کليسا آفرين اَدم

مي‌توني سريع تر رانندگي کني؟

نه جاده خوب نيست خطرناک ميشه

اگه ما سريع تر نريم هم خيلي خطرناک هست چي؟-

درباره‌ي چي حرف ميزني؟

لعنتي

نمي‌تونيم اينجوري رد بشيم

بايد جا به جاش بکنم نه بيايد بريم-

اَدم اگه زنده باشه، چي؟

آقا لطفاً بريم اَدم-

چرا اينجوري رفتار مي‌کني؟

ما نزديک کليسا هستيم

خيلي زود ميرسيم نگران نباش

هاکا

اَدم

اَدم عزيزم

هاکا

هاکا

...هاکا چه بلايي سرت اومده؟

هاکا

اَدم منم بابات نه-

!هي اَدم

...اَدم

..اَدم

آلبرت

دکتر خان

...ساعت چنده؟

اَدم کجاست؟

اهالي روستا تو رو به اينجا آوردن

شب گذشته تو حال خودت نبودي

من ديويا ، سانديپ و‌هاکا رو ديدم

...اين اطلاعات فقط

مروبط به 10 ساعت گذشته هست که به من رسيده

آلبرت با دقت گوش کن چي مي‌خوام بهت بگم

...آقا

...آقا يه چيزي هست

...اِوا

اون کجاست؟

...اِوا

همچين کسي وجود نداره آلبرت

هيچوقت اِوا يي وجود نداشته

چي؟

...آلبرت بزرگترين تاريکي جهان

داخل يه سياه چاله نيست

درون ذهن انسان هست

هر انساني يه سمت تاريک داره

...اون تاريکي

نفرت تو نسبت به پسرت هست

که بدون اطلاع خودت درون تو رشد کرده

...با تمام اشتباهات اون

...کدورت‌هايي که با جيمز پيدا کردي

هر لحظه که به از دست دادن آني فکر کردي

تاريکي رشد کرده

و زماني که به اوج خودش رسيده

يه فرمي براي بروز نفرتي که بهش داشتي نياز بوده

تا دليلي براي توجيه باشه

اِوا همون دليل‌ستآلبرت

اون از تو تيره تر بود

اون خود تويي

تو از بيماري اسکيزوفرني دو قطبي رنج ميبري

تو تنها کسي هستي که اِوا رو ديده

...من

نمي‌تونم بفهمم

فقط بايد افکارت رو مرور کني

...روز اول

...روزي که ستاره دنباله دار عبور کرد

...به تنهايي داشتي اون رو مي‌ديدي

...وقتي اين عبور به اوج رسيد

...تو متوجه نشدي تنها هستي

..که کي اونشب برگشت

روز دوم

تو به اردوگاه نرفتي نه-

اون روز من به جنگل رفتم

...بعدش من دقيقاً-

وقتي که برگشتي خيلي نگران بودي

...اون روز

برخلاف هر روز تو توي اتاق گرفتي خوابيدي

اَدم اومد تا تو رو ببينه

و وقتي که تو بهش محبت کردي خوشحال بود

محبتي که هيچوقت به اون بروز ندادي

خوشحال بود چون باباش براي اولين بار باهاش دوست شده بود

مي‌تونيم با همديگه دوست بشيم؟

با من دوست ميشي؟ بله-

بيا

بابات رو از ذهنت خارج کن

ولي بابا خوشش نمياد من رو دعا مي‌کنه

به من اعتماد کن من دارم بهت ميگم

...اون رو متوجه شد

يه چيزي اشتباه هست

بابات بهت گفته بود که مزاحمش نشي

تو بايد به حرفش گوش بدي من مي‌ترسم-

بايدم بترسي تو کي هستي؟-

بچه‌ها نبايد خيلي سوال بپرسن

بابا لطفاً ولم کن

صبح روز بعد وقتي که اون ترسيد

تو فکر کردي که کابوس ديده

اَدم بابا-

چيزي که ديشب ديدي يه کابوس نبود

واقعيت بود

بعد اون سعي کرد که با اِوا حرف بزنه

به اميد اينکه تو حقيقت رو بفهمي

منظورم اينکه فلفل و نمکش مطابق ميل من هست

...مثل اينکه مثل اينکه شما من رو مي‌شناسيد

تو کي هستي؟ چرا همراه بابام اينجا اومدي؟

اَدم اون مهمون ماست

بابا تو متوجه نيستي تو اصلاً متوجه نيستي

بين اعضاي تيم اون با ديويا صميمي بود

پس همه چيز رو به اون گفت

آقا من دارم سعي مي‌کنم به شما کمک کنم

...اون دختر ديويا-

وقتي اِوا متوجه تهديد ديويا شد

...اينکه اون حقيقت رو فهميده

...اون تو بودي

که از شر اون خلاص شدي

!ديويا

پسرت با اينکه 7 سالش هست خيلي باهوش بود

توي زماني که متوجه شد .... که تو آلبرت هستي

همه چيز رو که در مورد اِوا مي‌دونست بهت گفت

بابا من هر چي که به شما بگم رو اِوا مي‌فهمه

...اِوا

نه بابا ما به وجود اِوا نياز نداريم

...ولي متاسفانه

هر چيزي رو که آلبرت مي‌شنيد اِوا تفسير مي‌کرد

و تو رو مجبور مي‌کرد

...چند بار بهت هشدار دادم

...هيچي به هيچکي نگو

من همه چيز رو ميدونم

زماني که لارامپا تو رو توي کليسا ديد

متوجه تاريکي درون تو شد

از پسرت در مقابل اين تاريکي محافظت کن

اَدم هر لحظه‌اي که کنار تو سپري کرده همراه با ترس بوده

زماني که تو آلبرت بودي و اِوا درون تو وجود نداشت

اون سعي مي‌کرد به تو کمک کنه

شايد تغييراتي درون تو به وجود بياره

بابا مي‌خوام باهات تنها حرف بزنم

فقط من و شما

اون سرنخ‌هايي رو به تو داد ولي تو نتونستي اونها رو بفهمي

...هر چيزي که بعدش اتفاق افتاد

...هاکا،سانديپ

اين تو بودي آلبرت

سانديپ حالش خوبه يه صدمه جزئي ديده

هاکا بايد دو ماه بستري باشه

ديويا هنوز توي کما هست

اَدم...پسرم

...اون ...اينکه چه اتفاقي براي اون افتاده رو-

فقط اِوا مي‌دونه آلبرت

...ولي همون طور که گفتم

اِوا درون خودت توئه

پس از خودت بپرس

با پسرت چه کار کردي؟

شما اشتباه مي‌کنيد دکتر خان

من هرگز نمي‌تونم به پسرم صدمه بزنم

من عاشق پسرم هستم

...و اِوا

...اون چيزهايي به من گفت

اون واقعيت داره

مي‌دونم

من اون رو ديدم

...من صداش رو شنيدم

يک نفر مي‌تونه ثابت کنه که حرف‌هاي من درست بوده

فقط يک نفر مي‌تونه

اَدم پسرت

امشب هشتمين شب هست

تو يه روز ديگه فرصت داري

...صبح روز دهم

من پليس رو خبر مي‌کنم

فقط روز نهم رو بهت فرصت ميدم

اگه پسرت زنده‌ست اون رو پيدا کني

برو آلبرت قبل از اينکه دير بشه اون رو پيدا کن

مي‌دونم که اون واقعيت داره

مي‌تونيد جواب سوال من رو بدين؟

من جوابي براي سوال تو ندارم

تو داستان خودت رو نوشتي

خودت تصميم مي‌گيري که چطور اون رو به پايان برسوني

اگه احساس مي‌کني که اون واقعيت داره پس پيداش کن

اگه فکر مي‌کني اون تاريکي درون خود شماست

به دنياي اون برو تا بزرگترين ترس ـت رو بهت نشون بده

تو فقط چند ساعت ديگه فرصت داري

اون رو پيدا کن اَدم رو پيدا کن

پسرم کجاست؟

اون پسر من ـه و من پيداش مي‌کنم

لطفاً از سر راه من کنار بريد

ما مي‌دونيم که خودت اون بچه رو سر به نيست کردي

و مي‌دونيم چه بلايي سر‌هاکا آوردي

بگو اون بچه کجاست؟

گوش کنيد من وقت زيادي ندارم

بايد پسرم رو پيدا کنم

خواهش مي‌کنم

صبر کن

هي دستت به من نخوره

به من دست نزنيد

صبر کنيد

فقط من مي‌تونم پسرم رو پيدا کنم

اگه اون رو از دست بدم ...حتماً برمي‌گردم

براي شما

برو و پسرت رو پيدا کن

اگه تو اون رو پيدا نکردي يا اگه اتفاقي براي‌هاکا بي‌اُفته

جرات داري دوباره پاهات رو توي اين جنگل بذار

!اِوا

!اِوا

!اِوا

اَدم کجاست؟ بهم بگو

!تو مي‌دوني اون کجاست

اِوا ...اِوا-

به اين زودي فراموش کردي آلبرت؟

خانم ميسي

من به يه چهره نياز داشتم

و اون رو توي صورت خانم ميسي معلم محبوب تو پيدا کردم

اين اشتباهي بود که انجام دادي

خيلي کارها هست که مي‌توني توي زندگي انجام بدي

تو توانايي‌هاي بيشتري داري

چرا بايد يه پسر مانع پيشرفت تو بشه؟

فقط اون رو فراموش کن

من اون رو ميبرم

از اون به بعد آلبرت آزاد ميشه

چي فکر کردي؟

من مي‌تونم بعد از دادن اون به تو زندگي کنم؟

کاري به اينکه کي هستي يا چي هستي ندارم

بهت قول ميدم

...اگه پسرم رو برنگردوني

خودم رو مي‌کُشم

چرا آلبرت؟

چرا بايد به خاطر پسرت بميري؟

چون دوستش دارم

چون من پدرش هستم

...انسان‌هاي اوليه هم شبيه ما بودن

و به تدريج تغيير کردن

جهان اونها رو عوض کرد

براي محافظت اسلحه رو دست شون داد

يه سلاح قوي که فراتر از درک ما بود

عشق محبت

بشريت

بزرگترين سلاح زمين

تنها سلاحي که در مقابل من داري

و از اون استفاده کردي

..مي‌خوام بدونم

!عشق تو واقعي هست يا نه

به آسمون نگاه کن

زماني که خط سرخ از بين بره من ميرم

و اَدم رو همراه خودم ميبرم

تو فقط چند دقيقه فرصت داري

چطور؟

چطور مي‌تونم؟...کجاست؟

من هيچي يادم نيست

فقط بهم بگو

نه

نه ، نرو

آني

...پسر ما

من نتوستم اون رو نجات بدم

من اون رو کُشتم

من پسرم رو کُشتم

...اَدم

!اَدم

اَدم

اَدم

اَدم

اَدم

اَدم

...اَدم

...اَدم

...پسرم

...اَدم

...اَدم...عزيزم

خيلي متاسفم

خيلي متاسفم

بابا

اَدم بابا-

حالت خوبه؟

خيلي دوستت دارم

!دوستت دارم

من خيلي دوستت دارم من شما رو دوست دارم بابا-

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

..بابام بهم گفته بود

مي‌تونيم جواب تمام سولات‌مون رو از اينجا پيدا کنيم

...ولي سوالي که الان توي ذهن من هست رو

فقط تو مي‌توني جواب بدي

اِوا

واقعاً وجود داشت؟

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه

روي ديوار غارها کتاب مقدس رو حک کردن

از عبور يه دنباله دار سرخ نوشتن

!و بازگشت قريب الوقوع اون

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

First Edited - Farsi Version 21.05.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.