Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وب سايت مستر رستلينگ
برترين ارائه دهنده رستلينگ در ايران telegram:@MWRESTLING
ترجمه و زيرنويس از عليرضا شاهي فر
instagram:alirezashahifar1 telegram ID:virgoooooool
اين ترجمه کاملا به صورت شنيداري انجام شده است
تقديم به طرفداران رستلينگ در کشور عزيزمان ايران
دوم مِي سال1972
مهم ترين روز زندگي من بود
پسر من به دنيا آمد در کاليفرنيا
دوئن جانسون در خانواده اي ورزشي به دنيا آمد
نوه ي هال آف فيمر دبليو دبليو اي پيتر مايويا
و پسر هال آف فيمر دبليو دبليو اي راکي جانسون
کسي که به شدت در اولين حضورش تاريخ سازي کرد
زماني که جانسون به همراه توني اطلس به عنوان اولين تيم آفريقايي-آمريکايي به قهرماني تگ تيم دست يافتند
...بزرگ شدن در خانواده اي کشتي گير البته که من را تحت تاثير قرار داد
به خاطر اينکه من عاشق اين کسب و کار شده بودم
سه،چهار سال داشتم که مسابقات را از نزديک تماشا مي کردم
به ياد مي آورم که چهار ساله بودم که در سالن اسپورتريوم در دالاس حضور داشتم
و اريک در آن زمان ترويج دهنده کشتي بود و پدرم هم در آنجا حضور داشت.منظورم اين است که حافظه من قوي است
فکر مي کنم وقتي او بزرگ تر شد بقيه بچه ها تشخيص دادند که او چه کسي هست
و سپس او مانند افراد محبوب شد او از اين لذت مي برد
من مديسون اسکوئر گاردن را به ياد مي آورم
و راکي
در کنار پسرش دوئين
...و
دوئين بچه نازي بود
با چشماني پر نفوذ
چيزي در مورد کشتي را از او پنهان نکرديم خيلي خيلي زود من به او گفتم که
به نظر مي رسد که پدرت دارد گريه مي کند اما اينطور نيست او حالش خوب است
او هيچ وقت در مسابقات کشتي استرس نداشت
نبايد بهش مي گفتي اينجا بشين و نگاه کن،او خودش مي نشست و نگاه مي کرد او نگاهش را از رينگ بر نمي داشت
اولين کار او گوش دادن به نصيحت هاي فوق العاده پدربزرگش پيتر مايويا و مادربزرگش که مانند ترويج دهنده ها بود و البته پدر و مادرش بود
و او در جريان کار قرار داشت
اين کار کاملا در خونش بود
عشق و اشتياق من براي اين کار خيلي قوي بود
پس بزرگ شدن با عشق کشتي و در قلمرو آن حضور داشتن در آن زمان و داشتن عشق بي نهايت به اين کار اين را براي من آسان کرد
پدر او طبيعتا خيلي زياد در جاده ها در حال رفت و آمد بود و او بايد از يک جايي به جاي ديگر مي رفت
به هر حال وقتي پدرت در کنار تو حضور نداشته باشد تو کمي متفاوت بزرگ خواهي شد
و بدون آن تاثير قوي حضور پدر،راک خيلي به مادرش نزديک شده بود
مي داني،وقتي پدر و مادرت با هم در خونه حضور نداشته باشند اين تو را با بقيه بچه ها متفاوت مي کند
با وجود اينکه پدرش کار سنگيني را به عنوان يک سرگرم کننده ورزشي بر عهده داشت
دوئين کاملا تحت تاثير قرار گرفت تا ژنتيتکش را در مسير ورزش به کار بگيرد
جانسون از موهبت طبيعي ورزشي اش در فوتبال دبيرستان استفاده کرد
و او به تمام افتخارات در دبيرستان دست يافت
و سرانجام بالا سطح ترين برنامه در سراسر کشور را انتخاب کرد دانشگاه ميامي
من از او خواستم که در فوتبال کالج بازي کند
و من گفتم که تو ميري و صد در صد خودت را در بازي نشان مي دهي حالا هر اتفاقي که مي خواهد بيافتد
رفتن به ميامي،آنها در آن زمان بهترين مدرسه کشور بودند،آنها قهرمان کشوري شده بودند
و تو آماده بودي که به سمت جهان و جمعيت حرکت کني
و تو فورا ياد مي گرفتي که هيچ جايگزيني براي سخت کوشي وجود ندارد
چه قدر اين مهم است؟ چه قدر اين مهم است که هدفي را مشخص کني؟
چه قدر اين مهم است که اول به صورت تيمي فکر کني؟
اولين باري که او را ديدم زماني بود که من جاي خودم را عوض کرده بودم وبه خط دفاع رفتم
او آمد و گفت تو اينجا چي کار مي کني؟ و من به او نگاه کردم و گفتم سرت در کار خودت باشد
دوئين هرگز گرسنگي خودش را از دست نداد
هميشه به تصويري بزرگتر نگاه مي کرد
زماني که تو به يک هدف تيمي دست ميابي پس تو به خوبي به هدف شخصي خودت هم دست يافته اي
در ميامي اين من را به فرم هاي زيادي در اورد
زماني که شما به عنوان تيم در کنار يکديگر قرار مي گيريد چيزي منحصر به فرد و خيلي خاص وجود دارد
وقتي که ميامي مي ايي شما اين سه هدف را داريد
فارغ التحصيل بشوي
به ليگ اِن اِف اِل راه پيدا کني و به قهرماني کشوري دست يابي
اين ها آن سه هدف هستند
پس وقتي اين عقيده را داري که به چه اندازه استاندارد ها در ميامي بالا در نظر گرفته اي
در نتيجه اينجا يک مکان خيلي خيلي خاص است
جانسون به يکي از اهداف اصلي زندگي اش دست يافت
بعد از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه ميامي او در سي اِف اِل فوتبال بازي کرد
دوئين به سمت فوتبال رفت و چيزي که براي جذابيت داشت اين بود که به نوعي موفق شده بود وبايد به کانادا مي رفت
و احتمالا اولين تجربه اينکه دارد نتيجه سخت کوشي اش را مي بيند اما هنوز به موفقيتي که دلش مي خواست نرسيده بود
مصدوميت عملکرد او را تحت تاثير قرار داد و سرانجام باعث بيرون رفتن او از فوتبال شد
تشخيص دادم که دوران ورزشي من در فوتبال به پايان رسيده و من مي خواهم که اين قسمت از زندگي ام را ببندم
خب،اما قسمت بعدي چي هست؟ چالش بعدي چي هست؟
و قسمت بعدي و چالش بعدي قرار بود عشق اول من باشد
بعد از مشخص کردن مسير آينده دوئين تصميم گرفت راه خانوادگي اش را در ورزش هاي سرگرمي ادامه دهد
او به خانه آمد و گفت،پدر من مي خواهم که با شما صحبت کنم
او گفت که من فوتبال را در راهنمايي و دبيرستان و کالج بازي کردم من به صورت حرفه اي هم بازي کردم،الان مي خواهم که به کشتي بروم
و من واقعا در مسير کمکش کردم چون ديدم آن چيزي که او مي خواهد همان چيزي است که من هم مي خواهم
وقتي که من تصميم گرفتم که کشتي را تمرين کنم او اصلا خبر نداشت چون زندگي خيلي غير قابل پيش بيني است
و اين در دنيا ي کشتي حرفه اي و دبليو دبليو اي به طرز غير قابل باوري غير قابل پيش بيني است
او فکرش را کرده بود،من گفتم باشه،من تو را تمرين خواهم داد
اما من تو را در حد دويست درصد تمرين مي دهم نه در حد صد در صد
من در فلوريدا شروع به تمرين کردم
من ياد گرفتم که چگونه کار کنم ياد گرفتم که چگونه در رينگ بوکس کشتي بگيرم
اين رينگ بوکس کوچکي به اندزه60در60 بود که من در آن تمرين مي کردم
و چوب هاي زيادي در کف آن وجود داشت در نتيجه همه چي درد داشت
همانجوري که با او کار مي کردم من هم عرق مي رختم،من هم خسته مي شدم اما نمي خواستم که او نازک نارنجي بار بياد
من قابليت قهرمان شدن را در او مي ديدم
من يک تماس تلفني داشتم و آن فرد گفت اين پت پترسون است؟ من هم گفتم بله
او گفتش که من دوئين جانسون هستم
دوئين جانسون؟
سالهاي زيادي گذشته است من اصلا نمي دانم تو کي هستي
او گفت:مرد مي داني،من پسر راکي جانسون هستم
گفتم خداي من از وقتي14سال داشتي من ديگر تو را نديده ام
او گفت که دوست دارم شما را ملاقات کنم،او گفت که من دوست دارم با شما در مورد کشتي صحبت کنم
و زماني که در پارکينگ رستوران از تاکسي پياده شدم نمي توانستم باور کنم که دارم به چه چيزي نگاه مي کنم
او خيلي خوب به نظر مي رسيد،بزرگ جثه،او بازيکن فوتبال بود،او شبيه ستاره ها به نظر مي رسيد
من فردا ي آن روز با وينس تماس گرفتم و به او گفتم که بايد اين پسر را به خدمت بگيري
مطمئنا زماني که به اين پسر نگاه کردم فهميدم که او چه توانايي هايي داره
به نظر مي رسيد که او ويژگي هاي قسمت فيزيکي اين کسب و کار را دارد
سرانجام زماني که من با راک صحبت کردم فهميدم که ما شخصي بسيار خاص را در اختيار داريم
من به استنفورد رفتم و زمان زيادي را در رينگ با تام پريچر گذراندم
و ما با هم بي وقفه کار کرديم و من از زماني که تام در اختيارم گذاشت قدر داني مي کنم
چون من عاشق اين کسب و کار و کار کردن و حضور داشتن در داخل رينگ بودم
به عنوان يک ورزشکار نسل سوم جانسون سريع علوم را فرا گرفت و آنها را در تمرين به کار گرفت
اين به صورت طبيعي در خون او بود او اصلا عصبي نمي شد
سرانجام براي قدم گذاشتن به جهاني بزرگ تر آماده شد
جانسون براي اولين حضورش فرا خوانده شد
و سرنوشت اولين حضور او را در معروف ترين ورزشگاه جهان قرار داد
اين مديسون اسکوئر گاردن است ...فوق العاده ترين ورزشگاه که مي شود
به عنوان يک اجرا کننده در آن حضور داشت
من اين شانس و فرصت را داشتم که يکي از رويا هاي خودم را در اولين شب حضورم در کمپاني در آن ورزشگاه به واقعيت تبديل کنم
اين بيشتر از يک رويداد بود .سوروايور سريس بيشتر از يک رويداد بود
و من بايد اولين حضورم را انجام مي دادم
فراموش نشدني بود و در رأس آن من همه چيز را بردم
خيلي،خيلي خوش شانس خيلي خوشبخت
اين يک تجربه فوق العاده براي من بود
تو در مقابل دو مرد پيروز شدي اين کاملا فوق العاده است
اين پيروزي خوبي بود،اما من به دنبال چيز هاي بهتر و بزرگ تر در فدراسيون کشتي جهاني هستم.نمي توانم صبر کنم
او واقعا ورزشکار خوش سيمايي بود
روش صريح و واضحي داشت
مي داني،يک آمريکايي تماماً کلاسيک بود
بايد کور مي بودي تا نتواني توانيي او را ببيني
فقط با گذشت سه ماه از آغاز سفر او مايويا به قهرماني بين قاره اي دست يافت
ولي هنوز مخاطبان با اين سوپر استار جوان خيلي کار داشتند
به ياد مي آورم که آن شب تماشگران براي يکسري کار هايي که من انجام مي دادم تشويق مي کردند و شعار سر مي داند
من کشتي گرفتن راک در ويرجينيا را در يک پي پر ويو به ياد مي اورم
و زماني که من با راک مسابقه داشتم بهترين واکنشي را که مي شد به عنوان يک فرد خوب دريافت کرد را از جانب هواداران دريافت کردم اگر چه که من نقش آدم بدي را در آن زمان داشتم
تماشاگران نمي خواستند که او را ببينند
اين راک را اذيت مي کرد
مشکل اين مردم چي هست؟
من به او گفتم راک در مورد اين نگران نباش آنها يک روزي اسم تو را فرياد خواهند زد
آنها اسمت را فرياد خواهند زد و با تو خواهند بود
من به شکلي واکنش نشان دادم که هرکسي نشان خواهد داد چون ما انسان هستيم
،و زماني که تو به آن بيرون مي روي و اجرا مي کني و مي خواهي به هدفت برسي تصور مي کني که چه کاري را مي خواهي انجام بدهي تا هواداران را در کنارت داشته باشي
اين بامزه است که تو يک مسير را بروي و مخاطبان يک مسير ديگر را بروند
اين براي راک دشوار بود که او به عنوان يک شخص خوب وارد مي شد و مخاطبان انگار که يک چيزي را گم کرده بودند
...مي گفتند يا اين خيلي خوب است يا در اين مورد مطمئن نيستم اما آنها يک چيزي را گم کرده بودند
در دبليو دبليو اي در آن زمان تغيير باورنکردني در حال رخ دادن بود
تغيير چهره ي کسب و کار به دوره ي نگرش+
آنها کسي مثل استون کلد استيو آستين را داشتند که تنها وارد مي شد و طرفداران را جذب خود مي کرد
او کلاً در مورد نگرش بود،تماماً در بهم ريختن نظم
از کلمه کون اسفاده مي کرد،انگشت فاک نشان مي داد و طرفداران به شکل طبيعي جذب او شدند
من اين را درک مي کردم که او در حال صعود و بالا رفتن است و من در اينجا قرار داردم
قهرمان بين قاره اي و اين شخصي که از اينجا بودن خوش حال است حتي اگر که ببازد
تا کنون هيچ کسي نگفته است که قهرمان بين قاره اي شدن آسان است
و امشب هم استثنايي در چالش بزرگ اون هارت وجود نداشت و شما مي توانيد مطمئن باشيد که راکي مايويا هميشه بيش از صد در صد خود را ارائه مي دهد
به همين دليل است که من قهرمان بين قاره اي هستم
من به خوبي آموخته بودم که وقتي به آن بيرون مي روم بايد لبخند بر روي لب داشته باشم
باشه،حتي اگر قرار باشد که من امشب ببازم؟ تو فقط بايد از اينجا بودن خوش حال باشي
من فکر مي کنم که او سعي مي کرد که نقش يک فرد محبوب را در سال97 بازي کند
و مي داني،او فقط يک کاري را انجام مي داد که طرفداران را تشديد مي کرد
او شخصيتي را بازي مي کرد که دوست داشت باشد
و او مضخرف بود
چون تماشگران نمي خواهند ببيند که تو دوست داري چي باشي و زماني که تو کاري را که دوست داري انجام مي دهي
تو از نظر آنها مضخرف خواهي شد
به نوعي تغييري در ورزش کشتي حرفه اي به وجود آمده بود
در مورد ارتباط طرفداران با کشتي گيران،چه کشتي گيران لبخند بزنند چه از کلمه کون استفاده کنند
مي داني،اگر تو لبخند را به عنوان ضعف ارائه دهي مشکلي نيست
اما من تضمين مي کنم که رفتار من از روي ضعف نبوده
هنگامي که دوئين شروع کرد که نشان دهد که توانايي اش را دارد او با پت پترسون صحبت کرد
پت گفت که اين پسر خوش شانس است و او واقعا مي خواهد که به جايي برسد
او آن قسمت از فرايند که تو ياد بگيري مخاطبانت را درک کني را رها کرد و همه چيز را تغيير داد
من يک تماس تلفني از جيم راس دريافت کردم و او گفت نظرت در مورد پيوستن به گروه نِيشِن دامينِيشِن
و تبديل شدن به نقش بد چي هست؟
من گفتم که عاشق اين کارم
تنها چيزي که من خواستم اين بود که
فقط يک فرصت به من بدهيد،حتي شده 30ثانيه،فقط به من يک فرصت بدهيد که از ميکروفون استفاده کنم و فقط بگويم که چه حسي دارم
اين تمام چيزي است که من نياز دارم 30ثانيه
...و
يک نفر به وينس گفت که راک30 ثانيه فرصت صحبت کردن مي خواهد و او گفت:آره،البته
من سه کلمه دارم
بمير،راکي بمير
اين نگرشي است که من از شما تفاله ها دريافت کردم
اين يک چيز روشن و سفيد نيست
اين يک چيز تيره هم نيست
اما اين چيزي است که باعث مي شود من کون شما را جر بدهم
و در ورزشگاه هاي سراسر کشور من فرياد هاي راکي مضخرفه را شنيدم
من خيلي از چيز ها هستم
اما افتضاح بودن يکي از آنها نيست
از حالا به بعد دوئين اجرا کننده اي بود که مردم دوست داشتند داشته باشند
وقتي که داري من را معرفي مي کني مطمئن باش که بهتر است من را به عنوان راک معرفي کني
مرد،از زماني که او به نيشن آف دامينيشن پيوست و شروع به صحبت کردن کرد
تو مي فهميدي که اين پسر خيلي سريع پولساز خواهد بود
اگر تو به اندازه کافي مرد باشي که چالش من را قبول کني بعدا حرف آخر تو تمجيد از راک خواهد بود
آن چيزي که راک انجام داد آوردن تکبر بود
حرف مفت زدن
او اين را به شخصيت راک اضافه کرد
او اين را به گروه نيشن آف دامينيشن اضافه کرد
شما مردم راک را مي خواستيد و راک به اين خواسته شما پاسخ داد،خيلي ممنونم
فکر مي کنم زماني که او شخصيت راکي مايويا را داشت،به جاي آنکه چيزي را ارائه دهد که خودش مي خواست،چيزي را ارائه مي داد که فکر مي کرد مخاطبان مي خواهند
و او دهان همه را بست،زماني که شروع کرد آن چيزي باشد که خودش مي خواهد
شما مردم دهان خود را خواهيد بست و به آن چيزي که راک مي خواهد به شما آموزش دهد گوش خواهيد کرد
اول از همه بگذاريد که به شما قهرمان جديد بي چون و چراي بين قاره اي فدراسيون کشتي جهاني را معرفي کنم
راک
چيزي که او سعي کرد ارائه دهد نوعي شخصيتي بود که مي خواست در تلويزيون باشد و مردم او را به آن شکل ببينند
شما ديديد که چه اتفاقي افتاد،او انجامش داد و همه چيز منفجر شد
باشه،سرانجام در مقابل تمام طرفداران راک امشب در اينجا و ميليون ها و ميليون ها نفر که در تلويزيون تماشا مي کنند
يالا ديلو!نقش خودت را بدان فاروخ،بيا بريم
نقش راک در نيشن آف دامينيشن به عنوان همه کاره در نظر گرفته نشده بود
فاروخ رهبر بود
و در زمان خيلي کوتاهي شما مي توانستيد ببينيد که واقعا چه کسي کاريزما را دارد
و کاملا با اعضاي ديگر نيشن آف دامينيشن ارتباط برقرار کرده است
فقط يکي از آنها بود که مي توانست تخريب گر باشد و قرار بود که آن راک باشد
راک به تمام شما در اينجا قهرمان جديد بي چون چراي بين قاره اي و قهرمان مردم را معرفي مي کند
و همانگونه که تمام ما مي دانيم بهترين قهرمان لعنتي بين قاره اي که تا کنون وجود داشته است
و مي داني که چي هست؟ هي،هي،با تمام احترام،قهرمان هنوز دارد صحبت مي کند
زماني که او به فاروخ(ران سيمون) گفت که با تمام احترام مردم مي خواهند که به راک گوش کنند
اين مثل اين بود که او بالاخره بي سر و صدا کارش را کرد و نه تنها در ورزشگاه بلکه در پشت صحنه ما تشخيص داديم که او کاسه اي زير نيم کاسه دارد
مطمئن نيستم که در همان لحظه يا نه
اما در ذهن من زماني که راک به فاروخ تصوير خودش را هديه داد نوعي در هم پيچدگي وجود داشت
مي داني،راک احساس مي کند که تو فاروخ فوق العاده ترين چيزي هستي که من با آن رو به رو شده ام
پس از ته قلبم،راک اين را به تو تقديم مي کند تا احترام و قدر داني اش را نشان دهد
نگذار احساساتت به تو غلبه کند اين تماماً براي تو هست
به جهان نشان بده بيا به جهان نشان بده
مرد،راک گفت که اين را فراموش کن،اين شانس و فرصت من هست تا نشان دهم که من چه کسي هستم
من مي خواهم اين را بگويم که تو دليلي هستي که راک به اين گروه پيوست،تو دليل موفقيت راک هستي
و تو دليل اين هستي که راک هنوز قهرمان بين قاره اي است و براي اين من بار ديگر از تو قدر داني مي کنم
و من تضمين مي کنم که امشب اين گروه در قوي ترين حالت خود قرار داشته باشد
بگذار اين را به تو بگويم که راک هرگز تو را به عنوان رهبر خودش نمي شناخت و الان نه تنها راک رهبر اين گروه است بلکه حد و مرز هاي اين گروه را هم تعيين مي کند
و قبل از اينکه من اينجا را ترک کنم بگذار يک چيزي را براي تو باقي بگذارم
او نيازي نداشت که پشت فاروخ بماند
کمربندِ راک را نگه دار
راک احساس مي کند که دست خيلي بزرگي دارد و تو مي داني که اين يعني چي
اين يعني اينکه راک هرچه را که براي تو خوشايند باشد بر روي تو اجرا خواهد کرد
تو مي دانستي که اگر او حتي در کنار بقيه در يک خط ايستاده باشد او کسي است که همه چيز را رهبري مي کند او کسي است که تماشايش هيجان انگيز است
اکنون ستاره درخشان گروه نِيشِن،راک براي چيز هاي بهتر و بزرگ تر آماده است
مسير تبديل شدن به يک فوق ستاره سرانجام شروع شد
راک9بار از هر 10بار را احساس مي کند که گرسنه اش هست پس شما مي توانيد بو آنچه را که من مي پزم استشمام کنيد
تا زماني که اين تفنگ،بزرگ ترين و بد ترين تفنگ در دالاس است شما همه مي توانيد به خودتان شليک کنيد
اگر راک در اينجا ميلواکي بزرگ شده بود و حق انتخابي داشت تا يکي از آن آبجو هاي بيش از حد سنگينِ آن زنان سينه کفتري را براي خودش انتخاب کند
خب،راک خيلي از آن آبجو ها را به پايين مي مکيد دقيقا مثل يک بچه که پستونک را مک ميزند اگر که شما بو آنچه را که راک پخته است استشمام مي کنيد
در همان زماني که راک وارد دوره نگرش شده بود تريپل اچ هم وارد دنيا ي خودش شده بود
اين يک درگيري جذاب بود که در آن زمان وجود داشت
اما اين کاملا به يک درگيري شخصي بين او و من تبديل شده بود
همه مي دانند که ما يک قدرت تخريب گر در فدراسيون کشتي جهاني هستيم
بگذار من اين را بگويم که نِيشِن حتي در حد ما هم نيستند
و ما به طرزي يکديگر را تيکه پاره مي کرديم که بگوييم من از تو بزرگتر هستم مي داني من آن فرد بزرگ تر و بهتر هستم
هر دو ما در آن زمان تازه وارد بوديم و اين براي ما بيشتر ارزش داشت نه براي اينکه به چيزي دست بيابيم
احتمالا براي اينکه برتري خودمان را به يکديگر اثبات کنيم
ما به رينگ مي رفتيم و زماني که شما شروع به ديدن مسابقات ما مي کرديد
شما شروع به ديدن يک داستان کاملا خوب و پرفراز ونشيب زيادي مي کرديد
و ما لياقت زيادي داشتيم و وقتي که شما اين انرژي را توسط دو مرد داريد اتفاقات خوبي قرار است بيافتد
من فکر مي کنم که درگيري هاي شخصي حرفه اي ما را به سمت انجام دادن چيزي سوق داد که کسي انجام نمي داد
من فکر مي کنم که ما به نوعي اين مسابقه را به پر نزاع تر بودن تغيير داديم
راک امشب به اينجا آمده تا آن چيزي را که از او گرفته شده است بر گرداند
و اين به مسابقه اي در سوروايور سريس اشاره مي کند
وينس،راک دارد مي گويد که اين را از تو ي کون شکلاتي درخواست نمي کند
راک مي گويد که اين را به تو کون شکلاتي دستور مي دهد
راک لحظات زيادي را به عنوان چهره محبوب داشت و واکنش مثبتي را از طرفداران دريافت مي کرد
چون او خيلي سرگرم کننده بود،خيلي شوکه کننده و خيلي پرانرژي بود و روشي که او کار ها را انجام مي داد به او کمک مي کرد که شما او را دوست داشته باشيد
تو بايد کون خودت را جر مي دادي تا بتواني به جايي برسي و فرصت اين را به دست بياوري تا آن شخصي باشي که قهرمان جهاني کمپاني است
شخصي که چهره ي کمپاني است
دوران خيلي هيجان انگيزي بود دوران خيلي خيلي هيجان انگيزي بود
در سوروايور سريس،16 فوق ستاره در يک تورنومنت مبارزه خواهند کرد به منظور اينکه قهرمان بعدي بي چون و چرا کمپاني معلوم شود
ما همه در يک جايگاه قرار داشتيم آستين دوست نداشت کسي به جز او قهرمان باشد
من هم نمي خواستم کسي به جز من قهرمان باشد
راک هم نمي خواست کسي به جز او قهرمان باشد
در سوروايورسريس سال98 او و ميک فولي مسابقه دادند شِين و وينس به ناحق ميک فولي را بازنده کردند
و راک خودش را در کنار وينس مگمن قرار داد تا قهرمان شود
اينکه به جوانترين قهرمان در آن زمان تبديل شدم،خيلي شيرين بود
اينکه آن شخص را به صورت چهره محبوب نشان دادند خيلي عالي بود ولي در آن موقع زمان تغيير شخصيت اين مرد بود
ما سُنت را کنار گذاشتيم،چون در آن زمان من در حال بزرگ شدن بودم تا به يکي از دو فرد محبوب کمپاني تبديل شوم
آن فرد ديگر استون کلد استيو آستين بود و ما سنت ها را با عوض شدن شخصيت من به نقش منفي کنار کذاشتيم
نه تنها فقط تبديل به نقش منفي و تبديل به قهرمان جهان شدن بلکه قرار دادن خودم در کنار منفور ترين فرد کمپاني که او وينس مگمن بود
و اينکه ژست قهرمان مردم را هم گرفتم
و مردم عاشق اين مشغول بودن هستند که در همه چيز ...حضور داشته باشند،اَبرو مردم،بازو مردم،مردم اين،مردم آن
و يکي شدن با شرکت يک دستور عمل براي يک موفقيت فوق العاده بود
و موفقيت اين بود که طرفداران به نوعي دوست داشتند که من صدمه بزنند
بمير،راکي بمير !راکي مضخرفه
راک هرگز اين را فراموش نخواهد کرد و اين باعث مي شود که شما هرگز به خوبي بخشيده نشويد
او براي قهرمان بودن آماده بود،راستش او کسي بود که بايد توپ را مي گرفت و با آن مي دويد
ممکن بود من هم بتوانم با او بدوم اما راک کسي بود که بايد توپ را مي گرفت
هيچ شکي براي من در مورد آماده بودن او وجود نداشت
درگيري که من با ميک فولي داشتم خيلي خاص بود او يک جادو خيلي خاصي داشت
و او لياقت سرگرم کردن مردم را داشت با ارتباط درستي که با بدنش داشت
من قدر داني و تشکر زيادي از افرادي مانند او مي کنم ...زماني که تو در مورد تمام کار هايي که او کرده است فکر مي کني
اين درگيري فوق العاده اي بود
شما به اين دو مرد در ميدان نبرد نگاه مي کرديد من شخص خوش قيافه اي با لبخند عالي بودم اما او قرار بود که ادم بهتري باشد
او با شکست دادن من مي توانست که قهرمان باشد
اما راک من را واقعا به يک تو سري خور کامل تبديل کرد
او از هر وسيله فيزيکي براي زدن من استفاده کرد
راک قصد دارد که ميک فولي را بر روي ميز گزارشگران انگليسي از پا در بياورد
ميک فولي و راک يک همکاري خيلي به ياد ماندني داشتند
آنها يک نبرد پر سر و صداي فيزيکي داشتند
تو و من در رويال رامبل در يک مسابقه آي کو يِت مسابقه خواهيم داد
وقتي که تو با ميک فولي کشتي مي گيري بهتر است که يکسره ادامه دهي وگرنه او تو را از پا در خواهد آورد
در نتيجه تو مجبوري که با سبک ميک فولي مبارزه کني
کاري که ميک اجازه داد تا من با او انجام دهم باور نکردني بود
ما مسابقه پر سر و صدايي داشتيم خيلي پر سر و صدا بود
اما من فکر مي کنم هدفي را که ما مي خواستيم نمايش دهيم واقعا آن چهره ي واقعي راک بود
من فکر مي کنم که آن مسابقه باعث شد که مردم به اين نکته توجه کنند که هي،اين فقط يک ادم سرگرم کننده نيست،اين يک آدم خيلي خطرناک است
اين نوع درگيري هاي حرفه اي،مسابقاتي را ايجاد مي کنند که حتما بايد ديده شوند
دو نابغه،دو سرگرم کننده فوق العاده
به ياد مي آورم که ما يک مسابقه اي در ورزشگاه خالي از تماشاگر داشتيم
مي داني راک چرت و پرت هاي زيادي را پشت تلفن گفت
آن مسابقه جنبه هاي زيادي داشت که کسي تا حالا نديده بود،ايجاد چنين مسابقه اي خيلي زيرکانه بود
من فقط کار خودم را انجام دادم،اينکه او را براي مرحله بعدي در دوران ورزشي اش آماده کنم
من به يک حريف عالي نياز داشتم راک ساخته شده بود او آن شخص بود
ما جنگيديم،ما حيوان بوديم،ما شير بوديم،ما همه اين چيز ها بوديم
مي خواستيم که شماره يک باشيم و اين مهم بود
و در آن زمان کمپاني حرف اول را در همه جا مي زد
و ما در آن دوره باورنکردني حضور داشتيم
پس اين براي من مهم بود که من آن کسي باشم که همه اين ها را رهبري کند
و من نمي خواستم که نفر دوم باشم وقتي که مي توانم نفر اول باشم
و مطمئناً استيو آستين هم نمي خواست که نفر دوم باشد
اگر که شما فکر مي کنيد که استون کلد در بالا ترين نقطه دبليو دبليو اي نشسته بود و به اين فرد جوان نگاه مي کرد که دارد بالا مي آيد و با خوش مي گفت که
اين پسر مي خواهد جاي من را بگيرد و اين عالي هست،در اشتباه هستيد او مي گفت امکان ندارد که بگذارم جاي من را بگيرد
فقط يک جايگاه شماره يک وجود داشت و من مي خواستم آن را به دست بياورم
و استون کلد هم همين احساس را داشت
پس من به ياد مي آورم که او يک تصوير را به صورت خنده دار براي من امضا کرد
و نوشت استون کلد استيو آستين،شماره يک
و بعد من اين تصوير را ديدم و با خودم گفتم،اوه مرد،او فکر مي کند که نفر شماره يک است
و اين يک چيز کوچکي بود و مي داني به عنوان يک اجرا کننده،به عنوان يک ورزشکار به عنوان يک مرد من مي توانم که از آن تشکر کنم
من از آن مهر من شماره يک هستم قدر داني مي کنم
يک روزي من شماره يک خواهم شد
فکر مي کنم راک دوست داشت که آن را انجام دهد و با خودش مي گفت
با تمام احترام به استون کلد استيو آستين که او شخص شايسته اي است من مي خواهم به بالاترين جايگاه بيايم
زماني که استون کلد و راک با يکديگر کار مي کردند اين واقعي بود
يک درگيري واقعا صادقانه و واقعي براي جايگاه شماره يک در کمپاني
مسابقه استون کلد در مقابل راک در رسلمينا 15 بود
درگيري او با آستين يک همکاري طبيعي بود
نام بهترين کتابي که تا حالا نوشته شده است،استون کلد عليه راک است و زيبايي آن به اين است که يک قسمت فوق العاده در آن دارد که آن اين است که استيو،راک کون تو را جر خواهد داد
اگر خوش شانس باشيد در هر نسل يک سوپراستار خيلي بزرگ را خواهيد داشت
مثلا چندين نسل پيش،هالک هوگان بود،اکنون جان سينا هست
در آن نقطه زماني دو تا وجود داشت آستين و راک
استون کلد استيو آستين،تو تک به تک در مقابل فرد فوق العاده قرار خواهي گرفت
و راک تضمين مي کند که بعد از رسليمنيا به تو اثبات کند که چرا راک فوق العاده هست و تو نيستي
ممکن شما ديگر دو نفر به اين بزرگي را در يک زمان در کمپاني نبينيد
راک همه آن چيزي بود که استيو مي خواست
فکر مي کنم راک از آن سوپر استار هايي بود که ارتباط خوبي بين او و آستين وجود داشت
و آنها رقابت تنگاتنگي با هم داشتند و اين نظرات متفاوتي را ايجاد مي کرد
زماني که راک و آستين همزمان با هم در رينگ حضور داشتند اين جادويي بود
هر دو نفر مي خواستند که نمايش را از آن خود کنند
اما بعد از آن تو متوجه مي شدي که هر دو نفر توسط اجرايي که در کنار هم داشتند نمايش را از آن خود کردند
راز آن در اين است که هر دو نفر به رينگ مي رفتند و اين اهميتي نداشت که چه کسي پيروز مي شود يا مي بازد
زماني که من سعي کردم از راک عبور کنم او به من اجازه نداد
و زماني که سعي کردم از طرف ديگر راک رد شوم و ورودي خودم را اجرا کنم او به من اجازه نداد و بعد از آن من شروع به مشت زدن کردم و مسابقه شروع شد
ديدن اينکه دو نفر با اين کاريزما در حال مسابقه دادن با يکديگر هستند،يک محتواي عالي بود
و آنها واقعا لياقت اين را داشتند که در نمايش حضور داشته باشند و هر چه در توان داشتند را ارائه دادند
کاريزماي راک اثبات کرد که سرگرم کردن مردم ارزش خيلي بيشتري از رکورد برد و باخت ها دارد
و طرفداران به چشم ديگري به او نگاه کردند
راک امشب به آن بيرون خواهد رفت و بهترينش را انجام خواهد داد
...و اسمکدان را بر روي کون گوهي
نه،هي،آن را انجامش ندهيد
راک کاري را انجام مي داد که ما در کشتي به آن خنداندن مردم مي گوييم و سپس آنها را ساکت مي کرد
...اگر که شما استشمام مي کنيد
هي،اين را همراه با قهرمان نگوييد
اين مرد فقط براي سرگرم کردن ساخته شده بود و او خيلي با مزه بود
و اين کمي براي راک تنازع داشت که نقش منفي باقي بماند
بهترين نقش منفي اي که مخاطبان دوست داشتند از آن متنفر باشنند
و زماني که شما با استعداد باشيد،درست مثل راک مخاطبان شروع به تحسين شما مي کنند
...براي اينکه به تو ثابت کنم و ميليون ها
آن کار را انجام ندهيد
آنها به خاطر استعداد و فاکتور احترام او را دوست داشتند
...اگر که شما استشمام مي کنيد
لعنتي ها اين را همراه با قهرمان نگوييد
وقتي که شما سرگرم کننده باشيد مخاطبان به آن احترام مي گذارند
در نتيجه شما آن چيزي را که به آن احترام مي گذاريد دوست داريد
گوش کن،تو راک را مجبور کردي که اسمکدان را بر روي کون شکلاتي تو اجرا کند
!هرچي تو مي گويي قهرمان!هرچه
!هرچه قهرمان تو کون گوهي شکست مي خوري
چيزي که اهميت دارد اين است که تو حد و حدود خود را بداني و يک ساندويچ بدون پنير به راک بدهي
صحبت کردن با ميکروفون بهترين روش براي تحت تاثير قرار دادن مردم است
من يک صحبت کوتاه با تو (استون کلد) دارم و آن اين است
ماري يک لامپ کوچک دارد و بگذار به تو بگويم که چه کار مي کنم شاشيدم بر روي لامپ،شاشيدم بر روي ماري و شاشيدم بر روي تو
او قادر بود که براي مردم تعيين هويت کند
خفه شو جبروني
نگران نباش جبروني،راک اذيتت نخواهد کرد استون کلد استيون آستين،مردم يک لحظه صبر کنيد
بهتر است که حد و حدود خودت را بداني قبل اينکه وينس و راک تو را به آنجا بازگردانند احمقي با قد7فوت
من راک را دوست دارم،من موزيک راک را دوست دارم من وقتي که او اَبرو مردم را انجام مي دهددوست دارم
من وقتي او فن آرنج مردم را انجام مي دهد دوست دارم
من دوست دارم هرکاري که او مي کند را ببينم،دوست دارم فن راک باتم را ببينم،دوست دارم ببينم که او اسمکدان را بر روي کون شکلاتي ها اجرا بکند
اکنون يکسري ها مي گويند که راک يک نمايد است
تمام محتواي راک يک شخصيت در زندگي بود
25هزار طرفدار راک بر روي پا هاي خودشان ايستاده اند الکتريسيته بدن آنها را فرا گرفته است و آنها مي گويند
هي،نگاه کن شوکه کننده ترين مرد در ورزش هاي سرگرمي در اينجا حضور دارد
کفش 600دلاري او
اين يک لباس 800 دلاري الکتريسيته اي است
اَبرو يک چيز احمقانه بود هيچ کسي نمي تواند اَبرو را بالا ببرد
آنها همه مي خواهند که راک اَبرو مردم را بالا ببرد
اين اينجوري هست که وقتي که تو داري نقشي مانند آن را بازي مي کني همه چيز جواب خواهد داد
راک مي تواند که از ميان مردم وارد شود درست مانند اين
...در حالي که احاطه شده است توسط ميليون ها
نفر از طرفداران راک
آيا تو درس گرفتي؟ چون آنها دارند نام او را فرياد مي زنند
فکر نمي کنم که با شکست دادن يک نفر بشود بهتر از صحبت کردن،با طرفداران ارتباط برقرار کرد
دهانت را ببند،منظورت چيه که راک اينجا چي کار مي کند؟اين نمايش راک است،راک هر کاري را که بخواهد انجام مي دهد،راک داور است
راک نمي شمارد راک نمي خواهد که بشمارد
...يک،دو
اصلا اهميتي ندارد که راک شماره سه را بشمارد
همچين آدمي تا حالا در تلويزيون وجود نداشت اين آدم کاملا سرگرم کننده بود
چيزي که هر کشتي گير در دبليو دبليو اي نياز دارد ساختن جوي است که مخاطبان با آن ارتباط برقرار کنند
چيزي که شخصيت راک داشت
مردم دوست دارند که جزوي از نمايش باشند مردم دوست دارند که شرکت داشته باشند
مثل وقتي که تو مي گويي ...بالاخره راک بازگشت به
بالاخره راک به بوستون بازگشت
به ميلواکي
و همه مردم داخل ورزشگاه اين را دوست خواهند داشت مي گويند که اين پسر ما هست
و مردم داخل خانه مي گويند که ما نمي توانيم صبر کنيم تا او وارد نمايش شود
منظورم اين است که اين قسمتي از زيرکي او بود همه را درگير مي کرد
او قهرمان مردم است
او اين اعتماد به نفس را داشت که هر کاري که انجام مي دهد با حال است
او يک اجرا کننده بود
آن کار با حال بود چون راک آن را انجام داده بود
راک مي گويد که صداي تو اينجوري به نطر مي رسد
هر وقت که او ميکروفن را بر مي داشت جادويي بود
هدف من فقط سرگرم کردن مردم بود
هر کسي ممکن است بلندترين و بزرگترين را انجام بدهد اما من بهترين و سرگرم کننده ترين را انجام مي دهم
و من نمي خواهم در هر اجرايم چيزي وجود داشته باشد که سعي نکرده باشم انجام دهم
او از هيچ چيز نمي ترسيد
او دقيقا مي دانست که به عنوان يک اجرا کننده چه کسي است
و بيايد و به شما اين را بگويد که اسم من بيلي است
اصلا اهميتي ندارد که اسم تو چي هست
پنکيک دوست داري؟آره
چيزي که راک مي گويد اين است:چرا تو به کونت پنکيک نميزني و به شيکاگو بر نميگردي
او يک شخصيت بيش از حد قوي داشت
که هيچ کسي نمي توانست او را لمس کند
چيزي که راک مي گويد اين است که بيگ شو،تو فکر کردي کسي مثل راک را با گفتن اين تحت تاثير قرار داده اي؟
راک در زمينه درگير کردن مردم يکي از بهترين ها بود اگر که بهترين نباشد
اگر که شما استشمام مي کنيد که راک چي پخته
او چيزي که شما نياز داشنيد را ارائه مي داد
هر چيزي که او مي گفت بامزه بود
...راک مي گويد که تو چه کار مي خواهي بکني با اوه صبر کن،اين نبود،اين نبود
که آن مردي باشي که وووو قرار است آن مرد را شکست دهد
اين نبود،نه جبروني اين نبود
اين است
نه اين نبود
تو نوعي انسان زنده اي هستي که شبيه تارزان است و مانند جِين کشتي مي گيرد
او خيلي چرت و پرت مي گفت ولي اين را خيلي زيرکانه انجام مي داد و همه را سرگرم مي کرد
من نقل قول هاي او را به ياد مي آورم چون من مورد هجمه تمام آنها قرار گرفته بودم
تو تک به تک در مقابل شخص فوق العاده قرار خواهي گرفت
آن يکي که من را واقعا عصباني کرد اين بود
اسم تو چي هست؟
...من به تو گفتم اصلا اهميتي ندارد که اسم تو چي هست
...او دوباره گفت که اسم تو چي هست؟ من گفتم کريس گفت اصلا اهميتي ندارد که اسم تو چي هست
تو فقط 5ثانيه فرصت داري
مايکل کول نشان بده که چه چيزي روي دستت هست
و او با مردم ارتباط داشت
اسم من کِين هست
و من يک کون شکلاتيِ گوهي هستم
آندرتيکر تو وارد مي شوي و مي گويي بمير بمير،بمير و از اين چرت و پرت هاي احمقانه
مي خواهم بگويم که اين فرد مضخرفه
تو جِبروني کون گوهي همين جوري دهانت را باز مي کني و زر مي زني
او نقل قول هاي زيادي داشت و واقعا به يکي از آنها پا فشاري مي کرد
حتي او کلمات را اختراع مي کرد او کلمه اسمکدان را را اختراع کرد
اين کلمه اصلا در ادبيات آمريکا وجود نداشت او اين کلمه را ساخت
يکي از طرفداران بزرگ راک امشب در اينجا حضور دارد و اسم او نو مارگارسيا است
راک يک چوب بيسبال را انتخاب کرده است
و راک مي خواهد که تو يک کار خيلي خاص با آن چوب انجام بدهي مي خواهم که تو آن را خيلي خوب برق بياندازي،به برق انداختن ادامه بده
کمدي بخش بزرگي از هوشمندي راک بود
مي توانم رازي را با تو در ميان بگذارم؟ من و راک قرار است با هم تيم شويم
مردم منکايند را به عنوان هم تيمي راک مي خواهند
مي خواهم که تو من را به عنوان يکي از افراد تيم فوق العاده ي راک اَند ساک کانکشن بداني
او با عضوي از اين تيم شدن توانست خودش را به عنوان يک کمدين نشان دهد
مايکل کول،دهانت را بدان و حد و مرز خودت را ببند
اين اصلا اهميتي ندارد که من چه حسي دارم،مايکل کول
اين من را شوکه کرد که چقدر خوب بود
اين يکي از زيرکانه ترين بخش هاي کسب و کار بود که ما انجام داديم
اين پنج شنبه شب است،اين اسمکدان است اين نمايش راک است
حقيقت اين است که ما يکسره صحبت نمي کرديم که چه کاري را مي خواهيم انجام بدهيم
ما فقط مي رفتيم به آن بيرون و مي گذاشتيم که اتفاقات خودشان رخ بدهند،احتمالا اين باعث مي شد که اين همکاري خاص به نطر برسد
و اين باعث شد لحظاتي ايجاد شود که نتوان مانند آن را شبيه سازي کرد،نتوان مانند آن را بازي کرد
...و منظور راک بيست مرد است
...و اين ها نيستند
طرفدار منکايند
...اگر که شما استشمام مي کنيد
با جوراب
جبروني ديگه اين کار را انجام نده
کار کردن به عنوان هم تيمي او باعث افتخار بود
اين جواب مي داد چون اين واقعا بامزه بود
راک به تو اجازه مي دهد که ليموزين او را براني
تو بايد نقش خودت را بداني راک نقش خودش را مي دانست و ميک هم نقش خودش را مي دانست
به همين دليل آنها تيم فوق العاده اي بودند
بزن قدش
راک فقط تو يک بار به آن بيرون برو و اين را براي ميکر پيروز شو
ميکر ديگر چه کسي هست؟ احمق
وقتي آنها وارد مي شدند شما لبخند مي زدي مي دانستي که اين خوب خواهد بود
راک اين بزرگ است اين مهم است
در حقيقت اين زندگي تو هست
و ما خيلي با مزه آن را انجام مي داديم
اين فقط يکي از لحظات مورد علاقه من در اين تيم نبود بلکه اين مورد علاقه ترين لحظه ي من در راو بود
در مورد چيزي که من گفتم وينس در پشت صحنه ديوانه شد و عصباني بود
من واقعا ناراحت بودم چون او گفت براي هميشه
و فرداي آن روز راک به روي شانه من زد و گفت که هي،تو درد مورد ريتينگ شنيده اي؟
گفتم نه و او تعداد را به من گفت
و ما موفق شده بوديم طرفداران زيادي را از دبليو سي دبليو به دبليو دبليو اي منتقل کنيم
امروزه در دنيا ي مدرن تکنولوژِي مردم به هم پيام و توييت مي دهند
اما در آن زمان مردم بايد به هم تماس تلفني مي گرفتند و مي گفتند که تو بايد ببيني که چه اتفاقي دارد در دبليو دبليو اي مي افتد
فکر مي کردم که اين خوب باشد اما فکر هم مي کردم که شايد خوب نباشد
راک اين لحظات زندگي تو هست که پربيننده ترين بخش در تاريخ راو باقي مانده است
دبليو دبليو اي به بيشترين رِيتينگ و فروش تمام بليط هاي هر نمايش در هر هفته دست يافت
اما براي يک سال بود که استون کلد استيو آستين از مصدوميت گردن رنج مي برد
و راک کسي بود که اين وظيفه را بر عهده داشت تا او را شکست دهد
راک و تريپل اچ بهترين سال خود را داشتند
با رفتن من آنها در مسابقات پاياني قرار گرفتند و آنها مسابقات و درگيري هاي عالي اي داشتند
هر دو اين کمپاني را بر روي دوش خود حمل کردند و کون يکديگر را جر دادند
اکنون راک با کسي که مثل خودش محبوب است مواجه نمي شد اکنون با کسي مواجه مي شد که جهان از او متنفر است
او مي خواست که برترين نقش منفي باشد که اين کسب و کار تا به حال به خود ديده است مخصوصا زماني که من در آن موقع به برترين چهره ي محبوب تبديل شده بودم
به عنوان يک اجرا کننده من مي دانم که اين يعني چي وقتي که تو تمام چيزي را که داري در اختيار من مي گذاري
زماني که استون کلد به دليل مصدوميت خارج شد
با آن محبوبيت زياد نزد تماشاگران چه کسي فکر مي کرد که کسي بتواند جاي او را بگيرد
بو دست پخت راک را استشمام مي کني؟ او دارد زمان بزرگي را مي پزد
وقتي که زمان اين براي او فرا رسيد که واقعا آن مرد شايسته باشد
او به اين چالش آمد و او وقعا آن فرد شايسته بود
منظورم اين است که در آن زمان همه چيز در همه جا در مورد راک بود
در سال2000خيلي چيز ها اتفاق افتاد
نمايش هاي کشتي در هفته گذشته جزو دو برنامه برتر در تلويزيون هاي کابلي بود که راک در آنها حضور داشت
راک جهان کشتي را با طوفاني از محبوبيت مواجه کرده است
راک جهان کشتي را تسخير کرده است و راه خودش را به جهان ادبيات گشوده است
اين پر فروش ترين است
فدراسيون کشتي جهاني هنوز عشق اول من است
او خيلي شگفت انگيز است او مي داند که چگونه عمل کند
بينندگان آن نمايش شنبه شب ها خيلي بالا رفت
و تو مي دانستي که اين مرد مخاطبان را به خود جذب خواهد کرد
دوران هيجان انگيزي بود همه چيز اتفاق مي افتاد
به همان خوبي که او در داخل رينگ همه را جر مي دهد او مي تواند همه کاري را انجام دهد
مانند اين که به شبکه اِم تي وي بيايد و تمام مخاطبان او را دوست داشته باشند
همه هنوز در مورد جمهوري خواهان صحبت مي کنند
شما راک،قهرمان جهاني فدراسيون جهاني کشتي را دعوت کرديد تا در گردهمايي جمهوري خواهان صحبت کند
به خاطر مي آورم که به وينس گفتم ما بايد صحبت بزرگي را در مورد يک ايده در حال رشد انجام دهيم
و آن انجام يکسري کار خاص و بازي کردن فيلم در کمپاني بود
و وينس گفت:آره،همين است بگيرش
گفتم نمي خواهم از آنجا بگيرمش مي خواهم از اينجا بگيرمش
گفتش:آره،آنجا بگيرش
بعدش من از اينجا گرفتمش
و او اين را دوست داشت چون اين او بود اين آرايش او بود
مي داني او يک مهاجم است او مي خواهد که جهان را تکان دهد
راک،چه اتفاقي افتاد زماني که دوئين جانسون به بيرون از رينگ پا گذاشت؟
احتمالا بازيگري
مي خواهم که تو ستاره بعدي فيلم هاي اکشن باشي
زيرا تو آن طرز نگاه و شخصيت را داري
راک امسال خيلي رو بورس است
او به بخش فيلم سازي حرکت کرده است
در اين فيلم من مي خواستم که بازي خوبي داشته باشم
من زمان زيادي را منتظر ماندم تا به هاليوود بيايم
من مي خواستم که در فيلم ها حضور داشته باشم
مي خواستم که در سينما حضور داشته باشم
اين هدف من بود
وقتي هشت سال داشتم من هريسون فورد را ديدم من آن را مي خوستم
آن فيلم اين فرصت را به من داد با اينکه فقط 5دقيقه حضور داشتم و هيچ چيزي نگفتم،اصلا ديالوگ انگليسي نداشت
به خاطر مي آورم که آن شب داشتم فيلم را نگاه مي کردم و با خودم فکر مي کردم او از اين کسب و کار خارج خواهد شد،اين خيلي بزرگ است
از وقتي که استيو خارج شده بود،راک به سطح بالاتري رفت
و او در همان سطحي حضور داشت که استيو بود شايد هم مورد توجه بيشتري قرار داشت
و اکنون پادشاه برگشه است
در سال 2001،رسلمينيا17جايي که67 هزار نفر گرد هم جمع شدند
که از رسلمينيا3 به بعد بيشترين جمعيت حاضر در رسلمينيا بود
.و بيشتر اين موفقيت به خاطر دو فوق ستاره بود استون کلد استيو آستين و راک
که همکاري آنها به اوج خود رسيده بود
يکي از چيز هايي که من مي توانم در مورد استيو و رابطه ما از آن قدر داني کنم اعتمادي است که اتفاق افتاد
تنشي در ابتدا وجود داشت چون او من را نمي شناخت، من هم او را نمي شناختم
و سپس شما ديديد که او سعي کرد راه را براي من هموار کند از زماني که شروع کرد به من اعتماد کند
و ما شروع کرديم به عنوان اجرا کننده هم به يکديگر اعتماد کنيم
چون او از مصدوميت گردن بازگشته بود که مي توانست به کار او پايان دهد
و زماني که او شروع کرد در رينگ به من بيشتر اعتماد کند اين مسابقات ما را خيلي بهتر کرد
ما خشونت و اينکه همه خوني بشوند را دوست داشتيم
اين خيلي خيلي بزرررررگ بود
اين تماماً در مورد قلب است،اين در مورد مشکلات شخصي و غرور است و چه کسي قرار است فرد برتر در اين کسب و کار باشد؟
اين مسابقه فوق العاده اي بود
قدرتي و خيلي فيزيکي بود
رسلمينيا17شگفت انگيز بود
من مسابقه ابتدايي در آن شب بودم و داشتم مسابقه نهايي را نگاه مي کردم
با خودم مي گفتم خداي من.فکر مي کردم که اين خوب باشد
در آن شب استون کلد فرد پيروز بود
فرد فوق العاده به هاليوود رفت تا در اولين فيلم آينده اش حضور يابد
عقرب شاه
راک به دليل داشتن بيشترين دستمزد در اولين فيلمي که نقش اول بود به سر تيتر خبر ها تبديل شد
راک ستاره بعدي فيلم هاي اکشن خواهد شد
براي مردي به آن جثه،او خيلي خوب حرکت مي کرد
من براي هر چه که دارم خيلي سخت کار کرده ام
عقرب شاه در مکان بالايي درباکس آفيس قرار گرفت
و راک به يک بازيگر هاليوودي تبديل شده بود
اما اشتياق اصلي او هنوز سرگرم کردن ميليون ها طرفدارش بود
براي مدتي من و او به نوعي همه را مورد اذيت قرار مي داديم
به ياد مي آورم که يک بار در شيکاگو بود که راک و جريکو بر روي صحنه بودند و استفاني مگمن را اذيت مي کردند
انگار که من از اين طرف او را به رگبار بسته بودم و راک هم از آن طرف
اين يکي از بهترين بهترين بخش هايي بود که من با او در آن حضور داشتم
کرگدن و سورااااخ خفه شو
هر دو ما به نوعي مردم آزاري داشتيم
اما از اينکه ما اين مشکل را داريم نگران نباش ما مي توانيم از سينه هاي استفاني به عنوان تيوب شناور استفاده کنيم
تو سينه هستي منظورم اين است که بهترين هستي
من هر جوکي که مي توانستم مي گفتم و اين خوب بود،حال مي داد
ما تِست را در اينجا داريم و همراه با کسي که سينه هاي خيلي بزرگي را حمل مي کند
راک مي خواهد بگويد که تو خيلي ناز به نظر مي رسي سينه هاي بزررررگ
تولدت مبارک اِستِف
تو سينه هاي بزرگي را با خودت حمل مي کني
استفاني ،راک فهميده است که تو احتمالا زير پسر هاي زيادي بوده اي
پس امشب را استراحت کن اگر که استشمام مي کني که راک دارد چه مي پزد
او در آن زمان بامزه بود
اينکه او چرت و پرت مي گويد اصلا اهميتي نداشت چون آنها سرگرم مي شدند
شين مگمن،اين عنوان قهرماني دقيقا مانند خواهر تو هست که نوبتي به همه مي رسد
او کارهايي را انجام مي داد و چيز هايي را مي گفت که خيلي ها آرزو مي کردند که کاش آنها هم بتوانند اين کار ها را بکنند
تو خيس شدي
همراه عرق کردن چون اينقدر نزديک به راک ايستاده اي
دوست داري کمي از چيز هاي راک را امتحان کني؟
زماني که فوق ستاره اصلي شکست ناپذير دبليو دبليو اي هالک هوگان برگشت
راک بر روي اين تمرکز کرد که از روي او هم مانند همه رد شود
...من در آن زمان شخصا احساس مي کردم راستش احساس خوشنودي مي کردم
چيز هاي خيلي زيادي هست که در کشتي نسبت به آن حس خشنودي دارم
و به ياد مي آورم در مورد ايده اينکه هالک هوگان بازگردد با وينس صحبت کردم و او گفت عاشق اين ايده هست
فکر مي کنم که اين براي اين کسب و کار فوق العاده است
و من هم براي خودم اسمي دست و پا کرده بودم
...اين يک چيز به هرحال،هرچيزي که من مي خواستم بگويم را وينس مي دانست
و او گفت:آره،کاملا
پس ايده کشتي گرفتن هوگان و ايجاد اين مسابقه که يکي از بهترين هاي تاريخ و نماد در مقابل نماد بود خيلي خيلي خاص بود
بيش از60هزار طرفدار جمع شده بودند و اين براي من خيلي خاص بود که چقدر شغل من جذاب است
آره
وقتي در مورد کشتي حرف مي زنيم بايد به اين دو نام اشاره کنيم
اين براي من يکي از آن لحظاتي بود که يک بار در طول زندگي رخ مي دهد
در رسلمينيا 3 آندره يک نام جهاني بود و آن را به هوگان واگذار کرد و هوگان هم آن را به راک تقديم کرد
آن يک شب خاطره انگيز بود
اين واقعا خيلي خيلي جذاب بود
من واقعا آن شب خيلي شوکه شده بودم
مخاطبان خيلي مشتاقانه به هالک هوگان واکنش نشان دادند
که اين براي بيشتر ما غافلگيرانه بود،بيشتر انتظار داشتيم که يک واکنش پنجاه پنجاه باشد که نبود
زماني که من بيشتر از او تشويق مي شدم به اين فکر مي کردم که مردم نمي دانند که او به چه اندازه خوب است
آن يکي از باور نکردني ترين شب هايي بود که من تا کنون در دوران ورزشي ام داشته ام
چون مخاطبان صد در صد مشتاق آن مسابقه بودند
اگر شما طرفدار مسابقه تکنيکي هستيد بايد مسابقه راک و هوگان را در رسلمينيا تماشا کنيد
و اگر صدا را قطع مي کردي ديدن اين مسابقه را رها مي کردي
اما اين کاري نبود که ما مي کرديم
ما اين لحظات را مي ساختيم و اين لحظات با انرژي موجود در آن ساختمان توسط طرفداران دبليو دبليو اي ايجاد مي شد
فکر مي کنم مسابقه راک و هوگان يکي از بهترين مسابقات تاريخ است
دو تا از برزگترين ها که جمعيت را هيجان زده مي کنند در بزرگترين صحنه اي که داريم
و اين شگفت انگيز بود
اين مسابقه اي است که تا به امروز از آن صحبت مي شود
قادر بودن به انجام چنين مسابقه اي با او خيلي خاص بود
و يکي از ماندگارترين لحظات دوران ورزشي من است
مسابقه اي که اين دو داشتند شگفت انگيز بود،باورنکردني بود
وقتي که هر دو آنها به پشت صحنه آمدند و اين شامل من هم مي شد
هر سه ما گريه مي کرديم
يک مسابقه کلاسيک بود فوق العاده بود
به دنبال مسابقه او با هوگان ،راک مرخصي گرفت تا در زمينه بازيگري اش پيشرفت کند
و زماني که او بازگشت طرفداران دبليو دبليو اي با آغوش باز از او استقبال کردند
99.9درصد مردم درک کردن که من فيلم بازي مي کنم و زماني که بازي کردنم تمام شد مي آيم و آنها را سرگرم مي کنم
به هرحال راک بازگشت و در مدت کوتاهي دوباره اينجا را به سمت هاليوود ترک کرد
اين بار با اينکه او مدت کمي دور بود او از قهرمان مردم به موش مردم تبديل شد
مخاطبان مي دانستند که راک دوباره آنها را ترک خواهد کرد
در اينترنت طرفداران مي گفتند که راک بيشتر به هاليوود مي رود
مردم حس مي کردند که او دوباره ترک مي کند اينجا را و به فيلم سازي مي رود،او براي ما کشتي نمي گيرد
گاهي اوقات که تو اينجا را به دلايل شخصي ترک کني بعد از آن ديگر دوست داشته نخواهي شد
فکر مي کنم که طرفداران دبليو دبليو اي از راک انتظار داشتند که براي چندين سال ديگر در خانواده بماند
راک تصميم خودش را گرفته بود او اهدافي در اين زندگي دارد
او هميشه در اين کسب و کار خواهد ماند اما او هميشه در فيلم ها هم خواهد ماند
چه دوست داشته باشيد چه نه راک هنوز اينجا را به عنوان قهرمان مردم ترک خواهد کرد
اشتياق راک براي دبليو دبليو اي وطرفدارانش هرگز از بين نرفت
او اين واکنش هاي منفي را به عنوان علامتي براي تغيير پذيرفت
در آن زمان من مي توانستم انتقالي از دبليو دبليو اي به سوي ساختن فيلم به صورت تمام وقت داشته باشم
نه تنها بازي کردن آن سخصيت که آدم بدي باشي جالب بود بلکه من اين سعادت را داشتم چون ارتباطم با مخاطبان،هرشب انرژي جذابي را داشت
در رسلمينيا سال گذشته68هزار از شما مادر به...راک را در ورزشگاه بووو کرديد
انرژي جالبي بود،چالش اين بود که من هنوز خودم باشم
هَمبِرگلِر
هي،چي کار مي خواهي بکني؟
با چيز برگر به سر راک ضربه بزني؟
هم زمان با اينکه يک شخصيت سرگرم کننده متکبر بودم کسي هم بودم که
که مطمئن بوديد هنوز شخص خوبي را داريد که مخاطبان از ديدنش لذت مي برند
آره،مطمئنا آره،راک امشب حتما با پرواز اينجا را ترک مي کند.فکر مي کني که راک يک شب ديگر هم قرار است توسط مخاطبان دهاتي احاطه شود؟
گوشي را نگه دار نه،نه،نه،نه،نه
منظورم اين است که واقعا او به چه اندازه مي توانست منفور باشد؟
او خيلي سرگرم کننده بود
!يک سوال واقعا شما ها مي خواهيد که راک را بووو کنيد؟
شما نمي خواهيد بووو کنيد،مي خواهيد تشويق کنيد نه،مي خواهيم بووو کنيم
نه شما نمي خواهيد بووو کنيد مي خواهيد تشويق کنيد
اين جايي است که ما زندگي مي کنيم ما در تورنتو زندگي مي کنيم
خفه بشويد
در آن زمان راک مانند فِرِدي کروگر در فيلم ترميناتور بود زماني که به تنهايي در فيلم ها پيش مي رفت مردم او را دوست داشتند چون بيشتر آنها را سرگرم مي کرد
چه کسي مو هاي تو را کوتاه کرده؟ برو بزنش،کونت را هم بشور
من واقعا از او لذت مي بردم من فکر مي کنم که او يک الگو براي جان سينا بود
زيرا در آن زمان اگر فردي بووو مي شد در صورتي که نبايد مي شد اين مي توانست فاکتور محبوبيت او باشد
تعدادي از کشتي گيران فوق العاده اي زماني که طرفداران آنها را بووو کردند خرد شدند
...اگر که شما استشمام مي کنيد که راک
نگهش داريد
شما ابتدايش خواستيد که راک را بووو کنيد در نتيجه شما همخواني کردن با راک را هم از اين به بعد دست داديد
شما نمي توانيد با راک همخواني کنيد
نه،نه
فکر مي کنم زماني که او آن شخصيت منفي را پذيرفت مخصوصا در آن زمان با انجام دادن کار هاي هاليوودي
او آواز مي خواند،مي رقصيد او واقعا سرگرم کننده بود
راک مي گويد که کليولند کلا افليج است چگونه اين احمق ها مي توانند که وارد تالار مشاهير شوند؟
کانادايي ها بي کلاس هستند به همين دليل آنها مي توانند کون مردم را ببوسند
راک بايد اين را تماماً شوکه کننده مي گفت چون کليوند راک را کاملا مضخرف نمي دانست
هرچه که او انجام مي داد واقعا بامزه بود
راک خواننده خوبي بود مي داني او خواننده و نوازنده گيتار خوبي بود
او به اندازه کافي باهوش بود که اگر در کاري خوب هست آن را در تلويزيون ملي به نماش بگذارد
مي داني،اگر راک قرار است آواز بخواند او حتما در آن خوب است
راک يک ايده خوب دارد بهش فکر کن
براي اولين بار،براي اولين بار در راو براي اولين بار بعد از 10سال
خيلي خيلي بزرگ
کنسرتِ راک
ما براي دو بار کنسرتِ راک را برگذار کرديم يک بار آن در ساکرامنتو بود
من با شعر آمدم و مي خواستم اسمش را کنزو سيتي بگذارم
کنزو سيتي،کنزو سيتي،من آمدم به اينجا
اما بعد آن را به ساکرامنتو تغيير دادم
من شروع به نواختن گيتار کاملا خارج از کوک کردم
اما مي خنديدم
مي داني،زن هاي زشت در ساکرامنتو
او چه حرف مي زد چه نمي زد سرگرم کننده بود
راک وارد شد و در مورد ساکرامنتو آواز خواند مردم ساکرامنتو شايد از او متنفر باشند
اما ميليون ها و ميليون ها و ميليون ها بيننده در خانه هايشان داشتند مي خنديدند
...آن مکان
اما چيز جذاب اين بود که وقتي ...به واکنش طرفداران نگاه مي کردي
من خيلي خوش شانس بودم که اين ارتباط را با مخاطبان داشتم
آنها بووووو مي کردند اما لبخندي که به دنبال آن بر روي لب داشتند نشان مي داد که اين واقعا با مزه بود
راک راحت تر بود که نقش منفي را بازي کند
به همين دليل بود که طرفداران دبليو دبليو اي در درجه اول عاشق او شده بودند
ثانيه هاي حضور او در راو به ياد ماندني و سرگرم کننده بود
اما راک هنوز يک کار ناتمام داشت که بايد به آن مي پرداخت
راک همه کاري را در شغلش انجام داده است
به جز يک چيز
راک بايد يک کون شکلاتي را در رسلمينيا جر دهد
با شکست دادن استون کلد،راک همه کاري را در دبليو دبليو اي انجام داده بود
راک دوران بازيگري در هاليوود را به خوبي دوران ورزشي اش در دبليو دبليو اي سپري کرد
او خيلي مي خواست که خودش باشد،دوئين جانسون باشد نه راک
زماني که من به فرزندانم گفتم که کشتي بگيرند و آنها شروع به کشتي گرفتن کردند من مي دانستم که اين مرد خيلي بزرگ است
و سپس من دي وي دي را نشان فرزندانم دادم که در آن راک را شکست مي دهم و فرزندانم شروع به بوووو کردن من کردند
من عقرب شاه را شکست داده بودم (اشاره به فيلم سينمايي اي که راک در آن زمان بازي مي کرد)
يکي ديگر از کار هاي او که من از آن لذت و بردم و باحال بود
فيلمي بود که او نقش يک باديگارد را در آن ايفا مي کرد او يک انسان بامزه بود ،واقعا به صورت طبيعي با مزه بود
مي داني،به ياد مي آورم زماني که اين نقش بالا آمد همه گفتند که خداي من اين خجالت آور است
اما من اين را دوست داشتم،اين فيلم بود اين بامزه بود مي داني،اين سرگرم کننده بود
مي داني،او ابعاد مختلف خودش را نشان مي داد او تمام اين کار هاي متفاوت را مي توانست انجام دهد
بازيگري را که اکنون شما به عنوان يک کمدين مي شناسيد قبلا در فيلم هاي اکشن به خوبي ايفا نقش کرده است
او هر چيزي را مي تواند بازي کند چون خيلي با استعداد است
هي،گوش کنيد،من کلا شوخي کردم،به هر حال من در فنا ايفا ي نقش کردم (فنا نام يکي از فيلم هايي است که راک در آن بازي کرده است)
من از فنا رد مي شوم و به آن نمي پردازم
اما من فکر مي کنم که او در مورد آن فيلم جٌک ساخت
اصلا تا حالا فيلم فنا را ديدي؟
خب،احتمالا فقط تو آن را ديدي چون احتمالا هيچ کس ديگري آن را نديده است
قهرمان مردم،راک نمي تواند براي بازگشت صبر کند نمي تواند براي الکتريسيته کردن صبر کند
آن ورزشگاه به کمي الکتريسيته نياز دارد تو آن الکتريسيته را حس مي کني،نمي کني؟
نه،تو حس مي کني که يک خوشه موز به سوراخ کونت چسبيده،اين چيزي هست که تو حس مي کني
شما مي توانيد از کلمه سوراخ کون استفاده کنيد چون اين کلمه خيلي بامزه اي است
اگر که شما استشمام مي کنيد بو آن چيزي را که راک دارد مي پزد
هيچ چيزي رد بر با استعداد بودن او نيست
و هيچي رد بر تيز هوش بودن او در کار نيست او همه اين چيز ها را داشت
فکر مي کنم که در آن زمان واضح بود که هاليوود دارد به شغل او تبديل مي شود
و دبليو دبليو اي تبديل به شغل نيمه وقت او شده است
ما واقعا نزديک به برنامه زماني او کار مي کرديم
من هرگز نگفتم که ميک فولي تنها به راو باز مي گردد
الکتريسيته ترين تگ تيم دنيا راک اَند ساک کانکشن هست
در آن زمان من مي دانستم که او براي مدتي است که مسابقه کشتي نداشته است
پس من تشخيص دادم که اين معامله بزرگي است
در حقيقت اين اتفاق خيلي بزرگي بود پس من خواستم که راک بازگردد
من هميشه گفتم که او معامله هاي بزرگ را انجام مي دهد
من فکر نمي کردم در آن سطحي باشم که او من را براي بازگشتش در نظر بگيرد
و زماني که او به من گفت آره،اين معامله بزرگي بود
هيچ کسي فکر نمي کرد که او براي يک رويداد کشتي باز گردد
در سال2008 راک براي يک شب خاص به خانواده اش دبليو دبليو اي باز گشت
به منظور اينکه پدر و پدر بزرگش را به تالار مشاهير دبليو دبليو اي وارد نمايد
پدرم براي من يک قهرمان بود
هيچ چيزي مانند ديدن بازگشت راکي جانسون نبود
اين باعث افتخار من است که خوش آمد بگويم و پدرم راکي جانسون را به تالار مشاهير دبليو دبليو اي در سال2008 وارد نمايم
من هرگز در رويا هم فکر نمي کردم که در اينجا بايستم و اين کلمات را بگويم
پدر بزرگ من به درستي يکي از بهترين ها در اين کسب و کار بود
پيتر مايويا يکي از اولين کشتي گيران سامو آيي بود که در سراسر جهان باعث افتخار شد
بابا بررگ اميدوارم که باعث افتخار تو شده باشم
چون من مطمئناً به شما افتخار مي کنم
طرفداران دبليو دبليو اي خانواده هستند،خانواده من هستند هميشه خانواده من بوده اند،من هرگز اينجا را ترک نکردم
من گاهي سکوت مي کردم و کاري را انجام مي دادم که عاشقش بودم
من هرگز هيچ وقت نخواستم که از دبليو دبليو اي يا طرفداران براي کمک کردن به دوران بازيگري ام سو استفاده کنم
من هيچ وقت قبلا اين کار را نکردم اما حقيقت اين که چرا من کنار مي کشم اين است که
اگر من مي خواهم کاري را انجام دهم اين براي من مهم است
من آن را انجام مي دهم و بعد از آن به دبليو دبليو اي باز مي گردم و اصلا به اين فکر نمي کنم که الان زمان خوبي براي تبليغ فيلم هايم است
و من فکر مي کنم که او يکي از چيز هايي بود که بايد از دستش مي داديم تا درک کنيم واقعا او چقدر خوب بوده است
خانم ها و آقايان لطفا به ميزبان رسلمينيا27 خوش آمد بگوييد
من فکر مي کنم او بازگشت چون واقعا دلش تنگ شده بود
و فکر مي کنم که او فقط براي خوش گذراندن نيامد بلکه او براي ساختن لحظاتي بسيار ديدني براي نسل جديد طرفداران بازگشت
بعد از7سالِ طولاني
!بالاخره
!بالاخره
بالاخره راک به اناهاي بازگشت
...که اين يعني
بالاخره راک به دو شنبه شب راو بازگشت
که اين يعني بالاخره راک به خانه بازگشته است
من به خاطر شما به اين رينگ بازگشتم و من به خاطر شما اين کار را کردم و به شما مي گويم که من هرگز هيچوقت اينجا را ترک نمي کنم
زماني که من بازگشتم و گفتم که من بازگشتته ام و هرگز اينجا را ترک نمي کنم
من به اين اشاره کردم که مي خواهم تاثير گذاري فوق العاده اي را ايجاد کنم
دبليو دبليو اي از آستين3:16 قدرتمند به اگر که شما مي توانيد آنچه را که راک مي پزد استشمام کنيد رفته است
و بعد از اين همه راه به تو نمي تواني من را ببيني رسيده است
اين مرد دارد در مورد چي...حرف مي زند
تو نمي تواني من را ببيني من مي توانم تو را ببينم
تو مي تواني من را ببيني؟
اوه،به من اعتماد کن،همه ما مي توانيم تو را ببينيم
ما همه مي توانيم تو را ببينيم
من تصميم گرفتم به دبليو دبليو اي بازگردم چون زمان آن فرا رسيده بود
و من به يک چالش احتياج داشتم
جان سينا نام خوبي براي خودش دست و پا کرده بود و به چهره ي کمپاني تبديل شده بود
و من بازگشتم و با جان سينا درگير شدم
و به طرفداران يک چيز فوق العاده اي را دادم
جان سينا با بدن مثل دايناسورش به اينجا مي آيد و اين طوري نگاه مي کند که شما ها خفه شيد
راک،تو ميزبان رسلمينيا هستي اين وظيفه ي تو هست اين را بشناس
تو به اين مردم گفتي که عاشق آنها هستي
اما من هر هفته اينجا هستم تا اين را نشان دهم
من در جورجيا با راک کشتي گرفتم
من با راک در لندن کشتي گرفتم
راک مجبور نيست چيزي را به طرفداران اثبات نمايد
ارائه دادن او الکتريسيته اي بود اما پيامش دور از امکان بود
!قهرمان مردم
او هيچ وقت با مردم نبوده است راک صحبت هاي تو درست به نظر نمي رسد
تو هروقت که اينجا را ترک کردي از حرف من پيروي کردي
براي 7سال ما نتوانستيم که تو را ببينيم
وقتي که راک مي گويد رِسِل مردم بگوييد مِينيا
...رسل مينيا
به نظر مي رسيد که او واقعا از بازگشتش راضي است
و فکر مي کنم که او بهترينِ حالت جان سينا را هم آورد
من فکر مي کنم که او يک چيزي را براي رسلمينيا ساخت
که نه تنها سرگرم کننده بود بلکه کاملا تاثير گذار هم بود
و او رسلمينيا را به پربيننده ترين برنامه تبديل کرد
... ديدن واکنش تماشاگران که احساسي شده بودند
بعد از 7سال دور بودن
خيلي خيلي خاص بود
آن انرژي را من هيچ جاي ديگري دريافت نکردم
پس اين من را تغذيه کرد،من را وادار کرد که تلاش کنم
اين زيبايي بازگشت به اينجا هست
اگر که شما استشمام مي کنيد ...لالالالالالالالالا
که راک دارد چي مي پزد
راک مي گويد که ما کاري را انجام خواهيم داد که هيچ کسي قبلا انجام نداده است
راک مي گويد که ما بزرگترين مسابقه تاريخ تا کنون را ايجاد مي کنيم
رسلمينيا 28،جان سينا در مقابل راک
واقعا فوق العاده بود که اين را به مخاطبان بگويي و توجه آنها را به سال آينده جلب کني
مردم تمام سال را انتظار کشيدند که اوه،خداي من چه اتفاقي قرار است بيافتد
من بايد آنجا باشم و زماني که راک و سينا اين را انجام مي دهند اين را ببينم
مانند اين است که براي کريسمس تقويم را چک کني و بگويي نه ماه ديگر مانده است،شيش ماه ديگر مانده است
و ما اين را در بهترين و بزرگترين رسلمينا تاريخ و در بزرگترين مسابقه در طول تاريخ کسب و کار خودمان قرار داديم
ما در بهترين حالت فيزيکي بوديم
اين فرد هنوز مي توانست اين را انجام بدهد
من صد در صد مطمئن بودم که کون او را جر خواهم داد او هم صد در صد مطمئن بود که کون من را جر خواهد داد
انتظارات براي مسابقه راک و جان سينا به بالاترين نقطه خودش رسيده بود
و حتي شايد بازگشت راک به زادگاه خودش مهم تر از مسابقه اي بود که قرار بود آنها داشته باشند
که همين باعث برگذاري يک جشن شد
اول از همه،من هرگز تولدم را جشن نگرفته بودم مخصوصا در تلويزيون ملي در جلو مخاطبان جهاني
آن هم ميليون ها نفر به صورت زنده تماشا کنند
...پس
من تماسي از سوي وينس داشتم و او اين پيام صوتي عالي را براي من گذاشت
و من با او تماس گرفتم و گفتم من چجوري مي توانم به تو نه بگويم
تولدت مبارک راک
بهترين بخش آن شب زماني بود که وينس به بيرون آمد و من اصلا نمي دانستم او چه مي خواهد بگويد
او احساس قلبي خودش را به من انتقال داد
مي خواهم از تمام دنيا و تمام کساني که در اينجا همراه با تو در ميامي،تولد تو را جشن گرفتند تشکر کنم
همچنين من دوست دارم از تو تشکر کنم براي آن شبي که من را کنار کشيدي و به من گفتي که وينس،من يک فرصت مي خواهم
من احترام زيادي براي دوئين قائل هستم
از ته قلبم از تو براي بازگشت به خانه متشکرم
!بالاخره
زماني که من براي اولين بار در سال 1996به رينگ دبليو دبليو اي پا گذاشتم
هدف اصلي من در آن زمان اين بود که باعث افتخار خانواده ام شوم
از پدرم تا مادرم و تا بابا بزرگم اميدوارم که باعث افتخار شما شده باشم
شما براي الکتريسيته ترين مرد در ورزش هاي سرگرمي آماده ايد؟
من به داخل اين رينگ بازگشته ام و به شما مي گويم که هرگز هيچوقت اينجا را ترک نمي کنم
...بالاخره راک بازگشت به
خانه
آن شبِ خاصي بود
و خانواده من هم آنجا حضور داشتند
مي خواهم که همه ي شما را به مادر راک معرفي کنم
اين مامان راک هست
او واقعا هرگز دبليو دبليو اي را ترک نکرد
اما چيزي که براي او مهم بود اين بود که جهان ديگري را تسخير کند
قبل از اينکه بازگردد
يکي از فوق العاده ترين چيز ها در ...مورد دبليو دبليو اي اين است که
من هميشه عاشق ايده نترس بودن بودم
مي داني که اين چه معني مي دهد
آن چيزي است که من مي خواهم من به آن حمله خواهم کرد
و من به دنبال آن مي روم و من آن را ايجاد مي کنم
و اگر آن اتفاق نيافتاد من يک فرصت ديگر ايجاد مي کنم
تقديم به طرفداران رستلينگ در کشور عزيزمان ايران
تقديم به دوست بسيار عزيزم محمد کرابي
ارائه شده توسط وب سايت مستر رستلينگ
برترين ارائه دهنده رستلينگ در ايران telegram:@MWRESTLING
ترجمه و زير نويس از عليرضا شاهي فر
instagram:alirezashahifar1 telegram ID:virgoooooool
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.