Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[ چند ساعت قبل ]
[ گانگسترهای لندن ]
رسانه بزرگ «نایت مووی» تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
بهش دست نزن
حتی نمیتونی نگاهش کنی، مگه نه؟
خودت میدونی چطور دست الیوت بهش رسید
دروغ تحویلم نده مامان
مسئله الان بیلیه
چیکار کردی؟ راستش رو بهم بگو
بیلی محمولهی آسیف رو پیدا کرد
و نمیتونستی این رو بهم بگی چون خودت دزدیده بودیش، درسته؟
نمیخواستم که بیلی صدمه ببینه
این رو میگی درحالی که دست قطع شدهش روی میزه
داشتم از تو و بیلی محافظت میکردم
از ما؟ - در مقابل کوبا -
مجبورم بودم کنترل اوضاع رو دست بگیرم چون تو نمیتونستی
نه ابدا. فقط نمیتونستی برنده شدنم رو تحمل کنی
بهت نیازی نداشتم. چشم نداشتی این رو ببینی
شان، فعلا باید باهم باشیم
اگه الیوت زنگ زد جواب نده - چی میگی؟ -
.کاری که میگه رو انجام نده ...در هر صورت برادرت رو
من برادرم رو نجات میدم
شان! گوش کن جفتتون رو میکشه، خواهش میکنم
!به حرفم گوش بده هردوتون رو میکشه
میرم دنبال بیلی - بیخیال بیلی شو -
بیلی دیگه از دست رفته
دیگه هرگز نه میخوام ببینمت نه باهات حرف بزنم
شیرفهم شد؟
اگه بابات بود کار رو تموم میکرد
بذار با برادرم صحبت کنم
شان
بیلی! میام دنبالت
نه. نیا. یه تلهست
فقط طاقت بیار بیلی
فعلا کافیه
چی ازم میخوای؟
شروع خوبیه شان
بهت میگم دقیقا باید چهکار کنی
پس خوب گوش کن
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
صبا
چه گهی خوردی؟
به الیوت کارتر کمک کرد من رو بکشه
فکر کنم جاش رو بدونه
و اینکه دیگه دست کیها تو کاره
مطمئن نیستم
ولی ترجیح میدم قبل گور به گور شدنم بفهمم
تو خبر داشتی؟
میدونستی یا نه؟ - چیزی نمیدونه -
دست از سرش بردار
آدم توئه
پس مشکل خودته
بهخاطر من این کار رو بکن
ازش جواب میخوام
صبا زود باش
چیزی نمیدونم
بهش بگو - هیچی نمیدونم! قسم میخورم -
بهخاطر من
یالا
کوبا
کارت دارم
صبر کن
بیلی دست الیوته
دستش رو هم قطع کرده
گفته اگه تسلیمش شم از جونش میگذره
میشه پنجره رو بیاری پایین؟ حالت تهوع دارم
قراره یه آدرس برام بفرسته
بهت گفتم باهاش ور نرو
یه مختصات جیپیاس
ببین چه بلایی سرم آوردی
گفت تنها برم
شان داره میاد دنبالم؟
مورفین میخوای؟ دارم ها
برو درت رو بذار
همونجا میکشیمش
میگم ولش کن - دیوونه شدی؟ -
به کمکت نیاز دارم
مشکلی نیست. رواله
شانس آوردی. سریع راحت میشی
خودت خلاصش کن
ناامیدم نکنی ها
قراره باهم یه مسافرت کوچولو بریم
.ارتباطات کامل و یه تیم تکتیرانداز میخوام افتاد؟
خیلیخب
بریم بزنیم این مادربهخطا رو سرویس کنیم
کار درستی کردی
فاز، برو ماشین رو بیار
منظورت چیه؟
حکیم
...حکیم نمیخوای که - برو تو ماشین -
مجبور نیستی ببینی
بجنب صبا
برو تو اتاق پشتی
اینطوری نگاهم نکن. همهش تقصیر خودته
یالا برو ببینم
برو اون پشت. کارت تمومه صبا
حکیم داری چهکار میکنی؟ میتونه بره
ولش کن بره. مجبور نیستی این کار رو بکنی
خفه - چیکار میکنی؟ -
دخترعموته - برو بشین تو ماشین -
ناسلامتی دخترعموته - به یه ورم -
خیلی موذماره
به حرفهای کوبا گوش نده
من باید مراقب همه باشم فاز
.الان کوبا همه کارهست پس این اتفاق باید بیفته
.موذمار تویی حکیم به باسم خیانت کردی. یادت میاد؟
حواست هست عوضی آشغال؟ - حکیم! نه -
چه مرگته، هان؟
بهت گفتم برو بتمرگ تو ماشین
سعی نکن جلوم رو بگیری و گرنه تو رو هم میکشم
صبا
صبا! نه
«مترجم: عاطفه بدوی» Atefeh Badavi
ببین نمیخوام بگم من عقل کلم
ولی برای همینه که اجازه نمیدم افرادم تشکیل خانواده بدن
چیز خوبی رو از دست دادی. باور کن
میتونم بهت کمک کنم الیوت رو بکشی
ولی هردومون میدونیم که مشکلات دیگهای هم هست
فکر میکنی کی محمولهمون رو دزدیده؟
لوآن؟
شاید. اما کی خبرش کرده؟
مروان؟ - کار مادرم بوده -
یا خدا! خیلی سخت شد
چه برنامهای براش داری؟
یا باید قدرت رو انتخاب کنی، یا خانوادهت رو
نمیتونی جفتش رو باهم داشته باشی - ترتیبش رو میدیم -
بهخاطر اتفاقی که برای پسرت افتاد متاسفم
هروئینها پرید لوآن
کار شانون بوده؟ یا فکر میکنی دست اِد هم تو کاره؟
داری ازش محافظت میکنی؟
فقط میگم بهش نمیاد کار اد باشه
خب نمیتونی ازش بپرسی که، میتونی؟
چون جواب اون تلفن کوفتیش رو نمیده
به اون محموله نیاز داریم
میتونم ون رو پیدا کنم
یه ردیاب توش کار گذاشتم
دوست دارم همیشه یه تضمینی داشته باشم
به هر قیمتی که شده پسش بگیر
به خاطر خیر و صلاح خودمونه که دارم این کار رو میکنم
نه. بهخاطر این کارت به فنا میریم
اگه همه چی دست شان بود نابود میشدیم یا اگه ماریان
.کنترل اوضاع رو دستش میگرفت این بهمون برتری و قدرت میده
میتونیم باهاش چیزی رو بسازیم که هرگز نداشتیم
ماریان بهت کمک کرد - نه. بهخاطر خودش بود که بهم کمک کرد -
نه
من قول دادم. نمیتونم این کار رو بکنم - چیکار میکنی؟ -
با ماریان صحبت میکنم - بهش مدیون نیستی -
والاسها با بالا رفتن از ما به اینجا رسیدن
و انتظار دارن بابت له کردنمون ازشون تشکر هم بکنیم
دیگه کافیه
.ازت سوءاستفاده کردن بابا سالهای سال نوچهشون بودی
خرحمالیشون رو میکردی
یا الان این کار رو میکنی یا دیگه هیچوقت به جایی نمیرسیم
الیوت بهت گفته این کارها رو بکنی؟ - نه -
خودم بلدم واسه خودم تصمیم بگیرم
الان فقط کافیه اینجا بشینیم و منتظر بمونیم
باشه؟
شانون تو همچین آدمی نیست - ولی نیازه که باشم -
بهخاطر دنی
و اینکه بدونم برادرم برای هیچ و پوچ کشته نشده
میدونی تا یه مدت فکر میکردم باید بکشمت
نه اینکه بخوام ها
چون یه شریک ضعیف وبال گردن آدم میشه
اما کاری که با لاله کردی
و حالا هم تصمیمی که در مورد مادرت گرفتی
بهم نشون داد که اشتباه کردم و احتمال زیاد مثل همیم
بابام عادت داشت امتحانم کنه
اگه زنده بود خوب باهم جور میشدین
چه جور امتحانی؟
وقتی 14 سالم بود یه خبرچین رو تو زمین چال کرد جوری که فقط گردنش بیرون باشه
.و یه سطل گذاشت رو سرش بعد یه تفنگ داد دستم
لاشی. تو چهکار کردی؟
ریده بودم به خودم
میخواستم پا بذارم به فرار و دیگه پشت سرم رو هم نگاه نکنم
اما بعد ماشه رو کشیدم
باریکلا پسر خوب
متاسفم
بهخاطر بابات متاسفم
اشتباه بود
نباید اینطور میشد
میتونیم راجع بهش حرف بزنیم
الیوت؟
میتونیم درموردش صحبت کنیم
بهم گفتی دنیا آدمهایی شبیه به بابات رو
خیلی اذیت میکنه
اما رسم این دنیای کثیف همینه. متاسفم
نباید اینطور باشه
ولی کشتن شان
هیچی رو تغییر نمیده
اون رو برنمیگردونه
فقط خون بیشتری این وسط ریخته میشه
فکر میکنی اگه خودش هم زنده بود این رو میخواست؟
نه
این کارها رو بهخاطر بابام نمیکنم
برای خنک شدن دل خودمه
اگه میشه کمی مورفین بهم بده
الیوت به زودی موقعیتش رو برامون میفرسته
بزن کنار کار دارم
میشه دوتا برگر با سیبزمینی بهم بدین؟
برمیگردم
چی شده پسرم؟
از اینجا میریم بیرون
میبرمت به اون ساحله تو جامائیکا
پس برم شلوارکهام رو بذارم تو ساک
[ پیام جدید: برای بازکردن کلیک کنید ]
این رو ببـیـنین
خب، یه فرودگاهه، حدود بیست کیلومتری اینجا
بررسیش کنین - باشه -
داستانی که راجع به خودت و پدرت تعریف کردی
من رو یاد یه ماجرایی راجع به خودم انداخت
خواهرم یه سگی داشت به اسم مارگی
پیر که شد، دیگه محلش نمیداد
عین یه جاروی کثیف و قدیمی شده بود
...چشمهاش اینجوری شده بودن
برای همین شستمش. با شامپو
موهاش رو شونه کردم. روبان براش زدم
تاج یکی از عروسکهای خواهرم رو هم گذاشتم رو سرش
رفتم طبقه پایین
پدرم پیش دوستهاش نشسته بود
:نشونش دادم و گفتم «بابا، مارگی خوشگل شده؟»
شیش سالم بود
دوستهاش داشتن بر و بر نگاهم میکردن
بابام زد آش و لاشم کرد
...و اون سگ کیری
داشت با تاج رو سرش ورجه وورجه میکرد
از دست باباها
آدم رو خرد میکنن، مگه نه؟
زدی تو خال داداش
دست خودشون نیست
اما خب به جهنم
جاش رو پیدا کردیم
تیم تکتیراندازها رو فرستادین اونجا؟ خوبه
گیورگی رفته برینه
شما راه بیفتین. ما دنبالتون میایم
بریم تمومش کنیم
بدش نیست. اگه پیازش کمتر بود بهتر میشد
گیورگی کدوم گوری گیر کرده پس؟
چیه گرسنهت نیست؟ تا یه دقیقه پیش که میخواستی بخوری
باید بخوری جون بگیری
چرا اینطوری شد؟
این رو ببین
یه دستمال کاغذی بهم بده
حسش نمیکنم
فکر کنم دارم.... سکته میکنم
چی داره میشه؟
...زنگ بزن به
...زنگ بزن به
متاسفم. زود تموم میشه
باورم نمیشه
یه سم ترکیبیه. فلج شدی
نگاهم کن
من رو ببین
خیلی احمقی
خودم میدونم
آخه چرا؟
نمیتونی دلیلش رو درک کنی
ترتیبش رو دادم
چرا اینقدر کشش دادی؟
گفتم که تموم شد
حالا چیکار کنم؟
.بهتره سریعتر خودت رو برسونی برادرت به شدت خونریزی داره
به نفعته زنده بمونه
و گرنه دخلت رو میارم
بگو ببینم چطور انجامش دادی؟ - چه اهمیتی داره؟ -
محض کنجکاوی میپرسم
.برو بابا! میخوام با بیلی حرف بزنم گوشی رو بده بهش
به زودی میبینیش
لعنتی - فقط به این شرط که به حرفهام گوش بدی -
باشه بگو ببینم دیگه باید چهکار کنم؟
گه توش. زود باش
تف
اینطوری بهتر شد
حالا موقعیت اصلی رو برات میفرستم
یه نیروگاه قدیمیه
آشغالدونی شده. کسی اطرافش نمیاد
تنها بیا
بدون سلاح
وگرنه اگه پشت گوشت رو دیدی بیلی رو هم میبینی
.دیگه باید بین جون اون و خودت تصمیم بگیری حله؟
کیر توش
لعنت بهت بیلی
بیلی. طاقت بیار
نخواب
بیلی صدام رو میشنوی؟
یه چیزی بگو
بیلی
بیلی
حواست به منه؟ دووم بیار
تقریبا
این کار رو باهام نکن
اینجان - کیها؟ -
آلبانیاییها - دنی بشین سرجات. چندنفرن؟ -
دوتا ماشینن - چطور پیدامون کردن؟ -
...ماریان - فرار نمیکنم -
من رو ببین
اگه این کار رو بکنیم تمام پلهای پشت سرمون رو خراب کردیم
دنی باهام بیا
حالا
اون تو
لوآن گوش کن
مجبور نیستیم این کار رو بکنیم
پس چیزی که دزدیدی رو پس بده
واقعا دلت میخواد تمام قدرت بیفته دست ماریان؟
بیخیال نمیشه. خیلی ضرر کرده
ماریان با من
لوآن
.زنت صحیح و سالم برگشت پیشت این رو یادت باشه
امشب تکلیف یه سری چیزهای دیگه هم مشخص میشه
بیا صبر کنیم
ببینیم تا فردا اوضاع چطور میشه
چیزی نیست
شما به مقصد رسیدید
زانو بزن بیلی
کتت رو در بیار
آروم
بچرخ
بندازش
این کار رو نکن شان
نکن
نکن
ولش کن بره
زانو بزن
دوست دارم بیلی
نه. شان این کار رو نکن
الیوت نه
الیوت
ارزشش رو داشت؟
...اگه پدرت
...بود
...بهت
افتخار میکرد
التماست میکنم
لطفا
خواهش میکنم
بیارش پایین
بیارش پایین
الیوت
کافی نیست
...کشتنت
برام کافی نیست
تاماز چرا بهمون نمیگی واقعا چه بلایی سر کوبا اومد؟
.داریم سعی میکنیم درگاهها رو باز کنیم نگران نباش
مجبورت میکنم تماشا کنی شان والاس
هرچی که ساختی رو تصاحب میکنم
قدرت و نفوذت
افرادت
شهرتت
جات رو میگیرم
وقتی دنیا تغییر میکنه
آدم هم باید خودش رو باهاش سازگار کنه
وگرنه جا میمونه
لندن رویای منه
شهر آرمانیم. امیدم
با این وجود ازش رونده شدم
یه شریک احتیاج دارم
یکی که تو اون شهر مفلوک ولی ثروتمند
تجربه داشته باشه
یه نفر که مثل خودم طرد شده باشه
و به اندازه من مشتاق پس گرفتن چیزی باشه
که ازش دزدیدن
همه چی تغییر میکنه
مگه نه، لاله؟
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
درسته
«مترجم: عاطفه بدوی» Atefeh Badavi
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.