Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه بزرگ «نایت مووی» تقدیم میکند WwW.NightMovie.Top
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
[ یک سال پیش ]
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
الکس، دهنت رو بپوشون
بیا بریم - بجنب، حرکت کن -
!پلیس
!پلیس! بخواب روی زمین
!شان والاس مرده
...تکرار میکنم، شان والاس
بیاین اینجا کمک
عقب بایستید
!سوار ونش کنین
برید کنار
مُرده؟
نفس میکشه. برو
عجله کن
بپیچ به چپ
شوک بزن
.انجام شد برید کنار. شوک بزن
.خیلیخب، داریمش ...ولی توی شرایط بدیه
.بخیههاش رو زدیم حالا بیاین داخل
«ترجمه از: فاطیما موسوی» Fatima
من کجام؟
ما خواستار همکاری شما
در ارتباط با گروهی به نام "سرمایهگذاران" هستیم
بهخاطرش بهتون پاداش هم میدیم
تو برای اونها کار میکنی؟
برعکس
پس پلیس نیستی
یه مدل پلیس به حساب میام
خیلیخب... گورت رو گم کن
!کیرم دهنتون
!بلند شو
[ زمان حال ]
.در مورد دیشب بگو توی بازار ماهی چه خبر بود
یه تیراندازِ مردِ سی و خوردهای ساله
حرفهای بود؟
نه زیاد
چهرهاش رو دیدی، آره؟
نه؟
...شاید تو - بیلی والاس بود -
برادر شان
برادر شان؟
میشه توضیح بدی؟ - نمیدونم -
ازم خواستی تیرانداز رو پیدا کنم منم پیدا کردم
بعدش کجا رفتی؟
الیوت بعد از کمک در کشتن بیلی والاس کجا میره؟
رفتم صبحانه بخورم
صبحانه
صبحانه
نان تست و یکم دمنوش و اینها
میفهمم
تو مثل یه جاسوس کیری میمونی
...کی میدونه کجا میری چیها میبینی
...به جز والاس چیزهای دیگهای هم دیدی بگو بدونم
وگرنه خیال میکنم ازم خوشت نمیاد
[ الکس دومانیِ سرمایهگذار مُرد ]
بیلی
این رو بخور
ممنون
تیراندازهای دیشب کیا بودن؟
فریب خوردی و درگیری یه قضیهای شدی
آره خب. ازت تشکر کردم؟
من هیچکدومتون رو از دست نمیدم. بیلی
آره، مامان بهم گفت - ...آره -
داشتی تعقیبم میکردی؟
.نه، یکی دیگه رو تعقیب میکردم شانس آوردی
اون یارو توی بازار ماهی، همونی که تیر خورد، کار تو بود؟
چی شده، شان؟
توی ماشین گفتی یکی از افرادی که همراهت بود گم شده
یکی از افراد مامان
آره، دارا
....رفت پیش لوان. نمیدونم
باید با مامان حرف بزنم
توی دردسر افتاده؟
چندتا سوال داره
لباسات اونجاست
دارا و کیلین هنوز پیداشون نشده و لوان حرف نمیزنه
کوبا به یکی رسیده - بیلی؟ -
ما قرار گذاشته بودیم، ماریان - لنی داره برمیگرده -
گفتی که میتونی ازمون محافظت کنی - داریم میریم -
یا میخوای برو سوار قایق تفریحیت شو
و وایسا تا ردت رو بزنن
یادت نره براشون پول بذاری
اگه این رو میخواستم خیلی وقت پیش انجامش میدادم
.همیشه پول فین همه رو راضی میکنه خودت هم میدونی
.من میدونم جنگ یعنی چی، ماریان یه بار توی جنگ زندگی کردم
اگه الان مخفی بشیم، میتونیم ضربه بعدی رو محکمتر بزنیم. نباید تسلیم بشیم
میدونی داری با کی حرف میزنی؟
من جونت رو نجات دادم و در عوض بهم قول دادیم
که قوی و پرقدرت باشیم
یادته قبول کردی؟
نمیذارم مثل من زندگی کنه
رُزا
برای بچهها برنامهریزی میکنیم
ولی بزرگ میشن و میرینن کف دستمون
لنی برگشت. وسایلت رو بردار
خبری از بیلی نداری؟
قول میدم ردش رو بزنم و پیداش کنم
بیلی؟
نه، مامان. منم
تو کی هستی؟
شان هستم، مامان
شان هستم
.الان نمیتونم توضیح بدم گوش بده
جای بیلی امنه
و میخوام که از اونجا بزنی بیرون
کوبا داره میاد سراغت
مامان؟
مامان، گوش میدی؟ حرف بزن، مامان
مامان، میشنوی؟ جونت در خطره
!مامان، جونت در خطره
باید رُزا رو بردارم
رُزا
.رُزا طبقه بالاست باید برم بیارمش
.یالا، زود باش. همینه بلند شو، آفرین
.آفرین. بمون همینجا بمون اینجا
نه - رُزا -
رُزا
رُزا
پیداش نکردی؟
نه هنوز، دارم میگردم
رُزا
.یالا، فلوریانا. بلند شو زود باش
باید از اینجا بریم - رُزا -
بجنب
بدش به من - بیا -
لنی؟
!نه، فرار کن بسپرش به من
برو - فرار کن -
از در پشت میریم سمت جنگل
لعنت بهت، ماریان. لعنت بهت
پیداشون کردی؟
نه هنوز
دارم میگردم
پیداشون کردی بهم زنگ بزن
دیدمشون
[ سه ماه پیش ]
!نگهبان
میخوای در دادگاه انگلستان
در مورد سرمایهگذاران شهادت بدم
دولت همه جانبه ازت حمایت میکنه
مدارک و شواهدی که ارائه میکنی مشخص نمیشه از طرف توئه
مثل یه شبح خواهی بود
بعد از اون یه زندگی جدید شروع میکنی
البته با محدودیتهای خاصی
فکر میکنی میتونین سرمایهگذاران رو از لندن بیرون کنین؟
با چیزهایی که تو میدونی
ضربهی سختی بهشون میزنیم
پس تو خیلی احمقی
اگه میخواین از شرشون خلاص بشین باید چیزهایی که تحت کنترلشونه رو بگیرین
.خیابون به خیابون. گنگ به گنگ برج به برج
باید از بیخ و بُن نابودشون کنین
...چیزی که نیاز دارین اینه که پادشاه به تاج و تختش برگرده
.شهر پدرت رو ویران کردی حالا میخوای مثل اون باشی
اونقدری که فکر میکنی باهوش نیستی
...به کسایی که میخواستن شان والس بمیره
ضربه محکمی زدی
سالهاست که روش کار میکنم
.شهر تغییر کرده سرمایهگذاران افراد جدیدی دارن
.انتظار دیدنم رو ندارن به قول خودت من شبحـم
.من افرادی از دنیای خودم میخوام یه گنگ حسابی
کجاست؟
امکان نداره
.خیلی برام ارزش داره مثل یه دارایی گرانبهاست
تا به دشمنهاش بفروشیش؟
سیاسته دیگه
همه چیز که حول محور تو نمیچرخه
پس قرار بی قرار
بهش اعتماد داری؟
گفتم بهش نیاز دارم
به آموزشهای نظامیش
به افرادش
بیا
دنبالم بیا
...با نازا برو. نازا
درست یادم نمیاد
یادمه که لاله و افرادش
من رو از اون هتل بیرون بردن
بعدش چی شد؟
یکی رو پیدا کردن که راست و ریستم کرد
همهی اینها کار افراد لاله بود؟
آره
چرا؟
خب بهشون کمک کرده بودم دیگه؟
مدیونم بودن و دینشون رو ادا میکردن
گوش کن. الان توی چنگ کوبان
درصد زیادی از سودشون رو برمیداره
و موقع بستهبندی جنسش مثل شاهین روی سرشونه
باید هر چه زودتر ببرمت یه جای امن، مامان
چند وقته اینجایی؟
سه ماهه
باید این اتفاق میفتاد
کافی بود گوشی رو برداری
و بهمون بگی که هنوز زندهای
ریسکش بالا بود - اصلا نمیدونستم زندهای یا مرده -
راست میگفت. بدون خانواده داغونش راحتتره
دقیقا داشتی چیکار میکردی؟
برجها. پولها. گانگسترها
دارم همه رو پس میگیرم - سرت جایی خورده؟ -
واقعا میگم - با یه مشت تروریست؟ -
خدایی؟ - بقیه هم ملحق میشن -
وقتی بفهمن آینده با کوبا نیست بلکه با منه
.باید عقب نشینی کنی کوبا وارد شبکههات شده
دیگه نمیدونی باید به کی اعتماد کنی
باید بدونم واسه چی به دوستدختر پدرم مدیونی
و میخوای بهش کمک کنم
اون جونم رو نجات داد
پس از خانوادهست
بیا. بجاش این رو استفاده کن
میخواد پادشاه باشه، درسته؟
یه ارتش کوچیکی از شورشیها داره
به نظرت یعنی چی؟
سعی کن بخوابی
یه طور وانمود نکن انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
میاد سراغت و همهی پولهات رو طلب میکنه
اون موقع همه چیز تموم میشه
همچین اتفاقی نمیفته - نه، چون من قبول نمیکنم -
من شانـم
اوضاع ردیفه؟ - توی شرایط بدتر از این هم بودم -
میدونم
میشه بغلش کنم؟
سلام
انتظار داشتم چشمهاش شبیه بابا باشه
ولی نه. چشمهاش شبیه خانواده والاس نیست
شانس آورده
رُزا
چه خبره؟
افراد کوبا روژان رو برن
چی میخوان؟
.روژان خودش جدا میفروخت حتما کوبا فهمیده
مگه چارهای هم داشتیم؟ کوبا درصد زیادی از سودمون رو برمیداشت
اونقدری پول نداریم که بخوایم بفرستیم خونه
قرار شد مراقب باشیم
مراقب باشیم؟
اگه کوبا بفهمه ماریان والاس اینجاست چی؟
قرار ما با شان والاس بود
نه خانوادهش - بهش رسیدگی میکنم -
از وقتی که برگشتی پشت سرت حرف میزنن
هنوز نمیدونه کیه؟
بودن مادرت در اینجا برامون درد سر درست میکنه
یه جایی برای خانوادهام پیدا میکنیم
افرادم نمیتونن اینطور ادامه بدن
به وقتش به کوبا ضربه میزنیم
موضوع صبر کردن نیست
باید مطمئن باشن که به قولت عمل میکنی
تحت فشاری و من درک میکنم
باید بهت اطمینان داشته باشن
چرا اومدی نجاتم بدی؟
.زیادی میدونی داشتم از خودم محافظت میکردم
خوبه که گفتی
اگه میخوای چیزی که ادعاش رو داری ...به دست بیاری، باید حاضر باشی
تا بدون ترس و ملاحظه هر کاری بکنی
همچین انتظاری ازت میره
گرجیها دارن میان
روژان باهاشونه
ریدم توش
.باید مخفی بشی. زود باش افراد کوبا اینجان
زود باش - چی شده؟
زود باش. بجنب - مامان، برم -
برو
عجله کن
...مروان
حال و اوضاع چطوره؟ - خوبه -
زن خوب، زندگی خوب، آره؟
یه سوال دارم
از کیفیت جنس راضی هستی؟
مشتریها راضیاند؟ - آره -
در مورد ساعات کار کارکنانت صحبت کردیم، درسته؟
.10 ساعت در روز میخواستیم قابل قبوله؟
بمون همینجا
دستمزد ساعتی که مشکلی نداره؟
نه
پس مشکل اساسی بینمون وجود نداره، درسته؟
درسته - درسته -
!عشقم، نه. نه
....پس... این دزد
یه مشکل کوچیکه و چیز خاصی نیست
چرا؟
تو ازش نخواستی دزدی کنی چون ناراضی نیستی؟
اون برادرته، درسته؟ منظورم برادر واقعیه؟
از یه مادر هستین؟
به هم دیگه میگین برادر
میخوام مطمئن بشم - اون برادرمه -
نه
به نظرم برادرت داره دروغ میگه
نه
آهان! میخوای جاش رو بگیری
نه
باشه
دستت رو بده
نه
نه، تاماز. نه
نه
به کارگرهات بگو ساعت کاریشون 12 ساعت در روزه
شما بیشتر بستهبندی میکنین و ما بیشتر تحویل میدیم
دو سر برد
بریم
اوضاع با کردها چطوره؟
کوبا داره برامون دردسر بزرگی میشه
تحت کنترلمه
دوستدختر پدرت داره با مادرت کار میکنه؟
گفتم که دارم بهش رسیدگی میکنم
وقت انتقام داره تموم میشه، شان
ببخشید
...میخوای
میخوای مثل ماها بشه؟
فکر میکنی نباید اینجا باشم؟
هر کاری بخوای میتونی انجام بدی
.پدرم قمار باز بود برای مافیا شرطبندی میکرد
دلش نمیخواست این کار رو بکنه ولی نمیتونست نه بگه
آخر سر گفت نه
توی آشپزخونهمون یه گلوله خالی کردن توی سرش
برادر کوچیکم رو هم کشتن
تا بزرگ نشه که انتقام بگیره
میدونم رسم دنیای اینها چطوره
رُزا
مادرم رو چقدر میشناسی؟
چیزهایی میدونم که شماها نمیدونین
پس میدونی که آخرش دهنت رو صاف میکنه
لاله، واسه جلسه تماس گرفتن
باید با والاس حرف بزنیم
شان
اول شما بفرمایین
.گفتن که راضی نیستین چطور میتونم راضیتون کنم؟
کارهای مادرت و لوان، کمکی به ما نمیکنه
کوبا حس میکنه میخواد شورش بشه واسه همین ما رو تحت فشار میذاره
سود زیادی گیرمون نمیاد که واسه خونه بفرستیم
ما مثل بقیه مردم این شهر نیستیم، درسته؟
کسایی که قدرت رو واسه خودش میخوان
افراد من میخوان که توی وطنمون آزادی داشته باشن
،اگه کسب و کارمون سقوط کنه همینطور که الان رو به سقوطه
شهرهای دیگهای هستن که بتونیم بریم
و راه دیگهای برای مبارزه داریم
تجارتتون سقوط نمیکنه
وقتی که کوبا بره توی این شهر واسه خودت جایگاهی داری
بهت قول داده بودم
خیلی کنده
گفتم از شر همهی کسایی که با کوبان خلاص میشیم
.کافی نیست وقتشه دست به عمل بزنیم
میخوایم بهمون اطمینان بدی
آره، به همدیگه نیاز داریم
.ولی تو بیشتر بهمون نیاز داری بدون ما تنهایی
بهتون پول میدم بفرستین برای خانوادههاتون
بهتون سلاح میدم تا توی مبارز بعدی بجنگین
داری از جیب خودت میبخشی؟
مادرت جاهطلبیهای خودش رو داره، درسته؟
گفتم که، بهتون قول میدم
خواهیم دید
یادمه
فریادهایی که توی خیابون کشیده میشد، درسته؟
دستها بالا
.بشین صندلی جلو یالا
فکردم اول لیست آدمهاییام که میخوای بکشی
جالبه. بهم گفته بودن که نزدیک شدن بهت ممنوعه
جوزف سینگر خیلی اصرار داشت
گویا فعلا من و تو توی تیم هستیم
تو و سینگر هیچکدومتون به تخمم هم نیستین
.ولی برای کوبا مهماید مخصوصا از وقتی که رفقای جدیدش رو کشتین
این رو میبینی؟
جراح گفت شانس آوردم ...یکم بالاتر نخورده
واقعا معجزهست
بعد گفتم شاید از این کار منظوری داشته؟
.الیوت اینطوره همهکاری میکنه که عذاب وجدان نداشته باشه
تشکر کن
دروغگوی خوبی هستی
حتی مزخرفات خودت هم باورت میشه
من بدترین پرونده رو خواستم و پرونده فین خیلی سنگین بود
،پولشویی، اخاذی، توطئه
ضرب و شتم، قتل، آدمربایی و قاچاق
پرونده تو.... هیچی توش نبود
هیچی نداشت و کسی اهمیت نمیده
واسه کسی مهم نیستی
تو که مثل پدرت نیستی
بلد هم نیستی از این کارها بکنی
حرفات تموم شد؟
سینگر گفت برگشتی ولی میخوای بکشی بیرون
.تصمیمت رو بگیر هر دوتون میدونین برای چی اینجایین
من و تو یه خواستهای داریم
اونم اینکه شهر رو از سرمایهگذارها پاک کنیم
پس یا بهم کمک کن یا گورت رو گم کن
یالا بزن
حق با توئه
.نیازی به این کار نیست همهتون یهجا مخفی شدین
میتونم آدرس لاله رو به کوبا بدم
تا تموم خانوادهی والاس رو یهجا پیدا کنه، مگه نه؟
ما توی یه تیم نیستیم
شان کجاست؟
گفت که تو افرادت جونش رو نجات دادین
چه نفعی برات داشت، لاله؟
حتما دیدن من در اینجا مثل خار توی چشمته
خیال کردی مثل موم توی چنگت داریش، نه؟
واسهت سخته، مگه نه؟
چی؟
دیگه ازت نمیترسه
روی پشت بوم منتظرته
شان، داستان چیه؟
کدوم گوری بودی؟
در مورد اتفاقی که برام افتاد بهت دروغ گفتم
میخوام خوب گوش کنی - نه -
.تویی که باید گوش بدی دیگه بسمه
یه بار دیگه دروغ بگی همه چیز تمومه
بعد از اینکه تیر خوردم با افراد لاله نبودم
یکی دیگه من رو با خودش برد
زندانی بودم. لاله هم زندانی بود
سرمایهگذارها دشمنهای دیگهای هم دارن
بعضیهاشون داخل دولتمونن
پنهانی کارهاشون رو انجام میدن و تعدادشون کمه
و میخوان سرمایهگذارها رو از بین ببرن
من و اونها یه خواستهای داریم
دنبال چی هستی؟
.میخوام که همه چیز رو بدونی میخوام از نو شروع کنیم
نه
چی میخوای؟
میخوام پول بابا رو بهم بدی
میخوام کسایی که برات سلاح تهیه میکنن رو بهم معرفی کنی
این کار رو میکنی؟
اوضاعت با فلوریانا چطور پیش میره؟
فراموشش کن
.اون حسابها رو کنترل میکنه پدرت این موضوع رو به اون سپرده
پس میخوای چیکار کنی؟ التماسش کنی؟
وقتی که هیچکس نبود دستم رو بگیره اون کمکم کرد
نمیتونم همه چیزش رو بگیرم - پیر شدی احساساتی شدی -
گم شو بابا - تو به من اعتماد نداری -
کاملا درسته، شان - متاسفم -
نه، نیستی. تنها تاسفت برای اینه که که مجبوری واسه چیزی که حقمه التماس کنی
باید بهت میگفتم زندهام - آره، باید میگفتی -
فکر میکردم مُردی - ببخشید -
ببخشید - جون به لبم کردی -
ببخشید
متاسفم
روزها، هفتهها و ماهها بود
که من فراموش کرده بودم کی هستم
ولی حالا میدونم
من یه والاسـم
.من یه والاس کوفتیـم یا همه چیز رو میگیرم، یا رهاش میکنم
از خودمون محافظت میکنم و به چیزی که لیاقتش رو داریم میرسیم
صبور باش. زودی پول به دست میرسه، باشه؟
کِی؟ نمیدونم
افرادت کمک لازم دارن
اگه دنبال شان والاسی بدون توی بد اشتباهی هستی
پیشنهاد بهتری برات دارم
من ابزار لازم رو دارم
روابط هم دارم
ادامه بدم؟
ولی یه شرطی داره
چی؟
یه رازی رو بهت بگم؟
بابا ازت میترسید
میدونست ازش باهوشتری
عمدا گم و گور شدی، نه؟
چون نمیخواست تو وارد ماجرا بشی
تو آدمها رو همونطوری که هستن میبینی
از هر موقعیتی استفاده میکنی؛ درسته؟
بهت نیاز دارم تا هوام رو داشته باشی
این کار رو میکنی، بیلی؟
آره
ممنون
ممنون
با من بیاین
با لاله و مروان حرف زدم
از الان به بعد من از کارشون حمایت میکنم
واقعا؟
پس حسابی سرت شلوغه
یه کاری در حقم میکنی؟
میخوای برات چیکار کنم؟
برو
میتونی هر چی که بخوای رو برداری
ولی میترسی
چیزی که قول داده بودم رو خواهی داشت
«ترجمه از: فاطیما موسوی» Fatima
دانلود فیلموسریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده WwW.NightMovie.Top
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.