Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.
«سرپرست مترجمان: مریم ربیعی»
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
ـ سلام ـ سلام علیکم
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
ـ بله؟ ـ یک لحظه بیاین دم در
ـ شما؟ ـ مأمور
ـ بله؟ ـ نیروی انتظامی، مأمورم
چیزی شده؟
نشده؟
♪ ♪
♪ ♪
ـ سلام علیکم ـ این کنده شد
ای بابا، اینو تازه من چسبونده بودم مهمان داشتیم
شُله
ـ با یه چیزی کیپش کرده بودما ـ الان چیزش افتاد
حالا در خدمتم، مشکلی پیش اومده سرکار؟
تو سیمان دارین؟
سیمان نه، خب حالا مهم نیست من بعداً درستش می کنم
یه ظرف بیار با یکم آب
سرکار من الان مهمان دارم بعداً درستش می کنم
برو بیار، کارتم دارم
چیه؟
هیچی، چیزی نشده
سیمان می خوام
کارگر: سیمان برای چی سرکار؟
دارین دیگه؟
بله
بادیه
بادی
کارگر: سرکار اینا مال من نیستا فردا باید جواب بدم به صاحبکارم
خودم بعداً درستش می کردم دیگه سرکار
کجایی؟
ـ چی گفتی؟ ـ فردا باید جواب بدم به صاحبکارم خب
بشین
چقدر اون شد پولش؟
ـ قابل نداره ـ عه سرکار این چه حرفیه، شرمندمون می کنیا
اجازه بده شما
ای بابا
من خودم انداختم خودم می دم دیگه
نه بابا، این سنگ دم به ساعت می افته اصلاً اعصاب منو خورد کرده
اونو بذار جیبت، حالا باهات کار دارم
خب پس
ـ صدای این خونه مزاحم بود هان؟ کارگر: نه خیلی هم خوب بود
ـ بلند نبود؟ کارگر: نه صداش خوب بود
ـ پس کی به ما زنگ زده؟ کارگر: زنگ؟!!
ـ زنگ زدن می گن خونت مزاحمه کارگر: من زنگ زدم؟؟
ـ یکی زده دیگه کارگر: من که نبودم
خیلی خب فهمیدم دیگه تو نبودی
بسه قاتی پاتی شد دیگه، بسه
خوبه، همینو بردار برو این سنگ بغل آیفون افتاده اونو بچسبون
ـ باشه ـ بیا اینم مال شما
بذار اینجا
ـ مال خودتم یه چیز گذاشتم ـ دستت درد نکنه
ـ سنگ تو راهروئه ها پشت در کارگر: باشه باشه
عجب
خب اجازه هست ما بریم سرکار؟
تو چه خبره؟
بچه امو ختنه کردم، مشکلیه؟
ختنه داد و بیداد داره انقدر؟
یه جشن خودمونیه دیگه
خودمونی؟
فک و فامیل
محرم که نیستین؟
چی کار کنیم حالا؟
والا، چی بگم
اون چقدر بود؟
نمی فهمم
هر چقدر می فهمی بده
دویست خوبه
آهان
باشه الان میام خدمتتون
من همین جام
بهروز شکیبا: مرحمت زیاد، خداحافظ
شما بفرمایید
بهروز: وایسا
با توام
کلاه تو بردار
تو این هوا اومدی پشت پنجره، لخت
چرا چیزی نمی گی؟ ها کن
بده بیرون ها تو
گرفتارم سرکار
همه گرفتاریم
لنگ دو میلیونم، امشب بگذر از ما
هشتاد ضربه شلاق جریمه ته
می شه ببخشید؟
خیلی هم درد داره
بیست تومن
بیست تومن
کمه؟
زیاده
ندارم که
کجا خوردی؟
خونه ی رفیقم
ـ همونجا ـ کجا؟
پنجره
اومده بودم پول قرض بگیرم ازش
تنهاست؟
نداشت که
می ریم بالا، زنگو بزن
ضایع نکن دیگه سرکار
همه رو می زنما
(صدای زنگ آیفون)
(صدای زنگ آیفون)
حمید: پس چرا رفتی تو؟
(صدای دست گیره در)
ـ آقا حمید؟ حمید: بیا تو
اینو بو کن
حمید: چیه باز، ما باید بریم از اینجا؟
نه جون شهره اینو بو کن
به به
این عطریه که واسه من آوردی
بابتشم انقدر ازم پول گرفتی
خوبه بوش
شما که می خواستی انقدر از من پول بگیری خب یه بهترشو می آوردی
یه بهترش گرون بود دیگه
گرون بود، نصف اجاره ی خونه رو داری می دی اونوقت یه عطر گرون بود
اگه مجانی در می اومد عطر خوبی بود، نه؟
شما از اینجا باید بری
ما که می خوایم بریم تو نمی ذاری
ـ من نمی ذارم؟ ـ آره
حالا می ذارم، باید بری
حمید: کاری نداره، می ریم دیگه ـ برین
برین ببینم جا بهتون می دن مسکونی اجاره کنین، تجاریش بکنین
کاسبی راه بندازین همین جور کارتون کارتون جنس بچینین
ـ چیه؟ ـ تغییر کردی
نه من هیچ تغییری نکردم همونیم که بودم
چرا یه کاری کردی ابروهاتو کُلُفت کردی فکر کنم
کُلفت که نه نازک کردم، این زیرشو برداشتم
گره ی روسریتو عوض یه کاری کردی...
نه این موهامو جمع کردم حالا خوب شده ابروهام؟
آره می آد بهت
مسعود: حمید؟ حمید؟
ـ اومدم مسعود: حمید؟ حمید؟
بیا تو، بیا
این چیه؟
ـ سلام علیکم ـ سلام
سلام علیکم
شما که گفتین تنهان
تنهاست
تنهام
سرکار من، هم..هم...
صاحب خونه شون هستم
این عطرو ایشون انداختن به من
انداختن؟
من فقط اومدم اینجا که این عطرو بندازم جلوشونو برم
اینجا؟
چرا اینجا؟
پس کجا؟
راهرو
ایشون به من گفتن بیام تو
شما هم اومدین
ـ سرکار این عطرو من ـ درست کنین...
به به
عالیه
مسعود: حمید؟ ـ هوم؟
ـ دویست تومن داری بدیم این آقا بره؟ حمید: هان؟
ـ این چیه؟ مسعود: آخ
نفری دویست تومن بدیم این آقا بره
برای چی نفری دویست تومن بدیم؟ این آقا بره، ما که کاری نکردیم که
معلومه اینجا چی کار می کنین دیگه
من که اومدم این عطرو بذارم اینجا برم
اینا چیه؟
موهاشه
موهای چی؟
موهاشه
شما روتون می شه اینجوری برین بیرون؟
اینا
می آد
ریش می شه
ـ می شه بهروز: می شه؟
همه تون باید جریمه بدین
(صدای باد گلو) حیوان نجیبی ست
ـ بله؟ ـ اسب حیوان نجیبیست
اینا چین؟
اینا جنسه دیگه، از دوبی آوردیم کاسبیم ما
بعد دویست تومن ندارین با این همه جنس؟
نه دیگه همه رو دادیم جنس خریدیم دیگه پول نمونده که
ـ پس چی می خورین؟ ـ می خوریم یه چیزایی
ـ بله دیدم ـ من از اونا نخوردم
مسعود: من خوردم
شهره: من زنگ می زنم نیروی انتظامی
بهشون می گم که شما بی دلیل از ما پول می خواین
بهروز: منم می گم شما چی کار می کردین
ـ چیکار می کردیم؟ بهروز: حالا دیگه
ما که کاری نمی کردیم که
بهروز: ما که بگیم کردین، دیگه کردین
سرکار من یه زن تنهام
ـ همسرم چند سال پیش فوت شده بهروز: خدا رحمتشون کنه
ـ خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه ـ خیلی ممنون
من از دار دنیا همین دو واحد مسکونی رو دارم
ـ بچه؟ ـ نخیر ندارم
ولی کامل رو مخمونن
همین دو واحد مسکونی، من هنوز دارم اقساطشو پرداخت می کنم
اون وقت این آقا با نصف اجاره بها نشسته تو این خونه
ولی آسایش نداریم درسته؟
قبض آب و برق و تلفونشونم بنده می پردازم
خب من همه اش سفرم دیگه دوبی ام نیستم
سفرم که می رین که یه عطر واسه من آوردین تا قرون آخرشو حساب کردی
اگه پول اینو ازت نمی گرفتم حل بود همه چی
ـ خیلی بی انصافی ـ همه چی حل می شه دیگه
ـ اگه پول اونو ازت نمی گرفتم همه چی حل ـ تو باید از این خونه بری...
یه چهل و سه از این بدین
چیه؟
شکیبا
بله
همین رنگ
آهان
من که یه قرونم ندارم از این پولا بدم
حمید: این که بخواد می گیره بالأخره دیگه
این خوبه
زنونه ست
(صدای زنگ موبایل)
(صدای زنگ موبایل)
هان برزو؟
نه خونه ی حمیدم، این چرا می ره؟
خونه نیستم
زنگ زدی راه افتادم، گیر کردم تو خیابون حالا بهت...
حمید باید برم
کجا؟
از این چهل و دو شو داریم بره دو میلیونشو جور کنه دیگه
من می رسونمت
چی شد؟
باید بالا بیاره
شما دیگه برای چی باهاش بری؟
پولشونو باید بدن
شما خجالت نمی کشی؟
ـ چطور؟ ـ کفش دادیم دیگه، شریکیم باهم
نه نه این برای جریمه ی خودت بسه
ـ خب یه جفت کفش دیگه بردار ـ چند نفرم مگه خانوم؟
خب یه چیز دیگه بردار اگه خورد
نه همون پولشو بدن هرچی دوست داشته باشیم می خریم دیگه
حمید: آوردی؟ مسعود: نه
بهروز: دو تومنو برای چی می خوای؟
مسعود: کرایه خونه
بهروز: خب همون جایی که هستی بمون
همونه برده بالا
با همین پول جای دیگه بهت نمی دن؟
آره بیا، من نمی تونم بیام تو بیا دم در
بیا خودت، نمی تونم دیگه بیا بیا ببین خودت
برزو: یک دیقه هم نمی ذاره؟ ـ نه
ـ سلام ـ سلام علیکم
چی کار کردی با خودت؟
حالم بده، می ری یه چیزی بیاری؟
ـ خب بیا تو حرف بزنیم ـ نمی شه
ـ چرا؟ ـ بسته ست
خب آخه منم باهات کار دارم
نمی شه ده دیقه بیاد تو؟
نه نمی شه، همین جا کارتونو انجام بدین دیگه
چی می خواستی ازش بگو؟
خب آخه این خونه ی ماست دیگه شما هم که یاد گرفتین
ده دیقه
دست شما درد نکنه
شُل کن
در رو نداره؟
آخه این در می تونه بره؟
اگه در رفت شما بیا منو بگیر
(صدای باز کردن در)
مگه وا نشد؟
نخیر نه
ای سگ بر اون پدرت، یه دقیقه وایسا اومدم
سلام علیکم
سلام، بیا اینجا
ـ خیسی ـ حموم بودم
حوله نداشتی؟
یهو شد دیگه زدم بیرون دیگه
خب یه خشکتون می اومد دم در
مهمونن زشته
مشکلی پیش اومده؟
تو چه خبره؟
هیچی نشستیم دور همدیگه
ـ همه خیسن؟ ـ نه
ـ می آم تو ـ خیسن، همه خیسن
پس حموم عمومیه دیگه
دروغ گفتم سرکار، دروغ گفتم حموم نبودم
ـ خب خیسی که ـ خب داریم بازی می کنیم
ـ چه بازی ای؟ ـ بطری بازی
چی؟
بطری بازی
بطری بازی چیه؟
همین که می شینیم دور همدیگه یه بطری می ذاریم وسط می چرخونیمش
سرش به هر کی رفت اون باخته
سرش؟
سر بطری دیگه، من باختم خیسم کردن
اصلاً تصور کنین منو شما می شینیم دور همدیگه ـ خب
ـ خب ـ این مثلاً بطری خب؟
من می چرخونمش
الان نشد، ببین
نشد
سرش الان رفت به شما
خب خیسم می کنی حالا؟
نه بابا
سرکار بی خیال ما شو
چه جوری آخه؟
چی چه جوری؟
چه جوری بیخیالت شم ببخشمت؟
جواب خدا رو چی بدیم؟
بابا به خدا
جواب خدا رو برای چی؟ داریم بازی می کنیم آدم که نکشتیم
خب این چه بازی ایه؟ این چه سر و وضعیه؟ این چیه؟ این علامت چیه؟
برو تو ببینم زشته، برو
همین جا وایسا
چیه این علامت؟
ماه گرفتگیه اصلاً مادرزاده
این؟
خب جوونیم دیگه سرکار
والا ما جوون بودیم می جنگیدیم
ما هم می جنگیم
کو، با کی؟
همین دیگه اگه بود می جنگیدم، نیست که
خب همین دیگه لاأقل صداتونو بیارین پایین
چشم
ما نمی گیم نجنگین، بازی نکنین
لاأقل صداتونو ببرین، پایین باشه
می بریم چشم
ـ ما گشت همین محلیم ـ بله
اگه مشکلی بود ما در خدمتیم
نه مشکلی که نیست دستتون درد نکنه
نیست؟
هست؟
بگیرم ببرمت کلانتری بفهمی مشکلی هست یا نه؟
مشکلی هست
این منم که چشمامو رو مشکلات می بندم
ـ می فهمی؟ ـ بله
چی؟
ـ من ـ شما
ـ فهمیدی؟ ـ بله
خب نمی فهمی دیگه
می فهمم، شما الان یه لحظه اینجا باشین من می رسم خدمتتون
ببین
ـ چند نفرن اون تو؟ ـ ده دوازده نفر
می شه دو تومن
ـ چرا می خندی؟ ـ نخندیدم
باشه
برو یه تومن بیار
از کجا بیارم نصفه شبی یه تومن آخه؟
همشو خودت نده دیگه
بالأخره هرکی یه صد تومن صد و پنجاه ته جیبش هست دیگه
من می تونم کارتتونو ببینم؟
برای چی؟
کارتتونو ببینم
همین طوری ببینم
بالأخره مأمورم که نباشیم آدمیم دیگه اینم کارت
ـ بله ـ من همین جام
بله
از کی بگیرم حالا
هما نداره؟
عصبانیه ازت
مسعود: می دم بدهیمو حالا
کاش یه زنگ بهش زده بودی تو این مدت
وقتی ندارم زنگ بزنم چی بگم آخه تو چی گفتی بهش؟
گفتم اصلاً پیدات نکردم
یه دو دقیقه گوش کن
چطوره؟
چی کار کردی؟
این چیه؟ این یه تیکه چیه؟
این بعداً پُر میشه همش
برزو: دیوونه
خوب ساختی این آهنگه رو ها
پس گوش کن
مسعود: پولشم بهت دادن؟
تهشم بالا اومد
بزنی تو این آهنگای روز خیلی بهتره ها همه اش...
الان باز می شنوه باز شروع می کنه، ول کن
آهنگ روز
درسم که می دی هنوز
برزو: پولشو سر وقت نمی دن
مسعود: طلب داری الان؟
یکیش از همین پیمان خودمون
مسعود: خب چرا نمی دن، برو بگیر ازشون
همین جوریه هر وقت خودشون بخوان می دن
مسعود: نکَن دیگه بابا
دویست تومن هم نداری به این بابا بدیم دَک شه بره؟
یه چیزایی دارم، ولی پیش هماس
این یه تیکه رو گوش کن، ویولونه
کو؟
اون باند نداره این یکی داره
آهان
باز خوبه اقلاً این خونه رو داری
واسه تو گذاشتما
می گن برای هر بچه ای که به دنیا بیاد یه تومن می دن
چی کار می خوای بکنی؟
به پیمان زنگ می زنم
(صدای زنگ آیفون)
پیمان اگه داشت که پول منو می داد
حالا شاید داد
بله؟
الان می آد سرکار
بله
هما: زیاد کن صدای اون آهنگو قربونت راحت باش
تو نخوابیدی قربونت برم؟
هما: آهنگتو گوش می کردم عزیزم، حیف نیست؟
هما: آقا مسعود؟
هما: دیدی رفیقت چه شاهکاری ساخته؟ سی دیش داره می آد بیرون در سی هزار نسخه
سلام هما جان چطوری؟
هما: بله؟ ـ سلام
هما: راضی به زحمت نبودیما راستی برزو خودش داشت می اومد پولو بگیره والا
گرفتار بود هما جون تو بگیر بخواب
هما: آره دیگه اگه گرفتار نبود که همچین یه سال رفیقشو نمی پیچوند
هما: حالا رفع شد دیگه گرفتاریا خداروشکر؟
بله
هما: خب پس بده دیگه ـ چیو؟
هما: چی؟!!
ـ می ده امشب تو بگیر بخواب هما: هان؟
هما: بله؟؟
می ره می گیره، می آره می ده امشب
هما: الان امشبه دیگه
ـ از پیمان می گیرم می دم امشب هما: چی؟
از پیمان می گیرم امشب
هما: خب آهان چه بهتر
هما: این آقای با عرضه رو هم بردار با خودت ببر اینم طلبشو بگیره از پیمان
دیگه آقای با عرضه برای چی باهاش بره؟ خب خودش می گیره می آره دیگه
هما: آهان بعد شما از جات تکون نخوری دیگه مبادا اونوقت جُم بخوری فعالیتی کنی ها
«زیرنویس اختصاصی فیلیمو»
بهروز: شما اینجا می مونین
زنگ زدم فقط
شما که چسبیدی به ما، دیگه نگران چی هستی؟
اصلاً من برم تو به اینم پول نمی ده
در هر حال دیگه
ـ چرا جواب نمی ده پس؟ ـ هست
یه زنگ بهش بزن
هان؟ پیمان؟
ـ دم دره ـ معطل نشیم
ـ خب وا کن دیگه ـ حکیمه ست اونجا؟
ـ چی؟ ـ هیچی تو برو
ـ سرکار؟ ـ دسته...
کجه
حالا یه خریتی کرده نمی خوای ولش کنی؟
نباید می کرد خب
بنداتون بازه
این همینجوریه
شما که می تونی، از یکی دیگه بگیر
باشه شما دخالت نکنین
بابا این هشتش گرو نه شه سرکار
بله، این گیر می کنه می ره زیر پاتونا
کجه
یه لحظه سرکار
ببندش
بفرمایید؟
ـ مشکلی پیش اومده اینجا؟ ـ سلام علیکم، ببندینش
ـ شما؟ ـ من با این آموزشگاه کار دارم
ـ همین جا؟ ـ بله
هرچی تلفن می زنم جواب نمی دن در می زنم در رو باز نمی کنن، الان اینا اومدن رفت تو
ـ خب دیر وقت خانوم ـ خب دیر وقت باشه
ـ حالتون خوب نیستا ـ یعنی چی خوب نیست؟ خوبم
ـ نه خوب نیستین اینجارو ببینین ـ یعنی چی؟
ـ نوک اینو نگاه کنین ـ واسه چی آخه؟
ـ بحث نکنین اینجارو ـ شما برای چی اینجایین؟...
ما که باید باشیم
خب من به اینجا مشکوکم
ـ پیمان ـ می شناسینش؟
ـ نسبتتون؟ ـ شوهرمه
ـ شوهرته در رو باز نمی کنه؟ ـ نخیر
ـ بیاین شما ـ شوهرم بوده
خب منم بودم دیگه باز نمی کردم
خب حالا من چی کار کنم؟
ـ چی زدین؟ ـ یعنی چی، چی زدین؟
چی زدین؟
کراک، رو قندم، مشکل منم؟
ـ با مأمور دارین حرف می زنینا ـ خب کارتونو بکنین
این در رو باز کنین
ـ یعنی چی این در رو باز کن؟ ـ ماشین شماست دیگه
عقب به ایستید
(صدای حالت تهوع)
ای کوفت
اینا همه اثرات تک خوریه ها
مسعود: جنسامو بفروشم آخر هفته بر می گردونم
نگاه، سی و پنج تا میس کال در عرض ده دیقه
ـ اینم زندگی منه مسعود: خب جوابشو بده
پیمان: مگه من ولش کردم
خونه نگرفتی هنوز؟
پیمان: هرچی پول داشتم، پول مهریه شو دادم
باز خوبه اینجا رو داری
پیمان: آره خوبه به شرطی که مال خودم باشه
♪ ♪
گوشام زنگ می زنه، یا صدا می آد؟
پیمان: گوشات زنگ می زنه
گوشام زنگ می زنه
پیمان: بیا بشین
کجا می رفتی؟
پیمان: داشتم می زدم بیرون دیگه
خب بزنیم
پیمان: کجا بزنیم ندیدی مگه حکیمه رو؟
تو نمی خوای پول بدی امشب به من، هان؟
ـ سلام آقا مسعود ـ سلام علیکم
پیمان جان قربونت برم، تو می ری با حکیمه خانوم حرف بزنی یا من برم؟
عه کوفت همین لوندی ها رو کردی دیگه جواب درست ندادی که این میاد دم در اینجا
برداشته برای من پلیس آورده
مسعود: اون با منه اون پول می گیره ول می کنه
دِ همین دیگه برعکس شده، انگار من معتادم
والا هر بار حالش خوش نیست هر بار جنس خوب بهش ندادن
میاد زنگ اینجا رو می زنه پاچه ی ما رو بگیره چه بدبختیه ها
پیمان جون من تو زندگی مرد زن دار که نرفتم بخوام اینجوری زندگی کنم
آقا مسعود خدا شاهده به جون خودش به جون بابام
اصلاً وقتی که اینا زن و شوهر بودن ما غریبه بودیم، من اینجا کار می کردم، خبری نبود
پیمان تو که اینا رو می دونی
ـ چرا نمی ری با این حرف بزنی؟ ـ ببین اینارو ول کن
چی از تو ذهنت گذشت که اومدی بیرون از اتاق؟
خسته ام، پیمان من جوونم، خسته شدم
شش ماه منو تو این اتاق حبس کردی دهن منو باز نکن
شش ماه اینا هی رفتن اومدن تو منو قایم کردی تو این اتاق
به خدا آقا مسعود که حالا غریبه نیست، پریروز می خواستم قرص برنج بخورم خلاص کنم خودمو
ـ یه دونه از اونا بده به من ـ عه بیشعور دارم حرف جدی می زنم
عه آخه دیوونه این الان چی راجع به من فکر می کنه؟
هیچی فکر نمی کنه آقا مسعود آقاست فهمیده ست، می فهمه من چی می گم
می گم برو با این حکیمه خانوم قشنگ صحبت کن بگو خانوم ما جدا شدیم
من دارم با یکی زندگی می کنم شما داری مزاحمت ایجاد می کنی، عه چه بدبختی داریما
برو پیمان
جون نسترن
قربونت برم من، نسترنو کفن کردی برو
ـ پیمان، پیمان ـ برم؟
برو، به خدا سر من اینجوری داره می کوبه
ـ ببخشیدا آقا مسعود ـ خواهش می کنم
نسترن: دیدی، همینو می گم دیگه حرف از دهن من در نیومده دوییدی رفتی پیشش
بابا تو شُل این زنی تو دوست داری این زن رو چرا اینجوری می کنی؟
بابا هر بار این میاد دم در این خونه تو دست و دلت میلرزه
چرا داری با منو خودت بازی می کنی پیمان؟
الاغ
اسباباتو جمع می کنی، دیگه نبینمت
ـ وحشی ـ خداحافظ
ـ چطوری؟ ـ عالی
کجا می ری؟
هان؟ رامین
ـ چی شد؟ ـ زنگ می زنم
زنگ می زنم بابا عه، حرف می زنه
ـ چی شد؟ ـ می ده ایشالا
ـ موتور؟ ـ باشه
بگید اینا وایسن
پیمان
چی شد؟
ـ حکیمه خانوم سکته کردم، گفتم بردتون ـ تو چی کار می کنی اینجا این وقت شب؟
ما می خوایم بخوابیم اگه اینا بذارن هی این می ره اون میاد، این می ره اون میاد
دیوونه شدم به قرآن
بخوابی!
حکیمه: اینجا!
کجا بخوابم؟
دمپایی های پیمانه
مال آموزشگاه
بابات می دونه؟
بابام خودش گفته
سرتو بالا کن
بابام خودش گفته حکیمه خانوم خب کار طول می کشه خطرناکه، نمی تونم برگردم
تلفونشو بگیر ببینم
موبایلش سوخته
تو چرا انقدر دروغ می گی؟
بزن حکیمه خانوم بزن، اگه دلت خنک می شه بزن حق داری تو
کلید کجاست؟
مال آموزشگاه
همه آموزشگاه ها کلیدشون دست منشی شونه
این وقت شب!
کار زیاده، هنرجو زیاده
کجا رفت؟
سرکار من هرچی می گم شما قبول نمی کنین که
همینی که خانوم تو بودن جرمه
خب منم جریمه اشو می دم
تو امشب به ما پول می دی؟
ـ خب اگه وضعت خوب شده پول ما رو بده ـ تو چی می گی این وسط
ـ بده دیگه ـ چیو بدم، نمی بینی مگه اوضاعمو؟
ـ هان؟ رامین ـ خب مگه مجبوری دختر بازی کنی؟
خب تو، کار دارم تو هی زرت زرت زنگ می زنی دیگه
ببخشید قطع نمی کنم، چشم
گوشی
چشم دیگه گوشی، گوشی
برزو: عه این وقت شب؟ پیمان: این وقت شب
برزو: بابا ما رو رنگ نکن که پیمان: کی تو رو رنگ می کنه
برزو: یعنی تو نمی پری؟ پیمان: اصلاً دوست دارم، چی می گی؟
ـ ولی دوست نداری پول ما رو بدی ـ آفرین دوست ندارم
ببین من زنت نیستم اینطوری باهام حرف می زنیا
مسعود: یعنی امشب به ما پول نمی دی؟ ـ یعنی چی دوست ندارم، گوه؟
من مسخره تم سه ماه داری بخاطر یه تومن منو سر می دوونی
شما یعنی دویست تومن نداری با این قیافه؟
سرکار من همه ی زندگیمو برای مهریه دادم
اجاره ی اینجارم به زور می دم
ندارم، باور کن ندارم
پول توام امشب از مسعود می گیرم می دم، خوبه؟
مسعود: کدوم مسعود؟ ـ این مسعود؟
مسعود سگ کیه؟ مسعود گاو کیه؟
من دو میلیون باید تا صبح جور کنم
یه میلیون باید به آقای سرکار بدم دویست تومن به این
یه تومن به من، دویست تومن به آقای سرکار
خب می شه چقدر؟
ـ سه و دویست ـ خب بیا
سه و دویست، طلب دارم دیگه سه و دویست با چهار و دویست، چه فرقی می کنه؟
خب نمی شه
حالا شاید شد
آقا سرکار؟ این چقدر بود؟ هشتاد ضربه بود، صد ضربه بود؟ بزن ما بریم
ـ هان؟ ـ هشتاد
رامین من چرا باید بیام در خونه تو؟
من الان گرفتار پولم آخه، تو پول داری؟
مسعود: نه پول داری مگه؟
مسعود: آقا من می رم پیش رامین
ـ پول داره؟ مسعود: میگه جور می کنم
ـ دورن؟ مسعود: یه کمی
خب باید وسیله بگیریم، شما با من بیا
دِ ما آدم که نکشتیم سرکار
حالا این یه غلطی کرده ولی اصلاً به قیافه اش می خوره آدم خطرناکی باشه؟
بذارین با ما بیاد دیگه
بنداتون رو اعصابمه
اصلاً ما کجا می تونیم فرار کنیم سرکار؟
این دو تا خانوم نکُشن همدیگه رو تو همین جوری وایسادی اینجا
این چه بلائیه سر خودت آوردی؟
اینا قراره ریش بشه بعداً
می گم تو بدت نمیاد اینا یه بلایی سر هم بیارن، نه؟
بابا الان چقدر، چی شد الان؟
من چی باید بدم به کی؟
ـ یه تومن باید به من بدی ـ خب
ـ دویست تومن به سرکار ـ خب
دو تومن به خودت
یه تومنم به پیمان
می شه چقدر؟
ـ چهار و دویست ـ ای بابا
زن چیه حکیمه خانوم؟ من اصلاً قصد ازدواج ندارم
پس این چه ریختیه این وقت شب اینجا؟
کار می کردیم گفتم که ای بابا، پیمان؟
اگه اون عرضه داشت اومده بود، نشناختیش چی کار می کردی تو آموزشگاه الان؟
بابا پرونده ها رو درست می کنیم بدهی ها رو حساب می کنیم، ساز کوک می کنیم
چی شد سرکار؟
ما کار خودمونو بلدیم خانوم
خب یعنی چی بلدین؟ خب چی شد؟
ـ بسپریدش به ما دیگه شما بفرمایید ـ چیو بسپرم به شما؟ تا الان چی کار کردین؟
ـ شما بفرمایید ـ یعنی چی بفرمایید؟
با مأمور بحث نکنید خانوم، بفرمایید
چیزی شده دخترم؟
نه
عقب تر بِایستید
بِایستید عقب
ـ پاهاتون پیدان ـ بله
موش مُرده
بیا بریم حکیمه خانوم، بیا بریم بالا یه چایی بخور، سیگار...
ـ عصبی شدیا ـ من عصبی شدم؟
ـ به قرآن صورتت داغون شده ـ من داغون شدم؟
ـ بابا نزن دیگه عه وحشی ـ آشغاله عوضیه کثافت
وحشی عمه ته
معتاد
یه معتادی بهت نشون بدم آشغال عوضی
نسترن: بدو بدو بدو بدو ماشالا حکیمه خانوم بیا
نسترن: بیا خوب اومدی تا اینجا که
نسترن: نکش بابا سیگار نکش، بیا بیا اومدیا
بدو بدو، بدو بیا بابا بیا، بیا بیا نمیری
ـ ای گیجم که خودم وایسادما، عمراً نمی گرفتی ـ کثافت عوضی
نکن، پیمان
کثافت
راننده: دستتو بردار ـ جان؟
راننده: دستتو بردار
ـ الو ندا؟ خوبی؟ برزو: سلام برسون
برزو سلام می رسونه
آره نشد خبر بدم دیگه
خب، پیش رامین
مسعود: اومد در خونه؟ کی؟ صاحب خونه دیگه
مسعود: بهش بگو خبر می دم
مسعود: آره، ببین تا تو نخوابی نازنین نمی خوابه ها
آره بخواب فدات شم، بخواب زنگ می زنم
چرا یه کم زودتر نگفتی؟
راننده: جان؟
ـ با ایشونم راننده: آهان ببخشید
همین الانم که گفتم، کلی شرمنده شدم که
برزو: حالا به کس دیگه هم گفتی؟
به هرکی فکر کنی شما آخریاشی
برزو: باز خوبه ما آخریاش هستیم
انقدر بدهی رو بدهی آوردم که کف کردم دیگه
آقا می گم گازشو بگیر برو
چی گازشو بگیره؟
مأموره ولمون نمی کنه
تصدیق منم دستشه
ـ اصلاً تو کجا داری میای؟ راننده: تصدیقم دستشه دیگه
ایشونو می گم
راست می گه خب، برگرد
پیمان: کجا؟ بریم رامینم می بینیم دیگه حالا
راننده: آقا دستتو بردار دیگه
مسعود: موندم شما با این حالت مگه مجبوری کار کنی؟
مجبورم دیگه، اگه مجبور نبودم که کار نمی کردم دیگه
قسط دارم، قسط اینو باید بدم اجاره خونه ست، مجبورم دیگه
برزو: آقا ماشینت نوئه؟
شما چی فکر می کنی؟ نوئه؟
برزو: پلاستیکاشو نکندی
پلاستیکاشو برای این که لازم دارم نکندم
پلاستیکاشو اگه می کندم اون موقع شما نمی گفتی نوئه
الان چرا می گی نوئه؟ برای این که پلاستیکاشو نکندم
خب این که ناراحتی نداره
پیمان: داداش، سر به سر این رفیق ما نذار
این آدم خطرناکیه ها
چی کار کردین شما؟
یکیو نفله کردیم
راننده: عه، یعنی چی؟
ببین این حرکت آخرو نباید می رفتی
به تو فحش مادر می داد نازش می کردی؟
ـ خون، خون نباید می ریخت راننده: واقعاً؟
برزو: یه لحظه خون جلوی چشممو گرفت
خب چه جوری کُشتین؟ قتل عمد حساب می شه که
برزو: انقدر زدمش تا مُرد مسعود: با آجر
آجر؟ با آجر مگه می شه؟
ـ شده دیگه حالا راننده: عه
جمجمه اش پوکید
منو شوهر خواهرم هر کدوم یه دونه از اینا خریدیم
اون پنج هزار تا بیشتر کار کرده منتها
استارت می زنه کل ساختمون از خواب بیدار می شن
این منتها نه، یه استارت خیلی کوچیک
(صدای تصادف)
راننده: چی کار می کنه این دیوونه؟
چی کار داری می کنی خانوم؟ عه
عه خانوم خانوم، عه چی کار داری می کنی
ـ خانوم، خانوم چی کار داری می کنی؟ نسترن: حکیمه خانوم حکیمه خانوم خودم میام عه
ـ پیمان؟ پیمان؟ پیمان؟ ـ عوضی، گوه
دیدی؟ لیاقتت همین توله سگه
صبح تا شب کار می کنم تو آموزشگاه بابت همین عوضی بود؟
خاک بر سرت گوه زدی به زندگیمون
تو چی نگاه می کنی؟
خانوم؟ خانوم چی کار کردی؟ خانوم زدی داغون در ماشینو خانوم
خانوم با شما هستم خانوم؟ خانوم کجا داری می ری، زدی یا نزدی
کجا داری می ری؟ خانوم
نمی ذارم بری، نمی ذارم (صدای بوق)
(صدای بوق)
کجا داری می ری؟ کجا داری می ری؟
برزو: حرص نخور عزیز من
سرکار؟
سرکار، تو کجایی سرکار؟
تند می اومدی
اینا کی ان سوار ماشین من کردی سرکار؟
نمره اشو برداشتم
آقا؟
آقا این خانوم کی بود؟ اومد چی کار کنه؟
حالا چرا داد می زنی؟ هزینشو من می دم
خب، خب بده، بده
ـ بیا بده، بیا بده نسترن: وای حق داره بنده خدا زده داغون شده
نسترن: سلام آقا برزو ـ سلام
نسترن: آقا بفرمایید خانوادگیه
بیا این کارت
کارت به چه درد من می خوره آقا؟ بیا من الان صد تا کارت می دم به شما
بهروز: آقا بانک که نیستن ایشون، می دن دیگه
ـ این وقتی بگه می ده، می ده مسعود: می ده، می ده
آقا، آقا من همین جا وایمیسم افسر بیاد کروکی بکشه
ـ خب این افسر، بیا پیمان: اصلاً به من چه؟
مگه من زدم؟ خودت برو دنبالش این کارتم بده من
کارتو بدید به ایشون
حرکت کنید تو راه مردمیم، حرکت کنید
سرکار؟
آخه این مگه مثل اولش می شه
چه کنم دیگه؟ می خوای دراز بکشم با ماشین از روم رد شی؟
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
می فهمی چی می گه؟
چی می گه؟
می گه
من عاشقتم
مثلاً، همه چی خوبه
ـ همه چی رو به راهه ـ آره
انگلیسیت خوبه؟
من داداشم دوبی می ره مدرسه دیگه بعد مثلاً همه ی اینارو اون بهم گفته
ببخشید
پیمان جان قرص سردرد داری؟ من سرم داره می ترکه
قرص سردرد داری؟
قرص برنج دارم
ببین حکیمه داشت منو می کشت حتی بر نگشتی نگاه کنی، طلبکاری الان؟
ـ خودت اومدی بیرون ـ معلومه می خواستم باهاش حرف بزنم
تو که حرف نمی زدی، الان تموم شد خلاص
ـ حالا چرا نمی ری؟ ـ الان مسعود ببینیم چی می شه دیگه بیچاره
مسعود به تو چه؟
خب باهم اومدیم باهم باید بریم دیگه گناه داره بیچاره
به قرآن انقدر دلم می سوزه براش
کلیدو بده من
ـ کلیدو بده من ـ کلید برای چی؟
زهرمار نخند
ـ کلیدو بده من ـ بده پیمان نکن زشته
ـ نسترن کلیدو بده من ـ بیا، گدا
چیه هی کلید کلید جلو مردم داد می زنی؟
نسترن: خب به آدم بر می خوره دیگه در به تخته می خوره کلیدو بده کلیدو بده
نسترن: یه دفعه ست جا ندارم
این چه رفتاریه پیمان؟
شما یه چیزیتون می شه ها
برزو: این بچه کجا بره این وقت شب؟
دخترم؟
دختر؟
ـ هیچ معلوم هست چی کار می کنی؟ ـ چی کار کردم؟
قضیه ی این چیه؟
ببین حوصله ی تعریف کردن داستان ندارم
فقط حوصله داری داستان بسازی
بله
دستت درد نکنه، همین فقط می خواستم سوال بکنم
هان؟
من نمی دونم، هجده؟
بیست و دو، یعنی بیست و یکم تموم شده رفتم تو بیست و دو
ـ خیلی خوب موندی ـ دستتون درد نکنه
بعد سرکار نه این که مثلاً ما خونه نداشته باشیما
برای این که من خونه تنهام می ترسم شبا تنها، همین
حالا مثلاً من جلو اینا که نمی خوام بگم
من بابام کارخونه ی آب معدنی داشت، خب؟
بعدم ورشکست اینا شد بعد دیگه مثلاً مامانمم که طلاق گرفت
این اصلاً عصبی بازیو اینا، اصلاً رفت دوبی الان دوبی زندگی می کنه
بعدم مثلاً هی ما رو می زد، یه بار خدا شاهده برادرم انقدر این جاش شکافت، هنوز جاش هست
بعدم ما بهزیستی اینام رفتیما
من الان خودم ماهی یه بار می رم بیمارستان شوک عصبی می گیرم
ـ الکتریکی ـ مثلاً این می لرزه
ـ بله ـ دیگه...
مشکل شما اینه که تو خونه نیستین
ـ بله ـ خانواده خیلی خوبه
همینی که دور هم بشینین، گپ بزنین
ـ مشکل همدیگه رو ببینین ـ درسته
(صدای دست و جیغ)
پس بشینین بریم
مسعود: تو که گفتی بیا که
(صدای دست و جیغ)
سلام سرکار
بهروز: سلام علیکم
من گفتم پول دارم؟
ببین میام بالا عربده می کشم قهوه ایت می کنما
غلط می کنی، چرا لات بازی در میاری؟
تو عروسی خواهرم هیچکدومتون نبودینو همه بهانه آوردینو، اینا همه زر مفته
تو فقط می خواستی بخاطر من بیای بیرون
ـ به من نگاه کن ـ عه
چرا مزخرف می گی؟
اینا خیلی بیشعورن مسعود
از سر شب گیر دادن می گن بیا وسط...
بیا وسط وایسا شلیته بپوشو قر بده و رژ لب بزن
عروسیه خواهرشه سرکار
دفعه اولته؟
ـ دفعه اولته؟ ـ باید التماست کنم؟
به خدا هرچی پول داشتم خرجش کردم مسعود
بیخود کردی وقتی نداری
خب حالا بیا بشین بریم
الان؟
الان فقط از اینجا بریم
تو فقط می خوای الان از اینجا بری
من جورش می کنم مسعود، به خدا جورش می کنم
خواهش می کنم
مختلطه؟
ـ پول نداره سرکار ـ بله
شما هم ببخشین تا اینجا اومدین دیدی هرجا رفتیم نشد
ـ جور می شه ـ تو حرف نزن
سرکار من الان مخم تعطیله یه اتفاقی افتاده اون بالا
مسعود: با این ماشین؟
تموم شده کارشون باهاش دیگه
خواهش می کنم ازتون، جورش می کنم
شما روشنش کنین
چشم مرسی
آقا مسعود؟
بیاین
♪ ♪
♪ ♪
نکَن
پیمان: نکَن انقدر
مرسی
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
یواش برو چه خبره
برزو: رامین یواش
(صدای زنگ موبایل)
الو مسعود جان؟
خب چرا عقب موندی؟
خب می اومدی تو ماشین
خیلی خب چشم
♪ ♪
همین یه آهنگو فقط داری؟
اینو دوست دارم
اینم گوش کن ببین خوشت می آد
دستت درد نکنه
برزو: خواهش می کنم
چی هی گاز می دی می ری؟ کجا داری می ری؟
ـ خب داریم می ریم دیگه ـ کجا داری می ری؟ نه کجا داری می ری؟
ـ بریم جورش کنم ـ می چرخی تو خیابون جورش کنی؟
ـ آخه باید فکر کنم مسعود جون ـ تیک آف می زنی واسه من
رو کاغذ بنویسم شما مردی حله؟
ـ چرا عصبی بازی در می آری؟ ـ عقده ای
دِ خفش کن اینو دیگه
پیمان: خفه اش کن دیگه نسترن: چشم
پیمان: مسعود جان؟ ـ آقا چیه شما همه دنبال من راه افتادین؟
مگه اومدیم گردش؟
خب برین سر خونه زندگیتون دیگه
ـ راست می گه بریم ـ برو آموزشگاه، برو قربونت
باهمیم دیگه حالا شاید یه فکری به ذهنمون رسید
نسترن: بیرون خوبه ـ ای بابا
من بیرونم یا شهر بازی؟
هوو، هوو
ـ بابا این دیوونه ست ـ هوو
بهروز: پریده
چی؟
پریده، زیاد خورده بودن
ـ بریم شمال ـ بله ماشینم هست، بفرمایید
آقا مسعود حالشون که خرابه بهترن
اصلاً عصبی که می شه آدم خیس می کنه خودشو سرکار
ببخشید شما مال جای بخصوصی هستین؟
چطور مگه؟
هیچی لهجه اتون یه جوریه
اتفاقاً من می خواستم به شما بگم لهجتون شهرستانیه
ـ من نه ـ نه چی؟
من سوال می کنم آقا
خب بکنین
ـ همین دیگه ما اینجوری مسعود: جور میشه جور میشه
ـ اَه مسخره برزو: خب دو روز دیگه بهش بده
به کی؟
برزو: صاحب خونه ـ نمی شه آقا جون، نمی شه
بابا اینا کارشون ترسوندنه بازم بهت وقت می ده
ـ وقتاشو داده دیگه ـ چی کار می خواد بکنه؟
تا بخواد شما رو بلند کنه یکی دیگه رو بیاره خودش یه ماه گذشته
خب بلندمون کرده الان دیگه
ـ یعنی الان جا نداری؟ ـ نه دیگه
همه زندگیمونو کردیم تو یه اتاق این پولم تا صبح...
ـ نمی خوام دیگه عه نسترن: عه
نسترن
ای بابا شما ها چرا این طوری می کنین با خودتون به خاطر پول
خودتونو کنترل کنین چیزی نشده
مارو هم صاحب خونه بیرون کرد اصلاً بابای من این کارا رو نکرد
قشنگ بابام ظل سرما، تازه داداشم نوزاد
بابام قشنگ یه وانت گرفت همه ی اثاثیه امونو ریخت
حالا اصلاً مهم نیست آقا برزو این سی دی چی بود شما دادین به من؟
ـ این کار آخر خودمه ـ جداً دستت درد نکنه
رامین: شما حواست هست چرت و پرت به من می گیا
ـ رامین؟ ـ بهروز: حرف بخصوصی نگفتم
رامین: ابروتو بنداز بالا هفت خطی نشی ـ ای بابا گرفتاری شدیما
یعنی شما جمعاً دویست هزار تومن ندارین؟
آقا داشتیمم نمی دادیم
ـ چیه تو از سر شب تا حالا گیر دادی به ما؟ پیمان: مسعود جون بیا
ـ ول کن دیگه قربونت دیگه عه ـ شما قلاده اتون باز شد بلبل شدین برای من؟
ـ به شما می گن مأمور آخه؟ پیمان: ای بابا، بیا بریم
موتورتون گارد نداره، ببخشید
متأسفم
ـ بیست و پنج، شصت؟ پیمان: سرکار؟
ـ بیست و پنج شصت، جلو نیاین ـ جناب شکیبا؟
مسعود: بذار ببینم چی می گه آخه ـ خیلی خب، تو آروم باش حالا
شما بیخیال شین
این آقا کس دیگه ای نداره بریم پیشش ببینیم چی کار می شه کرد؟
شما حالا کوتاه بیاین ما درستش می کنیم
چی چی رو کوتاه بیام؟ خودتونم باید دویست هزار تومن بدین
خودتونم باید بدین
آقا این دیوونه مون کرد ببندینش این بنداتونو
این گیره ها
چقدر داری، پول اینو جور کنیم بره
چرا بامزه ست که
ـ بامزه ـ الان دو تومن مسعود مهم تره...
رامین؟ رامین؟
یه لحظه صبر کن، بذار حرف دارم می زنم
مسعود، می گم اگه بریم پهلو مرادی چطوره؟
مرادی کدوم خریه؟
ـ موهاتو چرا اینجوری کردی؟ ـ می گم مرادی کیه؟
بابا سر دفترمون دیگه
خب الان می گی؟
چه می دونم، داشتم فکر می کردم این موقع شب چی بهش بگیم
خب دیر تر که، بد تره که
ـ آخه چه بهانه ای براش بیارم؟ ـ خب راستشو بگو
راستش کمه مسعود
ـ خب بگید شما خانومتون پا به ماهن ـ من خانوم ندارم آقا...
خب خانوم این آقا می گیم خانومشون پا به ماهن
بعد، یا نه مثلاً بگین که زدین به یکی با ماشین
بعد اورژانس تا پول ندین قبولشون نمی کنه مأمورم باهاتونه
مسعود: چی شد؟
خب چرا انقدر عشوه می آی، می گم چی شد؟
چیزه...
باز عصبی نشیا
زنش مرده
الان؟
همین امشب؟
آره دیگه
زهرمار
مگه من کُشتمش
گِل بگیرن شانستو مسعود
مسعود: الان به من می خندی نه؟
نه بابا کی بهت خندیدم الهی بمیرم تا زنگ در خونشونو...
مُرد
نه پقی زد زیر گریه طفلکی
حالا تونستی بهش بگی یا نه؟
وا پیمان جون یه آدم مرده ها
می گم حالا بریم بالا یه تسلیتی چیزی بهش بگیم، بعد من بهش می گم دیگه
آخه می شه تو این وضعیت؟
بستگی داره کِی مرده باشه
بیا بریم بالا یه تسلیت بگیم من بهش می گم، خب؟
خب می خواین شما چند دقیقه برین بشینین منم می رم ببینم یکی از دوستام داره یا نه
ـ سوییچو بده ـ حالا باشه با هم می ریم دیگه
ـ نه آخه دیگه دیر می شه، می خواد بخوابه ـ آقا برزو می خواین من بیام تنها نرین؟
برزو: نه می رم ـ وای آقای مرادی
خیلی شرمنده
ـ خدا بیامرزه ـ رامین جان، آخه اونم این موقع شب
به اتفاق دوستات، واقعاً شرمنده م کردین
دیگه باید ببخشین ما تو عروسی بودیم
ـ تا شنیدیم دوون دوون اومدیم ـ خیلی ازتون ممنونم
ـ تسلیت می گم آقای محترم ـ خواهش می کنم، بفرمایید منزل
ـ بفرمایید ـ مزاحم نباشیم
ـ نه خواهش می کنم بفرمایید ـ خدابیامرزه بفرمایید دیگه
ـ بفرمایید آقا مسعود، آقا مسعود ـ بله
آقا مسعود؟
ـ من اینجا هستم ـ بله
رامین: خدابیامرزه
رامین: رحمت کنه خدا
ـ امید جان ـ بله؟
بیا بابا
اینارو داشته باش ببین برای فردا اگه چیزی کم کسر داشتین منو خبرم کن
امید: بله ـ بفرمایید، خواهش می کنم بفرمایید
خیلی ممنون
ما جداً متأثر شدیم
آقای مرادی: خیلی از لطفتون ممنونم این موقع شب مارو شرمنده کردین
آقای مرادی: خدا رحمت کنه رفتگان شماها رو
باز اگه کاری چیزیم بود در خدمتتون هستیم
آقای مرادی: خیلی ممنون رامین جان دستتون درد نکنه
شما با رفقات ما رو خجالت زده کردین این موقع شب
بفرمایید
بیا
بد جوری گیر کرده
فکرم همه جا می رفت غیر از نسترن
دختره ی گوه
اینو حتماً باید گوش کنی
حکیمه: پیمان چی گفت؟
بابا ول کن توام این پیمانو دیگه
مال پیمانه
این آخرین راه حله برای اینا
کوتاه کردی
عوضش کمتر می کَنم
بهت میاد
خداکنه درست شه
نمی شه
هما چطوره؟
خوبه
کما فی السابق
افتضاح
ببینمت
چیه؟
هیچی
چی می خواستی بگی؟
این شال چقدر بهت می آد
همین؟
قدر خودتو بدون، کارت خیلی خوبه
تو بعد از من دومین نفری هستی که اینو می دونی
یه چیزی می شی
مرسی که می گی
(صدای زنگ موبایل)
الو مسعود
نه اینجام خبری نیست
دارم می آم، خداحافظ
آخرم نشد
هما نبود بیشتر دوست داشتم
والا هما نبود منم تو رو بیشتر دوست داشتم
بگیر ببر خونه گوش کن، بیا
مهم نیست برات دیگه
همارو چی کار کنیم؟
یه چیزی می خواستی بگیا
حیفی اینجوری
تو چی؟
من که بی عرضه ی ابدیم
خداحافظ
نمی خوری؟
فردا
یه دوستی دارم باباش...
خیلی پولدارن، باغ دارن و اینا
توام که امشب گرفتاری دیگه
صافه
ـ شما الان داری کجش می کنیا ـ نخیر
این صافه
نه کجه
ببخشید شما موقع استخدام هیچ مشکلی نداشتی؟
نه
یعنی الان شما اینو کج می بینی؟
نمی دونم
الان راست شد دیگه
این کج نیست آقا؟
نه راسته
حالا این یه بارو به ما اعتماد کن
نسترن: ببین من فکرامو کردم خب سه هشتا می کنه بیست و چهار تا
ـ من و تو صبح اول وقت پاشیم بریم بانک ـ در میاد
بزرگه، پول منو بگیری فهمیدی؟ بدیم به این آقا مسعود بنده خدا
یه کم کارش راه میفته
ـ حقوقتو می گی ـ آره دیگه، برای این که نه ماه
یه ماهشو گفتی آزمایشی که اون حقوق نداشت هشت ماه دیگه شو
پیمان؟
پیمان، منو ببین منو ببین
ـ پیمان؟ ـ هان؟
خرجش کردی
خرجش کردی؟
چرا؟
ـ احتیاج ـ عزیزم
احتیاج داشتی پول منو؟ همه شو؟
ـ همه شو ـ همه شو، مال خودت بود هان؟ ارث بابات بود
عه خب تو بیخود پول منو خرج کردی پیمان برای چی می خندی
بی چشم و رو انقدر زحمت کشیده بودم
عه مگه مال من خوردن داره آخه؟
نه این مال هیچ کیو نمی خوره
خورده دیگه
یه عمرم بگذره بالأخره بدهیشو می ده
دزد
بهروز: الان صاف شد آقا برزو
(صدای زنگ موبایل)
بهروز: بیاین
(صدای زنگ موبایل)
(صدای زنگ موبایل)
الو
ندا
چند جا رفتم دیگه
بیشترش جور شده
آره دیگه حالا...
یکی دو جا دیگه می رم، بقیه شم جورشه
تو...
جور شده بدون
باشه
نه، سرده
آقا مسعود ببخشیدا
نظر منو بخواین شما دارین خودتونو از بین می برین
خب چرا با خودتون اینجوری می کنین
بابا ببینین مردم چه بدبختیایی دارن چه مشکلایی دارن
خب با خودتون اینجوری کنین که چیزی درست نمی شه آخه
از این کتونیا دخترونه شم آوردیم
خب بابا می دونین چرا از سر شب به هیچ جا نمی رسین؟
برای این که هی پریشونین هی الکی این در اون در می زنین
جمع کنین خودتونو، یه کم فکراتونو بذارین رو هم ببینین چی کار باید کرد
تا صبح داستان داریم ما با شماها
فعلاً یه خُرده تمرین کن
خب آقای برزو خان خوبی؟
حیوونی انقدر داره انرژی می ذاره
ـ بذار ببینیم چی می گه ـ نه جان تو، اصلاً حوصله ندارم ولش کن
ـ بابا بذار گوش کنیم ـ نکن
♪ ♪
♪ ♪
ـ ولش کن چی کارش داری بابا ـ چی گفت؟
نیاد یه روزی تنهام بذاری
چقدر به این می دی؟
این طفلی یه چیزیم دستی داده
خب بگو یه چیزیم دستی به ما بده
هیچی نداری تو دخلت بهم بدی؟
برای خودم نمی خوام
اگه داشتم که علاف اینا نبودم بیست و چهار ساعت
این کار آخرمه
باریکلا
کار آخر آقای برزو خان، اثری متفاوت
گوش نکرده بایگانیش کردی؟
وقت ندارم می بینی که همه اش درگیر اون ور شیشه م
بابا اومدم باهم کار کنیما
ـ قربون موهای قشنگت برم ـ بذار ببینم این چی می گه
ـ جونم؟ ـ یه لحظه میای میکروفنو درست کنی؟
می آم، وایسا اومدم
خب آقای برزو خان
یعنی شما با ما می خوای خالتور کار کنی؟
آره دیدم حق با توئه
دیگه متنبه شدم می خوام برگردم به آغوش جامعه
می خوام هنر و با صنعت پیوند بزنم
فقط یه پیش قسط امشب بهم بده
خب بیا فردا کار مستر اینو انجام بده
چرا که نه، هم راحته هم پولش خوبه
منم از اول همینو بهت می گم دیگه
اسم و عکستم بزرگ می زنم روی کاور سی دی
حالا اسمو لزومی نداره بزنی
به هر حال باید یه اسمی بزنم دیگه اسم عمه مو که نمی تونم بزنم
چرا اسم عمه تو بزن
ـ از نظر شما ایرادی نداره؟ ـ نه
یعنی ما اینجا داریم کار می کنیم اسم می زنیم یه مُشت پهنیم هان؟
این حرفو نزن، چه حرفیه می زنی
یا داریم دزدی می کنیم؟
باز شروع کردیا، یعنی...
گندشو درآوردی جان تو
برزو: مهم کار که دارم می کنم دیگه ـ نه کار نمی کنی تو
خوبه حالا اسم نداری آقای برزو خان
ـ چی شده؟ ـ میکروفونو درست می کنی
تو فقط حرف می زنی عمل نمی کنی حالا خوبه هیچ کی هم نمی شناستت
ناز می کنه واسه من
ـ من آماده ام ـ خیلی خب
ـ اون فاصله ششم رو نخون ـ باشه
این بحث هر دفعه بین منو تو داره تکرار می شه
هیچ نتیجه ای هم نداره
برو به کارت برس بابا
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
زنگ بزن به این برزو دیر شد، من شارژ ندارم
چیه چی کار می کنی؟ نکنیا، نریزیا
عه، دیوونه ای تو
یعنی شک ندارم خُلی
ـ مسعود ـ هان؟
حوصله داری یه چیزی بهت نشون بدم؟
ـ بیا ـ کار نداریم که
نگاه کن چی کار کرده
آقا اینا رو می سازن
ـ نه بابا واقعیه ـ بابا...
نسترن: پیمان چیه؟ ـ خیلی بابا...
ـ می سازن ولی نسترن: پیمان کدومه؟ ببینم
ـ هیچی ـ یعنی چی هیچی؟
ـ نگاه کن چیکارم کردی ـ چیه که من نمی تونم ببینم؟
ـ هیچی ـ چیه پیمان ببینم
به درد شما نمی خوره بفرمایید
ـ بی جنبه ـ برو بچه
همین دیگه آقا پیمان، نه؟
بدم میاد از این کارات
رامین خب من یه پسر عمو داشتم
قشنگ حالتاش عین حالتای تو بود اصلاً تو رو می بینم یاد اون می افتم
بعداً می دونی چی کار کرد؟ زد تو دهن همه رفت خارج به هیچ کی هم هیچی نگفت
مثلاً هنوز که هنوزه عموم اینا دارن دنبالش می گردن، توام این طوری کن
اصلاً چرا انقدر اینارو تحویل می گیری؟ بیخود کردن اینجوری باهات حرف می زنن
مثلاً اومدیم یه کاری بکنیم
برای اینا؟
هان؟
برای اینا اومدی یه کاری بکنی؟ بعدم ببخشیدا حالا زحمت کشیدی
ولی مثلاً از سر شب تا حالا چی کار تونستی بکنی؟ هی جور می شه، جور می شه
ـ بعدم اینا رفیقن تو داری؟ بهروز: آقا رامین؟ بفرمایید
مجبوری مگه؟
ببین...
اون که گفتی راست بود؟
چی؟
اون پسر عموت
ـ رفت آلمان ـ بفرمایید
نسترن: آقا شکیبا؟
نسترن: آقا شکیبا؟ ـ بله؟
آقا بهروز من...
ـ بگین دیگه ـ آقا شکیبا
ـ ببخشید ـ دستت درد نکنه ولی پاهام گرم شد قشنگ
ـ شیشه ست ـ چی؟
این
نه این بیست و پنج این هفتاد و پنج دم کنکور چشمام این طوری شد
ببینم
درسته شیشه ست
پیمان: چی شد؟
نداشت
بهروز: نشد؟ ـ نه
دیگه جایی نداریم بریم؟ تموم شد؟
نسترن: سرده بریم
آقا شما گفتین
بنداتون که بازن راحت ترین
ـ بله ـ درسته
«زیرنویس اختصاصی فیلیمو»
چی بود این؟ اسب چی؟
چی؟
می گفتی
آهان، اسب حیوان نجیبیست
برای چی خب؟
ـ می خورین هوا که می خواد بیاد بیرون ـ باد گلو
آهان بده دیگه باید پُر شه
زیاد خورده بودی
فکر کنم با شمان
خب بله دیگه
مرسی
موسیقیت خیلی خوبه ها، فقط
تو این شرایط سنگینه، نه؟
نمی دونم
خب هرچی دوست دارین گوش کنین
ـ قشنگه ـ من دوست دارم
دوست، منم دوست دارم منتها
منتها تمرکز می خواد، نداریم
خب یه چیز دیگه بذارین
من شراره دارم، بذارم؟
بازم شراره عروسکی شونه کرده
ـ ایناها ـ مامانش موهاشو...
نسترن اون آهنگ خودتو بذار
ـ واقعی؟ بذارم؟ ـ آره
ـ وگرنه مجبور می شیم شراره گوش کنیم ـ این فایل روزی صد هزار بار
شراره چشه؟
♪ ♪
♪ ♪
♪ ♪
برزو: پیمان؟ ـ هان؟
نسترن شبا هم آموزشگاه کار می کنه؟
ـ نه روزا کار می کنه، شبا می خوابه ـ عه
پدر مادرش هیچی نمی گن؟
چه پدر مادری؟
می خوای بگیریشا
ـ نه بابا ـ راست بگو
نمی دونم
چی کار کنیم حالا؟
می کنیم حالا یه کاری
درسته
خطریه ها، یا بگیرش یا بفرست بره خونشون
کجا بفرستمش؟ اوضاعشون خرابه
پس شانس آورده به تور تو خورده
خب نبودم که تو خیابونا ول بود دیگه
محض خیرخواهیه؟
برزو جان
ـ پدرش زده مادرشو کُشته، بعدشم ـ اوه اوه اوه
اوه اوه اوه؟
ـ خب همینه هیچی بهتون نمی گم دیگه ـ خب بگو بعدشم چی؟
ـ اصلاً هرجور دوست داری فکر کن، ولش کن ـ بگو باور می کنم
ـ بیا رامین جون ـ مرسی
نه دیگه نشد، بریم
می خوای بریم خونه ی ما؟
می گم نشد می گی بریم خونه ی ما؟
کجا می ری حالا؟
می رم کوچه مون، لب جوب
منم باید برم لب جوب
من که جرأت نمی کنم بی پول برگردم خونه
بیا کوچه ما، جوبش گشاده همه جا می شیم
نه تو با زن و بچه ت بیا خونه ما این طوری هما هم جلوی ندا چیزی به من نمی گه
بابا هما بچه ی منو ببینه دیگه نمی ذاره لب جوب بشینه
بله درسته
پس باهم می ریم آموزشگاه می مونیم
آره جوب چیه؟ می ریم آموزشگاه
آره دیگه دور همیم، رامینم میاد وسط می رقصه
ـ فکر کن نرقصم ـ فکر کن
ولی بعد چند وقت دورهمی خوبی داشتیما
آره این دفعه که تو تا خر خره گرفتار شدی ما دورهم جبران می کنیم
بیا برسونمت، بیا
کجا برسونی بابا؟ شما این وری، من این ورم چه ربطی داریم بهم اصلاً
ـ چطوری می خوای بری تنها؟ ـ می رم دیگه
آقا مسعود اگه این وری هستین خب من می رسونمتون
بله من این وری هستم
ـ خب بیاین می رسونمتون ـ می رسونتم
ـ بابا بیا باهم بریم ـ بابا می رم باهاش دیگه
ـ خوشت اومده ها ـ اووف
ـ ببینیمت ـ باشه
نشد دیگه
نه بد نبود
ـ بچسب ـ بله
بفرما تو
خداحافظ
بهروز: آقا مسعود؟
اینا همه مال امشب نه؟
شما چند روزه می تونی این پول رو برگردونی؟
پول؟
خب اگه بود که
سه چهار روزه اون جنسامو می فروختیم
خب این آدرس یه کَله پزیه
شما سه چهار روز دیگه این پول رو برمی دارید می برید اونجا
حالا پنج روزم بشه موردی نیست
می دین به
مازیار
بیا
بگیر
ببخشید
من از این پولا نبردم خونه
بگیر بابا قرض بیا
شما این لباس...
فرض کن لباس مال خودم نیست
مگه از اینا می فروشن؟
گمرک
بیا
پس سه روز دیگه میام خودتم ببینم بهت برگردونم
من نیستم
پلیس نیستی نه؟
خوش گذشت
سلام آقا کمال، خوش اومدی
ـ سلام آقا کمال ـ آقا خسته نباشی
ـ چاکریم ـ دستت درد نکنه
گفتم گرفتنتا
عجب دلی داری
ـ یه پاچه ما مغز ـ بله
مازیار: یه شبم ولت می کنن تو ول کن نیستی کوتاه بیا دیگه
بگو یه چشمم بذار
مازیار: اصلاً مرض داری
ـ مازیار؟ ـ جان؟
تا پنج روز دیگه یه آقایی به اسم مسعود میاد یه پولی میاره
بگیر
مازیار: چی کار کردی باز؟
ـ سلام علیکم ـ سلام
مرخصی بودم
کِی رفتی؟
دو روزه
اسمت چیه؟
کمال خسروجردی
ـ کدوم اندرزگاه ای؟ بله؟
ـ اندرزگاه چندی؟ ـ پنج
اینجارو انگشت بزن
ـ وسایلتم بریز رو میز ـ بله
بفرمایید
برو اون بغل بگردنت
بله، دکمه اتون شُله
«سرپرست مترجمان: مریم ربیعی»
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.