All language subtitles for The.Rain.S01E03.WEBRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم‌های ترجمه رسانه کوچک و نایت مووی با افتخار تقدیم میکنند LilMeDia.Tv NightMovie.Co

مترجم : کیانوش جهانگیری Kianoosh_93

فرار کنين، اونا همه‌مون رو ميکشن

اونا کي هستن؟

ايست وگرنه شليک ميکنم

بدو - عينکم -

بلند شو - ايست وگرنه شليک ميکنم -

عينکم - ايست -

صبر کن

همونجا وايستا. بلند شو

همونجا وايستا بدون هيچ حرکتي

پاتريک، حواست هست؟ - چشم -

ولمون کن. از جون ما چي ميخواي؟

وسايلشون رو بيار - باشه -

بدش به من. نبايد دست تو باشه - بذارش زمين -

بذارش زمين گفتم بذارش زمين

نه. شليک کن

بزنش

گفتم بذارش زمين - شليک کن -

غذايي توي کيف نيست

بندازش

بکشش

ميتونم نشونت بدم کجا غذا پيدا کني

خب، جين، بيا بريم

داره دروغ ميگه وسايلش رو بگيريم و بريم

ما راهمون رو به مقر فرماندهي سوئد باز کرديم

هرطور که شده، خودتون رو برسونين اينجا

... بايد اوضاع رو

بهش گفتن بره اونجا

اينجا پيداش کردي؟ - آره -

بابات چه کار کرده؟

اون براي آپالون کار ميکنه؟

چه کاري؟

تلاش براي نجات دنيا - از اينجا ميخواد دنيا رو نجات بده؟ -

نتيجه‌ش رو هم ديديم - دنبال پيدا کردن يک درمان بودن -

ولي موفق نشدن

معلوم نيست - خوب هم معلومه -

ميليون‌ها بار اين شايعات رو شنيديم

اون پيام هم مربوط به شش سال پيشه

ولي تو که اونجا نبودي رفتي سوئد؟ رفتي آپالون؟

نه، ولي جاهاي ديگه‌اي که به مراتب بهتر بودن، رفتيم

ما در هر صورت ميريم. تو ميخواي بموني، بمون من ميخوام بدونم پدرم زنده‌ست يا نه

اگه پدرت زنده بود، شش سال اينجا ولت نميکرد

تو هيچي در اين باره نميدوني؟

باشه

تنها راه رفتن به سوئد از کوپنهاگنـه

و تنها راه خروج از کوپنهاگن هم پلِ لانگه

خب - بقيه پل‌ها نابود شدن -

چرا؟

براي زدن ايست بازرسي براي مردم و کنترل ويروس

توي مسير حرکت کنيم

از غريبه‌ها و بقيه مردم به دور باشيم

اون عده کمي هم که توي شهر موندن براي غذا ميکشنت

همين‌جا مي‌مونيم و زنده ميمونيم

وسايلت رو جمع کن

سيمون، فکر ميکني بدون اونا موفق ميشيم؟

معلومه

بيا بريم

اون شهر خطرناکه اگه به کسي بربخوريم چي؟

بايد بدون جلب توجه رد بشيم

قبل از تاريکي ميرسيم به پناهگاه بعدي جامون امنه

از اين وضع خوشم نمياد

ميدونم، ولي ما از پسش برميايم

تو فقط حرف ميزني بازي بلد نيستي

هنوز ادامه داره - هوم -

بقيه کجان؟

رفتن پدرشون رو توي سوئد پيدا کنن

جدي؟ - آره -

پدرشون توي سوئد؟

مگه اهميتي داره؟

نبايد بدون ما ميرفتن

تنهايي زنده نمي‌مونن

مجبورن يک کاريش بکنن ما جايي نميريم

آماده‌اي؟ - آره -

چي شده؟

مارتين راسموس و سيمون رو انداخته بيرون

نخير، اونا اجازه دارن هرکاري ميخوان بکنن

کجا رفتن؟ - سوئد -

فکر ميکنن پدرشون اونجاست و ميتونه دنيا رو نجات بده

بزن - ما هم باهاشون ميريم -

چي؟

اگه پدرشون بتونه دنيا رو نجات بده بايد کمکشون کنيم پيدا کنن، وگرنه ميميرن

خب که چي؟

وقتي ما نياز به کمک داشتيم اونا به دادمون رسيدن

مسئله فقط زنده موندن نيست، بلکه اميده ما هم باهاشون ميريم

اون بيرون خيلي خطرناکه

چي؟ - ... خطر -

ما که قرار نيست کار خطرناکي بکنيم، نه؟

بريم. وسايلتون رو جمع کنين بايد سيمون و راسموس رو پيدا کنيم -

بيا بريم بقيه رو پيدا کنيم

مارتين، حواست هست؟

بشينين

مگه گرسنه نبودين؟

سعي ميکنيم فاصله‌مون رو حفظ کنيم

ممکنه هر کسي مبتلا باشه

ولي وقتي ميخواستين وسايلمون رو بدزدين واستون مهم نبود

اونا شانسي براي زنده موندن ندارن صبح زود ولشون ميکنيم

... پدرمون که در بهشت جاي دارد

بفرماييد - ممنون -

آشپزي از کجا ياد گرفتي؟

از مادرم

کارش آشپزي بود؟

سوال احمقانه‌اي بود؟ - نه. از مامانت بگو -

نميخواد

بپرس اسمش چيه

اسمش يانه، مگه نه؟

چي؟ - اسمش ژن‌ـه -

ين؟ - ژن -

شان؟ - ژن -

مادرش اسمش رو از روي اسم ژن دِآرک انتخاب کرده چون از مردها متنفر بوده

قضيه اون بار که مجبورت کرده بود با لباس دخترونه بري مدرسه رو تعريف کن

ليا، بس کن - ببخشيد -

خيلي آشغالي ليا

اين يارو ژن دارک کي هست؟

این که بدون آذوقه راه بیوفتیم بریم بیرون با هیچ منطقی سازگار نیست

یک کم که بگذره خودشون میان در میزنن التماس میکنن بذاریم بیان داخل

مطمئنی؟

بیاتریس واقعاً روی اعصابه

اینجا رو

کاملاً نابود شده - چه اتفاقی افتاده؟ -

اون چیه؟

راسموس، نرو اونجا

راسموس

راسموس، بیا بریمم

راسموس، یکی داره میاد

بشین ! نمیتونیم بریم بیرون

ساکت

خوش میگذره؟

سلام

سلام

اینجا چه خبره؟

ما هم باهاتون میایم ما به شما باور داریم

... تو یک جورایی چی بهش گفتی؟

ستاره راهنما - آره -

لیا به خدا اعتقاد داره - هیچ ربطی به این مسئله نداره -

ستاره راهنما فقط یک آدمه که بهتره دنبالش بری

بقیه چی؟

وقتی مارتین بفهمه قرار نیست برگردیم اونا هم کم کم میان

چرا همه من رو نگاه میکنین

چون رئیس تویی

... چی؟ نه، من رئیس هیچکی نیستم

پس من رئیس میشم

عالیه

میخواین من رانندگی کنم؟

ما قهرمانیم

کسی گرسنه نیست؟

من که همیشه گرسنه‌م - بیاین بچه‌ها، باید به حرکت ادامه بدیم -

فکر کرده سوئد چه خبره؟ باباش اونجاست؟ آپالون؟

بیاتریس فکر کرده با ملحق شدن به اونا به چی میرسه؟

کون لقشون. بدون اونا بهتر هم هست

عجیبه، نه؟

هیچی باقی نمونده دارن میرن سمت مرگ

ما نمیتونیم این مسئله رو تغییر بدیم

وسایلت رو جمع کن

چی شد؟

میشه یک کم از اون ناگت‌های پنیری بدی؟ - چی؟ غذای من هم مثل مال توئه -

این یکی برگر کینگه

خب، من هم دارم پیتزا با شاورما و کلی مخلفات میخورم

حتماً از برگر کینگه

من پیتزا رو ترجیح میدم

باشه

باید از اینجا بریم توی شهر خطرناکه

یک پناهگاه توی آماگر هست میتونیم شب رو اونجا بگذرونیم

باشه

کجا میری؟ - عینک جدید پیدا کنم -

ایرادی نداره؟

چند سالی میشه با اینا درست نمی‌بینم

نشنیدی سیمون چی گفت؟ بیرون خطرناکه

اگه بارون بگیره اینجا گیر افتادیم پنج دقیقه‌ای برگرد

باشه - من هم باهاش میرم -

که مطمئن بشم سالم برمیگرده

به نظرت مارتین اومده دنبالمون؟

مهم نیست ما نیازی به اون نداریم

چه کار میکنی؟

پیش هم میمونیم

حالا چیِ این شهر اینقدر خطرناکه؟

... اولش اینجا کلی غذا بود

برای همین مردم جمع شدن و همدیگه رو مبتلا کردن

اونایی هم که مریض نشده بودن از هم غذا میدزدیدن

حالا برای غذا همدیگه رو میکشن

مردم بدجور خراب کردن

همه گرسنه‌ان

سیمون، باید از اینجا بریم

بقیه چی؟

چی شده؟ - بدو بیا -

دارن میان

بیاتریس

لعنتی

از این طرف، باید ژان و لیا رو پیدا کنیم

راسموس؟

بیاتریس؟

بدون عینک من رو چطوری میبینی؟

خوبی - بردش‌دار -

بردار دیگه

ارتودنسیم معلومه؟ - آره -

نه

معلومه می‌بینی چندتا انگشت نشون دادم

یکی - آره -

لیا، بدجنس نباش

خب، بیا ببینیم

خیلی باحاله

این باید خیلی خوب باشه

یا این

آره

خوب می‌بینی؟

آره، خوبه

من رو می‌بینی؟

آره - جدی؟ -

آره - میشه یک میلیون کرون -

پرداخت اینترنتی هم دارین؟ - بله -

پس شماره تلفنتون رو بدین

بله، بفرمایید

خدمت شما

برگردیم پیش بچه‌ها

راسموس

راسموس

بیاتریس

راسموس

راسموس

راسموس

آنت رو دیدین؟

ما دنبال جوزفین میگردیم

سلام

نباید این بیرون باشی اینجا خطرناکه

حتماً یکی داره دنبالت میگرده

به خاطر اون خیلی خودتو توی دردسر میندازی - کی؟ -

بیاتریس

وقتی فقط خودمون بودیم راحتتر بود - بیخیال. بیا بریم -

داره بارون میگیره - باید اول سیمون رو پیدا کنیم -

نه، باید بریم داخل

من اینجا بزرگ شدم

چی؟ - اینجا به دنیا اومدم -

مادرم اینجا من رو زایمان کرده - باشه -

بیا

... ولی سیمون - نه، تا بارون نگرفته بیا بریم -

باید از بارون فرار کنیم

بیا

دانمارک قرنطینه شدی کمکی در کار نیست، به جنوب برین

امیدوارم سیمون یه سقف پیدا کرده باشه

مطمئنم همینطوره

تو اینجا زندگی میکردی؟

چرا این همه سال برنگشتی؟

باید یه چیزی بهت بگم

من یک راز دارم

پدر و مادرم داشتن جدا میشدن

پدرم تازه بهم گفته بود

دلم نمیخواست باهاشون صحبت کنم

زدم بیرون، رفتم سینما

و وقتی اومدم بیرون همه چیز نابود شده بود

پدرم کلی زنگ زده بود و پیام گذاشته بود

... توی اولین پیغام گفته بود مادرم مریض شده

ولی حالش خوب میشه

توی پیغام بعدی، حال خودش هم خراب بود

نمیدونست چه کار کنه

حس عجیبی داشت

... بهم گفت

مراقب خودم باشم و هیچوقت برنگردم خونه

... و توی پیغام آخر

هیچی نبود

سکوت محض

به نظر انگار اون آخرا به هم علاقه پیدا کرده بودن

آره

پدر و مادرت کجان؟

تنهایی؟

اون چیه؟

هیچی

میشه ببینمش؟

مورفینه؟

درد شکمم رو آروم میکنه

تو نباید قرص بخوری

غذا احتیاج داری

این خیلی بیشتر بهت کمک میکنه

هی، صدام رو میشنوی؟

ولشکن

من کاری نکردم

ازش فاصله بگیر

از پسرم فاصله بگیر

فکر میکنی تونستن برن زیر یه سقفی؟ - امیدوارم -

چرا ننداخیش بیرون؟

تا وقتی که کار میکنه نگه‌ش میدارم

اگه ردیاب باشه چی؟

اگه اینطور بود تا الان اومده بودن اینجا

... لعنتی

لعنتی

چی شده - حشیشه -

نه بابا - پس چیه؟ -

نمیدونم، ولی حشیش نیست

آشغاله - چرت نگو -

به نظرت آَشغاله؟ - یه آشغاله گندیده -

تو توی عمرت حشیش ندیدی - یه آشغاله شش ساله -

میشه خوردش

ای ! چندش

تو خیلی خری

چه کار کردی؟

اندختمش

اون چیه؟

یک نقشه

شبیه دیواره - دیوار؟ -

لعنتی، ما توی منطقه قرنطینه هستیم

بارون بند اومد؟

نه ... آره

بیا

بریم بالا

منظره اینجا حرف نداره همه چیز رو میتونی ببینی

هیچ آدمی هم توی دیدت نیست

بعضی وقتا خیلی قشنگه

اگه تو نبودی، بهتر هم میشد

بیخیال ، شوخی کردم

متوجه نمیشم

خب، باید یاد بگیری

حرفی رو که میخوای بزنی، برعکس بگو - خب، چرا؟ -

چون

چون زشتی؟

بیا بریم خواهرت رو پیدا کنیم

چرا کمکش کردی؟

اون به غذا احتیاج داشت

ولی این عادی نیست

اینجا این چیزا رو نمیبینی

من اهل اینجا نیستم

تا فرصت داری برو

اینجا به جز حیوون چیزی نیست

منظورت چیه؟ کلی آدم اینجاست

نه، فقط اینطور به نظر میرسه

پس تو چرا هنوز نرفتی؟

اون برای سفر کردن زیادی ضعیفه

نمیتونم ازش محافظت کنم

میخواستم باهاش از روی پل بگذرم

میگن یه دکتر اونجاست

دکتر؟

باید یه جایی به اسم لیتل بارید باشه

اگه غذای خوب بخوره شاید بتونه راه بیاد

تو اولین انسان واقعی هستی که دیدم

... نمیدونم

ممنون

نیازی به تشکر نیست

من باید برگردم پیش برادرم

بیا

... غذا - غذا پیدا کردیم -

بیا

خداحافظ

می‌بینی، امتحانش کن - اون غذاست دستت؟ -

چی؟ جواب من رو بده، عذاست دستت؟ - بجنب بریم -

ما هیچی نداریم به پسرم دست نزن

نه، ولم کن - بیا بریم -

نه، نه - نشونم بده -

نه - بدش به من -

کمک

باید هرچه سریعتر از این شهر بریم

راسموس کجاست؟ - سلام سیمون، منتظرت بودیم -

فکر کردی داری چه غلطی میکنی؟ احمق

اصلاً خنده دار نیست. نمیتونیم اینجا بمونیم - سیمون، جریان چیه؟ -

بجنبین - سیمون، چی شده؟ -

،ساکت رو بردار

بجنب

ازت متنفرم

غذاهاتون رو بدین

زود

نمیتونیم چیزی بهش بدیم - زود -

ساک رو بده بهش - ... مارتین میگه -

کون لقش

تا بیشتر نیومدن، بده بهش

توی پناهگاه بعدی بازم غذا هست

کجا غذاست؟ - هیچ جا -

از توی کیف بهش بده

هی

بذار بره - باشه -

بگو کجا غذاست؟

غذاها کجاست؟

خواهش میکنم

بذار بره

نه

غذاها کجان؟

ولش کن - بزنمش؟ -

ولش کن

ولش کن، زود

بیا این طرف

راسموس، بیا اینجا

بیا، ازش فاصله بگیر

تا سه میشمرم

... یک

... دو

سه

نه

ولش کن

مارتین، یک کاری بکن

یک کاری بکن، وگرنه میمیره

تمرکز کن بیاتریس

پاتریک، بجنب

چسب رو بده من

خب، نفس بکش

باید از اینجا بریم

یک پناهگاه توی آماگر هست

جدی؟

یه چیزی پیدا کن بذاریمش روی اون

اگه ساکت نشی بازم میان پس دهنت رو ببند

اونجاست؟

اینجاست - بیاین -

اینجاست

لعنتی ! یکی اینجا بوده

شاید هنوز اونجا باشن - میرم ببینم امنه یا نه -

من هم باهات میام

اونجا رو ببین

چیزی پیدا میکنی؟

کابینت داروها خالیه

هیچکس اینجا نیست

لعنتی

بیا، بیارش اینجا

درد داره - لعنتی -

درد داره

باید دهنش رو ببنده

زخمش رو میبندیم و راه میوفتیم

اون چیه؟

فکر کنم مسکن

اونا رو از کجا پیدا کردی؟

راسموس، قورتش بده

حالت رو بهتر میکنه

دارم زخمت رو میبندم راسموس

اینجا رو فشار بده

آهان، آره، آروم، راسموس

حالت خوب میشه

عذرمیخوام راسموس حماقت کردم بدون بقیه راه افتادیم

خوش به حالش که تو رو داره

زیاد مطمئن نیستم

من هستم من یک خواهر کوچیک داشتم

من پیشش می‌مونم باید یک کم بخوابی

ممنون

من مراقبتم ما باهمیم

من و پاتریک بدون شما ادامه میدیم

هرچی تعدادمون کمتر باشه امنتره - فکر میکردم باهمیم -

من یک راز دارم

من اونجا بزرگ شدم

جدی؟ - اونجا به دنیا اومدم -

مادرم اونجا من رو به دنیا آورد

اگه اینطور بود تا الان اومده بودن اینجا

اصلاً خنده دار نیست. نمیتونیم اینجا بمونیم - سیمون، جریان چیه؟ -

آشغاله - چرت نگو -

آشپزي از کجا ياد گرفتي؟

اسمش يانه، مگه نه؟

ازش فاصله بگیر

ازت متنفرم

از مادرم

از غريبه‌ها و بقيه مردم به دور باشيم

از توی کیف بهش بده

از پسرم فاصله بگیر

از این طرف؟

از این طرف، باید ژان و لیا رو پیدا کنیم

از اين وضع خوشم نمياد

آره، خوبه

آره

آره

آره - میشه یک میلیون کرون -

آره - جدی؟ -

ارتودنسیم معلومه؟ - آره -

ارائه‌ای از تیم‌های ترجمه رسانه کوچک و نایت مووی LiLMeDia.TV NightMovie.Co

هرطور که شده، خودتون رو برسونين اينجا

ما راهمون رو به مقر فرماندهي سوئد باز کرديم

فرار کنين، اونا همه‌مون رو ميکشن

... بايد اوضاع رو

ببین

نقشه دانمارک وقتی که بارون اومده

که به اون مناطقی که گفتم تقسیم شده

وقتی اونها سقوط کردن ما فکر کردیم ویروس توی کل دنیا پخش شده

ولی اینجا رو ببین

... این که اینجاست

فکر میکنم یک دیوار باشه

منظورت از دیوار چیه؟

فکر میکنم دور ما دیوار کشیدن

فکر میکنم ما توی یک منطقه قرنطینه هستیم و جلوی ویروس گرفته شده

وگرنه چرا دیوار بسازن؟

حتماً اونطرف دیوار زندگی جریان داره

درسته؟

واقعاً اینطور فکر میکنی؟ - آره -

باید بری اینجا

ما هم باهات میایم

ممنون

مترجم : کیانوش جهانگیری Kianoosh_93

مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co

رسانه‌ی کوچک LiLMedia.Tv

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.