Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیمهای ترجمهی وب سایت رسانه کوچک و نایتمووی با افتخار تقدیم میکنند
LiLMeDiA.TV NightMovie.Co
هی هی نفس عمیق بکش، باشه؟
باشه
چیزی نیست
چی دستته پر؟
یه پریسکوپ
پر-یسکوپ، مثل اسم خودم بامزهست
- اون که پریسکوپ نیست - یه کالیدوسکوپه احمق
پس اونقدرام بامزه نبود
بیا، مال تو
همه گوش کنید اگه کسی توی قرنطینه نبوده
اجازه نداره از مرز امن عبور کنه
زمان نمایش علائم ویروس هنوز مشخص نیست
اگه کسی رو دیدید که در معرض افراد آلوده و یا بارون قرار گرفته
باید بهش دستور بدید تا ازتون دور بشه وگرنه ممکنه خودتون هم آلوده بشید
اگه به دستورتون عمل نکرد حکم تیر دارید
میتونیم شلیک کنیم؟
هرکاری لازم باشه میتونید انجام بدید
بیا دنبالم اول تو نگهبانی میدی
ترجمه توسط مصطفی .:: ELSHEN ::.
کانال اخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @lilmediasub
برید داخل، راه بیفتید، یالا خفه شو، برو، برو تو، زود باش
همونجا وایسا وایسا!
وایسا، همونجا وایسا! وایسا!
- خودتون تنهایید؟ - آره، تنهاییم
بیاید جلوتر یه گلوله حرومتون میکنم فهمیدید؟
برید اون داخل، یالا بیاتریس، لی، اینجا رو بگردید
- ژان، تونل رو بگرد - ما که کاری نکردیم
همینجا میمونید تا ما رو آلوده نکنید
ما آلوده نیستیم ما 6 ساله که اینجاییم
تو رو توی شهر دیدیم
اونا کین؟
سیمونه، تو گفتی کسی زنده نمونده
اما...
اما کسی نمونده بود
- من نفسم بالا نمیاد - خب دریچهی هواکش رو بستیم
[ آپولون ]
پاتریک، زود در رو محکم کن
دنبال چی میگردن؟
سیمونه؟ سیمونه؟
من دوباره هواکش رو باز میکنم
من اینجا رو میگردم
5 دقیقه وقت دارید بعد میریم
آهای
ما آلوده نیستیم بذارید بیایم بیرون
صدام رو نمیشنون
باز کنید یالا
اینجا دیگه چه جهنمیه؟
زدم تو خال
ژان، هنوز چیزی پیدا نکردی؟
نه هنوز
بلاخره میریم بیرون رازموس من نجاتمون میدم
من فقط میخواستم یه بار آسمون رو ببینم
رازموس، خواهش میکنم گوش کن...
دست از سرم بردار
من میخوام از اینجا برم بیرون
همین حالا
نمیخوام دوباره اینجا گیر بیفتم
هی، نفس بکش
رازموس، ما میریم بیرون میریم بیرون
اون تهدید کرد که تو رو میکشه
رازموس
- من یه فکری دارم - چیکار میخوای بکنی سیمونه؟
میخوام جفتمون رو نجات بدم
هی!
بیا اینجا
هرچی میخواید بردارید تا بریم
بیا اینجا
اسمت چیه؟
اسمت چیه؟
دنبال چی میگردید؟
کجا بود؟
باید باهاش حرف بزنم همینجا بشین
- باید وادارش کنم حرف بزنه - جریان چیه؟
سیمونه
سیمونه
اسم تو چیه؟
اسمت؟ اسمت چیه؟
بیاتریس
بیاتریس؟
بیاتریس؟ بیاتریس
دنبال چی میگردید؟
دنبال چی میگردید؟
[ غذا ]
غذا دنبال غذا میگردن
بیاتریس، باید بریم باید راه بیفتیم
از اون در دور شو
اینجا یه ذره غذا هم پیدا نمیشه
هرچیز بدردبخوری میتونید بردارید تا بریم
اطاعت
مارتین، پس اونا چی؟
بیاتریس
چی داره میگه؟ چی داره میگه؟
چی داره میگه؟
اونا بار اضافن
چی شده؟ نرو!
وایسا، نه!
- نه نرو - یالا، بیا بریم
بیا بریم بیاتریس
قوانین رو که میدونی
ما نباید بذاریم بیان بیرون
از کی تا حالا تبدیل به آدمایی شدیم که آدمای بیگناه رو میکشن؟
نه، نباید بری! نه!
- نه، نرو! - نمیتونن همینجوری ولمون کنن اینجا
غذا، اونا غذا میخوان
یالا
«پناهگاه»
«غذا» منظورت چیه؟
پناهگاههای دیگهای هست که غذا دارن؟
بیا اینجا بهم نشون بده
چیکار میکنی سیمونه؟
هی، دوباره بهم نشون بده زود باش
نه!
چیکار کردی؟
مارتین، لیا از حال رفته
باید بیای اینجا
مارتین؟
یالا رفیق چه خاکی باید تو سرمون کنیم؟
اگه غذا بهش نرسه، میمیره
اونا دنبالمون میان
چی؟
میدونن کجا میشه غذا پیدا کرد
از کجا معلوم که بشه بهشون اعتماد کرد؟
اون دیگه چه کوفتیه؟
هی!
برو عقب! این محوطه ممنوع الوروده
برگرد
برگرد عقب!
میشنوی؟
برگرد
تا 3 میشمارم
یک...
دو...
برو پی کارت!
خواهش میکنم برو
برو، مجبورم نکن بهت شلیک کنم!
هی، گوش کن نباید از اینجا بری جلوتر، برگرد
پناهگاه کجاست؟
از این طرف
تکون بخور
بهتره راست گفته باشی وگرنه...
خورشید رو ببین سیمونه
آره
خیلی دلم براش تنگ شده بود
جفتتون خفه شید
من ازشون میترسم سیمونه
میدونم، حق داری
داریم میرسیم به یه جاده
از کدوم طرف؟
اگه بهمون شلیک کنه چی؟
نمیکنه
حالا نه...
اما وقتی رسیدیم به پناهگاه چی؟
- من باورم نمیشه - چیو؟
که 6 ساله توی یه پناهگاه زندگی کردند
ما نمیشناسیمشون اما داریم مثل غازیان احمق دنبالشون میریم
غازها
- چی؟ - جمع غاز میشه غازها
چی؟
جمع غاز میشه غازها
ژان...
ولم کن
فقط بخاطر اینکه ادعا کردن میدونن غذا کجا پیدا میشه، داریم دنبالشون میریم؟
آخه یه نگاه به دختره بنداز اصلا نمیدونه از کدوم طرف باید بریم
چقدر دیگه مونده؟
قبل از شب میرسیم اونجا
پناهگاه رو از کجا پیدا کردی؟
منظورت چیه؟
چه ارتباطی با آپولون داری؟
وقتی بارون شروع به باریدن کرد اون پایین بودی؟
من چیزی نمیدونم
پس یعنی نمیدونی که اون بارون همه رو کشت؟
اونایی که همون موقع نمردند، آلوده شدند و قبل از اینکه بمیرند، خیلیای دیگه رو آلوده کردند
پس شماها چجوری زنده موندید؟
- اصلا شماها کی هستید؟ - گوش کن...
اونا گرسنن
بنابراین تا به سرشون نزده غذا رو پیدا کن
باید قبل از تاریک شدن هوا یه سرپناه پیدا کنیم
وظیفهی توئه که قبل از غروب خورشید پناهگاه رو پیدا کنی
تنها وظیفهی من مراقبت از رازموسه
خیلیخب
فقط یادت باشه که اگه گروه منو توی خطر بندازی جفتتون رو میکشم، فهمیدی؟
از این طرف
کمکمون کن مارتین
زود بیا
اتفاق بدی افتاده
کمک کن مارتین
آهای؟
مارتین!
پر؟
مارتین؟
مارتین
اومدم داخل
خودتی؟
مارتین
مارتین، گذاشتی که دختره رد بشه؟
اون مریض بود
یه دیقه از کمپ دور شدم وقتی برگشتم دیدم همه مُردند
یه دفعه ظاهر شد
بهش دست زدی؟
نه
باید از اینجا بریم باید همین حالا از اینجا بریم
اسلحه رو بیار پایین بذارش زمین
باید اون بچه رو هم ببریم
پی...دست به بچه زدی؟
- نه، فقط مراقبش بودم - ولش کن
- بیا اینجا، پر، اونو ولش کن - نه!
زود باش
بلند شو
نه
پر؟
متاسفم
داری میای؟
بیاتریس؟
به چی نگاه میکنی؟
درختا
درختا که فرق نکردن
نه وقتی که 6 سال ندیده باشیشون
- همیشه پیش اونا بودی؟ - بهتره که نخوای منو بشناسی
واسه چی؟
اینجوری وقتی که بمیرم ناراحت نمیشی
چه حرف عجیبی
وایسا وایسا!
- اون چیه؟ - لعنتی
اونا هم اینجان
بخوابید رو زمین
زود باشید
- رازموس - پاتریک
چی شده؟
اونا کین؟
میچرخن و بازموندهها رو جمع میکنن اگه پیدات کنن کارت تمومه
هواپیمای بدون سرنشین دارن
- حرارتیابه - چی؟
وایسا!
کمک!
وایسا بگیرش
وایسا تا بهت شلیک نکردیم
بلند شید
- زود باشید، باید بریم - باید کمکش کنیم
باید به اون زن کمک کنیم
نه لعنتی
بیاتریس، بیا بریم
اما کمک میخواست
شماها دیگه چجور حیوونایی هستید؟
فقط دو نفرن
چی؟
میتونیم کمکش کنیم
نه نمیتونیم باید بریم، زود باش
من میرم کمکش
زود باشید
چیکار میکنی؟
حالت خوبه؟
فقط میخوام برم خونه پیش بچههام و خونوادم نـه
شلیک خوبی بود
بیا
تفتیششون کن
چیکار کردی؟
میخواستی کمک کنی، مگه نه؟
اون آلوده شده بود به محض اینکه پاش به آب رسید، مُرده بحساب میاومد
حالا کجا بریم؟ با توئم؟
بگو کدوم طرف بریم؟
اون طرف رودخونه
چرا این چکمه نپوشیده؟ چرا چکمه نپوشیدی؟
- هیچکدومش اندازم نشد - پس از اونا رو بردار
من چکمهی اونا رو نمیپوشم
واسه چی؟
واسه چی؟
- خونیه - باشه، خونیه
- زیادی کوچیکن - ژان، همین حالا کیسه بکن توی پاهاش
- چیزی پیدا کردید که بدرد بخوره؟ - یکم مهمات رو با این کیف پیدا کردم
- برش دار - اطاعت
قبل از بارون به اونجا نمیرسیم باید یه سرپناه موقت پیدا کنیم
چرا بهش شلیک کرد؟
متوجه نمیشم
فقط بیا دنبالمون هرکاری میگه انجام بده
همینجا وایسید
امنه
نگاه نکن نزدیک من بمون
آماده بشید که شب همینجا بمونیم
این پتوها رو توی باشگاه پیدا کردیم
خوبه کمک کن میزها رو بذاریم کنار هم
پاتریک...آب تقطیر شده؟
آره، دیگه تمومه
مارتین، اینجا چسبو بده
بذار ببینیم توی کیف چی داریم
چی داخلشه؟
یه هواپیمای بدون سرنشین با این جعبه
لعنتی کار نمیکنه
کاری هست که ما انجام بدیم؟
نه، فقط مزاحممون نشید
اما باید لباسهاتون رو عوض کنید نمیشه اینا رو بپوشید
کفش بدرد بخور میخواید
- ژان، سعی کن یه جفت چکمه پیدا کنی - من که نوکرش نیستم
پس خودش رو هم ببر
بیاتریس، بیا کمکم کن لیا رو درمون کنیم بلند شو
نمیتونم
خوبه
- ببین آب تقطیر شده؟ - نمیای؟
این غذا توی پناهگاه بود
- بخور - بیا
پاتریک، آب
باشه
بخور
امیدوارم زودتر اون پناهگاه رو پیدا کنیم
ایول
خودشه
اما نباید اونو بخوری
بیخیال، اونقدرا نیست که به همه برسه
بیا اینجا
این چکمهها رو ببین
اون یه مُردهست
همشون مُردن
امروز روز شانسته جدیدترین مدله
جریان کولهپشتی چیه؟
هیچی یکم خرت و پرت داخلش دارم
غذاهای پناهگاه رو داخلش قایم کردی؟
- هی - فقط میخوام یه نگاش بندازم
با خودت نقاشی حمل میکنی؟
بذار کارهات رو ببینم
تو 6 سال نیست که اون پایینی
فکر کردی من خرم؟
اگه 6 سال بود که اون پایین حبس شده بودید جفتتون زده بود به سرتون
این چیه؟
فضاپیما؟
دایناسور
دایناسور دوست داری؟
این کیه؟
یه نفر که یه شب دیدمش
توی پناهگاه
پس تنها نبودید؟
تنها بودیم اما اونو یه شب دیدم
پس 6 سال تنها بودید بجز اون شبی که یه مرد بهت نگاه کرد؟
خوبی رازموس؟
شایدم واقعا زده به سرت
دست از سرش بردار
خیلی جرات داری
منظورت چیه؟
جای امنی واسه دستشویی نیست
دستشوییه دیگه
دقیقا هتل حشرات
چته؟
من چمه؟
انگار از دست من و رازموس عصبانیای
ما واقعا داریم کمکتون میکنیم غذا پیدا کنید
کار بدی که نکردیم
هنوز نکردید
آخه چیکار میخوایم بکنیم؟
غیرممکنه 6 سال توی اون پناهگاه گیر افتاده باشید
اما اگه واقعا اینجوری باشه گوه میزنید به اوضاع ما
همهی آدمای مثل تو مُردن
مارتین، همه خوابیدن بیا
باشه، اومدم
همنیجا بمون
- وایسا - من باید نگهبانی بدم
واسه یه بارم که شده...وایسا
نه، باید برم
دیگه نمیتونم راه برم
زیاد دور نیست زود میرسیم
داری میای؟
24...
25...
مارتین
- چی شده؟ - لیا دیگه نمیتونه راه بره
خیلی دیگه مونده؟
پشت اون دریاچهست
- امیدوارم بخاطر خودت هم که شده راست بگی وگرنه... - همین پایینه
چرا اینقد افسردهای؟
فقط زل زدی به کفشات
زیادی بزرگن
من یه جفت جوراب اضافه دارم
ژان چندجفت بهم داد
پس راحتن؟
چی داره اذیتت میکنه؟
فکر میکردم بیرون اومدن خوبه
لعنتی
مارتین
اینجا رو ببین
بیاتریس، ازش فاصله بگیر
اون تازه آزاد شده
- نمیشه ببینیم که...؟ - نه نمیتونیم، برو عقب
- متاسفم - نه
- برو کنار - نه
برو کنار، وگرنه جفتتون رو میکشم
- بیاتریس، تو دستکش داری، مگه نه؟ - آره
کفشش رو دربیار
نکن
پاش خیس شده؟
- وایسا - صدات رو نمیشنوم
هنوز نمیدونم
خیلی خطرناکه مارتین
قبل از اینکه هممون رو آلوده کنه بکشش
نه، به پاش نرسیده
مسئولیت اون با منه
گفتم که چکمههای خوبین کاملا ضدآب
من پناهگاه رو پیدا کردم
جلوی پات رو ببین
کی میخواد تاییدت کنه؟
[ درحال جستجو در دیتابیس داخلی ]
[ تایید شد ] [ مهمان اندرسون از واحد 45 ]
و واسه چی اصلا تایید شدی؟
مگه مهمه؟
آره مهمه میخوام بدونم که چیا میدونی
ممنون
خواهش میکنم
غذا! غذا!
غذا!
- بالاخره رسیدیم، عالیه! - مارتین
خب...
کارت خوب بود، پیداش کردیم بیا بریم یه چیزی بخوریم
گوش کن، ما با شما نمیمونیم
- ما مثل شماها نیستیم - نه
شماها سادهلوحید
چرا همچین حرفی میزنی؟
چون فکر میکنید دنیا با قبلش فرق نکرده اما خیلی فرق کرده
تو منو نمیشناسی
من با چشمای خودم دیدم که 3 نفر رو کشتی
حق نداری راجع به من قضاوت کنی
باشه
اما زنده نمیمونید
پاتریک، تو باید نگهبانی بدی
اینجا حتی بیشترم هست
هی
نه، اون یکی نه
بیا مارتین
اینجا اندازهی یه عمر غذا هست
رازموس
ببین
گوشی باباست
چی؟
اون اینجا بوده همینجا
من یه چیز عجیب داخلش پیدا کردم
اینو ببین
یه پیام از رئیس قبلی باباست
حتما وقتی توی اون یکی پناهگاه بودیم براش فرستاده، ببین
ببین
فردریک، بخاطر بچههات متاسفم
اما حالا نمیتونیم کارمون رو متوقف کنیم
باید ادامه بدیم
ما رسیدیم به دفتر مرکزی توی سوئد...
اما باید هرجور شده تو هم بیای
باید این قضیه رو حل کنیم
فقط تو از پسش برمیای
اگه علاجی پیدا نکنیم دنیا دیگه به آخر میرسه
دفتر مرکزی توی سوئد
بابا اونجاست
چرا گفت که بخاطر ما متاسفه؟
نمیدونم
اما بابا زندهست رازموس
داره یه علاج میسازه واسه نجات دادن دنیا
باید بریم اونجا
باشه
ترجمه توسط مصطفی .:: ELSHEN ::.
ارائهای از تیمهای ترجمهی وب سایت رسانه کوچک و نایتمووی LiLMeDiA.TV NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.