Afrikaans
Akan
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Haitian Creole
Hawaiian
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
برگرفته از یک رویداد واقعی
سابجو،subjo.ir مرجع دانلود کمیاب ترین زیرنویس ها
الان تو خط مقدم دشمن هستیم
اینجا دوستایی نداریم که بهش تکیه کنیم
تو خطرناک ترین منطقه دنیا هستیم
زندگی هزاران سربازی که قراره پشت سر ما بیان به ما بستتگی داره
از این میدون میگذریم و کمک میکنیم که ارتشمون از این منطقه رد بشه
به خاطر همین اینجاییم
برای اونا اینجاییم برای وطنمون اینجاییم
خیلی خوب میدونید
نیروو های ویژه سرباز نمیشن
سرباز ها هستن که نیرووی ویژه میشن
برای این از سخت ترین تمرین های دنیا عبور کردین
به خاطر همین اینجایید به خاطر همین رو به روم هستین
اون عوضی هایی که از اینور و اونور جمع شدن مقابل شما هیچ شانسی ندارن
به خاطر همین تو چشمای همتون
و تو دل همتون اون باور رو باید ببینم
متوجه شدین...بله فرمانده متوجه شدین؟...بله فرمانده
فهمیدی؟..هر چی دستور بدین فرمانده ییلماز...مثل همیشه فرمانده
کاظم
کاظم؟ آماده دستورتون هستم فرمانده -همینه
سلیم
یونجا؟ هر چی دستور بدین فرمانده..هر چی دستور بدین فرمانده هر چی دستور بدین فرمانده
پیروزیمون میارک باشه -ممنون
جان فدا
برای رسیدن به هدف کوه رو باید سریع رد کنیم -متوجه شدم
شاهین چهار دنبالم بیا شاهین پنج در موقعیت ساعت سه هستم
شاهین شیش به سمت موقعیت ساعت یازده
ارنباط چشمی رو از دست ندین
آماده ایم
تک تیرانداز رو سقف
دشمن رو به رومونه نبرد خواهیم داشت
چقدر فاصله داریم تا مقصد؟
حدود پونصد متر تا تپه رو به رو فاصله داریم فرمانده
دیتو یازده عقب بمون با میارزه پیسروی میکنیم
ده دقیقه مونده تا رسیدن به هدف
ده دقیقه مونده تا برسیم به هدف
شاهین پنج...شاهین پنج آماده هست شاهین شیش
آماده است فرمانده ام
شلیک آزاده
میتونی از اینجا علامت بدی؟
اینجا نمیشه فرمانده باید بریم بالای کوه
فرمانده از کواه دارن میان پایین
شاهین ها داریم پیشروی میکنم
شاهین پنج.شاهین شیش مورد حمله هستم
کنان -کنان تیر خورد
کنان تیر خورده
فرمانده مراقب باشید
شاهین سه زیر تیر اندازی ام
کنان خوبی؟ -پام به پام تیر خورده
اما ادامه میدم خوبم من
خوب میشی و بعد میای -فرمانده هیچ جایی نمیرم با تو هستم
تو رو سالم لازم دارم
بهت دستور میدم زودباش
تیم رو تقسیم میکنیم
متوجه شدیم فرمانده -مهمت تیم رو تقسیم میکنیم
ما عقب نشینی میکنیم -مهمت کنان رو بردارید برید
برای علامت دادن ادامه میدین -هر چی دستور میدین فرمانده
فرمانده بخشی از تیمی که سمت ما اومدن عقب نشینی میکنن
کل نیرووهات رو بفرست به تونل ها
برای اینکه راه برای نیروو ها باز بشه بمبگذار های انتحاری رو بفرستین
تا به هدفشون نرسیدن منفجر نکتت
یالا همتون سوار شید داریم میریم
سرگرد اونو کسکین -برای کمک هوایی دستور پرواز بهتون میدیم
موقعیت: . 5 . . . 2
باقی اطلاعات تو آسمون داده میشه -متوجه شدم
بریم سمت هواپیما
از مدیریت بانک صحبت میکنم میتونید که پرواز کنید
هوا مطلوبه
شمار یک پرواز کن
فرمانده تونل هست -ییلماز
ییلماز..فرمانده بالایی ها با من
بالا تمومه فرمانده -یکی هم تونل اومد جلومون
آفرین علی
اینا پیشتابینشون تموم نمیشه -باید قطعشون کنیم فرمانده
اینجا گیر افتادیم
رعد یک -رعد یک به گوشم
منتظر موقعیت نهایی هستم
بخش غرب
مشخصات رو گوش میدم -مختصات هدف رو دارم میدم
) موقعیت (
وقتی به موقعیت نزدیک شدی باهات در تماسیم
متوجه شدم شماره دو تعقیب کن -شماره دو در تعقیبم
فرمانده نمیتونیم پیشروی کنیم
فرمانده بیشتر از این نمیتونیم پیشروی کنیم
خوبی ییلماز؟ خوبم فرمانده
فرمانده اینجا کارها جوری که میخوایم پیش نمیره -متوجه ام
جان خوبی؟ -خوبم فرمانده
راکت
فرمانده..فرمانده خوبید؟
فرمانده خوبید؟
البته که هست میشه نباشه؟ * * * -زنده باد بابای عزیزم
همش تو روی میدی بهش منم بعد از اون کلنجار میرم
چیکار کنم ذاتا ماهی یه بار میتونم ببینم
این یه موضوع دیگست
قرار بود که همه چیز عوض بشه
آخر ماه شده
سوئیچ ماشین رو یادم رفته فورا میام -بابا نرو
دخترم الان میام
سوار اسب هم میشیم مگه نه؟ -البته که میشینیم مامانی
عزبزم -بابا نرو
فرمانده..فرمانده خوبی؟ فرمانده جواب بدین
فرمانده خوبید؟ فرمانده خوبید؟
فرمانده خوبید؟
فرمانده
خوبم.. خوبم
خدارو شکر
دیتون یک
بیسیمچی تیر خورد بیسیمچی تیر خورد
وایسا
نمیتونم گزارش بدیم بیسیممون خراب شد
خوبی؟.. خوبم خوبی؟.. خوبم فرمانده
وضعیت چطوره؟
دیتون یک وضعیت چطوره؟
رعد یک
رعد یک شاهین هستم رعد یک هستم شاهین نشناختمون
فرمانده کیلیگ آلپ آسلان؟
اونور دیتون یک چش شد؟ دتون یک زخمی شد
رادار هم از هم پاشیده بدون مختصات دقیق بمبارانم خیلی خطرناکه
پشت نقطه ای هستم که باید اشاره کنیم
جلومون یه تونل در اومده نمیتونیم پیشروی کنیم
زیر آتیش هستیم اگه کمک نیاد نمیتونیم از اینجا در بیایم
از رعد یک یه برج مراقبت
برج مراقبت هستم
از مرکز درگیری نمیتونن مختصات بدن
اگه نزدیک پرواز نکنم نمیتونم هدف رو بزنم
باید برای کمک بهش اطلاعات بدیم فرمانده
فاصله بین دوست و دشمن چقدره؟
فاصله بین دوست و دشمن پنجاه متره
هر طرف ما هستن
پنجاه متر قطعیه؟ -درسته قطعیه
فاصله رو دونستی دشمن خیلی نزدیکه
باید خیلی نزدیک زمین شی اگه هم اینطوری باشه ممکنه بمب به هواپیما اسیب برسونه
برگرد
آلپ آسلان از اونجا در بیاید من دارم برمیگردم
فرمانده مشکل مهمات داریم
کشورم..کشورم..کشورم
نه کلاهی مونده برام
نه کفشی که بتونم راه برم
آخرین چیزی که دارم یه کوله پاره که پشتمه
تا بیخ گوشمون اومدن -الان فقط تار موهام
و دلم -مهمات تموم شد فرماند
منم چیزی ندارم
روی خط پیشونیم هستی کشورم..کشورم
تیر هامون تموم شد با چاقو هامون
اگه چاقومون افتاد با دستامون
باید هر چقدر که میتونیم این بی شرف هارو بکشیم
فراموش نکنید
ما میمیرم
که مادر پدر ها و بچه ها سلامت باشن
ما میمریم
کشورمون سلامت باشه
ما میمیریم
وطن سلامت باشه
وطن سلامت باشه
با شما دوست بودن افتخار
فرمانده
برج مراقبت
خسارت دیدم دارم کنترلم رو از دست میدم
برج مراقبت
سیستم ها از کار افتادن کنترلم رو از دست دادم
اجکت میکنم
زودباشید آقایون عجله کنید هر چقدر که میتونید مهمات جمع کنید
سلیم . جان سریع باشید -هر چی دستور بدین فرمانده
فرمانده داره فرار میکنن
بذارید فرار کنن
آقایون کل نقشه عوض شد میریم که خلبانمون رو بیاریم
فرمانده از اینجا به بعد خط دشمنه
ناظم تو منطقه دشمن خلبان داریم باید اونو بیاریم
جان به مرکز بگو زخمی هارو ببرن
نمیتونیم تو این منطقه کمک هوایی بدیم
سریع با نیرووی زمینی تماس برقرار کنید
فرمانده پیامم اومد
با آخرین مشخصات هواپیما مشخصات خلبان هم فرستاده شده
نشون بده ببینم
بده
تیپو ببین
پهلوونه
حتما خلبان رو میشناسید فرمانده
ایسالله سلامت باشه
اون چیزیش نمیشه
از بچگیش میشناسم
کم هواشو نداشتم
خیلی کم از بچگی دوست برات باقی میمونه فرمانده
ییلماز اینطوری هم باقی موند نباید بذاری بیافته دست سگا ییلماز
خیلی زنده باد فرمانده
دقیقا اینطوریه -دوست هم نبودیم چیزی عوض نمیشد
هر کی بود همین کارو میکردیم
نیرووی ارتش یه نفر از مردم رو هم تنها نمیذاره
فرمانده شصت متر مونده
ولی از این به با ماشین رفتن خطرناکه
تا هر کجا که میتونیم میریم
از اون به بعدش خواهیم دید ناظیم
ما الان تو منطقه کی هستیم؟ ؟
تو منطقه گروه رادیکال هستیم
سمت شمال هم یه گروه دیگه هست
این منطقه نقطه مشترکه دوتا تروریسته
خب ترکیه ای ها؟ -وسطشون روستا های ترکیه ای هم هست
اما اونا یاد دست این گروه هستن یا دست تکفیری ها
جان..یه بیسیمی بزن شاید بتونیم اونور رو پیدا بکنیم
هر چی دستور بدین فرمانده
این ماشین خوب شد فرمانده یکم استراحت کردیم
پسر برای اینکه استراحت کنی ماشین رو نیاوردیم برای اینکه سریع بریم برداشتیم
بازم شما سلامت باشید فرمانده
گرگ پیر وضعیتت چطوره؟
تو الان سردت شده زودباش با سلیم جاتو عوض کن
فرمانده موهای سلیم خراب میشه
فرمانده ما جوون های قدیم هستیم اینا رومون اثر نمیکنه
فرمانده الان تو ماشین هم سر پا وایسیم؟
وگرنه اون خسته نمیشه
باشه..باشه
پناه بگیرید..سریع..سریع
من اینا رو معطل میکنم
بدو..بدو برو تو
سریع برو تو..سریع
مراقب باش
پاشو..پاشو سر پا -کاری نکنید -پاشو
ما مهاجر ایم..مهاجر ایم
پاشو -با ما کاری نداشته باشید
به ما کاری نداشته باشید ما مهاجر ایم
فرمانده میگه مهاجر ایم -ما با کسی در ارنباط نیستیم
ما با کسی در ارنباط نیستیم
ما ترک هستیم نیازی نیست که بترسید
اگه ترک هستی ترکی حرف بزن
اسلحه ات رو بیار پایین
دستاتون رو بیارید پایین
چند نفرید؟ ده نفر؟
از کجا دارید میاید؟
نصف روزی هست که تو راهیم ما زیاد از اینجا دور نیستیم
فرمانده دارن میان
خلیل اینا رو ببرید جای امن
زودباشید
سریع..سریع پاشو
آروم باشید..سریع
نترسید..نترسید
عقب نشینی میکنیم آقایون
میدونیم که داخل هستین بیاید ببرون
خلبانتون دست ماست میخواید جونتون رو ببخشیم تسلیم شید
شنیدین
شنیدیم
سلیم میریم ببرون فرمانده
امنه
بیا دخترم بیا
تو پناهپیش بابابزرگت بمون
فرمانده خدا ازتون راضی باشه
مستقیم برید به جلو..باشه اگه چیزی ازتون پرسیدن بگید که چیزی ندیدم و نمیدونم
هر چی دستور بدین فرمانده ممنون
زودباشید سریع
زودباشید سریع باشید
خدا از شما هم راضی باشه
فرمانده این مال تروریست هاست
یکم گوش دادم خلبانمون دستشون نیست
چترش رو پناهییدا کردن ولی اونجا که پناهییدا کردن خلبان نبوده
دارن از چهار طرف میگردن ولی نمیدونن کجاست
من گفتم چیزیش نمیشه
تیم جمع شید
سلیم پسر وقتی درگیری میشه
تو رو اصلا پشیمون نمیبینم
همش از دور میزنی
نکنه که میترسی؟
فرمانده من بی دلیل اون عقب نمیمونم که
شما پشت یه دیوار پناه بگیرید
فرمانده ییلماز
این چندمین عملیات شماست؟
چه میدونم پسرم
میشستم اونو میشمردم؟ -من اولین ماموریتمه
خب چیکار بکنیم؟ فرمانده
میدونید من تا به امروز اصلا به خارج نرفتم
والا؟ چی کار کنیم جان؟بهت یه طلایی چیزی بدیم؟
یا که جشن بگیریم؟
نه..همینطوری یادم اومد
خارج از مرز هستیم آخه
شما از کی فرمانده تیم رو میشناسید؟
از اولش میشناسم
همرز براش مثل جونش میمونه
آرایش دفاعی
یکم دیگه پیداش میکینم خلبان تورک تو این منطقه هست
دعا کن که نمرده باشه زنده بیشتر به دردمون میخوره
مثل احمقا به هوا شلیک کردن
شاید هم قبل از اینکه برسه زمین مرده
مرده اش هم به درد میخوره
تورک ها جنازه هاشون رو هم ول نمیکنن میان که ببرن
برای معامله استفاده میکنیم
تورک هاقطعا دست به کار شدن برای پیدا کردنش
تکفیری ها هم دارن میگردن
تکفیری ها هیچ با تورک ها رو به رو نشیم
تو این طرفو ببین منم اون طرفو میگردم
یالا
خلبان رو پناهییدا کردین؟ -نه هنوز داریم میگردیم
سقوط اون هواپیما اصلا خوب نشد
گروه رادیکال باید به فکر این بودن
بقیه هم دنبال خلبان هستن
لزومی نداره وقت از دست بدیم
بیا اینجا حرف بزنیم
تکون نخور..آروم باش تکون نخور
تکون نخور آروم باش
اون خره رو نزنی
نترس به چیز های با ارزش شلیک نمیکنم
آماده شلیک هستیم فرمانده -دو نفر بیشتر نیستن
نباید درگیری پناهپیش بیاد
فرمانده
اینجا تمومه جمع شید
خطر رفع شد در امنیت هستین
بهشون بگید باید برن سمت جلابوس اینجا درگیری ادامه داره
اما کم مونده
میدونم که کنار ما هستیم
ترکیه همراه ماست
خدا ازتون محافظت کنه
تشکر میکنه
بگو که سرباز های ترکیه اونجان
وسایلشون رو جا بذارن سریعتر هم میرن
وقتی رسیدن اونجا بهشون همه چیز میدن
ممنونم..ممنونم خدا ازتون راضی باشه
بچه تو بیا اینجا
ببنی اینم دختر منه
اینم فرشته من چقدر هم شبیه توئه
ببین دخترمه
اما مال منه
اینو وقتی داشتم میومدم اینجا بهم داده بود
بگیر این برای تو باشه
ممنون
وای فرمانده
زودباشید بریم
فرمانده یه چیزی میتونم بپرسم
بپرس ناظیم
امروز این دختر کوچیگ و مادرش
و بی ناموس هایی که به اینا حمله کردن
میخواستیم میتونستیم از دور بکشیمشون
چرا اینطوری کردین؟
اونجا افراد غیر مسلح بودن
فرمانده سختر از اینا رو هم دیدیم
دخترم
دخترم تو اون سن مرده
دختر کوچیکم تو اون سن مرد
نگفتن که اینا بی گناهن باهاشون کار نداشته باشیم
اون بی شرف ها
متوجه شدی؟
خشم من تموم نمیشه
درونم سرد نمیشه نمیتونم تحمل کنم ناظیم
نمیتونم
چیزی نیست فرمانده
باشه
آقایون جمع شید داریم میریم
تو اینجا صبر کن
اسباب بازی های جدید اومده
چیا فرستادن؟
مهمات اینبار خیلی زیاد به نظر میاد
چرا اینقدر مجهز میشیم؟
شما برید
اگه میخوای در مورد خلبان بگی ببین
الان موضوع مهم تری داریم
تورک ها راه رو باز کردن دارن میان این سمت
ارتش ترکیه نقشمون رو زیر و رو کرده
سعی دارید چی بگید؟
حمله میکنیم
باید کل سرباز های ترکی که میان اینجا بکشیم
تو دیوونه شدی؟
کل مهماتمون رو با نبرد با ترکیه از دست میدیم
بذاریم که تکفیری ها با ترکیه ای ها مقابله بکنن
دستور اومده که هر چی میخواد بشه بشه نباید این شهرو از دست بدیم
خب اینو چطوری به دنیا میخوان توضیح بدن؟
اینجا یه منطقه ممنوعه برای پروازه
یعنی دنیا خبر نداره اینجا چی میشه
ترک ها از غرب دارن میان
تکفیری ها از شرق وارد میشن
صبر میکنیم که سرباز های ترک مستقر بشن
و بعد حمله میکنیم فکشرو بکن
دو هزار سرباز ترکیه ای
روزی که بمیرن ترکیه به چه روزی خواهد افتاد
کثافت بی حیثیت جمع کرده گروهشو
باید تموم کنیم -سلیم
اون دوره با تو هر چی دستور بدین فرمانده
گرگ پیر ماشین با تو
متوجه شدم اونایی که نزدیک هواپیما هستن با من
باقیشو تقسیم کنید متوجه شدیم فرمانده
جان اون که به بال نزدیکه مال منه اونیکی هم با من
منتظر دستوریم -آماده
شلیک
سریع باش
سریع باش سریع
باشه همه اش رو نریز
باقیشو بریز روی سرت
داداش سلیم عروسی کیه؟
عروسی موند برای تابستون -نکن پسرم خودتو بیچاره نکن
چرا اینطوری میگی فرمانده؟
متوجه شدم
میگی که ارتشی هستی دختره حیف میشه
نه پسر چه ربطی داره
من به خاطر تو میگم ببین من سازمان اطلاعات بودم
پنج تا زبون بلدم ولی زبون زنها رو میفهمم؟ اصلا
پسر مگه زندگی بدون زن میشه تو به این گوش نده
سلیم..بله فرمانده -ازدواج کن
هر چی دستور بدین -حداقل یه خونه داشته باش موقغ برگشتن
فرمانده عمر دختره با منتظر بودن بگذره؟
لازم باشه باید صبر کنه صبر کردن قشنگه پهلوون
فرمانده شما چی میگید؟
میگم بدون حرف زدن راه بری کمتر خسته میشی
آقایون حالت دفاعی بگیرین
جان مختصات محل رو مشخص کن
بگو که داریم میرسیم به شهر ترک من -هر چی دستور بدیم فرمانده
خدا ازت راضی باشه به موقغ رسیدی
باید مخفی بشم
کسای دیگه هم هستن؟ بیا روستای ما
تو رو پناهپنهون میکنیم نزدیکه؟.. خیلی نزدیکه
به زخمت هم نگاه میکنیم دکتر هست
بیا..بیا..بیا
نباید تو این منطقه همچین چیزی باشه
یه هفته است که اینجان
کامیون کامیون اسلجه آوردن
زودباشید بریم مارو نبینن
یکم صبر کن بعد میریم
اسم من احمد از ترکهای سوریه هستیم
یعنی بین برادرهات هستی
سرخلبان اونور کسکین
زخم رو باید باز کنیم لباس رو در بیار
دارو همراهت داری؟
-چرا؟ -برای اینکه اینجا دارو نداریم
بگیر
بشین بشین بشین
اینجا نمیشه تورو تو خونه ی ما پنهون میکنیم
شب که شد بیار خونه ی ما
زخم خیلی عمیق نیست ولی عفونت کرده
-میتونم بپوشم؟ -بپوش
ممنونم باشه ممنونم مرسی
تکفیری هستن فرمانده
فرمانده مزار دسته جمعیه
از غذا خوشت اومد؟
هر چند خیلی چیزی نداریم ببخشید
مگه میشه این حرفا چیه
دقیقا مثل غذاهای ماست
اومدند در مورد تو پرسیدند تکبیری ها هم اومدند در مورد تو پرسیدند
-این ناحیه تحت کنترل کیه؟ -اول ته گه اومد
گفتند اینجا جای شما نیست گم شید برید
بعد ابلیس های سباه اومدند
خونه ی ما رو رو سرمون خراب میکنند
همه رفتند ما موندیم
برای اینکه تو این ناحیه قوی باشیم باید از راککا آدم بیاریم
ولی اونها هم ماموریت دارند نمیتونیم آدم بیاریم
-تو نگران نباش ماموریت راکا به تاخبر افتاد
اول شما ترکها رو سمت خودتون میکشید
بعد شما از شمال بهشون حمله میکنید
سرفه کن یه بار دیگه
تو این رو بردار ببر خونه من شب برات دارو میارم
ممنونم خدا از تو راضی باشه سحر
تو اینجا چی کار داری؟
-اومدم پانسمانم رو عوض کنی -نمیخواد بچرخی این ور اون ور من میومدم خونه
نمیخوام دکترم رو خسته کنم
تو از این دکترهایی هستی که حد ندارند؟
-نه -پناهپس اینجا چی کار داری؟
اینجا خونه ی منه
مثل احمد خان حرف زدی
به هر حال بابابزرگمه
داروها رو از کجا پیدا میکنید؟ - از قاچاقچی ها
وسط جنگ قاچاقچی ها رو از کجا پناهییدا میکنید؟
دولتها میجنگند قاچاقچی ها پناهیول به دست میارند
زخمت داره خوب میشه
از سایه ی سر تو
مثل اینکه خیلی دوست نداری حرف بزنی
من از زبون سرباز چیزی بلد نیستم من دکترم
این رو بگیر
-ممنونم -باشه تموم شد
-میتونی بری -ممنونم
دارند میان زود باشید
دنبال تو میگردند به نظر من زود باش
برو برو
چی میخواهید؟
دنبال خلبان هستیم خلبان ترک
اینجا خلبان نیست اینجا درمانگاهه
تو کی هستی؟
من دکترم
چی کار میکنی؟ وقت جلوه گری نیست
همیشه میخواستم یه زن دکتر داشته باشم
-اگه خیلی خوشت اومده برش دار بریم -نمیشه
اونجا کلی شوهر گیرش میاد
دستت رو ببر بالا
صبر کن شلیک نکن صبر کن شلیک نکن
خلبان رو پناهییدا کردیم
-باشه بیاریدش اینجا -فهمیدم
بزن دیگه
-برو برو -برو -برو برو
با اگه ته توافق کردید؟
با ترکها اینجا تنها نمونیم
تو نگران نباش -اگه ته از شمال حمله میکنه -پناهپس با خلبان چی کار کنیم؟
زود بکشیمش؟
هیچ کدومتون سالم به خونه برنمیگردید
به زودی خونه ای نخواهی داشت که تابوتت رو هم بفرستند
تو اینجا چی کار داری؟
تو اینجا چی کار داری؟
- خوبی؟ -خوبم خوبم
-این چیه -ول کن
-ول کن -ببین منو زخمی هستی؟ -چیزی نیست
- خوبی؟ -خوبی دیگه؟ -خوبم تو خوبی؟
همینه
سحر دخترم دخترم
بیا
احمد خان
آلپ اصلان احمد خان
-خدا از شما راضی باشه -خدا از شما هم راضی باشه
دکتر سحر
منو خوب کرد
ممنونم
فرمانده ما گلوله های آخر رو زدیم منتظر مرگ بودیم
یه لحظه صدای هواپیما رو شنیدیم
در عرض ثانیه ها برای دشمنهامون دیوار درست کردی
اون لحظه گفتم که تنها نیستیم
باعث افتخار که با شما سرباز یک کشور هستم و اینکه تو یهداردو هستم
-سلامت باشید - من هم به شما افتخار میکنم
شما سلامت باشید
فرمانده جونمون رو مدیون شما هستیم
من هم به شما
فرمانده سلامت باشید
ممنونم
-سلامت باشید فرمانده -ممنونم
جان به بالایی ها خبر بده
خلبانمون رو پناهییدا کردیم شب حرکت میکنیم
- چشم فرمانده - یه دقیقه
الان نمیشه
یعنی چی نمیشه
آلپ اصلان به من اعتماد کن وضعیت اینجا خیلی جدیه
باید اینجا بمونیم
همونطور که فهمیدید وضعیت خرابه
نیرووهای ما که دارند با اونها میجنگند از اون ور ا گه ته میخواد حمله کنه
یعنی برامون نقشه میکشید از پشت به ما حمله میکنند
-دقیقا -مطمئنی پسرم؟
ببین از این منطقه نزدیک به سرباز ترک رد میشه . . . 2
من فکر نمیکنم اینها جسارت این کار رو داشته باشند
با چشمهای خودم جاشون رو دیدم
کلی اسلحه جمع کردند
طرف خودش گفت که هیچ ترکی به خونش سالم برنمیگرده
این اینطوری نمیشه
-ناظم -بله فرمانده -میریم جستجو جمع شید
-اونجاهایی که داونور گفت رو ببینیم -چشم
-زخمت چطوره؟ -خوبه خوبه
خدا رو شکر دکتر خوبی دارم
این چیه؟ ماشین ها تانکها
-همه چی هست اینجا -از دیروز بیشتره
این همه آدم نیست که بخواد این اسلحه ها رو استفاده کنه
این همه اسلحه هست حتما آدم هاشون هم میاد
هر چقدر میتونید عکس بگیرید
-چشم فرمانده -اینجا یه اردوی مجهزه
فرمانده از تیم آتماجا تصاویر داره میرسه
تصاویر امشب تو ناحیه ظبط شده
آتماجا ظفر
-ظفر آتماجا -خبرهایی که فرستادید رو بررسی کردیم
تو ماموریتتون تغییری ایجاد نمیشه برگردید
فرمانده همه ی اینها رو شما هم دیدید
دشمنها با هم متحد شدند
منتظر هستند بعد از عبور سرباز ما به اونها حمله کنند
ناحیه ی خطرناکیه
میخوان ما رو تو تله بندازند
به خاطر همین جلوی سربازهامون رو میگیریم
فرمانده امید این سرزمین ماییم
اگر ما برگردیم این بی شرف ها جسارت بیشتری پناهییدا میکنند
کسی که امروز اینها رو اینجا جمع کرده فردا چه کارها که نمیکنه
خبرهایی که فرستادی تو ناحیه ایه که پرواز ممنوعه
به خاطر همین حمله ی ما مشروع نمیشه
الکی همه جا میگید که مردم عادی رو کشتند
باید حقوق بین المللی رو رعایت کنیم
فرمانده تو این دنیا این حقوق فقط برای ما رعایت میشه؟
فقط برای ماست؟
اجازه بدید
اجازه بدید که اینها رو پناهپشیمون کنیم که به دنیا اومدند
آلپ اصلان پسرم
همه چی یه طرف داری میگی ما رو بفرست سمت مرگ
فرمانده
ما اومدیم سمت این راه و گفتیم که جان فدا
-مورد رو بررسی میکنیم منتظر خبر از ما باشید -فهمیدم
فرمانده رو شنیدید آقایون
فرماندهی که من شنیدم گفت جان فدا
-من هم همون رو شنیدم -من هم میگم چرا از اون ور صدا نمیاد
معلومه که بی سیم خرابه فرمانده
تو چی میگی؟
چی میخوام بگم پسرم یکی باید پشت رو جمع کنه
آروم آروم
خیلی ناز نازی شدی
آقایون زود جمع کنید جان نقشه رو بده
زود باشید آقایون سریع سریع
بده
خوب این هم نور خوبه
خلیل احتمال اینکه از اینجا بیان
همه ی تله ها رو به این نقطه به این نقطه به این نقطه میذاری
-جان به خلیل کمک کن -چشم فرمانده
آقایون ما هم محل اونها رو منفجر میکنیم
-فهمیدم فرمانده -فرمانده اون مهماتی که تو راه جمع کردیم
-برای داخل شدن بین اونها شاید کافی نباشه -نمیریم بین اونها
همه چی رو از دور حل میکنیم
کسایی که بخواهند فرار کنند رو از دور بهشون شلیک میکنیم
-ییلماز سلیم -فرمانده از دور چطور منفجر میکنیم؟
با احمد خان حرف زدیم اون برامون تدارک میبینه
آتماجا ظفر
اگه دستور برگشت بدهند؟
تیم آتماجا از الان به بعد تیم خیالیه
خدا کمکتونم کنه
آقایون
صبح ماموریت داریم
تا وقت دارید استراحت کنید
فرمانده خیلی حرف زدن رو دسوت نداری
وقتی عمر آدم تو کوهها میگذره دگه حرفی برای گفتن نداره
مثل اینکه کسی منتظرت نیست
یه مادر دارم
اون هم از بابام عادت کرده
احمد خان
تو فردا همه رو ببر یه جای امن
-معلوم نیست آخر ماموریت ما چی میشه -اصلا نگران نباش
ما اینجا چه بلاهایی سرمون اومده چیزیمون نمیشه اینجا سرزمین ترکهاست
پسرم چی کار میکنی؟ پاشو سرجات بخواب
چی کار کنم
خوابم نمیبره به فردا فکر میکنم
یعنی چی؟
تو آسمون یه جور دیگست رو زمین یه جور دیگست
ولی آدم که رو زمینه میفهمه
از هوا عکس بزرگ رو میبینی
ولی اینجا تو آب جسدها رو میبینی
جسدهای زیاد
-ما اینجا چی کار میکنیم؟ -من هر روز این سوال رو از خودم میپرسم
ولی جوابی ندارم
میگم کاش به عنوان دکتر یا مهندس میومدیم اینجا
در ضمن
تیم خیلی خوبه
تو الان اونها رو ببین
یه لحظه نمیشه ایستاد
آدم زود دلتنگ میشه
میگم کاش کمی دستش رو بیشتر میگرفتم
حداقل یه بار دیگه بوسش میکردم
داداش خلیل یه چیزی بگو
هر چقدر حرف بزنی بیشتر دلتنگ میشی
به خاطر همین ساکت شو
ساکت شو
چند سالش شد
-سالش عموش 8 -خدا حفظش کنه
-ناظم - بله
اگه بلایی سر من اومد میسپارمش به تو
نکن داداش اون بار رو گردن من ننداز
ببین تو دستم موند چه امانتی
تو یه جنگ این رو به تورگای زدند
ناظم اون تقصیر تو نبود
داداش اون پناهپیش من بود به من سپرده بودنش
ببین الان هم جان جان
دیوونه میشم دیوونه خوابم نمیبره
نکن داداش نکن تو رو خدا تو هم یه بار رو ننداز گردن من
بار من برای من کافیه
فردا روز سختیه بیا
-خسته نباشی -چی شد؟
تو جنگی نداری که بری؟
دارم ولی گفتم قبلش تو رو ببینم
خوبه دیدید دیگه
-ببین میدونم همه ی اینهایی که تجربه کردی خیلی سخته -تو از کجا میدونی؟
میدونی مامان و بابام تو این جنگ مردند؟
خواهرم داداشم
بیمارستانی که کار میکردم بمب زدند و میدونی با حالت مسخره گفتند که اشتباهی بمب زدیم
خونه ها رو خراب کردند و سوزوندند
بدون هیچ دلیلی
ما چی کار کردیم؟
ما رو ول کن از بچه ها چی خواستند؟
میخوان که ما بمیریم
ولی من از لج اونها سعی میکنم که زندگی ها رو نجات بدم
الان میفهمی که چقدر سخت بود
-اتفاقاتی که برای ما افتاد -ما هم برای اون اینجا هستیم
-برای اینکه اینها رو تموم کنیم -الان اینجایی
فردا تو بری چی میشه؟
ما باز هم همونها سرمون میاد
صلحی که با سرباز بیاد با سرباز هم میره
ببین میفهمم از دست سربازها ناراحتی
و حق داری
)من فرق بین سرباز و محمت جیگ) سربازهای ترک رو به تو بگم
محمت جیگ کسی نیست که تفنگ رو پناهپشتش بذاره و صورتش رو پناهپنهون کنه
وجدان اون
جلوی گلوله ها میره
معصوم رو به ظالم ترجیح نمیده
محمت جیگ برای همه ی کسایی که تو این خاک
یه قلب روشن
و مثل روز میخواد
ما همیشه اینجاییم
جایی هم نمیریم
خلیل
ناموس ملت اصیل ترک
و نصف نشدن وطن و ملت
وظیفه ی حفظ کردن را دارم
به خاطر وطن و ملت
با کمال میل آماده ام که جونم رو بدم فرمانده
ممنونم
خوب
حرف تکمل رو شنیدید حدود
وطن به جایی میگید که خاک شروع میشه
خاک وطن از جایی شروع میشه که ما هستیم
امروز
اینجا چاناکاله) شهر ترکیه( است
ساکاریا ) شهر( است
امروز اینجا مالازکات) شهر( است
امروز کسایی که این خاکها رو
برای ما وطن کردند دنباله رو راه اون قهرمانها هستیم
تمام دنیا
یه بار دیگه میفهمه که
کسی که تو کتبش شهادت هست
تو قسمتش اسارت نیست
-خدا کمکتون کنه -ممنونم
خلیل اینجا رو میسپارم به شما
اونور کنترل کن
-سلیم پشت بامهایی ها برای توست -چشم
ییلماز انبارها با توست
-ناظم -بفرمایید فرمانده
میتونی شلیک کنی
شلیک کن
پایینی ها با من
پشت بومی ها تموم شد
- به ما حمله شد - چه حمله ای؟
نمیدونم ترکها همه جا هستند
لو رفتیم شما کجایید زود بیایید کمک کنید
زود باشید
یه سری دارند میان اونها با من
ییلماز بزن
از پشت انبارها دارند میان
ییلماز تو سپر بگیر
سلیم تو هم حواست باشه
-وظیفه تمامه فرمانده -ناظم
ناظم بزن
زود باشید آقایون
در نظامیه خیلی شلیک میشه
-به اون شلیک کنید -چشم فرمانده
-داداش اولین باره تو رو میبینم که میخندی -اینها صدای تله های منه
فرمانده تک فی چی ها دارند میان تو و خلیل حواستون به اون باشه
هنوز کار ما اینجا تموم نشده
فرمانده خیلی زیاد هستند الی 3تا نیستند 4
وای
عقب نشینی میکنیم
ناظم با توست
کجا موندید کجایید؟
-داریم از سمت شمال میاییم کجایید -سمت ساعتیم فرمانده
ناظم کنترل اونجا با توست
تو برو پشت بوم
ییلماز ما جلو میریم
داریم میریم سمت ساعت
-دلم برای جتم تنگ شد -چی شد؟
وقتی اومدی زمین نازت زیاد شده؟
فرمانده خوبید؟
-فرمانده خوبید؟ -خوبم خوبم
خوبم نگران نباش -میرم سمت پایین از من محافظت کن -چشم فرمانده
-خسته نباشی -ممنونم فرمانده شما هم
اگه ته داره میاد
از سمت پناهپش اگه ته داره میاد
ما سمت پشت اونها میمونیم
ما پشتشون میمونیم
آقایون مهمات ما کمه همه به هم نزدیک بشند
داریم تحمل میکنیم فرمانده
روکت زدند
سمت درمانگاه داریم میریم سمت درمانگاه همه بیان اونجا
همه بیان اونجا
فهمیدم فرمانده
همه جا رو محاصره کردند
سلیم وسط مونیدم میبینی
- خوبی؟ -خوبم
فرمانده اینها دارند میان کم هم نمیشند
اینجا گیر کردیم ییلماز کمک کنید
از هر طرف دارندن میاد
-ییلماز خوبی ییلماز؟ -خوبم فرمانده
-چیزی نیست -من میرم درمانگاه سحر رو میبرم جای امن
- برو و نیا - نمیشه - برو و نیا
برگشتت راهی نداره
ببینم چی میشه
-حقت رو حلال کن -تو هم داداش
برو الان برو
داریم گیر میکنیم
داریم گیر میکنیم
-جان جان خویی؟ -خوبم فرمانده
فرمانده شخصی ها
جان جان
جان
پسرم تحمل کن پسرم تحمل کن
جان جان جان جان
جان جان جان جان
-داداش ناظم - داداش
میمیرم؟
نه
چرا بمیری؟
نفس بکش نفس بکش
چرا بمیری؟ چرا بمیری؟
هنوز باید زندگی کنی چرا بمیری؟
زنده میمونی زنده میمونی
سلیم کجایید؟
سلیم
ببین همشون رو میکشم
با عینکهای بزرگ و با پیراهنت
تو یه آزمایشگاه میتونی بمیری
با آدمهایی که اصلا نمیشناسی
کسی اونها رو زور نکرده بود
و لحظه ای که میدونستیم حقیقترین چیز زنده بودنه
یا باید زندگی رو انقدر جدی میگرفتیم
بابابزرگ
پسر چیکار کنم؟
سلیم
ببین
ببین
تو الان شهید میشی
ناظم چی کار کنه؟
سلیم کجایی کجا؟
نمیدونیم ترس چیه؟
ما کوهها رو کندیم
خونه درست کردیم تو آسمونها
با چه چیزهایی
اگه بخواهید مانع بشند
قدرتتون نمیرسه
دستتون رو نمیتونید دراز کنید
به ابرهای بنفش و سباه
نمیدونیم ترس چیه
ما کوهها رو کندیم
خونه درست کردیم تو آسمونها
با چه چیزهایی
اگه بخواهید مانع بشند
قدرتتون نمیرسه
دستتون رو نمیتونید دراز کنید
به ابرهای بنفش و سباه
ما اردوی ترکنم
دشمن رو نابود میکنیم
همه جا هستیم
تو هوا
تو زمین
تو بیابون
تو دریا
تو هوا
همیشه همه جا
هستیم
خدا نگهدارمون باشه
بلند شو
بلند شو
-اینجا تمیزه -تمیزه -بالا تمیزه
اسلحم اسلحم
همه خوبند؟
- خوبند -به نامزدم قول دادم داداش علی
باید برگردم خونه
من نبودم داستی میرقتی
مگه تو نمیخواستی بری جنوب بگیر این هم جنوب
پسرم
انقدر جنوب نه
منظورم کوش آداسیه
بودروم و مارماریس
اونور
اونور اونور
نه اونور
نه نه
اونور اونور مردن نداریم
مردن نداریم
اونور
اونور
اگه تو راهم باشه
یه پرده ی کلفته
یه عقاب نترسیم
آسمون بدون ابر
مدرسه ی شهید سر خلبان اونور کسکین
www.subjo.ir سابجو ، مرجع دانلود کمیاب ترین زیرنویس ها
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.