Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« سوار بر اسبهای چابک »
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از علی محمدخانی، امیر ستارزاده و محیا مبینمقدم » .:: Mahya MM & H1tmaN & AliMK_Sub ::.
ممنون
« کانزاس »
قبول کن
لی
باهام ازدواج کن، موریل
گفتی تا کریسمس جوابم رو میدی
الان هم شب کریسمسـه
جوابت رو میدم
فقط الان باید دوش بگیرم
تو باید همون دختره باشی
لابد
یه نخ واسم میندازی پایین؟
سردت نیست؟
اسم من جولیوسـه
میدونم
سلام - سلام -
شنیدم اینجا رو از مادرت به ارث بردی
درستـه
چه خوششانسی
از زندگی تو روستا خوشم میاد
سالتر
سر آدم رو گرم میکنه
اگه بخوای میتونی یه بازیِ درستحسابی بازی کنی
بازی درستحسابی چیـه دیگه؟
پوکر
بلد نیستم
دروغ نگو
فقط چند بار بازی کردم
لازم نیست چیزی رو مخفی کنی ها
برادرم هم با ورقبازی غریبه نیست
مخفی نکردم
فقط لی هیچوقت علاقهای به ورقبازی نشون نداده
آره، چون علاقهای نداره
حالا مهم هم نیست
،ببین، توی پوکر ورقها صرفاً یه ورق نیستن
این یه قطعه از زمانـه
خب؟
،چیزی که روی میزه یه طرف
چیزی که بعدش قراره بیاد یه طرف. میفهمی؟
،تعداد ورقهای هر دست مشخصـه
،برای همین باید حواست باشه کدومها رفته
اینجوری میفهمی چه کارتهایی مونده
ولی از کجا میفهمی چه کارتهایی رفته؟
خب، قطعاً کار زشتیـه ولی
دلیل نمیشه ندونی کدومها رفته
...درضمن اگه حافظهات یاری نکرد
هوشمندانه بود
حقیقت اینـه که، یه قماربازِ قهار یه وظیفهی اصلی داره
چی؟
هیچ اطلاعاتی از زیر دستش در نره
.مراقب باش، موریل .داره گولت میزنه
سلام
بیا اینجا، لاشیخان
میبینم که قبلاً با هم آشنا شدید؟
آره، از موقع سفرهی دلش رو برام باز کرده بود
نگران نباش، موریل
داداش کوچیکهی من کلاً همینجوریـه
مشکلی ندارم
بیا خونه رو نشونت بدم
بهش میگیم «جهنمدره» چون
واقعاً هم جهنمدره بود
خشابهامون داشت تموم میشد ولی
میدونستیم توی ماشین هنوز مهمات هست، خب؟
لی، صدبار تا حالا این قصه بازگو شده
همه میدونستیم که توی ماشین
هنوز مهمات هست - بیخیال -
چینیها داشتن از زمین و زمان بهمون شلیک میکردن ولی
کسی اونقدر کسخل نبود که جونش رو به خطر بندازه
«واسه همین با خودمون گفتیم «تمومـه دیگه
بعد یهو از ناکجاآباد، یه یارویی رو دیدم
،رفته بود توی ماشینی که آتیش گرفته بود
داشت واسه ما مهمات رو میریخت پایین و
سربازهای مجروح رو پیاده میکرد
همین دهاتیِ کسخلی که الان اینجا نشسته بود
،به جون خودم قسم
،اگه به خاطر اون نبود
من و تو هرگز همدیگه رو نمیدیدیم
پشمام. این داداشت یه پا قهرمانـه
شک نکن
تنها چیزی که نصیبش شد یه خراش رو شونهاش بود
این چیزیـه که شنیدیم
گمونم واسه همین گذاشتن برم
گذاشتن چیکار کنی؟
هفتهی پیش مرخصم کردن
خب، من شیش ماه از خدمتم مونده
پس یعنی شیش ماه از خدمت تو هم مونده
خب، دیگه نه
هنوزم میتونی با تفنگ شلیک کنی، نمیتونی؟
.فلج هم که نشدی جنگ هم که تموم نشده، شده؟
لی
پاداش اتمام خدمتت؟ مستمریات؟
نوچ
ما یه نقشه داشتیم، جولیوس، نداشتیم؟
دستمزدمون رو جمع کنیم و
یه خونه تو کالیفرنیا بخریم
نقشهمون همین بود، درست میگم؟ - من یه فکری دارم -
کار همیشهاش همینـه، موریل - ...نه، به نظرم -
...همیشه یه چیزی رو - نه، بذار بشنویم چی میگه -
مخفی میکنه. همیشهی خدا
نظرم اینـه که دلم میخواد برقصم
میرم یه نخ دود کنم
♪ Peter Sivo Band - Love of No Return ♪
خب؟
فقط میخواستم شرایط رو آروم کنم
خب بیا شرایط رو آروم کنیم
اون برات احترام زیادی قائلـه، فقط همین
آره، چون من تمام کس و ناکسشم
به غیر از تو
تابحال عاشق شدی؟
نه
منظورم قبل از الانـه
تو چی؟
میدونی دارم به چی فکر میکنم؟
فکر میکنم تو همه چی رو از بَری
همهی چی رو؟
همهی بایدها و نبایدها
همهی چیزهایی که بهت میگن مهمـه
همهی چیزایی که اون بچههایی که ،توی کُره کنارم بودن
تا قبل از اینکه مغزشون منفجر بشه تمام فکر و ذکرشون بود
واسه یه دهاتی احمق جا دارید؟
بذارید بیام بغلتون
میدونید چیـه؟
الان دوتا آدمی که توی کل دنیا از همه برام عزیزترن
جلوم وایسادن
شروع شد
...موریل جین ادواردز
قبلاً بهت پیشنهاد دادم
خدا شاهده
حالا هم دارم دوباره بهت پیشنهاد میدم
من تا ۷۲ ساعت دیگه برمیگردم کُره
الان هم شب کریسمسـه
بیخیال، لی، بلند شو
،میدونم نگرانمی
ولی قرار نیست چیزی بشه
،درضمن، حتی اگه بشه
جولیوس ازت مراقبت میکنه
این حرف رو بهش نزن
نمیکنی، جولیوس؟
صد البته
میتونم خوشبختت کنم، موریل
خب؟
از ته دل؟ - بله -
نشنیدم - !بله -
!یوهو
هنوز هم میتونیم ها، میدونی؟
چی رو؟
کالیفرنیا، سن دیگو
من پسانداز دارم
جدی میگی؟
نقشهمون همین بود دیگه، اشتباه میکنم؟
چرا که نه؟
،ولی اگه خودت نمیخوای برای من این کار رو نکن
خب، من هم عین بقیهی آدما از آفتاب خوشم میاد
سهتایی میریم کالیفرنیا
نظرت چیـه، موریل؟
خب، نقشه رو باید عملی کرد
آره، ولی باید قول بدی، جولیوس
قول میدم
قول میدم
♪ Chuck Higgins & His Band - Gamblin' Woman ♪
بیا بغلم ببینم
« کالیفرنیا »
« شش ماه بعد »
...جولیوس عزیز
،شاید همیشگی نباشه ولی لی میگه که
آب و هوای اینجا یه حال عجیبی داره
چیزایی که در مورد کالیفرنیا میگن حقیقت داره
آره، جفتمون عین آبِ خوردن کار پیدا کردیم
باورت میشه؟
اینجا همینجوریـه
هرگز نمیدونی چی انتظارتـه
هر چیزی ممکنـه
انگار همهی کارتها به نفع تو چیده شده
شنیدم یه کازینو دم اسکله هست که خوراک خودتـه
پس بیا اینجا و پولدارمون کن
بدجوری به دردمون میخوره
امیدوارم اون کاری که توی استوکتون پیدا کردی خوب پیش بره
با عشق و به امید دیدارِ نزدیک
از طرف موریل و لی
میگم، رُزی، شَمِ زنونهات در مورد
ملوان تنها» چی بهت میگه؟»
،مسیر مسابقه پُر از دستاندازه اونم خسته و بیرمقـه
هوشمندانهترین کار اینـه روی پستورال توی دور ششم شرط ببندی
خدایی؟ ده به یک؟
همچین پولی هر دردی رو دوا میکنه
درست نمیگم، رُزی؟
هر کسی که دل و جرئتش رو داشته باشه
واسه دور سوم چی داری؟ (پستورال، ششم)
ساعت جادویی - ساعت جادویی؟ -
بفرما - ممنون، عزیزم -
خونههای وادی داره قیمتشون میکِشه بالا
فقط... گوشهی ذهنت داشته باش
قبلاً در موردش بحث کردیم، لی
الان وسعمون نمیرسه
خونهی مادرت تو کانزاس رو میفروشیم
مادرم کل عمرش رو واسه خریدن اون خونه جون کَنده
آره، ولی اون رؤیای مادرت بوده، موریل
این رؤیای ماست
پس یعنی حق انتخابی ندارم؟
اونجا خونهایـه که توش بزرگ شدم
نباید چیزی میگفتم
بیست دلار روی بُرد پستورال توی دور ششم
از راه رسیدن
اوتلو داره عقب میفته در حالی که پستورال داره از کنار جلو میفته و
وارد دور آخر میشه
،برنده بینِ ملوان تنها و پستورالـه خدمتکار مادر هم سومـه
حالا پستورال اولـه و خدمتکار مادر دومـه
پستورال و خدمتکار مادر
بین پستورال و خدمتکار مادره
برو که رفتیم، به سوی خط پایان
خدمتکار مادر، پستورال
پستورال و خدمتکار مادر
!پستورال بُرد
!پستورال برنده شد
یه پاکت هم بدید بیزحمت
باید این بازیت رو ببری تو بیابون برگزار کنی
جدی؟ چرا اونوقت؟
،تا صبح بازه، پلیس نداره شرطها هم ۲۰ دلاریـه
عینهو کُره
حداقل قسمتهای خوبش
این دور به حساب من
گرفتی ما رو؟ - بتمرگ سر جات -
مرتیکهی بزن در رو - بیخیال -
خیلی حسابشده و دقیق بازی میکنی، نه؟
حسش هست بریم یه مشروبی بزنیم؟
امشب تو حالم نیست، رفیق
تو حالت نیست؟
دست و پات رو گم کردی؟
دنبال همراهی؟
بیست دلار بده، شاید
خیلیخب
چه غلطی میکنی، داداش؟ - آهای -
آروم باش. شُل کن
دستای کیریت رو بکِش
جلالخالق
زدم تو خال
الو؟
تویی، کانزاسخانم؟
جولیوس؟
منتظر کس دیگهای بودی؟
کجایی؟
کازینویی که گفتی در چه حالـه؟
این مدت رو اسبها شرطبندی میکردم
دروغ نگو - باور کن -
صندوقدارِ یه رستورانیام که
،پاتوق سوارکارهاست من هم نکتهبرداری میکنم
خدایی؟ حرفم یادت موند
آره، یه قماربازِ قهار ،یه وظیفهی اصلی داره
اینکه هیچ اطلاعاتی از زیر دستش در نره
واسه یه دختر شغل مناسبیـه
شک نکردم کسی انتظار تو رو نداره
بیشتر واسه تفریحـه - خب، مراقب باشی ها -
یهو نیفتی تو مُردابی که نتونی ازش بیای بیرون
امیدوار بودیم تا الان دیگه بیای پیشمون
لی بدجوری دلش برات تنگ شده
لی فقط دنبال اون خونهی گرم و صمیمیایـه که هیچوقت نداشتیم
خب، ایرادش چیـه؟
خب، خودت چی؟
تو هم همین رو میخوای؟
...من
مگه یه نقشه نداشتیم؟
من پولم رو به باد دادم
،یه راه واسه دوباره جور کردنش دارم ...فقط باید
باید تنهایی حلش کنم
فکر کنم درک کنی
...درک نمیکنم، ولی
آدرست رو بده تا برات پول بفرستم که
بتونی بلیت اتوبوس بگیری
،میتونی به اسم خودم بفرستی
وسترن یونیون، استوکتون
...درضمن، به لی چیزی نگو
میخوام غافلگیرش کنم
خیلیخب. باشه، ممنون
خداحافظ، ناتانیل
پسر همسایه بود، رفته بود یه سری به خونهی مادرم بزنه
،برای خانم لی واکر
سن دیگو، وسترن یونیون
موریل، ببخشید
نقشه عوض شد
فرصتهای غیرمنتظره پیش اومد
به محض اینکه بتونم برمیگردم
.توی «شهر گناه» واسم آرزوی موفقیت کن .از طرف جولیوس
...شمارهی هفتِ خوششانس
« لاس وگاس »
برنده، ۱۱. برندهی خط اول
.برو. دیگه شرط نبند .دیگه شرط نبند
!آره
« زیتونهای گارسیا » « فروشی »
فقط بهش فکر کن... ۲۵ دلار در ماه،
،تا وقتی ۵۰ سالمون بشه همهی اینا میتونه مال ما باشه
یالا
ما اولین کسایی هستیم که میریم داخل
سازنده میگه میتونه همین طرح رو
با ۱۰% تخفیف بهمون بفروشه
این قطعه زمین از همشون بهتره
،دو هزار دلار برای خود زمین
،ساخت و ساز چهار هزار شایدم شیش
با توجه به شرایط هیچی نیست
کدوم شرایط؟
اینکه چقدر سریع ساخته میشه
حداقل چند هزار دلاری از فروش خونهی مادرت دستمون رو میگیره، نه؟
ولی به داداشت قول دادی سهتایی انجامش بدیم
چرا اینقدر منتظر اونی؟
برادرم رو الان این اطراف میبینی؟
میدونی جولیوس چی گفت؟
گفت خوبـه که دارم باهات ازدواج میکنم
گفت: «همون دختر غمگینی که
«یکی باید بهش امر و نهی کنه
موریل
موریل
نگه دار. اونجا نگه دار
اونجا نگه دارم؟ چرا؟
میخوام زیتون بخرم
میخوای زیتون بخری؟
آره
به روی چشم
!بفرمایید
این پُشت
گم شدی؟
نه، تابلوتون؟ زیتون؟
،تابلوی گارسیاها بود
،همسایهی دیوار به دیوارمون قبل از اینکه خرابش کنن
اگه واقعاً زیتون میخوای، یکم دارم
اومدید زمینها رو ببینید؟
آره
شنیدم الان وقتشـه
،واقعاً قشنگ بود ها
آهنگی که با گیتار میزدی
گیتار نبود
بدش من - ببخشید -
تابحال زیتون نخوردم
هسته داره
چیکارش کنم؟
اینجا تنها زندگی میکنی؟
،حالا که داری میفروشی یکم تخممرغ هم لازم داریم
مرغهام صبح چندتا گذاشتن
چقدر باید بابتشون بدیم؟
فروختن زیتونها بهتون به نظر کار درستی نیست
نیومده بودید که از من بخرید
پس مجبوریم بابت تخممرغها پول بیشتری بدیم
من پول دارم، لی
ممنون
یاد گرفتی
میشه من برونم؟
آره
درست میگی
بیا انجامش بدیم
بیا خونه رو بخریم
چی؟
واقعاً؟ جدی میگی؟
♪ The McGraw Brothers - Time and Place ♪
« هتل و کازینوی الکارو »
میگم، یه سؤال دارم
،کاری که اینجا میکنید
استخدام نمیکنید؟
البته در حد یه تازهکار
چه مهارتهایی داری؟
خب، میدونم مردم چطوری دزدی میکنن و چرا
خودت که دزدی نمیکنی
یه جورایی، راستش رو بخوای،
میدونم مردم چطوری دزدی میکنن چون خودم قبلاً دزدی میکردم
خب، اینجا هم از اونجاها نیست که
،ازش دزدی کنی
من هم میخوام سمت درستِ ماجرا بمونم
،این طرفها دیدیمت بیشیلهپیله بازی میکنی
خوشمون میاد
بلکجک تنها بازی کازینوئـه که
قمارباز دست بالاتر رو نسبت به دیلر داره
واسه همین هر چی متقلبـه میره سراغش
قبول داری؟ - شکی درش نیست -
بذاریمش واسه نظارت رو بازیها؟
،سادهست، چیزی دیدی ما رو خبر میکنی
از اونجا به بعدش با ما
آیینههای دو طرفه که از بالا به سمت پایین دید دارن
تو اونا رو میبینی ولی اونا تو رو نمیبینن
تلفن همونجا بالا سرتـه
کلاهبردار دیدی، زنگ میزنی
!آفرین دختر. یوهو
هوشمندانهست
تازهواردی
نه؟ - آره -
هنری
جولیوس
بار اولتـه؟
آره، همینطوره
تا اینجا نظرت چیـه؟
خیلی آموزندهست
شاید یه وقتهایی
زیاد دونستن پاشنهی آشیلت بشه
آره، شاید
خیلیخب
میبینمت
صبر میکنم فردا جایگاهها مشخص بشه
،بعد پولی که از رستبات بُردم رو
همه رو میبندم روی فلاد، دور هفتم
چی؟ فلاد سنی نداره
مثل باکرهها بیقراره
شما هر کار دوست دارید بکنید ولی ،توی شیش به یک
اون اسب مثل یه گرگ تو لباس برهست (رستبات، فلاد)
حرفهای آشنا میزنی
زُل زدی به زخمم
ببخشید
چرا؟
کارِ تو نبوده که
امروز هوا ۴۶ درجهست
فردا هم همینطور
من که با گرما مشکلی ندارم
تو خوبی؟
آهای، آهای. به خودت بیا، یالا
آهای، آهای، بلند شو
زود باش
خیلیخب
آهای
خونه که نمیری؟
میخواستم برم
یه نوشیدنی طلبت
چه خبره؟ پای دو دَرهبازی وسطـه؟
دو دَرهبازی کجا بود. فقط میخوام
- یه چیزی نشونت بدم - جدی؟ چی؟
آمریکا رو
مرسی، رفیق
آهای
بیا
به این میگن کوکتل اتمی
نوش
به نظرم فکر خوبی نباشه
چرا؟
اگه رؤسا ببینن داریم با هم خوش و بش میکنیم،
فکر میکنن یه نقشهای توی سرمونـه
ناسلامتی اینجا لاس وگاسـه
خب؟
پس میدونن که یه فکری توی سرمونـه
- پنج! - وگرنه دلیلی نداره که آدم بیاد اینجا
چهار، سه،
دو، یک!
ماهی یه بار بیرون از پایگاه اون ماسماسکها رو امتحان میکنن
الان رسماً انگار داریم از ردیف جلو تماشا میکنیم
دیدی؟ گفتم که
سلامتی آمریکا
آهای
آهای
چته؟
من دیگه بسمـه
- جدی؟ - آره
یه سیگار بهم بده
یه فندک بهم بده
جوک خوبی بلدی؟
شک ندارم بلدی
برو رد کارت
اطاعت امر، قربان!
♪ Loren Kramar - Song For Henry ♪
این چه کاریـه؟
- چیکار میکنی؟ - آهای، ببین
آروم باش
نه، نکن...
- ۲۰۰ دلار روی برندهشدن رستبات - چشم، خانم
سایونارا از لبهی مسیر پیشی میگیره،
رستبات هم از داخل
رستبات و سایونارا. رستبات و سایونارا.
رستبات جلو میفته! رستبات برنده میشه
خانم؟
همه رو روی فلاد ببند، دور هفتم
همه رو، خانم؟
آره
ببخشید، این میز خالیـه؟
آره
غلغله و جمعیت همیشه عصبیم میکنه
رو کی بستی؟
فلاد
ناموساً؟ من هم همینطور
چه دل شیری داریم ما دو تا
- احتمالش شش به یکـه - من که
از ظاهرش خوشم میاد، تو چی؟
آره
خیلی
شروع شد!
فلاد و گمگشتهی دریا جلو افتادن
گمگشتهی دریا فاصلهشو حفظ میکنه
فلاد داره به سرعت نزدیک میشه، گمگشتهی دریا و فلاد
گمگشتهی دریا و فلاد
ادامه میدن
فلاد و گمگشتهی دریا
فلاد سعی میکنه آخرین دور رو از لبه سبقت بگیره
فلاد برندهست!
فلاد برنده میشه!
پس اینجایی
شیریم یا روباه؟
عزیزم
- برنده شدیم - عالیـه
خداحافظ
خداحافظ
۱۲ هزار دلار
مراقب باشید، خانم
آره
اینقدر واسه خودت نوشابه باز نکن
میدونی که من عمراً روی اسب بازنده شرط ببندم
یه روز توی خواب نفلهاش میکنم
خب...
الان قراره کجا باشی؟
سن دیگو
با برادرم
برنامهاش رو موقعی که خارج بودیم ریختیم
ولی فکر کنم بیشتر میخواد حواسش به من باشه
اونوقت چرا سن دیگو نیستی؟
از بچگی، خانوادهی درستحسابی ندیدیم
مادرم وقتی بچه بودم فوت کرد،
بابام هم تقریباً عقلش رو از دست داد
بعدش مدام از اینور به اونور میرفتیم
پیش خالهها و عموها و...
گمونم برادرم همهی اینا رو لازم داره
یه خونهی کوچیک شاد، دیوارهاش، پنجرههاش،
زنی که دم در چشم به راهش باشه
خودت چی؟
آهای
مگه نگفتی فکر خوبی نیست؟
هر کسی اشتباه میکنه
کدوم گوری بودی؟
- لی. یه اتفاقی افتاد، لی - چی؟ چی شده؟
زنگ زدم هیدی
- گفتن چند ساعت پیش رفتی - لی
اینجا زمین کشاورزی نیست، موریل
نمیشه که بری واسه خودت بیرون ول بچرخی
ممکنـه هر بلایی سرت بیاد، خب؟
حالیتـه؟ این چیـه؟
- موفق شدیم، لی - خونهی مادرت رو فروختی؟
سه هزار دلار؟
سه هزار دلار؟
وای خدا!
به عمرم این همه پول یه جا ندیده بودم
موریل...
میدونم
میدونم. اون خونه آخرین چیزی بود که از مادرت برات مونده بود
درک میکنم
نامه به ایالت نوادا، لاس وگاس
برای جولیوس واکر
جولیوس عزیز،
خیلی وقتـه ازت بیخبرم
لابد یه پول حسابی به جیب زدی و ما رو از یاد بردی
همونطور که میبینی، رفتیم واسه خودمون یه خونه خریدیم
توی این نامه آدرس جدیدمون هست
یالا
هر وقت شانس بهت پشت کرد، بیا بهمون سر بزن
موریل
الو؟
خدا لعنتت کنه، جولیوس
موریل. برادرمـه
فکر کردم بهتره بدونه که سَقَط نشدی
پس تعریف کن، چه خبرها؟
بالاخره خونهی کانزاس رو فروختیم
اینجا توی وادی یه خونهی نقلی خریدیم
این که خبر جدید نیست
موریل توی نامه گفته بود
جدی؟
باورم نمیشه که
از خیر خونهی مادرش گذشت
راستش من روحمم خبر نداشت
خودش یه تنه همهی کارهاش رو کرد تا غافلگیرم کنه
گوشی دستت. الان میگم موریل بیاد پای تلفن.
گوشی دستت
موریل، خودتی؟
همون دختر غمگینی که
یکی باید بهش امر و نهی کنه
بیخیال. خودت میدونی که منظوری نداشتم
خب پس چرا گفتی؟
خودت میدونی چرا
لازم نکرده بگی چی میدونم
ببین، یه نصیحت بهت بکنم
همهی اون پول شرطبندی رو یه جا خرج نکن
مثلاً واسه بلیت اتوبوس؟
خب، میخواستم بگم دلم برات تنگ شده،
ولی گمونم حتی یه کلمه هم از حرفام رو باور نکنی، نه؟
گفت بهش نامه زدی
به نظرت میاد؟
گمونم از اول قصد اومدن نداشت
برادرم...
برادرم آدمی که فکر میکنی نیست
یعنی چی؟
دنیایی که جولیوس توش زندگی میکنه،
یه دنیای دیگهست، همین
مثل دنیای ما نیست
من برادرم رو دوست دارم، همیشه هم خواهم داشت، ولی...
اون علایق خودش رو داره
متوجه منظورم میشی؟
مثل ما نیست
همکار شدیم
- به حق چیزای ندیده - آره والا
چه آموزنده
- چی شده؟ - میز ده
ریسک و پاداش، نه؟
بابت زحمتت
تا حالا به ذهنت خطور کرده که
به اونایی که
بلکجک بازی میکنن تقلب برسونی؟
من همیشه بهش فکر میکنم
بهش فکر کن
اگه باهاشون دستبهیکی کنیم میتونیم پول بیشتری کاسب شیم
آره، ولی به عقیدهی من نباید جایی که نون در میاری، گند بالا بیاری
اما شاید جایی که بتونی پول یه نفر دیگه رو بگیری و
با این کار پولدار بشی،
متقلبها رو گیر بندازی و توی همون روز یه انفجار اتمی ببینی،
دقیقاً همون جایی باشه که مرزها گم میشن
اگه میگی بین تقلب کردن و تقلب نکردن فرقی نیست
باید بگم یه تختهات کمـه
ولی تو کس و کار داری
- فقط برادرمـه و زنش - همین کافیـه
یحتمل دوستت دارن و براشون سؤالـه الان کجایی
متوجه منظورت نمیشم، رفیق
منظورم اینـه که اونا میشناسنت
اونا سر سوزنی هم منو نمیشناسن
باز از تو یه شناختی دارن، منو که هیچکس نمیشناسه
من صد سالـه که زیر خاکم، رفیق
میخوای از بابام بپرس
بمیرم الهی، نه که به نفعت نشده
- آره. به ضررم بوده - هنری
دیدی که با اون پسرها چیکار کردن
ما الان اوضاع خوبی داریم. چرا کیر بزنیم بهش؟
اوضاع خوب به عمرت ندیدی
خیال کردی این خوبـه؟
الان میری؟
اوقات فوقالعادهای داشتیم، نه؟
آره
آره. آره. همیشه داریم
مگه آدم جز این چیزی میخواد؟
مگه نه؟
سر کار میبینمت
همیشه یه عوضی پیدا میشه که بگه:
«خب اقلاً قرص خورد که عذاب نکشه»
من هم میگم: «پس جرالد رو نمیشناختی»
چون اگه کسی هم عذاب کشیده باشه، اونـه
پلیس اینطوری عکسش رو انداخت توی روزنامه
خدایا، معلومـه که خودکشی میکنه
«رفتار مُبتذل»؟
جدی چرا پلیس دستگیرش کرد؟
توی دستشویی چستر با یه مرد دیگه
- گرفتنش - چستر؟
آره، همون بارِ همجنسبازها نزدیک اسکله
موندم چه اتفاقی واسه اونجا میفته
اولین باری نیست که پلیس میریزه اونجا
آخریش هم نیست
به نظرتون اون پسر خوشگلها پریدن توی دریا؟
شنیدید؟
« هتل و بار چستر »
« هتل چستر » « اتاق، شبی ۱.۵ دلار »
- اون یکی یارو کوش؟ - من هستم، رفیق
موریل عزیز
اون روز توی کازینو یه دختری رو دیدم
که با تو مو نمیزد
ولی بعدش اونم بهم لبخند زد و فهمیدم محاله تو باشی
اکثر روزها فکر میکنم تصمیم درستی گرفتم که اومدم اینجا،
بعضی روزها هم اصلاً هیچی حالیم نیست
الحق که درست میگن، توی این شهر، همه یه نقشهای توی سرشونـه
بفرما
گمونم باید با همون کارتهایی که نصیبت شده بازی کنی
ولی تو و لی اصلاً کم ندارید
همونطور که میخواستید
واقعاً امیدوارم یه ذره از شانست به من هم بماسه
اگه تونستی، یه روز منو ببخش
جولیوس
...نمیخواستی اینو بشنوی، ولی بعید میدونم
بقیه نظر دیگهای داشته باشن
- سلام - سلام
داشتم به شوهرتون میگفتم که دارم امضاء جمع میکنم
- امضاء؟ - آره
فرمانداری حق مالکیت عمومی رو اعمال کرده و میخوان
یه بزرگراه بکشن که از وسط زمین خانوادگیم رد میشه
گمونم احداث بزرگراه به این سمت
به نفع همهست، مگه نه؟
اون خونه ۶۰ سالـه که مال خانوادهی ما بوده
درستـه، ولی بابتش پول خوبی بهت میدن
خونهی اجدادیشـه خب، لی
تو که خودت خونهی قدیمی مادرت رو فروختی
آره، ولی فرق داره
چون به فکر آینده بودی
الان هم قضیه همینـه
رفع زحمت میکنم که صبحونهتون رو میل کنید
آهای
آهای، سندرا
من امضاء میکنم. یعنی دلم میخواد امضاء کنم.
صاحب ملکی؟
خب آره، تا حدودی
خونه به اسم توئـه؟
به اسم شوهرمـه، ولی...
مالک اصلی خونه نیستی
من فقط امضای مالک اصلی رو میخوام
آهای
اون روز چی میزدی؟
اگه گیتار نیست پس چیـه؟
باندوریا
باندوریا؟ اسپانیاییـه؟
من خوشم اومد
تو خونه تخممرغ دارم اگه بخوای
کجا بودی؟
مرخصی گرفتم
افتادم روی دور شانس
نگرانم بودی؟
نه، آخه این همه پول نقد رو نمیشه برد
میتونم سرِ خودمو نگه دارم
از لپلپ جایزه در اومده برات؟
توی تیخوانا ورقبازی کردیم و بردمش
از خودم جداش نمیکنم
این چه کاریـه میکنی آخه؟
لازم نیست شریک و کمکدست کسی باشی
مگه من مُردم؟ میدونی که من هستم
تو رو فقط توی این اتاق دارم، نه جای دیگه
آهان پس باهات بیام بریم تقلب کنیم،
وگرنه دیگه رابطهمون به هم میخوره؟
متوجه نیستی
این تنها کاریـه که من و تو با هم
میتونیم توی این دنیا بکنیم
اونم درست جلوی چشمشون
نه، میتونیم یه کار دیگه بکنیم. میتونیم تغییر مسیر بدیم.
نه، تو میتونی تغییر مسیر بدی
خیال کردی من و تو عین همیم؟
خودت رو نگاه کن
منو نگاه کن
امثال من، اگه چیزی بخوایم، باید براش جون بِکنیم
راه دیگهای نیست
اگه این کار رو بکنیم، باید زرنگی به خرج بدیم
بیرونِ شهر بازی میکنیم
توی اتاقهای کوچیک بازی میکنیم، بیجنجال
هیچکس ما رو نشناسه، بازیهای خلوت. همین و بس.
تو لازم نیست هیچ کاری بکنی...
ولی برنده میشی
- بس کن - هیچ کاری
برو
هیچی
بنگ بنگ بنگ
مثل رؤیا میمونه
ممکنـه باشه
جولیوس عزیز،
خونههای اطرافمون به سرعت دارن ساخته میشن
یه زوری دور تا دورمون مسکونی میشه
۵۰ سنت از قُلک واسه ناهار برمیدارم
روز تعطیلیـه، نه؟
قراره چیکار کنی؟
راستش رو بخوای، نمیتونم اینجا تصورت کنم
اینجا بودی حتی نمیتونستی نفس بکشی
لی میگه تو شیفتهی مسافرتی و آخرش برمیگردی
میبینمت
ولی من بیخیال برنامههامون میشم
خداحافظ
امیدوارم هر جا که هستی، شاد باشی
موریل
« دیجـــیموویــــز »
لطفاً یه استینگر بدید
چه داستان بامزهای
الان برمیگردم
شرط میبندم منو یادت نمیاد
چقدر؟
این روزها شانست چطوریـه؟
همه چی رو بیخیال شدم
به همین سادگی؟
به خودم قول دادم
چجور قولی؟
اگه فکر و ذکرت بشه شانس،
کمکم افسارت رو دست میگیره و اسیرت میکنه
هممون اسیر یه چیزی هستیم
یا یه کسی
من گیل هستم
من لیندا هستم
خوشبختم، لیندا
خبرها رو شنیدی؟
اون سگ روسی طفلکی مُرد
همونی که فرستادن فضا
چه غمانگیز
میدونستی روش شرطبندی کردن؟
بیست به یک بسته بودن که میرسه به مدار زمین
صد به یک، برمیگرده زمین
مرگش چی؟
هیچکس نمیخواست روی مرگش شرط ببنده
این روزها ملت تقریباً روی همه چی شرط میبندن
احتمالات بیپایان
بیپایان
چه بامزه
من اصلاً با کسی معاشرت نمیکنم
همه ساکت
پلیسها بیرونن
باز کنید، باز کنید!
بیاید داخل
در خدمتم، سرکار
بالا چه خبره؟
هیچی، هیچی
گفتن این پاکت رو بدم اینجا...
ممنون، سرکار
آبها از آسیاب افتاد
امشب بیشتر از این نمیتونم بیرون بمونم
من هم همینطور
تازهکاری، نه؟
همش شانسـه واقعاً
حالا میبینی
هممون فقط یه تار مو با باختنِ همه چیز فاصله داریم
همیشهی خدا
به به
من...
دنبال سندرا میگردم
اومدی انجمن کتاب؟
رمز عبور، نویسندهی مورد علاقهاتـه
گمونم نویسندهی مورد علاقهاش «ویلا کاتر» باشه
واقعاً خیلی کتابخونیم
خدایا
- برو کنار - چیـه؟
بیخیال
کفش پات نیست
بیاید اینجا، خانم واکر
میخواستم بیام یه جای ساکت
چی؟
میخوام سر و صدا نباشه
اینطوری؟
پس اینطوریاست؟
چی؟
زندگیت
گمونم یکم مستی
اینقدر منو دست ننداز
بگو چرا میخوای سر و صدا نباشه
فکر نکنم
مطمئن نبودم تو هم این حس رو داشته باشی
الان مطمئنی؟
نه
از تنها بودن که نمیترسی؟
تو هم نمیترسی
رو چه حساب میگی؟
چون اومدی اینجا
بیا. باهام بیا
امیدوارم برگردی
...خب دیگه
شب بخیر
«تفنگدار»
اگه یه روزی ...به نون و نوایی برسیم
کجا میری؟
پسر، تا حالا بهش فکر نکردم
همیشه باید یه نقشهی خروج واسه خودت داشته باشی
تو احتمالاً میری سن دیگو
برادرت اونجاست دیگه، درستـه؟
،زندگی توی مکزیک راحتتر میگذره
از ملوانها و شوهرهایی که ...از کالیفرنیان اومدن
خوب پول درمیاد
همیشه هم متأهلن
بگذریم
چرا توی سن دیگو ...یه خونه قدیمی معمولی بخری
،وقتی میتونی توی تیخوانا کاخ بسازی؟
باشه اگه خودت ...یه روزی موفق شدی
اگه «خودمون» یه روزی موفق شدیم
«خودمون»
خب؟
من که از هر ایدهای استقبال میکنم، شریک
جدی؟ مثلاً چه ایدهای؟ - اوهوم -
،از زنهای خانهدارِ ال پاسو روزی پنج دلار بگیریم؟
خودت مثلاً چه ایدهای داری اونوقت؟
کاری نداره
اونجا قمار کردن غیرقانونی نیست
کازینوی ما هم بیشترین شانسِ بُرد بین همه کازینوهای شهر رو داره
،با ده دور بازیِ سریع میتونیم هزار دلار دربیاریم
خل شدی؟
میدونی که بهمون پول میدن تا امثال خودمون رو گیر بندازیم
...به محض اینکه بشینی پشتِ میز
گیر میفتی
نه
اگه تو طبقه بالا باشی، این اتفاق نمیفته
اگه تو مچم رو نگیری، هیچی نمیشه
بالاخره کی میخوای متوجه بشی؟
میدونی، اینجا زندگی خوبی داریم
یعنی، واقعاً زندگی خوبیـه
من کانزاس بودم
لس آنجلس بودم، کره بودم
،همهی اونجاها هم، دزدی کردم
کونی بودم، تنها بودم
...میدونی، الان برای اولین بار در زندگیم
بالاخره میتونم آیندهی نزدیک رو ببینم
میدونی علتش چیـه؟
چیـه؟
چون با تو هستم
آخه الان دیگه شرایط تغییر کرده، نکرده؟
خب، تغییر نکرده؟
واقعاً آدم خاصی هستی
تغییر نکرده؟
مگه خودت جوابش رو نمیدونی؟
تغییر نکرده؟
تغییر نکرده؟
میدونی که تغییر کرده
مگه نه؟
من فقط فرسودهت میکنم
ولی خودتم این رو میدونی، مگه نه؟
یه روزی بالاخره قبول میکنی
آره
آره، شاید قبول کنم
تو دیوونهای
حالت خوبـه؟
آره
دوست داری؟ - آره -
چشمات رو باز کن
بذار چشمات رو ببینم
دیگه داره عادتمون میشه
آره، درستـه
این چه جور آهنگیـه؟
مامانم این مدل آهنگها رو دوست داشت
واقعاً؟ - اوهوم -
،همین آهنگ نه ولی همین مدل
هرچیزی که بشه باهاش رقصید
طرفدار واقعیِ موسیقی سنتیِ میخانهای بوده، آره؟
آره بابا. همه خانمهای باوقارِ شهر رو دیوونه کرد
تعریف کن
...عه، مادر من
اولین زنی بود که توی مارشال کانتی، ماشین داشت
جدی؟ - آره -
اولین زنی بود که مدرک دانشگاهی گرفت
همچنین اولین زنی بود که طلاق گرفت
مطمئنم اینا هیچ ربطی به همدیگه نداشتن
کاش میشد این مادرت رو ببینم
تابحال عاشق شدی؟
آره یه بار. توی لس آنجلس
قبل از اینکه برگردم اینجا تا مراقبِ پدرم باشم
فکر کنم دختره فکر کرده بود با فوت پدرم، اینجا رو بیخیال میشم
ولی من هنوز اینجا هستم و ...اون نیست، پس
خودت چی؟ لی؟
بله. من عاشق لی هستم
ولی در اصل یکی دیگه رو میگی؟
...نمیدونم. عه
...انگار من
چیزی رو دیدم که تا حالا بهم نگفته بودن وجود داره
هیچوقت با عقل جور درنیومد
هنوزم نمیاد
،سرجمع حساب کنی ...شاید کلاً ۲۴ ساعت
رو در روی همدیگه بوده باشیم و بس
شاید در همین حد کافی بوده
خیلی عجیبـه
به محض اینکه اون مَرد ...از در اومد داخل
تونستم دوباره نفس بکشم
مَرد؟
آدم پیچیدهای هستی، خانم واکر
« نتونستم صبر کنم »
لعنتی
گندش بزنن
هنری
نه
نه، نه، نه
،سیزده مشکی و فرد
ای وای، هنری
این یکی حس میکنم هفت بیاد
هنری. هنری
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه
!تف تف، تف. تف
.تو این مردکِ روغنکار رو لو ندادی چرا؟
چون توی کل شهر سر میزها تقلب میکردید
.دستت باهاش توی یه کاسه بود مگه نه، روغنکار؟
نه
،من با اواخواهرهایی که کیر ندارن کار نمیکنم
،نگاهش کن داره میلرزه
برو. برو دیگه، عوضی
درست میگه، مری؟
گمشو بیرون - میخوای چیکارش کنی؟ -
برو بیرون - !هنری -
« کازینو »
« سالن سانی » « تیخوانا »
خب، جلالخالق
!هی
جلالخالق، جولیوس
اینجا رو داشته باش
واقعاً انجامش دادی، نه؟
باغچهات داره خوب میشه
پناه بر خدا
حتی یه کارت پستال نفرستادی؟
یه خبر ندادی داری میای؟
...آره، خب، همیشه میتونید
روم حساب کنید که غافلگیرتون کنم
اون کابین حمل اسبـه؟
شرط بندی رو بردی یا باختی؟
...از کی تا حالا از اون آدما شدی که
اسب به دردشون نمیخوره؟
سلام
اوهوم
فکر کردم گفتید مزرعه دارید
این لامصب هم خانهی مزرعهست، جولیوس
خب، گمونم دیگه واقعاً غربی شدیم
بیا ببینم، برو داخل
اون حیوون رو از کجا آوردی؟
لی، اگه کسی بخواد ...روی اسبش شرط بندی کنه
من اسبش رو ازش میگیرم
سلام
دوتا اتاق خواب داره
این یکی مال تو باشه
فکر کنم اتاق خوابِ بچهست
هنوز داریم جا میفتیم
موریل توی کافه دوشیفت کار میکنه
من هم هر شیفت اضافهای که دستم برسه، میرم
این هم اتاق خوابِ دونفرهمونـه
اتاق دنجیـه - اوهوم -
ظاهراً که اینجا همه چیز بر وفق مراده
بیا، قسمت پشتی رو نشونت میدم
کارگرها هشت هفتهای کار اینجا رو تموم کردن
باورت میشه؟ - هوم -
یادتـه وقتی سعی کردیم ...خونهی قدیمی عمو جک رو
،تعمیر کنیم چقدر طول کشید؟
یادتـه اسباب اثاثیه رو سوزوندیم تا گرم بشیم؟
تصور کن توی همچین خونهای بزرگ بشی
،بعضی شبها اون پشت وایمیستم
...به این خونه نگاه میکنم و فکر میکنم
«اینجا جاییـه که با عقل یک بچه، جور درمیاد»
آره، خب، ما دیگه بچه نیستیم
فقط میخواستم بیای اینجا
ببینی که غیرممکن نیست
حتی واسه بینام و نشونهایی مثل ما
فرقش اینـه که من مثل تو نیستم
نه، ما مثل هم نیستیم، لی
فکر کردی خودم نمیدونم؟
فکر کردی نمیدونم دقیقاً کی هستی؟
من ازت نمیخوام تغییر کنی، جولیوس
فقط میخوام در امان باشی
میخوام ببینمت
فقط میخوام صدای لامصبت رو این اطراف بشنوم
خب، الان که اینجام
موریل
موریل - داریم میریم بیرون -
موریل - کتت رو بردار -
بجنب. زود باش
اسب؟
!اسب
فکر کنم اول باید بگیریش
...میبینی، لی، حتی زنتم فکر میکنه
اسبه زیادی پر شر و شوره
آره. آره
اوه! داره فرار میکنه
.زود باش دیگه !گروه جستجو رو بیار
...پس اینجا
اینجا بهشتـه، آره؟
یه همچین چیزی
حتماً خیلی سخت بوده که بیخیالِ خونهی مامانت بشی
سخت بود
قسم خوردی که میای
من رو میبخشی؟
...کاش - بله؟ -
کاش قبلاً میومدی
زودتر
آره، من هم کل روز کلی کاشهای مختلف به ذهنم میاد
مثلاً چی؟
میشه یه چیزی نشونت بدم؟
این واقعیـه؟
این تفنگ مال مَردیـه به اسم هنری
...خب
...هنری میگفت اهمیتی نداره
تفنگ واقعیـه یا نه
مهم اینـه که مردم فکر کنن واقعیـه
مال مردیـه به اسم هنری؟
یادتـه یه بار در مورد عشق ازت پرسیدم؟
من هیچی حالیم نبود
مطمئن نیستم الان هم ...چیز زیادی حالیم باشه، ولی
مطمئنم این اسلحهی هنریـه
...خب
بهش پسش میدم
پیداش میکنم
من متوجه نمیشم
فکر کنم احتمالاً متوجه هستی
احتمالاً
متوجه نیستم
...بعضیوقتها
...یکی وارد زندگیت میشه و
دیگه هیچی مثل قبل نیست
باید یکم پول قرض بگیرم
چی؟
پول لازم دارم تا هنری رو پیدا کنم
برای همین اینجایی
برای همین اومدی
اومدی پول قرض کنی
بس کن. بهم دست نزن
تو هیچوقت قصد نداشتی بمونی
لی در موردت درست میگفت
منظورت از این حرف چیـه؟
تو یه بزدلی
دروغگویی
اسبِ معدن لعنتیت رو بردار و برو
هی، کانزاس
،تو رازهای خودت رو داری !من هم رازهای خودم رو
جولیوس
فقط داری خواب میبینی
برگرد بخواب
نمیتونه زیاد دور شده باشه
...کامیونش آمادهست که
جولیوس رو پیدا نمیکنیم، موریل
،تا وقتی پولاش تموم نشه پیداش نمیکنیم
یه راهی پیدا میکنیم، لی
« تیخوانا »
« امور حقوقی » « ازدواج - طلاق »
ایست. ایست
وایسا. وایسا
!هنری
هنری
معذرت میخوام
ببخشید
چه باوقار میرقصی، خانم واکر
هی، شوهرت کی میاد خونه؟
تا دیروقت سرکاره
ساعتها و ساعتها وقت داریم
جدی؟ - اوهوم -
بعدشم، اون میدونه من هرگز همچین کاری نمیکنم
همچین کاری؟
میدونی که منظورم چیـه
مثل بودن با من؟
.ای بابا، بیخیال .من عاشق اون آهنگم
چیکار داری میکنی؟
چی میگی؟
من واقعیام
این رابطه واقعیـه
خدایا، لی واقعیـه
اینو متوجه هستی دیگه؟
خودم میدونم
میدونی؟ - بس کن -
...سندرا، بیخیال. ما فقط
فقط داریم خوش میگذرونیم
.آها گرفتم .پس بهت خوش میگذره
اومدی تعطیلات - منظورت چیـه؟ -
هر شب میری خونهی گرم و امنت
بعد با شوهرت سکس میکنی تا حس کنی همه چی عادیـه
بعدش میای اینجا و با من سکس میکنی تا
احساس کنی زندهای و بعدش روز از نو روزی از نو
،وقتی من رو راه دادی دقیقاً منو میشناختی، باشه؟
شرایطم رو میدونستی
این کارا رو زیادی خوب بلدی
چه انتظاری داشتی؟ - ،اگه فقط خوشگذرونیـه -
یه مشروب فروشی توی شهر هست که
ده دوازده تا زن داره و - بس کن -
،هیچکدومشونم اندازه تو من رو عذاب نمیدن
سندرا - خواهش میکنم، برو -
بیخیال، خواهش میکنم
بس کن - خواهش میکنم نکن -
ازت میخوام بری
...منظورم
همچین منظوری نداشتم
سلام
سلام
فکر کردم امروز دوتا شیفت واست گذاشتن
من خیلی یواش کار میکنم
به دردشون نمیخوردم
پس دوستت تخممرغ تموم کرده بود؟
آره، آره، تموم کرده بود
نمیدونم قبلاً متوجه شده بودم یا نه
...یعنی کامل مطمئن نبودم، ولی
تو من رو یادِ اون میندازی
جولیوس
گاهی بهش حسودیم میشه، میدونی؟
واقعاً؟
آره
میتونه جوری زندگی کنه که انگار فردایی وجود نداره
به نظرت من همچین آدمیام؟
لی؟
هی
نگو... نه، هیچی نگو
یادمـه یه دختری توی شهرمون بود
با دوتا مرد رابطه داشت
یکیشون یه پسرکی بود که جولیوس باهاش رفاقت داشت
پسره توی باشگاه بیلیارد کار میکرد
اون یکی، از این تیپهای دانشگاهی بود که هیچکدوممون نمیشناختیم
با کمک پدرش، آسیاب شنیِ اون سر رودخونه رو میچرخوند
دختره، بگیم اسمش سالی بوده
بعد از ظهرها، پیش جولیوس و پسر بیلیاردیه وقت میگذروند
بعدش یه پیراهن بهتر میپوشید و ...نیمه مست از آبجو
میرفت با آقای آسیاب شنی شام بخوره
پسر بیلیاردیه هم از همه چی خبر داشت
،هیچوقت براش آزاردهنده نبود ...چون همیشه آخر شب
دختره برمیگشت پیشش
،وقتی جولیوس ماجراش رو تعریف کرد خیلی گیج شدم
...شش ماه بعد
سالی، پسر بیلیاردیه رو نشوند
بهش گفت رابطهشون تموم شده
...یک ماه بعدش
اسمش توی قسمتِ نامزدیهای روزنامه بود
جولیوس بدجوری عصبانی شده بود
فکر کنم جولیوس از این مسئله ناراحت بود که
دختره رابطهی واقعی و صادقانهشو انتخاب نکرده بود
این مسئله بینهایت اذیتش میکرد که
،چیزی که جولیوس فکر میکرد عشقـه انتخاب نکرده بود
...من هم زیاد دختره رو نمیشناختم، پس
من کی باشم که نظر بدم؟
ولی شرط میبندم جولیوس فکر میکنه ...من الان
طرف دیگهی داستانم
« سالن سانی »
دنبال رفیقم میگردم
قد بلند، لاغر
یه دستش پر از جای زخمـه
آره، فکر کنم همین طرفا دیدمش
ولی اسمش رو نمیدونستم
میدونی کجا میتونم پیداش کنم؟
فکر کنم بدونم
فکر میکنی بتونی من رو ببری پیشش؟
تو میخواستی اینجوری بشه؟
هیچکدوم از این اتفاقات رو میخواستی؟
متأسفم، لی
مهم نیست
اهمیتی نداره که متأسفی
پشیزی اهمیت نداره
بگو ببینم، اینجا کجاست، رفیق؟
تیخوانا شهر خیلی کوچیکیـه
فکر کنم همین جاها دیدمش
موریل؟
لی
یه بار بهم گفتی ...قبل از اینکه من رو ببینی
...مطمئن نبودی هیچ چیز خوبی
توی دنیا باقی مونده باشه
تو مرد خوبی هستی
رؤیای خوبی توی سرتـه
،میدونم ناامیدت کردم
هیچی هم نمیتونه اینو تغییر بده
ولی امیدوارم این پول کمکت کنه به خواستهات دست پیدا کنی
خواهش میکنم تسلیم نشو
موریل
خیلیخب، اجنبی
الان دیگه این پسرها پولت رو میگیرن
منتظر کسی هستی؟
آره
یکی که بهم پول بدهکاره
!بچه کونی - !یالا -
من هم منتظرِ کسیام
خیلی وقتـه منتظری؟
آره
من هم همینطور
خب؟
نظرت چیـه؟
اولین باره قالت میذارن؟
توی این بازی زیاد پیش میاد - واقعاً؟ -
،گمونم امثال ما ...هیچوقت راحت
همدیگه رو پیدا نمیکنیم
آره، گمونم همینطوره
به نظرت همش تقصیر توئـه؟
شاید باشه
...گمونم وقتی تک و تنها
...اینجا وایستادی
دیگه اهمیتی نداره کی چیکار کرده
یا کی به کی آسیب زده
اهمیتی داره؟
فقط کارِ دنیا بوده که همه چی رو بهم زده
کارِ دنیا بوده - هوم -
...خب
،هرکی که هست
واقعاً فرصت خوبی از کفش رفته
،اگه پسره رو دیدی همین رو از طرف من بهش بگو
قول میدم
خداحافظ
،موریل عزیز
نمیدونم کجایی و
روزی میاد که این نامه رو بفرستم یا نه
ولی خیلی چیزها هست که دوست دارم بهت بگم
...آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
سعی کردم در مورد دونفرمون ...چیزی بگم که
فکر میکردم خودمون از قبل میدونیم
حتی اگه به زبون نیاورده باشیم
،خب، بیخیال ناسلامتی شب کریسمسـه، مگه نه؟
متأسفم که اینقدر غلط متوجه شدم
همچنین متأسفم بابت اینکه ازت دزدی کردم و بقیه کارهام
درنهایت همه چیز برای من ختم به خیر شد
پس نمیخوام نگرانم باشی
،امروز کریسمسـه و نمیدونم چرا ولی شرط میبندم حالت خوبـه
همه لیاقت دارن شانسی برای خوشبختی داشته باشن
میتونم تصور کنم که این حرف از دهن تو بیرون میاد
همه لیاقت دارن یه فرصتی داشته باشن
،حتی قماربازهای متقلب دروغگوها و دزدهای خُردهپا
کریسمس مبارک، موریل
از طرف جولیوس
« جوآن، لطفاً بهم زنگ بزن »
« بیا سال نو رو در جنوبِ مرز بگذرونیم »
« لطفاً بیا خونه » « کی.وای »
« عزیزم، دلمون برات تنگ شده »
« بیا توی پورتلند همدیگه رو ببینیم » « دنی »
« تونی، من منتظرم » « هنک »
« آخرین بار دیده شده » « در تاریخ ۴/۱/۱۹۵۶ »
« جولیوس، متأسفم » « موریل »
« جولیوس، متأسفم » « موریل »
« من هم متأسفم، جولیوس » « لطفاً برگرد و بیا اینجا دیدنم » « هنری »
خیلیخب. خیلیخب
یالا، بزن بریم
!برو حیوون
« ترجمه از علی محمدخانی، امیر ستارزاده و محیا مبینمقدم » .:: Mahya MM & H1tmaN & AliMK_Sub ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.