Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت ...
کشور ما الآن دچار یه برانگیختگی بد شده
ما یه چیزی تو اون جنگل دیدم و اون واقعی بود
تو ازم میخوای در مورد بشغابپرندهها تحقیق کنم؟
فضاپیما، فضاییها
نیروی هوایی میدونه اونا وجود ندارن
اون یکی حرف منو باور کرد
- کدوم یکی؟ - مرد کلاه پوش
این رو واسه تو جا گذاشت
بنظرم دکتر نقشش رو خوب بازی میکنه، اینطور فکر نمیکنی؟
یه مشکلی در موردش هست
فقط خوشم نمیاد اینقدر ازمون سوال میپرسه
رسانه بزرگ نایت مووی تقدیم میکند NightMovie.Co
ترجمه از: عــرفــان مــرادی
فکر کردم جمعه واسه شام و فیلم بیرون بریم
خوشت میاد؟
کدوم فیلم؟
خب، فیلم «آن موجود» توی سینمای ریالتو پخش میشه
تامی، میدونی که من از فیلمای ترسناک خوشم نمیاد
آره، باعث میشه بهم بچسبی
نکتهاش همینه
مهم نیست فیلمش چی باشه
بازم بهت میچسبم
وای
جینا، یه لحظه منتظر میمونی؟
آره، البته تامی
هواپیمای ناشناخته در محدودهی فرودگاه لوبوک ...
لطفاً خودت رو معرفی کن
تام؟ تامی، اونجایی؟
اوه، خدای من
تامی، توئم این نورهای عجیب رو میبینی؟
چه خبره؟ تامی؟
جینا، عزیزم، الو؟
الو؟
و اونا واسه سالها حقیقت رو از ما مخفی کردن
از سال1947 ...
1200گزارش تأیید شده
از اشیاءی ناشناخته در آسمان آمریکا گزارش شده
و همهی ما میدونیم توی رازوول چه اتفاقی افتاد
لاپوشونی بزرگ دولت
دولت و ارتش
فضاییها بطور مرتب بهمون سر میزنن
فقط تنها سوال اینه که اون سر زدن ها ...
برای آماده سازی جنگ هست یا نه
مردم جامعه حق دارن بخاطر امنیت خودشون این رو بدونن
و بخاطر همینه که من این کارو انجام میدم
و کار مهمی هم هست
دوستان، میتونین کل داستان رو توی مجلهی «نیواستن ناوو» ببینید
خیلی خوشحال شدم که دیدمت، دونالد
واقعاً چشمای منو باز کردی
ممنون که شجاعت این رو داشتین که بذارین در مورد حقیقت صحبت کنم
بیاین از زبان مهمانمون، نویسندهی مشهور
متخصص بشغابپرندهها، آقای دونالد کیهول، بشنویم
چه جمعیتی. چه جمعیتی
همم
اوهوم
آقای کیهول؟
اوهوم. چی میخوای امضا کنم؟
- آقا؟ - فقط بهم بگو
اوه، بیا. به اسم کی باید امضاش کنم؟
- آه ... - اسمت چیه؟
آه ...
چی میخوای؟
خب، شنیدم که بعضیوقتا ...
بابت داستانهای خوب به مردم پول میدین
و این ...
این شبیه داستانهایی که قبلاً شنیدین نیست
شک دارم بتونی چیزی رو بهم بگی ...
که قبلاً ندیده باشم
نه، این بزرگتر از داستان «توماس منتال»
و لاپوشونی دولت از بشغابپرندههاست
خیلیخب
بیا بریم
باید ببینم داستانت ارزش داره ...
و بعد پولش رو بهت میدم
در مورد نورهای توی تگزاسـه ... فرودگاه لوبوک تگزاس
جول؟
حالش خوبه؟
هی
جول، بیدار شو
همم؟
توی کمد چیکار میکنی؟
مخفی شدم
مخفی شدی؟ از چی؟
آدم فضاییهای مریخ
بشغابپرندهها واقعی هستن!
اینو از کجا آوردی؟
مدرسه
همه دارن میخوننش
بله؟
کمونیسمهای توی کرملین در حال درگیری ... [شهر روسیه]
با یک توطئهی وحشتناک هستن که هدفشون سلب صلح تمام کشورهای دنیاست
اگر آنها موفق شوند، ایالات متحده ...
شاهد از بین رفتن قربانیهای زیادی از توطئه اونها میشه
باید برای همه واضح باشد که ایالات متحده ...
اسم بمب رو «جو-3» گذاشتن [تست بمب هستهی]
چرا؟
روسها اولین بمب اتمی خودشون رو تست کردن ...
یه نفر باید یه اسمی براش انتخاب کنه
گمون کنم قبل این ...
یکی دو تا بمب دیگه رو هم تست کردن
فقط به جنگ اتمی فکر کن... چه دیوانگی خالص
اگه به هاردینگ باشه ... [رئیس جمهور وقت آمریکا]
فقط مهم زمانشه که درگیر جنگ اتمی بشیم
شما دکترین؟
نه، بخاطر اون مشاهده اومدیم
از «بلو بوک»
من جینا هستن. نامزد تام
جینا، تو بودی که بهمون زنگ زدی
حالش چطوره؟
میگن با ماشینش تصادف کرده
ولی هیچ خراشی رو بدنش نیست
و از خواب پا نمیشه
مسئله اینه که، اگه ماشینش رو دیده باشین
با عقلتون جور در نمیاد
ببینید، اگه الآن زمان مناسبی نیست میتونیم بعداً برگردیم
میدونین که وقتی اون اتفاق افتاد برقا قطع شد؟
تمام شهر
مثل یه ستاره یا هر چیزی که بود ...
رفت توی آسمونها
ستاره؟
شما هم چیزی دیدین؟
خیلی از آدما دیدن
ازشون بپرسین
یه نور V شکل که به اندازهی شهابسنگ سرعت داشت
مطمئنم که اونا ردش رو توی رادار گرفتن
میدونی، میخوام یه سر به ماشینش بزنم
تام؟
دکتر؟ آهای؟
تام؟
آه! تام؟
عزیزم؟
الآن چه اتفاقی افتاد؟
اوه، الآن میام کمکت، دانا
داری واسه پناهگاه بمب جیره میبری؟
جک میخواد واسه پایان دنیا کاملاً آماده باشیم
مثل کابوسهای شبانه جو میمونه
خب، با وجود کمونیست توی کره، و رئیس جمهور چین ...
ممکنه اون کابوسها به واقعیت بپیوندن
ساخت سخته؟
اوه، نه. فقط از ابزار فروشی خریدیمش
بیشترش سر هم شده بود
اون پناهگاههای زیرزمینی خیلی گرونن
و باعث میشه بیشتر احساس امنیت کنین؟
خیلی دنج و دلنشینه
آره، بنظر دنج میاد
اما مسئله اینجاست که اون اتاق فقط واسه یه خانواده جا داره
اوه، البته. نمیخواستم ... نمیخواستم این پیشنهاد رو بدم ...
اوه، میدونم که نمیخواستی
اما جک و من در موردش صحبت کردیم
منظورم اینه که، مجبوری
اگه یه نفر بیاد در بزنه چی؟
خب، چیکار میکنین؟
جک یه اسلحه خریده و بهم گفته که نگرانش نباشه
آلن توی شهره؟
- رفته دنبال کار - عالیه
خب، به محض اینکه برگرده باید باهم شام بخوریم
وقتی رسیدیم بهش دستاش هنوز روی فرمون بود
مجبور شدیم جداشون کنیم
چشماش باز بود
نمیتونست هیچی بگه
فقط، عجیبترین چیزی بود که تا حالا دیده بودم
خدای من
اونو از توی این ماشین درآوردین؟
فکر کردیم شاید به یه ماشین دیگه برخورده باشه
ولی نه اثری از لغزش جاده و نه اثری از تصادف بود
عجیبترین چیزی بود که تا حالا دیدم
نمیشه اصلاً توضیحش داد
اونا میگن ماشینش رو چپ کرده
ولی هیچ اثری از تصادف نیست
چی فکر میکنی؟
فشار حرارتی میتونه روی فلزهایی این چنینی اثر بذاره
ولی اگر نیروی الکتریکی بوده
باید فرکانش خیلی دقیقی رو اعمال کنی
مردم از یه قطع برق میگن
ازش چی میدونی؟
خب، خطوط برق اینجا زیاد خوب نیست
ممکنه بخاطر همون خطوط قدیمی بوده باشه
ولی مردم اینجا معمولاً بخاطر یه قطعی برق وحشت نمیکنن
دیشب خیلی از خطوط تلفنمون هم از کار افتاده بود
- دیشب؟ - آره، ما در حال اومدین به اینجا بودیم
چیزی در این مورد نمیدونیم
بیشتر اطراف دانشگاه بود
توی دانشگاه که آشوب شده بود
دانشگاه تکنولوژی تگزاس
سلام. حالت چطوره؟
خب، رئیس دانشگاه اونقدر مهربون بود که بهمون یه اتاق بده
که در مدت پرسوجو از شاهدین ازش استفاده کنیم. و طبق این نقشه ...
اون اتاق باید همین ...
از این طرف. یالا. دیرمون شده
فقط میرم که مطمئن بشم
- سلام - اوه، سلام
بنظر میاد راهمون رو گم کرده باشیم
دنبال ساختمون ادارهی علوم میگردیم
نمیدونیم که داریم راه درست رو میریم یا نه
همونجاست
شگفتا!
در ضمن، من لی ان هستم
امشب برنامهی خاصی داری؟
آه، مهمونی خونگی
باید بیای
بهش فکر میکنم
- باشه - از دیدنتون خوشحال شدم
حق با تو بود. از این طرف باید بریم
اونا خانومهایی نیستن که باهاشون بگردین، سروان
اونا دخترای دانشگاهی هستن
دانشگاه عالی [اعطای مدرک ارشد یا دکترا]
وقتی من همسن اینا بودم
اونقدر بزرگ بودم که بمبانداز رو تا برلین اسکورت کنم، پس ...
فکر کنم این چیزا رو از دست دادم
امشب یه مهمونی بزرگ خونگی هست
که در ضمن دعوت هم شدم
اینا همهشون شاهدن؟
نه، اینطور نیست
بعضی از این بچهها فقط سعی دارن سر کلاس نرن
سلام. من سروان کوئین هستم
ایشون هم دکتر هاینک از نیروی هوایی ایالات متحده هستن
حالا گوش کنین، ما امروز وقت زیادی نداریم
پس اگه نیازی نیست اینجا باشین از اینجا برین
یالا. زودباشین
سلام، دوستان
ممنون از اومدنتون
ما میدونیم چقدر سخته ...
که به عنوان شاهد بیاین جلو، پس ...
ازتون ممنونیم که اینجایین
حالا، هر کی معتقده ...
یه نور عجیب تو آسمون دیده ...
دستش رو لطفاً ببره بالا
این همه شاهد؟
این یه مورد جدیده
تازه داشتم از کافهتریا برمیگشتم
که از بالا سرم رد شد
تمام برقا رفت
خیلی ترسناک بود
اولش فکر کردم ستاره هستن
ولی بعد شروع کرد به حرکت کردن
و بالأخره به بالا نگاه کردم
و یه چیزی رو دیدم که بالای سرم معلق ایستاده
از داخل احساس گرفتگی کردم
انگار یه چیزی منو گرفته بود
قلبم اونقدر تند میزد ...
که فکر میکردم الآنه که بترکه
و با خودم فکر کردم "خواهش میکنم این کارو نکن"
فکر کردم ستاره هستن
خیلی درخشان بودن
ولی چیز ترستاکش اینجا بود ... که هیچ صدایی نداشت
پس فرار کردم
فکر کردم قراره بمیرم
دعا کردم
تنها کاری بود که میتونستم بکنم
نمیدونستم چطور واکنش نشون بدم
فقط ترسیده بودم، و بعد از حال رفتم
تا حالا تو زندگیم همچین چیزی ندیده بودم
یه سوال دارم، پروفسور
اینجا دارم به چی نگاه میکنم؟
خب، دارم شرایط اون شب ...
محوطه دانشگاه رو مینویسم
دوره زمانی، زاویه دید، تابش نور
تماماً ترکیبی از طرح دید انسانیه
خب، قراره چی رو بهت بگه؟
ستارههای دنبالهدار،... امکانش نیست
هواپیما... خب، اون شب هیچ پروازی در کار نبوده
اما قطعی برق، دارم به این فکر میکنم ...
خوبه، هنوز اینجایین
و شما باید هاینک باشید
دکتر آلن هاینک
آه. من پروفسور کارلتون فنشاو هستم
اینجا کلاس درس منه
تخته رو واسه کلاس بعدی نیاز دارم
البته، ولی رئیس دانشکده بهمون اطمینان داد که میتونیم از تمام ...
این کلاس جزو قلمروی رئیس دانشگاه نیست، مال منه
حتماً بهتون اطلاع ندادن
ما از طرف دولت به اینجا اومدیم
نه، نه، نه، نه. خیلی خوب هم اطلاع دادن
من دقیقاً میدونم شما کی هستین و دقیقاً میدونم واسه چی اینجایین
و وقتی بهتون میگم نیازی به گچ من ندارین بهم اعتماد کنید
چون من اینو دارم
صبر کن
این ...
دارین بهش نگاه میکنین. بله، هست
و، آه، نه تنها دیشب ازش عکس گرفتم ...
بلکه کار شما رو هم انجام دادم
آقایون، من قضیه نورهای شهر لوبوک رو حل کردم
کار اینجاتون تموم شده
با دیدن اون عکس جواب بسیار واضح هست واسه کسایی که ...
با کوچ پرندگان محلی آشنایی دارن
سلیم؟
سلیم پایه شما ...
یه پرندهی آبیه
تقریباً اندازهی یه بلدرچینه
میدونم پرندهی سلیم چیه
خواهش میکنم ادامه بدین، پروفسور
خب، میدونین، سینه سفید روغنی سلیم ...
به عنوان یه سطح بازتابکنندهی کارآمد عمل میکنه
پس وقتی از پایین بهش نور میخوره
اونم از تیربرقهایی که تازه ...
در خیابان هالیستر نصب شده، به اون گروه از پرندگان میخوره ...
و بفرماید، شکل V مون از فضاییها در میاد
پناهگاه بمب اتمی
43تاست. پک کامل آچره
میتونی باهاش تمام کارهای خونه رو انجام بدی
ما اینو حراج کردیم
پس هیچ جای دیگهای
با این قیمت پیداش نمیکنی
میتونی یکم دیگه ازش کم کنی؟
همش 40 سنته. حراج شده
میخوای چیکار کنی؟
میخوایش؟ بذار واست برشداریم
ببخشید
سلام. من الآن پیش یه مشتری هستم، خانوم
ببخشید، فقط ...
خب، اصالتاً تگزاسی هستین؟
اینجایین!
میتونم کمکتون کنم، خانوم؟
- آه ... - سوالی دارین؟
بله، شرمنده، ...
تابلوی بیرون ...
پناهگاه دارین؟
داریم
و بهتره فردا شوهرتون رو با خودتون بیارین
که من و اون بتونیم باهم حرف بزنیم. یکم توضیح داره
متأسفانه، شوهر من خارج از شهره
و منم دوست دارم وقتی برگرده اونو سوپرایز کنم
پس چطوره شما یکی تا فردا صبح بهم تحویل بدین
تا منم بتونم تا اون میرسه خونه یه پناهگاه بسازم
به اندازهی کافی واستون واضح توضیح دادم؟
بله، خانوم
یه مرد تا زمانی میتونه ضربه گلفش رو بزنه
که دستاش به لرزه نیوفتاده باشه
آره، اینم دلیلی دیگه هست
که به اون بازی اهمیت ندم
سعی کن تو زمینهای معمولی بازیش کنی تا بیشتر ازش متنفر بشی
بهتر نیست تا موقعی که بفهمی اینجا چیکار کنی ...
برم یه جایی و خودم رو سرگرم کنم، نیتن؟
میدونی، یادم رفت بپرسم خانوم هاردینگ چطوره؟
حالش خویه؟
- اون خوبه - خب، میدونی، یاد این افتادم
که اون مجبوره هر روز با تو سر کنه
و اون زن نیاز به مراقبت داره.
آها
بوگی، پشت سرت
سردار؟
لعنت
آزاد
سردار ولنتاین گفت باید این رو فوراً ببینید
دونالد کیهو
اون یکی مرد دیگه کیه؟
یه شهروند. رودی پیتس
عموش کلانتر محلی لوبوک تگزاسه، قربان
لوبوک؟
بله قربان
آره، میدونم، باید بری
دفعه بعدی تمومش میکنیم
نه، نه، نمیکنیم
کیش و مات
حرومی
امم. دفعه بعدی میریم گلف بازی میکنیم
اوه، دارم میلرزم
برف توی تگزاس
خدا عالمه. اینجا چی داریم؟
اینجا جاییه که فنشو ادعا میکنه اون عکس رو گرفته
جینا گفت که اون نور از شهابسنگ سریعتر حرکت میکرده
یعنی اون پروفسور کار درست واقعاً انتظار داره باور کنیم ...
که یه دسته پرندهی سلیم اون قدر سریع پرواز کردن؟
میدونی، بدم نمیاد که افتخار کشفش به تو برسه
ولی کار ما بستن پروندهاس. همین
کار ما پیدا کردن حقیقته
بعضیوقتا فکر میکنم بیشتر سعی داری خودت رو قانع کنی ...
تا بقیه
انگار یه چیزی رو میدونی که من نمیدونم
هی. تو رو میشناسم
لی ان
اینجا چیکار میکنی؟
- رفتم دنبال دوستم تامی - سلا
سلام
داریم به اون مهمونی خونگی میریم
میخوای بیای؟ جا واسه یه نفر دیگه هم هست
متأسفم، خانوم. نمیتونم این کارو بکنم
امشب تا دیر وقت کار دارم
مأموریت فوق سریه، سروان؟
پروتکلهای نظامی منو منع میکنه ...
که به این سوالتون پاسخ بدم
تو بامزهای. شاید دفعه بعدی
اصلاً پرندهی سلیم شبگَرده؟
نباید الآن مشغول خواب باشن؟
هی
این بیرون چه غلطی میکنین؟
شب بخیر
گفتم، دارین چیکار میکنین؟
فقط داریم عکس میگیریم، آقا
جای نگرانی نیست
هی، اگه جای تو بودم اون چوب بیسبال رو میذاشتم جایی که بهش تعلق داره
شما کی هستین؟
آه، دکتر آلن هاینک
ایشون هم سروان کوئین هستن
ما واسه نیروی هوایی آمریکا کار میکنیم
کارت شناسایی دارین؟
من کارت شناسایی با خودم حمل نمیکنم
چه سوپرایز بزرگی
شرط میبندم اینام یکی از همونان
همونا؟ منظورت چیه؟
هفتهی قبل چند نفر مثل شما بودن و کار شما رو میکردن
درست قبل از اینکه اون سفینهی فضایی بیاد
چندتا مرد؟
اونا کی بودن؟
قبل از اینکه ازشون بپرسیم فرار کردن
احتمالاً کمونیسم بودن
اوه، بازم شروع شد
توئم بنظر من یه کمونیسم میای
در مورد اون چوب بهت هشدار دادم
مری، به پلیس زنگ بزن
آره، دوربینتم باید به من بدی
خود ما از طرف ...
دولت ایالات متحده هستیم
همه برگردن به خونههاشون
چیزی واسه دیدن وجود نداره
دارن برمیگردن
بشغابپرندهها دارن برمیگردن
دارن برمیگردن!
خب، حالا چی؟
باید منتظر بشغابپرندهها بشیم که پیداشون بشه؟
طبق حرفای شاهدینمون اینجا همون محله
تسلیم میشم
ببخشید، فقط خیلی اضطراب داشتم
امروز یه پناهگاه بمب اتم خریدم
ابزار فروشی فردا صح تحویلش میده
خودمون باید بسازیمش
چرا باید این کارو بکنی؟
آلن داره بیشتر و بیشتر از اینجا میره
و جول مشکل خوب داره
با تمام حرفایی که در مورد روسها و بمب اتمشون هست
فکر نکنم مشکلی داشته باشه
کاری کنی که بیشتر احساس امنیت کنی
ممنون بابت گلها
من یه عذرخواهی بهت بدهکارم
واسه چی؟
کلوب «بیتنیک»
نباید تو رو اونجا میبردم
نه، ایدهی خودم بود
اصلاً تقصیر تو نبود
من باید ازت عذرخواهی کنم
من ترکت کردم
مطمئنی بخاطر کار من نبود؟
آلن پروفسور دانشگاه اینجاست ...
و من نگران بودم اگه ...
کسی منو توی یه همچین جایی ببینه ...
من دوست زیادی اینجا ندارم
ترسیدم که تو رو از دست بدم
تو منو از دست ندادی
وای. ستارهها توی شهر اینجور دیده نمیشن
فکر میکنی چندتا ستاره وجود داره؟
فقط تو کهکشان راه شیری؟
نمیدونم. یک یا دو میلیون
صد بیلیون
و هر کدوم از اونا داستان خودشون رو دارن
تو از داستان خوشت میاد
زندگیم رو بهشون مدیونم
خب، این داستان چطوره؟
اون پروفسور نادون به ما میگه که کار چندتا پرنده بوده
و تو فکر کردی که چرنده
پس به خیابون هالیستر اومدیم
محلهی که آدماش مشعل و بیل داشتن
و یه نفر داد زد "سفینهی فضایی"
و بعد ما اومدیم به این دشت
به ستارهها نگاه کردم ...
که معلوم شد 100 بیلیون ازشون وجود داره
و متوجه شدیم هیچ بشغابپرندهی وجود نداره
پایان ماجرا
این یه داستان نیست
این داستان یه جستجوی بدون نتیجهاس
آره، همینطوره
شرط میبندم میدونم که داری به چی فکر میکنی
- جدی؟ - آره
دوست داشتی به اون پارتی خونگی بری با ...
- لی ان - آره
منو مقصر میدونی؟
یادم هست چه حسی داره
یه دختر خوشگل، مهمونی
پس کارمون اینجا تمومه؟
به اون خونه میرسونمت
حله
فقط یه لحظه بهم وقت بده
باشه
#با یه اتومبیل مسابقه میدم#
#من یه کشاورزم#
از ماشین فاصله بگیر!
چی شده؟
اون دیگه چی بود؟
پس بازم برقا قطع شد؟
5ساله اینجا کار میکنم یه بارم این اتفاق نیوفتاده
حالا دوبار تو این هفته اتفاق افتاده
چیزی روی رادار نیست؟
چیزی که بقیه شهر دیدن شی V شکل
مسیرش رو ثبت کردم
پمپ بنزین
مزرعه برودی
ملک لامبر
و فرودگاه
خیلیخب
نور آبی ...
اینجا
اینجا و ...
اینجا بوده
یه لحظه تنهامون بذار، باشه؟
قطعی برق با مسیر پرواز روی رادار مطابقه
دیشب چه بلایی سر ماشین اومد؟
نمیدونم از کجا شروع کنم
همون نور آبی V شکل ...
با چشمای خودم دیدمش
هردومون دیدمش
غرب ویرجینیا، ریکان
خلبان توی شمال داکوتا توی هوا درگیر میشه
دیشب درگیری زمینی بود
شاید روسها فقط مشغولامتحان کردن جو-3 نیستن
یا شایدم کار روسها نیست
با خیابون غرب 215 میرم
آقای کیهو؟ لطفاً باهامون بیاین
هی، دستم رو ول کن
آروم باش
نمیدونم فکر کردی کی هستی
یا داری چیکار میکنی
من من یکی از افراد بانفوذ ...
در چهار ایالت هستم و مجبور نیستم به کسی جواب بدم ...
ببشید، چی داشتی میگفتی؟
حالا، گوش بده
مقاله بعدی که بخوای واسه مجله «حقیقت»
یا کس دیگهای بنویسی، ما اول میخونیمش
در واقع، از الآن به بعد
همون داستانهایی رو مینویسی که ما ازت میخوایم
من اینم
خیلی توش واردی
نجاری رو از کجا یاد گرفتی؟
پدرم همیشه یه پسر میخواست
هیچوقت واسه این کارا داوطلب نشدم
ولی پدرم مطمئن شد که کار با چکش رو یاد میگیرم
خودشه
مردی که توی ابزار فروشی بود
میبینیش؟
یالا. دیگه رفته. حالا هر کسی که بوده
خب، جاینت همه رو شکست میده به جز کلیولند
واسه خط حمله «آتو گراهام» رو داره
که یه جورایی بهش برتری میده
اون یارو، اون ... اوه، یه لحظه صبر کن
چیه؟
آه، لعنت
آقای وزیر
چیکار کردی؟
خب، لیست خیلی درازی بود، ویلیام
نمیخوای یکم واضحتر حرف بزنی؟
کیهو. همون نویسنده
تو به افرادمون دستور دادی که یه روزنامهنگار رو بگیرن و بترسونن؟
اون قبلاً توی نیروی دریایی بوده
کیهو یه مزدوره. حتی مطمئن نیستیم ...
اون یه شهروند آمریکاییه!
تو چشمای من این به اندازهی کافی هست
دارم بهتون هشدار میدم، به هردوتون
من تحمل کارای غیرقانونی رو ندارم
همین الآ«، درستش کن
فهمیدی چی گفتم؟
بلند و واضح
فکر نکنم نمیدونم داری اینجا چیکار میکنی
اینجا چیکار میکنم، بیل؟
یه بار دیگه این کارو بکنی به کاخ سفید میرم
و به رئیس جمهور تمام رازهات رو میگم
فکر میکنی وقتی ترومن اونا رو بشنوه چیکار میکنه؟
میتونستی اول راه منو امتحان کنی
اوه، بیخیال. بنظر نگران میام؟
تغییرش میدم
همین الآن از سروان کوئین خبر شنیدم
اون و هاینک قسم خوردن که که مدرک قطعی ...
از اشیای پرنده ناشناخته در اختیار دارن
آقایون، ما میخوایم چیزی رو بهتون نشون بدیم
که هیچوقت ندیدین [فراموش کنین]
متوجه هستین؟
اینم مثل حقیقت سفر به ماه
باید مهر و موم باقی بمونه
چیزی که توی تگزاس پیدا کردین
نورها، گزارش رادار، همهشون ...
یه شی پرندهی ناشناخته نبود
یکی از چیزای پایگاه نیروی هوایی رندولفـه
یه هواپیمای فوق سریـه
که بطور غیر رسمی اونو به بال V شکل میشناسن
کاملاً محرمانهاس
این شی پرندهی ناشناختهی شماست
ما نیاز داریم که شما فکر مردم رو به یه جای دیگه ببرین
یه داستان لاپوشونی
مثل اون پرندهها... که یه توضیح قابل باوره
فقط یه لحظه وق میخوام
آه، قطعی برق رو چی میگین؟
چه نوع هواپیمایی میتونه مسبب اون بشه؟
سروان، میخوای بهشون ...
در مورد اتفاقی که توی ماشین افتاد بگی؟
پروفسور، شما الآن منو دروغگو خطاب کردین؟
نه، البته که نه
پسرا، همهی ما توی یه تیم هستیم
و همهمون واسه آمریکا باید یه کاری رو انجام بدیم
حواس مردم رو پرت کنیم
دریافت شد
ممنون، سروان
واسه برگشتنتون یه اسکورت میفرستیم
هواپیمای نظامی فوق سری؟
این یه داستان لاپوشونیه
تو از بین این همه آدم باید بدونی امکان نداره ...
یه توضیح منطقی واسه چیزی که شاهدش بودیم وجود داشته باشه
میدونی، شاید احمقترین آدم باهوشی باشی که تا حالا دیدم
آهای
- بابا! - سلام، حالت چطوره؟
مامان قفل جدید واسه درها گذاشته
آره، متوجه شدم
چطوره بری و دستاتو بشوری؟
حتماً
قبل درها رو عوض کردی؟
اینجا چه خبره، میمی؟
یه نفر در حال تعقیب کردنم بوده
چی؟
یه مرد توی ابزار فروشی بود
و بازم ته خیابون اونو دیدم که داره منو میپاد
چه شکلی بود؟
نمیدونم. نتونستم خوب بهش نگاه کنم
کلاه فدورا؟ کت فرانسویی؟
آلن، در مورد چی داری حرف میزنی؟
داری منو میترسونی
متأسفم، فقط ... ناراحتم
فکر نکنم لازم باشه نگران باشی
اما نگرانم
اکثر اوقات میری و الآن فقط من و جول هستیم
و فکر نکنم مشکلی باشه ...
که مطمئن بشیم ...
جول
میخوای سوپرایز بزرگ رو به پدرت نشون بدی؟
باشه
بیا
کل روز منتظر بوده
مثل این میمونه که توی حیاط یه قلعه داشته باشی
همهاش رو خودت ساختی؟
دوستم سوزی بهم کمک کرد
آه
ما سوپ درست کردیم. یکم میخوای، بابا؟
جوری که دنیا هست... ممکنه هر روزی یه اتفاق بد بیوفته
نمیتونم منتظر بمونم که اوضاع بهتر بشن
- پس یه پناهگاه بمب ساختم - ممنون
فکر کنم بهتر باشه لباسهای ضد اشعه رادیویی هم بگیریم
اینجوری عالی میشه
خب، اینو بهت میگم در اولین فرصت دنبالش میگردم
قطعی برق مچاله شدن فلز محدودهی رادار
میخوای بگی چی تو ذهنته؟
هاینک
همون پروفسوره؟
چی شده؟
واسم سواله که یه روز پروفسور هاینک ...
تبدیل به مشکلی میشه که نیاز به رفع شدن داشته باشه
احتمالاً لاپوشونی دولت
ترجمه از: عــرفــان مــرادی
با ما در ارتباط باشید erfanam7@
5, 9, 6, 5, 9...
مرجع دانلود فیلم سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.