Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
یک واقعیت ساده ست اینکه در سرنوشت هرکسی نیست
که مدعی برگی از تاریخ باشه
ولی خیلی از مردم
حاضرند برای بخشی از اون تاریخ هزینه کنن
پوپ"، تو در آستانۀ شکستن"
هستی NFL رکورد تکل در یک فصل از
و وقتی اون کارو بکنی، تو سزاواری که پول بسازی، بهمین سادگی و آسونی
اونجاست که "مدیریت هفت رقمی" وارد عمل میشه (نام شرکت)
ما اطمینان حاصل میکنیم که وقتی تو به اون مرحلۀ حساس شغلی میرسی
پاداش موفقیتهای خودتو بگیری
خلاصه بگم، که درست و حسابی پول بگیری
...الان پرسش من برای تو، پوپو، اینه
میزاری من کمکت کنم اون کارو بکنی؟
حرف نداشت - آره؟ -
آره، فوقالعاده بود
اون اینجاست، جیبی
چی؟ اون زود اومده - بهرحال اینجاست -
اوکی، وقتشه، بزار انجامش بدیم
حسابشو برس، شریک
اونجاست که مدیریت میلیون دلاری وارد عمل میشه
ما اطمینان حاصل میکنیم که وقتی تو به اون مرحلۀ حساس شغلی میرسی
پاداش موفقیتهای خودتو بگیری
الان پرسش من برای تو خیلی ساده ست، پوپو
میزاری من کمکت کنم اون کارو بکنی؟
بله، میزارم
خب، این خبر خیلی خوبیه، پوپو
چرا وقتمون رو اینجا تلف کنیم؟
بزار کارهای اداری رو شروع کنیم
و بعد تورو به تیم جدیدت معرفی میکنم
عالی
فقط یه چیز دیگه، جیبی
فقط امر کن
من یک میلیون دلار برای حق امضاء قرارداد میخوام
چی؟ - میدونی، مثلا، یک میلیون دلار نقد -
پیش پرداخت
...اوه...اوکی، پوپو
من نمیتونم اون کارو بکنم منظورم، همینجوری که نمیشه
منظورم اینه که هیچکس نمیتونه اون کارو بکنه - پروکورپ" میتونه" -
پاول کارتر، لطفا
پاول، سلام. جیبی برنستین
من خیلی خوبم. متشکرم
نه، دلیلی که زنگ زدم اینه
چون میخواستم مطلع بشی که من
نمیتونم اون چک رو این هفته تهیه کنم
نه. نه، نه، نه. ما هنوز اون محیط دفتری رو میخوایم
فقط یکی دو ماه بیشتر
من حتی نمیدونستم
اون با پروکورپ صحبت میکنه
خب، اونو تحت تاثیر قرار دادن
خب، میدونی، کاری که اونا میکنن کاملا غیراخلاقیه، اوکی؟
ما داشتیم شش ماه این آدمو تروخشک میکردیم منظورم شش ماه، میفهمی
و اونوقت، پووف، از دستمون میره اونو خریدن؟
صحبت از شیطان کردی، بفرما
من از اونا خیلی متنفرم
ما فقط به یک "بازی" دیگه احتیاج داریم
ما بازی دیگهای نداریم، اوکی؟
اونا بازی مارو خریدند
.و ما نمیتونیم با اونا رقابت کنیم اونا خیلی بزرگ هستن
میخوای به گذشته برگردی، هان؟
میخوای توی "دث استار" کار کنی؟
نه، نمیخوام توی دث استار کار کنم من از دث استار متنفر بودم
من میخوام واسۀ ما کار کنم میخوام برای تو کار کنم، ولی، ببین
حق بده، این واقعا کار کردن نیست
هنوز نیست. هنوز کار کردن نیست
یالا. میشه یادآوری کنم که ما مشتریهای خیلی خوبی داشتیم
"امیت اسمیت"، "بری سندرز"، "کرتیس مارتین"
اوکی. میشه یادآوری کنم اونا همه بازنشسته شدند
من فقط میخوام بگم که قبلا این کارو کردیم دوباره میتونیم بکنیم
این کار اینجوریه ما فقط باید تحمل داشته باشیم
من حالم خرابه. میتونیم بریم؟
از اون مالک بیسبالی چه خبر؟
اسمش چیه؟ - ویلیام چنگ -
پولدار بزرگ سانفرانسیسکو
دنبال موقعیتهای تجاری در آسیا میگرده
ما هم در آسیا چیزی نداریم
شاید بایست چیزی پیدا کنیم به "یائو مینگ" فکر کن
اون شخص 100 میلیون دلار حامی چینی داره
ما فقط باید "یائو"ی خودمون رو پیدا کنیم
اوکی. وقتی صحبت از چین میشه، ما برای اون مهمونی دیر کردیم. چین اشباء شده
باشه، تایوان - اشباء -
کرۀ جنوبی - اشباء -
کرۀ شمالی
عالیه. ترتیب یک جلسه رو میدم
بسیار خوب، اونوقت، اگه دنبال جوونا بریم چی؟
یه بچه پیدا کنیم، استعدادشو پرورش بدیم
از مراحل اولیه شروع کنیم
هی، "رد ساکس" تازه یک 8 ساله رو بخدمت گرفت (تیم بیسبال شیکاگو)
خیلی خب، شاید جلوی زایشگاهها بایست پرسه بزنیم
آره، دفعۀ قبل که اون کارو کردم با دوقلو به خونه اومدم
درسته. فکر بدیه
هی، گوش کن، تو ازش خوشت میاد وقتی اون اتفاق واسه تو بیوفته
فقط باید بپری روش
آه، اونجارو ببین. کریکت
اوه، بیخیالش شو - یالا. بمن آرامش میده، خب؟ -
من اینو با پدرم تماشا میکردم. بازیش عالیه
بازیش نیست - بازیش عالیه -
مثل این میمونه که در یک تیمارستان رو باز کردند
و اجازه دادند که ساکنینش یک ورزش خلق کنن
اصلا چنین چیزی نیست، اوکی؟ یک میلیارد انسان این بازی رو میکنن
واسم مهم نیست. چون هرکسی میتونه اونو بازی کنه
هیچ قانون قابل مشاهدهای نیست
تو توپو هرجا خواستی میزنی و ظاهرا درسته
و بعد به جلو و عقب میدوی و با چوب یکدیگه رو نشان میزنی
این مزخرفه. نوزادان هم میتونن این بازی رو بکنن
اوکی، تو حتی الان بخودت گوش میکنی؟
میفهمی چقدر احمق بنظر میای؟
اون یک بازی خارقالعاده ست
و من توی دردسرم
تو رانندگی نمیکنی
اوه، زنم خوشش میاد
وقتی من مجبور میشم بخاطر اینهمه مستی تاکسی بگیرم
سلام - سلام -
شب بخیر، بچهها - شب بخیر -
اون کیه؟ - چی؟ اون مستاجر منه -
توی خونۀ ییلاقی پشتی زندگی میکنه
واو. داف حیاط پشتی
نه. اون با سلیقۀ من جور نیست
اوه، جداً؟
چرا؟ چون اون یه مانکن نیست؟
آره، چون اون یه مانکن نیست
مشکل تو چیه، هان؟ اون بانمکه
تو اونو دیدی؟ اون بانمکه. و کارش چیه؟
نمیدونم. داره برای دکتر شدن درس میخونه
اوه، داره واسه دکتری میخونه. وای، خدای من
آره، ازش دوری کن
چون یه مانکن نیست و باهوشه. اونجوری خیلی بده
فردا، رفیق - خیلی خب. تا خونه مواظب خودت باش -
یه کاریش میکنیم
نمیدونم چقدر بیشتر میتونم این کارو بکنم، جیبی
ببین، ما گفتیم که دو سال از وقتمونو واسه این میزاریم
و الان سه سال شده
و ما بنظر هنوز نمیتونیم با یک مشتری امضاء کنیم
آره، میدونم. من از وضعیت آگاهم
...ولی ببین، ما فقط به یک مشتری بزرگ
آره، اونو پوپو بود. پوپو همونی بود که میخواستیم
من نمیخوام تنهات بزارم. نمیخوام
فقط نمیدونم دیگه چیکار کنم
ما این مشکلو حل میکنیم، اش
بسیار خوب
ما مشکلو حل میکنیم، اش
تو انتظار چنین اجرایی نداشتی، مگه نه؟ داشتی؟ نه
هی. توی کریکت با چه سرعتی توپو پرتاب میکنن؟
باشه، میندازن با چه سرعتی توپو توی کریکت میندازن؟
میدونی چیه؟ واسم این هفته یه جلسه با چنگ بزار
فکر کنم حلش کردم
توی هندوستان بیسبال بازی نمیکنن
درسته. بازی نمیکنن. اونا کریکت بازی میکنن
ولی ما فکر میکنیم بتونیم یک توپ انداز کریکت رو به یک توپ پرتابکن بیسبال تغییر بدیم
ببینید، ما فکر میکنیم هندوستان آخرین بازار بزرگ اشباء نشده است
ما در اونجا طرفداران جدیدی برای بیسبال آمریکایی پیدا میکنیم
موقعیتهای مالی بیپایان هستش
آقای چنگ، اگه ما بتونیم اولین هندوستانی
بیسبالیست رو تحویل لیگ بیسبال بدیم
اون یعنی یک میلیارد طرفدار جدید
یک میلیارد طرفدار جدید چی لازم داره؟
یک میلیارد کلاه. یک میلیارد پیراهن
و تو اینو میخوای مثل یک مسابقۀ استعدادیابی ترتیب بدی؟
دقیقا
اونجوری تضمین کنندۀ فشار برای بیشترین ارائۀ استعداد هستش
ببینید، وقتی ما بریم و این اشخاصو پیدا کنیم
ما اونارو میاریم اینجا و اونارو در لسآنجلس تمرین میدیم
و بعد اونارو به خدمت تیمهای حرفهای درمیاریم
چه زمانی لازم داری؟ - دو سال -
میتونی توی یک سال انجامش بدی؟
حتما
جداً؟ یک سال؟ چون فکر کنم ما گفتیم دو
من باید نظرشو جلب میکردم
اوکی، ما نمیتونیم دو تا "هیچکس" رو در عرض یک سال پیدا کنیم و تمرین بدیم
نمیتونه انجام بشه
خب، بدون این معامله، کار ما تمومه
خب من الان کار و کاسبی خودمون رو نجات دادم، اش تو باید از من تشکر کنی
اوه، ازت تشکر میکردم اگه معامله احمقانه نبود
خب، ظاهرا چنگ فکر نمیکرد احمقانه باشه - چنگ پولدار هستش -
میدونی مردم پولدار میتونن چیکار کنن؟
اونا میتونن احمقانه عمل کنن. ما نمیتونیم، اوکی؟
ما نمیتونیم یکی رو پیدا کنیم که هرگز توپ بیسبال دستش نگرفته
و بهش یاد بدیم پرتاب کنه
حق با توئه، ما نمیتونیم ولی من کسی رو میشناسیم که میتونه
ضربدری
کاملا خمش کن
باسنت رو آماده کن
بلندکن و محکم بگیر
متشکرم
اون آدم ماست، تام هاوس
دستکش بطرف جلو
دکترای روانشناسی
سی سال در لیگهای بزرگ بعنوان یک بازیکن و یک مربی
سرتو تکون نده
نصف بیسبال فکر میکنه که اون دیوونه ست
ولی نمیتونی با نتایج کارش بحث کنی
توپ روی دیوار. دستکش روی دیوار. زانو روی دیوار
اگه کسی بتونه اون کارو انجام بده، اون هستش
اون کار نمیتونه انجام بشه
کریکت و بیسبال دو حالت کاملا متفاوت پرتابی هستش
علوم حرکتی، زمانبندی، ترتیب
فقط اصلا یکی نیستند
منظورم، اگه بتونی واسم یکی دو تا بچه پیدا کنی
امکان نداره برای یک آزمون حرفهای آماده بشن
نه توی یک سال
پس تو میگی امکان نداره؟
من نمیگم امکان نداره
...من فقط میگم که خیلی نامحتمل هستش
چرا یک چالش خیلی نامحتمل در نظر نمیگیری؟
در موردش فکر کن اگه عملی نشد، اهمیتی نداره
نه ضرری داره، نه خلافی شده
ولی اگه عملی بشه
و تو دو تا بچه رو از وسط هندوستان برداری
کسیکه هیچوقت توی عمرش توپ بیسبال دستش نگرفته
و اونارو در عرض یک سال به چشماندازهای لیگ بزرگ تبدیل کنی
خب، من نمیتونم تبلیغ بهتری تصور کنم
برای روشهای تو، تو میتونی؟
تو قطعا برای پرتاب کردن نیاز به کمک نداری، داری؟
جیبی، من تمام لیست رو نگاه کردم
من نمیتونم یک استعدادیاب توی لیگ بزرگ پیدا کنم
که بخواد برای سه ماه اطراف هندوستان سفر کنه
من بدون یجور استعدادیاب نمیتونم اونجا باشم
آره، شوخی نیست
من یکی رو لازم دارم که توی یک ماه اونجا باشه برای شروع مقدماتی
میدونم - نگهدار. نگهدار -
سلام. داری میری؟
آره، باید برم - نرو -
مجبورم. منو فراموش نکن
فراموشت نمیکنم. دلم برات تنگ میشه
اوکی. برام چیزی بیار
برات چیزی میارم - بهتره که بیاری -
میدونی، کاش واقعا اونو نشنیده بودم
خدافظ
آره، خب، اگه اونو دیده بودی، درک میکردی
عکسشو واسم میفرستی؟ - ...نه، نمیفرستم -
مگه ما چهارده سالهایم؟
مجبورم بعدا بهت زنگ بزنم
سلام - سلام -
ماشین لباسشویی من دوباره خراب شده فکر کنم ایندفعه کارش تمومه
چرا؟ - آره، خب، داره دود میده -
درست از پشتش. و داره واقعا بلند صدا میکنه
مثل چوگ، چوگ، چوگ...میکنه
اوکی، اوکی، اوکی
من دارم امروز به هند میرم
وای، باحاله
خب واقعا وقتشو ندارم تا درستش کنم
و همچنین الان واقعا پولی ندارم
پس میتونی یه لطفی در حق من بکنی
و میتونی، در مدتی که من نیستم از مال من استفاده کنی؟
میتونی مواد شویندۀ مجانی و استفاده از منقل کباب رو هم اضافه کنی؟
اوکی، قبوله - خیلی خب، قبول. ممنونم -
خواهش میکنم - مرسی -
فکر کنم آمادهام
اوه! اوکی. سلام، ترزا. ویوک هیچوقت پیداش نشد
سه ساعت منتظرش بودم. الان توی تاکسی هستم
خب، اگه ازش خبری شد، بهش بگو به این موبایل زنگ بزنه
شماره رو داری؟ اوکی
خدافظ
چرا اینقدر بوق میزنی؟
بله، قربان. بله، قربان
میبخشی
قربان. اونجا محلشه، قربان
اینجا - 183؟ -
بله، قربان. بله، قربان. طبقۀ بالا، طبقۀ بالا
خیلی خب. خیلی خب
متشکرم
سلام. عذر میخوام. میبخشید
بفرمایید. تقصیر منه
هستش 3B میتونی بگی کدوم یکی
سلام. من جیبی برنستین هستم
جیبیبی، قربان. سلام. من ویوک هستم
مگه قرار نبود امروز بیای فرودگاه دنبالم؟
بله، ولی اون فرداست
نه، ویوک، امروز
بخاطر همین اینجا ایستادم
من مطمئن بودم که فردا بود، جیبی قربان
تمام روز داشتم سعی میکردم بهت زنگ بزنم
خطوط تلفن هنوز کار نمیکنه
و روی خط موبایلم مشغول بودم، میدونید
داشتم سعی میکردم مسئله رو حل کنم
ولی، بهرحال شما الان اینجا هستید
ما دربارۀ "بازوی یک میلیون دلاری" خیلی هیجانزده هستیم، جیبیبی، قربان
ممنونم. و فقط جیبی هستش
اوکی - "یه دونه "بی -
جیبی - قربان" لازم نیست" -
پس اینجا دفتر ماست؟ - بله، جیبی -
همیشه اینقدر ترافیک هستش؟
همیشه توی بمبئی ترافیک هستش، جیبی
چرا بوق میزنن؟
هندیها عاشق بوق زدن هستند، جیبی
من نمیدونم چرا. کمکی نمیکنه
بهرحال، شما ساکن بشید و هر وقت آماده بودین
میتونیم جلسۀ گزارش وضعیت داشته باشیم
عالیه. من آمادهام. بیا انجامش بدیم
همین الان؟ - بله -
اوه، اوکی
اولا، من خوشحالم که به شما اطلاع بدم
که همۀ نقشههای ما به نرمی و بموقع درحال اجراست
عالیه، میتونم آگهیهارو ببینم؟
آگهیها هنوز اینجا نیستند
اونا توی چاپخونه هستند داریم سعی میکنیم اونارو بگیریم
اوکی. پیراهنها چطور؟
اونا توی انبار هستند
داریم سعی میکنیم که اونارو هم بگیریم
اوکی، ولی ابزاری که ما فرستادیم
قفسهای توپزنی، توپها، چوبها، همه اینجا هستند؟
من خوشحتالم که تایید کنم که همۀ اونا اینجا در هند هستند
ولی اونارو اینجا نداری؟
نه. اونا توی گمرک هستند
فکر کنم باید در اون مورد کار کنیم
اوکی، ویوک، من احتیاج دارم که چیزها نرم و بموقع پیش بره
"ولی راستش "به نرمی و بموقع
نه "به نرمی و بموقع" به سبک هندی
میدونید، اینجا در هند، ما کارهارو
کمی متفاوت از آمریکا انجام میدیم
اوکی، خب
ما باید چیکار کنیم تا وسایلمون رو بگیریم؟
ما باید پول بدیم
پول دادن. مثل رشوه؟
نه، نه، نه. رشوه نه
منظورم، چرا از اون کلمات استفاده کنیم؟
"ما بهش میگیم "دور زدن نظام
نظام در هندوستان خیلی کند هستش پس ما اونارو دور میزنیم
با دادن پول - اون روش هندی هستش -
هندیها عاشق بوق زدن و دور زدن نظام هستند
اوکی
اجازه بده انجامش بدیم
اون میگه بعداز سه هفته بیاین
چی میخوای؟ بیشتر میخوای؟
چقدر میخوای؟
برو گمشو
ویوک، بمن توضیح بده چرا نمیتونیم اون یارو رو دور بزنیم
ما میتونیم، ولی نه اونجا، جیبی
خیلی خب، کجا؟ - خب، هنوز نمیدونم -
میدونی چیه، ویوک
داره کمکم کاسۀ صبرم از نقشههای تو لبریز میشه
شکیبایی خودتو از دست نده، جیبی تو به اون در هند احتیاج داری
آه، اون اینجاست
اون میگه همینجا کارو انجام میده
اینجا؟ وسط خیابون؟
اینجا جاییه که میخواد نظام رو دور بزنه. جداً؟
متشکرم
سلام. چه خبر؟
استعدادیاب خودمونو پیدا کردم - جداً؟ کی؟ -
ری پویتونت". اون یکی از بهترینهاست"
اون بازنشسته ست، ولی هاوس میگه که اون میتونه تا دو هفتۀ دیگه اونجا باشه
اوه، عالیه. خبر عالی بود - خواهش میکنم -
خیلیخب، گوش کن، بهت فردا زنگ میزنم
خیلی خب، فردا میبینمت
خدافظ - عذر میخوام، قربان -
شما جیبی برنستین هستید؟ - بله، هستم -
سلام، قربان. من "آمیت روهان" هستم
من عاشق بیسبال هستم
خیلی دوست دارم با شما در پروژۀ "بازوی یک میلیون دلاری" کار کنم
عالیه. آزمون در بمبئی اواخر این ماه هستش
سر بزن
طبقۀ همکف، قربان
جیبی قربان، من بیسبال بازی نمیکنم
بمن نگاه کنید. برای رقابت خیلی کوچیکم
ولی در بمبئی بیسبال تعلیم میدم
که اینطور؟ - بله، قربان؟ -
توی کالج هفت تا شاگرد دارم
در مورد بازی بیسبال هرچی میخواین بپرسین
بهتون میگم. بپرسید
اوکی
چند "اینینگ" یک پرتاب کنندۀ اول (هر گیم از 9 گیم بیسبال)
باید پرتاب کنه تا امتیاز برنده رو بگیره؟
میتونید یک سئوال متفاوت بپرسید؟
نه. خدافظ
قربان. قربان، من مجانی کار میکنم، قربان
جداً؟
بله، قربان. مجانی کار میکنم
کی میتونی شروع کنی؟ - الان، قربان -
الان خوبه. بزن بریم
جداً، قربان؟ - بله -
بیا - بعداز تو، لطفا -
.متشکرم. متشکرم، جیبی قربان از شما بخاطر این فرصت استثنائی ممنونم
راحت باش. ویوک، این آمیت هستش
اون امروز با ما کار میکنه
سلام. آمیت
خیلی خب، پسرا، بزنید بریم روز بزرگی پیش رو داریم
باید پیغام رو پخش کنیم - نگران نباشید، جیبی -
هندیها توی پخش پیغام خیلی خوبن
یک شرکت آمریکایی
امیدوار است تا بازیکن کریکتی را بیابد که توپ را بسیار سریع پرتاب میکند
...جایزهای به ارزش صد
...هزار دلار آمریکا...
با شانس پیروزی تا یک میلیون دلار...
ولی فکر میکنید در کشوری مثل هند
جاییکه ما شیفتۀ کریکت هستیم
آیا واقعا فکر میکنید بیسبال توان رقابت دارد؟
تو مطمئنی ما احتیاجی به نوشتن قرارداد با استودیوی تلویزیونی نداریم؟
لزومی نخواهد داشت، جیبی
واسم فقط بنظر دیوانگی میاد، حتی برای اینجا
استودیوهای تلویزیونی اونجا خواهند بود، بمن اعتماد کنید
میبینی، ویوک، توی آمریکا
ما وکیل میگیریم و قرارداد مینویسیم
و بعد همه چی به نرمی پیش میره
ولی آیا وکلا و قراردادها
باعث میشن همه چی در آمریکا به نرمی پیش بره؟
نه، اونا عموما باعث سردرگمی همه چیز میشن
ولی ممکنه باعث احساس بهتر برای من بشه
من میفهمم
جیبی قربان، استعدادیاب لیگ بزرگ بیسبال آقای ری از راه رسیدند
ایشون توی تاکسی هستند
من رفتم فرودگاه که ایشونو بیارم. واقعا هیجانانگیزه
خارقالعاده ست. بیارش بالا
ما نمیتونیم این کارو بکنیم
ری
ری
اون نفس میکشه؟
بله. ببرمش به بیمارستان، قربان؟
نه، نه. یه دقیقه صبر کن
هی
من آتیش گرفتم؟
نه. از اون بابت معذرت میخوام
دعا کنید آب تصفیه شده باشه
شما کی هستید؟ - من جیبی برنستین هستم -
اوه، مدیر اجرایی - بله، مدیر اجرایی -
من توی هند هستم؟ - بله، بله. هند. هند، قربان -
توی هند هتل دارن؟ - بله، دارن -
منو به یک هتل ببر و دیگه بیدارم نکن
تا وقتیکه یکی داره توپ بیسبال پرت میکنه، فهمیدی؟
خیلی خب، فقط میخوام بگم از دیدنت خوشحالم
و آماده باش، چون ما فردا
اول صبح توی راه هستیم، اوکی؟
مشتاقانه منتظرم
فقط ببرش به هتل - اوکی، قربان -
خیلی خب، امروز ما توی "ناشیک" هستیم
ناسهیک - ناسهیک -
"فردا "جایپور"، "دهلی نو"، تا "چاندیگار
"بعد توی "لاکنو"، "کلکته
بنگلور"، "گوا"، بعد برای فینال به بمبئی برمیگردیم"
چطور بنظر میاد، ری؟ - بنظر فوقالعاده ست -
اون جاها؟ - حقیقتا هستند -
دوست داری توی جاده باشی؟
کلمات نمیتونه ادا کنه
اونا همه بخاطر ما اینجا هستند؟ - بله، جیبی -
این فوقالعاده ست
همه چی داره به نرمی پیش میره، جیبی
گمان کنم همینطوره
این عالیه - خواهیم دید -
ویوک، ما اینجا نصف روز بودیم هیچکس نمیتونه بالای 45 پرتاب کنه
جیبی، 60 تا دیگه تازه اسمنویسی کردند
عالیه
ری، چطور میدونی که یکی میتونه پرتاب کنه
اگه تمام روز چشماتو بسته نگهداری؟
میتونم بشنوم - جداً؟ -
آره
اون حدودا 43 بود
در یک استقبال چشمگیر
امروز در شهر ناسهیک
صدها رقابت کنندۀ جوان حضور پیدا کردند
تا برای دادن امتحان در یک مسابقۀ پرتاب آمریکایی
بنام "بازوی یک میلیون دلاری" شرکت کنند
که به سفر به سرتاسر هندوستان ادامه میدهد
برای جستجوی چند جوان با بازوی قدرتمند
شرکت کنندگان امروز شور و شوق استثنائی نشان دادند
...برای ورزشی که آنها احتمالا
وای، خدا، من چی خوردم؟
و حتی، با وجود استقبال عظیم
بنظر دشوارتر از آنچیزیست که دیده میشود
هی. الو؟ - سلام، برندا -
ببین، ما در حال اسکایپ هستیم. هند چطوره؟
خوبه. من وسط کاری هستم. چه خبر؟
معذرت میخوام. خب نمیخوام حامل خبر بد باشم
ولی ماشین لباسشویی تو هم الان خراب شده
جداً؟ - من فقط پرداخت میکنم -
و از اجاره کم میکنم - باشه. بکن -
خب مسابقه چطور پیش میره؟ هیجانزدهای؟
هیجانزده میشم اگه بچهای بتونه حدود 80 پرتاب کنه
اوکی
غذا چطوره؟ دیوونهوار خوبه؟
باید به کار برگردم، برندا
...اوکی. موفق باشی با
اوکی. بای - بای -
اینهمه مردم اونجا
جیبی قربان، اون میگه روحاً جوونه
میخواد امتحان کنه
هان؟
اون چیه، پسر؟
بازوی میلیون دلاری
تو کریکت بازی نمیکنی
اون یک مسابقه است
یک میلیون دلار آمریکایی
این برای بچههاست
تو کار داری تا انجام بدی
کار واقعی
فراخوان همۀ بازیکنان کریکت
"بیائید و در مسابقۀ "بازوی میلیون دلاری شرکت کننده باشید
مربی؟
چیه، رینکو؟
ما همه دو و میدانی هستیم، نه بازیکن کریکت
چون فقط اونا برای بازیکنان کریکت فراخوان دادند به این معنی نیست که شما نمیتونید امتحان بدین
من میخوام ثبت نام کنم، مربی
پس اونوقت ثبت نام کن
من منشی تو نیستم، رینکو
اگه یک میلیون دلار برنده بشم، شرط میبندم میشید
داری جوک میسازی
هر کس ده دور بزنه
بلند شید
به لطف آقای سینگ
این یک مصیبت کامله
اوه، بیخیال، اونقدرا بد نیست
هیچکدوم از این بچهها نمیتونن بالای 65 مایل در ساعت پرتاب کنن
بخدا قسم، بعضی از اونا حتی قفس رو هم نمیتونه بزنه
پول ما چطور دوام آورده؟
خب، دوام نیاورده، ولی میدونی چیه
تو نگران اون نباش. تو پسرای مارو پیدا کن
و من یه راهی پیدا میکنم که بودجه کار کنه
ری چی فکر میکنه؟
خب، وقتی اون بیدار بشه، ازش میپرسم. ضمنا
فکر میکنی میتونستی یکی رو گیر بیاری
که یه کمی بیشتر به قرن ما بخوره؟
هی، قیمتش خوب بود، خب؟
پس گلایه نکن
کجایی؟ بهرحال توی کدوم شهری؟
من توی "آگرا" هستم - آگرا؟ صبر کن -
اون جاییه که تاج محل هستش، درسته؟
آره، نه، من درست جلوی اون ایستادم
چطوره - سفید هستش -
بغیراز اون قسمتی که قرمزه
یه سگ کوچولو جلوی صحن عمارت هستش
یالا، مرد. جداً، تاج محل چطوره؟
همیشه میخواستم ببینمش
خب، بهت چی بگم. چرا دو ستت ری رو نزارم روی خط
و اون میتونه اولین احاساتش رو بهت بگه؟
ری، رفیق، حالت چطوره؟
الو؟ ری؟
سلام، برندا - هی. سلام، جیبی -
خبرای خوبی برات دارم
تعمیراتچی اومد و هردو ماشین لباسشویی رو درست کرد
دو تا به قیمت یکی. تموم شد
جداً؟ چطور متقاعدش کردی؟
باهاش خوابیدم - جداً؟ -
نه. ولی خیلی جذاب بود، اینو در موردش میتونم بگم
مسابقه چطور پیش میره؟ - عالی نیست -
هیچکس اینجا نمیتونه توپ بیسبال پرت کنه
نگرانش نباش. تو آدم خودتو پیدا میکنی
و بعدش برمیگردی اینجا قبل از اینکه خودت هم بدونی
محصولات کاملا جدیدی از مانکن هارو مهمونی میدی
تا بهشون داستانهای شگفتآور خودتو بگی
ممنون بخاطر حرفای دلگرم کننده
خیلی خب، من میخوام بپرم دوش بگیرم چون امشب قرار دارم
جداً؟ با کی؟
من که بهت نمیگم - یالا -
باشه، با اون یارو تعمیراتچی. خدافظ، هندوستان
این محل بنظر میاد پتانسیل داره
اینجا "لاکنو" هستش. اعتبار خیلی خوبی داره
اعتبار؟ خوبه هیچی در رابطه با ورزش داره؟
بله، پسرا از همه جای هند میان اینجا برای تمرین
خب، پس باید چند نفر قبولی داشته باشیم
چی فکر میکنی، ری؟ داری حسش میکنی؟
من دارم چیزایی حس میکنم
فکر کنم شامی باشه که دیشب خوردم
منم تجربه کردم. بیرحمانه ست
خیلی خب، خیلی خب، یکی دوتا شرکت کننده اینجا داریم
یکی، شاید دو
اونا همه چرند هستند
ممنونم، ری. واقعا مفیده
میخوای دروغ بگم؟
آره. یجورایی میخوام کمی دروغ بگی
اون صدای خوبی داد
اون الان 83 پرتاب کرد؟
حتما اون صدارو داد. بزار ببینیم دوباره میتونه انجام بده
واو - واو -
اوکی. میدونی به اون چی میگن؟
قتل غیرعمد - "نه، ما بهش میگیم "عصاره -
چی؟ شما آبمیوه میخواین؟ براتون میارم
نه، ما تازه یه بچه پیدا کردیم
چهار تا پرتاب اواسط 80 کرد
آره، کمی وحشی هستش، ولی برمیدارمش
اولین باره که لبخند ری رو میبینم - برنستاین -
چیه؟ - اینو چک کن -
خیلی خب، نگهش دار بعدا بهت زنگ میزنم. چیه؟
چه مدت اونجوری ایستاده؟
حدود یک دقیقه
اون پرتاب میکنه؟
هیچ نظری ندارم
اون درسته؟ 82 با اون حرکت؟ اصلا چنین چیزی امکان داره؟
یه چپ دست با عصاره چنین چیزی هر روز نمیبینی
یک چپ دست با آبمیوه خوبه، قربان؟
چپ دست با آبمیوه عالیه، آمیت
یک چپ دست با آبمیوه یعنی پول توی حساب بانکی
لاکنو برای ما بزرگ بود
ما چهار تا پسر اونجا پیدا کردیم، و بعد روی غلتک افتادیم
در زمانی که به گوا رسیدیم، ما بهر طریق 16 تای دیگه پیدا کردیم
منظورم، نصف این بچهها هرگز قبل از اون مسافرت نکرده بودند
خب اونا هیجانزده بودند تا به بمبئی بیان
و برای فینال تمرین کنن
ما اونارو توی یک کالج کوچیک گذاشتیم
جایی که آمیت تدریس میکنه. آمیت جورش کرد
اون کلیدی بود چون هیچیک از این آدما واقعا انگلیسی بلد نبود
درواقع، ازش خواستم که به آمریکا بیاد
و برای برندهها مترجمی کنه
ری بزرگوارانه پیشنهاد کرد تا بمونه
و پسرهارو برای فینال تمرین بده
اون راستش بنظر لذت میبره
و آمیت به دستپروردۀ ری تبدیل شده
درحال مطالعۀ روشهای اون هستش، خوب یابد
بنظر عالی میاد
نمیدونم آیا عالیه
ولی حداقل داره جمع و جور میشه
چی؟ جیبی، تو در بمبئی هستی
درحال انجام کاری هستی که دقیقا میخوای. اون جسارت میخواد
شخصا، من مشتاقانه منتظرم بشنوم که سرانجام همۀ اینا چطور میشه
اون واست یه بطری شراب خرج داره
یه بطری ویسکی - بهتر -
قبول. خب میتونم دفترت رو ببینم؟
خب، الان روی پشت بام هستم
چون کولر خرابه
تکان دهنده
ولی اینجا منظرۀ منه
واو
درست؟ - واقعا باحاله -
آره، تو یجورایی باید بوها رو داشته باشی تا تاثیر کامل رو دریافت کنی
بوش اینقدر بده؟ - آره، بعضی اوقات -
و بعد بعضی اوقات بوها خارقالعاده ست
مطالعه در حداکثریهاست
درست مثل بقیۀ چیزها در این مکان
میتونم تاج محل رو ببینم؟
هفتصد مایل دورتر هستش
وای، لعنت - هی، برندا -
...همین الان؟ اون خوبه
من باید برم. باید الان یه مریض ببینم
خدافظ برندا - خدافظ بمبئی -
یک، دو، سه
تو قبلا به دانشکده میرفتی، مگه نه؟
آره
چرا ترک کردی؟
پدرم پشتش آسیب دید
باید کمک میکردم کامیونش رو برونه
دلت واسه اونجا تنگ شده؟
خیلی سئوال میکنی من دارم سعی میکنم تمرین کنم
اوکی، اوکی. معذرت میخوام
آره، تنگ شده
تو کریکت بازی کردی؟
نه
از کریکت متنفرم
من هاکی بازی کردم
من نیزه پرتاب کردم
من هم از کریکت متنفرم
و بازیم خوب نیست
من رینکو هستم
من دینش هستم
اگه برنده بشی، با اون پول چیکار میکنی؟
برای پدرم یک کامیون نو میخرم
میفهمم
واسش یه راننده هم بگیر
شاید بگیرم
سلام، مردم
اجازه بدین "بازوی میلیون دلاری" رو بازی کنیم
اوکی، لطفا به 20 فینالیست ما خوش آمد بگید
این هیجانانگیزه! من نمیتونم باور کنم تا اینجا رسیدیم
ما؟
هی، یکی باید سنگر رو حفظ میکرد، خب؟
هرچند الان اینجا هستم اینو ببین. خارقالعاده ست
این چیزا چه ربطی به پرتاب توپ دار؟
مثل یجور سیرک هستش
بزارید یک کف به افتخارشون بزنیم
اونا خیلی سخت کار کردند تا به اینجا برسن
خیلی خب، الان وقتش رسیده
تا مردهارو از پسرها جدا کنیم
قبل از اینکه بازی رو شروع کنیم
فقط میخوام سریع قوانین رو مرور کنم
هر بازیکن ده تا پرتاب داره
آنها براساس سرعت قضاوت میشن، و برای "استرایک" ها (پرتاب دقیق) امتیاز پاداش میگیرن
هردو برندۀ اول و دوم
به آمریکا سفر میکنن
پس بزارید سر و صدا راه بندازیم
ما میتونیم برای اون تحت پیگرد قانونی قرار بگیریم؟
کاملا امکان داره
هفتاد و هشت! برای اولین پرتاب روز بد نیست
هفتاد و نه - خوبه -
هشتاد و یک! بد نیست
اون "همنت شارما" رو در مکان دوم قرار میده
اوه، هفتاد و پنج. برای یک پرتاب کنندۀ حرفهای به اندازۀ کافی سریع نیست
هشتاد و دو! اون "آونیش مهتا" رو به جایگاه اول میبره
مسابقه واقعا داره گرم میشه
با دو تا شرکت کنندۀ آخری که باقی مونده
"نفر بعدی، "دینش کمار پاتل
هشتاد و چهار! سریعترین پرتاب روز
و یک استرایک کامل، که به اون امتیاز پاداش میده
اون آیندۀ خوبی داره
هشتاد و شش! ولی استرایک نیست
هشتاد و پنج
هشتاد و هفت. هنوز استرایک نیست
واو! این بچه قوی پرتاب میکنه
نه، اون وحشیانه پرتاب میکنه. میتونه واسش گرون تموم شه
اوه، هشتاد و پنج
اون الان دینش کمار پاتل رو در مکان اول قرار میده
با یک شرکت کنندۀ بیشتر و 100000 دلار برای برنده شدن
و نهایتا آخرین شرکت کنندۀ ما، رینکو سینگ
این همون چپ دست هستش - "ما بهش میگیم "فلامینگو -
اون توپو پرتاب میکنه یا اونجا میایسته؟
هشتاد و سه، و یک استرایک کامل شروع قدرتمندی هستش
هشتاد و پنج! ولی استرایک نیست - خیلی خب -
یک استرایک، در هشتاد و دو
استرایک دیگه! هشتاد و چهار
خب، مسابقۀ نزدیکی میشه، ولی من هنوز شمع ماشین" رو در امتیازات پیشتاز دارم"
دینش پاتل؟ - آره -
خب، صبر کنید، چپ دست باید چیکار کنه که این مسابقه رو برنده بشه؟
نود و شش طوفانی، یا استرایک کامل بالای هشتاد و چهار
اون شانس نود و شش نداره
استرایک کامل تحت فشار سخته
بینگو
یک استرایک کامل
بله
و برنده
بر اساس سرعت و دقت، رینکو سینگ هستش
اون 100000 دلار آمریکا، یک سفر به آمریکا
و یک آزمون با تیم لیگ بزرگ بیسبال برنده میشه
و در مکان دوم، برندۀ 10000 دلار
و همچنین یک فرصت تمرین در آمریکا
دنیش کمار پاتل شگفتانگیز ما هستش
تبریک! آفرین
ما تونستیم، شریک. ما واقعا تونستیم
ما تونستیم. متشکرم، ر
اوکی، من خداحافظی خودمو میگم
و راهمو بطرف یک هواپیما در پیش میگیرم
چی، داری ترک میکنی؟ - بله -
کار من اینجا تمومه و مبل راحتی من صدا میزنه
اون مرد عجیبیه
آره، هستش
ما تا اینجای کار یه عالمه نظرات خوب از مطبوعات گرفتیم
حتی چنگ خوشحاله
واو. تو واقعا دور از شهر زندگی میکنی، هان؟
بله
تو به اونا یک فرصت عالی میدی، جیبی
خب، یک فرصت عالی برای همۀ ماست، ویوک
پتانسیل این کار از چارچوب نمودار خارج هستش
این چیزیه که رویاها از اون ساخته شده
بله، ولی، جیبی، این پسرها از این روستاها
اونا این رویاهارو ندارن
اونا حتی از روستاهاشون خارج نمیشن
پس اون زندگیشون رو زیر و رو میکنه
و برای شما، یک مسئولیت بزرگه
براتون آرزوی موفقیت میکنم
ممنونم، ویوک
منظورم، درسته؟ - آره، این شدید هستش -
منظورم، ببین. یک گاو داره میره توی خونه
مطمئنم که یک گاو نر هستش
و من خیلی مطمئنم اونا هرجا بخوان میرن. سلام
چی؟
هندی بلد نیستم - بلد نیستی؟ -
پدر، ازش خوشت میاد؟
اونا میدونن تو کریکت بازی نمیکنی؟
اونا میدونن مهم نیست، مسابقه تموم شد
...خوبه
ولی من به کامیون نو احتیاج ندارم...
...پدر
من باید به آمریکا برم
میدونم تو منو سربلند میکنی
مادر و دایی
این آشپزخونه هستش و شربت خونه و از این چیزا
این اتاق اونه
سلام - سلام به همگی -
متشکرم. متشکرم. واو
اوناهاشش
نگاه تندی هستش - چی فکر میکنی؟ -
نمیتونه اولین بار باشه. من یک سر گنده دارم
اون در این باره زیاد خوشحال بنظر نمیاد
نه. مگه چه خبره؟
اون تازه شانس بهش رو کرده
اون میخواد که خوب مراقب اون باشی، جیبی
میگه که اون از روستا خارج نشده، میدونی
اون واقعا نگرانشه
بله، بله، البته، البته
اون اوقات خوبی میره که توی لسآنجلس داشته باشه یه عالمه سرگرمی
آمادهای، رفیق؟ بزن بریم. بسیار خوب
ممنونم از همگی
من بخاطر این ترافیک معذرت میخوام
هیچ کاری نیست که من بتونم در موردش انجام بدم
این هیچی نیست. ما راستش داریم حرکت میکنیم
و بوق زدن در کار نیست. بوق زدن نیست
هی. من این دوتا رو میبرم خونه
تا کمی کریکت تماشا کنیم خوبه با کسی تماشا کنی
که برای یکبار هم شده قدر اونو میدونه
اون میخواد با شما کریکت تماشا کنه
راستش، اونا کریکت دوست ندارن
منظورت چیه اونا کریکت دوست ندارن؟
منظورم، اونا کریکت دوست ندارن - اونا کریکت بازی میکنن -
نه. اون نیزه پرتاب میکنه اون هاکی بازی میکنه
صبر کن. چی؟ - بله -
تو اینو نمیدونستی؟
نه. فکر کردم اونا همه کریکت بازی کردند
"اونا همه کریکت بازی کردند؟" - چیه، الان من نژادپرست هستم؟ -
یه ذره نژادپرستی بنظر اومد - نژادپرستی نیست -
توی اون کشور 1.8 میلیارد جمعیت وجود داره
و اونا همه عاشق کریکت هستند
بیشتر اونا عاشق کریکت هستند اش، این نظر تو بود
خب، بنظر میاد کسی این وسط اشتباه کرده
تو کریکت دوست داری، درسته؟
نه، من عاشق بیسبال هستم
اوه، باورنکردنیه
نه، منو باور کن - آره، باورت میکنم -
شما همه کریکت تماشا خواهید کرد
یالا، دوستان - شما عاشق این محل میشید -
خدافظ
نه، نه، نه. اینوری، اینوری
اونو نگهدار، لطفا
ممنون - حتما. طبقۀ؟ -
پنج
اوکی. خیلی خب. دوستان، بزارید بسته بشه
اوکی، پس شمارو ساعت هشت و نیم برمیدارم
فردا برای اولین روز تمرین
اگه هر مشکلی باشه، اتاق آمیت درست در بغلی هستش
نمیدونم اون یعنی چی، ولی ما کمی میخوابیم
و بعد شماهارو صبح میبینم
عالیه - خیلی خب -
تلویزیون بزرگ
بزن بریم! هی - بله، قربان -
خدافظ. شب بخیر
بسیار خوب، آمیت، من اینو بتو میدم
چون میخوام تو پیشرفت اونارو ضبط کنی
برای من؟ واو - آره، برای استفادۀ تو -
و بعد تو اونو بمن پس میدی
میخوام تمریناتشون رو، ورزش کردن اونارو
زندگی روزانۀ اونارو، از اینجور چیزا رو ضبط کنی
من از اون بعنوان یک ابزار تجاری استفاده خواهم کرد
فهمیدی؟
بله، فهمیدم. همه چی رو ضبط کنم
اگه هر مشکلی وجود داشته باشه، بمن زنگ بزن
بله، بله. مشکلی باشه زنگ میزنم
پس فردا صبح میبینمت
اوکی. خدافظ، جیبی قربان خدافظ، اش قربان
اونا طوریشون نمیشه با خودشون تنها باشن، درسته؟
آره، البته. منظورت چیه؟
منظورم، میدونی، اولین بارشونه که اینجا هستن
تو دیدی از کجا دارن میان - اونا خوبن -
شب بخیر
جداً؟ - وای، پسر -
آره
هی
سلام. بخونه خوش اومدی
ممنونم. خوشحالم که برگشتم
آره - برات یه چیزی گرفتم -
جداً؟ - ...آره -
برات تاج محل آوردم
با حکومت هند معامله کردم
این فوقالعاده ست. دوستش دارم
خیلی وقت بود به یک تاج محل کوچولو احتیاج داشتم
زیباست. ممنونم
خب باید بمن بگی سرانجام کار چی شد
خب، فکر کردم اون کارو سر یک بطری ویسکی انجام میدیم
حق با توئه. ما یک توافق داشتیم ما اون توافق رو داشتیم
سلام
تو باید جیبی باشی - هستم. سلام -
جیبی، مارک. مارک، جیبی
سلام، مرد، از دیدارت خوشوقتم. و بخونه خوش اومدی
متشکرم - آره -
مواظب باش. عرق کردی - عذر میخوام، عزیزم -
من راستش سه ماه توی یک "آشرام" در گوا گذروندم (معبد هندی)
من فراموش کردم تو اون کارو کردی. آره
اون تاج کوچولو هستش؟ - آره، ببینش -
خیلی بامزه ست
آره. فکر میکنم خیلی خوشگله
خب، من باید دوش بگیرم قبل از نوبت کاری خودم
فقط خواستم سلام بگم - بله، همینطوره -
باحال. از ملاقات شما خوشبختم
توام همچنین. میبینمت، عزیزم - میبینمت -
عاشق تاج هستم
مارک توی بیمارستان کارآموز هستش
...بار اول اونجوری باهم آشنا شدیم، خب
بنظر مرد خیلی خوبی میاد - آره، اون مرد خوبیه -
خیلی رو فرم هستش - آره، اون یک دونده ست -
خب، من باید چمدونارو باز کنم و ...وسایلو دوباره به برق بزنم و یجورایی
...آره، ولی میخوام دربارۀ سفرت بشنوم، پس هروقت تو
اون کارو میکنیم - اوکی، خوبه -
...خیلی خب، خیلی ممنونم بابت
سلام، دوست قدیمی
الو
ظاهرا، دکمۀ ایست رو اشتباها زدند
و وقتی آسانسور گیر کرده
اونا وحشت کردند و آلارم آسانسور رو فشار دادند
و بعد آلارم آتش رو - بلهو اوکی -
ما پیگرد قانونی نخواهیم کرد، آقای برنستین
بدینصورت برای این مردان جوان ترتیبات دیگهای تدارک ببینید
کی باید اون کار اتفاق بیوفته؟
فورا
اینجا فیلمبرداری نکنید
میبخشید
چیکار میخوایم بکنیم؟
بهت گفتم، اونا نمیتونن تنهایی با خودشون بمونن
باشه. پس اونارو میارم پیش تو میزارم
نه. مگه دیوونهای؟ بیخیال، من بچه دارم
من جا ندارم، خب؟ تو یه عالمه جا داری. بگیر بخواب
آره، و من همچنین یک زندگی خیلی خوب مجردی دارم
که خیلی مشتاقم به اون زندگی برگردم
بسیار خوب، میدونی چیه؟
به طرف مثبت قضیه نگاه کن
ما پولمون تمومه، پس اگه تو اونارو نگهداری
بما کمک میکنه که درهامون باز بمونه
شب بخیر - نه. قطع نکن -
بگیر بخواب
خیلی خب، بریم
به هیچ چیزی دست نزنید
اوکی، پسرا، بفرمایید. بیایید تو - واو -
این خونۀ اونه؟
بسیار خب، ما شما رو اینجا نگه میداریم
تا اینکه یه فکری بکنیم
این اتاق نشیمنه، تلویزیون
این تلویزیونه یک هزار و خردهای کانال
شاید چندتا کانال هندی باشه
این جاییه که ما غذا میخوریم
غذا. آشپزخونه
یه عالمه چیز توی یخچال
لطفا بخودتون برسید
الان...هی، بچهها
فقط من یه شرط دارم سعی کنید همه چیزو خوب و مرتب نگه دارید
سعی کنید چیزی رو نشکنید، باشه؟ خوب و مرتب
عالیه. شب بخیر
...اما، جیبی قربان
خونوادۀ شما کجاست؟
خونوادهای نیست، آمیت. فقط خودم - هان؟ -
فقط خودم
اون زن خدمتکارشه؟
باید باشه
خب، من خواب موندم
فکر کنم من هنوز حسابی خستۀ پروازی هستم
خب، به هاوس زنگ بزن و بهش بگو ما چند دقیقه دیر کردیم
آره
بچهها، چیکار دارید میکنید؟ چرا منو بیدار نکردین؟
صبح بخیر، جیبی قربان ما منتظر شما بودیم برای صبحونه
اوکی. اوکی
صبحونه
ضمنا، این شمعها واسه چیه؟
اون جای عبادت ماست، جیبی قربان، تا بتونیم دعا کنیم
اوه، درست - و شما کجا دعا میکنید، جیبی قربان؟ -
من دعا نمیکنم. کار میکنم. و دیر کردم
پس پنج دقیقه. ما باید بجنبیم
درسته، جیبی قربان. پنج دقیقه. حاضر
شکلات نیروزا. هیکل بزرگ. بخورید، بخورید، بخورید
جیبی قربان، معنی "بجنبیم" چیه؟
یعنی عجله کردن، میدونی، سریع رفتن
اوه، اوکی، اوکی
بجنبید؟
خیلی خب، پسرا، بزنید بریم. ریتم تند
بفرمایید. اولین روز تمرین در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
هی، هی. به پسرا نگاه کن - میبخشید، میبخشید -
ما کمی دیر میکنیم، ولی مهم نیست
شما هر روز از نه تا یک میایید اینجا
و با مربی هاوس و تیم دانشگاه کار میکنید، فهمیدین؟
جیبی دوست داره بجنبه
خیلی خب. رسیدیم
بد نیست، هان؟
مطلقا زیباست، جیبی قربان
لذتشو ببرید
و الان بزنید بریم. دیر کردیم. بیایین بریم
شما باید اون پسرای هندی باشین
به آمریکا خوش اومدین
من تام هاوس هستم. من مربی شما خواهم بود
این معاون من، "داگ" هستش
هنوز دارن روی انگلیسی خودشون کار میکنن
بهشون بگو، فکر کردم امروز چندتا تمرین اجرا کنیم
و کمی تفریح داشته باشیم. چی میگید؟
پسرا تورو شگفتزده میکنن، تام، قول میدم
این چیه؟
فکر کنم برای گرم نگهداشتن دستی باشه که پرتاب میکنیم
به پسرا بگو که دستکش برای گرفتن توپ هستش
اوکی، الان، توپو به عقب و جلو پرت میکنید
فقط خوب و آروم. خوب و آروم
کجا بودی؟ - معذرت میخوام، مرد -
دوقلوها، تمام صبح استفراغ میکردن
اوضاع چطوره؟
اون میپرسه، آیا ضروریه که دستکش دستمون کنیم؟
اون دیگه اولین باره
خیلی خب، بهش بگو نصف سرعت. داریم فقط گرم میکنیم
مسئله محکم پرتاب کردن نیست، مسئله درست پرتاب کردنه
طوری نیست. طوری نیست
بهش بگو راحت باشه. بهش بگو لبخند بزنه
واو
ما شاید مجبور بشیم کمی اونو بپیچونیم
مثل این بود که اونا حتی نمیتونن اونجا بند کفششون رو ببندن
خدارو شکر، چنگ اونو ندید
خیلی خب، اوکی، ببین. تو چی فکر میکنی، تام؟
هرچی ازشون خواستم اون انجام دادند
شکایت نکردند. تسلیم نشدند
اونا ورزشکارهای خوبی هستند
و مهمتر اینکه، بازوی اونا کار میکنه
فکر میکنی بتونی اونارو در عرض شش ماه آماده کنی؟
براساس اون چیزی که من الان دیدم
احتمالا نه
اسپنسر ازم خواست که باهاش زندگی کنم
امکان نداره
امکان نداره، اسپنسر
اسپنسر اسم خندهداریه
سلام، بچهها
شما اینارو برمیدارین یا فقط بمن زل میزنید
بچهها، یالا. بچهها، پیتزا هستش
خیلی خب، یالا
شما از مریخ اومدین یا چی؟ اون پیتزاست. اونو میخورید
میبخشی برادر
متشکرم، قربان. متشکرم
من عاشق پیتزا شدم
ما به گا رفتیم
جیبی وسایلمونو جمع میکنه و مارو بخونه میفرسته
دینش، اینقدر نگران نباش
ما نمیتونیم توی یک روز استاد بشیم
دلت واسه خونه تنگ نشده؟
دلم تنگ شده
ولی الان ما توی آمریکا هستیم ما اینجا هر کاری میتونیم بکنیم
...تو حتی میتونی اسمت رو عوض کنی به
اسپنسر
من نمیخوام اسممو عوض کنم
دارم شوخی میکنم. دارم شوخی میکنم کجا داری میری؟
دارم میرم دستشویی. نگران نباش. من تورو ترک نمیکنم
جیبی - اوه، لعنت -
اوکی، پسرا، موفق باشید - اوکی، جیبی قربان -
خدافظ، جیبی قربان - اونجوری خوبه -
روی انگلیسی کار کنید. بعدا میبینمتون
اون امروز نمیمونه که مارو تماشا کنه؟
گمان کنم نه
چرا بمن نگفتی؟ - گفتم، تو بمن گوش نکردی -
تو سرت بیش از حد مشغول رشوه دادن به نصف هندوستان بود
من چارۀ دیگهای نداشتم - پس حدس بزن چی؟ -
ما دیگه پول نداریم، جیبی
و بعلاوه اینکه چنگ تمام صبح داره زنگ میزنه
اون یک گزارش جدید از اوضاع میخواد من چیکار باید بکنم؟ همه چیزو بگم؟
نه، نه. همه چیزو نگو
هرگز همه چیزو نگو - "مدیریت هفت رقمی" -
اون الان احتمالا چنگ هستش
حتما، یه لحظه گوشی
جیبی، پوپو هستش
جداً؟ - آره -
سلام. چه خبر؟
واقعا؟
همونجا باش. همین الان دارم میام
اوکی. خدافظ
پوپو از پروکورپ راضی نیست
خب میخواد با من در موردش صحبت کنه
خب من دارم میرم باهاش صحبت کنم و بعد باهاتون تماس میگیرم
بله! بله اگه بتونی پوپو رو بگیری، ما برگشتیم
آره - آره! حرف من اینه -
میبخشی
اوکی، بمن بگو، تکی به چپ
نه، نه، نه، نه. انگلیسی
تکی به چپ. یالا
بک بیس سوم
بکاپ بیس سوم. خوبه - (بکاپ بیس سوم(اصطلاح بیسبالی -
من گشنمه - جیبی قربان الان میاد -
روی کار تمرکز کنید بمن بگو، تکی به چپ
من خستهام، گرسنهام و جیبی دیر کرده
نه، نه، نه، انگلیسی
من گرسنهام - نگهدار، نگهدار -
هی، بچهها. یالا. بیایید بریم عذر میخوام دیر کردم. جلسه داشتم
بزنید بریم. بزنید بریم
خب، برای دو ماه با پوپو کار میکنیم
تا بفهمه که کار ما درسته
و بعد قرارداد میبندیم آره، نگهدار
بچهها، بجنبید! بیایید بریم پیتزا میگیریم. یالا
بزنید بریم
بازم پیتزا؟ اون داره منو میکشه
واسه من مهم نیست. من پیتزا دوست دارم
صبح بخیر، رینکو. صبح بخیر، دینش
خب امروز روز تعطیلی منه
پس یعنی قطعا باید خونه رو تمیز کنم
...خسته کننده
خب شما چیکار میکنید؟ بیسبال چطور پیش میره؟
اون آهنگه؟ - آره. این آیپاد منه -
برای وقتیکه میدوم. چجور آهنگی دوست دارین؟
...من...دوست دارم
کیت...کیت اربن - ...کیت -
چی؟ - کیت اربن -
کیت اربن؟ واو. انتظار نداشتم اونو بگی
من "امینم" دوست دارم. امینم خوبه، میدونی؟
امینم؟ درست اون چیزیه که الان دارم گوش میکنم. بفرما
میتونم ببینم؟ - آره، آره -
جداً؟
خب، بالا، بیسبال چطور میگذره؟ فوقالعاده بنظر میاد
خوب نیست - جداً؟ -
بیسبال خیلی سخته
جیبی قربان از بازی ما خوشش نمیاد
چرا اونجوری میگی؟ چرا؟
اون برای تماشا نمیاد
ببینید، فقط برای اینکه اون سرش شلوغه
فکر نمیکنم برای این باشه که نمیخواد
هی بچهها
یالا، بیایید بریم. دیر میکنیم
سلام، برندا - سلام. روز خوبی داشته باشین -
کیت اربن
یکی از بچهها، به اسم "منی"، یه اسمی روی رینکو گذاشت
دینش خوشش نیومد. خب، اونو هل داد. و کمی نزاع کردند
چه اسمی روش گذاشت؟ - اونش مهم نیست -
نکته اینه که، پسرا دارن وا میدن. دارن دست و پا میزنن
و اگه بیشتر اینجا بودی، خودت میدیدی
تام، من دوست دارم بیشتر اینجا باشم
کار دیوونه کننده شده. تو میدونی من چیکار میکنم
ببین، قسمت بزرگی از تمرینات این بالاست
این بچهها باید توی فضای فکری درستی باشن
اونا باید احساس حمایت کنن
اونا باید تفریح داشته باشن. میفهمی؟
بله، البته میفهمم، تام
آره، با عقل جور درمیاد. متشکرم
آره، رینکو، تلفن جدید کار میکنه
تو به آقای برنستین گوش میکنی؟
آره، جیبی مرد خیلی خوبیه، و اون ازما خوب مراقبت میکنه
هی
اوکی، بمحض اینکه رینکو تلفنش تموم بشه، میریم بیرون
میریم که کمی تفریح داشته باشیم - اوکی، جیبی قربان -
همه بتو فکر میکنن. ما همه خیلی هیجانزده هستیم
من بتو خیلی فکر میکنم
دلم واست تنگ شده
من باید برم سر کار
اینجا هتله؟ - نه. این آیندۀ شماست -
و امیدوارم مال من باشه، اگه همه چی امشب خوب پیش بره
بد نیست، هان؟
جیبی! مرد من - اوناهاشش -
حالت چطوره؟ - خوب -
پسرا، این پوپو وانوواتو هستش
یکی از بزرگترین مهاجمین در فوتبال آمریکایی
چه خبر، رفیق؟ - غذا و نوشیدنی اونوره -
ولی من میخوام جیبی رو بدزدم و باهاش از تجارت صحبت کنم
اوکی، آره، باحاله بچهها، منتظر من باشین. الان برمیگردم
لذت ببرید. لذت ببرید
.هی، پوپو افراد پرو کورپ اینجا چیکار میکنن؟
یه مهمونیه، جیبی اومدن. نگران اون نباش
این جای مخصوص منه، مرد
فقط برای نزدیکترین و عزیزترین های من
من مفتخرم، رفیق
ما فردا تمرین داریم. نباید الان بریم؟
فکر کنم زیاد خوردم
بهت گفتم نخور
تو داری گاو، گوسفند، خوک و خدا میدونه دیگه چی میخوری
من حوصلهام سر رفته. وقتی حوصلهام سر میره میخورم
سلام، برادر
این یه مهمونی دیوونهواره، مرد! بیایید لذت ببریم
بیایید سروصدا کنیم! اینجوری
و بعد پدربزرگم فقط نگام میکرد
و اون این ابروهای پرپشت شوریده رو داشت
ولی واقعی بود، میدونی
آره. بله، میدونم
و بعد بمن نگاه کرد و گفت
برو بشو، پوپو". درست اونجوری"
"برو بشو"
واو. پرمعناست
خیلی عذر میخوام باید به این جواب بدم. پسرا هستند
هی. چه خبر، آمیت؟
چی؟
چرا "پانچ" خوردی اگه تو الکل نمیخوری؟ (نوعی مشروب درهم)
نفهمیدم الکله، جیبی قربان
من متاسفم
جیبی قربان، میتونید آرومتر کنید، لطفا؟
من احساس خیلی خوبی ندارم - خیلی بده -
من وسط یه کار مهم بودم
و برای اینکه بدونی، واسم مهم نیست که تو الکل خوردی
فقط من ناراحتم که بعداز اون تصمیم گرفتی بری توی حوض فوارۀ یکی شنا کنی
من حالم زیاد خوب نیست، جیبی قربان - تو هم خوردی؟ -
من زیاد غذا خوردم - خب، من سرعتم رو کم نمیکنم -
من باید به مهمونی برگردم
جیبی قربان
...فکر کنم دارم
نه، نه، اگه جرات داری
نکن...نه
الان بهتره
میتونیم کمی آب داشته باشیم؟
متشکرم. میبخشی
بفرمایید. تبریک - متشکرم -
اینجا چه خبره؟
جیبی
این فقط تجارته
برید به رختخواب
من من متاسفم، جیبی قربان - چی؟ -
متاسفم - تو متاسفی؟ -
تو متاسفی که من الان بزرگترین مشتری خودمو در سالها از دست دادم
چون شما تصمیم گرفتید که راهتون رو کج کنید و به
ملک شخصی یکی تجاوز کنید و در حوض فوارۀ اون شنا کنید
و، اوه، آره، اوه، آره، روی من استفراغ کنید، دو بار
هیس! میتونی بعدا ترجمه کنی
چطوره بجای متاسف بودن
شماها کاری رو بکنید که برای انجامش اینجا اومدین
که اونم یادگیری اون بازی هستش؟
که، طبق نظر آقای هاوس
شما حتی نزدیک به یادگیری هم نیستید
پس برید به رختخواب
و دیگه از تلویزیون خبری نیست. هرگز
تو حالت خوبه؟
بله
شب بدی داشتم
آره، میبینم
یه آبجو میخوای؟
نمیدونم چه مدت بیشتر میتونم این کارو بکنم
من قرار بود یک مسابقه رو اداره کنم
نه اینکه تبدیل به پرستار عمده بشم
خونهام درهم، استخر کثیف
ماشینم بوی استفراغ میده
من برای همه چی دیر هستم دیگه حتی نمیتونم سکس رو هجی کنم
مثل هر یک از دوستای متاهل من شدی
ولی من متاهل نیستم. من نمیخوام متاهل باشم
بسیار خوب، آقای حساس
فکر کنم تو فقط باید واقعیت رو قبول کنی
زندگی تو برای یکی دو ماه متفاوت خواهد بود
و بعد برمیگردی به زندگی سابق خودت
آره، ولی ممکنه دیگه زندگی سابقی نباشه که بهش برگردم
اگه این نتیجه نده اینجاست که تو نمیفهمی
...این چیز، این بچهها
این آخرین شانس خوب منه
بیخیال. تو خونۀ بزرگ خودتو
ماشین تجملی خودتو داری. همه چی درست میشه
نه، من با درست شدن مایلها فاصله دارم
همۀ این چیزا از زندگی سابق منه، وقتیکه پول ساختم
قبل از اینکه احمقانه تصمیم گرفتم که مستقل عمل کنم
من بسختی میتونم از پس هزینهها بربیام
جداً؟ - جداً -
متاسفم
اوکی، پس اگه اونا آخرین شانس تو هستند
فکر نمیکنی تو باید
کمی بیشتر بهشون توجه نشون بدی؟
منظورم، برای این بچهها هم آسون نیست، میدونی
اونا خیلی از خونه فاصله دارن اونا دلشون واسه خونوادهشون تنگ شده
اینارو از کجا میدونی؟ - چون اونا بمن گفتند -
تو با اونا صحبت میکنی؟
آره، باهاشون حرف میزنم
اونا فقط باید ببینن که تو اهمیت میدی
...آره، شاید من بایستی یک
محیط بهتری برای موفقیت اونا بسازم
یه چیز اونجوری، آره
تو فقط باید به اون کار متعهد باشی و بعد بقیه چیزارو حل میکنی
صحبت از تعهد شد، مایک چطوره؟
مارک - مارک -
ما بهم زدیم
بسلامتی تعهد
بسلامتی تعهد
امروز من خودم رو
خوشبختترین مرد
بر روی زمین میدونم
این غمانگیزترین فیلمیه که تا حالا دیدم
چطور الان گریه نمیکنی؟
من سی و پنج بار اولی که دیدم گریه کردم
درست
...وای، پسر، این بچهها
اونا از بین رفتند. اونا تموم شدند
اونا خیلی سخت کار کردن
آمیت کجاست؟ - داره یادداشتهای خودشو جمع میکنه -
اون میخواد مربی بیسبال بشه
یا اون یا یک مرکز "برونسپاری" رو شروع میکنه
نمیتونم تصمیم بگیرم کدوم. فعالیتهای زیادی داره توی اون اتاق اتفاق میوفته
بس کن - فکر خیلی خوبیه -
اون اولین مرکز برونسیاری داخل کشوری هستش
خیلی بامزه ست
هیس
تو هیس. تو هیس
میخوای مشروب بخوری؟
بیا تو
خیلی خب، این باید برات قابل توجه باشه
واو - آره. نه، میدونم -
میدونم. کمی درهم و برهم هستش
فقط وقت زیادی برای مرتب کردن ندارم
چون یا دارم به بیمارستان میرم
یا دارم از دویدن و یوگا برمیگردم
هی، اون تاج واسه خودش ملک درجه یک داره
آره، من عاشق تاج کوچولوی خودم هستم
ویسکی خوبه؟
خوبه
عالیه
این خانومهای ظریف کی هستن؟
اوه، اونا خواهرای من هستن
آره، پنج تا دارم - پنج؟ -
آره - واو. من اونو نمیدونستم -
خب، قبل از هندوستان، ما هیچوقت واقعا صحبت نکردیم، میدونی
آره، چرا اونجوریه؟
خب، نمیخوام دلخورت کنم
ولی من فقط هیچوقت واقعا مشتاق نبودم باهات صحبت کنم
من دلخور شدم
نشو
تو فقط الان از اونی که قبلا بودی متفاوت هستی
من تفاوتی حس نمیکنم
جداً؟ چون پورشۀ تو شبیه یک مینیون شده
مینونها آخرین مُد هستند
ببین؟ اونجوری خوبه. همۀ این
داشتن خونوادۀ جایگزین
بهت میاد
منظورم، تورو تغییر داده
چطور منو تغییر داده؟
نمیخوام خرابش کنم من دارم از تماشای اون خیلی لذت میبرم
یالا، بمن بگو بمن بگو چطور منو تغییر داده
خب، اون بیشتر از تنها تماشا کردن بود
آره، بود
صبح بخیر، آقای جیبی قربان
خیلی صبح بخیر، آقای جیبی قربان
سلام
بچهها، تا 20 دقیقۀ دیگه میریم
خیلی خب، بفرما
بگو
قربان، ما باید بدونیم
کی میخواین با خانم برندا ازدواج کنید
بله - نه، بجهها -
این چیزی نیست که شما توی آمریکا میپرسید
شما چی میپرسید؟
"شما باید بگید، "با خانم برندا تا کجا رفتید؟
شما باهاش سفر کردین؟
نه، نه، نه، منظور یک مسافت نیست
"مثلا از لحاظ فیزیکی میپرسین، مثلا، "اونو بوسیدین؟ از اونجور چیزا
هان؟
ولی اون مسئلۀ شخصیه، مگه نه، قربان؟
بله، اون مسئلۀ شخصیه. متشکرم
من فکر میکنم شما باید با خانم برندا ازدواج کنید
منم همینطور فکر میکنم
بل، قربان. شما مسن هستید
...شما بایست ازدواج کنید، خانواده تشکیل بدین
شماره یک، من مسن نیستم
شما کمی مسن هستید
هی. شماره دو
چون من فقط خونۀ اون خوابیدم
به این معنی نیست که باید باهاش ازدواج کنم
خانم برندا رو بوسیدین؟
نه
اون منو بوسید - اوه -
اوه، جیبی قربان
وای، خدای من
آره، خب، از بازی لذت ببر، مایک
و به اش میگم در اون موضوع باهات همراه بشه
باشه، رفیق. خدافظ
جیبی، چنگ هستش
بهش بگو اینجا نیستم
اون اصرار داره برای یک آزمون و ما باید طفره بریم، طفره بریم، طفره بریم
اونجوری ممکنه مشکل باشه
...پیشرفت اونا
قابل توجه بوده آره، آره. خارقالعاده -
با تقویم من، ما باید توی سه هفته آزمون رو داشته باشیم، درسته؟
خب
میدونید، صادقانه بگم
حتی با پیشرفت قابل توجه اونا
اونا احتمالا بتونن از کمی وقت بیشتر استفاده کنن
ما همه میتونیم از وقت بیشتر سود ببریم، آقای برنستین
ولی توافق ما اون نبود، بود؟
نه
خب به توافق ما احترام میزارید یا نه؟
قطعا
اونا تا سه هفته آماده میشن
عالی
مزخرفه! ما قراری داشتیم.ما میخواستیم این کارو درست انجام بدیم
ما میخوایم! اینجوری بیشترین تبلیغات را دریافت میکنیم
اونجا خواهند بود ESPN, Sports Illustrated, NBC, ABC همه
منظورم درست کنار رینکو و دینش
اونا برای اینجور فشار آماده نیستند
تام، همۀ استعدادیابهای لیگ بزرگ در "تمپی" خواهند بود
برای جلسههای نوامبر - خب، منظور من همونه -
اونارو به تمپی بردن و آرامش فکری اونارو بهم زدن؟
اونارو در برابر سیرک مطبوعاتی قرار دادن؟
اونا نمایش فرعی میشن
بخاطر اطلاعاتت ممنونم، تام
ولی این تجارت هستش
من با با سرمایهگذارهای خودم یک توافق دارم
و باید به اون توافق پایبند باشم. اون کاریه که من میکنم
میفهمی؟
کاملا
اوه! نمیتونیم از زمین دانشگاه استفاده کنیم مسئولیتهای زیادی داره
چرا ما همین الان در این مورد میشنویم، سه روز مونده؟
هی! بمن گفتند شدنی هستش
مهم نیست. مکان دیگهای رو پیدا میکنیم
تنها چیزی که احتیاج داریم یک خاکریز برای پرتاب و یک قفس هستش. آسونه
ترزا؟ - بله؟ -
با دعوتنامههای استعدادیابها به کجا رسیدیم؟
ما به 24 رسیدیم
بفرما
حرف من اینه - خوبه -
بیست و چهار خوبه
هی، چه خبر، برندا؟
چی؟
هی - زیاد بهش دست نزن -
چه اتفافی افتاد؟ - زیاد بد نیست -
آره، خوبه. دو تا بخیه خورده
...اون زنده میمونه. دکتر گفت
روی دست پرتاب کنندۀ اونه
چطور این اتفاق افتاد؟
خب، داشتم بهشون یاد میدادم چطور غذای مکزیکی درست کنن
...و اون داشت فلفل قاچ میکرد و خطا رفت و
اون خوبه - ...اوکی -
من باید بیرون باهات صحبت کنم، لطفا
صادقانه بگم طوری نیست
من برای یک دقیقه باید باهات بیرون صحبت کنم
اون طوریش نمیشه - آمیت، دوربین رو خاموش کن -
ما توی بیمارستان هستیم - معذرت میخوام -
متاسفم، جیبی قربان - نه، تاسف نخور. طوری نیست -
اجازه بدین...صبر کنید
...سلام. چی - سلام -
ببین، من ممنونم بخاطر همۀ چیزایی که سعی میکنی انجام بدی
ولی اون بچهها سرمایهگذاریهای من هستن - اوکی -
من خیلی روی موفقیت اونا هزینه کردم
بدیهیه که یک تصادف بود
من میفهمم. اون تصادف ممکنه پول زیادی بمن ضرر بزنه
اگه نتونه توی سه روز پرتاب کنه
.اوکی، اوکی خب، من نمیدونم روش کار چطوریه
...ولی نمیتونی آزمون رو به عقب بندازی، یا
میخوای من آزمون رو به عقب بندازم؟
و Sports Illustrated و ESPN میخوای من به
نصف مطبوعات دنیا و 24 و اندی تیم بیسبال زنگ بزنم و بگم
دوستان، معذرت میخوام، ما نمیتونیم" توی یکی دو روز انجام بدیم
ما باید توی یکی دو هفتۀ آینده انجام بدیم"
چون یکی از بچههای من میخواست" "یاد بگیره چطور غذای مکزیکی درست کنه
این کاریه که میخوای من بکنم؟ تو دیوونهای
اوکی
من فکر نمیکنم ناحق باشم
تو کمی ناحق هستی
و همچنین داری یک عوضی درجه یک میشی
منظورم، درک میکنم که اونا سرمایهگذاریهای تو و همه چیز هستن
ولی اونا همچنین فقط دوتا بچه هستن
بچهها"یی که باید مهمترین بخش باشن"
داره Sports Illustrated ،خب دربارۀ یک داستان روی جلد فکر میکنه
اگه همه چی خوب پیش بره
هنوز میخواد یه گزارش ESPN ،نه، نه، نه
برای "بیرون خطوط" درست کنه. آره، الان با یارو صحبت کردم (ESPN برنامهای ورزشی در شبکۀ)
هی. سلام، بچهها
هی
خیلی خب، فقط میخواستم
براتون آرزوی موفقیت بکنم
من میدونم که شما میرید اونجا و همه رو حیرتزده میکنید
صادقانه. خیلی خب. بزارید بغل کنیم
این کاریه که ما میکنیم. اینجوری میکنیم
متشکرم، خانم برندا - متشکرم. متشکرم -
موفق باشید - متشکرم، خانوم -
اوکی، میخوام همه چی رو بشنوم وقتی برگشتین
هی! بجنبید، بچهها. بیایید سوار شید
خدافظ - موفق باشید -
.ما باید بریم. هی، هی، هی میتونم برای یه لحظه باهات صحبت کنم
آره. چه خبر؟
فقط میخواستم عذرخواهی کنم برای اونروز، میدونی
...من زیر فشار
من تحت فشار زیادی بودم با همۀ اینا
و نباید اونارو سر تو خالی میکردم
اوه، من یه دختر بزرگ هستم، جیبی میتونم از عهدۀ عصبانیت تو بربیام
فقط نمیخوام اون چهرۀ تورو ببینم، همین
اون کدوم چهره ست؟
نمیدونم. چهرهای که تجارت رو
قبل از هر چیز دیگهای قرار میده، گمان کنم
خب، شاید اون چهرۀ واقعی من باشه
شاید. امیدوارم نباشه
سفر بخیر
موفق باشی
باید مهم نباشه. نباید تاثیری روی "کاتر" تو داشته باشه (نوعی پرتاب در بیسبال)
قربان، من کاتر ندارم
دیدی؟
قربان، فکر میکنید ما آماده هستیم؟
مهم نیست ما چی فکر میکنیم، یا هرکس دیگهای
چیزی که تو فکر میکنی فقط اهمیت داره
میفهمی؟
بفرما
نبایست اینا قبلا آماده میشد؟
داره درست میشه. داره درست میشه، اوکی؟
اوه، چنگ اینجاست
فکر کنم کنجکاوه که بدونه چرا داریم این کارو توی یک بازارچه انجام میدیم؟
نمیدونم. بهت میگم چی
در این مورد با هاوس صحبت نکن، باشه؟
اون خوشحال نیست
خب، بد بحالش
وقتشه، رفیق
بزار این کارو بکنیم، شریک. بووم
شما عصبی هستین؟ - - نه -
خب، نبایست باشی چون همۀ هند پشت شماست
ما همه شما رو زنده تماشا میکنیم - همه؟ -
...بله، این پخش تلویزیونی
توسط نزدیک به نیم میلیارد جمعیت مشاهده خواهد شد...
و میدونیم شما هند رو بسیار سربلند خواهید کرد
متشکرم. موفق باشید
اوکی، متشکرم، دوستان، از همگی که به اینجا اومدین
باور کنید یا نه، 10 ماه پیش
این دو شخص هرگز از توپ بیسبال نشنیده بودند
چه رسد به اینکه یکی رو برداشته و پرتاب کرده باشن
خب، من بسیار مطمئنم شما حیرت خواهید کرد
از چیزی که امروز میبینید
بهرحال، بدون هیچ حرف اضافی، لطفا به بهترینهای هند خوشآمد بگید
آزمون اول، دینش کمار پاتل
بزن بریم. یالا، رفیق
مشکل چیه؟ - قربان، خاکریز بدرد نمیخوره، قربان -
منظورت چیه؟ - قربان، لاستیک نه، قربان -
نگرانش نباش، اوکی؟ تو میتونی
فقط میخوام راحت باشی و پرتابهای خودتو انجام بدی، خب
راحت باش و پرتابهای خودتو انجام بده
درست اونجا، خب؟
پرتابها بیهدف همه جا بودند، جیبی
آره، ولی پیت، تو اینجا باید پتانسیل رو ببینی
پتانسیل؟ شاید از یک دید تجاری. شاید
ولی این لیگ بزرگ بیسبال هستش
این یجور تجربۀ گروهی نیست
متاسفم. اونا در حد و اندازۀ "مرینرز" نیستند (تیم بیسبال شهر سیاتل)
تو پشیمون میشی، پیت - متاسفم -
آقای برنستین
آقای چنگ، سلام
گوش کن، اونا خیلی بهتر از اون هستن
نمیدونم اونجا چه اتفاقی افتاد
تبریک میگم
میبخشید؟
تو گفتی یک سال تا آزمون لیگ بزرگ
تو انجامش دادی - ...آره، ولی -
ببین، من راضی هستم قراردادمون رو برای سه سال تمدید میکنم
با تمام این توجه
"میتونه تنها کمک کنه "بازوی میلیون دلاری
در آینده بیشتر قابل رویت باشه
این پسرها تموم شدند، ولی در آینده دیگران خواهند بود
روز بخیر
خب، به قراردادت رسیدی
شاید بتونی پسرهارو ببری بیرون برای جشن گرفتن
حداقل میتونیم خونوادههامون رو بزودی ببینیم، درسته؟
در ظاهر، دوستان، ایدۀ امیدوارکنندهای بنظر رسید
و آنها حتی
جلوههایی از نبوغ را نشان دادند
ولی در نهایت، باید باور کنم، حداقل اکنون
شانس آنها برای امضاء قرارداد با تیمهای لیگ بزرگ
مابین بسیار کم و هیچ قرار دارد
برای اینکه بدانیم آنها در مورد عملکرد خودشان چه فکر میکنند، به سراغ استیو لوی میرویم
رینکو، بزار با تو شروع کنم. بعداز اینکه امروز به اون شکل پرتاب کردی
آیا احساس میکنی که برای گرفتن قرارداد به اندازۀ کافی خوب بود؟
نه، قربان
دینش، تو چطور؟
نه، قربان. ما خوب پرتاب نکردیم
تحمل داشته باشید، دوستان اوقات بهتری پیش روست
به شما در استودیو برمیگردیم
ببینید، این ایدۀ خوبیه
کسی از هند در لیگهای بزرگ پرتاب خواهد کرد
ولی، شیل، نه این اشخاص و قطعا نه هم اکنون
این برای من حس یک حقۀ بزرگ تبلیغاتی رو داشت
منظورم، این اشخاص برای یک آزمون حرفهای آماده نیستند
اونا توپ رو بیهدف همه جا پرتاب میکنند
وقتی دربارهاش فکر میکنید، کی میتونه اونارو مقصر بدونه؟
...استعدادیابها، مطبوعات همه جا هستند
حق با تو بود
...خدایا. من
من تورو اونجا ندیدم
دربارۀ چی حق با من بود؟
من یک عوضی هستم
اغلان برای یه مدتیه که هستم
شاید تمام عمرم بودم
آره، دربارۀ امروز شنیدم. متاسفم
از کجا شنیدی؟ کانال ورزشی؟
نه. رینکو اساماس کرد
اون چی گفت؟ - "ما رد شدیم" -
احساس میکنم بهشون این آرزو رو دادم
و بعد فقط اونو ازشون گرفتم
خب بهشون پس بده، میدونی یه آزمون دیگه انجام بده
غیر ممکنه
تنها دلیلی که این آزمون رو گرفتم
بخاطر مردمی بود که کنجکاو بودند
یک حقه بود
خب، اونوقت شاید غیر ممکنه. شاید حق با توئه
ولی، از سوی دیگه، رفتن به هند
و پیدا کردن دو تا بچه از دهات
و تبدیل کردنشون به بازیکن بیسبال هم غیر ممکن بود. خب، نمیدونم
شب بخیر، جیبی باید برم بخوابم
من نمیفهمم
من باید یک آزمون دیگه داشته باشم
خواهی داشت، سال دیگه - نه، من یک آزمون دیگه باید داشته باشم -
با رینکو و دینش
باید بهشون یک شانس واقعی بدم
من نمیتونم اینو قبول کنم
،پسرهای تو رد شدند، بله ولی مسابقه رد نشد
اگه عمل نکنه، رابطۀ ما
با لیگ بزرگ بیسبال و استعدادیابها نابود میشه
آیندۀ سرمایهگذاری مارو به خطر میندازه
من متاسفم. باید این کارو انجام بدم، آقای چنگ
اگه این کارو بکنی، بدون حمایت من میکنی
و بدون تعهدات آیندۀ من
میفهمم
روز بخیر، آقایون
برای آگاهی شما، آقای چنگ
پسرهای من رد نشدند
من رد شدم
الان شد یه چیزی
دفتر جیبی برنستین برای آقای اپستین زنگ میزنه
میدونم ما قبلا این کارو یک بار کردیم
آره، ما دوباره اون کارو میکنیم
واسه اینکه اونا نتونستن خودشونو نشون بدن، خب؟
بله، سلام. حال شما چطوره؟ نه، نمیخوام دربارۀ تمپی صحبت کنم
دربارۀ تمپی با من صحبت نکن
...تمپی تمپی رو فراموش کن، خب؟
اون نیست...نه، ما این کارو دوباره میکنیم
تو باید پتانسیل رو میدیدی
سلام. من ترزا از دفتر جیبی برنستین تماس میگیرم
برای آقای رودریگز
بله، جیبی برنستین هستش
چرا داری منو اذیت میکنی؟ تو میخوای اونجا باشی
یک میلیارد هوادار چی میشه؟ صحبت میلیون نمیکنم
عالیه. خب، متشکرم
اوکی. خدافظ
کسی برمیگرده؟
ما یک "شاید" داریم
"ولی 15 تا "نه
.و من اشباء شدم منظورم، دیگه نمیدونم چه کار دیگهای بکنم، جیبی
من میدونم. یالا
همینجور با تلفنا کار کن
ما فقط یکی لازم داریم. بقیه به دنبالش خواهد اومد
کجا داری میری؟ - تمپی -
ما تماسی داشتیم؟
نه، نه، من هم نداشتم
درحال زدن چپ، راست و وسط
بسیار خوب، بمن اطلاع بده اگه چیزی شنیدی
آره، باشه. خدافظ
چه مرگته؟ - منظورت "حالت چطوره"، مگه نه؟ -
سلام، ری. اینجا چیکار میکنی؟
من اینجا چیکار میکنم؟ من اینجا زندگی میکنم
هر استعدادیابی توی کشور اینجا زندگی میکنه
دربارۀ بیسبال هیچی نمیدونی؟
ظاهرا نمیدونم
میدونی، تو باید به هاوس گوش میدادی وقتی بهت گفتم
حالا همه احمق بنظر میرسیم
خیلی خب، معذرت میخوام. من خراب کردم، ری
میدونی چیه؟ من برای این وقت ندارم
چیکار داری میکنی؟
ماشینو روشن کن - چرا؟ کجا داریم میریم؟ -
ماشینو روشن کن! برو طرف شرق
این بهترین سالاد مرغ چینی هستش
در قارۀ آمریکا
و سرآشپز حتی چینی نیست
بفرما. کمی از اون مزه کن
من هیچ نمیخوام - خب، باید امتحانش کنی -
ری، بیخیال، من هیچ نمیخوام
فقط مزه کن - نمیخوام اونو مزه کنم -
ببین چطور لیمو ترش رو مخلوط میکنه
با روغن کنجد سرخ شده
و تردی مرغ. واقعا تماشاییه
ری، ببین. من اینجا دارم وقتمو از دست میدم
ما چیکار داریم میکنیم؟ - برای یک دقیقه آروم باش -
والتر - سلام -
چطوری؟ - خوبم، ری. تو چطوری؟ -
تو هیچ جای دیگهای نمیخوری؟ - هرگز. مطلقا نه -
به آقای برنستین سلام بگو - سلام -
خوشوقتم، آقای برنستین؟ - از ملاقات شما خوشبختم -
خب "پورتوریکو" چطور بود؟
من سه هفته اونجا بودم
دربارهاش بعدا بهت میگم
آره، دوست دارم دربارهاش بشنوم. بشین برای یه دقیقه بشین
برای یه دقیقه با ما باش - بیخیال، ری، من باید کمکم برم -
فقط برای یه دقیقه. آروم باش. بشین
تو این آدمو نمیشناسی؟
نه، من این آدمو نمیشناسم
تو والتر رو نمیشناسی؟ - من والتر رو نمیشناسم -
تو والتر شپیرو رو نمیشناسی؟
"سراستعدادیاب برای "پایرتز (تیم بیسبال شهر پیتزبورگ)
که برای نمایش تو اینجا نبود
اوه، والتر شپیرو
بله - اوه، سلام -
و حالا تو اونو میشناسی و اون تورو نمیشناسه
چه شانسی
بخاطر ناهار ممنونم
متشکرم، ری
الو؟
هی! الو؟
آمیت؟
این دیگه چیه؟
به هندوستان خوش اومدین، جیبی قربان - این چیه؟ -
لطفا برای قرارتون بشینید
قرار من؟
خانم برندا
واو
اون یه ظاهر خیلی خیلی خوبیه، خانم برندا
خب، متشکرم، آقای جیبی قربان
خانوم
لطفا، قربان - ...امروز ما -
تیکا ماسالا"ی گوشت برۀ لذیذ داریم"
...مقداری سالاد "کاری"، بفرمایید
"برنج، و مقداری نان هندی و "پاپادوم...
همۀ اینا از کجا میاد؟
اونا پختند
یه دقیقه صبر کنید، شما آشپزی بلدین؟
بله، جیبی قربان. یه کمی
...ولی
همۀ بریدنهارو خانم برندا انجام داد
حقیقت داره - خوبه -
من اطمینان حاصل کردم
ما داریم تلاش میکنیم با این غذا از شما تشکر کنیم
و همچنین میخواستیم بگیم
که ما خیلی، خیلی متاسفیم، قربان
چون شمارو در آزمونها سرافکنده میکنیم
ما هیچوقت نمیتونیم چیزی رو که بما دادی جبران کنیم، جیبی قربان
جبران کنی؟ بچهها، بیخیال
دارید در مورد چی صحبت میکنید؟
اوکی، ما همه اینجا باهم هستیم
پس بزارید از خدا تشکر کنیم و بزارید یه دعا بکنیم
اوکی
میبخشید - جیبی -
باید به این جواب بدم. اش هستش
جداً؟ الان؟ - من عذر میخوام -
سلام - ...جیبی قربان -
آره، متاسفم. من وسط یک
دعا هستم الان
ولی، میخواستم بهت اطلاع بدم
که آزمون دوم رو از لیگ بزرگ بیسبال گرفتیم
آره، دو هفتۀ دیگه در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی خواهد بود
پس آماده شو. خیلی خب، بعدا باهات تماس میگیرم و اطلاعات لازم رو میدم
آره، خدافظ. میبخشید. کجا بودین؟
ما داشتیم دعا میکردیم؟
داری سر به سر ما میزاری، رفیق؟
نه، من سر به سر شما نمیزارم شما یه آزمون دوم دارید
بسیار خوب. پس شروع کنید به کشش عضلات
ولی ایندفعه، کمی متفاوت انجامش میدیم
بله. ما خوب پرتاب خواهیم کرد
ترجیحاً شما بهتر پرتاب خواهید کرد
...بله، ولی ایندفعه، بچهها، من
من فقط میخوام شما لذت ببرید
بله، قربان - اوکی؟ -
دفعۀ قبل که این کارو کردیم، همهش تجارت بود و اون تقصیر من بود
ولی بیسبال نباید فقط تجارت باشه، اوکی؟
شما باید لذت ببرید
چطوره که اینو نمینویسید؟
اوه، بله، من باید اونو بنویسم. یادداشت شد، جیبی قربان
و بمن گوش کنید، بچهها، مهم نیست هر اتفاقی بیوفته
میخوام شما بدونید که شما هیچوقت، هرگز
نمیتونید منو سرافکنده کنید
اوکی، من هرگز بیشتر از این
در تمام عمرم به کسی افتخار نکردم
پس من میخوام از شما تشکر کنم
من واقعا شما بچههارو دوست دارم
من گشنمه
ما بایستی بخوریم - ما بایستبخوریم. غذای زیباییه -
خانم برندا، ناراحت نمیشی اگه اونا هم در قرارمون به ما ملحق بشن؟
طور دیگهای بود قبول نمیکردم
چندتا صندلی بیارید، بچهها - ...نه، نه، نه -
آمیت، آمیت، یه صندلی بکش بیار یالا، طوری نیست
قربان، غذای هندی بهترین غذاست، قربان
صبر کن. صبر کن. بشقابتو بردار =- همه چیزو امتحان میکنم -
نه به اندازۀ دفعۀ قبل
کی اهمیت میده؟ به اندازۀ کافی هست
خب، این یه کمی بیشتر شبیه آزمون هستش
سلام، ری، تام - جیبی -
کار خوبی برای ترتیب این شده
نمیتونست آسون باشه
بسیار غیرمحتمل بود
ولی ما تونستیم از پسش بربیایم
بایستی دفعۀ اول بهت گوش میدادم
اوه، فکر میکنی؟
از اون بابت متاسفم - فراموش کن. زنده باش و یاد بگیر -
تو عصبی هستی؟ - بسختی میتونم نفس بکشم -
خب، پس احتمالا وقت خوبی نیست
تا اطلاع بدم که چنگ اینجاست
چی؟ جداً؟ - بله. ساعت پنج -
من واقعا حالم خوب نیست
خب، روی شانس هستی. دکتر تشریف آورد
سلام - سلام -
سلام. واو. تو تونستی بیای
البته. برای دنیا هم از دستش نمیدادم
داری شوخی میکنی؟ ولی الان اینقدر عصبی هستم، که نفس کشیدن سخته
...آره، میدونم. من هم مثل تو - تو داری اونو حس میکنی؟ -
فکر کنم واقعا ازت خوشم میاد، خانم برندا
من هم واقعا از تو خوشم میاد، آقای جیبی قربان
ببینید، همۀ این چیزا متاثر کننده ست
ولی ما باید این آزمون رو شروع کنیم
جیبی، شاید بخوای با پسرهات صحبت کنی
کمی متزلزل بنظر میان
نه. میدونید چیه؟ میخوام آمیت این کارو بکنه
من؟ - آره -
تو میخواستی یک مربی بشی. برو مربیگری کن
اوکی - نه، نه، نه. اونو بده بمن. اونو بده بمن -
اونو بده بمن
برو باهاشون صحبت کن
روشنشون کن
برو بیارشون
آمادهاید؟
تمام عمرم میخواستم یک بیسبالیست بشم
یک ورزش بزرگ هستش
ولی هرگز توی رویا ندیدم که ممکن باشه
تو، رینک، تو، دینش
شما الان بیسبالیست هستین
بیسبالیستهای واقعی
الان پسرهای کوچیک توی هندوستان
میتونن آرزو کنن که مثل شما بشن
پس، بیایید بریم
...بیایید بریم و بیایید
جیبی، ری، برندا، تام...
و خونوادۀ خودمون رو سربلند کنیم، هان؟
شما با من موافقید؟
هندوستان" روی سه"
یک
دو
سه
هندوستان
هی، برادرها
من رویای خودم رو در هر دوی شما میبینم
پیروزی شما، پیروزی منه
لرزه بنداز، برادر
کی میدونست؟
اون الان داره چیکار میکنه؟
داره لذت میبره
...صداش مثل - عصاره -
نود و سه
آره! آره
آره
آره! آره
آره
دربارۀ تیم پایرتز پیتزبورگ چی میدونی؟ هر چی؟
خب، اونا تیم جدید تو هستند
به شما الان یک پیشنهاد قرارداد
با پایرتز پیتزبورگ داده شده
رینکو سینگ و دینش کمار پاتل هر دو به خدمت پایرتز پیتزبورگ درآمدند، 10 ماه بعداز آنکه یک توپ بیسبال را برای اولین بار برداشتند
آنها اولین ورزشکاران هندی بودند که به استخدام یک لیگ ورزشی بزرگ آمریکایی درآمدند
آمیت روهان به هندوستان برگشت و بیسبال آموزش میدهد او تیمی را مربیگری میکند که هیچ بازی را در سه سال نباخته است
جیبی برنستین به "بازوی میلیون دلاری" ادامه داد
جیبی هم اکنون ماجراجویی اخیر خود را آغاز کرده است او و برندا خانوادۀ خود را دارند
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.