All language subtitles for April.2024.WEB.Dream.Per

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫جرثقیل‌ها...

‫پرواز می‌کنن...

‫کجا می‌رن؟

‫یه جای دور.

‫چند تان؟

‫پنج...

‫یک...

‫دو...

‫سه...

‫چهار...

‫پنج...

‫گرفتمت، گرفتمت!

‫من بردم!

‫نینا...

‫نینا...

‫کجا می‌ری؟

‫[آوریل]

‫کاری که می‌گم رو بکن.

‫نفس عمیق.

‫نفس بکش.

‫شروع شده؟

‫الان زایمان می‌کنی.

‫نفس بکش...

‫دهنت رو باز کن، نفس بکش.

‫آروم...

‫تزریق رو کم کن.

‫تزریق رو آروم‌تر کن.

‫آروم، آروم، آروم...

‫یک، دو، سه...

‫آفرین دختر... زور بزن!

‫یک، دو...

‫اومد بیرون!

‫یکم دیگه!

‫زور بزن دختر، زور بزن...

‫زور بزن!

‫زور!

‫یک، دو، سه...

‫کاری که می‌گم رو بکن، تقریبا تمومه!

‫زور بزن! بده! اومد بیرون! اومد بیرون!

‫کمک!

‫خوبه، موفق شدی!

‫بچه‌ام...

‫گریه نمی‌کنه...

‫گریه نمی‌کنه.

‫خیلی متاسفم.

‫الان متاسفی.

‫نینا...

‫این آقا حق داره بدونه دقیقا چی شده ‫ و دلیلش رو بدونه.

‫درک می‌کنم.

‫سعی می‌کنم مرحله به مرحله ‫توضیح بدم چی شد.

‫اون بارداریش رو توی بیمارستان ‫ ثبت نکرده بود.

‫برای همین تحت مراقبت ‫و آزمایش‌های همیشگی نبود.

‫یعنی تقصیر ماست؟

‫این بحث کمکی نمی‌کنه.

‫ایشون خودشون درخواست دادن ‫ پلیس تحقیقات رو شروع کنه.

‫بعد از اون مشخص می‌شه دقیقا چی شده.

‫وقتی آوردمش، حالش کاملا خوب بود.

‫بعدش چی شد؟

‫من هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم.

‫پس چرا یهو بچه‌ام مرد؟

‫باور کن که ما هم توی دردت شریکیم.

‫من خودم دو تا بچه دارم.

‫چرا نذاشتین مادرم موقع زایمان داخل باشه؟

‫سیاست‌های ما در مورد همراه‌ها ‫ خیلی سختگیرانه‌ست.

‫برای حفظ محیط استریل فقط ‫ کادر درمان اجازه دارن داخل باشن.

‫هیچ استثنایی وجود نداره.

‫سوال‌هات رو درک می‌کنم...

‫فقدانتون غیرقابل تصوره.

‫هر کاری از دست‌مون بر بیاد می‌کنیم ‫ تا به پاسخ سوال‌هاتون برسید.

‫اگه می‌دونستم قراره اون باشه...

‫هر کاری می‌کردم تا از همسرم دور نگهش دارم.

‫نینا بهترین متخصص زنان و زایمان ماست...

‫هزاران زایمان انجام داده.

‫این اولین موردیه که...

‫مطمئن نیستم دکتر دیگه‌ای می‌تونست ‫ بهتر عمل کنه یا نه.

‫مطمئن نیستم حتی خودم چی کار می‌کردم.

‫وقتی موقع زایمان مشکلی پیش میاد...

‫همیشه نینا رو خبر می‌کنیم.

‫الان وقت سرزنش کردن نیست.

‫دیوید، ازت می‌خوام که تحقیقات ‫ ماجرا رو پیگیری کنی.

‫باور کن هیچ‌کس دنبال فرار از مسئولیت نیست.

‫الان کلی بیمار زیر نظرمه...

‫می‌دونم، دیوید.

‫خودم برنامه‌ات رو خالی می‌کنم.

‫خب، من رو ببخشید.

‫باید برم، بیمارها منتظرمن.

‫الان برمی‌گردم.

‫می‌دونم توی روستاها سقط جنین می‌کنی.

‫تو قاتلی.

‫بیا... بیا...

‫بیا... بیا اینجا...

‫بهت غذا می‌دم.

‫سلام.

‫سلام.

‫سوار شو، می‌رسونمت.

‫سمت روستا می‌ری؟

‫سمت دریاچه می‌رم، ‫ولی می‌تونم توی روستا پیاده‌ات کنم.

‫باشه.

‫اهل همین اطرافی؟

‫نه، نیستم.

‫اومدم به یکی از فامیل‌هام سر بزنم.

‫وقتی بچه بودیم، با خواهرم و ‫پدر و مادرمون تعطیلات رو اینجا می‌گذروندیم.

‫کنار همون دریاچه‌های پرورش ماهی ‫ که آب گل‌آلود دارن.

‫خیلی خطرناک بودن.

‫اجازه نداشتیم شنا کنیم.

‫یازده، دوازده سالم بود...

‫که با خواهرم یواشکی رفتیم کنار دریاچه.

‫خواهرم مستقیم رفت داخل آب...

‫توی گل گیر کرد و نتونست بیاد بیرون.

‫انقدر ترسیده بودم که توی گل گیر کنم ‫ که خودم هم جرئت نکردم برم کمکش.

‫جرئت نکردم برم خونه کمک خبر کنم.

‫می‌ترسیدم تنهاش بذارم.

‫فقط نشستم و گریه کردم.

‫از ترس این که توی گل غرق شه.

‫ولی بدتر از همه خجالت این بود که ‫ نتونسته بودم از ترس برم کمکش.

‫غرق شد؟

‫نه.

‫الان یه مادر خوشحاله و دو تا بچه داره.

‫برات ساک بزنم؟

‫بزن.

‫خسته‌ام.

‫اسمت چیه؟

‫لال شدی حالا؟

‫واسم بخور.

‫بیا داخل.

‫می‌شه بیام داخل؟

‫آره، حتما.

‫اومدم ازت کمک بخوام.

‫اگه کسی غیر از تو مسئول تحقیق باشه، ‫ فقط دنبال بهونه‌ان که اخراجم کنن.

‫ولی من دنبال حمایتت نیستم. ‫ چون اشتباهی نکردم.

‫فقط یه تحقیق منصفانه می‌خوام.

‫هر نتیجه‌ای بگیری، به قضاوتت اعتماد دارم.

‫تو تنها کسی هستی که اینجا بهش اعتماد دارم.

‫به تخصص و دانشت اعتماد دارم.

‫چرا سزارین نکردی؟

‫نمی‌خواست. و من حق نداشتم ‫ به زور مجبورش کنم.

‫ولی اون توی شرایطی نبود ‫که خودش تصمیم بگیره.

‫وقت نداشتم. نمی‌تونستم ‫منتظر جواب آزمایش بمونم.

‫بارداریش ثبت نشده بود. ‫ شیش ماه هیچ پزشکی ندیده بودش.

‫امن‌ترین کار برای خودش و بچه‌اش سزارین بود.

‫خودت هم این رو می‌دونستی.

‫آره.

‫ولی خودش زایمان طبیعی می‌خواست.

‫نینا، توی وضعیت روحی درستی نبود...

‫من خیلی از زایمان‌ها رو بدون ‫ مانیتورینگ جنین انجام دادم.

‫حتی زایمان‌های زودرس.

‫اگه تصمیم می‌گرفتی سزارین کنی...

‫ممکن بود از این اتفاقات جلوگیری بشه.

‫اون وقت مسئولیتش با تو نمی‌بود.

‫این همه شایعه درباره‌ات پخش نمی‌شد...

‫ دنبال بهونه‌ست که اخراجت کنه.

‫ترجیحا بر اساس گزارش من.

‫من اشتباهی نکردم.

‫به‌ جز کارم، چیزی برای از دست دادن ندارم.

‫بار ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

‫چطوری؟

‫بد نیستم..

‫با کسی هستی؟

‫نه.

‫رابطه‌ای نداری؟

‫هشت سال هیچ رابطه‌ای نداشتی؟

‫نه.

‫همیشه غیرمنطقی بودی.

‫اون موقع جوان بودیم.

‫اون شایعه‌هایی که راجع ‌به ‫ سقط ‌جنین می‌گن...

‫اگه درست باشن، داری زندگیت رو نابود می‌کنی.

‫نه کسی ازت تشکر می‌کنه، ‫نه کسی ازت دفاع می‌کنه.

‫می‌دونم.

‫هیچ‌وقت نذاشتی...

‫کمکت کنم.

‫زنه از این که بچه مرده بود، راحت شده بود.

‫یه آرامش عجیبی توی صورتش بود.

‫این مزخرفات رو جلوی کسی نگو، خب؟

‫مرسی که وقت گذاشتین.

‫بفرما بشین.

‫بچه‌ها کجان؟

‫همه توی مزرعه‌ان.

‫انگار بارداره.

‫پریودش عقب افتاده.

‫فقط یه ماه؟

‫یادم نیست ماه قبل شده یا نه...

‫ولی مطمئنم این ماه نشده.

‫مزیا، این‌جوری سلامت جسمی ‫و روانیش رو از بین می‌بریم...

‫اگه بچه رو نگه داره، ‫نمی‌تونیم دیگه توی روستا بمونیم.

‫به‌ خدا نمی‌دونم کی باعث بارداریش شده.

‫نمی‌دونم چطوری می‌ره بیرون.

‫همیشه پیش خودم نگهش می‌دارم.

‫می‌فهمم.

‫ولی مادر شدن حقشه...

‫مگه نه؟

‫اگه شوهرم بفهمه یکی حامله‌اش کرده...

‫نمی‌دونم چیکار می‌کنه.

‫مجبور می‌شیم از اینجا بریم.

‫خیلی زشته.

‫قرص‌هایی که پیشنهاد داده بودم چی شد؟

‫اگه قرص بخوره، دیگه نیازی به سقط نیست.

‫قرص می‌خوره؟

‫یادش می‌ره.

‫نمی‌تونه هر روز بخوره.

‫خودت چرا قرص رو امتحان نمی‌کنی؟

‫ببین چقدر خسته‌ای...

‫با همه کارهای خونه...

‫و این همه بچه.

‫فقط همون ‌قدری که خدا بهم بده.

‫اگه قرص بخوری، ‫فقط بین خودمون می‌مونه.

‫نمی‌تونم قرص بخورم.

‫اونم نمی‌تونه.

‫بیا.

‫این رو در بیار.

‫این رو هم در بیار.

‫بسه، ساکت.

‫من اینجام، نترس.

‫نکن...

‫مزیا، این بیشتر از یه ماهه بارداره.

‫جنین بزرگ‌تره.

‫مزیا، توی روستا درباره‌ام حرف می‌زنن؟

‫نمی‌دونم.

‫می‌خوای برات قهوه بیارم؟

‫نه، باید برم سراغ مریض‌های ‫ دیگه توی روستاها.

‫کی می‌تونی برگردی؟

‫سعی می‌کنم یه کاریش بکنم.

‫لطفا سعی کن آروم باشی...

‫درد نداره.

‫پاهات رو شل کن...

‫آفرین.

‫پاهات رو بذار پایین.

‫خب، برو لباست رو بپوش.

‫بیا، بشین.

‫مادرت باهام تماس گرفت...

‫نگرانه که چرا تا حالا باردار نشدی.

‫بیا سوابق پزشکیت رو بررسی کنیم.

‫خدیجه اسماعیلوا، 16 ساله.

‫تاریخ ازدواج، دسامبر 2022...

‫خدیجه، واقعا دلت می‌خواد الان مادر بشی؟

‫واقعا؟

‫هنوز خیلی جوانی، ‫ می‌تونی یکم صبر کنی.

‫مثلا پنج سال دیگه؟

‫تو سالمی.

‫بدنت فقط هنوز آماده نیست.

‫واقعا الان بچه می‌خوای؟

‫بعد از رابطه با صابون لباسشویی ‫ خودم رو می‌شستم...

‫یه دوستم گفته بود این‌جوری حامله نمی‌شی.

‫گوش کن...

‫صابون و این چیزها جلوی بارداری رو نمی‌گیرن.

‫شوهرت چند سالشه؟

‫هفده.

‫اونم بچه می‌خواد؟

‫آره.

‫مدرسه می‌ری یا ترک تحصیل کردی؟

‫مدرسه می‌رم.

‫یه قرص‌هایی هستن...

‫اگه خانمی بخورشون، باردار نمی‌شه.

‫من این قرص‌ها رو بهت می‌دم، ‫ ولی نباید به کسی بگی، باشه؟

‫هیچ‌کس نباید از این قضیه باخبر بشه.

‫باید هر روز بخوریش.

‫ولی فقط وقتی که نمی‌خوای بچه‌دار بشی.

‫اگه نخوری، ممکنه باردار بشی.

‫کسی نمی‌فهمه؟

‫واسه معاینه میارنت پیش خودم.

‫باید هر روز این رو بخوری.

‫بعد صبحانه.

‫غذا می‌خوری، بعدش قرص رو می‌خوری.

‫اگه حالت تهوع داشتی، یا حالت بد شد...

‫باید بهم بگی.

‫باشه؟

‫قول می‌دی اگه حالت بد شد بهم بگی؟

‫قول می‌دم.

‫هیچ‌کس نباید بفهمه که من ‫ این قرص‌ها رو بهت دادم.

‫وگرنه جفتمون توی دردسر می‌افتیم...

‫باید یه راز بین خودمون بمونه.

‫قول می‌دی؟

‫قول می‌دم.

‫بگیرش.

‫از پنس استفاده کردی؟

‫نه.

‫ممکنه بخاطر آسیب فیزیکی بوده باشه؟

‫نه.

‫چند هفته‌ست؟

‫سی هفته.

‫خیلی‌خب، بذار یه نگاه بندازم...

‫اول بریم سراغ ریه‌ها.

‫این آزمایش نشون می‌ده که ‫ می‌تونسته نفس بکشه یا نه.

‫همه چیز اینجا مشخصه.

‫بافت ریه کامل شکل نگرفته...

‫توی این شرایط باید سزارین کرد.

‫ولی هنوز باید همه‌ چیز رو بررسی کنیم.

‫ثبت کن...

‫نوزاد پسر...

‫زایمان زودرس...

‫سن بارداری - سی هفته.

‫آزمایش اولیه ریه‌ها ‫ نشون دهنده‌ی...

‫سندروم دیسترس تنفسی ‫نوزاد تازه‌ متولد هستش.

‫ممنون که قبول کردی این کار رو بکنی.

‫اگه اخراجت کنن، من با کی اینجا بمونم؟

‫آدم‌های اینجا فقط واسه حقوق و ‫ مزایا کار می‌کنن.

‫نینا، نمی‌ترسی یه روز گیر بیفتی و همه چیز ‫ رو از دست بدی؟

‫هیچ ‌کس دلش نمی‌خواد سقط جنین انجام بده.

‫ولی بالاخره یکی باید این کارو بکنه.

‫چرا باید تو باشی؟ ‫بذار یکی دیگه انجامش بده.

‫می‌دونی که پرستارها از این راه پول درمیارن.

‫اگه مشکلی پیش بیاد، پرستار ‫ می‌تونه مریض رو نجات بده؟

‫می‌تونن برن تفلیس و سقط جنین کنن.

‫بقیه باید بارداریشون رو مخفی کنن. ‫ یا پول قرص رو ندارن.

‫چطور می‌تونم قبول نکنم.

‫مطمئنم که درکم می‌کنی.

‫دیر یا زود قانون عوض می‌شه.

‫مگه خودت برا وزارت‌خونه نامه نمی‌فرستی؟

‫تا حالا ازشون جوابی گرفتی؟

‫شیفت توئه امشب؟

‫نه.

‫بیمارستان این هفته کنسرت برگزار می‌کنه.

‫بچه‌های کارمندها قراره اجرا داشته باشن.

‫زنم خونه‌ست داره با بچه‌ها تمرین می‌کنه.

‫قراره آواز بخونن.

‫نیکو هم مثل مادرش استعداد موسیقی داره.

‫بالاخره یکی توی خانواده‌مون هست ‫ که قراره دکتر نشه.

‫شاید نباید اینو بگم، ولی...

‫بعضی روزها دلم برات تنگ می‌شه، ‫مثل دلتنگی برای بچگی‌هام.

‫چرا با من ازدواج نکردی؟

‫چرا دائم از این موضوع حرف می‌زنی؟

‫بلاخره یه روزی باید برام توضیح بدی.

‫عمرا اگه جواب می‌داد.

‫توی زندگی من واسه کسی جا نیست.

‫چرا نینا؟

‫از زندگیت راضی نیستی؟

‫در کل، چرا.

‫اگه نمی‌خوای مردی توی زندگیت باشه، ‫ حداقل یه بچه بیار.

‫دلت برام می‌سوزه؟

‫خیلی چیزها رو عوض می‌کنه...

‫میاد بهت سر بزنه؟

‫میاد دیدنت؟

‫نه، وقتی وقت داره می‌ره اروپا تفریح.

‫خانم!

‫بیایین اینجا!

‫اینجا گاوهای بهتری داریم.

‫به چی نگاه می‌کنی؟

‫دختر خوب...

‫فکر کنم واقعا یه چیزی ازمون می‌خواد.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫می‌تونی بعدش ماشین من رو بشوری؟

‫آره، دو دقیقه دیگه.

‫- مرسی. ‫- خواهش می‌کنم.

‫مزیا، این رو ببند لطفا.

‫مرسی.

‫الان میاد بیرون.

‫به کسی شک نداری؟ ‫که ممکنه کی باشه؟

‫نه.

‫- پاش خیلی سفته. ‫- آروم باش.

‫باید شلش کنه.

‫آروم باش.

‫باید آمپول بزنم.

‫یه نفس عمیق بکش.

‫نفس بکش.

‫خیلی سفت شده مزیا، باید شلش کنه.

‫درد داره.

‫یه دقیقه دیگه تموم می‌شه.

‫تمیزت می‌کنم بعدش می‌تونی بلند شی.

‫زیاد نمی‌مونم.

‫ماشینم توی گل گیر کرده.

‫همین که بارون بند بیاد، می‌رم.

‫توی این همه گل و لای؟

‫نمی‌تونی ماشینت رو دربیاری.

‫بیا، پیشمون بشین.

‫مزیا.

‫مزیا!

‫یه بشقاب واسه مهمونمون بیار.

‫مرسی.

‫بیا، بیا.

‫مزیا، گرسنه نیستم. زیاد نکش.

‫این خانمیه که همه‌ی شما رو به دنیا آورده.

‫دکتره.

‫مرسی.

‫مزیا، بیا پیشمون بشین.

‫الان میام.

‫صرفا داشتم یه سری مریض رو ‫ توی روستاها معاینه می‌کردم.

‫ولی واقعا باید برگردم بیمارستان. شیفت دارم.

‫تا صبح بند نمیاد.

‫تنها توی این وضع هوا کجا می‌خوای بری؟

‫خطرناکه.

‫از چی باید بترسم؟

‫ممکنه یه جا توی گل و لای زمین بخوری.

‫ما که لایق آسفالت و جاده درست نیستیم...

‫ولی یه مدرسه جدید داریم ‫ که شبیه سفینه‌ست.

‫مزیا.

‫مزیا! بیا اینجا.

‫اون داخل داری چیکار می‌کنی؟

‫بیا بشین پیشمون.

‫بذار یه بار خودشون درست کنن.

‫باید بخوابن.

‫صبح زود مدرسه دارن.

‫اصلا واسه چی می‌رن مدرسه؟

‫چی می‌خونن؟

‫کمکت می‌کنم ماشین رو در بیاری.

‫کمکم کن این رو دربیارم.

‫پاهات گرم شدن؟

‫درستش کن لطفا.

‫خوبه.

‫مرسی.

‫- پاهات گرم شدن؟ ‫- آره

‫- جفتشون؟ ‫- آره.

‫بذار فشار خونت رو بگیرم.

‫کمکم کن.

‫یکم بیا سمتم.

‫سوپو، حالت چطوره؟

‫خوبم.

‫بیا جلوتر.

‫داره میاد؟

‫بیا داخل.

‫سلام.

‫خبرها رو شنیدی؟

‫نه، تازه شیفتم رو شروع کردم.

‫صبح پلیس‌ها اومدن، ‫می‌خواستن باهات صحبت کنن.

‫یه زن جوان تو یکی از روستاهای ‫ اطراف کشته شده.

‫کالبدشکافی نشون داده که اخیرا ‫ سقط جنین داشته.

‫هیچ‌جا ثبتش نکرده بود، ‫ نه بارداریش رو، نه عملش رو.

‫تو ازش چیزی می‌دونی؟

‫اسمش چی بوده؟

‫کر و لال بوده.

‫چطور اتفاق افتاده؟

‫شوهر خواهرش سال‌ها بهش تجاوز می‌کرده.

‫چطوری کشتتش؟

‫واقعا می‌خوای جزئیاتش رو بدونی؟

‫خیلی‌خب، آروم باش...

‫چیزی که شده رو نمی‌شه تغییر داد.

‫درجا مُرده؟

‫می‌خوای ساعت دقیق مرگش رو بگم؟

‫باید شدیدترین مجازات رو براش در نظر بگیرن.

‫نینا...

‫سقط کار تو بوده؟

‫آره، کار من بود.

‫بیمارستان چی می‌شه؟ ‫به عواقبش فکر کردی اصلا؟

‫همه‌ی سقط‌هایی که تا حالا ‫ انجام دادی رو بررسی می‌کنن.

‫راجع ‌به بقیه نمی‌تونم چیزی بگم.

‫فقط می‌تونم درباره همین زن، ‫ همین یه بیمار حرف بزنم.

‫اگه همین یکی رو قبول کنی، ‫ باید بقیه‌ش رو هم بگی.

‫مجبورت می‌کنن اسامی همه رو بدی.

‫پنج سال بعدی رو باید با بازپرس‌ها بگذرونیم.

‫دیگه بیماری نداری، ‫هیچ‌جا بهت کار نمی‌دن.

‫حتی اگه دستگیر هم نشی نینا، ‫ زندگیت نابود می‌شه.

‫و من هم مجبورم همراهت ‫ مسئولیتش رو قبول کنم.

‫هر چی بگی انجام می‌دم.

‫نینا، می‌فهمی قانون یعنی چی؟

‫اگه می‌خوای کار کنی، ‫باید طبق قانون پیش بری.

‫بعضی وقت‌ها قانون ممکنه ‫ برخلاف وجدانمون باشه...

‫ولی همچنان قانونه.

‫اگه من نباشم، یکی دیگه این کار رو می‌کنه.

‫بیا داخل.

‫بیاییم بشینیم؟

‫سلام.

‫شروع کنیم؟

‫ایرما لاسالاشویلی، هجده ساله.

‫دوره‌ی بارداری. بیمار توی برنامه‌ی ‫ مشاوره‌ی زنان ثبت نشده بود...

‫بنابراین هیچ سابقه یا اطلاعاتی...

‫راجع ‌به دوران بارداریش در دسترس نیست.

‫تشخیص بالینی هنگام ورود به بخش زایمان...

‫سی ‌هفته باردار، نمایش سفالیک، ‫ زایمان زودرس، مایع آمنیوتیک کدر و ابری.

‫نوزاد پسر: وزن 1450 گرم، قد 40 سانتی‌متر، ‫ در حالت اختناق.

‫با وجود تلاش برای احیا، ‫مرگ نوزاد 5 دقیقه بعد از تولد ثبت شد.

‫ده آوریل 2023، ساعت 03:30 بعدازظهر.

‫تشخیص آسیب‌شناسی: دلیل اصلی: هیپوکسی ‫پس از زایمان در نوزاد نارس و کم ‌وزن.

‫عوارض اولیه: هیپوکسی حاد، آسپیراسیون شدید ‫ مایع آمنیوتیک، آتلکتازی اولیه‌ی ریه‌ها.

‫عدم عملکرد سیستم عصبی مرکزی و ‫ خون‌ریزی شدید موضعی، خون‌ریزی داخل‌مغزی.

‫تورم اطراف مغز: خون‌ریزی زیرعنکبوتیه...

‫خون‌ریزی و اختلال در جریان خون به ‫ غدد درون‌ریز و اندام‌های پارانشیمی.

‫عوارض ثانوی: هیپوکسی پیش از زایمان.

‫رشد ناکافی ریه با باقی ماندن ‫ ساختارهای عروقی موضعی.

‫تغییرات دژنراتیو در مغز و ‫اندام‌های پارانشیمی.

‫عوامل هم‌زمان سوم...

‫پلی‌کیستیک دوطرفه، چهره‌ی پاتری، ‫ رشد ناکافی ریه‌ها.

‫علت مرگ نوزاد نارس و کم‌وزن...

‫هیپوکسی پس از زایمان در ‫حضور آسپیراسیون شدید...

‫مایع آمنیوتیک و آتلکتازی اولیه‌ی ریه‌ها...

‫که در بستر هیپوکسی مزمن پیش از زایمان...

‫همراه با کم‌وزنی و اختلال ‫رشد جنینی اتفاق افتاده.

‫در مرگ شناسی یا فرایند مرگ، وجود ‫ناهنجاری‌های شدید زمینه‌ای...

‫مثل رشد ناقص ریه و پلی‌کیستیک ‫ دوطرفه، اهمیت داره.

‫پیوست: بیمار در بیمارستان ثبت نشده بود...

‫بنابراین قبل از زایمان هیچ ‫تصویربرداری‌ای انجام نشده.

‫در موارد نقص مادرزادی، سقط یا زایمان باید ‫ قبل از هفته‌ی 22 بارداری انجام بشه.

‫امضا: پاتولوژیست قانونی، ‫چنگیز نانوباشویلی، 17 آوریل 2023.

‫شاید خدا سختی‌هارو می‌فرسته ‫که ایمانمون رو محک بزنه...

‫تا یاد بگیریم چطور به ناامیدی غلبه کنیم.

مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫@CinemDreaming

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.