Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کمال احترام به شاعر سینما بن ریورز
بر اساس داستانی کوتاه از پل بلز
آسمان میلرز و زمین می غرد و دو چشم برادر نیستند
او به تمام نقاط آسمان و درد سلام می دهد
!! درد نه
زمین
زمین
او به تمام نقاط آسمان و زمین سلام می دهد
جایی که درست است
او در اندیشه است که رنگ آسمان از پر عقاب هم سیاه تر است
اون احساس کرد در دره تا راستای رود باران میبارد
او گفت : که چشمانش خواب آلود است
اما چیزی برای قرار دادن در زیر سرش نداشت
سه روز بود که باران می آمد و آب از شدت بارش از سد خارج شده بود
خارج از اونجا و پشت بامبو ها
در کنار پل کافه ای قرار داشت
مردی در کافه بود به نام بن تاژه
او به آنجا آمده بود که با پسر عمویش ملاقات کند
...... او در جامافنا کار میکرد / روزی که او از آنجا باز میگردد
دید که چیزی به روی سنگ فرش قرار دارد
اونو برداشت
و دید که به جای اسمش روی نامه نوشته ( نامه را بخوان )
داخلش
ورقی بود که آنرا خواند
آسمان میلرزد و زمین می غرد و دو چشم برادر نیستند
بن تاژه اصلا سر در نیاورد
او خیلی خوشحال شد
چرا که اسم خودش در کاغذ نامه بود
گفته نامه به این معنیست که شیطان در این نزدیکیست
♫♫
شروع کن
اون کیه؟
زیاد به سمت چپت توجه نداری . این خوبه . نه ؟؟
.....این چیزی به اونها میده که
عبدوالله . تو فقط صاف وایستا
اونها میخواند شما اینطوری وایستید . باشه ؟؟
مرد من نه میفهممت . نه حست میکنم (بازیت خوب نیست یا احساس نداره )
شکیب . این چیزی هست که تو باید بگی
شیخ رفت بلند شو
شیخ رفت
!!شیخ رفت
بلند شو
فقط دیالوگت رو بگو و برو
شیخ رفت
هوی شیخ رفت
بلند شو
شیخ با قاطرش رفت
بلنو شو
شکیب کافیه
شکیب برو اونجا وایستا
بعدش این دیالوگ رو بگو
آروم باشید
شیخ رفت . شیخ رفت
شیخ رفت
شیخ با قاطرش رفت
این یک سیگاره
اینم یک 100 درهمیه
سیگار رو قرار میدم داخل 100درهمی
بعد 100درهمی را رول میکنیم
اینم از 100درهمی و سیگار
سیگار هم داخل 100درهمی است
بعد قرارش میدیم داخل لیوان
بعدش میمکیمش
لیوان رو میزاریم کنار
الانم . تو دستم میچرخونمش
اینم از این
ایشام . هرکسی خوب بازی نکنه میزاریمش کنار حواست باشه
چه خبره؟؟
دوباره میگیریم ( اصطلاح سینمایی)
خیلی خب اولیور
اولی؟؟
هم میخواییم لنز رو عوض کنیم
هم اینکه بچه های صحنه خسته اند
هیچ اتفاقی نیوفتاد
خونی هم در کار نیست
اینم واقعی هست
خدایا شکر
زمانی که تو میری سمت موقعیتت . ما ازت فیلم میگیریم
تو میتونی بازیتو از روی لوکیشن تعیین شدت شروع کنی
اولش حالت عادی داشته باش و نگاه کن
بعدش اون سمتو نگاه کن
سرتو بچرخون
بالا رو نگاه کن نه این سمت
خیلی بده . نه ؟؟
این خیلی بده
لعنت بهش . اون داره اون سمت رو نگاه میکنه . کات
♫♫♫♫♫
بفرمایید
ممنون
*هتل*
با من بیا
با من بیا . زود باش
اینجا کاری برای انجام دادن نداری
با من بیا و روزتو ادامه بده
صاف وایستا
طناب رو ببند
!! بهت میگم صاف وایستا
گره بزن
تکون نخور
وایستا بهت میگم وایستا
پادشاه درب قوطی ها
صاف نگهش دارید و بعدش رهاش کنید
هنوز باید صاف وایستی . با من بازی نکن
وایستا گیج نزن . ما بهت میگیم که صاف وایستا
تو اومدی اینجا و این اطراف مشکل به وجود اوردی
تو دنبال این بودی و پیداش کردی
تو پیدا کردی اون چیزی رو که دنبالش بودی
صاف وایستاااا
به خدا قسم
ما اینجا انجامش دادیم
ما به نحو احسنت انجامش دادیم
به خدا قسم
برو وایستونش و مجبورش کن برقصه
یالا . برقص
یالا برقص
پادشاه درب قوطی ها . مگه بهت نمیگم برقص
این به معنی شروع رقصته
اینو کی اورده که اینجا برقصه ؟؟
پادشاه درب قوطی ها در حال رقصیدن
اون تقریبا آماده است ؟؟
بله درسته
اون عالی شده حاضرم قسم بخورم
اون داره جدی جدی رقاص خوبی میشه
اون قیمت خوبی پیدا کرده
نگاه کن ببین چطور داره میرقصه
همین رو میخواستیم اره همینو میخواستیم
فردا اون رو از اینجا میبریم و اون رو به پول نزدیک میکنیم (میفروشیمش)
من فکر میکنم این پسر 10 هزار تا ارزش داره
اگه خدا بخواد
ما قیمت را به مشتری میدیم
بدون سوال و جواب
من اینجام و یچیز خیلی جالب برات دارم
حرفی برای گفتن نیست من میخوامش
اون خوبه اون خیلی خوب میرقصه
یالا . نشون بده چی تو چنته داری
یالا . یالا
این چیه برداشتی برا ما اوردی؟؟
مادر قهبه ها
بی خاصیت ها
شما ها آشغالید
آدم ها سازنده هستند
اما شما آشغالا ویرانگرید
ما معامله کردیم همینه که هست
ما معامله کردیم و ما اونو فروختیمش به تو من به طور قانونی حقم رو گرفتم
باقیش به من ربطی نداره
اگه دوسش نداری برو بندازش تو رودخونه
جنس فروخته شده پس گرفته نمیشه
تو داری سر من کلاه میزاری
تو فکر کردی من احمقم یا یک چیز دیگه ؟؟؟
ها
شما یک کالای بی مصرف رو به من فروختید که من هیچ کاری نمیتونم باهاش بکنم
اون مثل مرده ها است *استفاده فعل کالا به جای فعل انسانی*
تو چیزی رو که دیدی خریدی ما با تو چشم بسته معامله نکردیم
اگه دوسش داری نگهش دار
اگرم دوستش نداری که هر کاری که خودت دوست داری باهاش بکن . به ما ربطی نداره
تصمیم با خودته
ما نمیشناسیمت
ما نمیدونیم که حتی تو کی هستی
مادر به خطا های بی خاصیت
گوه های بیمصرف
آشغالا
من دارم تلاش میکنم که به یک نتیجه ای برسیم . ولی شما دارین گند میزنین بهش؟؟ این چیزیه که شما بدست اوردید؟؟
این چیزیه که میخواستی ؟؟
بلند شید بزنیم به چاک
BEN RIVERS
The Sky Trembles and the Earth Is Afraid and the Two Eyes Are Not Brothers
با تشکر از هنر دوستان عزیز ترجمه از : مهدی و هادی میربابائی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.