Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بر اساس داده های اخیر، افراد تمایل دارند که در سنین 18 تا 24 سالگی تمایلات جنسی خود را با اجتماع به اشتراک بگذارند
نظرت چیه؟
برای برنامه اولمون اصلا بد نیست
این همه آدم از کجا آوردی؟ این همه دخترو؟
بین دوستای مونیکا و
لیست مشتریان بوتیک
تصمیم گرفتم منوی اصلی رو پیشنهاد بدم
بزارید بهتون معرفی کنم
قسمت هیجانی امشب
خوشمزه ترین چیزی که خواهید دید
مردِ عُقابی
بازی کلیدها ترجمه و زیرنویس از پژمان Pezhi.sub@gmail.com
ترجمه و زیرنویس از پژمان Pezhi.sub@gmail.com
شما باید آدریانا باشی
بله
بیا تو منتظرت بودم
بیا تو - بله -
یه دستی سر و روش بکشی محشره
این پذیراییه - بله -
غذاخوری
آشپزخونه
پلانِ عالی
اونم اتاق خوابه - بله -
... پس؟
پول آوردی؟
بله، البته بله، بله
یه لحظه
بفرمایید، اگر می خواید بشمارید
درسته
ممنون
به کُلبهی جدیدت خوش اومدی، عروسک
من همینجا زندگی می کنم
اگر چیزی لازم داشتی بهم بگو
اگر احساس تنهایی کردی یا حوس نوشیدنی کردی
بهم بگو میام کمکت
بله -
ممنون
بزارید درو باز کنم که بتونید برید
من درست اون روبروتَم
اینجا؟ انقدر نزدیک؟
همینجا، درسته - خوبه -
بعدا می بینمت - تا بعد -
اُسکار
ممنون که میای تعیین جنسیت
بودن شما خیلی بهم آرامش میده، باور کن
خیلی نگرانم
پس دوستی به چه درد می خوره
ها؟
البته، گَبی خیلی هم بهم حق انتخاب نداد
تو که می دونی چجوریه - می دونم چی میگی -
راستش، این همه چیز
چه می دونم، زایمان تو وان حموم
... با گالبه و
قابله، گالبه چیه؟ قابِلِه
همون عَن - آره -
جُفت خواری - جفت عضوی جدید از بدن مادران باردار است که) فقط در زمان بارداری و در دیواره داخلی رحم یا آن دومتر تشکیل می شود و بعد از زایمان هم از رحم خارج می شود. عمل خوردن جفت نوزاد خود پس از زایمان (در پستانداران متداول است. آره -
اینا واقعا اضافه کاریه
اُسکار، جفت خیلی خوراک خوبیه فوقالعاده مقویه
جدی میگم یالا، کمکم کن
چیکار می تونم بکنم؟ - ببینیم حالا -
وَلنتین: می دونی گَبی چجوری فکر می کنه؟
آره - اون خاصه -
موافقی؟ -
یا درکش کن یا ترکش کن
انتخاب دیگه ای وجود نداره
هِی چیکار داری می کنی؟
گوشیت اونجا نیست
عه
بیا اینجا خانوم جوون
نه تو چشام نگاه کن
خوب می دونی چرا حبس شدی، درسته؟
برای اینکه شما انصاف ندارید
نه دلیلِش این نیست
حالا دو روز دیگه ادامه میدم
بیا امیدوار باشیم تو و لوکاس به کاری که می کردید فکر کنید
حالا برو لباس عوض کن - نمی خوام برم -
خواستنی نیست
علاوه بر این مادرت می خواد ببینتِت
پس گوشیمو بهم بده
فقط اگر عجله کنی
دارم بهت میگم بهش فکر می کنم
آبجو نداری؟
یه سری خریدم اما یخچال لازم دارم
هنوز خیلی وسایل لازم داری
آره
اما حریم شخصی دارم
به خاطر من اونجا رو ترک کردی
من باعث ناراحتیت شدم؟
نه سیئِنا به هیچ وجه
همچین فکری نکن ... اتفاقی که افتاد اینه که
میکا دوران خیلی سختی رو می گذرونه
باید براش یه مکان امن پیدا می کردم
همین؟
میکا می تونه بیاد با ما زندگی کنه
خیلی خوب میشه
نه تو یه خونه ای که عشق بی تعهد جریان داره
نه، این چیزی نیست که الان میکا لازم داره
فکر می کنی ما چی هستیم؟
هیولا؟
اینجا برای میکا کوچیکه برای زندگی
آره، اما من دوسِش دارم
متاسفم، اما این تو نیستی که اینجا
با من زندگی می کنه
اینجا حالم خوبه واقعا
ممنون که اومدی، سیئِنا
فقط این مِلک عظیم رو ببین
حالا میفهمم چرا نمی خوان اِرث رو از دست بدن
سلام، حالتون چطوره؟ - عالی -
سلام
شما دوستای
پدر بچه هستید یا مادر؟
پدر - مادر -
عه،... پدر - جفتشون -
جفتشون - بله -
من اِلنا هستم، خواهر اِرنِستو عمهی وَلِنتین
از دیدنتون خوشحالیم - شما زن و شوهرید؟ -
بله، تازه باورت نمیشه
چه زن و شوهر فوقالعاده ای هستیم درست نمیگم عشفم؟
شما خیلی بانمکید - درسته؟ -
بچه دارید؟ - بله -
یه نوجوون ... که درواقع گمش کردم، ولی
باید همینجاها باشه اون ۱۶ سالشه
اوه ۱۶،خوبه که دختر به این سن دارید خیلی عالیه
ما واقعاً نگران گَبی بودیم
دیگه داشت دیر میشُد
اما بالاخره باردار شد
و خیلی خوشجالیم
بفرمایید
یه کادوی ناقابل
ممنون - مبارکه -
میزارمش اینجا
خیلی خوشگلی
عشقِ من
سلام فِسقِلی مامان بزرگ چطوره؟
فکر همه چیو کردی تو فوقالعاده ای
پس از مهمونی لذت ببرید
ممنون - مرسی مامان -
قیافهتم عوض کن ولنتین همکاری کن
! ببین پدرت چقدر خوشحاله
داره کوکتل درست می کنه - ! اوه -
لذت ببرید
بیا - ممنون بابت حمایتِت -
تو بینظیری
بهترین دوستم
تو هم بهترین دوست منی خودت میدونی
اِرنستو - بله؟ -
چی شده عزیزم؟
چطور پیش میره؟ کمک لازم داری؟
نه خودم درست می کنم مرسی
حلّه - سلام -
حال شما چطوره؟ - عالی -
مواظب سوسیس ها باش
وگرنه میسوزه و هیچی برای خوردن نداریم
چی؟ - چون داری مشروب می خوری -
بعد سوسیس ها می سوزن - نه، نه -
حواسمون به سوسیس ها هست
مگه مسخره بازیه - اون نمی سوزونَدِشون -
بگید ببینم، ولنتین رو از کجا می شناسید؟
از تیم فوتبال - واقعا؟ -
آره دو سال پیش - آره، همون موقع ها
ولنتین بهترین بازیکنه
از وقتی اومده یه بازی هم نباختیم
شگفت انگیزه
خوبه - بله، و بچه خاکیایه -
کاریزماتیک، با استعداد، همه چی تموم
تیم حریف همیشه به دفاعمون نفوذ می کرد و از هم می پاشوند
همیشه
بعد اینکه اون اومد، تموم شد
تعریف از خود نباشه
اما به هر حال خون لومباردو ها تو خونِش جریان داره
بله جریان داره - ولنتین -
یه اژدهاست
بله
قطعاً، قطعاً - بله، بله -
خیلی خوبه نه؟
ها؟
مثلاً دارم همراهیت می کنم
آهان، مرسی
بزار ببینیم
ولنتین از این وضعیت خلاص میشه؟ نمی تونم باور کنم پدرش
... تو این دوره
میکا، بخند
... هنوز مثل عهد قجر میمونه
برو بابا، شرم آوره
اون ازم متنفره
کی؟
منظورت چیه کی؟ میکا، ازم متنفره
نه، بیخیال از تو متنفر نیست
در حال حاضر از همه نفرت داره
از خودش بخاطر بدرفتاری متنفره
به خاطر حبس شدنش مشکل خودشه
این چند روزه ...داشتم به
به کارایی که انجام دادیم فکر می کردم که
باید بابتشون حبس می شدیم
برای کل بقیه زندگیمون آره
گبی، خیلی خوشحالم که بارداری
باورتون نمیشه بچه برکت زندگیه
شور و شوق زندگیه
بله- برکت زندگی ماست-
باورم نمیشه از «بوینس آیرس» اومدی
باید ما رو مینداختن سیاه چاله
برای بچه اسم انتخاب کردید؟
نه هنوز - داریم تصمیم می گیریم -
آره - پدرتو که می شناسی -
این بزرگترین اتفاق قرنه
امکان نداشت از دستش بدم
آدریانا، چیکار داری می کنی؟ اینجا برای چی اومدیم؟
درو نبند آدریانا
چی شده؟
بهش فکر کردم و می خوام
میکا بیاد پیش من زندگی کنه
همین
امکان نداره همچین اتفاقی نمیفته
فراموشش کن هرگز، هرگز
عمرا
همچین چیزی نمیشه - ... اسکار من دیگه -
نه - تو اون خونه زندگی نمی کنم... -
الان می تونم یه آپارتمان اجاره کنم
بالاخره می تونم کارمو با باربارا مجدد راه بندازم
می تونم این کارو بکنم واقعا میگم
برات خوشحالم جدی میگم
پیشرفت خیلی بزرگیه
اما بدون شک میکا با من باشه بهتره
من اینجوری فکر نمی کنم - قطعاً بهتره -
میکا از اینکه داره با تو و گبی زندگی می کنه گیج شده
و فکر می کنم الان با من باشه برای همه مون بهتره
نه
تازه، وقتی هم که بچه به دنیا بیاد همه چیز عوض میشه
آره اسکار - نه، نه -
آره - چی داری میگی؟ نه -
الان وقتشه - نه -
باید ببینیم برای میکا چی بهتره
نمی خوام از دستش بدم
ها؟
از دستش نمیدی اون همیشه دخترته
اون دخترمونه
هِممم
نه
اول من میرم بیرون
باشه
اکی
بعدا حرف می زنیم
دهنت سرویس، اسکار
... وایسا
ریدی
تو نمی دونی درباره چی حرف می زدیم
گبی صبر کن - تو دستشویی؟ -
واسه خودت صحنه سازی نکن
لوکاس، جواب بده
سلام
می خوام باهات حرف بزنم میکا - من با تو حرفی ندارم -
حتی وقتی که حبس شدی، پدرت اجازه میده از گوشی استفاده کنی؟
بله اجازه میده
می خواستی چیکار کنم؟
مجبورم کردن به این مهمونی لعنتیِ ساختگی بیام
می دونی چیه؟ - بده ببینم -
پرخاشگری بسه
چون واقعا داری سرکش میشی
پَسِش بده - نمیدم بهت -
تا موقعی که یاد بگیری باید به من و پدرت
احترام بزاری
من حتی نمی دونم شما پدر مادر واقعیم هستید یا نه
نمی دونم شاید دختر لئو و باربارا باشم
یا گَبی و خدمتکارشون
واقعا،بهم میگید دروغ نگم ولی این کاریه که خودتون همیشه می کنید
میکا،آدم بزرگ ها هم بعضی وقتا اشتباهایی می کنن که نمیشه درک کرد
مامان، با من مثل یه احمق برخورد نکن
... من میکا
میکا
برای آغاز جشن ولنتین، عزیزم
خیلی خب - با اون یکی عزیز -
اینجا، کنار من و کنار پدرت
چطورید؟ - خوب -
گَبی کجاست؟ گَبی!
خب، عالی شد همه هستیم
ممنون از همگی که تو این روز باشکوه
بهمون ملحق شدید
برای هممون
برای ولنتین دوست داشتنی و گَبیِ عزیزش
بعد از مدتها انتظار خیلی هیجان انگیزه
... پس از این هم صبر - ... خب... خب -
وقتش رسیده حقیقت رو بدونیم (جنسیت بچه)
بله - ... یکی برام یه -
وقتش رسیده حقیقت رو بدونیم
میکا، چی میگی؟ - تو کی هستی بچه جون؟ -
من میکا هستم، دختر اُسکار
اُسکار کیه؟ - اونی که اونجاست -
چندتا خبر عالی دسته اول دارم
میکا - میکا، تمومش کن -
ولنتین پدر بچه نیست - این دختره چی میگه؟ -
پدرم با گَبی خوابیده ... و حالا قراره یه
اوه
برادر کوچولو داشته باشم
سورپرایز
اِرنستو: این چه کوفتیه؟ چه مرگتون شده؟
دختر، به خاطر خدا بگو اینجا چه خبره؟
دختر
اون چی میگه؟ اون دخترِ کیه؟
وَلنتین، بگو که شوخیه لطفاً
لطفاً بگو که شوخیه
حقیقت داره
پسرِ من نیست
من و گبی جدا شدیم
جدا شدیم چون من همجنسگرام
و دیگه نمیتونم و نه می خوام که با دروغ زندگی کنم، پدر
نمی تونم باور کنم
! لعنت
نه اِرنستو - خدا لعنتت کنه -
متوجه نیستی؟
داری میرینی به اسم لومباردو ها
! اِرنستو، گردنت- ولش کن -
تو زندگی منو تباه کردی
نه، این به تو ربطی نداره
به اسم لومباردو کاری نداره
این به خودم مربوطه
من به اینی که هستم افتخار می کنم
تو اگه خوشت نمیاد مشکل توئه نه من
یچیزیو می دونی؟
فراموش کن زمانی یه پدر داشتی
نمایش تموم شد برید
همه از خونه من برن بیرون
لطفاً از خونهم برید بیرون
پسره! پسره
بدون امتحان کردن کوکتل نرید
مونده روی گریل فلورا، مراقب اونا باش
... عسلم، می خوای؟
! هِی
این چیه؟ این چیه؟
منحرف ها اینجا چیکار می کنید؟
ما سه نفره هستیم - (سکس سه نفره) سه نفره چیه؟ -
شما دیوونه اید برید بیرون از اینجا
روانی ها خانواده روانی
اینجا مهمونی تعیین جنسیته
فکر کنم گَند زدیم
کجا داری میری لئو؟
دارم میرم سرِ کار، گلوریا
آهان، سرِ کار الان بهش میگن سرِ کار؟
خوشبو و تیپ زده میری سرِ کار
داری به دخترم خیانت می کنی درسته لئو؟
از چی داری حرف می زنی گلوریا؟
اوه، بیخیال لئو
فیلم بازی کردن بسه
تو داری به دخترم خیانت می کنی درسته؟
لئو اینجا چیکار می کنی؟ دیرِت میشه
درگیر مامانتم، که منو متهم می کنه دارم بهت خیانت می کنم
دیگه وقتشه جلوشو بگیری
می دونی چرا؟ چون دیگه نمی تونم تحملش کنم
"مطمئناً، "نمی تونم تحملش کنم
چطور می تونی منو تحمل کنی لئو؟
وقتی که من همه چیزو می فهمم
اگر الان پشتم نایستی
قسم می خورم از این خونه میرم و دیگه بر نمی گردم
مامان، بس کن ... اینجا خونه منه
Listen, Barbara Guadalupe.. ... گوش کن باربارا گوآدالوپ
! خفه شو
تو این موضوع دخالت نکن لطفاً
می دونم چرا این حرف ها رو می زنم
پدرت چپ و راست به من خیانت کرد
... و من همیشه مثل یه
ابله نقش بازی کردم
چیه؟
نه، من میرم و دیگه بر نمی گردم
مطمئن باش پشتِ سرت گریه نمی کنیم
... میکا
خوابیده
برای شام چیزی می خوای؟
می دونی چی می خوام؟
می خوام به آدریانا بگی اگر می خواد برگرده پیشت
درست بیاد بگه
من که بهت گفتم، اتفاقی بین من و آدریانا نیفتاد
... اُسکار
شما سکس کردید
باشه، اون تو بازی بود، اُکی؟ اون ایده احمقانه من بود
اما امروز
واقعا اُسکار؟ تو دستشویی؟
تو روز تعیین جنسیت پسرمون؟
این دیگه ایده اون بود می خواست یه چیزی بگه
می دونی که چجوریه هِی میکِشه هِی میکِشه
چی می خواست بگه؟
می خواد میکا رو ببره با اون زندگی کنه
به خاطر این رفتیم تو دستشویی که میکا نشنوه
دلت براش تنگ شده؟
هنوز عاشقشی، نه؟
معلومه که نه
لئو
لئو
لئو درو باز کن
یالا لئو درو باز کن
چی می خوای باربارا گوآدالوپ؟
اونجوری صدام نکن
میای تو؟
نه
گفتم تا اون زنه نره بیرون، بر نمی گردم
می دونم، منو ببخش لطفاً، ببخشید
نمی دونم اون چشه چرا اینجوری می کنه، اما من خجالت می کشم
... باشه، برات یه
این پتو رو آوردم که سرما نخوری
... داشتم فکر می کردم
فکر می کنم بهتره پولو بدی من
اگر اینجا خفتِت کنن پولو بگیرن چی؟
مرسی
اگر چیزی لازم داشتی نمی دونم مثلاً
اگر خواستی بری دستشویی ... یا چیزی بخوری
لئو، نکن اینجوری برخورد نکن
... لئو
یه کادوی کوچولو برات آوردم
که اون چهره های اخمو رو بشوره ببره
هِی همه چی روبراهه
دیگه هیچ توضیحی به کسی بدهکار نیستی
آزادی
نه فقط از اون نظر مثل یک ابرقهرمان گی شده بود
لحظه فوق العاده ای بود - فیلم ها رو از اون لحظه فرستادن -
حتی اگر پدرت ازت متنفر شده باشه
اینکه تمایل همجنسگراییتو ابراز کردی، یه حماسه بود
(با لهجه آرژانتینی) : من همجنسگرا هستم پدر
و دیگه نمیتونم و نه می خوام که با دروغ زندگی کنم، پدر
منو نگا
اینو می نوشیم ریلکس شیم چون فردا
برای جشن گرفتن این ابراز مهمونی می گیریم
هورا
آدریانا
سیئنا
این دخترا بدون من پارتی گرفتن؟
سیئنا
چی شده آسترید؟
موضوع چیه؟
... موضوع اینه که
آدریانا رفت تنها زندگی کنه
چرا؟
فکر کنم فهمیده بود تو نَخِشم
خب مشکلش چیه؟ تو تو نخ خیلی ها هستی
پاشو بابا
اون مال قبل بود
الان همه چیز فرق می کنه
نمی تونم بهش فکر نکنم
جوری که می خنده دوست دارم
جوری که حرف می زنه جوری که راه میره
وقتی که باهاش هستم احمق میشم
می دونی بدترین قسمتش چیه؟
متنفرم که می دونم اون ریاضی دان رو دوست داره
واااو انگار نمی شناسمت
خودمم نمی شناسم
نمی دونم چِم شده؟
عاشق شدی
نه
سکس جای خودش
عشق هم جای خودش
می تونی جفتشو داشته باشی و این عالیه
اما اَزش رنج نکش لذت ببر
تو دیگه چه آدمی هستی
اوووف، یکی داره بوی گُه میده
من؟ - پیف -
فکر کردم تو بو میدی
پیییف - بو میدی -
تو بو میدی
سلام عزیز دلم
سلام
اُکی
ببین برات چی آوردم
گوشیت
بیا صُلح کنیم
لطفاً باشه؟
ببین
من و پدرت بالاخره به توافق رسیدیم
و تصمیم گرفتیم که می تونی چند روزی بیای با من زندگی کنی
خیلی هیجان زده ام چون یه جایی برای خودمون پیدا کردم
که عاشقش میشی کوچیکه ولی قشنگه
... باورت نمیشه چقدر - ... وایسا، مامان، مامان
متوجه نمیشی؟ نمی خوام با تو زندگی کنم
... میکا - نه، مامان -
... میکا، فکر کن
واقعا بدون کس دیگه حالم بهتره، حتی بدون گابریلا
نه صبر کن میکا
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.