All language subtitles for Naina 2005-720p-Urmila Matondkar - Bollywood Horror Movie

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

لندن ,18 جولای سال 1986

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN تقدیم میکند

کاری از شهریار

همزمان در هند

shahryarmote@gmail.com

نینا , میتونی بهم اسم اون ماشین بزرگه رو به من بگی؟

دختر هست ولی مرده

....امیدوارم طور دیگری سر وقت باشیم

برعکس, مادر بزرگ رو به فرودگاه خواهیم برد.عزیزم, درست بنشین

بابا شما او رو خیلی لوس کردی

ای ! نینا_...اوه, خدای من

"مثل اینه که جادویی پیش اومده"

"دختر مرده به زندگی بازگشت"

کارگردان رام گوپال ورما

اورمیلا ماتادند کار

در

چشمان

لندن،زمان حال

6 صبح

6 صبح

6 صبح

امروز, روز خیلی مهمی برای دخترت هست , پرم

هر دوی ما به دعای خیر ت بسیار نیاز داریم

مادر بزرگ! نینا , دخترم

اوه عزیزم آماده شدی ؟ بیا صبحونت رو بخور

مادر بزگ , من...من خیلی می ترسم

صدایی پروانه وار در وجودم حس میکنم

صدایی رو حس نخواهی کرد

تو شیر رو بخور._بیا.. بیا_مادربزرگ من

مادر بزرگ , نمی خواهم عمل جراهی انجام بدم

خیلی می ترسم

دخترم, برای همچین روزی ما بسیار منتظر موندیم,برای امروز

ببین,من برای تو بهترین دکتر رو انتخاب کردم

و بهترین بیمارستان رو

ببین, امروز دیگه روز تو هست

آره. زود باش, زود باش

نینا, چیزی برای ترس اصلا نیست,عزیزم

قرینه قدیمی چشمت رو اونها با یک قرینه سالم و جدید عوض میکنند

خیلی خوب. سر وقت رسیدیم

خیلی خوب باشه

عصبی نشو

مادر بزرگ! ساکت من آنی هستم

من تو تخت کناری تو هستم

من هم هندی هستم

اوه! سلام آنی

چه اتفاقی برات افتاده؟

من , مغز سرم بزرگی غیر عادی داره(غیر طبیعی)

دکترها می خواهند اضافیش رو بردارند

مغز اضافی؟؟؟_چی بهت بگم؟

خدا من رو این شکلی ساخته

من در حال حاضر تحت شش عمل هستم

باشه.ولی من بازهم عمل دارم

اوه , اماتو مثل اینکه خیلی کوچک هستی

کلا" نه

من یازده سالم هست

خوبه.. واوو

باشه.گوش کن پرستار میگفت که تو نمی تونی ببینی

اما امروز تو یک بینایی جدیدی پیدا میکنی

پس حالا میتونی ببینی؟_ممکنه

جالبه! پس با هم کارتون شیر شاه رو نگاه خواهیم کرد

باشه؟

"حتما

من سعی کردم با اوصحبت کنم اما به حرفهایم گوش نمیده

خانم شاء , شما واقعا نمیتونید اینجا باشید

باز هم این قوانین بیمارستان هست

باید متوجه باشید که به شما در اینجا نیازی نیست

هی ,بچه خوشگل که اینجا وایستادی

هر چیز رو ده بار بهم گفتی

حالا تو گوش کن

تا زمانی که دخترم از بیمارستان مرخص نشه من جایی نمیرم

رفتن در کار نیست

همین

نینا حالا ,آهسته آهسته چشمهایت رو باز کن

به آرومی

مواظب باش, نینا

دوباره سعی کن

درد داره

باشه, دوباره فردا مجددا" سعی خواهیم کرد

دوباره چشمات رو بانداژ کنم؟ یا عینکت رودوباره میزاری؟

عینکم. پرستار... بله دکتر

دکتر آیا همه چیز خوبه؟ چرا پس درد داره؟

اون چرا نمی تونه ببینه؟_صبح بخیر, دکتر

دکتر,آیا عمل موفقیت آمیز بود؟؟

چشمانش زمان میبره تا با محیط بیرون سازگار بشه

.... دکتر ... دکتر

با پرستار صحبت کنید کمکتون میکنه

اون پرستار چاقتون مثل هیتلر هست

قبل از اینکه چیزی بگم , شروع به ،نه , نه میکنه

آنی! ،آنی.بله؟

نینا! ... آنی

نینا, میتونه ببینه؟

آره..آره__واقعا؟

واوو !_من میتونم یبینم

!واو ! نینا،میتونه ببینه! نینا میتونه ببینه

نینا میتونه ببینه؟

دکتر,دخترم؟_اون حالش خوبه. آره

حالا الان میتونی ببینیش و فردا هم میتونی ببریش منزل

دختر عزیزم....- مادربزرگ

دخترم...-اوه ,مادربزرگ

مادربزرگ

عزیزم , میتونی ببینی؟-آره,مادربزرگ

آره, میتونم

اوه,عزیزم, میتونی منو ببینی

پس بهم بگو

پس من چطوریم, وقتی منو میبینی؟

تو راست میگفتی, مادربزرگ

تو خیلی خوشگل هستی

دختر کوچیک من هم مثل یک پری دوست داشتنیه

تو دختر خدایی

مادر بزرگ,واقعا"راستش رو بگو

....تو چهار روز گذشته رو

چقدر خوابیدی؟..-من, من راحت خوابیده بودم

پس چرا همش از این و اون در باره سلامتیم میپرسیدی؟

خارج از اینجا سوال ار کی میپرسیدی؟

مگه کسی رو آزار دادم؟

چون دختر کوچکم اینجا , بستری بود

سلام, نینا

آنی, چی شده؟

چرا اینجا ایستادی؟

پرستار,به من گفت که فردا هم دوباره عمل دارم

من دیگه از عمل کردن خوشم نمیاد

....من از اینجا فرار میکنم

تو این کار رو نباید بکنی

ممکنه که عمل آخرت باشه

و بعدش , میتونی بری

اما اونها گفتند که تو فردا میری خونه؟

خوب مگه چیزی میشه؟ من هم به دیدنت خواهم آمد

"او صدفهای دریایی رو در ساحل داره میفروشه"

"او صدفهای دریایی رو در ساحل داره میفروشه"

هر چی که باشه, مهم نیست برایم

"شاید فردایی نباشه"

با هم یک عکس بگیریم؟- باشه

نینا, اینجا داری چکار میکنی؟

شما باید الان تو بخش خودت باشی

بیا

فقط آروم باش

آروم باش. بیا

بریم

چه اتفاقی افتاده؟؟

کجا دارند میبرندش؟

دیشب, اون مُرد

او تو خواب فُوت کرد

اما دیشب من او رو دیدم

او داشت با کسی صحبت..-نینا غیر ممکنه

از پنج ماه پیش اون تو کما بوده

و هیچ ملاقات کننده ای هم نداشت

این که مسخره هست

من خودم با چشمهایم دیدمش

اون..- نینا, چشمان تو تازه عمل شده اند

باید با محیط وفق پیدا کنی

تو چیزهایی فکر میکنی دیدی, که وهم و خیال بوده اند

باشه؟

بانوی عزیز...بانو, من خیلی خوشحالم

نینا داره می بینه ,شما هم خیلی زحمت کشیدید.-باشه,میدونم

این رو برای شما آوردم بگیرینش.-نه این چی هست؟

چیز مهمی نیست.-نه

برای بچه هات باشه

واقعا نه.شکلات هست..شکلات

نه!این کار صحیح نیست

ممنون.من خیلی خوشحالم

نینا, دخترم کمی صبر کن.من انجامش میدهم

مادر بزرگ, من خوبم

من حالم خوبه

کمکش کن.- بله البته

مادربزرگ!مادربزرگ

چی شده؟ شما حالتون خوبه؟

!نینا!نینا!نینا

نینا,نینا, چی شدش؟؟

هیچی ,مادربزرگ

فقط فکر کردم که چیزی دیدم

مگه چی دیدی؟

هیچی,مادربزرگ

پرستار گفت تا زمانی که چشمم به محیط عادت ممکنه تَوَهُم ببینم

نینا!-عمه پروتی

عمه پروتی!-ننا!دخترم

اینها پدر و مادرت هستند

زود برو و استراحت کن

هیچوقت,دیگه هرگز با چشمهای بسته راه نمیری

تاریکی در زندگیت برای همیشه از بین رفته , نینا

متوجه شدی؟

فرودگاه،همه چیز هم مرتبه

این چطوره؟ .-مادربزرگ من که نمیخوام ازدواج کنم

و این یکی؟.- نه

این..؟-نه

و...-صبحتون بخیر

خانم نینا شاء؟

بله.منم

دختربزرگم هست.-باشه

لطفا" دنبال من به کابین بیایید

بفرمایید بیایید.-و این یک

مادر بزرگ!-حد اقل عینکت رو بردار

نینا شاء , راحت باش نینا

ببینید , من به یک متخصص مغز و اعصاب هستم

که شما متوجه بشید که مشکل عصبی روحی دارید یا خیر؟

باشه؟

ببینید , چشمان, دیدن, بینایی ... یک احساس بسیار خوب در انسان هست

مگر, اینکه شما چیزی رو ببینید که براتون شناخته نیست

خیلی ساده, مثلا چیزی که در مغز شما وجود نداشته

برای مثال

این رو ببین

این چی هست؟نینا

نینا, با لمس کردنش نه

ببین و بگو

این منگنه هست

ببین, بعضی چیزها رو فقط با چشم می تونی بشناسی

و برای شناختنشون, فقط زمان نیاز هست

شما با یک همچنین مشکلات کوچکی ,طرف هستید

ولی چیز مهمی نیست.-من مراقبت خواهم بود

خیلی خوب؟ خوبه

حالا لطفا"متوجه باش

بیشترین دیدن های فیزیکی تجربه های عاطفی هستند

وقتی کسی چیزی ها یی رو میبینه

ممکنه اطلاعاتی در موردش نداشته باشه ولی ما میتونیم احساسش کنیم

نینا یک لحظه چشمانت رو ببند

نینا, تو واقعا" خیلی زیبا هستی

فکر میکنی که من فقط میخواستم از تو تعریف کنم

خیلی خوب, نینا, به من نگاه کن

تمام و کامل

نینا, تو واقعا" خیلی زیبا هستی

اولین بار که از تو تعریف کردم واقعا"از صمیم قلبم بود

اما تو وقتی باورت شد که فقط,خودت با چشمانت من رو نگاه کردی

درسته؟نینا,حالا اون اطلاعات عاطفی تو هست

باشه, من هم چیزی برای تمرینت آماده میکنم

با دقت بهش نگاه کن

باشه؟ و فردا هم ساعت چهار می بینمتوت

ببخشید,دکتر

فقط به این خاطره که شما مرد محترمی هستید

پس میخواستم بپرسم

امروز کی کارتون تموم میشه؟

در واقع, نینا آخرین بیمار من بود پس... ممکنه بعد از این معاینه

برای چی پرسیدید؟

به خاطر اینکه , من می خوام به معبد برم

پس فکر کردم , شما برای نینا تاکسی خبر میکنید؟

لطفا"؟-مادربزرگ,من خودم میتونم

ساکت

اوه! باشه

با کمال میل,مشکلی نیست

متشکرم,دکتر.-خواهش می کنم

مادربزرگ!.بله

آیا من خوشگل هستم؟ - برای چی؟

تعریف های اون دکتر برات کافی نبود؟

مادربزرگ

" تو مامان منو دیدی؟"

" تو مامان منو دیدی؟"

" شما مامان من رودیدید؟"

شما مادر منو دیدید؟

مادرت کی هست؟

نینا , با کی داری حرف میزنی؟

یک دختربچه کوچیکه, مادربزرگ

داره دنبال مادرش میگرده

حتما کسی داره باهات شوخی می کنه

نینا!نینا!-عمه پروتی

عزیزم من هستم

خواب بد دیدی؟

عزیزم, چیزی نیست

ببین,به مادر بزرگ چیزی نگی

میدونی چقدر به خاطر تو دلواپس هست؟-آره

بیا اینجا دخترم

آروم و راحت بخواب

بیا.بیا آروم بخواب

فردا من میرم شهر لِستر برای یک ماه

وقتی که برگشتم می خوام یک نینا جدید رو ببینم

بخواب

عزیزم,بگیر بخواب

صبح بخیر مادربزرگ,من دارم میرم بیرون.خداحافظ-کجا؟کجا؟

میخوام برم گالری یک نقاشی,مادربزرگ.-اما نینا

زنگ بهت میزنم.-اما-زنگ میزنم بهت.-اما صبحانه

مادربزرک,خداجافظ! حالم خوبه

!این غیر ممکنه

الو!الو..دکتر پاتِلِ هست؟

چی؟اوه!کی برمیگرده؟

ساعت 12؟ببینید من یک وقت ملاقات فوری میخواستم

اسمم نینا شاء هست

چی؟چی؟قبل از اون نمیتونه منو ببینه؟

ببینید , خواهش میکنم.. باشه

آره ,باشه

ممنون

همه, تصمیمت رو گرفتی؟

سلام, تصمیمت رو گرفتی؟

هیچ چی.. هر چی خودت میخوای

اسپاگتی؟-باشه

خیلی خوب

الو

می تونم زودتر بیام؟

فقط جواب سوالم رو بدید.می تونم زود تر بیام؟

ممنون

این هم اسپاگتی شما,خانم

چیزی میخواهید برای نوشیدن همراهش بیارم؟-نه-نه ,باشه

ما!!در.ما!!در

shahryarmote@gmail.com

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

!!سمیر

سمیر!سمیر کمکم کن لطفا.-بعدا بهت زنگ میزنم

سمیر...سمیر, -نینا به من گوش کن

سمیر!-چیه؟چه اتفاقی مگه افتاده؟نینا؟

چی شده؟؟

آروم ,ریلکس

نینا, من بهت گفته بودم ممکن هست یک همچنین چیزهایی برات پیش بیاد

الان کاملا نرمال هستی و چیزی برای نگرانی نداری

ببین , تو به آرامش زیادی نیاز داری

اما سمیر, اونهایی...-ببین نینا

چیزی, واقعا برای ترسیدن نداری

چیزهایی که فکر میکنی میبینی در واقع اصلا" وجود ندارند

توهم هست

فقط توهم تو هست

باشه؟

.....توهم؟ من اون دختر رو

نینا..نینا, آروم باش

تو کلا"حالت خوبه

تو داری بهتر میشی

من برات مقداری دارو می نویسم

تو فکر میکنی, که من دیوونه شده ام؟

احمق نشو ,نینا -من کی همچنین حرفی زدم؟

ببین, این دارو ها تو رو آروم می کنه

فقط بگیرشون

اینو بگیر

نینا, باید بهم اطمینان داشته باشی

من هر چقدر بتونم کمکت میکنم

چه طوری میتونی کمکم کنی ,سمیر؟

!!وقتی که باورم نداری

ببین... گوش کن به من.. نینا

اوه, ببخشید

من متاءسفم

مادربزرگ!مادربزرگ

!مادربزرگ,در رو باز کنید

!مادربزرگ

!مادربزرگ

!در رو باز کن

!هی!هی

ببین, من میدونم که از من ناراحتی

به خاطر اون روز واقعا" متاسفم

نینا, من حدث میزنم تو درست میگی

من واقعا نمیدونم برات چه اتفاقی افتاده بود

تو چی میبینی؟

و من هم تمام سعیم رو میکنم

من یک دکتر هستم وقطعا باید دلیلی داشته باشه

.و باید یک دلیل پزشکی داشته باشم

باید علتی باشه

و هر چیز که نیاز باشه حتما" و ضروری پیداش میکنم

اما نمی تونم اجازه بدم که رنج بکشی

قول میدهم

اوه, خدای من!آنی؟

نینا , من اومدم خداحافظی کنم

اوه, واقعا"؟

آنی, یعنی تو کاملا" خوب شدی؟

من دیگه عمل جراحی نیاز ندارم

من بهت گفته بودم که ممکنه آخرین عملت باشه؟

بدون نگرانی

من برای ملاقاتت خواهم آمد

شیر شاه رو که یادت هست؟

اوه, خدای من

آنی.. آنی آنی رو نبرش

آنی رو نبر

چی شده,ننا؟چرا اینجا نشستی؟

نینا؟-آنی دیگه رفت که بمیره

چه بی معنی؟آنی در داخل داره جراحی میشه

اون رفت برای مُردن

اوه, خدایا!آنی!آنی

"اینها روح های بی قرار هستند"

"اینها روح های بی قرار هستند"

"رنج و عذاب آنها رو چرا نشونم میدی؟"

" چرا اینها رو نشون من میدی"

" چرا؟به این علت که من بچه تو هستم؟"

"?آیا به این معنیه که:فرزند خداست"

"چرامن باید این چیزهای وحشتناک رو ببینم؟'

" مگه من چه تقصیری دارم؟"

" این سایه های مرگ آور..."برای '

"چرا این روح های بی قرار رو می بینم؟"

"خدایا, من خیلی میترسم"

من دیگه نمیتونم تحمل کنم"

" نمی خواهم که مخصوص باشم"

نینا, اون..-" نمی خواهم که مخصوص باشم

خوبی؟

صبر کن, من میرم ماشین رو بیارم

نه,سمیر,من دارم میرم-نینا, من

لطفا" من میخواهم کمی تنها باشم

باشه, این رو هم خواهر آنی داده که بدم به تو

عکسهای تو و آنی ، خیلی جالب و قشنگ هم هستند

ممنون-خداحافظ

الو-سلام نینا

آره,سمیر - تو رسیدی؟-نه

دو یا سه تا ایستگاه مونده

باشه, فقط می خواستم مطمئن بشم

سمیر , مثل اینکه عکسهای خواهر آنی رو اشتباهی دادی

منظورت چیه؟

اینجا به جای عکس من و آنی دختر دیگری جای من هست

چی؟ اون خودتی - چی؟

من خودم اون رو دیدم

خودت رو چرا نمیتونی بشناسی و تشخیص بدی؟

الو..الو ,نینا

تو کی هستی؟تو کی هستی

تو کی هستی؟

نینا!نینا, چی شده عزیزم؟

نینا!نینا !چی شده,نینا؟

چی شده, در رو باز کن

اوه, ای خدا

حداقل در رو باز کن

نینا, چت شده تو؟

نینا, حد اقل در رو باز کن

!نینا

ببخشید قربان,این فوری هست

دکتر , معذرت می خوام این ضروری هست و من باید سریع بهش رسیدگی کنم

باشه-ممنون,دکتر.-خداحافظ.-بعدا می بینمتون.-مراقب باشید

خوب شد که اومدید

تعجب میکنم, نینا چش شده..-من می بینم

نینا, در رو باز کن من هستم

به من بگو مگر چه اتفاقی افتاده؟

نینا به خاطر خدا در رو باز کن

خوبه. همه ما رو پریشان کن

چه مدتی هست که داخلی و درب رو قفل کردی؟

من نمی فهمم چی رو می خوای ثابت کنی؟

هر کاری میخوای انجام بده

مادربزرگت , نشسته و داره گریه میکنه

خدا نکرده اتفاق بدی براش می افته ها

مادربزرگ اینجا منتظر باش اجازه بده ببینم چه خبره

باشه,پسرم

نینا, خواهش می کنم,به خاطر خدا,به خودت صدمه نزن

چیزی بگو

ببین نینا, اگر رفتارت رو درست نکنی , پس

اونموقع میفرستمت به بیمارستان

تو نمی خواهی چیزی رو درک کنی

فقط از اینجا برو

نینا, چرا من نخواهم متوجه بشوم؟

چی؟نینا, این بازتاب خودت هست در آیینه, که چی؟

کاملا" . من رو اونجا می بینی

من متوجه نمی شوم. این دیگه چه شوخیه ؟

چونکه من دختر دیگری رو دارم می بینم

نینا

نینا عزیزم. اگر چیزیت بشه من می میرم

مادربزرگ,من چیزیم نشده

مادربزرگ من خوبم

من رو ببین مادربزرگ من خوبم,من خوبم

مادربزرگ,لطفا"گریه نکن

زود باش,حاضر شو,باشه؟لباست رو عوض کنیم

بعدش هم میریم بیرون.باشه؟آره,آره-خیلی خوب

زود باش زودباش-مادربزرگ,من مراقبم و از عقب تر میام

بیا,برید

نینا , من یک قرار ملاقات دارم

با دو تا دکتر متخصص اینجا

امیدوارم که دوتایی به ملاقاتشون بریم

من از دکترهایت اصلا خوشم نمیاد

باشه.-سمیر, ماشینو نگه دار

سمیر..- چی شده؟؟

سمیر , در رابطه با اون دختر اینجا چی نوشته؟

چی نوشته اینجا؟.-منظورت چی هست؟

فقط بخونش, لعنتی. در موردش چی نوشته؟

خیلی خوب از سوم ماه می (Loveleen Kaur)

او در بیرون مدرسه اش گم شده

اولیاؤش نگرانش هستند. - من این رو دیدم

من اون رو دیده ام

نینا بیا....بریم

سمیر, من اون رو دو روز پیش دیدم

نینا, بریم

سمیر

اوه خدای من ، اینو... میشناسم

در پنج دقیفه هر اتفاقی ممکن هست در زندگی شخصی روی بده

هفت روز پیش مادرلاولین رسیده بوده اینجا

پنج دقیقه هم میشده که از مدرسه اش اومده بوده

به هر حال لاولین کوار میخواسته کمی دیر تر به مدرسه اش برود

و میبینه که درب خانه قفل بوده

او هم باید برای بازی به تراس رفته بوده باشه

و در هنگامی که بازی میکرده

و در مخزنی از آب کنار ساختمونشون سقوط میکنه

این اخبار رو شما از کانال ما میبینید-گزارشکر:مانیش

"نینا برایم خیلی بیشتر از یک مریض معمولی ارزش داره"

"و نینا دو روز قبل اون دختر رو دیده بود"

"سمیر, چرا بی معنی حرف میزنی؟"

قربان, من یقین دارم که حرفهای نینا واقعا"حقیقت دارند

"تو که میدونی اون اختلال حواس داره"

بله,قربان."پس مثل یک دکتر رفتار کن", حتما

shahryarmote@gmail.com

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

تو کی هستی؟ و از من چی میخوای؟

!عمه پروتی

!مادربزرگ!مادربزرگ, عمه پروتی

مادربزرگ!مادربزگ!،عمه پروتی داره گم میشه.مادربزرگ

مادربزرگ،داره ما رو ترک میکنه و میره

اون داره می میره,مادربزرگ

!مادربزرگ,عمه پروتی داره می میره

اون داره میمیره،و ما رو هم داره ترک میکنه میره یه جای دور

اون داره میمیره,مادربزرگ،اون داره میمیره

چی شده نینا؟-او داره میمیره

اون داره ما رو ترک میکنه و از این دنیا میره

این حرفهای بی معنی چیه که میگی؟

اون یک هفته هست رفته

اون رفته پیش برادرش-نه,مادربزرگ.اون داره میمیره

الان باهاش تلفنی حرف میزنیم و این خیالها رو فراموش میکنی

الو,الو ,ها, پرکاش؟

فقط پروتی رو صدا کنید

چی!!!؟

"تو مگر با چشمانت چی میبینی که اینقدر میترسونتت"

"چی رو می بینی؟"

"فکرش رو کردی که چرا این اتفاق ها برای تو می افته؟"

"چرا پس چیزهایی رو که میبینی کس دیگه ای نمی بینه؟"

"ما یک حماسه اساطیری داریم که جواب تمام این مسأله ها هست"

"این الهه نبرد و پیروزی هست"

"که در مرحله عقیده دهرتراشت بوده است (مهابهاراتا.. که از عقاید مذهبی دین هندو هست)"

"قدرتی داره که میتونه همه چیز رو درباره رفتن از دنیا و... بگه"

"و همچنین با چشمانش میتونه ببینه"

"و همچنین در زمان بسیار کمی "دهرتراش" میتونه همه چی رو ببینه"

"چشمانی در جهان که قابلند برای پیروزیشون فقط نگاهی کنند"

"در همان زمانی که ما در راه سقوط طعمه ای محبت گونه هستیم"

"حرص و طمع و عشق ما بیش از حد این خواسته عمیق را می ببینه"

"که میخواد همه چی رو به ما نشون بده"

"این خواسته می تونه یک نتیجه خطرناک هم داشته باشه"

"در زمان مرگ اگر یک میل عمیق باقی مانده باشه و برآورده نشده باشه"

"اونوقت میتونه روح از بدن آزاد بشه"

"پس برایش مرگ در همون زمانها کلا"تکرار میشه(یعنی می میره و زنده میشه)"

"در جاهای مختلف و در زمانهای مختلف"

"حالا شماها از خودتون بپرسید"

"اصلیت شما ها رو کی با چشمانش میتونه ببینه؟"

"و وقتی شما جواب رو میخواهید از ذهنتون خارج میشه"

"به همین دلیل میتوان گفت که اون چشمان چی رو نشون شما میدند"

نه, نینا,من این وابستگی رو متوجه نمی شوم

من با این چشمهام چیزهایی رو که اون دیده , رو می ببینم

کسانی که روحشان ،چندین بار میاد و میره در زمانهای مختلف

دختری که این چشمان فعلی من مال اون بوده،بیش از حد میتونسته آیندش رو ببینه

و میتونسته مُردن مردم رو از قبلش ببینه

اون به من.. چیزهایی گفته

چطوری میتونی مطمین باشی که اون دختر

دختری که تو آینه دیدی همونه؟

چون اگر اون به آیینه نگاه میکرد چی رو میتونسته ببینه؟

چهره خودش رو میدید ،سمیر

باید اونو پیداش کنم

ببین،در بیمارستان اطلاعات شخصی که چشم رو بهت داده ،ممنوعه دسترسی بهش

کارکنان بیمارستان ممکنه...-برای من مهم نیست

به خاطر من میخوام بری و آدرسش رو برام پیدا کنی

زندگی من با اون دختر یک جورایی اتصال پیدا کرده،سمیر

بیمارستان سَروُدایا،گجرات،هند

نینا،قرینه چشم تو از این بیمارستان آمده

سمیر،پس من دارم میرم هند

من هم برای فردا بلیط رزرو کردم

اما تو؟-آره

چرا همراهم میخوای بیایی؟

سمیر،تا اینجا هم خیلی کار برای من انجام دادی

من نمیخوام به خاطر هر چیز من ، تو زحمت بیافتی

در عشق تو هرگز اینها کاری به حساب نمیان

فقط همراه همدیگه

توی اینجا هم همه داروهات و ویتامینهات ،نگهداری میشند

قطره چشمت هم...-چرا اینقدر نگران منی؟

من مراقب هستم

آخه توی 21 سال از زندگیت تا حالا هرگزتنهات نذاشتم

...به همین خاطر من

مادر بزرگ،من همه زندگیم رو از تو دارم

مثل دختری که همه چیز رو از مادرش داره

حتی اگر موقع تولدم چیزی بهم نداده باشی

تو برام یک زندگی جدیدی ساختی

....و حالا که من بزرگ شدم

من دارم با خودم جنگ و مبارزه میکنم

دخترم..-تو این لحظات همراهی تو رو از همیشه بیشتر میخوام

من به دعای تو نیاز دارم،مادربزرگ

باشه

تو بچه خدایی.مطمئن باش که پیروزی هم خواهی شد

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

"مادر،اینجام خیلی درد داره"

لطفا"سعی کن متوجه بشی که این برای ما خیلی مهمه

برای دونستن اسم اون دختری که چشمش رو اهدا کرده بود ؛چیکار کنیم

چشمانی که از اینجا به لندن فرستاده شده بودند

کسی که روی بدنش آدرس نمی نویسه که بدونیم کیه,اینطور نیست

اما دختری بوده در اینجا و اینجا رو ترک کرده

کجا میشه پیدا کرد خونوادهاش رو

آیا شما اطلاعاتی در رابطه با اون دارید؟-نه؛آقا

این بدن مرده در نزدیکی ساحل رودخانه پیدا شده است

و اونها آوردنش اینجا

من فقط اینقدر میدونم که اون دختر توی آب غرق شده و مرده

اینها یک جفت چشم اهدایی هست،در جایی مناسب نگاه دارید

دکتر

برای ما خیلی مهمه که آدرس اون دختر رو پیدا کنیم

لطفا"کمکمون کن

به شما کمک کنم...؟ ببین.. اینجا رو ببینید و این مردم رو

هیچ کس در مورد زندگی مردم در اینجا نگران نیست

اونوقت شما میخواهید لاشه یک دختر مرده رو ببینید ،کجاست؟

...سمیر.. اونجا رو

سلام.ما داریم دنبال شخصی اینجا میگردیم

کی؟-عمو،یک دختری که اینجا بوده

که میتونسته آینده رو ببینه-آینده؟

!هی تو

چه خبره؟

ما اومدیم یک دختری رو ببینیم.-کی رو؟

اون تو این دهکده زندگی میکرده

اون میتونست،مرگهایی که هنوز اتفاق نیفتاده بود رو ببینه

همچین دختری ما تو این دهکده نداریم

داری دروغ میگی. من میدونم که تو در باره اش میدونی

....ساکت!ساکت!از اینجا برو وگرنه

ببین،خواهش میکنم در موردش بگو. من از راهی دور اومدم

اگر در رابطه با اون حرفی یا سوالی داشته باشی ،خودم می کشمت

میری یا نه؟

چرا کسی رو میخوای بکشی که هر روز میمیره؟

من جایی نمیرم تا موقعی که تو در رابطه با اون بهم بگی

پس این شکلی گوش نمیکنی پس این شکلی گوش نمیکنی

...الان بهت یک درسی میدم که

به حرفهام گوش نمیکنی.صبرکن بهت الان نشون میدم

این الان گازت میگیره و تیکه تیکه ات میکنه

این الان بهت حمله میکنه.--این بهمون چیزی نمیگه،بریم

سمیر,این چیزهایی میدونه

نینا مردم اینجا هیچی نمیدونند یا نمیگند ،باشه؟

سمیر من میدونم چیزی میدونه _اون هیچی بهمون نمیگه،باشه

اون همه چی رو میدونه.من دیدمش.-اون همه چی رو میدونه

خواهش میکنم خودت رو کنترل کن -...سمیر،چطوری می تونم

چجوری پس پیداش کنیم سمیر؟

قلبت و دلت رو اینجوری به خطر ننداز نینا ،خواهش می کنم

موضوع عجیبیه این مردم هم خیلی میترسن نمیدونم چرا؟

تو از اونها چیزی نمیتونی دستگیرت بشه

اینها میدونند،سمیر

نمیتونم بدون دونستن واقعیت از اینجا برم

من میدونم اون کجاست

خوونه اش کجاست؟-خوونش اونجاست

اون خواهرم رو کشت

عمو..،کمیلی داره میمیره. کمیلی داره میمیره

....توی کثافت.-عموٌ

خارج از خوونه بهش خیلی فحش داد

...اون هم فقط می گفت میمیره

از این به بعد اگر ببینم خارج خوونه کسی گریه و داد بیداد میکنی،اونوقت

...وارونه تو رو به اون درخت ،آویزون میکنم

....از اینجا برو گمشو!--عمو

از اینجا گمشو.- عمو..عمو کامیلی زود میمیره

اون گفت که اون یه جادوگر و افریته هستش

تو دختر بد اقبالی هستی!صبر کن الان بهت درسی میدم یادت نره

توی احمق،دخترم که به کسی کاری نداره

این بچه خداست

و نمیدونم چرا مرگ بعضی از مردم رو زودتر میبینه

خفه!خفه!این جادوگر رو همین حالا باید بکشمش

این دختر باید الان کشته بشه

نه!اگه دستت رو بخوای به دخترم بزنی میکشمت

دست به دخترم بزنی کل روستا رو به آتیش میکشم

پس تو گوش کن،سومابای.بادقت گوش کن

.....از این به بعد اگر دخترت رو تو این روستا ببینم

به خاطر دختر مرده ام قسم میخورم

من اینو بالاخره می کشم

بیا،عزیزیم.بیا،--مادر

از هیچ چی نترس.مادرت باهاته

یک روزی گفت همه روستا آتیش میگیره و همونجوری شد

و مادرش دیگه از دست افکار دخترش دیوونه شده بود

گوش کن.اسم اون دختره چی بوده؟--کِیمی

کیمی؟

سمییر

چی شده مگه؟

از اینجا به بعد خودم تنها میخوام برم

نینا؛داخل اونجا برای تو خطرناک هستش

شاید،ولی هر چی که هست باید باهاش روبرو بشم

ببین نینا،من تو رو تنها رها نمیکنم

سمیر،سمیر،خواهش میکنم وضعیت رو بفهم و درک کن

زندگی من،قسمت من،هرچیزی تو زندگیم به کیمی ربط پیدا میکنه

.. چه شکلی حالیت کنم ،من خودم باید باشم

من خودم باید تنها برم تا بفهمم که واقعیت و موضوع چیه

سمیر،لطفا"،لطفا"،اجازه بده تنها برم،خواهش میکنم

باشه

نینا،ولی دلم راضی نیست

ولی تصمیماتت مورد احترام من هستند،پس برو

سُمابای، در رو باز کنید، نینا هستم.اومدم که ببینمت

سومابای!سومابای

!سومابای!سومابای!سومابای!سومابای

!سومابای!سومابای

!سومابای!سومابای

!کیمی

کیمی، اون شب چه اتفاقی افتاد

برای تو چه اتفاقی افتاد؟

بگو

بهم بگو

کیمی،کیمی،کجا داری میری؟

مادر،من باید برم،من میخوام برم

بهم قول بده اینکارو نکنی.--اجازه بده برم

اونا ممکنه که جونشون رو بدن و کشته بشن - نه نه نه کیمی-برو کنار

کیمی!کیمی!--مادر

کیمی!کیمی!!نرو کیمی،صبر کن

!کیمی،صبر کن ،اونها می کشنت

!اوه،خدایا ،باز تو

.!..تو زودتر از اینجا برو

!گمشو برو از اینجا!گمشو

!دیوونه!..دیوونه..!دیوونه..!دیوونه

اون یک دیوونه هست!دیوونه

!دیوونه!..دیوونه..!دیوونه..!دیوونه

همه شماها زود از اینجا برید!برید!برید

دختره دیوونه!بیا اینور

اوه،خدایا،کمکم کن. من که شوخی نمیکنم

همتون برید!من خواهش میکنم برید

اون کیمی هستش!.--من دارم می میرم خواهش میکنم به حرفهام گوش کنید

تویی ،جادوگر،الان بهت نشون میدم کیِ قراره بمیره

تو هستی،دختره عفریته و جادوگر

جادوگر،دوباره برگشتی اینجابا نفرین هات؟

حالا بهت نشون میدم.یه درسی بهت بدم ،ای بد یُمن لعنتی

!نه

shahryarmote@gmail.com

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

دختر جادوگر و نفرین شده تو باعث همه اینها شده.دیگه کافیه

سمابای،به اندازه کافی

من میام و اونو میکُشم و با دستام تیکه تیکهش میکنم

ولش نمیکنم دیگه!ولش نمیکنم دیگه

مادرم کجاست؟پدرم کجاست؟

!کیمی!کیمی!عفریته جادوگر

بگو!بگو!که منم دارم میمیرم

مادرت داره می میره.تومنو هم بکُش

!کیمی

!مادر!--مادرت دیگه مرد.-مادر

بجای اینکه هر روز مرگ این و اون بخوای،امروز منو هم کشتی

اگه اون رادهور امروز منو میکشت

مادر،خواهش،این شکلی نگو

مادر،چگونه بی تو میتونم بمونم؟

چرا اصلا"بدنیا اومدی؟چرا بدنیا اومدی؟

همه،لعنتمون کردند

مادر من فقط رفتم که نجاتشون بدم چرا رفتی؟

چرا رفتی؟اچرا اینقدر آرزوی مردن دیگران رو میکنی

پس اول...منو بکش.منو بکش-مادر

منو بکش.-نه مادر

!برو!برو به جهنم

مامانت دیگه مرده.-مادر

!گمشو برو

!برو به جهنم

کیمی!جادوگر بد اقبال!چند تا دیگه رو میخوای بکشی؟

بهم بگو، که حالا دیگه نوبت کی هست؟

اونهایی که میخواستی نجات بدیشون همشون مُردند

یک نفر رو هم ول نکردی

اون به راحتی منو هم میکشه

کیمی!بیا،بیا .منو هم بکش

منو هم بکش

مادر...مادر ،من دارم میرم

دیگه برات مشکلی درست نمیکنم

اونجا رو ببینید،لاشه یک دختر رو آبه،اونجا رو ببینید

بیارینش بیرون.بیارینش بیرون

"در زمان مرگ اگر یک میل عمیق مانده باشه که برآورده نشده باشه"

"در آن زمان روح از بدن هنوز خارج نشده"

..کیمی

"پس اون به تکرار میتونه در آن زمان بمیره"

"در هر زمانی ،ولی مجددا" در آن محل بازمیگرده"

"مادر،مادر،من دارم میرم.نمیخوام باعث مشکلات برای تو بشم"

"مادر، من دارم میرم"

!کیمی!سمابای

سمابای... دخترت رو نگه دار

ببین اون داره میره.سمابای،نگهش دار

کیمی!سمابای،جلوی دخترت رو بگیر

سمابای...سما بای، بلند شو

....صبر کن،سما بای،از اون روز تا حالا

اون الان خودش رو غرق میکنه و میمیره،جلوش رو بگیر و نگهش دار

سما بای، روح اون در آرامش نیست..خواهش میکنم نگهش دار

خواهش،اونو نگهش دار که هر روز این برنامه اتفاق نیفته

فقط یکبار هم شده با محبت بهش جواب بده.جلوش رو بگیر

چرا بهم گوش نمیدی،لعنتی

!ببین اونجاست،کیمی!سمابای!سمابای؛ببین کیمی اونجاست

!صداش کن

ببین اونجاست،من دارم می بینمش.با محبت صداش کن

سمبابای اون هر روز میمیره و دوباره زنده میشه،خیلی وحشتناکه

الان یک روح سرگردانه،دخترت رو صدا بزن

جلو دخترت رو بگیر و جوابش رو بده

سما بای.. با این کارت من باید کیمی بشم؟

من باید تیدیل به کیمی بشم

سمابای!سمابای

!مادر

!مادر

!کیمی!کیمی!دخترم

!کیمی!کیمی!صبر کن

!صبر کن کیمی

کیمی!کیمی!مادرت داره صدات میکنه

!کیمی!عزیزم!صبر کن،کیمی

!کیمی!کیمی

چکار داشتی میکردی،دیوونه؟

!دختر عزیز خودم

کجا میخوای بری و مادرت رو باز تنها بذاری؟

کجا میخوای بری و مادرت رو باز تنها بذاری؟

چرا؟بهم بگو؟

مگه من هرگز میتونم ترکت کنم ،ترکت کردم تو رو

یک روز من ازت ناراحت بودم اونوقت تو کلا"گذاشتی رفتی؟

چیزی نیست،من اینجام

مادرت همیشه همراهت هست و خواهد بود

ناراحت نشو،تو بچه خدایی،اینطورنیست؟

!بچه خدایی

!خداحافظ

!خداحافظ!خداحافظ!خداحافظ

!اوه،خدای من

خواهش میکنم از اینجا بریداینجا منطقه ممنوعه هست

....ببخشید،خانم ،شما نمیتونید

چه..چه اتفاقی اینجا افتاده؟ -ترن از خط خارج شده

چند نفر مُردند؟

شما چیکار داری؟لطفا"از اینجا خارج بشید

!لطفا"برید بیرون

!لطفا"برید بیرون

نینا

چی شده؟-سمیر-تو اینجا چیکار میکنی؟

سمیر،من باز هم اون سیاهی ها رو میبینم که دارند حرکت میکنند

همینجا!اینجا یک حادثه اتفاق می افته

و فقط من هم ، آن سایه های تاریک رو دیدم

اما سمیر،پلیسها اصلا به حرفهام گوش نمیکنند

تو برو سعیت رو بکن،شاید به حرف تو باشن

نگران نباش.من اینجام.تو هم همینجا فعلا"میمونی

من میرم ببینم چیکار میشه کرد،باشه؟-باشه

اینجا چه اتفاقی افتاده,جناب سروان؟

ترن ساعت 5 صبح از خط خارج شده اوه خدای من

تلفات چقدر بوده؟

صبح خیلی زود بوده و چندین نفر باضافه راننده

!اوه ،خدای من

!نه!نه!نه

به من گوش کنین!نباید سوار این قطار بشید

سوار این قطار نشید.سوار این قطار نشید

ببخشید،به حرف من گوش کنین

...هی،مشکلت چیه؟ببخشید خانم

!سوار این قطار نشین

"کاری بهشون نداشته باش"

!از سر راهم برید کنار

لطفا

خواهش میکنم

!پدر

!بیایید پایین،بیایید پایین

!برو بیرون

چرا همتون میخواین بمیرین؟ خواهش می کنم از قطار پیاده شید

!همتون می میرید!همه می میرید

از قطار برین پایین.خواهش میکنم به حرفهام گوش کنید

چرا متوجه نمیشید؟-نینا!نینا!چی شده؟

سمیر....سمیر...-چیه؟

اون سایه های سیاه... خیلی شون اینجا هستند

هزاران آدم.-نینا،اون مردم متوجه نمیشند

اینها متوجه نمیشند.-ترن هم شروع به راه افتادن کرده. بریم

سمیر،اینها دارن میرند بمیرند،سمیر

نینا ،بریم.-چطوری من بیام؟

...اگر ما بهشون کمک نکنیم و از اینجا بریم

اون سایه های سیاه و شوم ،اینها رو به مرگ میبرند

نینا،تو...-به خاطر خدا بفهم

!نینا،بذار برند.-اینها دارند میرند بمیرند،لعنتی

!متاسفم!.-اینها دارند میرن بمیرند،سمیر

!اما من اجازه نمیدم که تو بمیری

!از این قطار برید!این آخرین شانستونه

!نینا بیا از اینجا بریم!-برو بیرون

" قطار آماده به ترک ایستگاه است"

هی!خانم!خانم،کجا داری میری؟

صبر کن،خانم

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

shahryarmote@gmail.com

شش ماه بعد

"اونروز فهمیدم که کیمی چرا خودش رو کشته بود"

"این همه درد و تحمل رو ،یک آدم تنها چگونه طاقت بیاره؟"

"در باره من،فرق داشت"

"مادر بزرگم،و چیزی که بهش اعتقاد داشت وعشق سمیر منو نجات داد

"شاید هم این واقعیت داره،که من فرزند خدام"

"با این که تو تاریکی هستم،چطوری برایم این همه روشنایی هست؟"

"و چطور با این نابینایی چشمانم، زندگی برایم زیباست"

این هم تحفه ای برای هندی دوستان

فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN

shahryarmote@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.